love

ساعت ده صبح به همراه مأمور آشپزخانه بیمارستان وارد اتاق بیماران می شوند ... تعداد تخت های موجود در آن اتاق و مریض ها ۱۰ تاست ... می گوید: « به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب و... » مریض ها همه یک جور به نگاه می کنند... حتی ی که قرار است به اوغذا ندهندهم چیزی نمی گوید و اعتراض نمی کند ... چون می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد ... چون می فهمد که خیرش را می خواهد... حالا اگر بلند شود و بگوید که : ((چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند؟ ))، می فهمد که این شخص مشکل دارد. ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا چرا به فلانی خانه ی دو هزار متری دادی و به من ندادی، ما هم مشکل داریم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم. باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمد و به اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می دهد راضی باشیم.

اطلاعات

در روایت آمده است هر قدم برای زیارت کربلا ثواب یک حج و یک عمره دارد. هر یک قدم موجب هزار حسنه و آمرزش هزار گناه و بالا رفتن هزار درجه ، براى زائر مى شود و هر قدم که پیاده بردارد ثواب آزاد یک بنده از فرزندان اسماعیل را دارد. شاید هر با شنیدن اینهمه فضائل برای زائر اباعبدالله انگشت تحیر بر دهان گذارد اما حقیقت امر ورای این روایات است چراکه حضرت باقر(ع) در این خصوص فرمودند: "اگر مردم مى‏دانستند که زیارت قبر شریف حسین (ع) چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان مى سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند می ‏آمد" اللهم ارزقنا کربلا...

اطلاعات

قضاوتهای المومنین حضرت علی (ع) مولا و غلام قاتل غلامى را نزد عمر آوردند، غلام ، مولاى خود را کشته بود، عمر دستور داد او را بکشند. المومنین علیه السلام از قضیه خبردار گردیده غلام را به حضور طلبید و به او فرمود: آیا مولایت را کشته اى ؟ غلام : آرى . المومنین علیه السلام : چرا؟ غلام : با من عمل خلاف نمود. على علیه السلام از اولیاى مقتول پرسید؛ آیا کشته خود را به خاک س اید؟ گفتند: آرى . فرمود: چه وقت ؟ گفتند: همین الان . حضرت به عمر رو کرده و فرمود: غلام را بازداشت کن و او را عقوبت نده و به اولیاى مقتول بگو پس از سه روز دیگر بیایند. چون پس از سه روزه آمدند، على علیه السلام دست عمر را گرفت و به اتفاق اولیاى مقتول به جانب گورستان رهسپار شدند، و چون به قبر آن مرد رسیدند، آن حضرت به اولیاى مقتول فرمود: این قبر کشته شماست ؟ گفتند: آرى . فرمود: آن را حفر کنید! آن را حفر د تا به لحد رسیدند آنگاه به آنان فرمود: میت خود را بیرون بیاورید، آنها هر چه نگاه د جز کفن میت چیزى ندیدند. جریان را به آن حضرت عرضه داشتند. المومنین علیه السلام دوبار تکبیر گفت و فرمود: به خدا سوگند نه من دروغگو هستم و نه ى که به من خبر داده است ، شنیدم از رسول خدا صلى الله علیه و آله که فرمود: هر از امتم که کردار قوم لوط را مرتکب شود، پس از مردن سه روز بیشتر در قبر نمى ماند و زمین او را به قوم لوط که به عذاب الهى هلاک شدند مى رساند، و در روز قیامت با آنان محشور مى گردد...

اطلاعات

  • مطالب مشابه قضاوتهای المومنین حضرت علی (ع)
  • کلمات کلیدی فرمود ,غلام ,علیه ,السلام ,حضرت ,امیرالمومنین ,علیه السلام ,اولیاى مقتول ,امیرالمومنین علیه ,امیرالمومنین حضرت ,قضاوتهای امیرالمومنین
حضرت علی{ع} و مسائل ریاضی سه نفر در تقسیم هفده شتر با هم نزاع مى د، اولى مدعى یک دوم و دومى یک سوم و سومى یک نهم آنها بودند و به هر ترتیب که خواستند شترها را قسمت کنند که رى به عمل نیاید نتوانستند. خصومت به نزد حضرت علیه السلام بردند. على علیه السلام به آنان فرمود: مایل نیستید من یک شتر از مال خودم بر آنها افزوده و آنها را بین شما تقسیم نمایم ؟ گفتند: بله ، پس یک شتر بر آنها و افزود و مجموعا هیجده شتر شدند و آنگاه یک دوم آنها را که نه شتر باشد به اولى و یک سوم را که شش شتر باشد به دومى و یک نهم را که دو شتر باشد به سومى داد و یک شتر باقیمانده خود را نیز برداشت...

