رویای شبانه

نشانم بده ماهی را درخشان که امید بر فرازد بر این جهاننشانم بده گلی سرخ روی که عطرش آکنده گرداند هر زمانهمه جستجوی من در راه عشق رسیده به سلسله موی توزه روی زیبایت دمی آرامش بده چه زیباست کوی رو تو عطر می آید زه دور از پیچک و یاس دلش میگیرد بی تو این آقای بی حواس دلش تنگ رخت میشود هردم رخ بنما باز تا برایت از عشق و نوازش باز بزند ساز در حریم رخت عطر آگینی یاس خاطرم را مینوازد باز باز من نگه میکنم به موی تو ، به سلسله خوش تراش ابروی تو تو نگاهم میکنی با ناز و نیاز من از شگفتی خلقت تو دهانم باز بازرخ بنما اثیرم کن تو باز کین اثارن ست ای سرو ناز وقتی به روی ماهت مینگرم در چشم دریا آرامشی موج میزند غریب است دیگر هیچ گاه دریا طوفانی نگرددماهی ها عشق بازی می کنند در نگاه خورشید تو در چشمی به ابدیت در نگاهی به موسم یک موجدر شه مهتاب نقره ای نگاهت هردم می شود معنا در معانی زیبا با تراوت با شکوه با ترانه من تورا می نشانم روی ابرها کنج آن ستاره تا باز در نگاهی عاشقانه با لطفی شاعرانه بنوازی من مسکین عاشق پیشه درمانده را زودتر پیشم بیا ابر تشکیل شده و بارانش گرفته با ترنم های شاعرانه از نگاهت بر آسمان برکت باز در ابر ها جاری شدهدامن خویش بگشا ماهی دریای آن دامان سبزم من به سوی تو ره سپار هر سفر میگردم در امید می سازم خانه ای را در تنها ترین زمین دنیا برای بوسیدنتبرای در آغوش کشیدنت، در لطافت در نسسیم دل انگیز گیسوی مشکینت مشک میریزم به پایت عطر را با عشق بر تن یاس وجودت میکشم و میخوانم از تودر امتداد جنگل سبز در سپیده دم صحر آنگاه که بین شب و روز اندکی فاصله استدر همان اندک لحظه ناب عاشقی رخ ب ...

اطلاعات

آخرین جستجو ها