جستجوی عبارت گلایه آبادانی ها از کمبود است



آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان

آبادان,یک روز معمولی در آبادان,بولوف های آبادانی ها,ع های آبادانی ها, آبادان,تصاویر خنده دار آبادان,ع سوژه خنده وطنی آبادان,آبادان و عجایبش,سایت مخصوص آبادانی ها,ع خنده دار مرداد ماه,کل کل,ع جالب از آبادان



  1. 90770984732-74-732748273+

  2. ((((تصاویر برای فروش کبوتر آبادانی))))

  3. نتیجه تصویری برای فروش کبوتر آبادانی



  4. نتیجه تصویری برای فروش کبوتر آبادانی

  5. تصاویر بیشتر برای فروش کبوتر آبادانیگزارش تصاویر


  6. زاغ آبادانی - کبوتران زیبا و لو

  7. 2kat.ir/shopview-زاغ،آبادانی-219



















 

  1. 3 تیر 1394 ه‍.ش. - تومان. نژاد کبوتر : زاغ آبادانی. رنگ : مشکی ( مطابق شکل ). ت : جفت. سن : بالغ. توضیحات : این جفت کبوتر با سلامت کامل به فروش میرسند.

  2. زاغ ابادانی - آپارات

  3. www.aparat.com/v/jq61g/زاغ_ابادانی













 

  1. 8 بهمن 1393 ه‍.ش. - پژمان زاغ ابادانی چشم وچنگ سفید سلطان پرش و بازی از نژاد اصلی و قدیمی که در خوزستان محبوبیت خاصی داره کبوتر های خودمن در خوزســتان-شهرستان ...

  2. کبوتراهواز - کبوتر خوزستان

  3. www.kabootarkhozestan. /category/8/













 

  1. کبوتراهواز - کبوتر خوزستان - کبوتران اصیل و نقش. ... به استانهای دیگر ، شناسایی و اصلاح نژاد: کبوترانی همچون ، زاغآبادانی،کله هندی،عربی، بمبویی، اراکی و.

  2. فروش کبوتر زاغ آبادانی/5/45فروش کبوتر زاغ آبادانی

  3. kaftar0311.mihanblog.com/post/60













 

  1. 1 اسفند 1392 ه‍.ش. - رع های |||فروش کبوتر تیپلر||fddfdfdrttttr||(کبوتر تیپلر تیدی)))کبوترپا تانی|||||||dssrrthghjuyi|||فروش کفتر تیپلر ...

  2. 2017++زاغ آبادانی - کبوتران زیبا و لو 2kat.ir/shopview ...

  3. 13961396.parsiblog.com/posts/18/













 

  1. ع خواننده|/|کبوتر|/|2017|/|foofle|/|فروش|/|ع جدید فروش کبوتر آبادانی|/|کبوتر|/|2017|/|foofle|/|فروش|/|جدیدترین ع های فروش کبوتر ...

  2. 2017++زاغ آبادانی - کبوتران زیبا و لو 2kat.ir/shopview-زاغ ...

  3. weblog724.gdn/data/13961396/1246058













 

  1. پست با عنوان 2017++زاغ آبادانی - کبوتران زیبا و لو 2kat.ir/shopview-زاغ،آبا از سایتهای وبلاگی با ... تصاویر بیشتر برای فروش کبوتر آبادانیگزارش تصاویر ...

  2. کبوتر ابادانی - نیازمندیا

  3. www.niazmandia.ir/ad/result/t_pigeon-prosperity













 

  1. فروش کبوتر انگلیسی دم چتری(دم شکوفه ای)ویژگی: آث و درجه یک، اصیل و سفید پاک(بدون لک) ،29-30 دمه ،کاکل و پاپر ، بالغ و سالم و سرحال، جوجه های تمی .

  2. کبوتر زاغ آبادانی - kook:فروش کبوتر+نقش+پلاکی ...

  3. kaftar0311.loxblog.com/post/37/کبوتر%20زاغ%20آبادانی













 

  1. کبوتر زاغ آبادانی - دوست من سلام فروش کبوتر سوسکی+سرور+دمبی+سیاه+زاغ+نوک قنار+پرشی+ساعتی+گروبندی+1393+کبوتر پرش ...

  2. کبوتر نوک قنار زاغ

  3. www.nokghanar.ir/کبوتر-نوک-قنار-زاغ/













 

  1. 13 آذر 1395 ه‍.ش. - فروش(کبوتر)نوک قنار+قنار+نوک ریز دوکت – ()()فروش انواع کبوتر+ … ... یا دم گیر یا پلاس،نوک قنار،تهرانی،کاشانی،زاغ آبادانی،ملایری ...

  2. جستجوهای مربوط به فروش کبوتر آبادانی

  3. کبوتر زاغ چشم نوک سفید

  4. ع  کبوتر زاغ آبادانی

  5. قیمت کبوتر زاغ

  6. کبوتر سیاه ابادانی

  7. ع  کبوتر زرد

  8. کبوتر زاغ دم سفید

  9. کبوتر زاغ پرشی

  10. زاغ ابادانی



  11. اصفهان، استان اصفهان - از سابقه جستجویتان - استفاده از موقعیت مکانی دقیق

  12.  - بیشتر بدانید   

  13. راهنما ارسال بازخورد حریم خصوصی شرایط































 






گزارش تصاویر"/>

علایم کمبود مواد غذایی در گیاهان

تنش هایی از قبیل شوری، عوامل بیماریزا و آلودگی هوا، مجموعه علایم مشخصة خود را بر علایم دیداری القاء می کنند. اغلب، این علایم، شباهت با علایم کمبود مواد غذایی دارند. عوامل بیماریزا اغلب کلروز بین رگبرگی ایجاد می کنند و آلودگی هوا و تنش شوری می توانند باعث سوختگی نوک برگ شوند. هر چند در ابتدا این علایم ممکن است با علایم عمومی کمبود مواد غذایی شبیه به نظر بیایند، اما در جزئیات و / یا در طرح گسترش سرتاسری شان، با هم اختلاف دارند.

علایم پاتولوژیکی اغلب می توانند از علایم تغذیه ای بوسیلة توزیعشان در جمعیت گیاهان آلوده مجزا شوند. اگر گیاهان تحت تنش غذایی هسند، همة گیاهان مشابه و در یک مرحلة رشدی و در محیط مشابه، در زمان مشابهی، علایمی شبیه به هم خواهند داشت؛ در صورتی که اگر تنش به خاطر پاتوژن باشد، توسعة علایم فقط در گیاهانی که پاتوژن به آنها رسیده بسیار زیاد خواهد بود.

ارتباطات محیطی



گیاهان، مقادیر قابل توجهی از مواد غذایی را از خاک در طول دورة رشد طبیعی شان خارج می کنند و به این دلیل باعث تغییرات محیطی طولانی مدت بسیار زیادی می شوند. اثرات روی خاک، بسیار بیشتر از خارج یا تخلیة عناصر است. باید تعادل سیستم گیاه ـ خاک در طول مدت جذب مواد غذایی، برقرار نگه داشته شود. برقراری تعادل معمولاً به وسیلة دفع پروتون و / یا یون های هیدرو یل توسط گیاه و جذب کاتیون ها یا آنیون های غذایی اتفاق می افتد. برای مثال هنگامی که کود آمونیاک به گیاهان داده می شود، آنها بیشتر نیاز خود به نیتروژن را از کاتیون آمونیوم به دست می آورند تا آنون نیترات معمولی. چون نیترات تنها آنیونی است که به مقدار زیادی توسط گیاهان استفاده می شود، پس در طول جذب طبیعی عناصر، دفع پروتون از دفع یون های هیدرو یل بسیار فراتر می رود. در وضعیت رشد شدید گیاهان، مقادیر دفع شدة پروتون ها می تواند برای کاهش ph خاک به میزان چندین واحد کافی باشد.

تغییرات چنین عظیمی در ph خاک می تواند دل بر فرآیندهای زیادی روی خاک، مانند ساختار خاک، قابلیت در دسترس بودن عناصر و آبشویی عناصر داشته باشد. اثرات ناگهانی روی خاک، ممکن است برای برخی گیاهان مطلوب باشد مانند گیاهان اسیددوست که این وضعیت باعث در دسترس قرار گیری بیشتر عنصر آهن می گردد. هر چند در ادامه، پایین آمدن ph خاک می تواند به گیاهان آسیب برساند، زیرا قابلیت در دسترس بودن عناصر تغییر خواهد یافت. خاکی با ph کم، اجازه خواهد داد عناصر ریز مغذّی به آسانی از پروفیل خاک شسته شوند و سرانجام باعث فقدان عناصری از قبیل cu و zn می شود. در مجموع، هنگامی که ph خاک از 5 پایین تر می آید، قابلیت انحلال al و mn می تواند افزایش بیابد و چنین وضعیتی باعث ایجاد ح سمّی برای رشد گیاهان شود.

گیاهان اغلب به ارتباطات محیطی واکنش نشان داده و از آن تأثیر می پذیرند. اگرچه این یک فرضیة معتبر ثابت نیست، بسیاری از گیاهان به این امر گرایش دارند که با مهارت، عناصر معیّنی را به سهولت از محیط اطرافشان جذب کنند. برای مثال، آهن یک عنصر محدود کننده در بسیاری از اراضی کشاورزی است اما به طور متوسط در 3% از خاک ها، بیش از نیاز گیاهان در دسترس است. بعضی از گیاهان به طور فعال، پروتون های را دفع کرده و باعث کاهش ph خاک و در نتیجه افزایش قابلیت انحلال آهن در محیط اطراف خود می شوند. در مجموع، دیگر گیاهان فیتوسیدروفورها را دفع کرده تا کلات خاک، آهنِ اندوخته شده را بیشتر در دسترس گیاه قرار دهد.



خط سیر ظهور علامت

در نگاه اوّل، به نظر می رسد که تمایز میان کمبود عناصر غذایی برای 13 عنصر معدنی ضروری، نسبتاً ساده باشد. امّا چنین فرضی نادرست است. در واقع، علایم کمبود کاملاً پیچیده هستند زیرا هر عنصر کارکردهای بیولوژیکی متفاوتی دارد و هر کارکرد ممکن است مجموعة مجزایی از اثرات متقابل با یک محدودة وسیع از پارامترهای محیطی داشته باشد. در مجموع، تعریف این علایم برای شرایط کمبود بحرانی یا مزمن، متفاوت است.

کمبود بحرانی هنگامی اتفاق می افتد که یک عنصر برای مدّت کوتاهی در مرحلة رشد گیاه، از دسترس خارج می شود. کمبود مزمن هنگامی اتفاق می افتد که یک عنصر به طور مداوم محدود شود در حالی که گیاه برای رشد خود به آن نیازمند باشد.

بیشتر علایم کمبود کلاسیک شرح داده شده در کتب درسی، نشان دهندة کمبودهای بحرانی هستند. بیشتر علایم عمومی در کمبودهای مزمن شبیه به هم بوده، شامل برگ های سبز تیره و رشد کم و یا آهسته می باشد. بیشتر توضیحات تیپیک منتشر شده دربارة علایم کمبود، در نتیجة آزمایشات هدایت شده در گلخانه ها یا اتاقک های رشد بوده، که در این صورت، گیاه در شرایط هایدروپونیک ( آبکشت ) یا مدیا که در آنها عناصر به طور کامل در دسترس قرار دارند، رشد داده شده است.

در این شرایط، عناصر به آسانی در دسترس هستند. امّا هنگامی که عنصر تقلیل می یابد، گیاه به طور ناگهانی با کمبود بحرانی مواجه می شود. بنابراین مطالعات آبکشت، به توسعة کمبودهای بحرانی توجه دارند.

در طرح های آزمایشی مطالعة علایم کمبود عناصر ریز مغذّی، معمولاً این عناصر از محلول غذایی حذف می شوند. عناصر ریز مغذّی اغلب در دانه یا به صورت آلاینده در محیط حضور دارند پس یک گیاه پس از اینکه این مقادیر عناصر ریز مغذّی را به مصرف رساند، آن وقت علایم کمبود بحرانی را نشان می دهد.

وقتی که علایم کمبود عناصر پر مصرف جستجو می شود، می توان روی سرعت رشد و اندازة گیاه متمرکز شد. گیاه را به طور متناوب در مراحلی از رشد می توان تحت کاربرد عنصری قرار داد که محدود کنندة رشد است. چون عناصر پر مصرف به طور مداوم به مقدار زیادی برای رشد گیاه مورد نیاز است، عناصر در دسترس به سرعت تقلیل یافته و در نتیجه باعث کمبود بحرانی می گردد.

در سیستم های طبیعی، گیاهان با تنش هایی با انواع و درجات مختلف رو به رو شده و علایم متفاوتی بروز می دهند. شاید بیشتر کمبود عناصر عمومی در محیط های طبیعی، به خاطر کم شدن عنصری که نقش محدود کننده پیدا کرده، در اثر عوامل فرسایش باشد. در چنین وضعیتی، عنصر محدود کننده باعث ایجاد علایم کمبود مزمن عنصر می شود.



اثر انتقال روی ظهور علامت

اثر متقابل بین انتقال عنصر در گیاه و سرعت رشد گیاه، می تواند یک فاکتور مهم که نوع و محل علایم کمبود و توسعة آنها را تحت تأثیر قرار می دهد به شمار رود. برای بسیاری از عناصر متحرک مانند نیتروژن و پتاسیم، علایم کمبود به طور واضح در برگ های پیر و بالغ ظهور می یابند. زیرا در مواقع کمبود عنصر، این عناصر از برگ های پیر و بالغ به سمت برگ های جوان نزدیک مناطق رشد گیاه حرکت می کنند.

در واقع، عناصر متحرکی که به تازگی توسط ریشه ها جذب می شوند، به سمت برگ های تازه و مناطق رشد حرکت می کنند. بنابراین برگ های پیر و بالغ در طول زمان تنش، از عناصر متحرک خالی شده، در حالی که برگ های تازه، از مقادیر مطلوب بیشتری از عنصر برخوردار هستند.

تمرکز واضح علایم کمبود عناصر کم حرکت مانند کلسیم، بُر و آهن، بر خلاف عناصر متحرک می باشد؛ در اینجا علایم کمبود ابتدا در مناطق رشد و برگ های جوان ظاهر می شوند در حالی که در برگ های پیر، مقادیر مطلوب عنصر باقی می ماند. (فرضیه ای وجود دارد مبنی بر اینکه این گیاهان غلظت کافی عنصر شروع به رشد کرده اما برای توسعه یافتن، به مازاد عنصر نیاز دارند). در گیاهانی که خیلی آهسته در طول چند فصل رشد می کنند عواملی به غیر از تغذیه (مانند نور کم) اگر به طور طبیعی محدود کننده نباشند حتی در صورت کمبود عناصری تحت این شرایط، گیاه به آرامی به رشد خود ادامه داده حتی بدون اینکه علایم کمبودی ظاهر شوند. این نوع ظهور مشابه آنچه در عناصر کم حرکت اتفاق می افتد می باشد، زیرا اضافه عناصر در برگ های پیر، سرانجام برای تأمین توسعة بافت های جدیدتر به سوی آنها منتقل می شود. در مقایسه، گیاهی با رشد سریع، از کمبودهای شدید در بافت های فعال رشدی از قبیل لبه های برگ و منطقة رشد گیاه، بیشتر آسیب می بیند. یک مثال کلاسیک از این مورد، کمبود کلسیم در سبزیجاتی مانند کاهو است که ظهور علایم روی حاشیة برگ (سوختگی نوک برگ) و منطقة رشد نزدیک مریستم ها می باشد. حداکثر رشد کاهو اغلب به وسیلة سرعت جا به جایی درونی کلسیم به بافت های در حال رشد، محدود می شود تا در نتیجة محدودیت ذخیرة عناصر در خاک.

هنگامی که عناصر متوسط حرکت مانند گوگرد و منیزیم، عناصر محدود کنندة سیستم هستند، علایم کمبود به طور طبیعی در سرتاسر گیاه مشاهده می شوند. هر چند سرعت رشد و میزان در دسترس بودن عنصر می تواند اختلاف قابل توجهی روی محل بروز علایم ایجاد نماید. اگر کاربرد عنصر به صورت فرعی با میزان رشد مقایسه شود، علایم در بافت های پیرتر مشاهده می شوند اما اگر کاربرد خیلی کم عنصری با میزان رشد مقایسه گردد، یا عنصر کاملاً تخلیه گردد، ابتدا بافت های جوان تر ناکارا می شوند.



رقابت گیاه و تحریک کمبودها

هنگامی که علایم مشاهده شده مستقیماً در نتیجة کمبود عنصر هستند، همه چیز را به طور صریح به ما می گویند. اگر چه علایم اغلب نتیجة اثرات متقابل با دیگر فاکتورهای محدود کنندة محیطی که قابلیت در دسترس بودن عنصر را تحت تأثیر قرار می دهند، می باشند. نمونة کلاسیک آن، کمبود آهن است که به دلیل افزایش ف ات سنگین در محیط ایجاد می شود. انتقال ف اتی از قبیل cu ، zn ، cr و ni ، با fe و دیگر عناصر جذبی گیاه رقابت می کنند.

رقابت برای جذب، مخصوص fe و ف ات سنگین نیست بلکه این امر برای همة ناصر معدنی که از نظر شیمیایی و مکانیزم جذب مشابه می باشند، حقیقت دارد. برای مثال، اگر قابلیت در دسترس بودن ca یا zn نسبتاً کمتر از آهن است، تمرکز بیش از حدّ برخی دیگر از ف ات مانند ni یا cr باعث کمبود بیشتر یکی از این عناصر نسبت به fe می شود. دربارة عناصر پر مصرف، مقادیر بیش از اندازة mg ، با k برای جذب رقابت کرده و احتمالاً می تواند باعث کمبود k شود.

عقیمی خاک های س نتاین به دلیل چنین رقابتی است. این خاک ها با دارا بودن mg زیاد، باعث کمبود ca می گردند. سمّیت خاکی با ph پایین، مثال دیگری از کمبود عناصر پایه ای است. ph پایین، تأثیر روی عناصر خاک دارد: کمک به شستشوی کاتیون ها، آنها را از دسترس گیاه خارج کرده و مقادیر نسبتاً زیاد پروتون ها در خاک با ca و دیگر کاتیون ها در جذب رقابت می کنند. بنابراین کمبود عناصر می تواند به دلیل تعداد زیادی از مکانیزم ها که قابلیت استفادة عنصر را محدود می کنند، به وقوع بپیوندد.



تقاضای عنصر و کارایی استفاده

اگرچه همة گونه های مشابه گیاهان، پاسخ های مشابهی به تنش غذایی می دهند، گیاهان گونه های مشابه اغلب اختلاف قابل توجهی در کارایی استفاده از عنصر، از خود نشان می دهند. این نتایج، از اختلاف در سرعت رشد، توزیع ریشه، مرحلة رشد و کارایی جذب و مصرف عنصر حاصل می شوند. این امر اشارة ضمنی دارد به اینکه گاهی در وضعیتی، گیاهانی از یک گونه دچار کمبود مواد غذایی می شوند در حالی که گیاهانی از گونه های دیگر در همان شرایط یا شرایط نزدیک به آنها، ممکن است هیچ گونه علایم کمبودی نشان ندهند.

همچنین سرعت رشد از وضعیت عنصر تأثیر می پذیرد. هنگامی که ذخیرة عنصر برای رشد گیاه در شرایط محیطی موجود ناکافی باشد، بسیاری از گیاهان سرعت رشدشان را با میزان ذخیرة قابل استفادة عنصر بدون بروز علایم واضح کمبود، تنظیم می کنند.

سیستم های کشاورزی که در آنها گیاهانی با رشد سریع تحت شرایط کم تنش انتخاب می شوند، با سیستم های طبیعی اختلاف دارند. این سرعت رشد زیاد یعنی اینکه گیاه تقاضای زیادی برای عناصر دارد که در صورت برطرف نشدن، بروز زیاد علایم کمبود را در پی خواهد داشت، مگر اینکه کودهای تکمیلی به کار برده شوند. این وضعیت غیر عادی نیست که ما گیاهانی زراعی بی م که علایم شدیدی از تنش غذایی را نشان می دهند، در حالی که گیاهان محلی در همان شرایط، بدون علایم یا با کمترین علایم کمبود، رشد می کنند.

در سیستم های کشاورزی، علایم کمبود مزمن بیشتر در گیاهان کود داده نشده یا محدود شده از نظر کود دهی رخ می دهد. علایم کمبود غذایی بحرانی، اغلب هنگامی اتفاق می افتد که محصولات جدیدی با تقاضای غذایی بالا معرفی می شوند یا اراضی با حاصلخیزی کم، تحت کشت و کار برای تولید گیاهانی با سرعت رشد نسبتاً زیاد، قرار می گیرند.



یکنواختی وضعیت مادة غذایی

تمام بافت های گیاه در طول زمان تنش، در وضعیت تغذیه ای ی انی قرار ندارند. برگ های روی یک گیاه که در معرض شرایط محیطی متفاوتی ( از قبیل نور ) قرار دارند، یا آنهایی که سن متفاوتی دارند، ممکن است اختلافات قابل توجهی در وضعیت غذایی داشته باشند. عناصر معدنی برای بیشتر قسمت های گیاه، توسط ریشه ها به دست آمده و در سرتاسر گیاه جابجا می شوند. فاصلة هر قسمت از گیاه تا ریشه، قابلیت در دسترس بودن مواد غذایی بویژه در عناصر کم حرکت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در گیاهان بهبود یافته از کمبود غذایی، ابتدا ریشه و بافت های هدایت کنندة مواد غذایی، ترمیم می شوند. برای مثال، در وضعیت بهبود کمبود fe ، می توان مشاهده کرد که رگبرگ ها دوباره سبز شده اند در حالی که بافت های بین رگبرگی، همچنان کلروتیک و دارای نشانه های کمبود fe هستند. به منظور رشد بهینه و سریع، همة بافت های گیاه باید یک وضعیت مطلوب غذایی داشته باشند. اگرچه یک گیاه ممکن است از نظر چند عنصر با کمبود رو به رو باشد، فقط یکی از آن عناصر در زمانِ واحد، موجب محدود رشد خواهد شد. هر چند اگر آن عنصر محدود کننده به کار برده شود، باعث افزایش رشد می گردد، این افزایش در رشد یعنی اینکه گیاه عناصر دیگر را طلب خواهد کرد و عنصر بعدی که در سطح پائینی قرار دارد، به عنوان عنصر محدود کننده، در خواهد آمد.



ابزارهای تشخیص دیگر

با اینکه علایم تشخیص دیداری، یکی از با ارزش ترین ابزارها برای ارزی سریع وضعیت مواد غذایی در گیاه هستند، آنها تنها یکی از ابزارهای قابل استفاده می باشند. ابزارهای عمدة دیگر عبارتند از: مطالعات میکروسکوپیک، تجزیة طیفی و تجزیة بافت و خاک. همگی این روش ها دارای دقت، سرعت و توانایی زیادی برای پیشگویی وضعیت آیندة مواد غذایی هستند. به خاطر اثر متقابل نزدیک بین رشد گیاه و محیط، همة پیشگویی ها دربارة آیندة وضعیت تغذیه ای، باید فرضیاتی در مورد اینکه محیط در طول زمان چگونه تغییر خواهد کرد، داشته باشند.

فایدة اصلی علایم تشخیص دیداری این است که آنها به سهولت به دست آمده و ارزی سریعی از وضعیت مواد غذایی را میسّر می سازند. اشکال عمدة آنها این است که علایم دیداری، تا هنگامی که اثرات سوء زیادی روی عملکرد، رشد و نمو بوجود نیاید، ظهور نمی کنند.

تجزیة بافت، مختص مواد غذایی است امّا نسبتاً کم؛ بافت ها باید نمونه گیری شده، آزمایش و تجزیه شوند و دربارة وضعیت غذایی، تخمین زده شود. یک تجزیه از عناصر معدنی مشتمل است بر بافت های گیاهی انتخاب شده و مقایسة آنها با سطوح مقادیر بحرانی (که برای اغلب گیاهان زراعی در دسترس است) می تواند برای ارزی وضعیت مواد غذایی گیاه در زمان نمونه گیری با درجة اطمینان نسبتاً بالایی مورد استفاده قرار گرفته و این وضعیت را تا هنگام برداشت محصول، پیش بینی نماید.

تجزیة بافت، شبیه تجزیة بافت است با این تفاوت که اینجا به جای ارزی وضعیت تغذیه ای گیاه، قدرت پتانسیل خاک در این زمینه سنجیده می شود.

تجزیة گیاه، اطلاعاتی در مورد آنچه گیاه نیاز دارد تهیه می کند در حالی که تجزیة خاک، اطلاعاتی در مورد وضعیت ذخیرة مواد غذایی در خاک به دست می دهد.

تجزیة طیفی از وضعیت تغذیه، هنوز در ابتدای راه است و به زودی در فهرست منابع جهانی مطالعات تخصصی مورد استفاده قرار می گیرد.

مطالعات میکروسکوپیک بیشتر در مورد جنبه های فیزیولوژیکی تنش غذایی روی تمام گیاهان یا گیاهان زراعی پایه، اهمیت دارند، تا ارزی وضعیت تغذیه ای گیاه.



شرح علایم

یافتن یک برگ یا حتی یک گیاه که تمام علایم مشخصة یک نوع کمبود را در خود داشته باشد، امری غیر معمول است. دانستن اینکه تک تک علایم چگونه به نظر می رسند، بسیار خوشایند است امّا این امکان وجود ندارد چرا که علایم به صورت ترکیبی با همدیگر در گیاه اتفاق می افتند.

بسیاری از عبارات اشاره شده در ذیل در تشریح علایم کمبود، معقولانه و بدیهی به نظر می رسند؛ هر چند تعدادی از آنها به معنی واقعی کمبود مواد غذایی در مزرعه به شمار می روند. برای مثال، اصطلاح کلروتیک که یک اصطلاح عمومی برای زرد شدن برگ ها به خاطر از دست دادن کلروفیل است، نمی تواند بدون توصیفات اضافی به کار رود، زیرا اگر کلروز سرتاسری باشد، نشانة کمبود نیتروژن، کلروز بین وریدی به خاطر کمبود آهن یا کلروز حاشیه ای به دلیل کمبود کلسیم می باشد. اصطلاح دیگری که بارها در تشریح علایم کمبود مواد غذایی به کار می رود، نکروتیک است که اصطلاحی عمومی برای بافت های قهوه ای شده و مرده است. این علامت همچنین می تواند با فرم های متنوعی ظهور کرده و به عنوان وضعیتی در علایم نکروتیک به شمار رود.

علایم کمبود مواد غذایی برای بسیاری از گیاهان، مشابه است، اما به دلیل تنوّع یافتن زیاد گیاهان و محیط اطرافشان، ناچار به بیان محدوده ای جهت علایم هستیم. به خاطر داشتن رگبرگ های موازی، علف ها و دیگر تک لپه ای ها، کلروز را به صورت سری خط های نواری نشان می دهند در صورتی که کلروز در په ای ها، مشبک و بین رگبرگ ها به وقوع می پیوندد. اختلاف مهم دیگر اینکه نکروز یا کلروز حاشیه ای که در په ای ها یافت می شود، در تک لپه ای ها، اغلب با عنوان سوختگی لبة برگ از آن نام برده می شود.



منیزیم

برگ های دارای کمبود mg، کلروز پیش رونده ای بین رگبرگ ها، همراه با توسعة نکروز در بافت های به شدت کلروز شده، نشان می دهند. در این شکل پیشرفته، کمبود منیزیم ممکن است ظاهراً به کمبود پتاسیم شباهت داشته باشد. در کمبود منیزیم، علایم معمولاً با مناطق کلروتیک به صورت خال مانند در بافت های بین رگبرگ ها ظهور می یابند. بافت لامینای بین رگبرگ، بیش از دیگر بافت های برگ منبسط شده، یک سطح برجستة چروک شده تولید می کند که در نوک برجستگی ها از ح کلروتیک به سمت نکروتیک شدن بافت پیش می رود. در برخی از گیاهان مانند براسیکا ( خانوادة دل که مشتمل است بر سبزیجاتی از قبیل کلم بروکلی، بروسل اسپروت، کلم، گل کلم، کلارد، کلم پیچ، کلم قمری، دل، ک ا، راتاباگا ( نوعی کلم ) و شلغم ) رنگ های نارنجی، زرد و ارغوانی نیز ممکن است ظهور کنند.



منگنز

این برگ ها یک کلروز کوچک بین رگبرگی تحت شرایط محدودیت کاربرد mn از خود نشان می دهند. مراحل اولیة کلروز که تسط کمبود منگنز ایجاد می شود، تا حدّی شبیه به کمبود آهن است. این علایم از یک کلروز خفیف در برگ های جوان و مشبک شدن رگبرگ ها در برگ های بالغ، مخصوصاً هنگامی که زیر نور قرار دارند، شروع می شود. همچنانکه تنش افزایش می یابد، برگ ها به رنگ ف مانند خا تریِ تابنده ای در آمده و لکه های تیره و مناطق نکروتیک در امتداد رگبرگ ها پیدا می شوند. همچنین یک درخشندگی ( جلوة ) مایل به ارغوانی ممکن است در سطح بالایی برگ ها ظاهر شود.

غلاتی از قبیل یولاف، گندم و جو، به کمبود منگنز به شدت حساس هستند. آنها کلروز خفیفی همراه با لکه های خا تری که کشیده شده و به هم می پیوندند، نشان داده و سرانجام پژمردگی کامل برگ و مرگ آن فرا می رسد.



مولیبدن

این برگ ها بعضی لکه های خال مانند همراه با کلروز بین رگبرگی نشان می دهند. یک علامت ابت برای کمبود مولیبدن، کلروز سرتاسری عمومی است که شبیه به علامت کمبود نیتروژن است با این تفاوت که بدون رنگ مایل به قرمز در سطح پائینی برگ ها می باشد. این امر از نتایج تقاضا برای مولیبدن در احیاء نیترات، که به کاهیده شدن اولیه در اسیمیلاسیون به وسیلة گیاه نیاز دارد، می باشد. بنابراین علایم اولیه کمبود مولیبدن در حقیقت ناشی از کمبود نیتروژن هستند هر چند مولیبدن مأموریت متابولیکی دیگری در گیاه دارد و از این رو علایم کمبود آن حتی هنگامی که نیتروژن احیاء شده در دسترس است، وجود دارد. در مورد گل کلم، لامینای (لایة نازک پهنک) برگ های جدید، خم شده و به صورت دم شلاقی به نظر می رسد. در بسیاری از گیاهان، امکان ظهور بادکش در برگ های بالایی و لکه های خال دار در مناطق کلروز شده، تحت شرایط وخیم کمبود، وجود دارد. در غلظت های بالا، مولیبدن علامت سمّیت مشخصی دارد و آن رنگ روشن به صورت پرتقالی درخشان می باشد.



نیتروژن

علایم نکروتیک نشان داده شده توسط این برگ ها، در نتیجة کمبود نیتروژن است. همچنین یک رنگ قرمز روشن به صورت پراکنده ممکن است روی رگبرگ ها و دمبرگ ها دیده شود. تحت شرایط کمبود نیتروژن، برگ های بالغ پیرتر به تدریج از ح سبز طبیعی تغییر کرده و به صورت سبز رنگ پریده در می آیند. همچنانکه کمبود پیشرفت می کند، این برگ های پیر به طور یکنواخت زرد می شوند (کلروتیک). در شرایط حاد کمبود، برگ ها به رنگ سفید مایل به زرد در می آیند. برگ های جوان در بالای گیاه، به رنگ سبز رنگ پریده و در اندازه های کوچک باقی می مانند.

در گیاهان اسپیندلی (دوک وار) پنجه زنی به علت کمبود نیتروژن کاهش می یابد. زرد شدن در کمبود نیتروژن، یکنواخت و در سرتاسر برگ همچنین رگبرگ دیده می شود. اگر چه در برخی موارد، نکروز بین رگبرگی به جای کلروز معمولی، در بسیاری از گیاهان دیده می شود. در برخی گیاهان، سطح پائینی برگ ها و / یا دمبرگ ها و رگبرگ ها، به صورت مایل به قرمز یا رنگ پریده در می آید. در برخی گیاهان، این رنگ ها می توانند کاملاً روشن باشند. همچنانکه کمبود به پیشرفت خود ادامه می دهد، برگ های پیرتر به سمت پلاسیده شدن در اثر تنش خفیف آبی پیش رفته و سریعتر از ح معمولی پیر می شوند. بهبود یافتن گیاهان در اثر کاربرد نیتروژن، بلافاصله (ظرف چند روز) و تماشایی خواهد بود.



فسفر

برگ های دچار کمبود فسفر برخی نقاط نکروتیک نشان می دهند. به عنوان یک اصل کلی، علایم کمبود فسفر، خیلی واضح نیستند و بنابراین تشخیص آن مشکل است. یک علامت دیداری مهم، کوتولگی و کوتاه ماندن گیاهان است. گیاهان دچار کمبود فسفر نسبت به سایر گیاهان در شرایط مشابه اما بدون کمبود فسفر، سرعت رشد بسیار کمتری دارند. گیاهان دچار کمبود فسفر، اغلب با گیاهان جوان اشتباه گرفته می شوند. برخی گونه ها از قبیل گوجه فرنگی، کاهو، ذرت و خانوادة کلم، ساقه، دمبرگ و سطح زیرین برگ ها ارغوانی رنگ می شوند. همچنین در شرایط حاد کمبود فسفر، درخشندگی آبی ـ خا تری در برگ ها پیدا می شود. در برگ های پیرتر تحت شرایط حاد کمبود، ممکن است رگبرگ ها به صورت مشبک مانند قهوه ای رنگ پریده به چشم بخورند.



گوگرد

این برگ ها یک کلروز سرتاسری نشان می دهند در حالی که هنوز به رنگ سبز باقی مانده اند. رگبرگ ها و دمبرگ ها، رنگی مایل به قرمز روشن نشان می دهند.علایم دیداری کمبود گوگرد، بسیار شبیه به کلروز پیدا شده در اثر کمبود نیتروژن هستند. با این وجود در کمبود گوگرد، زرد شدن به صورت یکنواخت در سرتاسر گیاه حتی در برگ های جوان وجود دارد. رنگ مایل به قرمز، اغلب در سطح پائینی برگ ها و دمبرگ ها به صورت مایل به صورتی در آمده و نسبت به کمبود نیتروژن، کمتر روشن و واضح است. در کمبودهای پیشرفتة گوگرد، آسیب به صورت قهوه ای رنگ شده و / یا لکه های نکروتیک شده، دمبرگ ها و برگ ها اغلب عمودی شده و پیچ خورده و شکننده می شود.



روی

این برگ ها یک مورد نکروز پیشرفتة بین رگبرگی نشان می دهند. در مراحل اولیة کمبود روی، برگ های جوان تر زرد شده و سطح بالایی برگ های بالغ، به صورت سوراخ سوراخ در می آید. همچنین م وطی شکل شدن رایج است. همچنانکه کمبود پیشرفت می کند، این علایم به صورت نکروز بین رگبرگی شدیدی ظاهر می شود اما رگبرگ اصلی مانند مواقع ترمیم کمبود آهن، سبز باقی می ماند.

در بسیاری از گیاهان به ویژه درختان، برگ ها خیلی کوچک شده، میانگره ها کوتاه و شبیه به ح روزت به نظر می رسند.



بُر

برگ های دچار کمبود بر یک کلروز عمومی خفیف نشان می دهند. تحمّل گیاهان به تغییرات زیاد بر، به اندازه ای است که غلظت های مورد نیزا برای رشد یاه تا غلظت های سمّی آن برای گیاهان حساس به بر، اختلاف اندکی دارند. بر به طور ناچیز در فلوئم بسیاری از گیاهان جا به جا می شود، به استثنای گیاهانی که از ترکیبات قندی مانند سوربیتول استفاده می کنند. در تحقیقاتی تازه، حرکت بُر در گیاهان تنباکو که برای سنتز سوربیتول تحت نظر گرفته شده بودند، افزایش یافته بود و کمبود بر را در خاک بهتر تحمّل می د.

در گیاهان با انتقال کم بر، کمبود بر، باعث نکروز بافت های مریستمی در مناطق در حال رشد گردیده که منجر به کاهش غالبیت انتهایی شده و نمو یاه به صورت روزت باقی می ماند. این علایم کمبود، شبیه به علایم کمبود کلسیم می باشند. در گیاهانی که بر به آسانی در فلوئم منتقل می شود، علایم کمبود مانند کمبودهای نیتروژن و پتاسیم در بافت های بالغ متمرکز می شوند. هم مغز و هم اپیدرم ساقه ها ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته که اغلب باعث پوک شدن یا زبر شدن ساقه ها همراه با نقاط نکروتیک روی میوه می شود. پهنک برگ پیچ خورده، تیره شده و اغب همراه با ترشح مواد شیرة گیاهی از آن می باشد. برگ ها فوق العاده شکننده شده و به آسانی می شکنند. همچنین برگ های جوان اغلب حتی تحت شرایط مطلوب از نظر تهیة آب، پلاسیده می شوند زیرا نقاط قطع شده به خاطر کمبود بر، باعث عدم انتقال آب می گردد.



کلسیم

در پایة برگ های دچار کمبود کلسیم نکروز نشان داده می شود. قابلیت تحرک بسیار کم کلسیم، عمده ترین فاکتوری است که برای بیان علایم کمبود کلسیم در گیاه به کار می رود. علایم کلاسیم کمبود کلسیم ممکن است شامل پوسیدن میوه های انتهایی گوجه فرنگی (سوختن میوه های بخش انتهایی گوجه فرنگی)، سوختگی لبة برگ کاهو، قلب سیاه کرفس و مرگ مناطق رشد در بسیاری از گیاهان است. همة این علایم، بافت های مردة نکروتیک نرمی را نشان می دهند که به سرعت به سمت مناطق رشد پیش می رود که این امر بیشتر به جابجایی کم کلسیم در بافت ها مربوط است تا ذخیرة کم آن در محیط خارج. گیاهانی که رشد آهسته تری دارند و دچار کمبود ذخیرة کلسیم هستند، ممکن است دوباره مقدار مشخصی از کلسیم را از برگ های پیرتر برای برقراری رشد جابجا کنند و در آنها فقط کلروز حاشیه ای برگ ها دیده شود. سرانجام این نتایج در حاشیة برگ ها بیشتر از نقاط دیگر برگ ها به وقوع می پیوندد و باعث تغییر شکل برگ به صورت فنجانی رو به پائین می شود. این علامت تا نقاط اتصال برگ به دمبرگ گسترش می یابد اما برگ ها نمی افتند بلکه فقط لکه های بافت نکروتیک شده در نوک دمبرگ ایجاد می شود. گیاهان تحت کمبود کلسیم مزمن، تحمل بیشتری به پژمردگی نسبت به گیاهان استرس ندیده دارند.



کلرید

این برگ ها شکل غیر طبیعی همراه با کلروز بین رگبرگی واضح دارند. گیاهان به غلظت نسبتاً زیادی از کلر در بافت هایشان نیاز دارند. کلر در خاک بسیار فراوان بوده و در اراضی شور، تمرکز آن بالاست اما در اراضی با آبشویی بالا، ممکن است کم باشد. عادی ترین علایم کمبود کلر، کلروز و پژمردگی برگ های جوان است. کلروز در سطح صاف فرو رفتگی ها در مناطق بین رگبرگی پهنک برگ اتفاق می افتد. در موارد پیشرفته، اغلب یک ح برنزه شده در طرف بالایی برگ های بالغ پدیدار می شود. گیاهان معمولاً به کلر مقاوم می باشند اما برخی گونه ها مانند آووکادو، میوه های هسته دار و انگورها به کلر حساس بوده و ممکن است علایم سمّیت را حتی در غلظت های کم کلروز در خاک از خود نشان دهند.



مس

برگ های دچار کمبود مس پیچیده شده و دمبرگ آنها به سمت پائین خم می شود. کمبود مس می تواند با کلروز خفیف سرتاسری همراه با فقدان فشار تورگور همیشگی در برگ های جوان، بیان شود. برگ های به تازگی بالغ شده، مشبک، رگبرگ های سبز همراه با مناطق سفید شده تا خا تری مایل به سفید از خود نشان می دهند. برخی برگ ها، نقاط تُو خالی کلروتیکی نشان داده و تمایل به خمیدن به سمت پائین دارند. فرم رشدی درختان تحت شرایط کمبود مزمن مس، به صورت روزت می باشد. برگ ها کوچک و کلروتیک همراه با لکه های نکروتیک می باشند.



آهن

برگ های دچار کمبود آهن کلروز شدیدی در پایة برگ ها همراه با شبکة سبز رنگ نشان می دهند. عمده ترین علامت کمبود آهن، شروع کلروز بین رگبرگی از سمت خارج جوان ترین برگ هاست که به سمت داخل پیش می رود و در پایان، تمام سطح برگ سفید می شود. در مناطق سفید شده اغلب نقاط نکروتیک پدیدار می شود. تا وقتی که برگ ها هنوز کاملاً سفید نشده اند، در صورت کاربرد دوبارة آهن، ترمیم می یابند.

در فاز ترمیم، رگبرگ ها اولین قسمتی هستند که رنگ سبز روشن خود را به دست می آورند. این وضعیت ترمیمی که در مورد کمبود آهن پیش می آید، شاید قابل تشخیص ترین علامت در بین علایم کلاسیک مواد غذایی باشد. چون آهن قابلیت تحرک کمی دارد، علایم کمبود آن ابتدا در جوان ترین برگ ها ظاهر می شود. کمبود آهن، با آ و شرایط بی هوازی خاک در ارتباط است و این وضعیت اغلب به وسیلة زیادی ف ات سنگین به وجود می آید.



پتاسیم

بعضی از این برگ ها نکروز حاشیه ای نشان می دهند (سوختگی نوک برگ). در شرایط پیشرفتة کمبود، نکروز در فضاهای بین رگبرگی رگبرگ اصلی همراه با کلروز بین رگبرگی ایجاد می گردد. اینها مشخص ترین علایم د ر تشخیص کمبود k هستند.

شروع کمبود پتاسیم معمولاً به وسیلة کلروز حاشیه ای به سمت تاول های قهوه ای و سبز چرمی خشک بر روی برگ های تازه بالغ شده، شرح داده می شود. این وضعیت به وسیلة افزایش داغدیدگی بین رگبرگ ها و / یا پیشرفت نکروز از لبة برگ به رگبرگ در هنگام افزایش تنش، دنبال می شود. در مراحل پیشرفتة کمبود، بیشتر منطقة بین رگبرگی نکروتیک شده، رگبرگ ها سبز باقی می ماند و برگ ها پیچیده و دندانه دار می شوند. در برخی گیاهان از قبیل حبوبات و سیب زمینی، علایم اولیة کمبود، نقاط سفید یا خالدار شدن پهنک برگ می باشند. در مقایسه با کمبود نیتروژن، کمبود پتاسیم بازگشت ناپذیرتر است حتی اگر به گیاهان پتاسیم بدهیم. چون پتاسیم در گیاه بسیار متحرک است، در کمبودهای شدید، علایم فقط روی برگ های جوان ظهور می یابند. کمبود پتاسیم ممکن است در صورت وجود سدیم، بسیار کم جلوه کند به طوری که با افزودن سدیم، گیاهان دچار کمبود پتاسیم، بسیار شاداب تر از گیاهان بدون کمبود شوند. در بعضی گیاهان، بیش از 90 درصد نیاز پتاسیم می تواند به وسیلة سدیم جبران شود بدون اینکه هیچ گونه کاهشی در رشد پدید آید.


علایم کلروز یا زردی

۱- علایم کمبود روی برگهای جوان ظاهر می گردد در حالیکه برگهای پیر سبز و سالم هستند.
نشانه کمبود کلسیم یا ، مس ، یا آهن ، یا گوگرد می باشد.
۲- علایم کمبود روی برگهای پیر ظاهر می گردد در حالیکه برگهای جوان سبز و سالم هستند.
نشانه کمبود ازت ، فسفر ، پتاسیم می باشند.
۳- در برگهای جوان در مراحل اولیه کلروز یا زردی ظاهر می شود.
نشانه کمبود ، کلسیم یا ، مس ، یا آهن ، منگنز می باشد.
۴- علایم کلروز یا زردی در برگهای میانی بوته گندم مشاهده می شود.
نشانه کمبود روی می باشد.
۵- در اوایل رویش کلروز یا زردی در برگهای پیر ظاهر می شود.
نشانه کمبود منیزیم ، یا ازت یا ، فسفر یا ، پتاسیم است.
۶- ظهور کلروز یا زردی بین رگبرگ های برگ گندم
نشانه کمبود منیزیم ، یا آهن یا ، روی است.
۷- مشاهده کلروز یا زردی در حاشیه برگ نشانه کمبود پتاسیم می باشد. ۸- کلروز یا زردی از نوک برگ شروع می شود.
نشانه کمبود پتاسیم ، یا فسفر و یا ازت می باشد.
۹- کلروز یا زردی تمام سطح برگ کامل را فرا می گیرد.
نشانه کمبود گوگرد است.
۱۰- در اوایل ظهور کلروز یا زردی رگبرگ ها سبز و برجسته هستند.
نشانه کمبود آهن ، یا منیزیم و یا پتاسیم می باشد.
۱۱- کلروز به رنگ سبز کم رنگ مایل به زرد است.
نشانه کمبود مس یا ، منیزیم ، یا منگنز ، ازت یا ، فسفر و یا روی می باشد.
۱۲- کلروز به رنگ قهوه ای ، نارنجی و زرد است.
نشانه کمبود پتاسیم است.
۱۳- کلروز به رنگ ارغوانی ، نارنجی می باشد.
نشانه کمبود فسفر است.

علائم کمبود عناصر غذایی در بافت های گیاه
۱- برگها سبز کم رنگ یا زرد هستند.
نشانه کمبود آهن یا ، منگنز ، یا گوگرد ، روی است.
۲- برگها سبز تیره رنگ هستند.
نشانه کمبود کلسیم می باشد.
۳- برگهای قرمز ، نارنجی هستند.
نشانه کمبود فسفر می باشد.
۴- رنگ ارغوانی برگها را فرا گرفته است.
نشانه کمبود فسفر است.
۵- برگ ها ترد و شکننده هستند.
نشانه کمبود کلسیم می باشد.
۶- نوک برگ بدلیل مرگ نوک برگ چهار گوش و صاف است.
نشانه کمبود کلسیم می باشد.
۷- برگها کوچکتر یا کوتاهتر هستند.
نشانه کمبود منگنز و فسفر می باشد.
۸- برگها عمودی و راست قرار می گیرند.
نشانه کمبود کلسیم ، یا ازت ، فسفر می باشد.
۹- برگها پژمرده هستند یا پژمردگی تمام بوته را فرا گرفته است.
نشانه کمبود مس ، یا منگنز و پتاسیم می باشد.
۱۰- کاه گندم سیاه رنگ می شود.
نشانه کمبود مس است.
۱۱- ساقه ها باریک هستند.
نشانه کمبود پتاسیم و روی است.
۱۲- ساقه ها سخت و محکم هستند.
نشانه کمبود کلسیم ، یا مس ، منیزیم و یا منگنز و روی است.
۱۳- ساقه ها دراز و باریک هستند.
نشانه کمبود مس ، یا منیزیم ، منگنز ، یا ازت ، پتاسیم و روی است.
۱۴- ساقه ها به رنگ ارغوانی می باشند.
نشانه کمبود فسفر است.

علائم کمبود عناصر غذایی با توجه به نمو و الگوهای رشد گیاه
۱- گندم رشد کوتاهی دارد.
نشانه کمبود گوگرد و پتاسیم است.
۲- تعدادی بوته گندم رشد ضعیفی نسبت به گیاهان سالم و مجاور خود دارند.
نشانه کمبود منگنز ، روی است.
۳- عدم ظهور یا مشکل ظهور برگهای جوان از غلاف
نشانه کمبود مس است.
۴- ساقه های گندم به شکل پهن یا باد بزنی هستند.
نشانه کمبود مس می باشد.
۵- رسیدن گندم به تاخیر می افتد.
نشانه کمبود مس یا پتاسیم است.

علایم کمبود عناصر غذایی با توجه به تولید گل یا دانه
۱- کاهش تولید پنجه
نشانه کمبود آهن ، منگنز ، روی است.
۲- تولید بیش از اندازه پنجه
نشانه کمبود مس و گوگرد است.
۳- عقیم ماندن پنجه ها یا خشک شدن پنجه ها
نشانه کمبود مس ، یا آهن ، منیزیم ، یا منگنز ، ازت یا ، فسفر ، پتاسیم یا روی می باشد.
۴- عدم رشد لوله گرده ، کاهش تولید گرده ، گرده های مرده
نشانه کمبود مس می باشد.
۵- تولید خوشه های کوچکتر ، کمتر و با تعداد دانه کم
نشانه کمبود منیزیم یا فسفر یا پتاسیم یا گوگرد یا روی است.
۶- تشکیل خوشه های سفید و پوک
نشانه کمبود مس است.
۷- تولید دانه های ابلقی و لکه دار
نشانه کمبود ازت است.
۸- کاهش مقدار پروتئین دانه
نشانه کمبود ازت و گوگرد است.
۹- کاهش عملکرد دانه گندم
نشانه کمبود اهن ، کلسیم ، یا منیزیم ، منگنز ، یا ازت و گوگرد است.

علایم کمبود عناصر غذایی با توجه به تشکیل نکروز و مرگ بافت
۱- تشکیل زخم های نکروزه یا بافت مرده قهوه ای رنگ
نشانه کمبود روی است.
۲- تشکیل زخم های زرد – سفید بین رگبرگ های برگهای جوان
نشانه کمبود منگنز است.
۳- تشکیل لکه های نکروزه یا بافت مردگی در برگهای پیر
نشانه کمبود منیزیم است.
۴- تشکیل لکه های نکروزه یا بافت مردگی روی غلاف برگ
نشانه کمبود روی است.
۵- زخم نکروزه یا بافت مردگی در بین رگبرگ های برگ
نشانه کمبود منیزیم است.
۶- پیچ خوردن یا لوله شدن بافت های مرده برگ
نشانه کمبود مس یا کلسیم است.
۷- مرگ جوانه مرکزی در بوته های گندم
نشانه کمبود منگنز است.
۸- مرگ جوان ترین برگ قبل از ظهور کامل از غلاف برگ
نشانه کمبود منگنز است.
۹- مرگ بافت حاشیه برگ
نشانه کمبود پتاسیم است.
۱۰- مرگ بافت میانی برگ
نشانه کمبود روی است.
۱۱- مرگ بافت پایه برگ
نشانه کمبود منگنز است.
۱۲- مرگ گیاه قبل از رسیدن آن
نشانه کمبود منگنز است.
۱۳- مرگ گیاه قبل از افتادگی اندام هوایی
نشانه کمبود مس است.
۱۴- جمع شدن برگهای مرده در اطراف پایه گندم
نشانه کمبود ازت یا فسفر می باشد.


20 نکته مهم درباره فواید مصرف ویتامین b12 • اتون

 

 

  • 20 نکته مهم درباره فواید مصرف ویتامین b12 • اتون

    ویتامین b12 یکی از مهم ترین ویتامین هایی است که باید در دسترس بدن قرار داشته باشد. این ویتامین نقش مهمی را در دستگاه گوارش فرد ایفا می کند و از آن به نام فاکتور انعقادی معده یاد می شود. کمبود این ویتامین در بدن سبب به وجود آمدن اختلالات جدی در بدن فرد می شود. در ادامه با سلام همراه باشید.

    ۱٫ویتامین b12 ویتامین انرژی است

    ویتامین b12 یک نیروگاه است. این ویتامین به ساخت dna، سلول های خونی و سلول های عصبی کمک کرده و برای سیستم ایمنی و سلامت مغز بسیار مهم است. سوخت و ساز بدن بدون این ویتامین به خوبی کار نمی کند.

    منابع ویتامین b12:

    ولی b12 مانند سایر ویتامین ها نیست. و فقط در محصولات حیوانی مثل:

    • تخم مرغ
    • گوشت
    • صدف
    • لبنیات

    یافت می شود.

    چه انی به میزان کافی ویتامین b12 دریافت نمی کنند؟

    بیشتر از ۱۵ درصد افراد به میزان کافی b12 دریافت نمی کنند که اغلب آن ها:

    • گیاه خواران
    • افراد مبتلا به بیماری سلیاک
    • افرادی که مشکلات هضم دارند
    • افراد بالای ۵۰ سال

    نشانه های کمبود ویتامین b12:

    به گفته مگی مون maggie moon متخصص تغذیه در و مالک everyday healthy eating : نشانه های کمبود ویتامین b12 شامل:

    • خستگی 
    • ضربان قلب سریع
    • کمبود حافظه

    است.

    با خواندن این مقاله می توانید با علل و علایم و درمان کمبود ویتامین b12 آشنا شوید.

    ۲٫ گیاهخواران در معرض خطر کمبود ویتامین b12 هستند

    ویتامین b12 به طور طبیعی در محصولات حیوانی یافت می شود. بنابراین اگر رژیم غذای شما تا حد زیادی بر پایه گیاهخواری است مثل میوه ها، سبزیجات، لوبیا، سویا و غیره. شما در معرض کمبود این ویتامین هستید.

    به گفته استفانی میدلبرگ  stephanie middleberg متخصص تغذیه در نیویورک ” گیاهخواران باید حداقل هفته ای یک بار غذایی که از دو گروه تخم مرغ یا لبنیات تشکیل شده باشد استفاده کنند. گیاهخوارانی که به هیچ عنون محصولات حیوانی مصرف نمی کنند باید مکمل یا غذاهای غنی شده با ویتامین b12 از قبیل سریال صبحانه (breakfast cereal)، غلات، شیر غیر لبنی و جایگزین های گوشت که با این ویتامین غنی شده باشند، استفاده کنند.” بنابراین اول برچسب را بررسی کنید تا مطمئن شوید.

    ۳٫ بزرگسالان بالای ۵۰ سال در معرض خطر کمبود ویتامین b12 هستند

    به گفته میدلبرگ، با افزایش سن، معده اسید کمتری ترشح می کند و اسید معده کلید جذب ویتامین b12 است. بر اساس تخمین مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها، حدودا از هر یک نفر بزرگسال بالای ۵۰ سال، ۳۱ نفر دچار کمبود این ویتامین هستند.

    افراد مسن تر اغلب اشتهای کمتری داشته و غذای کمتری می خورند و احتمالا تحت درمان های دارویی هم هستند ( مانند داروهای سوزش سر دل ) که منجر به کاهش سطح اسید معده می شود. در واقع برخی از سالمندان توانایی جذب ویتامین b12 غذاها را از دست می دهند و باید از مکمل ها یا در صورت کمبود شدید از تزریق استفاده کنند.

    ۴٫ علائم زودرس کمبود ویتامین b12 شامل ضعف و خستگی است

    ویتامین b12 بی دلیل به عنوان ویتامین انرژی شناخته نمی شود. مصرف ناکافی ویتامین b12 باعث فرورفتگی سلول های قرمز خون (شبیه ساعت شنی )شده و برخی از اولین نشانه های کمبود آن شامل احساس خستگی، گیجی و ضعف است.

    به گفته میدلبرگ مشکل این است که سرنخ برای ما همچنان مبهم است و همه علایم ی انی را تجربه نمی کنند. و از آنجا که این مشکلات را به عوامل بسیاری می توان نسبت داد بیشتر افراد به فکر آزمایش آن نمی افتند.  اگر این نشانه ها تا یک هفته تداوم داشتند بهتر است با خود م کنید تا علت را بررسی کند. سایر علایم کمبود این ویتامین شامل سرگیجه، اختلال تفکر و سردرگمی است.

    ۵٫ داروهای سوزش سر دل می توانند عامل کمبود ویتامین b12 باشند

    برخی از داروهای تجویزی سوزش سر دل تولید اسید معده را سرکوب می کنند، که برای جذب ویتامین b12 مورد نیاز است. یک مطالعه که در سال ۲۰۱۳ در مجله انجمن پزشکی انجام شد مشخص کرد که مصرف داروهایی که با نام مهار کننده های پمپ پروتون proton pump ( مثل prilosec و nexium ) شناخته می شوند، با مصرف بیشتر از ۲ سال احتمال کمبود ویتامین b12 را تا ۶۵ درصد افزایش می دهند. و مصرف ۲ سال یا بیشتر داروهای مسدود کننده گیرنده h2 (h2 receptor blocker مانند پپسید pepcid و زانتک zantac ) شانس کمبود آن را ۲۵ درصد افزایش می دهد. اگر شما به طور منظم از این داروها استفاده می کنید بهتر است برای محافظت از سلامتی خود با پزشکتان م کنید.