اطلاعات

قبل از ازدواج مرد: آره، دیگه نمی تونم بیش از این منتظر بمونم!! زن: میخوای من از پیشت برم؟ مرد: نه! فکرش را هم نکن زن: منو دوست داری؟ مرد: البته! زن: تا حالا به من خیانت کردی؟ مرد: نه! چرا چنین سوالى می کنی؟ زن: منو مسافرت می بری؟ مرد: مرتب! زن: آیا منو می زنی؟ مرد: به هیچ وجه! من از این آدما نیستم ! زن: می تونم بهت اعتماد کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ . . . بعد از ازدواج !!! متن را این دفعه از پائین به بالا بخوانید ! باحال بود حیفم اومد نذارمش راستی به نظر شما درصد واقعیت این داستان چنده؟؟؟ فکر می کنید این حکایت حال چند درصد ازدواج ها باشه؟؟نظر یادتون نره مرسی

اطلاعات

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند … او جواب داد : اگر زن یا مرد دارای (اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =۱ اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰ اگر (ثروت) هم داشته باشند صفر دیگری را در جلوی عدد قبلی اضافه می کنیم=۱۰۰ اگر دارای (علم) هم باشند پس باز هم صفر دیگری را در جلوی عدد قبلی اضافه می کنیم =۱۰۰۰ اگر دارای (اصل و نسب) هم باشند پس همچنان صفر دیگری را در جلوی عدد قبلی اضافه می کنیم =۱۰۰۰۰ . . . ولی اگر زمانی عدد یک (اخلاق) از بین رفت چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ است ! پس انسان بدون (اخلاق) هیچ ارزشی نخواهد داشت. بله دوستان عزیز اگر اخلاق نباشد انسان خدای زیبایی و ثروت و علم و اصل و نسب هم که باشد هیچ نیست... با هم مهربون باشین.. از هم کینه ای به دل نگیرین.. عمر دنیا خیـــلی خیـــــــــــلی کوتاهه...بازم ممنون که به وبلاگم سرمیزنین!

اطلاعات

  • مطالب مشابه اخلاق....
  • کلمات کلیدی اخلاق ,باشند ,دارای ,جلوی ,کنیم ,قبلی ,قبلی اضافه
شخصى درمحضر زین العابدین علیه السلام عرض کرد: الهى ! مرا به هیچ کدام از مخلوقاتت محتاج منما! علیه السلام فرمود: هرگز چنین دعایى مکن ! زیرا ى نیست که محتاج دیگرى نباشد و همه به یکدیگر نیازمندند. بلکه همیشه هنگام دعا بگو: خداوندا! مرا به افراد و بد نیازمند مساز...

اطلاعات

چرا شیعیان روز اربعین به زیارت حسین می روند؟ اجتماعات مذهبی معمولا با هدف ایجاد همبستگی و هویت بخشی به یک جریان اجتماعی شکل می گیرد که یکی از پیامدهای این ات، هم افزایی انرژی جمعی در مسیر هدفی معین و افزایش همدلی در میان پیروان یک مکتب است.* سید حجت سید ی به گزارش گروه سبک زندگی خبرگزاری دانا (داناخبر)، زائران کربلا در اربعین بازماندگان و جاماندگان کاروان سرافراز حسینی هستند که در میعادگاه بزرگ خود فرارسیدن روزگار غلبه عدل و داد بر ظلم را انتظار می کشند و بی سبب نیست که یازدهمین شیعیان حسن عسکری علیه السلام زیارت سیدال در روز اربعین را یکی از نشانه های ایمان شمرده اند. (بحار الانوار، ج۹۸، ص۳۴۸) زیارت کربلا چرا با پای پیاده؟ یکی از شیعیان صادق(ع) گفت که به من فرمود: زیارت قبر سیدال (ع) را ترک مکن. پرسیدم: ثواب زائر آن حضرت چیست؟ پاسخ دادند: ى که با پای پیاده به زیارت حسین(ع) برود خداوند برای هر قدمى که برمى‏ دارد یک پاداش برایی او می نویسد، یک گناه او را پاک می کند و مقامش را یک درجه بالا مى‏برد. (کامل ا یارات، ص۱۳۴) پیاده روی از نجف تا کربلا میراث چه ی است؟ مرحوم شیخ انصاری (مرجع عام شیعه از سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ و صاحب کتب رسائل و مکاسب) پایه گذار پیاده روی کربلا در عصر حاضر بوده است و این مسیر را طی سه روزشبانه روز طی کرد. پس از وی محدث نوری (محدث و رجالى بزرگ و چهره سرشناس علماى شیعه صاحب کتاب مستدرک الوسائل) این امر را با حدود ۳۰ نفر از شاگردانش ادامه داد. علت نصب۱۴۶۰ ستون از نجف تا کربلا چیست؟ کاروان های ایرانی اکثراً مسیر نجف به کربلا که ۸۰کیلومتر است را پیاده روی می کنند. مسیر ...

