جستجوی عبارت وقتی خود یی میکنم خون ازم میاد


وقتی تو خودمم قضیه رو برا خودم توجیه میکنم اما وقتی کالبدمو ترک میکنم، 3 متر فاصله میگیرم، حافظه مو از ح دانای کل به سوم شخص راوی تغییر میدم... بدم میاد از خودم، خیلی بدم میاد؛ می فهمی؟

یک قسمت از صحبتهای سهیل رضایی در مورد عشق: وقتی عشق طلوع می کنه، همه چیز رنگی می شه. اشتیاق میاد. انگیزه میاد. حرکت میاد. پویایی میاد. روح میاد. طراوت میاد. هیجان میاد. میل میاد. شیفتگی میاد. گرمی میاد. معنا میاد. تمام اینها یهو تزریق می شه. و وقتی هم می ره تمام اینها یهو تخلیه می شه. وای به روزی که اینا رو یه .ی نسبت بده به یه آدم. حالا با نوسان اون آدم تمام ابعاد وجودی یه نوسان بسیار شدید پیدا می کند. و این باعث می شه یه فشار روحی ایجاد بشه. آدم وقتی عاشق یه آدمی هست، از اون معشوق خیلی مطالبه نداره. با اون آدم هست. وقتی مطالبه داری، دیگه عشق نیست،...

1. تازگیا دیگه حتی تو ازمایشگاه هم وقتی خلوته شروع میکنم موهامو دونه دونه میکنم....به خودم میام میبینم کلی تار مو روی میزه... ازشون بدم میاد که موج دار میشن...برای همین چک میکنم اگه موج داشتن میکنم میندازم رو میز.... مامانم میگه اینجوری موهات زود سفید میشن.... شایدم برای همینه که بین من و خواهر برادرا فقط موهای من دارن سفید میشن... چه کنم حال؟ 2. وقتی نیست آشوبم...وقتی هست حواسم نیست به بودنش...این یعنی چی؟

بعضی امکانات هم روی اعصاب است °t°انقدر بدم میاد پی ام ارسال میکنم اما مشخص نیست طرف مقابل خوندتش یا نه •_•و حرص درآر تر از همه اینکه صدای notification پی ام میاد اما وقتی چک میکنم هیچ پی ام جدیدی نیست -_-اینجا جاداره بگم: خدا جیکارت کنه موبوگرام با این امکانات مز.فت

از وقتی یادم میاد بدخواب بودم یعنی در بهترین ح. باید ده الی بیست دقیقه از این دنده به اون دنده بشم تا شاید جوانح و جوارحم راضی بشن خوابم ببرهاز وقتی یادم میاد بدخواب بودم یعنی حتی وقتیم که خو.دم صداهارو میشنوم و نسبت به اتفاقات اطرافم آگاهم، شما میتونید گردوهاتونو به من بسپارید و مطمئن باشید که اونارو آب نمیبرهاز وقتی یادم میاد بدخواب بودم یعنی درست وقتی نیاز دارم در کوتاه ترین زمان ممکن خوابم ببره متوجه میشم که دوساعته خیره به سقف دارم به زمین و زمان .ماس میکنم اما دریغ از یه ثانیه خواباز وقتی یادم میاد بدخواب بودم یعنی وقتی بیشتر خسته باشم کمتر و بد...

♡سلامتی مرد زندگیم♡ آقامونو میگم⭕وقتی من صداش میکنم نمیگه ها یا بله،داد میزنه میگه بگو خانووومم جووونم عشقم....وقتی باهاش قهر میکنم اون قهر نمیکنه،میاد لپمو میکشه میگه حق بامنه ها نیم وجبی اما آشتی نفسمممم عمررررمممم...وقتی میگم نسبت بهم بی محلی،نمیگه آره تو اینجوری فکر میکنی!!!!وقتو بی وقت بهم مسیج میزنه میگه ببین من به فکرتمعروسک قشنگه خودم...وقتی میبینه ناراحتم بیخیال از ناراحتیم نمی گذره،میاد اونقدر قلقلکم میده تا بخندم،میگه نبینم خانوم منغمگین باشه...وقتی بهش میگم دلم خیلی گرفته نمیگه پاشو برو بیرون یه دور بزن،میگه زود پاشو بپوش ببرمت جایی ک

ب خلی بارون اومد شاید حدود 3-4ساعت بود. یادمه بچه که بودم همیشه فک می وقتی بارون میاد اینا اشکای خداست خدا داره گریه میکنه بعد میرفتم به مامان میگفتم کی دوباره خدارو اذیت کرده؟ هنوزم فکر میکنم وقتی بارون میاد خدا دلش گرفته از ناراحتی بنده هاش ناراحته انقدر ریخته تو خودش دیگه طاقت نیاورده اشکاش سرازیر شده... نمیدونم شایدم اینی که من فکر میکنم اشتباهه... ی روزی از خودش میپرسم((:

شاید دوباره برگردم به قیافه ی شوک زده اش نگاه میکنم . اره خوب هیچ وقت فکر نمیکرد به خاطر پول بخوامش. اخه منو عاشقی؟ چه فکر کرده رو نمیدونم . اخه نمیفهمید من من میخوام پولشو بدست بیارم و برم؟ بهتر بزار شکه باشه منم وسایلم رو جمع میکنم . وقتی بهش تعنه میزنم تا از کنارش رد بشم به خودش میاد دستمو میگیره . ولی من که این چیزا سرم نمیشه .یعنی اینقدر بدبخته که با اینهمه پس زدن بازم .ماس میکنه؟ دلم به حالش میسوزه. ولی من هدفم پول بود همه ی اون سالها به یادم میاد: وقتی برای تعطیلات با پسرم سپهر به لندن رفته بودیم او هم انجا بود . وقتی از عشقش نسبت به خودم مطمئ

گاهی پیش میاد که احساس میکنم دنیا یه طرفه و من یه طرف . خیلی تنها و بی میشم . احساس میکنم بهم ظلم شده . حتی گاها فکر میکنم ی به فکرم نیست و دوسم نداره . این احساســـای مز ف نمیدونم فقط برای من پیش میاد ، یا اینکه همه تجربش میکنن. این وضعیت وقتی بدتر میشه که تموم این احساسا از طرف نزدیک ترین و عزیز ترین آدم هات بهت القا بشن . خو دن تو چنین شبایی برای من خیلی سخته . چون یه حس سردرگم دارم . همیشه همین بوده . همش به این فکر میکنم که کجای کار اشتباه بوده . چرا اینطوری شده ؟؟؟ولی آ ش به نتیجه ای نمیرسم . آدما خیلی وقت ها نمیتونن هم رو درک کنن . هر کی تو وجود خودش حق ? ...

دست کوچولو،پا کوچولو گریه نکن،بابات میاد تاخونه ی همسایه ها صدای گریه هات میاد گشنه شدی؟شیرت بدم تشنه شدی؟آبت بدم خوابت میاد لالا تامن کمی تابت بدم تق و تق و تق درمیزنن این باباته صداش میاد گریه نکن تا بشنوی صدای کفش پاش میاد احساس میکنم این روزا رنگ همه چی عوض شده ، خیلی چیزا جایگزین چیزای قبلی شده، حتی به نظرم آدما هم عوض شدن از جمله خودم، یک شخصیت جدید داره شکل میگیره این تغییر اصلا دست من نیست انگار همه چی خودبه خود داره عوض میشه نمیدونم مقتضی مادر شدن یا چی؟ ولی احساس میکنم نسبت به قبل دل نازک تر شدم، شاید به خاطر اینه که حس میکنم ی? ...

دست کوچولو،پا کوچولو گریه نکن،بابات میاد تاخونه ی همسایه ها صدای گریه هات میاد گشنه شدی؟شیرت بدم تشنه شدی؟آبت بدم خوابت میاد لالا تامن کمی تابت بدم تق و تق و تق درمیزنن این باباته صداش میاد گریه نکن تا بشنوی صدای کفش پاش میاد احساس میکنم این روزا رنگ همه چی عوض شده ، خیلی چیزا جایگزین چیزای قبلی شده، حتی به نظرم آدما هم عوض شدن از جمله خودم، یک شخصیت جدید داره شکل میگیره این تغییر اصلا دست من نیست انگار همه چی خودبه خود داره عوض میشه نمیدونم مقتضی مادر شدن یا چی؟ ولی احساس میکنم نسبت به قبل دل نازک تر شدم، شاید به خاطر اینه که حس میکنم ی? ...

موضوع اینه که من اونقدر بزرگ شدم که وقتی دلم گرفت بجای اینکه گوشی بردارم و دنبال .ی برگردم که باهاش درد و دل کنم، اشکامو پاک میکنم و پتو رو میکشم رو سرم. یا حتی از اون هم فراتر وقتی دلم گرفت جوری وانمود میکنم که گاهی الکی الکی تمام غصه هارو فراموش میکنم و مثه الان یک حس خنثی نسبت به همه چیز بهم دست میده. به این فکر میکنم خانوادم سالمن و مشکل خاصی نداریم. امنیت و آرامش داریم. غصه ی چیزی و در حال حاضر نمیخوریم و... هرچند ممکنه فردا تمام اینا بر قرار نباشه اما من خدارو شکر میکنم و برای پایداریش تا ابد دعا میکنم. + اینکه 4 روز دیگه نتایج میاد نه که مهم نیست هست ا?...

+به گمونم عاشق شدم ... -جدی ...! + آره ، راستش دقیق هم نمیدونم آخه وقتی میبینمش نمیدونم چی باید بگم ، دوس دارم تا ابد بشینه روبه روم و باهاش حرف بزنم ، نگاش کنم ، تا ابد حواسش پیشه من باشه ، اما خب هربار که میبینمش گفتن ساده ترین کلمات هم برام سخت میشه ! وقتی قلبم حضورشو حس میکنه تند میزنه نمیدونم چه بلایی سرش میاد ، آرومم ها تمام دنیا رو فرموش میکنم اما نمیدونم چرا استرس میگیرم ! یه وقتایی که داره میخنده و صدای خندش میاد توی گوشم منم خندم میگیره ! وقتایی که بهش فکر میکنم و خندم میگیره مردم فکر میکنن دیوونه شدم اما من به اونا اهمیت نمیدم ، وقتی که چشماش ... راست ...

من وقتی یه روسری رو می م اولاش خیلی بهم میاد یه مدت که میگذره وقتیسر میکنم حس میکنم اصلا بهم نمیاد مجبور میشم دیه استفاده نکنم ازشعایا شمام مث من هستین؟

عین دیوونه ها روز شماری که نه ساعت شماری میکنم از اینکه چرا انقد میخابم میاد میاد و از اینکه چرا گشنه ام میشه که برم غذا بخورم وقت گرفته میشه بیشتر....حتی وقتی موبایل میگیرم دستم هر یکی دوساعت بین درس خوندن عذاب وجدان میگیرم:/کی گفت من برم پزشکی!؟!:///وقتی به این فکر میکنم که نهایت بازده رشته ام وقتیه که میشه ۳۵ سالم خییییلییی غصه میخورم دلم میخاد انصراف بدم برم هنروقتی تایم برای لذت بردن از زندگیم کمه وقتی وقتایی که لذت میبرم با عذاب وجدان هدر دادن تایمامه .....فقط میتونم بخودم دلداری بدم که دختر رویاهاتو دنبال کردیاین همون ارزوی بچگی هاتهاین شاید بهترین ...

در نوشته اش مشخص است، مادری است که فرزندی از خود ندارد و یادگار خواهرش را که در تصادف جانش را از دست داده بزرگ کرده است. دختریست که مادری میکند. سبک نوشتاری با احساس عمیق و محبت آمیز دارد. با خواندن مطالبش ناخودآگاه شیوه نمایشنامه نویسی ش.پیر تداعی میشود... در کشاکش نبرد عقل و دل. آیا براستی فقط یک روز، روز مادر است؟ نمونه ای از نوشته هایش: مادری .: به خواهرزادم افتخار میکنم وقتی که نگاش میکنم وقتی به این فکر میکنم تو بزرگ شدنش نقش داشتم وقتی یادم میاد وقتی اومد کنارم فقط 3 ماهش بود ضعیف و فوق العاده زیبا و دوست داشتنی و حالا دخترم واسه خودش خانمی نوجوان...

وقتی نمیتونم باهات حرف بزنم، اینجا میشه پناهگاه من... وقتی دیگه حرفی واسه گفتن باقی نمیمونه... وقتی صدای بارون میاد ولی صدای تو نمیاد... این یعنی خلاء ... یعنی شه ی فرو ریختن تو ، میون انبوه فکرهای من... یعنی متلاشی شدن یک مجسمه ی زیبا ... آبی ها سیاه میشن قرمزها سبزها . . . باز هم من می مونم و خاطراتم... خاطراتم سیاه شدن... خاطراتم رو رنگ میکنم... از نو میسازم... مثل همیشه... از نو... . . . دیگه بارون به تنهایی منو آروم نمیکنه... بارون هیچ لطفی نداره وقتی ما از هم دوریم... از وقتی با تو آروم گرفتم ،حالا آرامش بارون برام کم میاد... ...

من دوساله که ازدواج یه بچه ی ی ساله هم دارم حتی لحضه ی دنیا اومدنش و بغل ش هم یادم میاد ..اما یکی دوماهی هسش هروقت دعواش میکنم یا سرش دادمیزنم باخودم میگم نکنه یکی صدامو بشنوه بگه نامادریشه..من اصلا چن ماهه همش بی قرارم .عصبیم ..ازصبح تاشب ب بچم میرسم اما ..همش احساس میکنم همه فکرمیکنن نامادریشم..میدونم خنده داره ها..اما من واقعا دارم دیوونه میشم

شوهرم از رابطه تنفر نداره ولی خب من نمیدونم چرا خیلی از شوهرم بدم میاد از رابطه و س با شوهرم خیلی متنفرم ک حتی از مردان بدم میاد و حس خوبی ندارم فکر میکنم بهم میکنه وقتی رابطه برقرار میکنه و دوست دارم هرچه سریعتر رابطه رو تمام کنه و بره علاوه براینکه از رابطه با شوهرم متنفرم از صحبت و اعتماد به اون هم مشکل دارم که نمیتونم اعتماد کنم و همش شک میکنم شب ها برخی مواقع کابوس میبینم و وقتی رابطه انجام نشده برخی مواقع خودم درخواست رابطه میکنم اما سریعا حالم بد میشه و میگم نه نه ولش کن ! نمیخوام من موندم چکار کنم پاسخ: ب حسین پور هستم مشاور زندگی بهتر وبرتر ؛? ...

دوستم میاد از قم و ۳ روزی مهمونمه ... اتفاقِّ خیلی خوبیه برای حال من ... خیلی تنوع خوبیه ... دیدن یک دوستِ خوب بعد از ۳ سال... نشستم برنامه شام و نهارهاش رو هم ریختم :)) +برای توصیف حالم ، انگار که یک خستگی پس زمینه اس و گاهی انرژی و خوشی میاد و میره... +روزی ۱۰۰۰ بار میرسم به این نتیجه که آقا نمیتونی آدم ها رو عوض کنی که هیچ،تصمیماتشون رو هم نمیتونی و اگرم بتونی پدرت در میاد ! وقتی نفهمه، نفهمه دیگه... چرا حرص میخوری، چرا اینقدر زحمت میکشی ؟؟ ولی باز دلم میسوزه و کار خودم رو میکنم... ولی دیگه امشب گفتم پشت دستم رو داغ میکنم، بذار هر غلطی که میخوان ن... به درک ، به ...

خودمم بَدَم میاد انقد وبلاگ عوض میکنم اما به خاطر این ذهن ناآروم و ناپایدارم مجبورم خودمم خسته شدم از دستش هر روز باید با یه سازش ب.م هر روز یه استایل جدید واس من میگیره هر روز حرفاش زیاد تر و پوچ تر میشه درکش میکنم دنبال چیزی میگرده و پیداش نمیکنه درکش میکنم حیرون شده، نفسش سخت بالا میاد

من وقتی یه چیزی مینویسم و خودم خوشم میاد ازش، بعدش اگه خودم رو بذارم جای .ایی که دوستشون دارم و از نگاه اونا اون نوشته رو بخونم، احتمال میدم که از نظر اونا اون نوشته ضایع و مس.ه باشه و بعد پیش نویسش میکنم. یا مثلا اخیرا که یه اکانت توئیتر درست . و چند تا توئیت رو توش نوشتم یا توئیت های دیگران رو ریتوئیت .، وقتی توئیت های خودم رو با اون شخص خاص مقایسه میکنم، پشیمون میشم و همه چیزایی که خودم نوشتم یا ریتوئیت . رو پاک میکنم. چون فکر میکنم اگه با احتمال اپسیلون درصد هم اون شخص خاص صفحه منو ببینه، پیش خودش فکر میکنه این عجب آدم مض.فیه، چقدر چرت و پرت نوشته! یه ?...

ببین من نمیخوام اینجوری باشما ولی بهم ثابت شده وقتی کم محلی میکنم شدید تر میاد سمتم .من به ظاهرم خیلی اهمیت میدم ، حتی وقتی خونه هستم لباس هام رو ست انتخاب میکنم . روی روحیه م خیلی تاثیر داره و اصلا نمیتونم ژولی پولی لباس بپوشم ، حالا هم که به تازگی مزدوج شدم این موضوع شدت پیدا کرده ، آرایش و سشوار موهام هم اضافه شده .و یه احساس قدرت خاصی بهم دست میده وقتی با این تیپ و ظاهر بهش کم محلی میکنم :)) عاقا آی حال میده آی حال میده :))میدونم آدما به خاطر همین توجه اس که کوپل میشن و وارد رابطه میشن و اوج بیشعوریه کم محلی ، ولی وقتی من با این روش توجه و عشق بیشتری دریافت ...

ی که خود یی میکند می گوید:من مدتی هست وقتی خود یی میکنم از من خون می آید، نمیدونم بخاطر خود یی هست یا نه؟ممنون میشم کمکم کنید. مشاور: به هیچ عنوان خود یی سبب و علت خون آمدن در شخص نمیشه، شما باید دنبال علت و ریشه مشکل از طریق مراجعه به پزشک بفهمید، اما به حتم مساله خود یی علت خون آمدن شما نیست. برای ترک و درمان خود یی با ما تماس بگیرید. مطالب بیشتر بخوانید: آ نفهمیدیم خود یی خوبه یا بد؟ 》 روش ترک خود یی از دیدگاه روانشناسی و 》 شوهرم منو خوب نمیکنه روی آوردم به خود یی 》

سلام یارو خوشتیپه گفته به هر کی میرسم نگم سلام ولی من میگم به شما.شما که هر کی نیستی.سلام. جات خالی.پریشب باد زد برگ درخت پیره رو ریخت تو حیاط آسایشگاه.یهو دیدم همه جا شد بر چروک زرد و نارنجی.خسته ی خسته.فهمیدم پاییز شده.پاییز یهو میاد.میدونی که وقتی میاد که بدونی بهارت رفته واسه همیشه. گفته بودم برات؟!این روزا خوبم.یعنی از وقتی فراموشت خوبم.صبح تا شب به دیوار نگاه میکنم به همه چی فکر میکنم غیر تو.شبم قرص های آبیمو میخورم.خوابم نمیبره.راه میرم تو حیاط.با دو تا مورچه رفیق شدیم.با هم میگردیم دور حوض خالی . ت ت.حوض خالی مثل قبره،آدم دوست داره بره بخوابه توش. ...

احساس میکنم گرفتار یک مرض ناشناخته هستم. مرضی که موقع دیدن خودشو نشون میده. این مرض این شکلیه که وقتی از یک صحنه خوشم میاد هههههی برمیگردم عقب هی دوباره نگاش میکنم، ههههی برمی گردم عقب هیییی نگاش میکنم. مثلا تو دانکرک کریستوفر نولان یک سکانس هست، سربازا خو دن روی زمین، یک سری بمب داره از هواپیماهای جنگی میریزه رو سرشون بعد این سربازا با بمبا پرتاب میشن رو هوا! ( وای که چقد این صحنه خوووبه ) فکر کنم 5 بار دیدمش و به بقیه هم نشون دادم. یا مثلا یک نفر تو یک میاد به معشوقش ابراز علاقه می کنه، بعد انقدر از طرز بیانش و آهنگی که روی اون سکانس قرار داره لذت می برم ? ...

تو وقتای بیکاری هر از گاهی با بچه ها جمع میشدیم و پانتومیم بازی میکردیم..اولش فقط پانتومیم بود..بعد ها یه روز گفتیم بیاین صندلی داغ بازی کنیم..علی نشسته بود رو صندلی ....ما هم رو تک صندلی های کلاس..گفتن از علی شروع کنیم...9 نفر بودیم...4 تا دختر...5 تا پسر... اولین سوال رو قرار شد من بپرسم...گفتم .ی هست ک ازش خوشتون بیاد؟! بعد علی گفت والا من وقتی از پله ها میرم بالا از 4 نفر خوشم میاد، وقتی میام پایین از 5 نفر بدم میاد..کلی خندیدیم.. علی از اوناس ک وقتی 1 ساعت باهاش حرف میزنی کل مشکلات و درد ها و بدبختیاتو فراموش میکنی...تنها .یه با .ی رو در وایسی نداره ولی خیلی هم مود

خو دن زیر صفحه ی حوادث رو مه ! زن و مردی که از روی عادت با هم زندگی میکنن و بهم قول دادن که کاری به کارِ هم نداشته باشن .. زندگیشون شده نمایشنامه .. یِ جا نورِ صحنه قطع میشه .. قاب گل گلی ای که تازه یدم حواسمو پرت میکنه که چقدر هنوزم بچه ام که خوشم به چیزهای الکی و کوچیک .. نور بالا میاد .. تلفن زنگ میخوره .. مرد گوشی رو برمیداره ! بفرمایید ؛ اشتراک تلفنی .. اولش سکوتِ همه چی سکوتِ باز میگه الو؟ صدا میاد ؟ میگم میاد .. صدا میاد بعد شروع میکنم به گفتن .. از دمِ دست ترین چیزی که میبینم .. گلدون کاکتوس هام .. میگم از وقتی اومدم تو این شهر آب و هواش ب گل هام ساخته .. کاکتوس هام ...

سلام دوستان مشکلی دارم امیدوارم کمکم کنید من همیشه فکر میکنم دهنم بو میده در حالی که وقتی از دیگران میپرسم میگن نه . همش فکر میکنم شاید روشون نمیشه بگن . حالا چرا این فکر رو میکنم چون وقت هایی که ماسک میزنم بعد یک ربع احساس میکنم بوی دهنم رو . مخصوصا وقتی که معدم خالی باشه ولی همین طوری وقتی یه چیزی یا دستم میگیرم جلو دهنم ببینم بو میده یا نه هیچی حس نمیکنم ، نمیدونم چرا فقط وقتی ماسک میزنم اونم نه چند دقیقه اول مثلا بعد یک ربع بوش رو حس میکنم . بیشترم انگار بوی شیر گندیده میده ، خواهش میکنم بگید آیا شما هم همینطورید ؟ اگر نمیدونید خواهش میکنم اگر دم دست ...

آهنگ جدید امین رستمی به نام دلت میاد از رسانه موزیک 364 new by amin rostami called delet miad ♫♫♫♫♫♫ متن آهنگ امین رستمی به نام دلت میاد یه نگاه کن به چشمای ترم دلت میاد دلت میاد دلت میاد ببین از همه دیوونه ترم دلت میاد دلت میاد دلت میاد کاش میدونستی چقدر میمیرم برات دلت میاد دلت میاد دلت میاد دلم ز همه دنیا تورو میخواد دلت میاد دلت میاد دلت میاد دستام گرمی دستات و میخواد اره چشمام ناز نگاه تورو کم میاره قلبم تو بوم بو واسه تو میزنه اسم قشنگ ترین حرف رو لبای منه دلت میاد بری تنهام بزاری دلت میاد بگی دوسم نداری دلت میاد بگی که دیگه دیره دلت میاد بی تو دل? ...

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها