the thaumaturge project

اگر بگم زندگیم به قبل و بعد از شنیدن این جمله تقسیم شده، اغراق که ن. هیچ..کم لطفی هم .. یک بار هم برای سیدآقا گفتمش اما اونقدری تحویل نگرفت. خدا رو شکر که نگرفت.

اطلاعات

  • مطالب مشابه future
  • کلمات کلیدی
از صدای نحسش بدش میآمد. در نتیجه تصمیم گرفت به روزه ی سکوت. اما در این بین، با این و آن از طریق امواج الکترومغناطیس حرف میزد. جواب خانواده ش را البته نمیتوانست ندهد؛ دل بسته بودند به همین صدای نکره، پس بهتر بود که ناامیدشان نمیکرد، حالا هر چقدر هم تمایلاتش مخالفت می.د. یک چیزی شبیه همه ی تصمیم های زندگی اش؛ هدفی را نشانه میگرفت و همانقدر که بهش نزدیک میشد، از آن دور میشد. یا مثل مفهوم کلاه شرعی. که حتا خود عب. ناسازه ست.

اطلاعات

  • مطالب مشابه african diet
  • کلمات کلیدی
i donno what i said that made ya mad [but i guess this is what i gotta do to make ya .]

اطلاعات

یه سری ویدئو دیدم از یه سری دابسمش و اینا. مامانه با دیویس کیلو آرایش با یه بچه ی نیم وجبی که به زور میتونه جمله درست کنه نشستن طلاقای جدید و قدیم رو مس.ه میکنن. بچه رو آرایش کرده مثه مردا، نشسته و کاری. خب از تو این بچه چی میخواد دربیاد جدی؟

اطلاعات

  • مطالب مشابه down to earth
  • کلمات کلیدی

آخرین جستجو ها