گیتاریخ زده

همه یهویی ها خوبن... یهویی بغل یهویی بوسیدن یهویی دیدن یهویی ایز یهویی بیرون رفتن یهویی دوست داشتن یهویی عاشق شدن اما.... امان از یهویی رفتن. که این یه مورد ا یهویی رفتن شامل اقامون میشه اره اما فرق داره میبینی اون یهویی بی خبر بدون این که خبر بده بزنگه اس بده پی ام بده میزاره میره یه هفته ده روز بعدش میاد.. تازه منم بهش میزنگم نت پی ام میدم نیست خاموشه معلوم نیس کجاس منم خیلی بدم میاد از این کاراش داره منو اذیت میده با این کارش چند بار هم گفتم این کار رو نکن اما باز کارخودشو میکنه اره قرار بود سو رایزم کنه اما فعلا خبری ازش نیست... نمیدونمم هدفش از این کارا چیه ااااااااااااااااااااااای خدا خودت کمکم کن بغضم گرف یه لحظه دارم از دست این کاراش دیونه میشم هی خدا ایشالا زود پیداش بشه بیاد بحرفیم تا مشخص بشه... به خدا بعضی وقتا اون قدر از دست این کاراش ناراحت میشم که فقط گریه میکنم خیلی ناراحت و عصبیم از دستش هر کی بود جای من ناراحت وعصبی میشد...

اطلاعات

سلام یه چند هفته ای بود از میلادم خبری نبود همش هفته ای یه بار میومد نت این اوا چند بار اومد نت و چند بار بهم زنگید اما بعضی وقتا این طوری میشد من نت هنگ بودم و یا اون نمیشد بحرفیم و یا تل هم میزنگید بهم میموند تو اتاق میومدم میدیدم زنگیده البته بعضی وقتا... تا این که امروز پیداش شد و مفصل ماجرا رو توضیح داد بهم البته قبلا هم یه کوچولو توضیح داده بود ولی این جور مفصل همه چیو تا من بدونم چی شده.. خب میلاد جونم گفتش که این مدت مامانش انگار سوختگی شده بود و فوت کرد و درگیر مراسمش بودن... میلاد جان تسلیت میگم بهت و خانوادت غم ا تون باشه خدا بهتون صبر بده عزیز دلم منو هم در غمت شریک بدون خدارحمتش کنه روحش شاد بهشت جایگاهش باشه در کنارت هستم برای همدردی با تو مهربانم همگی برای شادی روح مامان عشقم فاتحه بخونیم.

اطلاعات

سلام اومدم بنویسم از دلتنگی های این مدتی که میلی جونم رفته کربلا از موقع ای که 10 اذر حرفیدیم و گف ظهر حرکت میکنیم و میریم کربلا از اون موقع تا الان دلم همش پیش تو هس میلی هی دارم فکر میکنم شبا اونجا داری چی میخوری؟کجا میخو ؟و از این جمله مسائل الان یه هفته شده با امروز که رفتی من که الن اینجا رو دارم مینویسم بغضم گرفته و اشکم میریزه هر روز ظهر واست سلامتی میخونم و صلوات میفرستم تا موقعی که بزنگی... ای خدا الان بدجور دلتنگشم الان اروم و قرار ندارم تو نت دارم میخونم اخبار مربوط به بازگشت زائران ایرانی رو اهان خوندم میگه احتمالا تا 28 صفر اومدنشون ادامه داشته باشه... وای خدا خودت یار وحافظ و نگهدار میلادم باش م رو خوندم ولی الان میرم دو رکعت هم بخونم دوباره برات تا اروم بگیرم و تو رو دعات کنم این کربلا رفتنت خیلی رو من تاثیر گذاشت...

اطلاعات

  • مطالب مشابه دلتنگتم..
  • کلمات کلیدی الان ,کربلا
سلام بر اقایی جونم و سلام بر دوستان خوبم امروز الان یکم پیش داشتم درس میخوندم که یهو دیدم گوشیم زنگ میخوره و دیدم اقایی جونمه کلی خوشحال شدم اخه چند روزه منتظرش بودم بزنگه باهاش حرفیدم بعد یکم حرفیدن و سلام و احوال پرسی اول حس ناخوش احواله بعدش گف نمیتونم بحرفم زیاد گفتم چرا؟گف دندونم درد میکنه به شدت وای خدا از شدت درد دندونش نمیتونست حرف بزنه میگف دندونم یه طرف صورتم باد کرده یه طرفش نه میگف خج میکشم بیام بیرون الانم دندونمو پوشوندم بعدش گف قرص مسکن خوردم چند تا منم گفتم وای با خودت داری چی کار میکنی نکن این کارارو خود سر قرص نخور خو خیلی ناراحت شدم از این که دندونش اون طوری درد میکنه و نمیتونست بحرفه و خودسر قرص خورده بود ... الهی مهسا واست پر بزنه چی شدی تو اخه یهویی نفسم؟ الهی درد وبلات به جونم اگه خودم اونجا بودم الان اروم دندوناتو ماساژ میدادم تا دردش کم شه بیچاره اقاییم میگف شب روز نتونسته بخوابه از درد دندون دردش م رفته بیچاره امپول زده قرص و اینا هم نوشته بخوره . عزیزم قرصاتو اینارو زود سرموقع بخور تا زوتر خوب بشی تازه من اگه اونجا بودم از لپت بوس می تا زوتر خوب بشی ولی از دور از لپات بوس میکنم زود خوب بشی عزیزدلم ایشالا زود دندونات خوب بشه دعا میکنم زود خوب شه اخه خیلی نگرانتم

اطلاعات

  • مطالب مشابه ای جونم
  • کلمات کلیدی میگف ,جونم ,سلام ,اونجا بودم

آخرین جستجو ها