    ۶٫ ممکن است کمبود ویتامین b12 با بیماری زوال عقل dementia اشتباه گرفته شود

    به گفته میدلبرگ ” نشانه های کمبود این ویتامین اغلب مشابه زوال عقل است، از قبیل از دست دادن حافظه، گیجی، مشکلات تفکر و استدلال. و همین مساله تشخیص کمبود ویتامین از زوال عقل را مشکل  می کند به خصوص افرد مسن که در معرض خطر هر دوی این ها هستند و غالبا شرایطشان با هم تداخل دارد. ۷۵ تا ۹۰ درصد افراد دچار کمبود ویتامین b12 عوارض عصبی مانند زوال عقل دارند. ولی حتی کاهش b12 در افراد جوان هم به طور تیپیک علایم زوال عقل را نشان می دهد. کارشناسان دقیقا از ارتباط بین این دو مطمئن نیستند اما تحقیقاتشان نشان میدهد که بیماران مبتلا به زوال عقل با علایم غیر قابل توضیح باید آزمایش کمبود b12 بدهند.

    ۷٫ بهترین منابع ویتامین b12 گوشت و ماهی هستند

    بر اساس گزارش موسسه ملی بهداشت، جگر گوساله و صدف(نرم تنان) بهترین منابع b12 هستند. اگر شما طرفدار هیچکدام از این دو نیستید گزینه های فراوان دیگری پیش رو دارید. گوشت ، بوقلمون، ماهی سالمون، مرغ و ماهی قزل آلا استارهای b12  است. یک وعده از این خوراکی ها تقریبا ۱۰۰ درصد نیاز روزانه شما را رفع می کند. ( ۲٫۴ میکروگرم برای مردان و ۲٫۶ برای ن بالای ۱۴ سال و ۲٫۸ برای ن باردار و شیرده) تخم مرغ ( ۰٫۶ میکرو گرم در هر تخم مرغ ، ۱۰ درصد نیاز روزانه ) و شیر ( ۱٫۲ میکروگرم در هر فنجان کم چرب، ۱۸ درصد نیاز روزانه ) و همچنین لبنیات جامد.

    ۸٫ خوارکی های غنی شده و مکمل ها می توانند کمبود b12 را جبران کنند

    به گفته مون، گیاهخواران و افراد مسن و دیگران که قادر به جذب طبیعی b12 نیستند می توانند از مکمل ها استفاده کنند. وقتی مشکل، جذب b12 است به سادگی با افزایش مصرف مواد غذایی نمی توانید به طور طبیعی مشکل کمبود b12 را حل کنید. فرم b12 خیلی راحت تر جذب می شود. و بهترین خوراکی های حاوی این ویتامین غلات غنی شده و حبوبات هستند که نیاز روزانه شما را به این ویتامین تامین می کنند.

    ۹٫ مصرف نوشیدنی زیاد احتمال کمبود ویتامین b12 را افزایش می دهند

    به گفته میدلبرگ، استفاده بیش از حد معمول نوشیدنی ها می تواند باعث ورم یا سوزش معده شده و منجر به کاهش اسید معده و جذب b12 شود. الکل هم از راهی دیگر نقش اصلی در کمبود این ویتامین بازی میکند. b12 در کبد ذخیره می شود و مصرف الکل عملکرد کبد را مختل نموده و منجر به از بین رفتن ذخیره b12 شده یا استفاده از آن را برای کبد سخت می کند.

    ۱۰٫ کمبود ویتامین b12 می تواند باعث پاسخ مثبت کاذب در آزمایش پاپ اسمیر pap test شود

    آزمایش پاپ اسمیر یا آزمایش اسمیر جزء آزمایش‌های غربال‌گری است که برای تشخیص سرطان یا عواملی که منجر به سرطان گردن رحم خواهند شد، با نمونه برداری و آزمایش سلول شناسی گردن رحم دستگاه تولید مثلی ن انجام می‌گیرد. توصیه می‌شود این آزمایش به صورت مرتب (اغلب سالانه) برای ن انجام شود.

    کمبود ویتامین b12 حتی می تواند روی تست پاپ اسمیر تاثیر گذاشته و باعث مثبت نشان دادن سرطان دهانه رحم شود. سطوح پایین ویتامین b12 می تواند باعث تغییر ظاهر سلول های دهانه رحم شود که جواب تست پاپ اسمیر را به صورت کاذب، مثبت نشان می دهد. این هم دلیلی دیگر برای شما که مواد مغذی بیشتری مصرف نمایید.

    ۱۱٫ با کم خونی کشنده pernicious anemia مرتبط است

    نوعی خاص از کم خونی وجود دارد که عامل آن کمبود b12 است که کم خونی پرنشیوز ( به معنی ” خطرناک ” چون در گذشته به طور بالقوه تهدید کننده حیات بود. ) نامیده می شود. این کم خونی به علت کمبود گلبول های قرمز خون بوجود می آید چون معده به اندازه کافی پروتئینی به نام فاکتور داخلی  intrinsic factor تولید نمی کند. این پروتئین به جذب ویتامین b12 در روده کمک می کند. به گفته مون، کم خونی پرنشیوز می تواند ناشی از یک مشکل خودایمنی در آستر معده باشد یا حتی یک بیماری مادرزادی از طریق خانواده. درمان این کم خونی با مصرف مکمل های b12 می باشد.

    ۱۲٫ تشخیص کمبود ویتامین b12 سخت است

    به گفته میدلبرگ ” از آنجا که بدن می تواند سه تا پنج سال b12 ذخیره کند، علایم اولیه کمبود معمولا به تدریج ظاهر می شود به طوری که بعید است متوجه آن شوید. ” پس، از سرنخ های اولیه مانند خستگی، ضعف و حواس پرتی، همچنین نشانه های پیشرفته مثل بی حسی و سوزن سوزن شدن دست و پا، افسردگی، پارانویا و حتی توهم استفاده کنید.نشانه های بسیار متنوع بوده و ی پیگیر آن نمی شود بنابراین تشخیص آن حتی در مراحل نهایی هم سخت است. ” این که کدام علامت در بدن بروز کند بستگی به علت ایجاد کمبود دارد. سوء جذب که به معنی جذب بخشی از b12 است آهسته تر رخ می دهد، یا استفاده ن محصولات حیوانی که به احتمال زیاد سبب سریع تر شدن روند کمبود می شود.

    ****پارانوئید، پارانویا، یا روان‌گیسختگی پارانوئید paranoia یا paranoid schizophrenia در تعریف عام آن، ح ی است که شخص در آن با اهمیت فوق‌العاده و خارج از اندازه‌ای که به سلامت جانی و مالی خود می‌دهد، خود را شکنجه می‌دهد. این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده‌شان را تهدید می‌کنند و همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند.این بیماری یکی از گونه‌های روان‌گسیختگی است. روان گیسختگی پارانوئید یک بیماری جدی و مزمن است که فرد گرفتار تماس با واقعیت را از دست داده و شاید شخص را به سوی بسیاری از ح ‌های خطرناک، مانند کنش‌های خودکشی، هدایت می‌کند.****

    ۱۳٫کمبود ویتامین b12 به مشکلات سیستم ایمنی مربوط می شود

    به گفته میدلبرگ “ b12 نقشی اساسی در تولید گلوبولهای سفید خون ایفا می کند و گلوبولهای سفید خون برای عملکرد مناسب سیستم ایمنی بدن ضروری هستند. کمبود b12 نه تنها سطح ایمنی بدن را کاهش می دهد بلکه می تواند برخی از اختلالات سیستم ایمنی بدن را ایجاد کند. به عنوان مثال بیماری گریوز grave’s disease یک شرایط خود ایمنی است که باعث پرکاری تیروئید می شود و عاملی خطرناک برای ابتلا به کم خونی پرنشیوز است که به نوبه خود منجر به کمبود ویتامین b12 میشود.

    ۱۴٫ مشکلات گوارشی می تواند باعث کمبود b12 شود

    افرادی که با مشکلات مربوط به دستگاه گوارش مقابله می کنند در معرض خطر بالاتری از کمبود b12 هستند زیرا مشکلات گوارشی می تواند جذب مواد مغذی را سخت تر کند. به گفته میدلبرگ ” انی که با مشکلات روده مانند کولیت، بیماری کرون، بیماری ه روده و سندرم روده چکه کن(سوراخ دار)  leaky gut syndrome درگیر هستند خطر کمبود ویتامین b12 در آن ها بیشتر است. افراد مبتلا به بیماری سلیاک هم احتمالا در جذب این ویتامین مشکل دارند. اگر شما مبتلا به یکی از این بیماری ها هستید با پزشک خود درباره خوردن مکمل b12 یا تزریق آن صحبت کنید زیرا تمام مواد غذایی غنی از ویتامین b12 در دنیا نمی توانند به شما کمک کنند اگر بدن (روده) شما توانایی جذب b12 را نداشته باشد.

    ۱۵٫ کمبود b12 می تواند پس از عمل جراحی کاهش وزن اتفاق بیفتد

    “برخی از اعمال جراحی دستگاه گوارش مثل عمل جراحی ب معده gastric byp surgery، جذب b12 را سخت می کند. به گفته مون ” یکی از دلایل آن می تواند کاهش توانایی بدن در هضم غذا یا کاهش فاکتور داخلی (پروتئینی که به جذب b12 در بدن کمک می کند) باشد و دائمی شود و افرادی که تحت عمل جراحی بای پس قرار گرفته اند برای بقیه عمر نیازمند استفاده از مکمل های ویتامین b12 باشند با این که همیشه در معرض خطر کمبود این ویتامین قرار خواهند داشت.

    ۱۶٫ کمبود b12 می تواند دلیل احساس سوزن سوزن شدن، ضعف و مسائل مربوط به تعادل باشد

    تخلیه ذخایر ویتامین b12 منجر به آسیب عصبی می شود. جای تعجب نیست که باعث احساس سوزن سوزن شدن در کف دست و پا، لرزه در حرکات بدن و مشکل در راه رفتن، همه از عواقب کمبود طولانی مدت ویتامین b12 باشد. که این نشانه ها هم مثل سایر نشانه های کمبود این ویتامین ممکن است به افزایش سن نسبت داده شود. تنها راه برای اطمینان پیدا از آن مراجعه به و انجام آزمایش است.

    ۱۷٫ ممکن است ک ن هم به کمبود ویتامین b12 مبتلا شوند

    کمبود ویتامین b12 در ک ن جدی است و می تواند با علائمی نظیر کم خونی، مشکلات حرکتی، مشکل رسیدن به نقاط عطف رشد و اختلال رشد همراه باشد که ممکن است منجر به مرگ شود.کمبود ویتامین b12 در نوزادان نادر است اما می تواند رخ دهد اگر کودکی تغذیه بدون غذاهای حیوانی داشته باشد یا اگر شیر مادری که گیاهخوار است را بخورد یا بعد از دوران نوزادی همچنان فقط شیر مادرش را بخورد. بر طبق یک مطالعه که نتیجه آن در ژورنال پزشکی ک ن منتشر شده است، مصرف مکمل های b12 توسط مادران در دوران بارداری می تواند از پیش آمدن این مشکل برای نوزادان جلوگیری کند.

    ۱۸٫ نشانه های قابل رویت کمبود b12: پوست رنگ پریده، زبان دردناک، و زخم های دهان

    رنگ پریدگی، زخم های دهان، زبان قرمز و پف کرده و متورم –این ها بعضی از نشانه های قابل رویت کمبود b12 هستند. که ناشی از تغییرات مربوط به نقص در جریان خون است. این علایم می تواند تا یک سال پس از تخلیه ذخیره ویتامین b12 رویت شود. به گفته میدلبرگ ضربان قلب سریع یا تپش قلب می تواند یکی دیگر از نشانه های نقص در جریان خون باشد و گاهی اوقات این علایم نتیجه کمبود طولانی مدت این ویتامین است. ولی این علایم را معمولا ی به کمبود ویتامین b12 مرتبط ندانسته یا این که به تدریج خود را نشان می دهند که تشخیص شان را سخت می کند.

    ۱۹٫ کمبود ویتامین b12 ممکن است باعث آسیب دائمی شود

    کمبود ویتامین b12 که سالها ادامه داشته باشد، تشدید می شود و می تواند آسیب عصبی غیرقابل بازگشت را ایجاد کند. به گفته مون moon: از دست دادن حافظه، گیجی، ناتوانی در تمرکز، آسیب های عصبی، بی خو ، اختلال در حتی مشکلات روده و کنترل مثانه از دیگر عوارض کمبود طولانی مدت b12 می باشد. بسیاری از این عوارض در صورت تشخیص سریع و درمان می تواند مع شود.

    ۲۰٫ معمولا مصرف بیش از حد ویتامین b12 پیش نمی آید

    به گفته میدلبرگ برخلاف ویتامین های محلول در چربی که در بدن شما می یابند و می توانند عوارض جانبی ایجاد کنند، ویتامین b12 محلول در آب است و بدن مقدار کمی از آن را جذب کرده و مابقی آن از طریق ادرار دفع می شود. خبر خوب این است که برای پر دوباره ذخیره ویتامین تان نگرانی ای در مورد مصرف بیش از حد آن نخواهید داشت اما در نظر داشته باشید که مصرف یک باره مقادیر زیاد ویتامین b12 ممکن است منجر به اسهال و خارش سراسری بدن شود. اگر پزشکتان مصرف مکمل را به شما توصیه کرده برچسب روی دارو و توصیه پزشکتان را حتما رعایت نمایید.

    منبع: سیمرغ





تاریخچه مشهد


در هر آفرینش بهانه‌ای هست، در هر ساخت، در هر زایش، در خلقت انسان، در ساختن چتر، در کاشت هر دانه گندم، برای کشیدن هر دیوار، شهر هم برای تولدش بهانه‌ای دارد. بعضی ا را خاکشان بهانه آبادانی می‌شود، بعضی‌ها آب، چندی تجارت، و مشهد را عشق ساخته. پا که به خاکش می‌گذاری، حواست باشد هوای دلت را داشته باشی که بی‌هوا نماند.


به درون خاطرات شهر که بیایی، در میان همه گرد و غبارهایش یک باغ سبز هست، باغ حمیدبن قحطبه طایی. قبل از آن این خاک خیلی تنها بود تا که آقایی آمد و تنهایی شهر و مردمانش را برای همیشه کشت. اینجا هر وقت دلت گرفت، کافی است بگویی «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)»


مشهد در آغاز قرن سوم متولد شد، در یک روز تلخ وقتی یک ستاره بر خاک افتاده بود، صدای گریه می‌آمد، جگری خونین بود، خورشید به شهادت رسیده بود.


کمی آن سوتر توس است. شهری با برج‌های ویران، شهری خا تری که در کابوس‌هایش همواره آتش است که می‌سوزد، خون است که می‌ریزد توس است که می‌میرد. اینک در میانه‌اش فردوسی ه با حنجره‌ای که دلیری‌ها، میهن‌پرستی‌ها و ایران را خوانده است. با تک تک کلمات شاهنامه. در اساطیر آمده است که فرمان ساخت توس را جمشید، پادشاه کیانی داد. با هجوم خون ریز تورانیان این شهر ویران شد. توس نوذر سپه سالار کیخسرو شهریار ایران زمین، کمربست به آبادانی این شهر و نام خود بر آن نهاد. توس 900 سال در این شهر زیست و مرد. اینک تنش ذره ذره بر باد می‌رود پای دیوارهای ویرانه توس، جایی که مارها فلس می‌اندازند.


توس کجاست؟


توس نه نام یک شهر بلکه نام منطقه‌ای وسیع بوده است، که در بطن آن ایی می‌تپیده است همچون نوغان و طابران که از آبادترین این ا بوده‌اند؛ در برگ‌های تاریخ آورده‌اند که این دو شهر هزار قریه آبادی را در بر می‌گرفته است. در طول تاریخ گاه نوغان اعتبار افزون یافته و گاهی طابران. نوغان اینک در دل شهر قرار گرفته و شور و شر گذشته‌اش در فریادهای میدان تره بار، هنوز جاری است. طابران در بیست کیلومتری غربی شهر مشهد قرار دارد، با بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آنرا قصر مأمون می‌خوانند و بنایی که به بقعه هارونیه مشهور است.


با پاهای خسته یزدگرد


توس در دوره ساسانی در مسیر تجاری و حکومتی گرگان ـ نیشابور به مرو ـ بلخ بوده است. عبور جاده ابریشم از آن و قرار گرفتن در مسیر تجاری و حکومتی باعث آبادانی این شهر می‌شود.


در سالهای پایانی حکومت ساسانیان شهر توس جزء اصلی‌ترین ای مرزی ایران زمین بوده است.


آنگاه که یزدگرد از مقابل یان عرب گریخت به اسان روی آورد و به توس رسید. از حاکم توس و مرزبان خود پناه خواست. حاکم توس می‌دانست حضور پادشاه امکان یورش مسلمان‌ها را افزایش می‌دهد، او به این بهانه که شهر توس گنجایش موکب پادشاهی را ندارد، یزدگرد را مغموم و دلسرد راهی مرو کرد. حاکم مرو به استقبال تن خسته و در به در یزدگرد شتافت، یزدگرد در همان حال از حاکم مرو اج عقب افتاده و الواح مالی مرو را بازخواست، حاکم قصد کشتن یزدگرد را کرد. یزدگرد گریخت، پادشاهی بدون ، با پاهای خسته اسبش با تن گرسنه خودش به آسی پناه برد. آسیابان به وسوسه جواهرات در سال 31 هجری خون یزدگرد را می‌ریزد و حکومت چهارصد ساله ساسانیان پایان می‌گیرد.
در بامداد


توس در زمان خلافت عثمان فتح شد و ندای و به گوش مردم این سرزمین رسید. در سال 35 هجری خواجه‌ربیع ابن خثیم از زهاد هشتگانه صدر و از تابعین ( انی که صحابه پیغمبر(ص) را درک د) به توس مهاجرت کرد. خواجه و دوست علی علیه‌السلام بود. نمی‌توانست انحراف و کاخ‌سازی معاویه را که خویشش بود ببیند، دلخسته و غمگین به این منطقه آمد ولایت علی(ع) و عشق علی(ع) را به مردم این منطقه آموخت و در سال 61 رحلت کرد.


حکومت تاریک و تلخ امویان به شمشیر ایرانی، ابومسلم از هم پاشید، عباسیان این قوم فتنه‌گر با حیله و نیرنگ تن جوان را به خاک مهمان د و خون سرخ ابومسلم تا ابد بر دفتر تاریخ نقش بست.
خورشید بر خاک می‌افتد


بی‌کفایتی والیان عباسی و ظلم و جور آنها باعث شد تا فریاد ‌خواهی از حنجره مردم اسان برآید و سر به شورش بر دارند. آشوب تا به آنجا بالا گرفت که هارون الرشید، در سال 189 برای سرکوب فریاد دادخواهی رهسپار ولایت شرقی شد. فرماندار اسان، علی بن عیسی فرصت‌طلبانه با هدایای بسیار که با به بند کشیدن گوشت و استخوان و مردم اسان به چنگ آورده بود به ری نزد هارون شتافت. هارون او را به حکمرانی و ظلمرانی پایدار داشت. پس از ی ال، شورش از حد گذشت، هارون وی را بر کنار کرد و در سال 192 خود برای استقرار امنیت کامل راهی اسان شد. در بهار وقتی دشت توس را عطر خاک و باران مسخ می‌کرد و بادهای شمالی تن را مور مور، هارون با تنی رنجور و بیمار به توس رسید. بیماری شدت گرفت، هارون درگذشت و در سناباد در تالار کاخ بزرگ باغ حمیدبن قحطبه به خاک س شد.


این کاخ مرکز تحولات در توس آن زمان بوده است. حضرت رضا(ع) هنگام عزیمت به مرو در این باغ اقامت د. مأمون برای جلب حمایت شیعیان و رسیدن به حکومتی دی ا، با فراخوانی و اجبار رضا(ع) به پذیرش ولایتعهدی، (ع) را در دهم شوال سال 201 از مدینه به مرو آورد. سیاستمدارانه دستور داد تا با نام مبارک (ع) خطبه بخوانند و سکه بزنند. ی ال و نیم بعد و پس از سپری شدن ماه‌هایی پر از حادثه، مأمون را همراه خود کرد و مرو را به قصد بغداد پشت سر گذاشت. مأمون ابتدا در سرخس زیرک خود فضل بن سهل را کشت. آنگاه به توس رسید، در نوغان توقف کرد و در همان درنگ کوتاه نقشه پلید خود را به اجرا در آورد و را به شهادت رسانید.


حضرت را کنار قبر مأمون قاتل پدرش به خاک سپردند. زائرانش گرد تا گردش سکنا گزیدند و هسته اولیه شهر مشهد تشکیل شد.
سامانیان اولین آبادگران


بعد از حکومت پلید امویان و عباسیان، در دوره سامانیان است که توس دوباره از خا تر ویرانی سر بر می‌آورد و با نام یک شهر آباد بر تارک تاریخ می‌درخشد.


از اولین انی که گام برداشت بر م لرضا(ع)، ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسی، حاکم توس و مشهور به کنارنگ بود.


در نوجوانی فردوسی اولین شاهنامه منثور به دستور او در شهر طابران تدوین شد. فردوسی در دیباچه شاهنامه از این ایرانی‌نژاد با احترام زیاد یاد کرده است:


یکی پهلوان بود دهقان نژاد


دلیر و بزرگ و دمند و راد
شیخ صدوق از قول ابومنصور نوشته است:


«من در جوانی اعتقادی به حرم و مشهد حضرت رضا علیه‌السلام نداشتم و گاه مزاحم زائران آن حرم می‌شدم تا اینکه روزی به هنگام شکار، آهویی دنبال و آن حیوان به دیوار حرم پناه برد. یوزی که در پی آهو دوانده بودم چون به کنار دیوار رسید از تعقیب آهو باز ایستاد تا اینکه حیوانک به درون روضه حضرت رفت اما چون به درون حرم رفتم اثری از آن نیافتم. از آن روز با خدای خود عهد بستم که زائران حضرت رضا علیه‌السلام را نیازارم و به آبادانی حرمش بپردازم. پس از آن هرگاه مشکلی برایم پیش می‌آمد به زیارت حرم حضرت می‌شتافتم و حاجت خویش را از او می‌خواستم، چنان که فرزند پسری خواستم و حاجتم برآورده شد.»


بعد از او نیز دیگر ان سامانی بر این امر اهتمام ورزیدند.
غزنویان
شاهی می‌رود و شاه دیگری بر اریکه می‌نشیند، در این تصویر تاریخ. در زمان سلطان محمود به آبادانی توس به دلیل موقعیت نظامی ـ تجاری‌اش توجه ویژه‌ای شد. الفسوری بن معتز، والی اسان در زمان سلطان مسعود اولین مناره را برای حرم مطهر ساخت، قنات سناباد را که خشک شده بود بازسازی کرد، کاروانسرایی ساخت تا زائران خورشید با پاهای پینه بسته جایی برای غنودن داشته باشند.
از سلا ه تا خون سرخ ایرانی


سلطان سنجر جوان بخت به تخت نشست. اولین باروی مشهد در این دوره کشیده شد و آن هم به سبب جنگی بود که در روز عاشورای سال 510 قمری میان علویان شهر مشهد با یکی از فقهای شهر تابران توس رخ داد. اهالی شهر توس با شمشیرهای آخته به مشهد هجوم آوردند و عده‌ای از مردم مشهد را شهید د. عضدالدین فرامرز علی، بارویی احداث کرد. وی شیعه مذهب بود و ایرانی‌نژاد. جایگاه والایش در کنار سلاطین سلجوقی هنوز هم نگاه تاریخ را مبهوت نگاه داشته است.


در آبادانی م لرضا(ع) بسیار کوشید، در زمان او گنبدی بر فراز بقعه نهاده شد. ترکان زمرد ملک دختر، خواهرزاده سلطان سنجر ازاره حرم مطهر را با کاشی‌های نفیس سنجری با تاریخ اثنی عشر و خمس مائه آراست. مسجد بالاسر نیز در زمان وی احداث شد.


از شاه گریزان، خون ما بر شمشیر مغول ماند


چه ت داری ای تاریخ، ای کژپرست و راست‌کش! چه صبری داری بر این ظلم و جور؟! هر گوشه‌ات خون است. خون سرخ ایرانی، خون سرخ بیگناه. ایران مغموم من چگونه تاب آوردی و نمردی از سوگ آن همه انسان مرده بر شمشیر مغول؟


از میان ساداتی که پس از علویان و ساداتی که پس شهادت حضرت رضا علیه‌السلام روی به این شهر آورده بودند، سادات از همه مقدمتر بودند و تأثیر بسیاری بر آبادانی مشهد بعد از حمله مغول گذاشتند. در آن روزگار سادات هر شهر، بزرگی برای انجام امور صنفی انتخاب می‌ د، لقب یا شهرت این فرد نقیب بود. وجود همین نقبا باعث شد که مغولها پس از کشتار بسیار از ویران مشهد صرف نظر کنند، در چند دوره همین نقبا بر مشهد حکومت د.


شهر مشهد در دست شاهرخ و گوهرشاد (تیموریان)


شهر مشهد تا دوره تیموریان یکی از ای کم اهمیت اسان بود، اما پس از آنکه شهر تابران توس توسط میرانشاه پسر تیمور ویران شد و بیشتر مردمش قتل عام شدند، شهر مشهد بزرگترین مرکز مس ی ولایت توس شد.


اهالی تابران شروع به مهاجرت به مشهد د. با رسیدن حکومت به شاهرخ پسر تیمور در سال 807، وی ابتدا فرزند خویش الغ بیگ سپس فرزند دیگرش بایسنقر را والی و حکمران اسان غربی با مرکزیت مشهد کرد و او آغاز به آبادانی این شهر نمود. مرکز حکومت شاهرخ هرات بود، سمرقند (مرکز حکومت ماوراء النهر) و مشهد مهمترین ای قلمرو وی شدند.


شاهرخ چهار باغ را در مشهد ساخت، چهارباغ مرکز حکومت اسان و در واقع کاخ حکومتی بود. همزمان با اقدام شاهرخ، همسرش گوهرشاد یکی از باشکوه‌ترین و بزرگترین مساجد جامع را به نام مسجد جامع گوهرشاد ساخت. این خانواده هنر دوست نقش خوشی از خویش در این شهر گذاشته‌اند.


توجه شاهرخ و فرزندانش به مشهد باعث افزایش جمعیت و کمبود آب در پایان سده نهم شد. علیشیر نوایی کاردان سلطان حسین بایقرا با هزینه شخصی اقدام به حفر کانالی چند فرسخی جهت انتقال آب چشمه گلسب (گیلاس کنونی) از غرب شهر تابران توس به مشهد کرد.


این اقدام نه تنها مضیقه آب را در مشهد برطرف کرد، بلکه باعث آبادانی و توسعه روز افزون مشهد در دو قرن بعد شد.
«با پاهای پیاده سلطان تا پابوس سلطان»


غارتگر بودند، ازبکان را می‌گویم. در اسان از ترس شمشیر ازبکان نمی‌شد سر به بالین گذاشت. شاه تهماسب در سالهای 940 تا 942 بارویی نو در مشهد احداث کرد. این بارو 9 کیلومتر طول داشت و امنیت چند ساله مردم مشهد را فراهم آورد. شاه تهماسب فرزند شاه اسماعیل و دومین پادشاه صفوی بود.


یکی دیگر از اقدامات شاه تهماسب طلا اندود گنبد حرم مطهر بود، که ابتکاری جالب و بدیع در به شمار می‌رود.
شاه عباس متولد و بزرگ شده مشهد بود. در سال 995 قمری بر روی کوهسنگی مشهد تاج شاهی ایران بر سر گذاشت. مشهد را از تصرف 10 ساله قوم ازبک آزاد کرد و توجه ویژه‌ای به این شهر داشت. در سال 1010 قمری پیاده از اصفهان به مشهد آمد. مهمترین کار او احداث خیابانی به طول تقریبی سه کیلومتر از غرب به شرق مشهد بود. دو دروازه جدید در غرب و شرق خیابان به نامهای بالا خیابان و پایین خیابان احداث کرد. درون خیابان مزبور کانالی حفر شد و آب چشمه گلسب را که قبلاً علیشیر به مشهد منتقل کرده بود به اضافه آب قنات تازه احداث شده از میان آن جاری ساختند. با این شرط که از آب مزبور تا وقتی از دروازه پایین خارج می‌شود هیچ‌ برای زراعت و مصارف کلی استفاده نکند.


احداث خیابان چهره مشهد را عوض کرد. آب امکان جمعیت‌پذیری این شهر را بالا برد و توسعه آن را طی صد و پنجاه سال بعد تا زمان نادرشاه ممکن کرد. شاه عباس در سال 1023 قمری موقوفات کریمانه‌ای را به نگهداری آب مشهد اختصاص داد.


مقبره خواجه‌ربیع به امر شاه عباس تجدید بنا شد. چند تن از ت مردان وی نیز بناهای عام المنفعه دیگری در مشهد احداث د، که از آنان می‌توان به مهدی قلی بیک میرآخور (بانی مهدی قلی بیک مشهور به شاه) اشاره کرد، مهدی قلی بیک و میرآخور شاه ایران بود که گنبد مشهور الله وردی خان را ساخت و اینک الله وردی خان خود نیز زیر گنبدش ه است. مشهد به همت شاه عباس و تمردان او تبدیل به شهری ممتاز شد. بناهای گنبد سبز و مقبره پیر پالاندوز که به دو تن از عرفای شیعه مذهب ذهبیه اختصاص دارند، در همان زمان احداث شده‌اند.


تنها در نیمه دوم قرن یازدهم قمری حدود ده مدرسه بزرگ که هر یک به منزله ی بود در مشهد ساخته شد. با افزایش امکانات شهری و همچنین ساخته شدن مدرسه‌ها، سطح علمی مشهد بسیار بالا رفت و تبدیل به یک قطب علمی در کشور شد.
از ملک محمود سیستانی تا نادر


مشهد برخلاف دیگر ای بزرگ قدیم تا نیمه قرن دوازده قمری فاقد ارگ بوده است. ارگ‌ها عموماً در مراکز ا یا حواشی آنها احداث می‌شدند و محل استقرار حاکم و نظامیان تحت فرمان آنها بودند. ارگ هر شهر قلب دفاعی آن و آ ین محل مقابله با دشمنان بود. در مشهد حرم حضرت رضا علیه‌السلام نقش قلب دفاعی شهر را ایفا می‌کرد. در آغاز سده نهم، مشهد حکومت‌نشین شد و شاهرخ چهارباغ را به منظور استقرار حکام احداث کرد. در پایان دوره صفوی افغانها هجوم آوردند، ملک محمود سیستانی نیز مشهد را متصرف شد. ملک محمود در مشهد احساس ناامنی می‌کرد بدان سبب طی دو سال 1136-1135 در سمت دروازه سراب قلعه ارگ را احداث کرد و همین که ان صفوی به مشهد رسیدند، کوچ و بنه خود را برداشته و به داخل قلعه پناه برد.


نادر قلی بیک حاکم ورد بود. با کمک شاه تهماسب مشهد را از ملک محمود باز پس گرفت و حاکم اسان شد. پس از آنکه افغان‌ها را ا اج کرده و به شاهی رسید. مشهد را مرکز حکومت خود قرار داد.


از آنجا که شهر مشهد محل زندگانی خاندان نادر بود و فرمان‌های حکومتی از این شهر صادر می‌شد، این شهر مرکز کشور بود. نادر به دارالحکومتی درخور خود نیاز داشت. لذا همانند اصفهان در داخل چهارباغ بنای جدیدی به نام عمارت هشت بهشت ساخت. بعد از ساختن این عمارت و افزایش جمعیت مشهد، مشکل کمبود آب جدی شد. نادر آب بند گلستان را به مشهد، چهارباغ و حرم منتقل کرد و سپس باروی شهر مشهد را مرمت کرد.
مشهد شهر بی‌دفاع


اسان در نیمه اول سده سیزده قمری دستخوش خودسریها و طغیان حکام محلی شد. از سوی دیگر پیدایش کشور افغانستان، ج هرات از ایران، حملات منظم ازبک‌ها و پراکنده ترکمان‌ها که غارت اسان دیگر برایشان تبدیل به شغلی موروثی شده بود؛ اسان را به قهقرا برد، به این دلایل مشهد فرصت چندانی برای توسعه نداشت.


عباس میرزا ولیعهد ایران که اینک در حرم قدس رضوی در خاک است، والی اسان شد. ارگ قاجاری را مرمت کرد و توسعه داد.


اولین کارخانه برق ایران در سال 1279 شمسی بنا به دستور مظفرالدین شاه، از روسیه به قیمت 8 هزار تومان یداری شد و تقدیم آستان قدس رضوی گردید. در محل بالا خیابان در کوچه‌ای معروف به چراغ برق نصب و راه‌اندازی شد. در میان بهت زائران، چشمهای گشاده‌شان از نور، شعری بر ایوان طلا روی تابلو نوشته شده بود با این مضمون:


شهی که شمع حریمش فروغ مشعل و ماه


چراغچی سزد او را مظفرالدین شاه
اولین آب لوله‌کشی در ایران نیز به مسجد گوهرشاد وقف شد، در سال 1294 خورشیدی توسط نیرال ه (والی اسان) که به آب منبع شهرت یافت.


پس از قرارداد آخال میان ایران و روسیه در سال 1299 قمری خطر هجوم ترکمانها تخفیف یافت و اهالی مشهد امکان ساخت خانه بیرون از باره شهر را یافتند.


این اتفاق به طور جدی از اوایل سده چهارده خورشیدی آغاز شد و اراضی جنوبی شهر تا کوهسنگی تبدیل به محل‌های مس ی گردید.
(پهلوی) یک قدم تا امروز


با تأمین امنیت اسان، مشهد شروع به رشد کرد و باز با کمبود آب مواجه شد. مصباح السلطنه اقدام به حفر چند رشته قنات در یکی از مناطق پر آب دشت توس یعنی روستای گناباد واقع در پنجاه کیلومتری شمال غرب مشهد و در مجاورت چشمه مشهور گلسب کرد و آب قنات‌ها را با احداث جویی به کوهسنگی منتقل کرد. جوی معروف به «جوی اسدی» یا «آب گناباد» تا حدود سال 80 دارای آب بود.


مردم مشهد هم مانند همه مردم ایران فریاد داد خواهی بر ظلم حاکمان برداشتند و با قطره قطره خون خود با انقلاب را به پیروزی رساندند.


پس از انقلاب شکوهمند ی فضاهای زیارتی، فرهنگی مشهد به شدت افزایش پیدا کرد. اینک شما را تنها می‌گذارم، خوش سفری بود با شما از دیروز تا امروز.


و اینک مشهد شهری آبادان، با پیشرفته‌ترین امکانات شهری پذیرای دل‌های فسرده زائران است. کبوتران حرمش پرواز می‌کنند با دل‌های دردمند و ابرهای آسمانش می‌بارند پا به پای چشمهای خیره به گنبد طلایی آقا.




,تاریخچه شهرمشهد و توس
,تاریخچه مشهد
,دیدنی های مشهد
,پیشینه شهر تاریخی توس"/>






تاریخچه مشهد


در هر آفرینش بهانه‌ای هست، در هر ساخت، در هر زایش، در خلقت انسان، در ساختن چتر، در کاشت هر دانه گندم، برای کشیدن هر دیوار، شهر هم برای تولدش بهانه‌ای دارد. بعضی ا را خاکشان بهانه آبادانی می‌شود، بعضی‌ها آب، چندی تجارت، و مشهد را عشق ساخته. پا که به خاکش می‌گذاری، حواست باشد هوای دلت را داشته باشی که بی‌هوا نماند.


به درون خاطرات شهر که بیایی، در میان همه گرد و غبارهایش یک باغ سبز هست، باغ حمیدبن قحطبه طایی. قبل از آن این خاک خیلی تنها بود تا که آقایی آمد و تنهایی شهر و مردمانش را برای همیشه کشت. اینجا هر وقت دلت گرفت، کافی است بگویی «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)»


مشهد در آغاز قرن سوم متولد شد، در یک روز تلخ وقتی یک ستاره بر خاک افتاده بود، صدای گریه می‌آمد، جگری خونین بود، خورشید به شهادت رسیده بود.


کمی آن سوتر توس است. شهری با برج‌های ویران، شهری خا تری که در کابوس‌هایش همواره آتش است که می‌سوزد، خون است که می‌ریزد توس است که می‌میرد. اینک در میانه‌اش فردوسی ه با حنجره‌ای که دلیری‌ها، میهن‌پرستی‌ها و ایران را خوانده است. با تک تک کلمات شاهنامه. در اساطیر آمده است که فرمان ساخت توس را جمشید، پادشاه کیانی داد. با هجوم خون ریز تورانیان این شهر ویران شد. توس نوذر سپه سالار کیخسرو شهریار ایران زمین، کمربست به آبادانی این شهر و نام خود بر آن نهاد. توس 900 سال در این شهر زیست و مرد. اینک تنش ذره ذره بر باد می‌رود پای دیوارهای ویرانه توس، جایی که مارها فلس می‌اندازند.


توس کجاست؟


توس نه نام یک شهر بلکه نام منطقه‌ای وسیع بوده است، که در بطن آن ایی می‌تپیده است همچون نوغان و طابران که از آبادترین این ا بوده‌اند؛ در برگ‌های تاریخ آورده‌اند که این دو شهر هزار قریه آبادی را در بر می‌گرفته است. در طول تاریخ گاه نوغان اعتبار افزون یافته و گاهی طابران. نوغان اینک در دل شهر قرار گرفته و شور و شر گذشته‌اش در فریادهای میدان تره بار، هنوز جاری است. طابران در بیست کیلومتری غربی شهر مشهد قرار دارد، با بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آنرا قصر مأمون می‌خوانند و بنایی که به بقعه هارونیه مشهور است.


با پاهای خسته یزدگرد


توس در دوره ساسانی در مسیر تجاری و حکومتی گرگان ـ نیشابور به مرو ـ بلخ بوده است. عبور جاده ابریشم از آن و قرار گرفتن در مسیر تجاری و حکومتی باعث آبادانی این شهر می‌شود.


در سالهای پایانی حکومت ساسانیان شهر توس جزء اصلی‌ترین ای مرزی ایران زمین بوده است.


آنگاه که یزدگرد از مقابل یان عرب گریخت به اسان روی آورد و به توس رسید. از حاکم توس و مرزبان خود پناه خواست. حاکم توس می‌دانست حضور پادشاه امکان یورش مسلمان‌ها را افزایش می‌دهد، او به این بهانه که شهر توس گنجایش موکب پادشاهی را ندارد، یزدگرد را مغموم و دلسرد راهی مرو کرد. حاکم مرو به استقبال تن خسته و در به در یزدگرد شتافت، یزدگرد در همان حال از حاکم مرو اج عقب افتاده و الواح مالی مرو را بازخواست، حاکم قصد کشتن یزدگرد را کرد. یزدگرد گریخت، پادشاهی بدون ، با پاهای خسته اسبش با تن گرسنه خودش به آسی پناه برد. آسیابان به وسوسه جواهرات در سال 31 هجری خون یزدگرد را می‌ریزد و حکومت چهارصد ساله ساسانیان پایان می‌گیرد.
در بامداد


توس در زمان خلافت عثمان فتح شد و ندای و به گوش مردم این سرزمین رسید. در سال 35 هجری خواجه‌ربیع ابن خثیم از زهاد هشتگانه صدر و از تابعین ( انی که صحابه پیغمبر(ص) را درک د) به توس مهاجرت کرد. خواجه و دوست علی علیه‌السلام بود. نمی‌توانست انحراف و کاخ‌سازی معاویه را که خویشش بود ببیند، دلخسته و غمگین به این منطقه آمد ولایت علی(ع) و عشق علی(ع) را به مردم این منطقه آموخت و در سال 61 رحلت کرد.


حکومت تاریک و تلخ امویان به شمشیر ایرانی، ابومسلم از هم پاشید، عباسیان این قوم فتنه‌گر با حیله و نیرنگ تن جوان را به خاک مهمان د و خون سرخ ابومسلم تا ابد بر دفتر تاریخ نقش بست.
خورشید بر خاک می‌افتد


بی‌کفایتی والیان عباسی و ظلم و جور آنها باعث شد تا فریاد ‌خواهی از حنجره مردم اسان برآید و سر به شورش بر دارند. آشوب تا به آنجا بالا گرفت که هارون الرشید، در سال 189 برای سرکوب فریاد دادخواهی رهسپار ولایت شرقی شد. فرماندار اسان، علی بن عیسی فرصت‌طلبانه با هدایای بسیار که با به بند کشیدن گوشت و استخوان و مردم اسان به چنگ آورده بود به ری نزد هارون شتافت. هارون او را به حکمرانی و ظلمرانی پایدار داشت. پس از ی ال، شورش از حد گذشت، هارون وی را بر کنار کرد و در سال 192 خود برای استقرار امنیت کامل راهی اسان شد. در بهار وقتی دشت توس را عطر خاک و باران مسخ می‌کرد و بادهای شمالی تن را مور مور، هارون با تنی رنجور و بیمار به توس رسید. بیماری شدت گرفت، هارون درگذشت و در سناباد در تالار کاخ بزرگ باغ حمیدبن قحطبه به خاک س شد.


این کاخ مرکز تحولات در توس آن زمان بوده است. حضرت رضا(ع) هنگام عزیمت به مرو در این باغ اقامت د. مأمون برای جلب حمایت شیعیان و رسیدن به حکومتی دی ا، با فراخوانی و اجبار رضا(ع) به پذیرش ولایتعهدی، (ع) را در دهم شوال سال 201 از مدینه به مرو آورد. سیاستمدارانه دستور داد تا با نام مبارک (ع) خطبه بخوانند و سکه بزنند. ی ال و نیم بعد و پس از سپری شدن ماه‌هایی پر از حادثه، مأمون را همراه خود کرد و مرو را به قصد بغداد پشت سر گذاشت. مأمون ابتدا در سرخس زیرک خود فضل بن سهل را کشت. آنگاه به توس رسید، در نوغان توقف کرد و در همان درنگ کوتاه نقشه پلید خود را به اجرا در آورد و را به شهادت رسانید.


حضرت را کنار قبر مأمون قاتل پدرش به خاک سپردند. زائرانش گرد تا گردش سکنا گزیدند و هسته اولیه شهر مشهد تشکیل شد.
سامانیان اولین آبادگران


بعد از حکومت پلید امویان و عباسیان، در دوره سامانیان است که توس دوباره از خا تر ویرانی سر بر می‌آورد و با نام یک شهر آباد بر تارک تاریخ می‌درخشد.


از اولین انی که گام برداشت بر م لرضا(ع)، ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسی، حاکم توس و مشهور به کنارنگ بود.


در نوجوانی فردوسی اولین شاهنامه منثور به دستور او در شهر طابران تدوین شد. فردوسی در دیباچه شاهنامه از این ایرانی‌نژاد با احترام زیاد یاد کرده است:


یکی پهلوان بود دهقان نژاد


دلیر و بزرگ و دمند و راد
شیخ صدوق از قول ابومنصور نوشته است:


«من در جوانی اعتقادی به حرم و مشهد حضرت رضا علیه‌السلام نداشتم و گاه مزاحم زائران آن حرم می‌شدم تا اینکه روزی به هنگام شکار، آهویی دنبال و آن حیوان به دیوار حرم پناه برد. یوزی که در پی آهو دوانده بودم چون به کنار دیوار رسید از تعقیب آهو باز ایستاد تا اینکه حیوانک به درون روضه حضرت رفت اما چون به درون حرم رفتم اثری از آن نیافتم. از آن روز با خدای خود عهد بستم که زائران حضرت رضا علیه‌السلام را نیازارم و به آبادانی حرمش بپردازم. پس از آن هرگاه مشکلی برایم پیش می‌آمد به زیارت حرم حضرت می‌شتافتم و حاجت خویش را از او می‌خواستم، چنان که فرزند پسری خواستم و حاجتم برآورده شد.»


بعد از او نیز دیگر ان سامانی بر این امر اهتمام ورزیدند.
غزنویان
شاهی می‌رود و شاه دیگری بر اریکه می‌نشیند، در این تصویر تاریخ. در زمان سلطان محمود به آبادانی توس به دلیل موقعیت نظامی ـ تجاری‌اش توجه ویژه‌ای شد. الفسوری بن معتز، والی اسان در زمان سلطان مسعود اولین مناره را برای حرم مطهر ساخت، قنات سناباد را که خشک شده بود بازسازی کرد، کاروانسرایی ساخت تا زائران خورشید با پاهای پینه بسته جایی برای غنودن داشته باشند.
از سلا ه تا خون سرخ ایرانی


سلطان سنجر جوان بخت به تخت نشست. اولین باروی مشهد در این دوره کشیده شد و آن هم به سبب جنگی بود که در روز عاشورای سال 510 قمری میان علویان شهر مشهد با یکی از فقهای شهر تابران توس رخ داد. اهالی شهر توس با شمشیرهای آخته به مشهد هجوم آوردند و عده‌ای از مردم مشهد را شهید د. عضدالدین فرامرز علی، بارویی احداث کرد. وی شیعه مذهب بود و ایرانی‌نژاد. جایگاه والایش در کنار سلاطین سلجوقی هنوز هم نگاه تاریخ را مبهوت نگاه داشته است.


در آبادانی م لرضا(ع) بسیار کوشید، در زمان او گنبدی بر فراز بقعه نهاده شد. ترکان زمرد ملک دختر، خواهرزاده سلطان سنجر ازاره حرم مطهر را با کاشی‌های نفیس سنجری با تاریخ اثنی عشر و خمس مائه آراست. مسجد بالاسر نیز در زمان وی احداث شد.


از شاه گریزان، خون ما بر شمشیر مغول ماند


چه ت داری ای تاریخ، ای کژپرست و راست‌کش! چه صبری داری بر این ظلم و جور؟! هر گوشه‌ات خون است. خون سرخ ایرانی، خون سرخ بیگناه. ایران مغموم من چگونه تاب آوردی و نمردی از سوگ آن همه انسان مرده بر شمشیر مغول؟


از میان ساداتی که پس از علویان و ساداتی که پس شهادت حضرت رضا علیه‌السلام روی به این شهر آورده بودند، سادات از همه مقدمتر بودند و تأثیر بسیاری بر آبادانی مشهد بعد از حمله مغول گذاشتند. در آن روزگار سادات هر شهر، بزرگی برای انجام امور صنفی انتخاب می‌ د، لقب یا شهرت این فرد نقیب بود. وجود همین نقبا باعث شد که مغولها پس از کشتار بسیار از ویران مشهد صرف نظر کنند، در چند دوره همین نقبا بر مشهد حکومت د.


شهر مشهد در دست شاهرخ و گوهرشاد (تیموریان)


شهر مشهد تا دوره تیموریان یکی از ای کم اهمیت اسان بود، اما پس از آنکه شهر تابران توس توسط میرانشاه پسر تیمور ویران شد و بیشتر مردمش قتل عام شدند، شهر مشهد بزرگترین مرکز مس ی ولایت توس شد.


اهالی تابران شروع به مهاجرت به مشهد د. با رسیدن حکومت به شاهرخ پسر تیمور در سال 807، وی ابتدا فرزند خویش الغ بیگ سپس فرزند دیگرش بایسنقر را والی و حکمران اسان غربی با مرکزیت مشهد کرد و او آغاز به آبادانی این شهر نمود. مرکز حکومت شاهرخ هرات بود، سمرقند (مرکز حکومت ماوراء النهر) و مشهد مهمترین ای قلمرو وی شدند.


شاهرخ چهار باغ را در مشهد ساخت، چهارباغ مرکز حکومت اسان و در واقع کاخ حکومتی بود. همزمان با اقدام شاهرخ، همسرش گوهرشاد یکی از باشکوه‌ترین و بزرگترین مساجد جامع را به نام مسجد جامع گوهرشاد ساخت. این خانواده هنر دوست نقش خوشی از خویش در این شهر گذاشته‌اند.


توجه شاهرخ و فرزندانش به مشهد باعث افزایش جمعیت و کمبود آب در پایان سده نهم شد. علیشیر نوایی کاردان سلطان حسین بایقرا با هزینه شخصی اقدام به حفر کانالی چند فرسخی جهت انتقال آب چشمه گلسب (گیلاس کنونی) از غرب شهر تابران توس به مشهد کرد.


این اقدام نه تنها مضیقه آب را در مشهد برطرف کرد، بلکه باعث آبادانی و توسعه روز افزون مشهد در دو قرن بعد شد.
«با پاهای پیاده سلطان تا پابوس سلطان»


غارتگر بودند، ازبکان را می‌گویم. در اسان از ترس شمشیر ازبکان نمی‌شد سر به بالین گذاشت. شاه تهماسب در سالهای 940 تا 942 بارویی نو در مشهد احداث کرد. این بارو 9 کیلومتر طول داشت و امنیت چند ساله مردم مشهد را فراهم آورد. شاه تهماسب فرزند شاه اسماعیل و دومین پادشاه صفوی بود.


یکی دیگر از اقدامات شاه تهماسب طلا اندود گنبد حرم مطهر بود، که ابتکاری جالب و بدیع در به شمار می‌رود.
شاه عباس متولد و بزرگ شده مشهد بود. در سال 995 قمری بر روی کوهسنگی مشهد تاج شاهی ایران بر سر گذاشت. مشهد را از تصرف 10 ساله قوم ازبک آزاد کرد و توجه ویژه‌ای به این شهر داشت. در سال 1010 قمری پیاده از اصفهان به مشهد آمد. مهمترین کار او احداث خیابانی به طول تقریبی سه کیلومتر از غرب به شرق مشهد بود. دو دروازه جدید در غرب و شرق خیابان به نامهای بالا خیابان و پایین خیابان احداث کرد. درون خیابان مزبور کانالی حفر شد و آب چشمه گلسب را که قبلاً علیشیر به مشهد منتقل کرده بود به اضافه آب قنات تازه احداث شده از میان آن جاری ساختند. با این شرط که از آب مزبور تا وقتی از دروازه پایین خارج می‌شود هیچ‌ برای زراعت و مصارف کلی استفاده نکند.


احداث خیابان چهره مشهد را عوض کرد. آب امکان جمعیت‌پذیری این شهر را بالا برد و توسعه آن را طی صد و پنجاه سال بعد تا زمان نادرشاه ممکن کرد. شاه عباس در سال 1023 قمری موقوفات کریمانه‌ای را به نگهداری آب مشهد اختصاص داد.


مقبره خواجه‌ربیع به امر شاه عباس تجدید بنا شد. چند تن از ت مردان وی نیز بناهای عام المنفعه دیگری در مشهد احداث د، که از آنان می‌توان به مهدی قلی بیک میرآخور (بانی مهدی قلی بیک مشهور به شاه) اشاره کرد، مهدی قلی بیک و میرآخور شاه ایران بود که گنبد مشهور الله وردی خان را ساخت و اینک الله وردی خان خود نیز زیر گنبدش ه است. مشهد به همت شاه عباس و تمردان او تبدیل به شهری ممتاز شد. بناهای گنبد سبز و مقبره پیر پالاندوز که به دو تن از عرفای شیعه مذهب ذهبیه اختصاص دارند، در همان زمان احداث شده‌اند.


تنها در نیمه دوم قرن یازدهم قمری حدود ده مدرسه بزرگ که هر یک به منزله ی بود در مشهد ساخته شد. با افزایش امکانات شهری و همچنین ساخته شدن مدرسه‌ها، سطح علمی مشهد بسیار بالا رفت و تبدیل به یک قطب علمی در کشور شد.
از ملک محمود سیستانی تا نادر


مشهد برخلاف دیگر ای بزرگ قدیم تا نیمه قرن دوازده قمری فاقد ارگ بوده است. ارگ‌ها عموماً در مراکز ا یا حواشی آنها احداث می‌شدند و محل استقرار حاکم و نظامیان تحت فرمان آنها بودند. ارگ هر شهر قلب دفاعی آن و آ ین محل مقابله با دشمنان بود. در مشهد حرم حضرت رضا علیه‌السلام نقش قلب دفاعی شهر را ایفا می‌کرد. در آغاز سده نهم، مشهد حکومت‌نشین شد و شاهرخ چهارباغ را به منظور استقرار حکام احداث کرد. در پایان دوره صفوی افغانها هجوم آوردند، ملک محمود سیستانی نیز مشهد را متصرف شد. ملک محمود در مشهد احساس ناامنی می‌کرد بدان سبب طی دو سال 1136-1135 در سمت دروازه سراب قلعه ارگ را احداث کرد و همین که ان صفوی به مشهد رسیدند، کوچ و بنه خود را برداشته و به داخل قلعه پناه برد.


نادر قلی بیک حاکم ورد بود. با کمک شاه تهماسب مشهد را از ملک محمود باز پس گرفت و حاکم اسان شد. پس از آنکه افغان‌ها را ا اج کرده و به شاهی رسید. مشهد را مرکز حکومت خود قرار داد.


از آنجا که شهر مشهد محل زندگانی خاندان نادر بود و فرمان‌های حکومتی از این شهر صادر می‌شد، این شهر مرکز کشور بود. نادر به دارالحکومتی درخور خود نیاز داشت. لذا همانند اصفهان در داخل چهارباغ بنای جدیدی به نام عمارت هشت بهشت ساخت. بعد از ساختن این عمارت و افزایش جمعیت مشهد، مشکل کمبود آب جدی شد. نادر آب بند گلستان را به مشهد، چهارباغ و حرم منتقل کرد و سپس باروی شهر مشهد را مرمت کرد.
مشهد شهر بی‌دفاع


اسان در نیمه اول سده سیزده قمری دستخوش خودسریها و طغیان حکام محلی شد. از سوی دیگر پیدایش کشور افغانستان، ج هرات از ایران، حملات منظم ازبک‌ها و پراکنده ترکمان‌ها که غارت اسان دیگر برایشان تبدیل به شغلی موروثی شده بود؛ اسان را به قهقرا برد، به این دلایل مشهد فرصت چندانی برای توسعه نداشت.


عباس میرزا ولیعهد ایران که اینک در حرم قدس رضوی در خاک است، والی اسان شد. ارگ قاجاری را مرمت کرد و توسعه داد.


اولین کارخانه برق ایران در سال 1279 شمسی بنا به دستور مظفرالدین شاه، از روسیه به قیمت 8 هزار تومان یداری شد و تقدیم آستان قدس رضوی گردید. در محل بالا خیابان در کوچه‌ای معروف به چراغ برق نصب و راه‌اندازی شد. در میان بهت زائران، چشمهای گشاده‌شان از نور، شعری بر ایوان طلا روی تابلو نوشته شده بود با این مضمون:


شهی که شمع حریمش فروغ مشعل و ماه


چراغچی سزد او را مظفرالدین شاه
اولین آب لوله‌کشی در ایران نیز به مسجد گوهرشاد وقف شد، در سال 1294 خورشیدی توسط نیرال ه (والی اسان) که به آب منبع شهرت یافت.


پس از قرارداد آخال میان ایران و روسیه در سال 1299 قمری خطر هجوم ترکمانها تخفیف یافت و اهالی مشهد امکان ساخت خانه بیرون از باره شهر را یافتند.


این اتفاق به طور جدی از اوایل سده چهارده خورشیدی آغاز شد و اراضی جنوبی شهر تا کوهسنگی تبدیل به محل‌های مس ی گردید.
(پهلوی) یک قدم تا امروز


با تأمین امنیت اسان، مشهد شروع به رشد کرد و باز با کمبود آب مواجه شد. مصباح السلطنه اقدام به حفر چند رشته قنات در یکی از مناطق پر آب دشت توس یعنی روستای گناباد واقع در پنجاه کیلومتری شمال غرب مشهد و در مجاورت چشمه مشهور گلسب کرد و آب قنات‌ها را با احداث جویی به کوهسنگی منتقل کرد. جوی معروف به «جوی اسدی» یا «آب گناباد» تا حدود سال 80 دارای آب بود.


مردم مشهد هم مانند همه مردم ایران فریاد داد خواهی بر ظلم حاکمان برداشتند و با قطره قطره خون خود با انقلاب را به پیروزی رساندند.


پس از انقلاب شکوهمند ی فضاهای زیارتی، فرهنگی مشهد به شدت افزایش پیدا کرد. اینک شما را تنها می‌گذارم، خوش سفری بود با شما از دیروز تا امروز.


و اینک مشهد شهری آبادان، با پیشرفته‌ترین امکانات شهری پذیرای دل‌های فسرده زائران است. کبوتران حرمش پرواز می‌کنند با دل‌های دردمند و ابرهای آسمانش می‌بارند پا به پای چشمهای خیره به گنبد طلایی آقا.






,تاریخچه شهرمشهد و توس
,تاریخچه مشهد
,دیدنی های مشهد
,پیشینه شهر تاریخی توس"/>

 فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدّاً

ما عمر اورا، مال اورا،

ثروت و امکانات او را زیاد می کنیم،

اما این زیادتی

 برکت نیست،

کوثر نیست،

 تکاثر است ،

و تکاثر ،منشأ درک انسان مختال (=خیالباف ، خیال زده ی که در خیال زندگی می کند) است،

اما کوثر منشأ خیر نزد ی است که لَبیب(= ی که از ظاهر عبور کرده و پوست را کنار زده و

 به باطن و مغز و مخ چیزی رسیده باشد) باشد ،یا از درون بجوشد یا از بیرون کمک بگیرد،

فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ

 لیمدد امرِ غایب است،

 یعنی باید مدد کند و

یعنی که اسمِ برتر به اسم مادون فرمان می دهد

 فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ ،

الله به رحمان ...

 فرق بین مَد ّو امداد

این است که

 معمولاً امداد در موارد خیر به کار می رود و

 مَدّ در مورد شرّ،

 یعنی این مدد رساندن  وعده نیست وعید است..

مرحوم کلینی ازمعصوم نقل می کند که فرمود:

 "إتق المرتقی السهل إذا کان منحدره وعرا "

 "از سراشیبى ‏اى که بالا رفتنش آسان و پایین آمدنش سخت‏ است، بپرهیز "

خیلی از جاها بالا رفتن آسان است،

 اما راه برگشت نیست...


آیه 83

... الشَّیَاطِینَ ...تَؤُزُّهُمْ أَزًّا

ابلیس یک دفعه برانسان مسلط نمی شودبلکه برای سلطه واعمال ولایت خودگام هایی را برمی دارد تا 

اندک اندک آدمی را به سقوط بکشاند.

 مراتبی از گام های از ضعف به شدت به طور خلاصه :

1وسوسه:

مهمترین ابزار برای سلطه است که 

وسوسه های ابلیسی باتوجه به آرزوها و خواسته های بی پایان انسانی صورت می گیرد...

2نزغ:

راغب در مفردات می گوید: 

«نزغ » وارد شدن و مداخله در امری برای ابکاری و فاسد آن است و

 در آیه «من بعد أن نزغ ال بینی و بین اخوتی » به این معنا است (مفردات راغب، ص ۴۸۸ )

و گفته اند:

 نزغ به معنای تکان دادن و از جا کندن و وادار است و غالبا درح غضب به کار می رود؛ 

3مس و طواف

کلمه «مس »، به معنای اصابت و برخورد همراه با لمس نمودن است.

 «طائف »، به معنی طواف کننده است،

 گویا وسوسه های ی همچون طواف کننده ای پیرامون فکروروح انسان پیوسته گردش می کند تا 

راهی برای نفوذ بیابد، یا وسوسه ای که در حول قلب می چرخد تا راهی به قلب باز کرده وارد شود. 

(اعراف، آیه ۲۰۱ )

4- تحریک با شدت و فشار:

 شدیدترین وسوسه ابلیس «همز » است.

 «همزات » جمع «همزه » به معنی دفع و تحریک با شدت است و

 اگر به حرف همزه، «همزه » می گویند، به خاطر آنست که

 از انتهای گلو با شدت بیرون می آید

و به گفته بعضی از مفسران «همز » و «غمز » و «رمز » هر سه یک معنی را می رساند،

منتهی«رمز » مرحله خفیف

و «غمز » از آن شدیدتر و

«همز » نهایت شدت را می رساند.

5- حضور ( ) و قرین بودن،

 و اعود بک رب ان یحضرون...

6- سیخونک زدن برای تحریک و به درآوردن:

 آیه ۸۳ سوره مریم

 توزهم ازا؛

 هنگامی که انسانی را به کفر کشید و بر او مسلط شد، بر او سوار می شود و

 او را برای اقدامات بعدی تحریک می کند و به درمی آورد.

یعنی ابلیس دیگر کنترل افسار کافر را به دست گرفته و او را به خدمت خود درآورده است ،

خداوند در واژه «ازّ» تشدید «ز » را به کار برده که به معنای تحریک و به درآوردن است.

 (مجمع البیان؛ ذیل آیه )

 دو واژه «همز » و «ازّ»

 هرچند در اصل معنا مشترک هستند و

 به معنای تحریک کرن و فشاردادن و به درآوردن است؛

 ولی تفاوتهایی نیز دارند؛

" همز" به معنای تحریک یا فشاری است که با پا به اسب وارد می شود تا حرکت کند و شتاب گیرد؛

ولی "ازّ" تحریک همراه با فشاری است که

با یک وسیله به جانور وارد می شود که می توان آن را به سیخونک تعبیر کرد.

یعنی برای حرکت بیشتر و شتاب آمیز کافران سیخونک می زند تا شتاب بیشتری بگیرند.

لفظ «ازّ» فقط درهمین آیه قرآن

 به کار رفته و لفظی غریب است.

 و گفته اند:

 به کار گیری لفظ غریب در سخن،

بر خلاف فصاحت و بلاغت است.

 اما باید گفت معجزه آن است که

 صاحب سخن لفظ غریب را بکار ببردوبر فصاحتش نیز مخلّ نباشد وازاین غریب ها در قرآن کم نداریم.

معنای غریب،

لفظ غریب را می طلبد،

 که اگر با لفظ دیگر ادا شود ،ویژگی معنی از بین می رود، و بر خلاف بلاغت می گردد.

راغب در مفردات می گوید:

 واژه «ازّ» در اصل به معنی جوشش دیگ و زیر و رو شدن محتوای آن به هنگام شدت غلیان است؛

 «ازّ القدر » یعنی دیگ چنان به جوش آمد که هرچه در آن بود زیر و رو شد؛

 و در اینجا کنایه از آنست که شیاطین آن چنان بر آنها مسلط می شوند که

 در هر مسیر و به هر شکلی بخواهند، آنان را به حرکت درمی آورند و زیر و رو می کنند!

البته بر ی مسلط نیست ،

 فقط دعوتنامه ای دارد،

 آنچنانکه در نظام احسن انبیاء دعوتنامه دارند، فطرت و عقل دعوتنامه دارد.

اگر ی در صراط الهی یک قدم بردارد،اورا ده برابر می برند.

 اما اگر انسان یک قدم به طرف گناه رفت همان یک قدم است ،

  سجاد ( ع) می فرمایند:

 "ویلٌ و من غلبت آحاده عشراته"

 بدا به حال ی که یکی های او بر ده تا های او غالب بشود ،

 اگر ی دعوتنامه را بر دعوتنامه خدا وانبیاء واولیاء وفرشتگان و فطرت وعقل مقدم داشت و

 از این پوست به در آمد ، بر او مسلط می شود ،

 انما سلطانه علی الذین یتولونه و الذین هم به مشر ؛

تسلط تنها بر انی است که

 ولایت او را پذیرا گشته و

 او را بت و معبود خود ساخته اند.

 (نحل/100)  


آیه 84

 فَلا تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا

پس عجله نکن بر آنها همانا ما می شماریم برای شان شمردنی

نعدّ: می شماریم،

 شمارش در هر زبانی در سه معنی به کار می رود:

1- شمردن فقط برای تعیین عدد.

2- شمردن به معنی به حساب آوردن، اهمیت دادن: فلانی فلانی را به حساب نمی آورد.

3- شمردن به معنی چیدن کنار هم و ذخیره ، و مهیا و آماده .

در آیۀ مورد بحث به همین معنی سوم آمده؛ یعنی دربارۀ جامعۀ کفر وکافران عجله مکن ،

ما عوامل از هم پاشیدن شان را در درون شان "یک به یک جمع و آماده می کنیم"، 

وقتی که به نصاب لازم برسد از هم خواهد پاشید.


همۀ آیات قرآن معجزه و شگفت هستند،

 اما دو آیه 83 و 84 شگفتر هستند،

و همین طور لفظ «نَعدّ» که

در قرآن بدین معنی

 فقط در این آیه به کار رفته است ،

 مثل" أَزًّا" که فقط در آیه 83 مریم به کار رفته

که نه «نٌعدّ» است که

 به معنی «جمع و فراهم آوردن امکانات» باشد و

نه به معنی شمردن محض، است.

بلکه به معنی این است که «فراهم آوردن تدریجی و یک به یک» را در بر دارد.

فلا تعجل علیهم...

سقوط جامعه ها همیشه در اثر عوامل براندازنده و متلاشی کنندۀ درونی است،

 پوسیدگی از درون و رسیدن عوامل از هم پاشنده به حد تام و کامل خود، 

جامعه را مانند میوه رسیده می کند که تنها به یک نسیم نیازهست که 

آن را از شاخه درخت به زمین ساقط کند.

این سنت الهی و رسم و آئین آفرینش است در سقوط جامعه ها.

قرآن و اهل بیت علیهم السلام، همه چیز جهانِ کائنات، و

 همه چیز تاریخ و روند روزگار را، در جهت حق و حقیقت می بینیند

و سرنوشت نهائی تاریخ را نیکو و زیبا می بینند،

این بینش ونگاه برعظمتی استواراست که صبرتنگ وعمرکوتاه افراد بشری،ازچنین نگرشی ناتوان است،

زیرا انسان با توجه به عمر کوتاه خود عجله می کند،

لیکن باید خدائی خدا و  «أَلْفَ سَنَة = هزار سال» را هم در نظر داشته باشد.

عجول بودن دو نوع است:

عجول بودن آفرینشی و

عجول بودن در رفتار انسانی.

این که انسان در آفرینش خود یک موجود عجول آفریده شده، عیبی یا نکوهیدگی ای برای او نیست و

 آیه های «خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلً» و «کانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً» در مقام نکوهش نیستند ،

بلکه در مقام «انسان شناسی» هستند.

 حتی اشرف المرسلین (ص) نیز این نوع عجله را داشت که قرآن می فرماید

  "وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضى‏ إِلَیْکَ وَحْیُهُ "

 و در این آیه می فرماید:

 "فَلا تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا "

 در این آیه ها معصومش را از گناه نهی نمی کند،

بل او را به چشم انداز دورتری دعوت می کند.

 چون دید و بینش ما در مقیاس بشری است.

و گرنه انسان سالم در خیر خواهی عجول است،

و این خصلت نکوهیده نیست،

 آنچه نکوهیده است

 "پای گذاشتن روی قانون علت و معلول "

و «به هیچ انگاشتن نظام قدَرها و فرمول های آفرینش» در عمل است.

به (ص) می فرماید:

 با صبر و حوصله و نگرش بشری به این موضوع نگاه مکن،

با صبر و نگرش سنّت الهی و قانون آفرینش نگاه کن...

زیرا (ص) که اشرف المرسلین است، عجلۀ منفی ندارد که آیه نهی کند ،او معصوم است.

 مرادو هدف آیه

 تبیین ماهیت موضوع است،

 می فرماید:

 این موضوع وقت بر و زمان بر است.

 نمی گوید «تو عجله کردی و نباید عجله می کردی ».


̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ز̹̹ا̹̹ح̹̹م̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ل̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹ی̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹غ̹̹ض̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ت̹̹ر̹̹ک̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹آ̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ا̹̹غ̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ع̹̹ج̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹غ̹̹ر̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹چ̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ب̹̹ن̹̹د̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹و̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹:̹̹ ̹̹«̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹س̹̹ت̹̹ج̹̹ا̹̹ب̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹»̹̹

ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ل̹̹ج̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ر̹̹ا̹̹ی̹̹ت̹̹ ̹̹ل̹̹و̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹ق̹̹ض̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ و̹̹ ̹̹ک̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ب̹̹ع̹̹ض̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹پ̹̹ش̹̹ت̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹د̹̹م̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ ̹̹ج̹̹ن̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ح̹̹ا̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹آ̹̹م̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹؟̹̹

ا̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹و̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ه̹̹ ̹̹آ̹̹د̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ب̹̹ت̹̹و̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ت̹̹ش̹̹خ̹̹ی̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹ی̹̹ ̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ج̹̹ا̹̹ ̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ر̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ل̹̹ب̹̹ا̹̹س̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹ر̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ش̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ه̹̹ ̹̹ر̹̹ن̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹؛̹̹

ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹چ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹ی̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ .̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ت̹̹ص̹̹م̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ج̹̹د̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ع̹̹و̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ز̹̹ر̹̹گ̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ت̹̹ر̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ع̹̹ا̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹ک̹̹س̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ل̹̹د̹̹ ̹̹ن̹̹ی̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹

ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ش̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ص̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹؟̹̹!̹̹؟̹̹

ا̹̹ز̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ش̹̹ر̹̹و̹̹ع̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹ص̹̹ح̹̹ب̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹و̹̹ا̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ب̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹د̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ع̹̹ی̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ر̹̹ف̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹!

کـــپــــی ====» آزاد


بیماری های ناشی از کمبود ویتامین d


ویتامین "د" تنها نوع ویتامینی است که هورمون نیز محسوب می ‌شود. این ویتامین برای محکم استخوان‌ ها و دندان ها مفید بوده و همچنین به حفظ قدرت عضلانی و جذب کلسیم بدن کمک می ‌کند. وقتی شما کمبود کلسیم یا ویتامین "د" داشته باشید، استخوان های تان ترک خورده یا می‌ شکنند. اما کمبود این ماده ممکن است مشکلات دیگری هم به بار آورد که در ادامه به مواردی از آن اشاره شده است...

 

ویتامینd

کمبود ویتامین d و بیماری های استخوانی

راشیتسم

بیماری اصلی ناشی از کمبود ویتامین d، راشیتیسم یا نرمی استخوان است. این بیماری در اثر کمبود کلسیم و فسفر در زمان رشد در  استخوان ها ک ن است. این عوارض در استخوان های اصلی و بلند رخ داده و فرد دچار درد و سستی عضلات می شود. به دلیل این که استخوان ها دارای املاح کمتری هستند، وزن را تحمل نمی کنند و انحنا می یابند. عوارض دیگر، تشکیل برجستگی های دکمه مانند بر روی ستون فقرات، جمجمه بزرگ و برجسته می باشد، مچ دست و پا پهن می شود که از علائم اولیه و قابل تشخیص توسط رادیوگرافی است.

استئومالاسی

در بزرگسالان کمبود ویتامین d عارضه ی استئومالاسی را در پی دارد. کاهش تراکم استخوانی موجب بروز دردهای شدید در قسمت کمر و پا می شود که بروز ش تگی سریع در استخوان های دراز و ضعف عضلانی از عوارض آن است. دریافت ویتامین d به همراه کلسیم و فسفر، راه درمان این عارضه است.

استئوپروز

استئوپروز یا پوکی استخوان یکی از بیماری هایی است که بسیاری از سالمندان خصوصا ن بدان مبتلا می شوند در این بیماری استخوان از داخل تخلیه می شود و املاح استخوانی کاهش می یابد. عامل اصلی تاثیرگذار تغییرات هورمونی بدن است. در این بیماری میزان ویتامینd  کاهش می یابد ولی درمان با ویتامین d تاثیر چندانی ندارد. تنها می توان توصیه کرد برای پیشگیری از ابتلا، از دوران جوانی میزان کافی کلسیم و فسفر به همراه ویتامین d مصرف شود. در بازبینی‌ های اخیر روی ن مبتلا به پوکی استخوان که به دلیل ش تگی‌ های استخوان لگن در بیمارستان بستری شده‌ اند، مشخص شده است در 50 درصد موارد این ن با مشکل کمبود ویتامین d مواجه بوده ‌اند.

به گفته متخصصان؛ ویتامین d تنظیم می ‌کند چه مقدار کلسیم در خون بماند و چه مقدار وارد استخوان‌ ها و  دندان‌ ها  شود.

کمبود ویتامین d و ضعف ماهیچه ای

اخیراً مشخص شده کمبود ویتامین d در دختران نوجوان 12 تا 14 ساله نقش قابل ملاحظه ای در وضعیت ماهیچه ای دارد.

محققان صدها نفر را مورد بررسی قرار داده اند و نتیجه این بود که در حدود 75 درصد از افرادی که دچار ضعف عضلانی بوده اند دچار کمبود ویتامین d نیز بوده اند و این امر در آزمایش خون آن ها مشخص است.

متخصصان دلیل آن را ارتباط این ویتامین با جذب کلسیم بیان می کنند و معتقدند کمبود ویتامین d جذب کلسیم را با اختلال مواجه می کند و کمبود کلسیم نیز عوارض بسیاری از جمله ضعف در سیستم اسکلتی و عضلانی به همراه دارد.

کمبود ویتامین d و پارکینسون

متخصصان یی در یک بررسی جدید دریافته ‌اند که بیماران مبتلا به پارکینسون ابت با کمبود زیاد مقدار ویتامین d در بدن شان مواجه هستند اما مصرف این ویتامین‌ نمی ‌تواند پیشرفت بیماری را به تعویق بیندازد.

این محققان وضعیت ویتامین d را در نمونه‌ های خونی ذخیره شده از بیماران آزمایش د و دریافتند که در مراحل ابت بروز پارکینسون، افراد مبتلا با کمبود شدید ویتامین d مواجه هستند. آن ها متوجه شدند که 69 درصد از این بیماران با کمبود ویتامین d و 26 درصد با فقدان این ویتامین مواجه هستند.

کمبود ویتامین d و سختی عروق

پزشکان قلب و عروق در یک مطالعه ی جدید خاطرنشان د که کمبود ویتامین "د" می ‌تواند موجب سفت شدن و سختی عروق شود.

تحقیقات اخیر نشان داده است که کمبود ویتامین "د" خطر ابتلا به را بیماری ‌های قلبی و عروقی دو برابر افزایش می ‌دهد. اشخاصی که میزان دریافت ویتامین "د" در آن ها ضعیف است بییشتر از دیگران در معرض ابتلا به بیماری دیابت، چاقی و بیماری ‌های قلبی و عروقی قرار دارند.

بر اساس این گزارش، متخصصان در یک مطالعه قلبی بر روی 15 هزار داوطلب دریافتند افراد مُسنی که ویتامین "د" کمتری دارند، بیشتر در معرض بیماری‌ های قلبی و عروقی قرار داشتند و اشخاصی که کمتر ویتامین "د" مصرف می ‌ د خطر ابتلا در آنان بیشتر بوده است.

در پژوهش جدید نیز که روی 550 کارمند این انستیتو انجام گرفته معلوم شد مصرف ویتامین "د" به میزان مناسب می ‌تواند سلامت عروق را بهبود بخشد.

کمبود ویتامین d و چاقی و کوتاهی دختران

بر طبق یافته‌ های مطالعات اخیر کمبود دریافت ویتامین d در دوران بلوغ باعث توقف رشد و نیز افزایش بروز چاقی دوران بلوغ به ویژه در دختران می ‌شود. نتایج به ‌دست آمده از مطالعه ی اخیر حاکی از آن است که کمبود ویتامین d سبب ایجاد توده ی بدنی بالا و کوتاهی قد دختران در اوج دوران رشد شان می ‌شود.

در این مطالعه محققان میزان ویتامین d دختران جوان 16 تا 22 ساله را با یک آزمایش خونی ساده ‌اندازه‌ گیری د.

آن ها در ضمن برای تعیین اثر کمبود ویتامین d روی سلامتی ن جوان میزان چربی بدن و قد افراد مورد مطالعه را اندازه‌ گیری د. بر طبق نتایج به ‌دست آمده، شیوع کمبود ویتامین d در جوانان مورد مطالعه اگرچه در منطقه ‌ای آفتاب خیز زندگی می ‌ د، حیرت ‌آور بود.

در این مطالعه شاخص توده بدنی و همچنین چربی ناحیه شکمدر افراد با کمبود ویتامین d در مقایسه با ن جوان با سطح طبیعی ویتامین d بالاتر بود و به ‌عبارت دیگر در خانم ‌های جوان که از کمبود ویتامین d رنج می ‌بردند شیوع چاقی به ویژه چاقی شکمی بیشتر بود.

از طرف دیگر نتایج این مطالعه نشان داد دختران در سنین بلوغ با میزان ویتامینd   طبیعی نسبت به همسالان خود که از کمبود ویتامین d رنج می ‌برند، بلند قدتر هستند.

ویتامین d

کمبود ویتامین d و بالا رفتن فشار خون

تحقیقات اخیر نشان می دهد که سطح پایین ویتامین d در خون، ممکن است با افزایش فشارخون در افراد سفید پوست مرتبط باشد.

"تانگپریچا" و همکارانش از ی در آتلانتا به بررسی ارتباط فشارخون سیستولیک و سطح ویتامین d در میان هفت هزار و 699 نفر که فاقد فشار خون بالا بودند پرداختند. در این تحقیق 47 درصد این افراد مرد، 61 درصد سفید پوست و 39 درصد سیاه پوست بودند.

بررسی ها در این مطالعه نشان داد که 61 درصد افراد سفید پوست و 92 درصد افراد سیاه پوست با کمبود ویتامین d مواجه بودند. این محققان متوجه شدند افراد سفید پوستی که به میزان کافی ویتامین داشند تا حدود 20 درصد کمتر از سایرین با افزایش فشار خون سیستولیک مواجه می شوند ولی این ارتباط در افراد سیاه پوست دیده نشد.

کمبود ویتامین d و عفونت در ن

محققان پترزبورگ به وجود رابطه بین کمبود ویتامین d و بروز این عفونت در ن پی برده ‌اند. در این تحقیق معلوم شد ن سیاه پوست بیشتر در معرض ابتلا به این عفونت هستند چون بیشتر در معرض کمبود ویتامین d هستند. در این تحقیق، متخصصان 469 زن باردار را از نظر سطح ویتامین d در بدن شان مورد آزمایش قرار دادند. آن ها دریافتند، نی که سطح ویتامین d در بدن شان پایین است بیشتر به عفونت مهبلی مبتلا می ‌شوند.

کمبود ویتامین d و خطر ابتلا به سرطان ها

سرطان

نتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد: کمبود ویتامین d می تواند خطر بروز سرطان را تشدید کند. بر اساس بررسی های انجام شده در این مطالعه اپیومیولوژیک میزان بروز سرطان همخوانی معنی داری با کمبود ویتامین d در بیماران مبتلا دارد که این همراهی بیش ترین همخوانی را در زمینه بروز سرطان نشان می دهد.

سرطان پانکراس و پروستات

محققین یی به تازگی دریافته اند ریسک ابتلا به سرطان پانکراس در افرادی که قرص های ویتامین "د" مصرف می کنند نصف افرادی است که از این قرص ها استفاده نمی کنند. آن ها هم اکنون در پی تحقیق بر روی مواد غذایی حاوی ویتامین "د" و تاثیر آن ها بر کاهش ریسک ابتلا به این سرطان می باشند.

این تحقیقات مشخص کرد که ویتامین "د" همچنین پتانسیل بالایی در جلوگیری و یا مداوای سرطان پروستات دارد.

کمبود ویتامین d و خطر ابتلا به بیماری های ریوی

متخصصان علوم پزشکی در سینسیناتی هشدار دادند که کمبود یا فقدان ویتامین d در بدن می ‌تواند خطر بروز انواع خاصی از بیماری های ریوی مربوط به سیستم ایمنی خ ر بدن را تشدید کند. این متخصصان 118 بیمار را به لحاظ میزان ویتامین d در سرم مورد ارزی قرار دادند. متخصصان سپس رابطه ی بین سطح این سرم و بروز مشکلات و بیماری های مختلف را در داوطلبان مورد مطالعه قرار دادند. این متخصصان با بررسی چندین آزمایش گوناگون دریافتند که در این گروه از بیماران هرچه سطح این ویتامین در سرم کاهش پیدا کند به همان نسبت عملکرد ریه‌ ها نیز ضعیف ‌تر و کمتر می‌ شود.


مقاله تهدیدی بنام کمبود جمعیت

به مدت سه روز رایگان


جهت مقاله کلیک کنید


جهت مقاله کلیک کنید




pdf: پاو وینت جمعیت و توسعه | برچسب مقاله!</title> <meta name pdf24 فوریه 2017 داﻧﻠﻮد ﺎورﻮﻨﺖ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع ﺟﻤﻌﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ، در ﻗﺎﻟﺐ ppt و در 43 اﺳﻼﺪ، ﻗﺎﺑﻞ وﺮاﺶ، ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻬﺪﺪی ﺑﻪ ﻧﺎم ﻤﺒﻮد ﺟﻤﻌﺖ ﺗﺤﻘﻖ درس داﻧﺶ ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﻤﻌﺖ دﺳﺘﻪ: ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎزدﺪ: 6
تهدید پیری جمعیت در آذربایجان شرقیeawo.ir/desktopmodules/news/newsview.aspx?1414 ا کتبر 2015 پیری جمعیت از جمله معضلات یک دهه اخیر آذربایجان شرقی است که زنگ خطر آن رشد جمعیت بالای 4 درصدی را تجربه کرد، امروز با تهدیدی به نام 'پیری


بررسی رابطهی جمعیت و اقتدار ملی - خبرگزاری صدا و سیماwww.iribnews.ir/fa/news//پایین آمدن نرخ باروی، تهدیدات بسیاری را در حوزههای مختلف به دنبال دارد، مجموع تهدیداتی مولد تهدید امنیتی است که موجب تقویت یا تضعیف مسئلهای به نام اقتدار میشود. بالاتر عنوان شد که پایین آمدن نرخ رشد منجر به کمبود نیروی کار جوان خواهد شد.
داریم "پیر" میشویم/ پیری تهدید جدی پیش روی جامعه ایران /نظر موافقان tehranpress.com//4 سپتامبر 2013 افت رشد جمعیت ایران در سالهای اخیر می تواند جامعه را با چالشی بزرگ روبرو در غیراینصورت جامعه ایران بزودی دچار تهدیدی جدی به نام پیری خواهد شد.


توهمی بنام فراوانی آب/ کمبود آب تهدیدی برای حیات بشر - تجارت نیوزwww.tejaratnews.com//33264-توهمی بنام فراوانی آب/ کمبود آب تهدیدی برای حیات بشر در حالی است که طی قرن گذشته جمعیت جهان با افزایش سه برابری و مصرف آب شش برابری روبرو بوده است.
ترکیه و چالشی به نام جمعیت - تبیانarticle.tebyan.net/322615/8 ژوئن 2016 «رجب طیب اردوغان»، رئیس جمهوری ترکیه، در مراسم افتتاح مرکز جدید انجمن « ن و دموکراسی» ترکیه، در سخنانی با بیان این مطلب که زن بدون فرزند


تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت؛ تهدیدی به نام کمبود جمعیت - فایلودfiload.ir/product/7351/تهدیدی به نام کمبود جمعیت؛تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت، فهرست مطالب مورد بررسی: افزایش جمعیت؛ فرصت یا تهدید، کاهش نرخ رشد جمعیت ایران بسیار شدید است.
pdf: تهدیدی به نام کمبود جمعیت- تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت pdfﺷﻤﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻮﺗﻮر ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺑﻪ ﺻﻔﺤﻪ داﻧﻠﻮد ﺗﻬﺪﺪی. ﺑﻪ ﻧﺎم ﻤﺒﻮد ﺟﻤﻌﺖ- ﺗﺤﻘﻖ درس داﻧﺶ ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﻤﻌﺖ وارد ﺷﺪه اﺪ. ﺑﺨﺸ از ﻓﺎﻞ. درس داﻧﺶ ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﻤﻌﺖ ﺑﺘﺎز ﺟﺎﺰﻦ ﺗﻨﻈﻢ ﺧﺎﻧﻮاده ﺮدﺪه اﺳﺖ.


تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت؛ تهدیدی به نام کمبود جمعیت - فایلودfiload.ir//تهدیدی به نام کمبود جمعیت؛تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت، فهرست مطالب مورد بررسی: افزایش جمعیت؛ فرصت یا تهدید، کاهش نرخ رشد جمعیت ایران بسیار شدید است.
فایل ( تهدیدی به نام کمبود جمعیت- تحقیق درس دانش خانواده و puyantikpaperd.ir/papernumber-12262.html1010 فوریه 2017 از حضور شما عزیزان در سایت بسیار خوشحالیم و آرزو داریم محصولات ما رضایت شما را فراهم آورد عنوان محصول ی:تهدیدی به نام کمبود جمعیت-


تهدید بزرگ کمبود منابع آب - عصر ایرانwww.asriran.com/fa/news/283586/4 جولای 2013 با تداوم رشد جمعیت، تغییرات آب و هوایی، نقصهای مدیریتی و کمبود همچنین، حدود 1.6 میلیارد نفر با شرایطی روبرو هستند که به نام "کمبود آب
افزایش جمعیت یا افزایش کیفیت جمعیت؛ کدام استراتژی؟donya-e-eqtesad.com/news/652554/1111 جولای 2012 سوالاتی نظیر اینکه جمعیت زیاد برای یک کشور فرصت است یا تهدید؟ پس از ژان بُدن فرد دیگری به نام وبان تمرد و اقتصاددان فرانسوی در قرن


pdf: تهدیدی به نام کمبود جمعیت- تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت pdfﺟﻬﺎن داﻧﺸﻤﻨﺪان ﻣﻮاﻓﻖ اﻓﺰاﺶ ﺟﻤﻌﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﺂﺧﺬ … ﻓﺮﻣﺖ ﻓﺎﻞ: doc word (ﻗﺎﺑﻞ وﺮاﺶ) ﺗﻌﺪاد ﺻﻔﺤﺎت: 9. ﻠ ﺑﺮای ﺧﺮﺪ: 5000 ﺗﻮﻣﺎن. ﺗﻬﺪﺪی ﺑﻪ ﻧﺎم ﻤﺒﻮد ﺟﻤﻌﺖ- ﺗﺤﻘﻖ درس داﻧﺶ ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﻤﻌﺖ q.
(تهدیدی به نام کمبود جمعیت- تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت samarticle.ir/papers/n-3518.html44 فوریه 2017 ما اولین نیستیم ولی بی شک برترین هستیم اینک شما با جستجوی ((تهدیدی به نام کمبود جمعیت- تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت)) وارد صفحه فروش


تهدیدی به نام کمبود جمعیت-تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت-سایت karaniaz.com//3 سپتامبر 2015 درس دانش خانواده و جمعیت بتازگی جایگزین درس دانش خانواده و جمعیت. ما این تحقیق را مشتمل بر 9 صفحه
سیاست های کنترل جمعیت را با نام سلامت باروری اجرا می کنند – سایت https://barvari.org//سیاست های کنترل جمعیت را با نام سلامت باروری اجرا می کنند باروری نگاه کنیم چند مسئله باروری را تهدید میکند که از جمله آنها تأخیر در ازدواج، تأخیر در فرزندآوری،


تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت تهدیدی به نام کمبود جمعیت -10069 -100697 ژوئن 2015 دسته: ی – سایر موارد فرمت فایل ی: zip فرمت فایل اصلی: doc تعداد صفحات: 9 حجم فایل: 52 کیلوبایت توضیحات: درس دانش خانواده و
ایرنا - افزایش جمعیت روسیه با مشوق های کارآمدwww.irna.ir/fa/news/80983744/77 ژانویه 2014 به این سو همواره با معضلی به نام کاهش جمعیت مواجه بودند، با اتخاذ را ارهای رشد منفی جمعیت به عنوان یکی از شاخص های تهدید کشورها امیدوار بود.


pdf: تهدیدی به نام کمبود جمعیت | دیکتوم!pdfﺗﻬﺪﺪی ﺑﻪ ﻧﺎم ﻤﺒﻮد ﺟﻤﻌﺖhtml: ﺗﻬﺪﺪی ﺑﻪ ﻧﺎم ﻤﺒﻮد ﺟﻤﻌﺖ. ﻗﺴﻤﺘ از ﻣﺘﻦ: ﺮا ﻏﺮب ﺑﺮای اﺮان ﺎﻫﺶ ﺟﻤﻌﺖ را ﺗﻮﺻﻪ ﻣ ﻨﺪ؟ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﻨﺘﺮل ﺟﻤﻌﺖ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗ اﺳﺖ ﻪ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﻏﺮﺑ در آن را
تحقیق تهدیدی به نام کمبود جمعیت - ایران فرداiranifarda.ir/file-35-17 ژانویه 2017 قسمتی از متن:&nbsp چرا غرب برای ایران کاهش جمعیت را توصیه می کند؟مساله کنترل جمعیت یکی از موضوعاتی است که رسانه های غربی پی در پی آن را


افزایش یا کاهش جمعیت؛ فرصت یا تهدید؟www.hawzah.net/fa//دستی به تعادل جمعیتی مطلوب و باکیفیت از اه اولیه نظام ی و بلکه از رس های اصولی همه انبیاست. همه انبیاء و اولیاء برای تمهید زمینه کمال بخشی به
تحدید نسل شیعه؛ تهدید جامعه ایران (علل کاهش جمعیت و پیامدهاى آن www.farsnews.com/newstext.php?nn=139403310014672626 جولای 2015 کنترل جمعیت در ایران پیامدهاى ناگوارى را به ارمغان آورده که ازجمله تأثیرات آن در درازمدت مى توان به تضعیف نیروى دفاعى کشور، کاهش نیروهاى جوانان


تهدیدی به نام کمبود جمعیت- تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت - اِیاِمپی!!amparticle.tk//22738-29 مارس 2016 تهدیدی به نام کمبود جمعیت تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت. دسته: مطالعات خانواده. بازدید: 5 بار. فرمت فایل: docx. حجم فایل: 52 کیلوبایت.
تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت؛ تهدیدی به نام کمبود جمعیت - ایران irdls.blogsky.com/1395/10/12/post-14774/11 ژانویه 2017 تهدیدی به نام کمبود جمعیت؛تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت، فهرست مطالب مورد بررسی: افزایش جمعیت؛ فرصت یا تهدید، کاهش نرخ رشد جمعیت ایران


تحقیق تهدیدی به نام کمبود جمعیت - وب سایت 9898www.website98.ir/24 ا کتبر 2016 تحقیق-تهدیدی-به-نام-کمبود-جمعیت قسمتی از متن: چرا غرب برای ایران کاهش جمعیت را توصیه می کند؟ مساله کنترل جمعیت یکی از موضوعاتی است که
تهدیدی به نام کمبود جمعیتnrpru.paperfa.ir/archive.phpتهدیدی به نام کمبود جمعیت. دانش خانواده و جمعیت. شامل این مطالب است : افزایش جمعیت؛ فرصت یا تهدید. کاهش نرخ رشد جمعیت ایران بسیار شدید است. کنترل جمعیت در


جنگ - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزادhttps://fa.wikipedia.org/wiki/کمبود منابع هم باعث نقص استحکامات و سازههای دفاعی در جوامع ابت پیش از پیدایش .. از آن جا که بسیاری از کشتگان را افراد جوان تشکیل میدادند، جمعیت پس از جنگ و همچنان جمهوری چین (که با نام تایوان شهرت یافته) را تهدید به حمله نظامی میکند.
یوزپلنگ آسیایی - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزادhttps://fa.wikipedia.org/wiki/خطی به نام خط اشک از گوشه چشم این حیوان تا گوشه لبش امتداد یافتهاست که این خط در نوع همچنین از دیگر علل تهدید کننده جمعیت این حیوان در ایان است اج معادن در . به مردم محلی آموزش داده شده است با توجه به کمبود شکار برای یوزپلنگ اگر احیاناً


پرونده تنظیم خانواده و کاهش جمعیت در ایران - طب شیعهshiateb.com/pages/?current=viewdoc&langid=1&sel=1611پرونده تنظیم خانواده و کاهش جمعیت در ایران سایت «دو تا کافی نیست» با محوریت بحث جمعیت و به منظور آگاهی دادن به خانواده ها علی تهدیدی به نام تحدید فرزند.
جمعیت و سیاستهای جمعیتی - karbordkarbordwww.karbord.net/?content=detailsarticle&id=185مخالفان افزایش جمعیت معتقدند که صرف برخورداری از جمعیت بالا در یک کشور دل دلیل تمهیدات شدید مهار جمعیت، دستکم تا پانزده سال آینده با مشکل کمبود نیروی جوان 1) کشور ما در آیندهای نزدیک با پدیدهای به نام سالخوردگی جمعیت مواجه می شود. درک این تهدید و اقدام جهت حذف سیاستهای مهارگرانه میتوان انتظار داشت که جمعیت به


تحقیق تهدیدی به نام کمبود جمعیت - آریا فایلaryafile.ir/product/10892/تحقیق تهدیدی به نام کمبود جمعیت. قسمتی از متن: چرا غرب برای ایران کاهش جمعیت را توصیه می کند؟ مساله کنترل جمعیت یکی از موضوعاتی است که رسانه های غربی
تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت؛ تهدیدی به نام کمبود جمعیتhttps://apadana.in/تهدیدی به نام کمبود جمعیت؛تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت، فهرست مطالب مورد بررسی: افزایش جمعیت؛ فرصت یا تهدید، کاهش نرخ رشد جمعیت ایران بسیار شدید است.




آب تنی آبادانی ها با چاشنی دردسر و خطر غرق شدگی در کانال ها/

آبادان - ایرنا - همه ساله با فرارسیدن فصل گرما علاقه مندان شنا به ویژه جوانان و نوجوانان برای پر بخشی از اوقات فراغت خود و رهایی از گرمای طاقت فرسا راهی است ها و اماکن ورزشی خاص ورزشهای آبی می شوند تا هم تفریح کنند هم کمی از گرمای هوا را با سپردن تن به آب برطرف کنند.

در آبادان هم علاقمندان هرساله است ها و کناره رودخانه ها پذیرای هزاران جوان و نوجوانی است که برای آب تنی راهی این اماکن می شوند ولی تعداد اندک است ها، انحصاری بودن تعدادی ازهمین اندک فضاهای بهداشتی موجود باعث می شود که حاشیه رودخانه ها و نهرها برای این جوانان قابل دسترس تر و خطر غرق شدن آنها هم بیشتر شود.
بسیاری از ک ن و نوجوانان وقتی با کمبود است ها مواجه می شوند حتی اگر شده به دور از چشم خانواده تن را به امواج رودخانه می سپارند تا از هرم گرمای تابستان که امکگان هر تفریح دیگری را ازآنها سلب می کند ، بگریزند.
به گزارش ایرنا شهرستان آبادان با وجود داشتن جوانان مستعد بسیار در زمینه رشته های مختلف ورزشی از یک سو و فعالیت مراکز صنعتی و پردرامدی نظیر پالایشگاه ،پتروشیمی و منطقه آزاد اروند و بسیاری صنایع و مراکز دیگر که امکان ارائه امکانات و تامین فضاهای فرهنگی ورزشی مورد نیاز برای این جوانان مستعد را دارند ، همچنان در زمینه توسعه اماکن ورزشی با مشکل مواجه است و کمبود است یکی از ابت ترین و ملموس ترین کمبودهای موجود برای ورزش و تفریح ک ن و نوجوانان مستعد آبادانی به شمار می رود.
این کمبود در شرایط دمای بالای 50درجه هوا، کانال های کشاورزی وحاشیه های به ر و اروندرود را به تنها میزبان تنهای سیاه و لاغر ک ن و نوجوانانی مبدل کرده که به اصطلاح از خانواده های شرکتی نیستند و بنابراین گاه هزینه تفریح ساده خود را با غرق شدن دراین اماکن می دهند.
کمبود است شنا در آبادان باعث شده تا نوجوانان و جوانان برای فرار از گرمای هوا در تابستان در کانال های پرآب آبیاری کشاورزی و انهار منشعب از بهمنشر و اروندرود اقدام به شنا کنند که در مواردی هم منتهی به غرق شدن افراد شده است.
شهر آبادان به واسطه وجود پالایشگاه نفت و کارکنان پرشمار آن، همچنین وجود امکانات رفاهی فراوان برای استفاده این قشر، همواره یکی از دارندگان نخستین و مجهزترین است ها بوده است، اما وضعیت امروزی این است ها و تناسب آنها با تعداد متقاضیان و قابل دسترس بودن آنها برای عموم هنوز جای بحث دارد.
شرکت پالایش نفت آبادان چهار است که شامل دو است رو باز و دو است سر پوشیده دراختیار دارد اما فقط کارکنان این شرکت و خانواده های آنها از این امکانات بهره مند هستند.
اداره ورزش و جوانان آبادان نیز، تنها یک است (است خلیج فارس) را در مرکز این شهر در اختیار دارد، که این مجموعه نیز همه ساله برای سه ماهه تابستان ترمیم و مجددا در پایان تابستان تعطیل می شود.
این است به هیچ عنوان جوابگوی تعداد زیاد مشتاقان این ورزش مفرح و شاداب نیست و جمعیت زیادی همه روزه متقاضی استفاده از آن هستند.
یکی از شهروندان آبادانی دراین زمینه به ایرنا می گوید:آبادانی ها به ورزش های آبی علاقه زیادی دارند اما در این شهر است عمومی برای مردم به اندازه کافی نیست و ما به اصطلاح غیر پالایشگاهی ها همه ساله با رسیدن فصل طولانی گرما با این مشکل مواجه می شویم .
منصور سلطانی اظهار داشت:کمبود است ، مردم را به شنا در کانال ها و رودخانه ها می کشاند و شنا در کانال ها و رودخانه ها خطر غرق شدن را به همراه دارد، اما این هم سبب نشده که مسئولان فکری جدی برای حل مشکل داشته باشند و سالانه متاسفانه شاهد حوادث غرق شدن جوانان و ک ن در این کانالها و رودخانه ها هستیم. .
وی افزود:از سوی دیگر پالایشگاه چند است استاندارد دارد ولی اجازه استفاده از این است ها را به شهروندان غیرنفتی نمی دهند.
یکی دیگر از شهروندان آبادانی نیز می گوید:در آبادان چند است وجود دارد، اما تنها یک است متعلق به اداره ورزش و جوانان است و مابقی است ها متعلق به شرکت پالایش نفت است و ما نمی توانیم از آنها استفاده کنیم.
غلام ساداتی تصریح کرد:برای شهرستانی که بالای 400 هزار جمعیت دارد، وجود یک است ، اجحاف در حق علاقه مندان به شناست و ما مجبوریم با با جان یدن خطر غرق شدن، در رودخانه ها شنا کنیم.
وی اظهار داشت:البته همه نمی توانند مثل ما در رودخانه ها وکانالها شنا کنند و به عنوان مثال دختران و ن و بیمارانی که برای درمان نیاز به آب درمانی دارند نیز با مشکل جدی مواجه هستند و از سوی پالایشگاه در این مورد همکاریی نمی بینیم در حالی که رسم و عرف همه واحدهای صنعتی است که در هر منطقه که فعالیت می کنند خدماتی به مردم ن آن منطقه می دهند.
یک شهروند آبادانی دیگر میگوید: در گرمای تابستان تنها چیزی که می تواند آتش و سوز گرما را بر تن انسان بنشاند شناست.
مریم قنواتی افزود: در این بین بانوان مشتاق این ورزش نیز، تنها در ساعات صبح و ظهر قادر به استفاده از است هستند، که به واسطه خانه دار و یا شاغل بودن اغلب آنها، استفاده از است در فصل تابستان و سایر فصول سال بسیار سخت است.
وی تصریح کرد:در آبادان تنها می توان از است خلیج فارس استفاده کرد ولی زمان استفاده این است برای بانوان مناسب و کافی نیست و امیدواریم این مشکل برطرف شود.
رئیس اداره ورزش و جوانان آبادان در این خصوص به ایرنا گفت:اداره ورزش و جوانان آبادان با داشتن تنها یک است ، همواره سعی کرده این مجموعه را در فصل تابستان برای استفاده عموم مهیا کند.
خادمعلی تهذیبی اظهار داشت:روزانه حدود هزار نفر از است خلیج فارس آبادان که متعلق به این اداره است استفاده می کنند. این است ، یک است قهرمانی است و طبق استاندارد های روز ساخته شده و گنجایش افراد زیادی را هم دارد ولی جمعیت مراجعه کننده هم زیاد است.
وی افزود:است خلیج فارس با این وسعت، جوابگوی جمعیت جوانان مشتاق به شنا در شهرستان آبادان نیست و باید امکانات بیشتری را برای آنها مهیا کرد.
تهذیبی تصریح کرد:البته در نظر داریم با تعمین بودجه در سال آینده است دیگری را برای استفاده عموم بسازیم تا آمار غرق شدگی کاهش یابد.
/6002/7104/3015
گزارش از مسعود گادار ** تنظیم:عدنان جواهری ** انتشار:کبری آقازری


با سلام خدمت همکار ان ارجمند انتخابات کانون صنفى فرهنگیان اسان رضوى (هیات مدیره و بازرسان )روز ٩٥/٩/٢٦ ساعت ٩/٥صبح در محل مجموعه ورزشى کارگران بولوار سازمان آب تشکیل مى گردد از حضور گرم شما سپاسگزاریم .لطفأ ضمن همراه داشتن تصویر حکم کار گزینى یا کارت شناسایى ، به سایر همکاران محترم فرهنگى اطلاع رسانى فرماییدلیست ک داهای *حامیان دور ش* کانون صنفی فرهنگیان اسان رضوی✅_معصومه ابراهیمی✅مرتضی افسری✅محمودقلی پور✅ حسین مهدی پور✅جمشیداللهیاری✅احمدرمضانی✅غلامحسین پورمحمدی✅هادی وطن خواه✅جواد حسن پور
فراموش نکنیم:⭐️از دشمنی تا دوستییک لبخند⭐️از جدائی تا پیوندیک قدم⭐️از توقف تا پیشرفتیک حرکت⭐️از کینه تا بخششیک گذشت⭐️و از نفرت تا علاقهیک محبت است⭐️مواظب این یکها باشیم

تعبیر خواب آبادانی

صادق علیه السلام می فرمایند:

دیدن آبادانی به خواب بر چهار وجه بود

اول : بر صلاح کارهای این جهانی.

دوم : خیر و منفعت.

سوم :  داد و کامرانی.

چهارم : بر گشایش کارهای بسته.

محمد ابن سیرین بصری گوید:

اگر بیند که محل را آباد می کرد، چون مسجد و مدرسه و خانقاه و آن چه راکه مربوط به دین می باشد، دلیل کند بر صلاح دین و د و ثواب آ ی که وی را حاصل شود واگر بیند که زمینی اب از خود آبادان می کرد، چون سرا و دکان و مانند این، دلیل کند که خیر و فایده این جهان یابد و اگر بیند که جایگاه آبادان بیفتاد و اب شد، دلیل کند که به اهل آن جایگاه، بلا و مصیبت رسد.

جابر مغربی می گوید:

اگر ی خویشتن را به خواب، در جایگاهی آبادان مقیم بیند دلیل کند که خیر و منفعت یابد، به قدر آبادانی  که دیده بود و اگر به خلاف بیند، دلیل بر شر و فساد و مضرت وی کند.

در نفایس الفنون آمده است:

اگر خود را در ده یا روستا یا شهرستانی آباد ببینید امنیت و آرامش می ی د. چنان چه بیننده خواب ببیند که در دهی گم شده نشانه شرو فساد و بدی است.

منوچهر مطیعی تهرانی گوید:

چنان چه در خواب ببینیم که مشغول آباد جائی هستیم ویا به بنای ساختمانی مشغولیم، دو صورت دارد . اگر آن جا که در خواب دیده ایم در اصل آباد و ساخته شده و معمور است که خواب ما گویای بیهودگی کار ما است و خواب ما می گوید عملی کاملا بی ثمر انجام می دهیم و اگر آن جا بایر و ویرانه است و ما آن را آباد کنیم نشان خیر و صلاح و نیک فرجامی است. اگر زمینی را که احساس می کنید به خودتان تعلق دارد می سازید و آباد می کنید، بخصوص اگر در آن کشت می نمائید خواب از عشق و ازدواج نزدیک با شما سخن می گوید. چنان چه ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده باشید در زمینه حرفه و شغل خود کاری مستقل از امور دیگر انجام می دهید که سود بخش است

 

لینک تعبیر خواب جامع

تعبیر خواب آبادانی , رویای آبادانی , خواب دیدن آبادانی , تعبیر آبادانی , خواب آبادانی , تعبیر خواب عمارت , رویای عمارت , خواب دیدن عمارت , تعبیر عمارت , خواب عمارت , تعبیر خواب عمران , رویای عمران , خواب دیدن عمران , تعبیر عمران , خواب عمران , تعبیر خواب آبادی , رویای آبادی , خواب دیدن آبادی , تعبیر آبادی , خواب آبادی , تعبیر خواب ترقی , رویای ترقی , خواب دیدن ترقی , تعبیر ترقی , خواب ترقی , تعبیر خواب توسعه , رویای توسعه , خواب دیدن توسعه , تعبیر توسعه , خواب توسعه , تعبیر خواب رونق , رویای رونق , خواب دیدن رونق , تعبیر رونق , خواب رونق , تعبیر خواب آسایش , رویای آسایش , خواب دیدن آسایش , تعبیر آسایش , خواب آسایش , تعبیر خواب ترفیه , رویای ترفیه , خواب دیدن ترفیه , تعبیر ترفیه , خواب ترفیه , تعبیر خواب رفاه , رویای رفاه , خواب دیدن رفاه , تعبیر رفاه , خواب رفاه ,

به نام خدا و برای خدا


مقتدای کشورمان، برخی دستگاهای مرکزی قوه اجرائیه را مختل و ناکارآمد دانسته و لذا فرمان عملیات "آتش به اختیار"را به افسران جنگ نرم در ها، ابلاغ کرده و فرمودند: «خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید


ی در رابطه با توضیح آتش به اختیار فرمودند: «مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ی اصلی را از مسئله‌ی فرعی تشخیص نمیدهد و یک مسئله‌ی اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ی اصلی، درشت میکنند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض .»


برای پی بردن به رمز عملیات "آتش به اختیار"،کافی است به گلایه بسیج دانشجویی در محضر فرماندهی کل قوا توجه نمائیم، که گفت؛ «آقا ما گلایه داریم و عرض گلایه می خواهیم پیش شما ، گلایه از ت که تکیه بر مسند میزنه و "در نقش اپوزیسیون"، با نظام مواجهه می کنه.»


پس از سخنان بسیج دانشجوئی، ندای مظلومانه بر ح طنین انداز شد، که فرمودند: «من هم یک چیزی بگم؟ شما گلایه کردید، بدانید این گلایه من هم هست.»


رمز آتش به اختیار فرمانده عزیز را در همین نکته باید جست، که برخی با رأی ملت بر مسند قوه مجریه تکیه می زنند، ولی نقش اپوزیسیون را دارند. برخی سخنان رئیس جمهورمان در مناظره های زنده تلویزیونی در انتخابات گذشته، همان سخنان اپوزیسیون خارج از کشور بود که سالها است از شبکه های ضد انقلاب بر علیه نظام ی پخش می شود و لذا در مسند ریاست جمهوری، بخوبی نقش اپوزیسیون را برای ب چند رأی بازی کرده تا رضایت شبکه های صهیونیستی-وه را جلب نماید!


آری تعریف اپوزیسیون این است، که شناسنامه ایرانی دارد! در خارج از کشور مستقر است! ولی با حکومت مستقر مخالف است! و لذا فرمان آتش به اختیار از سوی فرمانده صادر شده تا افسران جنگ نرم، پیگیر مطالبات بر زمین مانده نظام ی باشند.


والسلام


به نام خدا و برای خدا


مقتدای کشورمان، برخی دستگاهای مرکزی قوه اجرائیه را مختل و ناکارآمد دانسته و لذا فرمان عملیات "آتش به اختیار"را به افسران جنگع نرم در ها، ابلاغ کرده و فرمودند: «خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید


ی در رابطه با توضیح آتش به اختیار فرمودند: «مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ی اصلی را از مسئله‌ی فرعی تشخیص نمیدهد و یک مسئله‌ی اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ی اصلی، درشت میکنند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض .»


برای پی بردن به رمز عملیات "آتش به اختیار"،کافی است به گلایه بسیج دانشجویی در محضر فرماندهی کل قوا توجه نمائیم، که گفت؛ «آقا ما گلایه داریم و عرض گلایه می خواهیم پیش شما ، گلایه از ت که تکیه بر مسند میزنه و "در نقش اپوزیسیون"، با نظام مواجهه می کنه.»


پس از سخنان بسیج دانشجوئی، ندای مظلومانه بر ح طنین انداز شد، که فرمودند: «من هم یک چیزی بگم؟ شما گلایه کردید، بدانید این گلایه من هم هست.»


رمز آتش به اختیار فرمانده عزیز را در همین نکته باید جست، که برخی با رأی ملت بر مسند قوه مجریه تکیه می زنند، ولی نقش اپوزیسیون را دارند. برخی سخنان رئیس جمهورمان در مناظره های زنده تلویزیونی در انتخابات گذشته، همان سخنان اپوزیسیون خارج از کشور بود که سالها است از شبکه های ضد انقلاب بر علیه نظام ی پخش می شود و لذا در مسند ریاست جمهوری، بخوبی نقش اپوزیسیون را برای ب چند رأی بازی کرده تا رضایت شبکه های صهیونیستی-وه را جلب نماید!


آری تعریف اپوزیسیون این است، که شناسنامه ایرانی دارد! در خارج از کشور مستقر است! ولی با حکومت مستقر مخالف است! و لذا فرمان آتش به اختیار از سوی فرمانده صادر شده تا افسران جنگ نرم، پیگیر مطالبات بر زمین مانده نظام ی باشند.


والسلام


به نام خدا و برای خدا


مقتدای کشورمان، برخی دستگاهای مرکزی قوه اجرائیه را مختل و ناکارآمد دانسته و لذا فرمان عملیات "آتش به اختیار"را به افسران جنگت نرم در ها، ابلاغ کرده و فرمودند: «خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید


ی در رابطه با توضیح "آتش به اختیار" فرمودند: «مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده ... وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض .»


برای پی بردن به رمز عملیات "آتش به اختیار"،کافی است به گلایه بسیج دانشجویی در محضر فرماندهی کل قوا توجه نمائیم، که گفت؛ «آقا ما گلایه داریم و عرض گلایه می خواهیم پیش شما ، گلایه از ت که تکیه بر مسند میزنه و "در نقش اپوزیسیون"، با نظام مواجهه می کنه.»


پس از سخنان بسیج دانشجوئی، ندای مظلومانه بر ح طنینع انداز شد، که فرمودند: «من هم یک چیزی بگم؟ شما گلایه کردید، بدانید این گلایه من هم هست.»


رمز آتش به اختیار فرمانده عزیز را در همین نکته باید جست، که برخی با رأی ملت بر مسند قوه مجریه تکیه می زنند، ولی نقش اپوزیسیون را دارند. برخی سخنان رئیس جمهورمان در مناظره های زنده تلویزیونی در انتخابات گذشته، همان سخنان اپوزیسیون خارج از کشور بود که سالها است از شبکه های ضد انقلاب بر علیه نظام ی تبلیغ می شود و لذا در مسند ریاست جمهوری، بخوبی نقش اپوزیسیون را برای ب چند رأی بازی کرده تا رضایت شبکه های صهیونیستی-وه را جلب نمود!


آری، در تعریف اپوزیسیون گویند: شناسنامه ایرانی دارد! در خارج از کشور مستقر است! ضد انقلاب است! با حکومت مستقر مخالف است! و لذا فرمان آتش به اختیار از سوی فرمانده صادر شده تا افسران جنگ نرم، پیگیر مطالبات بر زمین مانده نظام ی باشند.


والسلام


به نام خدا و برای خدا


مقتدای کشورمان، برخی دستگاهای مرکزی قوه اجرائیه را مختل و ناکارآمد دانسته و لذا فرمان عملیات "آتش به اختیار"را به افسران جنگت نرم ابلاغ و فرمودند: «خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید


ی در رابطه با توضیح "آتش به اختیار" فرمودند: «مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده ... وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض .»


برای پی بردن به رمز عملیات "آتش به اختیار"،کافی است به گلایه بسیج دانشجویی در محضر فرماندهی کل قوا توجه نمائیم، که گفت؛ «آقا ما گلایه داریم و عرض گلایه می خواهیم پیش شما ، گلایه از ت که تکیه بر مسند میزنه و "در نقش اپوزیسیون"، با نظام مواجهه می کنه.»


پس از سخنان بسیج دانشجوئی، ندای مظلومانه بر ح طنینع انداز شد، که فرمودند: «من هم یک چیزی بگم؟ شما گلایه کردید، بدانید این گلایه من هم هست.»


رمز آتش به اختیار فرمانده عزیز را در همین نکته باید جست، که برخی با رأی ملت، بر مسند قوه مجریه تکیه زده، ولی نقش اپوزیسیون را دارند ولذا برخی از سخنان رئیس جمهورمان در مناظره های زنده تلویزیونی در ایام انتخابات 96، همان سخنان ضدانقلاب خارج نشین (اپوزیسیون) بود، که برای ب چند رأی و اخذ رضایت شبکه  صهیونیستی-وه بیان گردید!


حقیر در تعجبم؛ چرا مردم در انتخابات 96 فردی را که عمامه به سر دارد و در نقش اپوزیسیون را بازی می کرد، به کنار نزدند و مجددا به او رأی دادند؟!


آری، اپوزیسیون را این ه تعریف کرده اند: شناسنامه ایرانی دارد! در خارج از کشور مستقر است! ضد انقلاب است! و با حکومت مستقر، مخالف است! و لذا فرمان آتش به اختیار از سوی فرمانده صادر شده تا افسران جنگ نرم، پیگیر مطالبات بر زمین مانده نظام ی باشند.


والسلام


به عقیده اکثر تاریخ نگاران ، قاجاریه در اصل طایفه یی  از نژاد مغول  بودند، که همراه با چنگیز و جانشینان مهاجهم او به کشورهای ی آن روزگار آمده ، در «  ایران » ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند.  این طایفه به هنگام تشکیل سلسله صفویه به یاری شاه اسماعیل صفوی ، مؤسس این سلسه ، شتا فتند . پنجاه سال بعد ، در زمان شاه عباس اول ملقب به «  کبیر » ، که پنجمین پادشاه سلسله صفوی بود ، قاجاریه براساس مقاصد –  نظامی خویش از محل اصلی خود به نقاط مختلف کوچ داد  و به مرور زمان، آن دسته از قاجاریه که به منظور جلوگیری از دستبرد های ترکمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند ، در اوا عهد صفوی قدرت و شوکت بسیار یافتند و چابک سوران در ظهور «  نادر »  که از نوابغ عصر  خود بود ، در جهانگشای او نقش مهمی داشتند و حکومت استر آباد و گرگان نیز معمولا در دست بزرگان طایفه بود . «  نادر »  که در پایان عمر خود  دچار جنون  قدرت شده بود ، بعد از دوازه سال سلطنت و آن همه فتوحات نمایان در ماورای مرزهای ایران ، سرانجام به دست سران «  قزلباش » که از فرماندهان او بودند ، کشته شد و با مرگ او ، که در 257 سال پیش اتفاق افتاد ، بار دیگر خان های مدعی سلطنت و سران ایلات و عشایر برای تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند . در روزگار قدیم تغییر سلطنت همیشه با آشوب ها و قتل و غارت ها و جنگ ها ی خونین همراه بود . خونها ریخته می شد و خانمان ها برباد می رفت و همیشه ملت مظلوم ، وجه المصالحه مناقشات اهل قدرت بود  تا ظالمی برود و ظالمی دیگر به جای او بنشیند . باری «  نادر » که کشته شد ، رقیبان به جان هم افتادند . جنگ های خونین مدعیان سلطنت یازده سال نمام به طول انجامید و سرانجام از مدعیان تاج و تخت ایران دو نفر بیشتر باقی نمانده ، یکی از این دو «   محمد حسن خان قاجار ، پدر آقا محمد خان ، مؤ سس سلسله قاجاریه ، بود که بر سواحل خزر و شمال ایران تا اصفهان مستولی بود ، و دیگری کریم خان زند که بر فارس و قسمتی از ایران غربی فرمانروایی داشت . اما تقدیر چنان رقم ده بود که محمد حسن خان با وجود فتوحات درخشانی که کرده بود به دست خودی ها کشته شود و چنین شد . « آقامحمد خان » قاجار ، بعد از کشته شدن پدر، از بیم دشمنان خانوادگی که قصد جانش را داشتند  به «  صحرای یموت » گریخت و نزد ترکمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدری و آوارگی به دربار کریمخان زند برده شد و «  خان زند » او را تحت حمایت خود گرفت و با خود به شیراز برد . «  آقا محمد خان قا جار » ، که در کودکی به وسیله دشمنان پدرش « مقطوع النسل »  شده بود، تا هنگامی که ساعات عمر «  خان زند » به شمارش افتاد به گروگان در دربار کریمخان بود، و چون به وسیله یکی از ن حرم که با او نسبتی داشت از مرگ قریب الوقوع خان زند با خبر شد ، تصمیمی بموقع گرفت ، منتظر مرگ کریمخان نماند ، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاریه ، که مثل خود او در دربار کریمخان گروگان بودند ، بی خبر از شیراز گریخت و به تاخت خود را به د ده «  تهران » رسانید ، یعنی همان د ده یی که مقدر بود پایتخت جدید ایران باشد . این واقعه در 1193 هجری قمری ، یعنی 225 سال پیش اتفاق افتاد .

  تهران در گذشته های دور

«  تهران »، پیش از و بعد از  آن ، از  «  ری »  تبعیت داشته و «  ری » از ای بزرگ و معتبر مشرق زمین بوده است تا آنجا که شهرت و ثروت این شهر از قلمرو تاریخ به عالم شعر و ادب رسیده و دوبیتی های منسوب به بابا طاهر :
«  دوچشمونت پیاله پرز می بی         دوزلفونت اج ملک ری بی »
حکایت از آن دارد که ثروت سرشار مردم «  ری » زبانزد مردم آن روزگار بوده است . نام «  تهران » را در متون قدیم ی در ترجمه احوال یکی از محدثین بزرگ به نام «  محمد بن ابو عبداله حافظ تهرانی رازی » می بینیم . این اثر مربوط به 1157 سال پیش است و این خود دلیل بر آن  است که در آن روزگار د ده یی به نام «  تهران » وجود داشته و از آبادی های حومه «  ری » به شمار می رفته است . در فارسنامه «  ابن بلخی » نیز که مربوط به سال های 500 تا 510 هجری قمری یعنی 918 سال پیش می باشد . از «  تهران » به خاطر انارهای خوبش یاد شده است . اگر چه در آثار مکتوب قدیمی از تهران قبل از نام برده نشده است ، لیکن کاوش های باستان شناسی 1321 شمسی در د ده «  دروس » شمیران نشان می دهد که در این منطقه ، در هزاره دوم پیش از میلاد ، مردمی متمدن زندگی می کرده اند. همچنین کاوش های دیگری که در 28 سال پیش در ارتفاعات قیطریه انجام شد، حاکی از آن است که این پهنه در سه هزار سال  پیش ،  محل زندگی مردمی متمدن بوده است و همین بررسی ها نشان می دهد که «  تهران » در اعصار قبل از از مناطق مذهبی  بود ه و آیین زرتشتی در این منطقه رونق داشته است . همچنین پرستش «  مهر »  و آیین «   ناهید پرستی » نیز در جلگه پهناور « تهران » از رواج کامل برخودار بوده است.
در متون قدیم از محلات «  عودلاجان » و  «  چال میدان » و «  بازار » و «  سنگلج » به عنوان قدیمی ترین مناطق «  تهران قدیم » یاده شده است . همچنین از مطالعه این متون چنین برمی آید که مردم د ده  « اب » و «  تهران » پیرو مذاهب اهل سنت و اهالی «  ونک »  و  «  فرح زاد » شیعه و زیدی مذهب بوده اند . در کتاب «  آثار البلاد » زکریای قزوینی نیز ، که مربوط به 674 هجری قمری ( یعنی 744  سال پیش ) است ، اطلاعات جالبی درباره مردم این د ده وجود دارد در این کتاب «   تهرانی »  ها  مردمی سرسخت و یاغی ، باج نده و ستیزه جو توصیف شده اند . همچنین آمده است که  «  تهران » دوازه محله دارد و اهل هر محله با محله دیگر در نزاع اند و به سلطان وقت اج نمی دهند ، خانه هایشان نیز در زیر زمین است. این نکته را یاقوت حموی نیز در کتاب «  معجم البلدان » آورده و نوشته است : «  خانه ها ی ایشان را دیدیم که به تمامی در زیر زمین ساخته شده است و راه عبور درهایی که به خانه ها می رسد ، در نهایت تاریکی و صعوبت عبور است ، این کار را برای جلوگیری از تهاجم  شبانه و غارت یان می کنند و ، هر گاه خانه ها چنین نمی بود ، ی در آنجا باقی نمی ماند . »

روزی که تهران پایتخت ایران شد

گرچه امروزه انتخاب تهران به عنوان پایتخت ایران از دید کارشناسان محیط زیست خبطی بزرگ و خطایی نابخشودنی به شمار می آید ، اما آن روز که آقا محمد خان قاجاراین د ده کوچک را پایگاهی برای استقرار حکومت قاجار قرارداد ، تصمیمی درست ، بجا و سرنوشت ساز گرفت ، زیرا موقعیت نظامی – جغرافیایی تهران طوری بود که پشت سرش در شمال ، چابک سواران قاجار گوش به زنگ بودند و زیر پایش در مرکز و جنوب ایران ، مهم ترین مدعیان سلطنت خونین ترین نبردها را تدارک می دیدند . در شرایطی که ملوک الطوایفی و خانخانی ، ایران را تکه تکه کرده بود و در هر گوشه ای خانی سر برآورده ، ادعای سلطنت می کرد ، مهمترین عامل در انتخاب پایتخت موقعیت نظامی – جغرافیایی آن بود ؛ و تهران می توانست همان جایی باشد که آقا محمد خان می خواست یعنی مرکز ثقل سلطنت جدید و ستاد نظامی خان قاجار . روزگار به کام خون آشامان بود . هنوز چند سالی بیشتر از مرگ نادر نمی گذشت که خون آشام دیگری ، که البته نبوغ نظامی هم داشت ، سر برآورده بود تا آنچه را نادر فرصت ویران ش را پیدا نکرده بود ، او به ویرانی بکشاند و بیگناهانی را که اجل به نادر مهلت نداده بود خونشان را بریزد ، او از دم تیغ بی دریغ بگذراند ، و خانمان ها بر باد دهد و کله منارها بسازد .
در غرب هم جمهوری خواهان فرانسه به قدرت رسیده بودند . «  بناپارت » در آستانه ظهور بود تا چند صباحی دیگر ، آن سوی دنیا را به خاک و خون بکشد ؛ با جانشین همین «  خواجه تاجدار » طرح دوستی بریزد ، سفیر فوق العاده به دربار او بفرستد ، هدایای بیشمار ، مستشاران نظامی و اسلحه و ساز برگ روانه کند و در گرما گرم نبرد ، رفیق نیمه راه باشد ، ایران را تنها بگذارد ، ملت ایران را وجه المصالحه روس و انگلیس کند و چنان بار کمر شکنی بردوش این مردم بی گناه بگذارد که تا  «  انقلاب ی » زمین گذاشتنی نباشد. باری ، تهران به خاطر شرایط بسیار مساعد سوق الجیشی اش عملاً پایتخت و ستاد نظامی «  خواجه تاجدار » شد . اما تهران چه بود و چه داشت ؟ هیچ ! د ده یی بود با ده پانزده هزار جمعیت . نه کاخی داشت تا سزاوار پادشاه باشد ، و نه مهمانسرایی که آبروی « خواجه تاجدار » را در پیش سفیران شاهان و فرمانروایان جهان حفظ کند .
سیصد سال پیش از آنکه خواجه تاجدار تهران را پایتخت خود کند ، به دستور شاه طهماسب اول صفوی ، فرزند شاه اسماعیل مؤسس این سلسله ، با رویی به گرد این آبادی کشیدند ، و این کار هیچ دلیلی نداشت جز اینکه پایتخت شاه طهماسب اول در قزوین بود و چون او غالبا به زیارت حضرت عبدالعظیم ( ع ) می آمد، می خواست در جوار حرم مطهر استراحتگاهی داشته باشد . تاریخ نویسان نوشته اند که : « شاه طهماسب در سنه 961 هجری قمری فرمان داد تا بارویی دور تهران بنا کنند . مسافت این بارو ، شش هزار قدم بود . و نیز شاه طهماسب دستور داد تا به عدد سوره های مبارکه قرآن مجید 114 برج در این بارو بسازند و در هر برجی یک سوره از سوره های قرآن کریم را حک کنند . همچنین به دستور شاه طهماسب صفوی ، برای تهران چهار دروازه ساختند که رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، (از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت ی (شاپور) محدود می شد) و دور تا دور آن خندقی کندند و از خاکش ، قلعه و برج های آن را ساختند . چون خاک خندق ها برای ساخت و ساز برج و بارو کفایت نمی کرد از دو محله شهر خاکبرداری د . از همان زمان این دو محل معروف شد به  «  چال میدان » و «  چال حصار » . »
منطقه شمالی تهران به ظاهر از روزگار گذشته به شاهان و ان و بزرگان اختصاص داشته ، و این همان منطقه ای است که بازار تهران و کاخ گلستان در آن قرار دارند . در محلی که پادشاهان  قاجار بعدها در آن ارک سلطنتی و کاخ گلستان را بنا د قبلاٌ به دستور شاه عباس باغی احداث شده بود به نام «  چها ر باغ » و چنارها ی کهن آن به چنارهای شاه عباسی معروف بوده است .
این بود وضع تهران به هنگام ورود آقا محمد خان قاجاربه این شهر ، اما در همان دهه اول فرمانروایی او ، تهران بطور محسوسی رو به آبادانی گذاشت . «  مسیو اولیویه » ، سیاستمدار و پزشک فرانسوی که در اوان ظهور آقا محمد خان قاجار به تهران آمده است ، پایتخت جدید ایران را این طور توصیف می کند : «  تهران در سطحی خوب و هموار ، که به خوبی آبیاری شده است، واقع است . قله دماوند ، که قریب به ده فرسخ در جهت شرقی تهران است ، از همه قله های این سلسله جبال مرتفع تر است و همواره و در تمام فصول مستور از برف است و بعضی اوقات دود از قله آن بیرون می آید . عقیده اهالی این است که روح یکی از سلاطین بدکار ایران در این کوه در عذاب است » .
پیترودلاواله » ، که در سال 1618 میلادی ( 1028 هجری قمری ) از تهران گذشته ، نوشته است که : «  این آبادی وسیع و بزرگ است ، اما جمعیت کمی دارد . اکثر محلات این شهر باغستانهایی است که درختان میوه دارند . تمامی کوچه ها آب جاری دارند و با سایه درختان چنار پوشیده شده اند ، به همین جهت این شهر را «  شهر چنار » نامیده اند . غیر از این ، چیزی که در خور گفتن باشد ، در این شهر دیده نشد »
در ایام سلطنت سلسله صفویه ، شهر تهران شهر چندان قابلی نبوده است و جمعیت کمی که در آن ن بوده اند ، مایه شهرتی برای این شهر نشده اند . تهران مزیتی نداشته است جز اینکه اراضی آن وسیع و حاصلخیز بوده و به خوبی آبیاری می شده است . مردم تهران دهقان و زارع بوده اند ، و محصولات   زمین های آنان ، غیر از گندم و جو و حبوبات ، چیز دیگری نبوده است . البته چون گله هایی هم داشتند ، پشم نیز عمل می آورند و تمامی این پشم به قزوین و قم حمل می شده است . در فتنه افغان ، مهاجمین افغانی به بهانه اینکه دروازه شهر را دیر گشوده اند، دست به کشت و کشتار مردم تهران زدند و شهر را بکلی اب د .

آبادانی تهران در زمان خواجه تاجدار

«  مسیو اولیویه » در یادداشت های خود پس از اشاره به سوابق تاریخی تهران و بناهای صفوی و اب شدن و انهدام آن بنا ها در فتنه افغان ، می نویسد :
«  آقا محمد شاه که پایتخت خود را در این شهر قرار داد ، کاروانسر اهای خوب و مکان های مرغوب بنا کرد . چنانکه امروزه تهران بهترین شهر های مملکت  ایران شمرده می شود . ارک و عمارت شاهی ، کمال وسعت و نیکویی عمارت و زینت باغ و فراوانی آب را دارد این ارک در طرف شمالی شهر واقع شده و به قدر یک چهارم شهر بزرگی دارد و مانند خود شهر به شکل مربع با دیوارهای بلند و عریض با خندقی پهن و عمیق ، مصون و محفوظ است و تمامی این حصار از گل ساخته شده است . حصار شهر ، همان طور که گفته شد ، مربع است و به مقدار دو میل ( هر میل 1600 متر ) بیشتر دور دارد ، اما به قدر نصف داخل آن مس نیست . باغهای وسیع پر از درخت میوه در آن است و در وسط هر ضلعی از بارو ، دروازه یی ساخته اند که به هنگام ضرورت و محاصره ، به وسیله برج های گرد و مدور ، که به قدر سیصد قدم بیشتر است و دو عراده توپ در آن می توان جای داد ، شهر و دروازه ها محفوظ می مانند . »
«  مسیو اولیویه » ، سیاستمدار و پزشک معروف فرانسوی ، آن گاه به پیش بینی آینده تهران می پردازد و عظمت امروزی تهران را پیش بینی .  و به عبارت بهتر پیشگویی می کند :
«  با وجود سعی و کوشش زیادی که آقا محمد شاه در ازیاد جمعیت شهر به عمل می آورد و حمایت و اعانتی که از به و تجار می کند ، خاصه آنهایی که به تازگی به تهران مهاجرت کرده در آن شهر مسکن می کنند ، هنوز جمعیت آن تاریخی که ما وارد شدیم ( 1211 هجری قمری ) بیشتر از پانزده هزار نبود . قراول و عملجات دیوانی را نیز که به قدر سه هزار نفر می شدند ضمن این جمعیت به شمار آوردیم به نظر می رسد که اگر جانشینان آقا محمد شاه در این شهر سلطنت کنند جمعیت این شهر بسیار عظیم شود » .

هوای تهران سالم نیست

«  مسیو اولیویه » آن گاه به آب و هوای تهران اشاره می کند و از گرمی هوا و ناسالمی آن می نالد و درجه حرارت را در تابستان 27 الی 30 درجه ذکر می کند، بقیه خاطرات او را می خوانیم:
«  هوای تهران سالم نیست. در اوا تابستان در اینجا امراض خطرناک و نوبه و تب و لرز صفراوی عمومیت پیدا کرده که تا اواسط زمستان ادامه دارد. در فصل تابستان غیر از اشخاصی که به جهت ضرورت شغلی و یا کارهای لازم و ضروری مجبور به توقف در تهران باشند، یا بی چیزی و فقر مانع از حرکت آنها باشد، ی در شهر نمی ماند اهل تهران تا اوا پائیز که خطر ناکترین اوقات است در خارج شهر می مانند و بعد مجدداً به شهر برمی گردد. درجه حرارت و گرمی در تهران به 27 تا 28 درجه می رسد و باد شمال، که تابستان منضماً از جانب دریای خزر می وزد و هوا را معتدل می کند، در ماه های «   ژوئن » و «  اوت » قطع می شود یا اینکه باد، شرقی یا غربی می شود اگر چه این امر به ندرت اتفاق می افتد، ولی در صورت شرقی یا غربی شدن باد حرارت به 29 الی 30 درجه می رسد. »

آب تهران طعم آب مرداب را دارد !

«   مسیو اولیویه » آن گاه به آب نا سالم و سنگین تهران اشاره کرده می نویسد :
«  علاوه بر نا سازگاری هوا ، بدی آب است که طعم آب مرداب را دارد. آب تهران تمامی، از جانب کوه می آید و فراوان است بوی آب تهران از آن جهت است که مسیر قنات ها را درست پاک نمی کنند. ایرانیان، به استعمال یخ بسیار مایل و راغب هستند، لذا در تمامی شهر ها یخچال دارند و در فصل تابستان یخ به وفور وجود دارد و ارزان می فروشند ایرانیان یخ را مثل قند و نبات می خورند »

ورود آزاد ، وج ممنوع

«  مسیو الیویه » آن گاه به مقررات  وج از تهران اشاره کرده می نویسد: «  به علت آنکه در تهران بسیاری از اشخاص، از بزرگان و روسای قبایل، به عنوان گروگان آقا محمد خان قاجار وجود دارند که حق وج از پایتخت را ندارند ، در این صورت هر به تهران داخل می شد مانعی نبود ، اما هر می خواست از دروازه بیرون رود باید از حاکم  شهر اجازه مخصوص می گرفت و الا مانع می شدند . »

ورود آقا محمد شاه به تهران

"مسیواولیویه" آن گاه به تشریفات ورود آقا محمد خان به تهران اشاره می کند، «  و این زمان مصادف است با بازگشت او از اسان و مصادره جواهرات نادری.
روز چهاردهم عمارت را آب و جارو زده صفا می دادند که شاه تشریف خواهد آورد. روز پانزدهم شاه نیامد، چون ساعت سعد نبود. دو روز تاخیر شد. تمام ایرانیان از بزرگ و کوچک و عالم و جاهل هیچ کاری را بدون اختیار ساعت سعد، نمی کنند.
روز بیستم شاه  وارد شهر شد، تشریفات ورود ایشان را به واسطه شلیک توپ خبر داند، دو ساعت به ظهر مانده در عمارت دوم خود فرود آمدند، جواهرات بسیاری زیب پیکر خود کرده بودند، خاصه بازوی ایشان که غرق جواهر بود، این جواهرات بعضی از بازماندگان کریمخان زند گرفته شده و بعضی نیز از نبیره نادرشاه که در همین سفر به چنگ آمده بود. »
"مسیواولیویه" آن گاه به بررسی افکار عمومی مردم ایران پرداخته می نویسد: « حقیقت این است که آقا محمد خان نظمی بنیان نهاده، راهها کمال امنیت و کاروانیان و مسافرین از گزند راه ن ایمن شده اند و در تمامی قلمرو مملکت آسودگی به صورت ظاهر وجود دارد. اما آیا این سختگیریها می تواند ادامه داشته باشد؟ از اولین قدمی که به ایران نهادیم، به چشم خود دیدیم که در کرمانشاهان، همدان، و در تهران مردم به طور مکرر در کوچه و بازار از شدت حرص و ظلم شاه می نالیدند وما هر قدر بیشتر در ایران توقف کردیم و هر قدر زیادتر مطلع شدیم بر حیرت و تعجب ما افزوده شد که شخصی مانند آقا محمد خان که در دوازده سالگی مقطوع النسل شده و تا سن چهل سالگی تحت نظر و محبوس بوده است و خان زاده ای است بدون هیچگونه فضیلت و قوه جسمانی، چگونه ممکن است به سلطنت برسد؟» ی که مقطوع النسل شده و مردم او را به نظر تحقیر می نگرند و بارها از دشمنان خود ش ت خورده و طمع، حرص، غرور و وحشیگری او موجب شده است که ی با او همدل نباشد، کدام معجزه او را به تاج و تخت رسانده است؟ »
باری، با آنکه در همان اول فرمانروایی « خواجه تاجدار»، تهران روبه توسعه و آبادانی گذاشت، در مقایسه با شیراز و کاخ های مجللی که او دوران اسارت و تحت نظر بودنش را در دربار کریمخان گذرانده بود، د ده یی بیشتر نبود. برای خان قاجار هم که خلق و خوی ایلیاتی داشت و اهل تشریفات نبود و اوقات زندگیش را  پشت اسب و در میدانهای نبرد می گذراند، فرقی نمی کردکه کجا اطراق کند و کجا بخوابد. شاهان بعدی قاجار هم که قصرها و کاخ ها داشتند بنا به خلق و خوی ایلیاتی خود، خیلی ساده زندگی می د.
کوتاه سخن آنکه در زمان بنیانگذار سلسله قاجار، تهران در حدود 15 هزار نفر جمعیت داشت و حدود شهر از شمال به خیابانی که بعدها سپه نامیده شد، از مشرق به خیابان ناصرخسرو، از سوی غرب به خیابان جلیل آباد و از جنوب به خیابان بوذرجمهری محدود می شد.
خواجه تاجدار در اوج قدرت و پیروزی کشته شد.
 سحرگاه روز 12 ذی الحجه 1211 هجری قمری، هنگامی که «خواجه تاجدار» در اردوگاه پیروز خود، واقع در یکی از قلعه های تسخیر شده شهر «شوشی» (گرجستان)، در خواب بود، سه نفز از نوکرانش که شب پیش مورد غضب او قرار گرفته بودند و شاه به آنها وعده مرگ داده بود، وارد خوابگاه آقا محمد خان شدند و به ضرب شمشیر او را از پای درآوردند، همچنانکه پنجاه و یک سال پیش از آن نیز فرماندهان نادر او را در خواب خوش غافلگیر کرده، سرش را از تن جدا کرده بودند.
آقا محمدخان و نادرشاه سرنوشت ی انی داشتند، با این تفاوت که سلسله افشاریه، بعد از مرگ نادرشاه، به زودی منقرض شد، ولی سلسله قاجاریه حدود یکصد و سی سال دیگر برقرار ماند و شش پادشاه از تبار قاجاریه بر تخت سلطنت نشستند.
«آقا محمدخان قاجار» و جانشینش «فتحعلی شاه» که برادرزاده او بود، آ ین پادشاهان سنتی ایران بودند که خود پیشاپیش یان شمشیر می زدند، بعد از این دو، شاهان کاخ نشین شدند و پا به عرصه نبرد و کارزار ننهادند.
همچنین آقا محمد خان و فتحعلی شاه آ ین پادشاهانی بودند که بدون تایید خارجیان به سلطنت رسیدند. تا زمان این دو پادشاه، تصاحب تخت و تاج ایران در گرو تدبیر و شمشیر مدعیان سلطنت بود، اما بعد از آن سرنوشت قدرت و حکومت دیگر در میدانهای جنگ رقم زده نمی شد و رسین به تخت و تاج بدون موافقت روس و انگلیس میسر نمی گردید.

تهران فتحعلیشاه

 فرستادگان ناپلئون بناپارت، که در زمان فتحعلی شاه قاجار به ایران آمده اند، جمعیت این شهر را سی هزار نفر نوشته اند. یکی از دیپلماتهای انگلیسی هم که 196 سال پیش به تهران آمده است، طول حصار شهر تهران را 4/5 تا 5 مایل ذکر کرده، می نویسد:
«تهران 6 دروازه دارد. سردر دروازه ها را کاشیکاری کرده، صورت ببر و حیوانات دیگر را بر کاشی ها نقش کرده اند»
و هم او در مورد عمارت و ابنیه تهران می نویسد:
«خانه های تهران چندان خوب نیست و غالباً با خشت خام بنا شده است. تنها بنایی که قابل ملاحظه است مسجد شاه می باشد که ناتمام است. افواها می گویند که 150 کاروانسرا و به همین شماره در تهران وجود دارد. این شهر دو عمارت ییلاقی سلطنتی دارد که یکی قصر قاجار است و دیگری قصر نگارستان که مشغول ساختن آن هستند»
یک گردشگر انگلیسی به نام «سر رابرت ک رتر»، که در سال های 1817 29 میلادی از تهران  دیدن کرده است، می نویسد:
«نیم قرن پیش به سختی به نظر می رسید که تهران پایتخت ایران بشود». تهران مدتها موقعیتی تاریک و مبهم داشت تا آنکه ورق برگشت و اقامتگاه سلطنتی شد. تهران در یک موقعیت مرکزی قرار دارد میان ای شمال غربی که سرحد آن گرجستان است و ای شرقی ایران که همیشه مورد دستبرد ترکمن هاست و اقامتگاه متحدان ناراحت افغانی ایران. در حقیقت جهت انتخاب جدید، آقا محمدخان نتوانست محلی بهتر از تهران پیدا کند. شهر تهران با خندقی عمیق توسط چهار دروازه احاطه شده است. دروازه جنوب به اصفهان می رود و دروازه شمال غرب به تبریز. در جلوی هر دروازه به فاصله 200 یارد (هر یارد 91/4 سانتیمتر) یک برج مدور قرار دارد که بوسیله خندقی محافظت می شود. این استحکامات برای زیرنظر داشتن دشمن و سنگربندی ساخته شده است و وج از دروازه ها کاملاً از بالای این بناها مراقبت می شود.
خیابانهای تهران تنگ و پر از گل و خاک است. شترها، قاطرها و الاغ ها و چه بسا یک یا دو فیل سلطنتی، مدام از اینجا به آنجا می روند و خیابان ها را مسدود می کنند.
از دروازه قزوین که وارد تهران شوید، فضای باز بزرگی نمایان می شود که پر است از حفره های عمیق و عریض یا به عبارت دیگر گودالهایی که در زمین فرورفته اند. در اطراف این گودالها شکافهای متعددی هست که به خانه های زیر زمینی راه دارند. »

بناهای فتحعلیشاهی در تهران

 مسجد شاه، بناهای باغشاه، برج نوش، کاخ نگارستان، قصر لاله زار و کاخ نیاوران ار آثار دوران فتحعلی شاه است و امروزه، تمامی آنها جز مسجد شاه و کاخ نیاوران از بین رفته است. در زمان فتحعلی شاه تغییرات عمده ای در تهران صورت گرفت و اگر  جنگهای طولانی ایران و روس و غرامتهای آن نبود، شاید فتحعلی شاه فرصت می یافت که تهران را زیباتر و وسیعتر کند. فتحعلی شاه در سال 1250 قمری(168 سال پیش) در حدود هفتاد سالگی بعد از 39 سال سلطنت درگذشت.
اگر ناپلئون پیروز شده بود و فتحعلی شاه که متحد او بود، از فتوحات او سهمی گرفته بود، امروز تاریخ درباره او قضاوت دیگری داشت، ولی مردم ما او را مسئول از دست دادن قفقاز می دانند. فتحعلی شاه اگرچه در جوانی دلیر و شمشیرزن بود و پا به پای عموی خود در جنگها شرکت می کرد اما وقتی به سلطنت رسید، راحت طلب شد و تاریخ از او به نیکی یاد نمی کند.

تهران محمدشاهی

فتحعلی شاه قاجار، یک سال پیش از مرگ، فرزند دلیر خود «عباس میرزا» را از دست داده بود. اما او به پاس خدمات جانشین از دست رفته اش و بمنظور قدردانی از دلیری های او در طی جنگهای ایران و روس، فرزندش « محمد میرزا» را به ولیعهدی برگزید و به تبریز فرستاد. از آن هنگام بود که تبریز ولیعهدنشین شد و این سنت تا پایان سلطنت قاجاریه برقرار ماند.
در تاریخ عضدی آمده است: «وقتی که خبر مرگ عباس میرزا به تهران رسید، الله یارخان آصف ال ه با دیدگان گریان و در حالی که اشک از محاسنش می چکید، این خبر را به شاه داد و گفت: «بحمدالله شاه در هر ولایت یک نایب السلطنه دارد... » و این اشاره ای بود به پنجاه و نه پسر شاه. فتحعلی شاه در جواب تسلیت آصف ال ه به حقیقتی اشاره کرد و گفت:
«الله یار خان، انصاف نکردی که گفتی در هر ولایت یک نایب السلطنه دارم، می بایست عرض می کردی بعد از هفتاد سال عمر و چهل سال سلطنت، از دنیا بی اولاد و بی جانشین خواهی رفت.» فتحعلی شاه با آنکه بعضی از فرزندانش براستی لایق و شایسته بودند، محمدمیرزا فرزند عباس میرزا را به ولیعهدی برگزید و این پیش از مرگ قریب الوقوع او، مقدمه ای شد برای یک سلسله عصیانها و شورشهای زیانبار در سراسر ایران آن روز.
باری، فرزندان شاه هنوز متوجه این نکته نبودند که دیگر تکلیف تاج و تخت مملکت، مثل گذشته، در عرصه کارزار و به قوت بازو و شمشیر معلوم نمی شود، بلکه قرارداد ترکمنچای شرایطی را تحمیل کرده است که بعد از آن، عامل تعیین کننده سیاست خارجی است و تا روس و انگلیس موافقت نکنند، هیچ مدعی سلطنتی نمی تواند پادشاه ایران شود. به دلیل همین ناباوری بود که بعد از مرگ فتحعلی شاه در هر گوشه مملکت یکی از عموهای شاه مدعی سلطنت شد. حتی یکی از آنها هم در تهران به تخت نشست و به نام خود سکه زد، اما تمامی این تلاشها بیهوده بود و سرانجام محمدشاه تحت حمایت وزرای مختار روس و انگلیس به تهران رسید و عموهای مدعی سلطنت، که هنوز تحولات را باور نداشتند، از ترس جان فرار د و در اقصی نقاط جهان دربدر شدند. می دانیم که یکی از موارد قرارداد «ترکمنچای» تضمین سلطنت ایران در اولاد عباس میرزا نایب السلطنه بود و روسیه در طول سلطنت قاجاریه بر این تعهد وفادار ماند. اگر جنگ جهانی اول پیش نیامده بود و روسیه از درون متلاشی نشده بود، «رضاخان» هرگز موفق به خلع قاجاریه و تغییر سلطنت ایران نمی شد.
اوضاع آشفته ایران در طول سلطنت چهارده ساله محمدشاه، مانعی برای کار عمران و آبادانی و توسعه تهران به شمار می رفت و با وجو د آنکه «حاجی میرزا آقاسی» صدراعظم درویش مسلک شاه، به حفر قناتهای تازه و آباد دهات اب علاقه زیادی داشت، پایتخت ایران در این دوره توسعه چشمگیری پیدا نکرد. تقدیر چنین بود که نوسازی پایتخت، بعد از مرگ محمدشاه و به دست فرزندش ناصرالدین شاه انجام شود.

تهران عهد ناصری

 پنجاه سال سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313 هجری قمری) دوران آبادانی و توسعه گسترده پایتخت ایران به شمار می رود و اگر آثار ارزنده آن دوران ت یب نمی شد، امروزه تهران یکی از ای زیبا و دیدنی شرق بود. از آنجا که آثار دوره ناصری بسیار است، به ناچار فهرست وار به برخی از آنها اشاره می کنیم.
یکی ار بناهای عهد ناصری ساختمان مدرسه دارالفنون است. این مدرسه به تشویق میرزا تقی خان کبیر احداث شد، اما در مراسم افتتاح آن زنده نبود و ناصرالدین شاه هم هنگام شرکت در مراسم گشایش این مدرسه 22 سال بیشتر نداشت. عمارت دارالفنون، که قسمتی از آن هنوز باقی است، محوطه بسیار وسیعی بود که تقریبا تمامی ضلع جنوبی میدان را دربر می گرفت و آن قدر وسعت داشت که در آن عملیات ورزشی و مانورهای پیاده نظام و توپخانه اجرا می شد. در آغاز منظور از ایجاد این مدرسه تأسیس یک دانشکده افسری با رشته پزشکی نظامی بود، ولی بعدها رشته های مختلف علوم به آن اضافه شد.

بنای قصرهای جدید و تجدید بنای کاخ نیاوران

در یازدهمین سال «عهد ناصری» یک سرتیپ فرانسوی که معلم توپخانه دارالفنون بود، نقشه ای برای تهران فراهم آورد که در همان زمان به چاپ رسید. این نقشه که اصل آن موجود است، نشانگر آن است که در 143 سال پیش محوطه پایتخت درون دو قلعه تو در تو قرار داشته است. قلعه اول به دور شهر کشیده شده بود و سه کیلومتر طول داشت. قلعه دوم به حفاظت کاخهای سلطنتی اختصاص داشت، دیوارهای قلعه دوم و خندق دور آن، در صورت وم، شهر را از محوطه «ارک» و اقامتگاه شاه جدا می کرد و اگر احیاناً دشمنی می توانست به درون شهر نفوذ کند، حصار و باروی دوم با خندق دور آن، کاخهای سلطنتی را از هجوم دشمن در امان می داشت.

روزی که تهران دارالخلافه شد

 در بیستمین سال سلطنت ناصرالدین شاه تغییرات زیادی در ساختار پایتخت بوجود آمد و تهران از سوی دروازه شمیران، که مدخل در «پامنار»  قرار داشت، به قدر 1600 ذرع ( هر ذرع 104 سانتیمتر) و از سوی دیگر به اندازه 1000 ذرع توسعه یافت. نظارت بر برنامه های نوسازی تهران از طرف شاه به «میرزا یوسف مستوفی الممالک» که صدر اعظم شاه بود، واگذار شده بود. مستوفی الممالک مردی درویش مسلک و محترم بود و شاه و بزرگان کشور او را «حضرت آقا» خطاب می د. بعدها میرزا حسن که پسر او بود، با همین لقب جای پدر را گرفت و بارها به مقام وزارت و نخست ی رسید. مراسم آغاز نوسازی تهران با تشریفات خاصی برگزار شد و ناصرالدین شاه شخصاً با کلنگ نقره ای که در دست داشت، نخستین کلنگ را بر زمین زد. از همان روز هم تهران «دارالخلافه ناصری» نامیده شد. با اجرای طرح نوسازی تهران تمام برجها و باروها و استحکامات دفاعی تهرانِ فتحعلیشاهی را اب و خندق های عمیق شهر را پر د. مسافت دورِ شهر هم که سه کیلومتر بیشتر نبود، به نوزده کیلومتر افزایش یافت. خندق جدید تهران را هم به تقلید از خندق پاریس هشت ضلعی ساختند. در ادامه همین برنامه ، در آ ین دهه سلطنت ناصرالدین شاه ، از دارالخلافه ناصری نقشه برداری د و معلوم شد که " دروازه ت " که حد شمالی شهر بود ، با "خانی آباد" در جنوب شهر 82 ذرع اختلاف ارتفاع داشت و مسیل های جدید را با توجه به این نقشه ساختند.
در آ ین سالهای دوران پنجاه ساله ناصری مسافت دور محیط شهر تهران بالغ بر 22 کیلومتر بود و دوازده دروازه داشت. تمامی این دروازه ها در دهه اول سلطنت رضا خان، به بهانه تعریض خیابان های پایتخت و نوسازی شهر ت یب شد. یکی از دیپلمات های مقیم تهران به نام " احمد امین " که وابسته نظامی امپراتوری عثمانی در دربار تهران بوده است، در گزارش خود که مربوط به سال 1311 قمری یعنی 2 سال پیش از ترور ناصر الدین شاه قاجار است، می نویسد :
« تهران با جمعیت م از 250 هزار نفر در قسمت شرقی جلگه ای به مساحت 2500 کیلومتر مربع بنا شده است . هوایش گرم ، ولی سالم است. نمای خانه های آن تماما گلی است و بدین جهت منظره عمومی شهر دلگیر است. کوچه های تهران هم تنگ و غیر منظم است.
شهر تهران با یک باروی گلی محصور است و خندقی به عمق 15 متر ، این بارو را محافظت می کند. تهران دروازه های متعدد دارد و ان گمرک در این دروازه ها حقوق گمرکی می گیرند . در تهران اغلب ساختمان ها را با خشت خام ساخته اند و فقط در چهار گوشه در و پنجره ها آجر مصرف می کنند. پایتخت ایران دچار کم آبی است و قنات ها ، که حفر آن پر ج است، در تصرف ثروتمندان می باشد. مجرای آب های جاری در داخل شهر، بر خلاف خارج شهر، س وشیده نیست و اهالی در اطراف جوهای آب، لباس می شویند و آب انبارها از همین آبهای آلوده پر می شود. های ایران یک ینه دارد که آب آن دیر عوض می شود و شیر مخصوص و حوض ندارد.
ثروتمندان و وزراء با کالسکه های شش اسبه و سرویس چای و قلیان که به همراه می بردند، در کمال عظمت در شهر رفت و آمد می کنند. »

آثار دیگر عهد ناصری

 از دیگر آثار این عهد «قصر ع آباد» است. باغ ع آباد و قصران در بیست و هفتمین سال سلطنت ناصرالدین شاه ایجاد شده و شاه به دست خود در آ?


به عقیده اکثر تاریخ نگاران ، قاجاریه در اصل طایفه یی  از نژاد مغول  بودند، که همراه با چنگیز و جانشینان مهاجهم او به کشورهای ی آن روزگار آمده ، در «  ایران » ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند.  این طایفه به هنگام تشکیل سلسله صفویه به یاری شاه اسماعیل صفوی ، مؤسس این سلسه ، شتا فتند . پنجاه سال بعد ، در زمان شاه عباس اول ملقب به «  کبیر » ، که پنجمین پادشاه سلسله صفوی بود ، قاجاریه براساس مقاصد –  نظامی خویش از محل اصلی خود به نقاط مختلف کوچ داد  و به مرور زمان، آن دسته از قاجاریه که به منظور جلوگیری از دستبرد های ترکمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند ، در اوا عهد صفوی قدرت و شوکت بسیار یافتند و چابک سوران در ظهور «  نادر »  که از نوابغ عصر  خود بود ، در جهانگشای او نقش مهمی داشتند و حکومت استر آباد و گرگان نیز معمولا در دست بزرگان طایفه بود . «  نادر »  که در پایان عمر خود  دچار جنون  قدرت شده بود ، بعد از دوازه سال سلطنت و آن همه فتوحات نمایان در ماورای مرزهای ایران ، سرانجام به دست سران «  قزلباش » که از فرماندهان او بودند ، کشته شد و با مرگ او ، که در 257 سال پیش اتفاق افتاد ، بار دیگر خان های مدعی سلطنت و سران ایلات و عشایر برای تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند . در روزگار قدیم تغییر سلطنت همیشه با آشوب ها و قتل و غارت ها و جنگ ها ی خونین همراه بود . خونها ریخته می شد و خانمان ها برباد می رفت و همیشه ملت مظلوم ، وجه المصالحه مناقشات اهل قدرت بود  تا ظالمی برود و ظالمی دیگر به جای او بنشیند . باری «  نادر » که کشته شد ، رقیبان به جان هم افتادند . جنگ های خونین مدعیان سلطنت یازده سال نمام به طول انجامید و سرانجام از مدعیان تاج و تخت ایران دو نفر بیشتر باقی نمانده ، یکی از این دو «   محمد حسن خان قاجار ، پدر آقا محمد خان ، مؤ سس سلسله قاجاریه ، بود که بر سواحل خزر و شمال ایران تا اصفهان مستولی بود ، و دیگری کریم خان زند که بر فارس و قسمتی از ایران غربی فرمانروایی داشت . اما تقدیر چنان رقم ده بود که محمد حسن خان با وجود فتوحات درخشانی که کرده بود به دست خودی ها کشته شود و چنین شد . « آقامحمد خان » قاجار ، بعد از کشته شدن پدر، از بیم دشمنان خانوادگی که قصد جانش را داشتند  به «  صحرای یموت » گریخت و نزد ترکمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدری و آوارگی به دربار کریمخان زند برده شد و «  خان زند » او را تحت حمایت خود گرفت و با خود به شیراز برد . «  آقا محمد خان قا جار » ، که در کودکی به وسیله دشمنان پدرش « مقطوع النسل »  شده بود، تا هنگامی که ساعات عمر «  خان زند » به شمارش افتاد به گروگان در دربار کریمخان بود، و چون به وسیله یکی از ن حرم که با او نسبتی داشت از مرگ قریب الوقوع خان زند با خبر شد ، تصمیمی بموقع گرفت ، منتظر مرگ کریمخان نماند ، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاریه ، که مثل خود او در دربار کریمخان گروگان بودند ، بی خبر از شیراز گریخت و به تاخت خود را به د ده «  تهران » رسانید ، یعنی همان د ده یی که مقدر بود پایتخت جدید ایران باشد . این واقعه در 1193 هجری قمری ، یعنی 225 سال پیش اتفاق افتاد .

  تهران در گذشته های دور

«  تهران »، پیش از و بعد از  آن ، از  «  ری »  تبعیت داشته و «  ری » از ای بزرگ و معتبر مشرق زمین بوده است تا آنجا که شهرت و ثروت این شهر از قلمرو تاریخ به عالم شعر و ادب رسیده و دوبیتی های منسوب به بابا طاهر :
«  دوچشمونت پیاله پرز می بی         دوزلفونت اج ملک ری بی »
حکایت از آن دارد که ثروت سرشار مردم «  ری » زبانزد مردم آن روزگار بوده است . نام «  تهران » را در متون قدیم ی در ترجمه احوال یکی از محدثین بزرگ به نام «  محمد بن ابو عبداله حافظ تهرانی رازی » می بینیم . این اثر مربوط به 1157 سال پیش است و این خود دلیل بر آن  است که در آن روزگار د ده یی به نام «  تهران » وجود داشته و از آبادی های حومه «  ری » به شمار می رفته است . در فارسنامه «  ابن بلخی » نیز که مربوط به سال های 500 تا 510 هجری قمری یعنی 918 سال پیش می باشد . از «  تهران » به خاطر انارهای خوبش یاد شده است . اگر چه در آثار مکتوب قدیمی از تهران قبل از نام برده نشده است ، لیکن کاوش های باستان شناسی 1321 شمسی در د ده «  دروس » شمیران نشان می دهد که در این منطقه ، در هزاره دوم پیش از میلاد ، مردمی متمدن زندگی می کرده اند. همچنین کاوش های دیگری که در 28 سال پیش در ارتفاعات قیطریه انجام شد، حاکی از آن است که این پهنه در سه هزار سال  پیش ،  محل زندگی مردمی متمدن بوده است و همین بررسی ها نشان می دهد که «  تهران » در اعصار قبل از از مناطق مذهبی  بود ه و آیین زرتشتی در این منطقه رونق داشته است . همچنین پرستش «  مهر »  و آیین «   ناهید پرستی » نیز در جلگه پهناور « تهران » از رواج کامل برخودار بوده است.
در متون قدیم از محلات «  عودلاجان » و  «  چال میدان » و «  بازار » و «  سنگلج » به عنوان قدیمی ترین مناطق «  تهران قدیم » یاده شده است . همچنین از مطالعه این متون چنین برمی آید که مردم د ده  « اب » و «  تهران » پیرو مذاهب اهل سنت و اهالی «  ونک »  و  «  فرح زاد » شیعه و زیدی مذهب بوده اند . در کتاب «  آثار البلاد » زکریای قزوینی نیز ، که مربوط به 674 هجری قمری ( یعنی 744  سال پیش ) است ، اطلاعات جالبی درباره مردم این د ده وجود دارد در این کتاب «   تهرانی »  ها  مردمی سرسخت و یاغی ، باج نده و ستیزه جو توصیف شده اند . همچنین آمده است که  «  تهران » دوازه محله دارد و اهل هر محله با محله دیگر در نزاع اند و به سلطان وقت اج نمی دهند ، خانه هایشان نیز در زیر زمین است. این نکته را یاقوت حموی نیز در کتاب «  معجم البلدان » آورده و نوشته است : «  خانه ها ی ایشان را دیدیم که به تمامی در زیر زمین ساخته شده است و راه عبور درهایی که به خانه ها می رسد ، در نهایت تاریکی و صعوبت عبور است ، این کار را برای جلوگیری از تهاجم  شبانه و غارت یان می کنند و ، هر گاه خانه ها چنین نمی بود ، ی در آنجا باقی نمی ماند . »

روزی که تهران پایتخت ایران شد

گرچه امروزه انتخاب تهران به عنوان پایتخت ایران از دید کارشناسان محیط زیست خبطی بزرگ و خطایی نابخشودنی به شمار می آید ، اما آن روز که آقا محمد خان قاجاراین د ده کوچک را پایگاهی برای استقرار حکومت قاجار قرارداد ، تصمیمی درست ، بجا و سرنوشت ساز گرفت ، زیرا موقعیت نظامی – جغرافیایی تهران طوری بود که پشت سرش در شمال ، چابک سواران قاجار گوش به زنگ بودند و زیر پایش در مرکز و جنوب ایران ، مهم ترین مدعیان سلطنت خونین ترین نبردها را تدارک می دیدند . در شرایطی که ملوک الطوایفی و خانخانی ، ایران را تکه تکه کرده بود و در هر گوشه ای خانی سر برآورده ، ادعای سلطنت می کرد ، مهمترین عامل در انتخاب پایتخت موقعیت نظامی – جغرافیایی آن بود ؛ و تهران می توانست همان جایی باشد که آقا محمد خان می خواست یعنی مرکز ثقل سلطنت جدید و ستاد نظامی خان قاجار . روزگار به کام خون آشامان بود . هنوز چند سالی بیشتر از مرگ نادر نمی گذشت که خون آشام دیگری ، که البته نبوغ نظامی هم داشت ، سر برآورده بود تا آنچه را نادر فرصت ویران ش را پیدا نکرده بود ، او به ویرانی بکشاند و بیگناهانی را که اجل به نادر مهلت نداده بود خونشان را بریزد ، او از دم تیغ بی دریغ بگذراند ، و خانمان ها بر باد دهد و کله منارها بسازد .
در غرب هم جمهوری خواهان فرانسه به قدرت رسیده بودند . «  بناپارت » در آستانه ظهور بود تا چند صباحی دیگر ، آن سوی دنیا را به خاک و خون بکشد ؛ با جانشین همین «  خواجه تاجدار » طرح دوستی بریزد ، سفیر فوق العاده به دربار او بفرستد ، هدایای بیشمار ، مستشاران نظامی و اسلحه و ساز برگ روانه کند و در گرما گرم نبرد ، رفیق نیمه راه باشد ، ایران را تنها بگذارد ، ملت ایران را وجه المصالحه روس و انگلیس کند و چنان بار کمر شکنی بردوش این مردم بی گناه بگذارد که تا  «  انقلاب ی » زمین گذاشتنی نباشد. باری ، تهران به خاطر شرایط بسیار مساعد سوق الجیشی اش عملاً پایتخت و ستاد نظامی «  خواجه تاجدار » شد . اما تهران چه بود و چه داشت ؟ هیچ ! د ده یی بود با ده پانزده هزار جمعیت . نه کاخی داشت تا سزاوار پادشاه باشد ، و نه مهمانسرایی که آبروی « خواجه تاجدار » را در پیش سفیران شاهان و فرمانروایان جهان حفظ کند .
سیصد سال پیش از آنکه خواجه تاجدار تهران را پایتخت خود کند ، به دستور شاه طهماسب اول صفوی ، فرزند شاه اسماعیل مؤسس این سلسله ، با رویی به گرد این آبادی کشیدند ، و این کار هیچ دلیلی نداشت جز اینکه پایتخت شاه طهماسب اول در قزوین بود و چون او غالبا به زیارت حضرت عبدالعظیم ( ع ) می آمد، می خواست در جوار حرم مطهر استراحتگاهی داشته باشد . تاریخ نویسان نوشته اند که : « شاه طهماسب در سنه 961 هجری قمری فرمان داد تا بارویی دور تهران بنا کنند . مسافت این بارو ، شش هزار قدم بود . و نیز شاه طهماسب دستور داد تا به عدد سوره های مبارکه قرآن مجید 114 برج در این بارو بسازند و در هر برجی یک سوره از سوره های قرآن کریم را حک کنند . همچنین به دستور شاه طهماسب صفوی ، برای تهران چهار دروازه ساختند که رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، (از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت ی (شاپور) محدود می شد) و دور تا دور آن خندقی کندند و از خاکش ، قلعه و برج های آن را ساختند . چون خاک خندق ها برای ساخت و ساز برج و بارو کفایت نمی کرد از دو محله شهر خاکبرداری د . از همان زمان این دو محل معروف شد به  «  چال میدان » و «  چال حصار » . »
منطقه شمالی تهران به ظاهر از روزگار گذشته به شاهان و ان و بزرگان اختصاص داشته ، و این همان منطقه ای است که بازار تهران و کاخ گلستان در آن قرار دارند . در محلی که پادشاهان  قاجار بعدها در آن ارک سلطنتی و کاخ گلستان را بنا د قبلاٌ به دستور شاه عباس باغی احداث شده بود به نام «  چها ر باغ » و چنارها ی کهن آن به چنارهای شاه عباسی معروف بوده است .
این بود وضع تهران به هنگام ورود آقا محمد خان قاجاربه این شهر ، اما در همان دهه اول فرمانروایی او ، تهران بطور محسوسی رو به آبادانی گذاشت . «  مسیو اولیویه » ، سیاستمدار و پزشک فرانسوی که در اوان ظهور آقا محمد خان قاجار به تهران آمده است ، پایتخت جدید ایران را این طور توصیف می کند : «  تهران در سطحی خوب و هموار ، که به خوبی آبیاری شده است، واقع است . قله دماوند ، که قریب به ده فرسخ در جهت شرقی تهران است ، از همه قله های این سلسله جبال مرتفع تر است و همواره و در تمام فصول مستور از برف است و بعضی اوقات دود از قله آن بیرون می آید . عقیده اهالی این است که روح یکی از سلاطین بدکار ایران در این کوه در عذاب است » .
پیترودلاواله » ، که در سال 1618 میلادی ( 1028 هجری قمری ) از تهران گذشته ، نوشته است که : «  این آبادی وسیع و بزرگ است ، اما جمعیت کمی دارد . اکثر محلات این شهر باغستانهایی است که درختان میوه دارند . تمامی کوچه ها آب جاری دارند و با سایه درختان چنار پوشیده شده اند ، به همین جهت این شهر را «  شهر چنار » نامیده اند . غیر از این ، چیزی که در خور گفتن باشد ، در این شهر دیده نشد »
در ایام سلطنت سلسله صفویه ، شهر تهران شهر چندان قابلی نبوده است و جمعیت کمی که در آن ن بوده اند ، مایه شهرتی برای این شهر نشده اند . تهران مزیتی نداشته است جز اینکه اراضی آن وسیع و حاصلخیز بوده و به خوبی آبیاری می شده است . مردم تهران دهقان و زارع بوده اند ، و محصولات   زمین های آنان ، غیر از گندم و جو و حبوبات ، چیز دیگری نبوده است . البته چون گله هایی هم داشتند ، پشم نیز عمل می آورند و تمامی این پشم به قزوین و قم حمل می شده است . در فتنه افغان ، مهاجمین افغانی به بهانه اینکه دروازه شهر را دیر گشوده اند، دست به کشت و کشتار مردم تهران زدند و شهر را بکلی اب د .

آبادانی تهران در زمان خواجه تاجدار

«  مسیو اولیویه » در یادداشت های خود پس از اشاره به سوابق تاریخی تهران و بناهای صفوی و اب شدن و انهدام آن بنا ها در فتنه افغان ، می نویسد :
«  آقا محمد شاه که پایتخت خود را در این شهر قرار داد ، کاروانسر اهای خوب و مکان های مرغوب بنا کرد . چنانکه امروزه تهران بهترین شهر های مملکت  ایران شمرده می شود . ارک و عمارت شاهی ، کمال وسعت و نیکویی عمارت و زینت باغ و فراوانی آب را دارد این ارک در طرف شمالی شهر واقع شده و به قدر یک چهارم شهر بزرگی دارد و مانند خود شهر به شکل مربع با دیوارهای بلند و عریض با خندقی پهن و عمیق ، مصون و محفوظ است و تمامی این حصار از گل ساخته شده است . حصار شهر ، همان طور که گفته شد ، مربع است و به مقدار دو میل ( هر میل 1600 متر ) بیشتر دور دارد ، اما به قدر نصف داخل آن مس نیست . باغهای وسیع پر از درخت میوه در آن است و در وسط هر ضلعی از بارو ، دروازه یی ساخته اند که به هنگام ضرورت و محاصره ، به وسیله برج های گرد و مدور ، که به قدر سیصد قدم بیشتر است و دو عراده توپ در آن می توان جای داد ، شهر و دروازه ها محفوظ می مانند . »
«  مسیو اولیویه » ، سیاستمدار و پزشک معروف فرانسوی ، آن گاه به پیش بینی آینده تهران می پردازد و عظمت امروزی تهران را پیش بینی .  و به عبارت بهتر پیشگویی می کند :
«  با وجود سعی و کوشش زیادی که آقا محمد شاه در ازیاد جمعیت شهر به عمل می آورد و حمایت و اعانتی که از به و تجار می کند ، خاصه آنهایی که به تازگی به تهران مهاجرت کرده در آن شهر مسکن می کنند ، هنوز جمعیت آن تاریخی که ما وارد شدیم ( 1211 هجری قمری ) بیشتر از پانزده هزار نبود . قراول و عملجات دیوانی را نیز که به قدر سه هزار نفر می شدند ضمن این جمعیت به شمار آوردیم به نظر می رسد که اگر جانشینان آقا محمد شاه در این شهر سلطنت کنند جمعیت این شهر بسیار عظیم شود » .

هوای تهران سالم نیست

«  مسیو اولیویه » آن گاه به آب و هوای تهران اشاره می کند و از گرمی هوا و ناسالمی آن می نالد و درجه حرارت را در تابستان 27 الی 30 درجه ذکر می کند، بقیه خاطرات او را می خوانیم:
«  هوای تهران سالم نیست. در اوا تابستان در اینجا امراض خطرناک و نوبه و تب و لرز صفراوی عمومیت پیدا کرده که تا اواسط زمستان ادامه دارد. در فصل تابستان غیر از اشخاصی که به جهت ضرورت شغلی و یا کارهای لازم و ضروری مجبور به توقف در تهران باشند، یا بی چیزی و فقر مانع از حرکت آنها باشد، ی در شهر نمی ماند اهل تهران تا اوا پائیز که خطر ناکترین اوقات است در خارج شهر می مانند و بعد مجدداً به شهر برمی گردد. درجه حرارت و گرمی در تهران به 27 تا 28 درجه می رسد و باد شمال، که تابستان منضماً از جانب دریای خزر می وزد و هوا را معتدل می کند، در ماه های «   ژوئن » و «  اوت » قطع می شود یا اینکه باد، شرقی یا غربی می شود اگر چه این امر به ندرت اتفاق می افتد، ولی در صورت شرقی یا غربی شدن باد حرارت به 29 الی 30 درجه می رسد. »

آب تهران طعم آب مرداب را دارد !