اطلاعات

آ ین بازدید قرآن...! : آ ین بازدید ؛ 10 دقیقه قبل لاین : آ ین بازدید ؛ 8 دقیقه قبل ویچت : آ ین بازدید ؛ 12 دقیقه قبل وایبر : آ ین بازدید ؛ 14 دقیقه قبل قرآن : آ ین بازدید ؛ رمضان سال گذشته! اَلَم یَانِ لِلَذینَ اَمَنُوا اَن تَخشَعَ قُلوبُهُم لِذِکرِ اللَه آیا هنوز وقت آن نرسیده است که دل های مومنان برای خدا خشوع کند؟!

اطلاعات

  • مطالب مشابه آ ین بازدید قرآن....
  • کلمات کلیدی آخرین ,بازدید ,دقیقه ,قرآن ,آخرین بازدید ,بازدید قرآن
دلم این روزها عجیب کربلا میخواهد ... یا رضا اینقدر میام که کربلارو قسمتم کنی ... آقا لااقل تکلیف دلم رو روشن کن اگه لایق نگاه شما نیستم بگین... تا لااقل با این درد بمیرم ... من دلم کربلای حسین میخواهد آقا ... اجابتش برای شما سخت نیست .... قبض روح خدا دور ما نگرد ما کربلا ندیده به تو جان نمیدهی

اطلاعات

امشب سر جماعت دوستم بهم گفت واسه اربعین اسم نوشتم نمیدونم چیشد ولی بغضم گرفت بازم همه دارن میرن ولی من دارم جا میمونم آقا این ج تاکی آقا منت نمیزارم ولی امسال به عشق کربلایی شدن نوکریتو آقا دورررررررررررررت بگردم دست منو هم بگیر ذکر سجده هام این روزا فقط کربلاست یه موقع به خودم میگم من چقد پستم که لیاقت زوار تو شدن رو ندارم آقا تو دست بدا رو هم مگیری مگه نه؟؟؟؟ پس من چی؟

اطلاعات

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی تو که فارق شده بودی ز همه کان و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل بازار شدی مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی قه پیر اباتی ما سیره توست امت از گفته در بار تو هشیار شدی واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی از تو پدیدار شدی یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی تو که فارق شده بودی ز همه کان و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل بازار شدی مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی قه پیر اباتی ما سیره توست امت از گفته در بار تو هشیار شدی واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی از تو پدیدار شدی یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

اطلاعات

  • مطالب مشابه حضرت آقا.......
  • کلمات کلیدی سیره توست ,عیسی مسیح ,نقطه پرگار ,مسجدیان نقطه ,شهره بازار
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی تو که فارق شده بودی ز همه کان و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل بازار شدی مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی قه پیر اباتی ما سیره توست امت از گفته در بار تو هشیار شدی واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی از تو پدیدار شدی یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی تو که فارق شده بودی ز همه کان و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل بازار شدی مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی قه پیر اباتی ما سیره توست امت از گفته در بار تو هشیار شدی واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی از تو پدیدار شدی یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

