دل پرخاطره

دلنوشته های من!!! من همیشه دلنوشته هایم را در اوج تنهایی مینویسم... نه .ی آنهارا میخواند و نه .ی حال و حوصله ی شنیدن حرفهایم را دارد... من اعتراف میکنم که من نیاز دارم به خیلی چیزها و یکی از این نیازها محبت است... کمبود محبت رو شخصیتم تاثیر گذاشته و علاقه شدید و خیلی زود به آدم ها می کنم... هر .ی که با من بود میخواست جلب نظر کند البته منم تاالان عاشق نشدم ... فقط نیازم را در آدما میبینم ... یه حرف کوچکی از دلنوشته هایم: .ی که نیاز به محبت دارد ... خندش هم درد میکند ... خندهایش بسیار تلخ ... و همیشه دل درد دارد ... صدایش را تلخ میشنود ... بویش را تلخ می بود... حساس میشو...

اطلاعات

خوب اســــــت بدانیم هر .ے نیز دلے دارد ...همدیگــــــر را درک کنیم...خوب اســــــت قدر همدیگـــر را بدانیم...و حکمت هر یک از ما در زندگے دیگــرے را در ی.م ...این دل شکنندست و دست همه می افتد ..اگر امروز دل دیگران را ش.دے ...دلت را یه روزے نیز میشکنند...درحالے که مینالے و نمیدانے چرا دلت را ش.دند...اگر هم دلت نش.ـــــت ،،دل بچه ات یا عزیزت مے شکند...پس مواظب دل هاے دیگران باشیم ...تادلمان نشکند....

اطلاعات

آخرین جستجو ها