«   مسیو اولیویه » آن گاه به آب نا سالم و سنگین تهران اشاره کرده می نویسد :
«  علاوه بر نا سازگاری هوا ، بدی آب است که طعم آب مرداب را دارد. آب تهران تمامی، از جانب کوه می آید و فراوان است بوی آب تهران از آن جهت است که مسیر قنات ها را درست پاک نمی کنند. ایرانیان، به استعمال یخ بسیار مایل و راغب هستند، لذا در تمامی شهر ها یخچال دارند و در فصل تابستان یخ به وفور وجود دارد و ارزان می فروشند ایرانیان یخ را مثل قند و نبات می خورند »

ورود آزاد ، وج ممنوع

«  مسیو الیویه » آن گاه به مقررات  وج از تهران اشاره کرده می نویسد: «  به علت آنکه در تهران بسیاری از اشخاص، از بزرگان و روسای قبایل، به عنوان گروگان آقا محمد خان قاجار وجود دارند که حق وج از پایتخت را ندارند ، در این صورت هر به تهران داخل می شد مانعی نبود ، اما هر می خواست از دروازه بیرون رود باید از حاکم  شهر اجازه مخصوص می گرفت و الا مانع می شدند . »

ورود آقا محمد شاه به تهران

"مسیواولیویه" آن گاه به تشریفات ورود آقا محمد خان به تهران اشاره می کند، «  و این زمان مصادف است با بازگشت او از اسان و مصادره جواهرات نادری.
روز چهاردهم عمارت را آب و جارو زده صفا می دادند که شاه تشریف خواهد آورد. روز پانزدهم شاه نیامد، چون ساعت سعد نبود. دو روز تاخیر شد. تمام ایرانیان از بزرگ و کوچک و عالم و جاهل هیچ کاری را بدون اختیار ساعت سعد، نمی کنند.
روز بیستم شاه  وارد شهر شد، تشریفات ورود ایشان را به واسطه شلیک توپ خبر داند، دو ساعت به ظهر مانده در عمارت دوم خود فرود آمدند، جواهرات بسیاری زیب پیکر خود کرده بودند، خاصه بازوی ایشان که غرق جواهر بود، این جواهرات بعضی از بازماندگان کریمخان زند گرفته شده و بعضی نیز از نبیره نادرشاه که در همین سفر به چنگ آمده بود. »
"مسیواولیویه" آن گاه به بررسی افکار عمومی مردم ایران پرداخته می نویسد: « حقیقت این است که آقا محمد خان نظمی بنیان نهاده، راهها کمال امنیت و کاروانیان و مسافرین از گزند راه ن ایمن شده اند و در تمامی قلمرو مملکت آسودگی به صورت ظاهر وجود دارد. اما آیا این سختگیریها می تواند ادامه داشته باشد؟ از اولین قدمی که به ایران نهادیم، به چشم خود دیدیم که در کرمانشاهان، همدان، و در تهران مردم به طور مکرر در کوچه و بازار از شدت حرص و ظلم شاه می نالیدند وما هر قدر بیشتر در ایران توقف کردیم و هر قدر زیادتر مطلع شدیم بر حیرت و تعجب ما افزوده شد که شخصی مانند آقا محمد خان که در دوازده سالگی مقطوع النسل شده و تا سن چهل سالگی تحت نظر و محبوس بوده است و خان زاده ای است بدون هیچگونه فضیلت و قوه جسمانی، چگونه ممکن است به سلطنت برسد؟» ی که مقطوع النسل شده و مردم او را به نظر تحقیر می نگرند و بارها از دشمنان خود ش ت خورده و طمع، حرص، غرور و وحشیگری او موجب شده است که ی با او همدل نباشد، کدام معجزه او را به تاج و تخت رسانده است؟ »
باری، با آنکه در همان اول فرمانروایی « خواجه تاجدار»، تهران روبه توسعه و آبادانی گذاشت، در مقایسه با شیراز و کاخ های مجللی که او دوران اسارت و تحت نظر بودنش را در دربار کریمخان گذرانده بود، د ده یی بیشتر نبود. برای خان قاجار هم که خلق و خوی ایلیاتی داشت و اهل تشریفات نبود و اوقات زندگیش را  پشت اسب و در میدانهای نبرد می گذراند، فرقی نمی کردکه کجا اطراق کند و کجا بخوابد. شاهان بعدی قاجار هم که قصرها و کاخ ها داشتند بنا به خلق و خوی ایلیاتی خود، خیلی ساده زندگی می د.
کوتاه سخن آنکه در زمان بنیانگذار سلسله قاجار، تهران در حدود 15 هزار نفر جمعیت داشت و حدود شهر از شمال به خیابانی که بعدها سپه نامیده شد، از مشرق به خیابان ناصرخسرو، از سوی غرب به خیابان جلیل آباد و از جنوب به خیابان بوذرجمهری محدود می شد.
خواجه تاجدار در اوج قدرت و پیروزی کشته شد.
 سحرگاه روز 12 ذی الحجه 1211 هجری قمری، هنگامی که «خواجه تاجدار» در اردوگاه پیروز خود، واقع در یکی از قلعه های تسخیر شده شهر «شوشی» (گرجستان)، در خواب بود، سه نفز از نوکرانش که شب پیش مورد غضب او قرار گرفته بودند و شاه به آنها وعده مرگ داده بود، وارد خوابگاه آقا محمد خان شدند و به ضرب شمشیر او را از پای درآوردند، همچنانکه پنجاه و یک سال پیش از آن نیز فرماندهان نادر او را در خواب خوش غافلگیر کرده، سرش را از تن جدا کرده بودند.
آقا محمدخان و نادرشاه سرنوشت ی انی داشتند، با این تفاوت که سلسله افشاریه، بعد از مرگ نادرشاه، به زودی منقرض شد، ولی سلسله قاجاریه حدود یکصد و سی سال دیگر برقرار ماند و شش پادشاه از تبار قاجاریه بر تخت سلطنت نشستند.
«آقا محمدخان قاجار» و جانشینش «فتحعلی شاه» که برادرزاده او بود، آ ین پادشاهان سنتی ایران بودند که خود پیشاپیش یان شمشیر می زدند، بعد از این دو، شاهان کاخ نشین شدند و پا به عرصه نبرد و کارزار ننهادند.
همچنین آقا محمد خان و فتحعلی شاه آ ین پادشاهانی بودند که بدون تایید خارجیان به سلطنت رسیدند. تا زمان این دو پادشاه، تصاحب تخت و تاج ایران در گرو تدبیر و شمشیر مدعیان سلطنت بود، اما بعد از آن سرنوشت قدرت و حکومت دیگر در میدانهای جنگ رقم زده نمی شد و رسین به تخت و تاج بدون موافقت روس و انگلیس میسر نمی گردید.

تهران فتحعلیشاه

 فرستادگان ناپلئون بناپارت، که در زمان فتحعلی شاه قاجار به ایران آمده اند، جمعیت این شهر را سی هزار نفر نوشته اند. یکی از دیپلماتهای انگلیسی هم که 196 سال پیش به تهران آمده است، طول حصار شهر تهران را 4/5 تا 5 مایل ذکر کرده، می نویسد:
«تهران 6 دروازه دارد. سردر دروازه ها را کاشیکاری کرده، صورت ببر و حیوانات دیگر را بر کاشی ها نقش کرده اند»
و هم او در مورد عمارت و ابنیه تهران می نویسد:
«خانه های تهران چندان خوب نیست و غالباً با خشت خام بنا شده است. تنها بنایی که قابل ملاحظه است مسجد شاه می باشد که ناتمام است. افواها می گویند که 150 کاروانسرا و به همین شماره در تهران وجود دارد. این شهر دو عمارت ییلاقی سلطنتی دارد که یکی قصر قاجار است و دیگری قصر نگارستان که مشغول ساختن آن هستند»
یک گردشگر انگلیسی به نام «سر رابرت ک رتر»، که در سال های 1817 29 میلادی از تهران  دیدن کرده است، می نویسد:
«نیم قرن پیش به سختی به نظر می رسید که تهران پایتخت ایران بشود». تهران مدتها موقعیتی تاریک و مبهم داشت تا آنکه ورق برگشت و اقامتگاه سلطنتی شد. تهران در یک موقعیت مرکزی قرار دارد میان ای شمال غربی که سرحد آن گرجستان است و ای شرقی ایران که همیشه مورد دستبرد ترکمن هاست و اقامتگاه متحدان ناراحت افغانی ایران. در حقیقت جهت انتخاب جدید، آقا محمدخان نتوانست محلی بهتر از تهران پیدا کند. شهر تهران با خندقی عمیق توسط چهار دروازه احاطه شده است. دروازه جنوب به اصفهان می رود و دروازه شمال غرب به تبریز. در جلوی هر دروازه به فاصله 200 یارد (هر یارد 91/4 سانتیمتر) یک برج مدور قرار دارد که بوسیله خندقی محافظت می شود. این استحکامات برای زیرنظر داشتن دشمن و سنگربندی ساخته شده است و وج از دروازه ها کاملاً از بالای این بناها مراقبت می شود.
خیابانهای تهران تنگ و پر از گل و خاک است. شترها، قاطرها و الاغ ها و چه بسا یک یا دو فیل سلطنتی، مدام از اینجا به آنجا می روند و خیابان ها را مسدود می کنند.
از دروازه قزوین که وارد تهران شوید، فضای باز بزرگی نمایان می شود که پر است از حفره های عمیق و عریض یا به عبارت دیگر گودالهایی که در زمین فرورفته اند. در اطراف این گودالها شکافهای متعددی هست که به خانه های زیر زمینی راه دارند. »

بناهای فتحعلیشاهی در تهران

 مسجد شاه، بناهای باغشاه، برج نوش، کاخ نگارستان، قصر لاله زار و کاخ نیاوران ار آثار دوران فتحعلی شاه است و امروزه، تمامی آنها جز مسجد شاه و کاخ نیاوران از بین رفته است. در زمان فتحعلی شاه تغییرات عمده ای در تهران صورت گرفت و اگر  جنگهای طولانی ایران و روس و غرامتهای آن نبود، شاید فتحعلی شاه فرصت می یافت که تهران را زیباتر و وسیعتر کند. فتحعلی شاه در سال 1250 قمری(168 سال پیش) در حدود هفتاد سالگی بعد از 39 سال سلطنت درگذشت.
اگر ناپلئون پیروز شده بود و فتحعلی شاه که متحد او بود، از فتوحات او سهمی گرفته بود، امروز تاریخ درباره او قضاوت دیگری داشت، ولی مردم ما او را مسئول از دست دادن قفقاز می دانند. فتحعلی شاه اگرچه در جوانی دلیر و شمشیرزن بود و پا به پای عموی خود در جنگها شرکت می کرد اما وقتی به سلطنت رسید، راحت طلب شد و تاریخ از او به نیکی یاد نمی کند.

تهران محمدشاهی

فتحعلی شاه قاجار، یک سال پیش از مرگ، فرزند دلیر خود «عباس میرزا» را از دست داده بود. اما او به پاس خدمات جانشین از دست رفته اش و بمنظور قدردانی از دلیری های او در طی جنگهای ایران و روس، فرزندش « محمد میرزا» را به ولیعهدی برگزید و به تبریز فرستاد. از آن هنگام بود که تبریز ولیعهدنشین شد و این سنت تا پایان سلطنت قاجاریه برقرار ماند.
در تاریخ عضدی آمده است: «وقتی که خبر مرگ عباس میرزا به تهران رسید، الله یارخان آصف ال ه با دیدگان گریان و در حالی که اشک از محاسنش می چکید، این خبر را به شاه داد و گفت: «بحمدالله شاه در هر ولایت یک نایب السلطنه دارد... » و این اشاره ای بود به پنجاه و نه پسر شاه. فتحعلی شاه در جواب تسلیت آصف ال ه به حقیقتی اشاره کرد و گفت:
«الله یار خان، انصاف نکردی که گفتی در هر ولایت یک نایب السلطنه دارم، می بایست عرض می کردی بعد از هفتاد سال عمر و چهل سال سلطنت، از دنیا بی اولاد و بی جانشین خواهی رفت.» فتحعلی شاه با آنکه بعضی از فرزندانش براستی لایق و شایسته بودند، محمدمیرزا فرزند عباس میرزا را به ولیعهدی برگزید و این پیش از مرگ قریب الوقوع او، مقدمه ای شد برای یک سلسله عصیانها و شورشهای زیانبار در سراسر ایران آن روز.
باری، فرزندان شاه هنوز متوجه این نکته نبودند که دیگر تکلیف تاج و تخت مملکت، مثل گذشته، در عرصه کارزار و به قوت بازو و شمشیر معلوم نمی شود، بلکه قرارداد ترکمنچای شرایطی را تحمیل کرده است که بعد از آن، عامل تعیین کننده سیاست خارجی است و تا روس و انگلیس موافقت نکنند، هیچ مدعی سلطنتی نمی تواند پادشاه ایران شود. به دلیل همین ناباوری بود که بعد از مرگ فتحعلی شاه در هر گوشه مملکت یکی از عموهای شاه مدعی سلطنت شد. حتی یکی از آنها هم در تهران به تخت نشست و به نام خود سکه زد، اما تمامی این تلاشها بیهوده بود و سرانجام محمدشاه تحت حمایت وزرای مختار روس و انگلیس به تهران رسید و عموهای مدعی سلطنت، که هنوز تحولات را باور نداشتند، از ترس جان فرار د و در اقصی نقاط جهان دربدر شدند. می دانیم که یکی از موارد قرارداد «ترکمنچای» تضمین سلطنت ایران در اولاد عباس میرزا نایب السلطنه بود و روسیه در طول سلطنت قاجاریه بر این تعهد وفادار ماند. اگر جنگ جهانی اول پیش نیامده بود و روسیه از درون متلاشی نشده بود، «رضاخان» هرگز موفق به خلع قاجاریه و تغییر سلطنت ایران نمی شد.
اوضاع آشفته ایران در طول سلطنت چهارده ساله محمدشاه، مانعی برای کار عمران و آبادانی و توسعه تهران به شمار می رفت و با وجو د آنکه «حاجی میرزا آقاسی» صدراعظم درویش مسلک شاه، به حفر قناتهای تازه و آباد دهات اب علاقه زیادی داشت، پایتخت ایران در این دوره توسعه چشمگیری پیدا نکرد. تقدیر چنین بود که نوسازی پایتخت، بعد از مرگ محمدشاه و به دست فرزندش ناصرالدین شاه انجام شود.

تهران عهد ناصری

 پنجاه سال سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313 هجری قمری) دوران آبادانی و توسعه گسترده پایتخت ایران به شمار می رود و اگر آثار ارزنده آن دوران ت یب نمی شد، امروزه تهران یکی از ای زیبا و دیدنی شرق بود. از آنجا که آثار دوره ناصری بسیار است، به ناچار فهرست وار به برخی از آنها اشاره می کنیم.
یکی ار بناهای عهد ناصری ساختمان مدرسه دارالفنون است. این مدرسه به تشویق میرزا تقی خان کبیر احداث شد، اما در مراسم افتتاح آن زنده نبود و ناصرالدین شاه هم هنگام شرکت در مراسم گشایش این مدرسه 22 سال بیشتر نداشت. عمارت دارالفنون، که قسمتی از آن هنوز باقی است، محوطه بسیار وسیعی بود که تقریبا تمامی ضلع جنوبی میدان را دربر می گرفت و آن قدر وسعت داشت که در آن عملیات ورزشی و مانورهای پیاده نظام و توپخانه اجرا می شد. در آغاز منظور از ایجاد این مدرسه تأسیس یک دانشکده افسری با رشته پزشکی نظامی بود، ولی بعدها رشته های مختلف علوم به آن اضافه شد.

بنای قصرهای جدید و تجدید بنای کاخ نیاوران

در یازدهمین سال «عهد ناصری» یک سرتیپ فرانسوی که معلم توپخانه دارالفنون بود، نقشه ای برای تهران فراهم آورد که در همان زمان به چاپ رسید. این نقشه که اصل آن موجود است، نشانگر آن است که در 143 سال پیش محوطه پایتخت درون دو قلعه تو در تو قرار داشته است. قلعه اول به دور شهر کشیده شده بود و سه کیلومتر طول داشت. قلعه دوم به حفاظت کاخهای سلطنتی اختصاص داشت، دیوارهای قلعه دوم و خندق دور آن، در صورت وم، شهر را از محوطه «ارک» و اقامتگاه شاه جدا می کرد و اگر احیاناً دشمنی می توانست به درون شهر نفوذ کند، حصار و باروی دوم با خندق دور آن، کاخهای سلطنتی را از هجوم دشمن در امان می داشت.

روزی که تهران دارالخلافه شد

 در بیستمین سال سلطنت ناصرالدین شاه تغییرات زیادی در ساختار پایتخت بوجود آمد و تهران از سوی دروازه شمیران، که مدخل در «پامنار»  قرار داشت، به قدر 1600 ذرع ( هر ذرع 104 سانتیمتر) و از سوی دیگر به اندازه 1000 ذرع توسعه یافت. نظارت بر برنامه های نوسازی تهران از طرف شاه به «میرزا یوسف مستوفی الممالک» که صدر اعظم شاه بود، واگذار شده بود. مستوفی الممالک مردی درویش مسلک و محترم بود و شاه و بزرگان کشور او را «حضرت آقا» خطاب می د. بعدها میرزا حسن که پسر او بود، با همین لقب جای پدر را گرفت و بارها به مقام وزارت و نخست ی رسید. مراسم آغاز نوسازی تهران با تشریفات خاصی برگزار شد و ناصرالدین شاه شخصاً با کلنگ نقره ای که در دست داشت، نخستین کلنگ را بر زمین زد. از همان روز هم تهران «دارالخلافه ناصری» نامیده شد. با اجرای طرح نوسازی تهران تمام برجها و باروها و استحکامات دفاعی تهرانِ فتحعلیشاهی را اب و خندق های عمیق شهر را پر د. مسافت دورِ شهر هم که سه کیلومتر بیشتر نبود، به نوزده کیلومتر افزایش یافت. خندق جدید تهران را هم به تقلید از خندق پاریس هشت ضلعی ساختند. در ادامه همین برنامه ، در آ ین دهه سلطنت ناصرالدین شاه ، از دارالخلافه ناصری نقشه برداری د و معلوم شد که " دروازه ت " که حد شمالی شهر بود ، با "خانی آباد" در جنوب شهر 82 ذرع اختلاف ارتفاع داشت و مسیل های جدید را با توجه به این نقشه ساختند.
در آ ین سالهای دوران پنجاه ساله ناصری مسافت دور محیط شهر تهران بالغ بر 22 کیلومتر بود و دوازده دروازه داشت. تمامی این دروازه ها در دهه اول سلطنت رضا خان، به بهانه تعریض خیابان های پایتخت و نوسازی شهر ت یب شد. یکی از دیپلمات های مقیم تهران به نام " احمد امین " که وابسته نظامی امپراتوری عثمانی در دربار تهران بوده است، در گزارش خود که مربوط به سال 1311 قمری یعنی 2 سال پیش از ترور ناصر الدین شاه قاجار است، می نویسد :
« تهران با جمعیت م از 250 هزار نفر در قسمت شرقی جلگه ای به مساحت 2500 کیلومتر مربع بنا شده است . هوایش گرم ، ولی سالم است. نمای خانه های آن تماما گلی است و بدین جهت منظره عمومی شهر دلگیر است. کوچه های تهران هم تنگ و غیر منظم است.
شهر تهران با یک باروی گلی محصور است و خندقی به عمق 15 متر ، این بارو را محافظت می کند. تهران دروازه های متعدد دارد و ان گمرک در این دروازه ها حقوق گمرکی می گیرند . در تهران اغلب ساختمان ها را با خشت خام ساخته اند و فقط در چهار گوشه در و پنجره ها آجر مصرف می کنند. پایتخت ایران دچار کم آبی است و قنات ها ، که حفر آن پر ج است، در تصرف ثروتمندان می باشد. مجرای آب های جاری در داخل شهر، بر خلاف خارج شهر، س وشیده نیست و اهالی در اطراف جوهای آب، لباس می شویند و آب انبارها از همین آبهای آلوده پر می شود. های ایران یک ینه دارد که آب آن دیر عوض می شود و شیر مخصوص و حوض ندارد.
ثروتمندان و وزراء با کالسکه های شش اسبه و سرویس چای و قلیان که به همراه می بردند، در کمال عظمت در شهر رفت و آمد می کنند. »

آثار دیگر عهد ناصری

 از دیگر آثار این عهد «قصر ع آباد» است. باغ ع آباد و قصران در بیست و هفتمین سال سلطنت ناصرالدین شاه ایجاد شده و شاه به دست خود در آ?


نگاهی به حقوق حیوانات در اخلاق محیط زیست از منظر نهج البلاغه

سال اول، شماره سوم، تابستان 1389، ص 145 ـ 158

چکیده

برخی از متفکران معاصر غرب بر این عقیده اند که ادیان، از جمله ، عامل اساسی ت یب و ایجاد بحران محیط زیست اند. این مقاله با ردّ این ادعا، اثبات می کند اخلاق زیست محیطی که غربی ها در دورة معاصر در شة رعایت آن برآمده اند، پیش تر در منابع و آموزه های دینی و ی بدان توجه شده است. در این میان، ریزترین نکته های اخلاق زیست محیطی مانند توجه و اهتمام به آبادانی زمین و طبیعت، سفارش به حفظ حقوق کشاورزی و دامپروری، رعایت عد در رفتار با حیوانات و بچه های آنها، پرهیز از استفادهای بی حدّو حصر و اجتناب از اذیت و آزار موجودات در سیرة علوی، به ویژه کتاب نهج البلاغه بازتاب گسترده ای داشته، و افزون بر آن، علی(ع) راه کارهای عینی حفاظت از محیط زیست را ارائه کرده است. علی (ع)، در نهج البلاغه به تنظیم رفتار کارگزارنش، در بهره برداری از حیوانات به گونه ای دقیق و قابل توجه پرداخته است. این مقاله به بررسی موارد مذکور در نهج البلاغه می پردازد.

کلیدواژه ها: نهج البلاغه، اخلاق، زیست محیط، حقوق حیوانات

دنیای معاصر به دنبال تحولات همه جانبه در زمینه های علمی، فناوری، اجتماعی، فرهنگی و...، شاهد پیدایش علوم و فنون نوین و بین رشته ای متعددی است. بشر افزون بر توجه به موضوع های انسانی، به محیط و پدیده های پیرامونی که در خدمت و تسخیر انسان قرار دارد، اهتمام ویژه ای ورزیده است. اخلاق زیست محیطی در دورة معاصر، ذهن بسیاری از شمندان را به خود جلب کرده است. متفکران معاصر، با گرایش های انسان محور نشئت گرفته از فلسفة مدرن، ادیان الهی و آموزه های دینی را از عوامل اساسی ت یب محیط زیست و تهدید آن می دانند. لین وایت در سال 1967 م در مقاله ای با عنوان «ریشه های تاریخی بحرانهای اکولوژی»، سنت ی و یهودی را عامل بحران های زیست محیطی معاصر دانست که در آگاهی زیست بومی در جامعة دینی نقش مهمی ایفا د. وایت در آن مقاله بیان کرد که یت در بحران زیست محیطی نقش عمده ای دارد. به عقیدة او، جهان نگری ی و امر کتاب مقدس به حاکمیت بر طبیعت، زمینة رویکرد ابزاری و نه احترام آمیز به طبیعت و انگیزة تکوین علم و فناوری را که از لحاظ زیست محیطی م ب باشد، فراهم آورده است.

آرنولد توین بی نیز در گفت وگو با دای ساتو ایکه دا، دانشمند ژاپنی به این نتیجه رسید که دین مورد نیاز بشر کنونی، خ گرایی است که احترام به منزلت و قداست کل طبیعت را تعلیم می دهد و یکتاپرستی یهودی توجیه گر بهره برداری حریصانه بشر از طبیعت است؛ چیزی که بشر کنونی به آن نیاز ندارد. لکن بسیاری دیگر از متفکران عرفی زیست، دانشمندان و فعالان حوزة محیط زیست، به دلیل اشتراک هدف و تعهد، به جامعة دینی روی آوردند. برای مثال، در سال 1992، یکصد و پنجاه دانشمند و دینی، در همایشی بیانیه ای صادر د که تصوری عمیق از هدف و تعهد مشترک برای اقداماتی جسورانه به منظور حمایت از محیط زیست ارائه می داد و خواهان همکاری مشترک دین و علم برای حمایت از محیط زیست شدند. بر همین اساس، بسیاری از متفکران برای ردّ ادعای وایت، سنت ی را مجدداً بررسی د تا منابعی برای تفکر و اشتغال کلامی معطوف به محیط زیست بیابند. تاکنون، برای عملیاتی یا به کاربردن اخلاق یا بینش جدید دربارة مسائل گوناگونی که بحران محیط زیست را پدید می آورند، تلاش اندکی انجام شده است؛ اما آنچه اهمیت دارد این است که متفکران زیست بومی غرب، خواهان گفت وگوی بیشتر میان علم و دین در جهت پدید آوردن اخلاق زیست محیطی مجهز به علم هستند.

دنیای معاصر غرب، در حالی به دنبال ایجاد نگرش ها و آرا و تفسیرهای جدید دینی دربارة حمایت یت از اخلاق محیط زیست است که اخلاق زیست محیطی، در کتاب جاودانه و مقدس قرآن و روایات نورانی معصومان و آموزه های دینی به شکلی شفاف و گسترده، بیان شده است. در قرآن کریم، بارها به احیای طبیعت و عناصر طبیعت از قبیل دریا، کوه، درخت، باد، آب، خاک، آسمان، زمین، چا ایان و پرندگان و ...اشاره، و به منزلة آیات و نشانه های خالق جهان هستی بدان ها توجه ویژه شده است. در این میان، اخلاق محیط زیست در کتاب نهج البلاغه که کت بالاتر از کلام مخلوق و پایین تر از کلام خالق و مبتنی بر کلام وحی و شه های ناب محمدی(ص) و بیانگر سیرة علوی و رهنمون های روشنگر حضرت علی (ع) است ـ به روشنی و فراوان بازتاب یافته است. مقالة حاضر، می کوشد به تبیین اخلاق محیط زیست در نهج البلاغه بپردازد و نشان دهد که اولاً توجه به محیط زیست، دستاورد دنیای معاصر غرب نیست، بلکه خاستگاه آن آموزه های دینی و ی است؛ ثانیاً بطلان تفکر شمندان معاصری مانند وایت و دیگران را مبنی بر اینکه دین عامل اساسی ت یب محیط زیست است، اثبات کند.

محیط زیست و اخلاق

محیط زیست در حقوق ایران، عبارت است از: «فضایی با تمامی شرایط فیزیکی و بیولوژیکی، اجتماعی و و غیره که همه موجودات زیست کننده در آن را شامل می شود و مجموعة روابط آنها را دربرمی گیرد». بنا بر این تعریف، می توان عناصر و ارکان محیط زیست را شامل این موارد دانست: مکان و فضا، شرایط فیزیکی و زیستی، حضور زیست کنندگان، تنظیم روابط میان زیست کنندگان. اخلاق کاربردی نیز که در حقیقت زیرمجموعة اخلاق هنجاری یا به تعبیر دیگر همان اخلاق هنجاری می باشد، درصدد است در حوزه های خاصی از زندگی فردی و اجتماعی، کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریة اخلاقی را در زمینة مسائل اخلاقی خاصی نشان دهد. اخلاق زیست محیطی از جمله مباحثی است که زیرمجموعة اخلاق کاربردی به شمار می رود. به عبارت دیگر، اخلاق محیط زیست شاخه ای از اخلاق کاربردی است که به برخورد انسان ها با عالم غیرانسانی و عناصر غیرانسانی می پردازد. از این روی، آنچه به طور مستقیم مورد توجه اخلاق محیط زیست قرار دارد، بررسی چگونگی رابطة عوامل انسانی آگاه و خود مختار با چیزهای موجود در محیط زیست است. بنابراین، اخلاق زیست محیطی به موضوع های عام دربارة زوایای متعدد رابطة افراد انسانی با محیط پیرامونی و زیستی اش می پردازد.

پس از بیان مطالب مقدماتی، لازم است مروری کوتاه به اخلاق محیط زیست ، ماهیت و محور این اخلاق داشته باشیم. در مکتب توحیدی ، اخلاق زیست محیطی، اخلاقی خدا محور است؛ زیرا برگرفته ازجهان بینی توحیدی است که در آن، خدا محور جهان، خالق و نگهدارندة آن می باشد. بنابراین، مراقبت از محیط زیست، مراقبت از چیزهایی است که متعلق به خداوند است. برخی به این دیدگاه، ایراد انسان محور را گرفته اند؛ زیرا معتقدند انسان را در مقایسه با سایر موجودات در مرتبه ای متفاوت می بیند. در پاسخ باید گفت انسان در ادیان ابراهیمی متفاوت از دیگر مخلوقات است، ولی به دلیل مسئولیتی که در برابر خداوند دارد، نسبت به محیط زیست نیز مسئولیتی ویژه دارد. اینچنین مسئولیتی مست م آن است که در هنگام تصمیم گیری دربارة محیط زیست، پیامدهای ممکن بر سایر موجودات زنده نادیده گرفته نشود. بنابراین، پاسخ اخلاق زیست محیطی به دو پرسش اساسی اخلاق این گونه است: 1. چه چیزی به طور ذاتی دارای ارزش است؟ تمامی مخلوقات زنده و غیرزنده (کل هستی) مخلوق خداوندند و به همین دلیل، دارای ارزش و شایستة توجه اخلاقی می باشند؛ 2. چه چیزی باعث می شود یک عمل، درست یا نادرست محسوب شود؟ انجام دستور های الهی برای ارتباط با زیست بوم. بنابراین، اخلاق محیط زیست ی مبتنی بر عد در رفتار و تعامل با محیط پیرامونی است و گسترة رفتار عادلانه، نه تنها به انسان محدود نشده است، بلکه به تمام ارکان جهان هستی ـ جاندار و بی جان ـ تسری پیدا کرده است. در نظام هستی، همة موجودات در تسخیر خداوند قرار دارند و از آنِ خداوند هستند و بسوی او در حرکت و جنب و جوش اند. بر این اساس، اخلاق زیست محیطی بر تبیین رفتار، نوع نگاه و نیز تحدید و تعیین وظایف انسان در برابر عناصر تشکیل دهندة محیط (طبیعت و پدیده های پیرامونی مانند گیاهان، پرندگان و حیوانات و ...) مبتنی است. اینجاست که می توان ادعای لین وایت و انی که ادیان توحیدی را عامل اساسی ت یب محیط زیست معرفی می کنند، ادعایی پوچ و باطل دانست؛ زیرا انسانی که خداوند، آسمان و زمین و هرچه درآنهاست را مس او گردانیده، انسانی است که در درجة اول، خدا را خالق و مالک کل هستی و صاحب اختیارخود و آنها می داند. و در درجة دوم، خود را در مقابل خداوند و مخلوقات او مسئول می داند؛ نه انسان مورد نظر مکتب های اومانیستی که انسان را محور عالم می دانند و های بی حدوحصر برای او قائل اند.

حقوق حیوانات در نهج البلاغه

حیوانات از مهم ترین زیست بوم هایی اند که حقوق آنها بیش از هر موجود دیگری توجه م عان زیست محیطی را به خود جلب کرده است. در دهه های اخیر، توجه جوامع به این مطلب جلب شده است که فقط انسان ها از حقوق مختلف برخوردار نسیتند؛ بلکه تمام آنچه روی زمین وجود دارد، مانند کوه ها، دریاها و حیوانات و گیاهان نیز دارای حقوق می باشند. چند سالی بیش نیست که انجمن های حمایت از حقوق حیوانات سراسر دنیا متوجه حیوانات و حق و حقوق آنها شده اند و به این مسئله پرداخته اند. بیانیة جهانی حقوق حیوانات به طور رسمی در تاریخ 15 اکتبر 1978 در شورای مرکزی یونسکو اعلان شد. مفاد این بیانیه توسط اتحادیه بین المللی حقوق حیوانات در سال 1989 مورد تجدید نظر قرار گرفت و از 1990 به رئیس مجمع عمومی یونسکو تسلیم، و در همان سال منتشر شد. این بیانیة ده ماده ای بیانگر حقّ و حقوق حیوانات بر انسان و نحوة رفتار و نگهداری از آنهاست. طرفداران حقوق حیوانات معتقدند حیوانات حقوق قانونی و اخلاقی معینی اند که شامل حقّ مورد صدمه و آزار قرار داده نشدن آنها نیز می شود؛ در حالی که قرن ها پیش با لطافت و دقت تمام به این مسئله مهم در قرآن کریم و سایر متون دینی توجه کرده است. در این میان، حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به شکل تقریباً برجسته و مبسوط در خطبه ها و نامه ها به موضوع موردبحث پرداخته است.

1-3.رعایت حقوق حیوانات توسط کارگزاران

حضرت علی (ع) در نامه ای به یکی از کارگزارانِ مسئول گرفتن زکات، ضمن تأکید بر رعایت حقوق انسان ها، به چگونگی رعایت حقوق حیوانات می پردازد:

الف) تنظیم شیوة ورود به میان حیوانات: حضرت در این باره تأکید می کند مانند ی که بر رمه و حیوانات چیرگی و تسلط و قصد آزار و اذیت آنها را دارد بر آنها وارد نشو:«فَإنْ کَانَتْ لَهُ مَاشِیَةٌ أَوْ إِبِلٌ فَلاَ تَدْخُلْهَا إِلاَّ بِإِذْنِهِ، فَإِنَّ أَکْثَرَهَا لَهُ، فَإِذَا أَتَیْتَهَا فَلاَ تَدْخُلْها دُخُولَ مُتَسَلِّط عَلَیْهِ وَلاَ عَنِیف بِهِ، وَلاَ تُنَفِّرَنَّ بَهِیمَةً وَلاَ تُفْزِعَنَّهَا...»

ب) پرهیز از ج افکندن میان حیوانات و نوزادنشان: در همین نامه به کارگزار خود سفارش می فرماید چنانچه مؤدیان زکات تمایل داشتند زکات شتر و ان را بپردازند، این گونه عمل کنید: «میان ماده شتر و بچة شیرخوارش ج بیفکن، و ماده را چندان ندوشان که شیرش اندک مانَد و به بچه اش زیان رساند».

ج) عد در رفتار با حیوانات: حضرت در این خصوص می فرماید چنانچه از حیوان به عنوان مرکب استفاده شد، نباید آن را خسته کرد. (ع) در ادامه بر رعایت عد میان حیوانات نیز تأکید می کند: «میان آن شتر مرکوب و سایر شتران عد را برقرار ساز و شتر خسته را آسوده گردان و آن را که کمتر آسیب دیده یا از رفتن ناتوان گردیده آرام ران». همچنین بر تغذیه حیوانات و سیراب و استراحت دادن به آنها نیز سفارش اکید می کند: «وَلْیُورِدْهَا مَا تَمُرُّ بِهِ مِنَ الْغُدُرِ، وَلاَ یَعْدِلْ بِهَا عَنْ نَبْتِ الاَْرْضِ إِلَى جَوَادِّ الطُّرُقِ، وَلْیُرَوِّحْهَا فِی السَّاعَاتِ، وَلْـیُمْهِلْهَا عِنْدَ النِّطَافِ وَالاَْعْشَابِ، حَتَّى تَأْتِیَنَا بِإِذْنِ اللهِ بُدَّناً مُنْقِیَات، غَیْرَ مُتْعَبَات وَلاَ مَجْهُودَات، لِنَقْسِمَهَا عَلَى کِتَابِ اللهِ وَسُنَّةِ نَبِیِّهِ علیه السلام».

به نظر می رسد بر رعایت حقوق حیواناتی که به منزلة زکات در دست کارگزارش قرار دارند، تأکید و اهتمام بیشتری دارند؛ زیرا این نوع حیوانات، اسیر آن کارگزارند و مال دیگران هستند، نه مال آن کارگزار، بنابراین، بیم آن داشته است چه بسا که کارگزار به سیری و گرسنگی و چاقی و لاغری آنها توجه نداشته باشد و به آن اهمیت ندهد. از این روی، (ع) بر رعایت حقوق حیواناتی که در دست غیرمالکان آنها هستند و سود مستقیمی برای نگهداری کنندگان ندارد، حساسیت بیشتری نشان می دهد. نکتة قابل توجه اینکه حضرت، حفظ و رعایت حقوق حیوانات را به نظام دینی و الهی نسبت می دهد و برای این کار اجر و مزد ا وی و معنوی قائل می شوند: «فَإِنَّ ذلِکَ أَعْظَمُ لاَِجْرِکَ، وَأَقْرَبُ لِرُشْدِکَ، إِنْ شَاءَ اللهُ».

المؤمنین (ع) به حیوانات بیمار و ش ته پا و پیر و فرسوده نیز توجه دارد و از گرفتن آنها بجای زکات نهی می کند: زیرا این کار مست م حرکت دادن و طی راه های طولانی است و بی تردید چنین حیواناتی در راه اذیت خواهند شد: «وَلاَ تَأْخُذَنَّ عَوْداً، وَلاَ هَرِمَةً، وَلاَ مَکْسُورَةً، وَلاَ مَهْلُوسَةً، وَلاَ ذَاتَ عَوَار». علی (ع) به کارگزارش تأکید می کند که حیوانات را به فردی خیرخواه و مهربان و درستکار و امین بسپارد تا آنها را آزار ندهد: «و بر آن مگمار جز خیرخواهی مهربان، و درستکاری نگاهبان که نه بر آنان درشتی کند و زیا ن شان رساند ونه مانده شان سازد و نه خسته شان گرداند». حقوق حیوانات و عد نسبت به آنها در سیرة علوی تا آنجا مورد تأکید و سفارش است و اهمیت دارد که حضرت در مقابل تمام هستی و اقلیم هفتگانه، حاضر به گرفتن پوست جویی از دهان مورچه ای به ظلم و ناروا نیست: «وَاللهِ لَوْ أُعْطِیتُ الاَْقَالِیمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلاَکِهَا، عَلَى أَنْ أَعْصِیَ اللهَ فِی نَمْلَة أَسْلُبُهَا جِلْبَ شَعِیرَة مَا فَعَلْتُهُ...». حضرت (ع) در هنگام ضربت خوردنش توسط ابن ملجم لعنة الله علیه، به حسن (ع) و حسین (ع) سفارش می کند که پس از شهادت ایشان، بیشتر از یک ضربه را بر ابن ملجم نزنید و او را مُثله نکنید و سپس با اشاره به سخن (ص)، مثله را حتی نسبت به سگ هم نهی می کند: «انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ، فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَة، وَلاَ یُمَثَّلُ بِالرَّجُلِ، فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(ص) یَقُولُ: «إِیَّاکُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بَالْکَلْبِ الْعَقُورِ». در حدیثی از حضرت دربارة ذبح چنین آمده است: « را نزد و شتر را نزد شتر ذبح مکن؛ در حالی که آن دیگری به او می نگرد»؛ یعنی احساسات حیوانات را نیز باید در نظر گرفت. در جای دیگر نیز بر نگهداری از حیوانات، به ویژه تأکید می فرماید: «بهترین چیزی که انسان در خانه برای خانوادة خود تهیه می کند، است. هر در منزل خود ی داشته باشد، در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقدیس می کنند».

2-3. سیرة علوی و اهتمام به پرندگان، شگفتی های آفرینش

پرندگان به منزلة مخلوقات خداوند و نشانه های خلقت بی بدیل خالق هستی، مورد توجه قرآن و نهج البلاغه قرار گرفته است. در قرآن کریم، به داستان پرندگان از قبیل هدهد، غراب (کلاغ)، طیر اب ل و... از زوایای مختلف اشاره، و گاهی به عنوان الگوی رفتاری و پندآموز انسان معرفی شده است. در سوره مائده، پس از اینکه یکی از دو فرزندان آدم، برادر خود را به قتل می رساند، خداوند کلاغی را می فرستد تا به قاتل، روش پوشیدن و دفن جسد برادر را نشان دهد. و در نتیجه، برادر قاتل پند می گیرد و همان گونه عمل می کند و پشیمان می شود: «سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین، جستجو(کندوکاو) می کرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «وای بر من! آیا من ناتوان تر از آن هستم که مانند این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوایی، و بر اثر فشار وجدان) از نادمان شد».(مائده: 31)

در نهج البلاغه نیز در موارد متعددی به توصیف پرندگان و نوع زندگی و پرواز آنها پرداخته شده است؛ از جمله، در خطبه 165، حضرت به وصف پرندگان، به ویژه طاووس می پردازد و در حقیقت با این خطبه می خواهد بشر را به شگفتی های جهان خلقت و قدرت لایزالی خالق متوجه و متنبه کند و به تفکر در ملکوت مالک هستی وادارد.

حضرت در این خطبه به آفرینش شگفت جانداران و مردگان و آرام گرفتگان و جنبندگان، اشاره می کند و آنها را شاهدان روشن خلقت و صنع و قدرت خداوند می داند. «ابتدعهم خلقا عجیبا من حیوان و موات، و ن و ذی حرکات. فاقام من شواهد البیّنات علی لطیف صنعته و عظیم قدرته ما انقادت له العقول معترفة به و مسلِّمة له». سپس حضرت گونه گونه بودن پرندگان را به عنوان دلایل و نشانه های و حدانیت خداوند معرفی می کند: «و نعقت فی اسماعنا دلائله علی وحدانیته و ما ذرأ من مختلف صور الاطیار ی أسکنها أخادید الارض و وق فجاجها و رواسی اعلامها من ذات اجنحة مختلفة م هیأت متبایتة...». (ع) در این خطبه به انواع پرندگان اشاره می کند: « دسته ای از این پرندگان را که فربه بودند، از بالا رفتن و سبک پ در آسمان باز داشت و به پرواز در زمین واگذاشت و مرتّب شان فرمود با رنگی جدا که هر یک را بود، به مهارت در قدرت و باریکی در صنعت. بر دسته ای از آنها یک رنگ ریخته است و رنگی دیگر بدان نیامیخته است...». علی (ع) در این خطبه به صورت جزئی تر و دقیق تر طاووس و خلقت وی را یکی از زیست کنندگان محیط پیرامونی انسان مطرح می کند: «و من اعجبها خلقا الطاووس الذی اقامه فی احکم تعدیل و نضّد الوانه فی احسن تنضید بجنانح اشرج قصبه و ذنب اطال مسبحه...». بدون شک توجه به جزئیات یک پرنده از قبیل پَر، دُم، بال، سر، رنگ، راه رفتن، ناز و کرشمه، کبر و غرور و حتی پیش ماده رفتنش، نگریستن به پر خویش، پوشش زیبا، قهقهه، اندوه و پاهای لاغر و سیه فام، همه هزار نکتة باریک تر از مو دارد و اهمیت این پرندگان را به مثابه موجودات جهان خلقت می رساند تا بشر هم از زیبایی و دستاوردهای آنها سود ببرد و هم به تأمل و تفکر در آفرینش فرو رود و هم از آنها به طور معتدل و منطقی بهره برداری کند.

بدیهی است اهتمام حضرت به طاووس و دیگر پرندگان، تنبیه، هشدار و تأکیدی است بر حمایت همه جانبة بشر از این موجودات زیست محیطی و پرهیز از آزار و اذیت و ت یب و هلاک آنها. ایشان بشر را به تدبر و تفکر در خلقت ریزترین موجودات دعوت می کند و آنها را وادار می سازد تا از ریزترین موجودات به عظمت و قدرت خالق نظام هستی پی ببرند. در این میان به مورچه و ملخ، به منزلة دو موجود ریز اشاره می کند:

به مورچه و کوچکی جثة آن بنگرید که چگونه لطافت خلقت او با چشم و شه انسان درک نمی شود. نگاه کنید چگونه روی زمین راه می رود ... و اگر خواهی در شگفتی ملخ سخن گو که خدا برای او دو چشم سرخ با دو حدقه چنان ماه تابان آفرید و به او گوش پنهان و دهانی متناسب اندامش بخشیده است. دارای حواس نیرومند و دو دندان پیشین که گیاهان را می چیند و دو پای داس مانند که اشیاء را برمی دارد ... ملخ ها نیرومندانه وارد کشتزار می شوند و آنچه میل دارند می خورند؛ در حالی که تمام اندام شان به اندازه یک انگشت باریک نیست.

بدیهی است دقّت حضرت در توصیف این موجود و تشریح ساختمان بدن ریزترین آنها، نشانگر اهمیت این موجودات در جهان هستی است. بنابراین، همان گونه که قبلاً گفته شد، این موجودات زیبا و با اهمیت از این روی که مخلوق و مصنوع خداوندند و به دلیل ارتباطی که با او دارند و متعلق به اویند، باید مورد توجه و مهرورزی انسان قرار گیرند. انسان نیز همان طور که در برابر خداوند مسئول است، در برابر مخلوقات او نیز مسئولیت دارد. حضرت (ع) موجودات و حیوانان و پرندگان و به طور کلی محیط زیست را عناصری به هم پیوسته و مکمل یکدیگر می داند که به رغم اختلاف ها و تفاوت ها، ارزش ذاتی ی انی در نظام هستی دارند:

اگر شه ات را بکار گیری تا به راز آفرینش پی برده باشی، دلایل روشن به تو خواهند گفت که آفریننده مورچه کوچک همان آفریدگار درخت بزرگ ماست؛ به جهت دقّتی که جدا جدا در آفرینش هر چیزی بکار رفته، و اختلافات و تفاوت های پیچده ای که در خلقت هر پدیده حیاتی نهفته است، همه موجودات سنگین و سبک، نیرومند و ضعیف، در اصول حیات و هستی ی انند، و خلقت آسمان و هوا و بادها و آب یکی است.

حضرت سپس همة پدیده های پیرامون و زیست محیط را نشانه های روشن پروردگار می داند: «پس شه کن در آفتاب و ماه، درخت و گیاه، آب و سنگ، و اختلاف شب و روز و جوشش دریاها، و فراوانی کوه ها، بلندى‏قله‏ها، و گوناگونی لغت ها، و تفاوت زبان ها که نشانه های روشن پروردگارند. پس وای بر آن که تقدیرکننده را نپذیرد و تدبیر کننده را انکار کند».

3-3. رویکرد نهج البلاغه به آبادانی و بهره وری زمین

آبادانی زمین یکی از مواردی است که در نهج البلاغه بدان توجه شده است. (ع)، میان گرفتن اج و آبادنی ارتباط تنگاتنگی را لحاظ می کند؛ ایشان معتقد است گرفتن اج باید به گونه ای باشد که به زمین و کشت و محصول آسیب نرساند: «و تفقد أمر ال اج بما یصلح اهله وفانّ فی صلاحه و صلاحهم صلاحا لمن سواهم و لا صلاح لمن سواهم الّا بهم لانّ الناس کلّهم عِیال علی ال اج و اهله و لیکن نظرک فی عِمارة الارض أبلغ من نظرک فی استجلاب ال اج لأنّ ذلک لایدرک الا بالعمارة...» حضرت در این نامه تنگدستی نان زمین را باعث ویرانی آن می داند و در این میان، نقش والیان و کارگزاران را مهم و برجسته معرفی می کند: «... و زمین جز با تنگدستی نان آن ویران نشود. مردم ا هنگامی تنگدست گردند که والیان روی به گردآوری مال آرند...». حضرت حتی در دعای طلب باران، به آبادانی و سرسبزی و گیاهان و حیوانات توجه می کند:

خدواندا کوه های ما از بی آبی شکاف خورده و زمین ما غبار آلود و دام های ما در آغل های خود سرگردانند و چون زن بچه مرده فریاد می کنند ... خدایا بارانی ده که بسیار ببارد تا زمین های بلند ما پر گیاه شود و در زمین های پست روان گردد و نعمت های فراوان در اطراف ما گسترش یابد تا با آن میوه های ما بسیار، گله های ما زنده و فراوان، و سرزمین های دورتر از ما بهره مند گردند ... خدایا بارانی ده دانه درشت که پیاپی برای سیراب شدن گیاهان ما ببارد...

حضرت در خطبه 91، فلسفة هبوط آدم را آبادانی زمین معرفی می کند: «هنگامى که زمین را آمادة س ت نمود و فرمان خویش را جارى ساخت، آدم (ع) را از میان مخلوقاتش برگزید ... پس از توبه او را از بهشت ‏به زمین فرستاد تا با نسل خود زمین را آباد سازد و بدین وسیله حجت را بر بندگان تمام کرد». (ع) در جای دیگر به درختکاری و حفاظت از درختان نخل توصیه می فرماید: «... با ی این اموال در دست اوست شرط می کنم اصل مال را حفظ کرده، تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند و هرگز نهال های درخت ما را نفروشند تا همة این سرزمین یکپارچه به گونه ای زیر درختان ما قرار گیرد که راه یافتن در آن دشوار شود». در سخنان (ع) چند نکته اهمیت دارد: 1. نگاه اقتصادی به زمین و درختان و تأکید بر انتفاع از میوه و ثمره و حفظ اصل آنها؛ 2. تأکید بر یکپارچه سازی مزارع کشاورزی که در دنیای معاصر در بخش کشاورزی به آن توصیه می شود؛ 3. نگاه زیباشناسانه به درختان، علاوه بر استفاده از میوه و فایده های مادی آنها. به عبارت دیگر، حضرت معتقد است که افزون بر میوه دهی و نقش اقتصادی، از درختان می توان برای لذت بخشی چشم و ایجاد آسایش روحی و روانی نیز بهره مند شد.

نتیجه گیری

خداوند با مس قراردادن آسمان و زمین برای انسان ـ خلیفه خدا بر روی زمین ـ به معرفی نعمت های دنیوی و موارد استفاده و کاربرد آنها می پردازد، امّا اینها همه به معنای ایجاد حق ویران طبیعت یا استفاده های بی حدوحصر و نابجا از زمین و ا یستم ها و زیست بوم های مختلف نیست تا حق با لین وایت و دیگر م عان اخلاق زیست محیط غربی باشد که ادیان آسمانی را عامل اساسی ت یب محیط زیست می دانند. در منابع دینی، به ویژه نهج البلاغه هر جا سخن از استفاده و برخورداری از مواهب طبیعی است، به دنبال آن روش صحیح برخورد با زیست بوم ها و میزان و حدومرز و چگونگی استفاده از آنها بیان شده است. حضرت علی (ع) در نهج البلاغه، پدیده های طبیعی را به لحاظ داشتن ویژگی هایی همچون زیبایی و خدمت رسانی به انسان، دارای ارزش می داند و آنها را وسیله ای برای تأمل و تفکر انسان برای پی بردن به قدرت و عظمت و دانایی خالق هستی می داند. از این روی، بر رعایت رفتار عادلانه و توجه و اهتمام به زیست بوم ها به طور ویژه تأکید می کند و راه کارهای عینی استفادة درست از موهبت های الهی را پیش روی انسان های عادی قرار می دهند. علی (ع)، در نهج البلاغه به تنظیم رفتار کارگزارنش، در بهره برداری از حیوانات به گونه ای دقیق و قابل توجه پرداخته است. حضرت، سِیری و راحتی گوساله و نوزاد را معیار و میزان بهره برداری از شیر ماده می داند و سواری بر چا ایان را تا حدّی مجاز می داند که مرکب، خسته و رنجور نشود. اقلیم های هفت گانه را در مقابل سلب پوست جوی به ناحقّ از دهان مورچه، جایز نمی داند. پرندگان را نشانه ها و دلایل شگفت انگیز جهان آفرینش و قدرت لایتناهی خالق هستی می داند و انسان را به تدبّر و تامّل در خلقت آنها، تشویق، توصیه و امر می کند. به اعتقاد نگارنده، منشأ اشتباه های م عان اخلاق زیست محیطی در انتساب ت یب محیط زیست به آموزه های آسمانی و ادیان الهی، به این نکته برمی گردد که انسان، حیوان یا گیاهان را محور اخلاق می دانند؛ در حالی که بر اساس آموزه های دینی، اخلاق زیست محیطی، اخلاقی خدامحور می باشد. در این دیدگاه، استفاده از پدیده های طبیعی بر اساس نیاز و ضرورت، جایز و استفاده نابجا و بی حدّ و حصر ممنوع شده است.

منابع

نهج البلاغه، گردآوری محمدبن حسین شریف الرضیّ، ترجمه سیدجعفر شهیدی، چ بیست و یکم، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1380.

پرتوی از نهج البلاغه (با نقل منابع و تطبیق با روایات مآخذ دیگر)، ویراستاری محمدمهدی جعفری، گردآوری محمدبن حسین شریف الرضیّ، ترجمه محمود طالقانی، ، چ دوم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد ی، 1374.

ابن الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالجیل، المجلد السابع، بی تا.

بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، بحرین، مکتبة ف اوی، بی تا.

امین زاده، بهناز، «جهان بینی دینی و محیط زیست درآمدی بر نگرش به طبیعت»، محیط شناسی، ش 30، 1381، ص 97-107.

تاریمرادی، احسان و محمد تقی فخلعی، «مبانی و احکام فقهی محیط زیست»، مطالعات ی، ش 71، بهار، 1385، ص 31-66.

جعفری، محمد تقیّ، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، چ ششم، ج هفتم، تهران، دفتر نشر فرهنگ ی، 1385.

جمعی ازنویسندگان، اخلاق کاربردی، قم، پژوهشگاه علوم وفرهنگ ی، 1386.

چاپمن، آدری آر، و همکاران، علم و الاهیات، ترجمه ابو الفضل حقیری، تهران، موسسه فرهنگی دانش و شه معاصر، 1385.

دشتی، محمد و سیّد کاظم محمدی، المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه، قم، مشهور، 1380.

شریفی، احمدحسین، آئین زندگی(اخلاق کاربردی)، تدوین نهاد نمایندگی ی در ها، مرکز برنامه ریزی و تدوین متون درسی، قم، دفتر نشر معارف، 1384.

طاهری، حبیب الله، درس هایی از اخلاق ی، چ یازدهم، قم، دفتر انتشارات ی، 1384.

طوسی، خواجه نصیر الدین، اخلاق ناصری، قم، شه، بی تا.

طوسی، ابوجعفرمحمدبن حسن، تهذیب الاحکام، چ چهارم، تهران، دارالکتب ال یه، 1407ق.

عابدی سروستانی، احمد و همکاران، «ماهیت و دیدگاه های اخلاق زیست محیطی با تأکید بر دیدگاه ی»، اخلاق و علوم و فناوری، سال دوم، ش 1و2، 1386، صص 59-68.

مجلسی، محمدباقر بن محمد تقی، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، 1404ق.


تاریخچه مشهد

در هر آفرینش بهانه ای هست، در هر ساخت، در هر زایش، در خلقت انسان، در ساختن چتر، در کاشت هر دانه گندم، برای کشیدن هر دیوار، شهر هم برای تولدش بهانه ای دارد. بعضی ا را خاکشان بهانه آبادانی می شود، بعضی ها آب، چندی تجارت، و مشهد را عشق ساخته. پا که به خاکش می گذاری، حواست باشد هوای دلت را داشته باشی که بی هوا نماند.

به درون خاطرات شهر که بیایی، در میان همه گرد و غبارهایش یک باغ سبز هست، باغ حمیدبن قحطبه طایی. قبل از آن این خاک خیلی تنها بود تا که آقایی آمد و تنهایی شهر و مردمانش را برای همیشه کشت. اینجا هر وقت دلت گرفت، کافی است بگویی «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)»

مشهد در آغاز قرن سوم متولد شد، در یک روز تلخ وقتی یک ستاره بر خاک افتاده بود، صدای گریه می آمد، جگری خونین بود، خورشید به شهادت رسیده بود.

کمی آن سوتر توس است. شهری با برج های ویران، شهری خا تری که در کابوس هایش همواره آتش است که می سوزد، خون است که می ریزد توس است که می میرد. اینک در میانه اش فردوسی ه با حنجره ای که دلیری ها، میهن پرستی ها و ایران را خوانده است. با تک تک کلمات شاهنامه. در اساطیر آمده است که فرمان ساخت توس را جمشید، پادشاه کیانی داد. با هجوم خون ریز تورانیان این شهر ویران شد. توس نوذر سپه سالار کیخسرو شهریار ایران زمین، کمربست به آبادانی این شهر و نام خود بر آن نهاد. توس ۹۰۰ سال در این شهر زیست و مرد. اینک تنش ذره ذره بر باد می رود پای دیوارهای ویرانه توس، جایی که مارها فلس می اندازند.

توس کجاست؟

توس نه نام یک شهر بلکه نام منطقه ای وسیع بوده است، که در بطن آن ایی می تپیده است همچون نوغان و طابران که از آبادترین این ا بوده اند؛ در برگ های تاریخ آورده اند که این دو شهر هزار قریه آبادی را در بر می گرفته است. در طول تاریخ گاه نوغان اعتبار افزون یافته و گاهی طابران. نوغان اینک در دل شهر قرار گرفته و شور و شر گذشته اش در فریادهای میدان تره بار، هنوز جاری است. طابران در بیست کیلومتری غربی شهر مشهد قرار دارد، با بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آنرا قصر مأمون می خوانند و بنایی که به بقعه هارونیه مشهور است.

با پاهای خسته یزدگرد

توس در دوره ساسانی در مسیر تجاری و حکومتی گرگان ـ نیشابور به مرو ـ بلخ بوده است. عبور جاده ابریشم از آن و قرار گرفتن در مسیر تجاری و حکومتی باعث آبادانی این شهر می شود.

در سالهای پایانی حکومت ساسانیان شهر توس جزء اصلی ترین ای مرزی ایران زمین بوده است.

آنگاه که یزدگرد از مقابل یان عرب گریخت به اسان روی آورد و به توس رسید. از حاکم توس و مرزبان خود پناه خواست. حاکم توس می دانست حضور پادشاه امکان یورش مسلمان ها را افزایش می دهد، او به این بهانه که شهر توس گنجایش موکب پادشاهی را ندارد، یزدگرد را مغموم و دلسرد راهی مرو کرد. حاکم مرو به استقبال تن خسته و در به در یزدگرد شتافت، یزدگرد در همان حال از حاکم مرو اج عقب افتاده و الواح مالی مرو را بازخواست، حاکم قصد کشتن یزدگرد را کرد. یزدگرد گریخت، پادشاهی بدون ، با پاهای خسته اسبش با تن گرسنه خودش به آسی پناه برد. آسیابان به وسوسه جواهرات در سال ۳۱ هجری خون یزدگرد را می ریزد و حکومت چهارصد ساله ساسانیان پایان می گیرد.
در بامداد

توس در زمان خلافت عثمان فتح شد و ندای و به گوش مردم این سرزمین رسید. در سال ۳۵ هجری خواجه ربیع ابن خثیم از زهاد هشتگانه صدر و از تابعین ( انی که صحابه پیغمبر(ص) را درک د) به توس مهاجرت کرد. خواجه و دوست علی علیه السلام بود. نمی توانست انحراف و کاخ سازی معاویه را که خویشش بود ببیند، دلخسته و غمگین به این منطقه آمد ولایت علی(ع) و عشق علی(ع) را به مردم این منطقه آموخت و در سال ۶۱ رحلت کرد.

حکومت تاریک و تلخ امویان به شمشیر ایرانی، ابومسلم از هم پاشید، عباسیان این قوم فتنه گر با حیله و نیرنگ تن جوان را به خاک مهمان د و خون سرخ ابومسلم تا ابد بر دفتر تاریخ نقش بست.
خورشید بر خاک می افتد

بی کفایتی والیان عباسی و ظلم و جور آنها باعث شد تا فریاد خواهی از حنجره مردم اسان برآید و سر به شورش بر دارند. آشوب تا به آنجا بالا گرفت که هارون الرشید، در سال ۱۸۹ برای سرکوب فریاد دادخواهی رهسپار ولایت شرقی شد. فرماندار اسان، علی بن عیسی فرصت طلبانه با هدایای بسیار که با به بند کشیدن گوشت و استخوان و مردم اسان به چنگ آورده بود به ری نزد هارون شتافت. هارون او را به حکمرانی و ظلمرانی پایدار داشت. پس از ی ال، شورش از حد گذشت، هارون وی را بر کنار کرد و در سال ۱۹۲ خود برای استقرار امنیت کامل راهی اسان شد. در بهار وقتی دشت توس را عطر خاک و باران مسخ می کرد و بادهای شمالی تن را مور مور، هارون با تنی رنجور و بیمار به توس رسید. بیماری شدت گرفت، هارون درگذشت و در سناباد در تالار کاخ بزرگ باغ حمیدبن قحطبه به خاک س شد.

این کاخ مرکز تحولات در توس آن زمان بوده است. حضرت رضا(ع) هنگام عزیمت به مرو در این باغ اقامت د. مأمون برای جلب حمایت شیعیان و رسیدن به حکومتی دی ا، با فراخوانی و اجبار رضا(ع) به پذیرش ولایتعهدی، (ع) را در دهم شوال سال ۲۰۱ از مدینه به مرو آورد. سیاستمدارانه دستور داد تا با نام مبارک (ع) خطبه بخوانند و سکه بزنند. ی ال و نیم بعد و پس از سپری شدن ماه هایی پر از حادثه، مأمون را همراه خود کرد و مرو را به قصد بغداد پشت سر گذاشت. مأمون ابتدا در سرخس زیرک خود فضل بن سهل را کشت. آنگاه به توس رسید، در نوغان توقف کرد و در همان درنگ کوتاه نقشه پلید خود را به اجرا در آورد و را به شهادت رسانید.

حضرت را کنار قبر مأمون قاتل پدرش به خاک سپردند. زائرانش گرد تا گردش سکنا گزیدند و هسته اولیه شهر مشهد تشکیل شد.
سامانیان اولین آبادگران

بعد از حکومت پلید امویان و عباسیان، در دوره سامانیان است که توس دوباره از خا تر ویرانی سر بر می آورد و با نام یک شهر آباد بر تارک تاریخ می درخشد.

از اولین انی که گام برداشت بر م لرضا(ع)، ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسی، حاکم توس و مشهور به کنارنگ بود.

در نوجوانی فردوسی اولین شاهنامه منثور به دستور او در شهر طابران تدوین شد. فردوسی در دیباچه شاهنامه از این ایرانی نژاد با احترام زیاد یاد کرده است:

یکی پهلوان بود دهقان نژاد

دلیر و بزرگ و دمند و راد
شیخ صدوق از قول ابومنصور نوشته است:

«من در جوانی اعتقادی به حرم و مشهد حضرت رضا علیه السلام نداشتم و گاه مزاحم زائران آن حرم می شدم تا اینکه روزی به هنگام شکار، آهویی دنبال و آن حیوان به دیوار حرم پناه برد. یوزی که در پی آهو دوانده بودم چون به کنار دیوار رسید از تعقیب آهو باز ایستاد تا اینکه حیوانک به درون روضه حضرت رفت اما چون به درون حرم رفتم اثری از آن نیافتم. از آن روز با خدای خود عهد بستم که زائران حضرت رضا علیه السلام را نیازارم و به آبادانی حرمش بپردازم. پس از آن هرگاه مشکلی برایم پیش می آمد به زیارت حرم حضرت می شتافتم و حاجت خویش را از او می خواستم، چنان که فرزند پسری خواستم و حاجتم برآورده شد.»

بعد از او نیز دیگر ان سامانی بر این امر اهتمام ورزیدند.
غزنویان
شاهی می رود و شاه دیگری بر اریکه می نشیند، در این تصویر تاریخ. در زمان سلطان محمود به آبادانی توس به دلیل موقعیت نظامی ـ تجاری اش توجه ویژه ای شد. الفسوری بن معتز، والی اسان در زمان سلطان مسعود اولین مناره را برای حرم مطهر ساخت، قنات سناباد را که خشک شده بود بازسازی کرد، کاروانسرایی ساخت تا زائران خورشید با پاهای پینه بسته جایی برای غنودن داشته باشند.
از سلا ه تا خون سرخ ایرانی

سلطان سنجر جوان بخت به تخت نشست. اولین باروی مشهد در این دوره کشیده شد و آن هم به سبب جنگی بود که در روز عاشورای سال ۵۱۰ قمری میان علویان شهر مشهد با یکی از فقهای شهر تابران توس رخ داد. اهالی شهر توس با شمشیرهای آخته به مشهد هجوم آوردند و عده ای از مردم مشهد را شهید د. عضدالدین فرامرز علی، بارویی احداث کرد. وی شیعه مذهب بود و ایرانی نژاد. جایگاه والایش در کنار سلاطین سلجوقی هنوز هم نگاه تاریخ را مبهوت نگاه داشته است.

در آبادانی م لرضا(ع) بسیار کوشید، در زمان او گنبدی بر فراز بقعه نهاده شد. ترکان زمرد ملک دختر، خواهرزاده سلطان سنجر ازاره حرم مطهر را با کاشی های نفیس سنجری با تاریخ اثنی عشر و خمس مائه آراست. مسجد بالاسر نیز در زمان وی احداث شد.

از شاه گریزان، خون ما بر شمشیر مغول ماند

چه ت داری ای تاریخ، ای کژپرست و راست کش! چه صبری داری بر این ظلم و جور؟! هر گوشه ات خون است. خون سرخ ایرانی، خون سرخ بیگناه. ایران مغموم من چگونه تاب آوردی و نمردی از سوگ آن همه انسان مرده بر شمشیر مغول؟

از میان ساداتی که پس از علویان و ساداتی که پس شهادت حضرت رضا علیه السلام روی به این شهر آورده بودند، سادات از همه مقدمتر بودند و تأثیر بسیاری بر آبادانی مشهد بعد از حمله مغول گذاشتند. در آن روزگار سادات هر شهر، بزرگی برای انجام امور صنفی انتخاب می د، لقب یا شهرت این فرد نقیب بود. وجود همین نقبا باعث شد که مغولها پس از کشتار بسیار از ویران مشهد صرف نظر کنند، در چند دوره همین نقبا بر مشهد حکومت د.

شهر مشهد در دست شاهرخ و گوهرشاد (تیموریان)

شهر مشهد تا دوره تیموریان یکی از ای کم اهمیت اسان بود، اما پس از آنکه شهر تابران توس توسط میرانشاه پسر تیمور ویران شد و بیشتر مردمش قتل عام شدند، شهر مشهد بزرگترین مرکز مس ی ولایت توس شد.

اهالی تابران شروع به مهاجرت به مشهد د. با رسیدن حکومت به شاهرخ پسر تیمور در سال ۸۰۷، وی ابتدا فرزند خویش الغ بیگ سپس فرزند دیگرش بایسنقر را والی و حکمران اسان غربی با مرکزیت مشهد کرد و او آغاز به آبادانی این شهر نمود. مرکز حکومت شاهرخ هرات بود، سمرقند (مرکز حکومت ماوراء النهر) و مشهد مهمترین ای قلمرو وی شدند.

شاهرخ چهار باغ را در مشهد ساخت، چهارباغ مرکز حکومت اسان و در واقع کاخ حکومتی بود. همزمان با اقدام شاهرخ، همسرش گوهرشاد یکی از باشکوه ترین و بزرگترین مساجد جامع را به نام مسجد جامع گوهرشاد ساخت. این خانواده هنر دوست نقش خوشی از خویش در این شهر گذاشته اند.

توجه شاهرخ و فرزندانش به مشهد باعث افزایش جمعیت و کمبود آب در پایان سده نهم شد. علیشیر نوایی کاردان سلطان حسین بایقرا با هزینه شخصی اقدام به حفر کانالی چند فرسخی جهت انتقال آب چشمه گلسب (گیلاس کنونی) از غرب شهر تابران توس به مشهد کرد.

این اقدام نه تنها مضیقه آب را در مشهد برطرف کرد، بلکه باعث آبادانی و توسعه روز افزون مشهد در دو قرن بعد شد.
«با پاهای پیاده سلطان تا پابوس سلطان»

غارتگر بودند، ازبکان را می گویم. در اسان از ترس شمشیر ازبکان نمی شد سر به بالین گذاشت. شاه تهماسب در سالهای ۹۴۰ تا ۹۴۲ بارویی نو در مشهد احداث کرد. این بارو ۹ کیلومتر طول داشت و امنیت چند ساله مردم مشهد را فراهم آورد. شاه تهماسب فرزند شاه اسماعیل و دومین پادشاه صفوی بود.

یکی دیگر از اقدامات شاه تهماسب طلا اندود گنبد حرم مطهر بود، که ابتکاری جالب و بدیع در به شمار می رود.
شاه عباس متولد و بزرگ شده مشهد بود. در سال ۹۹۵ قمری بر روی کوهسنگی مشهد تاج شاهی ایران بر سر گذاشت. مشهد را از تصرف ۱۰ ساله قوم ازبک آزاد کرد و توجه ویژه ای به این شهر داشت. در سال ۱۰۱۰ قمری پیاده از اصفهان به مشهد آمد. مهمترین کار او احداث خیابانی به طول تقریبی سه کیلومتر از غرب به شرق مشهد بود. دو دروازه جدید در غرب و شرق خیابان به نامهای بالا خیابان و پایین خیابان احداث کرد. درون خیابان مزبور کانالی حفر شد و آب چشمه گلسب را که قبلاً علیشیر به مشهد منتقل کرده بود به اضافه آب قنات تازه احداث شده از میان آن جاری ساختند. با این شرط که از آب مزبور تا وقتی از دروازه پایین خارج می شود هیچ برای زراعت و مصارف کلی استفاده نکند.

احداث خیابان چهره مشهد را عوض کرد. آب امکان جمعیت پذیری این شهر را بالا برد و توسعه آن را طی صد و پنجاه سال بعد تا زمان نادرشاه ممکن کرد. شاه عباس در سال ۱۰۲۳ قمری موقوفات کریمانه ای را به نگهداری آب مشهد اختصاص داد.

مقبره خواجه ربیع به امر شاه عباس تجدید بنا شد. چند تن از ت مردان وی نیز بناهای عام المنفعه دیگری در مشهد احداث د، که از آنان می توان به مهدی قلی بیک میرآخور (بانی مهدی قلی بیک مشهور به شاه) اشاره کرد، مهدی قلی بیک و میرآخور شاه ایران بود که گنبد مشهور الله وردی خان را ساخت و اینک الله وردی خان خود نیز زیر گنبدش ه است. مشهد به همت شاه عباس و تمردان او تبدیل به شهری ممتاز شد. بناهای گنبد سبز و مقبره پیر پالاندوز که به دو تن از عرفای شیعه مذهب ذهبیه اختصاص دارند، در همان زمان احداث شده اند.

تنها در نیمه دوم قرن یازدهم قمری حدود ده مدرسه بزرگ که هر یک به منزله ی بود در مشهد ساخته شد. با افزایش امکانات شهری و همچنین ساخته شدن مدرسه ها، سطح علمی مشهد بسیار بالا رفت و تبدیل به یک قطب علمی در کشور شد.
از ملک محمود سیستانی تا نادر

مشهد برخلاف دیگر ای بزرگ قدیم تا نیمه قرن دوازده قمری فاقد ارگ بوده است. ارگ ها عموماً در مراکز ا یا حواشی آنها احداث می شدند و محل استقرار حاکم و نظامیان تحت فرمان آنها بودند. ارگ هر شهر قلب دفاعی آن و آ ین محل مقابله با دشمنان بود. در مشهد حرم حضرت رضا علیه السلام نقش قلب دفاعی شهر را ایفا می کرد. در آغاز سده نهم، مشهد حکومت نشین شد و شاهرخ چهارباغ را به منظور استقرار حکام احداث کرد. در پایان دوره صفوی افغانها هجوم آوردند، ملک محمود سیستانی نیز مشهد را متصرف شد. ملک محمود در مشهد احساس ناامنی می کرد بدان سبب طی دو سال ۱۱۳۶-۱۱۳۵ در سمت دروازه سراب قلعه ارگ را احداث کرد و همین که ان صفوی به مشهد رسیدند، کوچ و بنه خود را برداشته و به داخل قلعه پناه برد.

نادر قلی بیک حاکم ورد بود. با کمک شاه تهماسب مشهد را از ملک محمود باز پس گرفت و حاکم اسان شد. پس از آنکه افغان ها را ا اج کرده و به شاهی رسید. مشهد را مرکز حکومت خود قرار داد.

از آنجا که شهر مشهد محل زندگانی خاندان نادر بود و فرمان های حکومتی از این شهر صادر می شد، این شهر مرکز کشور بود. نادر به دارالحکومتی درخور خود نیاز داشت. لذا همانند اصفهان در داخل چهارباغ بنای جدیدی به نام عمارت هشت بهشت ساخت. بعد از ساختن این عمارت و افزایش جمعیت مشهد، مشکل کمبود آب جدی شد. نادر آب بند گلستان را به مشهد، چهارباغ و حرم منتقل کرد و سپس باروی شهر مشهد را مرمت کرد.
مشهد شهر بی دفاع

اسان در نیمه اول سده سیزده قمری دستخوش خودسریها و طغیان حکام محلی شد. از سوی دیگر پیدایش کشور افغانستان، ج هرات از ایران، حملات منظم ازبک ها و پراکنده ترکمان ها که غارت اسان دیگر برایشان تبدیل به شغلی موروثی شده بود؛ اسان را به قهقرا برد، به این دلایل مشهد فرصت چندانی برای توسعه نداشت.

عباس میرزا ولیعهد ایران که اینک در حرم قدس رضوی در خاک است، والی اسان شد. ارگ قاجاری را مرمت کرد و توسعه داد.

اولین کارخانه برق ایران در سال ۱۲۷۹ شمسی بنا به دستور مظفرالدین شاه، از روسیه به قیمت ۸ هزار تومان یداری شد و تقدیم آستان قدس رضوی گردید. در محل بالا خیابان در کوچه ای معروف به چراغ برق نصب و راه اندازی شد. در میان بهت زائران، چشمهای گشاده شان از نور، شعری بر ایوان طلا روی تابلو نوشته شده بود با این مضمون:

شهی که شمع حریمش فروغ مشعل و ماه

چراغچی سزد او را مظفرالدین شاه
اولین آب لوله کشی در ایران نیز به مسجد گوهرشاد وقف شد، در سال ۱۲۹۴ خورشیدی توسط نیرال ه (والی اسان) که به آب منبع شهرت یافت.

پس از قرارداد آخال میان ایران و روسیه در سال ۱۲۹۹ قمری خطر هجوم ترکمانها تخفیف یافت و اهالی مشهد امکان ساخت خانه بیرون از باره شهر را یافتند.

این اتفاق به طور جدی از اوایل سده چهارده خورشیدی آغاز شد و اراضی جنوبی شهر تا کوهسنگی تبدیل به محل های مس ی گردید.
(پهلوی) یک قدم تا امروز

با تأمین امنیت اسان، مشهد شروع به رشد کرد و باز با کمبود آب مواجه شد. مصباح السلطنه اقدام به حفر چند رشته قنات در یکی از مناطق پر آب دشت توس یعنی روستای گناباد واقع در پنجاه کیلومتری شمال غرب مشهد و در مجاورت چشمه مشهور گلسب کرد و آب قنات ها را با احداث جویی به کوهسنگی منتقل کرد. جوی معروف به «جوی اسدی» یا «آب گناباد» تا حدود سال ۸۰ دارای آب بود.

مردم مشهد هم مانند همه مردم ایران فریاد داد خواهی بر ظلم حاکمان برداشتند و با قطره قطره خون خود با انقلاب را به پیروزی رساندند.

پس از انقلاب شکوهمند ی فضاهای زیارتی، فرهنگی مشهد به شدت افزایش پیدا کرد. اینک شما را تنها می گذارم، خوش سفری بود با شما از دیروز تا امروز.

و اینک مشهد شهری آبادان، با پیشرفته ترین امکانات شهری پذیرای دل های فسرده زائران است. کبوتران حرمش پرواز می کنند با دل های دردمند و ابرهای آسمانش می بارند پا به پای چشمهای خیره به گنبد طلایی آقا.


تاریخچه مشهد

در هر آفرینش بهانه ای هست، در هر ساخت، در هر زایش، در خلقت انسان، در ساختن چتر، در کاشت هر دانه گندم، برای کشیدن هر دیوار، شهر هم برای تولدش بهانه ای دارد. بعضی ا را خاکشان بهانه آبادانی می شود، بعضی ها آب، چندی تجارت، و مشهد را عشق ساخته. پا که به خاکش می گذاری، حواست باشد هوای دلت را داشته باشی که بی هوا نماند.

به درون خاطرات شهر که بیایی، در میان همه گرد و غبارهایش یک باغ سبز هست، باغ حمیدبن قحطبه طایی. قبل از آن این خاک خیلی تنها بود تا که آقایی آمد و تنهایی شهر و مردمانش را برای همیشه کشت. اینجا هر وقت دلت گرفت، کافی است بگویی «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)»

مشهد در آغاز قرن سوم متولد شد، در یک روز تلخ وقتی یک ستاره بر خاک افتاده بود، صدای گریه می آمد، جگری خونین بود، خورشید به شهادت رسیده بود.

کمی آن سوتر توس است. شهری با برج های ویران، شهری خا تری که در کابوس هایش همواره آتش است که می سوزد، خون است که می ریزد توس است که می میرد. اینک در میانه اش فردوسی ه با حنجره ای که دلیری ها، میهن پرستی ها و ایران را خوانده است. با تک تک کلمات شاهنامه. در اساطیر آمده است که فرمان ساخت توس را جمشید، پادشاه کیانی داد. با هجوم خون ریز تورانیان این شهر ویران شد. توس نوذر سپه سالار کیخسرو شهریار ایران زمین، کمربست به آبادانی این شهر و نام خود بر آن نهاد. توس ۹۰۰ سال در این شهر زیست و مرد. اینک تنش ذره ذره بر باد می رود پای دیوارهای ویرانه توس، جایی که مارها فلس می اندازند.

توس کجاست؟

توس نه نام یک شهر بلکه نام منطقه ای وسیع بوده است، که در بطن آن ایی می تپیده است همچون نوغان و طابران که از آبادترین این ا بوده اند؛ در برگ های تاریخ آورده اند که این دو شهر هزار قریه آبادی را در بر می گرفته است. در طول تاریخ گاه نوغان اعتبار افزون یافته و گاهی طابران. نوغان اینک در دل شهر قرار گرفته و شور و شر گذشته اش در فریادهای میدان تره بار، هنوز جاری است. طابران در بیست کیلومتری غربی شهر مشهد قرار دارد، با بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آنرا قصر مأمون می خوانند و بنایی که به بقعه هارونیه مشهور است.

با پاهای خسته یزدگرد

توس در دوره ساسانی در مسیر تجاری و حکومتی گرگان ـ نیشابور به مرو ـ بلخ بوده است. عبور جاده ابریشم از آن و قرار گرفتن در مسیر تجاری و حکومتی باعث آبادانی این شهر می شود.

در سالهای پایانی حکومت ساسانیان شهر توس جزء اصلی ترین ای مرزی ایران زمین بوده است.

آنگاه که یزدگرد از مقابل یان عرب گریخت به اسان روی آورد و به توس رسید. از حاکم توس و مرزبان خود پناه خواست. حاکم توس می دانست حضور پادشاه امکان یورش مسلمان ها را افزایش می دهد، او به این بهانه که شهر توس گنجایش موکب پادشاهی را ندارد، یزدگرد را مغموم و دلسرد راهی مرو کرد. حاکم مرو به استقبال تن خسته و در به در یزدگرد شتافت، یزدگرد در همان حال از حاکم مرو اج عقب افتاده و الواح مالی مرو را بازخواست، حاکم قصد کشتن یزدگرد را کرد. یزدگرد گریخت، پادشاهی بدون ، با پاهای خسته اسبش با تن گرسنه خودش به آسی پناه برد. آسیابان به وسوسه جواهرات در سال ۳۱ هجری خون یزدگرد را می ریزد و حکومت چهارصد ساله ساسانیان پایان می گیرد.
در بامداد

توس در زمان خلافت عثمان فتح شد و ندای و به گوش مردم این سرزمین رسید. در سال ۳۵ هجری خواجه ربیع ابن خثیم از زهاد هشتگانه صدر و از تابعین ( انی که صحابه پیغمبر(ص) را درک د) به توس مهاجرت کرد. خواجه و دوست علی علیه السلام بود. نمی توانست انحراف و کاخ سازی معاویه را که خویشش بود ببیند، دلخسته و غمگین به این منطقه آمد ولایت علی(ع) و عشق علی(ع) را به مردم این منطقه آموخت و در سال ۶۱ رحلت کرد.

حکومت تاریک و تلخ امویان به شمشیر ایرانی، ابومسلم از هم پاشید، عباسیان این قوم فتنه گر با حیله و نیرنگ تن جوان را به خاک مهمان د و خون سرخ ابومسلم تا ابد بر دفتر تاریخ نقش بست.
خورشید بر خاک می افتد

بی کفایتی والیان عباسی و ظلم و جور آنها باعث شد تا فریاد خواهی از حنجره مردم اسان برآید و سر به شورش بر دارند. آشوب تا به آنجا بالا گرفت که هارون الرشید، در سال ۱۸۹ برای سرکوب فریاد دادخواهی رهسپار ولایت شرقی شد. فرماندار اسان، علی بن عیسی فرصت طلبانه با هدایای بسیار که با به بند کشیدن گوشت و استخوان و مردم اسان به چنگ آورده بود به ری نزد هارون شتافت. هارون او را به حکمرانی و ظلمرانی پایدار داشت. پس از ی ال، شورش از حد گذشت، هارون وی را بر کنار کرد و در سال ۱۹۲ خود برای استقرار امنیت کامل راهی اسان شد. در بهار وقتی دشت توس را عطر خاک و باران مسخ می کرد و بادهای شمالی تن را مور مور، هارون با تنی رنجور و بیمار به توس رسید. بیماری شدت گرفت، هارون درگذشت و در سناباد در تالار کاخ بزرگ باغ حمیدبن قحطبه به خاک س شد.

این کاخ مرکز تحولات در توس آن زمان بوده است. حضرت رضا(ع) هنگام عزیمت به مرو در این باغ اقامت د. مأمون برای جلب حمایت شیعیان و رسیدن به حکومتی دی ا، با فراخوانی و اجبار رضا(ع) به پذیرش ولایتعهدی، (ع) را در دهم شوال سال ۲۰۱ از مدینه به مرو آورد. سیاستمدارانه دستور داد تا با نام مبارک (ع) خطبه بخوانند و سکه بزنند. ی ال و نیم بعد و پس از سپری شدن ماه هایی پر از حادثه، مأمون را همراه خود کرد و مرو را به قصد بغداد پشت سر گذاشت. مأمون ابتدا در سرخس زیرک خود فضل بن سهل را کشت. آنگاه به توس رسید، در نوغان توقف کرد و در همان درنگ کوتاه نقشه پلید خود را به اجرا در آورد و را به شهادت رسانید.

حضرت را کنار قبر مأمون قاتل پدرش به خاک سپردند. زائرانش گرد تا گردش سکنا گزیدند و هسته اولیه شهر مشهد تشکیل شد.
سامانیان اولین آبادگران

بعد از حکومت پلید امویان و عباسیان، در دوره سامانیان است که توس دوباره از خا تر ویرانی سر بر می آورد و با نام یک شهر آباد بر تارک تاریخ می درخشد.

از اولین انی که گام برداشت بر م لرضا(ع)، ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسی، حاکم توس و مشهور به کنارنگ بود.

در نوجوانی فردوسی اولین شاهنامه منثور به دستور او در شهر طابران تدوین شد. فردوسی در دیباچه شاهنامه از این ایرانی نژاد با احترام زیاد یاد کرده است:

یکی پهلوان بود دهقان نژاد

دلیر و بزرگ و دمند و راد
شیخ صدوق از قول ابومنصور نوشته است:

«من در جوانی اعتقادی به حرم و مشهد حضرت رضا علیه السلام نداشتم و گاه مزاحم زائران آن حرم می شدم تا اینکه روزی به هنگام شکار، آهویی دنبال و آن حیوان به دیوار حرم پناه برد. یوزی که در پی آهو دوانده بودم چون به کنار دیوار رسید از تعقیب آهو باز ایستاد تا اینکه حیوانک به درون روضه حضرت رفت اما چون به درون حرم رفتم اثری از آن نیافتم. از آن روز با خدای خود عهد بستم که زائران حضرت رضا علیه السلام را نیازارم و به آبادانی حرمش بپردازم. پس از آن هرگاه مشکلی برایم پیش می آمد به زیارت حرم حضرت می شتافتم و حاجت خویش را از او می خواستم، چنان که فرزند پسری خواستم و حاجتم برآورده شد.»

بعد از او نیز دیگر ان سامانی بر این امر اهتمام ورزیدند.
غزنویان
شاهی می رود و شاه دیگری بر اریکه می نشیند، در این تصویر تاریخ. در زمان سلطان محمود به آبادانی توس به دلیل موقعیت نظامی ـ تجاری اش توجه ویژه ای شد. الفسوری بن معتز، والی اسان در زمان سلطان مسعود اولین مناره را برای حرم مطهر ساخت، قنات سناباد را که خشک شده بود بازسازی کرد، کاروانسرایی ساخت تا زائران خورشید با پاهای پینه بسته جایی برای غنودن داشته باشند.
از سلا ه تا خون سرخ ایرانی

سلطان سنجر جوان بخت به تخت نشست. اولین باروی مشهد در این دوره کشیده شد و آن هم به سبب جنگی بود که در روز عاشورای سال ۵۱۰ قمری میان علویان شهر مشهد با یکی از فقهای شهر تابران توس رخ داد. اهالی شهر توس با شمشیرهای آخته به مشهد هجوم آوردند و عده ای از مردم مشهد را شهید د. عضدالدین فرامرز علی، بارویی احداث کرد. وی شیعه مذهب بود و ایرانی نژاد. جایگاه والایش در کنار سلاطین سلجوقی هنوز هم نگاه تاریخ را مبهوت نگاه داشته است.

در آبادانی م لرضا(ع) بسیار کوشید، در زمان او گنبدی بر فراز بقعه نهاده شد. ترکان زمرد ملک دختر، خواهرزاده سلطان سنجر ازاره حرم مطهر را با کاشی های نفیس سنجری با تاریخ اثنی عشر و خمس مائه آراست. مسجد بالاسر نیز در زمان وی احداث شد.

از شاه گریزان، خون ما بر شمشیر مغول ماند

چه ت داری ای تاریخ، ای کژپرست و راست کش! چه صبری داری بر این ظلم و جور؟! هر گوشه ات خون است. خون سرخ ایرانی، خون سرخ بیگناه. ایران مغموم من چگونه تاب آوردی و نمردی از سوگ آن همه انسان مرده بر شمشیر مغول؟

از میان ساداتی که پس از علویان و ساداتی که پس شهادت حضرت رضا علیه السلام روی به این شهر آورده بودند، سادات از همه مقدمتر بودند و تأثیر بسیاری بر آبادانی مشهد بعد از حمله مغول گذاشتند. در آن روزگار سادات هر شهر، بزرگی برای انجام امور صنفی انتخاب می د، لقب یا شهرت این فرد نقیب بود. وجود همین نقبا باعث شد که مغولها پس از کشتار بسیار از ویران مشهد صرف نظر کنند، در چند دوره همین نقبا بر مشهد حکومت د.

شهر مشهد در دست شاهرخ و گوهرشاد (تیموریان)

شهر مشهد تا دوره تیموریان یکی از ای کم اهمیت اسان بود، اما پس از آنکه شهر تابران توس توسط میرانشاه پسر تیمور ویران شد و بیشتر مردمش قتل عام شدند، شهر مشهد بزرگترین مرکز مس ی ولایت توس شد.

اهالی تابران شروع به مهاجرت به مشهد د. با رسیدن حکومت به شاهرخ پسر تیمور در سال ۸۰۷، وی ابتدا فرزند خویش الغ بیگ سپس فرزند دیگرش بایسنقر را والی و حکمران اسان غربی با مرکزیت مشهد کرد و او آغاز به آبادانی این شهر نمود. مرکز حکومت شاهرخ هرات بود، سمرقند (مرکز حکومت ماوراء النهر) و مشهد مهمترین ای قلمرو وی شدند.

شاهرخ چهار باغ را در مشهد ساخت، چهارباغ مرکز حکومت اسان و در واقع کاخ حکومتی بود. همزمان با اقدام شاهرخ، همسرش گوهرشاد یکی از باشکوه ترین و بزرگترین مساجد جامع را به نام مسجد جامع گوهرشاد ساخت. این خانواده هنر دوست نقش خوشی از خویش در این شهر گذاشته اند.

توجه شاهرخ و فرزندانش به مشهد باعث افزایش جمعیت و کمبود آب در پایان سده نهم شد. علیشیر نوایی کاردان سلطان حسین بایقرا با هزینه شخصی اقدام به حفر کانالی چند فرسخی جهت انتقال آب چشمه گلسب (گیلاس کنونی) از غرب شهر تابران توس به مشهد کرد.

این اقدام نه تنها مضیقه آب را در مشهد برطرف کرد، بلکه باعث آبادانی و توسعه روز افزون مشهد در دو قرن بعد شد.
«با پاهای پیاده سلطان تا پابوس سلطان»

غارتگر بودند، ازبکان را می گویم. در اسان از ترس شمشیر ازبکان نمی شد سر به بالین گذاشت. شاه تهماسب در سالهای ۹۴۰ تا ۹۴۲ بارویی نو در مشهد احداث کرد. این بارو ۹ کیلومتر طول داشت و امنیت چند ساله مردم مشهد را فراهم آورد. شاه تهماسب فرزند شاه اسماعیل و دومین پادشاه صفوی بود.

یکی دیگر از اقدامات شاه تهماسب طلا اندود گنبد حرم مطهر بود، که ابتکاری جالب و بدیع در به شمار می رود.
شاه عباس متولد و بزرگ شده مشهد بود. در سال ۹۹۵ قمری بر روی کوهسنگی مشهد تاج شاهی ایران بر سر گذاشت. مشهد را از تصرف ۱۰ ساله قوم ازبک آزاد کرد و توجه ویژه ای به این شهر داشت. در سال ۱۰۱۰ قمری پیاده از اصفهان به مشهد آمد. مهمترین کار او احداث خیابانی به طول تقریبی سه کیلومتر از غرب به شرق مشهد بود. دو دروازه جدید در غرب و شرق خیابان به نامهای بالا خیابان و پایین خیابان احداث کرد. درون خیابان مزبور کانالی حفر شد و آب چشمه گلسب را که قبلاً علیشیر به مشهد منتقل کرده بود به اضافه آب قنات تازه احداث شده از میان آن جاری ساختند. با این شرط که از آب مزبور تا وقتی از دروازه پایین خارج می شود هیچ برای زراعت و مصارف کلی استفاده نکند.

احداث خیابان چهره مشهد را عوض کرد. آب امکان جمعیت پذیری این شهر را بالا برد و توسعه آن را طی صد و پنجاه سال بعد تا زمان نادرشاه ممکن کرد. شاه عباس در سال ۱۰۲۳ قمری موقوفات کریمانه ای را به نگهداری آب مشهد اختصاص داد.

مقبره خواجه ربیع به امر شاه عباس تجدید بنا شد. چند تن از ت مردان وی نیز بناهای عام المنفعه دیگری در مشهد احداث د، که از آنان می توان به مهدی قلی بیک میرآخور (بانی مهدی قلی بیک مشهور به شاه) اشاره کرد، مهدی قلی بیک و میرآخور شاه ایران بود که گنبد مشهور الله وردی خان را ساخت و اینک الله وردی خان خود نیز زیر گنبدش ه است. مشهد به همت شاه عباس و تمردان او تبدیل به شهری ممتاز شد. بناهای گنبد سبز و مقبره پیر پالاندوز که به دو تن از عرفای شیعه مذهب ذهبیه اختصاص دارند، در همان زمان احداث شده اند.

تنها در نیمه دوم قرن یازدهم قمری حدود ده مدرسه بزرگ که هر یک به منزله ی بود در مشهد ساخته شد. با افزایش امکانات شهری و همچنین ساخته شدن مدرسه ها، سطح علمی مشهد بسیار بالا رفت و تبدیل به یک قطب علمی در کشور شد.
از ملک محمود سیستانی تا نادر

مشهد برخلاف دیگر ای بزرگ قدیم تا نیمه قرن دوازده قمری فاقد ارگ بوده است. ارگ ها عموماً در مراکز ا یا حواشی آنها احداث می شدند و محل استقرار حاکم و نظامیان تحت فرمان آنها بودند. ارگ هر شهر قلب دفاعی آن و آ ین محل مقابله با دشمنان بود. در مشهد حرم حضرت رضا علیه السلام نقش قلب دفاعی شهر را ایفا می کرد. در آغاز سده نهم، مشهد حکومت نشین شد و شاهرخ چهارباغ را به منظور استقرار حکام احداث کرد. در پایان دوره صفوی افغانها هجوم آوردند، ملک محمود سیستانی نیز مشهد را متصرف شد. ملک محمود در مشهد احساس ناامنی می کرد بدان سبب طی دو سال ۱۱۳۶-۱۱۳۵ در سمت دروازه سراب قلعه ارگ را احداث کرد و همین که ان صفوی به مشهد رسیدند، کوچ و بنه خود را برداشته و به داخل قلعه پناه برد.

نادر قلی بیک حاکم ورد بود. با کمک شاه تهماسب مشهد را از ملک محمود باز پس گرفت و حاکم اسان شد. پس از آنکه افغان ها را ا اج کرده و به شاهی رسید. مشهد را مرکز حکومت خود قرار داد.

از آنجا که شهر مشهد محل زندگانی خاندان نادر بود و فرمان های حکومتی از این شهر صادر می شد، این شهر مرکز کشور بود. نادر به دارالحکومتی درخور خود نیاز داشت. لذا همانند اصفهان در داخل چهارباغ بنای جدیدی به نام عمارت هشت بهشت ساخت. بعد از ساختن این عمارت و افزایش جمعیت مشهد، مشکل کمبود آب جدی شد. نادر آب بند گلستان را به مشهد، چهارباغ و حرم منتقل کرد و سپس باروی شهر مشهد را مرمت کرد.
مشهد شهر بی دفاع

اسان در نیمه اول سده سیزده قمری دستخوش خودسریها و طغیان حکام محلی شد. از سوی دیگر پیدایش کشور افغانستان، ج هرات از ایران، حملات منظم ازبک ها و پراکنده ترکمان ها که غارت اسان دیگر برایشان تبدیل به شغلی موروثی شده بود؛ اسان را به قهقرا برد، به این دلایل مشهد فرصت چندانی برای توسعه نداشت.

عباس میرزا ولیعهد ایران که اینک در حرم قدس رضوی در خاک است، والی اسان شد. ارگ قاجاری را مرمت کرد و توسعه داد.

اولین کارخانه برق ایران در سال ۱۲۷۹ شمسی بنا به دستور مظفرالدین شاه، از روسیه به قیمت ۸ هزار تومان یداری شد و تقدیم آستان قدس رضوی گردید. در محل بالا خیابان در کوچه ای معروف به چراغ برق نصب و راه اندازی شد. در میان بهت زائران، چشمهای گشاده شان از نور، شعری بر ایوان طلا روی تابلو نوشته شده بود با این مضمون:

شهی که شمع حریمش فروغ مشعل و ماه

چراغچی سزد او را مظفرالدین شاه
اولین آب لوله کشی در ایران نیز به مسجد گوهرشاد وقف شد، در سال ۱۲۹۴ خورشیدی توسط نیرال ه (والی اسان) که به آب منبع شهرت یافت.

پس از قرارداد آخال میان ایران و روسیه در سال ۱۲۹۹ قمری خطر هجوم ترکمانها تخفیف یافت و اهالی مشهد امکان ساخت خانه بیرون از باره شهر را یافتند.

این اتفاق به طور جدی از اوایل سده چهارده خورشیدی آغاز شد و اراضی جنوبی شهر تا کوهسنگی تبدیل به محل های مس ی گردید.
(پهلوی) یک قدم تا امروز

با تأمین امنیت اسان، مشهد شروع به رشد کرد و باز با کمبود آب مواجه شد. مصباح السلطنه اقدام به حفر چند رشته قنات در یکی از مناطق پر آب دشت توس یعنی روستای گناباد واقع در پنجاه کیلومتری شمال غرب مشهد و در مجاورت چشمه مشهور گلسب کرد و آب قنات ها را با احداث جویی به کوهسنگی منتقل کرد. جوی معروف به «جوی اسدی» یا «آب گناباد» تا حدود سال ۸۰ دارای آب بود.

مردم مشهد هم مانند همه مردم ایران فریاد داد خواهی بر ظلم حاکمان برداشتند و با قطره قطره خون خود با انقلاب را به پیروزی رساندند.

پس از انقلاب شکوهمند ی فضاهای زیارتی، فرهنگی مشهد به شدت افزایش پیدا کرد. اینک شما را تنها می گذارم، خوش سفری بود با شما از دیروز تا امروز.

و اینک مشهد شهری آبادان، با پیشرفته ترین امکانات شهری پذیرای دل های فسرده زائران است. کبوتران حرمش پرواز می کنند با دل های دردمند و ابرهای آسمانش می بارند پا به پای چشمهای خیره به گنبد طلایی آقا.




تاریخچه مشهد

در هر آفرینش بهانه ای هست، در هر ساخت، در هر زایش، در خلقت انسان، در ساختن چتر، در کاشت هر دانه گندم، برای کشیدن هر دیوار، شهر هم برای تولدش بهانه ای دارد. بعضی ا را خاکشان بهانه آبادانی می شود، بعضی ها آب، چندی تجارت، و مشهد را عشق ساخته. پا که به خاکش می گذاری، حواست باشد هوای دلت را داشته باشی که بی هوا نماند.

به درون خاطرات شهر که بیایی، در میان همه گرد و غبارهایش یک باغ سبز هست، باغ حمیدبن قحطبه طایی. قبل از آن این خاک خیلی تنها بود تا که آقایی آمد و تنهایی شهر و مردمانش را برای همیشه کشت. اینجا هر وقت دلت گرفت، کافی است بگویی «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)»

مشهد در آغاز قرن سوم متولد شد، در یک روز تلخ وقتی یک ستاره بر خاک افتاده بود، صدای گریه می آمد، جگری خونین بود، خورشید به شهادت رسیده بود.

کمی آن سوتر توس است. شهری با برج های ویران، شهری خا تری که در کابوس هایش همواره آتش است که می سوزد، خون است که می ریزد توس است که می میرد. اینک در میانه اش فردوسی ه با حنجره ای که دلیری ها، میهن پرستی ها و ایران را خوانده است. با تک تک کلمات شاهنامه. در اساطیر آمده است که فرمان ساخت توس را جمشید، پادشاه کیانی داد. با هجوم خون ریز تورانیان این شهر ویران شد. توس نوذر سپه سالار کیخسرو شهریار ایران زمین، کمربست به آبادانی این شهر و نام خود بر آن نهاد. توس 900 سال در این شهر زیست و مرد. اینک تنش ذره ذره بر باد می رود پای دیوارهای ویرانه توس، جایی که مارها فلس می اندازند.

 

توس کجاست؟

توس نه نام یک شهر بلکه نام منطقه ای وسیع بوده است، که در بطن آن ایی می تپیده است همچون نوغان و طابران که از آبادترین این ا بوده اند؛ در برگ های تاریخ آورده اند که این دو شهر هزار قریه آبادی را در بر می گرفته است. در طول تاریخ گاه نوغان اعتبار افزون یافته و گاهی طابران. نوغان اینک در دل شهر قرار گرفته و شور و شر گذشته اش در فریادهای میدان تره بار، هنوز جاری است. طابران در بیست کیلومتری غربی شهر مشهد قرار دارد، با بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آنرا قصر مأمون می خوانند و بنایی که به بقعه هارونیه مشهور است.

 

با پاهای خسته یزدگرد

توس در دوره ساسانی در مسیر تجاری و حکومتی گرگان ـ نیشابور به مرو ـ بلخ بوده است. عبور جاده ابریشم از آن و قرار گرفتن در مسیر تجاری و حکومتی باعث آبادانی این شهر می شود.

در سالهای پایانی حکومت ساسانیان شهر توس جزء اصلی ترین ای مرزی ایران زمین بوده است.

آنگاه که یزدگرد از مقابل یان عرب گریخت به اسان روی آورد و به توس رسید. از حاکم توس و مرزبان خود پناه خواست. حاکم توس می دانست حضور پادشاه امکان یورش مسلمان ها را افزایش می دهد، او به این بهانه که شهر توس گنجایش موکب پادشاهی را ندارد، یزدگرد را مغموم و دلسرد راهی مرو کرد. حاکم مرو به استقبال تن خسته و در به در یزدگرد شتافت، یزدگرد در همان حال از حاکم مرو اج عقب افتاده و الواح مالی مرو را بازخواست، حاکم قصد کشتن یزدگرد را کرد. یزدگرد گریخت، پادشاهی بدون ، با پاهای خسته اسبش با تن گرسنه خودش به آسی پناه برد. آسیابان به وسوسه جواهرات در سال 31 هجری خون یزدگرد را می ریزد و حکومت چهارصد ساله ساسانیان پایان می گیرد.


در بامداد

توس در زمان خلافت عثمان فتح شد و ندای و به گوش مردم این سرزمین رسید. در سال 35 هجری خواجه ربیع ابن خثیم از زهاد هشتگانه صدر و از تابعین ( انی که صحابه پیغمبر(ص) را درک د) به توس مهاجرت کرد. خواجه و دوست علی علیه السلام بود. نمی توانست انحراف و کاخ سازی معاویه را که خویشش بود ببیند، دلخسته و غمگین به این منطقه آمد ولایت علی(ع) و عشق علی(ع) را به مردم این منطقه آموخت و در سال 61 رحلت کرد.

حکومت تاریک و تلخ امویان به شمشیر ایرانی، ابومسلم از هم پاشید، عباسیان این قوم فتنه گر با حیله و نیرنگ تن جوان را به خاک مهمان د و خون سرخ ابومسلم تا ابد بر دفتر تاریخ نقش بست.


خورشید بر خاک می افتد

بی کفایتی والیان عباسی و ظلم و جور آنها باعث شد تا فریاد خواهی از حنجره مردم اسان برآید و سر به شورش بر دارند. آشوب تا به آنجا بالا گرفت که هارون الرشید، در سال 189 برای سرکوب فریاد دادخواهی رهسپار ولایت شرقی شد. فرماندار اسان، علی بن عیسی فرصت طلبانه با هدایای بسیار که با به بند کشیدن گوشت و استخوان و مردم اسان به چنگ آورده بود به ری نزد هارون شتافت. هارون او را به حکمرانی و ظلمرانی پایدار داشت. پس از ی ال، شورش از حد گذشت، هارون وی را بر کنار کرد و در سال 192 خود برای استقرار امنیت کامل راهی اسان شد. در بهار وقتی دشت توس را عطر خاک و باران مسخ می کرد و بادهای شمالی تن را مور مور، هارون با تنی رنجور و بیمار به توس رسید. بیماری شدت گرفت، هارون درگذشت و در سناباد در تالار کاخ بزرگ باغ حمیدبن قحطبه به خاک س شد.

این کاخ مرکز تحولات در توس آن زمان بوده است. حضرت رضا(ع) هنگام عزیمت به مرو در این باغ اقامت د. مأمون برای جلب حمایت شیعیان و رسیدن به حکومتی دی ا، با فراخوانی و اجبار رضا(ع) به پذیرش ولایتعهدی، (ع) را در دهم شوال سال 201 از مدینه به مرو آورد. سیاستمدارانه دستور داد تا با نام مبارک (ع) خطبه بخوانند و سکه بزنند. ی ال و نیم بعد و پس از سپری شدن ماه هایی پر از حادثه، مأمون را همراه خود کرد و مرو را به قصد بغداد پشت سر گذاشت. مأمون ابتدا در سرخس زیرک خود فضل بن سهل را کشت. آنگاه به توس رسید، در نوغان توقف کرد و در همان درنگ کوتاه نقشه پلید خود را به اجرا در آورد و را به شهادت رسانید.

حضرت را کنار قبر مأمون قاتل پدرش به خاک سپردند. زائرانش گرد تا گردش سکنا گزیدند و هسته اولیه شهر مشهد تشکیل شد.


سامانیان اولین آبادگران

بعد از حکومت پلید امویان و عباسیان، در دوره سامانیان است که توس دوباره از خا تر ویرانی سر بر می آورد و با نام یک شهر آباد بر تارک تاریخ می درخشد.

از اولین انی که گام برداشت بر م لرضا(ع)، ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسی، حاکم توس و مشهور به کنارنگ بود.

در نوجوانی فردوسی اولین شاهنامه منثور به دستور او در شهر طابران تدوین شد. فردوسی در دیباچه شاهنامه از این ایرانی نژاد با احترام زیاد یاد کرده است:

یکی پهلوان بود دهقان نژاد

دلیر و بزرگ و دمند و راد


شیخ صدوق از قول ابومنصور نوشته است:

«من در جوانی اعتقادی به حرم و مشهد حضرت رضا علیه السلام نداشتم و گاه مزاحم زائران آن حرم می شدم تا اینکه روزی به هنگام شکار، آهویی دنبال و آن حیوان به دیوار حرم پناه برد. یوزی که در پی آهو دوانده بودم چون به کنار دیوار رسید از تعقیب آهو باز ایستاد تا اینکه حیوانک به درون روضه حضرت رفت اما چون به درون حرم رفتم اثری از آن نیافتم. از آن روز با خدای خود عهد بستم که زائران حضرت رضا علیه السلام را نیازارم و به آبادانی حرمش بپردازم. پس از آن هرگاه مشکلی برایم پیش می آمد به زیارت حرم حضرت می شتافتم و حاجت خویش را از او می خواستم، چنان که فرزند پسری خواستم و حاجتم برآورده شد.»

بعد از او نیز دیگر ان سامانی بر این امر اهتمام ورزیدند.


غزنویان 
شاهی می رود و شاه دیگری بر اریکه می نشیند، در این تصویر تاریخ. در زمان سلطان محمود به آبادانی توس به دلیل موقعیت نظامی ـ تجاری اش توجه ویژه ای شد. الفسوری بن معتز، والی اسان در زمان سلطان مسعود اولین مناره را برای حرم مطهر ساخت، قنات سناباد را که خشک شده بود بازسازی کرد، کاروانسرایی ساخت تا زائران خورشید با پاهای پینه بسته جایی برای غنودن داشته باشند.


از سلا ه تا خون سرخ ایرانی

سلطان سنجر جوان بخت به تخت نشست. اولین باروی مشهد در این دوره کشیده شد و آن هم به سبب جنگی بود که در روز عاشورای سال 510 قمری میان علویان شهر مشهد با یکی از فقهای شهر تابران توس رخ داد. اهالی شهر توس با شمشیرهای آخته به مشهد هجوم آوردند و عده ای از مردم مشهد را شهید د. عضدالدین فرامرز علی، بارویی احداث کرد. وی شیعه مذهب بود و ایرانی نژاد. جایگاه والایش در کنار سلاطین سلجوقی هنوز هم نگاه تاریخ را مبهوت نگاه داشته است.

در آبادانی م لرضا(ع) بسیار کوشید، در زمان او گنبدی بر فراز بقعه نهاده شد. ترکان زمرد ملک دختر، خواهرزاده سلطان سنجر ازاره حرم مطهر را با کاشی های نفیس سنجری با تاریخ اثنی عشر و خمس مائه آراست. مسجد بالاسر نیز در زمان وی احداث شد.

از شاه گریزان، خون ما بر شمشیر مغول ماند

چه ت داری ای تاریخ، ای کژپرست و راست کش! چه صبری داری بر این ظلم و جور؟! هر گوشه ات خون است. خون سرخ ایرانی، خون سرخ بیگناه. ایران مغموم من چگونه تاب آوردی و نمردی از سوگ آن همه انسان مرده بر شمشیر مغول؟

از میان ساداتی که پس از علویان و ساداتی که پس شهادت حضرت رضا علیه السلام روی به این شهر آورده بودند، سادات از همه مقدمتر بودند و تأثیر بسیاری بر آبادانی مشهد بعد از حمله مغول گذاشتند. در آن روزگار سادات هر شهر، بزرگی برای انجام امور صنفی انتخاب می د، لقب یا شهرت این فرد نقیب بود. وجود همین نقبا باعث شد که مغولها پس از کشتار بسیار از ویران مشهد صرف نظر کنند، در چند دوره همین نقبا بر مشهد حکومت د.

 

شهر مشهد در دست شاهرخ و گوهرشاد (تیموریان)

شهر مشهد تا دوره تیموریان یکی از ای کم اهمیت اسان بود، اما پس از آنکه شهر تابران توس توسط میرانشاه پسر تیمور ویران شد و بیشتر مردمش قتل عام شدند، شهر مشهد بزرگترین مرکز مس ی ولایت توس شد.

اهالی تابران شروع به مهاجرت به مشهد د. با رسیدن حکومت به شاهرخ پسر تیمور در سال 807، وی ابتدا فرزند خویش الغ بیگ سپس فرزند دیگرش بایسنقر را والی و حکمران اسان غربی با مرکزیت مشهد کرد و او آغاز به آبادانی این شهر نمود. مرکز حکومت شاهرخ هرات بود، سمرقند (مرکز حکومت ماوراء النهر) و مشهد مهمترین ای قلمرو وی شدند.

شاهرخ چهار باغ را در مشهد ساخت، چهارباغ مرکز حکومت اسان و در واقع کاخ حکومتی بود. همزمان با اقدام شاهرخ، همسرش گوهرشاد یکی از باشکوه ترین و بزرگترین مساجد جامع را به نام مسجد جامع گوهرشاد ساخت. این خانواده هنر دوست نقش خوشی از خویش در این شهر گذاشته اند.

توجه شاهرخ و فرزندانش به مشهد باعث افزایش جمعیت و کمبود آب در پایان سده نهم شد. علیشیر نوایی کاردان سلطان حسین بایقرا با هزینه شخصی اقدام به حفر کانالی چند فرسخی جهت انتقال آب چشمه گلسب (گیلاس کنونی) از غرب شهر تابران توس به مشهد کرد.

این اقدام نه تنها مضیقه آب را در مشهد برطرف کرد، بلکه باعث آبادانی و توسعه روز افزون مشهد در دو قرن بعد شد.


«با پاهای پیاده سلطان تا پابوس سلطان»

غارتگر بودند، ازبکان را می گویم. در اسان از ترس شمشیر ازبکان نمی شد سر به بالین گذاشت. شاه تهماسب در سالهای 940 تا 942 بارویی نو در مشهد احداث کرد. این بارو 9 کیلومتر طول داشت و امنیت چند ساله مردم مشهد را فراهم آورد. شاه تهماسب فرزند شاه اسماعیل و دومین پادشاه صفوی بود.

یکی دیگر از اقدامات شاه تهماسب طلا اندود گنبد حرم مطهر بود، که ابتکاری جالب و بدیع در به شمار می رود. 
شاه عباس متولد و بزرگ شده مشهد بود. در سال 995 قمری بر روی کوهسنگی مشهد تاج شاهی ایران بر سر گذاشت. مشهد را از تصرف 10 ساله قوم ازبک آزاد کرد و توجه ویژه ای به این شهر داشت. در سال 1010 قمری پیاده از اصفهان به مشهد آمد. مهمترین کار او احداث خیابانی به طول تقریبی سه کیلومتر از غرب به شرق مشهد بود. دو دروازه جدید در غرب و شرق خیابان به نامهای بالا خیابان و پایین خیابان احداث کرد. درون خیابان مزبور کانالی حفر شد و آب چشمه گلسب را که قبلاً علیشیر به مشهد منتقل کرده بود به اضافه آب قنات تازه احداث شده از میان آن جاری ساختند. با این شرط که از آب مزبور تا وقتی از دروازه پایین خارج می شود هیچ برای زراعت و مصارف کلی استفاده نکند.

احداث خیابان چهره مشهد را عوض کرد. آب امکان جمعیت پذیری این شهر را بالا برد و توسعه آن را طی صد و پنجاه سال بعد تا زمان نادرشاه ممکن کرد. شاه عباس در سال 1023 قمری موقوفات کریمانه ای را به نگهداری آب مشهد اختصاص داد.

مقبره خواجه ربیع به امر شاه عباس تجدید بنا شد. چند تن از ت مردان وی نیز بناهای عام المنفعه دیگری در مشهد احداث د، که از آنان می توان به مهدی قلی بیک میرآخور (بانی مهدی قلی بیک مشهور به شاه) اشاره کرد، مهدی قلی بیک و میرآخور شاه ایران بود که گنبد مشهور الله وردی خان را ساخت و اینک الله وردی خان خود نیز زیر گنبدش ه است. مشهد به همت شاه عباس و تمردان او تبدیل به شهری ممتاز شد. بناهای گنبد سبز و مقبره پیر پالاندوز که به دو تن از عرفای شیعه مذهب ذهبیه اختصاص دارند، در همان زمان احداث شده اند.

تنها در نیمه دوم قرن یازدهم قمری حدود ده مدرسه بزرگ که هر یک به منزله ی بود در مشهد ساخته شد. با افزایش امکانات شهری و همچنین ساخته شدن مدرسه ها، سطح علمی مشهد بسیار بالا رفت و تبدیل به یک قطب علمی در کشور شد.


از ملک محمود سیستانی تا نادر

مشهد برخلاف دیگر ای بزرگ قدیم تا نیمه قرن دوازده قمری فاقد ارگ بوده است. ارگ ها عموماً در مراکز ا یا حواشی آنها احداث می شدند و محل استقرار حاکم و نظامیان تحت فرمان آنها بودند. ارگ هر شهر قلب دفاعی آن و آ ین محل مقابله با دشمنان بود. در مشهد حرم حضرت رضا علیه السلام نقش قلب دفاعی شهر را ایفا می کرد. در آغاز سده نهم، مشهد حکومت نشین شد و شاهرخ چهارباغ را به منظور استقرار حکام احداث کرد. در پایان دوره صفوی افغانها هجوم آوردند، ملک محمود سیستانی نیز مشهد را متصرف شد. ملک محمود در مشهد احساس ناامنی می کرد بدان سبب طی دو سال 1136-1135 در سمت دروازه سراب قلعه ارگ را احداث کرد و همین که ان صفوی به مشهد رسیدند، کوچ و بنه خود را برداشته و به داخل قلعه پناه برد.

نادر قلی بیک حاکم ورد بود. با کمک شاه تهماسب مشهد را از ملک محمود باز پس گرفت و حاکم اسان شد. پس از آنکه افغان ها را ا اج کرده و به شاهی رسید. مشهد را مرکز حکومت خود قرار داد.

از آنجا که شهر مشهد محل زندگانی خاندان نادر بود و فرمان های حکومتی از این شهر صادر می شد، این شهر مرکز کشور بود. نادر به دارالحکومتی درخور خود نیاز داشت. لذا همانند اصفهان در داخل چهارباغ بنای جدیدی به نام عمارت هشت بهشت ساخت. بعد از ساختن این عمارت و افزایش جمعیت مشهد، مشکل کمبود آب جدی شد. نادر آب بند گلستان را به مشهد، چهارباغ و حرم منتقل کرد و سپس باروی شهر مشهد را مرمت کرد.


مشهد شهر بی دفاع

اسان در نیمه اول سده سیزده قمری دستخوش خودسریها و طغیان حکام محلی شد. از سوی دیگر پیدایش کشور افغانستان، ج هرات از ایران، حملات منظم ازبک ها و پراکنده ترکمان ها که غارت اسان دیگر برایشان تبدیل به شغلی موروثی شده بود؛ اسان را به قهقرا برد، به این دلایل مشهد فرصت چندانی برای توسعه نداشت.

عباس میرزا ولیعهد ایران که اینک در حرم قدس رضوی در خاک است، والی اسان شد. ارگ قاجاری را مرمت کرد و توسعه داد.

اولین کارخانه برق ایران در سال 1279 شمسی بنا به دستور مظفرالدین شاه، از روسیه به قیمت 8 هزار تومان یداری شد و تقدیم آستان قدس رضوی گردید. در محل بالا خیابان در کوچه ای معروف به چراغ برق نصب و راه اندازی شد. در میان بهت زائران، چشمهای گشاده شان از نور، شعری بر ایوان طلا روی تابلو نوشته شده بود با این مضمون:

شهی که شمع حریمش فروغ مشعل و ماه

چراغچی سزد او را مظفرالدین شاه


اولین آب لوله کشی در ایران نیز به مسجد گوهرشاد وقف شد، در سال 1294 خورشیدی توسط نیرال ه (والی اسان) که به آب منبع شهرت یافت.

پس از قرارداد آخال میان ایران و روسیه در سال 1299 قمری خطر هجوم ترکمانها تخفیف یافت و اهالی مشهد امکان ساخت خانه بیرون از باره شهر را یافتند.

این اتفاق به طور جدی از اوایل سده چهارده خورشیدی آغاز شد و اراضی جنوبی شهر تا کوهسنگی تبدیل به محل های مس ی گردید.


(پهلوی) یک قدم تا امروز

با تأمین امنیت اسان، مشهد شروع به رشد کرد و باز با کمبود آب مواجه شد. مصباح السلطنه اقدام به حفر چند رشته قنات در یکی از مناطق پر آب دشت توس یعنی روستای گناباد واقع در پنجاه کیلومتری شمال غرب مشهد و در مجاورت چشمه مشهور گلسب کرد و آب قنات ها را با احداث جویی به کوهسنگی منتقل کرد. جوی معروف به «جوی اسدی» یا «آب گناباد» تا حدود سال 80 دارای آب بود.

مردم مشهد هم مانند همه مردم ایران فریاد داد خواهی بر ظلم حاکمان برداشتند و با قطره قطره خون خود با انقلاب را به پیروزی رساندند.

پس از انقلاب شکوهمند ی فضاهای زیارتی، فرهنگی مشهد به شدت افزایش پیدا کرد. اینک شما را تنها می گذارم، خوش سفری بود با شما از دیروز تا امروز.

و اینک مشهد شهری آبادان، با پیشرفته ترین امکانات شهری پذیرای دل های فسرده زائران است. کبوتران حرمش پرواز می کنند با دل های دردمند و ابرهای آسمانش می بارند پا به پای چشمهای خیره به گنبد طلایی آقا.






تاریخچه مشهد

در هر آفرینش بهانه ای هست، در هر ساخت، در هر زایش، در خلقت انسان، در ساختن چتر، در کاشت هر دانه گندم، برای کشیدن هر دیوار، شهر هم برای تولدش بهانه ای دارد. بعضی ا را خاکشان بهانه آبادانی می شود، بعضی ها آب، چندی تجارت، و مشهد را عشق ساخته. پا که به خاکش می گذاری، حواست باشد هوای دلت را داشته باشی که بی هوا نماند.

به درون خاطرات شهر که بیایی، در میان همه گرد و غبارهایش یک باغ سبز هست، باغ حمیدبن قحطبه طایی. قبل از آن این خاک خیلی تنها بود تا که آقایی آمد و تنهایی شهر و مردمانش را برای همیشه کشت. اینجا هر وقت دلت گرفت، کافی است بگویی «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)»

مشهد در آغاز قرن سوم متولد شد، در یک روز تلخ وقتی یک ستاره بر خاک افتاده بود، صدای گریه می آمد، جگری خونین بود، خورشید به شهادت رسیده بود.

کمی آن سوتر توس است. شهری با برج های ویران، شهری خا تری که در کابوس هایش همواره آتش است که می سوزد، خون است که می ریزد توس است که می میرد. اینک در میانه اش فردوسی ه با حنجره ای که دلیری ها، میهن پرستی ها و ایران را خوانده است. با تک تک کلمات شاهنامه. در اساطیر آمده است که فرمان ساخت توس را جمشید، پادشاه کیانی داد. با هجوم خون ریز تورانیان این شهر ویران شد. توس نوذر سپه سالار کیخسرو شهریار ایران زمین، کمربست به آبادانی این شهر و نام خود بر آن نهاد. توس 900 سال در این شهر زیست و مرد. اینک تنش ذره ذره بر باد می رود پای دیوارهای ویرانه توس، جایی که مارها فلس می اندازند.

 

توس کجاست؟

توس نه نام یک شهر بلکه نام منطقه ای وسیع بوده است، که در بطن آن ایی می تپیده است همچون نوغان و طابران که از آبادترین این ا بوده اند؛ در برگ های تاریخ آورده اند که این دو شهر هزار قریه آبادی را در بر می گرفته است. در طول تاریخ گاه نوغان اعتبار افزون یافته و گاهی طابران. نوغان اینک در دل شهر قرار گرفته و شور و شر گذشته اش در فریادهای میدان تره بار، هنوز جاری است. طابران در بیست کیلومتری غربی شهر مشهد قرار دارد، با بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آنرا قصر مأمون می خوانند و بنایی که به بقعه هارونیه مشهور است.

 

با پاهای خسته یزدگرد

توس در دوره ساسانی در مسیر تجاری و حکومتی گرگان ـ نیشابور به مرو ـ بلخ بوده است. عبور جاده ابریشم از آن و قرار گرفتن در مسیر تجاری و حکومتی باعث آبادانی این شهر می شود.

در سالهای پایانی حکومت ساسانیان شهر توس جزء اصلی ترین ای مرزی ایران زمین بوده است.

آنگاه که یزدگرد از مقابل یان عرب گریخت به اسان روی آورد و به توس رسید. از حاکم توس و مرزبان خود پناه خواست. حاکم توس می دانست حضور پادشاه امکان یورش مسلمان ها را افزایش می دهد، او به این بهانه که شهر توس گنجایش موکب پادشاهی را ندارد، یزدگرد را مغموم و دلسرد راهی مرو کرد. حاکم مرو به استقبال تن خسته و در به در یزدگرد شتافت، یزدگرد در همان حال از حاکم مرو اج عقب افتاده و الواح مالی مرو را بازخواست، حاکم قصد کشتن یزدگرد را کرد. یزدگرد گریخت، پادشاهی بدون ، با پاهای خسته اسبش با تن گرسنه خودش به آسی پناه برد. آسیابان به وسوسه جواهرات در سال 31 هجری خون یزدگرد را می ریزد و حکومت چهارصد ساله ساسانیان پایان می گیرد.


در بامداد

توس در زمان خلافت عثمان فتح شد و ندای و به گوش مردم این سرزمین رسید. در سال 35 هجری خواجه ربیع ابن خثیم از زهاد هشتگانه صدر و از تابعین ( انی که صحابه پیغمبر(ص) را درک د) به توس مهاجرت کرد. خواجه و دوست علی علیه السلام بود. نمی توانست انحراف و کاخ سازی معاویه را که خویشش بود ببیند، دلخسته و غمگین به این منطقه آمد ولایت علی(ع) و عشق علی(ع) را به مردم این منطقه آموخت و در سال 61 رحلت کرد.

حکومت تاریک و تلخ امویان به شمشیر ایرانی، ابومسلم از هم پاشید، عباسیان این قوم فتنه گر با حیله و نیرنگ تن جوان را به خاک مهمان د و خون سرخ ابومسلم تا ابد بر دفتر تاریخ نقش بست.


خورشید بر خاک می افتد

بی کفایتی والیان عباسی و ظلم و جور آنها باعث شد تا فریاد خواهی از حنجره مردم اسان برآید و سر به شورش بر دارند. آشوب تا به آنجا بالا گرفت که هارون الرشید، در سال 189 برای سرکوب فریاد دادخواهی رهسپار ولایت شرقی شد. فرماندار اسان، علی بن عیسی فرصت طلبانه با هدایای بسیار که با به بند کشیدن گوشت و استخوان و مردم اسان به چنگ آورده بود به ری نزد هارون شتافت. هارون او را به حکمرانی و ظلمرانی پایدار داشت. پس از ی ال، شورش از حد گذشت، هارون وی را بر کنار کرد و در سال 192 خود برای استقرار امنیت کامل راهی اسان شد. در بهار وقتی دشت توس را عطر خاک و باران مسخ می کرد و بادهای شمالی تن را مور مور، هارون با تنی رنجور و بیمار به توس رسید. بیماری شدت گرفت، هارون درگذشت و در سناباد در تالار کاخ بزرگ باغ حمیدبن قحطبه به خاک س شد.

این کاخ مرکز تحولات در توس آن زمان بوده است. حضرت رضا(ع) هنگام عزیمت به مرو در این باغ اقامت د. مأمون برای جلب حمایت شیعیان و رسیدن به حکومتی دی ا، با فراخوانی و اجبار رضا(ع) به پذیرش ولایتعهدی، (ع) را در دهم شوال سال 201 از مدینه به مرو آورد. سیاستمدارانه دستور داد تا با نام مبارک (ع) خطبه بخوانند و سکه بزنند. ی ال و نیم بعد و پس از سپری شدن ماه هایی پر از حادثه، مأمون را همراه خود کرد و مرو را به قصد بغداد پشت سر گذاشت. مأمون ابتدا در سرخس زیرک خود فضل بن سهل را کشت. آنگاه به توس رسید، در نوغان توقف کرد و در همان درنگ کوتاه نقشه پلید خود را به اجرا در آورد و را به شهادت رسانید.

حضرت را کنار قبر مأمون قاتل پدرش به خاک سپردند. زائرانش گرد تا گردش سکنا گزیدند و هسته اولیه شهر مشهد تشکیل شد.


سامانیان اولین آبادگران

بعد از حکومت پلید امویان و عباسیان، در دوره سامانیان است که توس دوباره از خا تر ویرانی سر بر می آورد و با نام یک شهر آباد بر تارک تاریخ می درخشد.

از اولین انی که گام برداشت بر م لرضا(ع)، ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسی، حاکم توس و مشهور به کنارنگ بود.

در نوجوانی فردوسی اولین شاهنامه منثور به دستور او در شهر طابران تدوین شد. فردوسی در دیباچه شاهنامه از این ایرانی نژاد با احترام زیاد یاد کرده است:

یکی پهلوان بود دهقان نژاد

دلیر و بزرگ و دمند و راد


شیخ صدوق از قول ابومنصور نوشته است:

«من در جوانی اعتقادی به حرم و مشهد حضرت رضا علیه السلام نداشتم و گاه مزاحم زائران آن حرم می شدم تا اینکه روزی به هنگام شکار، آهویی دنبال و آن حیوان به دیوار حرم پناه برد. یوزی که در پی آهو دوانده بودم چون به کنار دیوار رسید از تعقیب آهو باز ایستاد تا اینکه حیوانک به درون روضه حضرت رفت اما چون به درون حرم رفتم اثری از آن نیافتم. از آن روز با خدای خود عهد بستم که زائران حضرت رضا علیه السلام را نیازارم و به آبادانی حرمش بپردازم. پس از آن هرگاه مشکلی برایم پیش می آمد به زیارت حرم حضرت می شتافتم و حاجت خویش را از او می خواستم، چنان که فرزند پسری خواستم و حاجتم برآورده شد.»

بعد از او نیز دیگر ان سامانی بر این امر اهتمام ورزیدند.


غزنویان 
شاهی می رود و شاه دیگری بر اریکه می نشیند، در این تصویر تاریخ. در زمان سلطان محمود به آبادانی توس به دلیل موقعیت نظامی ـ تجاری اش توجه ویژه ای شد. الفسوری بن معتز، والی اسان در زمان سلطان مسعود اولین مناره را برای حرم مطهر ساخت، قنات سناباد را که خشک شده بود بازسازی کرد، کاروانسرایی ساخت تا زائران خورشید با پاهای پینه بسته جایی برای غنودن داشته باشند.


از سلا ه تا خون سرخ ایرانی

سلطان سنجر جوان بخت به تخت نشست. اولین باروی مشهد در این دوره کشیده شد و آن هم به سبب جنگی بود که در روز عاشورای سال 510 قمری میان علویان شهر مشهد با یکی از فقهای شهر تابران توس رخ داد. اهالی شهر توس با شمشیرهای آخته به مشهد هجوم آوردند و عده ای از مردم مشهد را شهید د. عضدالدین فرامرز علی، بارویی احداث کرد. وی شیعه مذهب بود و ایرانی نژاد. جایگاه والایش در کنار سلاطین سلجوقی هنوز هم نگاه تاریخ را مبهوت نگاه داشته است.

در آبادانی م لرضا(ع) بسیار کوشید، در زمان او گنبدی بر فراز بقعه نهاده شد. ترکان زمرد ملک دختر، خواهرزاده سلطان سنجر ازاره حرم مطهر را با کاشی های نفیس سنجری با تاریخ اثنی عشر و خمس مائه آراست. مسجد بالاسر نیز در زمان وی احداث شد.

از شاه گریزان، خون ما بر شمشیر مغول ماند

چه ت داری ای تاریخ، ای کژپرست و راست کش! چه صبری داری بر این ظلم و جور؟! هر گوشه ات خون است. خون سرخ ایرانی، خون سرخ بیگناه. ایران مغموم من چگونه تاب آوردی و نمردی از سوگ آن همه انسان مرده بر شمشیر مغول؟

از میان ساداتی که پس از علویان و ساداتی که پس شهادت حضرت رضا علیه السلام روی به این شهر آورده بودند، سادات از همه مقدمتر بودند و تأثیر بسیاری بر آبادانی مشهد بعد از حمله مغول گذاشتند. در آن روزگار سادات هر شهر، بزرگی برای انجام امور صنفی انتخاب می د، لقب یا شهرت این فرد نقیب بود. وجود همین نقبا باعث شد که مغولها پس از کشتار بسیار از ویران مشهد صرف نظر کنند، در چند دوره همین نقبا بر مشهد حکومت د.

 

شهر مشهد در دست شاهرخ و گوهرشاد (تیموریان)

شهر مشهد تا دوره تیموریان یکی از ای کم اهمیت اسان بود، اما پس از آنکه شهر تابران توس توسط میرانشاه پسر تیمور ویران شد و بیشتر مردمش قتل عام شدند، شهر مشهد بزرگترین مرکز مس ی ولایت توس شد.

اهالی تابران شروع به مهاجرت به مشهد د. با رسیدن حکومت به شاهرخ پسر تیمور در سال 807، وی ابتدا فرزند خویش الغ بیگ سپس فرزند دیگرش بایسنقر را والی و حکمران اسان غربی با مرکزیت مشهد کرد و او آغاز به آبادانی این شهر نمود. مرکز حکومت شاهرخ هرات بود، سمرقند (مرکز حکومت ماوراء النهر) و مشهد مهمترین ای قلمرو وی شدند.

شاهرخ چهار باغ را در مشهد ساخت، چهارباغ مرکز حکومت اسان و در واقع کاخ حکومتی بود. همزمان با اقدام شاهرخ، همسرش گوهرشاد یکی از باشکوه ترین و بزرگترین مساجد جامع را به نام مسجد جامع گوهرشاد ساخت. این خانواده هنر دوست نقش خوشی از خویش در این شهر گذاشته اند.

توجه شاهرخ و فرزندانش به مشهد باعث افزایش جمعیت و کمبود آب در پایان سده نهم شد. علیشیر نوایی کاردان سلطان حسین بایقرا با هزینه شخصی اقدام به حفر کانالی چند فرسخی جهت انتقال آب چشمه گلسب (گیلاس کنونی) از غرب شهر تابران توس به مشهد کرد.

این اقدام نه تنها مضیقه آب را در مشهد برطرف کرد، بلکه باعث آبادانی و توسعه روز افزون مشهد در دو قرن بعد شد.


«با پاهای پیاده سلطان تا پابوس سلطان»

غارتگر بودند، ازبکان را می گویم. در اسان از ترس شمشیر ازبکان نمی شد سر به بالین گذاشت. شاه تهماسب در سالهای 940 تا 942 بارویی نو در مشهد احداث کرد. این بارو 9 کیلومتر طول داشت و امنیت چند ساله مردم مشهد را فراهم آورد. شاه تهماسب فرزند شاه اسماعیل و دومین پادشاه صفوی بود.

یکی دیگر از اقدامات شاه تهماسب طلا اندود گنبد حرم مطهر بود، که ابتکاری جالب و بدیع در به شمار می رود. 
شاه عباس متولد و بزرگ شده مشهد بود. در سال 995 قمری بر روی کوهسنگی مشهد تاج شاهی ایران بر سر گذاشت. مشهد را از تصرف 10 ساله قوم ازبک آزاد کرد و توجه ویژه ای به این شهر داشت. در سال 1010 قمری پیاده از اصفهان به مشهد آمد. مهمترین کار او احداث خیابانی به طول تقریبی سه کیلومتر از غرب به شرق مشهد بود. دو دروازه جدید در غرب و شرق خیابان به نامهای بالا خیابان و پایین خیابان احداث کرد. درون خیابان مزبور کانالی حفر شد و آب چشمه گلسب را که قبلاً علیشیر به مشهد منتقل کرده بود به اضافه آب قنات تازه احداث شده از میان آن جاری ساختند. با این شرط که از آب مزبور تا وقتی از دروازه پایین خارج می شود هیچ برای زراعت و مصارف کلی استفاده نکند.

احداث خیابان چهره مشهد را عوض کرد. آب امکان جمعیت پذیری این شهر را بالا برد و توسعه آن را طی صد و پنجاه سال بعد تا زمان نادرشاه ممکن کرد. شاه عباس در سال 1023 قمری موقوفات کریمانه ای را به نگهداری آب مشهد اختصاص داد.

مقبره خواجه ربیع به امر شاه عباس تجدید بنا شد. چند تن از ت مردان وی نیز بناهای عام المنفعه دیگری در مشهد احداث د، که از آنان می توان به مهدی قلی بیک میرآخور (بانی مهدی قلی بیک مشهور به شاه) اشاره کرد، مهدی قلی بیک و میرآخور شاه ایران بود که گنبد مشهور الله وردی خان را ساخت و اینک الله وردی خان خود نیز زیر گنبدش ه است. مشهد به همت شاه عباس و تمردان او تبدیل به شهری ممتاز شد. بناهای گنبد سبز و مقبره پیر پالاندوز که به دو تن از عرفای شیعه مذهب ذهبیه اختصاص دارند، در همان زمان احداث شده اند.

تنها در نیمه دوم قرن یازدهم قمری حدود ده مدرسه بزرگ که هر یک به منزله ی بود در مشهد ساخته شد. با افزایش امکانات شهری و همچنین ساخته شدن مدرسه ها، سطح علمی مشهد بسیار بالا رفت و تبدیل به یک قطب علمی در کشور شد.


از ملک محمود سیستانی تا نادر

مشهد برخلاف دیگر ای بزرگ قدیم تا نیمه قرن دوازده قمری فاقد ارگ بوده است. ارگ ها عموماً در مراکز ا یا حواشی آنها احداث می شدند و محل استقرار حاکم و نظامیان تحت فرمان آنها بودند. ارگ هر شهر قلب دفاعی آن و آ ین محل مقابله با دشمنان بود. در مشهد حرم حضرت رضا علیه السلام نقش قلب دفاعی شهر را ایفا می کرد. در آغاز سده نهم، مشهد حکومت نشین شد و شاهرخ چهارباغ را به منظور استقرار حکام احداث کرد. در پایان دوره صفوی افغانها هجوم آوردند، ملک محمود سیستانی نیز مشهد را متصرف شد. ملک محمود در مشهد احساس ناامنی می کرد بدان سبب طی دو سال 1136-1135 در سمت دروازه سراب قلعه ارگ را احداث کرد و همین که ان صفوی به مشهد رسیدند، کوچ و بنه خود را برداشته و به داخل قلعه پناه برد.

نادر قلی بیک حاکم ورد بود. با کمک شاه تهماسب مشهد را از ملک محمود باز پس گرفت و حاکم اسان شد. پس از آنکه افغان ها را ا اج کرده و به شاهی رسید. مشهد را مرکز حکومت خود قرار داد.

از آنجا که شهر مشهد محل زندگانی خاندان نادر بود و فرمان های حکومتی از این شهر صادر می شد، این شهر مرکز کشور بود. نادر به دارالحکومتی درخور خود نیاز داشت. لذا همانند اصفهان در داخل چهارباغ بنای جدیدی به نام عمارت هشت بهشت ساخت. بعد از ساختن این عمارت و افزایش جمعیت مشهد، مشکل کمبود آب جدی شد. نادر آب بند گلستان را به مشهد، چهارباغ و حرم منتقل کرد و سپس باروی شهر مشهد را مرمت کرد.


مشهد شهر بی دفاع

اسان در نیمه اول سده سیزده قمری دستخوش خودسریها و طغیان حکام محلی شد. از سوی دیگر پیدایش کشور افغانستان، ج هرات از ایران، حملات منظم ازبک ها و پراکنده ترکمان ها که غارت اسان دیگر برایشان تبدیل به شغلی موروثی شده بود؛ اسان را به قهقرا برد، به این دلایل مشهد فرصت چندانی برای توسعه نداشت.

عباس میرزا ولیعهد ایران که اینک در حرم قدس رضوی در خاک است، والی اسان شد. ارگ قاجاری را مرمت کرد و توسعه داد.

اولین کارخانه برق ایران در سال 1279 شمسی بنا به دستور مظفرالدین شاه، از روسیه به قیمت 8 هزار تومان یداری شد و تقدیم آستان قدس رضوی گردید. در محل بالا خیابان در کوچه ای معروف به چراغ برق نصب و راه اندازی شد. در میان بهت زائران، چشمهای گشاده شان از نور، شعری بر ایوان طلا روی تابلو نوشته شده بود با این مضمون:

شهی که شمع حریمش فروغ مشعل و ماه

چراغچی سزد او را مظفرالدین شاه


اولین آب لوله کشی در ایران نیز به مسجد گوهرشاد وقف شد، در سال 1294 خورشیدی توسط نیرال ه (والی اسان) که به آب منبع شهرت یافت.

پس از قرارداد آخال میان ایران و روسیه در سال 1299 قمری خطر هجوم ترکمانها تخفیف یافت و اهالی مشهد امکان ساخت خانه بیرون از باره شهر را یافتند.

این اتفاق به طور جدی از اوایل سده چهارده خورشیدی آغاز شد و اراضی جنوبی شهر تا کوهسنگی تبدیل به محل های مس ی گردید.


(پهلوی) یک قدم تا امروز

با تأمین امنیت اسان، مشهد شروع به رشد کرد و باز با کمبود آب مواجه شد. مصباح السلطنه اقدام به حفر چند رشته قنات در یکی از مناطق پر آب دشت توس یعنی روستای گناباد واقع در پنجاه کیلومتری شمال غرب مشهد و در مجاورت چشمه مشهور گلسب کرد و آب قنات ها را با احداث جویی به کوهسنگی منتقل کرد. جوی معروف به «جوی اسدی» یا «آب گناباد» تا حدود سال 80 دارای آب بود.

مردم مشهد هم مانند همه مردم ایران فریاد داد خواهی بر ظلم حاکمان برداشتند و با قطره قطره خون خود با انقلاب را به پیروزی رساندند.

پس از انقلاب شکوهمند ی فضاهای زیارتی، فرهنگی مشهد به شدت افزایش پیدا کرد. اینک شما را تنها می گذارم، خوش سفری بود با شما از دیروز تا امروز.

و اینک مشهد شهری آبادان، با پیشرفته ترین امکانات شهری پذیرای دل های فسرده زائران است. کبوتران حرمش پرواز می کنند با دل های دردمند و ابرهای آسمانش می بارند پا به پای چشمهای خیره به گنبد طلایی آقا.




سخنرانی آیت الله میرباقری در بزرگداشت مرحوم صدوق:

اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است.

گروه معارف - رجانیوز: مراسم بزرگداشت مرحوم حجت ال والمسلمین مسعود صدوق از اساتید برجسته حوزه روز 18 فروردین برگزار شد.

 

به گزارش رجانیوز مراسم بزرگداشت مرحوم صدوق روز با سخنرانی آیت الله میرباقری و با حضور شخصیت های  لشکری و کشوری، شاگردان و مردم متدین برگزار شد. 
 
در ادامه متن کامل سخنرانی آیت الله میرباقری را از نظر می گذرانید:
 

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. احمده و استعینه و اؤمن به و اتوکل علیه و استهدیه و استنصره و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه حبیب اله العالمین اباالقاسم محمد(ص). صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدیین. سیما بقیه الله فی الارضین. ارواحنا لتراب مقدمه فداه و اللعنه علی اعدائهم اجمعین.

 

خدای متعال قلوب ما را با معرفت زمان(عج) منور بفرماید و مجلس را مورد لطف و رضایت خاص حضرت قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد(ص).

 

اعوذ بالله من ال الرجیم. من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه. فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. در قرآن مجید در عین این که به وضوح توضیح داده شده است که اله عالم یکی است، هوالذی فی السماء اله و فی الارض اله. رب عالم یکی است. خدای متعال رب العالمین است، اما در موضوع ولایت به صراحت قرآن بیان می کند که دو جریان ولایت در عالم هست. یکی جریان ولایت الله است؛ «الله ولی الذین آمنوا ی جهم من الظلمات الی النور» و در مقابل ولایت اولیاء طاغوت است؛ «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ی جونهم من النور الی الظلمات». جریان ولایت الله در عالم که ولایت نور است و هر ی از این ولایت برخوردار شد، متنعم شد، سیرش در وادی نور است، این جریان از طریق اولیاء الهی در عالم جاری می شود.

 

این حدیث نورانی در خاطر مبارکتان است که بسیار حدیث شریفی است، حضرت فرمودند: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته». خدای متعال ما را با خودش یکی کرده است. تعبیر «خلط» را علماء، محققین و بزرگان معنا می فرمایند که یعنی چه؟!: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته و قال: انما ولیکم الله و رسوله. الذین یقیمون الصلاه و یؤتون ا کاه و هم راکعون». خدای متعال ما را با خودش یکی کرد و ولایت ما را ولایت خود قرار داد و فرمود: «انما» ولی شما خداست و رسول و اهل بیت(ع). پس دو جریان ولایت در عالم هست؛ یکی ولایت الله که از طریق ولایت معصومین(ع) در عالم جاری می شود و همان ولایت الله است و همه ی انبیاء مبعوث به همین ولایتند و مأموریتشان بسط این ولایت است. «ولایتنا ولایت الله ی لم یبعث نبی قط الا بها

 

دوم جریان س رستی اولیاء طاغوت است: «ی جونهم من النور الی الظلمات.» آن انی که ولایت الله را قبول نکنند، توحید را نپذیرند، اسیر اولیاء طاغوت می شوند و پایان ولایت: «اولئک اصحاب النارهم فیها خالدون». این دو جریان در عالم هست، جریان ایمان و کفر. خدای متعال هم بنایش بر این نیست که ی را مجبور به ایمان د «لا اکراه فی الدین». خدای متعال بعد از اینکه توحید را در آیه ی مبارک آیه الکرسی توضیح می دهد: «الله لا اله الا هو...» تا آ ، بعد می فرماید: «لا اکراه فی الدین.» در پذیرش این توحید اکراهی نیست، ولی اگر مؤمن شدید نتیجه اش برخورداری از ولایت الله است اگر به توحید کفر ورزیدید، نتیجه اش سلطه ی اولیاء طاغوت بر انسان است.

 

این داستان این عالم است. این درگیری مستمر بین ولایت نور و ظلمت، ولایت حق و باطل، یک درگیری است که شاید از آغاز خلقت انسان وجود داشته و از نظر قرآن دو مطلب حتمی و قطعی است. یکی پیروزی جبهه ی انبیاء و اولیاء و جبهه ی حق است در این هیچ تردیدی نیست که این جبهه قطعاً پیروز است. این مطلب را قرآن با بیان های مختلفی ذکر می کند. گاه می فرماید: «هوالذی ارسله رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشر .» این به خواست دیگران مربوط نیست. چراکه اراده ی الهی است. دین این رسول، دین غالب و ولایتش ولایت غالب است. همه ی ادیان تحت پوشش او قرار می گیرند. چون کفار هم برای خود دین دارند: «لکم دینکم ولی دین»؛ دعوا بر سر دین است. دعوا در عالم بر سر اله است. در سوره ی کافرون خدای متعال می فرماید: «قل یا ایهاالکافرون. لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد» اختلاف بر سر معبود و بر سر خداپرستی و بت پرستی و دنیاپرستی است. به این اختلاف، اختلاف در دین ختم می شود. «لکم دینکم و لی دین.» دین انبیاء، دین خداپرستی و دین دیگران، دین دنیاپرستی! این دین خداپرستی که دین توحید است، چیزی نیست که خدای متعال انسان ها را به آن مکره کند. اگر پذیرفتند تحت ولایت الله قرار می گیرند و اگر نپذیرفتند تحت ولایت اولیاء طاغوت. غلبه هم با این دین حق است. «لیظهره علی الدین کله» همه ی ادیان مادی از بین می روند و دین توحید بر سایر ادیان غلبه پیدا می کند. دینی که انبیاء آوردند. ملاحظه فرمودید که این دین در این آیه به ولایت المؤمنین(ع) تفسیر شده است. «هو الذی ارسله بالهدی و دین الحق» دین حق، نبی اکرم را مأمور کرد که ولایت المؤمنین(ع) را در عالم ابلاغ و جاری کند. بنابراین از نظر قرآن غلبه ولایت حق و نورانی شدن پایان عالم به نور ولایت حق، «اشرقت الارض بنور ربها» زمین در عصر ظهور با نور (ع) روشن می شود و همه ی اهل عالم زنده می شوند. «اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها» از این دست آیاتی که غلبه ی حق را قطعی می داند. «جاء الحق و زهق الباطل».

 

این یک نکته قطعی است. نکته قطعی دیگر که در قرآن بیان شده است این است که این دو جریان به تدریج از هم تفکیک می شوند. در عالم دنیا این دو جریان یک اختلاط و آمیختگی دارند. این یک خصوصیت عالم دنیاست. در عالم دنیا این دو دستگاه با هم آمیخته هستند. لذا گاهی صفات مؤمنین به کفار سرایت می کند، صفات دستگاه باطل به مؤمنین سرایت می کند. می بینید که مؤمنین هم به ظاهر دنیاگرا می شوند. بعضی از صفات کفار در آنان پیدا می شود. کفار هم بعضی از صفات خوب را پیدا می کنند، این ناشی از اختلاط عالم دنیاست. حکم دوم قطعی این است که این اختلاط پایان پذیر است و تمام می شود. در سوره ی مبارکه ی بینه این را به وضوح توضیح داده اند. «بسم الله الرحمن الرحیم. لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتی تأتیهم البینه. رسول من الله یتلو صحفا مطهره.» وقتی پیغمبر گرامی با صحف و کتب الهی می آید، این دو صف از هم جدا می شوند. این تفکیک تا جایی می رسد که دو دسته می شوند: «شر البریه و خیرالبریه». «ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها اولئک هم شر البریه». این یک دسته می شوند. مخلد در آتش. مؤمنین هم، «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی الله عنهم و رضوا عنه. ذلک لمن خشی ربه» این دعوا بر سر دنیا نیست. پایان آن هم غلبه ی دنیایی نیست. وقتی تفکیک شد، رضی الله عنهم و رضوا عنه. بنابراین پایان این دو جریان این گونه است. در این دنیا که عالم اختلاط است، اختلاط در حد صفات هم می رود. صفات کفار به مؤمنین و مؤمنین به کفار سرایت می کند. تفکیک می شوند. این تفکیک بگونه ای است که در بهشت هیچ صفت رذیله ای نیست. در جهنم هم وقتی انی که باید خلاص شوند، خلاص می شوند و انی که خالد هستند باقی می مانند، هیچ صفت حمیده و هیچ پاکی نیست. این دو جریان از نظر قرآن حکم دومش این است.

 

تفکیک میان خیر و شر بر مدار المؤمنین(ع) است

 

عنایت دارید که حکم دوم نیز بر محور ولایت است. روایات متعددی نقل کرده اند که به المؤمنین(ع) فرمود: یا علی! شما و شیعیانتان خیرالبریه هستید. این تفکیک بر مدار المؤمنین(ع) است. در عالم با ولایت المؤمنین(ع) با تدبیر و برنامه ریزی و مدیریتی که می کنند، این صف ّهای آمیخته به تدریج از هم جدا می شوند. می بینید صفین خیلی صف ها را از هم جدا کرد. اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند. وقتی حضرت این صحنه را بپا می کنند، صف ها جدا می شود. تفکیک در عالم بر محور ولایت واقع می شود. این دو جبهه از هم تفکیک می شوند. پس این حکم قطعی قرآن است؛ یکی غلبه ولایت حق و دوم مسیر تفکیک این دو جریان تا خالص شدن این دو جریان. یک دسته می شوند بدترین و یک دسته می شوند بهترین. آنان خالد در جهنم اند و اینان خالد در بهشت و نعم. حال در این درگیری که در عالم است، مسیر جبهه ی حق تا پیروزی یک مسیر پر از فراز و نشیب است. چون بناست اراده های انسانی، به اختیار خودشان، «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» مسیر بت پرستی و خداپرستی را انتخاب کنند. حجت ها تمام شود، اراده ها بالغ شوند. یک دسته مستقر در کفر شوند و یک دسته مستقر در ایمان شوند که تمام سختی ها و دشواری ها آنان را از مسیر ایمان متز ل نکند، این مسیر پر فراز و نشیب و بسیار پیچیده ای است که گاهی انبیاء الهی هم قرآن می فرماید، با این که پیغمبر بودند با این که میثاق هایی را در عالم گذشته گذرانده بودند ــ البته بنده در رابطه با انبیاء جسارت نمی کنم ــ پایداری ن د نتوانستد پای این حکم الهی صبر کنند، عجله د. «فاصبر لحکم ربک» در سوره ی مبارکه ی «ن و القلم» که داستان بعثت نبی اکرم(ص) و جبهه ی مقابل حضرت خیلی عجیب توضیح داده شده است، قرآن در پایان می فرماید: ای پیغمبر! فاصبر لحکم ربک. غلبه با شماست. ولی صبر کن برای حکم پروردگارت! آن حکم باید در عالم جاری شود. «ولا تکن کصاحب الحوت» این هم تعبیر عجیبی است از حضرت یونس(ع). مانند مصاحب شکم ماهی نباش! البته این تعبیر معانی باطنی دارد. از قوم خود جدا شد و عجله کرد نتوانست آن تدبیر را تحمل کند. سال ها دعوت کرد، تنها دو نفر ایمان آوردند. شتاب کرد ! ای پیغمبر ما، صبر کن! یا در جای دیگر می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»! در پایان سوره ی یونس وقتی داستان پیچیده ی درگیری انبیاء و کفار را توضیح می دهد، در پایان می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»؛ صبر کنید تا فرمان خدا در عالم جاری شود «و هُو خیر الحاکمین» عجله نکنید پای حکم خدا ایستادن خیلی کار دشواری است. همین جاست که بسیاری کم آوردند. همین جاست که بسیاری از انبیاء جدا شدند. با حضرت نوح(ع) همراه شدند وقتی پیروزی به تأخیر افتاد یکی یکی جدا شدند. حضرت ماند و یک عده ی محدود! این داستان هم نکته ی بعدی است که مسیر پیروزی یک مسیر پرفراز و نشیبی است که بسیاری از رمز و راز آن بر ما پنهان است. حتی غیر از نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) گاهی رمز و راز مسیر بر انبیاء هم پیچیده و پوشیده بود. نمی دانستند که چه اتفاقی می خواهد بیفتد. تا کی و چرا باید صبر کنند؟ ولی پای حکم خدا باید صبر کرد. این هم نکته ی بعدی تا غلبه ی قطعی واقع شود.

 

در این درگیری انسان ها دو دسته می شوند یک دسته طرفدار جبهه ی انبیاء می شوند و پای حرف انبیاء می ایستند و یک دسته هم از صف انبیاء به تدریج جدا می شوند. سختی های راه را نمی توانند تحمل کنند. انی که پای درگیری و پای انبیاء می ایستند درجاتی دارند. یک عده هستند که تحمل ولایت معصوم را می کنند و حامل ولایت برای دیگران می شوند. می توانند این حقیقت و این سرّ را به دیگران برسانند.

 

 حالا فرصت کوتاه است و مجلس، مجلس بزرگداشت یک عالم ربانی است. اگر نبود شخصیت این مرد بزرگ [مرحوم حجت ال و المسلمین صدوق] ـ که به نظر من، عمرش را وقف زمان(عج) کرد و آن هم به شکل صحیح! انسان وقف، انسانی که با تمام انگیزه و با تمام قوا در این مسیر قدم برمی داشت ـ بنده بحث را به این جا نمی کشاندم. قاعدتاً مجلس ختم، مجلس تذکر به عالم آ ت و مجلس مؤعظه است. ولی چون مجلس منسوب به این عالم عزیز است، عرض می کنم.

 

درگیری بین جبهه حق و  باطل در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش قرار دارد

 

این درگیری [بین جبهه حق و جبهه باطل] در دوران ما، در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش است. به تعبیر بعضی بزرگان تبدیل شده است به درگیری بین و تجدد! یعنی درگیری ایمان و کفر و درگیری حق و باطل در دوران ما، نوک پیکانش درگیری و تجدد است. که آن تمدن ی است که همه ی زوایای زندگی بشر را زیر سلطه ی خودش قرار می دهد. می دانید که این تمدن، مدعی برنامه ریزی در مقیاس توسعه ی پایدار برای همه ی عرصه های حیات اجتماعی است. یعنی مدعی هستند که ولایت خودشان را بر همه ی زوایای زندگی بشر جاری کنند. برای انسان قبل از تولدش برنامه ریزی می کنند، برای به دنیا آمدنش و زایمانش تا مهد کودکش تا دوران تحصیلش تا دوران اشتغال و دوران فراغت و پیری اش خانه های سالمندان و اتاق مرگش و السلام! لحظه و عرصه و جامعه ای را هم خالی نگذاشته اند. مدعی د ده ی واحد جهانی هستند. البته اینها حرف ها امروز بدیهی شده و احتیاجی به گفتن ندارد. ما با یک چنین تمدن پیچیده ی ی که برای همه ی عرصه ها تدبیر کرده است، مواجهیم! تمدنی که «ظلمات بعضها فوق بعض» است. 

 

ادامه سقیفه در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است/ واژگونی اخلاقی و فرهنگی رخ داده، پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است

 

ادامه ی سقیفه در امپراطوری بنی امیه و بنی عباس است و از آن جا وارد غرب شده و در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است. امپراتوری که مثل اسلاف خود، جبهه ی انبیاء را متهم به عدم عقلانیت می کند. مکرر در قرآن ذکر شده که: «والقلم و ما یسطرون. و ما انت بنعمت ربک بمجنون» و در آیه ی «و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون». اینها وقتی قرآن را می شنوند، می گویند اینان مجنون اند. چرا؟ آیا این جنون یعنی یک بیماری روانی؟! این که نیست. این همان عدم عقلانیتی است که الآن هم ادیان را به آن متهم می کنند. و الا ادعای جنونِ این گونه نسبت به (ص) نداشتند. در همان آیه بلافاصله می فرماید: «ولاتطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون» اینها که با یک مجنون، بنای مداهنه و سازش ندارند. این سازش، اطاعت است: «ولا تطع المکذبین» امروز هم همین طور است. این تمدن پیچیده ی غرب برای همه ی عرصه های زندگی بشر برنامه دارد و چنانچه از روایت های آ ا مانی استفاده می شود، یک مرکزیتی در عالم است که تلاش می کند برای واژگونی فرهنگی؛ به طوری که در این تمدن همه ی خوبی ها بدی می شود و بدی ها خوب! معروف، منکر می شود و منکر، معروف!! روایت ّهای آ ا مان را ببینید. بخش عمده ای از آن ها علائم آ ا مان را که بیان می کند، یک واژگونی اخلاقی و یک واژگونی فرهنگی است که پیداست از مرکزیتی اداره می شود. این پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است. پیچیده ترین نوع ایجاد درگیری بین انبیاء و جبهه ی باطل است. «حملوا الناس علی اکتاف آل محمد(ص)» مردم را در مقابل دین قرار می دهد. آراء را در مقابل ادیان قرار می دهند. 

 

بعد از غلبه رنسانس، برخورد تمدن ّها آغاز به پرچم داری دو تمدن و غرب آغاز شده است

 

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است. خدا رحمت کند بزرگوار ما را آن روزی که می گفت هیچ غلطی نمی تواند کند، بعضی ها تعجب می د. چون قدرت اقتصادی و نظامی و جریان های قدرت در دست آنان است. نمی خواستند بگویند آنان نمی توانند محاصره اقتصادی کنند، نمی خواستند بگویند آنان حمله ی نظامی نمی کنند یا قدرت نظامی ندارند. فرمایش یک کلمه بود: اگر شما استقامت کنید آنان با همه ی قوا به میدان می آیند ولی با همه ی قوا هیچ کاری نمی توانند ند. الآن هم همین طور شده است. امروز که سی و هفت سال از انقلاب می گذرد و پانزده سال است که از حمله ی مستقیم آنان به دنیای می گذرد، با همه ی قوا هم آمده اند اما الحمدلله ما هر روز مقتدرتر شده ایم. معنایش این است که هیچ غلطی نمی توانند ند. الحمدلله این انقلاب ی مسیر خودش را طی می کند و به دنبال ت مستعجل هم نباید بود. عجله بسیار خطاست. ما هر روز پیش رفته ایم. درگیری بین و غرب عمیق تر شده است و به مرحله ی برخورد تمدن ها رسیده است. چه ی فکر می کرد بعد از غلبه ی رنسانس، برخورد تمدن ّها آغاز بشود؟ آن هم عمده اش بین دو تمدن و غرب باشد به پرچم داری ایران و ! این اتفاق افتاده و این حرف ما نیست.

 

چه ی فکر می کرد در این درگیری عظیم با این که مرتب تأکید می شود بر وحدت دنیای ، جبهه ی نفاق در دنیای به حدی احساس خطر کند که کار را به اینجا برساند و هر ی سر درون دنیای می کند، بفهمد در دنیای دو جریان است: جریان معقول جریان مکتب اهل بیت است و جریان خشن و کور که جریان سلفی گری است. امروز هر ی سر درون دنیای می کند این را می فهمد. تا دو سه دهه قبل، برای خود مسلمانان در داخل دنیای این مسئله مبهم بود. یکی از نکات بسیار مهم که در این پنج شش سال اخیر اتفاق افتاد ـ که این هم به غلبه ی ناب به تعبیر حضرت (ره) و غلبه ی مکتب اهل بیت(ع) منتهی شده است ـ همین درگیری های منطقه ای است. این درگیری های منطقه ای را دشمن هدایت کرده است. غرب وارد منطقه شده است برای سرکوب دنیای و تجزیه ی کشورهای ی و ایجاد درگیری درون دنیای . این درگیری الحمدلله به نفع مکتب اهل بیت(ع) تمام شده است. چه ی است که نداند بسیاری از کشورهای مهم دنیا از شما دعوت می کند که بیاید مکتب اهل بیت را به جای مکتب انحرافی سلفی در کشور ما تبلیغ کنید. مثل روسیه و چین. بنابراین این انقلاب مسیر خود را طی می کند.

 

 منتها در مقابل برنامه و نظم پیچیده ای که عقلانیت مادی غرب برای تمام عرصه های حیات ایجاد کرده است، طراحی یک برنامه جامع حقیقتاً یک کار بسیار دشواری است. برخلاف این که در ابتدا سهل می نمایاند. درک عمیق از مسئله ی ما که مسئله ی ما چیست؟ این که ما یک کارشناس مسلمان نداریم؟! خیر، فراوان داشته ایم و داریم. مسئله این است که اینان کنار فقها نمی نشینند؟! سی سال است کنار هم می نشینند. تئوریزه انقلاب ی، و بیان یک تئوری اداره ی متناسب با این مرحله ی انقلاب که به تعبیر معظم انقلاب ی، مرحله ی عبور از نظام ی به ت ی است. تئوریزه رفتار ت که تداول ایام بین جریان ها صرفاً یک تداول ایام نباشد و حقیقتاً یک اتفاق فرهنگی بیفتد. این کار بسیار دشواری است. برخی این را یک کار ساده تلقی کرده اند و به تدریج روشن می شود که این گونه نیست. من اهل مبالغه نیستم و قصدم این نیست ولی این جا با قاطعیت عرض می کنم ـ از محضر همه ی فرهیختگان عزیز و بزرگانی که حضور دارند، عذر خواهی می کنم ـ بنده مدعی ام این کار، کاری است که یک متفکر عمیق که بتواند عمق درگیری جبهه ی حق و باطل را بفهمد در همه ی مظاهر و سر س ی به آستان ولایت حقه باشد، هیچ چیز را در عرض المؤمنین(ع) قبول نداشته باشد، این کار از عهده ی او برمی آید. و من مدعی ام تنها فیلسوف انقلاب ی، بزرگوار ما ـ که من شاگرد کوچک ایشان هستم ـ علامه سید منیرالدین حسینی(ره) است. بنده ایشان را فیلسوف انقلاب می دانم و لاغیر. ی که عمق درگیری فرهنگی جبهه ی حق و باطل را بفهمد، و بتواند مسیر انقلاب ی را برای عبور از این فضا تئوریزه کند. عرض بسیاری مدعی هستند. الحمدلله نیروهای بسیار خوب و فرهیخته ای داریم که از محصولات برجسته ی انقلاب ی است. به فضل الهی آنقدر ظرفیت حوزه و های ما با ۴ دهه ی قبل تفاوت کرده است که اصلاً قابل مقایسه نیست. متفکرینی که در و حوزه ی علمیه هستند و دغدغه ی آنان همین مسئله است، حقیقتاً فراوان و بسیارند و برخی از آنان نخبه به مفهوم حقیقی هستند. اینان مایه ی امیدند. اما تئوری بنیادین که بتواند عمق استراتژیک انقلاب ی و عمق فرهنگی اش را بفهمد و طراحی کند، من فقط یک فیلسوف می شناسم. اگر دیگران می شناسند، معرفی کنند بگویند کدام فلسفه تولید شده است؟! کدام فلسفه ی جدید که فلسفه ی عمل باشد و ناظر به تحول فرهنگ در همه ی عرصه ّها باشد، طراحی شده است؟!  کدام تئوری تولید است که بخواهد وحی را حاکم بر همه ی عقلانیت بشری ـ اعم از عقلانیت فلسفی، تجربی، اعم از معارف شهودی و غیر شهودی ـ کند؟! خدای متعال بر درجات همه ی عالمان بیفزاید. زحمت ها فراوان کشیده شده است. بنده نمی خواهد قدر زحمتی را کم کنم، خیر غرضم این نیست. می خواهم بگویم مسئله ی انقلاب ی بسیار جدی تر و عمیق تر است. ما در لایه های بسیار عمیق از آن درگیریم. که اگر مبارزه را به آن عمق نکشانیم... مثلاً گاهی در حوزه ی ما روش تحقیق های غربی برای پایان نامه های فضلای حوزه تدریس می شود! به نظر شما ما به این نحو به عمق انقلاب فرهنگی می رسیم؟! اگر ما در روش تحقیق با غربی ها دعوا نداریم، سر چه دعوا داریم؟! تمام دعوا همین جاست. الآن عرض الحمدلله نخبگان فراوان و ارزشمندی در حوزه و مشغولند که این از سرمایه های ماست، اما تئوریزه انقلاب ی و مراحل آن، مسئله ی جدی ماست.

 

 و این عالم عزیزی [مرحوم صدوق] که ما در فقدان او دور هم جمع شده ایم و فقدان ایشان برای همه ی ما غیر مترقبه و سنگین است ـ خدای متعال مسائل را می داند ـ امیدوارم امثال این عزیز، انی باشند که اهل رجعت باشند و ادامه ی راهشان را در رجعت در کنار معصوم(ع) به پایان برسانند. ایشان از انی بود که خودش را وقف کرد. انی که با ایشان آشنا هستند می دانند، موقعیت های خوبی که از دوران جوانی خودشان در ، در نظام اجرا و در حوزه داشتند اما به همه پشت پا زدند و سی و پنج سال از فا ترین دوران خود را وقف این راه د. شب و روز نمی شناختند. همه می دانند یک خانه ی مس ی از خود نداشت، همه می دانند معیشتش بسیار تنگ بود ـ البته این تعبیر زشتی است. چون عیش اینان، عیش واسع است. ظاهر را عرض می کنم ـ با این که همه چیز برای ایشان فراهم بود. این طور نبود که حال به دنیایش هم برسد. خیر، خودشان را وقف کرده بودند. به تنها چیزی که فکر نمی کرد، خودش و شئون دنیایی خودش بود. به تمام معنا آدمِ وقف بود. همه ی وجودش دغدغه بود و مهم این است که دغدغه اش دغدغه ی عمیقی بود. شه های بنیادین انقلاب ی و به دنبالش شه های راهبردی را پیش می برد و ارائه می کرد. الحمدلله برکاتی هم داشتند، شاگردان خوبی را تربیت د. من این تعبیرِ « شمند گفتمان انقلاب ی» ـ که سرور عزیزم جناب نجات راجع به ایشان بکار بردند ـ واقعاً تعبیر بسزایی می دانم. حقیقتاً یک شمند بود و خود را وقف کرده بود برای حل مسائل انقلاب ی. به فضل الهی، به نتایج خوبی هم رسیدند؛ منتهی نیاز است که ان شاءالله شاگردان و همکاران ایشان این مسیر را ادامه دهند. عاش سعیدا و مات سعیدا!

 

 یک جمله ای بعنوان پایان عرایضم عرض کنم از المؤمنین(ع). وقتی خبر رحلت خباب به ایشان رسید ـ که صح رسول و جزو اول مسلمانان بود، بسیار شکنجه شده بود در دوران صدر برای این که از حضرت روی گردان شود، اما پایدار ایستاده بود و در جنگ ها کنار نبی اکرم(ص) بود. حتی برخی می گفتند در صفین در کنار المؤمنین(ع) بود، اگر عمرش کفاف داده باشد ـ وقتی خبر رسید، حضرت چند جمله فرمودند که در حکمت های ۴۳و۴۴ نهج البلاغه نقل شده است: با محبت و از سر رغبت ایمان آورد. مانند منافقین نبود که از سر کراهت ایمان بیاورند، یا بعد از پیروزی «یدخلون فی دین الله افواجا» باشند، همین طوری سرشان را بیندازند و بیایند. به کفاف قانع بود و از خدای خودش راضی بود و همه ی زندگانی اش جهاد بود. بعد فرمودند: گوارا باد این سعادت، برای انی که همه ی توجه شان به عالم آ ت است. و برای روز حساب عمل می کنند و به کفاف در این دنیا قانع اند. وقتی بدست آوردند دیگر هم افزایی نمی کنند. آن انی می توانند در درگیری حق و باطل کنار اولیاء خدا بایستند که اینجور باشند. اگر قناعت به کفاف نداشته باشند، اگر حیات مجاهدانه نداشته باشند، از صف اولیاء الهی جدا می شوند، سختی های راه آنان را جدا می کند. هوس ها و لذت ها آنان را جدا می کند.

 

خدای متعال بر درجات این عالم بزرگوار بیفزاید. ان شاءالله راهشان را پر رهرو قرار دهد، به شاگردانشان توفیق دهد با جدیت و قاطعیت و تدبیر دقیق و صحیح این مسیر را ان شاءالله ادامه دهند. فقدان ایشان را به همه ی بازماندگان محترم، پدر بزرگوارشان، فرزندان فاضل و ارجمندشان، صبیه مکرمه و اهل بیت مکرمه شان و سایر بازماندگان عزیزشان، شاگردان و همکاران و دوستان عزیزشان صمیمانه تسلیت عرض می کنم و از خدای متعال برای ایشان علو درجات و ادامه ی راهشان را درخواست می کنم. و از همه ی قدم هایی که در راه تکریم این عالم بزرگوار از اول تا کنون برداشته شد، از خدای متعال درخواست می کنم این قدم ها را در صراط مستقیم المؤمنین(ع) استوار و ثابت قدم بدارد.

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله


سخنرانی آیت الله میرباقری در بزرگداشت مرحوم صدوق:

اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است.

گروه معارف - رجانیوز: مراسم بزرگداشت مرحوم حجت ال والمسلمین مسعود صدوق از اساتید برجسته حوزه روز 18 فروردین برگزار شد.

 

به گزارش رجانیوز مراسم بزرگداشت مرحوم صدوق روز با سخنرانی آیت الله میرباقری و با حضور شخصیت های  لشکری و کشوری، شاگردان و مردم متدین برگزار شد. 
 
در ادامه متن کامل سخنرانی آیت الله میرباقری را از نظر می گذرانید:
 

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. احمده و استعینه و اؤمن به و اتوکل علیه و استهدیه و استنصره و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه حبیب اله العالمین اباالقاسم محمد(ص). صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدیین. سیما بقیه الله فی الارضین. ارواحنا لتراب مقدمه فداه و اللعنه علی اعدائهم اجمعین.

 

خدای متعال قلوب ما را با معرفت زمان(عج) منور بفرماید و مجلس را مورد لطف و رضایت خاص حضرت قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد(ص).

 

اعوذ بالله من ال الرجیم. من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه. فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. در قرآن مجید در عین این که به وضوح توضیح داده شده است که اله عالم یکی است، هوالذی فی السماء اله و فی الارض اله. رب عالم یکی است. خدای متعال رب العالمین است، اما در موضوع ولایت به صراحت قرآن بیان می کند که دو جریان ولایت در عالم هست. یکی جریان ولایت الله است؛ «الله ولی الذین آمنوا ی جهم من الظلمات الی النور» و در مقابل ولایت اولیاء طاغوت است؛ «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ی جونهم من النور الی الظلمات». جریان ولایت الله در عالم که ولایت نور است و هر ی از این ولایت برخوردار شد، متنعم شد، سیرش در وادی نور است، این جریان از طریق اولیاء الهی در عالم جاری می شود.

 

این حدیث نورانی در خاطر مبارکتان است که بسیار حدیث شریفی است، حضرت فرمودند: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته». خدای متعال ما را با خودش یکی کرده است. تعبیر «خلط» را علماء، محققین و بزرگان معنا می فرمایند که یعنی چه؟!: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته و قال: انما ولیکم الله و رسوله. الذین یقیمون الصلاه و یؤتون ا کاه و هم راکعون». خدای متعال ما را با خودش یکی کرد و ولایت ما را ولایت خود قرار داد و فرمود: «انما» ولی شما خداست و رسول و اهل بیت(ع). پس دو جریان ولایت در عالم هست؛ یکی ولایت الله که از طریق ولایت معصومین(ع) در عالم جاری می شود و همان ولایت الله است و همه ی انبیاء مبعوث به همین ولایتند و مأموریتشان بسط این ولایت است. «ولایتنا ولایت الله ی لم یبعث نبی قط الا بها

 

دوم جریان س رستی اولیاء طاغوت است: «ی جونهم من النور الی الظلمات.» آن انی که ولایت الله را قبول نکنند، توحید را نپذیرند، اسیر اولیاء طاغوت می شوند و پایان ولایت: «اولئک اصحاب النارهم فیها خالدون». این دو جریان در عالم هست، جریان ایمان و کفر. خدای متعال هم بنایش بر این نیست که ی را مجبور به ایمان د «لا اکراه فی الدین». خدای متعال بعد از اینکه توحید را در آیه ی مبارک آیه الکرسی توضیح می دهد: «الله لا اله الا هو...» تا آ ، بعد می فرماید: «لا اکراه فی الدین.» در پذیرش این توحید اکراهی نیست، ولی اگر مؤمن شدید نتیجه اش برخورداری از ولایت الله است اگر به توحید کفر ورزیدید، نتیجه اش سلطه ی اولیاء طاغوت بر انسان است.

 

این داستان این عالم است. این درگیری مستمر بین ولایت نور و ظلمت، ولایت حق و باطل، یک درگیری است که شاید از آغاز خلقت انسان وجود داشته و از نظر قرآن دو مطلب حتمی و قطعی است. یکی پیروزی جبهه ی انبیاء و اولیاء و جبهه ی حق است در این هیچ تردیدی نیست که این جبهه قطعاً پیروز است. این مطلب را قرآن با بیان های مختلفی ذکر می کند. گاه می فرماید: «هوالذی ارسله رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشر .» این به خواست دیگران مربوط نیست. چراکه اراده ی الهی است. دین این رسول، دین غالب و ولایتش ولایت غالب است. همه ی ادیان تحت پوشش او قرار می گیرند. چون کفار هم برای خود دین دارند: «لکم دینکم ولی دین»؛ دعوا بر سر دین است. دعوا در عالم بر سر اله است. در سوره ی کافرون خدای متعال می فرماید: «قل یا ایهاالکافرون. لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد» اختلاف بر سر معبود و بر سر خداپرستی و بت پرستی و دنیاپرستی است. به این اختلاف، اختلاف در دین ختم می شود. «لکم دینکم و لی دین.» دین انبیاء، دین خداپرستی و دین دیگران، دین دنیاپرستی! این دین خداپرستی که دین توحید است، چیزی نیست که خدای متعال انسان ها را به آن مکره کند. اگر پذیرفتند تحت ولایت الله قرار می گیرند و اگر نپذیرفتند تحت ولایت اولیاء طاغوت. غلبه هم با این دین حق است. «لیظهره علی الدین کله» همه ی ادیان مادی از بین می روند و دین توحید بر سایر ادیان غلبه پیدا می کند. دینی که انبیاء آوردند. ملاحظه فرمودید که این دین در این آیه به ولایت المؤمنین(ع) تفسیر شده است. «هو الذی ارسله بالهدی و دین الحق» دین حق، نبی اکرم را مأمور کرد که ولایت المؤمنین(ع) را در عالم ابلاغ و جاری کند. بنابراین از نظر قرآن غلبه ولایت حق و نورانی شدن پایان عالم به نور ولایت حق، «اشرقت الارض بنور ربها» زمین در عصر ظهور با نور (ع) روشن می شود و همه ی اهل عالم زنده می شوند. «اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها» از این دست آیاتی که غلبه ی حق را قطعی می داند. «جاء الحق و زهق الباطل».

 

این یک نکته قطعی است. نکته قطعی دیگر که در قرآن بیان شده است این است که این دو جریان به تدریج از هم تفکیک می شوند. در عالم دنیا این دو جریان یک اختلاط و آمیختگی دارند. این یک خصوصیت عالم دنیاست. در عالم دنیا این دو دستگاه با هم آمیخته هستند. لذا گاهی صفات مؤمنین به کفار سرایت می کند، صفات دستگاه باطل به مؤمنین سرایت می کند. می بینید که مؤمنین هم به ظاهر دنیاگرا می شوند. بعضی از صفات کفار در آنان پیدا می شود. کفار هم بعضی از صفات خوب را پیدا می کنند، این ناشی از اختلاط عالم دنیاست. حکم دوم قطعی این است که این اختلاط پایان پذیر است و تمام می شود. در سوره ی مبارکه ی بینه این را به وضوح توضیح داده اند. «بسم الله الرحمن الرحیم. لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتی تأتیهم البینه. رسول من الله یتلو صحفا مطهره.» وقتی پیغمبر گرامی با صحف و کتب الهی می آید، این دو صف از هم جدا می شوند. این تفکیک تا جایی می رسد که دو دسته می شوند: «شر البریه و خیرالبریه». «ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها اولئک هم شر البریه». این یک دسته می شوند. مخلد در آتش. مؤمنین هم، «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی الله عنهم و رضوا عنه. ذلک لمن خشی ربه» این دعوا بر سر دنیا نیست. پایان آن هم غلبه ی دنیایی نیست. وقتی تفکیک شد، رضی الله عنهم و رضوا عنه. بنابراین پایان این دو جریان این گونه است. در این دنیا که عالم اختلاط است، اختلاط در حد صفات هم می رود. صفات کفار به مؤمنین و مؤمنین به کفار سرایت می کند. تفکیک می شوند. این تفکیک بگونه ای است که در بهشت هیچ صفت رذیله ای نیست. در جهنم هم وقتی انی که باید خلاص شوند، خلاص می شوند و انی که خالد هستند باقی می مانند، هیچ صفت حمیده و هیچ پاکی نیست. این دو جریان از نظر قرآن حکم دومش این است.

 

تفکیک میان خیر و شر بر مدار المؤمنین(ع) است

 

عنایت دارید که حکم دوم نیز بر محور ولایت است. روایات متعددی نقل کرده اند که به المؤمنین(ع) فرمود: یا علی! شما و شیعیانتان خیرالبریه هستید. این تفکیک بر مدار المؤمنین(ع) است. در عالم با ولایت المؤمنین(ع) با تدبیر و برنامه ریزی و مدیریتی که می کنند، این صف ّهای آمیخته به تدریج از هم جدا می شوند. می بینید صفین خیلی صف ها را از هم جدا کرد. اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند. وقتی حضرت این صحنه را بپا می کنند، صف ها جدا می شود. تفکیک در عالم بر محور ولایت واقع می شود. این دو جبهه از هم تفکیک می شوند. پس این حکم قطعی قرآن است؛ یکی غلبه ولایت حق و دوم مسیر تفکیک این دو جریان تا خالص شدن این دو جریان. یک دسته می شوند بدترین و یک دسته می شوند بهترین. آنان خالد در جهنم اند و اینان خالد در بهشت و نعم. حال در این درگیری که در عالم است، مسیر جبهه ی حق تا پیروزی یک مسیر پر از فراز و نشیب است. چون بناست اراده های انسانی، به اختیار خودشان، «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» مسیر بت پرستی و خداپرستی را انتخاب کنند. حجت ها تمام شود، اراده ها بالغ شوند. یک دسته مستقر در کفر شوند و یک دسته مستقر در ایمان شوند که تمام سختی ها و دشواری ها آنان را از مسیر ایمان متز ل نکند، این مسیر پر فراز و نشیب و بسیار پیچیده ای است که گاهی انبیاء الهی هم قرآن می فرماید، با این که پیغمبر بودند با این که میثاق هایی را در عالم گذشته گذرانده بودند ــ البته بنده در رابطه با انبیاء جسارت نمی کنم ــ پایداری ن د نتوانستد پای این حکم الهی صبر کنند، عجله د. «فاصبر لحکم ربک» در سوره ی مبارکه ی «ن و القلم» که داستان بعثت نبی اکرم(ص) و جبهه ی مقابل حضرت خیلی عجیب توضیح داده شده است، قرآن در پایان می فرماید: ای پیغمبر! فاصبر لحکم ربک. غلبه با شماست. ولی صبر کن برای حکم پروردگارت! آن حکم باید در عالم جاری شود. «ولا تکن کصاحب الحوت» این هم تعبیر عجیبی است از حضرت یونس(ع). مانند مصاحب شکم ماهی نباش! البته این تعبیر معانی باطنی دارد. از قوم خود جدا شد و عجله کرد نتوانست آن تدبیر را تحمل کند. سال ها دعوت کرد، تنها دو نفر ایمان آوردند. شتاب کرد ! ای پیغمبر ما، صبر کن! یا در جای دیگر می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»! در پایان سوره ی یونس وقتی داستان پیچیده ی درگیری انبیاء و کفار را توضیح می دهد، در پایان می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»؛ صبر کنید تا فرمان خدا در عالم جاری شود «و هُو خیر الحاکمین» عجله نکنید پای حکم خدا ایستادن خیلی کار دشواری است. همین جاست که بسیاری کم آوردند. همین جاست که بسیاری از انبیاء جدا شدند. با حضرت نوح(ع) همراه شدند وقتی پیروزی به تأخیر افتاد یکی یکی جدا شدند. حضرت ماند و یک عده ی محدود! این داستان هم نکته ی بعدی است که مسیر پیروزی یک مسیر پرفراز و نشیبی است که بسیاری از رمز و راز آن بر ما پنهان است. حتی غیر از نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) گاهی رمز و راز مسیر بر انبیاء هم پیچیده و پوشیده بود. نمی دانستند که چه اتفاقی می خواهد بیفتد. تا کی و چرا باید صبر کنند؟ ولی پای حکم خدا باید صبر کرد. این هم نکته ی بعدی تا غلبه ی قطعی واقع شود.

 

در این درگیری انسان ها دو دسته می شوند یک دسته طرفدار جبهه ی انبیاء می شوند و پای حرف انبیاء می ایستند و یک دسته هم از صف انبیاء به تدریج جدا می شوند. سختی های راه را نمی توانند تحمل کنند. انی که پای درگیری و پای انبیاء می ایستند درجاتی دارند. یک عده هستند که تحمل ولایت معصوم را می کنند و حامل ولایت برای دیگران می شوند. می توانند این حقیقت و این سرّ را به دیگران برسانند.

 

 حالا فرصت کوتاه است و مجلس، مجلس بزرگداشت یک عالم ربانی است. اگر نبود شخصیت این مرد بزرگ [مرحوم حجت ال و المسلمین صدوق] ـ که به نظر من، عمرش را وقف زمان(عج) کرد و آن هم به شکل صحیح! انسان وقف، انسانی که با تمام انگیزه و با تمام قوا در این مسیر قدم برمی داشت ـ بنده بحث را به این جا نمی کشاندم. قاعدتاً مجلس ختم، مجلس تذکر به عالم آ ت و مجلس مؤعظه است. ولی چون مجلس منسوب به این عالم عزیز است، عرض می کنم.

 

درگیری بین جبهه حق و  باطل در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش قرار دارد

 

این درگیری [بین جبهه حق و جبهه باطل] در دوران ما، در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش است. به تعبیر بعضی بزرگان تبدیل شده است به درگیری بین و تجدد! یعنی درگیری ایمان و کفر و درگیری حق و باطل در دوران ما، نوک پیکانش درگیری و تجدد است. که آن تمدن ی است که همه ی زوایای زندگی بشر را زیر سلطه ی خودش قرار می دهد. می دانید که این تمدن، مدعی برنامه ریزی در مقیاس توسعه ی پایدار برای همه ی عرصه های حیات اجتماعی است. یعنی مدعی هستند که ولایت خودشان را بر همه ی زوایای زندگی بشر جاری کنند. برای انسان قبل از تولدش برنامه ریزی می کنند، برای به دنیا آمدنش و زایمانش تا مهد کودکش تا دوران تحصیلش تا دوران اشتغال و دوران فراغت و پیری اش خانه های سالمندان و اتاق مرگش و السلام! لحظه و عرصه و جامعه ای را هم خالی نگذاشته اند. مدعی د ده ی واحد جهانی هستند. البته این حرف ها امروز بدیهی شده و احتیاجی به گفتن ندارد. ما با یک چنین تمدن پیچیده ی ی که برای همه ی عرصه ها تدبیر کرده است، مواجهیم! تمدنی که «ظلمات بعضها فوق بعض» است. 

 

ادامه سقیفه در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است/ واژگونی اخلاقی و فرهنگی رخ داده، پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است

 

ادامه ی سقیفه در امپراطوری بنی امیه و بنی عباس است و از آن جا وارد غرب شده و در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است. امپراتوری که مثل اسلاف خود، جبهه ی انبیاء را متهم به عدم عقلانیت می کند. مکرر در قرآن ذکر شده که: «والقلم و ما یسطرون. و ما انت بنعمت ربک بمجنون» و در آیه ی «و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون». اینها وقتی قرآن را می شنوند، می گویند اینان مجنون اند. چرا؟ آیا این جنون یعنی یک بیماری روانی؟! این که نیست. این همان عدم عقلانیتی است که الآن هم ادیان را به آن متهم می کنند. و الا ادعای جنونِ این گونه نسبت به (ص) نداشتند. در همان آیه بلافاصله می فرماید: «ولاتطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون» اینها که با یک مجنون، بنای مداهنه و سازش ندارند. این سازش، اطاعت است: «ولا تطع المکذبین» امروز هم همین طور است. این تمدن پیچیده ی غرب برای همه ی عرصه های زندگی بشر برنامه دارد و چنانچه از روایت های آ ا مانی استفاده می شود، یک مرکزیتی در عالم است که تلاش می کند برای واژگونی فرهنگی؛ به طوری که در این تمدن همه ی خوبی ها بدی می شود و بدی ها خوب! معروف، منکر می شود و منکر، معروف!! روایت ّهای آ ا مان را ببینید. بخش عمده ای از آن ها علائم آ ا مان را که بیان می کند، یک واژگونی اخلاقی و یک واژگونی فرهنگی است که پیداست از مرکزیتی اداره می شود. این پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است. پیچیده ترین نوع ایجاد درگیری بین انبیاء و جبهه ی باطل است. «حملوا الناس علی اکتاف آل محمد(ص)» مردم را در مقابل دین قرار می دهد. آراء را در مقابل ادیان قرار می دهند. 

 

بعد از غلبه رنسانس، برخورد تمدن ّها به پرچم داری دو تمدن و غرب آغاز شده است

 

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است. خدا رحمت کند بزرگوار ما را آن روزی که می گفت هیچ غلطی نمی تواند کند، بعضی ها تعجب می د. چون قدرت اقتصادی و نظامی و جریان های قدرت در دست آنان است. نمی خواستند بگویند آنان نمی توانند محاصره اقتصادی کنند، نمی خواستند بگویند آنان حمله ی نظامی نمی کنند یا قدرت نظامی ندارند. فرمایش یک کلمه بود: اگر شما استقامت کنید آنان با همه ی قوا به میدان می آیند ولی با همه ی قوا هیچ کاری نمی توانند ند. الآن هم همین طور شده است. امروز که سی و هفت سال از انقلاب می گذرد و پانزده سال است که از حمله ی مستقیم آنان به دنیای می گذرد، با همه ی قوا هم آمده اند اما الحمدلله ما هر روز مقتدرتر شده ایم. معنایش این است که هیچ غلطی نمی توانند ند. الحمدلله این انقلاب ی مسیر خودش را طی می کند و به دنبال ت مستعجل هم نباید بود. عجله بسیار خطاست. ما هر روز پیش رفته ایم. درگیری بین و غرب عمیق تر شده است و به مرحله ی برخورد تمدن ها رسیده است. چه ی فکر می کرد بعد از غلبه ی رنسانس، برخورد تمدن ّها آغاز بشود؟ آن هم عمده اش بین دو تمدن و غرب باشد به پرچم داری ایران و ! این اتفاق افتاده و این حرف ما نیست.

 

چه ی فکر می کرد در این درگیری عظیم با این که مرتب تأکید می شود بر وحدت دنیای ، جبهه ی نفاق در دنیای به حدی احساس خطر کند که کار را به اینجا برساند و هر ی سر درون دنیای می کند، بفهمد در دنیای دو جریان است: جریان معقول جریان مکتب اهل بیت است و جریان خشن و کور که جریان سلفی گری است. امروز هر ی سر درون دنیای می کند این را می فهمد. تا دو سه دهه قبل، برای خود مسلمانان در داخل دنیای این مسئله مبهم بود. یکی از نکات بسیار مهم که در این پنج شش سال اخیر اتفاق افتاد ـ که این هم به غلبه ی ناب به تعبیر حضرت (ره) و غلبه ی مکتب اهل بیت(ع) منتهی شده است ـ همین درگیری های منطقه ای است. این درگیری های منطقه ای را دشمن هدایت کرده است. غرب وارد منطقه شده است برای سرکوب دنیای و تجزیه ی کشورهای ی و ایجاد درگیری درون دنیای . این درگیری الحمدلله به نفع مکتب اهل بیت(ع) تمام شده است. چه ی است که نداند بسیاری از کشورهای مهم دنیا از شما دعوت می کند که بیاید مکتب اهل بیت را به جای مکتب انحرافی سلفی در کشور ما تبلیغ کنید. مثل روسیه و چین. بنابراین این انقلاب مسیر خود را طی می کند.

 

 منتها در مقابل برنامه و نظم پیچیده ای که عقلانیت مادی غرب برای تمام عرصه های حیات ایجاد کرده است، طراحی یک برنامه جامع حقیقتاً یک کار بسیار دشواری است. برخلاف این که در ابتدا سهل می نمایاند. درک عمیق از مسئله ی ما که مسئله ی ما چیست؟ این که ما یک کارشناس مسلمان نداریم؟! خیر، فراوان داشته ایم و داریم. مسئله این است که اینان کنار فقها نمی نشینند؟! سی سال است کنار هم می نشینند. تئوریزه انقلاب ی، و بیان یک تئوری اداره ی متناسب با این مرحله ی انقلاب که به تعبیر معظم انقلاب ی، مرحله ی عبور از نظام ی به ت ی است. تئوریزه رفتار ت که تداول ایام بین جریان ها صرفاً یک تداول ایام نباشد و حقیقتاً یک اتفاق فرهنگی بیفتد. این کار بسیار دشواری است. برخی این را یک کار ساده تلقی کرده اند و به تدریج روشن می شود که این گونه نیست. من اهل مبالغه نیستم و قصدم این نیست ولی این جا با قاطعیت عرض می کنم ـ از محضر همه ی فرهیختگان عزیز و بزرگانی که حضور دارند، عذر خواهی می کنم ـ بنده مدعی ام این کار، کاری است که یک متفکر عمیق که بتواند عمق درگیری جبهه ی حق و باطل را بفهمد در همه ی مظاهر و سر س ی به آستان ولایت حقه باشد، هیچ چیز را در عرض المؤمنین(ع) قبول نداشته باشد، این کار از عهده ی او برمی آید. و من مدعی ام تنها فیلسوف انقلاب ی، بزرگوار ما ـ که من شاگرد کوچک ایشان هستم ـ علامه سید منیرالدین حسینی(ره) است. بنده ایشان را فیلسوف انقلاب می دانم و لاغیر. ی که عمق درگیری فرهنگی جبهه ی حق و باطل را بفهمد، و بتواند مسیر انقلاب ی را برای عبور از این فضا تئوریزه کند. عرض بسیاری مدعی هستند. الحمدلله نیروهای بسیار خوب و فرهیخته ای داریم که از محصولات برجسته ی انقلاب ی است. به فضل الهی آنقدر ظرفیت حوزه و های ما با ۴ دهه ی قبل تفاوت کرده است که اصلاً قابل مقایسه نیست. متفکرینی که در و حوزه ی علمیه هستند و دغدغه ی آنان همین مسئله است، حقیقتاً فراوان و بسیارند و برخی از آنان نخبه به مفهوم حقیقی هستند. اینان مایه ی امیدند. اما تئوری بنیادین که بتواند عمق استراتژیک انقلاب ی و عمق فرهنگی اش را بفهمد و طراحی کند، من فقط یک فیلسوف می شناسم. اگر دیگران می شناسند، معرفی کنند بگویند کدام فلسفه تولید شده است؟! کدام فلسفه ی جدید که فلسفه ی عمل باشد و ناظر به تحول فرهنگ در همه ی عرصه ّها باشد، طراحی شده است؟!  کدام تئوری تولید است که بخواهد وحی را حاکم بر همه ی عقلانیت بشری ـ اعم از عقلانیت فلسفی، تجربی، اعم از معارف شهودی و غیر شهودی ـ کند؟! خدای متعال بر درجات همه ی عالمان بیفزاید. زحمت ها فراوان کشیده شده است. بنده نمی خواهم قدر زحمتی را کم کنم، خیر غرضم این نیست. می خواهم بگویم مسئله ی انقلاب ی بسیار جدی تر و عمیق تر است. ما در لایه های بسیار عمیق از آن درگیریم. که اگر مبارزه را به آن عمق نکشانیم... مثلاً گاهی در حوزه ی ما روش تحقیق های غربی برای پایان نامه های فضلای حوزه تدریس می شود! به نظر شما ما به این نحو به عمق انقلاب فرهنگی می رسیم؟! اگر ما در روش تحقیق با غربی ها دعوا نداریم، سر چه دعوا داریم؟! تمام دعوا همین جاست. الآن عرض الحمدلله نخبگان فراوان و ارزشمندی در حوزه و مشغولند که این از سرمایه های ماست، اما تئوریزه انقلاب ی و مراحل آن، مسئله ی جدی ماست.

 

 و این عالم عزیزی [مرحوم صدوق] که ما در فقدان او دور هم جمع شده ایم و فقدان ایشان برای همه ی ما غیر مترقبه و سنگین است ـ خدای متعال مسائل را می داند ـ امیدوارم امثال این عزیز، انی باشند که اهل رجعت باشند و ادامه ی راهشان را در رجعت در کنار معصوم(ع) به پایان برسانند. ایشان از انی بود که خودش را وقف کرد. انی که با ایشان آشنا هستند می دانند، موقعیت های خوبی که از دوران جوانی خودشان در ، در نظام اجرا و در حوزه داشتند اما به همه پشت پا زدند و سی و پنج سال از فا ترین دوران خود را وقف این راه د. شب و روز نمی شناختند. همه می دانند یک خانه ی مس ی از خود نداشت، همه می دانند معیشتش بسیار تنگ بود ـ البته این تعبیر زشتی است. چون عیش اینان، عیش واسع است. ظاهر را عرض می کنم ـ با این که همه چیز برای ایشان فراهم بود. این طور نبود که حال به دنیایش هم برسد. خیر، خودشان را وقف کرده بودند. به تنها چیزی که فکر نمی کرد، خودش و شئون دنیایی خودش بود. به تمام معنا آدمِ وقف بود. همه ی وجودش دغدغه بود و مهم این است که دغدغه اش دغدغه ی عمیقی بود. شه های بنیادین انقلاب ی و به دنبالش شه های راهبردی را پیش می برد و ارائه می کرد. الحمدلله برکاتی هم داشتند، شاگردان خوبی را تربیت د. من این تعبیرِ « شمند گفتمان انقلاب ی» ـ که سرور عزیزم جناب نجات راجع به ایشان بکار بردند ـ واقعاً تعبیر بسزایی می دانم. حقیقتاً یک شمند بود و خود را وقف کرده بود برای حل مسائل انقلاب ی. به فضل الهی، به نتایج خوبی هم رسیدند؛ منتهی نیاز است که ان شاءالله شاگردان و همکاران ایشان این مسیر را ادامه دهند. عاش سعیدا و مات سعیدا!

 

 یک جمله ای بعنوان پایان عرایضم عرض کنم از المؤمنین(ع). وقتی خبر رحلت خباب به ایشان رسید ـ که صح رسول و جزو اول مسلمانان بود، بسیار شکنجه شده بود در دوران صدر برای این که از حضرت روی گردان شود، اما پایدار ایستاده بود و در جنگ ها کنار نبی اکرم(ص) بود. حتی برخی می گفتند در صفین در کنار المؤمنین(ع) بود، اگر عمرش کفاف داده باشد ـ وقتی خبر رسید، حضرت چند جمله فرمودند که در حکمت های ۴۳و۴۴ نهج البلاغه نقل شده است: با محبت و از سر رغبت ایمان آورد. مانند منافقین نبود که از سر کراهت ایمان بیاورند، یا بعد از پیروزی «یدخلون فی دین الله افواجا» باشند، همین طوری سرشان را بیندازند و بیایند. به کفاف قانع بود و از خدای خودش راضی بود و همه ی زندگانی اش جهاد بود. بعد فرمودند: گوارا باد این سعادت، برای انی که همه ی توجه شان به عالم آ ت است. و برای روز حساب عمل می کنند و به کفاف در این دنیا قانع اند. وقتی بدست آوردند دیگر هم افزایی نمی کنند. آن انی می توانند در درگیری حق و باطل کنار اولیاء خدا بایستند که اینجور باشند. اگر قناعت به کفاف نداشته باشند، اگر حیات مجاهدانه نداشته باشند، از صف اولیاء الهی جدا می شوند، سختی های راه آنان را جدا می کند. هوس ها و لذت ها آنان را جدا می کند.

 

خدای متعال بر درجات این عالم بزرگوار بیفزاید. ان شاءالله راهشان را پر رهرو قرار دهد، به شاگردانشان توفیق دهد با جدیت و قاطعیت و تدبیر دقیق و صحیح این مسیر را ان شاءالله ادامه دهند. فقدان ایشان را به همه ی بازماندگان محترم، پدر بزرگوارشان، فرزندان فاضل و ارجمندشان، صبیه مکرمه و اهل بیت مکرمه شان و سایر بازماندگان عزیزشان، شاگردان و همکاران و دوستان عزیزشان صمیمانه تسلیت عرض می کنم و از خدای متعال برای ایشان علو درجات و ادامه ی راهشان را درخواست می کنم. و از همه ی قدم هایی که در راه تکریم این عالم بزرگوار از اول تا کنون برداشته شد، از خدای متعال درخواست می کنم این قدم ها را در صراط مستقیم المؤمنین(ع) استوار و ثابت قدم بدارد.

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله


۴ علت تغذیه ای ضعف و بی حالی
علاوه بر حساسیت های غذایی، ترکیب نامتناسب و نامتعادل رژیم غذایی نیز به ویژه ممکن است در ایجاد ح ضعف مزمن دخ داشته باشد.
شایع ترین علل ضعف؛ اختلال در کارکرد غدد فوق کلیوی، بی خو ، عفونت ها به ویژه عفونت های گوارشی که در بسیاری موارد ممکن است علائم گوارشی نداشته باشند و سرانجام عوامل تغذیه ای است.

برخی انواع حساسیت های غذایی ممکن است با ضعف همراه باشند. بهترین مثال در این خصوص بیماری سلیاک است. در این بیماری به دلیل حساسیت به گلوتن (پروتئین موجود در گندم و جو)، مخاط روده آسیب می بیند و بیمار دچار سوءجذب مزمن مواد مغذی از جمله آهن و ویتامین b12 می شود.

بیماران مبتلا به سلیاک به دلیل کمبودهای متعدد تغذیه ای، ممکن است علائم بالینی متنوعی داشته باشند که ضعف هم یکی از آن ها است. جدا از حساسیت های غذایی، ترکیب نامتناسب و نامتعادل رژیم غذایی نیز به ویژه ممکن است در ایجاد ح ضعف مزمن دخ داشته باشد. کمبود انواع مواد مغذی به ویژه ویتامین های گروه b، آهن و ویتامین d ممکن است زمینه ساز ح ضعف باشند.

* ضعف ناشی از کمبود ویتامین های گروه b

هرچند کمبود ویتامین های b1، b2، b6 و نیاسین همگی می توانند موجب ضعف و بی حالی شوند، کمبود «حاشیه ای» ویتامین b12 بسیار شایع تر است و اهمیت خاصی دارد. منظور از کمبود حاشیه ای ح ی است که در آن کمبود به آن شدتی نیست که موجب علائم بالینی واضح شود نتیجه آن که اولاً تشخیص آن دشوار است و ثانیاً ممکن است اختلالات خفیف کارکردی و کاهش مقاومت بدن در برابر عفونت ها و دیگر تنیدگی (استرس)ها وجود داشته باشد. در این حال ممکن است بیمار تنها از بی خو ، تحریک پذیری، عدم تمرکز و سرانجام ضعف و بی حالی شکایت داشته باشد.

ویتامین b12 یکی از مواد مغذی است که در تقسیم یاخته ای دخ دارد و با توجه به سرعت بالای تقسیم یاخته ای در مغز استخوان، وجود آن برای خون سازی طبیعی ضروری است. این ویتامین در کارکرد اعصاب نیز نقش دارد و از این رو کمبود آن ممکن است سبب احساس سوزن سوزن شدن نوک انگشتان، عدم تعادل، از دست دادن حافظه، ضعف و بی حالی و نهایتاً آسیب جدی عصبی شود. در کمبودهای حاشیه ای این ویتامین، ممکن است تنها علائم غیراختصاصی نظیر کاهش توان و ضعف وجود داشته باشد.

کمبود b12 به ویژه نزد سالمندان شایع تر است چراکه با افزایش سن، مخاط معده به تدریج تحلیل می رود و همین مسئله ممکن است موجب کاهش جذب ویتامین b12 شود. فرایند جذب ویتامین b12 بسیار پیچیده و حقیقتاً یکی از معجزات آفرینش است (اما به راستی کجای آفرینش اعجاز نیست؟!). تنها همینقدر بگویم که جذب این ویتامین که روزانه تنها حدود دو سه میکروگرم (یعنی میلیونیوم گرم!!!) مورد نیاز است، محتاج وجود پروتئینی است که توسط مخاط معدی ترشح می شود.

در گذشته که ماهیت این ماده ناشناخته بود، نام «عامل یا فاکتور درونی» را بر آن گذاردند ولی بعدها که خصوصیات آن کاملاً شناخته شد، این نام همچنان بر روی آن ماند. بنابراین با تحلیل مخاط معدی در سالمندی، از ترشح عامل درونی و به تبع آن جذب ویتامین b12 نیز کاسته می شود. این ویتامین و اسیدفولیک از این نظر منحصر به فردند که برخلاف سایر ویتامین های محلول در آب، در کبد ذخیره می شوند.

برآورد شده است که ذخیره کبدی ویتامین b12 برای 4 تا 6 سال کفایت می کند! نکته درخور توجه دیگر اینکه این ویتامین، منبع غذایی گیاهی ندارد و منحصراً در منابع غذایی جانوری یافت می شود. نتیجه آنکه گیاه خواران مطلق (یعنی آنان که نه تنها گوشت بلکه شیر، تخم مرغ و لبنیات هم نمی خورند) در معرض خطر کمبود این ویتامین هستند.

با توجه به هزینه نسبتاً بالای منابع غذایی جانوری، نوسانات اقتصادی و کاهش قدرت ید مردم و به ویژه در سالمندانی که بازنشسته و مستمری بگیرند طبعاً موجب کاهش سهم این دسته از مواد غذایی در سفره ایشان خواهد شد مضاف بر اینکه بسیاری از سالمندان ممکن است تنها زندگی کنند و آنگونه که باید مراقب ترکیب و مقدار غذای دریافتی خود نباشند. کمبود ویتامین b12، در صورت عدم درمان ممکن است به فقدان حافظه و آسیب های عصبی ماندگار منجر شود. انواع گوشت، جگر، تخم مرغ و لبنیات به ویژه پنیر از منابع خوب این ویتامین هستند.

* ضعف ناشی از کمبود آهن

یکی از شایع ترین کمبودهای تغذیه ای خاصه در خانم ها در سنین باروری (یعنی از شروع نخستین قاعدگی تا )، کمبود آهن است. آهن در خون سازی و تبادلات گازهای تنفسی میان گویچه های سرخ خون و دیگر بافت ها دخ دارد اما این تنها کارکرد این ماده نیست. آهن برای ساخت میانجی های عصبی و دفاع ایمنی بدن هم ضروری است. آهن در بدن به صورت ترکیبی به نام فریتین ذخیره می شود.

کمبود مزمن آهن به تدریج موجب تخلیه ذخایر بدن می شود که در صورت عدم درمان، کم خونی را در پی خواهد داشت. بنابراین، امکان دارد در مراحل نخستین کمبود آهن، کم خونی وجود نداشته باشد اما در همین حال ممکن است بیمار از کاهش قدرت تمرکز، کاهش توان کاری و ضعف شکایت داشته باشد. کمبود ذخایر آهن در مردان و ن یائسه ممکن است حاکی از خونریزی گوارشی مزمن باشد. در این حال لازم است ضمن ارزی کمی و کیفی رژیم غذایی بیمار، سلامت دستگاه گوارش او نیز بررسی شود.

آهن در منابع غذایی گیاهی و جانوری وجود دارد. مقدار آهن در برخی فراورده های گیاهی ممکن است نسبتاً بالا باشد اما معمولاً درصد جذب آن ها در مقایسه با آهن غذاهای جانوری پایین تر است. به طور مثال هر 100 گرم گوشت راسته بی چربی گوساله، حدود 1/7میلی گرم آهن دارد در حالی که هر 100 گرم عدس پخته، دارای 3/3 میلی گرم آهن است. با این حال جذب آهن جانوری معمولاً بیش از 20 درصد و آهن گیاهی بین 8-3 درصد است. انواع گوشت های سفید، عدس و به ویژه پروتئین سویا از منابع خوب و «سالم» آهن به شمار می روند. گوشت های قرمز و جگر البته از نظر آهن غنی ترند و کفایت جذب بالاتری هم دارند، اما بنا به دلایل بسیاری از جمله نوع و مقدار چربی های آن ها بهتر است مصرف آن ها هرچه بیشتر محدود شود. حتی در مواردی که کمبود آهن منجر به کم خونی شود هم نیازی به افزایش مصرف گوشت قرمز و جگر نیست. در این موارد معمولاً فرآورده های دارویی آهن تجویز می شود که بسیار سریع تر، مۆثرتر، سالم تر و کم هزینه ترند!

* ضعف ناشی از کمبود ویتامین d

گفتیم کمبود آهن بسیار شایع است اما شاید شایع تر از آن، کمبود ویتامین d باشد. هرچند این ویتامین بر اثر مواجهه «مستقیم» با نور آفتاب، در پوست ساخته می شود و منبع لایزالی چون خورشید در اختیار آدمی است، عوامل بسیاری از جمله ملاحظات فرهنگی و نوع پوشش، مناسبات اجتماعی و کار در محیط های سربسته، استفاده گسترده از کرم های ضد آفتاب و آلودگی هوا همگی این ارتباط طبیعی بشر را با خورشید گسسته اند. از سویی دیگر منابع غذایی طبیعی ویتامین d (به ویژه در سفره غذایی اغلب ایرانی ها) بی اندازه اندک است و عمدتاً به ماهی های چرب و روغن جگر ماهی محدود می شود.

نیاز روزانه انسان به این ویتامین دست کم 800 واحد و در اغلب موارد بین 2000-1500 واحد است درحالی که زرده تخم مرغ خام حدود 100 واحد ویتامین d دارد و شیر هم (حتی نوع پرچرب آن!) به هیچ روی منبع قابل اعتنایی برای این ویتامین نیست. نتیجه دست به دست دادن این عوامل، «جهانگیری» کمبود ویتامین d بوده و متأسفانه این مسئله کم گریبانگیر میهن عزیزمان نیز نبوده است.

پژوهش های انجام شده توسط انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور نشان داده که بیش از 90 درصد ک ن دبستانی و خانم های پُروزن و فربه 50-30 ساله شهر تهران در فصول سرد سال به درجاتی دچار کمبود ویتامین d هستند. در گذشته ای نه چندان دور تصور می شد که وظیفه ویتامین d عمدتاً تنظیم سوخت وساز کلسیم و دخ در ساخت و کارکرد بافت های سخت (استخوان و دندان) است (اعمال کلسمیک) اما امروزه معلوم شده است که دامنه اعمال ویتامین d بسیار گسترده تر است و تقریباً تمامی اندام ها و دستگاه های حیاتی بدن از جمله قلب و عروق، دستگاه ایمنی، مغز و اعصاب، ماهیچه ها و بخش درون ریز لوزالمعده (یعنی همان جایی که انسولین را ترشح می کند) تحت تأثیر این ویتامین هستند (اعمال غیرکلسمیک).

یکی از علائم کمبود ویتامین d، احساس خستگی و ضعف ماهیچه ای است. کمبود این ویتامین به ویژه در سالمندان شایع است و مطالعاتی نشان داده اند که کمبود ویتامین d با تعداد دفعات زمین خوردن در سالمندان مستقیماً ارتباط دارد.

* ضعف ناشی از کمبود دریافت انرژی

حال که صحبت از سالمندان شد بد نیست به یکی دیگر از علل شایع ضعفِ غیرعادی در سالمندان اشاره ای م و آن کمبود دریافت انرژی است. تغذیه سالمندان مبحث بسیار مفصلی است و مجال دیگری را می طلبد اما همینقدر بگویم که کمبود دریافت انرژی اساساً به شکل کاهش وزن تظاهر می یابد. کاهش وزن ناخواسته بیش از 5 درصد در طی 3 ماه یا 10 درصد در طی 6 ماه گذشته حتماً نیاز به ارزی پزشکی دارد.




اختصاصی از هایدی مقاله درباره در روز چقدر روی مصرف کنیم؟ با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

مرکز اطلاعات دارویی و مدیریت و اقتصاد دارو و سلامت-داروغذا : در روز چقدر روی مصرف کنیم؟

 

، 25 تیر 1392 - 14:30 کد خبر:13258

 

عنصر روی از اوایل دهه 1900 به عنوان یک ماده مغذی شناخته شد. گرچه از اوایل دهه 1900، روی (zinc; zin) به عنوان یک ماده مغذی شنـاخته شـده است. امـــروزه کمبــود روی یکی از مشکلات تغذیه ای افراد کشورهای کم درآمد است.

 

اولین تحقیقات کمبود روی در انسان مربوط به اوا دهه 1950 و اوایل دهه 1960 انجام شد که نشان داد تعویق رشد، ضایعات پوستی، نارسایی بلوغ در نوجوانان پسر ایرانی و مصری مربوط به کمبود روی است. نتایج تحقیقات متعددی نشان داده است که مکمل روی موجب افزایش رشد در ک ن کوتاه قد گردیده و همچنین موجب کاهش عفونت های معمول دوران کودکی نظیر اسهال و پنومونی می گردد.مقدار روی در بدن 5/1 تا 5/2 گرم است و بخش اعظم آن در عضلات، استخوان ها و کبد یافته و بخش کوچکی نیز در ناخن، پوست و مو یافت می شود. عنصر روی در بدن نقش مهمی در ساختمان بیش از 300 آنزیم دارد و کمبود آن می تواند اختلالات متعددی در متابولیسم و عملکرد ارگان ها ایجاد نماید. بافت هایی که سرعت تقسیم سلولی و باز گردش آن ها زیاد است از جمله سیستم ایمنی و دستگاه گوارش در مقایسه با سایر بافت ها بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند. مکانیسم عمل ریزمغذی روی شامل تاثیر بر سنتز dna، سنتز rna و تقسیم سلولی است و همچنین با هورمون های مهم رشد استخوان نظیر سوماتومدین c، استئوکالسین، تستوسترون، هورمون های تیروئیدی و انسولین تاثیر متقابل دارد. عنصر روی اساسا" به سوخت و ساز استخوان مرتبط می شود بنابراین تاثیر منفی بر رشد و نمو دارد. غلظت روی در استخوان در مقایسه با سایر بافت ها بسیار بیشتر است. عنصر روی تاثیر ویتامین d را در سوخت و ساز استخوان از طریق فعال سازی سنتز dna در سلول های استخوانی افزایش می دهد. نیاز به عنصر روی در دوران کودکی به علت رشد سریع حیاتی است. دیده شده است که مکمل روی تاثیر مثبتی بر رشد ک ن دچار کوتاه قدی تغذیه ای داشته است. از دیگر نقش های روی مواردی مانند تولید مثل، سلامت پوست، نمو عصبی رفتاری، و مقاومت بدن در برابر ابتلا به بیماری ها است.منابع غذایی روی چه هستند: روی در تمام مواد غذایی حیوانی و گیاهی که منبع خوب پروتئین هستند، وجود دارد. منابع غنی روی عبارتند از صدف، جگر و انواع گوشت ها به ویژه گوشت قرمز (گوشت مرغ و ماهی هم حاوی روی هستند اما میزان روی در گوشت قرمز بیشتر است)، تخم مرغ، حبوبات مانند لوبیا و عدس، غلات سبوس دار، شیر و مواد لبنی، انواع مغزها مانند بادام زمینی، گردو، بادام و فندق. به طور کلی قابلیت جذب روی از منابع حیوانی بیشتر از منابع گیاهی است و در صورتی که قسمت اعظم روی دریافتی از منابع گیاهی تامین شود نیاز به این ریزمغذی افزایش می یابد. به طور کلی قابلیت جذب روی از گوشت 4 برابر غلات است. فیبر و فیتات از مهمترین عوامل کاهش جذب روی ازرژیم غذایی هستند و در صورتی که مقدار کمی پروتئین حیوانی در وعده غذایی وجود داشته باشد، جذب روی از غذاهای حاوی فیتات افزایش می یابد.میزان جذب روی بسته به وضعیت روی فرد از 15 تا 40 درصد متفاوت است. در افرادی که دچار کمبود روی هستند میزان جذب روی افزایش می یابد. جذب روی در دوران بارداری و شیردهی نیز افزایش می یابد.میزان توصیه شده مصرف روزانه روی چقدر است:rda مصرف 15 میلی گرم در روز را برای مردان بزرگسال و نوجوان پیشنهاد کرده است. با توجه به وزن کمتر ن بزرگسال و جوان این میزان برای آن ها 12 میلی گرم در روز است. برای ک ن میزان rda، 6 میلی گرم در روز است اما با توجه به تنوع در این گروه، rda، 10 میلی گرم را پیشنهاد کرده است. میزان rda برای نوزادان و در سال اول زندگی 5 میلی گرم در روز است.جذب روی:تعادل روی توسط جذب و دفع آن از روده حفظ می شود و جذب به وسیله عمل انتشار و توسط یک حامل انجام می گیرد این عمل تحت کنترل هموستاتیک می باشد و میزان روی موجود در رژیم غذایی و حضور مواد دخ کننده در جذب آن موثر است. بیماری های روده ای مانند بیماری کرون باعث اختلال در جذب روی می شود.حامل اصلی روی در پلاسما آلبومین می باشد اگر چه مقداری از آن به وسیله ترانسفرین و آلفا 2 ماکروگلوبین حمل می شود. بیشتر روی موجود در خون در اریتروسیت ها و ل یت ها قرار دارد. روی موجود در پلاسما از لحاظ متابولیکی فعال بوده و تحت تاثیر فاکتورهای فیزیولوژیکی مانند آسیب یا هاب می باشد.عوامل موثر بر جذب روی کدام است:عوامل متعددی ممکن است موجب کاهش جذب روی می شوند. فیتات ها جذب روی را کاهش می دهند اما تانن اثر کاهش دهندگی بر جذب روی ندارد. (تانن از کاهش دهنده های مهم جذب آهن است). مس و کادمیوم از نظر پروتئین حامل، مشابه روی هستند در جذب با روی رقابت می کنند. دریافت بالای آهن و کلسیم نیز جذب روی را کاهش می دهد. اسید فولیک نیز در صورتی که دریافت روی کم باشد، جذب آن را ممکن است کاهش دهـد. از سـوی دیگر، مقادیر بالای روی می تواند جذب آهن از فروسولفات را که در ترکیب مکمل های دارویی وجود دارد کاهش دهد. جذب روی ممکن است توسط گلوکز و یا لاکتوز و پروتئین سویا که به تنهایی و یا همراه با گوشت مصرف می شود، افزایش یابد. روی موجود در شیر مادر مانند آهن در مقایسه با شیر از قابلیت جذب بالاتری برخوردار است.عوامل کاهش دهنده جذب روی چیست:فیبر یا فیتات جذب روی را کاهش می دهند. دوز بالای مس نیز مانع جذب روی می شود. آهن با روی در جذب رقابت می کند نسبت 2 به 1 یا 3 به 1 آهن و روی منجر به کاهش چشمگیر دریافت روی می شود. معمولا" در مکمل های ویتامین – مینرال نسبت آهن به روی بیش از 3 با 1 است به عبارت دیگر دوز بالای روی جذب آهن موجود در مکمل های ویتامین – مینرال را تحت تاثیر قرار می دهد. در زمینه تاثیر مکمل یاری آهن و روی مطالعه ای در اندونزی بر روی 680 کودک انجام گرفت. بدین صورت که در گروه آهن، روزانه به میزان 10 میلی گرم آهن، گروه روی به میزان 10 میلی گرم روی، گروه روی و آهن، به میزان 10 میلی گرم روی و 10 میلی گرم آهن و در گروه دیگری داروی بی اثر از 6 تا 12 ماهگی داده شد. در ابتدا و انتهای مطالعه آزمایشات خونی انجام گرفت در ابتدا میزان شیوع آنمی یا کم خونی فقر آهن و کمبود روی به ترتیب 41%، 8% و 78% بود. پس از دریافت مکمل، میزان هموگلوبین و فریتین سرم گروه آهن نسبت به گروه آهن و روی افزایش بیشتری داشت.از نتیجه این تحقیق چنین برمی آید که مکمل یاری آهن و روی با یکدیگر کمتر بر وضعیت روی و آهن موثر است و مصرف مکمل ها به تنهایی بر میزان آهن و روی موثر خواهد بود شواهد نشان می دهد که یک عمل متقابل بین آهن و روی زمانی که هر دو با هم مصرف می شوند وجود دارد.کمبود روی کی اتفاق می افتد:کمبود روی یکی از شایع ترین بیماری های ناشی از سوء تغذیه در کشورهای در حال توسعه است. کمبود روی اولین بار در جوانان ایران و مصر دیده شد و علائم آن شامل هیپوگنادیسم، کم خونی در حد متوسط، کوتاهی قد، کاهش مقاومت بدن در برابر بیماری ها، نقص سیستم ایمنی و پائین بودن میزان روی پلاسما است. این کمبود به علت مصرف رژیم های غنی از غلات تصفیه شده و نان هایی که خمیر آن ها به خوبی ورنیامده باشد، به وجود می آید.. این مواد حاوی مقادیر زیادی فیبر و فیتات هستند که هر دو در روده با روی ترکیب شده و مانع جذب آن می شوند. کم خونی مشاهده شده در این افراد ممکن است به علت اثر متقابل آهن و روی باشد. علائم دیگر کمبود روی شامل: تاخیر در بهبودی زخم ها، ریزش مو، زخم های پوستی، اختلال حس چشایی، اختلالات رفتاری و تاخیـر بلـوغ جنسـی است. کمبــود روی ممکـن است بــه علت سوء جذب یا افزایش رفع آن از طریق ادرار، ترشحات پانکراس یا دیگر غدد درون ریز باشد. آکرودرماتیت اینتروپاتیکا (acrodermatitis enteropathica) بیماری است که به علت سوء جذب روی ایجاد می شود و منجر به زخم های پوستی، ریزش مو، اسهال، عفونت های باکتریائی و قارچی و حتی در صورت عدم درمان، منجر به مرگ می شود.علل کمبود روی چیستعوامل مختلفی سبب می شود که بدن در معرض کمبود روی قرار گیرد از جمله:1- مصرف زیاد مواد غذایی پرفیبر و فیتات مانند غلات سبوس دار و حبوبات پوست نگرفته2- سوء تغذیه3- گرسنگی و فقر غذایی به مدت طولانی4- افــزایش از دست دادن روی بدن به دلیل ابتلا به برخی بیماری ها از جمله اسهال های مزمن، سندرم های سوء جذب چربی، اختلالات کبدی، دیابت و برخی از بیماری های کلیوی که با دفع زیاد ادرار همراه هستند.عوارض کمبود روی چیستبا توجه به اهمیت روی دربدن، کمبود آن نیز می تواند منجر به مشکلات متعددی شود، و سلامت به خصوص ک ن را به خطر اندازد .در این سنین با توجه به سرعت رشد بالای شیرخواران و افزایش نیاز بدن به وجود روی، کمبود روی اثرات خود را به اشکال مختلف و به شکلی واضح نشان خواهد داد. از جمله عواقب کمبودروی در گروه سنی ک ن می توان به موارد زیر اشاره کرد:1- تاخیر رشد و کوتاه قدی2- تاخیر در بلوغ3- تاخیر در ترمیم زخم4- مشکلات رفتاری5- ضایعات پوستی6- ریزش مو7- کم خونی خفیف8- ترس از نور و شبکوری9- اختلال در حس چشاییگروه های در معرض خطر کمبود روی کدام استگروه های آسیب پذیر در برابر کمبودروی عبارتند از:1- نوزادان با وزن کم هنگام تولد (lbw)2- نوزادان زودرس3- شیرخواران 24-6 ماهه4- ک ن پیش دبستانی و سنین دبستان در خانواده های کم درآمد5- ن باردار وشیرده6- سالمندانکمبود روی در دنیایک سوم ک ن سنین پیش دبستانی خانواده های کم درآمد کشورهای جهان از کوتاه قدی ناشی از کمبود روی رنج می برند.آموزش تغذیه، مکمل یاری، غنی سازی مواد غذایی و غنی سازی خاک به عنوان را ارهای اساسی پیشگیری از کمبود روی تاکید و توجه متخصصین تغذیه می باشد.مطالعات مکمل یاری روی در 9 کشور کم درآمد در ی لاتین، جنوب و جنوب شرقی آسیا نشان داده است که مکمل روی منجر به کاهش 25% در شیوع اسهال گردیده است. یک مطالعه در نوزادان هندی که با وزن کم به دنیا آمده اند نشان داده است که مکمل روی منجر به کاهش مرگ و میر انان به میزان 68% شده است. who برآورد نموده است که 800 هزار مرگ در سال به دلیل کمبود روی می باشد. همچنین تخمین زده شده است که یک سوم جمعیت جهان (73-4%) بر حسب منطقه از کمبود روی رنج می برند.نتایج مطالعه متون نشان داده است که نوزادان با وزن کم هنگام تولد، نوزادان زودرس و شیرخواران 24-6 ماهه از عمده ترین گروه های در معرض خطر کمبود روی می باشد.در کشور ما، بررسی تعیین وضعیت ریزمغذی ها که در سال 1380 توسط دفتر بهبود تغذیه جامعه و با همکاری انستیتـو تحقیقـات تغـذیه و صنایع غذایی کشور و آزمایشگاه ملی رفرانس در گروه های سنی مختلف و در 11 اقلیم کشور انجام شد نشان داد که شیوع کمبود روی بر اساس میزان روی سرم از 5 درصد در مناطق روستایی استان های فارس و مرکز استان کرمان تا 75 درصد در مناطق روستایی جنوب اسان، سیستان و بلوچستان و جنوب کرمان گزارش شده است. در مناطق شهری نیز شیوع کمبود روی از 10 درصد در استان های فارس و مرکز استان کرمان تا 55 درصد دراستان های سیستان و بلوچستان، جنوب اسان و جنوب کرمان مشاهده می شود. نتایج این بررسی حاکی از آن است که کمبود روی به عنوان یک مشکل تغذیه ای عمده در ک ن 24-15 ماهه کشور مطرح است. به طوری که متوسط کمبود روی در گروه سنی مورد نظر 20% در کل کشور گزارش شده است.راه های پیشگیری از کمبود روی کدام استمانند سایر ریز مغذی ها برای پیشگیری از کمبود روی چهار را ار اصلی وجود داردآموزش تغذیه شامل:- آموزش جامعه در خصوص استفاده لازم و کافی از منابع غذایی روی- برنامه ریزی غذایی مناسب برای ک ن همچون گنجاندن منابع غذایی روی مانند انواع گوشت ها، حبوبات و غلات در برنامه غذایی روزانه آنان


با


مقاله درباره در روز چقدر روی مصرف کنیم؟

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق تحولات جدید در کیفیت ایمنی قدرت و استانداردهای کمبود ولتاژ 11 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 11

 

تحولات جدید در کیفیت ایمنی قدرت و استانداردهای کمبود ولتاژ :

کاربردهای عملی در ی شمالی و آسیا و اروپا

چکیده : کیفیت نیرو، مسئله هماهنگی است که می تواند توسط ایجاد نیروی بهتر یا با ایجاد بار بادوام تر حل شود. رویکرد دوم توسط استانداردهای کیفیت ایمنی قدرت به سرعت در حال تغییرند حمایت میشود . semif 47 در جریان آ ین اطلاعات قرار داداه است : iec 61000-4-34 در حال آغاز به گرفتن نتیجه بین المللی وفوری در اروپا است و استانداردهای دیگر در حال توسعه در این خط سیر هستند . این مقاله درباره تجربیات عملی مؤلف که این استانداردها را برای دستگاههای صنعتی در دستور ساخت کارخانه های نو بنیاد در سراسر جهان به کاربرده است بحث می کند. همچنین مؤلف احتیاجات ضروری از ابزار آزمایشی که برای مشکل افت ولتاژ استفاده می شود را معرفی و توضیح خواهد داد.

کلمات کلیدی : کیفیت قدرت ، ایمنی ، کمبود ولتاژ ، مشکل کمبود ولتاژ

1) مقدمه : به طور عمومی کمبود ولتاژ مانند عمومی ترین نوع کیفیت اختلال نیرو شاخته شده است . این اختلال می تواند دستگاههای صنعتی . فرآیندها و دستگاههای تجاری را دچار وقفه یا اب کند. در گذشته مشکل کمبود ولتاژ توسط قراردادن یک وسیله کاهش دهنده در شبکه فشار قوی توزیع نیرو، نزدیک دستگاهی که تحت تأثیر قرار داده بود، حل می شد. این وسیلة کاهش دهنده شامل ups ، تقویت کننده های فرورسونانت . تقویت کننده های پرسرعت انتقال سروسط و جبران کننده های کمبود ولتاژ الکتریکی بودند . به طور وسیعی در چند سال گذشته ، تشخیص داده شده است. که کیفیت نیرو مسئله هماهنگی است . ساده ترین ، کم هزینه ترین راه حل مشکل کمبود ولتاژ برای کاستن افت نیست بلکه دستگاهی مقاوم ایجاد می کند که در برابر افت ولتاژ مقاومت کند. این تشخیص پایه ای برای استانداردهای بین المللی مثل iec 61000-4-11[1] و 61000-4-34[2] و استانداردهای صنعتی مثل sem1 f47[3] در صنعت نیم رسانا است و حتی در حال ایجاد روشی برای طرح نظارتی مثل آ ین طرح پیشنهادی توسط egreg[4] است . این مقاله سؤال عملی را مورد مخاطب قرار می دهد: ساخت دستگاهی مقاوم که در برابر کمبود ولتاژ مقاومت کند چطور عمل می کند؟ بحث مان را بر اساس پنج سال تجربة کاری در دستگاههای صنعتی و تجاری در ی شمالی و آسیا و اروپا قرار می دهیم .

2)اصلاح ایمنی کمبود ولتاژ: فرآیند

فرآیند اصلاح ایمنی کمبود ولتاژ برای یک نمونه از دستگاههای صنعتی وتجاری نسبتاً ساده است :

تعیین عمق و طول افت ولتاژ که نیاز به مقاومت شدن دارد.

نصب یک ژنراتور کمبود ولتاژ بین کابل اصلی و دستگاه

به کارگیری کمبود ولتاژ برای دستگاه و فهمیدن آنچه که غلط انجام می شود.

مشخص آنچه که اشتباه انجام می شود.

به کارگیری کمبود ولتاژ برای کنترل موقعیت کارها

به طور عمومی عمق و طول افت ولتاژ که مجموعه ای توسط استانداردهای [1][2][3] هستند . به طور نمونه افتی شامل 80% ولتاژ باقیمانده برای 1 ثانیه و 70% ولتاژ باقیمانده برای 5/0 ثانیه و 40% ولتاژ باقیمانده برای 2/0 ثانیه است . ژنراتورهای کمبود ولتاژ از لحاظ تجاری به محض درخواست ، برای کاهش دادن ولتاژ موجود هستند. ژنراتورهای کمبود ولتاژ قادرند دستگاههای تک فاز و سه فاز را امتحان کنند در ارزی جریان . متغیر از 25 آمپر تا 200 آمپر در هر فاز ادامه می یابد . آنها با خصوصیات ایمنی گوناگون مجهز هستند و کاربر درجة عمق و طول و کاربردهایی از کمبود ولتاژ را کنترل می کند. بیشتر ژنراتورهای [5] کمبود ولتاژ شامل کانال های چندگانة جاسازی شدة دیجیتالی نوسان نما هستند که می تواند برای نشان دادن آنچه که درون دستگاه اشتباه انجام می شود استفاده شود.

شکل 1) نوعی تست ایمنی کمبود ولتاژ . تجهیزات برای یک ع جانبی تست شده اند. کمبود ولتاژ جریانی را که متعدل شده توسط یک تولید میکند.

مسئله کمبود ولتاژ معمولی در دستگاه صنعتی شامل :

دستگاه تقویت کنندة ورودی ، در نتیجه کمبود تحت تاثیر ولتاژ سیم پیچ دستگاه تقویت کننده است .

حسگرهای تحت تأثیر در عملکرد اصلی جریان متناوب غیر ضروری

گزارش های نادرست از حسگرها مثل حسگرهای جریان هوا یا حسگرهای فشار آب

مدار شکن یا فیوز ، که هر یک در نتیجة افزایش جریان در فازهای ناکاهشی یا در نتیجه افزایش زیاد در جریان . فوراً بعد از کمبود عمل می کنند.

یا یک قسمت کوچک از مدارهای الکترونیکی خیلی حساس که به طور نادرست به کاهش پاسخ می دهند .

راه حلهای ویژه شامل :

جایگزین سیم پیچ جریان متناوب دستگاه تقویت کننده با سیم پیچ جریان مستقیم دستگاه تقویت کننده

تنظیم کنندة درجة ولتاژ یا درجة تاخیر زمان در حسگرهای تحت تاثیر ولتاژ

تنظیم کنندة نرم افزاری برای وارد تأخیر قبل از پاسخ به حسگرهای غیر حساس


با


تحقیق تحولات جدید در کیفیت ایمنی قدرت و استانداردهای کمبود ولتاژ 11 ص

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها