من یک نویسنده هستم.

1-مرد بدون خاصیت-روبرت موزیل 2-مرد نامرئی-هربرت جرج و.-خوندم 3-مدیر مدرسه-جلال آل احمد-خوندم 4-مرغ دریایی-آنتوان چخوف 5-مسخ-فرانتس کافکا-خوندم 6-مادر-ماگسیم گورکی 7-من او-رضا . خانی-خوندم عاالیه 8-مدار صفر درجه-احمد محمود-سه جلد-سریالش ساخته شد با بازی شهاب حسینی 9-مائده های زمینی-آندره ژید-خوندم،شبیه مناجات های خواجه عبدالله انصاریه منتها اروپاییش 10-من زنده ام-معصومه آباد-خوندم دردناکه 11-میوه های زمین-کنوت هامسون-نوبل 12-مرگ در ونیز-توماس مان-نوبل 13-موش ها و آدم ها-جان اشتاین بک-برنده ی نوبل-خوندم عالب یه 14-مریخی-. ویر-رمان پرمخاطب 15-مشت بر پوست-هوشنگ ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه معرفی کتاب-سری7
  • کلمات کلیدی خوندم ,نوبل ,نامه ,کرمانی ,هوشنگ ,مرادی ,مرادی کرمانی ,هوشنگ مرادی ,نوبل خوندم ,هوشنگ مرادی کرمانی
1-و .ی نماند جزما-کالین هوور-عاشقانه ترین رمان 2016-خوندم خیلی قشنگه 2-وراجی روی نیل-نجیب محفوظ-نوبل 3-و این حقیقت-سال بلو 4-وقتی بزرگ بودیم-آن تایلر 5-همه چیز فرو میپاشد-چینوا آچه به-خوندم فوق العاده است-ادبیات آفریقا 6-هزار و یکشب-نویسنده :نا مشخص-جلد اولشو خوندم 7-هاکلبری فین-مارک تواین-کت. جنجالی-خوندم عالیه 8-همسایه ها-احمد محمود 9-ه.ت-جی آر آر تالکین-پر فروش-.ش ساخته شد قسمت اول ارباب حلقه هاست 10-هوس های امپراطور-هنریک سینکیوویچ-نوبل 11-هفت عادت انسان های موفق-استفن کووی-پرفروش سال2016 12-هزار خورشید تابان-خالد حسینی 13-همه مردان پادشاه-رابرت پن وارن-برن?...

اطلاعات

بابا اگر میخواست هم نمیتوانست با اسب بیاید مادر کیف7سالگیم را برای خواهرم کوک زد پلک مهت. هم پرید خدا کند شمع فروشها زنده بمانند خس خس خس نفسهای کشدار صورتی به جان عروسکهایم اگر میدانستم قلب خواهرم نشت کرده است تازه دیروز فهمیدم گلهای پیراهنش قرمز نیست....!!!!

اطلاعات

یه سوال؟ اگه ببینی یه دختر و پسر جوون توی پارک عمومی دارن بی خیال همو میبوسن چیکار میکنی؟ احساس میکنم این سوال ابعاد زیادی داره مثلا اینکه: -اگه مذهبی باشی و گیر بدی به مذهبت توهین میکنن و بهت میگن امل -اگه بگی خوبیت نداره میگن جامعه آزاده و دیگه کی به این چیزا اهمیت میده -اگه ساده بگذری و بری حس گناه پیدا میکنی -اگه تعجب کنی میگن بدبخت ندیده -اگه تعجب نکنی میگن فساد شده میدونی....یه سری چیزا حتی اگه درست و دوست داشتنی هم باشه ولی اگه بخواد یدفه ای اتفاق بیفته جامعه آمادگی پذیرشش رو نداره....این جور مواقع نمیدونم باید چه نظری داشته باشم.... مامان مرخص شد...

اطلاعات

چه فرقی میکند تو را شما بنامم و و شما را تو؟! در هرحال تو تویی و فرق . یک شمای خشک و خالی ست.... دست بردار از تکرار و دست بکش روی خلاقیت و فکر کن تنها یک دیوار فاصله ست بین خورشید و لامپ های مهت. و فکر کن دیروز تخم نیلوفر در چشمهای تو کاشته شد.. دست بکش روی حیات و زندگی را زندگی کن و حتی یادت نباشد تو تویی و من من و فوت کن به چشم ها و فوت کن به گیلاس ها و فوت کن به تخم نیلوفر و بگذار نفرین یک درخت ترا زمین گیر کند بین علف ها و گلها و .ها و داد بکش سر زمین و داد بکش سر همه ی کلاغ ها و داد بکش سر پروانه ها و مطمئن باش خورشید باز طلوع میکند و تو بیست بار دی?...

اطلاعات

مامیکو عمل شد!این پست بر صندلی بغل تختی مامان نوشته میشود...???? دیروز صبح اومدیم بیمارستان...شب قبلش زیاد نخو.ده بودم و خمار بودم...تا اومدم افتادم رو تخت بستری مامان ...همراه اون یکی بیمار اتاقمون به مامان گفت :همراهتون خسته بودن؟!!....بله دیگه مریم خونه تنها بود...همش زنگ میزد ماماااااان دلم برات تنگ شدهههه... هیچ .ی هم اینورا پیدا نشد یهو مثل این رمانای آبکی عاشق دلخسته ی من بشه...فقط یه پسر بچه ی عنونه ی ابت. مونده بود پیش بابابزرگش که معلوم بود زود هنگام به سن بلوغ رسیده ....چون همش دور و بر من و همراه هم اتاقیه مامان بود....شب هم اینقد خسته بودم مامانو .-کش . و...

اطلاعات

1-مرد بدون خاصیت-روبرت موزیل 2-مرد نامرئی-هربرت جرج و.-خوندم 3-مدیر مدرسه-جلال آل احمد-خوندم 4-مرغ دریایی-آنتوان چخوف 5-مسخ-فرانتس کافکا-خوندم 6-مادر-ماگسیم گورکی 7-من او-رضا . خانی-خوندم عاالیه 8-مدار صفر درجه-احمد محمود-سه جلد-سریالش ساخته شد با بازی شهاب حسینی 9-مائده های زمینی-آندره ژید-خوندم،شبیه مناجات های خواجه عبدالله انصاریه منتها اروپاییش 10-من زنده ام-معصومه آباد-خوندم دردناکه 11-میوه های زمین-کنوت هامسون-نوبل 12-مرگ در ونیز-توماس مان-نوبل 13-موش ها و آدم ها-جان اشتاین بک-برنده ی نوبل-خوندم عالب یه 14-مریخی-. ویر-رمان پرمخاطب 15-مشت بر پوست-هوشنگ ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه معرفی کتاب-سری7
  • کلمات کلیدی خوندم ,نوبل ,نامه ,کرمانی ,هوشنگ ,مرادی ,مرادی کرمانی ,هوشنگ مرادی ,نوبل خوندم ,هوشنگ مرادی کرمانی
خواستگار اومد!! ساعت 10صبح یکی زنگ زد به گوشیم گفت مامانت هست؟ گفتم بله شما؟گفت یه چیزی میخام بش بگم گوشیو میدی بهش؟ (نامرد اگه با مامانم کار داشتی خب به جای اینکه شماره ی منو پیدا کنی شماره ی اونو پیدا میکردی) گفتم گوشی! خلاصه اینکه مامان گفت ساعت 4مامانه بیاد ببینیم چی میگه.. تا فهمیدم چی شده گفتم من که نمیام پایین همین مریمو نشون بده...حدس میزدم یکی میاد ببینه بین دوتا دختر کدومشون خوشگل موشگل تره،منم که زشتم پس می مونه مریم دیگه.. میدونی یه چیزی شبیه .ید مداد از لوازم تحریریه... خلاصه اینکه ساعت 4:30مادر شوهر آینده مریم اومد...مریم هم کلی خوشگل کرد و رف...

اطلاعات

1-مرد بدون خاصیت-روبرت موزیل 2-مرد نامرئی-هربرت جرج و.-خوندم 3-مدیر مدرسه-جلال آل احمد-خوندم 4-مرغ دریایی-آنتوان چخوف 5-مسخ-فرانتس کافکا-خوندم 6-مادر-ماگسیم گورکی 7-من او-رضا . خانی-خوندم عاالیه 8-مدار صفر درجه-احمد محمود-سه جلد-سریالش ساخته شد با بازی شهاب حسینی 9-مائده های زمینی-آندره ژید-خوندم،شبیه مناجات های خواجه عبدالله انصاریه منتها اروپاییش 10-من زنده ام-معصومه آباد-خوندم دردناکه 11-میوه های زمین-کنوت هامسون-نوبل 12-مرگ در ونیز-توماس مان-نوبل 13-موش ها و آدم ها-جان اشتاین بک-برنده ی نوبل-خوندم عالب یه 14-مریخی-. ویر-رمان پرمخاطب 15-مشت بر پوست-هوشنگ ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه معرفی کتاب-سری7
  • کلمات کلیدی خوندم ,نوبل ,نامه ,کرمانی ,هوشنگ ,مرادی ,مرادی کرمانی ,هوشنگ مرادی ,نوبل خوندم ,سریالش ساخته ,هوشنگ مرادی کرمانی
خواستگار اومد!! ساعت 10صبح یکی زنگ زد به گوشیم گفت مامانت هست؟ گفتم بله شما؟گفت یه چیزی میخام بش بگم گوشیو میدی بهش؟ (نامرد اگه با مامانم کار داشتی خب به چای اینکه شماره ی منو پیدا کنی شماره ی اونو پیدا میکردی) گفتم گوشی! خلاصه اینکه مامان گفت ساعت 4مامانه بیاد ببینیم چی میگه.. تا فهمیدم چی شده گفتم من که نمیام پایین همین مریمو نشون بده...حدس میزدم یکی میاد ببینه بین دوتا دختر کدومشون خوشگل موشگل تره،منم که زشتم پس میمونه مریم دیگه.. میدونی یه چیزی شبیه .ید مداد از لوازم تحریریه... خلاصه اینکه ساعت 4:30مادر شوهر آینده مریم اومد...مرسم هم کلی خوشگل کرد و رف

اطلاعات

خورشید را می.م فقط برای تو میگذارم توی جیبم تا فردا بزنم به موهایت فردا به تو میگویم چقدر دوستت دارم فردا تو می فهمی فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت؛میدانم آخ ،فردا راستی چرا فردا نمیشود؟ این شب چقدر طول کشیده چرا آفتاب نمیشود؟ یکی نیست بگوید خورشید کدام گوری رفته؟!

اطلاعات

چه ماهرانه سروده میشوند اشعار بی مفهوم و چشمهایم از تپش ثانیه ها روی ی ع.های تو تیر خلاص میخورد چه انکار دلنشینی و چه نقض صادقانه ای استدلال نخواستن تو.....!!!!!!

اطلاعات

1-ترکیب طبایع چو بکام تو دمی است رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است با اهل .د باش که اصل تن تو گردی و نسیمی و شراری و دمی است 2-در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش از دسته ی هر کوزه برآورده .وش صد کوزه گر و کوزه . و کوزه فروش 3-قومی متفکرند اندر ره دین قومی بگمان فتاده در راه یقین می ترسم از آنکه بانگ آید روزی کای بیخبران راه نه آن است و نه این 4-این کوزه چو من عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده است این دسته که بر گردن او میبینی دستی است که بر گردن یاری بو ده است 5-یک جرعه ی می ز ملک کاووس بهست از تخت قباد و ملکت طوس بهست

اطلاعات

1-در سخن با دوستان آهسته باش تا ندارد دشمن خونخوار گوش پیش دیوار آنچه گویی هوش دار تا نباشد در پس دیوار گوش 2-شمشیر نیک از آهن بد چون کند .ی نا. به تربیت نشود ای حکیم . باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خس 3-درخت کرم هرکجا بیخ کرد گذشت از فلک شاخ و بالای او گر امیدواری کزو برخوری بمنت منه اره بر پای او 4-دوران بقا چو باد صحرا بگذشت تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت پنداشت ستمگر که جفا بر ما کرد در گردن او بماند و بر ما بگذشت 5-شخصی همه شب بر سر بیمار گریست چون روز برامد بمرد و بیمار بزیست 6-بشوی ای .دمند از آن دوست دست...

اطلاعات

1-کافه پیانو-فرهاد جعفری-خوندم زیاد خوشم نیومد...شبیه وبلاگ نویسیه 2-کتاب جنگل-رودیارد کیپلینگ-نوبل 3-کشکول-شیخ بهایی 4-گتسبی بزرگ-اسکات فیتس جرارد-خوندم اصلن خوشم نیومد...نمیدونم چرا همه ازش تعریف میکنن 5-گور به گور-ویلیام فالکنر-نوبل 6-گرسنگی-کنوت هامسون-نوبل-خوندم عالیه 7-گیله مرد-بزرگ علوی-خوندم 8-گیتانجالی-ر.ندرانات تاگور-نوبل-ادبیات هند 9-گوریل پشمالو-یوجین اونیل-نوبل 10-گردان قاطرچی ها-داوود .یان-خوندم 11-گرسنگی و ابریشم-هرتا مولر 12-گرسنگی مقدس-بری آنس ورث-برنده ی بوکر من 13-لولیتا-ولادمیر ناباکوف 14-لرد جیم-جوزف کنراد 15-لبخند انار -هوشنگ مرادی ک...

اطلاعات

1-کافه پیانو-فرهاد جعفری-خوندم زیاد خوشم میومد...شبیه وبلاگ نویسیه 2-کتاب جنگل-رودیارد کیپلینگ-نوبل 3-کشکول-شیخ بهایی 4-گتسبی بزرگ-اسکات فیتس جرارد-خوندم اصلن خوشم نیومد...نمیدونم چرا همه ازش تعریف میکنن 5-گور به گور-ویلیام فالکنر-نوبل 6-گرسنگی-کنوت هامسون-نوبل-خوندم عالیه 7-گیله مرد-بزرگ علوی-خوندم 8-گیتانجالی-ر.ندرانات تاگور-نوبل-ادبیات هند 9-گوریل پشمالو-یوجین اونیل-نوبل 10-گردان قاطرچی ها-داوود .یان-خوندم 11-گرسنگی و ابریشم-هرتا مولر 12-گرسنگی مقدس-بری آنس ورث-برنده ی بوکر من 13-لولیتا-ولادمیر ناباکوف 14-لرد جیم-جوزف کنراد 15-لبخند انار -هوشنگ مرادی ک...

اطلاعات

1-چمدان-بزرگ علوی 2-چکمه-هوشنگ مرادی کرمانی 3-چشمان همیشه هشیار-جویس کرول اتس-خوندم قشنگه 4-چنین گفت زرتشت-نیچه 5-خانه ی قانون زده-چار. دیکنز 6-خانه عروسک-هنریک ایبسن 7-خداوندگار مگس ها-ویلیام گلدینگ-نوبل-خوندم عالی 8-خمره-هوشنگ مرادی کرمانی 9-خداحافظ گاری کوپر-رومن گاری 10-دیوید کاپرفیلد-چار. دیکنز-خوندم 11-دلبند-تونی موریسون-نوبل-پولیتزر 12-دنیای قشنگ نو-آلدوس ها.لی-خوندم تخیلیه و عالی 13-دختری در قطار-پائولا هاوکینز-پرفروش 14-. جان ناپلئون-ایرج پزشک زاد 15-دن کیشوت-سروانتس 16-. ژیگوا-بوریس پاسترناک 17-دنیای جدید را نجات بده-آلدوس ها.لی-جنجالی 18-داش آکل-ص...

اطلاعات

  • مطالب مشابه معرفی کتاب-سری4
  • کلمات کلیدی خوندم ,عالی ,دنیای ,پرفروش ,پولیتزر ,نوبل ,احمد محمود ,عالی عالی ,آلدوس ها.لی ,خوندم عالی ,مرادی کرمانی ,هوشنگ مرادی کرمانی
خودکشی با سیانور یا قرص برنج بدترین و دردناکترین نوع خودکشیه...وقتی .ی قرص برنج میخوره اولش هیچ دردی رو احساس نمیکنه ولی بعد از یک ساعت که قرص در معده باز بشه اونوقت فرد مورد نظر از کارافتادن تمامی ارگانهای داخلیشو با تموم وجود احساس میکنه و با درد وحشتناکی میمیره.....گاهی ما آدمها هم بدون اینکه بدونیم تموم عمرمون رو در حال مصرف تدریجی سیانور هستیم،این سم کلمه نام داره....کلمات در وجودمون تلنبار میشن ....رنج فریاد کشیدن در ما تبدیل به توده ی بزرگی میشه که کم کم استخون های مارو درهم میشکنه اونم در حالی که کاملا هوشیاریم....من میخونم...مینویسم...سعی میکنم فرام...

اطلاعات

1-هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه کنون که مست و .ابم صلاح بی ادبیست 2-مستور و مست هر دو چون از یک قبیله اند ما دل به عشوه ی که دهیم اختیار چیست 3-راز درون . چه داند فلک خموش ای مدعی نزاع تو با . دار چیست 4-زاهد . کوثر و حافظ پیاله خواست تا در میانه خواسته ی کردگار چیست 5-بیار باده که رنگین کنیم جامه ی زرق که مست جام غروریم و نام هشیاریست 6-باده ی لعل لبش کز دل من دور مباد راح روح که و پیمان ده پیمانه ی کیست 7-زاهد خلوت نشین دوش به میخانه رفت از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه رفت 8-هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ...

اطلاعات

همیشه برام سوال بوده که آدما چطور میمیرن و در لحضه ی مرگ چه احساسی دارن....دردی دارن یا هرچیزی رفتم و راجبش یکم تحقیق .....فوق العاده بود ... تجربه ی نزدیک به مرگ یک تجربه ی شخصیه که شامل: -احساس .وج از بدن -احساس شناور بودن -سکوت کامل -احساس امنیت و گرما -تجربه ی از هم پاشیدگی -دیدن تونل -دیدن نور -دیدن بستگان فوت شده -مرور خاطرات دوران زندگی -احساس بازگشت به بدن همراه با بی میلی.... این پدیده در هنگام فرا رسیدن احتمالی یک مرگ قریب الوقوع برای انسان رخ میده حالا چه .ایی دچار این تجربه میشن: -.ایی که ایست قلبی دارن -دچار شوک شدن -خونریزی هنگام وضع حمل -عوارض...

اطلاعات

1-یک روز ز بند عالم آزاد نیم یکدم زدن از وجود خود شاد نیم شاگردی روزگار . بسیار در کار جهان هنوز . نیم 2-بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی سرمست بدم چو . این اوباشی با من بزبان حال میگفت سبو من چون تو بدم تو نیز چون من باشی 3-قانع بیک استخوان چو کر. بودن به زانکه طفیل خوان هر. بودن با نان جوین خویش حقا که خوش است کالوده به پالوده ی هر خس بودن 4-ای دل غم این جهان فرسوده مخور ببهوده نه ای غمان بیهوده مخور چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش و غم بوده و نابوده مخور 5-گر می نخوری طعنه مزن مستان را بنیاد مکن تو حیله دوستان را تو غره بدان نشو که می مینخوری ص...

اطلاعات

اسم من شیرینه،22سالمه و نویسنده ام....عاشق داستانای عشقولانه ام وهمچنین اسب سفید و ...حالا باقیه داستانا... واسه ی همین هی مینویسم و مینویسم تا قلمم از ریقونه بودنشون در بیاد ،هرچند که دوستام همش به نوشته هام میگن زر مفت...ولی مهم نیست ....حتی اگه شده برای صدمین بار پا میشم از اول شروع میکنم....منم دیگه.... اولین داستانم رو وقتی نوشتم که 12سالم بود...وای خدا با توهم اینکه پسر. ام عاشقم شده چهار سال تموم بعدشو داشتم زر مفت مینوشتم....بعدشم که آقا رفت پی زندگیش ....واقعن باورم نمیشه....بعد اون همه داستانایی که واسش بافته بودم...ولی بازم مهم نیست...دو ماه بعد از ش.ت عشقیم ...

اطلاعات

1-چمدان-بزرگ علوی 2-چکمه-هوشنگ مرادی کرمانی 3-چشمان همیشه هشیار-جویس کرول اتس 4-چنین گعت زرتشت-نیچه 5-خانه ی قانون زده-چار. دیکنز 6-خانه عروسک-هنریک ایبسن 7-خداوندگار مگس ها-ویلیام گلدینگ-نوبل 8-خمره-هوشنگ مرادی کرمانی 9-خداحافظ گادی کوپر-رومن گاری 10-دیوید کاپرفیلد-چار. دیکنز 11-دلبند-تونی موریسون-نوبل-پولیتزر 12-دنیای قشتگ نو-آلدوس ها.لی 13-دختری در قطار-پائولا هاوکینز-پرفروش 14-. جان ناپلئون-ابرج پزشک زاد 15-دن کیشون-سروانتس 16-. ژیگوا-بوریس پاسترناک 17-دنیای جدید را نجات بده-آلدوس ها.لی-جنجالی 18-داش آکل-صادق هدایت 19-داستان یک شهر-احمد محمود 20-درخت انجی

اطلاعات

  • مطالب مشابه معرفی کتاب-سری4
  • کلمات کلیدی پرفروش ,دنیای ,پولیتزر ,نوبل ,احمد محمود ,آلدوس ها.لی ,چار. دیکنز ,مرادی کرمانی ,هوشنگ مرادی ,هوشنگ مرادی کرمانی
1-یک روز ز بند عالم آزاد نیم یکدم زدن از وجود خود شاد نیم شاگردی روزگار . بسیار در کار جهان هنوز . نیم 2-بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی سرمست بدم چو . این اوباشی با من بزبان حال میگفت سبو من چون تو بدم تو نیز چون من باشی 3-قانع بیک استخوان چو کر. بودن به زانکه طفیل خوان هر. بودن با نان جوین خویش حقا که خوش است کالوده به پالوده ی هر خس بودن 4-ای دل غم این جهان فرسوده مخور ببهوده نه ای غمان بیهوده مخور چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش و غم بوده و نابوده مخور 5-گر می نخوری طعنع مزن مستان را بنیاد مکن تو حیله دوستان را تو غره بدان نشو که می مینخوری ص...

اطلاعات

سکوت! علامت رضاست... علامت اینه که حرف شما سنده سکوت....! اما بعضی وقتا یعنی:من حرف نمیزنم چون جواب ابلهان خاموشیست....من چیزی نمیگم تا تو زودتر ور وراتو تموم کنی...من .تم چون حرفی برای گفتن ندارم...من کلامی نمیگم چون تو لایق هم صحبتی با من نیستی... سکوت...باعث ایجاد جنگهاست...چون بدون حرف چشم ها شروع به صحبت میکنن...جوشش نفرت در . اتفاق میفته...کم کم جاشو بزرگتر میکنه تا جایی که دیگه قلب جایی برای اون همه نفرت پیدا نمیکنه و لبریز میشه و اونوقته که جنگ اتفاق میفته و ج. و ج. و ج. برای سالهای طولانی ... و همه ی اینا میتونست صورت نگیره اگه من همون موقع داد میکشیدم و میگ

اطلاعات

1-چو کردی با کلوخ انداز پیکار سرخود را به نادانی ش.تی چو تیر انداختی بر روی دشمن چنین دان کاندر آماجش نشستی 2-خامشی به که ضمیر دل خویش با .ی گفتن و گفتن که مگوی ای حکیم آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد نتوان بستن جوی 3-هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد ل. عیب تو پیش دگران خواهد برد 4-چند گویی که بد.ش و حسود عیبجویان من مسکینند گه بخون ریختنم برخیزند گه به بد خواستنم بنشینند نیک باشی و بدت گوید خلق به که بد باشی و نیکت بینند 5-ندهد هوشمند روشن رای به فرومایه کارهای خطیر بوریاباف اگرچه بافنده ست نبرندش به کارگاه حریر 6-لاف س.نجگی و دعوی مردی بگذار عاجز ن

اطلاعات

مردم میگن "این کیه که با پنجه ی کثیفش گلوی منو فشار میده و نمیزاره نفس بکشم؟کیه که چراغا رو خاموش کرده و نمیزاره که ببینم؟ای وای خدایا اون کیه که داره عمر منو کوتاه میکنه....؟!" دوستان لطفا برای یه دقیقه چراغا رو روشن کنید!مرسی ببین مردم عزیز ،اون .ی که در واقع ..ه ات رو گرفته دستای خودته....حالا راحت باش.... در هفته ی جاری من و فرش جانم به اتاق طبقه ی بالا نقل مکان کردیم،احساس میکنم خیلی آزار دهنده شده بودم،هرچند که برام سخت بود ،رفتم تا عزیزامو نرنجونم... چندتا کتاب خیلی خوب خوندم،"بادبادک باز"اثر نویسنده ی افغان خالد حسینی،"و .ی نماند جز ما"اثر کالین هو...

اطلاعات

حقیقت محض:من ترسو ترین آدمیم که تو عمرم دیدم.... بالا.ه امروز خانم"ط"رو دیدم.من و سمیه سرزده و یواشکی رفتیم دفترش ،من توی راه پله ها بودم به سمیه گفتم در بزن،تا صدای پاش اومد سمیه گفت بدو بدو خانم "ط"تا مارو دید رنگش شد مثل بادمجون.هول شده بود،انتظار نداشت منو ببینه،ترسو اصلا به من نگاه نمیکرد. خلاصه بهش گفتم چرا پولمو نمیدی؟چرا؟یه ماه شده،من چیکار کنم که تو نداری؟گفت شمارتو دادم به .ی که ازش پول طلب دارم هرچی که شد بده بهت،گفتم داری یه ماهه همینو بم میگی،اصن چرا باید شماره ی منو به هر .و نا.ی بدی.... گفتم فقط تا آ. هفته... ولی حقیقت محض اینه که من خیلی تر

اطلاعات

شنبه مامان جانو بردمش پیش چشم پزشک جراح،خلاصه اینکه 1.داد باید آزمایشاتشو نشون بدم تا بعدش بهم وقت عمل بده...پرماجرا مریم هم به کتاب خونی علاقه مند شده ...خب خداروشکر ...لااقل یه کار مثبت توی زندگیم .... فرش جان به کندی پیش میره حالشو ندارم ببافم ،ولی باید ببافم...ایشالله اگه خدا عمری داد و زنده موندیم اسم فرش بعدیم بوی بهاره...(رجوع شود به سایت فرش یگانه فراز تبریز،بخش فرشهای مینیاتور)... کتاب آ.ین انار دنیا اثر بختیار علی نویسنده ی کرد عراق رو دارم میخونم،خیلی خوشگله واقعن قشنگه ،کتابش بین المللیه و به چند تا زبان هم ترجمه شده... زمینای نزدیک خونه داره برا...

اطلاعات

چرا دوره زمونه جوری شده که دیگه نمیشه به .ی اعتماد کرد؟این موضوع منو غمگین میکنه. خانم "ط"بالا.ه پول منو نداد.دیگه بی خیالش شدم فقط میخام مدارکم رو پس بگیرم و برم. مریم از دوستش یه .گوش پیر و کثیف و شپشو گرفته و اورده خونه اسمشم گذاشته فندق!حالم از .گوش زشتش بهم میخوره ،روزی 25بار میرینه.... رفتم بیمارستان و واسه مامان وقت ویزیت برای عمل چشم گرفتم.نمیخام بشم شبیه .ی که همش منم منم میکنه ولی همش شبیه یه طبل توخالیه....این داستانا منو ضعیف میکنه... سبزی هایی که تو گلدون کاشته بودم بزرگتر شد،ولی هنوزم خوب رشد نمیکنه.حتی سبزی ها هم توی محیط های کوچیک ریشه نمی دو...

اطلاعات

از سفر برگشتیم.خوب بود،خوش گذشت... خانم "ط"بالا.ه افتخار داد امروز زنگ زد بهم ،منم رفتم ولی متاسفانه بازم پولمو نداد ،از درون احساس زخم خوردگی میکنم...نمیدونم چرا هرکی به من میرسه توزرد از آب درمیاد...از همتون متنفرم. داستان شنل و دماغ گوگول قشنگه حتما بخونید.... مریم خودش با من دوست شد،انگار نه انگار که هیچ اتفاقی بینمون افتاده،دیروز هم بهم گفت مهدیه بیا برای هم خواهرای خوبی باشیم....این خوب شدنای یهویی همیشه شک برانگیزه .. فرش دومم رو . جان طالب شده،اگه ب.ه خیلی خوب میشه...خدایا امیدم رو نا امید نکن...

اطلاعات

من و مامان با هم دوست شدیم،اما دیگه نمیخام با مریم حرف بزنم... بهار نزدیکه،درست پشت در،صدای نفسهاش هم شنیده میشه،من بهار رو دوست دارم چون هوای خوشی داره که به دل آدم میشینه... خانم "ط"دوباره گفت آدم توی محیط شیک باید شیک پوش باشه،بش گفتم منظورت از شیک بودن آرایش غلیظه؟من از آرایش خوشم نمیاد ترجیح میدم معمولی باشم...میگه نه شیک پوشی یعنی مانتوی سرمه ای ساده میگم بابا منم که همینو پوشیدم میگه شنل میذاری با شال گردن اینا مجلسیه... این حرفا منو گیج میکنه و تازه میفهمم اطلاع داشتن از دنیای زنونه مهم و ضروریه...من دارم اعتماد به نفسمو از دست میدم کم کم... سعی ...

اطلاعات

پنج شنبه کارم تموم شد...خانم "ط"بهم گفت به جای حقوق میخواد بهم عیدی بده...فقط200تومن ....عصبانی بودم...از درون ش.تم...گفتم تو روز اول اینو نگفته بودی...گفت این دوره ی کاراموزیت بود....گفتم نگفتی نگفتی نگفتی... وقتی منو رسوند تو همون راه پله نشیتم و مثل مادر مرده ها گریه . و زار زدم...مامان منو آروم کرد و گفت اشکالی نداره صبر کن....من فقط گریه ..... سفر مشهد جور شد،قراره . غروب با اتوبوس بریم...مامان خیلی خوشحاله....بعضی وقتا از دیدن شادی دیگران بیشتر از شادی خودم خوشحال میشم... شنبه شماره ی کارتم رو برای "ط"اس ام اس ..جواب نداد،گفتم مامان این پول منو نمیده نمیده نمیده ....

اطلاعات

  • مطالب مشابه یادداشت 107-سال نو مبارک
  • کلمات کلیدی چیزی ,نمیده ,مامان ,نگفتی ,گفتم ,نمیده نمیده ,گریه . ,نگفتی نگفتی
من و مامان با هم دوست شدیم،اما دیگه نمیخام با مریم حرف بزنم... بهار نزدیکه،درست پشت در،صدای نفسهاش هم شنیده میشه،من بهار رو دوست دارم چون هوای خوشی داره که به دل آدم میشینه... خانم "ط"دوباره گفت آدم توی محیط شیک باید شیک پوش باشه،بش گفتم منظورت از شیک بودن آرایش غلیظه؟من از آرایش خوشم نمیاد ترجیح میدم معمولی باشم...میگه نه شیک پوشی یعنی مانتوی سرمه ای ساده میگم بابا منم که همینو پوشیدم میگه شنل میذاری با شال گردن اینا مجلسیه... این حرفا منو گیج میکنه و تازه میفهمم اطلاع داشتن از دنیای زنونه مهم و ضروریه...من دارم اعتماد به نفسمو از دست میدم کم کم... سعی ...

اطلاعات

امشب دلم میخواد خودکشی کنم....تا خیال همه از بابتم راحت بشه... مریم با من دعوا کرد و حس. ت.دم،فقط به این دلیل که دوباره اومدم بالا بگیرم کپه ی مرگم رو بزارم...چون مامان باهام حرف نمیزنه چون منو آدم حساب نمیکنه چون طبق معمول همه ی تقصیرا گردن منه،مریم با عصبانیت اومد بالا و گفت امیدوارم بمیری و تو سرت غده در بیاد امیدوارم سرطان بگیری و بمیری،تو عامل همه بدبختیای ما هستی برو پایین تا نکشتمت،به خدا میکشمت میکشمت میکشمت... گفتم نمیرم ،نمیخام برم پایین تو برو ،نمیتونم تحمل کنم،همه ی عمرم بداخلاقیای مامانو تحمل . یه هفته هم تو تحمل کن.... مریم همچنان بهم داد...

اطلاعات

  • مطالب مشابه یادداشت104-عامل بدبختیها
  • کلمات کلیدی عامل ,نیستم ,مامان ,بدبختی ,خدایا ,میکشمت ,عامل بدبختی ,عامل بدبختیها ,حقمو بگیرم ,میکشمت میکشمت
دلم نمیخواد قبل از توجیح منطقی طرفم براش عصبانی بشم،تو قاموسم نمیگنجه که داد بزنم و بگم هوی تو یه . بیشعوری که اندازه ی یه . بی شعور هم حالیت نیست... البته میدونم که بعضی وقتا باید برای گرفتن حقت فریاد بزنی و یقه ی طرفم بگیری،اما متاسفانه منم مثل اجداد ایرانیم تا کاسه ی صبرم لبریز نشه خونسردی خودمو حفظمیکنم.... متاسفانه هنوز موفق نشدم از شهردار وقت برای مصاحبه بگیرم،واسه ی همین .شو تهدید . و گفتم یا بهش میگین یه وقت به من بده یا من مجبورم بدون مصاحبه باهاش یک طرفه به قاضی برم و از خودم گزارش بنویسم...!!!! من نمیفهمم . بیچاره این وسط چیکاره بود آخه....بیچاره....

اطلاعات

به خودم میگم:مهدیه،اونقدی که داشتن امید در مواجهه با مشکلات اهمیت داره خود اون مشکل اهمیتی نداره،به هیچی فک نکن و فقط به راه خودت ادامه بده باور کن حتی اگه به عنوان نفر آ. هم انتخاب بشی شایسته ی تقدیری... بافتن فرش دومم رو شروع .،زیاد سخت نیست،باعث میشه به چیزای بد فک نکنم... چن دقیقه پیش روبروی آینه وایساده بودم و بعد نقاط اعصابم رو روی صورتم پیدا . ،انتهای گونه ها اعصاب لب ها و گونه ،پایین چشم،نقطه ی گوشه ی پیشونی یا شقیقه عصب بخش ابروهاست،خیلی جالب بود،فکر میکنم این نقاط در طب سوزنی بکار میرن برای تخلیه درد و کم . فشار از روی عصبها... سرما خوردم و با ای

اطلاعات

اگه از من بپرسن بزرگترین آرزوت چیه؟ قطعا جواب میدم زنی قوی بودن و قوه ی تخیل خیلی پایین.... چند روز گذشته همش برف می بارید،آب و برق و گاز قطع شد و طی 24 ساعت ما به عصر غارنشینی برگشتیم؛افتضاح بود،خونه ی سرد،عدم امکان رفتن به دستشویی،گشنگی و خلاصه هزارتا دردسر دیگه... دیگه کار به جایی رسیده بود که میرفتیم رو پشت بوم و با قابلمه برف میوردیم پایین و ذوبش میکردیم جهت مصرف خوراکی و غیر خوراکی ....در حال حاضر که خورشید در اومده و همه چیز در حال محو شدنه.... اگه منم باور داشتم که هیچ مشکلی تا ابد موندنی نیست خیلی خوب می

اطلاعات

.ب به مریم گفتم"میدونی؛شعر دو کاج کلاس چهارم؛چقد دارای مفهوم بود؟ و با اینکه اون موقع خنگ بودیم در فهمیدنش،اما حالا با پیر تر شدنمون درکش میکنیم" یاد گرفتن اینکه به هم کمک کنیم،یاد گرفتن اینکه درد یکی دیگه درد ما هم هست،یاد گرفتن اینکه ساده از کنار چیزی نگذریم چون اتفاقات این جهان به صورت زنجیر وصلن و ما ممکنه حلقه ی صد و چندم این ارتباط باشیم.... با خانم "م" دیگه ارتباطی ندارم،به نظرم آدمی بود که به دوستاش به چشم پول نگاه میکرد،من از مستقل بودنش خوشم میومد نه از بازیچه شدن خودم... دیروز شبکه ی خبر میگفت ساختمون پلاسکو آتیش گرفته و بعدشم کلا ریخته،می

اطلاعات

مامانو بردم پیش . چشم؛آخه مامان همش میگفت چشمم سوزن سوزن میشه،خلاصه اینکه . بعد از معاینه نه گذاشت نه ورداشت یهو گفت خانم هردوچشمت آب مروارید آورده باید تا دو ماه دیگه عمل بشه....خیلی ترسیدیم،مامان ناراحته،اما من دچار حس مدیریت بحران شدم و خونسردیمو حفظ ....اه مهدیه . نباش.... میرم دنبال کارای جراحی مامان،تنهاش نمیزارم،تا آ.ش پیشش میمونم به خودم قول میدم... فرشم هنوز فروش نرفته،حس. اعصابم .ابه،به چندجا زنگ زدم،تهران و اینور و اونور ...اما همچنان بی نتیجه... دوباره عید نزدیکه،فک کنم مسافرت امسال هم مالیده،باید هرچه زودتر کار پیدا کنم... مامان میگه اگه بستر...

اطلاعات

انجماد متراکم تخیل در بطن راکد مام جهان من اندوه میکشم از این سقط جنین متمادی و باورم باد میکند از نمناکی تشابه کاش صبرم گل کند تا از هزار غوره ی پاییزه حلوای شیرین بسازم اما تو انگشت بکش بر آیینه ی دلم تا بی صدا اشک بریزم چون من مادر توام ترا آبستن میشوم در آ.ین رویا و میزایمت در پس بیداری پلک و با اجازه از دنیا اسمت را میگذارم زندگی....

اطلاعات

آخرین جستجو ها