دفتریادداشت منツ

چند دقیقه ای میشه که از پیاده روی بارونی امروز برگشتم خونه.نه سردی هوا بد بود نه خیس شدن زیر بارون.حس لطیف بارون و نفس کشیدن تواین هوا ، خود بهشته.امروز از اون روزا بود که انگار تمام ثانیه هاش حس زندگی رو بیشتر میشد حس کرد.امروز ازاون روزا بود که لبخند شیرینی مهمون لبم بود.امروز حتی حال وهوای ،فروشنده اخمو ، هایپر سر کوچه خوش بود.امروز زندگی قشنگتر بود .همش هم بخاطر بارون.دوست داشتم به آدمایی که با چتر دارن مسیر طی میکنن برم بگم،چرا چتر؟!! همه کیف بارون به خیس شدنشه. همه قشنگی به اینه ،صورتت بگیری رو به آسمون،بزار خیس بارون بشه. همه مزه ی بارون به خ ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه چهارشنبه بارونی
  • کلمات کلیدی بارون ,بریم ,دوست ,پیاده ,بارونی ,بارون دوست ,توهم امروز
چی قشنگتر از، بارون دوباره امروز. چی قشنگتر از اینکه ، با صدای بارون بیدار بشی .چی قشنگتر از ، تماشا شیشه بارون خورده پنجره . چی خوشتر از ، عطر خاک بارون خورده .نفس کشیدن هوای بارونی،شنیدن صدای بارون.سردی هوا این موقع اصلا حس نمیشه.بارون ،یا بهتر بنویسم عشق بازی آسمون ،بهونه قشنگ امروز هم بود.خدایا ممنون بابت بارون.خدایا میبوسمت بابت بارون. هوا هنوز روشن نشده،ساعت دایره ای دیوار اتاقم میگه ساعت ۶:۳۰ صبح، موهای باز و شونه نشده ،چشمای پف کرده ،صورت نشسته اول صبح ،تنها پتو دورم گرفتم و رفتم سمت تراس.چشمام بستم ،نفس عمیقی کشیدم تا عطر بارون پیچیده ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه باز هم بارون^.^
  • کلمات کلیدی بارون ,قطره ,تماشا ,زمان ,بیدار ,بابت ,بارون خورده ,بابت بارون ,تماشا بارون ,قطره بارون ,صدای بارون
آدم افاتی نیستم ولی،در این موضوع عجیب به قسمت ،تقدیر یا سرنوشت باور دارم. هر سه به نظر من یه معنا داره اما جالبه عزیز همیشه از قسمت میگه ،اما به تعبیر خودم سرنوشت. من معتقدم خدا میدونه دلبر ناشناخته من ،چه ی ،الان کجاست و چه موقع قراره وارد زندگیم بشه. تا زمانی که دلبر وارد زندگی من بشه ،افرادی قصد دارن بشن تکیه گاه ،همسفر راه ،اما خب نیستن و من جوابم مسلما مشخص که منفی. به افرادی فکر میکنم که به نوعی ابراز عشق داشتن بهم ،خواستگاری ولی دلبر من هیچکدام از اونها نبود.دلبری که نمیدونم کیه!! از ا ین روزهای پاییز که تمام شد ،پاییز 97 تا نیمه او? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه صرفا جهت ثبت
  • کلمات کلیدی دوست ,دلبر ,زندگی ,اینکه ,خواستگاری ,باشه ,دوست دارم ,وارد زندگی ,جلسه آشنایی ,داشته باشه ,دوست داشته
چند دقیقه ای میشه که از پیاده روی بارونی امروز برگشتم خونه.نه سردی هوا بد بود نه خیس شدن زیر بارون.حس لطیف بارون و نفس کشیدن تواین هوا ، خود بهشته.امروز از اون روزا بود که انگار تمام ثانیه هاش حس زندگی رو بیشتر میشد حس کرد.امروز ازاون روزا بود که لبخند شیرینی مهمون لبم بود.امروز حتی حال وهوای ،فروشنده اخمو ، هایپر سر کوچه خوش بود.امروز زندگی قشنگتر بود .همش هم بخاطر بارون.دوست داشتم به آدمایی که با چتر دارن مسیر طی میکنن برم بگم،چرا چتر؟!! همه کیف بارون به خیس شدنشه. همه قشنگی به اینه ،صورتت بگیری رو به آسمون،بزار خیس بارون بشه. همه مزه ی بارون به خ ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه چهارشنبه بارونی
  • کلمات کلیدی بارون ,بریم ,دلبر ,دوست ,پیاده ,بارون دوست
مدام دارم به سال 93 فکر میکنم که ،منتظر اعلام نتایج ارشد بودم ،و برای اعلام نتایج خیلی تاخیر داشت .قرار بود بریم مسافرت ،و من به مامان مدام میگفتم تا اعلام نشه من چمدونم را جمع نمیکنم و درست شب قبل رفتن نتایج اعلام شد و من قبول شده بودم همون ی که دوست داشتم.چقدر اون مسافرت به من خوش گذشت . الان سال 1397 هرسال نتایج آزمون ،دی ماه اعلام میشد اما،امسال قرار شده نتایج هفته اول بهمن اعلام میشه و زمان چقدر کند میگذره!!+بابا چند شب پیش بهم گفت نتایج اعلام بشه ،کادوت محفوظه ها.+مامان چند روز پیش بهم گفت ،صد درصد قبولی اما 10 درصد به نشدن و قبول نشدن هم فکر کن،در ص ...

اطلاعات

نمیشه انکار کرد ،زندگی همونقدر که لحظه های خوش و ناب داره ،گاهی خشن میشه .ولی،زندگی را نباید طلاق داد. زندگی تعریفش ،همین نوسان های هر روزه اس،درست مثل شب و روز ،آسمون ابری و افت و ... مهم نوع نگاهمون به سکانس های زندگی. زندگی هر روزش تجربه اس،گاهی تلخ و گاهی شیرین. هیچ وقت نباید از زندگی دلگیر شد ،از نشدن ها نباید دلگیر شد. زمانی میرسه که خوشحال میشی از حکمت تلخ سکانس هایی که ،در زمان رخ دادن هیچ وقت فکرش نمی کردی دلیلش چی باشه.زندگی را طلاق ندهیم!+پیاده روی هر روز همچنان برقراره؛هر روز 4کیلومتر . +هوا وحشتناک سرده و خبری هم از برف نیست! ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگی
  • کلمات کلیدی زندگی ,نباید
آدم افاتی نیستم ولی،در این موضوع عجیب به قسمت ،تقدیر یا سرنوشت باور دارم. هر سه به نظر من یه معنا داره اما جالبه عزیز همیشه از قسمت میگه ،اما به تعبیر خودم سرنوشت. من معتقدم خدا میدونه دلبر ناشناخته من ،چه ی ،الان کجاست و چه موقع قراره وارد زندگیم بشه. تا زمانی که دلبر وارد زندگی من بشه ،افرادی قصد دارن بشن تکیه گاه ،همسفر راه ،اما خب نیستن و من جوابم مسلما مشخص که منفی. به افرادی فکر میکنم که به نوعی ابراز عشق داشتن بهم ،خواستگاری ولی دلبر من هیچکدام از اونها نبود.دلبری که نمیدونم کیه!! از ا ین روزهای پاییز که تمام شد ،پاییز 97 تا نیمه او? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه صرفا جهت ثبت
  • کلمات کلیدی دوست ,دلبر ,زندگی ,اینکه ,خواستگاری ,باشه ,دوست دارم ,وارد زندگی ,جلسه آشنایی ,داشته باشه ,دوست داشته
امشب دلم می خواهد بی خیال ترین آدمِ رویِ زمین باشم ، بیخیال از هر فکر و موضوع.یک آ ایمرِ شبانه بگیرم و به هیچ چیز و هیچ ی فکر نکنم .به هیچ چیز.شب برایِ غصه خوردن نیست ! البته ، روز هم برای غصه خوردن نیست!غصه ها بماند برایِ فردا ،فردا هم زمان غصه نیست. اصلا ، غصه ها را باید قصه کنم .قصه های هزاریک شب .دل خوش میکنم به خ که در خ بی همتاست.دربرابر حکمت هر موضوع ،یادم نرود که خدا در خ بهترین است وحواسش هست .پس دنبال اما و اگر و چراها ،نیستم. دستانم رو قلاب میکنم پشت سرم ،نیمه پنجره را کنار زدم و به آسمون سیاه شب نگاه میکنم.تنها به تحقق و بالفعل شدن اه و رو? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه به وقت شب
  • کلمات کلیدی میکنم ,خ ,خوردن نیست
نمیشه انکار کرد ،زندگی همونقدر که لحظه های خوش و ناب داره ،گاهی خشن میشه .ولی،زندگی را نباید طلاق داد. زندگی تعریفش ،همین نوسان های هر روزه اس،درست مثل شب و روز ،آسمون ابری و افت و ... مهم نوع نگاهمون به سکانس های زندگی. زندگی هر روزش تجربه اس،گاهی تلخ و گاهی شیرین. هیچ وقت نباید از زندگی دلگیر شد ،از نشدن ها نباید دلگیر شد. زمانی میرسه که خوشحال میشی از حکمت تلخ سکانس هایی که ،در زمان رخ دادن هیچ وقت فکرش نمی کردی دلیلش چی باشه.زندگی را طلاق ندهیم! +پیاده روی هر روز همچنان برقراره؛هر روز 4کیلومتر . +هوا وحشتناک سرده و خبری هم از برف ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگی
  • کلمات کلیدی زندگی ,نباید
+چهارشنبهصدای گوش نواز لمس بارون به شیشه پنجره بالای سرم اونقدر زیاد بود،ازخواب بیدارشدم.با چشمای خواب آلود و موهای شونه نشده و پخش شده ،ایستادم روی تخت و کنار زدم تا از پنجره بیرون تماشا کنم.خدای من .... بارون شدیدی می بارید ،خبری از خورشید نبود،هوا هنوز روشن نشده بود ،بارون و بارون...تماشا آسمون از پنجره بارون خورده.کمی پنجره باز ،دستم بردم بیرون ،سرد بود هوا اما لمس بارون روی دستم ،حس زندگی بود.پنجره بستم و ساعت نگاه ،ساعت یک ربع به هفت بود.خبری از خواب نبود حتی سرمای هوا هم بهونه دوباره خو دنم نشد.این بارون ،تغییر برنامه هر روز من شد ،اینبار صبح ? ...

اطلاعات

بازی ایران و یمن را من تماشا ن ،اما نتیجه بازی و ۵ گلی که ایران به یمن زد ،فوق العاده بود.بازی امروز را ولی همراه بابا تماشا ،۲گل آزمون ،برد تیم کشورمون و صعود به مرحله بعد.بازی فوق العاده بود.به امید قهرمان شدن تیم کشورمون*.*+مناسبتی+مسابقات+ولادت حضرت زینب و روز پرستار

اطلاعات

  • مطالب مشابه فوتبال
  • کلمات کلیدی بازی
امشب دلم می خواهد بی خیال ترین آدمِ رویِ زمین باشم ، بیخیال از هر فکر و موضوع.یک آ ایمرِ شبانه بگیرم و به هیچ چیز و هیچ ی فکر نکنم .به هیچ چیز.شب برایِ غصه خوردن نیست ! روز هم برای غصه خوردن نیست.غصه ها بماند برایِ فردا ،فردا هم زمان غصه نیست.غصه ها را باید قصه کنم و امید را اضافه کنم به قصه هایی که غصه بودند.دل خوش میکنم به خ که در خ بی همتاست.دربرابر حکمت هر موضوع ،یادم نرود که خدا در خ بهترین است وحواسش هست .پس دنبال اما و اگر و چراها ،نیستم.دستانم رو قلاب میکنم پشت سرم ،نیمه پنجره را کنار زدم و به آسمون تاریک شب نگاه میکنم.تنها به تحقق و بالفعل شدن ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه به وقت شب
  • کلمات کلیدی میکنم ,خ ,خوردن نیست
از کمد دیواری پ و را برداشتم که بپوشم و به رسم هر روز،آماده بشم برای پیاده روی صدای اذون از گوشی موبایل ،و بغض سنگین که داشتم،دلم اون لحظه حرف زدن با خدارا خواست.خ که همه امیدم به خودشه. وضو گرفتم و خوندم.تا تونستم صداش زدم. ،خدارا میگم ...خداراشکر بابت همه داشته ها و حرف های تلنبار شده دلم را نجوا برای خدا.دوباره پ و رو پوشیدم .روبه رو آینه ایستادم ، به بهامین توی آینه نگاه .و چشمم افتاد به قرمزی چشمام که گواه بغض و اشکم بود.دلم گرفت برای حال خودم. موهام بدون حوصله بافتم ،شال سورمه ای را سرم ، کمی ازموهام کج توی صورتم.از اتاقم اومدم بیرون که ? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دوشنبه هفدهم دی ماه
  • کلمات کلیدی مامان ,بارون ,اینروزا ,صورتم ,بهامین , ,عذاب آوره ,قرمزی چشمام
+چهارشنبهصدای گوش نواز لمس بارون به شیشه پنجره بالای سرم اونقدر زیاد بود،ازخواب بیدارشدم.با چشمای خواب آلود و موهای شونه نشده و پخش شده ،ایستادم روی تخت و کنار زدم تا از پنجره بیرون تماشا کنم.خدای من .... بارون شدیدی می بارید ،خبری از خورشید نبود،هوا هنوز روشن نشده بود ،بارون و بارون...تماشا آسمون از پنجره بارون خورده.کمی پنجره باز ،دستم بردم بیرون ،سرد بود هوا اما لمس بارون روی دستم ،حس زندگی بود.پنجره بستم و ساعت نگاه ،ساعت یک ربع به هفت بود.خبری از خواب نبود حتی سرمای هوا هم بهونه دوباره خو دنم نشد این بارون ،تغییر برنامه هر روز من شد ،اینبار صبح ? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه یادداشت های از قلم افتاده
  • کلمات کلیدی بارون ,مسیر ,پارک ,پیاده ,پنجره ,خانم ,بغلش ,تمام مسیر ,مامان بابا ,بارون خورده
همیشه یک نفر باید باشد که وقتی از زمین و زمان شاکی شدم بشود و حق را به من بدهد...حال میخواهد حقوق خوانده باشد یا نه...حال میخواهد حق با من باشد یا نه....اصلا مهم نیست!!!!فقط یک نفر باشد که ترجیح مکررش ،اولویت اکیدش به همه دنیا فقط من باشد.یک نفر که وقتی در غربت دنیا گم شدم...وقتی بغض و حجم عظیم درک و اتفاقات اطرافم سخت بود واسم....بایک ..."دیونه غصه چرا میخوری من هستم " گفتن ، ویران کند همه ....دلتنگی ها ،درد ها، بغض ها !باید یک نفر باشد ...یک نفر که وقتی خسته رو به رو دنیا زانو زدم فقط با شنیدن نجوایش ، بلند شوم و باهمان دنیا تا آ بجنگم.

اطلاعات

از کمد دیواری پ و را برداشتم که بپوشم و به رسم هر روز،آماده بشم برای پیاده روی صدای اذون از گوشی موبایل ،و بغض سنگین که داشتم،دلم اون لحظه حرف زدن با خدارا خواست.خ که همه امیدم به خودشه. وضو گرفتم و خوندم.تا تونستم صداش زدم. ،خدارا میگم ...خداراشکر بابت همه داشته ها و حرف های تلنبار شده دلم را نجوا برای خدا.دوباره پ و رو پوشیدم .روبه رو آینه ایستادم ، به بهامین توی آینه نگاه .و چشمم افتاد به قرمزی چشمام که گواه بغض و اشکم بود.دلم گرفت برای حال خودم. موهام بدون حوصله بافتم ،شال سورمه ای را سرم ، کمی ازموهام کج توی صورتم.از اتاقم اومدم بیرون که ? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دوشنبه هفدهم دی ماه
  • کلمات کلیدی مامان ,بارون ,اینروزا ,صورتم ,بهامین , ,عذاب آوره ,قرمزی چشمام
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

اطلاعات

همیشه یک نفر باید باشد که وقتی از زمین و زمان شاکی شدم بشود و حق را به من بدهد...حالا میخواد حقوق خوانده باشد یا نه....حالا میخواهد حق با من باشد یا نه....اصلا مهم نیست!!!!فقط یک نفر باشد که ترجیح مکررش ،اولویت اکیدش به همه دنیا فقط من باشد.یک نفر که وقتی در غربت دنیا گم شدم...وقتی بغض و حجم عظیم درک و اتفاقات اطرافم سخت بود واسم....بایک ..."دیونه غصه چرا میخوری من هستم " گفتن ، ویران کند همه ....دلتنگی ها ،درد ها، بغض ها !باید یک نفر باشد ...یک نفر که وقتی خسته رو به رو دنیا زانو زدم فقط با شنیدن نجوایش ، بلند شوم و باهمان دنیا تا آ بجنگم.

اطلاعات

فاطمه با همه ی خوبی هاش ،یه خصلت بنظر من بد داره اونم رک بودنش که آمیخته شده با خود خواهی.خودشو درتمام موارد و موقعیت ها درحد عالی میدونه اما دیگران را ،نه!واسم جالبه ، ازش نظر هم نپرسی ، خودش با گستاخی تمام میاد و نظرش میگه.از نگاه من ، اصلا هم سنجیده و خیر خواهانه نیست حرفاش،بوی حسادت من بیشتر حس میکنم از حرفای که میزنه .به اعتقاد خودش میگه :آدم رُکی !! حرف زدن گاهی میتونه به اعماق قلب یه آدم نفوذ کنه و حالش را خوش ؛لبخند را مهمون لب یه نفر کنه. بعضی حرف ها هم ، گاهی میتونه به استخون فرد بزنه و حالش بد کنه و دلش بشکنه و ناراحتش کنه.بنظر من رُک ب? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه رُک بودن
  • کلمات کلیدی مهمونی ,اینکه ,خودش ,لباس ,دوستت ,میاد ,گاهی میتونه
چه خوبِ هست ،خدارا میگم.چه خوبه خدا همیشه هست ،کافیه ما صداش کنیم.چه خوبه خدا مهربونه،خدا صبوره،خدا معین.چه خوبه خدا ،حکیمِ.. وقتی دلت بی قراره،وقتی کلی حرف تلنبار میشه ،فکرت ؛ذهنت ؛قلبت پراز حرفه.وقتی نگرانی تمام ثانیه های روز و شب همراهمه.چه خوبِ خدا هست که میتونی همه اون بی قراری ها و دغدغه ها را بهش بگی.به راحتی باهاش حرف میزنی ،اشک می ریزی. این مواقع ،حسم ؛ایمانم میگه خدا داره نگام میکنه،داره منو میبینه.وقتی حرفای تلنبار شده ذهنم را حتی نمیتونم بنویسم، نمی تونم با دوستی حتی درد دل کنم ، چه خوبِ خدا هست که میتونم باهاش حرف بزنم.اینروزا بها ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه خدا
  • کلمات کلیدی خوبِ
یکی از دوستام ،یه خصلت بنظر من بد داره اونم رک بودنش که آمیخته شده با خود خواهی.خودشو درتمام موارد و موقعیت ها درحد عالی میدونه اما دیگران را ،نه!واسم جالبه ازش نظر هم نپرسی خودش با گستاخی تمام میاد و نظرش میگه.از نگاه من اصلا هم سنجیده و خیر خواهانه نیست حرفاش،بوی حسادت من بیشتر حس میکنم از حرفای که میزنه .به اعتقاد خودش میگه :آدم رُکی هستم .فکر میکنم که ، حرف زدن گاهی میتونه به اعماق قلب یه ادم نفوذ کنه و حالش را خوش ؛لبخند را مهمون لب یه نفر کنه. گاهی میتونه به استخون فرد بزنه و حالش بد کنه و دلش بشکنه و ناراحتش کنه.بنظر من رُک بودن همیشه خوب ن? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه رُک بودن
  • کلمات کلیدی مهمونی ,اینکه ,خودش ,لباس ,دوستت ,میاد
جمع ۳ نفری من و مامان بابا ،امشب ۴ نفری بود.پسته از بعدظهر مهمون خونه ما بود،به قول خودش ،مهمون ویژه.جدیدا علاقمند به فوتبال شده ،تمام وقت مشغول بازی فوتبال بودم باهاش، و یا تماشا کارتون فوتبالیست ها. موقع فوتبال با پسته ، دخترک شیطون درونم ، دلش شیطنت خواست،کمی سربه سرش گذاشتم ،واکنش پسته دیدنی بود.اخم میکنه ،دستای کوچیکش مشت میکنه میزاره به پهلوش بهم میگه :چرا رفتار غیر ورزشی داری آخه!!!!فقط با عشق نگاهش میکنم ،میگم بهش ببخش ! دلم ضعف رفت واسه واژه غیر ورزشی گفتنش.میگه : جدی باش دیگه !!!بعضی اوقات با دستای کوچیکش مچ پای منو میگیره که پام ب? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه مهمون ویژه
  • کلمات کلیدی کتاب ,میگه ,میکنه ,بازی ,فوتبال
آسمون ابری ،سرمای هوا ،ترجیحم نشستن روی سکوی تراس،موزیک داره پخش میشه (حجت اشرف زاده) ،داشتم فکر می به همین روزهام البته در سالقبل، وحتی سال های قلبتر ، این که برای چه چیزها دلم بی قرار بودو حالا،وحالا نسبت بـه آن ها بی تفاوتم.می دونید چی می خوام بگم؟ می خوام بگم که زیاداز «غصه های امروز دلتون نگیره» خیلی زود رنگ می بازه ، خیلی از بی قراری ها.+اولین روز هفته خوبی داشته باشید.+خبری از نور خورشید نیست ،تنها سرمای هوا حس میشه ،این موقع ها چای دارچین عجیب میچسبه. درسته زمستون اندازه پاییز دلبرنیست اما اونقدرها هم بد نیست.+همچنان باید انتظار بک? ...

اطلاعات

جمع ۳ نفری من و مامان بابا ،امشب ۴ نفری بود.پسته از بعدظهر مهمون خونه ما بود،به قول خودش ،مهمون ویژه.جدیدا علاقمند به فوتبال شده ،تمام وقت مشغول بازی فوتبال بودم باهاش، و یا تماشا کارتون فوتبالیست ها. موقع فوتبال با پسته ، دخترک شیطون درونم ، دلش شیطنت خواست،کمی سربه سرش گذاشتم ،واکنش پسته دیدنی بود.اخم میکنه ،دستای کوچیکش مشت میکنه میزاره به پهلوش بهم میگه :چرا رفتار غیر ورزشی داری آخه!!!!فقط با عشق نگاهش میکنم ،میگم بهش ببخش ! دلم ضعف رفت واسه واژه غیر ورزشی گفتنش.میگه : جدی باش دیگه !!!بعضی اوقات با دستای کوچیکش مچ پای منو میگیره که پام ب? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه مهمون ویژه
  • کلمات کلیدی کتاب ,میگه ,میکنه ,بازی ,فوتبال
آسمون ابری ،سرمای هوا ،ترجیحم نشستن روی سکوی تراس،موزیک داره پخش میشه حجت اشرف زاده ،داشتم فکر می به همین روزهایم در سالقبل، وحتی سال های قلبتر ، این که برای چه چیزها دلم بی قرار بودو حالا،وحالا نسبت بـه آن ها بی تفاوتم.می دونید چی می خوام بگم؟ می خوام بگم که زیاداز «غصه های امروز دلتان نگیرد» خیلی زود رنگ می بازد خیلی از بی قراری ها.+اولین روز هفته خوبی داشته باشید.+خبری از نور خورشید نیست ،تنها سرمای هوا حس میشه ،این موقع ها چای دارچین عجیب میچسبه. درسته زمستون اندازه پاییز دلبرنیست اما اونقدرها هم بد نیست.+همچنان باید انتظار بکشم،نتایج ...

اطلاعات

ی که جمعمون جمعِ ، ی که اونقدر صدای صحبت ها زیاده که صدا به صدا نمیرسه. ی که هیچ حواسش به گوشی یا تی وی نیست. ی که بازی های گروهی انجام میدیم. ی که بخاطر شیطنت پسته فندق ،خونه کلا زیر رو شده و انگار ز له اومده باشه .اون شب ها هر ثانیه هاش دوست دارم. دوست دارم ثانیه هاش میشد مثل پنیر پیتزا کشدار میشد یا فی و ثابت می موند.با وجود خستگی های طول روز.با وجود شیطنت پسته فندق ، این شب ها واسم قشنگه.بخوام ، از اوضاع ب خونه بگم ،باید کلی کلمه ردیف کنم که آشفتگی خونه را بگم. به شکل عجیبی ،پسته فندق همه جای خونه را نامرتب میکنن و شیطنت میکنن..یه نقطه مرت? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دورهمی
  • کلمات کلیدی هایی ,باشه ,میشم ,یادمون ,شیطنت ,خونه ,یادمون باشه ,دوست دارم
+یه موزیک فرستاد ، گفت:از اون آهنگاس که غم هم نداشته باشی غم دنیا اب میشه سرت.میگفت خودش کلی گریه کرده.میدونستم چرا گریه کرده ولی حرفی نزدم چون نخواستم حالش بدتر بشه.ایموجی خنده فرستاد ولی غم و گریه حس میشد از کلمه ها و واژه هاش.+ هندفری توگوشم اهنگ گوش میکنم و رد دونه دونه اشک روی صورتم ،همراه تیک تاک ساعت دیواری اتاق و تاریکی محض .چشمای اشکی صبحش بیاد میارم.( به وقت شب)+صبح بعد جلسه دیدمش ،قرمزی چشماش همه چی رو شهادت میداد .از غمشاز دلتنگیشنمیدونم چطور رفته بود جلسه با اون حالش.. گفت :۴ دی بود امروز ،روز آسمونی شدنش!!!(به وقت صبح)دنیام نابود م? ...

اطلاعات

بیخبر رفتم مطب،وقتی خواست بهش اطلاع بده مانع شدم و گفتم نه.منتظر می مونم کارش تمام بشه.آ ین ویزیت هم تمام شد .رفتم سمت در اتاقش.به آرومی چند ضربه به در زدم .اجازه ورود داد.درو باز ، با چشمای گرد شده از تعجب از پشت میز بلند شد. همدیگر را بغل کردیم. واسش سوال بود ،من اونجا چیکار میکنم!بهش گفتم:بدون اما و اگر و چرا، چند ساعتی را بامن باش .فکر فندق و خونه هم نباش.خندید گفت :خبریه؟؟گفتم:یعنی چند ساعت برای بودن با خواهرت تایم نداری ،گفت:من تمام ساعت روزم وقت دارم.گفتم:پس همه چی حله.زود کاراها تمام کن ،بریم.همون کافه دِنج که اولین بار با دوستام رفته بودم ? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه خواهرانه
  • کلمات کلیدی تمام ,تولد ,فندق ,گفتم ,تولد فندق ,برای تولد
یه وقتایی هست،باید با خودت خلوت کنی،صحبت کنی،یه جمع و تفریق بزنی ،ببینی تو زندگی چکاره ای...کارهای خوب و بدت را حساب کنی ببینی با خودت چند چند میشی!!چقدر محبت کردی...دست چند نفر گرفتی؟؟چند بار با حرفات به ی امید و اعتماد به نفس دادی؟؟یا تا حالا چه افرادی را دلگیر کردی و اعتماد به نفسش ، د کردی؟؟ و ته دلت گفتی آخیش حالش گرفتم!!! چقدر خوبی و زیبایی های یه نفر بهش گوشزد کردی؟؟گاهی باید خلوت کرد و فقط فکر کرد و فکر.فکر به همه چی...به اینکه کجای دنیا و زندگی وایسادی ..چقدر آدما دوست دارن...چقدر از نبودنت دلتنگ میشن...با خودت خلوت کنی و تصمیم های مهم بگیریم...بهامین ا ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه محاسبه فردی
  • کلمات کلیدی خودمون ,کنیم ,میشه ,چقدر ,خلوت ,زندگی ,کنیم بابت ,خودت خلوت
" گفت: داوری نکنید تا بر شما داوری نشود و حکم نکنید تا بر شما حکم نشود.چه بسیار انسان هایی که با سرزنش دیگران بیماری را به سوی خود کشانیده اند. آنچه را که انسان در دیگران سرزنش میکند، در واقع به سوی خودش جذب میکند...."+ متن از کتاب ،چهار اثر از فلورانس+ولادت حضرت عیسی

اطلاعات

می خواستم از کار قشنگ پسته بنویسم.میخواستم از مهمون کوچولو ب بنویسم ،شیطنت های قشنگ فندق.ولی ذهنم به سانحه و اتفاق امروزِ ،اتفاقی که علوم تحقیقات رخ داد.واژگونی اتوبوس ،کشته شدن چندین دانشجو و زخمی شدن یه عده دانشجو، خانواده هاشون :(+خدایا صبر

اطلاعات

  • مطالب مشابه حادثه
  • کلمات کلیدی
سوم دیبه مناسبت سالروز صدور اولین شناسنامه برای شخصی به نام «فاطمه ایرانی» در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی به عنوان روز ثبت احوال نامگذاری شده .یک قرن از روزی که مأموران اداره سجلات، برای ایرانیان نام های خانوادگی انتخاب د، گذشته.+آذرماه دو یادداشت مناسبتی از قلم افتاد.۲۵ آذر ولادت حسن عسگری و ۲۷آذر وفات حضرت معصومه.

اطلاعات

یکی دیگه از باور های غلط ،که بارها حتی قصه و موضوع وسریال ها هم بوده،مربوط میشه به گواهینامه نداشتن و با وجود نداشتن گواهینامه تصادفی صورت بگیره و منجر به قتل بشه.عموم مردم اینجور برداشت میکنن که الان قتل عمد و حکم ومجازاتشون قصاص!رانندگی بدون گواهینامه یه تخلف جداگونه اس که مجازات خاص ومربوط به خودش داره و فردی که بدون گواهینامه رانندگی کنه ،مجازات خاص خودش اعمال میشه.اگر بدون گواهینامه تصادفی صورت بگیره که منجر به فوت بشه و راننده مقصر باشه ،علاوه ب رداخت دیه، به حدااکثر دو سال حبس هم محکوم میشه .خیلی اوقات فرضا تصادفی که در بزرگراه ر? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دانستنی ها (این بار موضوع گواهینامه)
  • کلمات کلیدی گواهینامه ,تصادفی ,میشه ,راننده ,نداشتن ,رانندگی ,گواهینامه رانندگی ,محکوم میشه ,بدون گواهینامه ,صورت بگیره ,گواهینامه تصادفی
" گفت: داوری نکنید تا بر شما داوری نشود و حکم نکنید تا بر شما حکم نشود.چه بسیار انسان هایی که با سرزنش دیگران بیماری را به سوی خود کشانیده اند. آنچه را که انسان در دیگران سرزنش میکند، در واقع به سوی خودش جذب میکند...."+ متن از کتاب ،چهار اثر از فلورانس+ولادت حضرت عیسی خجسته باد.

اطلاعات

سوم دی، به مناسبت سالروز صدور اولین شناسنامه برای شخصی به نام «فاطمه ایرانی» در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی به عنوان روز ثبت احوال نامگذاری شده .یک قرن از روزی که مأموران اداره سجلات، برای ایرانیان نام های خانوادگی انتخاب د، گذشته.+آذرماه دو یادداشت مناسبتی از قلم افتاد.۲۵ آذر ولادت حسن عسگری و ۲۷آذر وفات حضرت معصومه.

اطلاعات

عادت به پیاده روی هر روز. چند روزی هر روز ۳ کیلومتر مسیر را قدم میزنم و میخوام به ۴ برسونم مسافت را.درست سر یه زمان و ساعت مشخص،پیاده روی روزانه من شروع میشه.بعضی روزها تنها و بعضی روزها مامان هم منو همراهی میکنه.تغییر فصل و شروع زمستون را میشه از سوز سرمایِ هوا و بی رمق شدن نور خورشید حس کرد.مثل امروز که عجیب سرد بود. انعکاس نور خورشید گرما بخش نبود.امروز کاپشن قهوای را پوشیدم و تمام مسیر دستام رو داخل جیبهاش مخفی. اخه هوا سرد بود و دستم سرمای هوا را نمی تونست تحمل کنه.چند روزی که آدمهای تکراری را در طی مسیر میبینم.انگار اونها هم دیدن هر روزه من و? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه سکانس زندگی
  • کلمات کلیدی سکانس ,مسیر ,زندگیم ,نمیشه ,بعضی ,می ,بعضی روزها
بین کانال های تلگرامی چرخ میزدم ،تا رسیدم به متنی که ،بنظرم ارزش بارها خوندن و فکر به کلمه کلمه متن را داره.نگران این نباش که زندگی ات زیر و رو شود !از کجا معلوم زیرِ زندگی ات بهتر از رویش نباشد ؟#الیف_شافاک+ بنظرم ، فقط کافی امید و ایمان و توکل بخدا ،دراوج لحظه سخت هم همراهمون باشه. دقت کردین ، خورشید قبل ازاینکه طلوع کنه،آسمون تاریکی محضِ،حکایت زندگی هامون هم ،حکایت طلوع خورشیدی که ،فقط ما از زمان طلوعش بیخبریم!!نگران تاریکی قسمت های از زندگی نباشیم ،خورشید آرزوهامون زود طلوع میکنه.

اطلاعات

ب ،یلدا بود. آ ین روز پاییز ،کوتاه ترین روز سال ،طولانی ترین شب سالاتمام زردی ها و شروع سفیدی ها .شب یلدا که 60 ثانیه طولانی بودنش میشه بهونه دورهمی ها. یلدا یکی از بهونه های دورهم بودن ما آدمهاس،یکی از مناسبت هایی که میشه دقایقی را بدون فکر به هر مشکل و گرفتاری ،حافظ خوانی کنی و انار دون شده برای خودت بریزی،داشت فراموش میشد بنویسم از هندونه های شب چله. فلسفه هندونه را نمیدونم چیه ،اما یلدای بدون هندونه حتی هندونه بی مزه و کال انگار یه چیزی کم داره! یلدا از اون ی که دلت میخواد زمان متوقف بشه ،دوست داری این لحظه های ثابت باقی بمونه. یلدا 97 ه? ...

اطلاعات

همین طور که از پله های مطب ص بالا میومدیم ،ساعت نگاه .ساعت ۱۹:۳۰ بود.سوالی از مامان پرسیدم امروز اس،نه؟؟به مامان گفتم :امروز خواهری مطب ،زنگ بزنم به اگه هنوز نرفته خونه ،بدون اطلاعش بریم غافل گیریش کنیم.مامان، موافق پیشنهادم بود.تماس گرفتم و از خواهری پرسیدم که تا کی مطب می مونه؟؟جواب داد تا نیم ساعت دیگه.جالب بود همینکه نزدیک درب مطب شدیم صدای پسته هم به گوش من خورد ،خواستم به مامان بگم صدای پسته ،که همزمان مامان هم همینو گفت.خانم داداشم و پسته هم اونجا بودن.ماجرا ازاین قرار بود که ،خانم داداشم دندون پزشکی رفته بود و چون داخل همون ساختمان? ...

اطلاعات

بین کانال های تلگرامی چرخ میزدم ،تا رسیدم به متنی که ،بنظرم ارزش بارها خوندن و فکر به کلمه کلمه متن را داره.نگران این نباش که زندگی ات زیر و رو شود !از کجا معلوم زیرِ زندگی ات بهتر از رویش نباشد ؟#الیف_شافاکفقط کافی امید و ایمان و توکل بخدا ،دراوج لحظه سخت هم همراهمون باشه. دقت کردین ، خورشید قبل ازاینکه طلوع کنه،آسمون تاریکی محضِ،حکایت زندگی هامون هم ،حکایت طلوع خورشیدی که ،فقط ما از زمان طلوعش بیخبریم!!نگران تاریکی قسمت های از زندگی نباشیم ،خورشید آرزوهامون زود طلوع میکنه.

اطلاعات

زندگی ،یعنی فراز و فرودزندگی یعنی حال خوب و حال بدزندگی یعنی در جریان بودننباید یادم بره خدا حواسش هست ،به من ،به زندگی .روزایی که حس میکنی همه چی برع ِ ،هرچیزی تورا از حال خوش دور میکنه،یه خوبی لابه لای همه این حالات تلخ وجود داره.اونم دیدن محبت و مهربونی آدمهای زندگیه...

اطلاعات

  • مطالب مشابه زندگی
  • کلمات کلیدی زندگی
همین طور که از پله های مطب ص بالا میومدیم ،ساعت نگاه .ساعت ۱۹:۳۰ بود.سوالی از مامان پرسیدم امروز اس،نه؟؟به مامان گفتم :امروز خواهری مطب ،زنگ بزنم به اگه هنوز نرفته خونه ،بدون اطلاعش بریم غافل گیریش کنیم.مامان، موافق پیشنهادم بود.تماس گرفتم و از خواهری پرسیدم که تا کی مطب می مونه؟؟جواب داد تا نیم ساعت دیگه.جالب بود همینکه نزدیک درب مطب شدیم صدای پسته هم به گوش من خورد ،خواستم به مامان بگم صدای پسته ،که همزمان مامان هم همینو گفت.خانم داداشم و پسته هم اونجا بودن.ماجرا ازاین قرار بود که ،خانم داداشم دندون پزشکی رفته بود و چون داخل همون ساختمان? ...

اطلاعات

میدونی دلبر ..یکشنبه ۲۵ آذر ماه ، که رفتم شهر کتاب و بین قفسه های کتاب ها چرخ میزدم و کتاب های را به دست میگرفتم و چند دقیقه نگاه می ، چشمم خورد به یه عالمه دفتر یادداشت رنگی ، با گٌلای زرد و قرمز*.* ازونا که نیم وَجبیای دبستانی با خودشون میبرن مدرسه و ذوق داشتنش دارن.انقَدِ دلم خواستِش که فکر شٌدم یکی از اون نیم وجبیایی دبستانی !!پرسیدم چنده آقا؟! گفت فٌلان قَدر...گرون نبود اما ن یدمش ،میدونی چرا ن یدمش؟؟!!! چون اینجوری داشتنش بهم نمی چسبید . این دفتر یادداشت رنگی رنگی رو ، باید یکی از روزای پاییزی که بوی خاک بارون خُرده تمام فضای آسمون پر کرده ، ...

اطلاعات

به خودت میای که ساعت ها فکر و خی در پرواز بوده. فکر میکنی به موضوعی که در رویاهات هم نبوده.به موضوع وماجرایی ،که اتفاقی و بدون اراده خودت رقم خورده.به اتفاقی فکر میکنی، به تقدیری که ازش بی خبری!فکر میکنی به اتفاقاتی که تصادفا بدون خواست خودت رخ میده.به سرانجام.به اینکه چه خواهد شد.به ناشناخته ای که مدام در ذهنت چرخ میزنه.فکررمیکنی به ناشناخته ای که به تازگی شناخته شده.فکرفکرفکرنفست گاهی حبس میشه ،یه نفس عمیق راه حل زندگیه.ابرهای سفید و زیادی دور سرت چرخ میزنه و تو نمیدونی چی میشه!زمان هم کند میگذره،خیلی کند!

اطلاعات

  • مطالب مشابه ذهن شلوغ
  • کلمات کلیدی خودت
از اون ها بود که دوست دارم دوباره نگاه کنم!با تمام لحظه لحظه اشک ریختم و گریه . لبریز از احساس بود.کاش میشد شبیه کلارک بود،دختری که با همه دیونگی هاش ،زندگی بخش بود.+ me.before you+یکی از قشنگ ترین دیالوگ های .... تنها چیزی هستی که باعث میشه ،بخوام روزا از خواب بیدار بشم....

اطلاعات

کمک مامان،پشت میز دایره ای شکل وسط آشپزخونه نشستم و دارم پیاز د میکنم.اینبار پیازها تند نیست ،اینبار اشک هام بهانه ای پیاز های لعنتی تند نبود ولی بهونه خوبی بود برای سرازیر شدن اشک هام.چشمان خیس اشک و دریغ از تند بودن یک پیاز،کمی عجیب بود!هوای حوصله ام بارانیست.+خدایا بعضی اوقات جواب معادلات زندگی برام سخته،درحد توان من نیست.+خدایا میشه منو ببینی.میدونم می بینی ،منظورم بیشتر نگام کن.

اطلاعات

این روزا ذهنم حس درگیره. سکوتم ولی ذهنم در حال رد و بدل شدن هزاران فکر و فکر و فکر!نقاشی ذهنم میشه کشیدن اون ابرهای سفید بالای سرم !!!روزهای پایانی پاییز و من...

اطلاعات

  • مطالب مشابه من
  • کلمات کلیدی ذهنم
به خودت میای که ساعت ها فکر و خی در پرواز بوده. فکر میکنی به موضوعی که در خواب هم ، بهش بی توجه بودی!به موضوع وماجرایی ،که اتفاقی و بدون اراده خودت رقم خورده.به اتفاقی که فکر میکنی در تقدیرت ،سرانجامش چی میشه!فکر میکنی به اتفاقاتی که تصادفا بدون خواست خودت رخ میده.به سرانجام.به اینکه چه خواهد شد.به ناشناخته ای که مدام در ذهنت چرخ میزنه.فکررمیکنی به ناشناخته ای که به تازگی شناخته شده.فکرفکرفکرنفست گاهی حبس میشه ،یه نفس عمیق راه حل زندگیه.ابرهای سفید و زیادی دور سرت چرخ میزنه و تو نمیدونی چی میشه!زمان هم کند میگذره،خیلی کند!

اطلاعات

دعوت شدم به چالش"چالش دست خط" ماجرای چالش به این صورت که، متنی به دلخواه خودمون وبه خط خودمون بنویسیم.+مشابه همین چالش ،حدودا ی ال پیش من شرکت کرده بودم،چالش قشنگیه.(خیلی جالبه من دیروز 19 اذر 97 به چالش دست خط از طرف وبلاگ آقا مسعود دعوت شدم . دقیقا 19 آذر 96 چنین چالشی از طرف فرانک دعوت شده بودم ) تکرار تاریخ ها خیلی جالبه*.*+اولین چالش دست خط

اطلاعات

هفت روزی میشه ،حوالی بعدظهر که خورشید خودنمایی میکنه و نورش نیمی از گل های شمعدونی مامان را نوازش میده. مانتو پاییزم رو میپوشم ، شالم رو سر میکنم ، بند کتونی هام محکم میبندم ،هندفری ها به گوش میزارم ، قدم شمار گوشیم فعال میکنم و میرم پیاده روی.بعضی روزها مامان هم با من همراه میشه و بعضی روزها تنها .خورشید خیلی اوقات مثل امروز، قایم موشک بازی میکنه و خودش بین ابرها پنهان ،بعد دوباره سَرک میکشه و مسیر رو به رو ی ِ من ، با نور خورشید انگار گرم تر میشه.قدم میزنم ومیرم سمت پارک دِلبر نزدیک خونه .تمام روزهای باقیمونده پاییز نمیخوام از دست بدم ،ه ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه پیاده روی پاییزی
  • کلمات کلیدی میکنم ,میشه ,پیاده ,پیرمرد ,تمام ,انگار ,پیرمرد تنها ,بعضی روزها
مدتیه سعی میکنم از دیگران درس یاد بگیرم.درس زندگی.وجود هر آدمی حداقل ، یه رفتار قشنگ هست که خاص ترینِ ؛حتی از لابه لای نوشته های شما، من خوبی هاتون را کشف میکنم ، در وجود خودم و زندگی سعی میکنم پیاده کنم.کار قشنگ و خوبِ آدمای دور و بَرم میشه الگو که خودمم انجام بدم.کار یا رفتاری که بنظرم انگیزه و حس مثبتی نداره، خودم انجام ندم و اگه تو وجودم بوده دیگه تکرارش نکنم.رفتاری که انتظار دارم افراد دنیای ِ من انجام بِدن ،خودمم در قبال افراد زندگیم اِعمال کنم.بعضی وقتا هم خودمو چک میکنم ، ویدئو چک از رفتار خودم ،ببینم شبیه اونایی نشم که رف? ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه درس زندگی
  • کلمات کلیدی انجام ,میکنم
بنظر من،آدما نون دلشون میخورن .هرچی ام تلاش کنی و جون بِکنی ،وقتی خوش قلب نباشی ،وقتی نتونی از شادی دیگران خوشحال بشی،وقتی نتونی دلتو صاف کنی وخودتو جای دیگران بزاری و تلاش نداشته باشی که دیگران را درک کنی ،به هیچ جا و جایگاهی نمیرسی.باورکنیم زمین و دنیایِ خدا اونقدرررر بزرگه که هیچ با پیشرفت و موفقیت نمیتونه جای مارا پر کنه.باور کنیم اونقدررر نعمت های دنیا فراوونه ، ی نمیتونه حق دیگری برداره.باور کنیم ،وقتی حال همه آدما دنیا خوب باشه،حال ماهم خوبتر میشه.اگه هر آدمی را موفق دیدیم ،یادمون باشه اون تلاش کرده،یه شبه نرسیده به جایگاهی ? ...

اطلاعات

ع ی از خودش فرستاده و نوشته بنظرت این سِت و رنگ لباس قشنگه؟؟واسش نوشتم عالیه.نوشته،مطمئنی؟؟من سلیقه و نظرت خیلی قبول دارم ،واقعا خوبه بهامین؟؟مجدد ع چک و نوشتم :بله واقعا ....+حس خوبیه از نظرت به عنوان انتخاب و نظر سنجی نهایی استفاده بشه*.*

اطلاعات

  • مطالب مشابه نظر
  • کلمات کلیدی
مدتیه سعی میکنم از دیگران درس یاد بگیرم.درس زندگی.وجود هر آدمی حداقل ، یه رفتار قشنگ هست که خاص ترینِ ؛حتی از لابه لای نوشته های شما، من خوبی هاتون را کشف میکنم ، در وجود خودم سعی میکنم پیاده کنم.کار قشنگ و خوبِ آدمای دور و بَرم میشه الگو که خودمم انجام بدم.کار یا رفتاری که بنظرم انگیزه و حس مثبتی نداره، خودم انجام ندم و اگه تو وجودم بوده دیگه تکرارش نکنم.رفتاری که انتظار دارم افراد دنیای ِ من انجام بِدن ،خودمم در قبال افراد زندگیم اِعمال کنم.بعضی وقتا هم خودمو چک میکنم ، ویدئو چک از رفتار خودم ،ببینم شبیه اونایی نشم که رفتارشون خو ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه درس زندگی
  • کلمات کلیدی انجام ,میکنم
ع ی از خودش فرستاده و نوشته بنظرت این سِت و رنگ لباس قشنگه؟؟واسش نوشتم عالیه.نوشته،مطمئنی؟؟من سلیقه و نظرت خیلی قبول دارم ،واقعا خوبه بهامین؟؟مجدد ع چک و نوشتم ، بله واقعا عالیه.+حس خوبیه از نظرت به عنوان انتخاب و نظر سنجی نهایی استفاده بشه*.*

اطلاعات

  • مطالب مشابه نظر
  • کلمات کلیدی

آخرین جستجو ها