جستجوی عبارت چرا قبله ی اول مسلمانان بیت المقدس بوده


مجموعه: مکانهای زیارتی ایران و جهان


بیت المقدس, تاریخچه بیت المقدس,مسجدالاقصى

 تاریخچه بیت المقدس
فلسطین به لحاظ مقام و موقع مذهبى خاصى که در میان مسلمانان و یان و یهودیان داشته و دارد، به‏ عنوان سرزمینى مقدّس مطرح شده و همواره در میان پیروان این ادیان از اهمیّت ویژه ‏اى برخوردار بوده است.

هیچ مسأله‏ اى در جهان و در بین پیروان دیگر ادیان، اهمیتى به اندازه مسأله فلسطین نیافته است. اهمیّت ویژه فلسطین در میان مسلمانان، بیشتر به لحاظ وجود اماکن  مقدّسه در آن سرزمین است. از آن جمله مى‏ توان به شهر ایلیا اشاره کرد که پس از فتح فلسطین به همّت مسلمانان، بیت‏ المقدس نامگذارى شده است.


بیت ‏المقدس یا قدس شریف، سرزمینى است که در بین سه دین از ادیان بزرگ معاصر یعنى ، یت و یهودیت که داراى پیروان کلان در جهان هستند، اهمیت بسیار زیادى دارد و مقدس شمرده مى‏شود.

 

بیت المقدس, تاریخچه بیت المقدس,مسجدالاقصى

 

ویژگى که براى بیت ‏المقدس به لحاظ دینى مى ‏توان برشمرد این است که هیچ نقطه ‏اى در جهان از لحاظ تقدس مثل قدس نمى ‏باشد حتى جایى مانند مکه یا مدینه، على‏ رغم همه تقدس و اهمیتى که دارند، باز تنها در نزد پیروان یک دین( ) محترم شمرده مى‏ شود.

 

در حالى که قدس براى هر سه دین بزرگ آسمانى داراى تقدس بوده و از اهمیت طراز اول در نزد آنان برخوردار است. مطالبى که در پى مى‏ آید به خوبى بیانگر تقدس این سرزمین مى‏باشد.


برگزیده شدن نام مسجدالاقصى توسط خداوند
همان طور که شهر بیت ‏المقدس در طول تاریخ نام‏هاى متعددى مثل یبوس، یورشالیم – اورشلیم، ایلیا، بیت همیقداش، بیت‏ المقدس، قدس و… داشته است، پرستشگاه، کهن و مهم آن نیز که اکنون نزد ما مسلمانان حرم شریف و مسجدالاقصى نامیده مى‏ شود، در طول تاریخ نام‏هایى مثل هیکل حضرت سلیمان و… داشته است.


از آن جا که این پرستشگاه را حضرت داوود و حضرت سلیمان به فرمان خداوند بنیان نهادند تا موحدان در آن جا به عبادت خداوند بپردازند، مسلمانان نیز مثل همه‏ ى موحدان تاریخ به آن توجه داشتند. به همین دلیل، ابتدا به سوى آن بر پا مى‏ د.
نام (مسجدالاقصى) را نخستین بار خداوند بزرگ بر این مکان مقدس و پرستشگاه کهن تاریخ نهاد.

 

خداوند تبارک و تعالى در آیه‏ى اول سوره‏ى اسراء که موضوع معراج حضرت رسول اکرم(ص)را مطرح کرده است، چنین مى‏ فرماید:
سبحان الذى اسرى بعبده لیلاً من‏المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هوالسمیع البصیر.
پاک و منزه است خدایى که در مبارک شبى بنده خود (حضرت محمد(ص) ) را از مسجد الحرام به مسجد الاقصایى که پیرامونش را )به حضور و قدوم خاصان( مبارک ساخت، سیر داد تا آیات خدا را به او بنمایاند. به درستى که خداوند شنوا و بیناست.

 

بیت المقدس, تاریخچه بیت المقدس,مسجدالاقصى

 

ان در بیت‏ المقدس
اگر تاریخ ان، مورد مطالعه و بررسى قرار گیرد تقدس شهر بیت‏ المقدس بیشتر روشن مى‏ شود.


حضرت ابراهیم (ع)
هنگامى که حضرت ابراهیم(ع)در جریان مهاجرت خود، از مصر به فلسطین بازگشت به دستور خداوند در شهر قدس که در آن زمان یُبُوس نام داشت و به شهر صلح و آرامش (یورشالیم) مشهور شده بود، اقامت کرد. آن حضرت پس از مدتى، به دستور خداوند، قربانگاه و مکان مقدسى در این شهر به‏ وجود آورد و آن را بیت ‏الله نام نهاد. این مکان مقدس، بعدها به بیت‏ المقدس مشهور شد.


در حقیقت، با ساخته شدن قربانگاه، نخستین قدم براى ایجاد تقدس در شهر بیت ‏المقدس برداشته شد و بزرگ خدا به دستور خداوند، روح پاکى و تقدس را به این شهر دمید.


حضرت موسى (ع)
پس از آن که حضرت ابراهیم(ع) در فلسطین درگذشت، فرزندان و نوادگان آن حضرت (حضرت یعقوب و فرزندانش( که ى عبرانى‏ ها را عهده ‏دار بودند به مصر رفتند اما حضرت موسى(ع) که به تازگى ظهور کرده بود، تصمیم گرفت عبرانى‏ ها را به فلسطین بازگرداند. در آن زمان تب ارى و سرکشى‏هاى قوم بنى ‏ به اندازه ‏اى افزایش یافت که براى حضرت موسى(ع) غیرقابل تحمل شد.

 

خداوند نیز به سبب همین نافرمانى‏ هاى بنى ‏ ، آن‏ها را چهل سال در بیابان‏ها سرگردان کرد و اجازه نداد به فلسطین بازگردند. این وضع ادامه یافت تا آن‏که عمر حضرت موسى به پایان رسید. در شهر قدس بود که خداوند تبارک و تعالى با حضرت موسى(ع)تکلم کرد و به اعتبار این تکلم آن حضرت کلیم‏ الله محسوب مى‏شود.


حضرت داوود و حضرت سلیمان (ع)
پس از آن‏که حضرت داوود به ى برگزیده شد مأموریت یافت بنى‏ را به راه راست هدایت کند. آن خدا توانست تب ارى و شرارت‏هاى بنى‏ را تا حدّ زیادى مهار کرده و با فتح بیت‏ المقدس و سایر مناطق فلسطین، تمدن جدیدى را بنیان‏گذارى کند.


یکى از کارهایى که حضرت داوود (ع) در جریان بنیان‏ گذارى تمدن الهى انجام داد، ایجاد پرستشگاه و مکان مقدس (مسجد)در محل فعلى مسجدالاقصى است. به همین دلیل، از این خدا نیز به عنوان یکى از بانیان شهر بیت‏ المقدس نام برده شده است.


درباره‏ ى تعمیر شهر بیت‏المقدس و ایجاد مسجد (پرستشگاه) توسط حضرت داوود، حکایت زیر هم نقل شده است:
پس از آن‏که حضرت داوود(ع) بیت ‏المقدس را فتح کرد، درباره تجدید بناى شهر و ایجاد مسجد، از طرف خداوند وحى شد که به مکانى از این شهر (بیت‏ المقدس) که فرشته‏ اى با شمشیر ایستاده است، نگاه کند و مسجد را در آن جا بسازد.


همگامى که حضرت داوود(ع) نگاه کرد، یکى از فرشتگان خدا را بالاى سنگ مشاهده نمود. با مشاهده فرشته، حضرت داوود(ع) بدون درنگ به تجدید بناى شهر و بناى مسجد مشغول شد.


گرچه حضرت داوود(ع) تعمیر شهر بیت‏المقدس (قدس)و پرستشگاه بزرگ (مسجدالاقصى)آن جا را آغاز کرد ولى فرصت نیافت کار بزرگ خود را به ثمر برساند. هنگامى که آن حضرت متوجه شد مرگ به او نزدیک شده است به فرزندش سلیمان چنین گفت:
اى سلیمان! خداوند به من فرمان داده بود که مسجد و خانه‏ اى برایش در این شهر (بیت‏ المقدس) بنا کنم.

 

با این که مقدمات کار را آغاز کرده‏ام، ولى گویا تقدیر خداوند این است که من از این جهان بروم و ادامه‏ ى کار را به تو بسپارم. اکنون به تو که بعد از من و جانشین من خواهى شد، سفارش مى‏کنم که در ساختن این مسجد شکوهمند لحظه‏ اى درنگ نکنى.


پس از وفات حضرت داوود، پرستشگاهى که بعدها مسجدالاقصى نام گرفت، با شکوه فراوانى توسط حضرت سلیمان ساخته شد. شهر قدس نیز مقرّ سلطنت این الهى شد. بنابر این حدود هشتاد سال حضرت داوود و حضرت سلیمان(ع) در این شهر حکومت تشکیل دادند.


حضرت عیسى(ع)
یکى از وقایع مهمى که در دوره‏ ى تسلط رومیان در فلسطین اتفاق افتاد، تولد حضرت عیسى (ع) است. حضرت در روستاى بیت ‏لحم نزدیک قدس دیده به جهان گشود. با تولد حضرت (ع) فلسطین به‏ ویژه شهر بیت‏ المقدس دوران مهمى را آغاز کرد.


در حالى که حضرت عیسى(ع) به ى برگزیده شده بود، از شهر ناصره به سوى بیت ‏المقدس حرکت کرد. در راه بیت‏ المقدس، از حضرت عیسى معجزه‏ هاى فراوانى به ظهور پیوست. برخى از معجزه‏ هاى آن حضرت در این سفر را چنین عنوان کرده‏ اند:
شفا دادن بیمارى که هیچ امیدى به بهبودى او نبود؛ زنده کرده شخص مرده؛ شفا دادن انى که به بیمارى صرع و برص مبتلا بودند؛ غذا دادن به چهار هزار نفر با هفت قرص نان؛ راه رفتن روى آب؛ شفاى مردى که دستش خشک شده بود؛ شفا دادن به افراد فلج و جزامى و…

 

بیت المقدس, تاریخچه بیت المقدس,مسجدالاقصى

 

 حضرت عیسى (ع) پس از ورود به بیت ‏المقدس، بى‏درنگ به پرستشگاه بزرگ شهر )مسجدالاقصى رفت و در آن جا به تبلیغ دین خدا و تعلیم مردم مشغول شد. او در پرستشگاه شهر، هر روز مردم را با تعالیم الهى آشنا مى‏ کرد و به آن‏ها اندرز مى‏ داد.


بالا ه، باز ظهور حضرت عیسى)ع( و ورود ایشان به بیت‏ المقدس، بار دیگر روح خدایى به این شهر دمیده شد و فصل تازه‏ اى آغاز شد. در این شهر بود که حضرت عیسى (ع) از آن جا به اوج رفت.


حضرت محمد (ع)
بیت‏ المقدس جایى است که حضرت محمد (ص) از آن جا به معراج رفت و یکى از معجزات خود را در آن جا تحقق بخشید. این حادثه یکى از مهم‏ترین وقایع مسجدالاقصى و شهر بیت‏ المقدس در زمان رسول اکرم(ص) است.

 

گرامى در جریان معراج، ابتدا به آن سرزمین رفتند و سپس از آن جا به سیر در آسمان‏ها پرداختند. در همین زمان بود که رسول خدا در مسجدالاقصى براى ان برگزار د.


رسول اکرم (ص) واقعه‏ ى بر پا در مسجدالاقصى و بیت‏المقدس را چنین تعریف مى‏ کنند:
در همان حال که با حضرت جبرئیل سیر مى‏ کردیم، ناگهان او مرا در جایى پایین آورد و گفت: (اى محمد! بخوان)
در همین هنگام بار دیگر جبرئیل به من گفت: (آیا مى‏دانى جایى که مى‏خواهى بخوانى کجاست؟)


پس از آن که به این پرسش پاسخ منفى دادم، جبرئیل گفت: (این جا، طور سینا است؛ همان جایى که خدا با ش حضرت موسى سخن گفت.) بار دیگر حرکت کردیم و به سیر خود ادامه دادیم. خدا مى‏داند که چه اندازه حرکت کرده بودیم که جبرئیل بار دیگر مرا پایین آورد و گفت: (این جا نیز بگزار.)


پس از آن که خواندم، جبرئیل به من گفت: (اى محمد! مى‏دانى کجا مى‏خوانى؟«پاسخ دادم: »نه؛ نمى‏دانم)
جبرئیل گفت: »این جا بیت‏لحم است. بیت‏لحم محلى از بیت‏المقدس است که عیسى بن مریم در آن جا متولد شده است.)


 از بیت ‏لحم به سوى بیت ‏المقدس به راه افتادیم در آن جا بُراق را به حلقه ‏اى که قبلاً انبیا مرکب خود را به آن مى ‏بستند، بستم و در حالى که جبرئیل همراهم بود، وارد مسجدالاقصى شدم. در مسجدالاقصى حضرت ابراهیم، حضرت موسى و حضرت عیسى در میان عده‏ى زیادى از ان که خدا مى‏ داند، چه اندازه بودند، حضور داشتند.

 

همه این ان به خاطر من در آن جا اجتماع کرده، آماده برگزارى بودند. یقین داشتم که جبرئیل جلوتر از همه خواهد ایستاد و به ت او برگزار خواهد شد؛ ولى بعد از آن که صف مرتب شد، جبرئیل بازوى مرا گرفت و به جلو برد تا براى آن جمع برگزار کنم…


در احادیث و روایت‏ها نقل شده است: در ماجراى معراج، علاوه بر آن که موضوع برگزارى پیش آمد، جبرئیل به رسول خدا گزارش‏هایى در مورد اماکن مقدس بیت‏ المقدس ارائه داد و ضمن نشان دادن محراب انبیا، سایر ویژگى‏ هاى این شهر و پرستشگاه آن را برشمرد.


پس از آن که حضرت رسول اکرم(ص) از معراج بازگشت، این واقعه مهم را براى مردم مکه بازگو کرد و در مورد بیت‏ المقدس و مسجدالاقصى فرمود:
شب گذشته خداوند بزرگ مرا به بیت ‏المقدس برد و آثار انبیا و س ت‏گاه آنان را به من نشان داد و…


پس از معراج حضرت رسول اکرم(ص) به مسجدالاقصى، توجه مسلمانان به بیت ‏المقدس و پرستشگاه آن (مسجدالاقصى) بیش از گذشته شد.


در آ ین روزهاى حیات مبارک گرامى (ص) که آن حضرت نمى‏ توانست شاهد باشد که شهر قدس و اماکن و جایگاه‏هاى مقدس آن که میراث انبیاى بزرگ خدا و موحدان مخلص تاریخ است، در دست ستمگران و فرمانروایان فاسد باقى مانده و آن‏ها در این شهر فساد کنند تصمیم گرفت به یکى از آرزوهاى خویش جامه‏ى عمل بپوشاند و با اعزام به شام و فلسطین، این مناطق، به‏ ویژه شهر بیت‏المقدس را آزاد کند.


در پى این تصمیم، فرمان بسیج و تشکیل صادر شد و جوان هیجده ساله‏اى به نام اسامة بن زید بن حارثه، به فرماندهى این بزرگ انتخاب شد. وى بعد از این فرمان آماده حرکت شد. اما هنوز او حرکت نکرده بود که پیکى از مدینه به قرارگاه رسید و این خبر را آورد که رسول خدا در حال بسیار سختى است و ممکن است از دنیا برود.


بدین ترتیب، رسول خدا در حالى رحلت د که آ ین فرمان بسیج ایشان در مورد حرکت به سوى شام و فلسطین و نجات بیت ‏المقدس، عملى نشد.


قرآن مجید
کتاب‏هاى آسمانى از قبیل تورات و قرآن کریم نیز بر روى تقدس این سرزمین تأکید داشته و به ابعادى از آن اشاره کرده‏اند. در قرآن مجید آیات متعددى راجع به فلسطین آمده است، که بیشتر درباره ‏ى قوم بنى ‏اسراییل در این سرزمین است. در این آیات، عمدتاً به فساد این قوم در زمین و برترى‏ جویى ‏هاى یهودیان اشاره شده است. و مفسران نیز تفاسیر گوناگونى بر آن‏ها نوشته‏ اند، از جمله:


(ما به بنى اسراییل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برترى‏ جویى بزرگى خواهید نمود. هنگامى که نخستین وعده فرا رسد، مردانى پیکارجو بر شما مى ‏فرستیم تا سخت شما را در هم ‏کوبند و حتى براى تسلط بر شما خانه ‏ها را جست و جو کنند و این وعده البته قطعى است.

 

سپس شما را بر آن‏ها چیره مى ‏کنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم کرد، و افراد شما را بیشتر (از دشمن) قرار خواهیم داد. اگر نیکى کنید، به خودتان نیکى مى ‏کنید، و اگر بدى کنید، باز هم به خود مى‏ کنید. و هنگامى که وعده‏ى دوّم فرا رسد )آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت( آثار غم و اندوه در چهره‏هاى شما ظاهرمى‏شود، و )آن‏ها( داخل مسجد )اقصى( مى‏شوند، همان‏گونه که بار اوّل وارد شدند، و البتّه آن چه در زیر سلطه خود مى‏گیرند، در هم مى ‏کوبند.)


در آیات فوق، از دو انحراف اجتماعى بنى‏ اسراییل، که منجر به فساد و برترى‏ جویى مى‏ شود، سخن به میان آمده است. به دنبال هر یک از این دو، خداوند مردانى نیرومند و پیکارجو بر آن‏ها مسلط مى‏ کند تا آنان را سخت مجازات کنند و به کیفر اع ان برسانند. همچنین، بیانگر این است که تاریخ بنى‏اسراییل در فلسطین فراز و نشیب بسیار دارد.

منبع:asemoni.com

دور دنیا با یک کلیک

  • مسجد سهله؛ به نام زمان(عج)
  • مناطق مذهبی مجلل جهان
  • 10 آرامگاه مشهور در سراسر جهان +ع
  • 10 جاذبه گردشگری مهم مذهبی ایران وجهان
  • «مسجد خانم» بنای هفتاد ساله قاجاری که فراموش شده است+ع
  • آرامش را کجا پیدا کنیم؟



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

beats available from alireza jj

بیت آهنگ های علیرضا جی جی

* بیت آهنگ های آلبوم پیر شدیم ولی بزرگ نه 2 اضافه شد *

منتظر بیت دیگر آهنگ ها باشید

برای دریافت اخبار ، ع ها و فایل ها به کانال سایت بپوندید

علیرضا جی جی


با


آموزش از سایت
: [ لینک ]


در صورت اب بودن لینک ها از طریق فرم تماس با ما به ما گزارش دهید

بیت آهنگ های زدبازی ، لیتو و دیگر خواننده ها


با نام و یاد خدای زبیا و دوست دار زیبایی ها

اینجانب و همکاران بنده در راستای فعالیتهای فرهنگی و هنری طبق فرمایشات ی در این امور فعالیت می کنیم و با هنر معرق به صورت دستی یا ماشینی و یا لیزر کار می شود.

1- بیت المحمد- بیت الرسول و ...

2- بیت العلی- بیت المومنین- بیت الحیدر و ...

3- بیت الفاطمه- بیت ا هراء- بیت ام ها- بیت الجده سادات و ...

4- بیت الحسن- بیت المجتبی- بیت الحسن المجتبی- بیت الکریم و ...

5- بیت الحسین- بیت الشهید کربلا- بیت ال ء- بیت سیدال ء- بیت العاشورا و ...

6- بیت السجاد- بیت ا ین العابدین- بیت البکاح- بیت الحزن و ...

7- بیت الباقر- بیت العلوم و ...

8- بیت الصادق- بیت الحدیث و ...

9- بیت الکاظم- بیت الموسی بن جعفر و ...

10- بیت الرضا- بیت ال اسان- بیت الطوس- بیت الرؤف- بیت الغریب الغربا- بیت القریب القربا و ...

11- بیت الجواد- بیت الابن الرضا- بیت قی و ...

12- بیت الهادی- بیت النقی و ...

13- بیت الحسن العسکری- بیت السامراء و ...

14- بیت المهدی- بیت الفرج- بیت الحجه- بیت المنتقم فاطمه- بیت المنتقم الحسین- بیت صاحب ا مان و ...


اختصاصی از یاری فایل آب بادخاک آتش در بوستان سعدی 17 ص با و پر سرعت .

دسته بندی : علوم انسانی _ تاریخ و ادبیات

فرمت فایل :  doc ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) word


قسمتی از محتوی متن ...

 

تعداد صفحات : 24 صفحه

آب باد خاک آتش در بوستان سعدی مربوطه :صالح زاده تهیه کننده : سمیه گلاب 79286251 فهرست مطالب مقدمه باب اول در عدل و تدبیر و رای باب دوم در احسان باب سوم در عشق و مستی و شور باب چهارم در تواضع مقدمه همه می داند که شیخ سعدی گذشته از قصاید و غزلیات بی نظیری که از خود با یادگار گذاشته است ، دو کتاب یکی به نثر موسوم به «گلستان» و یکی به نظم معروف به «بوستان» به نگارش در آورده است که شاید بتوان گفت نه تنها در زبان فارسی سمبه در هیچ زبانی جهت فصاحت و بلاغت و روانی و زیبایی و دلاربایی و حکمت و معرفت مثل و مانند ندارد و منظور ما در این جا این نیست که در ستایش آثار جاویدانی شیخ اجل قلم فرسایی کنیم چه گمان داریم که برای اداری این وظیفه قدرت بیانی مانند آنکه خود شیخ بزرگوار داشته است باید او ی که آن توانایی ندارد دست بردنش این کار شاید .
در این جا به مناسب آگاهی می دهیم که در هیچ یک از نسخه های کهنه اسم «بوستان» برای این کتاب دیده نمی شود و همه آن را »سعدی نامه» می نامند چنانکه گویی شیخ اجل خود اسمی برای این کتاب اختیار ننموده و به این جهت نسخه کنندگان قدیم آن را «سعدی نامه» نامیده اند .
پس از آن اهل ذوق اسم «بوستان» را به قرینه «گلستان» برای این کتاب اختیار کرده اند و چندان بی مناسبت هم نبوده است .
نسخه ی متعلق به لردگرنیوی که در موزه انگلستان ع برداری شده و تاریخ کتاب آن سال 720 هجریست و همان است که نسخه ی «گلستان» را نیز همراه دارد و در تنظیم آن کتاب هم مورد استفاده بوده است .
این نسخه که به خط نسخ خوانا نوشته شده با اینکه از اشتباه کتابتی خالی نیست تمام و کمال و بی عیب و در نهایت اعتبار و صحت است و محل اعتنای تام بوده است .
»کلیات» متعلق به دانشمند محترم آقای محمد حسین لقمان ادهم (لقمان ال ه) که متضمن قسمتی از غزلیات و تقریباً دو ثلث «بوستان» است .
گذشته از این ها بیش از ده نسخه ی خطی و چاپی معتبر (چاپ تبریز و تهران و هندوستان) در دسترس ما بوده و در مواقع لازم از مراجعه و مطالعه ی آنها کوتاهی نشده است .
باب اول در عدل و تدبیر و رای بیت 53 که گویند برگشته باد آن زمین کزو مردم آیند بیرون چنین بیت 74 گهش می زند تا شود دردناک گهی می کند آبش از دیده پاک حکایت 1 بیت 10 در آمد بایوان شاهنشهی که بختت جوان باد و ت رهی بیت 53 بر ش بر ده چون دست یافت درون بزرگان بآتش بتاخت بیت 54 ب ده توان آتش افروختن پس آنگه درخت کهن سوختن بیت 91 ی که جاه من آبش بریخت بفرسنگ باید زمکرش گریخت حکایت 3 بیت 6 چو بینند ی زهرارکام خلق کی اش بگذرد آب نوشین به حلق حکایت 7 بیت 3 بخوشید سرچشمه های قدیم نماند آب جز آب چشم یتیم حکایت 8 بیت 1 شبی دود خلق آتشی برفروخت شنیدم که بغداد نیمی بسوخت بیت 2 یکی شکر گفت اندران خاک و دود که دکان ما را گزندی نبود حکایت 12 بیت 32 به آ ندیدی که بر باد رفت خنک آنکه بادانش و داد رفت حکایت 15 بیت 6 گرفت آتش خشم در وی عظیم سرش خواست چو جوزا دو نیم باب دوم در احسان بیت 22 به رحمت آبش از دیده پاک شفقت بیفشانش از چهره خاک حکایت 7 بیت 13 چو باد صبا زان میان سیر کرد نه سیری که بادش رسیدی بگرد حکایت 8 بیت 3 بخدمت میان بست و باز و گشاد سگ ناتوان را دمی آب داد حکایت 14 بیت 7 بیابان نوردی چو کشتی بر آب که بالای سیرش نپرد عقاب حکایت 17 بیت 8 رعایت نپاها دلت شاد باد سبعیت مسلمانی آباد باد بیت 9 سرافراز در این خاک فرخنده بوم زعدلت بر اقلیم یونان و روم حکایت 19 بیت 4 فرو گفت و بگریست بر خاک کوی جفایی کزآن شخصش آمد بروی بیت 15 اگر بوسه بر خاک مردان زنی به مردی که پیش آیدت روشنی حکایت 20 بیت 5 زخاکش براؤرد وبر باد داد شنبیدم که سنگی در آن جا نهاد بیت 39 یکی تخم در خاک از آن می نهد که روز فروماندگی بر دهد بیت 43 بگیر ای جهانی بروی تو شاد جهانی که شادی بروی تو باد حکایت 21 بیت 19 جهانسوز را کشته بهتر چراغ یکی به در آتش که خلقی بداغ حکایت 22 بیت 17 ببند ای پس دجله در آب کاست که سودی ندارد چو سیلاب خاست باب سوم در عشق و مستی و شور بیت 9 بسر وقتشان خلق ره کی بزند که چون اب حیوان بظلمت درند بیت 11 چو پروانه آتش بخود در زنند نه چون کرم پیله بخود برتنند بیت 13 نگویم که بر آب قادر ننیند که در شاطی نیل مستقنیند بیت 14 ترا عشق همچون خودی ز آب و گل ر باید همی صبر و آرام دل بیت 17 چو در چشم شاهد نیاد زرت زر و خاک ی ان نماید برت بیت 28 گروهی عمل دار عزلت نشین قدمهای خاکی دم آتشین بیت 31 سحرها بگریند چندانکه آب فرو شوید از دیده شان کحل خواب حکایت 1 بیت 30 تو آتش به نی در زن و در گذر که نه خشک در بیشه ماند نه تر بیت 32 زدل های شوریده پیرامنش گرفت آتش شرم در دامنش بیت 34 ترا آتش ای دوست دامن بسوخت مرا خود به یکباره من بسوخت حکایت 2 بیت 13 نمی بینم از خاک کویش گریز ببیداد گو آبرویم بریز بیت 16 بسوزاندم هر شبی آتشش سحر زنده گردم ببوی خوشش حکایت 3 بیت 8 مبر تلخ عیشی ز روی ترش بآب دگر آتشش باز کش حکایت 11 بیت 1 قضا را من و پیری از فرایاب رسیدیم در خاک مغرب بآب بیت 6 بگسترد سجاده بر روی آب خیالیست پنداشتم یا بخواب بیت 9 چرا اهل معنی بدین نگروند که ابدال در آب و آتش روند بیت 12 نگه دارد از تاب آتش خلیل چو تابوت موسی زغرقاب نیل حکایت 12 بیت 15 ببین کاتشی کرک خاکزاد جواب از سر روشنایی چه داد حکایت 13 بیت 1 ثنا گفت بر سعد زنگی ی که بر تربتش باد رحمت بسی حکایت 15 بیت 10 بآبی فرو رفت نزدیک بام برو بسته سر مادری ازرخام بیت 11 نصیحتگری لومش آغاز کرد که خود رابکشتی درین آب سرد بیت 15 پس آن را که شخصم زخاک آفرید به قدرت درو جان پاک آفرید بیت 18 مترس از محبت که خاکت کند که باقی شوی گر هلاکت کند بیت 34 پریشان شود گل بباد سحر نه هیزم که شکافدش جز تبر حکایت 16 بیت 2 پدر بارها بانگ بر روی زدی تبندی آتش در آن فی زدی بیت 4 همیگفت و بر چهره افکند خوی که آتش بمن در زد این برنی حکایت 17 بیت 3 سمندر نه ای گرد آتش مگرد که مردانگی باید آنگه نبرد بیت 12 مرا چون خلیل آتشی در دلست که پنداری این شعله بر من گلست بیت 14 نه خود را بر آتش بخود می زنم که زنجیر شوقست در گردنم بیت 15 مرا همچنان دور بودم که سوخت نه این دم که آتش بمن در فروخت بیت 25 چه نغز آمد این نکته درسندباد که عشق آتشست - ای پسر - پند باد بیت 26 بباد آتش تیز برتر شود پلنگ از زدن کینه ورتر شود حکایت 18 بیت 4 چوشیرینی از من بدر می رود چو فرها دم آتش بسر می رود بیت 8 ترا آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت باب چهارم در تواضع بیت 1 زخاک آفریدت خداوند پاک پس ای بنده افتادگی کن چوخاک بیت 2 حریص و جهانسوز و سرکش مباش زخاک آف دت آتش مباش بیت 3 چو گردن کشید آتش هولناک بیچارگی تن بینداخت خاک حکایت 1 بیت 9 نه گرداندر آن بقعه دیدم نه خاک من آلوده بودم در آن جای پاک بیت 10 گرفتم قدم ل باز پس که پاکیزه به مسجد از خاک و خس حکایت 2 بیت 4 که ای نفس من در خور آتشم بخا تری روی در هم کشم ؟
بیت 7 تواضع سر رفعت افرازدت تکبر بخاک اندر اندازدت حکایت 3 بیت 22 نگون مانده از شرمساری سرش روان آب حسرت شییت و برش بیت 26 بگردن در آتش در افتاده ای بباد هوا عمر برداده ای حکایت 4 بیت 9 چو آتش برآورد بیچاره دود فروتر نشست از مقامی که بود بیت 30 تفاوت کند هرگز آب زلال گرش کوزه زرین بود یا سفال ؟
بیت 40 بدین شیوه مرد سخنگوی چست بآب سخن کینه از دل بشست حکایت 5 بیت 23 ز وجد آب درچشمش آمد چو میغ ببارید بر چهره سیل دریغ حکایت 6 بیت 11 برد آب گرم از لب جوی خور نه جلاب سرد تر شروی خور حکایت 9 بیت 4 مدامش بر وی آب چشم بسل دویدی زبوی پیاز بغل حکایت 10 بیت 12 که لعنت برین نسل ناپاک باد که نامند و و ز رقند و باد حکایت 11 بیت2 کمربند و دستش تهی بود و پاک که زربر فش بروشین چو خاک بیت 34 گراز خاک مردان سبویی کنند بسنگش ملامت کنان بشکنند حکایت 12 بیت 27 ترا کی بود چون چراغ هاب که از خود پری همچو قندیل از آب حکایت 14 بیت 10 غرض زین حدیث آنکه گفتار نرم چو آب است بر آتش مرد گرم حکایت 21 بیت 6 شنیدم که در خاک و خش از مهان کی بود در کنج خلوت نهان حکایت 22 بیت 14 نبینی که از خاکت افتاده خوار بروید گل و بشکفد نوبهار حکایت 25 بیت 1 چنین یاد دارم که سقای نیل نکرد آب بر مصر سالی سبیل بیت 16 ازین خاکدان بنده ای پاک شد که در پای کمتر ی خاک شد بیت 17 الا ای که بر خاک ما بگذری بخاک عزیزان که یاد آوری بیت 18 که گر خاک شد سعدی او را چه غم که در زندگی خاک بودست هم بیت 19 به بیچارگی تن فرا خاک داد وگر گرد عالم برآمد چو باد بیت 20 بسی بر نیاید که خا خورد دگرباره بادش بعالم برد .


با


آب بادخاک آتش در بوستان سعدی 17 ص

بذار یادمون بیاد که کیا بودن که برای ما امنیت آوردن.

بذار یادمون بیاد که حفظ امنیت چه جوریه .

بذار یادمون بیاد غیرت چه رنگیه . عزت و استقلال چه مزه ایه.

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

با پای قطع شده اش، خط را ول نکرده.

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

سنگدل که نبودند هیچ، حتی دشمن را تیمار می د بعد از اسارت، همانجا!

پاسداشت سالروز « مشهر»

نگاهش کن : اسیر شده، اما نگران نیست. می خندد. آنوقت بخواهند از این رزمنده ها برای شما دشمن بتراشند؟

پاسداشت سالروز « مشهر»

دریایی از اسیران را داشتند و از این اسیران، لشگرهایی مجاهد علیه صدام ساخته شد. از خود عراقی ها ! لشکر بدر !

پاسداشت سالروز « مشهر»

حتی بهشان سیگار هم داده اند.آب و کلمن هم . در خط مقدم. اینها ترسناکند؟ اینها ضد مردمند؟

عملیات «الی بیت المقدس» با هدف «آزادسازی مشهر»

پاسداشت سالروز « مشهر»

اینها بودند که باعث شدند مردم این رو مه را در دست بگیرند :

پاسداشت سالروز « مشهر»

اینها بودند که باعث شدند مردم اینگونه شادی کنند :

پاسداشت سالروز « مشهر»


مجموعه: عجایب گردشگری


بزرگترین عجایب باستانی خاورمیانه
آنچه در ادامه می خوانیم معرفی ۱۰ نمونه از بناها و مناطق تاریخی و باستانی خاورمیانه است که از آن ها به عنوان بزرگ ترین عجایب باستان نام برده شده است:
 بیت المقدس، فلسطین:

  بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

شهر بیت المقدس و مسجد الاقصی که محل معراج عظیم الشان است، در بین ادیان مختلف ، یت و یهود از تقدس و احترام بسیار زیادی برخوردار است. با توجه به این اهمیت خیابان های منتهی به شهر، مختص ادیان متفاوت است و به همین دلیل به محله های مسلمانان، یان، یهودیان و ارمنی ها تقسیم شده است. علاوه بر مسجدالاقصی، بناها و اماکن مقدس دیگری نیز در بیت المقدس وجود دارند که مسجد قبه الص ه از مهم ترین آن ها به شمار می رود. این بنا که قدمت آن به قرن هفتم میلادی برمی گردد، مکانی مقدس چه برای مسلمانان و چه برای یان و یهودیان است.
تخت جمشید (پرسپولیس)، ایران:

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

 تخت جمشید که زمان ساخت آن به قرن ششم پیش از میلاد برمی گردد، در ۷۰ کیلومتری شهر شیراز، پایتخت امپراتوری عظیم هخا ، قرار دارد. تخت جمشید مجموعه ای مشتمل بر کاخ هایی مجلل بود که به دستور داریوش کبیر، پادشاه نخستین امپراتوری ایران، بنا شد و امروز پس از گذشت قرن ها و به رغم به آتش کشیده شدن به دست لشکریان اسکندر مقدونی، هنوز هم می توان نشانه هایی از شکوه گذشته آن را از ورای ستون ها، بناها و همچنین نماهای سنگی اش مشاهده کرد.
بعلبک، لبنان:

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

 شهر بعلبک که «شهر خورشید» نیز نامیده می شود، در دره حاصلخیز «بکا»ی لبنان قرار دارد و یکی از سالم ترین ویرانه های رومی در منطقه خاورمیانه است. این شهر که وسعتی بسیار زیاد داشته و از نظر بزرگی رقیب روم باستان می شده، شهری زیارتی بوده و محل اجتماع زائران از سراسر امپراتوری روم برای عبادت خدایان به شمار می رفته است. امروزه بعلبک میزبان جشنواره های هنری گوناگون است که آن را به یک مرکز فرهنگی ویژه در لبنان تبدیل کرده است.
شیبام، یمن:

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

این شهر محصور که در قرن شانزدهم میلادی بنا شده و به دلیل معماری خاص و زیبایش از شهرت بسیاری نیز برخوردار است، به واسطه سازه های برج مانندی که در آن ساخته شده، «منهتن صحرا» نام گرفته است. این شهر از آن جا که محل مناسبی برای توقف کاروان های مهم و تجاری در دوران گذشته بوده و راه مواصلاتی به مناطق جنوبی شبه جزیره عربستان محسوب می شده، از رونق و شکوفایی بسیاری برخوردار بوده است.
کارناک، مصر:

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

کارناک که در الاقصر قرار دارد از بزرگ ترین مجموعه معابد مذهبی مصر باستان بوده و از صومعه ها، کوشک ها، ستون ها و راهروهای متعددی برخوردار است. علاوه بر آن، معبد بزرگ آمون نیز در این مکان قرار دارد. وجود معبد آمون در این منطقه موجب می شد بسیاری از بناهای موجود در این شهر به او که مهم ترین الهه مصر باستان بود، تعلق گیرد. گفتنی است نام باستانی این شهر «ایپت ایسوت» یا «مقدس ترین اماکن» بوده و کارناک نام جدید آن است.
قلعه الحصن یا قلعه شوالیه ها، :

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

این قلعه که در قرن یازدهم میلادی بنا شده و قلعه جنجگویان جنگ های صلیبی به شمار می رفته، اول بار س تگاه کردها بوده و به همین سبب نام دیگر آن «حصن الاکراد» یا «قلعه کردها» است. این بنا تا سال ۱۲۷۰ پس از آن که به تصرف جنگجویان صلیبی در آمد چندین مرتبه بازسازی شد و اکنون نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد.
مدائن صالح، عربستان:

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

 این منطقه که قدمت آن به پیش از ظهور می رسد، نخستین منطقه باستانی عربستان است که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. اکثر ویرانه هایی که در این شهر تاریخی بر جای مانده، نشانه های اسرارآمیز تمدن «الانباط» است؛ تمدنی که تا هزار سال پیش در این سرزمین وجود داشت. شهر مدائن صالح، بزرگ ترین و جنوبی ترین س تگاه باستانی عربستان بوده است و شهر «پترا» که پایتخت یا مرکز آن بوده در ۵۰۰ کیلومتری شمال اردن قرار دارد.
تروا، ترکیه:

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

شهر تروا، یکی از معروف ترین مناطق باستانی جهان است و قدمت س ت در آن به عصر برنز بازمی گردد. شهر تروا در قرن های سیزدهم و دوازدهم پیش از میلاد از سوی جنگجویان اسپارتان و اخاییه یونان باستان مورد حملات متعددی قرار گرفت و نبرد مشهور تروا نیز در آن رخ داد.
کارتاژ، تونس:

بزرگ ترین عجایب باستان بیت المقدس عجایب باستانی خاورمیانه

فینیقی ها، شهر کارتاژ را در قرن نهم پیش از میلاد در خلیج تونس بنا د. علت این کار موقعیت استراتژیک این منطقه در امپراتوری بزرگ تجاری بود که اکثر نقاط مدیترانه را پوشش می داد. این شهر در سال ۱۴۶ پیش از میلاد و در جنگ های سه گانه روم با قرطاجنی ها ویران شد اما شهر جدید کارتاژ پس از گذشت قرن ها، روی ویرانه های شهر نخست و با تبعیت از معماری رومی بار دیگر بنا شد.
بابل، عراق:

شهر بابل، مرکز بین النهرین باستان، به واسطه باغ های معلق خود که از عجایب دنیای باستان است، شهرتی فراوان یافته است. این شهر در زمان حکومت «نبوچادنزار دوم» شکوه و عظمت فراوانی داشت و امروز، ویرانه های آن که در ۸۵ کیلومتری بغداد به چشم می خورد، تنها یادآور تاریخ غنی و عمیق این کشور است.
منبع: میراث آریا


دور دنیا با یک کلیک

  • تحت جمشید،مجموعه ای از کاخهای با شکوه
  • تحت جمشید،مجموعه ای از کاخهای با شکوه
  • اینجا گردشگران گریه می کنند!!
  • با زیباترین کاخ های ایرانی آشنا شوید!
  • تخت جمشید(پارسَه یا تخت جمشید)
  • شا ارهایی که ایران را بیشتر به جهان شناساند



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

ابعاد هراسی در بریتانیا پس از 11 سپتامبر

 

دانشکده علوم انسانی

گروه علوم

گرایش مطالعات منطقه ای

موضوع:

ابعاد هراسی در بریتانیا پس از 11 سپتامبر

 

: سیدمحسن میرحسینی

ارائه: زینب حسنی

بهار94

 

 

مقدمه

ب ایه شواهد و مطالعات انجام شده، ظهور و بروز ­هراسی در سه حوزه عمومی، رسانه­ای، تی قابل پیگیری است. پرسش اصلی این مقاله، سنجش و ارزی شکل و شدت ­هراسی در هر یک از این حوزه­هاست و ضمن بررسی ریشه­ها و زمینه­های شکل­گیری ­هراسی در بریتانیا کوشیده تا ابعاد آن را مشخص کند. به طور کلی به نظر می­رسد در نوع برخورد و نحوه تعامل با اقلیت مسلمان بریتانیا سیاست­های مؤثری به منظور مقابله با ­هراسی در هر یک از حوزه­های یادشده وجود ندارد و در نتیجه سیاست­های موجود، خواسته یا ناخواسته، ­هراسی و تبعیض علیه مسلمانان در حال گسترش است.

حضور روزافزون مسلمانان در بریتانیا(و به طور کلی در کشورهای اروپایی) موضوعی است که از رویکردهای مختلف در خور تأمل و بررسی است. اقامت دائمی مسلمانان در این کشور، حضور نسل­های دوم و سوم مسلمانان که بر اساس قانون، بریتانیایی محسوب می­شوند و نحوه­ی تعامل ت و جامعه میزبان، از جمله مباحث مطرح در مورد مسلمانان از ابتدای ورود آنان پس از جنگ جهانی دوم بوده است.اهمیت این بحث از آنجاست که مسلمانان بزرگ­ترین اقلیت مذهبی این کشور به شمار می­آیند و حضور چشم­گیر آنها در بخش­های مختلف جامعه بریتانیا دیده می­شود.

در مورد جمعیت مسلمان بریتانیا آمار دقیقی وجود ندارد و براساس آ ین آمار رسمی جمعیت آنان6/1 میلیون نفر تخمین زده شده است. اما با توجه به نرخ رشد بالای مسلمانان نسبت به جامعه میزبان، به نظر می­رسد جمعیت فعلی مسلمانان به بیش از سه میلیون رسیده باشد. شواهد و قراین متعدد، از افزایش جمعیت مسلمانان در چند دهه اخیر حکایت دارد و پیش بینی می­شود جمعیت مسلمان بریتانیا در سال 2050 به 5/23 درصد از جمعیت کل بریتانیا برسد.

در مورد تعریف دقیق هراسی اتفاق نظر وجود ندارد، اما شاخص­هایی نظیر "عدم تساهل"، بیگانه ستیزی"، نژادپرستی" برای آن ذکر شده است. با هر شکل و تعریفی که به هراسی نگاه شود، می­توان گفت که در نتیجه آن، نوعی ترس واهی از مسلمانان میان سیاستمداران و افراد عادی ایجاد شده، مبنی بر اینکه دنیای و مسلمانان مقیم کشورهای غربی منشأ تهدید و خطر برای مردم، فرهنگ و تمدن غربی محسوب می­شوند. این ترس نامعقول و واهی از و مسلمانان، به ناشکیبایی علیه مسلمانان کشورهای غربی دامن می­زند.

در میان کشورهای غربی بریتانیا از آزادترین کشورهایی است که مسلمانان در آن، از نسبی در زمینه­های مختلف اجتماعی و مذهبی برخوردارند.

بنابراین هدف از طرح این مبحث نفی ­های مسلمانان در این حوزه جغرافیایی نیست بلکه به دنبال مقایسه وضع کنونی مسلمانان با شرایط آرمانی و مطلوبی هستیم که کشورهای غربی داعیه­دار آن هستند.

شواهد و نظرسنجی­های معتبری که سازمان­های مختلف ی و غیر ی انجام داده­اند، بر وجود هراسی در بریتانیا دل دارند. به ویژه با توجه به رشد فزاینده و آشکار آن پس از 11 سپتامبر که توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. امروزه ابعاد هراسی در بخش­های مختلف جامعه بریتانیا دیده می­شود و وجود و گسترش آن در سه حوزه، روشن است:

الف) بخش تی و رسمی

ب) رسانه­ها

ج) فضای عمومی زمینه­ها و علل هراسی

در بررسی مؤلفه­های فراوان ، فرهنگی، روان شناختی، اجتماعی و عقیدتی سروکار داردکه در هر حوزه­ی جغرافیایی نیز وضعیت خاصی یافته است.

در هر حال، عواملی مانند مهاجرت و پناهندگی، اقدامات افراط گرایان، حوادث تروریستی، جنگ علیه تروریسم، اقدامات و اظهارات گروه­های تندرو ی و غیر ی، بحران­های هویتی در اروپا، سابقه تاریخی منازعات و غرب، مسائل ایدئولوژیک و ضعف و مشکلات داخلی مسلمانان، فعالیت مغرضانه برخی رسانه­ها و سیاستمداران و مسائلی از این دست، در شکل­گیری و گسترش هراسی به نوعی مؤثر بوده­اند.

زمینه­های هراسی در بریتانیا

مهاجرت چشمگیر مسلمانان پس از جنگ جهانی دوم سبب تصویب " قانون ملیت بریتانیایی" در سال 1948 شد. براساس این قانون تمام اتباع کشورهای مشترک المنافع می­توانستند تابعیت بریتانیا را به دست آورند و از تمام حقوق شهروندی بریتانیا بهره مند شوند. در ابتدا مهاجرت مسلمانان مشکلی به شمار نمی­آمد؛ زیرا حضور آنان با مهاجرت­های محدود و موقت نگران کننده نبود؛ اما پس از پس از مدتی به دلایل متعددی این مهاجران بازنگشتند. شرایط اقتصادی یا تحصیلی، بسیاری از آنان را به اقامت دائم تشویق کرد و عده­ای هم به دلایل ، نمی­توانستند به وطن خود بازگردند. در این میان، ت بریتانیا نه مهاجرت­های گسترده مسلمانان را پیش­بینی می­کرد و نه به اقامت دائم آنان در بریتانیا علاقه­ای داشت.

پس از 11 سپتامبر هراسی و دشمنی با و مسلمانان، شکل جدی تری به خود گرفت. پس از این حادثه مسلمانان از سوی رسانه­ها، افکار عمومی و پلیس و بخش­های تی، در فشار قرار گرفتند.

یک تحقیق با بررسی 104 نظرسنجی عمومی بین سال­های 1988تا 2006 به این نتیجه رسیده بود که هراسی در تمام این سال­ها در حال گسترش بوده و تصویری کلیشه­ای از مسلمانان، به عنوان افرادی که با ارزش­های غربی مخالفند، تمایلی به همگرایی ندارند و از تروریسم حمایت می­کنند، شکل گرفته است. یکی از معضلات مسلمانان همین نگاه منفی به آنان است که در این میان نباید نقش جامعه و ت را در شکل گیری این نوع نگاه که به طور قطع در گسترش هراسی مؤثر است، نادیده انگاشت.

ابعاد هراسی در سه حوزه اصلی فضای عمومی، بخش رسمی و تی و فضای رسانه­ای، بررسی می­شود.

1-    هراسی در فضای عمومی

در ابتدای این بحث باید خاطرنشان کرد که هراسی در فضای عمومی، به میزان بسیار زیادی از دو عامل رسانه­ها و بخش­های تی(رسمی) متأثر است.

به عنوان نمونه در یک پیمایش مردم­شناسی، این یافته حاصل شد که در نقاط مختلف جمعیتی، نگاه مثبت یا منفی به مسلمانان به میزان چشمگیری متأثر از " اطلاعات درباره­ی " و "تماس مستقیم با مسلمانان" است؛ هر چه ارتباط و با مسلمانان بیشتر باشد، میزان پیش داوری، تبعیض و مخالفت درباره­ی آنان کمتر است و برع .

تحلیل­های مربوط به سرشماری و دیگر آمارهای مربوط، نشان داده­اند که اجتماعات مسلمان در مقایسه با همه گروه­های دینی کشور، بدترین وضعیت بهداشتی، بالاترین میزان ناتوانی و پایین ترین سطح آموزش را دارند. همچنین مسلمانان از نظر مسکن در وضعیت نامطلوبی قرار دارند و بیشتر آنها در س ت­گاه­هایی زیر استاندارد و بسیارشلوغ زندگی می­کنند.

وجود نگاه منفی به مسلمانان پس از یازده سپتامبر و به طور خاص بمب­گذاری لندن در سال 2005، بر مشکلات آنها افزوده و گاه به مسلمانان به عنوان "ستون پنجم" یا "دشمن داخلی" نگاه می­شود. همین مسئله و عوامل یادشده، تعامل مسلمانان را با جامعه میزبان دچار مشکل می­کند.

متأسفانه دیدگاه غالب در فضای عمومی بریتانیا، براین باور است که مسلمانان با ارزش­های جامعه بریتانیا سازگار نیستند. به بریتانیا تعلق ندارند و از تروریست حمایت می­کنند. در پاسخ به این دیدگاه، باید گفت هر چند برخی از مسلمانان شیوه­ی زندگی بریتانیایی و ارزش­های غربی را تهدید برای زندگی ی خود می­دانند. ولی بدین معنا نیست که همه آنان در تقابل و ستیز با ارزش­های بریتانیایی هستند. بنابراین باید میان این دو مطلب تفکیک قائل شد.

به نظر می­رسد این اظهارنظرها که مسلمانان هیچ تعلق­خاطری به بریتانیا ندارند، واقع بینانه نیست. بلکه بیشتر برای دامن زدن به حس بیگانه جلوه­دادن مسلمانان صورت می­گیرد.

اشکالات و پیامدهای هراسی

مهم­ترین شکل یا پیامد هراسی، تبعیض است که در وجوه مختلفی نمایان می­شود. در این جا الگویی معرفی شده است که در آن پنج شکل از تبعیض را برشمرده­ایم:

  1. نپذیرفتن (طرد) به صورت شفاهی: توهین، دشنام، تهمت.
  2. نادیده­انگاری: دوری ، اجتناب.
  3. بی احترامی به ارزش­ها و مقدسات: انجام دادن اقداماتی که توهین به مقدسات و ارزش­ها تلقی می­شود.
  4. نابرابری و محرومیت: بی­توجهی به رفتار ی ان و بهره­مند­نبودن از امکانات.
  5. تهدید و تهاجم: آسیب زدن و تهدید­ .

2-   ­هراسی در فضای تی(رسمی)

درباره نقش بخش تی و رسمی در گسترش ­هراسی، چند ح قابل تصور است:

هراسی سازمان یافته: اینکه ت در وضع و اجرای قوانین علیه مسلمانان نقش رسمی و آشکا داشته باشد؛

هراسی ساخت مند: ممکن است هراسی در ساختار رسمی و قانونی نباشد، اما قوانینی وضع یا رویه­هایی اعمال شود که در نتیجه آنها مسلمانان بیش از دیگر افراد جامعه مورد تبعیض و فشار قرار گیرند.

با وقوع حوادث تروریستی سال­های 2001 و 2005، ت بریتانیا مانند سایر کشورهای اروپایی واکنش نشان داد. این اقدام ت با طرح قوانین تروریسم در سال­های 2001  و 2005 همراه شد. پس از تصویب قانون مبارزه با تروریسم در سال 2001 و حوادث تروریستی یازده سپتامبر، مسلمانان از سوی ت بریتانیا، نیروهای پلیس و سایر نهادهای تی، در معرض فشارهای بی سابقه­ای قرار گرفتند.

پس از حوادث تروریستی لندن، قانون جدید مبارزه با تروریسم در سال 2006 به تصویب رسید که در آن، فشارها علیه مسلمانان افزایش یافت. با تصویب و اجرایی شدن این قوانین، نوعی فضای بی­اعتمادی میان مسلمانان و پلیس و دستگاه­های امنیتی به وجود آمد.

به عنوان نمونه، براساس پیمایشی که در بریتانیا انجام شد، 64 درصد از مسلمانان براین باور بودند که قوانین ضدتروریستی، غیرمنصفانه علیه آنان استفادده می­شود وتحت تأثیر این قوانین، آنها به "مظنونین جمعی" تبدیل شده­اند.

بعد از تصویب قانون ضد تروریسم و افزای قدت ت در دستگیری افراد بدون دلیل و مدرک قانونی و صرفاً با اتهام مظنون بودن به تروریسم، ترس و وحشت در میان اقلیت مسلمان افزایش یافت. ایست و بازرسی­های روزانه که عموماً مسلمانان بازرسی می­شدند با اظهارات ناسنجیده برخی مقامات تی تشدید شد.

برای نمونه "هیزل بلیرز"( کشور سال 2005 ) گفته بود مسلمانان باید این واقعیت را بپذیرند که ایست و بازرسی­های پلیس در مورد آنان بیش از بقیه افراد اجتماع اعمال شود. افزون براین، احساس رو به گسترشی در میان مسلمانان وجود دارد که پلیس، آنها را فقط به سبب مسلمان بودن، توقیف و بازرسی می­کند و حتی در برخی موارد با گزارش به پلیس مشکلات آنان افزایش هم یافته است.

از مسائل دیگری که مسلمانان به واسطه نقش ت و نهادهای رسمی، با آن رو به روهستند فعالیت گروه­های ضد ی است که بعضی از آنها با شعار مبارزه با فعالیت می­کنند و قانون بریتانیا مانع فعالیت آنها نمی­شود. یکی از این احزاب، حزب ملی بریتانیاست که در دهه اخیر، فعالیت­های خود را افزایش داده و با استفاده از ناآگاهی افکار عمومی و به مدد اقدامات افراط­گرایان مسلمان، توانسته است موقعیت نسبتاً مناسبی را ب کند.

گریفین( این حزب) در یکی از مصاحبه­های خود عنوان می­کند که "مشکل ما آ ­ها نیستند، مشکل ما مسلمانان هستند" وی در اظهارات خود آشکارا دین را دینی شرور و نابکار خطاب می­کند ( ت در مقابل با سازمانها و گروه­های تندرو ی به شدت عمل می­کند ولی در مقابل این حزب تندرو سکوت کرده است).

در کتابچه­ای که این حزب منتشر کرد، دین مترادف با نابردباری، کشتار، غارتگری، سوزاننده و آزاردهنده­ی ن معرفی شده بود. این کتابچه در اوا سال 2001 و تا اواسط 2002 در سراسر بریتانیا به طور وسیعی توزیع شد.

3-  هراسی در فضای رسانه­ای

رسانه­ها یکی از منابع موثق ب اطلاعات به شمار می­آیند به دلیل جایگاه محوری در افکار عمومی این توانایی را دارند که به طرح و تعریف مباحث مورد نظر خود بپردازند.

در چند دهه اخیر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب ی ایران، بحث هراسی و القای ترس و وحشت از در جهان امروز، مورد توجه رسانه­های جهانی و به طور خاص رسانه­های غربی قرار گرفته است.

موضوعی که پس از 11 سپتامبر، گفتمان غالب رسانه­ای شده است.

یکی از مسائل مطرح در بحث هراسی در رسانه­ها تسلط گروه­ها و جریان­های خاص بر رسانه­هاست که می­کوشند پیام­های مورد نظر خود را در جهت افزایش قدرت و اعمال نفوذ بیشتر به مخاطبان انتقال دهند و از همه توان خود در جهت شکل دهی به افکار عمومی استفاده می­کنند.

سیطره برخی جریان­های و اقتصادی در قالب کمپانی­های سازی یا خبری آشکار شده است و از سوی دیگر، برخی تئوری­های غربی، برامکان این مسئله اذعان دارند.

امروزه رسانه­های بریتانیایی در بحث هراسی و ضدیت با و مسلمانان، از مفاهیم قدیمی و عامیانه نژادپرستی (رنگ پوست،نوع نژاد، نژادبرتر،نژادپست و ...) و اختلافات آشکار مذهبی، صحبت نمی­کنند و در مقابل، با ابزارهای دیگری پیام خود را به شکل باو ذیر و قابل توجیه به مخاطب عرضه می­کنند. به عنوان مثال، امروزه در رسانه­های غربی بر تمایز و تفاوت مسلمان با جامعه میزبان تاکید می­شود.

بدین صورت که رسانه­ها پس از بیان تفاوت­های مسلمانان با جامعه بریتانیا، در گام بعدی، فرهنگ و ارزش­های غربی را یک نمونه ایدئال و برتر معرفی می­کنند. پیامد ضمنی چنین گفتمانی، بیگانه انگاری و مخالفت با دیگر فرهنگ­ها و ارزش­هاست. نگرانی در مورد رسانه­ها وقتی شدت می­یابد که برای اکثریت مردم، تنها منبع ب اطلاعات و اخباربه ویژه آنهایی که با مسلمانان در ارتباط نیستند- این گونه رسانه­ها باشند.

برخی رسانه­های بریتانیایی با بهره گیری از طرح مسائل تاریخی(تقابل تاریخی و غرب، جنگ­های صلیبی)، مسائل مربوط به منازعه، خشونت و تروریسم(بحث جنگ عراق و افغانستان، حوادث تروریستی یازده سپتامبر و هفتم ژولای، مسئله سلمان رشدی، و درگیری­هایی که همیشه بخشی از طرف درگیر، مسلمان هستند)، تأکید بر تمایزهای فرهنگی و مذهبی، طرح سؤال و ایجاد تردید در حس وفاداری مسلمانان به بریتانیا و طرح مباحث مربوط به پناهندگان و مهاجرت، تلاش می­کنند به نوعی و مسلمانان را تهدیدی برای جامعه بریتانیا معرفی کنند.

