جستجوی عبارت یعنی


دیل یعنی،جان دیل یعنی،قان دیل یعنی،شرف دیل یعنی،نفس دیل یعنی،غیرت دیل یعنی،هویت دیل یعنی،کؤلتور دیل یعنی،عیزت دیل یعنی،اعتبار دیل یعنی،حیثیت دیل یعنی،. دیل یعنی،آتا آنا دیل یعنی،باجی قارداش دیل یعنی،آئیله،اوشاخ دیل یعنی،وارلیق دیل یعنی،اؤرک دیل یعنی،مدنیت دیل یعنی،شعور دیل یعنی،ویقار دیل یعنی،توپراق دیل یعنی،شاه دامار دیل یعنی،ساغلیق دیل یعنی،وطن دیل یعنی،هر نمنه..! دیلین ایتیرن / دینین ایتیریپ

زن یعنی خدمت کار خانه زن یعنی آشپز خانه زن یعنی پرستار بچه ها زن یعنی برده مرد خانه زن یعنی موجود ناتوان زن یعنی وسیله برای کار زن یعنی .یدنی زن یعنی فروختنی زن یعنی مزاهم زن یعنی جرم زن یعنی نداشتن حق و حقوق زنی یعنی اسیری بیش نیست و قانون هم همه این نامها را تایید می کند

فاطمه معنای در خون ولایت .ن استفاطمه تا پای جان از حب حیدر گفتن استفاطمه یعنی علی را ذوالفقاری در مصاففاطمه یعنی دل بش.ته را . طواففاطمه یعنی عقیده فاطمه یعنی یقینفاطمه یعنی خدا را سایه ای اندر زمینفاطمه یعنی تجلی فاطمه یعنی جلیفاطمه یعنی محمد فاطمه یعنی علیفاطمه یعنی شریعت فاطمه یعنی شرففاطمه یعنی حقیقت فاطمه یعنی هدففاطمه یعنی همان مرآت مصدومِ به سنگفاطمه یعنی یگانـه یـاسمین سـرخ رنگفاطمه یعنی همان گوهر که نشناسد محکفاطمه یعنی گـل پـژمـردۀ بـاغِ فـدکفاطمه یعنی شهادت بهرشیعه مذهبیفاطمه یعنی شـرار انقـلاب زینبـیفاطمه یعنی مـیان شعلـۀ در سـوخ...

عشق یعنی یک شلمچه استخوان ماندن تنها پلاکی از جوان عشق یعنی یک طلائیه غریب یک دو ئیجی یادگاری از حبیب عشق یعنی یک هویزه قتلگاه رویش صد جمجمه در پاسگاه عشق یعنی یک دو کوهه غمگسار یک جزیزه مردمانی سوگوار عشق یعنی یک حلبچه شط خون روی پیشانی گل ها خط خون عشق یعنی یک بیابان بی .ی نیست دنیای شقایق را خسی عشق یعنی یک غروب آتشین جبهه را گشته مزین این چنین عشق یعنی یک پ.ند .ماس باغبانی باغی از گل های یاس عشق یعنی جاده ای بی انتها خاکریز

عشق یعنی مشکلی آسان کنیدردی از در مانده ای درمان کنی.در میان این همه غوغا و شرعشق یعنی کاهش رنج بشرعشق یعنی گل به جای خار باشپل به جای این همه دیوار باشعشق یعنی تشنه ای خود نیز اگرواگذاری اب را ، بر تشنه تر عشق یعنی دشت گل کاری شدهدر کویری چشمه ای جاری شدهعشق یعنی ترش را شیرین کنیعشق یعنی نیش را نوشین کنیهر کجا عشق آید و .ن شود*هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود.#مولانـــا

شهید یعنی آنکه شیرینش وطن بود ، شهید یعنی فرهادی که پایه ایران هم قسم بود شهید یعنی صحن محراب دلها ، شهید یعنی نذر مادر در . احیا شهید یعنی مردی ۱۳ ساله ، شهید یعنی غلط گیر شناسنامه شهید یعنی چادر . مادر ، شهید یعنی رفتن ، سلام آ. چه میدانیم جز یک اسم و یک کوچه و یک سهمیه ی . خدایا یعنی میشود به یک بهانه بودن و به یک بهانه رفتن... هفته دفاع مقدس بر علمداران جبهه ها مبارک

+ ببین وقتی بهت میگم دوسِت دارم یعنی میمیرم برات . یعنی بهتر از تو ندیدم . یعنی تکی . یعنی عاشقتم . یعنی دیوونتم . یعنی اگه تو کل دنیا بگردن هیشکیو پیدا نمیکنن که اندازه ی تو دوسش داشته باشم . یعنی تو ماهی و من ... یعنی اگه سیل بیاد یا سونامی بشه یا حتی جنگ جهانی سوم ، بازم میخوامت . ببین ... - دوسِت دارم :) #دستنویس

شهید یعنی زنده تا به قیامت شهید یعنی جاوید بی نهایت شهید یعنی یه کوه پر صلابت شهید یعنی دفاع تا به شهادت شهید یعنی .... شما نیز بگویید شهید این واژه پر معنا یعنی چه

می دونی مصیبت یعنی چی؟ یعنی مادری که فریاد میزنه تا پسرامو از زیر آوار در نیارین هیچ جا نمیرم مصیبت یعنی رفتن بدون خبر مصیبت یعنی سکته . تو اجرای زنده یعنی سیاه پوش ابدی بودن مصیبت یعنی یک جایی تو قلبت درد کنه دلیلشو بدونی ولی ندونی درد کجاست ندونی درمونش چیه مصیبت یعنی بچه ای که وسایلش تو اتاقشه خودش زیر خاک خو.ده اونم بدون لالایی و قصه مصیبت یعنی حضور جسمت و نبودن روحت آره یعنی کنارمن خو.دی ولی فرسنگ ها از هم دوریم اینا همه مصیبته

تو نمی دانی دلم تنگ شده یعنی چه بر سرت در سر من جنگ شده یعنی چه دو قدم از بَرِ من دور شوی می سوزم تونمی دانی که این فاصله فرسنگ شده یعنی چه در سکوت تو و این رابطه ی دیرینه برق چشمان تو آهنگ شده یعنی چه؟ بس عجیب است حذر از دلخواهی گونه ی گل زده و رنگ شده یعنی چه؟ مریم مختاری ادامه مطلب

نمی دانی سرودن در هـوای یــــار، یعنی چه دراَشکــــال دلت او مرکز پرگـــــار، یعنی چه چه مهت.ست شبهایی که با یادش هم آغوشم نبودش را همیشه می کنم انکـــــار، یعنی چه نمــی دانی نمــی دانی که در هر سطر این دفتر قراری هست ،جاویدان و درتکـــــــرار، یعنی چه و پروازم به اوج آسمانش این به من آموخت نشستن روی بامـــــی مانده از آوار، یعنی چه رهــــایم کـــــــرد ، تا دربند پروازش بیامــوزم حصــاری بسته از دوری و از دیـــــــوار، یعنی چه محمد جهانگیری 1395/10/21

تمساح بودن یعنی درد یعنی نگاه هرز بهت یعنی ساعت نه شده باید بیای خونه یعنی باید خودتو بپوشونی تا مردی تحریک نشه آره

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای ک نه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود! مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن….

بسم الله الرحمن الرحیم نور رب اشرق الارض بنور ربها یعنی حسین نور بر نور انت مصباح الهدی یعنی حسین کاش میشد قطره ای زان نور بی پایان شدن وحی منزل نور وبرهان ذکر حق یعنی حسین یؤمنون،بالغیب بر خوان و ینفقون ومحسنون یومنون و ینفقون محسنون یعنی حسین سوره انسان برخوان و دم مزن جز از حسین معنی ایات قران سر به سر یعنی حسین ان الابرار یشربون من کاس را برخوان وگو معنی ابرار و کأس و یشربون یعنی حسین اقرأ من ایاته یسقون وکاس و زنجبیل معنی ملک و نعیم و سلسبیل یعنی حسین هم سرور و هم حریر و هم قواریرش بخوان معنی استبرق و شرب طهور یعنی حسین ان لله حسینا فی سم

...دست گذاشتن روی شکم برجسته ی یکی از صمیمی ترین دوست هات، یعنی مادر شدن دختری که سه سال کنارش روی یک نیمکت می نشستی، یعنی . شدن...

♫♫♫ پاییز یعنی من تک و تنهام یعنی تو رفتی تو دیگه نیستی پاییز یعنی خش خش ِ برگا آروم تو گوش ِ من میگه نیستی… من با خودم قهرم بدون تو بی تو دلم انگار یه مرگی شه پاییز یعنی ابریه چشمام یعنی دلم با گریه وا میشه.. وقتی که بارون از سر چترم سر ریز میشه عاشقت میشم تو نیستی و من بعد تو هر سال پاییز میشه عاشقت میشم وقتی خیابون خیس ِ تو بارون با هر بهونه عاشقت میشم توئه دیوونه نیستی ببینی منه دیوونه عاشقت میشم.. ♫♫♫ پاییز یعنی بغضو دلشوره یعنی منو این حس ِ بد حالی پرسه زدن تو این خیابونا پاییز یعنی جای تو خالی… پاییــز یعنی تو خیابونا پرسه زدن ب...

دوشنبه نارنجی یعنی یک عالم بگو بخند وسط کلاس فلسفه! یعنی نیم ساعت در اتاق اساتید نشستن و با همکارهای جدید آشنا شدن، بدون دغدغه هر کاری که ممکن است دیر شود. یعنی در سایت دانشکده، به جای سرچ مقاله علمی، خواندن وبلاگ دوستان! یعنی نشستن زیر آفتاب بی رمق زمستان و گاز زدن به بستنی دبل چاکلت! یعنی سر ساعت 4 حاضر شدن در انجمن ادبی و غرق شدن در میان کلی شعر. یعنی ساعتها پرسه زدن در مغازه ها به جای خانه رفتنهای هول هولکی! یعنی روشن . کامی، ریختن یه فنجان دمنوش و چت .های طولانی در گروه های دوستانه و فامیلی. از این به بعد، همه ی دوشنبه هایم را نارنجی می کنم! قبل از ...

من عاشق اینم که بری تو گل های داوودی ب.م رنگا وارنگ میدانی چرا؟ برای اینکه بتوانم دل غمگین ت را شاد کنم و بهت بگویم من ازت شرمنده م برای این وابستگی ایجاد شده که برای جفت مان دلنشین شده و اینکه نمیخوام رز قرمز برات لوس شود! شاید باید یکبار بگویم رز قرمز برای من یعنی از .آباد تا جلوی در . تهران یعنی مانتوی آبی آسمانی پولو یعنی دادستانی که از اصفهان آمده یعنی لمعه خواندن! یعنی بزرگمهر را تنها پیاده برگشتن من یعنی نمیدانم یعنی دخترک روی موتور باباش جلو درب . تهران تان نشسته بود گاز میداد سه نفر دنبال کار میگشتند و در رو.مه ها به ریش دین میخندیدند یع...

عشق یعنی : رفیقت همه جوره امتحان پس بده و قبول بشه عشف یعنی : رفیقتو همه جوره امتحان کنی ولی بدونی باز به پات وایساده عشق یعنی : یه رفیق داشته باشی که پای همه چیزت وایسه عشق یعنی : یه رفیق خوب که تو اوج ناراحتیش وقتی جون خودتو قسم میدی بخنده ،برات میخنده عشق یعنی : یه رفیق که مثل بادیگارت کنارته و همه جوره دوست داره عشق یعنی : یه رفیق مثل رفیقای من داشته باشین مرسی که هستین رفقام (مطهره اصغری ، نازنین بابائی ،غزاله استوار ) در مقابل این همه عشق درد یعنی : رفیقت همونی که عاشقشی از دستت ناراحت بشه و نتونی کاری کنی

هنر یعنی آفرینش !تورج پارسی . سوم مارس دوهزار پانزدههنر یعنی آفرینش ، آفرینش نیازمند به آزاد .شی است ، اگر هنر را در چهار چوب " دستور و امریه " مقامات بگذاریم آنگاه آفرینندگی را از هنر زدودایم و دیگر هنر نیست بلکه تولیدی " بخشنامه " ای است . یعنی هم هنر را به خاک س. ا یم و هم هنرمند را .... آفرینش مرحله ای است بسیار حساس چرا که بر نظم استوارست و بخشنامه !! این نظم را بر هم می زند و یک جور تولید کالا می شود .......تولید کالای سفارشی !هنر یعنی .

خوشحالی یعنی دخترت یاد بگیره اسم و فامیلش رو بگه ^____^ سلام. ح.ون چطوره؟ خوشحالی یعنی ببینی قد دخترت بلند شده... داره بزرگ میشه... خوشحالی یعنی داشتن یه بچه سالم خدایا ب همه بچه سالم و صالح بده... :)

خدایا یعنی می شود؟؟؟ من دو سال آزمون استخدامی آموزش و پرورش نمره علمی رو اوردم سال گذشته به خاطر سهمیه های ایثارگران و معلولین در اولویت قرار نگرفتم امسال هم به خاطر چند سانت قد ردم . یعنی واسه معلمی قد اینقدر مهمه؟؟مهمتر از سطح علمی!!! الان دوباره کارنامه زدن و بازم معرفی شدم به مصاحبه... یعنی باید برم یا اینکه نه همون بحث قبلی پیش میاد؟؟ نمیدونم چیکار کنم؟؟؟.ی هم نیست ازش بپرسم.. ولی حدنصاب رو خیلی اوردن پایین...حدنصاب الان 13 هست و من 28 شدم خدایا یعنی میشه... یعنی اگه بشه من تا آ. عمرم مدیون خدا میشم... خدایا میشه بشه...

خوشحالی یعنی روزی چند بار ع. های ازدواج بهترین دوستت رو نگاه .... خوشحالی یعنی از دیدن ع. هاش ب هیجان بیایی... راستی؛ سلام، خوبین؟؟ :)

وقتی تو گفتی: آره منم دیدم شکمت بالا پرید!من با شوق گفتم: یعنی واقعا ت. می خوره؟ یعنی من توهم نگرفتم؟و تو گفتی نه...منم دیدم...خدایا یعنی این روزهای مادرانه توهم نیست؟ یعنی واقعا انسانی هوشمند 30 سانتی در درون من زندگی می کند؟ در وجود من؟

دیروز رفتیم . .ه یه گواهی پزشکی نوشت تازه گفت امروز هم مدرسه نرم...تا امروز خانم فقط مشق از کت. داده که من گمش . بنویسیم میدونید این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی اینکه وقتی پیداش کنم هی باید بشینم بنویسم...... یعنی بدبختم

فاطمه(س) فقط یک شخص نیست که در کوچه های دور دست زمان به تماشا ایستیم و در عزایش به اشک بنشینیم و تمام. تازه فکر کنیم فراتر از تکلیف را انجام داده ایم و همین الان باید خدا همه گره ها را از زندگی ما بگشاید. نه ، باید به فهم این حقیقت برسیم که ؛ فاطمه(س)، یعنی زندگی، یعنی بهترین زندگی. یعنی یک الگوی تام و تمام برای انسانیت، یعنی تجسم همه خوبی ها، یعنی درسی که همواره باید آموخت و بهره روزآمد خود را از آن گرفت. یعنی حدیثی که «هرگز» کهنه نمی شود تکرار نمی پذیرد. فاطمه(س) که سلام خدا بر او باد- کت. است به رفتار درآمده و انسانی است که لحظه هایش، ترجمان آیات خداست. او...

تو می دانی؛ انسان است و معصیت. انسان است و غربتِ گناه. نمی خواهم بعدِ هربار که از حد و قدر . می کنم، عهدمان را ش.ته بپندارم؛ که من بی این عهد ناامیدم و ناامید یعنی هیچ. یعنی عدم. که من بی این عهد ناامیدم و ناامیدی یعنی انتشار ترس در عدم...

ذوالفقار یعنی چه و چگونه بدست حضرت علی علیه السلام رسید؟ و سرانجام آن چه شد؟ ✅ برخی به خطا تصور می کنند که ذوالفقار یعنی شمشیری که دو تیغه دارد و بر همین اساس در نقاشی ها و حتی .ها آنرا دو تیغه نشان می دهند و این خطای آشکار است. ذوالفقار یعنی چیزی که دارای مهره ها، شیارها و حفره ها است. فقار (به .ر یا فتح فاء) جمع فقره است و فقره یعنی مهره های کمر و فقر یعنی شیار. به شمشیر مولا علی علیه السلام ذوالفقار میگفتند چون روی تیغه آن حفره هایی (گودی هایی) کوچک و زیبا داشت که گویا جهت تزئین ایجاد شده بود. نیز گفته اند روی تیغه آن از کنار دسته تا نوک آن شیاری بار...

حس خوب یعنی : ح. داغون باش ولی وقتی با داداشت حتی مجازی حرف میزنی آروم بشی . حس خوب یعنی : یه داداش داشته باشی که ازت دور باشه ولی به نظر بیاد به فکرته . حس خوب یعنی : یه داداش خوب که خودش نیست ولی حرفاش آرامش بخش تموم روح و روانمه. حس خوب یعنی : وجود یه فرد مهربون که اسمش داداشه . حس خوب یعنی : وجود یه دوست که در حقت برادری میکنه و لقبش داداشه. داداش جونم که میدونم میخونی خیلی دوست دارم و ممنون از اینکه هستی و آرومم میکنی حتی با حرف زدن ساده . به خدا وجود داداش تو زندگی نعمته خدا جون مرسی بابت این نعمت

0روزهای عجیبی شده.زمانه الک برداشته و سخت درحال الک . است.لحظه ای هم صبر نمی کند !.یک روز"چادر"را الک کرد و امروز دارد "چادری ها"را الک میکند!.بانوی چادری !.دانه های الکِ زمانه ، ریز است.مبادا حیا و عفت و نجابتت الک شود و تو بمانی و ......دختر یعنی چادری.چادر یعنی حجاب.حجاب یعنی حضرت فاطمه.حضرت فاطمه یعنی عشق.عشق یعنی خدا.با حجاب و عشقِ درست ، میشه به خدا رسید

آخرین مطالب