اطلاعات

  • مطالب مشابه حضرت آقا.......
  • کلمات کلیدی سیره توست ,عیسی مسیح ,نقطه پرگار ,مسجدیان نقطه ,شهره بازار
جسارت میخواهد!!! نزدیک شدن به افکار دختری که روزها.... مردانه با زندگی میجنگد... اماشب ها... بالشتش از هق هق های دخترانه اش خیس است!! از بیرون همه چیز روبراه است اما هرنفس درد است که میکشی! معنی حسرت رو توی هیچ کاغذی نمیشه نوشت... روی هیچ صفحه ی سفیدی نمیشه تایپ کرد... با هیچ زبونی نمیشه توضیح داد.... حسرت خلاصه میشه تو همین فاصله ی پدر.... خوابم نمی برد بغض روی ثانیه هایم راه می رود دوباره تو را کم آورده ام تو را و عطر صبوری هایت را ک نه در آغوشم بگیر به یادروزهای دوران طفولیت که بهانه گریه ام گرسنگی بود میخواهم به جایش برای دلتنگی ام گریه کنم ... به امید روز وصال

اطلاعات

  • مطالب مشابه پدرم.....
  • کلمات کلیدی نمیشه
چی بنویسم واسه تو تا بدونی چه حالیم؟ چطور پنهون کنم بغض تو نوشتهام که نشکنه دلت؟چطور باید غم چشمامو از نگاه ها قایم کنم؟ خستگی هامو از صدام چطور باید پنهون کنم؟ بسه دیگه جنگیدن تموم کن این فاصله رو دیگه نمی خوام پنهون کنم غصه هامو جونم رسیده به لب. نه ... نه ... هیچی نگو... آروم ام نکن... دیگه چشمام رسوا شده اشک ها دیگه تاب ماندن ندارن درست مثل من که دیگه ت برای ماندن ندارم. حیران شده ام تو که آزاد و رهایی و سبک بال من اسیرم ..اسیر دنیا .منه بی پر و بال اینجا برام مثل قفس تنگ و تاریکه بابا...من دل بریده ام از هر و نا جایی که هر ش به فکرخودش است چه ارزشی برای ماندن داره .خدایا ...خدایا سخت شده واسم .داغ یتیمی ویران گر روحم شده. خدایا به دست پدرها بقدری توان بده که دست نوازشگرشون رو بر سر یتیمان بکشنند و محبتشان را دریغ نکنند خدایا به دل فرزندان بقدری مهر ومحبت بده که دستان پر از لطف پدران رو ببوسند و برسر بگذارن و من در سر دارم هوایت را ..نگاه مهربان و صدای آرامش بخشت راپدرم .تو ماه منی گل همیشه بهارمی چه بر خاک و چه در خاک کاش برسم به دیدارت . برام سخت تر از قبل شده دوریت کاش برسم به دیدارت کاش برسم به دیدارت کاش برسم به دیدارت به امید روز وصال

اطلاعات

  • مطالب مشابه بابای خوبم.......
  • کلمات کلیدی دیدارت ,برسم ,خدایا ,پنهون ,برای ماندن
خونه ی ما بعد از مسافرت طولانی بابا.. درب چوبی ش ته انگار با رفتنت قلبش ش ته پنجره های خسته طوفان تنهایی غبار یتیمی نشسته بروی گنجه اتاق همون جایی که هست جا قشنگت همون مهر ش ته کربلائی کتاب دعای کمیل و جا پای اشک های شبانه ات بروی صفحه هاتش عطر تنت روی تمام دیوارهای خونه نقش دلتنگی زده کپسول ا یژن همون که میگفتی هم نفسته پر از غبار انگار هم نفست هم مثل تو بی نفسه گوشه هایی از سقف خونه ریزش کرده ستون خونه ترک عمیقی خورده نور شمع همون که کنار ع ته منع شده در قطره های اشک مادرم صدای خس خس ریه ها ت انگار تنها ساز این خونه بوده که حالا دیگه بی صدا شده چند یادداشت... پشت ع های جبهه با شعری که یه گوشه اش نوشته ش تن بال و پرم در قفس انداختنم " چه درقفس باشم چه بیرون زقفس کی کنم پرواز بااین بال وپر ش ته ام خوشا شهیدان رفتن به مقصد رسیدن

اطلاعات

بابا جون خوش اومدی امشب کنار دخترت مثل پروانه میگردم تا سحر دور سرت بابا جون ابمون روشن شد از نور چشات میدونستم که میای فدای اون زخم لبات بابا جون نبودنت ما رو پریشون میکنه دل ش ته ست و گریشو پنهون میکنه بابا جون میون راه همش به ما سنگ می زدند سنگ نبود زخم زبون به این دل تنگ می زدند

اطلاعات

به دیدارت آمده‏ام به دیدارت آمده‏ام؛ در روزی که روز توست و زمین و آسمان از عطر بهشتی تو سرشار است. به دیدارت آمده‏ام؛ با شاخه گلی و قرآنی در دست. بر لبانم نام معطر بسیج جاری است و در ذهنم، مقاومت، به بلندای آفتاب و هفت آسمان نفش بسته است. شهید! امروز، همراه با دلم و با همه انی که گلی گم کرده‏اند، به دیدار تو و به زیارت آلاله‏های سرخ پ ر آمده‏ام. خاطرات با شما بودن، روان‏ترین رودخانه جهان است که در دل و چشم‏هایم جاری است. خاطرات «حلبچه»، «پنج وین» و کربلای یک، تا کربلای بیست و پنج.

اطلاعات

شقایق های در خون تپیده ،دستی برآرید و ما را از منجلاب گناه برکشید که شما ید الله هستید،آری شما کبوتران حریم آسمان وحدت اید که جز شما ی توان پرواز در آسمان را ندارد،ای مرغان خوش الحان ملکوت نغمه ای بسرایید که دلهایمان سخت مدهوش الحان شماست قسم به جان شقایق قسم به جان شهید که حرف عشق نگفته است جز زبان شهید اگر که تشنه یک جرعه نور معرفتی دریچه‏ اى بگشا تازه بر جهان شهید شهید بنده محبوب بارگاه خداست‏ بنه جبین ارادت بر آستان شهید فراز گنبد هفت آسمان فشاند نور ستاره شرف نام جاودان شهید ز جان خویش گذشتن به شوق حضرت دوست‏ به درس عشق همین است امتحان شهید هزار لاله دمید از بهار سرخ تنش‏ تفرجى اى دل به بوستان شهید ز تیغ عشق خدا را چه زخم زیبایى است‏ شکفته بر تن چون باغ ارغوان شهید از آن ز تربت او بوى عشق میآید که نیست غیر بهشت خدا مکان شهید فناى تن چه دریغ است در تهاجم تیغ‏ بقاى ت دین باد آرمان شهید هزار سال اگر بگذرد به همره اشک‏ دل من است به دنبال کاروان شهید.

اطلاعات

  • مطالب مشابه شرمنده ایم
  • کلمات کلیدی شهید ,آسمان ,شهید هزار
بسم رب ال ح س ی ن (ع) گویا هنوز باور زینب نمیشود بر ی ... بماند بقیه اش! از یک نفر چقدر غنیمت گرفته اند! در دست هر کدام ... بماند بقیه اش! پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته در بین ازدحام ... بماند بقیه اش! راحت شد از ح س ی ن همین که خیالشان شد نوبت خیام ... بماند بقیه اش! السلام علی الشیب الخضیب... بماند بقیه اش! بماند بقیه اش! بماند بقیه اش!... ******************************* بخدا تازه اوج مصیبت اهل بیت شروع شده... نمیدونم چرا تمومش کردیم ... بابا یکم فکر کنید...کاروان اسرا ... کوفه ... شام... ابه ...زخم زبان ... سر بابا ... سه ساله ... زینب ... دل رباب ... کربلا ... رأس الحسین ... سر کوچیک علی اصغر ... چشم های گریون ... دلهای پر خون ... کاروان ...( سجاد فرمودند ...) الشام ... الشام ... الشام ... هنوز دل صاحب ا مان آروم نشده... هنوز ... یکم بیاید فکر کنیم ... اگه حالی دست داد دعا کنید ... خیلی محتاج دعاییم... یا علی ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه شام بلا...
  • کلمات کلیدی بماند ,بقیه ,الشام ,بماند بقیه ,الشام الشام
اصول دین شیعه 1- توحید : به معنای یگانگی خداوند متعال است. 2- عدل : به معنای آن است که افعال خداوند متعال از سر دادگری و شایستگی است و به هیچ ستم نمی کند و هر چیزی را در جای خویش نگه می دارد و با هر موجودی، چنانکه شایسته است رفتار می کند. 3- معاد : به معنای آن است که روزی همه مکلفان برای بازخواست و حساب در پیشگاه الهی گرد هم می آیند و هر به پاداش و کیفر خویش می رسد. 4- نبوت : به معنای ی محمد بن عبدالله و دیگر ان الهی است. 5- ت : بدین معنا که پس از دوازده معصوم منصب خلافت و ت را بر عهده دارند و آنان منصوب خداوند متعال اند.

اطلاعات

نظور از عواقب قسم ناحق ممکن است دو معنا باشد : 1- حکم شرعی قسم دو نوع است : 1- قسم براى انجام یا ترک کارى در آینده 2- قسم براى اثبات یا نفى چیزى نوع اول : اگر قسم بخورد که کارى را انجام دهد یا ترک کند مثلا قسم بخورد که روزه بگیرد، یا سیگار نکشد، چنان چه عمداً مخالفت کند، باید کفّاره بدهد؛ یعنى یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند، و اگر اینها را نتواند باید سه روز پى در پى، روزه بگیرد. نوع دوم : ى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى‏خورد، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ است ولى کفاره قسم را ندارد. ولى اگر براى این که خودش یا مسلمان دیگرى را از شر ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشکال ندارد بلکه گاهى واجب مى‏شود امّا اگر بتواند توریه کند؛ یعنى: موقع قسم خوردن طورى نیّت کند که دروغ نشود بنا بر احتیاط واجب باید توریه نماید؛ مثلا اگر ظالمى بخواهد ى را اذیت کند و از انسان بپرسد که او را ندیده ‏اى؟ و انسان یک ساعت قبل او را دیده باشد، می تواند بگوید او را ندیده ‏ام به این قصد که از پنج دقیقه پیش ندیده‏ ام. 2- آثار و عواقب قسم دروغ در نکوهش قسم ناحق و دروغ و آثار و پیامدهای آن احادیث فراوانی داریم که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم : 1- از محمد باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: در کتاب علی (علیه السلام) آمده: قسم دروغ و قطع رحم موجب این می شود که خانه ها از اهلش خالی شوند (کنایه از ویرانی خانه ها یا فقر و تنگدستی صاحبان آنها است؛ یعنی خانه ها خالی از رزق و برکت می شوند) و موجب سنگینی رحم می شود؛ یعنی انقطاع نسل. 2- از جعفر صادق ( ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه عواقب قسم ناحق.........
  • کلمات کلیدی دروغ ,بخورد ,علیه ,السلام ,دادگاه ,خداوند ,علیه السلام ,عذاب اخروی ,دروغ بخورد ,خداوند متعال ,تبعات حقوقی ,علیه السلام روایت
اشک من جاری شد... جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو ... ع تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست اشک من جاری شد... جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو ... ع تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست

اطلاعات

  • مطالب مشابه تو..
  • کلمات کلیدی خندید  شعر , شعر دلتنگی ,قلبم خندید ,کوچک قلبم ,تـــــــــو  عتو
این جنون قسمت هر بی سروپا نیست... جز شور حسین بن علی در سر ما نیست... دیوانه ای از روضه گذر کرد و به خود گفت... دیوانه تر از زن کرب و بلا نیست... این جنون قسمت هر بی سروپا نیست... جز شور حسین بن علی در سر ما نیست... دیوانه ای از روضه گذر کرد و به خود گفت... دیوانه تر از زن کرب و بلا نیست...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دیوانه ایم....
  • کلمات کلیدی دیوانه ,نیست دیوانه ,سروپا نیست ,جنون قسمت
اسامی قاتلان ی کربلا از آل طالب به این ترتیب (اول اسم آمده و سپس اسامی قاتلان) 1- حسین(ع): شمربن ذی‏الجوشن، سنان بن انس نخعی، حصین بن تمیم، خولی بن یزید و زرعه بن شریک. 2- علی اکبر(ع) پسر حسین(ع): مرة بن منقذ و همیارانش. 3- عبدالله بن حسین پسر شیرخوار حسین که معروف به علی اصغر است: حرملة بن کاهل اسدی. 4- عبدالله بن علی پسر المؤمنین(ع): هانی بن ثبیت حضرمی. 5- ابوالفضل العباس بن المؤمنین: یزید بن رقاد و حکیم بن طفیل. 6- جعفربن المؤمنین(ع): هانی بن ثبیت حضرمی. 7- عثمان بن المؤمنین(ع): خولی بن یزید و ابانی داری. 8- محمدبن المؤمنین(ع): ابانی داری. 9- ابوبکر بن حسن بن علی(ع): عبداله بن عقبه غنوی. 10- عبد الله بن حسن بن علی(عِ: حرملة بن کاهل اسدی. 11- قاسم بن حسن بن علی(ع): عمربن سعد بن نفیل ازدی. 12- عون بن عبدالله بن جعفر طیار: عبدالله بن قطبه بهانی. 13- محمدبن عبدالله جعفرطیار: عامربن نهشل تمیمی. 14 جعفربن عقیل بن طالب: بشر همدانی. 15- عبدالرحمن بن عقیل بن طالب: عثمان بن خالد جهنی. 16- عبدالله بن مسلم بن عقیل بن طالب: عامربن صعصعه. 17- ابوعبیدالله بن مسلم بن عقیل بن طالب: عمروبن صبیح صیدادی. 18- محمدبن سعید بن عقیل بن طالب: لقیط بن ناشر جهنی.

اطلاعات

  • مطالب مشابه ی کربلا....آل طالب
  • کلمات کلیدی طالب ,عبدالله ,عقیل ,امیرالمؤمنین ,حسین ,محمدبن ,امام حسین ,ابانی داری ,ثبیت حضرمی ,کاهل اسدی ,اسامی قاتلان
ما ه مُحَرّم یا محرم الحرام نخستین ماه تقویم ی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه های حرام است. به همان گونه که پیش از ظهور ، در دوران جاهلیت، جنگ و خونریزی در این ماه ها ممنوع بود، نیز همان را تأیید کرد.محرم نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری و یکی از ماه های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در ، جنگ در آن تحریم شده بود.شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای و آداب خاصی است که در کتاب مفاتیح الجنان بیان شده است.محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در قتل حسین بن علی است.حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شویم:غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج فاطمه و علی، ورود علی به ، نبرد کربلا – تاسوعا و عاشورا و قتل حسین و اسارت خاندان حسین به کوفه و شام.همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض خاندان برمکی و ت برمکیان، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض ت بنی عباس در این ماه بوده است.عروج ادریس به آسمان، استجابت دعای زکریا ، عبور موسی از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

اطلاعات

ســلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرابـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـراسـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـشبـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبشسلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدیبه چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدیسـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــشبه لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامشسـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـببـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـبسلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضلبـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضلسـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـربـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجرسلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسمبه شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسمسـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـهبـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینهسـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرشبـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرشسلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبشبه رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـشسلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـببــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـبسلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـشسلام من به حسـیـن و به اشک زنـانش هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله .حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . ماس دعا

اطلاعات

من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم.تا در را باز دیدمیک دختری حالا یا دختر یا خانم، خیلی زیبا است.داخل اتاق رئیس رفتم گفتم:شما با این خانم محرم هستی؟ گفت: نه!گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است.گفت: آ ما حزب اللهی هستیم.گفتم: خوشا به ح که اینقدر به خودت خاطرت جمع است.حضرت به زن های جوان سلام نمی کرد.گفتند: یا علی رسول خدا سلام می کند تو چرا سلام نمی کنی؟گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. می ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد.گفتم: دل علی می لرزد، تو خاطرت جمع است.بعضی ها خودشان را از المؤمنین حزب اللهی تر می دانند

اطلاعات

♥ کن تو گوشم . . . ♥ ♥ همون حرفــــا . . .♥ ♥ مثل همون روزا . . . ♥ ♥ عزیز من کیـــه؟ ♥ ♥ نفـــس من کیـــه؟ ♥ ♥عشـــق من کیـــه؟ ♥ ♥زندگیـــه من کیـــه؟ ♥ ♥ عمـــر من کیـــه؟♥ ♥ ومن همونطور که سـرم رو شــونـته ♥ ♥♥ هــــی بگم منم مـــــن !♥♥

اطلاعات

  • مطالب مشابه عشق من...
  • کلمات کلیدی کیـــه؟
عشـــ♥ـق یعـــــنی ..... وقــتـــــی ناراحــــــتم ..... وقتــــــــی بغض کـردم .... بغلم کـــنی و بگـــــــی ... ببیـــنم چشـــــماتو ... منـــو نـــــــگاه کن ... اگه گریــــــــــه کنی ... قـــــــــــهر میکنم میرمـا

اطلاعات

بگذار بگویم : آ فهمیدم چه ربطی بهم داریم ! که پشت این همه فاصله تا این حد به من .. ” تو ادامه ی وجود منی “ دل من با تو آرام گرفت این نوشته های گاه و بی گاه قلب من است برای تشکر از تو که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی و آ هم با همان زنگ صدای همیشگی … تسکینم دادی من نمی دانم چه شد یا از کجا پیدا شدی ! فقط خوب کردی ادامه ی وجود من شدی . . . خوب کردی !

اطلاعات

  • مطالب مشابه نوشته...
  • کلمات کلیدی کردی
به گزارش سرویس دینی جام نیوز، شریک بن عبدالله نخعى از دانشمندان معروف ى در قرن دوم بود، مهدى عباسى (سومین خلیفه عباسى ) به علم و هوش شریک ، اطلاع داشت ، او را به حضور طلبید و اصرار کرد که منصب قضاوت را قبول کند، او که مى دانست قضاوت در دستگاه طاغوتى عباسیان ، گناه بزرگ است ، قبول نکرد. مهدى عباسى اصرار کرد که او معلم فرزندانش گردد، او به شکلى از زیر بار این پیشنهاد نیز خارج شد و نپذیرفت . تا اینکه روزى خلیفه عباسى به وى گفت : ((من از تو سه توقع دارم که باید یکى از آنها را بپذیرى : 1- قضاوت 2- آموزگارى 3- امروز مهمان من باشى و بر سر سفره ام بنشینى )). شریک ، تاءملى کرد و سپس گفت : اکنون که به انتخاب یکى از این سه کار مجبور هستم ترجیح مى دهم که مورد سوم (مهمانى ) را بپذیرم . خلیفه قبول کرد و به آشپز خود، دستور داد: لذیذترین غذاها را آماده نماید و از شریک ، به بهترین وضع ممکن پذیرائى نماید. پس از آماده شدن غذا، شریک که آن روز از آن غذاهاى لذیذ و گوناگون نخورده بود، با حرص و ولع از آنها خورد، در همین حال یکى از نزدیکان خلیفه به خلیفه گفت : ((همین روزها، شریک ، هم منصب قضاوت را مى پذیرد و هم منصب آموزگارى فرزندان شما را، و اتفاقاً همین طور هم شد و او عهده دار هر دو مقام گردید)). از طرف دستگاه عباسى ، حقوق و ماهیانه مناسبى برایش معین د، روزى شریک با متصدى پرداخت حقوق ، حرفش شد. متصدى به او گفت : ((مگر گندم به ما فروخته اى که این همه توقع دارى ؟)). شریک ، جواب داد: ((چیزى بهتر از گندم به شما فروخته ام ، من دینم را به شما فروخته ام )). آرى غذاى حرام و لقمه ناپاک ، آنچنان قلب او را تیره و تار کرد، که او به راحتى جزء در ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه اثر لقمه حرام / داستان...
  • کلمات کلیدی شريك ,خليفه ,عباسى ,قضاوت ,فروخته ,همين ,منصب قضاوت ,خليفه عباسى ,مهدى عباسى
المؤمنین علیه السّلام در یکی از پیشگویی هایشان در مورد حوادث آ ا مان فرمودند: نزدیک ظهور قائم علیه السّلام مرگ قرمز و مرگ سفید و ملخ هائى در وقت و بى وقت که به رنگ خون هستند خواهد بود. اما مرگ قرمز، مرگ با شمشیر است ، اما مرگ سفید همان طاعون است. و در حدیث دیگرى فرمود: نزدیک ظهور قائم (عج ) سال هاى خدعه و حیله است که شخص راستگو دروغ گوید و دروغگو راست گوید و شخص حیله گر نزدیک شود.( الغیبة للنعمانى)

اطلاعات

آخرین جستجو ها