در هنگام بررسی رسانه­های بریتانیایی، یازده سپتامبر یک نقطه عطف به شمار می­آید و توجه رسانه­ها از این تاریخ به بعد، به صورت بسیار جدی به سمت مسلمانان معطوف شده است.

پوشش خبری مربوط به مسلمانان در سال­های 2000 تا 2008 افزایش یافته بود.

افزایش اخبار مربوط به مسلمانان، چند دلیل دارد:

دلیل اول: در این بازه زمانی شاهد روزافزون حوادث تروریستی هستیم که ارتباط افراط گرایان مسلمان با این حوادث تروریستی، به افزایش مطالب مرتبط با مسلمانان انجامیده است.

دلیل دوم: این اخبار اص اً دارای ارزش خبری هستند و خواسته یا ناخواسته در مورد مسلمانان صحبت به میان می­آید.

دلیل سوم: به نظر می­رسد گروه­هایی (مانند صهیونست­ها نژادپرستان) به صورت هدفمند و از پیش تعیین شده، با پشتوانه ایدئولوژیک برخورد تمدن­های هانگتینتون، برای گسترش هراسی به صورت سازمان یافته می­کوشند.

عموم مقالات و مطالب نشریات بریتانیایی که درباره مسلمانان است، حول محور دو موضوع تمرکز یافته­اند:

الف) تروریسم و جنگ عیله تروریسم؛

ب) تفاوت­های فرهنگی و مذهبی با جامعه بریتانیا و سایر ادیان؛

نکته جالب اینجاست که با گذشت زمان، شاهد تغییر لحن آشکار و هوشمندانه­ای در رسانه­ها هستیم؛مثلا در ظرف زمانی سال­های 2001 تا 2005 که حملات تروریستی و پس از آن، جنگ در عراق و افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم رخ می­دهد، تمرکز رسانه­ها بر موضوع حوادث تروریستی و تروریسم است.

موج جدید هراسی با تمرکز بر تفاوت­های فرهنگی و مذهبی میان و جامعه بریتانیا (و به طور کلی غرب) شکل می­گیرد. طرح مباحثی مانند قوانین شریعت، حجاب، نوع لباس وپوشش، حقوق زن، کاریکاتورهای اهانت آمیز و... پیش از سال 2005، 22درصد از مقالات و موضوعات را در برمی­گرفت.

حال فرض کنید که برای مخاطب، عموماً در خبرهای سرتیتر، اخباری از جنگ و درگیری گزارش شود که در آن، مسلمانان افراطی و ستیزه جو، همواره متهم و مقصر اصلی هستند. در این فضا شاید هر مخاطبی تحت تأثیر قرار گیرد. همه مطالبی که در مورد تبعیض و فشار علیه مسلمانان در جامعه بیان شد، به نوعی با حمایت برخی رسانه­ها انجام می­شود.تمرکز رسانه­ها بر موضوع حجاب در مدارس یا فضاهای عمومی مباحث علیه مسلمانان را شکل می­دهند.

در هر حال، برخی رسانه­ها- به ویژه رسانه­هایی که وابستگی آنها به صهیونیست­ها ثابت شده است- در ایجاد و گسترش هراسی نقش انکارنشدنی دارند.

در تحقیقات ثابت شده است که مسلمانان، یکی از مؤلفه­ها و عل اصلی تبعیض اجتماعی و سوء تفاهم میان خودشان و دیگران را، رسانه­ها می­دانند و همواره، حذف هراسی و نمایی مسلمانان را خواستارند. مسلمانان به علت تصاویر منفی و جانب دارانه­ای که رسانه­ها منتشر می­کند، تمایلی نشان نمی­دهند، از طرفی به علت مسائل داخلی(نظیر اختلافات فرهنگی، مذهبی، تنوع قومی) و نیز نداشتن منابع مالی و پشتوانه رسانه­ای نیرومند، مشارکت فعالی در امور مربوط به رسانه ندارند. همین امر، به خودی خود، در گسترش موج منفی علیه آنان و هراسی، اثرگذار است.

نتیجه

براساس آنچه گفته شد، هراسی و تبعیض علیه مسلمانان در جامعه بریتانیا به وضوح دیده می­شود و وجود نوعی هماهنگی (خواسته یا ناخواسته) میان بخش­های تی و رسانه­ای که تأثیرات آن به روشنی در فضای عمومی جامعه قابل مشاهده است، نگرانی­های بسیاری دراین­باره ایجاد کرده است.

در مجموع، چند جریان موازی(سه مرکز رسانه و ت و افکار عمومی) که جامعه مسلمان بریتانیا را تهدید می­کنند و باعث گسترش هراسی هستند، در این جا به طور خلاصه ذکر می­شوند:

1-                تصویب قوانینی که در مرحله اجرا باعث تبعیض علیه مسلمانان می­شوند؛

2-                با اقدامات گروه­های نژادپرست و احزاب راست افراطی، به طور جدی و قانونی مقابله نمی­شود؛

3-                رسانه­ها برجنبه­های منفی مسلمانان تمرکز دارند و اخبار آنها در مورد و مسلمانان عموماً با جانب داری و تعصب همراه است؛

4-                اختلافات مذهبی و قومی در میان گروه­های ی و نبود وحدت میان آنها؛

5-       وابستگی سازمان­ها و مؤسسات ی به برخی جریانات، افراد یا کشورها، آنها را به ابزار دست تبدیل می­کند و امکان حرکت مستقل را از آنان می­گیرد؛

6-                 احیا و گسترش ایده­هایی نظیر برخورد تمدن­ها و تأکید بر اختلافات آشتی ناپذیر و غرب؛

7-                ترویج افکار سکولار در میان جامعه ی و ایجاد مشکلات هویتی در میان جوانان مسلمان؛

8-                نفوذ افکار بنیادگرایان افراطی و جذب جوانان در این گروه­ها.

این مسائل باعث شد وضعیت مسلماتان در بریتانیا وضعیت مطلوبی نباشدالبته وضعیت مسلمانان در بریتانیا در مقایسه با کشورهای نظیر آلمان و فرانسه بهتر است.

را ار و راه مقابله با هراسی و تبعیض

نخست مسلمانان باید متحد شوند و رویه واحدی در پیش گیرند و پس از حل مشکلات، به تدریج خواسته­های خود را از جامعه بریتانیا اعلام کنند. در این شرایط، بدیهی است که جامعه و ت بریتانیا م م خواهند بود به درخواست­ها و نیازهای بزرگ ترین اقلیت مذهبی خود توجه کنند.

حضور شخصیت­های برجسته مسلمان در بخش­های رسانه­ای و تی بریتانیا(نظیر شوراها، شهرداری­ها و پارلمان) و اتحاد جمعی سازمان­ها و نهادهای ی، به پیشبرد اه مسلمانان کمک شایانی خواهد کرد.

 


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

شبهه افسانه بودن معراج اکرم صلی الله علیه واله وسلم

اصل شبهه:
برخی بر اساس مبانی نقلی شبهه ای را در مورد معراج ذکر نموده اند که: مسلمانان کاملا یقین دارند که خداوند قرآن را توسط فرشته خود جبرئیل بر محمد (ص) نازل کرد و هیچ تغییری در آن رخ نداده است. در حالی که حدیثی هست که می گوید یک شب محمد (ص) سوار بر یک اسب بالدار از مسجدالحرام به مسجدالاقصی (در بیت المقدس) رفت و از آنجا به آسمان هفتم صعود کرد که در آنجا جهنم و بهشت را به او نشان دادند و سپس او را به محضر خداوند بردند. این جریان که عموما مورد قبول مسلمانان است و (معراج) نامیده می شود در قرآن نیز آمده است: «سبحان الذی أسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر» ترجمه: پاک و منزه است خدایى که بنده اش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى -که گرداگردش را پربرکت ساخته ایم- برد، تا برخى از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست (اسراء، آیه ۱). در این جا کاری به نامعقول بودن چنین سفری نداریم، با توجه به این که ۸ سال طول می کشد تا نور (که سریع ترین عنصر در جهان است) به دور نزدیک ترین منظومه شمسی برسد و ۳۰میلیارد سال طول می کشد تا حول جهان شناخته شده برسد، و با توجه به این که بال نمی تواند در خارج از جو زمین عمل کند، چنین سفر با اسب بالدار در یک شب افسانه ای بیش نمی تواند باشد. اگر محمد توانسته یک شبه از مدینه به محضر خدا برسد و همان شب با اسب بالدار خود بازگردد، پس بارگاه خداوند نمی تواند فاصله زیادی با مدینه داشته باشد، تعجب می کنیم که چطور ی هنوز متوجه این نکته نشده است؟ ضمنا این سؤال را هم نادیده می گیریم که آیا دروازه بهشت در بیت المقدس است؟ چرا محمد برای رفتن به بهشت به مسجدالاقصی رفته است؟
بزرگترین اشکال این داستان این است که (مسجدالاقصی) پس از رحلت محمد (ص) بنا شده است. زمانی که عمر بیت المقدس را به تصرف خود درآورد و در محل معبد سلیمان به ایستاد، رومیها در سال ۷۰ پس از میلاد این معبد را ویران د، از آن پس هیچ معبد، کلیسا، یا مسجدی در این نقطه بنا نشده است. خلیفه عبدالملک بن مروان بود که گنبد سنگی را حدود سال ۶۹۱ میلادی، یعنی ۷۲ سال پس از هجرت بنا کرد. و مسجد الاقصی در پایان قرن هفتم ساخته شد. این نکته در دایره المعارف فشرده ی، ها ر و راو، ۱۹۸۹، ص۴۶ و ۱۰۲ ذکر شده است. معراج محمد (ص) حدود سال ۶۲۲ اتفاق افتاده است، در آن زمان بیت المقدس در دست یان بوده است، هیچ مسلمانی در آنجا زندگی نمی کرد و قطعا مسجدی در بیت المقدس وجود نداشت، ۵۳سال پس از رحلت محمد (ص)، مسلمانان گنبد سنگی واقعی را درمحل معبد سلیمان بنا د.مسأله فوق این تردید را به وجود می آورد که شاید مانند انجیل، قرآن نیز سالها پس از رحلت نویسنده آن نوشته شده، دستکاری شده و به آن غنا بخشیده اند و به این ترتیب داستانهایی که درباره محمد وجود داشته پس از رحلت او به کتابش راه یافته اند. نویسنده (سوره اسراء آیه ۱) هر که بوده باشد، نمی دانسته مسجدالاقصی در زمان محمد (ص) وجود نداشته و او نمی توانسته از جایی که وجود نداشته به آسمانها برود.
این، اشتباه فاحش انی است که قرآن را به این ترتیب گرد آورده اند به طوری که بسیاری از علمای از جمله یوسف علی، گفته اند منظور از مسجدالاقصی(محل) این ساختمان است نه خود ساختمان. حدیث زیر صریحا می گوید که مسجدالاقصی ساختمانی بوده که در زمان محمد (ص) وجود داشته است. (صحیح بخاری، جلد۴ کتاب ۵۵ شماره ۶۳۶ ). ابوذر نقل کرده است که: عرض : یا رسول الله! اول کدام مسجد بنا شده است؟ پاسخ داد، مسجدالحرام پرسیدم: (بعد از آن کدام مسجد بنا شده است؟ پاسخ داد: مسجدالاقصی (یعنی بیت المقدس) پرسیدم چند سال فاصله بین زمان ساخت آنها وجود داشته؟ پاسخ داد (۴۰سال). سپس افزودند: هر جا که زمان فرارسید، همانجا ت را ب ادار، زیرا تمام نقاط زمین محل عبادت خداوند است. ممکن است مسلمانان چنین توجیه کنند که(مسجد یعنی جایگاه عبادت (سجده)، به همین دلیل هست که معبد سلیمان رامسجد می نامد، در این صورت، تمام کلیساها، کنیه ها، و آتشکده های زرتشتیان مسجد خواهند بود. در زمان محمد (ص) بسیاری از این قبیل مساجد وجود داشته که در ایی دورتر از بیت المقدس بناشده بودند (یعنی دورتر از مکه یا مدینه) و مسجدالاقصی دورترین مسجد نبوده است.در این حدیث اشکال دیگری هم وجود دارد، گفته می شود مسجد الحرام ( کعبه) توسط ابراهیم بنا شده است، او حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد می زیسته است و معبد سلیمان (محل مسجدالاقصی) حدود سالهای ۹۵۱-۹۵۸ قبل از میلاد بنا شده است. فاصله ای حدود بیش از ۱۰۴۰ سال بین تاریخ بنای دو ساختمان وجود دارد، محمد (ص) فقط ۱۰۰۰ سال اشتباه کرده است.


عناصر منطقی شبهه:
۱- مسلمانان معتقدند که به معراج رفته است و این موضوع یکی از معجزات ایشان می باشد.
۲- در حالی که در آیات و احادیث آمده که یک شب محمد (ص) سوار بر یک اسب بالدار از مسجدالحرام به مسجدالاقصی (در بیت المقدس) رفت و از آنجا به آسمان هفتم صعود کرد که در آنجا جهنم و بهشت را به او نشان دادند و سپس او را به محضر خداوند بردند. با توجه به این که ۸ سال طول می کشد تا نور (که سریع ترین عنصر در جهان است) به دور نزدیک ترین منظومه شمسی برسد و ۳۰ میلیارد سال طول می کشد تا حول جهان شناخته شده برسد، و با توجه به این که بال نمی تواند در خارج از جو زمین عمل کند، چنین سفر با اسب بالدار در یک شب افسانه ای بیش نمی تواند باشد.
۳- بنابر این ماجرای معراج افسانه ای بیش نمی تواند باشد.



پاسخ شبهه:

داستان معراج
مشهور و معروف در میان دانشمندان این است که (ص) به هنگامى که در مکه بود در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى در بیت المقدس به قدرت پروردگار آمد، و از آنجا به آسمانها صعود کرد، و آثار عظمت خدا را در پهنه آسمان مشاهده نمود و همان شب به مکه بازگشت. و نیز مشهور و معروف آنست که این سیر زمینى و آسمانى را با جسم و روح توأما انجام داد. داستان حرکت اکرم (ص) از مکه به مسجدالأقصی و از آنجا به آسمانها از داستانهای مشهور و مورد اشاره قرآن کریم است که قبل از هجرت رسول گرامی (ص) به مدینه رخ داده است و روایات فراوانی این معنا را تأکید می کنند.


معراج از نظر قرآن و حدیث
در دو سوره از سوره هاى قرآن به این مساله اشاره شده است:
نخست در سوره اسراء است که تنها بخش اول این سفر را بیان مى کند (یعنى سیر از مکه و مسجد الحرام به مسجد اقصى و بیت المقدس). خداوند می فرماید: «سبحان الذى أسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصا الذى بارکنا حوله لنریه من ءایاتنا إنه هو السمیع البصیر» (اسراء، ۱) ترجمه: منزه است آن که بنده ى خود را شبى از مسجد الحرام به سوى مسجد الأقصى که حومه آن را برکت داده ایم سیر داد، تا آیات خویش را به او بنماییم که همانا او شنواى بیناست.
اما در سوره نجم طى شش آیه از آیه ۱۳ تا ۱۸ قسمت دوم معراج یعنى سیر آسمانى آمده است، آنجا مى فرماید: و لقد رآه نزلة أ ى. عند سدرة المنتهى. عندها جنة المأوى. إذ یغشى السدرة ما یغشى. ما زاغ البصر و ما طغى. لقد رأى من آیات ربه الکبرى: خلاصه مفاد این شش آیه چنین است که" ص براى دومین بار فرشته وحى جبرئیل را به صورت اصلى مشاهده و ملاقات کرد (مرتبه اول در آغاز نزول وحى در کوه حرا بود). این ملاقات در نزد بهشت جاویدان صورت گرفت. پیغمبر (ص) در مشاهده این منظره دچار خطا و اشتباه نشد. آیات و نشانه هاى بزرگى را از عظمت خدا مشاهده کرد.
این آیات که به گفته اکثر مفسران از معراج سخن مى گوید نیز نشان مى دهد که این حادثه در بیدارى اتفاق افتاده است، مخصوصا جمله ما زاغ البصر و ما طغى (چشم دچار خطا و انحراف و طغیان نشد) گواه دیگر بر این موضوع است. از نظر حدیث، روایات بسیار زیادى در زمینه مساله معراج در کتب معروف ى نقل شد که بسیارى از علماى تواتر یا شهرت آن را تصدیق کرده اند. جمع کثیرى از صحابه مانند مالک وشداد بن اویس و على بن طالب (علیه السلام) و ابوسعید خدرى و ابوهریره و عبدالله بن مسعود و عمر بن خطاب و عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس و ابى ابن کعب و سمره بن جندب و بریده و صهیب بن سنان و حذیفه بن یمان و سهل بن سعد و ابوایوب انصارى و جابر بن عبد الله و ابو الحمراء و ابوالدرداء و عروه و ام هانى و ام سلمه و عایشه و اسماء دختر ابى بکر همگى آن را از رسول خدا (ص) روایت کرده اند، و جمع بسیارى از راویان شیعه از ان اهل بیت (علیهم السلام) نقل نموده اند.
ف رازى مفسر معروف در ذیل آیه سوره اسراء پس از ذکر یک رشته استدلالات عقلى بر امکان وقوع معراج مى گوید" از نظر حدیث، احادیث معراج از روایات مشهوره است که در کتب صحاح اهل سنت نقل شده و مفاد آنها سیر ص از مکه به بیت المقدس و از آنجا به آسمانها است".
شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز رئیس ادارات" بحوث علمیه و افتاء و دعوت و ارشاد" که از علماى متعصب وهابى معاصر است، در کتاب" حذیر من البدع" مى گوید:" شک نیست که اسراء و معراج از نشانه هاى بزرگى است که دل بر صدق ص و بلندى مقام و منزلت او مى کند" تا آنجا که مى گوید:" اخبار متواتر از ص نقل شده که خدا او را به آسمانها برد و درهاى آسمان را به روى او گشود".ذکر این نکته کاملا ضرورت دارد که در لابلاى روایات معراج احادیث مجعول یا ضعیفى به چشم مى خورد که به هیچوجه قابل قبول نیست.
لذا مفسر بزرگ مرحوم طبرسى ذیل آیه سوره اسراء احادیث معراج را به چهار گروه تقسیم کرده است:
۱- روایاتى که به حکم تواتر قطعى است، مانند اصل موضوع معراج.
۲- احادیثى که قبول آنها هیچ مانع عقلى ندارد و در روایات به آن تصریح شده است، مانند مشاهده بسیارى از آیات عظمت خدا در پهنه آسمان.
۳- روایاتى که با ضوابط و اصولى که در دست داریم مخالف است ولى مى توان آنها را توجیه کرد، مانند احادیثى که مى گوید ص در آسمانها جمعى را در بهشت و گروهى را در دوزخ دید که باید گفت منظور مشاهده صفات بهشتیان و دوزخیان بوده است (یا بهشت و دوزخ برزخى).
۴- روایاتى که مشتمل بر امور نامعقول و باطل مى باشد و وضع آنها گواه روشنى بر ساختگى بودن آنها است، مانند روایاتى که مى گوید ص خدا را آشکارا دید، با او سخن گفت، و با او نشست که با هیچ منطقى سازگار نمى باشد بلکه مخالف دلیل عقل و نقل است، و بدون شک این گونه روایات مجعول است.
در روایات آمده است که اکرم در معراج از آسمان هاى هفت گانه عبور د و به مقام قرب خداوند، رسیدند: «ثم دنا فتدلى * فکان قاب قوسین أو أدنى» (نجم، آیه ۸ـ۹). در روایتى از اکرم (ص) آمده است: ...(پس از در بیت المقدس) جبرئیل مرا به آسمان بالا صعود داده، عجایب و ملکوتش را دیدم. ملائکه آن جا به من سلام د. آن گاه جبرئیل مرا به آسمان دوم بالا برد، در آن جا عیسى بن مریم و یحیى ابن زکریا را ملاقات ، سپس به آسمان سوم عروجم داد، در آن جا یوسف را دیدم. پس مرا به آسمان چهارم بالا برد در آن جا ادریس را دیدم، پس به آسمان پنجم برد، در آن جا هارون را دیدم، پس به آسمان ششم برد، در آن جا افراد بسیارى دیدم که موج مى زدند. پس به آسمان هفتم عروجم داد در آن جا خلقى و فرشتگانى دیدم.
در روایت دیگرى آمده است در آسمان ششم حضرت موسى و در آسمان هفتم حضرت ابراهیم را دیدم. (ص) مى افزایند: از آسمان هفتم هم گذشته به اعلى علیین رفتیم و اعلى علیین را وصف نموده، در آ مى فرمایند: پروردگارم با من سخن گفت و من با پروردگارم سخن گفتم. بهشت و دوزخ را دیدم و عرش سدرة المنتهى را دیده، به مکه بازگشتم. همچنین روایات معراج، سخن گفتن خداوند متعال را با اکرم تأیید مى کنند. از آن جا که اکرم (ص) عرب زبان بود، تکلم خداوند با ایشان عربى و با صدایى شبیه صداى حضرت على (ع) بود. در روایتى آمده است: «از اکرم (ص) سؤال شد، در شب معراج، خداوند با چه زبانى با شما سخن گفت؟ حضرت فرمود: با زبان (صداى) حضرت على (ع) و مى افزایند: به خداوند عرض خدایا تو با من صحبت کردى یا حضرت على (ع)؟ خداوند فرمود: من موجودى هستم نه مانند اشیا و موجودات دیگر، با مردم مقایسه نمى شوم. با صفات و ویژگى هاى اشیا توصیف نمى گردم. تو را از نورم و على (ع) را از نور تو آف . از درون قلبت مطلع شدم. محبوب تر از على (ع) را نزدت نیافتم; پس با زبان حضرت على (ع) با تو صحبت ، تا قلبت مطمئن شود».


خلاصه روایات اسراء و معراج در مجمع البیان طبرسى
در مجمع البیان خلاصه آنچه را که از روایات استفاده مى شود چنین آورده است که: رسول خدا (ص) فرمود: جبرئیل در موقعى که من در مکه بودم نزد من آمد وگفت اى محمد! برخیز ومن برخاسته با اوبه طرف درب به راه افتادم ودیدم که میکائیل واسرافیل نیز با اوآمده اند. جبرئیل براق را - که حیوانى بزرگتر از الاغ وکوچکتر از قاطر بود وصورتى چون گونه انسان ودمى چون دم ویالى چون یال اسب وپاهائى چون پاهاى شتر داشت - حاضر کرد بر پشت آن جلى بهشتى بود ودوبال از قسمت رانهایش بر آمده بود، گامش به اندازه اى بود که چشمش کار مى کرد جبرئیل خطاب به من گفت سوار شو. من سوار شدم وبراه افتادم تا به بیت المقدس رسیدم. آنگاه داستان را نقل کرده تا رسیده به اینجا که وقتى به بیت المقدس رسیدم فرشتگانى از آسمان فرود آمده از ناحیه رب العزه به من بشارت دادند واحترام د ومن در آنجا به ایستادم. و در بعضى از روایات این باب آمده است که ابراهیم هم در میان خیل انبیاء مرا بشارت داد، آنگاه از وصف موسى و عیسى گفت و فرمود: سپس جبرئیل دست مرا گرفته بالاى ص ه برد ودر آنجا نشانید که ناگهان نردبان و معراجى دیدم که هرگز به زیبائى وجمال آن ندیده بودم. پس به آسمان بالا صعود داده شدم و عجائب و ملکوتش را دیدم، ملائکه آنجا به من سلام د آنگاه جبرئیل مرا به آسمان دوم برد در آنجا عیسى بن مریم و یحیى بن زکریا را ملاقات سپس، به آسمان سوم عروجم داد در آنجا یوسف را دیدم، مرا به آسمان چهارم بالا برد در آنجا ادریس را دیدم به آسمان پنجم برد در آنجا هارون را دیدم به آسمان ششم بالا برد در آنجا خلق کثیرى دیدم که موج مى زدند سپس به آسمان هفتم عروج داد در آن جا خلقى و فرشتگانى دیدم و در حدیث ابوهریره آمده است که در آسمان ششم موسى را و در آسمان هفتم ابراهیم را دیدم. آنگاه فرمود: از آسمان هفتم هم گذشته به اعلى علیین رفتیم و اعلى علیین را وصف نموده و در آ فرمود: پروردگارم با من سخن گفت و من با پروردگارم سخن گفتم بهشت و دوزخ را دیدم و عرش سدرة المنتهى را نظاره و سپس به مکه بازگشتم. همینکه صبح شد داستان را براى مردم شرح دادم ابوجهل و مشرکین مرا تکذیب د مطعم بن عدى گفت: توچنین مى پندارى که در یک شب دو ماه راه را پیموده اى من شهادت مى دهم بر اینکه تو از دروغگویانى.
راویان حدیث اضافه کرده اند که قریش گفتند بگو ببینم در این سفر چه چیرها دیدى رسول خدا (ص) فرمود: به کاروان فلان قبیله برخوردم و دیدم که شترى گم کرده دنبالش مى گشتند و در کاروانشان ظرف بزرگى از آب بود، از آب نوشیدم و روى ظرف را پوشاندم، شما مى توانید از ایشان بپرسید که آیا آب را در قدح دیدند یا نه. قریش گفتند: این یک نشانه، سپس فرمود به کاروان فلان قبیله برخوردم و دیدم که شتر فلانى فرار کرده و دستش ش ته بود شما از ایشان بپرسید، گفتند: این دو نشانه، آنگاه پرسیدند از کاروان ما چه خبر دارى؟ فرمود کاروان شما را در تنعیم دیدم، آنگاه از جزئیات بارها و وضع کاروان براى آنان مطالبى گفت و فرمود: پیشاپیش کاروان شترى خا ترى رنگ در حرکت بود که دو فزاره بر دوش داشت در موقع طلوع خورشید پیدایشان مى شود گفتند این هم نشانه اى دیگر.

آیا معراج جسمانى بوده یا روحانى؟
در پاسخ این قسمت شبهه باید گفت: در اینکه آیا معراج رفتن اکرم (ص) یک سفر و معنوی بوده است یا علاوه بر آن جسم حضرت ایشان هم در این سفر بوده است و اصطلاحا سفر جسمانی بوده است، بین علما و جهان اختلاف نظر وجود دارد که اگر قول اول را پذیرفته و این سفر را و معنوی بدانیم اشکال شما به هیچ وجه وارد نخواهد بود چون اکرم (ص) به باطن عالم سیر کرده است و چیزی به نام فاصله مکانی در میان نخواهد بود و عالمی که او سیر کرده است غیر از افلاک و آسمانهای این عالم طبیعت است. اما بنا براین که این سفر را سفر جسمانی قلمداد کنیم (که قول مشهور هم همین است) باز هیچ گونه ایراد علمی و عقلی به این مسأله وارد نخواهد بود. علاوه بر اینکه مشهور میان دانشمندان (اعم از شیعه و اهل تسنن) این است که این امر در بیدارى صورت گرفته ظاهر خود آیات قرآن در آغاز سوره اسراء و همچنین سوره نجم نیز وقوع این امر را در بیدارى گواهى مى دهد. فقیه و مفسر بزرگ شیخ طوسى در تفسیر" تبیان" ذیل آیه سوره اسراء چنین مى گوید:" علماى شیعه معتقدند خداوند در همان شبى که ش را از مکه به بیت المقدس برد او را به سوى آسمانها عروج داد، و آیات عظمت خود را در آسمانها به او ارائه فرمود، و این در بیدارى بود نه در خواب".
مفسر عالیقدر مرحوم طبرسى در تفسیر خود مجمع البیان ذیل آیات سوره نجم چنین مى گوید" مشهور در اخبار ما این است که خداوند را با همین جسم در حال بیدارى و حیات به آسمانها برد و اکثر مفسران را نیز عقیده همین است". محدث شهیر علامه مجلسى در بحار الانوار مى گوید:" سیر ص از مسجد الحرام به بیت المقدس و از آنجا به آسمانها از جمله مطالبى است که آیات و احادیث متواتر شیعه و سنى بر آن دل دارد، و انکار امثال این مسائل یا تأویل و توجیه آن به معراج روحانى، یا خواب دیدن ناشى از عدم اطلاع از اخبار ائمه هدى و یا ضعف یقین است". تواریخ نیز گواه صادقى بر این موضوع است، زیرا در تاریخ مى خوانیم هنگامى که (ص) مساله معراج را مطرح کرد مشرکان به شدت آن را انکار د و آن را بهانه اى براى کوبیدن ص دانستند، این به خوبى گواهى مى دهد که هرگز مدعى خواب یا مکاشفه روحانى نبوده و گرنه اینهمه سر و صدا نداشت: و اگر در روایتى از حسن بصرى مى خوانیم که کان فى المنام رؤیا رآها: " این امر در خواب واقع شده است" و یا خبرى که از عایشه نقل شده: و الله ما فقد جسد رسول الله و لکن عرج بروحه " به خدا سوگند بدن از میان ما نرفت تنها روح او به آسمانها پرواز کرد" ظاهرا جنبه سیاسى داشته و براى خاموش جنجالى بوده است که درباره مساله معراج در میان عده اى به وجود آمده بود.


پی نوشت ها :
۱- ترجمه المیزان، ج‏۱۳، ص: ۳۷۲، ص ۳۴-۴۱، صفحه:۱۰
۲- تفسیر نمونه، ج‏۱۲، ص: ۱۴-۱۶


منبع: سایت راسخون


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

قدس،مسجدالاقصی،مسجد قبه الص ه

قدس،مسجدالاقصی،مسجد قبه الص ه

قداست مسجدالاقصی

منشأ قداست و فضیلت مسجدالاقصی در سه مورد است:

1- بنای مسجدالاقصی (بیت المقدس) و تجدید آبادانی آن توسط ان الهی
2- قبله گاه اول مسلمین
3- محل معراج اکرم (بیت المقدس شهر ان، طاهری، ص 7)
تا مدت 13 سال پس از بعثت اکرم قبله مسلمین، مسجدالاقصی بود، ولی در سال دوم هجرت، قبله از مسجدالاقصی به مکه تغییر یافت. (سید جعفر حمیدی، تاریخ اورشلیم، ص 18) (نشریه مسجد، شماره 69، ص 58).
مسجدالاقصی در آیات و روایات:
در آیه ابت سوره ی اسراء از مسجدالاقصی به عنوان مکانی پاک و مطهر یاد شده است که خداوند رسول خدا را از این منطقه به معراج می برد. مسجدالاقصی را الاقصی می گویند؛ زیرا از آنجا که بیت المقدس از مسجدالحرام دورتر بوده و در وارء آن مسجدی نبوده، آن را مسجدالاقصی (مسجد دورتر) نامیده اند. (چهل حدیث قدس، محسن ادیب، ص 16).
- ابوسعید حذری می گوید: رسول خدا فرمود:
بار سفر مبندید، مگر به سوی سه مسجد: 1- مسجدالحرام 2- مسجدالاقصی 3- مسجد من (مسجدالنبی) (چهل حدیث قدس، ص 32)
- همچنین در جای دیگر از نقل شده که فرموده اند:
هر از مسجدالاقصی برای حج یا عمره احرام ببندد، همانند روزی است که از مادر زاییده شده است. (چهل حدیث قدس، ص 34).
- المؤمنین علی فرموده اند:
چهار مکان در دنیا از حضر های بهشتی هستند:
1- مسجدالحرام
2- مسجدالنبی
3- مسجد بیت المقدس (الاقصی)
4- مسجد کوفه (چهل حدیث قدس، ص 25).
همچنین ایشان فرمودند که یک در بیت المقدس (مسجدالاقصی) برابر با هزار است. (چهل حدیث قدس، ص 46).
باقر(علیه السّلام) به ابوحمزه ثمالی فرمود: مساجد چهارگانه از نظر فضیلت و ارزش عبارتند از: مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد بیت المقدس (مسجدالاقصی) و مسجد کوفه؛ ای ابوحمزه واجب در آنها برابر حج و نافله در آنها برابر عمره ارزش دارد. (چهل حدیث، ص 40).
از دیگر قداست های مسجدالاقصی این است که خداوند این سرزمین را به وسیله بسیاری از ان خویش مقدس و ممتاز گردانیده است از ابن فارس نقل شده که بیت المقدس را انبیاء بنا د و در آن سکوت نمودند و در هر وجب از خاک آن یا ی گزارده و یا فرشته ای بر آن وارد شده و تسبیح نموده است. (بیت المقدسدر ، معین احمد محمود، ص 2).

ساختمان مسجدالاقصی

در محوطه حرم الشریف به سمت جنوب حرم، در فاصله ی پانصد متری مسجدالص ه، مسجدالاقصی قرار دارد. بنای فعلی مسجدالاقصی دارای 80 متر طول و 55 متر عرض است. مستطیلی شکل بوده و گنبدی در انتهای خود دارد. بنای مذبور بر روی 53 ستون اصلی از مرمر و 49 ستون حائل سنگی ضخیم و مربع شکل قرار دارد. ستون های اصلی از سنگ مرمر رنگی است و هر یک به جز پایه و تاج، پنج متر طول دارد و قطر آنها حدود یک متر است. صدر قبه از چوب ساخته شده و از خارج با ورق هایی از سرب پوشیده شده است. داخل قبه نیز به شکل زیبایی خاتم کاری و تذهیب گردیده است.
در مسجدالاقصی محراب بزرگی قرار دارد که در ناحیه ی شرقی منبر است. این محراب در گذشته به محراب داوود موسوم بوده است در سمت غربی قبله شبستان «جامع النساء» قرار دارد. امروزه مسجدالاقصی یازده درب دارد. هفت درب آن بزرگ و به سمت شمال است، درب سمت شرق به گهواره ی عیسی منتهی می شود، دو درب غرب مسجد نیز یکی برای ورود ن به جامع النساء و دیگری مسدود است. (نشریه مسجد، شماره 69، ص 59- 58).

کوه «موریا» از قله به پایین دارای شیب بسیار تندی بوده است، بنابراین برای از بین بردن آثار شیب، «قبه الص ه» را روی سکویی بنا د. از این رو ساختمان مسجدالاقصی را نیز برای آن که کف مسجد سطح صافی داشته باشد و اثر شیب تند کوه در آن نمودار باشد، آن را در دو طبقه ساختند.
طبقه ی زیرین مسجدالاقصی، مسجدی روی 88 ستون مربعی شکل ساخته شده است که راه ورودی آن از ایوان مسجدالاقصی و با یک راه پله شروع می شود. این مسجد زیرزمینی در قسمت جنوبی نیز به وسیله ی دروازه ای به بیرون وصل می شود.
گفته می شود که این مسجد زیرزمینی نخستین بار پیش از به وسیله ی یان به عنوان کلیسا ساخته شده بود و آنان معتقد بودند که حضرت عیسی (ع) از این محل به آسمان صعود کرده است. روی مسجد زیرزمینی، ساختمان اصلی مسجدالاقصی احداث شده است.

بانی مسجدالاقصی
درباره بانی مسجدالاقصی اختلاف نظر است. مورخانی چون مقدسی سیوطی و مجیرالدین حنبلی، عبدالملک بن مروان را بانی مسجد می دانند، ولی ابن اثیر و این طقطقی ولیدبن عبدالملک را سازنده ی مسجدالاقصی می دانند. (عبدا... ناصری طاهری، بیت المقدس شهر ان، ص 116).

مسجدالاقصای زیرزمینی
از آنجا که حرم الشریف بر قله ی کوه طور واقع شده ص ه مقدس دقیقاً در قله آن بود و قبه الص ه بر روی آن و در حقیقت برای حفاظت از ص ه مقدس ساخته شده است. گفته شده است که به علت شیب تند کوه موریا برای اینکه کف مسجدالاقصی مستوی و سطح صافی داشته باشد و اثر شیب تندکوه در آن نمودار نباشد، آن را دو طبقه ساخته اند.
سقف مسجد زیرزمینی بر روی هشتاد و هشت ستون مربعی شکل که از سنگ ساخته شده اند قرار دارد. این ستون ها در پانزده ردیف واقع شده اند. راه ورودی به مسجد زیرزمینی از ایوان مسجدالاقصی است. این مسجد زیرزمینی در قسمت جنوبی نیز به وسیله ی دروازه ای به بیرون وصل می گردد، گفته می شود که این مسجد زیرزمینی نخستین بار پیش از ، به وسیله ی یان به عنوان کلیسا ساخته شده بود و آنان معتقدند که حضرت عیسی از این محل به آسمان، عروج کرده است.
در داخل راهرو و کنار دروازه ی این مسجد زیرزمینی، هنوز آثار کتیبه هایی از دوران قبل از و نیز آثار تصرف صلیبیون بر دیوار آن دیده می شود.
درب مسجد زیرزمینی همیشه بسته است و ی اجازه ی ورود به آن را ندارد. حتی گفته می شود که در زمان تصرف یان نیز در طول سال فقط دو مرتبه درب آن باز می شد و آن روز یکشنبه خاصی بود که به اعتقاد آنان در آن روز حضرت عیسی برای زیارت وارد بیت المقدس گردیده است. بر روی این مسجد زیرزمینی ساختمان اصلی مسجدالاقصی احداث گردیده است. (مسجدالاقصی و بیت المقدس، جمیل موحد خویی، ص 114- 113).

مسجد قبه الص ه
این همان مسجدی است که گنبد طلایی دارد و سال هاست در تمام تصاویر تلویزیونی،پوسترها،کتاب ها و ع ها و حتا خبرها هم به نام مسجدالاقصی شناخته می شود که البته اصلا مکان بی ارزشی نیست، ولی آن مسجدالاقصی است که قبله ی نخست مسلمانان به شمار می آید نه این مسجد که گنبدی بزرگ و طلایی دارد.
معروف است در شب معراج،حضرت‏ محمد (ص) از روی این ص ه به معراج رفتند.
طول ص ه از شمال به جنوب 5/17 متر و عرض آن از مشرق به مغرب 13 متر و ارتفاع آن یک تا دو متر است. گنبد طلایی نیز درست روی ص ه قرار گرفته است. در صحن ص ه، هشت چاه وجود دارد .بنای قبة نیز توسط عبدالملک بن مروان در سال 691 میلادی ساخته شد.
در سال 1099 میلادی صلیبی ها این مسجد را به کلیسا تبدیل د و روی ص ه،جایگاه قربانی قرار دادند؛اما صلاح الدین‏ ایوبی پس از فتح بیت المقدس آثار صلیبیون را از بین برد و گنبد را تزیین کرد و دیوارها را با سنگ مرمر پوشاند.
قبة ص ه را بنایی از نظر سبک معماری،نقشه و ساختمان از معدود بناهای بی نظیر جهان می دانند چرا که روی سکویی ذوذنقه ای شکل واقع شده است.

ص ه داخل مسجد قبه الص ه


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

ع های دیدنی و اینستاگرامی حسن بیت سعید + بیوگرافی

ع های جالب و ازدواج حسن بیت سعید به همراه بیوگرافی


ع های حسن بیت سعید , ازدواج حسن بیت سعید , بیوگرافی حسن بیت سعید


بیوگرافی ورزشکاران :ع های جالب به همراه ازدواج حسن بیت سعید و بیوگرافی وی


psk fdj sudn , بیوگرافی و ازدواج حسن بیت سعید , ع های حسن بیت سعید


ع های جالب و ازدواج حسن بیت سعید به همراه بیوگرافی


بیوگرافی حسن بیت سعید


حسن بیت سعید متولد 12 فروردین ماه سال 1369 در شهر گرد می باشد. وی از بازیکن های خوب و کم حاشیه ایرانی می باشد که در پست مهاج بازی میکند و گل های مختلفی را در ایران و آسیا به ثمر رسانده است.


حسن بیت سعید توانست عنوان بهترین بازیکن دسته اول فوتبال کشور را به دست آورد و بعد از آن با حضور در لیگ برتر و باشگاه استقلال خوزستان توانست در لیگ برتر نیز درخشش خود را ادامه دهد. او علاقه زیادی به پیراهن شماره هفت دارد.


psk fdj sudn , بیوگرافی و ازدواج حسن بیت سعید , ع های حسن بیت سعید


ع حسن بیت سعید


ع حسن بیت سعید به همراه رحیم زهیوی و دانیال ماهینی و مهدی زبیدی و عقیل کعبی


psk fdj sudn , بیوگرافی و ازدواج حسن بیت سعید , ع های حسن بیت سعید


ع های حسن بیت سعید , ازدواج حسن بیت سعید , بیوگرافی حسن بیت سعید


خلاصه زندگی نامه حسن بیت سعید


نام ==» حسن بیت سعید
سال تولد ==» 1369
ماه تولد ==» فروردین
شهر ==» گرد
حرفه ==» فوتبال
پست ==» مهاجم


psk fdj sudn , بیوگرافی و ازدواج حسن بیت سعید , ع های حسن بیت سعید


 


ع های جالب و ازدواج حسن بیت سعید به همراه بیوگرافی


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

تشخیص قبله در کشورهای غیر ی

برای پیدا قبله راه هایی وجود دارد از جمله: شهادت دو شاهد عادل که از روى نشانه‏هاى حسى شهادت مى‏دهند. قول ى که از روى قاعده علمى (ستاره شناسی و..) قبله را مى‏شناسد و مورد اطمینان است. از روی محراب مسجد مسلمانان یا قبرهاى آنان. استفاده از قبله نمایی که جهت قبله را نشان می دهد.

برای پیدا قبله راه هایی وجود دارد از جمله: شهادت دو شاهد عادل که از روى نشانه‏هاى حسى شهادت مى‏دهند. قول ى که از روى قاعده علمى (ستاره شناسی و..) قبله را مى‏شناسد و مورد اطمینان است. از روی محراب مسجد مسلمانان یا قبرهاى آنان. استفاده از قبله نمایی که جهت قبله را نشان می دهد.


قبله

استفاده از نرم افزارهای اینترنتی نظیر گوگل ارت(google earth) که بهترین و دقیق ترین روش برای تعیین دقیق جهت قبله است.این برنامه در آدرس  earth.google.comموجود است.

تشخیص قبله در کشورهای غیر ی:

پرسش : چنانچه در منطقه ای از کشورهای غیر ی نتوان قبله را مشخص نمود،وظیفه چیست؟

پاسخ : به همان طرفى که در میان مسلمانان آن جا مشهور به قبله است بایستید اشکالى ندارد.

عدم امکان تشخیص جهت قبله :

پرسش : اگر انسان در مکانی بود که هیچ یک از راه هایی که برای تشخیص قبله در رساله آمده است امکان نداشت و نتوانست قبله را تشخیص بدهد و بین چند طرف احتمال قبله بودن را می داد، را باید چگونه بخواند؟

پاسخ : هرگاه راهى براى پیدا قبله وجود نداشته باشد و قبله در میان چهار سمت مختلف مردّد شود یک به یک طرف کافى است، ولى احتیاط مستحب آن است که چهار به چهار طرف بخواند و هرگاه در سه طرف یا دو طرف احتمال وجود قبله را مى ‏دهد فقط به سمت آنها بخواند.

 هرگاه راهى براى پیدا قبله وجود نداشته باشد و قبله در میان چهار سمت مختلف مردّد شود یک به یک طرف کافى است، ولى احتیاط مستحب آن است که چهار به چهار طرف بخواند و هرگاه در سه طرف یا دو طرف احتمال وجود قبله را مى ‏دهد فقط به سمت آنها بخواند.

راه های تشخیص قبله :

به عنوان یک مسلمان، برای خواندن باید جهت قبله را بدانیم، از آنجا که جهت قبله خانه کعبه در مکه میباشد، تعیین جهت قبله با قطب نما چندان سخت نیست .اما همیشه که ما قطب نما همراه خود نداریم پس با این مطلب همراه باشید.

۱- مکه در کجا قرار دارد؟

اول از همه باید بدانید که مکه نسبت به محلی که هستید در کجا قرار دارد، همیشه مکه در جنوب غربی و یا غرب وجود ندارد، به عنوان مثال در ایالات متحده در شرق است و یا در ترکیه جهت قبله به سمت جنوب میباشد.

۲- از خورشید استفاده کنید

انسان از بدو تولد از خورشید برای تعیین جهت های جغرافیایی استفاده میکرده است، تنها کاری که باید ید این است که محل طلوع خورشید را شرق و محل غروب خورشید را غرب در نظر بگیرید، آنوقت با توجه به محل کعبه و دانستن جهت های جغرافیایی فکر نکنیم تعیین قبله کار سختی باشد.سوّم : می تواند به یک فرد مورد اطمینان که از روى نشانه‏ هاى حسّى شهادت مى ‏دهد و یا به قول ى که از روى قاعده علمى قبله را مى‏ شناسد و محلّ اطمینان است عمل کند. اگر این سه راه ممکن نشد باید به گمانى که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهاى آنان یا از راه  هاى دیگر پیدا مى ‏شود عمل نماید.

۳- ساعت آفت

قبل از ظهر شرعی عمودی با طول تقریبا ۱ متر را روی سطح زمین به صورت عمودی بگذارید. حالا نوک سایه را علامت بزنید و دایره ای به شعاع طول سایه بزنید حالا با گذشت زمان سایه چوب یا شی که قرار داده اید کاهش پیدا میکند و سپس دوباره هر چه زمان میگذرد بلند تر میشود.

هنگامی که سایه دوباره به اندازه اولیه رسید و با محیط دایره برخورد کرد محل برخورد را علامت بزنید. حال خطی بین دو نقطه مشخص کرده بکشید، نقطه اول نشان دهنده غرب و دومی شرق میباشد. همچنین با کشیدن خط عمودی بر خط شرق-غرب میتوانید شمال-جنوب را نیز مشخص کنید.


منابع:

هدانا

پورتال علمی ، خبری و فرهنگی گهر

 


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

بهترین درگاه پرداخت واسط برای وبلاگ و سایت

بیت پی به عنوان تجمیع کننده ب و کارهای اینترنتی ، از اوا شهریورماه 1395 معرفی گردید. این برند تحت مالکیت شرکت آرتین تک عرشیا با شماره ثبت 7681 بوده که فعالیت خود را از مردادماه 1394 با موضوع توسعه فناوری های تحت وب آغاز نموده است. هدف از راه اندازی بیت پی امنیت معاملات آنلاین می باشد که سعی در ارائه خدمات مناسب در حوزه پرداخت اینترنتی به دو قشر وبمستر(فروشنده) و یدار این برند را متمایز نموده است.

شیوه کار درگاههای واسط :

درواقع پلی میان وبلاگ یا سایت شما و درگاه پرداخت آنلاین بانک ها است.

گرفتن درگاه پرداخت مستقیم بانکی ،برای وبلاگ ها میسر نیست و مدیران سایتها نیز برای گرفتن درگاه پرداخت آنلاین مستقیم، ابتدا باید نماد اعتماد الکترونیکی دریافت نموده و سپس درخواست درگاه مستقیم از بانک دلخواه نمایند، لذا با توجه به پیچیدگی دریافت درگاه مستقیم بانکی و نیاز به برنامه نویسی و اتصال درگاه به سایت ، شرکتهای واسطه ای بوجود امده اند که با دریافت کارمزد اندک ، سایت شما را به درگاه بانکی متصل نموده تا براحتی بتوانید محصولات و خدمات خود را بفروش برسانید.

این شرکتهای واسطه که با نام درگاههای واسط شناخته می شوند ، کدهای آماده ای را نیز در اختیار پذیزنده ( وبلاگنویس یا مدیر سایت) قرار می دهند تا براحتی بتوانند وبلاگ یا سایت خود را به درگاه بانکی متصل نمایند .


نکته : مشخصات کارتهای بانکی به هیچ عنوان در سایت فروشگاهی یا درگاههای واسط ثبت نمی شود .به عبارت دیگر ، مشخصات کارتهای بانکی تنها در فرم پرداخت بانکها ثبت شده و پس از پرداخت موفق یا ناموفق، کاربر به سایت فروشگاهی برمی گردد.


میزان کارمزد درگاه واسط بیت پی :

تنها هزینه ای که در بیت پی دریافت می شود، کارمزد انجام تراکنش موفق می باشد که به انتخاب پذیرنده( وبلاگنویس یا مدیر سایت) ، از یدار یا خود پذیرنده اخذ می گردد.

هزینه ها در بیت پی به شرح ذیل می باشد :

کارمزد درگاه واسط 0.5% با سقف 5,000 تومان ( یعنی بیشترین کارمزدی که اخذ می شود تا 5000 تومان است یعنی برای مبالغ بالای 100 هزار تومان)

کارمزد درگاه مستقیم 1% با سقف 10,000 تومان


ثبت نام و دریافت درگاه بانکی بیت پی ( کلیک کنید ) :

ابتدا بر روی دکمه ( عضویت) در صفحه اصلی سایت کلیک نموده و در فرم ثبت نام ، ایمیل و رمز عبور( رمز عبور جدید که با رمز عبور ایمیلتان متفاوت باشد) را وارد نمایید.

در مراحل بعد می توانید مشخصات خودتان و اسکن کارت ملی جهت تایید نهایی را آپلود نمایید :


* مشخصات تماس و آدرس شرکت :


لیست ابزارها و پلاگین های بیت پی جهت اتصال سایت به درگاه واسط بانکی :


whmcs
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای سیستم whmcs تمامی نسخه ها و نسخه 7
directi
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای directi
digital s pro
درگاه بیت پی برای اسکریپت digital s pro
wordpress
افزونه پرداخت بیت پی برای پلاگین gravity forms
پلاگین پرداخت وجه و محصولات مجازی در وردپرس
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای افزونه ووکامرس
با استفاده از پلاگین paid membership pro قادر خواهید بود برای بخش های مختلف وب سایت خود حق عضویت تعیین نموده و وجه آنرا از طریق درگاه بیت پی دریافت نمایید
افزونه mycred درگاه بیتی پی را به پلاگین mycred اضافه می کند و قابلیت پرداخت بر روی این پلاگین را فراهم می سازد
پرداخت آنلاین بیت پی برای contact form 7
پلاگین پرداخت برای افزونه easy digital
افزونه پرداخت بیت پی برای پلاگین easy donation
افزونه پرداخت بیت پی برای پلاگین restrict content pro (rpc)
درگاه بیت پی ویژه اعضای سایت های وردپرسی
عضویت ویژه حرفه ای وب سایت های وردپرس
prestashop
درگاه بیت پی برای فروشگاه ساز prestashop نسخه 1.6
tomatocart
درگاه بیت پی برای سیستم فروشگاه ساز tomatocart
cardstore
درگاه بیت پی برای سیستم فروشگاه ساز cardstore
opencart
درگاه بیت پی برای سیستم فروشگاه ساز opencart 2
درگاه بیت پی برای سیستم فروشگاه ساز opencart 1.5.1.3
سبد ید
درگاه بیت پی برای فروشگاه ساز سبد ید
مارکت ساز
درگاه بیت پی برای فروشگاه ساز مارکت ساز
vbulletin
حمایت از سایت های vbulletin
پرداخت اشتراک vbulletin 4.x.x
فرم ساز پرداخت همیار vbulletin 4.2.x
mybb
درگاه بیت پی برای پلاگین عضویت در گروه ویژه برای mybb
ipb
دریافت ماژول subscription با قابلیت پرداخت با بیت پی برای اسکریپت ipb
دریافت ماژول پرداخت بیت پی برای اپلیکیشن nexus نسخه 4
joomla
پلاگین اتصال djcl ifieds به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال guru به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال hikashop به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال j2store به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال joomshopping به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال k2store به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال rsform به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال rsmembership به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال virtuemart به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال mediastore به bitpay برای جوملا 3.5
پلاگین اتصال rsform به bitpay برای جوملا 1.5
پلاگین اتصال rsform به bitpay برای جوملا 2.5
پلاگین پرداخت بیت پی برای فروشگاه ساز virtuemart 2 سازگار با جوملا 2.5
پلاگین پرداخت بیت پی برای پلاگین rsmembership سازگار با جوملا 1.5
پلاگین پرداخت بیت پی برای پلاگین rsmembership سازگار با جوملا 2.5
پلاگین پرداخت بیت پی کامپومننت joomla-rsmembership j3 سازگار با جوملا نسخه 3 (نسخه قدیمی)
پلاگین پرداخت بیت پی برای پلاگین joomshopping سازگار با جوملا 1.5 و 2.5
پلاگین آسان پرداخت بیت پی برای جوملا 1.5
پلاگین آسان پرداخت بیت پی برای جوملا 2.5
پلاگین پرداخت ید گروهی بیت پی برای جوملا
پلاگین اتصال افزونه j2store به در گاه بیت پی
virtual freer
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای سیستم virtual freer
box billing
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای اسکریپت با بیلینگ
hostbill
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای اسکریپت هاست بیل
ptc iran
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای اسکریپت تبلیغات کلیکی ptc iran
sharetronix
پلاگین حمایت مالی برای اسکریپت جامعه مجازی sharetronix
ایجاد گروه پس از پرداخت هزینه
پلاگین ید امتیاز برای اسکریپت جامعه مجازی sharetronix
پلاگین کیف پول الکترونیکی برای اسکریپت جامعه مجازی sharetronix
phpfox
پلاگین پرداخت بیت پی برای اسکریپت شبکه اجتماعی phpfox
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای ید امتیاز در اسکریپت phpfox
oxwall
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای اسکریپت شبکه اجتماعی oxwall سازگار با پلاگین user credit
magento
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای اسکریپت magento
phpnuke
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای حمایت از سایت های phpnuke
datalifeengine
پلاگین آسان پرداخت بیت پی برای دیتالایف انجین
pes pro
پلاگین درگاه پرداخت بیت پی برای اسکریپت pes pro
drupal
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای اسکریپت دروپال نسخه 7
oscl
پلاگین پرداخت درگاه بیت پی برای اسکریپت oscl
flynax
میتوانید اسکریپت تبلیغاتی فلاین را به درگاه بیت پی مجهز نمایید
yetishare
میتوانید اسکریپت yetishare را به درگاه بیت پی مجهز نمایید




ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

سلسله جلسات حج عارفان - جلسه چهارم

علّامه طباطبایی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می فرمایند[2]: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ» یعنی اوّل خانه ای که در سرزمین حجاز ساخته شده است و إلّا بنا نیست اوّل خانه در عالم باشد.

بسمه تعالی

حجّ عارفان

جلسه چهارم

«إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حجّ الْبَیْتِ ...»[1]

اوّلین خانه در عالم

اولاً بحث «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ» است؛ علّامه طباطبایی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می فرمایند[2]: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ» یعنی اوّل خانه ای که در سرزمین حجاز ساخته شده است و إلّا بنا نیست اوّل خانه در عالم باشد.

درحالی که به نظر می رسد اتّفاقاً باید اوّلین خانه در عالم هم باشد. البته اگر بخواهیم کامل شدن آن را بیان ، می­تواند اوّل خانه نباشد، امّا اگر «وُضِعَ» را به عنوان آن لحظه ای که قرار داده می شود، معنا کنیم؛ این طور نیست. دیدید معمولاً وقتی در حال اجرای اوّلین مرحله ساخت یک خانه هستند، مثلاً مشغول ریختن فنداسیون هستند، یا حتّی تازه دارند گودبرداری می کنند، می گویند: این جا دارند خانه می سازند. لذا شاید یک معنای «وُضِعَ» همین باشد، «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ»، اوّل خانه ای که وضع داده شد «لِلنَّاسِ».

همان طور که در روایات هم داریم که أبانا آدم، پایه های بیت را درست کرد و بعد حضرت ابراهیم(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) قواعد بیت را بالا برد که حالا آن را بیان می کنیم که در روایات هم هست و خود قرآن هم عنوان «وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْت‏»[3] را آورده است.

دیدید یک جاهایی رفتید که خانه ای تقریباً ساخته شده و پایه هایی از آن بالا آمده و بعد همین طور رها شده است، می بینید چندین سال بعد هم همان طور است. بیت هم همین طور بوده است. بعضی می گویند: بالا آمده بود، بعد بر اثر حوادث ت یب شد و چون آن جا «غیر ذی زرع» بود، ی به آن جا کاری نداشت و کم کم از آن جا رفتند. مثل این که الآن، گاهی که از کنار جادّه ای رد می شوید، نگاه می کنید می بینید دو سه خانه قدیمی ت یب شده و ی آن جا نیست؛ چون آبادانی از آب است و وقتی آب نباشد و خش الی بشود، مردم رها می کنند و می روند. شاید پنجاه یا صد سال پیش افرادی در آن جا بوده اند، امّا الآن هیچ نیست و بیابان برهوت است. لذا تعجّب هم می کنید که در این بیابان برهوت، این یک خانه اب شده چیست؟! این جا یک روزی به صورت ظاهر، آباد بوده امّا بعد دیگر از بین رفته است.

در روایات هم داریم که بعد از هبوط، آدم در صفا و حوّا در مروه بود - که صفا و مروه کوه بوده­اند، ولی الآن یک مقدار آن­ها را صاف کرده­اند، امّا هنوز آثار کوه هست - و اوّلین جایی که بعد از چهل روز گریه و ناله، یکدیگر را پیدا د، این جا بود و اوّلین جایگاه عبادی هم که درست د، همین جا بود. لذا:

معلوم است که اوّلین بیت، همین است.

از طرفی می توان گفت این مطلب نشان می دهد این که می گویند: بشر در ابتدا غارنشین بوده و ...، درست نیست و این طور نبوده است، منتها چون بشر بعدها در جنگل رفته و هجرت کرده، غارنشین شده است. اصلاً خصوصیّت بشر همین است که می رود تا ببیند چه خبر است. مثل این که فردی از ایران خودمان، از زمان ناصرالدّین شاه یا احمدشاه هجرت کرده و به کشورهای خارجی مثلاً بلژیک، انگلستان و ... رفته باشد و الآن دو نسل بعد از او هم همان جا هستند که دیگر نه زبان فارسی می دانند و نه می دانند که ایرانی هستند.

لذا منظور این است که بالا ه فرزندان آدم از این جا هجرت د و رفتند. امّا وقتی بشر برای اوّلین بار با سرما و برف و باران برخورد کرد، وحشت کرد؛ چون بشر از جایی که از ابتدا آمد، جای گرم بود و نیاز به پوشش خاصّی نداشت، لذا وقتی به آن جا رفت، فکر نمی کرد که این طور باشد و مجبور شد به غارها پناه ببرد و بعد هم آرام آرام دیگر، خود را با محیط وفق داد و شروع به ساخت و ساز کرد که الآن این آسمان اش ها را می­سازد.

اوّلین جایگاه عبادت در عالم

شاید منظور این است که اوّلین بیت برای عبادت، همین باشد؛ یعنی امکان دارد حضرت أبانا آدم، برای خودشان، یک چادری، چیزی زده باشند.

پس دومین مطلب این است که منظور از «أَوَّلَ بَیْتٍ»، این است که این، اوّل بیتی است که برای عبادت است. این مطلب می تواند صحیح ترین باشد؛ چون قرآن هم می فرماید: «قُلْنَا اهْبِطُوا»لذا اوّل انی که در این کره زمین آمدند، أبانا آدم و أمّنا حوّا بودند.

این هم که می گویند: قبل از حضرت آدم و حوّا، انسان­هایی بوده­اند و با dna فهمیده­اند، میلیون ها سال پیش این گونه بوده است و ...، همه حرف بیهوده است و هیچ منبع علمی صحیح و قوی ندارد و اصلاً خلاف است. آن چه که ما می دانیم، این نیست و چنین مطالبی را آن ها در تخیّلاتشان می بافند و خیلی مواقع خودشان هم می فهمند که اشتباه می کنند.

یک مثال بزنم، چندی پیش گفتند: یک انسانی در پرو (البته انسان های اوّلیّه در پرو نبوده اند) پیدا د که معلوم می شود این که گفته اند انسان های اوّلیه شبیه به میمون بودند و ...، غلط است، اصلاً چنین چیزی نبوده است و انسان های اوّلیه هم همین کمر صاف را داشتند و ... . شما می توانید این ها را جستجو کنید و ببینید. پس گاهی خودشان هم نظریّاتشان را رد می کنند.

«إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ» این خانه، اوّلین بیت است که برای عبادت مردم وضع شد. خانه کعبه طبق تاریخ و منابع ما، به دست أبانا آدم ساخته شده است، بعدها در طوفان حضرت نوح(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) آسیب دید. البته می­گویند: قبل از آن هم آسیب دیده بود و مردم مهاجرت کرده بودند، امّا در آن طوفان آسیب شدید دید به طوری که در حال ت یب بود و بعد به وسیله ابراهیم خلیل(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) تجدید بنا شد.

پس بی بدیل است، از باب این که در باب عبادت، اوّل جایگاه عبادت بشر است و برای همین هم مبارک و با برکت است. بحث مکان هم که عرض کردیم، همین است؛ خدا وقتی از روز نخست جایی را برای عبادت قرار می دهد، خیلی مهم است؛ چون این مکان، دیگر مطهّر قرار می گیرد.

تمثیل می­زنم، مثلاً بعضی جاها بوده که در زمان قدیم، آتشکده بوده است و بعدها آن جا را مسجد کرده اند. البته عیبی ندارد؛ چون وقتی مسجد خوانده می شود، یک طهارتی می گیرد، امّا نه طهارت حقیقی؛ چون در قرآن داریم: «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ تَقْوى‏ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هار‏»لذا طهارت اوّلیّه اثر دارد و این بیت، تنها بیتی است که از اوّل، برای عبادت مردم و مبارک قرار داده شده است، «وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً» - این هم یک نکته بسیار عالی است که ما باید بدانیم -

بیت الله و بیت المقدّس؛ هر دو متعلّق به مسلمانان

منتها در تفاسیر این طور است که ما باید بگوییم: چون یهود به (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) ایراد می گرفت که چرا شما رو به بیت المقدّس عبادت می کنید؛ خداوند در این آیه برتری کعبه را بیان می فرمایند. البته این که برتری کعبه را بیان می فرمایند، دلیل بر این نیست که بگوییم بیت­المقدّس دیگر مقدّس نیست، خیر، اتّفاقاً خودش هم می فرماید: بیت المقّدس، لذا آن جا هم خانه مقدّسی است، منتها این خانه، خانه اوّل است و اوّلین جایگاهی است که بابرکت است و قداست دارد.

البته به این مطلب هم توجّه کنید - چون حجّ هم عبادی، هم و هم عرفانی است و همه چیز را دربردارد - : این مسئله دل بر این نیست که یهودی ها به ما بگویند: شما خودتان هم اقرار می کنید که کعبه را دارید، پس دیگر با بیت المقدّس چه کار دارید؟ ما می گوییم: اوّلاً کلّ دین، است، همچنان که در آیات بعد از این آیه که مورد بحث ماست، بیان می فرمایند: «صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهیمَ حَنیفاً»و یا این که بیان شده: «قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ ... وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»یعنی اصلاً همه این ها، مسلم هستند و پروردگار عالم غیر از ، دینی را نمی پذیرد. لذا ما آن جا (بیت­المقدّس) و اصلاً همه جا را برای مسلمان ها می دانیم. همه انبیاء متعلّق به مسلمانان هستند؛ چون همه این ها مسلم و مطیع انبیاء الهی بودند و پذیرفتند. حضرت عیسی متعلّق به ماست و نصارا دروغ گفته که حضرت عیسی، متعلّق به آن هاست. حضرت موسی مظلوم، کلیم الله، متعلّق به ماست، ولی یهود دراد از نام ایشان سوء استفاده می کند. اصلاً همه انبیاء متعلّق به ما مسلمانان هستند و این طور نیست که ما بگوییم: حالا مثلاً از بیت المقدّس دست برمی داریم، خیر، هم بیت الله متعلّق به ماست و هم بیت المقدّس.

منتها این مطلب که بیان شده که یهود به ایراد می گرفت، برای این بود که آن ها متوجّه نبودند، لذا خدای متعال فرمود: اوّلاً ما این بیت را اوّلین بیت برای عبادت قرار دادیم، «وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ» که اگر ی این را متوجّه شود، تمام است. پس اوّلین بیتی که ذوالجلال و الاکرام قرار داده، همین بیت­الله­الحرام است.

بکّه یا مکّه؟

بحث دیگر، عنوان «بَکّة» است که یک مقدار با آن چه که ما بیان کردیم، متفاوت است. گاهی از باب روایی و گاهی هم به عنوان لغت، بیان کرده اند که در حقیقت در «بَکّه»، جایگاه اجتماع است؛ یعنی ما این را فقط برای یک بار و برای آدم­ابوالبشر قرار نداده ایم، بلکه این خانه را قرار داده ایم که مردم همیشه در او جمع شوند « بِبَکَّةَ مُبارَکاً » و محل اجتماع شود؛ یعنی این جایگاه، جایگاهی است که مردم باید در آن، اجتماع زیادی داشته باشند.

لذا «بَکّة» از ماده «بک» به معنی ازدحام و اجتماع گرفته شده است. به خانه کعبه یا زمینی که در آن، خانه کعبه ساخته شده است، «بک» می گویند.

بعضی ها بیان کرده اند: این گونه نیست، بلکه «بَکّة» همان «مکة» است؛ چون «باء» و «میم» قریب الم ج هستند و فقط در این دو حرف «باء» و «میم» است که دو لب به هم می خورد. به خاطر همین «بَکّة» همان مکّه بوده و بعد «بَکّة» شده است. یا این که میم تبدیل شده؛ یعنی مثل همان قلب به میم که می گوییم، حتّی قلب به باء؛ یعنی برع ش را هم داریم. این جا «بمکّة» بوده، «ببکّة» شده است.

این ها را بیان می­کنیم که بگوییم: اگر این، محلّ اجتماع برای عبادت هم باشد، هیچ اشکالی ندارد. اتّفاقاً نشان می دهد که محلّ طهارتی است که اگر همه مسلمین از اقصی نقاط عالم، بخواهند طهارت پیدا کنند، باید یک روزی در این جا جمع شوند. لذا این، محلّ ازدحام و اجتماع از باب «بَکّة» بودن هم بیان شده است.

در روایتی از وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل(صلوات اللّه و سلامه علیه) است که فرموده اند: «مکّة»، نام مجموعه شهر است، امّا «بَکّة»، نام محلّی است که خانه کعبه در آن جا بنا شده است؛ یعنی محل ازدحام برای عبادت.

دومین مطلب هم این است که ما می گوییم: این جا از باب بکاء، «بَکّة» نامیده شده است؛ یعنی محلّی است که انسان خود را بشوید که گاهی به واسطه آن عظمت است که به گریه می افتد.

پس این جا، اوّلین بیت است که به عنوان جایگاه عبادی و پرستش قرار گرفته شده و همه در آن، جمع می شوند.

تنها سنگ آسمانی ماندگار!

حجرالأسود که حالا آن را درون یک محفظه شیشه­ای در بنای کعبه قرار داده اند، اوّلین سنگی است که از آسمان آمده است و برای همیشه مانده است. ما در هیچ جایگاه عبادی نداریم که سنگ های آن زمان مانده باشد؛ چون بالأ ه می دانید سنگ های آن موقع به مرور زمان از بین می­روند و زمان باعث می شود که هر چیزی ترمیم شود. خود بیت الله چند بار در تاریخ ترمیم شده است، ولی تنها سنگی که الآن هم در همان جایگاه است، عوض نشده و همیشگی مانده است، این حجرالأسود است؛ یعنی این سنگ همیشه و همیشه بوده است و استلام آن هم به خاطر این است.

لذا جایگاه استلام خود آدم ابوالبشر هم باید همین باشد. یعنی از زمان حضرت ابراهیم نیست، بلکه از زمان خود حضرت آدم است. یعنی پروردگار عالم برای اوّلین بار قطعه سنگی را آورد و گفت این کار را انجام بده. لذا می گویند: همه انبیاء آن را استلام کرده اند. لذا فقط از زمان حضرت ابراهیم نبوده، بلکه از زمان حضرت نوح هم بوده است.

پس معلوم می شود این جایگاه بوده است، منتها به مرور اب می شده، آن را درست می د و جایگاه را بالا می بردند و پایین می آوردند.

اگر با این سبک بیان کنیم، معلوم می شود در زمان حضرت آدم ابوالبشر هم بالا رفته و سقف برای آن درست شده بوده، منتها در مورد سقف آن هم حرف است که بعضی می گویند: بیشتر رفته بوده و بعضی می گویند کمتر بوده و بعداً در زمان حضرت ابراهیم، به این اندازه­ شد که آن هم­ یک بحث دیگری است.

لذا بهترین جایگاهی که برای عبادت قرار گرفته است، به واسطه همین قضیه است. دیگر هیچ ی در عالم نداریم که بیان کند: ما سنگی داریم که چنین ارزشی را دارد که همه ساله میلیون­ها مردم برای استلام آن، دست می­گذارند، آن هم جایی که انبیاء دست گذاشته­اند و اوّلین جایگاه توجّه پروردگار عالم به آن بوده است. بالأ ه همه معابد و همه جایگاه­های پرستش یک روزی ت یب شوند و دوباره ساخته می­شوند، امّا تنها سنگی که مانده، همین سنگ است.

بعضی مثل نویسنده تفسیر المنار می­گوید: خانه کعبه نخستین بار به دست حضرت ابراهیم ساخته شد و حتّی ساختن آن به دست حضرت آدم را افسانه گفته است. در حالی که چنین چیزی غلط است و اصلاً با مبانی ما نمی­خواند و ما این را قبول نداریم. ما می­دانیم که پرستش­گاه اوّل را حضرت آدم ساخته است.

، پشت مقام؛ طواف، داخل مقام!

در ادامه این آیه می فرماید: «فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ» در آن نشانه­های روشن است که از جمله آن ها، مقام ابراهیم است. لذا منظور این نیست که فقط مقام ابراهیم از نشانه های روشن آن است.

«وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حجّ الْبَیْتِ»، «حِجّ» در اصل به معنای قصد است؛ یعنی ی که می­خواهد کاری را انجام دهد. به همین جهت، به جاده و راه، «مَحجّه» هم گفته اند؛ چون انسان به مقصد می­رسد. برهان و دلیل را هم «حجّت» می­گویند. حجّتی برایش اقامه کن؛ یعنی دلیل و برهانی بیاور. لذا می گویند: در این جا هم همین است؛ چون مقصود در بحث، مراسمی است که مخصوص حجّ است و شما باید برای رفتن به آن قصد کنید. این درست است، ولی ملاک نیست.

حال، این که ملاک چیست را عرض خواهم کرد. امّا فعلاً به همان بحث خودمان برمی گردیم؛ چون اکثراً از «فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ» زود رد شده اند و به «حِجّ» پرداخته اند.

بحث ما، «فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ» بود. مقام ابراهیم، سنگی است که جای پای حضرت ابراهیم در آن، نقش بسته است. جالب است که بدانید مقام ابراهیم تقریباً روبه روی درب بیت است، منتها از نزدیک احساس می­کنیم یک مقدار به سمت راست است؛ در حالی که هر چه انسان عقب­تر برود، می­بیند درست روبه روی درب است.

در موقع طواف که از حجرالاسود شروع می­شود، انسان تا می­تواند باید به داخل برود، البته منظور داخل حجر اسماعیل نیست، امّا بهتر است طوری باشد که بین مقام ابراهیم و حجر اسماعیل - که قبور بسیاری از انبیاء الهی هم در آن است - باشد.

لذا در طواف حتّی المقدور باید داخل مقام ابراهیم باشیم، مگر این که ازدحام جمعیّت زیاد باشد که مراجع گفته­اند: در این دوران به خاطر این که مردم اذیّت نشوند، اشکال ندارد در طواف، خارج از مقام هم باشیم.

حال، یک سؤال پیش می آید و آن این که ما گفتیم: در طواف باید پشت مقام ابراهیم باشیم؛ چون ابراهیم است و می­خواهند به ما بگویند: بدون حرکت نکن، امّا در طواف چرا بهتر است که داخل مقام باشیم؟ چون باید در حیطه ت حرکت کنیم؛ یعنی طوری که بر ما تسلّط و احاطه داشته باشد و از حیطه قدرت خارج نشویم.

پس وقتی قرآن مقام ابراهیم را به عنوان اوّلین مثال از نشانه های آشکار حجّ بیان می کند، می­خواهد بگوید: در طوافت باید در احاطه باشی و در ت هم باید پشت سر باشی.

یعنی می­خواهد بگوید: آن موقعی هم که شما داشتی طواف می­کردی، باید حواست باشد که با بودی، کدام ؟ همین ی که داری پشت سرش می­خوانی. منتها اگر در کمی این طرف­تر باشد، اشکالی ندارد، فقط مهم این است که پشت مقام باشد. مثل جماعت، وقتی جماعت جلو می بایستد، حالا کمی این طرف­تر و آن طرف­تر بایستی، اشکال ندارد، امّا به هر حال پشت ایستاده­ای، جلوست و تو باید پشت او باشی. در طواف هم باید پشت مقام ابراهیم باشید، حالا هر چقدر عقب­تر بروید، اشکال ندارد.

پس این را خدای متعال قرار داده است که بدانیم در حجّ ما باید این گونه باشیم که در طواف، در احاطه و در هم پشت باشیم.

علّت تأکید بر مقام ابراهیم

اولیاء الهی از جمله شیخنا الاعظم، حضرت مفید(روحی له الفداء) می­فرمایند: این، فطرت الهی است که از اوّل پروردگار عالم در وجود انسان قرار داده است که اگر می­خواهی حرکت کنی، باید به فرمان باشی.

مثل مغز که به همه اعضاء و جوارح فرمان می­دهد. وقتی دست شما به یک جایی می­خورد، آن را بلافاصله عقب می­کشید، امّا این دست شما نیست که این را تشخیص می دهد، بلکه از لحاظ پزشکی ثابت شده که این، فرمان مغز است که وقتی خطری احساس می کنی، به شما می­گوید: دستت را بکش و شما دستت را می­کشی.

لذا و پیشوا باید باشد تا بتوانی راه را طی کنی و إلّا نمی­توانی حرکت کنی.

البته باید دقّت کرد که خداوند نفرمود: « فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ وَ هُوَ اِبراهیم»، بلکه «مَقامُ إِبْراهیمَ» بیان کرد. یعنی خدا می­خواهد این گونه بیان کند که ما به ابراهیم ت دادیم و ملاک ما «مَقامُ إِبْراهیمَ» است، نه خود ابراهیم.

لذا شما باید از این مقام و هر مثل ابراهیم که این مقام؛ یعنی ت را داشت، تبعیّت کنید. معلوم است که اکبر و افضل همه آن­ها، اکرم، حضرت محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) است که اشرف انبیاء و برترین هادیان الهی است. پس مقام ابراهیم مهم است.

البته این طور نیست که بگوییم خود ابراهیم مهم نیست، اشتباه نشود، منظور این است که اگر حضرت ابراهیم(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلاة و السّلام)، ابراهیم شده است، به واسطه این مقام ت است. لذا در این که چرا این مطلب را با لفظ مقام، آورده است، تأمّل بفرمایید.

به خاطر همین مسئله در روایت بیان می­فرماید: «للحجّ نیّة و للاعمال نیّات» برای خود حجّ، یک نیّت است و برای اع ، نیّات است. اصل این نیّات در چیست؟ «و للنیّات لل »، برای است. لذا شما باید بدانید که اصلاً بدون نمی­توانید حرکت کنید.

شرط همراهی با و به امنیّت رسیدن

«وَ مَنْ دَخَلَهُ» یعنی چه؟ اکثر مفسّرین می­فرمایند: «وَ مَنْ دَخَلَهُ» یعنی «وَ مَن دَخَلَ فِی البَیتِ»، امّا منظور، این نیست؛ بلکه «وَ مَنْ دَخَلَهُ» یعنی «وَ مَن دَخَلَ فِی مقام»؛ یعنی هر داخل این مقام شد و خود را به این مقام، یعنی به سپرد و داخل در حیطه شد.

لذا ما داخل در این مقام می­شویم و طواف می­کنیم. دور خانه خدا می چرخیم، امّا باز در احاطه هستیم.

یک نکته بسیار زیبای دیگر در مورد این است که وقتی طواف را از حجرالاسود شروع می کنیم، باید سمت چپ ما به طرف بیت باشد. اصلاً قاعده خلقت به همین نحو است. مثلاً شما آب را در چاه بریزید، می بینید به طرف چپ می­رود. یا آن موقعی که طوفان می شود، از چپ می­آید. یا گردش کرات از چپ است. یا چرخش کره زمین، هم به دور خودش و هم به دور خورشید، از چپ است. لذا این، قاعده است و این را کشف د که اصلاً هر چیزی وقتی می­خواهد آغاز شود، از چپ حرکت می­کند. قلب انسان هم که در سمت چپ است.

لذا این حرکت از سمت چپ شما شروع می­شود، امّا حرکتی که می­کند، انسان را به آن اوجی که خواهد داشت، می­برد.

پس دور بیت دارید می­گردید، امّا باید در احاطه مقام ت باشید. ذوالجلال و الاکرام این مسئله را به زیبایی بیان می­کند که «وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً» هر داخل در این مقام شد و ت را پذیرفت، در ایمنی است.

حال، چه چیزی در این مقام است؟ ی که داخل در این مقام شد، باید از همه چیز ببرد. شخصی که محرم می­شود، همه لباس های دنیا را می­کند.

لذا همان طور که می دانید وقتی انسان، محرم می شود، دیگر بعضی مطالب برای او حرام می­شود، مثلاً بوی خوش، همبستر شدن ولو با همسر قانونی خود فرد، کشتن، خون انداختن دندان و ... حرام می­شود. حتّی نگاه به آینه برای مُحرم، حرام است. قبل از احرام در آینه نگاه می­کردی، خود را نظیف و تمیز می­کردی و ...، امّا این­جا دیگر نباید به آینه نگاه کنی. وچون قتی در آینه نگاه می کنی، خودت را می­بینی، امّا خدا می­خواهد بگوید: دیگر نباید خودبین باشی، باید خد ن باشی، دیگر خودی نیستی و هر آنچه که هست، باید خودت را در احاطه قرار دهی، به خاطر همین دیگر نباید در آینه نگاه کنی.

لذا این­جاست که می­گویند: نباید فردی باشد، چون خودبین می­شود. وقتی خد ن شدی، تحت نظر ولایت هستی و دیگر خودبین نیستی، «وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً». لذا مطالبی از جمله خودبینی را برای خود حرام می کنی، خودت را دست می سپاری و در احاطه قرار می گیری، آن­وقت است که در امنیّت قرار می­گیری و إلّا در امنیّت نیستی.

لذا مسلمین را از اقصی نقاط عالم، از شرق، غرب، شمال، جنوب، انسان­ها را با هر زبان و رنگی به این جا می­کشانند، همه ­هم باید در این زمان مخصوص بروند و اصلاً اسم می­برد که باید در این ایّام باشد، باید تمام این مناسک را هم انجام دهند و همه­ با هم به عرفات بروند و همه­ با هم به مشعر بروند و...، برای چه؟ می­خواهد به جامعه بشری یاد دهد که اگر داخل در مقام ابراهیم شدید و ولایت و ت را پذیرفتید، در امنیّت قرار می­گیرید؛ به شرط این که خودبین نباشید و رأی خودتان را نخواهید.

إن­شاءالله در آینده بیان می­کنیم هر کدام از این اعمالی که انجام می­دهیم، چه فلسفه و حکمتی دارد.

«و صلّی اللّه علی سیّدنا محمّد و آله الاطهار الابرار»

آل عمران/ 96 و 97

آن چه که تفاسیر بیان کرده­اند با آن چه که ما عرض می کنیم، یک مقداری فرق می کند. من آنچه را که عمدتاً تفاسیر بیان د، عرض می کنم تا متوجّه مطلب بشویم.

بقره/ 127

بقره/ 36

توبه/ 109

آل عمران/ 95

همان/


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

مقاله درباره عملیات بیت المقدس تصرف

اختصاصی از فایل هلپ مقاله درباره عملیات بیت المقدس تصرف با و پر سرعت .

مقاله درباره عملیات بیت المقدس تصرف


مقاله درباره عملیات بیت المقدس تصرف

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

مقالة:

عملیات بیت المقدس " تصرف "

فهرست:

آشنایی با عملیات بیت المقدس

اه عملیات

منطقه عملیات

استعداد دشمن

طرح عملیات

شرح عملیات

مراحل عملیات

نتایج

میزان انهدام یگان های دشمن

عملیات بیت المقدس (بازپس گیرى مشهر، تصرف )

نیروى هوایى در حماسه بازپس گیرى مشهر

بررسى وضعیت نیروهاى عراقى و ایرانى در منطقه عملیاتى بیت المقدس

پایان سخن

آشنایی با عملیات بیت المقدس

عملیات بیت المقدس با رمز یا علی ابن طالب (ع) در محور اهواز - مشهر - دشت آزادگان به صورت گسترده در تاریخ ۳/۳/۱۳۶۱ به فرماندهی مشترک انجام شد.

اه عملیات

مهم ترین اه ی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:

- انهدام نیروی های عراقی، حداقل بیش از دو لشکر.

- بازپس گیری حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله ای مشهر، هویزه و پادگان حمید.

- خارج نمودن ای اهواز، حمیدیه و گرد از برد توپخانه عراق.

- تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.منطقه مزبور به جز جاده نسبتاً مرتفع اهواز – مشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پ ند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر مشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسف اهواز – مشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون، کرخه کور و اروند بود.

استعداد دشمن

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای عراقی به ترتیب زیر بود:

- لشکر ۶ زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.

- لشکر ۵ مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

- لشکر ۱۱ پیاده از سید عبود تا مشهر – تیپ های ۲۲، ۴۸، ۴۴ حفاظت از مشهر بودند.

- لشکر ۳ زرهی در شمال مشهر.

با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

- لشکر ۵ مکانیزه؛ شامل: تیپ های ۲۶ و ۵۵ زرهی و تیپ های ۱۵ و ۲۰ مکانیزه.


با


مقاله درباره عملیات بیت المقدس تصرف

ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

مقاله عملیات بیت المقدس

اختصاصی از فایلکو مقاله عملیات بیت المقدس با و پر سرعت .

مقاله عملیات بیت المقدس


مقاله عملیات بیت المقدس

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 22

 

مقالة:

عملیات بیت المقدس " تصرف "

فهرست:

آشنایی با عملیات بیت المقدس

اه عملیات

منطقه عملیات

استعداد دشمن

طرح عملیات

شرح عملیات

مراحل عملیات

نتایج

میزان انهدام یگان های دشمن

عملیات بیت المقدس (بازپس گیرى مشهر، تصرف )

نیروى هوایى در حماسه بازپس گیرى مشهر

بررسى وضعیت نیروهاى عراقى و ایرانى در منطقه عملیاتى بیت المقدس

پایان سخن

آشنایی با عملیات بیت المقدس

عملیات بیت المقدس با رمز یا علی ابن طالب (ع) در محور اهواز - مشهر - دشت آزادگان به صورت گسترده در تاریخ ۳/۳/۱۳۶۱ به فرماندهی مشترک انجام شد.

اه عملیات

مهم ترین اه ی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:

- انهدام نیروی های عراقی، حداقل بیش از دو لشکر.

- بازپس گیری حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله ای مشهر، هویزه و پادگان حمید.

- خارج نمودن ای اهواز، حمیدیه و گرد از برد توپخانه عراق.

- تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.منطقه مزبور به جز جاده نسبتاً مرتفع اهواز – مشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پ ند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر مشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسف اهواز – مشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون، کرخه کور و اروند بود.

استعداد دشمن

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای عراقی به ترتیب زیر بود:

- لشکر ۶ زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.

- لشکر ۵ مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

- لشکر ۱۱ پیاده از سید عبود تا مشهر – تیپ های ۲۲، ۴۸، ۴۴ حفاظت از مشهر بودند.

- لشکر ۳ زرهی در شمال مشهر.

با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

- لشکر ۵ مکانیزه؛ شامل: تیپ های ۲۶ و ۵۵ زرهی و تیپ های ۱۵ و ۲۰ مکانیزه.

- لشکر ۶ زرهی؛ شامل: تیپ های ۱۶ و ۳۰ زرهی و تیپ ۲۵ مکانیزه.


با


مقاله عملیات بیت المقدس

ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

توجه به «قبله» در چه ومی دارد؟


توجه به «قبله» در چه ومی دارد؟


خبرگزاری فارس: توجه به «قبله» در چه ومی دارد؟

مسلمانان به وسیله تغییر قبله، در بوته آزمایش قرار گرفتند تا آنچه از آثار شرک در وجودشان است در این کوره داغ بسوزد و پیوندهای خود را از گذشته شرک‌آلودشان ببرند و روح تسلیم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پیدا شود.





گزارش خبرنگار آیین و شه خبرگزاری فارس،‌ بخش عظیمی از دین مبین را فروع و درس‌های زندگی‌ساز آن تشکیل داده است و شکی نیست که بیشتر افراد جامعه، مجتهد و فقیه نیستند تا خود بتوانند احکام الهی را از منابع غنی آن به دست آورده،‌ دیگران را نیز از باران رحمت احکام خداوندی بهره‌مند سازد و وظیفه تقلید از فقهای جامع‌الشرایط را در زمان غیبت کبری دارد.


همچنین احکامی که به همت سفیران نور از کلام نورانی الهی و سنت پرنور معصومین (ع) است اج شده و در کتاب‌های فارسی و عربی در اختیار مقلدان و پیروان آنها قرار گرفته دربرگیرنده اصطلاحات خاص و لغات متناسب با هر بحث است که فهم آن را برای عموم مردم مشکل کرده است.


از طرفی چراها و پرسش‌های فراوانی در ارتباط با احکام مختلف مطرح است که پاسخ آنها در کتاب‌های گوناگون و به مناسبت بحث از آن موضوع مطرح شده که دسترسی توده مردم به آنها سخت است.


حجت‌ال محمد وحیدی  حوزه علمیه قم در کت با عنوان «فلسفه و اسرار احکام» به بیان برخی از فلسفه احکام دین از جمله فلسفه پرداخته است.


توجه به قبله در چه ومی دارد؟


در سوره بقره آ‌یه 115 می‌خوانیم «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه؛ مشرق و مغرب از آن خداست و به هر طرف رو کنید خدا آنجاست». با توجه به آیه شریفه این سؤال مطرح می‌شود که اگر به هر سو رو کنیم خدا آنجاست پس چه ومی دارد که به طرف قبله رو کنیم؟


توجه به قبله هرگز مفهومش محدود ذات پاک خداوند در سمت معینی نیست، بلکه از آن جهت که انسان یک وجود مادی است و بالا ه باید به سویی بخواند دستور داده شده است که همه به یک سو بخوانند تا وحدت و هماهنگی در صفوف مسلمین پیدا شود و از هرج و مرج و پراکندگی جلوگیری به عمل آید فکر کنید اگر هر ی به سویی می‌خواند و صفوف متفرق تشکیل می‌دادند چقدر زننده و ناجور بود؟


ضمناً سمتی که به عنوان قبله تعیین شده (سمت کعبه) نقطه‌ای است مقدس که از قدیمی‌ترین پایگاه‌های توحید است و توجه به آن بیدارکننده خاطرات توحیدی است.


اسرار تغییر قبله چه بوده است؟


تغییر قبله از بیت‌المقدس به خانه کعبه برای همه سؤال‌برانگیز بود آنها که گمان می‌ د هر حکمی باید ثابت باشد می‌گفتند اگر می‌بایست ما به سوی کعبه بخوانیم چرا از همان روز اول نگفتند و اگر بیت‌المقدس مقدم بود که قبله انبیای پیشین محسوب می‌شد چرا تغییر یافت؟


دشمنان نیز میدان وسیعی برای سم‌پاشی یافتند شاید می‌گفتند، او در آغاز متوجه قبله ان گذشته شد اما پس از پیروزی‌هایش نژادپرستی بر او غلبه نمود و آن را به قبله قوم خود تبدیل کرد! یا می‌گفتند: او برای جلب توجه یهود و یان، نخست بیت‌المقدس را پذیرفت، هنگامی که مؤثر نیفتاد آن را تبدیل به «کعبه» کرد.


بدیهی است این وسوسه‌ها آن هم در جامعه‌ای که هنوز نور علم و ایمان وزایایش را روشن نساخته بود و رسوبات دوران شرک و بت‌پرستی هنوز در آن وجود داشت چه نگرانی و اضطر ایجاد می‌کند.


لذا قرآن صریحاً می‌گوید: این یک آزمایش بزرگ برای مشخص شدن موضع مؤمنان و مشرکان بود.


بعید نیست یکی از علل مهم تغییر قبله مسأله زیر باشد:


از آنجا که خانه کعبه در آن زمان کانون‌ بت‌های مشرکان بود دستور داده شد مسلمانان موقتاً به سوی بیت‌المقدس بخوانند و به این ترتیب صفوف خود را از مشرکان جدا کنند. 


اما هنگامی که به مدینه هجرت د و تشکیل حکومت و ملتی دادند و صفوف آنها از دیگران کاملاً مشخص شد، دیگر ادامه این وضع ضرورت نداشت در این هنگام به سوی کعبه قدیمی‌ترین مرکز توحید و پرسابقه‌ترین کانون انبیا بازگشتند.


بدیهی است هم خواندن به سوی بیت‌المقدس برای آنها که خانه کعبه را سرمایه معنوی نژاد خود می‌دانستند مشکل بود و هم بازگشت به سوی کعبه بعد از بیت‌المقدس بعد از عادت به قبله نخست.


مسلمانان به این وسیله در بوته آزمایش قرار گرفتند تا آنچه از آثار شرک در وجودشان است در این کوره داغ بسوزد و پیوندهای خود را از گذشته شرک‌آلودشان ببرند و روح تسلیم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پیدا شود.


اصولاً همان گونه که گفتیم خدا مکان و محلی ندارد قبله رمزی است برای وحدت صفوف و احیای خاطره‌های توحیدی، و تغییر آن هیچ چیز را دگرگون نخواهد کرد، مهم تسلیم بودن در برابر فرمان او و ش تن بت‌های تعصب و لجاجت و خودخواهی است.


انتهای پیام/



ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

اولین ی که مانع خواندن در مسجدالحرام شد، که بود؟

اولین ی که مانع خواندن در مسجدالحرام شد، که بود؟,چه ی  مانع خواندن در مسجدالحرام شد، که بود؟,نام  مانع خواندن در مسجدالحرام شد، در مسجدالحرام اولین ی که مانع خواندن شد چه نام داشت,در مسجدالحرام چه مانع خواندن شد,


اولین ی که مانع خواندن در مسجدالحرام شد، که بود؟
 عبدالله بن زبعرا و ابوسفیان

54 روایت درباره مدینه و مسجد النبی - مشرق www.mashreghnews.ir/fa/.../54-روایت-درباره-مدینه-و-مسجد-النبی translate this page oct 9, 2012 - خدا صلّى الله علیه و آله: خداى متعال، مرا فرمان داد که مدینه را طیبه .... فرمود: به اقامت در شهر خدا و در مسجد او نائل شده اید. ... سپس به مسجد فضیخ رفته در آن مى خوانى، که ت در آن خوانده است، این طرف را که انجام دادى به .... صادق علیه السّلام: اگر سه روز مدینه ماندى، اوّلین روزش، چهارشنبه را ... حضور بانوان در مسجد www.hawzah.net/fa/magazine/view/89/6744/80550 translate this page در آیه قبل، ن از سخن گفتن هوس انگیز و مهیج، نهی شده اند تا از طمع و آزار ... یک تکلیف واجب است که در عهد حضور معصوم واجب تعیینی بود. ... در حاشیه میسی آمده است: خواندن در مسجد برای مردان مستحب است، اما استحباب در خانه ... البته صاحب مفتاح الکرامه بعد از نقل اقوال می گوید: ی که بحث احکام جماعت، ... مساجد تاریخی مکه www.hawzah.net/fa/article/view/72405/مساجد-تاریخی-مکه translate this page حتی خانه هایی که به دلیلی رسول خدا-ص-در آنها خوانده بود،برای مسلمانان به عنوان محلی متبرک ... اگر ی همچون پیروان مذهب وه ت بر این باور است که باید پیرو سلف صالح ... مسجد جن در ناحیه شمالی مسجد الحرام،اندکی پس از پل حجون،واقع شده است. .... [26] ازرقی آنجا را مسجدی می داند که پس از فتح مکه در آن با مردم بیعت د. حضرت محمد صلی الله علیه و آله - ویکی شیعه fa.wikishia.net/view/حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_و_آله translate this page در دوره های بعد، گسترش ادامه یافت و به تدریج دینی جهانی شد. (ص) به مسلمانان سفارش کرد که پس از وی به قرآن و اهل بیت (ع) او پناه ببرند و از آن دو جدا ... خبرگزاری تسنیم - چرا «قبله» مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر ... https://www.tasnimnews.com/.../چرا-قبله-مسلمانان-از-بیت-المقدس-... translate this page این مسجد اولین قبله مسلمانان جایی که در دوران گرامی حضرت محمد ... این مسجد به اذن خداوند بپا می داشتند و همچنین سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد ... به شهر مدینه گذشته بود که انتظار به پایان رسید و دستور تغییر قبله صادر شد. ... که دو رکعت ظهر را در مسجد بنى سالم به سوى بیت المقدس خوانده بود ... سفر اکرم (ص) به طائف - دانشنامه ی ی wiki.ahlolbait.com/سفر_ _اکرم_(ص)_به_طائف translate this page nov 27, 2016 - فرمود: هر که بر آن آیین مرده باشد در دوزخ است، ابو لهب گفت: به خدا سوگند هرگز ... عداس که برای اولین بار، چنین سخنی را شنیده بود در چهره رسول خدا صلی الله ... دلنشین قرآن، مجذوبشان کرده و مانع از حرکت آنان شد و تا پایان تلاوت قرآن از ... را در پناه خود گرفته ام و (ص) همراه زید بن حارثه وارد مسجد الحرام شد. آیا کربلا برتر از کعبه است؟ www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=10272 translate this page یکى از شبهاتى را که در گفتار سؤال کننده مطرح شده این است که از دیدگاه شیعه، خانه ... مواجهه به قبله در تمام هاى واجب و مستحب در صورت تمکن و نبود عذر واجب است و .... و هر کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، ..... کلینى با سند صحیح نقل مى کند که در کعبه و حرم حسین علیه السلام تمام خوانده مى شود:. ویژگی های حرم www.maarefquran.org › ... › معارف قرآن translate this page محدوده حرم در بعضی از جاها تا خارج از مکّه نیز امتداد دارد که با علائمی مشخّص شده است. ... بعضی از مکان ها، مانند کعبه مشرفه، مسجد الحرام، مسجد النبی(ص) از منزلت خاص ی .... های مکّه شود و مناسک خود را انجام دهد و اولین ی که برای خانه های مکّه در گذاشت معاویه بود. .... در جواب من فرمود: (ص) زیاد خواندن در حرمین را دوست داشت پس تو هم در ... استفتائات - احکام مسجد - khamenei.ir farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=29 translate this page س 390: خواندن در مسجدی که سازندگان آن ادعا می کنند که آن را برای خود و ... آیا زنها در ایام عادت که حق داخل شدن به مسجد الحرام را ندارند، می توانند روی این دیوار بنشینند؟ .... ج: واجب است که قسمت س وشیده مسجد با اب اتاق هایى که در آن ساخته شده ... همچنین این مسجد دارای مقداری اثاثیه و اموال است، اینها باید به چه ی داده شوند؟ احکام و آداب در مسجدالحرام و مسجدالنبی صلی الله علیه و آله چیست؟ و ... www.imam-khomeini.ir/.../ /احکام_و_آداب_ _در_مسجدالحرام_و... translate this page oct 3, 2013 - با این حال، به جهت تفاوت نظرها و اختلاف فتوایی که بین مذاهب ی، ... که یادآور فداکاری ها و جانفشانی های مجاهدان عصر صلی الله علیه و آله ... به جماعت است، چگونگی سجده، خواندن عشاء بلافاصله بعد از جماعت ... مسألۀ 1- در وقتى که در «مسجد الحرام» یا «مسجد النبى» جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا ... تراویح - انجمن کلتوری افغانها در سویدن www.afghanan.se/index.php?option=com_content... translate this page یعنی:«گرد آمدن شما را دیدم ولی چیزی مانع آن نشد که ، برای جماعت ، به سوی ... بن کعب جمع نمود ،و تراویح را به آنها در رمضان اقامه نمود،و این اولین جماعت ... انیکه می گویند جماعت خواندن تراویح بدعتی بود که عمرابن خطاب رضی ..... واین سنت صلی الله علیه وسلم و حضرت عمر رضی الله عنه را چه ی در مسجد الحرام و ... چرا اهل سنت دست بسته می خوانند؟ | پرسمان دانشجویی - وه ت - وه ت www.vahabiat.porsemani.ir/.../چرا-اهل-سنت-دست-بسته- -می-خوا... translate this page اما در مورد تکتف و دست بسته خواندن که اهل سنت آن را انجام می دهند باید توجه داشته ... ثانیا, اگر عمل می بود, اهل سنت نیز دست بسته خواندن را واجب می دانستند در حالی که هیچ کدام ... ص 109( آنان که اولین بار دست بسته خواندن را رسم د چنین فکر د که چنین ..... متوجه شد که هر کدام از خلفا به یک نحوی میخواندند. حریم دوست - جغرافی mirim. /category/2 translate this page به کعبه، خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق ، بیت الحرم و مسجدالحرام نیز می گویند. ..... اکرم پس از اقامت دو رکعت در مسجد شجره، احرام بسته و می فرمود: ... اولین ی که در آنجا به توصیه رسول خدا دفن شد عثمان بن مظعون بود که از دوستان ... در روایات اهل بیت و منابع شیعه،به خواندن در آن،تاکید و سفارش فراوان شده است. معراج (ص) - نزدیک تربه خدا www.aleyasin.blogsky.com/1389/08/03/post-10/ translate this page واینک داستان معراج :شبانگاه به سوی مسجدالحرام روانه شدم درآنجاباعمویم حمزه ... شد همه محیای خواندن شدیم باخودپنداشتم که جبرئیل پیش میرودوبرهمه ت می کند ولی اوبه ... جبرئیل جواب داد:این محمدرسول خداست پرسید:مبعوث شده؟ .... علی(ع)اولین ی است که بیشترازبقیه ائمه درمعراج موردتوجه قرارگرفته وتمامی اهل ... احکام اختصاصی مکه و مسجدالحرام(2) - راسخون rasekhoon.net › مقالات › دین پژوهی › شناسی › حج translate this page rating: 3 - ‎22 votes دو بیماری مهم که مانع رشد است ... برای ی که جنب یا حایض شده است، نشستن و بطور کلی درنگ د رکلیه مساجد حرام ... فرمود: نه، امّا می تواند از آنها عبور کند، مگر مسجد الحرام و مسجد .» .... صاحب شرایع گفته است: همانگونه که خواندن در داخل کعبه مکروه است، در بالای بام آن .... اوّلین ی که برای خانه های مکه درب قرار داد معاویه بود.» احکام اختصاصی مکه و مسجدالحرام - میقات حج miqat.hajj.ir/article_37298.html translate this page 11- کراهت خواندن یومیه در داخل کعبه. ... برای ی که وارد مکه و مسجدالحرام می شود، واجب است که در یکی از مواقیت، احرام حج یا عمره ببندد و با ... (3) خدا- ص- روز فتح مکه فرمود: «خداوند مکه را از روزی که آسمانها و زمین را آفرید، حرام قرار داد و ..... مطابق روایات، ی که برای اولین بار مشرف به حج شده و در اصطلاح به او «صروره» گفته ... [pdf]برای دریافت کتاب تراویح pdf اینحا کلیک کنید! www.haqiqat.se/images/stories/pdf/mahal%20namaz.pdf translate this page ﺩﺭﻳﻥ ﺷﻬﺭﮐﻌﺑﻪ ﺷﺭﻳﻔﻪ ﺍﻭﻟﻳﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻳﯽ. ﮐﻪ ... ﺍﺯ ﺍﺑﻥ ﻋﺑﺎﺱ (ﺭﺿﯽ ﷲ)ﺭﻭﺍﻳﺕ ﺷﺩﻩ ﺍﺳﺕ ﮐﻪ ﭘﻳﺎﻣﺑﺭ (ﺻﻠﯽ ﷲ ﻋﻠﻳﻪ ﻭ ... (ﻗﺳﻣﺗﯽ ﺍﺯ ﺣﺩﻳﺑﻳﻪ ﮐﻪ) ﺩﺭ ﺣﺭﻡ ﺑﻭﺩ ﻧﻣﺎﺯ ﺧﻭﺍﻧﺩﻧﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻳﮑﻪ ﺍﻳﺷﺎﻥ ﺻﻠﯽ ﷲ ﻋﻠﻳﻪ ﻭﺳﻠﻡ ﺩﺭ ﻣﮑﺎﻧﯽ ... ﻣﻳﺗﻭﺍﻧﻳﻡ ﮐﻪ. ﻧﻣﺎﺯ ﺧﻭﺍﻧﺩﻥ ﺩﺭ. ﻫﻭﺗﻝ. ﺷﻬﺭ ﻣﮑﻪ ﻓﺿﻳﻠﺕ ﻣﺳﺟﺩﺍﻟﺣﺭﺍﻡ ﺭﺍ. ﺩﺭﺍء. ﺷﺩﻩ ﻧﻣﻳﺗﻭﺍﻧﺩ . ..... ﺻﺣﺭﺍﻳﯽ ﺑﺎﺷﺩ ﮐﻪ ﺗﻭﺍﻧﺎﻳﯽ ﻳﺎﻓﺗﻥ ﺳﻣﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻗﺑﻠﻪ ﺭﺍ ﻧﺩﺍﺷﺗﻪ ﺑﺎﺷﺩ ﻭ ﺍﮔﺭ ﮐﺳﯽ ﺑﺭﺍی ﭘﻳﺩﺍﮐﺭﺩﻥ ﻗﺑﻠﻪ .... ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺧﺷﻭﻉ ﻭﻳﺎ ﻫﻣﻪ ﭼﻳﺯ ﻫﺎی ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ ﻭ ﭘ. زندگی نامه حضرت محمد(ص) emaman. /page/mohammad-z.aspx translate this page امنه، درباره (ص) میگوید: هنگامی که محمد ص در رحم من بود، شنیدم منادی غیبی گفت: ... و به هر که می رسید به او سلام میکرد، و هموداره به هدایت و راهنمایی مردم میپرداخت. .... را که در مورد تغییر قبله از جهت بیت المقدس به مسجد الحرام است اورد، ... بعضی می نویسند: دو رکعت از عصر را خوانده بود که جبرییل نازل شد ... دایره المعارف پدیا » مسجد islampedia.ir/fa/1391/11/مسجد/ translate this page jan 31, 2013 - نمونه آن مسجدالحرام است که در میان آنها متداول بود که در قرآن آمده و واژه هاى قرآن ... سپس درباره واژه مسجد مىگوید: مسجد محل است و گفته شده که همه زمین مسجد ... یا اینکه مسجد قبا اولین مسجدی است که پس از هجرت (ص) به مدینه، در این شهر بنا شده است؟ ..... [۵۰] بنابر رأی انی که خواندن را در تحقق مسجد معتبر ... نگاهی به زندگینامه عمر بن خطاب (با استناد به منابع معتبر اهل سنت ... anjoman.welayatnet.com/archive/index.php/t-2705.html translate this page may 5, 2011 - 17 posts - ‎7 authors وی در بسیاری از جنگ های زمان شرکت داشت؛ لیکن مورخان هیچ ... هنگام رحلت خاتم الانبیا، مانع نوشتن وصیت نامه شد و گفت:« تب بر رسول خدا چیره شده و هذیان می گوید! ... ام عبدالله دختر ابوحثمه (که نامش لیلا بود) همسر عامر بن ربیعه عموزاده ... تکبیری گفت که هر در مسجد الحرام بود متوجه شد عمر مسلمان شده است. حسین بن علی - ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد https://fa.wikipedia.org/wiki/حسین_بن_علی translate this page او فرزند علی بن طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، است. ... حسین جزو انی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می کرد. ..... این دوران در به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا ... که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ... سیره نبوی از اول تا آ / رسول جعفریان www.ical.ir/index.php?option=com_k2...id... translate this page jan 18, 2014 - با برآمدن خورشید ، دوران جدیدی در تاریخ بشریت آغاز شد که نام آن دوران ی است. ... قبیله قریش که خدا(صلی الله علیه وآله) از میان آنان برخاست، از عرب های ... زندگی خانه به دوشی عرب ها مانع از رشد فرهنگی و علمی آنان شده بود. ..... و تا مدت ها، آن دو نفر تنها انی بودند که برای به وی اقتدا می د. آیات 1 - 15 اسراء - تفسیر نمونه - فهرست قرآن - انهار quran.anhar.ir/tafsirfull-13801.htm translate this page 1 - پـاک و مـنـزه است خدائى که بندهاش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى که ... نـخـستین آیه این سوره از مساله اسراء یعنى سفر شبانه (صلى اللّه علیه و آله و سـلّم ) از ... ایـن سـیـر شـبـانـه خارق العاده : به خاطر آن بود که بخشى از آیات عظمت خود را به او .... 2 - احـادیـثـى کـه قـبـول آنـها هیچ مانع عقلى ندارد و در روایات به آن تصریح شده ... اطلاعات عمومی قرآنی - چشم انداز cheshmandazha.persianblog.ir/post/67/ translate this page dec 3, 2012 - 26- سوره ای که پیـامبر ، خواندن آن را بـه زنـان توصـیه فـرمـوده است کـدام است ؟ نـور .... 112- اوّلین ی که با قلم ، خط نوشت چه ی بود ؟ إدریس. مسائل عمومی و احکام در مورد - قلم شکوفا - shookoofa. /post/906 translate this page پاسخ – اگر بعد از وضو بفهمیم که مانع قبل از وضو هم بوده است ، این وضو باطل است ... پاسخ – اگر شما قضا شد در اولین فرصت قضا را بجا بیاورد ولی اگر آنرا بجا ... 547 – ی که بین شک می کند که تشهد خوانده است یا نه ، چکار باید د ؟ ..... در ایام حج فرصت خوبی است که در مسجدالنبی یا مسجدالحرام های ده هزار ثو ... *اللــهـم صـل عــلی مــحمد و ال مــحمد* - زندگینامه حضرت محمد(ص) golenargeseman. /post/105 translate this page متحیر بود که ایشان کیانند و چگونه از در بسته داخل شده اند؟ ... هنگامیکه محمد، صلی الله علیه وآله، هفت ساله بود یهود گفتند ما در کتابهایمان خوانده ایم که از غذای ... عبدالمطلب به فرزندانش که مانع ورود محمد، صلی الله علیه وآله، می شدند می گفت: پسرم .... حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین بانویی است که دعوت رسول گرانقدر را ... آفاق » آشنایی با مسجد الاقصی www.aafaq.ir/آشنایی-با-مسجد الاقصی/ translate this page jan 7, 2014 - ما باید سنت حضرت اکرم (ص) را در مورد مسجد الاقصی پیاده کنیم، ... فقط انی مسجد الاقصی را آباد می کنند که به خداوند متعال و روز قیامت ایمان دارند و به پا می ... روایت است که هر وارد مسجد الاقصی شود و در هر جای این مکان ش را ... این مسجد چهل سال پس از ساخت مسجد الحرام، به امر خدا بنا شد و قبل از آن در ... مسجد استوانه زمان اولین مسجد نبوی بحار الانوار قرار دارد ... mohandespayande.weblogyad.xyz/.../مسجد+ + +استوانه+... - translate this page جماعت مانع تنگی معاش می شود. ... مغرب و عشا خصوصا برای همسایه مسجد و ی که صدای اذان مسجد را می شنود ... در شرع مقدس بسیار سفارش شده است که را در مسجد بخوانید و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از .... 2)یک جماعت خواندن مرد بهتر است از نمار او در خانه اش به مدت چهل سال گفته شد ای رسول خدا : یک روز پس ... تاریخی cybertarikh. / translate this page انی که مسلمان شده بودند سعی می د بت پرستان را به خدای یگانه دعوت کنند . ... یکبار هنگامی که ( ص ) در کعبه مشغول خواندن بود و سرش را پایین .... شده است : "منزه است خ که شبانگاه بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف ... اولین کاری که کرد این بود که ، طرح ساختن مسجدی را برای مسلمانان پی افکند. معراج عظیم الشان صلی الله علیه واله وسلم - محمد علی محسن زاده mohsenzade.com/index.php/.../8.../348-1389-06-13-19-00-00 translate this page sep 4, 2010 - کلید واژه های استفاده شده عبارتند از: معراج ، اسرا، مسجدالحرام و مسجدالاقصی،رفرف،براق و سدرة المنتهی. ... این رویداد محیرالعقول آن چنان شگفت انگیز بود که به گواهی تاریخ ... اسری:از ریشه ی السری به معنای سیر در شب می باشد و نیز شبانه ی ...... المقدس[79] که خواندن با معراج قابل جمع نمی باشد. "مساجد" "مکه مکرمه" را اینجا بشناسید +تصاویر - باشگاه خبرنگاران www.yjc.ir › فرهنگی هنری › ادبیات translate this page oct 1, 2014 - شرق آن نیز خیابان مسجدالحرام است و مسجد جن تقریبا در محل تلاقی این دو خیابان واقع شده است. ... نام دیگر آن « شعب اللثام» است و این شعب در دست چپ ی است که بالای ... فاکهی می نویسد: گفته اند که رسول خدا(ص) در مسجد شجره خوانده است. ... (ص) پس از فتح مکه، به اولین خانه ای که وارد شد، خانه امّ هانی بود. جنگ حنین - مجمع جهانی اهل بیت www.ahl-ul-bayt.org › ... › زندگی (ص) translate this page پس از این که شهر مکه را فتح کرد، بزرگان و اشراف قبیله هوازن و ثقیف با یکدیگر دیدار ... او ی بود که در بیست سالگی اش به شجاعت و جنگ آوری معروف و مشهور شده بود. .... گفته شده که این اولین باری بود که مسلمانان از این وسیله استفاده د. ... آنها پذیرفتند که ایمان بیاورند اما از خواندن و پرداخت زکات خودداری د. شب معراج (ص) کامبوجا 09013908419 www.merajpayambar. / translate this page خوانندگان محترم و گرامی در احادیث آمده که هرگاه نام اکرم شنیده یا خوانده یا .... به محل زندگى رسول خدا (ص) و مخاطبینى که با او هستند از مسجد الحرام خیلى دور است، .... در پیش گفته شد که وجود مقدس (ص) هنگام مراجعت از معراج در بیت المقدس ..... بود،بُراق ای راه برفت جبرئیل فرمود که یا محمّد(ص) فرود آی و دو رکعت کن آن ... «مسجد» ۲۸ بار در قرآن ذکر شده است/ جایگاه مسجد در قرآن و روایات ... www.mehrnews.com/.../مسجد-۲۸-بار-در-قرآن-ذکر-شده-است-جایگاه-... translate this page aug 21, 2015 - در مجموع ۱۵ آیه در قرآن اختصاص به مسجدالحرام دارد که آیات ۱۴۴ و ۱۴۹ و ۱۵۰ سوره ... در حدیث دیگرى از (ص) نقل شده: «من اسرج فى مسجد سراجا لم تزل الملائکة و ... مساجد خدا به دست انی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و (پنجگانه) به .... در واقع این آیه دلیل بر جواز ساختن مسجد و خواندن در کنار قبور است. اسامی کعبه در قرآن www.quranstudies.ir/content/اسامی-کعبه-در-قرآن translate this page ای انی که ایمان آورده اید، هرگاه در احرام باشید شکار را مکشید، هرکه صید را به عمد ... در بسیاری از آیات، اسم بیت بر کعبه اطلاق شده است: ... این آیه سعی میان این دو کوه از شعائر خدای یکتا خوانده شده تا دیگر بیمی بر جای نماند. ... «ایشان همانهایی هستند که کفر ورزیدند، و شما را از مسجدالحرام باز داشتند، و مانع .... 13 فضیلت در مسجدالحرام. کشکول akbary1343. / translate this page ناگاه نمایندگان نجران دیدند که صلی الله علیه و آله و سلم فرزندش حسین علیه ... مباهله از جانب اکرم صلی الله علیه و آله و سلمخود گواه این مدعاست؛ زیرا تا ی به ... یکی از نخستین مهاجران که در بقیع مدفون شد، عثمان بن مظعون بود. .... رسول خداصلی الله علیه وآله درباره خواندن در این مسجد فرمود: صَلَاةٌ فِی مَسْجِدِی هَذَا تَعْدِلُ عِنْدَ ... اماکن ی(مکه مکرمه) - تابش قطره sabou.ir/index.php?option=com_content&view...id... translate this page feb 7, 2014 - این خانه درست مقابل باب بنی شیبه بود که صلّی الله علیه وآله از منزل خود به ... از صادق علیه السلام روایت شده که سعی میان صفا و مروه ، جز برای ..... در عصر ، اولین ی که به کعبه کرد، بزرگوار بود که در ..... «مگر ملاحظه نمى شود که قبر اسماعیل در حجر داخل مسجد الحرام است، و در آن ... فضایل کعبه - ستاد زیارت دفتر امور فرهنگی www.zaaer.ir/archive/040.php translate this page nov 6, 2011 - آن چنان که عرش من طواف می شود و نزد آن خوانده شود، همانگونه که نزد ... نخستین خانه ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در .... خدا(صلی الله علیه وآله) آنگاه که پیرامون کعبه طواف کرد و به .... و ( انی که مردم را از رفتن به) مسجدالحرام، که آن را برای همه مردم برابر قرار دادیم، مانع شوند; چه انی ... حاجیان چگونه در مسجدالحرام و مسجدالنبی بخوانند - موسی قربانی ... www.m-ghorbani.com/content/note/11928/ translate this page aug 28, 2015 - یکی از عبادات برجسته در سفر زیارتی حج است که آشنائی بیشتر با ... برای خواندن در مسجدالحرام و مسجد النبی فضیلت زیادی در روایات ذکر شده است ... می شود یک امتیاز کیفی نیز در مسجد الحرام دارد که نباید از آن غافل بود که به ... ثواب جماعت : (ص ) :صلاة الجماعة افضل من صلاة الفرد بخمس و ... آرشیو متنی برنامه سمت خدا - قائمیه .ghbook.ir/ s/htm/2000/10658-f-13930120-samet-khoda.htm روزی در مسجدالحرام را رنگ پریده و زار دید . (گاهی بر ان ظاهر می شده است مخصوصا در مورد حضرت یحیی این طور بوده است . ... برسانند و سعادت دنیا و آ ت را شامل حال خودشان ند اولین کار این است که آنها همت بلند داشته باشند . .... ی که نمی خواند در قیامت عقاب می شود و شفاعت اهل بیت به آنها نمی رسد . مکه و مدینه در آینه چشم زائر امروزی - صراط www.seratnews.ir/fa/news/.../مکه-و-مدینه-در-آینه-چشم-زائر-امروزی translate this page mar 16, 2014 - زائر حرم الهی پس از احرام در مسجد شجره که در مرز شهر مدینه و سرزمین مکه قرار دارد (در ... مسجد الحرام در نگاه اولیه بنایی با چشم انداز سنتی و زیباست که طراحی هنری ... خود نزدیک به دو متر پایین تر است) ذهن هر ی را با عالم معنا پیوند می زند. ..... بنا شده بود و خواندن در آن جا یاد و بزرگی وی را به یاد می آورد، چنان که مسجد ... بازشناسی دعوت (ص) - maghaleh - رسول نور حضرت محمد rasoolnoor.com/modules.php?name=maghaleh&pa...pid... translate this page صلّی اللّه علیه و اله طی مراسمی در کنار خانه ی خدا رسما او را فرزند خوانده ی خود ... دعوت علنی اقوام و خویشان صلّی اللّه علیه و اله در مکه بود که بر مبنای ... مسأله ی جانشینی همان جا،به طور خصوصی برای بنی هاشم مطرح شد،که اولین ی که ... که درباره ی پادشاهان داستان سرایی می نمودند(سیرة النبی 1،1409 ه،375)،مانع‏ ... زندگی (ص) در مدینه - گفتگوی دینی www.askdin.com/showthread.php?t=4967 translate this page may 12, 2010 - 9 posts با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و مدینه اولین کاری که کرد ... ی که چنین ی را یاریکند یا اورا پناه دهد لعنت خدا و غضب او تا ... بنی شُطَیبَه در حقوق اجتماعی مانند یهودیان بنی عوفند و وفای به عهد مانع از پیمان شکنی خواهد بود. ... ظهر بود که در وسط دستور تغییر قبله به سمت کعبه نازل شد:« ... حج نگاری: اشکها و لبخندها | سید علی اصغر سلطانی www.a-soltani.com/?p=576 translate this page jan 10, 2015 - اینها حرف هایی بود که کاروان ما در اولین جلسه گفته بود. ... شاید این سفر، سفری خاص باشد اما پذیرش این که انی که می روند هم واقعاً .... مدینه و ؛ مدینه و مسجدالنبی؛ مدینه و علی و اهل بیت؛ مدینه و جنگ هایی که در ... داشتیم از مقابل یک نفر که در حال خواندن بود رد می شدم که دستش را بلند کرد و مانع من شد. چرا اهل تسنن دست بسته می خوانند! | شهر سوال www.soalcity.ir/node/44 mar 26, 2013 - از طرفى به مردم امر شده که دست روى دست گذاشته بخوانند (دستور دهنده معلوم نیست.)[۳] ..... ان خدا برای مردم معجزه می آوردند و مثل روز برایشان روشن بود که ..... سماعه از صادق(ع)، از ازدواج و خواندن با اهل سنت پرسش نمود، در پاسخ فرمود. ... بروی، پس اولین فردی باش که داخل مسجد می شود و آ ین ی باش که از ... missing: مسجدالحرام رساله توضیح المسائل آیت الله مکارم - aviny.com www.aviny.com/ahkam/resalehmakarem/resale06.aspx translate this page مسأله 728ـ در احتیاط و قضاى سجده یا تشهّد فراموش شده، بلکه بنابر احتیاط واجب در ... مسأله 739ـ ى که بعد از بفهمد بدن یا لباسش نجس بوده ش صحیح است، خواه در ..... را در مسجد بخواند و بسیار روى آن تاکید شده و بهتر از همه مساجد، مسجدالحرام ... در صورتى که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع خواندن نشود اشکال ندارد. nameh-1391. - سوالات یکصد گانه راجع به حسین (ع) nameh-1391. /post/8 translate this page اولین یکه از حسین(ع) شفا گرفت چه ی بود و چگونه شفا گرفت؟ ... حسین(ع)بقدری تأکید شده که برای هیچ یک از ان معصوم و حتی خود هم اینقدر ... که این مورد از تأسف بارترین ویژگیهای قیام حضرت است که همانهایی که بظاهر می ... مدینه برای نبرد با عبدالله بن زبیر که در مسجد الحرام پناهند شده بود خانه کعبه را مورد ... شیخ شبان هیئت - پروژه خانه کعبه madadi1391. /post/7 translate this page برای مطاف حدی وجود ندارد و تا هر جای مسجد الحرام که طواف در آن طواف کعبه صدق کند، ... در قرآن در مورد کعبه گفته شده است: «اِنَ أَوَل بَیتٍ وُضِعَ لِلنَاسِ لَلَذی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُداً .... این درهابرروی زمین قرارداشته برای اولین بار درها نگه ای بود که تاکنون نیزچنین است. .... مانع بین انسان و حق شود، آن انسان به حقیقت انسان نیست انسان ی است که ... چطورزندگی کنی شرطه نه چقدر زندگی کنی ؟ aziz20. / translate this page oct 29, 2013 - بهره برداری از منابع این وبلاگ باذکر منبع بلا مانع است . منوی اصلی ..... 4- کدام آیة از قرآن بود که در درون کعبه بر گرامی نازل گردید؟ 5- یکی از .... 2- آیا در اوقاتی که از نهی شده می توان تحیة المسجد را خوانده؟ ... 2- مسجد الحرام، مسجد الأقصی، مسجد نبوی. ... 4- چه ی برای اولین بار پیش از مرگ خواند؟ 3 - کاروان حج تمتع شماره 20014 به مدیریت علی غلامی - میهن بلاگ 20014.mihanblog.com/page/3 translate this page حنفی ها و حنبلی ها در عین حال که آن را جزء سوره نمی دانند اما خواندن آن را در آغاز حمد و سوره ... در روایتی از (ص) نقل شده است: ی که برای جماعت به سوی ... اهمیت جماعت لازم است که حجاج محترم در های جماعت به خصوص جماعت های مسجدالحرام .... اما با توجه به اینکه پلیس مانع از طواف زائران در صحن مطاف شده بود و زائرانی که ...

ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

تحقیق عملیات بیت المقدس

عملیات بیت‌المقدس یا الی بیت‌المقدس (معنا: به سوی بیت‌المقدس) یکی از مهمترین و بزرگترین عملیات‌های نیروهای مسلح ایران که با تدبیر سرهنگ علی صیاد  در اعزام اساتید فرماندهی و ستاد ( وس ) به منطقه عملیات و طرح ریزی عملیات و استفاده از تجارب آنها و همچنین همکاری بیشتر و در جنگ ایران و عراق محسوب می‌شود. نیروهای ایرانی با توان ۷۰٬۰۰۰ رزمنده این عملیات در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ با رمز «یا علی ابن ‌طالب» در محور اهواز مشهردشت آزادگان، به فرماندهی مشترک و و با هدف آزاد سازی مشهر آغاز د. این عملیات سه هفته ادامه داشت. نیروهای عراقی منطقه با هدف آغاز عملیات دفاعی از مشهر عقب‌نشینی د. در اول داد ۱۳۶۱ عراق پاتک بزرگی را برای پس زدن نیروهای ایرانی شروع نمود. با وجود گستردگی این پاتک نیروهای ایرانی توانستند در مقابل آن مقاومت نمایند و سرانجام در سوم داد ۱۳۶۱ نیروهای ایرانی مشهر را که در روزهای ابتدای جنگ به عراق در آمده بود را آزاد نمودند. در هنگام ش ت نیروهای عراقی بیش از ۱۹٬۰۰۰ سرباز عراقی به اسارت نیروهای ایرانی در آمدند. ایرانی‌ها همچنین مقادیر قابل توجهی مهمات و ادوات رزمی را به غنیمت گرفتند.[۱]

انجام عملیات بیت‌المقدس در چهار مرحله برنامه‌ریزی شده بود که هر مرحله در مقایسه با عملیات ثامن الائمه و طریق القدس خود یک عملیات بزرگ به حساب می‌آید. آزادسازی مشهر که د ی مرحله چهارم انجام گرفت از مهمترین نتایج این عملیات بود.[۲]

 

 

اه عملیات[ویرایش]

مهم‌ترین اه این عملیات عبارت بودند از:

منطقه عملیات[ویرایش]

منطقه عمومی عملیات بیت‌المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می‌شود.

منطقه مزبور به جز جاده نسبتاً مرتفع اهواز –  مشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پ ند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر مشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسف اهواز – مشهر، شهر هویزه و رودخانه‌های کارون، کرخه کور و اروند بود.

نیروهای عمل‌کننده[ویرایش]

۱- ایران

الف - نیروی زمینی:لشکر ۲۱ پیاده، لشکر ۹۲ زرهی، لشکر ۱۶ زرهی، تیپ ۵۸ تکاور، تیپ ۲۳ نوهد تیپ ۳۷ زرهی، تیپ ۳ لشکر ۷۷،

ب_هوانیروز با حد اکثر توان بالگردی خود

ج - نیروی هوایی: عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی، ترابری نیرو و بار، تخلیه مجروحین

د_گروه‌های ۲۲ و ۳۳ توپخانه

ز_ گروه ۴۲۲ ی و گردان ۴۱۲، ی رزمی، گروه مخابرات.

۲- پاسداران انقلاب ی

الف – نیروهای بسیج مردمی که در قالب ۳ لشکر و تعدادی تیپهای مستقل سازمان یافته بودند

3_ جهاد سازندگی

عمدتاً به صورت پشتیبانی ی از عملیات یگانهای نیروی زمینی و پاسداران در قالب ۳ قرارگاه عملیاتی نصر، فتح و قدس سازمان یافته بودند.[۳]

تجهیزات عراق[ویرایش]

تا قبل از آغاز عملیات بیت‌المقدس، استعداد نیروهای عراقی به ترتیب زیر بود: - لشکر ۶ زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.

  • لشکر ۵ مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.
  • لشکر ۱۱ پیاده از سید عبود تا مشهر – تیپ‌های ۲۲، ۴۸، ۴۴ مأمور حفاظت از مشهر بودند.
  • لشکر ۳ زرهی در شمال مشهر. با شروع عملیات نیز یگان‌های دیگری از  عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان‌هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:
  • لشکر ۵ مکانیزه؛ شامل: تیپ‌های ۲۶ و ۵۵ زرهی و تیپ‌های ۱۵ و ۲۰ مکانیزه.
  • لشکر ۶ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۱۶ و ۳۰ زرهی و تیپ ۲۵ مکانیزه.
  • لشکر ۳ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۶، ۱۲ و ۵۳ زرهی و تیپ ۸ مکانیزه.
  • لشکر ۹ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۳۵ و ۴۳ زرهی و تیپ ۱۴ مکانیزه.
  • لشکر ۱۰ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۱۷ زرهی و ۲۴ مکانیزه.
  • لشکر ۱۱ پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان ۴۴، ۴۸ و ۴۹ پیاده و سه تیپ تحت امر ۴۵، ۱۱۳ و ۲۲ پیاده.
  • لشکر ۱۲ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۴۶ مکانیزه و ۳۷ زرهی.
  • لشکر ۷ پیاده؛ شامل: تیپ‌های ۱۹ و ۳۹ پیاده.
  • تیپ مستقل ۱۰ زرهی.
  • تیپ‌های مستقل ۱۰۹، ۴۱۹، ۴۱۶، ۹۰، ۴۱۷، ۶۰۱، ۶۰۲، ۶۰۵، ۶۰۶، ۴۰۹، ۲۳۸ و ۵۰۱ پیاده.
  • تیپ‌های ۳۱، ۳۲ و ۳۳ نیروی مخصوص.
  • تیپ‌های ۹، ۱۰ و ۲۰ گارد مرزی.
  • تعداد ۳۰ گروهان کماندو.
  • تعداد ۱۰ قاطع جیش الشعبی (هر قاطع ۴۵۰ نفر).
  • گردان تانک مستقل سیف سعد.
  • گردان‌های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.
  • توپخانه عراق نیز از ۵۳۰ قبضه توپ در انواع مختلف تشکیل شده بود که به طور تقریبی عبارت بود از ۳۰ گردان.

طرح عملیات[ویرایش]

در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین‌المللی و سپس آزادسازی شهر مشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می‌شود که حمله به جناح عراق، که عمدتاً به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

هم چنین، ش تن خطوط اولیه عراق و عبور از رودخانه و گرفتن س ل در غرب کارون تا جاده آسف ه اهواز – مشهر به عنوان اه مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تأمین مشهر به عنوان اه مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه‌ها به ترتیب زیر مقرر گردید:

  • محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).
  • محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – مشهر).
  • محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت مشهر).

شرح عملیات[ویرایش]

سرانجام عملیات بیت‌المقدس در ۳۰ دقیقه بامداد روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله القاصم الجبارین، یا علی ابن طالب از سوی فرماندهی آغاز شد. عملیات بیت‌المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می‌توان تقسیم کرد:

مرحله اول[ویرایش]

در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری نیروهای عراقی و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان‌پذیر بود اما تعداد کمی از یگانها توانستند از مواضع عراقی عبور کرده و منطقه‌ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان س ل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان‌ها باعث شده بود که فشار شدید نیروهای عراقی برآن‌ها وارد شود.

در محور قرارگاه فتح، یگان‌های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – مشهر رسانده و به ایجاد استحکامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحرکات عراق در جاده مذکور پرداختند.

در محور قرارگاه نصر، به دلیل تأخیر در حرکت و وجود باتلاق در کنار جاده اهواز – مشهر و هم چنین تمرکز نیروهای عراقی در شمال مشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اه مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق کنند. الحاق کامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اه مرحله اول قرارگاه قدس در دستور کار عملیات شب دوم قرار گرفت که با انجام آن تا حدودی اه مورد نظر محقق شد، لیکن برخی رخنه‌ها همچنان باقی بود تا این که سرانجام پس از ۵ روز، جاده اهواز – مشهر از کیلومتر ۶۸ تا کیلومتر ۱۰۳ تثبیت و کلیه رخنه‌ها ترمیم شد.

مرحله دوم[ویرایش]

در این مرحله آزاد سازی مشهر از دستور کار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد که قرارگاه‌های فتح و نصر از جاده اهواز – مشهر به سمت مرز پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز مأموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف س ل در جنوب کرخه کور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد. عملیات در این مرحله در ساعت ۲۲:۳۰ روز ۱۶/۲/۱۳۶۱ آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان‌های قرارگاه نصر نیز با اندکی تأخیر و تحمل فشارهای عراق، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق د.

عراق با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشکرهای ۵ و ۶ خود را به عقب کشاند. به نظر می‌رسید این عقب‌نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یکی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشکرها، و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پ ندی بصره و مشهر.

در پی این عقب‌نشینی که از ساعات اولیه روز ۱۸/۲/۱۳۶۱ آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای عراق، تعدادی از آن‌ها را که از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – مشهر (تا انتهای جنوب منطقه‌ای که توسط قرارگاه نصر به عنوان س ل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.

مرحله سوم[ویرایش]

در این مرحله، قرارگاه نصر مأموریت یافت تا حرکت خود را به سمت مشهر آغاز نماید. در آ ین ساعات روز ۱۹/۲/۱۳۶۱ عملیات خود را آغاز د؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط پ ندی اش، نیروهای خودی در انجام مأموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به ش ت انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان‌ها داده شود.

مرحله چهارم عملیات از ۱ تا ۴ داد ۱۳۶۱[ویرایش]

سرانجام در ساعت ۲۲:۳۰ در ۱ داد ۱۳۶۱ تلاش برای سازی مشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله» آغاز شد در برابر تک سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واکنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان‌های دشمن با یکدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه مشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان‌های دشمن بود.

در روز ۲ داد نتیجه پیکار بسیار درخشان بود و قرارگاه کربلا به هدف خود که احاطه کامل مشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از ۲۸۳۰ نفر کرد و یگان‌هایی از دشمن که در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.

با وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، نیروی هوایی  در پشتیبانی از یکان‌های رزمنده، در صحنه عملیات بیت‌المقدس حضوری موفق داشت و با بمباران پل شناور عراقی‌ها بر روی اروندرود و مناطق آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده‌ای در آزاد سازی مشهر ایفا د.

در اوا روز دوم داد، قرارگاه کربلا پس از بررسی آ ین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از نیروهای عراقی پاک گردانند؛ و در سه بامداد روز سوم داد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.

از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب و قایق اقدام به فرار د که تعدادی از این قایق‌ها توسط تکاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن‌ها غرق شدند.

نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم داد از سمت شلمچه ۳ بار اقدام به پاتک د و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – مشهر حلقه محاصره مشهر را بشکنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب‌نشینی د.

در ساعت ۱۱ صبح روز سوم داد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر ش تن حلقه محاصره مشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک مشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم ش ته شد.

در ساعت ۱۲ قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای بعثی که ۲۴ ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت در آمدند. در ساعت ۲ بعد از ظهر، مشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم ایران برفراز «مسجد جامع» و پل ت یب شده مشهر به اهتزاز درآمد. بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از ۴۵ روز پایداری و مقاومت در ۴ آبان ۱۳۵۹ به عراق درآمده بود، پس از ۵۷۸ روز آزاد شد.[۴]

نتایج عملیات[ویرایش]

نوشتار اصلی: آزادسازی مشهر

  • طی عملیات بیت‌المقدس ۵۰۳۸ کیلومتر مربع از اراضی شده از جمله ای مشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – مشهر آزاد شدند. علاوه بر این ای اهواز، حمیدیه و گرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین ۱۸۰ کیلومتر از خط مرزی تأمین شد.
  • فتح مشهر موجب انفعال عراق شد؛ به گونه‌ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
  • عملیات بیت‌المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
  • طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای عراق به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.

میزان انهدام یگان‌های عراق[ویرایش]

- لشکر ۳ زرهی و لشکرهای ۱۱ و ۱۵ پیاده: ۸۰ درصد.

  • لشکرهای ۹ و ۱۰ زرهی: ۵۰ درصد.
  • لشکر ۷ پیاده: ۴۰ درصد.
  • لشکر ۵ مکانیزه و لشکرهای ۶ و ۱۲ زرهی: ۲۰ درصد.
  • تیپ‌های ۹، ۱۰ و ۲۰ گارد مرزی: ۱۰۰ درصد.
  • تیپ ۱۰۹ پیاده: ۶۰ درصد.
  • تیپ‌های ۶۰۱، ۶۰۲، ۴۱۶، ۴۱۹ پیاده: ۵۰ درصد.
  • تیپ‌های ۳۱، ۳۲ و ۳۳ نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

واکنش‌ها[ویرایش]

داخلی[ویرایش]

 

در بی‌طرفی این مقاله اختلاف‌نظر وجود دارد. گفتگوی مربوطه ممکن است در صفحهٔ بحث. لطفاً تا پایانحل مناقشه این برچسب را برندارید.

روح‌الله  وقت ایران در ۳ داد ۱۳۶۱ به مناسبت مشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:

با تشکر از تلگرافاتی که در فتح مشهر به اینجانب شده است، سپاس بی‌حد بر خداوند قادر که کشور ی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود.[۵]

پس از پیروزی ایران در عملیات بیت‌المقدس، سریعاً دست به  جنوب لبنان زد. پس از انتشار این خبر، گروهی از فرماندهان  به منظور کمک در دفاع از خاک و لبنان در برابر حمله   به این کشور گسیل شدند. س رستی و فرماندهی این نیروها را احمد متوسلیان به عهده داشت.

در همین زمان روح‌الله  که پی به نقشه برده بود، دستور بازگشت نیروها به جبهه‌های نبرد را صادر کرد و در نطقی تاریخی گفت:«راه قدس از کربلا می‌گذرد.»

در نتیجه اکثر آن نیروها به جبهه‌های جنوبی بازگشتند و تنها تعداد کمی از فرماندهان برای آموزش نیروهای حزب‌الله لبنان در منطقه باقی‌ماندند.[۶]

 

 

 

 


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

زندگی نامه (ص)

مقدمه

زندگی حضرت محمد (ص) از صدر مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اینهمه ، روایات بی شمار موجود در بیشتر جزئیات همداستان نیستند و به ویژه آگاهیهای ما در باب زندگی آن بزرگوار ، پیش از بعثت ، به تفصیل شرح سیرة ایشان پس از بعثت نیست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسی زندگی وی در طول 63 سال در ذهن نقش می بندد، بازت از تصویر ظهور ی الهی و سرگذشت شخصیتی است که با پشت سر نهادن دشواریهای بسیار ، بی هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست جزیره العرب را متحد کند و آمادة گستردن در بیرون از مرزهای عربستان شود و از آن مهم تر دیانتی را بنیاد نهد که اینک یکی از مهم ترین ادیان جهان به شمار می رود .

از تولد تا بعثت

تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسیاری از روایات در 17 ربیع الاول عام الفیل ( 570 م ) ، یا به روایتی 12 همان ماه در تقویم عربی روی داد . پدر (ص) ، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیلة بزرگ قریش بودند ؛ قبیله ای که بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مکه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر (ص) اندکی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با کاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت . بنابر رسمی که در مکه رایج بود ، محمد (ص) را به زنی به نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد . وی 6 ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب ( مدینه ) رفت ، اما آمنه نیز در بازگشت ، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزدیک مدینه ـ به خاک سپردند. محمد ( ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، اما او نیز در 8سالگی وی درگذشت و س رستی محمد ( ص) بر عهدة عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در س رستی برادرزاده اش کوششی بلیغ می کرد . در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر ، راهبی بَحیرا نام ، نشانه های ی را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقایع مهم پیش از ازدواج ( ص ) ، شرکت در پیمانی به نام « حلف الفضول » است که در آن جمعی از مکیان تعهد د « از هر مظلومی حمایت کنند و حق او را بستانند » . پیمانی که (ص) بعدها نیز آن را می ستود و می فرمود اگر بار دیگر او را به چنان پیمانی باز خوانند ، به آن می پیوندد.

شهرت محمد (ص) به راستگویی و درستکاری چنان زبانزد همگان شده بود که « امین » لقب گرفت و همین صداقت و درستی توجه خدیجه دختر خویلد را جلب کرد و او را با سرمایة خویش برای تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شیفتة درستکاری « محمد امین » شد که خود برای ازدواج با وی گام پیش نهاد ، در حالی که بنابر مشهور ، دست کم 15 سالی از او بزرگ تر بود . خدیجه برای محمد ( ص ) همسری فداکار بود و تا زمانی که حیات داشت ، همسر دیگری برنگزید . او برای ( ص ) فرزندانی آورد که پسران همگی در کودکی در گذشتند و در میان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه ( ع) است . از جزئیات این دوره از زندگی ( ص) تا زمان بعثت آگاهی چندانی در دست نیست ؛ جز آنکه می دانیم نزد مردمان به عنوان فردی اهل تأمل و تفکر شناخته شده ، و از خوی و رفتارهای ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگیرتر از همه بت پرستی بود و (ص) از آن روی بر می تافت . محمد (ص) اندکی پیش از بعثت ، دیر زمانی را به تنهایی در غار حرا، در کوهی نزدیک مکه به سر می برد و زمان را به خاموشی و شه می گذرانید.

از بعثت تا هجرت

گفته اند نخستین نشانه های بعثت (ص) به هنگام 40 سالگی او ، رؤیاهای صادقه بوده است، اما آنچه در سیره به عنوان آغاز بعثت شهرت یافته ، شبی در ماه رمضان ، یا ماه رجب است که فرشتة وحی در غار حرا بر (ص) ظاهر شد و بر او نخستین آیات سورة علق را برخواند . بنابر روایات ، (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست که او را هر چه زودتر بپوشانند. گویا برای مدتی در نزول وحی وقفه ای ایجاد شد و همین امر (ص ) را غمناک ساخته بود ، ولی اندکی بعد فرشتة وحی باز آمد و آن حضرت را هدایت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دینی و اخلاقی و پاک گردانیدن خانة خدا از بتان ، و دلهای آدمیان از خدایان دروغین کرد .

(ص) دعوت به توحید را نخست از خانوادة خود آغاز کرد و اول ی که به او ایمان آورد ، همسرش خدیجه ، و از مردان ، پسر عمویش علی بن طالب ( ع) بود که در آن هنگام س رستی او را (ص) بر عهده داشت. در منابع فرق گوناگون ی ، از برخی دیگر همچون ابوبکر و زیدبن حارثه ، به عنوان نخستین گروندگان به نام برده اند، اما باید در نظر داشت که این موضوع برای مسلمانان در گرایشهای مذهبی گوناگون پیوسته افتخاری بود و بعدها به زمینه ای برای منازعات کلامی میان آنان تبدیل شد . هر چند دعوت آغازین بسیار محدود بود ، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی داشت و چندی برنیامد که گروه آورندگان به اطراف مکه می رفتند و با (ص) می گزاردند.

3 سال پس از بعثت، (ص) دستور یافت تا همگان را از خاندان قریش گرد آورد و دعوت توحید را در سطحی گسترده تر مطرح سازد . (ص) بدین کار دست زد ، اما دعوتش اجابتی چندان نیافت و بر شمار آورندگان قریش نیفزود. باید گفت با آنکه اشراف مکه دعوت جدید را که بر وحدانیت خدا و برابری انسانها تاکید بسیار داشت ، بر نمی تافتند ، اما فرودستان و بی چیزان ، دین جدید را با دل و جان پذیرا بودند و گروه گروه به آن می گرویدند و برخی از ایشان همچون عمار یاسر و بلال حبشی بعدها از بزرگان صحابه شدند . رفتار قریشیان و به طور کلی مشرکان مکه اگر چه نخست با ملایمت و بیشتر با بی اعتنایی همراه بود ، ولی چون بدگویی از بتان و از آیین و رسوم پدران آنان فزونی یافت ، قریشیان بر ( ص) و مسلمانان سخت گرفتند و خاصه ابوطالب عموی ( ص) را که جداً از او حمایت می کرد ، برای آزار (ص) در تنگنا قرار دادند . از یک سو تعرض قریشیان و دیگر قبایل به مسلمانان و شخص (ص) فزونی می گرفت و از دیگر سو در صفوف قریشیان نسبت به مخالفت با (ص) یا حمایت از او ، دو دستگی پدید آمد .

سختگیری مشرکان چندان شد که (ص) عده ای از اصحاب را امر کرد تا به حبشه هجرت کنند و به نظر می رسد که برخی از اصحاب نیز میان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده اند . در سال ششم بعثت ، سرانجام قریشیان پیمانی نهادند تا از ازدواج یا ید و فروش با خاندان عبدالمطلب بپرهیزند . آنان پیمان خویش را بر صحیفه ای نوشتند و به دیوار کعبه آویختند. از آن سوی ، ابوطالب و انی دیگر از خاندان او نیز همراه (ص) و خدیجه به دره ای مشهور به « شعب » ابوطالب ، پناه بردند و تا جایی که ممکن بود ، نه ی به آنجا می آمد و نه خود از آن بیرون می شدند . سرانجام ، پس از آنکه خطوط آن صحیفه را موریانه از میان برده بود ، قریشیان پذیرفتند که مخالفان را رها کنند و از محاصره ایشان دست بردارند ( سال 10 بعثت ) . بدین سان (ص) و خاندان او از تنگنا رهایی یافتند. اندکی پس از وج (ص) از شعب ، دو تن از نزدیک ترین یاورانش ، خدیجه و ابوطالب وفات یافتند.

با وفات ابوطالب ، (ص) یکی از جدی ترین حامیان خود را از دست داد و مشرکان با فرصت به دست آمده بر اذیت و آزار (ص) و مسلمانان افزودند ، کوشش ( ص ) برای دعوت نان خارج مکه ، به ویژه طایف ، به جایی نرسید و او آزرده خاطر و ناآسوده به مکه بازگشت. سرانجام ، توجه (ص) به شهر یثرب جلب شد که شهری مستعد برای دعوت بود . در آن شهر دو قبیلة اصلی ، یعنی اوس و خزرج ، بیشتر اوقات با هم در جنگ و ستیز بودند و از ی که ایشان را به آشتی و دوستی دعوت کند ، استقبال می د . (ص) اتفاقاً 6 تن از خزرجیان را در موسم حج دید و را بر ایشان عرضه کرد و آنان چون به شهر خویش بازگشتند ، به تبلیغ دعوت پرداختند. سال بعد ، یعنی در سال 12 بعثت ، تنی چند از اوس و خزرج ، به خدمت (ص) آمدند و در عقبه ، دره ای در مکه ، با آن حضرت بیعت د و (ص) ای برای ترویج و تعلیم با آنان همراه کرد . این بیعت نخستین پایة حکومتی شد که (ص) در یثرب بنیاد نهاد . سال بعد نیز شمار بیشتری از یثربیان با ( ص) بیعت د و گویا در یثرب جز گروه اندکی نمانده بود که به در نیامده باشند . گرچه این مذاکرات پنهانی بود ، ولی قریشیان بدان آگاهی یافتند و پس از شور دربارة رسیدگی به کار ( ص) و مسلمانان ، بر آن شدند که از همة تیره های قریش انی گرد آیند و شبانه ( ص) را بکشند تا خون او برگردن ی نیفتد . (ص) که از این توطئه آگاه شده بود ، حضرت علی (ع) را بر جای خویش نهاد و خود به شتاب ، در حالی که ابوبکر نیز با او همراه شده بود ، به سوی یثرب روان شد.

از هجرت تا رحلت اکرم (ص)

وج (ص) از مکه که از آن به هجرت تعبیر شده ، نقطة عطفی در تاریخ زندگی آن حضرت و نیز تاریخ است ؛ زیرا از آن پس (ص) ، تنها مشرکان را به دوری از بت پرستی و ایمان به خدای یگانه فرا نمی خواند ، بلکه دیگر در رأس حکومتی قرار گرفته بود که می بایست بر مبنای شریعتی آسمانی جامعه ای نوین بنا نهد ؛ اما اینکه برخی از نویسندگان برآنند که (ص) در مدینه رس و دعوت و تبلیغ را رها کرد ، درست نیست و (ص) هرگز این نقش را از دست ننهاد . گسیل داشتن انی برای تبلیغ به میان قبایل و ارسال دعوتها به فرمانروایان کشورها مؤید این معنی است. هجرت (ص) از مکه به مدینه ، نزد مسلمانان با اهمیت بسیار تلقی شد ، تا بدانجا که مبدا تاریخ ایشان قرار گرفت و این خود نشان دهندة برداشتی است که اعراب از هجرت (ص) به عنوان یک مرحلة نوین داشتند . سرانجام (ص) در ماه ربیع الاول سال 14 بعثت به یثرب رسید ؛ شهری که از آن پس به نام آن حضرت ، مدینه الرسول یا به اختصار مدینه نام گرفت . آن حضرت نخست در جایی بیرون شهر ، به نام قبا درنگ فرمود و یثربیان به استقبال او شتافتند . پس از چند روزی ، به شهر در آمد و در قطعه زمینی خشک ، مسجدی به دست خود و اصحاب و یارانش بنا کرد که بنیاد مسجد النبی کنونی در مدینة منوره است.

روز به روز بر شمار مهاجران افزوده می شود و انصار ـ که اینک به نان پیشین یثرب اطلاق می شد ـ آنان را در منزل خویش جای می دادند . (ص) ، نخست میان انصار و مهاجران پیمان برادری برقرار کرد و خود علی بن طالب (ع) را به برادری برگرفت. عده ای اندک نیز بودند که اگرچه به ظاهر ادعای می د ، ولی به دل ایمان نیاورده بودند ، و اینان را « منافقین » می نامیدند . مدتی پس از ورود به مدینه ، (ص) با اهالی شهر ، حتی یهودیان پیمانی بست تا حقوق اجتماعی یکدیگر را رعایت کنند. چندی بعد قبلة مسلمانان از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت و هویت مستقل برای تثبیت شد . در سال نخستین هجرت ، مسلمانان با مشرکان مکه برخوردی جدی پیدا ن د و برخوردها از سال دوم آغاز شد . در واقع بیشتر اوقات (ص) در دوران پس از هجرت به حفاظت از جامعة کوچک مسلمانان مدینه و گسترش حوزة نفوذ گذشت . (ص) و مسلمانان نخست می بایست مشرکان را به می خواندند ، یا خطر هجوم و حملة دائمی ایشان را دفع می د . متدینان به ادیان دیگر ، به ویژه یهود ، گویا نخست روابطی دوستانه با (ص) و مسلمانان داشتند ، یا دست کم چنین وانمود می د ، ولی اندکی بعد از در دشمنی و ستیز در آمدند و گاه حتی با دشمنان (ص) دست یاری دادند . به هر حال ، در تحلیل رفتار (ص) و مسلمانان با آنان ، باید مواضع ایشان را در قبال مشکلات و خطراتی که جامعة مسلمانان را تهدید می کرد ، در نظر آورد و تقابلی که احیاناً در این میان دیده می شود ، به هیچ روی نباید به نزاعهای مذهبی و جز آن تعبیر شود ؛ چه ، آیات فراوانی در قرآن کریم و هم بسیاری رفتارهای (ص) ، حاکی از احترام نسبت به متدینان واقعی به ادیان آسمانی ، و نشان دهندة یکی بودن اساس آنهاست .

در سال 2 ق ، مهم ترین برخورد نظامی مسلمانان و مشرکان مکه پیش آمد : در نبردی که به بدر مشهور شد ، با آنکه عدة مسلمانان کمتر از مکیان بود ، توانستند پیروزی را از آن خود کنند و از مشرکان بسیاری کشته و اسیر شدند و دیگران نیز گریختند. پیروزی در بدر ، به مسلمانان روحیه بخشید ، اما در مکه همگی داغدار و خشمگین از ش ت ، و در شة انتقام بودند . از آن سوی نخستین درگیری مسلمانان با یهودیان بنی قینقاع که در بیرون مدینه سکنی داشتند ، اندکی پس از بدر پدید آمد و یهودیان ناچار عقب نشستند و آن ناحیه را به مسلمانان دادند.

در سال 3 ق ، قریشیان از قبایل متحد خود بر ضد مسلمانان یاری خواستند و با لشکری مجهز به فرماندهی ابوسفیان ، به سوی مدینه به راه افتادند. (ص) نخست قصد داشت در مدینه بماند ، ولی سرانجام بر آن شد تا برای مقابله با لشکر مکه از شهر بیرون رود . در جایی نزدیک کوه احد ، دو لشکر با یکدیگر رو به رو شدند و با اینکه نخست پیروزی با مسلمانان بود ، ولی با ترفندی که خالد بن ولید به کاربرد و با استفاده از غفلت گروهی از مسلمانان ، مشرکان از پشت هجوم بردند و به کشتار آنان پرداختند . در این جنگ حمزه عموی ( ص) به شهادت رسید ، (ص) خود زخم برداشت و شایعة کشته شدن او نیز موجب تضعیف روحیة مسلمانان شد . مسلمانان غمگین به مدینه بازگشتند و آیات قرآن که در این واقعه نازل شد ، در بر دارندة تسلیت بر مسلمانان است.

در سال 4 ق چند درگیری پراکنده با قبایل اطراف مدینه پیش آمد که دیانت جدید را به سود خود نمی دیدند و ممکن بود با یکدیگر متحد شده ، به مدینه هجوم آوردند . دو حادثة رجیع و بئر معونه که طی آن مبلغان مسلمان توسط جنگجویان قبایل متحد کشته شدند ، نشان از همین اتحاد ، و نیز تلاش (ص) برای گسترش در مدینه دارد. در این سال یکی از مهم ترین درگیریهای (ص) با قومی از یهود مدینه به نام بنی نضیر پیش آمد که (ص) با ایشان به مذاکره پرداخت و یهودیان قصد جان او را د ، اما سرانجام ناچار شدند از آن منطقه کوچ کنند.

در سال بعد (ص) و مسلمانان به حدود مرزهای شام در جایی به نام دومه الجندل رفتند ؛ وقتی به آنجا رسید ، دشمن گریخته بود و (ص) و مسلمانان به مدینه بازگشتند. سال 5 ق به پایان نرسیده بود که خطر بسیار بزرگی (ص) و مسلمانان را تهدید کرد . قریشیان مکه و یهودیان رانده شدة بنی نضیر و دیگر هم پیمانان ایشان بر ضد ( ص) متحد شدند و با لشکری گران که شمار یان آن را تا 10 هزار گفته اند ، به سوی مدینه به راه افتادند . چون خبر به (ص) رسید ، بنا بر روایت مشهوری ، به پیشنهاد سلمان فارسی به حفر خندق در اطراف مدینه امر فرمود . بدین ترتیب ، چون لشکر کفار به مدینه رسید ، با این تدبیر جدید جنگی رو به رو شد و در طول روزهایی که دو لشکر در برابر هم صف آراسته بودند ، تنها درگیریهایی پراکنده رخ داد . سرانجام ، پس از 15 روز ، لشکر کفار بی نتیجه بازگشت و مسلمانان به زندگی عادی خود برگشتند.

در سال 6 ق ، مسلمانان توانستند قوم بنی مصطلق را که بر ضد (ص) در صدد بودند ، ش ت دهند و در همان سال دسته های گوناگون از یان مسلمان به سوی قبایل اطراف گسیل شدند . بر اثر اهتمام و کوشش پی گیر (ص) اینک بسیاری مشکلات از سر راه مسلمانان برداشته شده بود ، زیرا در شمال شبه جزیره ، بسیاری طوایف در برابر (ص) سر اطاعت فرود آورده ، یا مسلمان شده بودند و تنها جایی که هنوز خاطر (ص) را مشغول می داشت ، مکه بود . در این سال ( ص) و مسلمانان قصد د که برای اجرای مراسم حج به مکه روند و به همین منظور به سوی مکه به راه افتادند . قریشیان بر منع ورود (ص) همداستان شدند و نزد آن حضرت روانه د و او را از قریشیان بیم دادند ، ولی (ص) تاکید کرد که قصد جنگ ندارد و حرمت خانة خدا را واجب می داند و حتی فرمود که حاضر است برای مدتی با قریشیان در صلح شود . قریشیان نخست هم رای نبودند ، ولی سرانجام ی را برای عقد قرار داد صلح نزد (ص) فرستادند . بر مبنای این ، میان (ص) و قریشیان 10 سال صلح و متارکة جنگ اعلام گردید و شرط شد که ( ص) از ورود به مکه تا سال آینده خودداری کند. بنابر روایاتی ، هر چند برخی از مسلمانان نخست این صلح را برنتافتند ، اما سرانجام به اهمیت آن برای گسترش پی بردند.

چون (ص) از کار قریشیان بپرداخت ، در سال 7 ق ، تصمیم به دعوت فرمانروایان و پادشاهان ممالک اطراف گرفت . سپس نامه هایی به امپراتور روم شرقی ، نجاشی و نیز غسانیان شام و یمامه فرستاد. هم در این سال (ص) بر یهودیان خیبر پیروز شد که پیش از آن چندین بار با دشمنان بر ضد او هم پیمان شده بودند و آن حضرت از جانب ایشان آسوده خاطر نبود ، قلعة خیبر که در مدینه واقع شده بود ، به تصرف مسلمانان در آمد و (ص) پذیرفت که یهودیان به کار زراعت خویش در آن منطقه ادامه دهند و هر سال از محصول خود بخشی به مسلمانان بپردازند ، (ص) به مدینه بازگشت ، اما گسیل داشتن یان و کاروانها به اطراف و اکناف ادامه داشت.

در سال 8 ق ، قریشیان پیمان خود را ش تند و شبانگاه بر طایفه ای که با مسلمانان هم پیمان بودند ، هجوم بردند . بدین سبب ، (ص) با ی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد . ابوسفیان ، بزرگ مشرکان به شفاعت عباس عموی ( ص) ، نزد آن حضرت آمد و اظهار کرد و (ص) خانة او را جایگاه امن قرار داد. لشکر بی مقاومتی وارد مکه شد و (ص) بلافاصله فرمان عفو عمومی صادر کرد و خود به درون کعبه شد و خانه را از بتان پاک فرمود . آنگاه بر بلندی صفا نشست و همگی مردم با او دست بیعت دادند. هنوز 15 روز از اقامت (ص) در مکه نگذشته بود که برخی از طوایف پرشمار و مسلمان ناشدة جزیره العرب بر ضد آن حضرت متحد شدند . (ص) با لشکری انبوه از مسلمانان از مکه بیرون آمد و چون به جایی به نام حنین رسید ، دشمنان که در دره های اطراف کمین کرده بودند ، به تیراندازی پرداختند . شدت تیرباران چنان بود که روی به عقب نهاد ، گروهی اندک بر جای ماندند ، ولی سرانجام گریختگان نیز بازگشتند و بر دشمن هجوم بردند و ایشان را بش تند.

در تابستان سال 9 ق ، به (ص) خبر رسید که رومیان لشکری ساخته اند و قصد حمله به مدینه دارند . (ص) و مسلمانان به مقابله رفتند تا به تبوک رسیدند ، ولی جنگی رخ نداد و (ص) پس از عقد پیمانهایی با قبایل آن حدود به مدینه بازگشت. پس از این ماجرا که به غزوة تبوک شهرت یافت ، در همه جای جزیره العرب روی به گسترش نهاد . از این پس همواره هیاتهای نمایندگی قبایل گوناگون به مدینه می آمدند و به می گرویدند . عملاً همة سال 10 ق را که « سنه الوفود » خوانده شد ، (ص) در مدینه بود و فرستادگان قبایل را می پذیرفت . هم در این سال (ص) با یان نجران پیمان بست ، به حج رفت و در بازگشت در جایی به نام غدیر خم ، علی بن طالب (ع) را « مولا» ی مسلمانان پس از خود اعلام کرد.

در اوایل سال 11 ق ، بیماری و رحلت (ص) پیش آمد . چون بیماری (ص) سخت شد ، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر ی را حقی بر گردن من است بستاند ، یا حلال کند و اگر ی را آزرده ام اینک برای تلافی آماده ام. وفات (ص) در 28 صفر سال 11 ق ، یا به روایتی در 12 ربیع الاول همان سال در 63 سالگی روی داد . در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه ( ع) ی زنده نبود . دیگر فرزندانش ،از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات (ص) به دنیا آمد ، همگی در گذشته بودند. پیکر مطهر (ص) را حضرت علی (ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه اش ـ که اینک داخل در مسجد مدینه است ـ به خاک سپردند .

در وصف رفتار و صفات (ص) گفته اند که اغلب خاموش بود و جز در حد نیاز سخن نمی گفت . هرگز تمام دهان را نمی گشود ، بیشتر تبسم داشت و هیچ گاه به صدای بلند نمی خندید ، چون به سوی ی می خواست روی کند ، با تمام تن خویش بر می گشت . به پاکیزگی و خوشبویی بسیار علاقه مند بود ، چندانکه چون از جایی گذر می کرد ، رهگذران پس از او ، از اثر بوی خوش ، حضورش را در می یافتند . در کمال سادگی می زیست ، بر زمین می نشست و بر زمین خوراک می خورد و هرگز تکبر نداشت . هیچ گاه تا حد سیری غذا نمی خورد و در بسیاری موارد ، به ویژه آنگاه که تازه به مدینه در آمده بود ، گرسنگی را پذیرا بود . با اینهمه ، چون راهبان نمی زیست و خود می فرمود که از نعمتهای دنیا به حد ، بهره گرفته ، هم روزه داشته ، و هم عبادت کرده است . رفتار او با مسلمانان و حتی با متدینان به دیگر ادیان ، روشی مبنتی بر شفقت و بزرگواری و گذشت و مهربانی بود . سیرت و زندگی او چنان مطبوع دل مسلمانان بود که تا جزئی ترین گوشه های آن را به نقل می د و آن را امروز هم سرمشق زندگی و دین خود قرار می دهند .

پیام بنیادی ، بازگشت به هدف مشترک ان ، یعنی توحید و یکتا پرستی بود ؛ باوری که ایمان بدان در آموزه ای مشهور از اکرم ( ص) مایة رستگاری انسان دانسته شده است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. در چنین تفکری ، همراه با اقامة « قسط» که یکی از اه اصلی ان الهی است ( نک : حدید 57/25 ) ، همة امتیازات بشری همچون رنگ و نژاد و زبان و جز آن تنها دستمایه ای برای شناخت مردمان از یکدیگر دانسته شده ، و آنچه ملاک و میزان برتری دانسته شده ، فقط « تقوا» است ( نک : حجرات / 49 / 13) . (ص) برای تحقق این جنبه از رس خویش ، در شهری کوچک حکومتی مبتنی بر اصل توحید و قسط بنا نهاد و اقوام ناسازگار حجاز و تهامه را به سوی اتحاد و تشکیل « امت واحده » رهنمون شد ( نک : انبیاء / 21 / 92 ) که به منزلة بازگشتی به این پیشینة قرآنی بود که همگی مردمان نخست امتی یکپارچه بوده اند و ان همواره کوشیده اند تا یگانگی امت را باز گردانند و قوام بخشند ( بقره / 2/ 213 ) . پیام رس آن حضرت ، هر چند که نخست می بایست انذار خود را از قوم و بوم خود آغاز می کرد ( نک : انعام /6/ 92 ) ، از آغاز پیامی جهان شمول بود ( یوسف / 12/ 104 ) . در برخورد با آداب و رسوم مردمان عرب ، اگر چه قرآن در مقام ستیز با مظاهر ناپسند آن بر آمده، و مثلاً حمیت اعراب پیش از را « حمیه الجاهلیه » خوانده است ( نک : فتح / 48 / 26 ) ، اما در برخورد با رسوم پسندیده و گاه مبتنی بر تعالیم آسمانی ، نقش جهت بخشی توحیدی و تصحیح انحرافها بود .


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

زندگی نامه

خلاصه از زندگی نامه اکرم (صل الله علیه و آله)

مقدمه

زندگی حضرت محمد (ص) از صدر مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اینهمه ، روایات بی شمار موجود در بیشتر جزئیات همداستان نیستند و به ویژه آگاهیهای ما در باب زندگی آن بزرگوار ، پیش از بعثت ، به تفصیل شرح سیرة ایشان پس از بعثت نیست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسی زندگی وی در طول 63 سال در ذهن نقش می بندد، بازت از تصویر ظهور ی الهی و سرگذشت شخصیتی است که با پشت سر نهادن دشواریهای بسیار ، بی هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست جزیره العرب را متحد کند و آمادة گستردن در بیرون از مرزهای عربستان شود و از آن مهم تر دیانتی را بنیاد نهد که اینک یکی از مهم ترین ادیان جهان به شمار می رود .

از تولد تا بعثت

تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسیاری از روایات در 17 ربیع الاول عام الفیل ( 570 م ) ، یا به روایتی 12 همان ماه در تقویم عربی روی داد . پدر (ص) ، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیلة بزرگ قریش بودند ؛ قبیله ای که بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مکه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر (ص) اندکی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با کاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت . بنابر رسمی که در مکه رایج بود ، محمد (ص) را به زنی به نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد . وی 6 ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب ( مدینه ) رفت ، اما آمنه نیز در بازگشت ، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزدیک مدینه ـ به خاک سپردند. محمد ( ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، اما او نیز در 8سالگی وی درگذشت و س رستی محمد ( ص) بر عهدة عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در س رستی برادرزاده اش کوششی بلیغ می کرد . در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر ، راهبی بَحیرا نام ، نشانه های ی را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقایع مهم پیش از ازدواج ( ص ) ، شرکت در پیمانی به نام « حلف الفضول » است که در آن جمعی از مکیان تعهد د « از هر مظلومی حمایت کنند و حق او را بستانند » . پیمانی که (ص) بعدها نیز آن را می ستود و می فرمود اگر بار دیگر او را به چنان پیمانی باز خوانند ، به آن می پیوندد.

شهرت محمد (ص) به راستگویی و درستکاری چنان زبانزد همگان شده بود که « امین » لقب گرفت و همین صداقت و درستی توجه خدیجه دختر خویلد را جلب کرد و او را با سرمایة خویش برای تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شیفتة درستکاری « محمد امین » شد که خود برای ازدواج با وی گام پیش نهاد ، در حالی که بنابر مشهور ، دست کم 15 سالی از او بزرگ تر بود . خدیجه برای محمد ( ص ) همسری فداکار بود و تا زمانی که حیات داشت ، همسر دیگری برنگزید . او برای ( ص ) فرزندانی آورد که پسران همگی در کودکی در گذشتند و در میان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه ( ع) است . از جزئیات این دوره از زندگی ( ص) تا زمان بعثت آگاهی چندانی در دست نیست ؛ جز آنکه می دانیم نزد مردمان به عنوان فردی اهل تأمل و تفکر شناخته شده ، و از خوی و رفتارهای ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگیرتر از همه بت پرستی بود و (ص) از آن روی بر می تافت . محمد (ص) اندکی پیش از بعثت ، دیر زمانی را به تنهایی در غار حرا، در کوهی نزدیک مکه به سر می برد و زمان را به خاموشی و شه می گذرانید.

از بعثت تا هجرت

گفته اند نخستین نشانه های بعثت (ص) به هنگام 40 سالگی او ، رؤیاهای صادقه بوده است، اما آنچه در سیره به عنوان آغاز بعثت شهرت یافته ، شبی در ماه رمضان ، یا ماه رجب است که فرشتة وحی در غار حرا بر (ص) ظاهر شد و بر او نخستین آیات سورة علق را برخواند . بنابر روایات ، (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست که او را هر چه زودتر بپوشانند. گویا برای مدتی در نزول وحی وقفه ای ایجاد شد و همین امر (ص ) را غمناک ساخته بود ، ولی اندکی بعد فرشتة وحی باز آمد و آن حضرت را هدایت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دینی و اخلاقی و پاک گردانیدن خانة خدا از بتان ، و دلهای آدمیان از خدایان دروغین کرد .

(ص) دعوت به توحید را نخست از خانوادة خود آغاز کرد و اول ی که به او ایمان آورد ، همسرش خدیجه ، و از مردان ، پسر عمویش علی بن طالب ( ع) بود که در آن هنگام س رستی او را (ص) بر عهده داشت. در منابع فرق گوناگون ی ، از برخی دیگر همچون ابوبکر و زیدبن حارثه ، به عنوان نخستین گروندگان به نام برده اند، اما باید در نظر داشت که این موضوع برای مسلمانان در گرایشهای مذهبی گوناگون پیوسته افتخاری بود و بعدها به زمینه ای برای منازعات کلامی میان آنان تبدیل شد . هر چند دعوت آغازین بسیار محدود بود ، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی داشت و چندی برنیامد که گروه آورندگان به اطراف مکه می رفتند و با (ص) می گزاردند.

3 سال پس از بعثت، (ص) دستور یافت تا همگان را از خاندان قریش گرد آورد و دعوت توحید را در سطحی گسترده تر مطرح سازد . (ص) بدین کار دست زد ، اما دعوتش اجابتی چندان نیافت و بر شمار آورندگان قریش نیفزود. باید گفت با آنکه اشراف مکه دعوت جدید را که بر وحدانیت خدا و برابری انسانها تاکید بسیار داشت ، بر نمی تافتند ، اما فرودستان و بی چیزان ، دین جدید را با دل و جان پذیرا بودند و گروه گروه به آن می گرویدند و برخی از ایشان همچون عمار یاسر و بلال حبشی بعدها از بزرگان صحابه شدند . رفتار قریشیان و به طور کلی مشرکان مکه اگر چه نخست با ملایمت و بیشتر با بی اعتنایی همراه بود ، ولی چون بدگویی از بتان و از آیین و رسوم پدران آنان فزونی یافت ، قریشیان بر ( ص) و مسلمانان سخت گرفتند و خاصه ابوطالب عموی ( ص) را که جداً از او حمایت می کرد ، برای آزار (ص) در تنگنا قرار دادند . از یک سو تعرض قریشیان و دیگر قبایل به مسلمانان و شخص (ص) فزونی می گرفت و از دیگر سو در صفوف قریشیان نسبت به مخالفت با (ص) یا حمایت از او ، دو دستگی پدید آمد .

سختگیری مشرکان چندان شد که (ص) عده ای از اصحاب را امر کرد تا به حبشه هجرت کنند و به نظر می رسد که برخی از اصحاب نیز میان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده اند . در سال ششم بعثت ، سرانجام قریشیان پیمانی نهادند تا از ازدواج یا ید و فروش با خاندان عبدالمطلب بپرهیزند . آنان پیمان خویش را بر صحیفه ای نوشتند و به دیوار کعبه آویختند. از آن سوی ، ابوطالب و انی دیگر از خاندان او نیز همراه (ص) و خدیجه به دره ای مشهور به « شعب » ابوطالب ، پناه بردند و تا جایی که ممکن بود ، نه ی به آنجا می آمد و نه خود از آن بیرون می شدند . سرانجام ، پس از آنکه خطوط آن صحیفه را موریانه از میان برده بود ، قریشیان پذیرفتند که مخالفان را رها کنند و از محاصره ایشان دست بردارند ( سال 10 بعثت ) . بدین سان (ص) و خاندان او از تنگنا رهایی یافتند. اندکی پس از وج (ص) از شعب ، دو تن از نزدیک ترین یاورانش ، خدیجه و ابوطالب وفات یافتند.

با وفات ابوطالب ، (ص) یکی از جدی ترین حامیان خود را از دست داد و مشرکان با فرصت به دست آمده بر اذیت و آزار (ص) و مسلمانان افزودند ، کوشش ( ص ) برای دعوت نان خارج مکه ، به ویژه طایف ، به جایی نرسید و او آزرده خاطر و ناآسوده به مکه بازگشت. سرانجام ، توجه (ص) به شهر یثرب جلب شد که شهری مستعد برای دعوت بود . در آن شهر دو قبیلة اصلی ، یعنی اوس و خزرج ، بیشتر اوقات با هم در جنگ و ستیز بودند و از ی که ایشان را به آشتی و دوستی دعوت کند ، استقبال می د . (ص) اتفاقاً 6 تن از خزرجیان را در موسم حج دید و را بر ایشان عرضه کرد و آنان چون به شهر خویش بازگشتند ، به تبلیغ دعوت پرداختند. سال بعد ، یعنی در سال 12 بعثت ، تنی چند از اوس و خزرج ، به خدمت (ص) آمدند و در عقبه ، دره ای در مکه ، با آن حضرت بیعت د و (ص) ای برای ترویج و تعلیم با آنان همراه کرد . این بیعت نخستین پایة حکومتی شد که (ص) در یثرب بنیاد نهاد . سال بعد نیز شمار بیشتری از یثربیان با ( ص) بیعت د و گویا در یثرب جز گروه اندکی نمانده بود که به در نیامده باشند . گرچه این مذاکرات پنهانی بود ، ولی قریشیان بدان آگاهی یافتند و پس از شور دربارة رسیدگی به کار ( ص) و مسلمانان ، بر آن شدند که از همة تیره های قریش انی گرد آیند و شبانه ( ص) را بکشند تا خون او برگردن ی نیفتد . (ص) که از این توطئه آگاه شده بود ، حضرت علی (ع) را بر جای خویش نهاد و خود به شتاب ، در حالی که ابوبکر نیز با او همراه شده بود ، به سوی یثرب روان شد.

از هجرت تا رحلت اکرم (ص)

وج (ص) از مکه که از آن به هجرت تعبیر شده ، نقطة عطفی در تاریخ زندگی آن حضرت و نیز تاریخ است ؛ زیرا از آن پس (ص) ، تنها مشرکان را به دوری از بت پرستی و ایمان به خدای یگانه فرا نمی خواند ، بلکه دیگر در رأس حکومتی قرار گرفته بود که می بایست بر مبنای شریعتی آسمانی جامعه ای نوین بنا نهد ؛ اما اینکه برخی از نویسندگان برآنند که (ص) در مدینه رس و دعوت و تبلیغ را رها کرد ، درست نیست و (ص) هرگز این نقش را از دست ننهاد . گسیل داشتن انی برای تبلیغ به میان قبایل و ارسال دعوتها به فرمانروایان کشورها مؤید این معنی است. هجرت (ص) از مکه به مدینه ، نزد مسلمانان با اهمیت بسیار تلقی شد ، تا بدانجا که مبدا تاریخ ایشان قرار گرفت و این خود نشان دهندة برداشتی است که اعراب از هجرت (ص) به عنوان یک مرحلة نوین داشتند . سرانجام (ص) در ماه ربیع الاول سال 14 بعثت به یثرب رسید ؛ شهری که از آن پس به نام آن حضرت ، مدینه الرسول یا به اختصار مدینه نام گرفت . آن حضرت نخست در جایی بیرون شهر ، به نام قبا درنگ فرمود و یثربیان به استقبال او شتافتند . پس از چند روزی ، به شهر در آمد و در قطعه زمینی خشک ، مسجدی به دست خود و اصحاب و یارانش بنا کرد که بنیاد مسجد النبی کنونی در مدینة منوره است.

روز به روز بر شمار مهاجران افزوده می شود و انصار ـ که اینک به نان پیشین یثرب اطلاق می شد ـ آنان را در منزل خویش جای می دادند . (ص) ، نخست میان انصار و مهاجران پیمان برادری برقرار کرد و خود علی بن طالب (ع) را به برادری برگرفت. عده ای اندک نیز بودند که اگرچه به ظاهر ادعای می د ، ولی به دل ایمان نیاورده بودند ، و اینان را « منافقین » می نامیدند . مدتی پس از ورود به مدینه ، (ص) با اهالی شهر ، حتی یهودیان پیمانی بست تا حقوق اجتماعی یکدیگر را رعایت کنند. چندی بعد قبلة مسلمانان از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت و هویت مستقل برای تثبیت شد . در سال نخستین هجرت ، مسلمانان با مشرکان مکه برخوردی جدی پیدا ن د و برخوردها از سال دوم آغاز شد . در واقع بیشتر اوقات (ص) در دوران پس از هجرت به حفاظت از جامعة کوچک مسلمانان مدینه و گسترش حوزة نفوذ گذشت . (ص) و مسلمانان نخست می بایست مشرکان را به می خواندند ، یا خطر هجوم و حملة دائمی ایشان را دفع می د . متدینان به ادیان دیگر ، به ویژه یهود ، گویا نخست روابطی دوستانه با (ص) و مسلمانان داشتند ، یا دست کم چنین وانمود می د ، ولی اندکی بعد از در دشمنی و ستیز در آمدند و گاه حتی با دشمنان (ص) دست یاری دادند . به هر حال ، در تحلیل رفتار (ص) و مسلمانان با آنان ، باید مواضع ایشان را در قبال مشکلات و خطراتی که جامعة مسلمانان را تهدید می کرد ، در نظر آورد و تقابلی که احیاناً در این میان دیده می شود ، به هیچ روی نباید به نزاعهای مذهبی و جز آن تعبیر شود ؛ چه ، آیات فراوانی در قرآن کریم و هم بسیاری رفتارهای (ص) ، حاکی از احترام نسبت به متدینان واقعی به ادیان آسمانی ، و نشان دهندة یکی بودن اساس آنهاست .

در سال 2 ق ، مهم ترین برخورد نظامی مسلمانان و مشرکان مکه پیش آمد : در نبردی که به بدر مشهور شد ، با آنکه عدة مسلمانان کمتر از مکیان بود ، توانستند پیروزی را از آن خود کنند و از مشرکان بسیاری کشته و اسیر شدند و دیگران نیز گریختند. پیروزی در بدر ، به مسلمانان روحیه بخشید ، اما در مکه همگی داغدار و خشمگین از ش ت ، و در شة انتقام بودند . از آن سوی نخستین درگیری مسلمانان با یهودیان بنی قینقاع که در بیرون مدینه سکنی داشتند ، اندکی پس از بدر پدید آمد و یهودیان ناچار عقب نشستند و آن ناحیه را به مسلمانان دادند.

در سال 3 ق ، قریشیان از قبایل متحد خود بر ضد مسلمانان یاری خواستند و با لشکری مجهز به فرماندهی ابوسفیان ، به سوی مدینه به راه افتادند. (ص) نخست قصد داشت در مدینه بماند ، ولی سرانجام بر آن شد تا برای مقابله با لشکر مکه از شهر بیرون رود . در جایی نزدیک کوه احد ، دو لشکر با یکدیگر رو به رو شدند و با اینکه نخست پیروزی با مسلمانان بود ، ولی با ترفندی که خالد بن ولید به کاربرد و با استفاده از غفلت گروهی از مسلمانان ، مشرکان از پشت هجوم بردند و به کشتار آنان پرداختند . در این جنگ حمزه عموی ( ص) به شهادت رسید ، (ص) خود زخم برداشت و شایعة کشته شدن او نیز موجب تضعیف روحیة مسلمانان شد . مسلمانان غمگین به مدینه بازگشتند و آیات قرآن که در این واقعه نازل شد ، در بر دارندة تسلیت بر مسلمانان است.

در سال 4 ق چند درگیری پراکنده با قبایل اطراف مدینه پیش آمد که دیانت جدید را به سود خود نمی دیدند و ممکن بود با یکدیگر متحد شده ، به مدینه هجوم آوردند . دو حادثة رجیع و بئر معونه که طی آن مبلغان مسلمان توسط جنگجویان قبایل متحد کشته شدند ، نشان از همین اتحاد ، و نیز تلاش (ص) برای گسترش در مدینه دارد. در این سال یکی از مهم ترین درگیریهای (ص) با قومی از یهود مدینه به نام بنی نضیر پیش آمد که (ص) با ایشان به مذاکره پرداخت و یهودیان قصد جان او را د ، اما سرانجام ناچار شدند از آن منطقه کوچ کنند.

در سال بعد (ص) و مسلمانان به حدود مرزهای شام در جایی به نام دومه الجندل رفتند ؛ وقتی به آنجا رسید ، دشمن گریخته بود و (ص) و مسلمانان به مدینه بازگشتند. سال 5 ق به پایان نرسیده بود که خطر بسیار بزرگی (ص) و مسلمانان را تهدید کرد . قریشیان مکه و یهودیان رانده شدة بنی نضیر و دیگر هم پیمانان ایشان بر ضد ( ص) متحد شدند و با لشکری گران که شمار یان آن را تا 10 هزار گفته اند ، به سوی مدینه به راه افتادند . چون خبر به (ص) رسید ، بنا بر روایت مشهوری ، به پیشنهاد سلمان فارسی به حفر خندق در اطراف مدینه امر فرمود . بدین ترتیب ، چون لشکر کفار به مدینه رسید ، با این تدبیر جدید جنگی رو به رو شد و در طول روزهایی که دو لشکر در برابر هم صف آراسته بودند ، تنها درگیریهایی پراکنده رخ داد . سرانجام ، پس از 15 روز ، لشکر کفار بی نتیجه بازگشت و مسلمانان به زندگی عادی خود برگشتند.

در سال 6 ق ، مسلمانان توانستند قوم بنی مصطلق را که بر ضد (ص) در صدد بودند ، ش ت دهند و در همان سال دسته های گوناگون از یان مسلمان به سوی قبایل اطراف گسیل شدند . بر اثر اهتمام و کوشش پی گیر (ص) اینک بسیاری مشکلات از سر راه مسلمانان برداشته شده بود ، زیرا در شمال شبه جزیره ، بسیاری طوایف در برابر (ص) سر اطاعت فرود آورده ، یا مسلمان شده بودند و تنها جایی که هنوز خاطر (ص) را مشغول می داشت ، مکه بود . در این سال ( ص) و مسلمانان قصد د که برای اجرای مراسم حج به مکه روند و به همین منظور به سوی مکه به راه افتادند . قریشیان بر منع ورود (ص) همداستان شدند و نزد آن حضرت روانه د و او را از قریشیان بیم دادند ، ولی (ص) تاکید کرد که قصد جنگ ندارد و حرمت خانة خدا را واجب می داند و حتی فرمود که حاضر است برای مدتی با قریشیان در صلح شود . قریشیان نخست هم رای نبودند ، ولی سرانجام ی را برای عقد قرار داد صلح نزد (ص) فرستادند . بر مبنای این ، میان (ص) و قریشیان 10 سال صلح و متارکة جنگ اعلام گردید و شرط شد که ( ص) از ورود به مکه تا سال آینده خودداری کند. بنابر روایاتی ، هر چند برخی از مسلمانان نخست این صلح را برنتافتند ، اما سرانجام به اهمیت آن برای گسترش پی بردند.

چون (ص) از کار قریشیان بپرداخت ، در سال 7 ق ، تصمیم به دعوت فرمانروایان و پادشاهان ممالک اطراف گرفت . سپس نامه هایی به امپراتور روم شرقی ، نجاشی و نیز غسانیان شام و یمامه فرستاد. هم در این سال (ص) بر یهودیان خیبر پیروز شد که پیش از آن چندین بار با دشمنان بر ضد او هم پیمان شده بودند و آن حضرت از جانب ایشان آسوده خاطر نبود ، قلعة خیبر که در مدینه واقع شده بود ، به تصرف مسلمانان در آمد و (ص) پذیرفت که یهودیان به کار زراعت خویش در آن منطقه ادامه دهند و هر سال از محصول خود بخشی به مسلمانان بپردازند ، (ص) به مدینه بازگشت ، اما گسیل داشتن یان و کاروانها به اطراف و اکناف ادامه داشت.

در سال 8 ق ، قریشیان پیمان خود را ش تند و شبانگاه بر طایفه ای که با مسلمانان هم پیمان بودند ، هجوم بردند . بدین سبب ، (ص) با ی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد . ابوسفیان ، بزرگ مشرکان به شفاعت عباس عموی ( ص) ، نزد آن حضرت آمد و اظهار کرد و (ص) خانة او را جایگاه امن قرار داد. لشکر بی مقاومتی وارد مکه شد و (ص) بلافاصله فرمان عفو عمومی صادر کرد و خود به درون کعبه شد و خانه را از بتان پاک فرمود . آنگاه بر بلندی صفا نشست و همگی مردم با او دست بیعت دادند. هنوز 15 روز از اقامت (ص) در مکه نگذشته بود که برخی از طوایف پرشمار و مسلمان ناشدة جزیره العرب بر ضد آن حضرت متحد شدند . (ص) با لشکری انبوه از مسلمانان از مکه بیرون آمد و چون به جایی به نام حنین رسید ، دشمنان که در دره های اطراف کمین کرده بودند ، به تیراندازی پرداختند . شدت تیرباران چنان بود که روی به عقب نهاد ، گروهی اندک بر جای ماندند ، ولی سرانجام گریختگان نیز بازگشتند و بر دشمن هجوم بردند و ایشان را بش تند.

در تابستان سال 9 ق ، به (ص) خبر رسید که رومیان لشکری ساخته اند و قصد حمله به مدینه دارند . (ص) و مسلمانان به مقابله رفتند تا به تبوک رسیدند ، ولی جنگی رخ نداد و (ص) پس از عقد پیمانهایی با قبایل آن حدود به مدینه بازگشت. پس از این ماجرا که به غزوة تبوک شهرت یافت ، در همه جای جزیره العرب روی به گسترش نهاد . از این پس همواره هیاتهای نمایندگی قبایل گوناگون به مدینه می آمدند و به می گرویدند . عملاً همة سال 10 ق را که « سنه الوفود » خوانده شد ، (ص) در مدینه بود و فرستادگان قبایل را می پذیرفت . هم در این سال (ص) با یان نجران پیمان بست ، به حج رفت و در بازگشت در جایی به نام غدیر خم ، علی بن طالب (ع) را « مولا» ی مسلمانان پس از خود اعلام کرد.

در اوایل سال 11 ق ، بیماری و رحلت (ص) پیش آمد . چون بیماری (ص) سخت شد ، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر ی را حقی بر گردن من است بستاند ، یا حلال کند و اگر ی را آزرده ام اینک برای تلافی آماده ام. وفات (ص) در 28 صفر سال 11 ق ، یا به روایتی در 12 ربیع الاول همان سال در 63 سالگی روی داد . در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه ( ع) ی زنده نبود . دیگر فرزندانش ،از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات (ص) به دنیا آمد ، همگی در گذشته بودند. پیکر مطهر (ص) را حضرت علی (ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه اش ـ که اینک داخل در مسجد مدینه است ـ به خاک سپردند .

در وصف رفتار و صفات (ص) گفته اند که اغلب خاموش بود و جز در حد نیاز سخن نمی گفت . هرگز تمام دهان را نمی گشود ، بیشتر تبسم داشت و هیچ گاه به صدای بلند نمی خندید ، چون به سوی ی می خواست روی کند ، با تمام تن خویش بر می گشت . به پاکیزگی و خوشبویی بسیار علاقه مند بود ، چندانکه چون از جایی گذر می کرد ، رهگذران پس از او ، از اثر بوی خوش ، حضورش را در می یافتند . در کمال سادگی می زیست ، بر زمین می نشست و بر زمین خوراک می خورد و هرگز تکبر نداشت . هیچ گاه تا حد سیری غذا نمی خورد و در بسیاری موارد ، به ویژه آنگاه که تازه به مدینه در آمده بود ، گرسنگی را پذیرا بود . با اینهمه ، چون راهبان نمی زیست و خود می فرمود که از نعمتهای دنیا به حد ، بهره گرفته ، هم روزه داشته ، و هم عبادت کرده است . رفتار او با مسلمانان و حتی با متدینان به دیگر ادیان ، روشی مبنتی بر شفقت و بزرگواری و گذشت و مهربانی بود . سیرت و زندگی او چنان مطبوع دل مسلمانان بود که تا جزئی ترین گوشه های آن را به نقل می د و آن را امروز هم سرمشق زندگی و دین خود قرار می دهند .

پیام بنیادی ، بازگشت به هدف مشترک ان ، یعنی توحید و یکتا پرستی بود ؛ باوری که ایمان بدان در آموزه ای مشهور از اکرم ( ص) مایة رستگاری انسان دانسته شده است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. در چنین تفکری ، همراه با اقامة « قسط» که یکی از اه اصلی ان الهی است ( نک : حدید 57/25 ) ، همة امتیازات بشری همچون رنگ و نژاد و زبان و جز آن تنها دستمایه ای برای شناخت مردمان از یکدیگر دانسته شده ، و آنچه ملاک و میزان برتری دانسته شده ، فقط « تقوا» است ( نک : حجرات / 49 / 13) . (ص) برای تحقق این جنبه از رس خویش ، در شهری کوچک حکومتی مبتنی بر اصل توحید و قسط بنا نهاد و اقوام ناسازگار حجاز و تهامه را به سوی اتحاد و تشکیل « امت واحده » رهنمون شد ( نک : انبیاء / 21 / 92 ) که به منزلة بازگشتی به این پیشینة قرآنی بود که همگی مردمان نخست امتی یکپارچه بوده اند و ان همواره کوشیده اند تا یگانگی امت را باز گردانند و قوام بخشند ( بقره / 2/ 213 ) . پیام رس آن حضرت ، هر چند که نخست می بایست انذار خود را از قوم و بوم خود آغاز می کرد ( نک : انعام /6/ 92 ) ، از آغاز پیامی جهان شمول بود ( یوسف / 12/ 104 ) . در برخورد با آداب و رسوم مردمان عرب ، اگر چه قرآن در مقام ستیز با مظاهر ناپسند آن بر آمده، و مثلاً حمیت اعراب پیش از را « حمیه الجاهلیه » خوانده است ( نک : فتح / 48 / 26 ) ، اما در برخورد با رسوم پسندیده و گاه مبتنی بر تعالیم آسمانی ، نقش جهت بخشی توحیدی و تصحیح انحرافها بود .


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

خلاصه ای از زندگی حضرت محمد (ص)

مقدمه

زندگی حضرت محمد (ص) از صدر مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اینهمه ، روایات بی‌شمار موجود در بیشتر جزئیات همداستان نیستند و به ویژه آگاهیهای ما در باب زندگی آن بزرگوار ، پیش از بعثت ، به تفصیل شرح سیرة ایشان پس از بعثت نیست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسی زندگی وی در طول 63 سال در ذهن نقش می‌بندد، بازت از تصویر ظهور ی الهی و سرگذشت شخصیتی است که با پشت سر نهادن دشواریهای بسیار ، بی‌هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست جزیره العرب را متحد کند و آمادة گستردن در بیرون از مرزهای عربستان شود و از آن مهم تر دیانتی را بنیاد نهد که اینک یکی از مهم‌ترین ادیان جهان به شمار می‌رود .

از تولد تا بعثت

تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسیاری از روایات در 17 ربیع الاول عام‌الفیل ( 570 م ) ، یا به روایتی 12 همان ماه در تقویم عربی روی داد . پدر ‌(ص)‌، عبدالله فرزند

عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیلة بزرگ قریش بودند ؛ قبیله‌ای که بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مکه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر (ص) اندکی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با کاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت . بنابر رسمی که در مکه رایج بود ، محمد (ص) را به زنی به نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد . وی 6 ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب ( مدینه ) رفت‌، اما آمنه نیز در بازگشت ، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزدیک مدینه ـ به خاک سپردند. محمد ( ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، اما او نیز در 8سالگی وی درگذشت و س رستی محمد ( ص) بر عهدة عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در س رستی برادرزاده اش کوششی بلیغ می کرد . در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر ، راهبی بَحیرا نام ، نشانه های ی را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقایع مهم پیش از ازدواج ( ص ) ، شرکت در پیمانی به نام « حلف الفضول » است که در آن جمعی از مکیان تعهد د « از هر مظلومی حمایت کنند و حق او را بستانند » . پیمانی که (ص) بعدها نیز آن را می‌ستود و می‌فرمود اگر بار دیگر او را به چنان پیمانی باز خوانند ، به آن می‌پیوندد.

شهرت محمد (ص) به راستگویی و درستکاری چنان زبانزد همگان شده بود که « امین » لقب گرفت و همین صداقت و درستی توجه خدیجه دختر خویلد را جلب کرد و او را با سرمایة خویش برای تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شیفتة درستکاری « محمد امین‌» شد که خود برای ازدواج با وی گام پیش نهاد ، در حالی که بنابر مشهور ، دست‌کم 15 سالی از او بزرگ‌تر بود . خدیجه برای محمد ( ص ) همسری فداکار بود و تا زمانی که حیات داشت ، همسر دیگری برنگزید . او برای ( ص ) فرزندانی آورد که پسران همگی در کودکی در گذشتند و در میان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه‌( ع) است . از جزئیات این دوره از زندگی ( ص) تا زمان بعثت آگاهی چندانی در دست نیست ؛ جز آنکه می دانیم نزد مردمان به عنوان فردی اهل تأمل و تفکر شناخته شده ، و از خوی و رفتارهای ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگیرتر از همه بت پرستی بود و (ص) از آن روی بر می‌تافت . محمد (ص) اندکی پیش از بعثت ، دیر زمانی را به تنهایی در غار حرا، در کوهی نزدیک مکه به سر می‌برد و زمان را به خاموشی و شه می‌گذرانید.

از بعثت تا هجرت

گفته‌اند نخستین نشانه‌های بعثت (ص) به هنگام 40 سالگی او ، رؤیاهای صادقه بوده است، اما آنچه در سیره به عنوان آغاز بعثت شهرت یافته ، شبی در ماه رمضان ، یا ماه رجب است که فرشتة وحی در غار حرا بر (ص) ظاهر شد و بر او نخستین آیات سورة علق را برخواند . بنابر روایات ، (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست که او را هر چه زودتر بپوشانند. گویا برای مدتی در نزول وحی وقفه‌ای ایجاد شد و همین امر ‌(ص ) را غمناک ساخته بود ، ولی اندکی بعد فرشتة وحی باز آمد و آن حضرت را هدایت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دینی و اخلاقی و پاک گردانیدن خانة خدا از بتان ، و دلهای آدمیان از خدایان دروغین کرد .

(ص) دعوت به توحید را نخست از خانوادة خود آغاز کرد و اول ی که به او ایمان آورد ، همسرش خدیجه ، و از مردان ، پسر عمویش علی بن طالب ( ع) بود که در آن هنگام س رستی او را (ص) بر عهده داشت. در منابع فرق گوناگون ی‌، از برخی دیگر همچون ابوبکر و زیدبن حارثه ، به عنوان نخستین گروندگان به نام برده اند، اما باید در نظر داشت که این موضوع برای مسلمانان در گرایشهای مذهبی گوناگون پیوسته افتخاری بود و بعدها به زمینه ای برای منازعات کلامی میان آنان تبدیل شد . هر چند دعوت آغازین بسیار محدود بود ، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی داشت و چندی برنیامد که گروه آورندگان به اطراف مکه می‌رفتند و با (ص) می‌گزاردند.

3 سال پس از بعثت، (ص) دستور یافت تا همگان را از خاندان قریش گرد آورد و دعوت توحید را در سطحی گسترده‌تر مطرح سازد . (ص) بدین کار دست زد ، اما دعوتش اجابتی چندان نیافت و بر شمار آورندگان قریش نیفزود. باید گفت با آنکه اشراف مکه دعوت جدید را که بر وحدانیت خدا و برابری انسانها تاکید بسیار داشت ، بر نمی‌تافتند ، اما فرودستان و بی‌چیزان ، دین جدید را با دل و جان پذیرا بودند و گروه گروه به آن می گرویدند و برخی از ایشان همچون عمار یاسر و بلال حبشی بعدها از بزرگان صحابه شدند . رفتار قریشیان و به طور کلی مشرکان مکه اگر چه نخست با ملایمت و بیشتر با بی‌اعتنایی همراه بود ، ولی چون بدگویی از بتان و از آیین و رسوم پدران آنان فزونی یافت ، قریشیان بر ( ص) و مسلمانان سخت گرفتند و خاصه ابوطالب عموی ( ص) را که جداً از او حمایت می‌کرد ، برای آزار (ص) در تنگنا قرار دادند . از یک سو تعرض قریشیان و دیگر قبایل به مسلمانان و شخص ‌(ص) فزونی می گرفت و از دیگر سو در صفوف قریشیان نسبت به مخالفت با (ص) یا حمایت از او ، دو دستگی پدید آمد .

سختگیری مشرکان چندان شد که (ص) عده‌ای از اصحاب را امر کرد تا به حبشه هجرت کنند و به نظر می‌رسد که برخی از اصحاب نیز میان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده اند . در سال ششم بعثت ، سرانجام قریشیان پیمانی نهادند تا از ازدواج یا ید و فروش با خاندان عبدالمطلب بپرهیزند . آنان پیمان خویش را بر صحیفه‌ای نوشتند و به دیوار کعبه آویختند. از آن سوی ، ابوطالب و انی دیگر از خاندان او نیز همراه ‌(ص) و خدیجه به دره‌ای مشهور به « شعب » ابوطالب ، پناه بردند و تا جایی که ممکن بود ، نه ی به آنجا می آمد و نه خود از آن بیرون می شدند . سرانجام ، پس از آنکه خطوط آن صحیفه را موریانه از میان برده بود ، قریشیان پذیرفتند که مخالفان را رها کنند و از محاصره ایشان دست بردارند ( سال 10 بعثت ) . بدین سان (ص) و خاندان او از تنگنا رهایی یافتند. اندکی پس از وج (ص) از شعب ، دو تن از نزدیک‌ترین یاورانش ، خدیجه و ابوطالب وفات یافتند.

با وفات ابوطالب ، (ص) یکی از جدی‌ترین حامیان خود را از دست داد و مشرکان با فرصت به دست آمده بر اذیت و آزار (ص) و مسلمانان افزودند ، کوشش ‌( ص ) برای دعوت نان خارج مکه ، به ویژه طایف ، به جایی نرسید و او آزرده خاطر و ناآسوده به مکه بازگشت. سرانجام ، توجه (ص) به شهر یثرب جلب شد که شهری مستعد برای دعوت بود . در آن شهر دو قبیلة اصلی ، یعنی اوس و خزرج ، بیشتر اوقات با هم در جنگ و ستیز بودند و از ی که ایشان را به آشتی و دوستی دعوت کند ، استقبال می‌ د . (ص) اتفاقاً 6 تن از خزرجیان را در موسم حج دید و را بر ایشان عرضه کرد و آنان چون به شهر خویش بازگشتند ، به تبلیغ دعوت پرداختند. سال بعد ، یعنی در سال 12 بعثت ، تنی چند از اوس و خزرج ، به خدمت (ص) آمدند و در عقبه ، دره‌ای در مکه ، با آن حضرت بیعت د و (ص) ای برای ترویج و تعلیم با آنان همراه کرد . این بیعت نخستین پایة حکومتی شد که (ص) در یثرب بنیاد نهاد . سال بعد نیز شمار بیشتری از یثربیان با ( ص) بیعت د و گویا در یثرب جز گروه اندکی نمانده بود که به در نیامده باشند . گرچه این مذاکرات پنهانی بود ، ولی قریشیان بدان آگاهی یافتند و پس از شور دربارة رسیدگی به کار ( ص) و مسلمانان ، بر آن شدند که از همة تیره‌های قریش انی گرد آیند و شبانه (‌ص) را بکشند تا خون او برگردن ی نیفتد . (ص) که از این توطئه آگاه شده بود ، حضرت علی (ع) را بر جای خویش نهاد و خود به شتاب ، در حالی که ابوبکر نیز با او همراه شده بود ، به سوی یثرب روان شد.

 

از هجرت تا رحلت اکرم (ص)

  وج (ص) از مکه که از آن به هجرت تعبیر شده ، نقطة عطفی در تاریخ زندگی آن حضرت و نیز تاریخ است ؛ زیرا از آن پس (ص) ، تنها مشرکان را به دوری از بت پرستی و ایمان به خدای یگانه فرا نمی‌خواند ، بلکه دیگر در رأس حکومتی قرار گرفته بود که می‌بایست بر مبنای شریعتی آسمانی جامعه‌ای نوین بنا نهد ؛ اما اینکه برخی از نویسندگان برآنند که (ص) در مدینه رس و دعوت و تبلیغ را رها کرد ، درست نیست و (ص) هرگز این نقش را از دست ننهاد . گسیل داشتن انی برای تبلیغ به میان قبایل و ارسال دعوتها به فرمانروایان کشورها مؤید این معنی است. هجرت (ص) از مکه به مدینه ، نزد مسلمانان با اهمیت بسیار تلقی شد ، تا بدانجا که مبدا تاریخ ایشان قرار گرفت و این خود نشان دهندة برداشتی است که اعراب از هجرت (ص) به عنوان یک مرحلة نوین داشتند . سرانجام ‌(ص) در ماه ربیع الاول سال 14 بعثت به یثرب رسید ؛ شهری که از آن پس به نام آن حضرت ، مدینه الرسول یا به اختصار مدینه نام گرفت . آن حضرت نخست در جایی بیرون شهر ، به نام قبا درنگ فرمود و یثربیان به استقبال او شتافتند . پس از چند روزی ، به شهر در آمد و در قطعه زمینی خشک ، مسجدی به دست خود و اصحاب و یارانش بنا کرد که بنیاد مسجد النبی کنونی در مدینة منوره است.

روز به روز بر شمار مهاجران افزوده می‌شود و انصار ـ که اینک به نان پیشین یثرب اطلاق می‌شد ـ آنان را در منزل خویش جای می دادند . (ص) ، نخست میان انصار و مهاجران پیمان برادری برقرار کرد و خود علی بن طالب (ع) را به برادری برگرفت. عده ای اندک نیز بودند که اگرچه به ظاهر ادعای می‌ د ، ولی به دل ایمان نیاورده بودند ، و اینان را « منافقین » می نامیدند . مدتی پس از ورود به مدینه ، (ص) با اهالی شهر ، حتی یهودیان پیمانی بست تا حقوق اجتماعی یکدیگر را رعایت کنند. چندی بعد قبلة مسلمانان از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت و هویت مستقل برای تثبیت شد . در سال نخستین هجرت ، مسلمانان با مشرکان مکه برخوردی جدی پیدا ن د و برخوردها از سال دوم آغاز شد‌. در واقع بیشتر اوقات (ص) در دوران پس از هجرت به حفاظت از جامعة کوچک مسلمانان مدینه و گسترش حوزة نفوذ گذشت . (ص) و مسلمانان نخست می‌بایست مشرکان را به می خواندند ، یا خطر هجوم و حملة دائمی ایشان را دفع می د . متدینان به ادیان دیگر ، به ویژه یهود ، گویا نخست روابطی دوستانه با ‌(ص) و مسلمانان داشتند ، یا دست کم چنین وانمود می‌ د ، ولی اندکی بعد از در دشمنی و ستیز در آمدند و گاه حتی با دشمنان (ص) دست یاری دادند . به هر حال ، در تحلیل رفتار (ص) و مسلمانان با آنان ، باید مواضع ایشان را در قبال مشکلات و خطراتی که جامعة مسلمانان را تهدید می‌کرد ، در نظر آورد و تقابلی که احیاناً در این میان دیده می‌شود ، به هیچ روی نباید به نزاعهای مذهبی و جز آن تعبیر شود ؛ چه ، آیات فراوانی در قرآن کریم و هم بسیاری رفتارهای (ص) ، حاکی از احترام نسبت به متدینان واقعی به ادیان آسمانی ، و نشان دهندة یکی بودن اساس آنهاست .

در سال 2 ق ، مهم‌ترین برخورد نظامی مسلمانان و مشرکان مکه پیش آمد : در نبردی که به بدر مشهور شد ، با آنکه عدة مسلمانان کمتر از مکیان بود ، توانستند پیروزی را از آن خود کنند و از مشرکان بسیاری کشته و اسیر شدند و دیگران نیز گریختند. پیروزی در بدر ، به مسلمانان روحیه بخشید ، اما در مکه همگی داغدار و خشمگین از ش ت ، و در شة انتقام بودند . از آن سوی نخستین درگیری مسلمانان با یهودیان بنی‌قینقاع که در بیرون مدینه سکنی داشتند ، اندکی پس از بدر پدید آمد و یهودیان ناچار عقب نشستند و آن ناحیه را به مسلمانان دادند.

در سال 3 ق ، قریشیان از قبایل متحد خود بر ضد مسلمانان یاری خواستند و با لشکری مجهز به فرماندهی ابوسفیان ، به سوی مدینه به راه افتادند. (ص) نخست قصد داشت در مدینه بماند ، ولی سرانجام بر آن شد تا برای مقابله با لشکر مکه از شهر بیرون رود . در جایی نزدیک کوه احد ، دو لشکر با یکدیگر رو به رو شدند و با اینکه نخست پیروزی با مسلمانان بود ، ولی با ترفندی که خالد بن ولید به کاربرد و با استفاده از غفلت گروهی از مسلمانان ، مشرکان از پشت هجوم بردند و به کشتار آنان پرداختند . در این جنگ حمزه عموی ( ص) به شهادت رسید ، (ص) خود زخم برداشت و شایعة کشته شدن او نیز موجب تضعیف روحیة مسلمانان شد . مسلمانان غمگین به مدینه بازگشتند و آیات قرآن که در این واقعه نازل شد ، در بر دارندة تسلیت بر مسلمانان است.

در سال 4 ق چند درگیری پراکنده با قبایل اطراف مدینه پیش آمد که دیانت جدید را به سود خود نمی‌دیدند و ممکن بود با یکدیگر متحد شده ، به مدینه هجوم آوردند . دو حادثة رجیع و بئر معونه که طی آن مبلغان مسلمان توسط جنگجویان قبایل متحد کشته شدند ، نشان از همین اتحاد ، و نیز تلاش (ص) برای گسترش در مدینه دارد. در این سال یکی از مهم‌ترین درگیریهای (ص) با قومی از یهود مدینه به نام بنی نضیر پیش آمد که (ص) با ایشان به مذاکره پرداخت و یهودیان قصد جان او را د ، اما سرانجام ناچار شدند از آن منطقه کوچ کنند.

در سال بعد (ص) و مسلمانان به حدود مرزهای شام در جایی به نام دومه الجندل رفتند ؛ وقتی به آنجا رسید ، دشمن گریخته بود و (ص) و مسلمانان به مدینه بازگشتند. سال 5 ق به پایان نرسیده بود که خطر بسیار بزرگی (ص) و مسلمانان را تهدید کرد . قریشیان مکه و یهودیان رانده شدة بنی‌نضیر و دیگر هم پیمانان ایشان بر ضد ( ص) متحد شدند و با لشکری گران که شمار یان آن را تا 10 هزار گفته‌اند ، به سوی مدینه به راه افتادند . چون خبر به (ص) رسید ، بنا بر روایت مشهوری ، به پیشنهاد سلمان فارسی به حفر خندق در اطراف مدینه امر فرمود . بدین ترتیب ، چون لشکر کفار به مدینه رسید ، با این تدبیر جدید جنگی رو به رو شد و در طول روزهایی که دو لشکر در برابر هم صف آراسته بودند ، تنها درگیریهایی پراکنده رخ داد . سرانجام ، پس از 15 روز ، لشکر کفار بی‌نتیجه بازگشت و مسلمانان به زندگی عادی خود برگشتند.

در سال 6 ق ، مسلمانان توانستند قوم بنی مصطلق را که بر ضد (ص) در صدد بودند ، ش ت دهند و در همان سال دسته های گوناگون از یان مسلمان به سوی قبایل اطراف گسیل شدند . بر اثر اهتمام و کوشش پی‌گیر (ص) اینک بسیاری مشکلات از سر راه مسلمانان برداشته شده بود ، زیرا در شمال شبه جزیره ، بسیاری طوایف در برابر (ص) سر اطاعت فرود آورده ، یا مسلمان شده بودند و تنها جایی که هنوز خاطر (ص) را مشغول می داشت ، مکه بود . در این سال ‌( ص) و مسلمانان قصد د که برای اجرای مراسم حج به مکه روند و به همین منظور به سوی مکه به راه افتادند . قریشیان بر منع ورود (ص) همداستان شدند و نزد آن حضرت روانه د و او را از قریشیان بیم دادند ، ولی (ص) تاکید کرد که قصد جنگ ندارد و حرمت خانة خدا را واجب می‌داند و حتی فرمود که حاضر است برای مدتی با قریشیان در صلح شود . قریشیان نخست هم رای نبودند ، ولی سرانجام ی را برای عقد قرار داد صلح نزد (ص) فرستادند . بر مبنای این ، میان (ص) و قریشیان 10 سال صلح و متارکة جنگ اعلام گردید و شرط شد که ( ص) از ورود به مکه تا سال آینده خودداری کند. بنابر روایاتی ، هر چند برخی از مسلمانان نخست این صلح را برنتافتند ، اما سرانجام به اهمیت آن برای گسترش پی بردند.

چون (ص) از کار قریشیان بپرداخت ، در سال 7 ق ، تصمیم به دعوت فرمانروایان و پادشاهان ممالک اطراف گرفت . سپس نامه هایی به امپراتور روم شرقی ، نجاشی و نیز غسانیان شام و یمامه فرستاد. هم در این سال (ص) بر یهودیان خیبر پیروز شد که پیش از آن چندین بار با دشمنان بر ضد او هم پیمان شده بودند و آن حضرت از جانب ایشان آسوده خاطر نبود ، قلعة خیبر که در مدینه واقع شده بود‌، به تصرف مسلمانان در آمد و (ص) پذیرفت که یهودیان به کار زراعت خویش در آن منطقه ادامه دهند و هر سال از محصول خود بخشی به مسلمانان بپردازند ، (ص) به مدینه بازگشت ، اما گسیل داشتن یان و کاروانها به اطراف و اکناف ادامه داشت.

در سال 8 ق ، قریشیان پیمان خود را ش تند و شبانگاه بر طایفه‌ای که با مسلمانان هم پیمان بودند ، هجوم بردند . بدین سبب ، (ص) با ی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد . ابوسفیان ، بزرگ مشرکان به شفاعت عباس عموی (‌ص) ، نزد آن حضرت آمد و اظهار کرد و (ص) خانة او را جایگاه امن قرار داد. لشکر بی‌مقاومتی وارد مکه شد و ‌(ص) بلافاصله فرمان عفو عمومی صادر کرد و خود به درون کعبه شد و خانه را از بتان پاک فرمود . آنگاه بر بلندی صفا نشست و همگی مردم با او دست بیعت دادند. هنوز 15 روز از اقامت (ص) در مکه نگذشته بود که برخی از طوایف پرشمار و مسلمان ناشدة جزیره العرب بر ضد آن حضرت متحد شدند . (ص) با لشکری انبوه از مسلمانان از مکه بیرون آمد و چون به جایی به نام حنین رسید ، دشمنان که در دره‌های اطراف کمین کرده بودند ، به تیراندازی پرداختند . شدت تیرباران چنان بود که روی به عقب نهاد ، گروهی اندک بر جای ماندند ، ولی سرانجام گریختگان نیز بازگشتند و بر دشمن هجوم بردند و ایشان را بش تند.

در تابستان سال 9 ق ، به (ص) خبر رسید که رومیان لشکری ساخته اند و قصد حمله به مدینه دارند . (ص) و مسلمانان به مقابله رفتند تا به تبوک رسیدند ، ولی جنگی رخ نداد و (ص) پس از عقد پیمانهایی با قبایل آن حدود به مدینه بازگشت. پس از این ماجرا که به غزوة تبوک شهرت یافت ، در همه جای جزیره العرب روی به گسترش نهاد . از این پس همواره هیاتهای نمایندگی قبایل گوناگون به مدینه می‌آمدند و به می‌گرویدند . عملاً همة سال 10 ق را که « سنه الوفود » خوانده شد ، (ص) در مدینه بود و فرستادگان قبایل را می‌پذیرفت . هم در این سال (ص) با یان نجران پیمان بست ، به حج رفت و در بازگشت در جایی به نام غدیر خم ، علی بن طالب (ع) را « مولا» ی مسلمانان پس از خود اعلام کرد.

در اوایل سال 11 ق ، بیماری و رحلت (ص) پیش آمد . چون بیماری (ص) سخت شد ، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر ی را حقی بر گردن من است بستاند ، یا حلال کند و اگر ی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام. وفات (ص) در 28 صفر سال 11 ق ، یا به روایتی در 12 ربیع الاول همان سال در 63 سالگی روی داد . در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه ( ع) ی زنده نبود . دیگر فرزندانش ،از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات ‌(ص) به دنیا آمد ، همگی در گذشته بودند. پیکر مطهر (ص) را حضرت علی (ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه‌اش ـ که اینک داخل در مسجد مدینه است ـ به خاک سپردند .

در وصف رفتار و صفات (ص) گفته‌اند که اغلب خاموش بود و جز در حد نیاز سخن نمی‌گفت . هرگز تمام دهان را نمی‌گشود ، بیشتر تبسم داشت و هیچ گاه به صدای بلند نمی‌خندید ، چون به سوی ی می خواست روی کند ، با تمام تن خویش بر می‌گشت . به پاکیزگی و خوشبویی بسیار علاقه‌مند بود ، چندانکه چون از جایی گذر می‌کرد ، رهگذران پس از او ، از اثر بوی خوش ، حضورش را در می‌یافتند . در کمال سادگی می‌زیست ، بر زمین می‌نشست و بر زمین خوراک می‌خورد و هرگز تکبر نداشت . هیچ گاه تا حد سیری غذا نمی‌خورد و در بسیاری موارد ، به ویژه آنگاه که تازه به مدینه در آمده بود ، گرسنگی را پذیرا بود . با اینهمه ، چون راهبان نمی‌زیست و خود می‌فرمود که از نعمتهای دنیا به حد ، بهره گرفته ، هم روزه داشته ، و هم عبادت کرده است . رفتار او با مسلمانان و حتی با متدینان به دیگر ادیان‌، روشی مبنتی بر شفقت و بزرگواری و گذشت و مهربانی بود . سیرت و زندگی او چنان مطبوع دل مسلمانان بود که تا جزئی‌ترین گوشه های آن را به نقل می د و آن را امروز هم سرمشق زندگی و دین خود قرار می‌دهند .

پیام بنیادی ، بازگشت به هدف مشترک ان ، یعنی توحید و یکتا پرستی بود ؛ باوری که ایمان بدان در آموزه‌ای مشهور از اکرم ( ص) مایة رستگاری انسان دانسته شده است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. در چنین تفکری ، همراه با اقامة « قسط» که یکی از اه اصلی ان الهی است ( نک : حدید 57/25 ) ، همة امتیازات بشری همچون رنگ و نژاد و زبان و جز آن تنها دستمایه‌ای برای شناخت مردمان از یکدیگر دانسته شده ، و آنچه ملاک و میزان برتری دانسته شده ، فقط « تقوا» است ( نک : حجرات / 49 / 13) . (ص) برای تحقق این جنبه از رس خویش ، در شهری کوچک حکومتی مبتنی بر اصل توحید و قسط بنا نهاد و اقوام ناسازگار حجاز و تهامه را به سوی اتحاد و تشکیل « امت واحده » رهنمون شد ( نک : انبیاء / 21 / 92 ) که به منزلة بازگشتی به این پیشینة قرآنی بود که همگی مردمان نخست امتی یکپارچه بوده اند و ان همواره کوشیده اند تا یگانگی امت را باز گردانند و قوام بخشند ( بقره / 2/ 213 ) . پیام رس آن حضرت ، هر چند که نخست می‌بایست انذار خود را از قوم و بوم خود آغاز می‌کرد ( نک : انعام /6/ 92 ) ، از آغاز پیامی جهان شمول بود ( یوسف / 12/ 104 ) . در برخورد با آداب و رسوم مردمان عرب ، اگر چه قرآن در مقام ستیز با مظاهر ناپسند آن بر آمده، و مثلاً حمیت اعراب پیش از را « حمیه الجاهلیه » خوانده است ( نک : فتح / 48 / 26 ) ، اما در برخورد با رسوم پسندیده و گاه مبتنی بر تعالیم آسمانی ، نقش جهت بخشی توحیدی و تصحیح انحرافها بود .

ارسال دیدگاه
 

قوانین ارسال نظر
  •  نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌شود.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصیه می‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.
  0/0

0/700
 
 

ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

وفات اکرم(به نقل از سایت شهید آوینی)

زندگی حضرت محمد (ص) از صدر مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اینهمه ، روایات بی‌شمار موجود در بیشتر جزئیات همداستان نیستند و به ویژه آگاهیهای ما در باب زندگی آن بزرگوار ، پیش از بعثت ، به تفصیل شرح سیرة ایشان پس از بعثت نیست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسی زندگی وی در طول 63 سال در ذهن نقش می‌بندد، بازت از تصویر ظهور ی الهی و سرگذشت شخصیتی است که با پشت سر نهادن دشواریهای بسیار ، بی‌هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست جزیره العرب را متحد کند و آمادة گستردن در بیرون از مرزهای عربستان شود و از آن مهم تر دیانتی را بنیاد نهد که اینک یکی از مهم‌ترین ادیان جهان به شمار می‌رود .

از تولد تا بعثت

تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسیاری از روایات در 17 ربیع الاول عام‌الفیل ( 570 م ) ، یا به روایتی 12 همان ماه در تقویم عربی روی داد . پدر ‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیلة بزرگ قریش بودند ؛ قبیله‌ای که بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مکه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر (ص) اندکی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با کاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت . بنابر رسمی که در مکه رایج بود ، محمد (ص) را به زنی به نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد . وی 6 ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب ( مدینه ) رفت‌، اما آمنه نیز در بازگشت ، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزدیک مدینه ـ به خاک سپردند. محمد ( ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، اما او نیز در 8سالگی وی درگذشت و س رستی محمد ( ص) بر عهدة عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در س رستی برادرزاده اش کوششی بلیغ می کرد . در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر ، راهبی بَحیرا نام ، نشانه های ی را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقایع مهم پیش از ازدواج ( ص ) ، شرکت در پیمانی به نام « حلف الفضول » است که در آن جمعی از مکیان تعهد د « از هر مظلومی حمایت کنند و حق او را بستانند » . پیمانی که (ص) بعدها نیز آن را می‌ستود و می‌فرمود اگر بار دیگر او را به چنان پیمانی باز خوانند ، به آن می‌پیوندد.

شهرت محمد (ص) به راستگویی و درستکاری چنان زبانزد همگان شده بود که « امین » لقب گرفت و همین صداقت و درستی توجه خدیجه دختر خویلد را جلب کرد و او را با سرمایة خویش برای تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شیفتة درستکاری « محمد امین‌» شد که خود برای ازدواج با وی گام پیش نهاد ، در حالی که بنابر مشهور ، دست‌کم 15 سالی از او بزرگ‌تر بود . خدیجه برای محمد ( ص ) همسری فداکار بود و تا زمانی که حیات داشت ، همسر دیگری برنگزید . او برای ( ص ) فرزندانی آورد که پسران همگی در کودکی در گذشتند و در میان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه‌( ع) است . از جزئیات این دوره از زندگی ( ص) تا زمان بعثت آگاهی چندانی در دست نیست ؛ جز آنکه می دانیم نزد مردمان به عنوان فردی اهل تأمل و تفکر شناخته شده ، و از خوی و رفتارهای ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگیرتر از همه بت پرستی بود و (ص) از آن روی بر می‌تافت . محمد (ص) اندکی پیش از بعثت ، دیر زمانی را به تنهایی در غار حرا، در کوهی نزدیک مکه به سر می‌برد و زمان را به خاموشی و شه می‌گذرانید.

از بعثت تا هجرت

گفته‌اند نخستین نشانه‌های بعثت (ص) به هنگام 40 سالگی او ، رؤیاهای صادقه بوده است، اما آنچه در سیره به عنوان آغاز بعثت شهرت یافته ، شبی در ماه رمضان ، یا ماه رجب است که فرشتة وحی در غار حرا بر (ص) ظاهر شد و بر او نخستین آیات سورة علق را برخواند . بنابر روایات ، (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست که او را هر چه زودتر بپوشانند. گویا برای مدتی در نزول وحی وقفه‌ای ایجاد شد و همین امر ‌(ص ) را غمناک ساخته بود ، ولی اندکی بعد فرشتة وحی باز آمد و آن حضرت را هدایت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دینی و اخلاقی و پاک گردانیدن خانة خدا از بتان ، و دلهای آدمیان از خدایان دروغین کرد .

(ص) دعوت به توحید را نخست از خانوادة خود آغاز کرد و اول ی که به او ایمان آورد ، همسرش خدیجه ، و از مردان ، پسر عمویش علی بن طالب ( ع) بود که در آن هنگام س رستی او را (ص) بر عهده داشت. در منابع فرق گوناگون ی‌، از برخی دیگر همچون ابوبکر و زیدبن حارثه ، به عنوان نخستین گروندگان به نام برده اند، اما باید در نظر داشت که این موضوع برای مسلمانان در گرایشهای مذهبی گوناگون پیوسته افتخاری بود و بعدها به زمینه ای برای منازعات کلامی میان آنان تبدیل شد . هر چند دعوت آغازین بسیار محدود بود ، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی داشت و چندی برنیامد که گروه آورندگان به اطراف مکه می‌رفتند و با (ص) می‌گزاردند.

3 سال پس از بعثت، (ص) دستور یافت تا همگان را از خاندان قریش گرد آورد و دعوت توحید را در سطحی گسترده‌تر مطرح سازد . (ص) بدین کار دست زد ، اما دعوتش اجابتی چندان نیافت و بر شمار آورندگان قریش نیفزود. باید گفت با آنکه اشراف مکه دعوت جدید را که بر وحدانیت خدا و برابری انسانها تاکید بسیار داشت ، بر نمی‌تافتند ، اما فرودستان و بی‌چیزان ، دین جدید را با دل و جان پذیرا بودند و گروه گروه به آن می گرویدند و برخی از ایشان همچون عمار یاسر و بلال حبشی بعدها از بزرگان صحابه شدند . رفتار قریشیان و به طور کلی مشرکان مکه اگر چه نخست با ملایمت و بیشتر با بی‌اعتنایی همراه بود ، ولی چون بدگویی از بتان و از آیین و رسوم پدران آنان فزونی یافت ، قریشیان بر ( ص) و مسلمانان سخت گرفتند و خاصه ابوطالب عموی ( ص) را که جداً از او حمایت می‌کرد ، برای آزار (ص) در تنگنا قرار دادند . از یک سو تعرض قریشیان و دیگر قبایل به مسلمانان و شخص ‌(ص) فزونی می گرفت و از دیگر سو در صفوف قریشیان نسبت به مخالفت با (ص) یا حمایت از او ، دو دستگی پدید آمد .

سختگیری مشرکان چندان شد که (ص) عده‌ای از اصحاب را امر کرد تا به حبشه هجرت کنند و به نظر می‌رسد که برخی از اصحاب نیز میان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده اند . در سال ششم بعثت ، سرانجام قریشیان پیمانی نهادند تا از ازدواج یا ید و فروش با خاندان عبدالمطلب بپرهیزند . آنان پیمان خویش را بر صحیفه‌ای نوشتند و به دیوار کعبه آویختند. از آن سوی ، ابوطالب و انی دیگر از خاندان او نیز همراه ‌(ص) و خدیجه به دره‌ای مشهور به « شعب » ابوطالب ، پناه بردند و تا جایی که ممکن بود ، نه ی به آنجا می آمد و نه خود از آن بیرون می شدند . سرانجام ، پس از آنکه خطوط آن صحیفه را موریانه از میان برده بود ، قریشیان پذیرفتند که مخالفان را رها کنند و از محاصره ایشان دست بردارند ( سال 10 بعثت ) . بدین سان (ص) و خاندان او از تنگنا رهایی یافتند. اندکی پس از وج (ص) از شعب ، دو تن از نزدیک‌ترین یاورانش ، خدیجه و ابوطالب وفات یافتند.

با وفات ابوطالب ، (ص) یکی از جدی‌ترین حامیان خود را از دست داد و مشرکان با فرصت به دست آمده بر اذیت و آزار (ص) و مسلمانان افزودند ، کوشش ‌( ص ) برای دعوت نان خارج مکه ، به ویژه طایف ، به جایی نرسید و او آزرده خاطر و ناآسوده به مکه بازگشت. سرانجام ، توجه (ص) به شهر یثرب جلب شد که شهری مستعد برای دعوت بود . در آن شهر دو قبیلة اصلی ، یعنی اوس و خزرج ، بیشتر اوقات با هم در جنگ و ستیز بودند و از ی که ایشان را به آشتی و دوستی دعوت کند ، استقبال می‌ د . (ص) اتفاقاً 6 تن از خزرجیان را در موسم حج دید و را بر ایشان عرضه کرد و آنان چون به شهر خویش بازگشتند ، به تبلیغ دعوت پرداختند. سال بعد ، یعنی در سال 12 بعثت ، تنی چند از اوس و خزرج ، به خدمت (ص) آمدند و در عقبه ، دره‌ای در مکه ، با آن حضرت بیعت د و (ص) ای برای ترویج و تعلیم با آنان همراه کرد . این بیعت نخستین پایة حکومتی شد که (ص) در یثرب بنیاد نهاد . سال بعد نیز شمار بیشتری از یثربیان با ( ص) بیعت د و گویا در یثرب جز گروه اندکی نمانده بود که به در نیامده باشند . گرچه این مذاکرات پنهانی بود ، ولی قریشیان بدان آگاهی یافتند و پس از شور دربارة رسیدگی به کار ( ص) و مسلمانان ، بر آن شدند که از همة تیره‌های قریش انی گرد آیند و شبانه (‌ص) را بکشند تا خون او برگردن ی نیفتد . (ص) که از این توطئه آگاه شده بود ، حضرت علی (ع) را بر جای خویش نهاد و خود به شتاب ، در حالی که ابوبکر نیز با او همراه شده بود ، به سوی یثرب روان شد.

 

از هجرت تا رحلت اکرم (ص)

  وج (ص) از مکه که از آن به هجرت تعبیر شده ، نقطة عطفی در تاریخ زندگی آن حضرت و نیز تاریخ است ؛ زیرا از آن پس (ص) ، تنها مشرکان را به دوری از بت پرستی و ایمان به خدای یگانه فرا نمی‌خواند ، بلکه دیگر در رأس حکومتی قرار گرفته بود که می‌بایست بر مبنای شریعتی آسمانی جامعه‌ای نوین بنا نهد ؛ اما اینکه برخی از نویسندگان برآنند که (ص) در مدینه رس و دعوت و تبلیغ را رها کرد ، درست نیست و (ص) هرگز این نقش را از دست ننهاد . گسیل داشتن انی برای تبلیغ به میان قبایل و ارسال دعوتها به فرمانروایان کشورها مؤید این معنی است. هجرت (ص) از مکه به مدینه ، نزد مسلمانان با اهمیت بسیار تلقی شد ، تا بدانجا که مبدا تاریخ ایشان قرار گرفت و این خود نشان دهندة برداشتی است که اعراب از هجرت (ص) به عنوان یک مرحلة نوین داشتند . سرانجام ‌(ص) در ماه ربیع الاول سال 14 بعثت به یثرب رسید ؛ شهری که از آن پس به نام آن حضرت ، مدینه الرسول یا به اختصار مدینه نام گرفت . آن حضرت نخست در جایی بیرون شهر ، به نام قبا درنگ فرمود و یثربیان به استقبال او شتافتند . پس از چند روزی ، به شهر در آمد و در قطعه زمینی خشک ، مسجدی به دست خود و اصحاب و یارانش بنا کرد که بنیاد مسجد النبی کنونی در مدینة منوره است.

روز به روز بر شمار مهاجران افزوده می‌شود و انصار ـ که اینک به نان پیشین یثرب اطلاق می‌شد ـ آنان را در منزل خویش جای می دادند . (ص) ، نخست میان انصار و مهاجران پیمان برادری برقرار کرد و خود علی بن طالب (ع) را به برادری برگرفت. عده ای اندک نیز بودند که اگرچه به ظاهر ادعای می‌ د ، ولی به دل ایمان نیاورده بودند ، و اینان را « منافقین » می نامیدند . مدتی پس از ورود به مدینه ، (ص) با اهالی شهر ، حتی یهودیان پیمانی بست تا حقوق اجتماعی یکدیگر را رعایت کنند. چندی بعد قبلة مسلمانان از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت و هویت مستقل برای تثبیت شد . در سال نخستین هجرت ، مسلمانان با مشرکان مکه برخوردی جدی پیدا ن د و برخوردها از سال دوم آغاز شد‌. در واقع بیشتر اوقات (ص) در دوران پس از هجرت به حفاظت از جامعة کوچک مسلمانان مدینه و گسترش حوزة نفوذ گذشت . (ص) و مسلمانان نخست می‌بایست مشرکان را به می خواندند ، یا خطر هجوم و حملة دائمی ایشان را دفع می د . متدینان به ادیان دیگر ، به ویژه یهود ، گویا نخست روابطی دوستانه با ‌(ص) و مسلمانان داشتند ، یا دست کم چنین وانمود می‌ د ، ولی اندکی بعد از در دشمنی و ستیز در آمدند و گاه حتی با دشمنان (ص) دست یاری دادند . به هر حال ، در تحلیل رفتار (ص) و مسلمانان با آنان ، باید مواضع ایشان را در قبال مشکلات و خطراتی که جامعة مسلمانان را تهدید می‌کرد ، در نظر آورد و تقابلی که احیاناً در این میان دیده می‌شود ، به هیچ روی نباید به نزاعهای مذهبی و جز آن تعبیر شود ؛ چه ، آیات فراوانی در قرآن کریم و هم بسیاری رفتارهای (ص) ، حاکی از احترام نسبت به متدینان واقعی به ادیان آسمانی ، و نشان دهندة یکی بودن اساس آنهاست .

در سال 2 ق ، مهم‌ترین برخورد نظامی مسلمانان و مشرکان مکه پیش آمد : در نبردی که به بدر مشهور شد ، با آنکه عدة مسلمانان کمتر از مکیان بود ، توانستند پیروزی را از آن خود کنند و از مشرکان بسیاری کشته و اسیر شدند و دیگران نیز گریختند. پیروزی در بدر ، به مسلمانان روحیه بخشید ، اما در مکه همگی داغدار و خشمگین از ش ت ، و در شة انتقام بودند . از آن سوی نخستین درگیری مسلمانان با یهودیان بنی‌قینقاع که در بیرون مدینه سکنی داشتند ، اندکی پس از بدر پدید آمد و یهودیان ناچار عقب نشستند و آن ناحیه را به مسلمانان دادند.

در سال 3 ق ، قریشیان از قبایل متحد خود بر ضد مسلمانان یاری خواستند و با لشکری مجهز به فرماندهی ابوسفیان ، به سوی مدینه به راه افتادند. (ص) نخست قصد داشت در مدینه بماند ، ولی سرانجام بر آن شد تا برای مقابله با لشکر مکه از شهر بیرون رود . در جایی نزدیک کوه احد ، دو لشکر با یکدیگر رو به رو شدند و با اینکه نخست پیروزی با مسلمانان بود ، ولی با ترفندی که خالد بن ولید به کاربرد و با استفاده از غفلت گروهی از مسلمانان ، مشرکان از پشت هجوم بردند و به کشتار آنان پرداختند . در این جنگ حمزه عموی ( ص) به شهادت رسید ، (ص) خود زخم برداشت و شایعة کشته شدن او نیز موجب تضعیف روحیة مسلمانان شد . مسلمانان غمگین به مدینه بازگشتند و آیات قرآن که در این واقعه نازل شد ، در بر دارندة تسلیت بر مسلمانان است.

در سال 4 ق چند درگیری پراکنده با قبایل اطراف مدینه پیش آمد که دیانت جدید را به سود خود نمی‌دیدند و ممکن بود با یکدیگر متحد شده ، به مدینه هجوم آوردند . دو حادثة رجیع و بئر معونه که طی آن مبلغان مسلمان توسط جنگجویان قبایل متحد کشته شدند ، نشان از همین اتحاد ، و نیز تلاش (ص) برای گسترش در مدینه دارد. در این سال یکی از مهم‌ترین درگیریهای (ص) با قومی از یهود مدینه به نام بنی نضیر پیش آمد که (ص) با ایشان به مذاکره پرداخت و یهودیان قصد جان او را د ، اما سرانجام ناچار شدند از آن منطقه کوچ کنند.

در سال بعد (ص) و مسلمانان به حدود مرزهای شام در جایی به نام دومه الجندل رفتند ؛ وقتی به آنجا رسید ، دشمن گریخته بود و (ص) و مسلمانان به مدینه بازگشتند. سال 5 ق به پایان نرسیده بود که خطر بسیار بزرگی (ص) و مسلمانان را تهدید کرد . قریشیان مکه و یهودیان رانده شدة بنی‌نضیر و دیگر هم پیمانان ایشان بر ضد ( ص) متحد شدند و با لشکری گران که شمار یان آن را تا 10 هزار گفته‌اند ، به سوی مدینه به راه افتادند . چون خبر به (ص) رسید ، بنا بر روایت مشهوری ، به پیشنهاد سلمان فارسی به حفر خندق در اطراف مدینه امر فرمود . بدین ترتیب ، چون لشکر کفار به مدینه رسید ، با این تدبیر جدید جنگی رو به رو شد و در طول روزهایی که دو لشکر در برابر هم صف آراسته بودند ، تنها درگیریهایی پراکنده رخ داد . سرانجام ، پس از 15 روز ، لشکر کفار بی‌نتیجه بازگشت و مسلمانان به زندگی عادی خود برگشتند.

در سال 6 ق ، مسلمانان توانستند قوم بنی مصطلق را که بر ضد (ص) در صدد بودند ، ش ت دهند و در همان سال دسته های گوناگون از یان مسلمان به سوی قبایل اطراف گسیل شدند . بر اثر اهتمام و کوشش پی‌گیر (ص) اینک بسیاری مشکلات از سر راه مسلمانان برداشته شده بود ، زیرا در شمال شبه جزیره ، بسیاری طوایف در برابر (ص) سر اطاعت فرود آورده ، یا مسلمان شده بودند و تنها جایی که هنوز خاطر (ص) را مشغول می داشت ، مکه بود . در این سال ‌( ص) و مسلمانان قصد د که برای اجرای مراسم حج به مکه روند و به همین منظور به سوی مکه به راه افتادند . قریشیان بر منع ورود (ص) همداستان شدند و نزد آن حضرت روانه د و او را از قریشیان بیم دادند ، ولی (ص) تاکید کرد که قصد جنگ ندارد و حرمت خانة خدا را واجب می‌داند و حتی فرمود که حاضر است برای مدتی با قریشیان در صلح شود . قریشیان نخست هم رای نبودند ، ولی سرانجام ی را برای عقد قرار داد صلح نزد (ص) فرستادند . بر مبنای این ، میان (ص) و قریشیان 10 سال صلح و متارکة جنگ اعلام گردید و شرط شد که ( ص) از ورود به مکه تا سال آینده خودداری کند. بنابر روایاتی ، هر چند برخی از مسلمانان نخست این صلح را برنتافتند ، اما سرانجام به اهمیت آن برای گسترش پی بردند.

چون (ص) از کار قریشیان بپرداخت ، در سال 7 ق ، تصمیم به دعوت فرمانروایان و پادشاهان ممالک اطراف گرفت . سپس نامه هایی به امپراتور روم شرقی ، نجاشی و نیز غسانیان شام و یمامه فرستاد. هم در این سال (ص) بر یهودیان خیبر پیروز شد که پیش از آن چندین بار با دشمنان بر ضد او هم پیمان شده بودند و آن حضرت از جانب ایشان آسوده خاطر نبود ، قلعة خیبر که در مدینه واقع شده بود‌، به تصرف مسلمانان در آمد و (ص) پذیرفت که یهودیان به کار زراعت خویش در آن منطقه ادامه دهند و هر سال از محصول خود بخشی به مسلمانان بپردازند ، (ص) به مدینه بازگشت ، اما گسیل داشتن یان و کاروانها به اطراف و اکناف ادامه داشت.

در سال 8 ق ، قریشیان پیمان خود را ش تند و شبانگاه بر طایفه‌ای که با مسلمانان هم پیمان بودند ، هجوم بردند . بدین سبب ، (ص) با ی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد . ابوسفیان ، بزرگ مشرکان به شفاعت عباس عموی (‌ص) ، نزد آن حضرت آمد و اظهار کرد و (ص) خانة او را جایگاه امن قرار داد. لشکر بی‌مقاومتی وارد مکه شد و ‌(ص) بلافاصله فرمان عفو عمومی صادر کرد و خود به درون کعبه شد و خانه را از بتان پاک فرمود . آنگاه بر بلندی صفا نشست و همگی مردم با او دست بیعت دادند. هنوز 15 روز از اقامت (ص) در مکه نگذشته بود که برخی از طوایف پرشمار و مسلمان ناشدة جزیره العرب بر ضد آن حضرت متحد شدند . (ص) با لشکری انبوه از مسلمانان از مکه بیرون آمد و چون به جایی به نام حنین رسید ، دشمنان که در دره‌های اطراف کمین کرده بودند ، به تیراندازی پرداختند . شدت تیرباران چنان بود که روی به عقب نهاد ، گروهی اندک بر جای ماندند ، ولی سرانجام گریختگان نیز بازگشتند و بر دشمن هجوم بردند و ایشان را بش تند.

در تابستان سال 9 ق ، به (ص) خبر رسید که رومیان لشکری ساخته اند و قصد حمله به مدینه دارند . (ص) و مسلمانان به مقابله رفتند تا به تبوک رسیدند ، ولی جنگی رخ نداد و (ص) پس از عقد پیمانهایی با قبایل آن حدود به مدینه بازگشت. پس از این ماجرا که به غزوة تبوک شهرت یافت ، در همه جای جزیره العرب روی به گسترش نهاد . از این پس همواره هیاتهای نمایندگی قبایل گوناگون به مدینه می‌آمدند و به می‌گرویدند . عملاً همة سال 10 ق را که « سنه الوفود » خوانده شد ، (ص) در مدینه بود و فرستادگان قبایل را می‌پذیرفت . هم در این سال (ص) با یان نجران پیمان بست ، به حج رفت و در بازگشت در جایی به نام غدیر خم ، علی بن طالب (ع) را « مولا» ی مسلمانان پس از خود اعلام کرد.

در اوایل سال 11 ق ، بیماری و رحلت (ص) پیش آمد . چون بیماری (ص) سخت شد ، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر ی را حقی بر گردن من است بستاند ، یا حلال کند و اگر ی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام. وفات (ص) در 28 صفر سال 11 ق ، یا به روایتی در 12 ربیع الاول همان سال در 63 سالگی روی داد . در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه ( ع) ی زنده نبود . دیگر فرزندانش ،از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات ‌(ص) به دنیا آمد ، همگی در گذشته بودند. پیکر مطهر (ص) را حضرت علی (ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه‌اش ـ که اینک داخل در مسجد مدینه است ـ به خاک سپردند .

در وصف رفتار و صفات (ص) گفته‌اند که اغلب خاموش بود و جز در حد نیاز سخن نمی‌گفت . هرگز تمام دهان را نمی‌گشود ، بیشتر تبسم داشت و هیچ گاه به صدای بلند نمی‌خندید ، چون به سوی ی می خواست روی کند ، با تمام تن خویش بر می‌گشت . به پاکیزگی و خوشبویی بسیار علاقه‌مند بود ، چندانکه چون از جایی گذر می‌کرد ، رهگذران پس از او ، از اثر بوی خوش ، حضورش را در می‌یافتند . در کمال سادگی می‌زیست ، بر زمین می‌نشست و بر زمین خوراک می‌خورد و هرگز تکبر نداشت . هیچ گاه تا حد سیری غذا نمی‌خورد و در بسیاری موارد ، به ویژه آنگاه که تازه به مدینه در آمده بود ، گرسنگی را پذیرا بود . با اینهمه ، چون راهبان نمی‌زیست و خود می‌فرمود که از نعمتهای دنیا به حد ، بهره گرفته ، هم روزه داشته ، و هم عبادت کرده است . رفتار او با مسلمانان و حتی با متدینان به دیگر ادیان‌، روشی مبنتی بر شفقت و بزرگواری و گذشت و مهربانی بود . سیرت و زندگی او چنان مطبوع دل مسلمانان بود که تا جزئی‌ترین گوشه های آن را به نقل می د و آن را امروز هم سرمشق زندگی و دین خود قرار می‌دهند .

پیام بنیادی ، بازگشت به هدف مشترک ان ، یعنی توحید و یکتا پرستی بود ؛ باوری که ایمان بدان در آموزه‌ای مشهور از اکرم ( ص) مایة رستگاری انسان دانسته شده است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. در چنین تفکری ، همراه با اقامة « قسط» که یکی از اه اصلی ان الهی است ( نک : حدید 57/25 ) ، همة امتیازات بشری همچون رنگ و نژاد و زبان و جز آن تنها دستمایه‌ای برای شناخت مردمان از یکدیگر دانسته شده ، و آنچه ملاک و میزان برتری دانسته شده ، فقط « تقوا» است ( نک : حجرات / 49 / 13) . (ص) برای تحقق این جنبه از رس خویش ، در شهری کوچک حکومتی مبتنی بر اصل توحید و قسط بنا نهاد و اقوام ناسازگار حجاز و تهامه را به سوی اتحاد و تشکیل « امت واحده » رهنمون شد ( نک : انبیاء / 21 / 92 ) که به منزلة بازگشتی به این پیشینة قرآنی بود که همگی مردمان نخست امتی یکپارچه بوده اند و ان همواره کوشیده اند تا یگانگی امت را باز گردانند و قوام بخشند ( بقره / 2/ 213 ) . پیام رس آن حضرت ، هر چند که نخست می‌بایست انذار خود را از قوم و بوم خود آغاز می‌کرد ( نک : انعام /6/ 92 ) ، از آغاز پیامی جهان شمول بود ( یوسف / 12/ 104 ) . در برخورد با آداب و رسوم مردمان عرب ، اگر چه قرآن در مقام ستیز با مظاهر ناپسند آن بر آمده، و مثلاً حمیت اعراب پیش از را « حمیه الجاهلیه » خوانده است ( نک : فتح / 48 / 26 ) ، اما در برخورد با رسوم پسندیده و گاه مبتنی بر تعالیم آسمانی ، نقش جهت بخشی توحیدی و تصحیح انحرافها بود .


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

آیه تطهری شامل ن می شود یا خیر ؟

آیا آیه تطهیر شامل ن (ص) هم می شود

پاسخ : عبارت " انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا"در بین آیاتی آمده که مربوط به همسران رسول خداست ، یعنی هم مخاطب آیات قبل و هم آیات بعد همسران است ، ولی مخاطب این عبارت به دلایل متعدد همسران نیست ، از جمله :

1- آیات قبل همه با جمع مونث مخاطب یا غایب آمده ، مثلا:"ان کنتن" ، "تردن" ، "تعالین" ، " امتعکن " و... ؛ ولی به ناگاه در این عبارت ضمیر عوض شده و ضمیر جمع مذکر می آید:

"عنکم"،،،،، "یطهرکم"

این نشان می دهد که مخاطب این عبارت ن نیستند .

2- آیات قبل و بعد خطاب به ن است و بر این تصریح شده است . در ابتدای آیات آمده :"یا ایها النبی قل لازواجک ... "و باز در آیات بعد تصریح می کند : "یا نساء النبی من ...یا نساء النبی لستن... " ولی به ناگاه در این عبارت مخاطب را با عنوان "اهل البیت" یاد می کند و این هم نشان می دهد مخاطب غیر از مخاطب قبلی است .

3-این عبارت دل بر اراده خاص خدا بر طهارت و عصمت اهل بیت دارد ، زیرا اراده عمومی خدا بر پاکی همه انسان ها است .

ارسال کتب و مبعوث ان برای محقق ساختن آن اراده عمومی است .

خداوند در سوره مائده بعد از بیان احکام وضو و غسل و تیمم می فرماید :

«ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم و لیتم نعمته علیکم» (1)

در این جا سخن از اراده اختصاصی است چون با "انما" آورده که دل بر انحصار دارد.

پس غیر از اراده عمومی است و به همین جهت دل بر عصمت دارد اما هیچ ادعا نکرده ن معصوم بوده اند، بلکه همه بر معصوم نبودن آنان اتفاق دارند ، به خصوص که قرآن بر گنا ار بودن بعضی صراحت دارد.

در سوره تحریم راجع به بعضی ن آمده: " ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولیه و ..." (2)

در سوره احزاب آمده :"ان الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما"(3)

در همین سوره آنان به خانه نشینی بعد از و دوری از سردمداری جریانات امر شدند : "و قرن فی بیوتکن"(4)

اما بعضی از آنان از این فرمان صریح سر پیچی د .پس معلوم می شود ن قطعا منظور نبوده اند.

4-"اهل بیت " که مخاطب آیه تطهیر است، یک عنوان است که مصداق های مختلفی می تواند داشته باشد . اهل خانه یک فرد می تواند خودش ، زن یا نش، فرزندان، پدر و مادرش که با او زندگی می کنند و ان دیگری که تحت تکفل او هستند ، باشند. قرآن ساره ، همسر حضرت ابراهیم را جزو اهل بیت ایشان می شمارد . ملائکه خطاب به ساره می گویند: "رحمت الله و برکاته علیکم اهل البیت"(5) .

علاوه اینکه ما شیعیان، علی را که داماد و پسر عمو ی است و زهرا را که جزو دختران است و حسن و حسین را که دختر زاده های ند، جزو اهل بیت می شماریم ، حال آن که دامادها و دخترها و دختر زاده های دیگر هم داشته است . پس باید گفت مصداق اهل بیت افراد فراوانی می تواند باشد، ولی در این جا اهل بیت با وصف عصمت آمده و بسیاری از اینان معصوم نبوده اند . نمی دانیم کدامین معصوم بوده اند. پس در این جا برای شناسایی مصداق ها راهی جز مراجعه به شخص نداریم.

5 - حدیث رسول خدا که تنها راه شناسایی مصداق های اهل بیت است ، به ما اعلام می کند اهل بیت فقط علی ، حسن، حسین و حضرت زهرا علیهم السلام بودند که اصحاب پنجگانه ا را تشکیل دادند . دیگران هر چند از جانب به خیر و صلاح معرفی شدند، ولی از اهل بیت به شمار نیامدند . بنا بر روایات متعدد بارها با پیچاندن عبا به دور خود و این چهار نفر اعلام کرد این افراد اهل بیت هستند و جز این ها نیست . به همین جهت دو تن از همسران در دو بار که رسول خدا اهل بیت خود را زیر عبا جمع و آن ها را معرفی و برای آن ها دعا می کرد، خواستند به زیر عبا و در جمع اهل بیت وارد شوند، ولی رسول خدا ضمن تایید آن ها اجازه ورود آن ها به زمره اهل بیت را نداد ، همچنان که در مباهله جز این چهار را با خود نبرد. بنا بر این آیه تطهیر دل بر عصمت اهل بیت دارد. اهل بیت گر چه می تواند مصداق های مختلف داشته باشد، ولی اهل بیت معصوم را فقط خدا و می شناشد. جز معرفی ، هیچ راهی برای شناسایی آنان وجود ندارد. می توانیم با دلایلی بفهمیم که بعضی جزو اهل بیت نیستند ، زیرا گناه آشکار کرده اند، ولی نمی توانیم بدانیم چه انی جزو اهل بیت هستند، چون عصمت امری درونی است و جز خدا ی بدان علم ندارد . پس راه شناسایی اهل بیت معصوم فقط مراجعه به است و هم نش را جزو اهل بیت نشمرده است.

پی نوشت ها : 1. مائده(5) آیه6.

2. تحریم(66)آیه4

3. احزاب(33)آیه 29

4. همان ،آیه 33.

5. هود(11)آیه 73


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

تحقیق مسلمانان جهان شادی خود را از داشتن حضرت محمد چگونه نشان می دهند؟

تحقیق مسلمانان جهان شادی خود را از داشتن حضرت محمد چگونه نشان می دهند؟


برای این تحقیق کلیک کنید


برای این تحقیق کلیک کنید






اختصاصی از فایل هلپ تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟ با و پر سرعت . تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت - رزبلاگ

jan 1, 2017 - تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت 1 . انشا درباره مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت نشان می دهند dec 14, 2015
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا

تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت. 1 ژانویه 2017 تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت نشان می دهند تحقیق مسلمانان جهان .
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت نشان می دهند


dec 27, 2015 - مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت نشان می دهند blogreader.ir//مسلمانان+جهان+چگونه+شادی+خود+را+در+برابر+این+نعمت به این .
مسلمانان جهان شادی خود را از داشتن نعمت بعثت چگونه نشان می دهند | جستجو
weblog724.gdn//مسلمانان-جهان-شادی-خود-را-از-داشتن-نعمت-بعثت

عبارت ' مسلمانان جهان شادی خود را از داشتن نعمت بعثت چگونه نشان می دهند ' در بین وبلاگهای سایتهای وبلاگی جستجو شده و نتایج با ذکر منبع به صورت خ ر بازنشر
مسلمانان جهان شادی خود را از داشتن این نعمت چگونه نشان می دهند | جستجو در

عبارت ' مسلمانان جهان شادی خود را از داشتن این نعمت چگونه نشان می دهند ' در بین وبلاگهای سایتهای وبلاگی جستجو شده و نتایج با ذکر منبع به صورت خ ر بازنشر
you visited this page on 3/6/17.
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و - وبلاگ 24

پست ' تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟ ' به صورت خ ر از وبلاگ منبع آن دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده
شادی مسلمانان در کشورهای مختلف جهان - خبرگزاری صدا و سیما

dec 18, 2016 - در سالروز باشکوه میلاد نبی اکرم (ص) و جعفر صادق (ع) بیشترین حجم فضای مجازی به مراسم جشن و سرور مسلمانان جهان به این مناسبت تعلق گرفت.
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و - سمینو

jan 27, 2017 - تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟ به صورت فایل word 2 صفحه ای این فایل در سایتهای مشابه
سام فایل تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و

تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟ به صورت فایل word. 2 صفحه ای. این فایل در سایتهای مشابه بالای این قیمت
شادی مسلمانان در کشورهای مختلف جهان - واحد مرکزی خبر | خبر فارسی

dec 18, 2016 - شادی مسلمانان در کشورهای مختلف جهان. در سالروز باشکوه میلاد نبی اکرم (ص) و جعفر صادق (ع) بیشترین حجم فضای مجازی به مراسم جشن و سرور
مبعث رسول اکرم حضرت محمد (ص) بر عموم مسلمین جهان مبارک باد » موسسه
meraj.ac.ir/22-مبعث-رسول-اکرم-حضرت-محمد-(ص)-بر-عموم-مسلمین

may 14, 2015 - واقعه بعثت، جایگاه ویژه ای در فرهنگ مسلمانان دارد. پاک تبدیل کنیم تا در پرتو آموزه های آسمانی رسول خدا(ص) در دنیا و آ ت، دل شاد و پیروز باشیم.
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا

feb 8, 2017 - تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟ تعداد صفحات : 2 صفحه فرمت :word در ذات و پیکره ی بعثت
تحقیق در مورد مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و


feb 12, 2017 - تحقیق در مورد مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟ بخشی از مقاله : در ذات و پیکره ی بعثت رسول اکرم
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را در برابر این نعمت :: روزنگار 96


feb 7, 2017 - ما به شما بازی آنلاین جام رو پیشنهاد میدیم می توانید تیم خود را مربیگری کنید و با قهرمان شدن در لیگ مسلمانان جهان چگونه شادی خود رادر برابر این
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا ص


عبارت تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا ص نشان می دهند؟ در بین اطلاعات جستجو شده و نتایج با ذکر منبع نمایش داده شده است.
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت - فروشگاه فایل


jan 14, 2017 - تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟ 2 ص با فرمت word
مسلمانان جهان شادی خود را از داشتن این نعمت چگونه نشان میدهند - وب سایت


تحقیق در مورد مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟بخشی از مقاله : در ذات و پیکره ی بعثت رسول اکرم (ص) وحدت نهفته و دین
تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت - فایل های درسی


رسول بعثت مسلمانان چگونه شادی جهان چگونه مسلمانان جهان تحقیق مسلمانان تحقیق مسلمانان جهان چگونه شادی خود را از داشتن نعمت بعثت و رسول خدا (ص) نشان می دهند؟


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

بیت کوین و است اج آن

بیت کوین - تولید و است اج آن(ارز سری و رمزگذاری)







است اج بیت کوین



کمتر از 4 سال از تاریخ ارز های سری و رمزگذاری شده ای مانند بیت کوین نمیگذرد که با نگاهی در اینترنت، مشاهده میشود  که این ارزها با بر گرفتن فضای اینترنت به عنوان یک موضوع اصلی مطرح میشوند. براختی میتوان تایید کرد که آنها به یکی از ابزارهای مالی سود آور  اینترنت در جهان تبدیل شده اند. اخبار این ارزها اینترنت را فرا گرفته است. قیمت bitcoin از 3 دلار به بیش از 400 دلار افزایش یافته است و سرمایه آن $ 8b فراتر رفته است. بانک های مرکزی برخی از بزرگترین کشورها (از جمله ایالات متحده ، فرانسه، آلمان و غیره) ارزها رمزگذاری شده (سری)، آنها را به عنوان پول جایگزین به رسمیت شناخته اند. مبادلات ده ها شرکت معتبر و هزاران تجارت بر پایه این ارزها انجام میشود و بزرگترین کارگزاران جهان استراتژی سرمایه گذاری خود را با استفاده از ارزهای رمزگذاری شده انتخاب نموده اند و مدام در حال افزایش است. و نیز باعث بوجود آمدن یک صنعت شده است و شرکت ها و کارخانه های بزرگی به تولید سخت افزارهای آن، روی آورده اند.



bitcoin cloud mining


قبل از انجام هر سرمایه گذاری ابتدا به صفحات زیر بروید و با تمامی نکات و قوانین مربوط به سرمایه گذاری آشنا شوید تا در این راه با سایتهای اسکم و آشنا نشوید. ضمنا در این صفحات میتوانید نکاتی درباره ایمن خود در برابر رها مشاهده نمایید.بر روی کلیدهای زیر کلیک نمایید

هر آنچه برای امنیت نیازمند آن هستید                             نکاتی قبل از اقدام به سرمایه گذاری باید به آنها توجه نمود


سپس اگر  با بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده، آشنایی ندارید ، ابتدا از طریق صفحات زیر با بیت کوین و ارزهای شبیه به آن و نیز انواع  کیف پول آشنا شوید

بیت کوین چیست و آموزش افتتاح حساب بیتکوین    انواع حساب های بیت کوین و سایر کریپتوها   آموزش کامل نرم افزار مولتی بیت و مولتی داگ   افتتاح حساب داگ کوین و کیف پول داگ کوین


 شما برای ثبت نام در یک ای چنجر ارز باید اقدام کنید:

این صرافی میتواند خارجی باشد (یعنی شما در این صرافی ها میتوانید در برخی بوسیله دلار پرفکت مانی(ایران تحریم نیست) بیت کوین ید نمایید. و یا اینکه به مرور زمان که با ارزهای مختلف (ارزهای مخفی- به ارزهایی مانند بیت کوین اطلاق میشود) سرو کار دارید در برخی از این صرافی ها نیاز پیدا میکنید که به عنوان مثال بیت کوین را به داگ کوین و یا لایتکوین و ....و نیز برع تبدیل نمایید
لیست صرافی های خارجی 

یا این صرافی یک صرافی ایرانی باشد( اگر نیاز به بیت کوین داشتید و یا خواستید که بیت کوین خود را بفروشید، پیشنهاد ما تنها این صرافی میباشد . تنها ارتباط خود ما با این صرافی هم در حد ید و فروش است و از این نظر این صرافی را پیشنهاد میکنیم که دارای نماد اعتماد از صنعت و تجارت است و قیمت های آن کاملا لحظه ای و به روز است ولی در عین حال تصمیم با شماست. ضمنا برای تایید حساب شما در این صرافی حدود 48 ساعت زمان برده میشود (آموزش در صفحه زیر):
صرافی ها و ای چنجرهای ایرانی

نکته : هر سایت و شرکتی باید توسط کاربر بررسی شود- حتی به هر کریپتو کارنسی نمیتوان اعتماد نمود


برای بدست آوردن و ب درآمد بیت کوین راههای متفاوتی است :
1- شما میتوانید به پست زیر بروید و در سایتهای بیت کوینی آن ثبت نام کنید و با کلیک و بازدید ، مقدار ناچیزی بیت کوین بدست آورید. به درآمد قطره ای مشهور است(یعنی بیت کوین قطره قطره جمع ....) و یا اینکه مانند یک سایت کلیکی است ولی با ارز بیت کوین این کار را انجام میدهد. 
این نوع ب درآمد کاملا رایگان است و مقدار درآمد آن خیلی کم میباشد
میتوانید به این صفحه بروید و تنها با سایتهای ب درآمد رایگان بیتکوین آشنا شوید

2- روش دوم نیز استفاده از سخت افزارهای خودتان برای است اج میباشد که یکی از آنها استفاده از سایتهای است بیت کوین و ... میباشد و استفاده از نرم افزارهای مخصوص این کار است(البته به صورت انفرادی نیز میتوان است اج کرد ولی دیگر با توجه به زمان بسیار حل یک بلوک ، کاربردی ندارد که در هر  ح بدلیل فرسوده شدن سیستم شما و کارت گرفیک شما در برابر درآمد نسبتا کم آن ، این روش تقریبا برای سیستم های خانگی منسوخ شده است.

البته این روش بوسیله دستگاههایی که مخصوص این کار است نسبتا خوب است. یا بهتر باز هم گفت خوب بود. 
 fpga و یا حتی تراشه های اسیک asic
 ولی در ایران این چنین دستگاههایی نیست و اگر هم باشد به قیمت چند برابر قیمت اصل آن در خارج از کشور به شما پیسنهاد میدهند. منظور از دستگاه های مخصوص این کار همان کامپیوتر است که تجهزات اضافی ندارد و تمام قدرت آن به پردازش آن اختصاص داده میشود تا کاملا از نظر قیمت و قدرت پردازش بهینه باشد.  ضمنا هزینه برق و نت و ... نیز باید در نظر گرفته شود.
میتوانید پست بررسی ارزهای رمزنگاری و سوداگری در این حوزه را مطالعه نمایید

3- روش سوم که بهترین نوع ب درآمد است ، است اج به روش ابری است که در آن شما باید در یکی از سایتهای این روش ثبت نام کنید و سپس در آن سرمایه گذاری کنید و این سایتها با داشتن یک سرور ، گیگاهاش خود را به من و شما اجاره و یا میفروشند. در این روش درآمد شما به مقدار سرمایه گذاری شما بستگی دارد
برای ب درآمد در روش کلود ماینینگ یا همان است اج ابری میتوانید به پست زیر بروید و در سایتهای ب درآمد بیت کوین به روش کلود ماینینگ ثبت نام نمایید . (آموزش از سوی ما)

آموزش ب درآمد بیتکوین بدون صرف وقت

پس از ثبت نام  در هر یک از سایتها، به ما اطلاع دهید تا آموزش کامل همان سایت بعلاوه دعوت نامه برای پیوستن به گروه و استفاده از اخبار و نکات این سایتها و ارزهای رمزنگاری به صورت صوتی و ..برای شما ارسال شود

در ابتدا باید بگویم که اصلا عجله ای برای این کار نداشته باشید و اگر پول و بیت کوین کنار گذاشته دارید، سرمایه گذاری کنید و اگر نه به هر قمیت و راهی این کار را انجام ندهید . زیرا وقت برای این کار همیشه وجود دارد. 

تا آشنایی کامل با بیت کوین و است اج آن سعی کنید، اقدام به سرمایه گذاری نکنید و در این کار عجله نداشته باشید .
  • نکته :  برای ارسال و است اج بیت کوین و انجام تراکنش و برقرای امنیت نیاز به پردازش است- این پردازش توسط پردازش گرها میتواند هر قطعه ای که امکان پردازش ... چون سی پی یو و یا کارت گرافیک و یا مدارهای مجتمع اسیک و باشد.
کاربران و هر شخص و یا شرکت میتواند در این پردازش سهیم باشد و در مقابل به میزان سهم خود، از کوین های جدید که ایجاد میشود ، دریافت کند.
شبکه بیتکوین و یا هر کوین دیگری با توجه به نیاز خود و مقدار قدرت هش شبکه ، اقدام به تغییر در سختی انجام حل هر بلاک میکند. تغییر الگوریتم
هر اگر میزان هش شبکه زیاد شود، به همان نسبت رسیدن به یک بلاک سخت تر میشود و برع .

نکته : این طور نیست که حتما به تعداد بسیار زیادی کامپیوتر نیاز باشد و این یک مسئله قراردادی است. (از زیبایی های همین ایده است)
یعنی با زیاد شدن تعداد کاربران ، شبکه طوری طراحی شده است که حل الگوریتم را سخت تر میکند و برع ... (دیفیک ی)
حال با وجود پیوستن شرکت های بسیار و معادن و است های پول (pool mining) و نیز کاربران بسیاری و ... 
اگر همین کار را بخواهیم با یک پی سی خانگی انجام دهیم ،  (حل یک بلاک)،  بایدبه طور مثال  یک سال به صورت مداوم کار کندتا به هدف برسد .  البته در است اها به همین دلیل، کامپیوترها با یکدیگر مجتمع میشوند یعنی به صورت گروهی برای رسیدن به هدف این کار را انجام میدهند . و این یکی از راهها است اج میباشد
کلود ماینینگ
 و  راه دیگر آن معادن کلود است . به وسیله سرور های بسیار قوی انجام میپذیرد. یعنی برخی از سایتها خود اقدام به راه اندازی سرور میکنند ( سرمایه بسیار بالایی میخواهد) و گیگاهاش سرور را به دیگر مردم کرایه میدهند و یا میفروشند یا دستگاه های است اج بیت کوین را یده و اجاره میدهند و در مقابل کارمزد دریافت میکنند.
در این حوزه کلاهبرداری بسیار رواج یافته است. 
دو روش معمول است اج بیتکوین به روش کلود ماینینگ و یا همان است اج ابری:
  1. فعالیت در اکثریت آنها به اجاره هش همراه است و در برخی امکان ید و فروش وجود دارد. هر کدام مزیت و معایب خود را دارا هستند. در حوزه اجاره هش ، معمولا اکثر آنها اسکم میشوند.
  2. در نوع دیگر یعنی امکان ید و فروش هش به همراه ماین به مانند پنل سابق  ، شما امکان ید و فروش هش خود و یا وج سرمایه را در هر زمان به همراه سود و ماین دارا خواهید بود. و یا اسکریپت سی سی  که اسکم شد.
در نوع اجاره هش، شما وقتی در این سایتها سرمایه گذاری میکنید یعنی شما از این سایتها گیگاهاش  اجاره میکنید و این سرور که مقداری از قدرت گیگاهاش آن را شما اجاره کرده اید، شروع به است اج میکند و سهم شما از سود، متناسب با گیگاهاش شما را داده میشود. مثلا با اجاره گیگاهاش در سایت یک سرور کلود با روش اجاره، درآمد است اج تا مدت قرارداد برای شما است و اگر دقت کنید قیمت گیگاهاش وقتی که شما اجاره میکنید ، چندین برابر ارزانتر از روشی است که شما اقدام به ید سخت افزار(مانند کارت گرافیک) کرده اید و حتی سخت افزارهای است اج نیز معمولا با فشاری که آنها وارد میشود ، بین 5 تا 10 سال عمر مفید خواهند داشت. البته در روش کلود دیگر شما هزینه هایی چون نت و برق را که بسیار قابل توجه هستند را نخواهید داشت. اما متاسفانه این امر به ح واقعی پیش نمیرود و اکثر این نوع فعالیت ها پونزی و اسکم هستند و معادن آنها جعلی است. در بیشتر موارد ممکن است که اصلا سرور و است ی وجود نداشته باشد. 
معادن کلود واقعی نیز وجود دارد اما بیشتر به فکر سود خود هستند تا کاربران (بازدهی ندارند)
حتما در این باره به صفحه کلود مراجعه نمایید
. است اج بیت کوین همان تولید و کمک به شبکه بیت کوین است (یک کار قراردادی است و هر چه است اج گران و قدرت شبکه بیشتر شود، حل هر بلاک و رسیدن به هدف نیز به همان نسبت سخت میشود که این یعنی سختی کار و یا دیفیک ی  (difficulty)
واحد اندازه گیری قدرت شبکه (پردازش)  و احدی به نام گیگاهاش و این واحد اندازه گیری قدرت سی پی یو و یا کارت گرافیک شما نیز هست . 
گروهی اقدام به راه اندازی سرور میکنند و برای توسعه سرور و سرمایه خود ، گیگاهاش آن را به ما اجاره میدهند و درآمد است اج را به نسبت سرمایه هر نفر بین آنها تقسیم میکنند و اجاره و کارمزد خود را نیز برمیدارند و یا در ابتدا گرفته اند.

هر عملی  در شبکه بیتکوین با  پردازش انجام میشود - یعنی به صورت خ ر و بدون دخ فیزیکی شخص و یا ...... که شبکه به وسیله علم برنامه نویسی -شبکه های p2p و ایجاد شده است  . در شبکه بیت کوین ، برای انتقال - تایید و یا ایجاد امینت بیتکوین و ...  ، باید بلاک (الگوریتم های پیچیده) حل شود و میزان سختی حل این الگورتیم بسته به قدرت شبکه متغییر است (دیفیک ی)  .
در سیستم انتقال بیت کوین هربار که شما عمل انتقال را انجام میدهید 120 بلوک ریاضی باید حل گردد تا انتقال پول شما موفقیت آمیز باشد و تا زمانی که این بلوک ها حل نشود انتقال کامل نمیشود و شما با مقدار کارمزدی که میدهید سرعت انتقال را مشخص میکنید)
بلاکها به صورت یک زنجیره ای به یکدیگر مرتبط هستند و این باعث ایجاد امنیت و اطمینان از انجام یک تراکنش و انتقال میشود.

  • نکته :  است اج بیت کوین هر 4 سال یک بار نصف میشود و الان حدود 13 میلیون در دنیا بیت کوین وجود دارد و دقیقه ای 25 تا تولید میشود و ریاضیات نشان میدهد که تعداد بیت کوین های جهان ، هیچ وقت از 21 میلیون بیشتر نخواهد شد و همین سیاست و مسئله باعث رشد بسیار زیاد این ارز در دراز مدت خواهد شد و تا الان نیز بشدت عملی بوده است و حتی انی که در سال 2012 ، حدود 10 میلیون بیت کوین داشته اند ، به این مقدار بیت کوین به یکباره میلیاردر شده اند. به این مسئله سختی کار یا همان دیفیک ی بیت کوین گفته میشود و ضمنا برای ارزهایی مانند لایتکوین نیز وجود دارد و تفاوت آن را زمان و مقدار میباشد و هر کدارم از این ارزها از یک الگوریتم خاصی برای حل معادلات استفاده میکنند.

دستمزد در بلاک چین:

نکته : در کیف پول جدید بلاک چین، امکان بازی رمز عبور را میتوان فعال کرد (عبارت ریکاوری)

مقدار دستمزد بانک بلاک چین بسته به مقدار بیت کوین انتقالی دارد و همینطور سرعت انتقال پول. تنظیمات در حساب شما بصورت پیش فرض است و درحدود یک درصد از شما بابت انتقال کارمزد می گیرد و شما می توانید در تنظیمات حساب خود سه نوع کارمزد را انتخاب کنید اول ح ویژه که در این نوع انتقال حساب شما بصورت آنی و بدون وقفه انتقال پیدا میکند و کارمزدش حدود ده درصد است. دوم نوع استاندارد است که بصورت پیش فرض برای شما فعال است و انتقال بین پنج دقیقه تا بیست و چهارساعت بسته به ترافیک سایت انجام میشود. نوع سوم با کارمزد بسیار کم میباشد که در حد 1000 ساتوشی دستمزد کم میکند ولی زمان انتقال بسیار بالا میباشد و بلوک های انتقالی شما در رده های آ محاسبه قرار می گیرد و ممکن است انتقال تا سه روز طول بکشد

بلوک ریاضی باید حل گردد تا انتقال پول شما موفقیت آمیز باشد و تا زمانی که این بلوک ها حل نشود انتقال کامل نمیشود و شما با مقدار کارمزدی که میدهید سرعت انتقال را مشخص میکنید

پس یعنی شما چه 50000هزار ساتوشی را انتقال دهید و جه 5000000 ساتوشی را انتقال دهید کارمزد آن همان 10000 تا است در حا استاندارد

برای دیدن کارمزد ها و گزینه های بلاک چین آن به صفحه زیر بروید: کارمزد(استیپ 9)

http://elmodars.ir/bitcoin   یا  http://elmodars.ir/bitcoin


نکته : در کیف پول جدید بلاک چین این موارد تغییر کرده است


 در سایت بلاک چین گزینه آ که زده 0.001 ، این مقدار حداقل است و مطمئن باشید که در هر انتقال از گزینه نورمال بیشتر خواهد شد .
بلاک چین هزینه را بر اساس سرعت انتقال ، مشخص میکند و نیز اولیتی که شما با انتخاب گزینه ها انتخاب میکنید.
من خودم این روزها که سرعت بالا است و هزینه زیاد میشود ، روی گزینه اول قرار میدهم که به رنگ قرمز است و شما هم حتما این کار را انجام دهید و مطمئن باشید که قبل از یک ساعت و حتی خیلی کمتر انتقال انجام میشود و کارمزد آن معمولا 0.0001 و نهایتا که خیلی کم پیش میآید 0.0005 است و حتما به گزینه اول تغییر دهید و یک بار امتحان کنید.
بهترین گزینه برای کارمزد، همان گزینه پیش فرض و یا روش دستی است
برای کارمزد میتوانید از روش تنظیم دستی استفاده نمایید (آموزش در سایت)




توضیح: 

برای آشنایی با  تریدرها و ماینرهای کلود میتوانید به این صفحه  مراجعه نمایید - آموزش تصویری



در مورد ترافیک در روش اجاره هش ، مصرف ترافیک معنا ندارد و مانند یک سایت هایپ و جذب سرمایه در نظر بگیرید و در روش مانند پنل سابق cex نیز  زمانی که پنل ید وفروش هش در مروگر باز است و یا اگر برای ید و فروش در این سایت علاوه بر است اج فعالیت نمایید، در زمان باز بودن سایت، برای به روز شدن قیمتها در صفحه مرورگر شما ، ترافیک مصر ف میکند. ولی نه به اندازه حتی یک دهم باز شدن صفحه یک سایت. و ترافیک زمانی که سایت مدت بسیار طولانی باز است، جهت آپدیت قیمت ها محسوس است.
در هر حال ی که فقط اقدام به سرمایه گذاری در این سایتها میکند ، اصلا به ترافیک و سیستم او ربطی ندارد.

کپی تنها با ذکر منبع 


موفق باشید


لطفا قبل از هر اقدامی، مقاله مندرج در این صفحه را مطالعه نمایید

zenminergenesis
elmodars.ir  

 


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

روزه از نظر قرآن(3)

بسم الله الرحمن الرحیم

روزه از نظر قرآن(۳)

علامه طباطبایى رضوان الله تعالى


هیچ شکى نیست در اینکه بعثت رسولخدا ص قرین و توام با نزول اولین بخش آن بوده، و در آن بخش به وى دستور داده که مردم را تبلیغ و انذار کن، از سوى دیگر در این نیز هیچ شکى نیست که بعثت و نزول اولین بخش قرآن، در شب اتفاق افتاده، براى اینکه آیه شریفه:

"انا انزلناه فى لیلة مبارکة انا کنا منذرین" (38) ، صریحا مى‏فرماید: که قرآن در شب نازل شده، و باز شکى نیست که آن شب از شب‏هاى رمضان بوده، براى اینکه در سوره بقره آیه 185 مى‏فرماید: "شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن".

پس تا اینجا هیچ شکى نیست تنها گفتگو در این است که منظور این آیات تمام قرآن است‏یا بعضى از آن؟

در پاسخ از این سؤال مى‏گوئیم: گو اینکه همه قرآن در یک شب نازل نشده، اما همینکه سوره حمد که مشتمل بر بسیارى از معارف قرآن است در یک شب نازل شده، مثل این است که همه قرآن در یک شب نازل شده باشد، و بهمین اعتبار مى‏شود گفت: (ما قرآن را در فلان شب نازل کردیم).

پاسخ دیگرى که مى‏توان گفت اینکه: کلمه قرآن همانطور که بر همه آیات بین دو جلد اطلاق مى‏شود، بر بعض از آن نیز اطلاق مى‏گردد، همانطور که بر سایر کتب آسمانى از قبیل تورات و انجیل و زبور نیز اطلاق مى‏گردد، و این خود اصطلاحى است از قرآن کریم.

آنگاه اضافه کرده: که اولین بخشى که نازل شده"اقرء باسم ربک الذى خلق..." (39) است که در شب بیست و پنجم رمضان نازل شد، در حالى که رسول خدا ص در وسط بیابان بود، و به طرف خانه خدیجه مى‏آمد، همینکه این آیات به وى وحى شد به خاطرش رسید از جبرئیل بپرسد: چگونه پروردگار خود را یاد کند، دوباره جبرئیل خود را به وى نشان داد و تعلیمش داد که بگوید: "بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین"تا آ سوره حمد، و سپس کیفیت را به او یاد داد، و از نظرش غائب شد، رسول خدا ص به خود آمد در حالى که اثرى از جبرئیل نیافت، تنها از آنچه دیده بود، تعبى و کوفتگى در خود احساس کرد، تعبى که همواره بعد از دیدن جبرئیل به او دست مى‏داد، و چون اولین بار بود که به چنین منظره‏اى بر مى‏خورد و نمى‏دانست که از طرف خدا مبعوث به نبوت و هدایت‏خلق شده، لذا وقتى به خانه درآمد از شدت خستگى آن شب را تا به صبح خو د، صبح آن شب مجددا فرشته وحى نزد او برگشت و این سوره را بر او نازل کرد: "یا ایها المدثر قم فانذر". (40) آنگاه مفسر نامبرده مى‏گوید پس معناى نازل شدن قرآن همین نازل شدن سوره حمد است، که در ماه رمضان و مصادف با شب قدر نازل شده، و اما آنچه در کتب شیعه دیده مى‏شود که بعثت در روز بیست و هفتم رجب بوده، روایاتى است که علاوه بر اینکه جز در بعضى از کتب شیعه که تاریخ تالیفش جلوتر از قرن چهارم هجرت نیست، یافت نمى‏شود مخالف کتاب خدا نیز هست، چون متوجه شدید که کتاب خدا نزول قرآن را در ماه رمضان دانسته. سپس اضافه مى‏کند: که در این میان روایات دیگرى هست مؤید آن روایات که مى‏گوید معناى نزول قرآن در ماه رمضان این است که قرآن قبل از بعثت رسولخدا ص یک جا از لوح محفوظ به بیت المعمور نازل شد، و جبرئیل آن را در بیت المعمور به ملائکه املاء کرد، تا آنکه بعد از بعثت‏به تدریج‏بر رسول خدا ص نازل شد. و این روایات اوهامى است‏ افى که دست اجانب آنها را با روایات آمیخته کرده و به چند جهت مردود است، 1 - مخالف کتاب خدا هستند 2 - لوح محفوظ را جزء ماوراى طبیعت دانسته در حالى که لوح محفوظ عبارت است از عالم طبیعت و بیت المعمور عبارت است از کره زمین، که با س ت‏بشر معمور و آباد گشت، این بود خلاصه گفتار آن مفسر.

مؤلف: من نمى‏دانم کدام یک از جملات این مفسر که سراسر آن فاسد است قابل اصلاح است تا به وجهى از وجوه با حق و حقیقت منطبق شود، چون در چنین صورتى قضیه شبیه مثل معروف مى‏شود که مى‏گویند وصله از خود جامه بیشتر است.

زیرا اولا این افسانه که وى از پیش خود در باره بعثت درست کرده و یا اینکه گفته اولین بخش نازل شده چیست"اقرء باسم ربک"وقتى نازل شد که رسول خدا ص در راه بود، و بعد از آن سوره حمد نازل شد، و آنگاه را به آن جناب تعلیم داده و آن حضرت داخل خانه شد و از خستگى به خواب رفت، و صبح آن شب سوره مدثر نازل شده، امر به تبلیغش نمود همه اینها مطالبى است که نه آیه محکمه دل ‏بر آن دارد، و نه سنت قائمه، بلکه تنها و تنها قصه‏اى است تخیلى که نه با کتاب موافق است و نه با حدیث، و بیان ناسازگاریش خواهد آمد.

و ثانیا وى گفته: که بطور مسلم بعثت و نزول قرآن و امر به تبلیغ هر سه مقارن هم اتفاق افتاد، و در مقام تفسیر و توضیح این سخن گفته است: نبوت با نزول قرآن آغاز شد و رسولخدا ص تنها در یک شب نبى و غیر رسول بود، و صبح همان شب به مقام رس هم رسید، چون سوره"مدثر"او را امر به تبلیغ نمود، ولى این مفسر هرگز نمى‏تواند بر طبق گفته‏هاى خود دلیلى از کتاب یا سنت‏بیاورد، و عجب اینجا است که مساله را از مسلمات گرفته، در حالى که چنین نیست اما از نظر سنت مسلم نیست‏براى اینکه کتب سنت چه آنها که علماى اهل سنت تالیف کرده‏اند، و چه آنها که علماى یه تالیف کرده‏اند، همه بعد از دو قرن و بیشتر از عصر رسولخدا ص تدوین شده‏اند، هر چند که مفسر نامبرده این اشکال را منحصرا به کتب شیعه وارد دانسته، ولى تمامى کتب عامه نیز اینطور بوده‏اند، اگر در روایات شیعه دسیسه شده باشد.در روایات عامه نیز شده است و اما کتب تاریخ علاوه بر اینکه متعرض این جزئیات نشده احتمال دسیسه در آنها بیشتر است، و اگر بیشتر هم نباشد حداقل مانند کتب حدیث در معرض آن بوده است.

و اما کتاب خدا که براى هر اهل فنى روشن است که دل آیات آن بر مساله بعثت قاصرتر از دل روایات است، بلکه مى‏توان گفت آیات قرآن بر خلاف آنچه مفسر نامبرده در مساله بعثت گفته دل دارد، و رسما افسانه و بافته‏هاى او را تکذیب مى‏کند، چون سوره علق بطوریکه اهل حدیث گفته‏اند و به شهادت پنج آیه اول آن اولین سوره‏اى بوده که بر رسولخدا ص نازل شده، و احدى از مفسرین نگفته و حتى احت را هم نداده که تکه تکه نازل شده باشد، و حداقل احتمال مى‏دهیم که یک باره نازل شده باشد، مشتمل بر این نکته است که رسولخدا ص در انظار مردم مى‏خوانده، و بعضى از مردم او را از این کار نهى مى‏ د، و در مجالس قریش از او بدگوئى مى‏کرده‏اند، و اگر قبل از سوره علق قرآن بر آن جناب نازل نشده بود، پس رسول خدا ص چگونه مى‏خوانده، و در ش چه مى‏گفته؟ سوره علق هم از به غیر از امر سجده که دستورى دیگر نداده، پس معلوم مى‏شود آن جناب قبل از سوره علق ى داشته و انى بوده‏اند که آن جناب را از نهى مى‏کرده‏اند، و از نهى خود ست‏بردار نبوده‏اند، مگر اینکه بگوئى منظور از این گزار شخصى دیگر غیر از رسولخدا ص است، و این حرف بطلانش روشن است، براى اینکه در آ سوره به خود آن جناب خطاب نموده مى‏فرماید: " کلا لا تطعه"آن ى را که به تو مى‏گوید مخوان اطاعت مکن، بلکه همچنان خدا را سجده کن، و به او نزدیک شو.

اینک آیاتى از همین سوره که دل ‏بر بطلان قول مزبور دارد: "ارایت الذى ینهى عبدا اذا صلى ارایت ان کان على الهدى.او امر ب قوى.ارایت ان کذب و تولى.ا لم یعلم بان الله یرى؟.کلا لئن لم ینته لنسفعا بالناصیة.ناصیة کاذبة خاطئة.فلیدع نادیه.سندع ا بانیة.

کلا لا تطعه و اسجد و اقترب." (41) پس از این سوره استفاده مى‏شود که رسولخدا ص قبل از نازل شدن اولین سوره از قرآن هم مى‏خوانده، و خود بر طریق هدایت‏بوده و احیانا دیگران را هم امر به تقوا مى‏کرده، و این همان نبوت است، ولى رس نیست، و بهمین جهت این وضع آن جناب را انذار ننامیده، پس آن جناب قبل از بعثت هم نبى بوده، و مى‏خوانده، با اینکه هنوز قرآن بر او نازل نشده بود، و سوره حمد که جزء است نیامده، و به تبلیغ نشده بود.

و اما سوره حمد، مدتها بعد از بعثت نازل شد، و اگر نزولش بلا فاصله بعد از سوره علق بود، و بقول این مفسر در قلب رسولخدا ص خطور کرده بود جا داشت‏بفرماید: "قل بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین..."و یا بفرماید: "بسم الله الرحمن الرحیم قل الحمد لله رب العالمین...".

مترجم: (چون سوره علق به عبارتى آغاز شده که معناى"قل"را مى‏دهد اگر سوره حمد هم بلا فاصله با آن سوره نازل شده بود باید کلمه"قل"و یا"اقرء"در اول آن قرار مى‏داشت).

و نیز لازم بود که در این سوره گفتار در جمله"مالک یوم الدین"تمام شود زیرا بقیه سوره از غرض بیگانه است از طرفى ختم شدن سوره در جمله"مالک یوم الدین"از نظر بلاغت قرآن شریف مناسب‏تر و لایق‏تر بود.

بله در سوره حجر که به شهادت مضامین آیاتش از سوره‏هاى مکى است و بیانش خواهد آمد فرموده: "و لقد آتیناک سبعا من المثانى و القرآن العظیم" (42) و مراد از کلمه"سبع مثانى" سوره حمد است که در آیه شریفه در مقابل قرآن عظیم قرار گرفته و این منتها درجه تجلیل و تعظیم از سوره حمد است و لیکن با همه این احوال سوره حمد قرآن نامیده نشده بلکه هفت آیه از آیات قرآن معرفى شده به دلیل اینکه آیه: "کتابا متشابها مثانى" (43) همه قرآن مثانى خوانده شده و در آیه سوره حجر سوره حمد هفت عدد از آن مثانى خوانده شده.

و با این حال از آنجا که سوره حجر مشتمل بر نامى از سوره حمد است معلوم مى‏شود سوره حمد قبل از سوره حجر نازل شده.

و نیز از آنجائى که سوره حجر مشتمل بر آیه"فاصدع بما تؤمروا عرض عن المشرکین انا کفیناک المستهزئین..." (44) مى‏فهمیم که رسولخدا ص مدتى دست از انذار کشیده بود و در این آیه مجددا بدان شده که مى‏فرماید: "فاصدع"پس از سوره حجر دو چیز استفاده شد یکى ترک انذار و دیگر نزول سوره حمد قبل از آن و شما از کجا ثابت مى‏کنید که نزول حمد قبل از ترک انذار بوده؟.

و اما سوره مدثر و مطالبى را که مشتمل است چون آیه"قم فانذر"اگر گفته شود همه آن یک باره نازل شده حال آیه: "قم فانذر"حال آیه: "فاصدع بما تؤمر"در سوره حجر است و نیز حال جمله"و اعرض عن المشرکین"در سوره حجر حال جمله"ذرنى و من خلقت وحیدا"در سوره مدثر است و هر دو مضمونى نزدیک به هم دارند، از هر دو فهمیده مى‏شود اولا انى مزاحم دعوت رسول خدا ص بوده‏اند و در ثانى رسول خدا ص مدتى انذار را تعطیل کرده بود.

و چنانچه سوره مدثر قطعه قطعه نازل شده باز از سیاق آن بر مى‏آید که تنها صدر آن در آغاز رس نازل شده و بقیه بعد از تعطیل انذار آمده است.

و ثالثا اینکه مى‏گوید: (روایاتى که مى‏گوید قرآن قبل از بعثت و یکپارچه در شب قدر از لوح محفوظ به بیت المعمور نازل شده و بعد از بعثت‏به تدریج از بیت المعمور بر رسول خدا ص نازل مى‏شده روایاتى است جعلى و افى چون مخالف کتاب است و مضمونى مستقیم ندارد، بلکه مراد از لوح محفوظ عالم طبیعت و مراد از بیت المعمور کره زمین است)گفتارى است‏خطا و افتراء و به دلیل اینکه اولا: ظاهر هیچ آیه‏اى از آیات قرآن مخالف با این روایات نیست و بیانش از نظر خواننده گذشت.

و ثانیا: در روایات نامبرده نفرموده‏اند: قرآن قبل از بعثت، یک جا به بیت المعمور نازل شد، و کلمه یک جا را مفسر نامبرده در اثر دقت ن در روایات اضافه کرده و ثالثا: تفسیر لوح محفوظ به عالم طبیعت تفسیرى است‏بسیار زشت و خنده‏آور، و ما نمى‏دانیم بنا به گفته وى به چه مناسبت عالم طبیعت در کلام خدا لوح محفوظ خوانده شده؟، آیا از این جهت است که عالم طبیعت از تغیر و دگرگونى محفوظ است؟که عالم طبیعت جاى همه دگرگونى‏ها است چون عالم حرکات است و ذوات موجودات سیال و صفاتشان هر لحظه در تغییر است.

و یا از این جهت لوح محفوظ خوانده شده که تکوینا و یا تشریعا از فساد و تباهى محفوظ است؟که این نیز خلاف واقع است، براى اینکه عالم طبیعت عالم و فساد است.و یا بدین جهت‏بوده که از اطلاع اغیار محفوظ است‏یعنى غیر اهل اطلاع ى از اسرار آن آگاه نیست همچنانکه آیه شریفه: "انه لقرآن کریم فى کتاب مکنون لا یمسه الا المطهرون" (45) خبر مى‏دهد؟که این نیز صحیح نیست‏براى اینکه ادراک هر صاحب ادراکى نسبت‏به عالم طبیعت‏ی ان است.

و بعد از همه این اشکالات اشکال مهمى که به وى وارد است این است که این مفسر در توجیه نازل شدن قرآن در ماه رمضان هیچ وجه صحیحى که هم در جاى خود صحیح باشد، و هم لفظ آیه آن را بپذیرد، نیاورده، چون خلاصه گفتارش این شد که معناى جمله"انزل فیه القرآن"این است که"کانما انزل فیه القرآن"یعنى گویا قرآن در ماه رمضان نازل شده و معناى آیه"انا انزلناه فى لیلة""کانا انزلناه فى لیلة" است، یعنى گویا ما قرآن را در یک شب نازل کردیم، و حال آنکه نه اهل لغت چنین معنائى از چنین عبارتى مى‏فهمد، و نه اهل عرف و آشناى به سیاق کلام.

و اگر جایز باشد ى بگوید نزول قرآن در شب قدر به خاطر نزول سوره حمد است، که مشتمل بر رؤوس مطالب قرآن است، باید جایز باشد که دیگرى بگوید معناى نزول قرآن نزول همه آن، یعنى اجمال معارف آن است‏بر قلب رسولخدا ص، و هیچ مانعى هم ندارد که ى این حرف را بزند و بیانش در سابق گذشت.

البته در گفتار مفسر نامبرده اشکالهاى دیگرى نیز هست، که چون بیرون از غرض ما بود متعرض آنها نشدیم.

"هدى للناس و بینات من الهدى و الفرقان"

کلمه ناس - که عبارت است از طبقه پائین افراد جامعه که سطح فکرشان نازلترین سطح است، بیشتر در همین طبقه اطلاق مى‏شود چنانکه آیه: "و لکن اکثر الناس لا یعلمون" (46) و آیه: "و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون" (47) اطلاق گردیده، معلوم مى‏شود ناس معنائى اعم از علما و غیر علما دارد.

و این اکثریت همانهایند که اساس زندگیشان بر تقلید است و خود نیروى تشخیص و تمیز در امور معنوى به وسیله دلیل و برهان را ندارند، و نمى‏توانند از راه دلیل میان حق و باطل را تشخیص دهند، مگر آنکه ى دیگر ایشان را هدایت نموده حق را بر ایشان روشن سازد، و قرآن کریم همان روشنگرى است که مى‏تواند براى این طبقه حق را از باطل جدا کند، و بهترین هدایت است.

اما خواصى از مردم که در ناحیه علم و عمل تکامل یافته‏اند، و استعداد اقتباس از انوار هدایت الهیه و اعتماد به فرقان میان حق و باطل را دارند، قرآن کریم براى آنان بینات و شواهدى از هدایت است، و نیز براى آنان جنبه فرقان را دارد، چون این طبقه را به سوى حق هدایت نموده، حق را برایشان مشخص مى‏کند، و روشن مى‏کند که چگونه باید میان حق و باطل فرق گذاشت، همچنانکه فرمود: " یهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام، و ی جهم من الظلمات الى النور باذنه و یهدیهم الى صراط مستقیم". (48)

از اینجا علت اینکه چرا میان"هدى"و میان"بینات من الهدى"مقابله انداخت؟روشن مى‏گردد، چون مقابله میان آن دو مقابله میان عام و خاص است، قرآن براى بعضى افراد هدایت، و براى بعضى دیگر بیناتى از هدایت است.

"فمن شهد منکم الشهر فلیصمه"

کلمه"شهادت"به معناى حاضر بودن در جریان، و اطلاع یافتن از آن است، (وقتى مى‏گوئیم من در وقوع فلان امر شاهد بودم، یعنى حاضر بودم، و در نتیجه حضورم از جریان اطلاع یافتم)، و شاهد ماه رمضان بودن، به این معنا است که انسان همچنان زنده و هوشیار بماند، تا ماه رمضان فرا رسد، و آدمى از فرا رسیدنش آگاه شود، و این شهادت هم نسبت‏به تمامى ماه صادق است، و هم نسبت‏به بعضى از آن، (مانند اینکه آدمى در اوائل ماه، مسافر باشد و در اوا آن حاضر شود) و اما اینکه مراد از شهود شهر این باشد که انسان شاهد رؤیت هلال رمضان باشد در حالى که مسافر هم نباشد، صحیح نیست چون دلیلى در لفظ آیه بر آن نیست، بله از راه ملازمه آنهم در بعضى از اوقات و به کمک قرائن مى‏توان چنین معنائى را بر آیه تحمیل کرد، و لیکن در آیه هیچ قرینه‏اى بر این معنا وجود ندارد.

"و من کان منکم مریضا او على سفر فعدة من ایام ا "

وارد ساختن این جمله در آیه مورد بحث از قبیل تکرار به منظور تاکید و غیره نیست، چون قبلا هم گفتیم دو آیه قبلى در مقام بیان حکم نبودند، و تنها در مقام زمینه‏چینى بودند، و فقط آیه سوم حکم را بیان مى‏کند، پس آیه سوم مشتمل بر جمله تکرارى نیست.

"یرید الله بکم الیسر، و لا یرید بکم العسر، و لتکملوا العدة"

کانه این جمله مى‏خواهد مجموع مطالب آیه را تعلیل کند، هم استثنا شدن مریض و مسافر و افطار آن دو در ماه رمضان را، و هم روزه گرفتن در ایام دیگر سال را، چیزى که هست اینکه جمله اول مطلب اول را تعلیل مى‏کند و مى‏فرماید چون خدا سهولت را برایتان خواسته، و جمله آ یعنى"و لتکملوا العدة"مطلب بعد را و مى‏فرماید اینکه گفتیم به همان عدد از روزهاى دیگر سال را روزه بگیرید براى این بود که تکمیل سى روز امرى واجب است.

و حرف"لام"در جمله"و لتکملوا العدة"الخ لام غایت است، و جمله عطف است‏بر جمله: "یرید"الخ، چون آن جمله نیز مشتمل بر معناى غایت‏بود، و تقدیر کلام این است که:

اگر ما شما را دستور دادیم که در سفر و مرض روزه را بخورید براى این بود که بار تکلیف شما را سبک کنیم، و هم براى اینکه عدد سى روزه را تکمیل کرده باشیم، و بعید نیست که ایراد جمله: "و لتکملوا العدة"باعث‏شده که دیگر مانند آیه قبلى حکم آن صورت را که روزه طاقت‏فرسا باشد بیان نکند چون هم بیان آیه قبلى براى اینجا نیز کافى بود و هم کلمه(سختى بر شما نخواسته)دل ‏بر آن مى‏کرد.

"و لتکبروا الله على ما هدیکم و لعلکم تشکرون..."

ظاهر دو جمله مورد بحث‏بطوریکه لام غایت(البته غایت‏به معناى غرض که آن نیز اصطلاح دیگرى است)اشعار دارد، این است که مى‏خواهند غایت و نتیجه اصل روزه را بیان کنند، نه حکم استثناى مریض و مسافر را چون وقتى مى‏بینیم جمله"شهر رمضان"را مقید کرد به جمله: "الذى انزل فیه القرآن.. ."، مى‏فهمیم که میان وجوب روزه رمضان و نازل شدن قرآن در رمضان یک نحوه ارتباط و پیوستگى وجود دارد، در نتیجه برگشت معناى غایت‏به این مى‏شود که تلبس و اشتغال به روزه براى اظهار کبریائى حق تعالى است‏به خاطر اینکه قرآن را بر ایشان نازل فرمود، و ربوبیت‏خود و عبودیت‏بندگان را اعلام داشت، و نیز بدین منظور بود که در مقابل اینکه به سوى حق هدایتشان فرموده و با کتاب خود برایشان حق را از باطل جدا کرده شکرش را بجاى آرند.

و چون روزه وقتى متصف به این صفت مى‏شود، یعنى وقتى شکر نعمت‏هاى خدا مى‏شود که مشتمل بر حقیقت معناى روزه باشد، یعنى از روى اخلاص انجام شود، و روزه‏دار از آلودگیهاى طبیعت پاک باشد، و از بزرگترین مشتهیات نفس چشم بپوشد، لذا دنبال آیه نفرمود:

"و لیتشکروا الله"، چون شکر تنها با روزه واقعى محقق مى‏شود، بلکه در مقابل فرمود: "و لتکبروا الله على ما هدیکم"براى اینکه تکبیر و بزرگداشت‏خدا با صورت روزه هم انجام مى‏شود، چه اینکه این صورت، حقیقت هم داشته باشد و یا نداشته باشد، و بهمین جهت مساله شکر را با کلمه"لعل امید است" ، از تکبیر جدا کرد، و فرمود، "و لتکبروا الله على ما هدیکم، و لعلکم تشکرون"همانطور که در اول آیات، در باره روزه فرمود: "لعلکم تتقون".

بحث روایتى
در حدیث قدسى(یعنى احادیثى که سلسله سندش منتهى به خود خداى تعالى مى‏شود)آمده: که خداى تعالى فرمود: روزه فقط براى من است، و من خود جزاى آن را مى‏دهم. (49)

مؤلف: این روایت را شیعه و سنى البته با مختصر اختلافى نقل کرده‏اند و وجه اینکه روزه براى خداى سبحان است این است که تنها عبادتى است که از امور عدمى تشکیل مى‏شود، بخلاف عبادتهاى دیگر، از قبیل ، و حج و امثال آن، که از امور وجودى ترکیب مى‏یابد، و یا حداقل امور وجودى هم در آنها دخ دارند، و معلوم است که فعل وجودى نمى‏تواند محض و خالص در اظهار عبودیت عبد و ربوبیت رب سبحان باشد، چون خالى از نقایص مادى و آفت محدودیت و اثبات انانیت نیست، و ممکن است در انجام آن قصد غیر خدا هم به میان آید، و سهمى از آن را براى غیر خدا انجام دهد، چنانکه در موارد ریا و سمعه و سجده براى غیر خدا این آفت‏ها مشاهده مى‏شود، بخلاف عملى که همه‏اش نفى است، یعنى روزه که عبارت است از نخوردن، ننوشیدن، و فلان و بهمان ن ، که صاحبش خود را بالاتر از اسارت در برابر مادیات مى‏بیند، و با خویشتن‏دارى خود را از لوث شهوات نفس پاک نگه مى‏دارد، و این امور عدمى چیزى نیست که غیر خدا هم سهمى از آن داشته باشد، زیرا امرى است تنها میان بنده و پروردگارش و طبعا ى جز خدا از آن با خبر نمى‏شود.

و اینکه فرموده: و"انا اجزى به"اگر کلمه"اجزى"را به معلوم بخوانیم، یعنى من جزاى آن را مى‏دهم آن وقت دل مى‏کند بر اینکه در دادن اجر به بنده، ى میان او و خدا فاصله و واسطه نمى‏شود، همانطور که بنده هم در بندگى و عبادت خدا به وسیله روزه ى را دخیل قرار نداد، و نگذاشت ى از روزه‏داریش با خبر شود، چنانکه در باره صدقه آمده است: صدقه را تنها خدا مى‏گیرد، و بین صدقه دهنده و خدا ى واسطه نیست، و در قرآن هم آمده: "و یاخذ الصدقات" (50) و اما اگر" اجزى"را به مجهول بخوانیم، معنایش این مى‏شود: (خود من جزاى روزه قرار مى‏گیرم)آن وقت عبارت کنایه مى‏شود از نزدیکى روزه‏دار به خداى تعالى.

و در کافى از صادق ع روایت آورده که رسول خدا ص در اوائل بعثت مدتى پشت‏سر هم روزه مى‏گرفت، بطوریکه اشخاص مطلع مى‏گفتند دیگر ترک نمى‏کند و سپس مدتى روزه را ترک مى‏کرد بطوریکه اشخاص مى‏گفتند دیگر روزه نمى‏گیرد، بعد از مدتى این رسم را رها کرد، یک روز روزه مى‏گرفت، و یک روز افطار مى‏کرد، که این همان روزه داوود پیغمبر است، بعد از مدتى این رسم را کنار گذاشت، و در هر ماه ایام البیض آن ماه یعنى(سیزده و چهارده و پانزدهم)آن را روزه مى‏گرفت، و سپس این را هم ترک کرد، و در هر ده روز دو پنجشنبه و بین آن دو یک چهارشنبه روزه مى‏گرفت، و این رسم را تا آ عمر ادامه داد. (51)

و از عنبسة العابد روایت‏شده که گفت: رسولخدا ص در ایامى که از دنیا رفت، در این رسم و برنامه بود که همه‏ساله شعبان و رمضان و سه روز از هر ماه را روزه مى‏گرفت. (52)

مؤلف: اخبار از طریق اهل بیت ع در این باب بسیار است، و این همان روزه سنتى است که رسول خدا ص مى‏گرفت و گرنه روزه واجب تنها همان روزه رمضان است.

و در تفسیر عیاشى از صادق ع روایت کرده که در تفسیر آیه: "یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام"فرموده: این مخصوص مؤمنین است. (53)

و از جمیل روایت آورده که گفت: از صادق ع از معناى آیه: "یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام"، و"یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم القتال"پرسیدم، فرمود:

همه این خطاب‏ها شامل حال گمراهان و منافقین و خلاصه تمامى افرادى که به ظاهر شهادت به توحید و نبوت و معاد داده‏اند مى‏شود. (54)

و در فقیه از حفص روایت کرده که گفت از صادق ع شنیدم مى‏فرمود:

روزه ماه رمضان قبل از امت بر هیچ امتى واجب نبود، عرضه داشتم: پس اینکه خداى عزوجل مى‏فرماید: "یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم" چیست؟فرمود: بله ماه رمضان قبل از امت روزه‏اش واجب بوده، اما نه بر امتها بلکه تنها بر انبیاى آنان، خداوند امت را بر سایر امم برترى داده، چیزى را که بر رسول خود واجب کرده بود بر امتش هم واجب فرمود. (55)

مؤلف: این روایت‏به خاطر اینکه اسماعیل بن محمد در سند آن هست ضعیف است، و این معنا در روایتى دیگر از عالم ع آمده که آنهم مرسل است، یعنى اصلا سندش ذکر نشده، و به نظر مى‏رسد هر دو روایت‏یکى باشد، و به هر حال از اخبار آحاد است، و ظاهر آیه هم مساعد با این نیست که مراد از جمله"کما کتب على الذین من قبلکم"تنها خصوص انبیا باشد، و به فرضى که چنین چیزى منظور بوده، از آنجائى که مقام مقام زمینه‏چینى و تشویق و ترغیب بوده، تصریح به اسم آن انبیا از کنایه بهتر و مؤثرتر بود، و خدا دانا است.

و در کافى از ى که از صادق ع سؤال نموده روایت کرده که گفت:

پرسیدم آیا کلمه"قرآن"و کلمه"فرقان"به یک معنا است؟و یا هر یک معنائى جداگانه دارد؟

فرمود: قرآن همه کتاب خدا است، و فرقان تنها آن آیاتى است که احکام واجب را در بر دارد. (56)

و در کتاب جوامع از آن جناب ع روایت کرده که فرمود: فرقان عبارت است از هر آیه محکمى که در قرآن است. و در تفسیر عیاشى و قمى از آن جناب ع روایت آورده‏اند که فرمود: فرقان عبارت است از هر امر محکمى که در قرآن است، و کتاب عبارت است از آن آیاتى که انبیاى قبل را تصدیق مى‏کند. (57)

مؤلف: خود کلمه"فرقان"و کلمه"کتاب"هم با معنائى که در روایت‏براى آن دو شده سازگار است، و در بعضى از اخبار آمده که کلمه"رمضان"یکى از اسماى خداى تعالى است پس دیگر شایسته نیست ى بگوید رمضان آمد و رمضان رفت، بلکه باید گفت: ماه رمضان آمد و ماه رمضان رفت، (تا آ حدیث)و این روایت‏خبر واحدى است که در باب خودش غریب است، و این کلام از میان مفسرین از قتاده نیز نقل شده.

ولى در اخبارى که راجع به اسامى خداى تعالى وارد شده نام"رمضان"دیده نمى‏شود، علاوه بر اینکه کلمه"رمضان"بدون اینکه کلمه"ماه"قبل از آن آید و نیز کلمه "رمضانان""دو رمضان"در روایات وارده از رسولخدا ص و ائمه اهل بیت ع بسیار آمده، و این جدا بعید است که احتمال دهیم هر جا کلمه"رمضان" در احادیث آمده"شهر رمضان"بوده، و راوى کلمه"شهر"را از آن انداخته باشد. (58)

و در تفسیر عیاشى از صباح بن نباته روایت‏شده که گفت: من به صادق ع عرضه داشتم: ابن ابى یعفور به من دستور داد چند مساله را از شما بپرسم حضرت پرسید آن مسائل چیست؟عرضه داشتم: او از شما مى‏پرسد: وقتى ماه رمضان آمد و من در منزل باشم آیا جایز است مسافرت کنم؟فرمود: خداى تعالى مى‏فرماید: "فمن شهد منکم الشهر فلیصمه"، پس هر ماه رمضان را درک کند و در میان خانواده‏اش باشد نمى‏تواند مسافرت کند، مگر براى حج و یا عمره، و یا براى طلب مالى که مى‏ترسد اگر به دنبالش نرود تلف بشود. (59)

مؤلف: و این نکته استفاده لطیفى است که از اطلاق آیه براى حکم کراهت‏سفر کرده است چون مسافرت در رمضان جایز است اما با کراهت.

و در کافى از على بن الحسین ع روایت آورده که فرمود: اما روزه در سفر و در حال مرض، عامه در آن اختلاف کرده‏اند، بعضى گفته‏اند: مریض و مسافر مى‏تواند روزه بگیرد، و بعضى دیگر گفته‏اند نباید بگیرد، طایفه سوم گفته‏اند مختار است، اگر خواست‏بگیرد و اگر نخواست نگیرد، ولى ما مى‏گوئیم باید در این دو حال حتما روزه را بشکند، و افطار کند، (منظور این است که روزه نباید بگیرد، پس اگر در سفر و یا حال مرض روزه بگیرد روزه‏اش درست نیست‏باید آن چند روز را دوباره قضا کند)براى اینکه خداى عزوجل مى‏فرماید، "فمن کان منکم مریضا او على سفر فعدة من ایام ا ". (60)

مؤلف: این روایت را عیاشى نیز نقل کرده است.

و در تفسیر عیاشى از باقر ع روایت آورده که در تفسیر جمله"فمن شهد منکم الشهر فلیصمه" فرموده: چقدر این بیان براى ى که تعقلش کند روشن است!براى اینکه در عبارتى کوتاه این معنا را رسانده، که هر ماه رمضان را درک کرد باید روزه‏اش را بگیرد، و هر در ماه رمضان مسافرت کرد باید روزه‏اش را بخورد. (61)

مؤلف: روایات وارده از ائمه اهل بیت ع در اینکه مریض و مسافر حتما باید روزه‏اش را بخورد بسیار زیاد است، و این مذهب ائمه اهل بیت ع است، (بخلاف علماى اهل سنت که روزه رمضان را براى مسافر و مریض اختیارى مى‏دانند)، و آیه شریفه بطوریکه خواننده توجه فرمود بر مذهب ائمه اهل بیت ع دل دارد. (62)

و نیز در تفسیر عیاشى از ابى بصیر روایت آمده که گفت: من از ع از معناى جمله: "و على الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین"پرسیدم فرمود: منظور بیماران و سالخوردگانى است که توانائى روزه گرفتن ندارند. (63)

و باز در همان تفسیر از باقر ع در تفسیر همان آیه نقل کرده، که فرمود:

منظور سالخورده و ى است که عطش آزارش مى‏دهد. (64)

و نیز در همان تفسیر از صادق ع روایت آورده که فرمود منظور زنى است که از جان فرزندش بترسد و سالخوردگانى که روزه برایشان طاقت‏فرسا باشد. (65)

مؤلف: روایات در تفسیر آیه، از ائمه ع بسیار است، و در روایت ابى بصیر مراد از مریض آن بیمارانى‏اند که قبل از ایام ماه رمضان بیمار باشند و نتوانند قضاى روزه رمضان را در سایر ایام سال بجا آورند، چون واضح است که کلمه(مریض)در جمله: "فمن کان منکم مریضا"شامل مریض نامبرده نمى‏شود، و کلمه(عطاش)که در روایت آمده به معناى بیمارى عطش است. (66) (که ظاهرا همان مرض قند باشد)." مترجم" باز در همان تفسیر از سعید از صادق ع روایت آمده که فرمود: در عید فطرهم تکبیر هست، عرضه داشتم تکبیر که غیر از روز قربان نیست، فرمود: چرا در عید فطر هم هست، لیکن مستحب است که در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو رکعت عید گفته شود. (67)

و در کافى از سعید نقاش روایت کرده که گفت صادق ع فرمود: براى من در شب عید فطر تکبیر هست، اما واجب نیست‏بلکه مستحب است، مى‏گوید، پرسیدم این تکبیر در چه وقت مستحب است؟ فرمود در شب عید در مغرب و عشا و در صبح و عید آنگاه قطع مى‏شود، مى‏گوید عرضه داشتم: چگونه تکبیر بگویم؟فرمود: مى‏گوئى"الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله، و الله اکبر، الله اکبر و لله الحمد، الله اکبر على ما هدانا"و منظور از کلام خدا که مى‏فرماید: "و لتکملوا العدة"همین است، چون معنایش این است که را کامل کنید.و خدا را در برابر اینکه هدایتتان کرده تکبیر کنید، و تکبیر همین است که بگوئید:

"الله اکبر، لا اله الا الله، و الله اکبر، و لله الحمد"راوى مى‏گوید در روایت دیگرى آمده که تکبیر آ را چهار بار باید گفت. (68)

مؤلف: اختلاف این دو روایت که یکى تکبیر را در ظهر و عصر نیز مستحب مى‏داند و دیگرى نمى‏داند ممکن است‏حمل شود بر مراتب استحباب، یعنى دومى مستحب باشد، و اولى مستحب‏تر، و اینکه فرمود: منظور از(و لتکملوا العدة)اکمال است‏شاید منظور این باشد که با خواندن عید، عدد روزه را تکمیل کنید و باز خود تکبیرات را بگوئید، که خدا شما را هدایت کرد، و این با معنائى که ما از ظاهر جمله، "و لتکبروا الله على ما هدیکم..."فهمیدیم منافات ندارد، براى اینکه کلام استفاده حکم استحبابى از مورد وجوب است، نظیر آنکه در سابق در جمله: "فمن شهد منکم الشهر فلیصمه" گذشت، که گفتم از آن، کراهت مسافرت در ماه رمضان براى ى که اول ماه را درک کند استفاده کرده‏اند، و اختلاف آ تکبیرات در دو جاى روایت اخیر مؤید این احتمال است که بعضى داده و گفته‏اند در جمله:

"و لتکبروا الله على ما هدیکم"تکبیر به دلیل اینکه با حرف(على)متعدى شده متضمن معناى حمد است.

و در تفسیر عیاشى از ابن ابى عمیر از صادق ع روایت کرده که گفت: به آن حضرت عرضه داشتم: فدایت‏شوم احادیثى که در بین ما بر سر زبانها جریان دارد مبنى بر اینکه رسول خدا ص بیست و نه روز روزه مى‏گرفت، بیشتر است از احادیثى که مى‏گوید، سى روز روزه مى‏گرفت؟آیا احادیث اول درست است؟فرمود یک کلمه از آنها سخن خدا نیست، و رسول خدا ص غیر از سى روز روزه نگرفته، و علتش هم این است که قرآن مى‏فرماید: "و لتکملوا العدة"و آیا رسولخدا ص آن را ناقص مى‏کرد؟ (69)

مؤلف: اینکه فرمود: (آیا رسولخدا ص آنرا ناقص مى‏کرد) استفهامى است انکارى، و روایت دل دارد بر بیانى که ما کردیم، و گفتیم ظاهر تکمیل، تکمیل ماه رمضان است.

و در محاسن برقى از بعضى راویان شیعه نقل کرده که او بدون ذکر سند گفته منظور از تکبیر در جمله: "و لتکبروا الله على ما هدیکم"تعظیم، و منظور از هدایت، ولایت است. (70)

مؤلف: اینکه هدایت‏به معناى ولایت‏باشد از باب تطبیق کلى بر مصداق است و ممکن است از قبیل همان قسم بیاناتى باشد که نامش را تاویل گذاشته‏اند، چنانکه در بعضى از روایات آمده و در معناى دو کلمه"یسر و عسر"فرموده‏اند: یسر ولایت و عسر مخالفت‏با خدا و دوستى با دشمنان خداست.

و در کافى از حفص بن غیاث از صادق ع نقل کرده که گفت: از آن جناب از کلام خداى عزوجل پرسیدم، که مى‏فرماید: "شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن"، چطور مى‏فرماید قرآن در ماه رمضان نازل شد، با اینکه در دو دهه بین اول و آ ش نازل شده؟ (71)

ع فرمود: قرآن در ماه رمضان یک باره به بیت المعمور نازل شد و سپس در طول بیست‏سال به تدریج‏به زمین نازل گردید، آنگاه فرمود: رسولخدا ص فرموده صحف ابراهیم در اولین شب از ماه رمضان نازل شد، و تورات در روز ششم رمضان، و زبور در هیجدهم رمضان و قرآن در بیست و سوم از ماه رمضان نازل شده.

مؤلف: این روایت را که کافى از صادق و آن جناب از رسولخدا ص نقل کرده الدر المنثور به چند طریق آن را از واثلة بن اسقع از رسولخدا ص نقل کرده است (72) .

و نیز در کافى و فقیه از یعقوب روایت کرده که گفت: مردى را شنیدم که از صادق ع از شب قدر مى‏پرسید، که آیا گذشته و یا همه‏ساله هست؟فرمود: اگر شب قدر از بین برود، و برداشته شود، قرآن هم برداشته مى‏شود. (73)

و در الدر المنثور از ابن عباس روایت کرده که در باره ماه رمضان و لیله مبارکه و لیله قدر گفت: لیله قدر همان لیله مبارکه است که در ماه رمضان واقع است، که در آن ماه قرآن کریم از ذکر به بیت المعمور نازل شد، و بیت المعمور همان موقع ستارگان در آسمان دنیا است، که قرآن در آنجا قرار گرفت، و سپس به تدریج‏به رسولخدا ص نازل شد، قسمتى در امر و قسمتى در نهى و آیاتى در باره جنگها نازل مى‏شد. (74)

مؤلف: این معنا از غیر ابن عباس مانند سعید بن جبیر نیز روایت‏شده، و از گفتار ابن عباس چنین بر مى‏آید که این نظریه خود را از آیات قرآنى استفاده کرده، مانند آیه: "و الذکر الحکیم" (75) و آیات: "و کتاب مسطور فى رق منشور و البیت المعمور و السقف المرفوع" (76) و آیات"فلا اقسم بمواقع النجوم، و انه لقسم لو تعلمون عظیم، انه لقرآن کریم، فى کتاب مکنون لا یمسه الا المطهرون‏» (77) و آیه: «و زینا السماء الدنیا بمص ح و حفظا» (78) که ارتباط گفتار ابن عباس با همه این آیات روشن است، تنها نقطه ابهامى که در کلام وى هست و معلوم نیست که از کجاى قرآن استفاده کرده، این است که گفته: محل ستارگان، آسمان اول، و موطن قرآن است، و دل آیات سوره واقعه بر این معنا روشن نیست.

بله در روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام آمده که بیت المعمور در آسمان است که ان شاء الله بحث ما پیرامون آن خواهد آمد.

مطلب دیگرى که تذکرش لازم است، این است که احادث هم مانند قرآن کریم محکم و متشابه دارد، و اشاره و رمز در میان احادیث‏بسیار شایع است، و مخصوصا در مثل اینگونه حقایق (که فهم بشر از درکش عاجز است) مانند لوح، و قلم، و حجب، و آسمان و بیت معمور، و بحر مسجور، لا جرم بر یک فرد دانشمند لازم است که براى بدست آوردن معناى واقعى کلام سعى کند قرائن کلام را بدست آورد.


پى‏نوشت‏:
1- و او را(یوسف را)به بهاى ناچیزى، درهمى چند فروختند."سوره یوسف آیه 20"
2- اى انى که ایمان آورده‏اید براى شما در باره کشتگان قصاص مقرر شد."سوره بقره آیه 178"
3- بر شما مقرر شد هنگامى که مرگ یکى از شما فرا رسد اگر مالى بجاى گذارد براى پدر و مادر و خویشاوندان وصیت کند. «سوره بقره آیه 180»
4- خدا قضاء رانده که من و رسولانم غلبه خواهیم کرد."سوره مجادله آیه 21"
5- مى‏نویسیم آنچه از پیش فرستادند، و آنچه اثر که از دنبال دارند."سوره یس آیه 12"
6- و بر ایشان(بنى )نوشتیم که شخص در مقابل شخص است(یعنى اگر ى دیگرى را کشت اولیاء مقتول حق دارند قاتل را بکشند و جان او برابر مقتول است.)"سوره مائده آیه 45"
7- اگر نیکى کنید به خود نیکى کرده‏اید، و اگر بدى کنید نیز به خود کرده‏اید."سوره اسراء آیه 7"
8- هان اى مردم شما همان محتاجان به خدائید، و خدا همانا بى‏نیاز است."سوره فاطر آیه 15"
9- ما خبر داریم از اینکه سخن آنان تو را اندوهناک کرده، ولى آنها تو را تکذیب نمى‏کنند، بلکه ستمکاران آیات خدا را انکار مى‏کنند."سوره انعام آیه 33"
10- به سوى آفریننده‏تان بازگشت کنید و خودتان را(یعنى انى را که گوساله پرستیده‏اند)بکشید آن براى شما بهتر است."سوره بقره آیه 54"
11- بشت د به سوى ذکر خدا و سوداگرى را واگذارید این براى شما بهتر است."سوره آیه 9"
12- ایمان به خداى آورید و در راه خدا با مال و جان خود جهادى کنید این براى شما بهتر است اگر بدانید."سوره صف آیه 11".
13- ما آن را(قرآن را)کتابى خواندنى و عربى کردیم باشد که شما درکش کنید."سوره ز ف آیه 3"
14- و قرآنى که آن را قسمت قسمت کردیم تا کم کم بر مردمش، بخوانى و به تدریج نازلش کردیم." سوره اسراء آیه 106"
15- خدا سخن آن که در باره همسرش با تو مجادله مى‏کرد و به خدا شکوه مى‏کرد شنید، و خدا همه گفتگوى شما را مى‏شنود."سوره مجادله آیه 1"
16- و چون تجارت یا لهوى مى‏بینند تو را در وسط سخن در حالى که ایستاده‏اى رها مى‏کنند."سوره آیه 11"
17- مردانى که عهد خود را که با خدا بسته‏اند وفا مى‏کنند، بعضى از ایشان عمرشان سرآمده، و بعضى دیگر منتظر سرآمدن عمرند، و کمترین گوشه‏اى از عهد خود را دگرگون نمى‏سازند."سوره احزاب آیه 23"
18- سوگند به کتاب روشنگر که ما آن را در شبى با برکت نازل کردیم، که ما همواره کار بیم رسانى را داشته‏ایم."سوره دخان آیه 3"
19-ما آن را در شب قدر نازل کردیم."سوره قدر آیه 1"
20- سوره بقره آیه 185
21- سوره دخان آیه 3
22- سوره قدر آیه 1
23- مثل آبى که ما آن را از بالا نازل کرده‏ایم."سوره یونس آیه 24"
24- کتابى که ما نازلش کردیم بر تو کتابى پر برکت تا در آیاتش تدبر کنند."سوره ص آیه 29"
25- کتابى است که قبلا نزد حکیم خبیر، فشرده بود، و سپس آیاتش از هم جدا شد."سوره هود آیه 1"
26- محققا براى آنها کتابى آورده‏ایم که از روى علم تفصیل دادیم کتابى که هدایت و رحمت است‏براى قومى که ایمان آورند آیا جز تاویل آن را منتظرند روزى که تاویلش بیاید آنها که از پیش آن را فراموش کرده‏اند اقرار مى‏کنند که رسولان پروردگار ما به حق آمده و حق گفتند."سوره اعراف آیه 52 - 53"
27- این کتابى نیست که بتوان به خدا افتراء زد، لیکن مصدق کتب آسمانى عصر خودش و تفصیل همان کتابها است کتابى است‏بدون شک از ناحیه رب العالمین(تا آنجا که مى‏فرماید): بلکه اینان چیزى را تکذیب مى‏کنند که احاطه علمى بدان ندارند، و هنوز تاویلش نیامده."سوره یونس آیه 39 - 37"
28- حم سوگند به کتاب روشنگر که ما آن را کتابى خواندنى و عربى کردیم، تا شاید شما تعقل کنید، و گرنه آن کتاب در کتابى اصلى بود، که نزد ما مقامى بلند و فرزانه دارد."سوره ز ف آیه 1 - 4"
29- سوگند به جایگاههاى ستارگان نخورم، و آن اگر بدانید سوگندى بزرگ است محققا قرآنى است ارجمند در نامه‏اى نهفته، جز پاک شدگان به آن دسترسى نیابند نازل ى از پروردگار جهانیان است. "سوره واقعه آیه 80"
30- آن قرآنى مجید است که در لوح محفوظ قرار دارد."سوره بروج آیه 22"
31- بلکه آن قرآنى است ارجمند در لوحى محفوظ."سوره بروج آیه 22"
32- ماه رمضان که در آن قرآن را نازل کردیم."سوره بقره آیه 185"
33- ما نازل کردیم قرآن را در شب قدر."سوره قدر آیه 1"
34- ما نازل کردیم قرآن را در شبى مبارک."سوره دخان آیه 2"
35- در قرآن قبل از تمام شدن وحیش عجله مکن."سوره طه آیه 114"
36- زبان خود را بدان حرکت مده، که به آن عجله کرده باشى، چونکه جمع آن و نیز خواندش به عهده ما است، پس همینکه آنرا خو م خواندنش را پیروى کن، و سپس به عهده ما است که آنرا بیان کنیم." سوره قیامت آیات 15 - 19"
37- سوره آل عمران آیه 7
38- ما نازل کردیم قرآن را در شبى مبارک و ما هستیم بیم دهندگان."سوره دخان آیه 2"
39- سوره علق آیه 1
40- اى جامه بخود پیچیده برخیز و بترسان."سوره مدثر آیه 2 - 1"
41- آیا دیدى آن ى را که بنده‏اى را از اینکه بخواند نهى مى‏کرد، تو اى نهى کننده هیچ مى‏دانى که اگر آن بنده بر راه راست‏باشد، و یا به پرهیزکارى دستور دهد، دیگر جا ندارد که تو او را از ش نهى کنى، اى تو بگو آیا مى‏دانى آن نهى کننده را که اگر تو را تکذیب کند، و از تو روى بگرداند چه کیفرى خواهد داشت؟راستى آیا او نمى‏داند که خدا رفتار او را مى‏بیند، و از قصد او اطلاع دارد؟بداند که جریان به این سادگى‏ها نیست اگر از آزار دست‏برندارد موى پیشان


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

پاسخ به م عان نظریه تفسیر قرآن به قرآن (2)

بخش سوم
پاسخ صاحب المیزان از شبهات نیاز به تفسیر معصومین علیهم ‏السلام
در تفسیر المیزان، نظریه عدم استقلال قرآن، به محدثین و اخباریها نسبت داده شده است. ایشان چند دلیل مهم مخالفان را ذکر نموده و سپس در آن به شرح ذیل مناقشه کرده است:
الف. اشکال در استدلال آنها به آیات
ب. اشکال در استدلال آنها به روایات، یعنی روایات ناهیه از تفسیر به رأی، قول به غیر علم در قرآن، خوض و جدال در آن و... و حدیث ثقلین و غیره.
سپس ایشان در آ وجه جمعی برای روایات مختلف که در این زمینه وارد شده است، ارائه داده‏اند که خواهد آمد.
مناقشه در استدلال به آیه اول
"هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْک الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ والرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا الأَْلْبابِ".
ایشان در ردّ استدلال به این آیه گفته¬اند: اما آن عده که به اصطلاح محدث، یعنی حدیث‏شناس بودند، در فهم معانی آیات اکتفاء د به آنچه که از صحابه و تابعین روایت شده، حالا صحابه در تفسیر آیه چه گفته‏اند؟ و تابعین چه معنایی برای فلان آیه کرده‏اند؟ هر چه می‏خواهد باشد، همین دلیل که نامش روایت است، کافی است، اما مضمون روایت چیست؟ و فلان صحابه در آن روایت چه گفته؟ مطرح نیست، هر جا هم که در تفسیر آیه روایتی نرسیده بود توقف می‏ د، و می‏گفتند درباره این آیه چیزی نمی¬توان گفت، برای اینکه نه الفاظش آن ظهوری را دارد که احتیاج به بحث و اعمال فکر نداشته باشد، و نه روایتی در ذیلش رسیده که آن را معنا کرده باشد، پس باید توقف کرد، و گفت: همه از نزد پروردگار است، هر چند که ما معنایش را نفهمیم. و تمسک می‏ د به جمله "والرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا" راسخان در علم گویند: ما بدان ایمان داریم، همه‏اش از ناحیه پروردگار ما است، نه تنها آنهایی که ما می‏فهمیم. این عده در این روشی که پیش گرفتند، خطا رفته‏اند... و حال آنکه اولا قرآن کریم نه تنها عقل را از اعتبار نینداخته، بلکه معقول هم نیست که آن را از اعتبار بیندازد، برای اینکه اعتبار قرآن و کلام خدا بودن آن (و حتی وجود خدا)، به وسیله عقل برای ما ثابت شده. و در ثانی، قرآن کریم حجیتی برای کلام صحابه و تابعین و امثال ایشان اثبات نکرده، و هیچ جا نفرموده، یا ایها الناس، هر صح رسول‏خدا باشد، هر چه به شما گفت بپذیرید که سخن صح او حجت است، و چطور ممکن است حجت کند با اینکه میان کلمات اصحاب اختلاف های فاحش هست، مگر آنکه بگویی قرآن بشر را به سفسطه یعنی قبول تناقض‏گویی ها دعوت کرده، و حال آنکه چنین دعوتی نکرده.
و باز در تفسیر المیزان در تفسیر آیه گذشته آمده است: آیات متشابه به وسیله آیات محکم، محکم می‏شود.
نقد کلام ایشان
خلاصه کلام ایشان این شد:
1 . این دعوی مربوط به محدثین و اخباری‏ها است.
2. آنها به کلمات صحابه و تابعین بسنده می‏کنند.
3 . استناد به آیه:"یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا" صحیح نیست.
4. این ابطال حجیت عقل است، پس معقول نیست.
5 . خداوند حجیت در اقوال صحابه و تابعین قرار نداده است.
6 . اختلاف اقوال صحابه و تابعین، مانع از پذیرفتن آن می‏شود.
7 . آیات متشابه به وسیله آیات محکم، محکم می‏شود.
پاسخ مطلب اول و دوم
لفظ "صحابه و تابعین" اذهان را به حشویه و اخباری‏های سنی مذهب سوق می‏دهد در حالی که در آ همین بحث ـ و همچنین در بحث محکم و متشابه، در جلد سوم ـ برای اثبات مدعای خویش به سیره ان معصوم علیهم ‏السلام استدلال کرده‏اند، پس مخاطب انی بوده¬اند که به روایات اهل‏بیت علیهم ‏السلام تمسک می‏ د. مضافا به اینکه این نظریه اختصاص به محدثین ندارد. همه اصولیّین به صراحت در عنوان بحث حجیّت قرآن حجیّت را منحصر در نصّ و ظاهر آیات دانسته و تصریح به عدم حجیّت آیات متشابه کرده‏اند، لذا نیازی به تتبّع کلمات آنها دیده نمی‏شود. شیخ طوسی رحمه‏الله فرموده: معانی آیات قرآن بر چهار قسم است... قسم چهارم آنچه لفظ بر بیش از یک معنا دل داشته، و احتمال اینکه خداوند هر کدام را اراده کرده، ممکن باشد، در این قسم از آیات سزاوار نیست ی اقدام بر تعیین مقصود خداوند کند مگر به قول صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم و یا معصوم علیه‏السلام.
جالب این است که ایشان در جای دیگر تصریح کرده است که مشهور بین شیعه و سنی همین است! متن عبارت ایشان چنین است: آنچه عملاً پیش مفسّرین از صدر اوّل تاکنون دائر و مورد اعتماد است این است که: محکمات آیاتی هستند که معنی مراد آنها روشن است و به معنی غیر مراد اشتباه نمی‏افتند، به این‏گونه آیات باید ایمان آورد و عمل هم کرد. و آیات متشابهه آیاتی هستند که ظاهرشان مراد نیست و مراد واقعی آنها را که تأویل آنها است جز خدای نداند و بشر را راهی به آن نیست، به این‏گونه آیات باید ایمان آورد ولی از پیروی و عمل به آنها توقّف و خودداری نمود.
این قولی است که در میان علماء اهل سنت و جماعت مشهور است. و مشهور در میان شیعه نیز همین قول است، جز اینکه اینان معتقدند که تأویل آیات متشابهه را پیغمبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم و ائمه اهل‏بیت علیهم ‏السلام نیز می‏دانند ولی عامه مؤمنین که به تأویل متشابهات راه ندارند، علم به آن را باید به خدا و پیغمبر و ائمه هدی ارجاع نمایند.
پاسخ مطلب سوم
اگر این استناد صحیح نبود، پس چرا در روایتی که خود ایشان آورده‏اند، مؤمنان علیه‏السلام به همین آیه استناد کرده‏اند؟! حضرت در روایت مذکور مدح و ثنای راسخان می‏کند به این بیان که: آنها از وارد شدن در مطالبی که خدای تعالی بر آن انداخته خودداری کرده، و به جهل و نادانی خویش اعتراف می‏نمایند و می‏گویند: "آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا" یعنی:"ما بدان ایمان آوردیم، همه ( چه محکم و چه متشابه ) از جانب پروردگار ماست"، حق‏تعالی این اعتراف به عجز ـ و ناتوانی از دنبال آنچه بدان احاطه علمی ندارند ـ را از آنها ستایش کرده، و امتناع از بحث و تعمّق و موشکافی در آنچه را که تکلیف نداشتند، رسوخ در علم نامیده است! اصلاً وقتی معنای آیات روشن نبود چه باید کرد؟ آیا انکار کنیم که از جانب خدا است به این جهت که روشن نیست؟ یا ایمان آورده و با عقل ناقص خویش در پی فهم آن باشیم؟
روایت مؤمنان علیه‏السلام به وضوح دل دارد که خداوند از ما نخواسته در آیات متشابه بحث و تعمّق داشته باشیم. پس در صورت دسترسی به معنای آن از دلیل معتبر تفصیلاً نیز به آن اخذ می‏کنیم وگرنه ایمان اجمالی کافی است.
پاسخ مطلب چهارم
آیا ابطال حجیّت عقل امکان دارد؟! آیا هیچ عاقلی آن را می‏پذیرد؟! آری، این کلام حقّی است ولی ربطی به نیاز قرآن به تفسیر پیشوایان معصوم علیهم ‏السلام ندارد. آیا حجیّت عقل اقتضا می‏کند که تمام قرآن برای همه مردم قابل فهم باشد؟! آیا خدای قرآن نمی‏تواند با ش اسرار و رموزی داشته باشد که دیگران از آن بی‏بهره باشند؟ پس چرا عقل حروف مقطّعه را درک نمی‏کند؟ آیا حروف مقطّعه از قرآن نیست؟
گاهی حکمت اقتضا می‏کند که در کلام خدا و صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم تشابه و اجمال وجود داشته باشد. و مشیّت الهی بر این قرار گرفته که مردم مجبور شوند برای دریافت مطالب قرآنی به قیّم قرآن و معلّم آن رجوع کنند و خود را از آنها بی‏نیاز ندانسته، ادّعای بی‏جا نداشته باشند وندای"حَسبُنا کِتاب اللّه‏" سر ندهند! آیا این ابطال حجیّت عقل است؟ آیا منافاتی با عقل دارد؟ آیا به نور و هدایت و... بودن قرآن ضرری می‏رساند؟
اگر منافات با حکم عقل داشت، چگونه قابل استثنا بود؟ در حالی که حروف مقطّعه بهترین شاهد برای استثنا است. بلکه خود شما در تفاصیل احکام و قصص و معاد استثنا قائل شدید و پذیرفتید که فهم آن متوقّف بر بیان صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم است. پس چرا از ضمیمه آیات متشابه امتناع می‏کنید؟!
پس روایاتی که در مدح عقل و عقلا وارد شده است، مربوط به پیروی عاقل از عقل و د است در آنچه درک می‏کند، نه مدح او بر پیروی از وهم و ظنّ و گمان! مثلاً اگر ی به غلامش بگوید: این لیست وظائف روزانه توست، در موارد مشتبه وظیفه تو این است که از پسرم ب تکلیف کنی تا برای تو توضیح دهد، کاملا روشن است که اگر غلام در مطلبی دچار تردید شود حق ندارد از پیش خود استظهار کند، و اگر بدون مراجعه به فرزند اربابش در مطلبی از پیش خود استنباطی کرد، نظر او نزد مولی هیچ ارزشی ندارد.
همین بیان در مورد آیات متشابه جاری است که خدای تعالی ما را ارجاع به اهل‏بیت علیهم ‏السلام داده، و از اظهار نظر در آن نهی فرموده است.
گرامی صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم فرمود: بپر د از اینکه خدا شما را تکذیب کند! عرض د: چگونه؟ فرمود: یکی از شما می‏گوید: خدا چنین گفته است. خدا می‏فرماید: دروغ گفتی من چنین نگفته‏ام. یا می‏گوید: خدا چنین نگفته است. خدا می‏فرماید: دروغ گفتی، من چنین گفته‏ام.
نگویی: بعد از تأمّل و تدبّر به مقصود خداوند تعالی پی می‏بریم و دیگر قول به غیر علم نخواهد بود. چون گوییم: ادّعای عدم احتمال خلاف در همه نظرات یک مفسّر، صحیح نیست.
در آ این قسمت ذکر دو نکته را لازم می‏دانیم:
1. بدون شک توحید، یعنی اثبات صانع، صفات حق‏تعالی و... همچنین نبوّت و ت و حجیّت قرآن و... همه اینها به عقل که حجت درونی الهی است اثبات می‏شود اما لازم است که از حجت بیرونی الهی که انبیا و حجج الهی که دارای معجزاتند مدد گرفت. ولی عقل ما را م َم می‏کند که ـ با اثبات نبوت و ت به معجزه یا نصّ ـ باید از صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم و ائمّه علیهم ‏السلام پیروی کنی و حقّ س یچی از دستورات آنها را نداری.
اهل‏بیت علیهم ‏السلام هم به صراحت فرموده‏اند که عقل از درک بسیاری از امور قاصر است و حقّ دخ در آن را ندارد، مانند احکام فرعیّه که ی حقّ رأی و نظر دادن و قیاس در آن را ندارد. از جمله مواردی که ائمّه علیهم ‏السلام از نظر دادن نهی کرده و فرموده‏اند: عقل از درک و فهم آن عاجز است، آیات متشابه است.
2. آیا می‏شود گفت: برای انسان عاقل کافی است که به مطالعه کتب طب بپردازد، و با وجود عقل چه نیازی به مراجعه به طبیب دارد؟ همچنین در بقیه علوم و فنون. قطعا چنین نیست. هنگامی که در مباحث فلسفی یا عرفانی به آنها اشکال می‏شود، پاسخ می‏دهند: شما به عمق مطلب نرسیده‏اید، اینها خیلی دقیق و عمیق است، شما از مبانی ارباب فن اطّلاع ندارید، آنها اصطلاحات مخصوص به خود دارند و... اگر در نوشته مخلوقی که ایمن از لغزش و خطا و خبْط و... نیست امر چنین باشد، چه باید گفت در کتاب الهی که خود خداوند تصریح فرموده: آیات آن بر دو قسم است: محکم و متشابه، و فرموده: بیان آن با ماست، و فرموده: تو بیان می‏کنی برای مردم آنچه را که نازل کردیم بر ایشان و...
نگویی: کتب فلسفه و عرفان و... برای عموم مردم نوشته نشده، به خلاف قرآن. چون گوییم: در قرآن نیز آیاتی وجود دارد که نازل نشده تا مردم بدون واسطه آن را درک کنند، و لذا فرموده‏اند: "انّما یعرف القرآن من خوطب به" ؛ یعنی فقط ی قرآن را می‏فهمد که مخاطب قرآن بوده است.
پاسخ مطلب پنجم و ششم
البته مسلّم است که کلام صحابه و تابعین ارزش استناد ندارد و دلیلی بر حجیّت آن نیست، ولی مخاطب شما فقط عامه نیستند، چنانکه در پاسخ مطلب اول و دوم گذشت. در هر صورت همین اشکال بر خود مؤلّف وارد است که خدای تبارک و تعالی برای فهم ناقص بشر در آیات متشابه حجیّت قائل نشده است، هر چند در آن تدبّر کرده و آیات مناسب با هر موضوعی را ملاحظه کند و تمام سعی و کوشش خود را به کار برد، به خصوص که بین مفسّرین اختلافات عجیب مشاهده می‏شود حتّی بین مؤلّف و شاگردان و معاصرانش!
اصل حجیّت کلام اهل‏بیت علیهم ‏السلام قابل انکار نیست، چنانکه مؤلّف در ذیل آیه شریفهّ "وأَنْزَلْنا إِلَیْک الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ ولَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ" آن را پذیرفته است، (البته حجیّت غیر از نیاز است و ایشان نیاز قرآن به غیر را قبول ندارد) و حدیث شریف ثقلین و غیر آن بر این مطلب دل دارد.
پاسخ مطلب هفتم
هیچ دلیلی بر این مدّعا وجود ندارد، چگونه ممکن است آیه متشابه تبدیل به محکم شود؟ چنانکه قبلاً گذشت، با ارجاع متشابه به محکم، فقط می‏فهمیم که ظاهر آیه متشابه مقصود خدا نبوده است، ولی دلیلی وجود ندارد که به مجرد رجوع به محکمات، معنای متشابهات روشن و واضح شود.
خلاصه اینکه، محکمات قرآن به خودی خود، و بدون بیان ائمه علیهم ‏السلام، بیانگر و روشن‏کننده تمام آیات متشابه نیست.
مناقشه در استدلال به آیه دوم
"وأَنْزَلْنا إِلَیْک الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِم" .
ایشان استدلال به این آیه را در ضمن یک سئوال چنین مطرح کرده است: هیچ شکی نیست که اولا قرآن برای فهمیدن مردم نازل شده، به شهادت اینکه فرمود:"إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَیْک الْکِتَاب لِلنَّاس" و نیز فرموده:"هَذَا بَیَانٌ لِلنَّاسِ" و از این قبیل آیات بسیار است، و هیچ شکی نیست در اینکه مبیّن این قرآن رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم است، همچنان که فرمود:"وأَنْزَلْنا إِلَیْک الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِم" و آن جناب این کار را برای صحابه انجام داد، و تابعین هم از صحابه گرفتند، آنچه صحابه و تابعین از رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم برای ما نقل کرده‏اند، بیانی است نبوی که به حکم قرآن نمی‏توان به آن بی اعتنایی نمود... و سپس در جواب آن گفته: ما در سابق هم گفتیم که آیات قرآن، عموم افراد بشر از کافر و مؤمن، از آنان که عصر رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم را درک د و آنان را که درک ن د، دعوت می‏کند به اینکه پیرامون قرآن تعقل و تامل کنند، در بین آن آیات، خصوصا آیه:"أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقرآن وَلَوْ کانَ مِنْ عِندِ غَیرِ اللّه‏ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافاً کثِیراً" دل روشنی دارد بر اینکه معارف قرآن معارفی است که هر دانشمندی با تدبر و بحث پیرامون آن می‏تواند آن را درک کند و اختلافی را که در ابتدا و به ظاهر در آیات آن می‏بیند بر طرف سازد. و با اینکه این آیه در مقام تحدی و بیان اعجاز قرآن است، معنا ندارد در چنین مقامی فهم قرآن را مشروط به فهم صحابه و شاگردان ایشان بدانیم. بلکه بالاتر، نمی‏توان در چنین مقامی درک معانی آن را به بیانات نبوی صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم حواله داد، چون کلام رسول‏اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم در چنین زمینه‏ای، یا کلامی است که موافق ظاهر کتاب الهی و مطابق آن است و یا مخالفت دارد، پر واضح است که در صورت موافقت احتیاجی به آن نیست، زیرا خود طرف و لو پس از تدبر و بحث همان معنا را درک می‏کند، و در صورت مخالفت، سازگاری با مقام تحدی نداشته و نمی‏تواند حجتی را بر خصم اقامه کند. بله، البته جزئیات احکام چیزی نیست که هر بتواند مستقلا و بدون مراجعه به بیانات رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم آن را از قرآن کریم است اج کند، همچنانکه خود قرآن هم مردم را به آن جناب ارجاع داده، و فرموده:"وَمَا آتَاکُمُ الرَّسولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا" و در این معنا آیاتی دیگر نیز هست، و همچنین جزئیات قصص و معارفی از قبیل مسأله معاد. و از همین‏جا روشن می‏شود که شأن در این مقام تنها و تنها تعلیم کتاب است و تعلیم عبارت از هدایت معلمی خبیر نسبت به ذهن متعلم است، و کارش این است که ذهن متعلم را به آن معارفی که دستی به آن برایش دشوار است ارشاد کند، و نمی‏توان گفت تعلیم عبارت از ارشاد به فهم مطالبی است که بدون تعلیم، فهمیدنش محال باشد، برای اینکه تعلیم آسان راه و نزدیک مقصد است، نه ایجاد راه و آف مقصد. معلم در تعلیم خود می‏خواهد مطالب را جوری دسته‏بندی شده تحویل شاگرد دهد که ذهن او آسانتر آن را دریابد، و با آن مأنوس شود، و برای درک آنها در مشقت دسته‏بندی و نظم و ترتیب دادن قرار نگرفته، عمرش و موهبت استعدادش هدر نرفته، و احیانا به خطا نیفتد. و این آن حقیقتی است که امثال آیه:"وأَنْزَلْنا إِلَیْک الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِم" و آیه:"وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَاب وَالحِْکْمَةَ" بر آن دل دارد. به حکم این آیات، رسول‏اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم تنها چیزی از کتاب را به بشر تعلیم می‏داده و برایشان بیان می‏کرده که خود کتاب بر آن دل می‏کند، و خدای سبحان خواسته است با کلام خود آن را به بشر بفهماند، و دست‏ی بر آن برای بشر ممکن است، نه چیزهایی را که بشر راهی به سوی فهم آنها ندارد، و ممکن نیست آن معانی را از کلام خدای تعالی استفاده کند، چنین چیزی با امثال آیه:"کِتَابٌ فُصّلَت آیَاتُهُ قرآناً عَرَبِیّاً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ" و آیه:"وَهَذَا لِسانٌ عَرَبی مُبِینٌ"سازگاری ندارد، برای اینکه اولی قرآن را کت معرفی کرده که آیاتش روشن است، و برای قومی نازل شده که می‏دانند، و دومی آن را زبانی عربی آشکار معرفی نموده است.
نقد کلام ایشان
خلاصه کلام ایشان این شد:
1. از آیات تحدی استفاده می‏شود که معارف قرآن قابل دسترسی برای همه است.
2. اختلاف ابت که در ظاهر آیات دیده می‏شود با تدبر بر طرف می‏شود.
3. معنا ندارد که فهم قرآن متوقف بر بیان ی و حتی مشروط به بیان رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم باشد.
4. چون اگر بیان حضرت موافق با ظاهر آیه باشد، با تدبر و بحث از الفاظ آیه می‏توان به آن معنا رسید. و اگر با ظاهر آیه موافق نباشد، این با تحدّی سازگار نیست.
5. فقط جزئیات احکام و جزئیات قصص و معارفی از قبیل معاد بدون مراجعه به بیانات رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم قابل است اج نیست.
6. شأن در این مقام تنها تعلیم کتاب است و تعلیم این است که ذهن متعلم را به معارفی که دستی به آن دشوار است ارشاد کند، نه به معارفی که بدون تعلیم فهمیدنش محال باشد.
7. اگر مقصود از تعلیم، یاد دادن مطالبی باشد که ممکن نیست انسان خودش آن را از قرآن استفاده کند، این با آیاتی که قرآن را "عربی مبین" معرفی می‏کند سازگار نیست.
پاسخ مطلب اول
پاسخ این مطلب در جواب از تحدی گذشت.
پاسخ مطلب دوم
جواب در پاسخ اجمالی از استدلال به آیات و پاسخ از استدلال به آیه اول قبلاً گذشت.
پاسخ مطلب سوم
حاصل جواب ایشان این است که تحدّی به آیات قرآن و به خصوص آیه: "اَفَلا یَتَدَبَّرُونَ..." اقتضا می‏کند که با تدبّر و بحث، رسیدن به معارف قرآن ممکن باشد لکن در بخش دوم هم از استدلال به تحدی و هم از استناد به آیه شریفه جواب داده شد. در حقیقت ایشان از استدلال به آیه: "وأَنْزَلْنا إِلَیْک الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ"پاسخ نداده است.
کاملاً روشن است که در این آیه و همچنین آیه شریفه:"وما أَنْزَلْنا عَلَیْک الْکِتابَ إِلاّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وهُدی ورَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤمِنُونَ". "تبیین قرآن"به صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم اسناد داده شده است، و از آن موضوعیت بیان صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم فهمیده می‏شود، پس چگونه می‏توان گفت: برای بیان مطالب قرآن، خود قرآن به تنهایی کافی است، و ما نیازی به بیان حضرت نداریم؟!
چنانکه "خارج از ظلمات به نور" در آیه مبارکه: و"هُوَالَّذِی یُنزِّلُ عَلی عَبْدِهِ آیَاتِ بَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَکم مِّنَ الظلُمَاتِ إِلی النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِکمْ لَرَؤوفٌ رَّحِیمٌ"، (او است آنکه فرستد بر بنده خویش آیاتی روشن تا شما را از تاریکی‏ها به سوی روشنایی بیرون کشاند. و خداوند نسبت به شما مهربان و رحیم است.)و امثال آن، به آن حضرت نسبت داده شده است، پس آیا می‏توان ادّعا کرد که قرآن خودش نور است و برای وج از ظلمات به نور کافی است؟! اگر چنین بود بایستی در آیه خداوند بگوید: «لی ج الناس من الظلمات» یعنی تا مردم از ظلمات به نور خارج شوند. و بفرماید: «لیبیّن لهم» یعنی تا برای مردم روشن شود.
پس کلام تفسیر المیزان با این آیات منافات دارد، چون الغاء خصوصیّت ـ که خصوص صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ وسلم مدخلیّت در موضوع نداشته باشد ـ وجهی ندارد. البته ایشان حجیّت روایات را در تفسیر فی‏الجمله پذیرفته است، چون در ذیل آیه شریفه "وأَنْزَلْنا إِلَیْک الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِم" گوید: این آیه دل دارد بر حجیت قول رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم در بیان آیات قرآن و تفسیر آن، چه آن آیاتی که نسبت به مدلول خود صراحت دارند و چه آنهایی که ظهور دارند، و چه آنهایی که متشابهند، و چه آنهایی که مربوط به اسرار الهی هستند، بیان و تفسیر رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم در همه آنها حجت است. و اینکه بعضی گفته‏اند:" کلام رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم تنها در تفسیر متشابهات و آن آیاتی که مربوط به اسرار الهی‏اند حجیت دارد، و اما آن آیاتی که در مدلول خود صریح و یا ظاهرند و احتیاج به تفسیر ندارند، کلام رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم در آن موارد حجت نیست "، حرف صحیحی نیست، و نباید به آن اعتنا نمود. این در خود بیان رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم است و در ملحقات بیان آن جناب که همان بیانات ائمه هدی علیهم ‏السلام است نیز مطلب از این قرار است، زیرا به حکم حدیث ثقلین، بیان ایشان هم بیان رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم و ملحق به آن است، به خلاف سایر افراد، هر چند صحابه و یا تابعین و یا علمای امت باشند، کلامشان حجت نیست، برای اینکه آیه شریفه شامل آنان نمی‏شود، نصی هم که بتوان به آن اعتماد نمود و دل بر حجیت علی الاطلاق کلام ایشان کند، در کار نیست.
ولی اشکال در این است که اوّلاً: ایشان در تعمیم این حجیّت اشکال کرده است و جایی که مطالب روایات قابل استفاده از خود قرآن نباشد و با ظاهر آیات توافق نداشته باشد آن را حجّت نمی‏داند، چنانکه اخیراً در ضمن مطلب چهارم از مطالب ایشان گذشت. و ثانیا: قائل شدن به حجیّت، منافات با انکار نیاز ندارد، و آنچه روایات به صراحت بر آن دل دارد، نیاز قرآن به تفسیر اهل‏بیت علیهم ‏السلام است که ایشان صریحا آن را انکار می‏کند.
پاسخ مطلب چهارم
اولاً: گاهی برای استظهار از آیات هم ما نیازمند به بیان عترت علیهم ‏السلام هستیم و بدون راهنمایی آنها حتّی فهم ظهور برای ما مشکل است، برای نمونه مراجعه شود به کلام مؤمنان علیه‏السلام در پاسخ مدّعی تناقض در قرآن.
و ثانیا: این کلام با ضرورت مذهب شیعه ـ یعنی مقدّم بودن نصّ کلام علیه‏السلام بر ظاهر قرآن ـ سازگار نیست، چنانکه قبلاً گذشت و گفتیم که تخصیص کتاب و نسخ آن به سنت، بهترین دلیل بر بطلان مدّعای ایشان است.
پاسخ مطلب پنجم
در پاسخ این مطلب ذکر چند نکته ضروری است:
1. مدّعای ایشان قابل استثنا نیست، چگونه ممکن است نور نیازمند به روشنایی از غیر باشد حتّی در یک مورد؟! قرآنی که بیانگر همه چیز است، چگونه بیانگر خودش نباشد حتّی در یک جا؟!
2. آیا ملتزم می‏شوید که تحدّی و اعجاز قرآن اختصاص به غیر تفاصیل احکام و قصص و معاد دارد؟!
3. شما که در جای دیگر فرموده‏اید، حتّی در احکام شرعی هم با ارجاع متشابهات به محکمات تشابه رفع می‏شود! (در تفسیر المیزان در ضمن یکی از تقسیمات آیات آمده است: قسم دوم آیاتی است مربوط به قوانین اجتماعی و احکام فرعی، و چون مصالح اجتماعی که احکام دینی بر اساس آن تشریع می‏شود وضع ثابتی ندارد و احیانا متغیر می‏شود، و از سوی دیگر قرآن هم به تدریج نازل شده، قهراً آیات مربوط به قوانین اجتماعی و احکام فرعی دستخوش تشابه و ناسازگاری می‏شوند، وقتی به آیات محکم رجوع شود، آن آیات، این آیات را تفسیر نموده، تشابه را از بین می‏برد، آیات محکم تشابه آیات متشابه را، و آیات ناسخ تشابه آیات منسوخ را از بین می‏برد. )
4. به چه دلیل آیه شریفه: "وَمَا آتَاکُمُ الرَّسولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا" (آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید و بپذیرید و عمل کنید ، و از آنچه نهی کرده خودداری کرده ودست بدارید) مخصوص احکام فرعی است؟ چرا عموم و شمول آن شامل بیان سایر آیات متشابه و غیر آن نشود؟ چنانکه در آیات الاحکام خدا ما را به صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم ارجاع داده، در مورد آیات متشابه هم ـ به حکم آیات و روایات کثیره ـ ما مأموریم که از اظهار نظر خودداری کرده و به ان معصوم علیهم ‏السلام رجوع کنیم.
5. آیا به آنچه در نصوص معتبره وارد شده، از تفاصیل قضایای معاد و قیامت و تصریح به معاد جسمانی و... مت م می‏شوید؟! آیا روایات معتبره وارده در قصص قرآنی را می‏پذیرید؟! مانند: داستان ابتدای خلقت، مأمور شدن فرشتگان به سجده بر حضرت آدم علیه‏السلام، س ت حضرت آدم و حوا علیهما ‏السلام در بهشت، خارج شدن آنها پس از خوردن از شجره و... پس چرا آن را حمل بر تمثیل کرده‏اید؟!
پاسخ مطلب ششم
اوّلاً: به ایشان نقض می‏شود که تعلیم در مثل آیات الاحکام یعنی چه؟ آیا چیزی را یاد می‏دهند که مردم بالا ه می‏توانند به آن برسند یا نه؟ هر جو ایشان دادند، همان جواب در آیات متشابه خواهد بود.
و ثانیا: گاهی تعلیم در اموری است که اگر تعلیم نبود ما خودمان نمی‏توانستیم آن را از آیات درک کنیم، مثلاً اگر بیان صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم در کیفیّت ، روزه و زکات و... نبود ما راهی به درک و فهم آن از خود قرآن نداشتیم. از همین قبیل است معارف آیات متشابه که تبیین آن فقط شأن و اهل‏بیت علیهم ‏السلام است و اگر بیان آنها نباشد، دیگران از فهم آن عاجزند.
پس مقصود این نیست که اصلاً مطلب برای مردم قابل درک نیست که ایشان ایراد کرده‏اند: تعلیم که ایجاد طریق و خلق مقصد نیست بلکه مقصود این است که در صورتی که بیان ائمه علیهم ‏السلام نباشد، مردم آن را درک نمی‏کنند. چنانکه در روایات آمده است: خدا با قرآن، و ما را مخاطب قرار داده، لذا ی جز ما آن را درک نمی‏کند. و یا، مردم در دانش قرآن مشترک نیستند، و به جز راهی که خدا تعیین کرده، از راه دیگری نمی‏توانند به آن برسند.
هلاکت و گمراهی مردم در آیات متشابه از این جهت بود که حقیقت معنای آن را ندانسته و درک ن د لذا از پیش خود به تأویل آن پرداخته، و زیر بار آن نرفتند که از اهل‏بیت علیهم ‏السلام سئوال کنند، بلکه خود را از آنها بی‏نیاز دانستند...
در شب معراج خدای تعالی به صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم خطاب فرمود: ای محمّد! آیا خلیفه‏ای برای خویش انتخاب کرده‏ای که از جانب تو دین را به مردم برساند و آنچه از کتاب من نمی‏دانند به آنها تعلیم کند؟
پاسخ مطلب هفتم:
جواب آن در پاسخ از استدلال به آیه ششم گذشت.

مناقشه در استدلال به آیه سوم
"بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ" (بلکه قرآن آیاتی روشن در ‏های انی است که علم ( الهی ) به آنها داده شده) روایات بسیاری در اختصاص این آیه مبارکه به آل‏محمد علیهم ‏السلام وارد شده است که از آن استفاده می‏شود دانش قرآن مخصوص آن بزرگواران است، ولی صاحب تفسیر المیزان در استناد به این آیه شریفه اشکال کرده که این معنا در کافی و در بصائر الدرجات به چند طریق روایت شده، و منظور در همه آنها تطبیق کلی بر فرد بارز آن است، به دلیل اینکه در روایت بعدی خواهید دید که آیه را منحصر در ائمه ندانسته‏اند.
در بصائرالدرجات به سند خود از برید بن معاویه، از باقر علیه‏السلام روایت کرده که گفت: من از آن جناب معنای آیه:"بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ" را پرسیدم، فرمود: [أنتم هم، من عسی أن ی وا؟] شمایید آن انی که علم داده شده‏اند، شما نباشید، چه ی ممکن است باشد؟
نقد کلام ایشان
استدلال به آیه تمام است و کلام ایشان هیچ وجهی ندارد؛ زیرا:
1. تعبیر "چه ی ممکن است غیر از ما اهل‏بیت مقصود باشد؟!"که در بسیاری از روایات آمده، به صراحت دل بر اختصاص آیه به اهل‏بیت علیهم ‏السلام دارد و می‏فهماند که هیچ جز آنها در این آیه اراده نشده است.
2. روایت برید بن معاویه در هر دو چاپ بصائر الدرجات ـ چاپ سنگی و حروفی آن ـ با آنچه ایشان نقل کرده مطابقت ندارد، زیرا در آن آمده است:
برید بن معاویه گوید: از حضرت درباره آیه شریفه "بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّنات" سئوال ، حضرت فرمود: "إیّانا عنی"، یعنی: در این آیه، خدا ما را قصد کرده است.
3. در بصائر الدرجات پس از روایت برید، روایتی دیگر از ابوبصیر نقل کرده که: "تلی هذه الآیة:"بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ"، قال: أنتم هم، قال أبو جعفر: من عسی أن ی وا".
ممکن است امر بر ایشان اشتباه شده باشد لذا صدر روایت برید را همراه با ذیل روایت ابوبصیر یک روایت تصور کرده باشد، ولی باز اشکالش این است که روایت ابوبصیر در بصائرالدرجات تصحیف شده است که شاهد آن هم قرینه داخلی و هم قرینه خارجی است.
قرینه داخلی: تکرار لفظ "قال" است که وجهی ندارد. پس "قال ابوجعفر"بعد از "قال انتم هم" معنا ندارد مگر اینکه قائل دوّم غیر از قائل اوّل باشد، اوّلی سائل و دوّمی مجیب.
قرینه خارجی: روایات متعدّد از ابوبصیر و غیر او ـ که در خود بصائر الدرجات قریب به بیست روایت آورده ـ و در همه آنها آمده است: راوی گوید: عرض "اَلَّذینَ اُوتُوا الْعِلْمَ" چه انی هستند؟ یا می‏پرسد: آیا شما هستید؟ سپس در جواب آمده است: چه ی ممکن است باشد؟ و یا: چه ی ممکن است جز ما اهل‏بیت مقصود باشد؟! و با مراجعه به مصادر به خصوص بصائر الدرجات حقیقت مطلب کاملاً روشن می‏شود.
4. در وسائل‏الشیعه روایتی از بصائرالدرجات آورده که شباهت تمام با عبارت تفسیر المیزان دارد، ولی اگر ایشان روایت را از وسائل آورده باشد، لفظ "غیرنا" از آ روایت افتاده است، و با وجود این، لفظ روایت بر خلاف گفته ایشان دل دارد.
اشکال ایشان در استدلال به روایات
ایشان بعضی از احادیث را که مستند مخالفان نظریه استقلال قرآن بوده ذکر و در آن مناقشه نموده است، و سایر نصوص و روایاتی را که در این زمینه وارد شده ذکر نفرموده است.
1. روایات ناهیه
یعنی روایاتی که از تفسیر به رأی و قول به غیر علم و خوض و جدال در قرآن و... نهی کرده است.
در تفسیر المیزان پس از نقل برخی از روایات در این زمینه گوید: اینکه رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم فرمود: هر قرآن را با رأی خود تفسیر کند ... منظور از رأی، اعتقادی است که در اثر اجتهاد به دست می‏آید، گاهی هم کلمه رأی بر سخنی اطلاق می‏شود که ناشی از هوای نفس و استحسان باشد و به هر حال از آنجا که کلمه نامبرده در حدیث اضافه بر ضمیر (ها) شده، فهمیده می‏شود که رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم نخواسته است مسلمانان را در تفسیر قرآن از مطلق اجتهاد نهی کند، تا لازمه‏اش این باشد که مردم را در تفسیر قرآن مأمور به پیروی روایات وارده از خود و از ائمه اهل‏بیتش علیهم ‏السلام کرده باشد، آن طور که اهل حدیث خیال کرده‏اند.
بنابر آنچه گفته شد، نهی از تفسیر به رأی، نهی از طریقه کشف است نه از مکشوف، و به عبارتی دیگر، از این نهی فرمود که بخواهند کلام او را مانند کلام غیر او بفهمند، هر چند که این قسم فهمیدن گاهی هم درست از آب درآید، و حاصل سخن این شد که آنچه از آن نهی شده این است که ی خود را در تفسیر قرآن مستقل بداند، و به فهم خود اعتماد کند، و به غیر خود مراجعه نکند. و لازمه این روایات این است که مفسر همواره از غیر خودش استمداد جسته و به دیگران نیز مراجعه کند، و آن دیگران لابد یا عبارتست از سایر آیات قرآن، و یا عبارت است از احادیث وارده در سنت و شق دومی نمی‏تواند باشد، برای اینکه مراجعه به سنت با دستور قرآن و حتی با دستور خود سنت که فرموده همواره به کتاب خدا رجوع کنید، و اخبار را بر آن عرضه کنید، منافات دارد، پس باقی نمی‏ماند مگر شق اول، یعنی‏خود قرآن کریم که در تفسیر یک یک آیات باید به خود قرآن مراجعه نمود.
پس تکلم به رأی پیرامون قرآن، و قول به غیر علم که در روایات گذشته بود، و ضرب بعض القرآن ببعض که در این روایات آمد، همه می‏خواهند یک چیز را بفهمانند، و آن این است که برای درک معنای قرآن از غیر قرآن استمداد نجویید.
نقد کلام ایشان
خلاصه کلام ایشان این است که:
1. مقصود از روایات گذشته، نهی از "اجتهاد در قرآن" به طور مطلق نیست، چنانکه اهل حدیث تصور کرده‏اند.
2. که لازمه‏اش اکتفا به روایات مأثوره شود.
3. منع از اجتهاد در تفسیر و اکتفا به روایات، با آیات قرآن منافات دارد.
4. این منع با روایاتِ اخذ و تمسک به قرآن و عرض اخبار بر قرآن هم سازگار نیست.
5. مراد از تفسیر به رأی، خودسری و استقلال در فهم قرآن است، یعنی در تفسیر هر آیه، مراجعه به بقیه آیاتی که تناسب با موضوع آن آیه دارد، نشود.
6. نهی از تفسیر به رأی، نهی از روش کشف است نه مکشوف.
7. روایات نهی از ضرب القرآن بعضه ببعض، نهی از خلط بین آیات است، مثل آنکه محکم را متشابه و متشابه را محکم بداند.
8. همه روایات ناهیه یک چیز را دنبال می‏کند و آن اینکه در تفسیر قرآن، استمداد از غیر قرآن نباید کرد.
پاسخ مطلب اول
مقصود از اجتهاد در تفسیر قرآن چیست؟ قطعا معلوم است که مراد ایشان حمل مطلق بر مقیّد و عام بر خاص نیست، چون گذشته از اینکه این جهت مورد نزاع نیست، خود ایشان در جای دیگر به این نکته تصریح کرده است. پس مقصود ایشان اعمال نظر و اجتهاد در فهم آیات متشابه است، که به طور حتم و یقین این روایات شامل آن می‏شود.
در فهم قرآن ـ مثل بقیه معارف و احکام... ـ اعتماد بر دلیلی که اعتبار آن نزد شارع تمام نباشد جایز نیست، خدای تبارک و تعالی می‏فرماید: "قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللّهِ تَفْتَرُونَ"؟! وفرموده: "وَلا تَقْفُ ما لَیْسَ لَک بِهِ عِلْمٌ". پس اجتهاد در فهم آیات متشابه مثل استعمال قیاس در فقه شرعا ممنوع است. و چنانکه گذشت، این مطلب مورد اتّفاق اصولیّین است، بلکه خود مؤلّف به شهرت آن بین شیعه و سنی تصریح کرده است، پس اینکه مکرّر مطلب را به اهل حدیث نسبت داده، هیچ وجهی ندارد.
پاسخ مطلب دوم
وم اکتفا به روایات ائمه علیهم ‏السلام مدلول مطابقی احادیث بسیاری است، و نیازی به دل زامی این روایات نیست. گذشته از آنکه نصوص منحصر در این چند عدد که ایشان آورده نیست بلکه در مقام، اخبار بسیاری وجود دارد که ظهور یا صراحت در مطلب دارد و گزیده بعضی از آن روایات در بخش اول گذشت.
پاسخ مطلب سوم
در بخش دوم، آیاتی که ایشان بدان استناد کرده بود آمده و پاسخ آن گذشت.
پاسخ مطلب چهارم
روایاتی که در رجوع به قرآن و عرض اخبار بر آن وارد شده، مخصوص به محکمات است چنانکه قبلا گذشت.
پاسخ مطلب پنجم
مراد از "تفسیر به رأی" چنانکه از کلمات اعلام به دست می‏آید: حمل لفظ بر خلاف معنای ظاهر آن؛ حمل لفظ بر یکی از معانی محتمل در آن به سبب راجح بودن آن معنا به نظر قاصر بشری؛ تفسیر آیات به اقتضای آراء و نظرات و قیاس و استحسان؛ تفسیر آیات به گمان و حدس و تخمین و مانند آن و بیان مقصود خداوند از آیات متشابه از پیش خود و بدون یاد گرفتن از معصومین علیهم ‏السلام است.
بلکه بعضی از بزرگان احتمال داده‏اند که مقصود از تفسیر به رأی این باشد که به قرآن تمسّک شود بدون مراجعه به اهل‏بیت علیهم ‏السلام، که بر مبنای استقلال قرآن در حجیت، کاملاً منطبق است.
نتیجه آنکه تفسیر به رأی منحصر در آنچه مؤلّف گفته نیست. امّا اینکه مقصود، نهی از تفسیری است که در آن همه آیات مناسب موضوع بررسی نشده باشد ؛ هیچ دلیلی بر این مطلب نیست، با فرض اینکه بحث در متشابهات است نه محکمات.
پاسخ مطلب ششم
غرض ایشان از "عدم تعلّق نهی به مکشوف" روشن نیست؟ شاید منظور این باشد که اگر مفسّر از این طریقی که منع شده به مطلبی رسید، آن مطلب باز بر او حجّت است و نهی به آن تعلّق نمی‏گیرد، گر چه راه خطا بوده باشد.
اشکال این کلام این است که اولاً: آیا صحیح است ی بگوید: من می‏خواهم علم به حکم شرعی پیدا کنم اگر چه از راه قیاس و استحسان باشد؟! پس چنانکه برای رسیدن به حکم شرعی بایستی از طریقی که خود شارع گفته وارد شویم، همچنین در مقام برای به دست آوردن معانی آیات بایستی فقط از راهی که صاحب قرآن دستور داده وارد شویم، و شارع برای راه‏های دیگر ارزشی قائل نشده است.
و ثانیا: از کجا می‏تواند بفهمد که مطلبی که به دست آورده مطابق واقع است؟! پس ادله ناهیه از قول به غیر علم قطعا شامل حال او می‏شود.
پاسخ مطلب هفتم
"خلط بین آیات" از عناوین قصدیّه نیست، هنگامی که ی بدون مراجعه به اهل‏بیت علیهم ‏السلام به تفسیر قرآن بپردازد ـ بخواهد یا نخواهد ـ بین آیات خلط کرده، و چه بسا ندانسته به تکذیب آیات الهی می‏پردازد!
به بیان دیگر: "ابتغاء فتنه" که در آیه مبارکه آمده، همچنان که ممکن است با اختیار و عمد و فات از انسان صادر شود، گاهی بر کار مفسّر صدق کرده و کاملاً بر آن منطبق است بدون اینکه خودش به این قضیّه فاتی داشته باشد!
پاسخ مطلب هشتم
آیا متفاهم عرفی از "نهی از ضرب القرآن بعضه ببعض" این است که: نبایستی در تفسیر قرآن از غیر قرآن استمداد کرد؟! این کلام جای بسی شگفتی است و اصلاً مناسب شأن ایشان نیست!
محقق نائینی گوید: اخبار ناهیه مستفیض بلکه متواتر است ولی بر دو قسم است: نخست روایاتی که از تفسیر به رأی و استحسان‏های مبتنی بر ظن و گمان منع کرده؛ دیگر احادیثی که تکیه بر ظواهر قرآن بدون مراجعه به اهل‏بیت علیهم ‏السلام را مردود شمرده است. پس اینکه معنای روایات، آنچه ایشان گفته¬اند، نیست، مطلبی واضح و روشن است. علاوه بر این که ایشان به چند روایت انگشت‏شمار بسنده کرده است، در حالی که احادیث در این زمینه بی‏شمار است که بعضی از آنها را در بخش اول مقاله ملاحظه نمودید.

2. مناقشه در استدلال به حدیث ثقلین
ایشان استناد به حدیث ثقلین را این گونه بیان می¬کنند: ممکن است بگویید از رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ و سلم به نقل صحیح رسیده است که در آ ین خطبه‏ای که ایراد کرد فرمود: إنی تارک فیکم الثقلین ـ الثقل الأکبر والثقل الأصغر ـ فأمّا الأکبر فکتاب ربی، وأمّا الاصغر فعترتی أهل‏بیتی فاحفظونی فیهما فلن‏تضلّوا ما تمسّکتم بهما. و این سخن را شیعه و سنی به طرق متواتره از جمعیتی بسیار از صحابه رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم از آن جناب نقل کرده‏اند... و در بعضی از این طرق عبارت:"لن یفترقا حتی یردا علی الحوض" نیز آمده، و این حدیث دل دارد بر اینکه قول اهل‏بیت علیهم ‏السلام حجت است. پس هر چه درباره قرآن گفته باشند حجت و واجب الاتباع است، و باید در معنای قرآن تنها به گفته آنان اکتفا کرد، و گرنه لازم می‏آید که اهل‏بیت با قرآن نباشند، و از آن جدا محسوب شوند.
سپس در جواب گوید: در پاسخ می‏گوییم: عین آن معنایی که ما قبلا برای پیروی از بیان رسول‏اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم کردیم در این حدیث شریف جاری است. و این حدیث نمی‏خواهد حجیت ظاهر قرآن را باطل نموده و آن را منحصر در ظاهر بیان اهل‏بیت علیهم ‏السلام کند.
چگونه ممکن است چنین چیزی منظور باشد، با اینکه در متن همین حدیث فرموده: قرآن و عترت هرگز از هم جدا نمی‏شوند. و با این بیان می‏خواهد قرآن و عترت را با هم حجت کند. پس این حدیث به ما می‏گوید: قرآن بر معانی خود دل دارد و معارف الهیه را کشف می‏کند و اهل‏بیت علیهم ‏السلام ما را به طریق این دل هدایت نموده، به سوی اغراض و مقاصد قرآن راهنمایی می‏کنند. علاوه بر اینکه نظیر روایاتی که از رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم در دعوت مردم به اخذ قرآن و تدبر در


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

بیت المال چیست؟

پست 4129 : به قلم حجة ال علی اکبر دارابکلایی 42. «قسمت 17. «فصل سیزدهم : رعایت بیت المال بیت المال چیست ؟ بیت به معنی خانه است و به دستور حکومت ، اموالی از درآمد و منابع حکومتی در جای امنی حفظ می شود تا برای رفع نیازهای مردم و اجتماع صرف گردد ، به این درآمدها و اموال عمومی  بیت المال گفته می شود و حکومت ی بر اساس نیازهای مردم اموال و درآمد را ج همگان می کند.

تاریخچه بیت المال: قرائن و شواهد تاریخی نشان می دهد در هر عصر و زمانی که حکومتی به ویژه حکومت الهی و ان بوجود آمده است و در آن مساله تعاون و همکاری اقتصادی مطرح بوده است و قوانینی برای رفع نیازهای آن وضع شده است . مثلا در آیه 73 سوره انبیاء خداوند می فرماید : (( ما ایشان ( اسحاق و یعقوب ) را پیشوایانی ساختیم که به امر ما هدایت می کنند و به آنها انجام کارهای نیک و ب اداشتن و دادن زکات را وحی کردیم و آنها پرستنده و مطیع ما بودند

از همان آغاز عصر حضرت آدم (ع) یک نوع تعاون مثل زکات یا ... بوده است و در نیز نخستین ی  که بیت المال را تاسیس کرد حضرت محمد (ص) بوده است . بیت المال نخست بصورت ابت در خانه آن حضرت جمع و نگهداری می شده است و هرچه وسعت تشکیلات مسلمین و قلمرو حکومت ی افزوده می شد به تدریج دایره بیت المال نیز توسعه پیدا می کرد و به دستور آن حضرت اسامی نظامیان و شرکت کنندگان در میدان جنگ در دفتر ویژه ای ثبت می شده است و هریک از مجردین یک سهم و متاهلین دو سهم مقرر شده بود و انی که عائله بیشتری داشتن سهم زیادی تعلق می گرفت و نیز افرادی را می کرد که به قبائل دیگر بروند و از حیوانات و نباتات و زراعت آنها مالیات می گرفتن و آن زمان را عصر الانطاق گویند

منابع درآمد بیت المال در : از راه زکات 2) از راه خمس 3) از راه انفاق 4) از راه جزیه 5) از راه اج.

مهمترین اصول و مبانی بیت المال: امانت بودن : امانت داری از مهمترین فضائل اخلاقی و ارزشهای انسانی است که مورد تاکید فراوان قرآن و روایات است و همه نعمت های مادی و معنوی خلق شده خداوند امانتهای الهی هستند... (برچسب: علی اکبر دارابکلایی)

حضرت علی (ع) فرمود : (الامانه تجر الرزق و الخیانه تجرالفقر. ) (1) امانت ، رزق و روزی را زیاد می کند و خیانت ، مایه فقر می شود . امانت در همه جا مطلوب است اما در اموال عمومی و بیت المال که تعلق به شخص ندارد و همگان شریکند ، بیشتر مورد تاکید قرار گرفته است چرا که این سرمایه ها تعلق به عموم دارد . حضرت علی (ع) در برابر درخواست برادرش عقیل که خواست قدری بیشتر به او سهم بدهد فرمود : عقیل ، از آهن تفتیدهایی که انسانی آن را به بازی سرخ کرده ناله مکن ، اما مرا بسوی آتشی میکشانی که خداوند جبار با شعله خشم غضبش آن را بر افروخته است . (1)

عمومی بودن : درآمدهای بیت المال به عموم مسلمانان جامعه تعلق دارد و ی حق سوء استفاده را ندارد ، فقط ولی امر مسلمانان ، مصلت هزینه بیت المال را به عهده دارد . حضرت علی (ع) به مدیران خود فرمود : نوک قلم های خود را تیز کنید و بین سطرهای نوشته فاصله نیندازید . مطالب اضافه را در نوشتن نامه به من حذف کنید و به بیان مطلب بپردازید . از زیاده گویی بپر د زیرا  بیت المال مسلمین نباید این گونه ضررها را بپذیرد . (2) عمومیت بیت المال اقتضاء می کند افرادی را که مسئولیت حکومتی دارند و امکان تصرف در اموال عمومی برای آنها فراهم است ، احتیاط و مراقبت بیشتری داشته باشند و همواره خود را در معرض آزمایش ببینند .

عد مداری : یکی از شاخصه های بیت المال ، عد اقتصادی و توزیع اموال عمومی به همگان بر اساس نیاز افراد است تا از تکاثر و رفاه زدگی جلوگیری شود . عد واژه عام است و در همه شئون زندگی انسان جاری است و همه مردم آن را دوست دارند . خداوند در قرآن به رسول خدا (ص) فرمود : بگو من به کت که خداوند نازل فرموده است ایمان دارم و شده ام در میان شما به عد رفتار کنم .(3)

وم نظارت و حسابرسی : حسابرسی و نظارت بر اموال عمومی از وظایف مدیران و  کارگزاران نظام ی است . یکی از اقدامات مهم دوره حکومت حضرت علی (ع) حسابرسی و نظارت بر دخل و ج های بیت المال بوده است . حضرت علی (ع) درنامه ای به یکی ازمدیران خود می نویسد : گویا میراث پدر و مادرت را به خانه میبری ، سبحان الله آیا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمی ترسی ؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کرده ای ، درحالی که میدانی حرام میخوری و حرام می نوشی ؟ چگونه با اموال یتیمان و مستمندان و مومنان و مجاهدان برای خود کنیزان می ی و با ن ازدواج میکنی که خدا این اموال را به آنان واگذاشته و این ا را به دست ایشان امن کرده است . (4)

دقت و احتیاط در بیت المال : بیت المال ، امانتی است در دست مدیران و همگان جامعه که بایستی احتیاط لازم را در حفظ و نگهداری و مصرف آن داشته باشند . علی (ع) وقتی شنید استاندار بصره عثمان بن حنیق انصاری دعوت مهمانی ثروتمندی را پذیرفته و سر سفره وی رفته است به او نامه نوشته و فرمود : آگاه باش ، شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است ، با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید .(5)

هدف از رعایت بیت المال. فقرز : فقر از گذشته تا کنون جسم و جان آدمیان را آزار داده است . در آیات و روایات از فقر به عنوان یک پدیده شوم یاد شده است ، فقر در لغت به معنی شکاف و فاصله بین اشیاء است . رسول خدا (ص) در یکی از دعاهای خود می فرمایند : خدایا از فقر و کفر به تو پناه می برم . شخصی پرسید : آیا این دو باهم مساوی اند ؟ حضرت فرمود : آری . (1) و حضرت علی (ع) فرمود : ( الفقر الموت الاکبر ) فقر ، مرگ بزرگ است . (2) رعایت بیت المال بهترین فرصت برای از بین بردن فقر است .           

اصلاح امور : هدف دیگر رعایت بیت المال ، اصلاح امور جامعه و مردم است ، اصلاح شیوه رعایت بیت المال باعث می شود که مردم در هزینه کرد خود اصلاح کرده و رعایت چگونگی هزینه کرد زندگی را دارند . اصلاح امور در بعد اقتصادی ، و نظامی موجب ب استقلال می شود .

تامین حقوق مردم و رسیدگی به محرومان : تامین نیازهای مردم از راه رعایت بیت المال ، موجب آرامش روحی و روانی جامعه ی و دینی می شود و از تامین نیازهای مردم ، جامعه به سمت اخلاق کریمه ، استقرار عد اجتماعی در جامعه و نیز شکوفایی و استحکام حکومت دینی و ی می شود .

مصارف بیت المال در زمینه های : در امور فرهنگی،اجتماعی :(افرادی برای تعلیم قرآن و آداب ی و ترویج فرهنگ ی و ...) در امور قضائی. در امور نظامی. در امور اقتصادی

آثار خیانت در بیت المال: رسوایی در دنیا : روشن است هرگناهی یک اثر وضعی دارد هم در دنیا و هم در آ ت . وجود مبارک حضرت علی (ع) به ان تی خود فرمود : ی که امانت (( بیت المال )) الهی را خوار کند و دست به خیانت بزند ، اگر خود را پاک نکند و دست از خیانت برندارد درهای خواری و ذلت را در دنیا به روی خود گشوده است و در قیامت خوار و رسوا خواهد شد . (1)

ذلت در پیشگاه خداوند و پستی در آ ت : ازبین بردن اموال عمومی مردم در پیشگاه خداوند عذ غیر بخشش است چرا که حق الناس در آن وجود دارد و چنین افرادی در آ ت سرش ته و مورد عذاب قرار می گیرند .

بی اعتمادی : بی اعتمادی مردم از مدیران و کار گزاران حکومت ی ممکن است بخاطر خیانت در اموال عمومی باشد ، اعتماد آنها به نظام کاهش پیدا می کند و وحدت جامعه و امنیت عمومی آسیب پذیر می شود .

بی بهره در دنیا : حضرت علی (ع) به زیاد بن ه والی بصره نامه ای می نویسد و می فرماید : به خدا سوگند ، که اگر به من گزارش شود که در بیت المال ، خیانت کردی ، کم یا زیاد ، چنان برتو سخت می گیرم که کم بهره شده و در تامین هزینه زندگی عیال ، درمانی و خوار و سرگردان شوی(1)

همان غذا را بازرس ها بخورند: شهید حجت ال محمد شهاب ، قرار بود به همراه اعضای شورای ارگانهای انقل شهر برای رفع برخی مشکلات مردم به تهران سفر کنند ، با وجود اینکه هریک از نهادها وسیله ( خودرو) متعدد داشتن اما این شهید بزرگوار طوری هماهنگی کرد که همه اعضاء و خودش با یک وسیله نقلیه عمومی به تهران عزیمت کنند تا هزینه های بیهوده از بیت المال مصرف نشود . یکی از همکاران این شهید بزرگوار می گوید روزی از مرکز مهمان آمده بود به من گفتند برو از غذا برای آنها بیاور . من به وی گفتم حاج آقا اینها از مرکز آمده اند و مهمان هستند از بیرون غذای مناسب بیاورم بهتر است ، حاج آقا گفتند : شما کارت را انجام بده هر غذایی که بچه های می خورند بازرسین هم باید بخورند ، در نظام ی هیچ فرقی بین همدیگر نیست ، من از بیت المال بی مورد ج نمی کنم .(2)

راه های تحقق بیت المال: پرهیز از اسراف : اسراف در بیت المال جامعه از زشت ترین گونه های اسراف تبذیر است و بی توجهی در حفظ و مصرف صحیح بیت المال گناهی بزرگ و نابخشودنی محسوب می شود .

خود داری از استفاده شخصی : استفاده شخصی از امکانات بیت المال در به شدت نکوهش شده است . برخورد قاطع حضرت علی (ع) با طلحه و زبیر و خاموش چراغ بیت المال در مصارف شخصی ، زبان زد خاص و عام است .

پرهیز از انجام کارهای غیر اداری در وقت اداری : حقوق و مزایا و امکانات افراد کارمند و شاغل در سازمانی، به مقتضای نوع مسئولیت و یت افراد است و هرگونه کم کاری و بی کاری و اشتغال به کار شخصی در وقت اداری جایز نیست .

نمونه های اسراف و تضییع اموال بیت المال : اسراف در آب 2) اسراف در برق 3) اسراف در جنگل و مراتع 4) اسراف در خاک 5) اسراف در نان 6) اسراف وقت اداری و اشتغال به کار شخصی 7) اسراف در سایر اموال عمومی 8) غارت و ت یب اموال عمومی

لقمه حلال در سیره ی:  کوثری از فرماندهان دوران 8 سال دفاع مقدس می گوید : چند سال قبل یکی از اساتید حوزه علمیه قم برای گفتگو ی علمی و جلسه علمی و پژوهشی به دیدار حضرت آقا آمد و بعد از پایان جلسه و اقامه ظهر قرار شد آن دو بزرگوار ناهار را در معیت همدیگر میل کنند . وقتی که سفره پهن شد دو فرزند معظم انقلاب که از شاگردان این محترم بودند خواستند از روی احترام و صمیمیت سر سفره ناهار حاضر شوند تا ناهار را در محضر خود میل کنند اما ی با قاطعیت خاصی به فرزندان خود فرمود : شما اینجا ننشینید ، شما باید ناهار را با مادرتان بخورید ، به حضرت آقا گفتند که چه اشکالی دارد که فرزندان شما هم سر سفره بنشینند و ناهار بخورند ؟ در جواب این بزرگوار حضرت آقا فرمود : ناهار این سفره از بیت المال است و فقط من و شما که در جریان یک جلسه کاری گرد هم آمده ایم می توانیم از آن بخوریم و فرزندانم باید سهمیه دیگری داشته باشند .

کره محلی: شهید غلامرضا شریفی نیا در رعایت بیت المال دقت زیادی داشت .وی در یکی از خاطرات خود می گفت: وقتی رزمندگان غذای خودشان را میخوردند ، مقداری غذا اضافه می آمد و چون باقیمانده روی سفره را جمع می د آنها را به دور می ریختند ، یک روز بعد از صبحانه مقدار زیادی کره باقیمانده روی سفره را جمع و آنها را به شکل کره محلی درآوردم و توی یک ظرف گذاشتم و رزمندگان همه خوشحال بودند که کره محلی دارند و با ذوق و شوق زیاد صبحانه خوردند . (1)

فصل چهاردهم : خمس...بقیه در پست آینده


ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

تحقیق درمورد در میانمار

اختصاصی از رزفایل تحقیق درمورد در میانمار با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 4

 

در میانمار

تاریخ گسترش در میانمار به قرن اول هجری برمی‏گردد. بعد از ظهور و گرایش اعراب و ایرانیان به ، دریانوردان عرب و ایرانی مسافرت‏های دریایی خود را به طریق قبل‏ادامه می‏دادند و در مسیر خود احیانا دست‏به تبلیغ و دعوت مردم‏به می‏زدند.

بعدها بازرگانان مسلمان از مسیرهای زمینی که از منطقه غربی‏میانمار و ای آراکان این کشور می‏گذشت‏به مناطق غربی چین سفرمی‏ د. بسیاری از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلی‏آراکان، رحل اقامت افکندند و اولین مناطق مسلمانان راایجاد د. سیاحان چینی در نوشته‏های خود از مناطق ایرانی‏نشین‏در مرزهای بین میانمار و یونن(ای ی در جنوب غربی چین)در قرن‏سوم میلادی یاد کرده‏اند.

رافائل ایزرائیلی می‏نویسد: تاجران عرب در قرن اول هجری‏درناحیه آراکان واقع در غرب برمه و در نقطه مرزی با بنگلادش‏اقامت گزیده و را در این سرزمین انتشار دادند. اما گفته‏می‏شود در سال 588 هجری مطابق با 1192 میلادی، در این‏سرزمین گسترش یافت و در قرن نهم و دهم میلادی بازرگانان ایرانی‏و عرب دراین مکان استقرار یافته و به نشر پرداختند. مسلمانان ن هند نیز در این سرزمین به گسترش اقدام‏نمودند و مسلمانان برمه در سطح وسیعی باهند به تجارت پرداختند. در سال 1870 م عده‏ای از مسلمانان «یون نان‏» موسوم به پانتای‏که در قیام این ناحیه ش ت‏خورده بودند به صورت پناهنده از چین‏به برمه آمدند. برخی مسلمانها هم در شرایط عادی به عنوان‏بازرگان، چین را به قصد برمه ترک گفتند و لذا حرکت مهاجرین‏مسلمانان به سوی برمه گسترش یافت.

از بین مسلمانان برمه، آنان که منشا هندی دارند برخی، ازاعقاب مردمی هستند که در اوا قرن هیجدهم از شمال هند به برمه‏آمدند تا به خدمت واحدهای بزرگ «آلومپرا» در برمه علیادرآیند. با فتح هند در سال 1824 م به دست انگلیسی‏ها، مهاجرت وسیع‏مسلمانان هند به برمه شدت یافت و بسیاری از آنان در رانگون‏مرکز برمه در تجارت و سایر فعالیت‏های اقتصادی شرکت داشتند. در رانگون و مناطق وسیع دیگر، سنی‏های بنگالی و جوامعی ازشیعیان در کنار یکدیگر زندگی می‏کنند و هرکدام مراسم ویژه خودرا دارند.

مسلمانان برمه با مسلمانان چین نیز ارتباط خوبی دارند که‏پیوند اساسی آنان توسط «پانتاهای‏» که قومی پرتوان و مهاجم‏بودند و در راههای تجاری «یون نان‏» و گذرگاههای خطرناک وکوهستانی برمه با شغل کاروان‏داری در رفت و آمد بودند. مربوطمی‏شود.

مائونگ تان لویی از محققین بو میانمار نوشته است: در 680میلادی(69 هجری)، محمد حنفیه فرزند علی(ع) پس از عدم توفیق‏نسبت‏به خونخواهی حسین(ع)از بنی‏امیه، همراه با طرفداران ونیروهای خود به شرق کوچ کرد تا بالا ه درسواحل آراکان به‏میانمار رسید و در آنجا کایاپوری ملکه قبیله منطقه را ش ت‏داده او را به دین در آورد و آنگاه ملکه را به زنی گرفت وبه ترویج در آن منطقه پرداخت. در حال حاضر دو مزار درآراکان وجود دارد که به حنفیه تونکی(مزار حنفیه)و کایاپوری‏تونکی معروف هستند. آن دو مزار همراه با «عرب شاه پارا» (منطقه فتح حنفیه برمیانماری‏هااست.)به صورت زیارتگاه مسلمانان‏این منطقه در آمده است.

باگسترش ممالک ی در هند و ترویج در بنگال و تبدیل‏آن منطقه به یک مملکت و سلطان‏نشین ی، منطقه عربی‏میانمار(ای آراکان)تحت نفوذ مسلمانان بنگال و هند قرارگرفت، بسیاری از امرای مسلمان مانند «عیسی تهو» و« حمزه‏» برآن دیار حکومت کرده‏اند.

در 1406 میلادی،(قرن هشتم هجری)، «تارامینگ هلا» فرمانروای‏آراکان به دربار سلطان «نصیرالدین غوری‏» ، پادشاه بنگال‏گریخت و مدت 22 سال در دربار او به سر برد و بالا ه به کمک‏نیروهای سلطان بنگال مجددا به قدرت رسید. وی در مدت اقامت دربنگال مسلمان شده بود و عنوان «سلیمان شاه‏» را اختیار نموده‏و پس از به قدرت رسیدن دوباره در آراکان دربار خود را به‏اقتباس از دربار بنگال و دهلی سازمان داده و داد و ستدمسلمانان و ترویج دین را در قلمرو خود آزاد کرد. وی زبان‏فارسی را زبان رسمی سرزمین آراکان قرار داد، که تا 1936 میلادی‏که انگلیس بر میانمار مسلط گردید، زبان رسمی این ای ‏بود.

بعضی از منابع تاریخی حکایت از آن دارد که در 1531میلادی،(908 هجری)، پادشاه وقت ایران یک هیات سه نفره مذهبی رابه آراکان اعزام داشت، که به ساختن مساجد و تبلیغ همت‏گماشتند و عده‏ای از علمای آراکان را جهت‏سفر به ایران دعوت‏ د. زبان فارسی که زبان رایج اهالی غرب میانمار بود در زبان‏میانماری نیز تاثیر گذاشت. هنوز هم لغات و اصطلاحات متعددفارسی بویژه اصطلاحات دریانوردی مانند «بندر» ، «شاه بندر» ، «ناخدا» و غیره در زبان میانماری دیده می‏شود.

بعد از تسلط کامل انگلیس بر سراسر میانمار در 1886 میلادی،پای «هندی‏» ها من جمله مسلمانان بنگالی جهت اداره مزارع‏برنج و امور بازرگانی به میانمار گشوده شد و در 1921 تقریب ش از نیم میلیون نفر مسلمان هندی در میانمار ن شده بودند. مهاجرت هندی‏ها من جمله مسلمانان هندی به میانمار و متمکن شدن‏آنها در اثر کار و ب و بازرگانی و به دست گرفتن مشاغل عمده‏تجاری باعث ن یتی مردم میانمار شد، درسالهای 1930 و 1938اغت ات گسترده‏ای علیه مهاجرین هندی صورت گرفت. درجنگ جهانی‏دوم، در خلال وج نیروهای انگلیسی از میانمار، ورود سربازان‏ژاپنی به آن کشور افراد قوم «ماگ‏» (بو مذهب)، به محله‏های‏مسلمان نشین در آراکان حمله ور گردیده، هزاران نفر از مسلمانان‏را که غافلگیر شده بودند، هلاک د و در نتیجه مسلمانان ازسایر نقاط حملات خود را علیه «بو ‏» ها آغاز د و این‏امر موجب اختلافات دامنه‏داری بین دو قوم ماگ و روهین‏گیا(مسلمان) درآراکان گردید.

بعد از استقرار «ژاپنی‏» ها در آراکان مسلمانان آن منطقه‏برعلیه «ژاپنی‏» ها وارد عمل گردیدند و به عنوان عوامل‏اطلاعاتی و شناسائی و ابکاری با «انگلیسی‏» ها همکاری‏می‏ د. انگلیس نیز در قبال این همکاری وعده نوعی خود مختاری‏به مسلمانان آراکان را داده، برای تشویق بیشتر مسلمانان طبق‏انتشار بیانیه‏ای منطقه مزبور را یک منطقه ملی مسلمان نشین اعلام‏ د. حتی بعد از تسلط مجدد نیروهای انگلیس بر آراکان در 1945تا 1948 که میانمار به استقلال رسید. اداره امور منطقه عمدتا به‏مسلمانان س شده بود، حتی مسلمانان آراکان از «محمدعلی‏جناح‏» مسلمانان هند، خواسته بودند که آراکان را نیز به‏عنوان قسمتی از پا تان بپذیرد. این پیشینه سبب شد که ت‏مستقل میانمار، پس از آنکه در 1948 به قدرت رسید به آزار واذیت مسلمانان بوپژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد، به همین‏خاطر روابط پا تان و میانمار نیز برسرمساله مسلمانان به‏تیرگی گرایید. ت میانمار از 1959 به آیین بو ارج و بهای رسمی داده ودر 1961 با تصویب قانونی آیین مزبور را به صورت دین رسمی‏میانمار درآورد.

ت جنرال «نوین‏» پس از سرکار آمدن در 1962 رفتن مسلمانان‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در 1980 پس از گذشت 18 سال به‏هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج‏به‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏ای از مسلمانان نیز جهت‏شرکت درکنفرانسهای مختلف ی اعزام شدند.

اما متاسفانه در اثر فشارهایی که بر مسلمانان وارد می‏آمدموجبات آواره گشتن آنهادر کشورهای مختلف فراهم شده و گفته‏می‏شود، بیش از نیم میلیون مسلمان میانماری به کشورهای بنگلادش،هند، پا تان، ما ی، تایلند، سنگاپور، امارات متحده عربی وممالک دیگر مهاجرت نموده‏اند که هزار مسلمان میانماری نیز درعربستان سعودی س ت گزیده‏اند.

در 1978 سیاستهای ت میانمار باعث‏شد که بیش از سیصد هزارنفر از مسلمانان منطقه آراکان به بنگلادش مهاجرت نمایند و چون‏این مساله تبلیغات وسیعی را در سراسرجهان به دنبال داشت، ت‏میانمار با ت‏بنگلادش وارد مذاکره شد و با امضای موافقت‏نامه‏ای اسکان مجدد پناهندگان مسلمان میانماری و همچنین پیمان‏مرزی توسط دو کشور، مساله پناهندگان فیصله پیداکرد و بسیاری‏از آنها به آراکان مراجعت نمودند.

ت میانمار کنترل شدیدی برفعالیتهای مساجد اعمال می‏کند،حتی آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی درمراسم عیدقربان و نیز آمار افرادی که در مساجد به آموختن قرآن‏کریم مشغول می‏شوند، به ت گزارش داده می‏شود.

اکثریت مسلمانان میانمار سنی بوده ولی 6 الی 10 هزار نفرشیعه نیز در میانمار زندگی می‏کنند. شیعیان یک مسجد بزرگ و چند« باره‏» (حسینیه)، آستانه و مسجد کوچک دیگر در رانگون،در سایر ا هم مساجد و حسینیه بنا نموده‏اند. شیعیان میانماردارای اصلیت هندی یا ایرانی هستند، ایرانیان در ایام گذشته‏از ای شیراز، کاشان، بهبهان و یزد به میانمار مهاجرت‏نموده‏اند. شیعیان میانمار دارای انجمنهای مختلفی نیز هستند،مهمترین آنها انجمنهای «مغولیه‏» ، «عباسیه‏» ، «حیدریه‏» است. جوانان شیعه در 1909 سازمان اتحاد جوانان ایرانی را تشکیل‏داده بودند، بعد از آنکه تعداد کثیری از شیعیان در میانمار به‏عضویت آن درآمدند، نام آن را به اتحادیه ایرانیان تغییر دادند،بعدها نام آن به باشگاه ایرانیان مبدل گردید.

از 1961 فعالیتهای باشگاه مزبور به ح وقفه درآمده است.

در سراسر میانمار 5000 مسجد وجود دارد و 16 انجمن ملی‏برای تدریس قرآن تاسیس شده و مدارس ی نیز به امور تبلیغی‏و فرهنگی و تعلیم و تربیت ک ن و جوانان مسلمان می‏پردازد. معانی قرآن نیز به زبانهای محلی ترجمه و چاپ شده است.

مسلمانان میانمار دارای سازمانها و انجمن‏های مختلفی هستند که‏مهمترین آنها عبارتند از:

1- شورای امور مذهبی مسلمانان.

2- جامعه علمای میانمار.

3- سازمان مسلمانان میانمار.

4- اتحادیه جوانان مسلمان.

5- سازمان اخوت مسلمانان.

6- انجمن دانشجویان مسلمان.

مهمترین و قدیمی‏ترین مساجد میانمار که در رانگون پایتخت این‏سرزمین بناگردیده‏اند، عبارتند از:

1- مسجد سوراتی(سونی)در خیابان مغول. surathi (sunni) mosque

2- مسجد سونی درخیابان شوبن‏تا. sunni mosque

3- مسجد سونی در خیابان مانگ تولای. sunni mosque

4- مسجد سونی در جاده سول پاگودا. sunni mosque

5- مسجد شیا در خیابان سی‏ام. shia mosque

کلیه گزاران در پنج نوبت روزانه دراین مساجد می‏خوانند.

قتل عام و جنایات نظامیان میانمار علیه مسلمانان این کشور

نظامیان «میانمار» (برمه)، در چهارچوب مبارزه‏ای گسترده،علیه مسلمانان این کشور آنها را با قساوت و بیرحمی به سوی‏مرزهای بنگلادش می‏رانند.

نشریه انگلیسی «س تایمز» در گزارشی از جنایات هولناک‏چکمه‏پوشان میانماری خاطرنشان می‏کند، نظامیان این کشور مردم‏مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، ن را در جلو چشم‏دیگران مورد قرار می‏دهند، مردان را مصلوب می‏سازند و به‏قتل می‏رسانند. هرروز شمار زیادی از مسلمانان فراری با سرگذشتی هولناک وداستانهای تکان دهنده‏ای از فشارهای نظامیان میانماری خود را به‏اردوگاههای مرزی که در آنها غذا به اندازه کافی یافت نمی‏شود وانواع بیماریها رواج دارد می‏رسانند. براساس این گزارش، گفته‏می‏شود که نظامیان قصد دارند(بو )ها را به ای «آراکان‏» ، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است، گسیل‏دارند. لازم به توضیح است; که 70 درصد جمعیت 45 میلیونی میانماربو هستند.

هرچند درگذشته نظامیان میانماری سایر اقلیتهای قومی را نیزمورد آزار و اذیت قرار داده‏اند، از جمله در مورد تایلندی‏ها،خشونت‏بسیاری روا داشته‏اند، لیکن رفتارشان با مسلمانان‏خشونت‏بارتر بوده است.

از اوایل سال میلادی(1992)، تاکنون تعداد زیادی از مسلمانان‏این کشور به کشور بنگلادش مهاجرت نموده‏اند. این مسلمانان‏خانه‏های خود را ترک کرده و به اردوگاههای مرزی پناهنده شده‏اند،تعدادشان به 80 تا 100 هزار نفر می‏رسد، این ماجرا سبب‏برخوردهای شدید ان مرزی میانمار و بنگلادش گردیده است. آنچه در زیر ملاحظه می‏فرمایید، مختصری از وضعیت مسلمانان وتاریخچه تشکیل در این منطقه می‏باشد.

همانطور که قبلا اشاره گردید «میانمار» از نظر نژادی و قومی‏دارای گونه‏های مختلف اجتماعی می‏باشد. این کشور کوهستانی که ازنظر منابع طبیعی و زمینهای کشاورزی بسیار غنی می‏باشد، دارای‏معادن بزرگ سنگهای قیمتی نیز هست. قسمت کوچکی از سرزمین میانمار که به منطقه «آراکان‏» موسوم‏است، بین 15 تا 17 درجه شمالی و مدار 53 و 94 درجه قرار گرفته‏که دارای مساحتی معادل 20000 مایل مربع می‏باشد. منطقه‏«آراکان‏» از طرف شمال غربی با بنگلادش و از شمال باهندوستان‏هم‏مرز می‏باشد. سلسله جبال مرتفع آراکان این منطقه را از سرزمین اصلی‏میانمار جدا نموده و از شرق به غرب دارای ساحلی به طول 360مایل از خلیج‏بنگال است. آراکان همچنین توسط یک رشته تپه‏های‏سرسبز و پرآب از سرزمین اصلی میانمار جدا گردیده است. منطقه آراکان به طور کامل زیر نفوذ مسلمانان می‏باشد و اکثرمسلمانان میانمار دراین منطقه زندگی می‏کنند. اکثر سلاطین‏میانمار در زمینهایی که این کشور دارای حکومت پادشاهی بود، ازمنطقه آراکان ظهور نمودند که آ ین آنها «سلیم شاه‏» بود.

تا 1784 میلادی، «منطقه آراکان‏» دارای یک حکومت مستقل و یک‏ای پرقدرت و بزرگ میانمار بود، که در کنار دیگر مناطق این‏کشور که اص ا مردمانی «بو ‏» در آن زندگی می‏ د، قرارداشت.

جمعیت آراکان در حدود 4 میلیون نفر می‏باشد که تقریبا تمامی‏آنها مسلمان هستند و به زبان عامه «روهینگیا» ، که زبان اصلی‏آن منطقه است، تکلم می‏نمایند. ریشه اصلی این زبان مخلوطی از زبانهای «ترکی‏» ، «بنگالی‏» ، «فارسی‏» ، «عربی‏» ، «مور» ، «پتانی‏» و «مغولی‏» است. اجرای قوانین ی در منطقه آراکان کشور میانمار قبل از سال‏1430 میلادی، آغاز گردید و تا 1784 که مصادف بود با تسخیر منطقه‏آراکان به وسیله «سلطان بودا و پایا» ، ادامه داشت. بعد از و تسخیر منطقه آراکان به وسیله پادشاه مذکور قوانین‏ ی ملغی اعلام گردید و قانون ملی جایگزین آن گردید، باجابجایی قدرت در میانمار بعد از جنگ دوم جهانی، حزب و قوانین‏نظامی جایگزین قانون قبلی گردید.

در آن زمان آقای «داوانگ سان سوگی‏» ، قدرت را در دست گرفت،فرزند ارشدش آقای «یوانگ سان‏» «حزب سوسیالیستی‏میانمار» می‏باشد. حزب حاکم میانمار در آن مقطع «حزب ائتلاف‏متحد ملی میانمار» که توسط آقای «سومانگ‏» ی می‏شد بود. هم اکنون اهالی منطقه آراکان زبان «روهینگیانی‏» ، را زبان‏اصلی خود می‏دانند و مدعی آن هستند. ت میانمار اخیرا حقوق‏مسلمانان را نادیده گرفته و مورد قرار می‏دهد، به آداب وسنن گذشته آنها بی‏احترامی می‏نماید و این امر نیز مورد تصدیق‏مجامع بین المللی می‏باشد.

مسلمانانی که به طور دسته جمعی به کشور بنگلادش گریخته‏اند،داستانهایی از جنایات نظامیان میانمار نقل می‏کنند. ایجاد رعب ووحشت، کتک زدن مردان مسلمان و مورد شکنجه و قرار دادن‏ ن در سطح بسیار وسیع، ت یب مساجد، منازل و مدارس مسلمانان‏و ریختن زباله در قبرستان آنها و بعضا ت یب قبور آنها و تبدیل‏آن مناطق به زمینهای کشاورزی و همچنین دستگیری ان مذهبی و«موذن‏ها» و کتک زدن و به زندان انداختن آنان در مقیاس‏گسترده‏ای همه روزه انجام می‏پذیرد، براساس فرمان «شورای‏ای ی‏» صرفا به خاطر ترساندن و فرار آنها از این کشور ومنطقه انجام می‏پذیرد. طی چند سال گذشته مردم مسلمان آراکان‏«روهینگ‏» ها چندین گروه پارتیزانی و غیر نظامی را سازماندهی‏کرده‏اند که عبارتند از:

1- جبهه میهن پرستان «روهینگ‏» .

2- سازمان بخش آراکان.

3- سازمان رهایی‏بخش مسلمانان میانمار.

این گروهها چون در حال حاضر از ی واحدی برخوردارنمی‏باشند، بنابراین هریک از آنها علاوه برنزاع بین خود علیه‏ ت مرکزی نیز مبارزه می‏نمایند. و تاکنون این گروهها هیچ جبهه‏متحد دفاعی برای جلوگیری از حرکت ت که به منظور پراکنده‏ساختن آنها انجام می‏دهد، تشکیل نداده‏اند. به نظر می‏رسد،موثرترین و پرقدرت‏ترین این گروهها «سازمان همبستگی روهینگ‏های‏آراکان‏» می‏باشد. این سازمان نوجوانان 10 الی 15 ساله را جهت غیرنظامی‏خود تعلیم می‏دهد، از تمام منابع و قدرت خود برای جمع‏آوری ،مهمات و آموزشهای عالی نظامی استفاده می‏نماید. برنامه‏های‏آموزشی از 1988 در نظامی در روهینگ جهت‏شکل‏دهی‏مجاهدین و گروههای فرماندهی تشکیل گردید. آموزشهای اولیه برای‏مدت سه ماه تعیین گردیده و آرایشهای نظامی مرتبا تمرین می‏گردد. کمپهای آموزشی در اعماق جنگلها دایر است و فرمانده‏ها به‏مناطق مختلف آراکان جهت آموزش و تعلیمات نظامی افراد، اعزام‏می‏گردند و اهالی را جهت پیوستن به نظامی روهینگ تشویق‏می‏نمایند.

اگرچه بعضی از اهالی آراکان به زبانهای بنگالی و میانماری‏نیز تکلم می‏نمایند لیکن آنها «انگلیسی‏» را زبان دوم خودمی‏دانند. همچنین زبانهای عربی و اردو، نیز در این منطقه رایج می‏باشد ودر سالهای اخیر این زبانها را در مدارس خودتدریس می‏نمایند.

تشکیلات مذهبی و حوزه‏های دینی هریک از ادیان در میانمار،اکثرا در همان مکانهای عبادتی، زیارتی، معابد و مساجد دایرمی‏باشد. ان مذهبی در قسمتی از این مکانها به رتق و فتق‏امور پیروان خود می‏پردازند و در موقع وم فعالیتهای تبلیغی‏جهت ترویج ادیان خود را انجام می‏دهند. البته به غیر ازبو انی که خود دارای تشکیلات عظیم تعلیم و تربیت در گوشه وکنار این کشور می‏باشند. ذیلا عبادتگاههای ادیان مهم در کشورمیانمار، جهت آگاهی خوانندگان به استثنای معابد بو درج‏می‏گردد:

1- کلیسای آگوستین مخصوص یان پیرو «رمن‏کاتولیک‏» .

2- کلیسای «صلیب مقدس‏» مخصوص یان آنگلیکن و همچنین‏مدرسه کلیسا برای ک ن و کلیسای مقدس سه گانه «کاتدرال‏» .

3- کلیسای انگلیسی «متودیست‏» و مدرسه همین کلیسا که برای‏پیروان ی متودیست و فرزندانشان بناگردیده است.

4- برای یان پیرو فرقه باپ تیست «کلیسای امانوئل‏» .

5- برای ارمنیان ی «کلیسای ارامنه‏» .

6- برای یهودیان «پرستشگاه یهود» که سفارت نامیده‏می‏شود.

7- برای هندوها معابد «سری سری شیواکریشنا» ، و «سری سری‏دورگا» و «معبد بزرگ هندو» و برای سیکها معبد «سیک‏» بناگردیده، که هریک کلیه امور مربوط به پیروان خود را برعهده‏دارند.


با


تحقیق درمورد در میانمار

ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها