لبخند تو تعادل شهر را برهم میزند

در سال سـوم نظری...عاشـــــقت شدم - نه ماه محض دربه دری- عاشقت شدم مثل خودم عجیب غریب است عشق من -چون قبل اینکه دل ببری عاشـقت شدم- دارم به بار عشــق شـما فکــر می کنم که من چطور یک نفری عاشــقت شـدم نه از طریق نامـــــه و دیـــــوار وپنجــــــره... به شیوه ی جدید تری عاشـــــقت شدم بـی آنـکه با برادرتـان هـم دهــــن شـوم بی هیچ ترس ودردسری- عاشقت شدم از شهررد شدی ومن ای سیب سرخ خیس با شــــعر (فاضل نظری) عاشـقت شـــدم ضا پدرام یار

اطلاعات

  • مطالب مشابه ضا پدرام یار
  • کلمات کلیدی عاشقت شدم   ,عاشـــــقت شدم 
یه عزیزی لطف داشتن با نام مخاطب این پیامو واسه نظرات گذاشتن . 19 بار خوندم دیدم به من ربط نداره اصلا تا زمین نزنم اونایی که زمینت زدنو ول کن نیستم.از من گفتن.به گذشته من کاری نداشته باش.هیچ مردی جز همسرم لمسم نکرد ه.برخلاف .... خانم دختر بیست وخورده ای ساله نداشتم که دنبال هزارتا مرد برای پچول راه بیفتم.اقای مشاقو حلال نمی کنم.مسعود شاطری حملت الحطب قرانه.بر ع نطر شما نه فرصت طلبم ونه ابن الوقت.ادم بسیار معتقدی هم هستم.گناه یو به پای دیگه نمی نویسم.فاطمه اخوان دوست من نیست .به کمکتون نیاز دارم.لطفا کما فی السابق پشتیبان من باشید.دوستتون دارم به علی بن موسی االرضا قسم.

اطلاعات

  • مطالب مشابه مخاطب
  • کلمات کلیدی
مگر می شود ی را دوست داشت که دوستمان ندارد؟!؟ بخدا نمی شود یا اگر می شود من نمی دانم... من راه دوست نداشتن ی را که دوستم دارد نمی دانم اما برایتان کوتاهی نوشتم مابقی حرفها در کوتاه تقدیمی... این شعر برای هادی جان متمدن عزیز است تقدیمتان با مهر .. دوست شاعرم... عزیز راه دورم گلها همه آفتابگردانند حتی گل آفتاب نگردانش! مگ بی نور گلی می ماند ؟!؟ روزهای بد می گذرند هادی جان... نگرانم نباشید روزهایتان خوب دوست خوبم خورشیدی سرگردانم نمی دانم صبحِ فردا از کدام طرف برآیم که رو به تو باشد گُل آفتاب نگردانم! فاطمه ضیاالدینی

اطلاعات

می نویسم بر شانه پل هایی که هنوز ساخته نشده اند وقتی رگ های اب متورم شود تمام دست نوشته هایم را با خود خواهد برد و من تمام به این فکر میکنم روزی اگر پایه های این پل ها ش ته شوند ابها می ایستند و دست نوشته های من در جه مرکب های بی می سوزند

اطلاعات

مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید، به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!ای دو صد نور به قبرش بارد؛ مگس خوبی بود...من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم ...!حسین پناهی

اطلاعات

نمیدانم آنطرف این صفحه مجازی کدام شاعر دردمند دردهای شاعرانه ام را به جان میخواندمدتی ست نام قلم برایم به چهره ای سخنور در دل بی جانم میسر گشته و جان گرفته ام! نمیدانم به رسم قلم برایت بنویسم یا به رسم دلم ... هر چند میدانم قلم و دلم هر دو به یک سو می تازند. شاید گناه باشد و میدانم صاحب گناه نمیشوم و نمیشوی! بارها از خود پرسیده ام اگر ...اگر قلم نگاه پر طراوتش را برمن بینوا سوق دهد چه قدر من آرام میشوم. تصویر نگاهت مرا بی آنکه خود بخواهم و ببینم دلم را آشفته کرده یک نگاه از نگاهت را برای دلم ارسال کن میخواهم عاشق شوم...

اطلاعات

  • مطالب مشابه همدل
  • کلمات کلیدی
پناهم می دهی امشب؟.سلام ای چشم بارانی ! پناهم می دهی امشب ؟سوالم را که می دانی ! پناهم می دهی امشب ؟.منم آن آشنای سالیان گریه و لبخندو امشب رو به ویرانی ، پناهم می دهی امشب ؟.میان آب و گل ان ، میان خار و گل خنداندر آن آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟.دل و دین در کف یغما و من تنها و من تنها…در این هنگام رو حانی ، پناهم می دهی امشب ؟.به ظلمت رهسپار نور و از میراث هستی دوردر آن اسرار پنهانی ، پناهم می دهی امشب ؟.رها از همت بودن ، رها از بال و پر سودنرها از حد انسانی ، پناهم می دهی امشب ؟.نگاهت آشنا با دل ، کلامت گرمی محفلتو از چشمم چه می خوانی ؟ پناهم می دهی امشب ؟

اطلاعات

هزار بار نوشتم و باز نیامدی و دلم را ستاره باز چقدر شعر شدم شعرهای آبی رنگ ردیف و قافیه و استعاره باز چقدر سوره شدم آیه آیه دلتنگی چقدر محض شما استخاره باز گره به قلب من افتاده صد هزار گره به اسم اعظمتان راه چاره باز دلم گرفت از این ای بی موعود تمام پنجره ها را دوباره باز دخیل بسته دلم،روضه ای بخوان آقا هوای کودک بی گاهواره باز

اطلاعات

  • مطالب مشابه آقا!!!
  • کلمات کلیدی چقدر
کنار یکی دیگه می بینمت همون جوری معصوم و بی ادعا میام و میپرسم که خوش میگذره؟ با دلشوره میگی ببخشید شما؟ تو دس پاچه میشی و هول میکنی پشیمون میشم از سوال خودم میگم ظاهرا اشتباهی شده ببخشید از اینکه مزاحم شدم جلو اون نمیخوام ابت کنم نمیخوام که اینجوری شرمنده شی با چشمات میخوای ماسم کنی میدونم خج داری میکشی دوباره مسیرو عوض میکنم ولی اون حواسش به حرف منه تو دستاشو میگیری آروم بشه دل من یه بار دیگه میشکنه

اطلاعات

چشات خیس و چشام خیس و چشات اشک چشام دنبال دستان تو میگشت دلت سرد و دلم سردو دلت خون به دور ک شون باچشم گریون نگاه سرد جغد شب نشسته تمام شب به دستان تو بسته رها کن چشم خود را از نگاهم بکش با دست خود راهی برایم چشات آتش زده در هستی من رها کن آتش چشمت ز راهم چشام همچون ستاره بی قراره که تا روز پنجشنبه باز دوباره چشام اون روی ماهت رو ببینه که از نو جون بگیره باز دوباره روزهای پنجشنبه بهترین روزهای من است

اطلاعات

  • مطالب مشابه پنجشنبه
  • کلمات کلیدی چشام ,پنجشنبه ,چشات
i wating for my heart response منتظر جواب نامه ام هستم ! از پیش نخل ها می آیم و مستی بیدها با خش خالی و تفنگی که مال خودم نیست نگهبان قطار های بی مسافرم و نگران امتداد ریل ها دست هایم یخ بسته و تنها دلخوشی م سوز سردی است که اسم کوچک تو را در گوشم می خواند. من به امید جواب تو زنده ام

اطلاعات

  • مطالب مشابه م پ
  • کلمات کلیدی
هر ی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش نشان دهیمزندگی من مجموعه ای از درسهایی است که به آن نیاز دارم، درسهایی با نظم و ترتیب تمام در زندگی ام روی می دهد.( این سالمترین برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را تامین می کند.)زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد نهایت استفاده را می برم (این دومین انتخاب خوب است و کیفیت متوسطی را به زندگی می بخشد)چرا همیشه همه بلاها سر من می آید؟ (این طرز برخورد نهایت ناکامی و بدبختی را تضمین می کند)ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم

اطلاعات

شعرهای ناب۲.دل از سیاست اهل ریا ، خود باش هوای مملکت عاشقان نیست* * * ۳.سر مغرور من! با میل دل باید کنار آمد که عاقل آن ى باشد که با دیوانه مى سازد* * * ۴. تقدیر، نه در رمل نه در کاسه ی چینی ست؟! آینده ی ما دورتر از آینه بینی ست * * * ۵.من از روزی که دلبستم به چشمان تو می دیدم، که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر* * *۶.شبیه یکدگریم و چقدر دلگیر است شبیه بودن گل های بی شمیم به هم* * * ۷.از فراموشی دریا به هم آغوشی خاک، ماهی عمر چه دید از سفر کوتاهش* * *۸.نمیدانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است که وحشی میکند چشمانش آهوهای صحرا را** * ۹.در سجده توبه و پایان گرفت کار تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد* * * ۱۰.در غلغله ی جمعی و تنها شده ای باز آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی

اطلاعات

گنجیشکه داشت تو هوای سرد پرواز میکرداز سرما یخ می زنه و میوفته رو زمین یه داشته رد می شده یه تپاله گرم میندازه روش گنجشکه گرم می شه و شروع می کنه به جیک جیک یه گربه صداشو می شنوه می یاد تمیزش می کنه ،می خوردش واما نتیجه داستان 1)هر ی روت می رینه دشمنت نیست ۲) هر ی از توی گهُ درت می یاره رفیقت نیست

اطلاعات

  • مطالب مشابه گ..
  • کلمات کلیدی
اتاق من پنجره ای دارد ! با نگاه به کوههای دور دست مینگرم ...نقطه ای سیاه از میان کوهها مرا جذب خودش می کندمیلغزد آن نقطهشاید آن نقطه لکه ای بر روی شیشه باشدپنجره را باز میکنم.همچنان میبینم آن نقطه سیاهبوی دور دست ها - بوی باروت می داد!نقطه ای برای من.مالکش من بودم ! منپلکهایم فراموش شدن و چشمانم باز این نقطه ء سیاه چیست ؟از درون کوه می نوازد آ ین ملودیهای رفتنش راو می آید! نزدیکتر از نزدیک به من به خودم آمدم . دیدمآن نقطه سیاه گلوله ای بود... به سمت پیشانی امیادم آمد بازشدن پنجره آغازی برای پایانم بودهادی متمدن/14آبان/دفتر پاکمهر

اطلاعات

  • مطالب مشابه نقطه .
  • کلمات کلیدی نقطه ,سیاه
۱.حوا تو به خانه ی بهشتی برگرد من هم متاسفم که آدم نشدم ******** ۲.من سطحی از ترک شده بودم که بشکنم تو آ ین تلنگر این سد شدی ُ همین ******** ۳.یک نفر هست که گم کرده دلش را اینجا به خودش پس بده بی زحمت اگر دست شماست ******** ۴.ابرو باد و مه خورشید و من و چرخ و فلک آه!بانو نفس چند نفر دست شماست ؟ ******** ۵.تنها خطای زندگی انم عشق بود و بس رو کن به من قشنگ ترین اشتباه من ! ******** ۶.خدای من؟نه ُخدا نهُ یک کمی زمینی تر فرشته ای؟ نه از آن یک کم آسمانی تر ******** ۷.حالا که شریک ب شماییم و بی دریغ آغشته با هزار دروغ است نانمان ******* ۸.وقت اذان گذشت و خورشید خواب ماند افسوس وعده های خدا در کتاب ماند ****** ۹.عاشقی جرم نیست ای مزدم اتفاق است پیش می آید ! ****** ۱۰.در مدرسه از نشاطمان کم د از فرصت ارتباطمان کم د هر وفت به هم عشق تعارف کردیم از نمره انظباطمان کم د

اطلاعات

  • مطالب مشابه ناب.ناب
  • کلمات کلیدی ********
بزن خنجر در روزگار غریبی که سزای خوب بودن,خنجر از پشت خوردن است....پس بزن که سزای من,از درد به خود پیچیدن استبزن که یک عمر تکرار اشتباه ,داستان تکراری زندگی ام شده است...بزن که من ادم نمیشومبزن تا که احساسات گرانم را به بهایی ارزان نفروشم دیـگــــــــــــر بزن که سزای قلب ساده ی من,همین خنجرهای به زهر اغشته ی توست....بزن تا شاید فهمیدم که همیشه خوب بودن,خوب نیست و گاهی باید بد بود,بد...فرو کن خنجرت را نارفیق ,تا که دردش بیدارم کند از خو که در ان همه را خوب می بینمبزن ,بزن که سزایم مـــــــــــــــــرگ است..................

اطلاعات

  • مطالب مشابه بزن خنجر
  • کلمات کلیدی سزای ,خنجر
خدایا: آنگاه که آرزوهایم را به روی دیوار نوشتم نمی دانستم چشم نامحرمی بدان نظارگر است.آنگاه که مشق سکوتم را خواستم بر دیواره های تاریک شب بنویسم طوفانی آمد و آرامش مرا به یغما برد و آنگاه که درد بی ی هایم را به رودخانه زلال صاف سپردم او با بی اعتنایی از کنار من گذشت و آنگاه که فریادم را بر سر کو ها کشیدم تا بلکه آرام گیرم او نیز فریادم را پس داد و مرا قبول نکرد حالا با توام با تویی که حرف و دلم و درد تنهایی هامو صدای فریادم را که از سوز و زخم دل است را از پشت دیوارها و فاصله ها می شنوی تو چی تو هم می خواهی مرا تو این دنیای وانفسا تنها گذاری و مرا به حال خود رها کنی خدای من من تنهام ، یارایی را برای یاری دهنده ام نیست دستم را بگیر که احساس می کنم هر چه بیشتر برای رهایی از مرداب سختی ها و دلتنگی های این دنیا دست و پا می زنم بیشتر در آن غرق می شوم و در آن فرو می روم یا پر پروازم ده یا... گفته بودی هر گاه تو را به دهنه پرتگاه بردم هراس مکن چون یا تو را از پشت خواهم گرفت یا به تو پ رواز خواهم داد خدای من خدای من وقتش فرا رسیده پس چرا کاری نمی کنی سنگ ریزه های زیر پایم در حال فرو ریختنند پس چرا یاریم نمی دهی .

اطلاعات

  • مطالب مشابه خدایا
  • کلمات کلیدی آنگاه ,خدای ,فریادم
مهم نیست پولدارید یا نه........ زیبایید یا نه...... جوانید یا نه... ماشینتون چیه....خونتون کجاست..... وقتی به اون محبت کنید همیشه به شما وفادار خواهد ماند ودوستتان خواهد داشت..... پس هیچگاه سگ نگهداری نکنید چون توقعتون از انسانها زیاد میشه!

اطلاعات

  • مطالب مشابه سگ ...
  • کلمات کلیدی
این شبها را در زاده زار میزنم شما هم بیاین ... شاید تموم انیکه به طریقی منو می شناسید با خودتون بگین به هادی همه چیز میاد جز زار زدن !!! امسال با تموم سالهای زندگیم متفاوته !!! مطمئن باشید از شماها بهش نزدیکترم و باورش ... شبها ساعت ده شب به بد زاده سیدالعباس شب گریه شبه زاری شب ختم و سوگواری برای بابام میخونم روزه عزاداری همشون با شور و احساس میریزن از دیده الماس اونطرف داره میلرزه شونه حضرت عباس

اطلاعات

آخرین جستجو ها