جستجوی عبارت من و ب





عصر روز در ابه در کنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از ک ن شامی را دید که در رفت و آمد هستند.

پرسید: جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: ! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسید: ! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه ابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل ابه به شیون و ناله پرداختند.

خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید ال را در میان طَبَق جای داده، وارد ابه د و مقابل این دختر قرار دادند. س وش طبق را کنار زد، سر مطهر سید ال را دید، سر را برداشت و د رآغوش کشید.

و در «منتخب» آمده است که او پدرش را مخاطب قرار داده می فرمود:«یا أبَتاهُ، مَنْ ذَاالَّذی خَضبکَ بِدِمائکَ»
«پدر جان، کی صورت منوّرت را غرق خون ساخته؟».
«یا أبتاهُ، منْ ذَا الَّذی قَطع و ریدَیْکَ!»
«پدر جان، چه ی رگهای گردنت را بریده است؟».
«یا أبتاه، منْ ذا الَّذی أیْتمنی علی صغر سِنّی»
«پدر جان، کدام ظالم مرا در کودکی یتیم کرده است؟».
«یا أبتاهُ، منْ لِلْیَتیمة حتّی تَکْبُر»
«پدرجان، کی متکفّل یتیمه ات می شود تا بزرگ شود؟».
«یا أبتاهُ، منْ للنّساءِ الحاسرات»
«پدر جان، چه ی به فریاد این ن سر می رسد؟»
«یا أبتاهُ، منْ للْأَرامِلِ المسْبیّاتِ»
«پدر جان، چه ی دادرسی از این ن بیوه و اسیر می کند؟».
«یا أبتاهُ، منْ للْعیونِ الْباکیاتِ»
«پدر جان، چه ی نظر مرحمتی به سوی این چشمهای گریان (ما کند که شب و روز در فراق تو گریه) می کند؟».
«یا أبتاهُ، مَنْ لِلضّایعاتِ الْغریبات»
«پدرجان، کی متوجّه این ن بی صاحب، غریب خواهد شد؟»
«یا أبَتاهُ، مَنْ لَلشُّعورِ الْمَنْشورات»
«پدرجان، کی از برای این موهای پریشان خواهد بود؟».
«یا أبتاهُ، منْ بَعْدکَ واخَیْبَتاهُ»
«پدر جان، بعد از تو داد از نا امیدی!».
«یا أبتاهُ، منْ بَعدکَ وا غُرْبَتاهُ»
«پدر جان، بعد ا زتو داد از غریبی و بی ی!».
«یا أبتاهُ، لَیْتنی کُنت لَک الْفِداء»
«پدر جان، کاش من فدای تو می شدم».
«یا أبتاهُ، لَیْتنی کَنت قَبل هذا الْیَومِ عمیاءَ»
«پدر جان، کاش من پیش از این روز کور شده بودم، و تو را به این حال نمی دیدم».
«یا أبتاهُ، لَیْتنی وُسدتُ الثَّری و لا أری شَیبکَ مُخضَّباً بِالدّماء»
«پدر جان، کاش مرا در زیر خاک پنهان کرده بودند و نمی دیدم که محاسن مبارکت به خون خضاب شده باشد».
آن معصومه نوحه می کرد و اشک می ریخت تا آن که نَفَس او به شماره افتاد و گریه راه گلویش را گرفت، مثل مرغ سرکنده، گاهی سر را به طرف راست می نهاد و می بوسید و بر سر می زد، و زمانی به چپ می گذارد و می بوسید...
پس آن نازدانه لب بر لب پدر نهاد، زمان طویلی از سخن افتاد گریست «فَنادیِ الرَّأسُ بِنْتَهُ، إلیَّ إلیَّ، هَلُمّی فَأنا لَک بِالانْتظار. فغُشیَ علیها غشْوةً لمْ تُفقْ بعدها، فحرَّ کوها فَإذا هیَ قدْ فارقتْ روحها الدُّنیا...»
«آن رأس شریف دختر را صدا کرد که به سوی من بیا، من منتظرت هستم، او غش کرد و دیگر به هوش نیامد، چون او را حرکت دادند متوجّه شدند که روح شریفش از بدن مفارقت کرده و به خدمت پدر شتافته است»




مادرم... مرا ببخش درد بدنم بهانه بود... ی رهایم کرده که صدای بلندگریه ام... اشک هایت را در آورد...

وقتی دلتنگ میشوم تو را میان اشک هایم میبینم ،
ولی اشکهایم را پاک میکنم تا ی تو را نبیند....ولی وقتی

یادم میوفته ک همه میبیننت جز من فقط میتونم بجاهایی که بام

بودی نگاه کنم خیره بشم ساعتها فقط به جات نگاه کنم

نمیدونی چی میکشم با خاطراتی ک گذاشتی و براحتی ازشون گذشتی ینی تو

هم یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد من

میوفتی چشات پراشک میشه مثل الان من که چرا بم نرسیدی

یا میگی خداروشکر از شرش خلاص شدم یا وقتیایی هست ک دلتنگ صدام باشی

ک ناز می برات جیغ میزدم میگفتی دیونه عاشقتم یا میگی اخشو دیگه بم زنگ نمیزنه

راحت شدم تورو نمیدونم ولی الان اشکامو پاک مکنم و میگم ک ی نبینه اخه همه

فک میکنن فراموشت و دارم زندگی میکنم اما نمیدونن که توکه عشقم بودی بم گفتی

ابجی برو از زندگیم و بذار زندگی کنم اهای تو تویی ک منو ابجی صداکردی

این ابجی الان دلتنگته بیا اشکاشو ببین

الان سی هفت روزه دلتنگ صداته ولی بخودش جرات نمیده بهت بزنگه

چون میترسه باز ابجی صداش کنی باز تیکه شه بخودم میگم فراموشت

ولی بچشام میگم برات ببارن تا شاید کور شن و نمبینم با عشقت میگردی

اخه این ابجی روت خیلی غیرت داره خیلی

http://ap2.persianfun.info/img/92/2/namayeshe%20ehsas%2012/12.jpg
شکایت از ی نکن ;اگه یه روز دلت ش ت
اینم تقاص اون دلی که عمریو به پات نشست
گریه نمیکنم دیگه ;غرورمم نمیشکنم
رفتی ولی یادت باشه
هیچ وقت ازت نمیگذرم
بهزاد پ
مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم

اما تا دلت بخواهد همدرد دارد

داغِ تمامِ نوشته هایم …
دلم پر از دردهاییست که قرار است هر وقت بزرگ شدم از یاد ببرم...
ع عاشقانه 2014 ,ع های عاشقانه, جدیدترین ع عاشقانه, ع عاشقانه دخترانه
یه وقتایی که دلت گرفته/بغض داری/اروم نیستی
دلت براش تنگ شده...
به یاد لحظه ای بیفت که اون همه ی بی قراری هاتو دید اما...
چشماشو بست و رفت
آسمان جای عجیبی است نمی دانستم>عاشقی کار غریبی است

نمی دانستم> عمر مدیون نفس نیست نمی دانستم عشق کار

همه نیست نمی دانستم...

وقتی ١۵ س بود و من بهت گفتم که دوستت دارم، صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی.

وقتی که ٢٠ س بود و من بهت گفتم که دوستت دارم، سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی.

وقتی که ٢۵ س بود و من بهت گفتم که دوستت دارم، صبحانه من رو آماده کردی وبرام آوردی، پیشونیم رو بوسیدی و گفتی بهتره عجله کنی، داره دیرت میشه.

وقتی ٣٠ س شد و من بهت گفتم دوستت دارمف بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری بعد از کارت زود بیا خونه.

وقتی ۴٠ ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم، تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درس ها به بچه مون کمک کنی.

وقتی که ۵٠ س شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همون جور که بافتنی می بافتی بهم نکاه کردی و خندیدی.

وقتی ۶٠ س شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی.

وقتی که ٧٠ ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که ۵٠ سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود.

وقتی که ٨٠ س شد، این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری، نتونستم چیزی بگم، فقط اشک در چشمام جمع شد.

اون روز بهترین روز زندگی من بود، چون تو هم گفتی که منو دوست داری.

به ی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری، و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی، چون زمانی که از دستش بدی، مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی.

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

http://ap1.persianfun.info/img/92/1/namayeshe%20ehsas%2011/7.jpg

چرا غمگینی؟: عاشق شدم

آیا عشق شیرین است؟: بله شیرین تر از زندگی

چرا تنهایی؟: ویژگی عاشق هاست

لذت تنهایی چیست؟: فکر به او و خاطرات او

چرا می روی؟: برای اینکه او رفت

دلت کجاست؟: پیش او

قلبت کجاست؟: او برده

پس حتما بی رحم بوده نه؟: نه اصلا

....چرا؟:

چون باز هم او را میپرستم

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت ...
روزهایی که با چند خاطره تلخ و شیرین به سر رسید و
تنها یادگار از آن روزها یک قلب ش ته برجا ماند.
روزهای شیرین عاشقی گذشت و امروز من تنهای تنهایم ، گذشت
و اینک دلم هوای تو را کرده است...
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می
شد ، کاش دوباره
می توانستم آن ص که شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم...
دلم برای آن خنده های قشنگت تنگ شده است عزیزم...
تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی...
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند....
دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم....
برگرد! بیا تا قصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم...
برگرد تا قصه پایانش تلخ و غم انگیز نباشد!
دلم برای لحظه های دیدار با تو تنگ شده است...
چه عاشقانه به من می گفتی که مرا دوست می داری!
چرا رفتی از کنارم؟ تو رفتی و من تنهای تنها در این دنیای
بی محبت با چند خاطره تلخ مانده ام...
برگرد تا دوباره آن خاطره های شیرین با هم بودنمان تکرار شود....
دلم بدجور برای تو ، برای حرفهایت ، درد دلهایت ، صدای گریه هایت تنگ شده است..
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم....
با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن
تا عاشقانه تر از همیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم...
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم
و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرم...

تقدیم به عشق از دست رفته ام.....

[̲̲̅̅[̲̲̅̅ت̲̲̅̅ـ̲̲̅̅م̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ا̲̲̅̅م̲̲̅̅ ̲̲̅̅م̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ن̲̲̅̅]

[̲̲̅̅پ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ا̲̲̅̅ی̲̲̅̅ ̲̲̅̅ح̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ض̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅و̲̲̅̅ر̲̲̅̅ ̲̲̅̅س̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ر̲̲̅̅ב̲̲̅̅ ̲̲̅̅ک̲̲̅̅ـ̲̲̅̅س̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ی̲̲̅̅ ̲̲̅̅س̲̲̅̅ـ̲̲̅̅و̲̲̅̅خ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ت̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ه̲̲̅̅]

[̲̲̅̅ ̲̲̅̅ا̲̲̅̅س̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ت̲̲̅̅ ک̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ه̲̲̅̅ ̲̲̅̅ب̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅و̲̲̅̅ב̲̲̅̅ ̲̲̅̅و̲̲̅̅ ̲̲̅̅ه̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ی̲̲̅̅ـ̲̲̅̅چ̲̲̅̅ ̲̲̅̅و̲̲̅̅ق̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ت̲̲̅̅ ̲̲̅̅ن̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ب̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅و̲̲̅̅ב̲̲̅̅ ̲̲̅̅.̲̲̅̅.̲̲̅̅]

[̲̲̅̅ک̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ه̲̲̅̅ ̲̲̅̅ر̲̲̅̅ف̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ت̲̲̅̅ ̲̲̅̅و̲̲̅̅ ̲̲̅̅ه̲̲̅̅ـ̲̲̅̅م̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ی̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ش̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ه̲̲̅̅ ̲̲̅̅ه̲̲̅̅ـ̲̲̅̅س̲̲̅̅ـ̲̲̅̅ت̲̲̅̅ ̲̲̅̅!̲̲̅̅]

ع عاشقانه 2014 ,ع های عاشقانه, جدیدترین ع عاشقانه, ع عاشقانه دخترانه

-نـزدیک هـم کـه باشـی
شـانه به شـانه...
دسـت در دسـت...
چشـم در چشـم...
بـاز حسـرت بـه قلبـم چنـگ خـواهد زد...!
تــو سهـم مـن نیسـتی...

اون فک کرد همه مث منن،رفت سراغ بقیه منم فک همه مثه اونن،خط کشیدم دور همه خدا من فقط اونو میخوام حالاکه او با دیگریست همونطور که به خودشم گفته بودم بری به خداوندی خودت قسم به تمام دیگری هایت خیانت میکنم

هر چقدم میخوام ب خودم خوش بگذرونمو بگم بیخیال اینه ک هست خوشی کن ولی حس مکنم ک تو زندانم بزوره تحمیلیه نمتونم خوشی کنم نمتونم نمتونم نمتونم


بین الطلوعین از منظر آیات:

و أَنْزَلْنا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‏ - بقره 57

قرآن کریم یکی از نعمتهای را که برای بنی برمیشمارد نزول دو نوع روزی آسمانی بنام « منّ و سلوی » است و در تفاسیر آمده است که لحظه ی نزول این نعمت های الهی ساعات بین الطلوعین بوده است. از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که نزول منّ و سلوى در بین الطلوعین بوده و هر که در خواب بود از آن محروم میشد.

فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً - ذاریات 4

درتفسیر این آیه گفته شده است: إن الملائکة تقسم أرزاق بنی آدم ما بین طلوع الفجر إلى طلوع الشمس فمن نام ما بینهما نام عن رزقه. ملائکه در هنگامه بین طلوع فجر و طلوع خورشید رزق و روزی بنی آدم را تقسیم میکنند و ی که در آن زمان در خواب باشد رزقش را از دست می دهد.

حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ – بقره 238

مفسران میگویند صلوة وسطى ذکر خاص بعد از عام است که بواسطه اهمیت آن با این کیفیت ذکر شده است. درمورد اینکه مقصود ازصلوت وسطی چه ی است؟، بعضی گفته اند صبح است چون وقت آن بین الطلوعین و مشهود ملائکه شب و روز است لذا صلات وسطی نامیده شده است.

وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها - طه 130

« قبل طلوع الشمس » یعنى بین الطلوعین، یعنی از طلوع فجر تا طلوع خورشید، و تسبیح خدا که در این آیه آمده است با ذکر و و قرآن دراین ساعات محقق میشود.

وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ سَبِّح بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالعَشیّ وَ الإِبکار – غافر 55

از گناهت استغفار کن و تسبیح خدا را بگو در زمان شب و زمان ابکار. در تفسیر آمده است که مقصود از «الإبکار» بین الطلوعین است.

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً - اسراء 78

"دلوک الشمس" به معنای زوال آفتاب و ظهر است، "غسق اللیل" به معنای نیمه شب است و "قرآن الفجر" اشاره به صبح است. لذا، این آیه شریفه از اول ظهر تا نصف شب را شامل مى‏شود، و هاى واجب یومیه که در این قسمت از شبانه روز باید خوانده شود چهار است، ظهر و عصر و مغرب و عشاء؛ و با انضمام صبح که جمله: "و قُرْآنَ الْفَجْرِ" دل بر آن دارد هاى پنجگانه یومیه کامل مى‏شود. (ترجمه المیزان، ج ‏13، ص 241)


واحد دین و شه تبیان زنجان- مهلت دادن و شتاب ن خداوند در عذاب بندگانش بر دو گونه است؛ اوّل: تأخیر و مهلت دادن عذاب نسبت به مؤمنان: هدف خداوند متعال در این تأخیر، بیدار شدن بنده مؤمن و پیدا راه‏ هدایت و رستگارى است، در واقع یک نوع تفضّل و مهربانى از طرف خداوند مقدّر شده تا بنده از خواب غفلت بیرون بیاید و راه توبه پیش بگیرد و با خداى خود آشتى کند. و بدا به حال ى که با این همه لطف خداوند، باز هم راه اهمال و سستى را پیشه خود ساخته و دنبال بیرون آمدن از شقاوت و بدبختى است، پس نباید بر استدراج و تأخیر انداختن خداوند، غرّه شد و از توبه غافل ماند. حضرت على علیه السلام در این باره مى‏فرماید: قَدْ امْهِلُوا فى‏ طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَ هُدُوا سَبیلَ الْمَنْهَجِ وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ. «1» اینان در دنیا براى بیرون آمدن از گمراهى مهلت داده شدند، و به راه روشن هدایت گشتند، و فرصت در اختیارشان قرار گرفت، مانند فرصت دادن به شخصى که ناراضى را از خود راضى کند. دوّم: تأخیر در عذاب نسبت به کفّار: از آیات و روایات و احادیث استفاده مى‏شود که: مهلت دادن به کفّار و عدم شتاب در عذاب آنان در واقع یک نوع مجازات الهى محسوب مى‏شود به نام مجازات استدراجى، یعنى چنین است که خداوند گنا اران را طغیان‏گران جسور و زورمند را طبق یک سنّت، فورى و سریع مجازات نمى‏کند، بلکه درهاى نعمت‏ها را به روى آنها مى‏گشاید. هرچه بیشتر در مسیر طغیان گام برداند، نعمت خود را بیشتر مى‏کند، و این از دو حال خارج نیست، یا این نعمت‏ها، باعث تنبّه و بیداریشان مى‏شود، که در این حال برنامه هدایت الهى عملى شده است، و یا این که بر غرور و بى‏خبرى آنان مى‏افزاید، که در این صورت مجازات ایشان به هنگام رسیدن به آ ین مرحله، دردناک‏تر مى‏شود؛ زیرا هنگامى که غرق انواع ناز و نعمت‏ها مى‏شوند، خداوند همه را ازمى‏گیرد و طومار زندگانى آنها را در هم مى‏پیچد و این گونه مجازات بسیار دردناک و سخت‏تر است. خداوند متعال در این باره مى‏فرماید: فَذَرْنِى وَ مَن یُکَذّبُ بِهذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مّنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ» «2» پس مرا با انى که این قرآن را انکار مى‏کنند واگذار، به زودى ما آنان را به تدریج از آن جا که نمى‏دانند [به سوى عذاب‏] مى‏کشانیم. خداوند در این آیات به گن اران هشدار مى‏دهد که تأخیر در کیفر را دلیل بر پاکى و درستى خود، یا ضعف و ناتوانى پروردگار نگیرند و ناز و نعمت‏هایى را که در آن غرقند، نشانه تقرّبشان به خدا ندانند، بلکه این مقدّمه مجازات استدراجى خداوند است که به آنها مهلت مى‏دهد بالا و بالاتر بروند امّا سرانجام آنان را چنان بر زمین مى‏کوبد که اثرى از ایشان باقى نماند و تمام هستى و تاریخشان را در هم مى‏پیچد. محمد بن مسلم در روایتى از محمد باقر علیه السلام چنین سؤال مى‏کند: اخبِرنى‏ عَنِ الْکافِرِ الْمَوْتُ خَیْرٌ لَهُ أَمِ الْحَیاةُ فَقالَ علیه السلام: الْمَوْتُ خَیْرٌ لِلْمُؤْمِنِ وَ الْکافِرِ، قُلْتُ: وَ لِمَ؟ قالَ: لِانَّ اللَّهَ یَقُولُ‏ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ لّلْأَبْرَارِ» «3» وَ یَقُولُ: وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَیْرٌ لِاَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ» «4». «5» خبر بده مرا از اینکه مرگ براى کافر بهتر است یا زندگى؟ علیه السلام در جواب فرمود: مرگ براى مؤمن و کافر خوب و پسندیده است. گفتم: چرا؟ فرمود: براى اینکه خداوند متعال مى‏فرماید: «و آنچه [غیر از بهشت و نعمت هایش‏] نزد خداست، براى نیکوکاران بهتر است.» و نیز مى‏فرماید: «و انى که کافر شدند، گمان نکنند مهلتى که به آنان مى‏دهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست که مهلتشان مى‏دهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و براى آنان عذابى خوار کننده است.». صادق علیه السلام درباره تأخیر و تعجیل عذاب مى‏فرماید: اذا ارادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً عَجَّلَ عُقُوْبَتَهُ فِى الدُّنْیا وَ اذا اراد بِعَبْدٍ سُوءاً امْسَکَ عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ حَتَّى یُوافِىَ بِها یَوْمَ الْقِیامَةِ. «6» هر گاه خداوند خیر بنده‏اى را بخواهد، در دنیا به مجازات او شتاب مى‏ورزد و هر گاه شرّ بنده‏اى را بخواهد، گناهانش را براى او نگاه مى‏دارد تا روز قیامت در برابر آن کیفر کامل ببیند. پس این اموال و فرزندان در حقیقت، یک نوع عذاب و مجازات براى کفّار مى‏باشد؛ زیرا خداوند مى‏خواهد آنها را در ناز و نعمت فرو برد تا به هنگام گرفتار شدن در چنگال کیفر الهى، تحمّل عذاب بر آنها دردناک‏تر باشد، چون اگر درهاى نعمت به سوى انسان بسته باشد و آمادگى پذیرش ناراحتى‏ها را پیدا کند، مجازات، زیاد و دردناک نخواهد بود، امّا اگر ى را از میان ناز و نعمت بیرون کشند و به سیاه چال زندان وحشتناکى بیفکنند فوق العاده دردناک‏تر خواهد بود، علاوه بر این‏ فراوانى نعمت، باعث مى‏شود ‏هاى غفلت و غرور بر روى چشمان ضخیم‏تر شود، تا آن جا که راه بازگشت براى آنان غیرممکن گردد و این همان عذاب استدراجى خداوند است و به تعبیر دیگر بدترین نوع گمراهى، آن است که خداوند انسان را به حال خود واگذارد و در گناه و معصیت به او مهلت دهد. خداوند متعال در قرآن کریم مى‏فرماید: أَیَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ‏مِن مَّالٍ وَ بَنِینَ* نُسَارِعُ لَهُمْ فِى الْخَیْرَ تِ بَل لَّا یَشْعُرُونَ» «7» آیا گمان مى‏کنند افزونى و گسترشى که به سبب مال و اولاد به آنان مى‏دهیم،* در حقیقت مى‏خواهیم در عطا خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست‏] بلکه [آنان‏] درک نمى‏کنند [که ما مى‏خواهیم با افزونى مال و اولاد، در تفرقه، طغیان، گمراهى و تیره‏بختى بیشترى فرو روند.] المؤمنین علیه السلام نیز نه تنها به کفّار، بلکه به تمامى اقشار جامعه اعم از مؤمن و کافر هشدار مى‏دهد که مواظب عذاب استدراجى خداوند باشند، مبادا مهلت دادن و تأخیر در عذاب باعث بیشتر شدن غفلت انسانى از توبه و بازگشت شود. على علیه السلام در نهج البلاغه مى‏فرماید: انَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ فى‏ ذاتِ یَدِهِ فَلَمْ یَرَذلِکَ اسْتِدْراجاً فَقَدْ امِنَ مَخُوفاً. «8» چرا که به هر نعمت وسیع بخشیده شود و آن را مقدمه کیفر تدریجى به حساب نیاورد از برنامه ترسناکى، خود را ایمن دانسته. صادق علیه السلام در تفسیر آیه: وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بَایتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مّنْ حَیْثُ لَایَعْلَمُونَ» «9» و انى که آیات ما را تکذیب د، به تدریج ازجایى که نمى‏دانند [به‏ ورطه سقوط و هلاکت مى‏کشانیم تا عاقبت به عذاب دنیا و آ ت دچار شوند.] مى‏فرماید: هُوَ الْعَبْدُ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَتُجَدَّدَ لَهُ النِّعْمَةُ مَعَهُ تُلْهیه تِلْکَ النِّعْمَةُ عَنِ الْاسْتِغْفارِ مِنْ ذلِکَ الذَّنْبِ. «10» بنده گن ارى است که پس از انجام گناه، خداوند اورا مشمول نعمتى قرار مى‏دهد، ولى او نعمت را به حساب خوبى خودش گذاشته و از استغفار در برابر گناه غافلش مى‏سازد. و نیز در روایتى دیگر مى‏فرماید: انَّ اللَّهَ اذا ارادَ بِعَبْدٍ خَیْراً فَاذْنَبَ ذَنْباً اتْبَعَهُ بِنِقْمَتِهِ وَ یُذَکِّرَهُ الْاسْتِغْفارَ وَ اذا اراد بِعَبْدٍ شَرَّاً فَاذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ لِیُنْسِیَهُ الْاسْتِغْفارَ وَ یَتَمادى‏ بِها. «11» هر گاه خداوند خیر بنده‏اى را بخواهد، به هنگامى که گناهى انجام مى‏دهد او را گوشمالى مى‏دهد تا به یاد توبه بیفتد و هنگامى که شرّ بنده‏اى را (بر اثر اع ) بخواهد، موقعى که گناهى مى‏کند نعمتى به او مى‏بخشد تا استغفار را فراموش نماید و به آن ادامه دهد. منبع:عرفان -------------------------------------------------------------------------------- گرد آوری: گروه دین و شه سایت تبیان زنجان http://www.tebyan-zn.ir/religion_thoughts.html پی نوشت ها: (1)- نهج البلاغه: خطبه 82. (2)- قلم (68): 44. (3)- آل عمران (3): 198. (4)- آل عمران (3): 178. (5)- بحار الأنوار: 6/ 134، باب 4، حدیث 33؛ تفسیر العیاشى: 1/ 206، حدیث 155. (6)- بحار الأنوار: 78/ 177، باب 1، حدیث 18؛ الخصال: 1/ 20، حدیث 70. (7)- مؤمنون (23): 55- 56. (8)- نهج البلاغه: حکمت 358. (9)- اعراف (7): 182. (10)- الکافى: 2/ 452، حدیث 3؛ بحار الأنوار: 5/ 218، باب 8، حدیث 11. (11)- بحار الأنوار: 5/ 217، باب 8، حدیث 9؛ الکافى: 2/ 452، حدیث 1.


زیارت، عامل حفظ ارتباط با اولیاء الله

♦ روایاتی در بیان اهمیت زیارت حضرت رسول (ص):

۱- منْ زَارَنِی بَعْدَ وَفَاتِی کَانَ کَمَنْ زَارَنِی فِی حَیَاتِی وَ کُنْتُ لَهُ شَهِیداً وَ شَافِعاً یَوْمَ الْقِیَامَةِ. (کامل ا یارات، ص ۱۳)
۲- منْ زَارَ قَبْرِی بَعْدَ مَوْتِی کَانَ کَمَنْ هَاجَرَ إِلَیَّ فِی حَیَاتِی فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوا فَابْعَثُوا إِلَیَّ السَّلَامَ فَإِنَّهُ یَبْلُغُنِی‏. (کامل ا یارات، ص ۱۴)

♦ مداومت بر گناه و بی توجهی به امور دینی عامل گسسته شدن ارتباط با اولیاء الله

اسدی گرمارودی
مدت زمان: ۴:۳۶
کد فایل: f9507291
کانال مواعظ حکیمانه: @mavaez

فایل


علی بن طالب علیه السلام فرمودند: از خدا آنگونه بترسید که نیازى به عذرخواهى نداشته باشید!

المومنین علی علیه السلام فرمودند:

از خدا در آن چه اعلام خطر کرده است بر حذر باشید!
از خدا آنگونه بترسید که نیازى به عذرخواهى نداشته باشید!
عمل نیک انجام دهید بدون آن که به ریا و خود نمایى مبتلا شوید.
زیرا هر ، کارى براى غیر خدا انجام دهد، خدا او را به همان غیر واگذارد.
از خدا، درجات شهیدان، و زندگى سعادتمندان، و هم نشینى با ان را درخواست مى ‏کنیم.


متن حدیث:
فاحْذرُوا مِن اللهِ ما حذّرکُمْ مِنْ نفْسِهِ، واخْشوْهُ خشْیةً لیْستُ بتعْذِیرٍ واعْملُوا فی غیْرِ رِیاءٍ ولا سُمْعةٍ؛ فإِنّهُ منْ یعْملْ لِغیْرِ اللهِ یکِلْهُ اللهُثة إِلى منْ عمِل لهُ.
نسْألُ الله منازِل الشُّهداءِ، ومُعایشة السُّعداءِ، ومُرافقة الاْنْبِیاءِ.

«نهج البلاغه،خطبه23»


سلام. در پست قبلی گفتیم که پنج شنبه، هفتم اسفندماه مثلاً آ ین جلسه کارگاه داستان بود، اما همه قبول کردیم جلسه بعد هم دور هم جمع بشیم. آخه چندتایی از دوستان ما نتونسته بودن خودشون رو به این جلسه برسونن. جاشون خالی، کلاس خوبی بود. تصمیم گرفتیم مثل بعضی جلسات مون داستانک خلاق بنویسیم. قرار شد داستان موبایلی بنویسیم؛ «موبایل و رئیس جمهور» و «موبایل و همسر».کارهای خوبی نوشته شد. همه کارهاشون رو خوندند. قرار شد همه نوشته هاشون رو بفرستن تا بذارم توی وب. حالا هم سه تا کارِ دیگه رسید از دو نفر؛ خانم کو ن و خانم ملکی.

(1)

سلام به مسئولین محترم ایران، به خصوص حاجی حسن عزیز!

حاجی حسن، من یک پسر 12ساله ای هستم که موبایل مادرم را کش رفته و همه خطرات و کتک های بعدش را به جان یدم تا به شما پیامک بزنم. آفای حسن، من هروقت اسم کوچک شما رو می شنوم یاد شعری که در دوران بچگی ام می خواندم می افتم و این برایم خیلی لذت بخش است. و متن این شعر اینگونه است:

حسن یک، حسن دو، حسن سه،..... حسن ده، حسن دنده به دنده، حسن بشقاب پرنده، حسن چرا نمی خنده (و بعد در کمال تعجب و ناباوری) حسن می شینه می خنده، حسن نوکر بنده و....... خواستم که شما را در شادمانی ام شریک کنم. من دیگر باید بروم تا با حضور مادرم قبض روح نشدم. با تشکر

«خانم مهدیه کو ن»

(2)

آقای رییس جمهور سلام !

مدتی است که پیامک های تبلیغاتی مان شده تبلیغات ورود شما و ما هر شب خوابتان را می بینیم و حتی اگر نخواهیم هم خوابتان را ببینیم، قیافه شما مثل آرم شبکه به گوشه ای چسبیده است.

و هر گاه پیش معبّر می رویم، می گوید: تعبیرش این است که رییس جمهور به شهرتان می آید و و مونو ریلتان راه می افتد و آب شهرتان شکر می شود و رودخانه تان چون دریای خزر می شود و جنگل ها و مراتع و مزارع رونق پیدا می کند و سبد کالایتان را کادو پیچ شده بدون هیچ منتی به درب منازلتان می آورند. و خلاصه، کلی تع ر زیبا و باور ن ی و ما تنها کارمان لحظه شماری است که شما قدم بر دیدگان شهرمان بگذارید و خواب هایمان را تعبیر کنید.

البته بماند که بعضی خواب هایمان را هم معبر فرموده که باید حتما صدقه بیندازیم و تعبیرش این است که طی چند ماه یا چند سال آینده باید برای ید نان، اسم رمز بدهیم، وگر نه نان، بی نان!

و البته ما چه صدقه ها که نداده ایم!

و در این راستا (که دارید تشریف می آورید) پیشنهاد می کنیم از بوستان علوی مان که یکی از بهترین مکان های تفریحی گردشی قم است دیدن فرمایید.

به هر حال ما مقدمتان را ارج می نهیم و این مطالب را از طریق پیامک برایتان ارسال نمی کنیم. چون می شود بیست پیام و نمی شود ارسال کرد. ( حتم دارم که چرایش را خودتان بهتر از ما می دانید ... نمی دانیم چرا تازگی ها گوشی‎مان خوراکش شده شارژ پنج هزار تومانی. شما خبر ندارید چرا انقدر خوش خوراک شده است؟)

و فقط نام پیامک را برای خالی نبود عریضه آوردیم که بعداً افرادی که در اطرافمان نشسته اند، بهانه نیاورند که موضوعی ننوشتی و با احترام، جایزه را تقدیم کنند.

«خانم طاهره ملکی»

(3)

مرد مقابل زنش نشسته بود اما به اون بی توجه بود و سرش مدام روی موبایلش خم. زنش که کلافه شده بود وشک به جانش افتاده بود رفت و کناره شوهرش نشست.

- چیکار می کنی؟ داری به کی اس ام اس می دی؟

مرد که دستپاچه شده بود منّ منّ کنان گفت:هیچکی.

و در همان حال، زن موبایل را از دست شوهرش کشید و به اسم بالای صفحه گوشی خیره ماند که نوشته بود «لبنیات ساناز».

مرد هم که دلهره اش معلوم بود، زیر لب گفت: خدارو شکر که لبنیات رو کنار اسمش گذاشتم.

«خانم مهدیه کو ن»


انطباق نوروز بر غدیر خم


مهم ترین رمز قداست نوروز، تقارن آن با روز غدیر خم می باشد. در میان اعیاد ی هیچ عیدی به عید غدیر خم نمی رسد، چنانکه در احادیث فراوان بر آن تاکید شده است. (1)
علامه مجلسی از شهید اول نقل می کند که ایشان بدون واسطه از علامه سید مرتضی بهاء الدین علی بن عبد الحمید نسابه روایت کرده، با سلسله اسنادش از: «معلی بن خنیس» از جعفر صادق علیْه السلام که فرمود:
روز نوروز همان روزیست که در آن صلی الله علیْه و آله و سلم روز غدیر خم برای مومنان علیْه السلام پیمان گرفت و همگان بر ولایت او اقرار نمودند. (2)
آنگاه تعدادی از رخدادهای روز نوروز را می شمارند و در پایان می فرمایند:
نوروز روزیست که در آن قایم ما اهلبیت قیام می کند و بر دجال پیروز می شود و او را در کناسه کوفه به دار می زند.
هیچ روز نوروزی نیست جز این که ما در آن فرج را متوقع هستیم، زیرا که آن از ایام ما هست، فارس ها آن را نگه داشتند و شما آن را ضایع کردید. (3)
تطبیق عید غدیر بر عید نوروز یکی از معجزات علمی ایمه علیْهم السلام می باشد. در زمان ما با وجود نرم افزارها به راحتی قابل اثبات است، اگر روز هجدهم ذیحجه الحرام سال دهم هجری را به نرم افزارها – مثلا نرم افزار السیره النبویه - بدهید، روز اول فروردین در می آید.
این مطلب را علامه مجلسی بیش از سه قرن پیش با تلاش فراوان اثبات کرده، پس از 53 صفحه تحقیق در ذیل حدیث شریف فرموده:
ورود خورشید به برج حمل در سال دهم هجری با روز 19 ذیحجه الحرام منطبق بود، ولی چون هلال ذیحجه در شب 30 ذیعقده دیده نشد، اول فروردین با روز 18 ذیحجه منطبق شد. (4)
پس از اثبات انطباق غدیر خم با روز نوروز، هیچ نیازی به بررسی سندی حدیث نیست، ولی چون برخی در مورد «معلی بن خنیْس» توقف کرده اند، توضیح می دهیم که:
اولا: او در سلسله اسناد کامل ا یارات قرار گرفته. (5)
ثانیا: وی در سلسله اسناد تفسیر قمی قرار گرفته. (6)
ثالثا: شیخ طوسی او را از سفرای ممدوح شمرده است. (7)
رابعا: پس از شهادت او صادق علیْه السلام فرمود:
به خدا سوگند او داخل بهشت شد. (8)
آیت الله خویی در مورد این روایت فرموده که: سند روایت صحیح است. (9)
خامسا: پس از شهادت وی، صادق علیْه السلام تا صبح مشغول راز و نیاز بود و برای قاتلش (داود بن علی) از خدا طلب مرگ می کرد.
علیْه السلام در سجده بود که از خانه داود بن علی صدای شیون برخاست و معلوم شد که به هلاکت رسیده است. (10)
آیت الله خویی فرموده: این روایت نیز صحیح است. (11)
سادسا: صادق علیْه السلام در حق وی طلب مغفرت کرده فرموده:
«رحم الله المعلی» (12)
آیت الله خویی فرموده: این حدیث نیز صحیح است. (13)
پس از اثبات اعتبار حدیث معلی ثابت می شود که عید نوروز همان عید غدیر شمسیست، که همان روز نصب مولای متقیان به ت، روز اکمال دین و اتمام نعمت است و اعمال فراوانی از معصومین علیْهم السلام برای آن رسیده است.
در مقابل نقلی هست که آن را ابْن شهْر آشوب به تعبیر: «حکایت شده» آورده، که در آن آمده است.
این یک آیین فارس ها می باشد و آن را محو نمود. (14)
علامه مجلسی در نقد این نقل فرموده:
این نقل با روایات معلی منافات دارد، روایات معلی سندش قوی تر و در میان اصحاب از شهرت بیشتری برخوردار است. (15)
سپس فرموده: ممکن است آن را حمل بر تقیه کنیم و یا بگوییم آن «نوروز» که مورد نظر منصور دوانیقی بود و می خواست آن را جشن بگیرد
نوروز دیگری بوده، چنانکه اشاره نمودیم که همواره در مورد تعیین روز نوروز اختلاف بود. (16)
در اثبات اعتبار حدیث معلی همین بس که فقهای شیعه در طول قرون و اعصار به استحباب غسل، و روزه در روز عید نوروز به استناد روایت معلی فتوا داده اند.
حضرت حجت ال و المسلمین سید محمد علی میلانی، فرزند برومند مرجع والای جهان تشیع، مرحوم آیت الله حاج سید محمد هادی میلانی، در کتاب «نوروز» بالغ بر یکصد تن از فقهای شیعه را از عصر شیخ طوسی تا عصر حاضر نام برده، که در طول هزار سال بر اساس حدیث معلی فتوا به استحباب داده اند و گروهی از آنها تصریح کرده اند که این فتوا را به استناد حدیث معلی داده اند. (17)

(محاق)

«محق» در لغت به معنای نقصان است. (18)
چیزی که خیر و برکتش از بین برود، به آن محاق می گویند. (19)
دو سه شب آ ماه قمری، که ماه دیده نمی شود، محاق نامیده می شود. (20) شب اول ماه قمری که ماه به صورت هلال دیده می شود، آن را هلال گویند، به تدریج بر حجم آن افزوده می شود، به صورت نیم دایره در می آید و تربیع نامیده می شود، چون به صورت دایره کامل دیده می شود، به آن بدر گویند.
پس از شب چهارده به تدریج نقصان پیدا می کند و به صورت نیم دایره در آمده، باز هم تربیع (تربیع دوم) نامیده می شود، سپس رو به نقصان می رود، دو یا سه شب ماه دیده نمی شود، گویند که ماه در محاق است، یعنی کاملا محو و ناپدید شده است.
در شبهای محاق، ماه در میان زمین و خورشید قرار می گیرد، نیمی از آن که به سوی زمین است، نمی تواند از خورشید نور اخذ کند، در نتیجه تاریک و غیر قابل رویت می باشد. (21)

(فاطمیه)

منسوب به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها:

دهه میانی جمادی الاولی و دهه اول جمادی الثانیه را دهه فاطمیه گویند. مشهور در تاریخ شهادت حضرت فاطمه علیْهاالسلام آن است که پس از شهادت اکرم صلی الله علیْه و آله و سلم 75 روز در این دنیا ماند و آن گاه به شهادت رسید. (22)
حضرت موسی بن جعفر علیْه السلام در این رابطه فرمود:
ان فاطمه صدیقه شهیده؛
حضرتفاطمه علیْهاالسلام معصوم و شهید بود. (23)
سالار شهیدان در این زمینه فرمود:
هنگامی که حضرت فاطمه علیْهاالسلام در گذشت، مومنان علیْه السلام او را شبانه و مخفیانه به خاک سپرد و علامت قبر شریفش را محو کرد. (24)
بخاری با سند صحیح از عایشه روایت کرده که گفت:
فاطمه دختر ، پس از وفات صلی الله علیْه و آله و سلم، میراث خودش را از ترکه ، از آنچه خداوند به عنوان «فیْء» برای او قرار داده و سهم خودش را از ما ترک از خیبر و فدک و صدقات آن حضرت در مدینه مطالبه کرد، ابوبکر گفت: فرمود:
ما ارث نمی گذاریم، آنچه از ما بماند صدقه است.
پس فاطمه دختر خشمگین شد و از ابوبکر قهر کرد و تا زنده بود با وی قهر بود. (25)
در حدیث دیگری به همین مضمون می افزاید:
هنگامی که حضرت فاطمه وفات کرد، همسرش علی علیْه السلام او را شبانه به خاک سپرد و بر پیکرش خواند و به ابوبکر اطلاع نداد. (26)
بر اساس روایت کلینی تاریخ شهادتحضرت فاطمه علیْهاالسلام روز سیزدهم جمادی الاولی خواهد بود.
ما نمی دانیم که در سال یازدهم هجری – سال شهادت اکرم – آیا ماه صفر، ماه ربیع الاول و ماه ربیع الثانی آیا هر سه سی تمام بود، یا هر سه 29 روز بود، یا برخی سی تمام و برخی دیگر 29 روز بود؟
از این رهگذر دو روز پیش از سیزدهم جمادی الاولی و دو روز بعد از سیزدهم را به سوگ می نشینیم و عملا ایام شهادت آن حضرت از یازدهم تا پانزدهم جمادی الاولی محسوب می شود.
قول دیگر آن است که حضرت فاطمه 95 روز بعد از به شهادت رسید. (27)
بر این اساس شهادت آن حضرت روز سوم جمادی الثانیه خواهد بود. (28) در این فرض نیز نمی دانیم که آیا ماه صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی و جمادی الاولی در آن سال سی تمام، یا 29 روز و یا برخی 30 و برخی دیگر 29 روز بوده است؟
از این رهگذر ایام شهادت آن حضرت از اول تا پنجم جمادی الثانیه خواهد بود. شیعیان شیفته و عاشقان دلباخته اهلبیت علیْهم السلام یک دهه در فاطمیه اول و یک دهه در فاطمیه دوم به عزاداری می پردازند.

نوروز در محاق

اگر در هر ماه قمری سه شب ماه در محاق می باشد، در پایان امسال نوروز به مدت سه سال در محاق می باشد.
زیرا نوروز سال 1392 با دهه میانی جمادی الاولی (فاطمیه اول) و نوروز 1393 در میان دو دهه فاطمی و نوروز 1394 با دهه اول جمادی الثانیه (فاطمیه دوم) مصادف می باشد.
همانگونه که در بخش آغازین این نوشتار یادآور شدیم، عید نوروز فقط یک عید ملی نیست، بلکه بیش از آن که ملی باشد، عید مذهبیست. زیرا نوروز سال دهم هجری دقیقا مصادف با هجدهم ذیحجه الحرام بود، در نتیجه نوروز همان غدیر شمسی می باشد و برای ما بسیار مقدس می باشد.
جز این که ماه های قمری نسبت به ماه های شمسی هر سال در حدود 11 روز تغییر می یابد، گاهی نوروز با ماه محرم و صفر و گاهی با ایام فاطمیه مصادف می شود که در این صورت نوروز در محاق قرار می گیرد.
امسال عید نوروز با ایام فاطمیه مصادف است، سال آینده در میان دو ایام فاطمی و سال بعد با ایام فاطمیه دوم، در نتیجه:
«ما سه سال عید نداریم»

یک درس آموزنده

یکی از خاطرات جالب و شیرین، که با گذشت بیش از 30 سال هنوز هم برایم جالب است و امیدوارم برای خوانندگان نیز جالب و آموزنده باشد، خاطره ایست مربوط به یک مسلمان سیاه پوست یی.
غالب شیعیان با نام بو زن معروف یی «محمد علی کلی» آشنا هستند.
او پس از تشرف به و آیین تشیع نام «محمد علی» را برای خود برگزید. در آن روزگاری که مسابقات او در صدر اخبار بین المللی جای داشت یکی از شرکت ها از ایشان برای انجام مسابقه ای برای شش ماه بعد دعوت می کند، قرار داد امضاء می شود، مهمان ها دعوت می شوند، سالن برگزاری مسابقه اجاره می شود، دو ماه از این قرار داد می گذرد، وی برای تنظیم برنامه ای به سررسید خود مراجعه می کند و متوجه می شود که روز مسابقه با روز عاشورا مصادف است. به شرکت برگزار کننده مسابقه تلفن می کند و می گوید:
من در آن روز از مسابقه معذور هستم، باید چند روز جلوتر یا عقب تر انجام شود. طرف قرارداد می گوید به هیچ وجه امکان پذیر نیست، ما سالن کرایه کردیم، هتل رزرو کردیم، بلیط هواپیما برای مدعوین گرفتیم و هرگز نمی توانیم آن را تغییر بدهیم. «کلی» می گوید:
آن روز مصادف با روزیست که هم کیشان من در آن روز مراسم عزاداری دارند، اگر من آن روز مسابقه بدهم شماری از شیعیان به جای عزاداری در خانه نشسته، مسابقه مرا تماشا خواهند کرد و من در محضر سالار شهیدان شرمنده خواهم بود. سر انجام میزان خسارت آن شرکت را بر آورد می کنند، آقای «کلی» دو میلیون دلار به عنوان خسارت به آن شرکت می پردازد و تاریخ مسابقه را تغییر می دهند.
«کلی» مسلمان جغرافیایی نبود، او پس از تحقیق به حقانیت و تشیع پی برده بود، از آیین اجدادی خود دست کشیده، به شرف و تشیع مشرف شده بود، از این رهگذر برای مراسم عزاداری سالار شهیدان چنین بها می داد و برای این که شماری از شیعیان را با تماشای بازی خود، از شرکت در عزاداری مانع نشود، مبلغ دو میلیون دلار خسارت پرداخت.
امیدواریم ارباب رسانه از این تازه مسلمان یی پند بگیرند، همراه و همگام با امت شریف ایران در ایام نوروز امسال و دو سال بعد، به احترام حضرت صدیقه طاهره از پخش برنامه های شاد خود داری نموده، در سوک شفیعه امت به سوک بنشینند، موجبات رضایت و خشنودی یوسف زهرا را فراهم نمایند.

حرمت فاطمی

بر احدی از دوستان اهلبیت عصمت و طهارت پوشیده نیست که حفظ حرمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همگان لازم و ضروریست.
رسول اکرم صلی الله علیْه و آله و سلم می فرماید:
ان لله عزوجل ثلاث حرمات، فمنْ حفظهن حفظ الله دینه و دنْیاه و منْ لمْ یحْفظْهن لمْ یحْفظ الله دنْیاه و لا آ ته.
قلْت: و ما هن؟ قال: حرْمه الْاسْلام و حرْمتی و حرْمه رحمی؛
برای خداوند متعال سه حرمت است، هر آنها را رعایت کند، خداوند از دین و دنیای او حراست می کند و هر آنها را رعایت نکند، خداوند از دنیا و آ ت او حفاظت نمی کند.
راوی پرسید: آن حرمت ها کدامند؟
فرمود:
1) حرمت ؛
2) حرمت من؛
3) حرمت خویشاوندان من (29)
همه ی خویشاوندان اکرم صلی الله علیْه و آله و سلم از کوثر جاری رس ، قله ی هرم عصمت، سر سلسله ی خاندان عصمت و طهارت سرچشمه می گیرند. رعایت حرمت فاطمی، رعایت حرمت خدا و رسول خدا و آیین خدا می باشد.
باقر علیْه السلام در مقام بیان جایگاه رفیع حضرت زهرا علیْهاالسلام فرمود:
و لقدْ کانتْ مفْروضه الطاعه علی جمیع منْ خلق الله، من الْجن و الْانْس و الْطیْر و الْوحْش و الْانْبیاء و الْملایکه؛
حضرت فاطمه علیْهاالسلام بر همه ی مخلوقات خداوند، از پریان، آدمیان، پرندگان، درندگان، ان و فرشتگان واجب الاطاعه می باشد. (30)
از این رهگذر حفظ حریم صدیقه ی طاهره، برای اولین و آ ین، حتی ان پیشین از حضرت آدم تا حضرت خاتم الانبیا علیْهم السلام لازم و ضروری بود، چنانکه رییس مذهب جعفر صادق علیْه السلام فرمود:
و هی الصدیقه الْکبْری و علی معْرفتها دارت الْقرون الْاولی؛
او صدیقه کبریست و همه قرنهای اولیه بر محور معرفت او گردیده اند. (31)
خاتم ان یکی دیگر از جلوه های حرمت فاطمی را این گونه بیان می کند: چون روز قیامت فرارسد، منادی الهی از اعماق عرش خدا بانگ می زند:
یا اهْل الْموْقف! غضوا ابْصارکمْ و ن وا رووسکمْ، لتجوز فاطمه بنْت محمد علی الصراط؛
هان ای اهل م ! دیدگان خود را فرو بندید و سرهای خود را پایین بیندازید، تا حضرت فاطمه دختر حضرت محمد صلی الله علیْه و آله و سلم از صراط بگذرد. (32)
این منتهای حرمت فاطمیست که به هنگام عبور آن حضرت از صراط، باید همه ی مخلوقات، همه ی انبیاو اولیاء و همه ی اولین و آ ین، دیده های خود را فرو بندند و سرهای خود را پایین بیندازند، تا کبریا، دختر خاتم الانبیاء و همسر خاتم اوصیاء از صراط عبور کند.
آنچه گفته شد مشتی از وار، اندکی از بسیار و قطره ای از دریای بیکران حرمت حضرت فاطمه سلام الله علیها می باشد.
با این مقام شامخ و جایگاه بلند فاطمی، آیا ضرورت ندارد که شیعیان شیفته و ارادتمندان دلسوخته آن حضرت، در این سه سالی که ایام نوروز با ایام شهادت جانگداز آن حضرت مصادف شده، از هر گونه ابراز شادی و شادمانی پرهیز کنند و با حضور گرم خود در مراسم عزای آن حضرت، موجبات رضایت آن حضرت را فراهم نمایند، که رضایت آن حضرت، رضایت حضرت احدیت را در پی دارد. (33)
حرمت حضرت زهرا علیْهاالسلام تا آنجاست که هر وقت به محضر پدر بزرگوارش شرفیاب می شد، خاتم انبیاء دست دخترش را می گرفت، آن را می بوسید و او را در جای خود می نشاند. (34)
اشرف کاینات در آ ین لحظه های خود خطاب به مولای متقیان فرمود:
یا علی انْفذْما امرتْک به فاطمه،
یا علی! آنچه فاطمه به تو امر کند، آن را انجام بده و در پایان وصیتهای خود فرمود:
و اعْلمْ یا علی انی راض عمنْ رضیتْ عنْه ابْنتی فاطمه و کذلک ربی و ملایکته.
یا علی ویْل لمنْ ظلمها و ویْل لمنْ ابْتزها حقها و ویْل لمنْ هتک حرْمتها و ویْل لمنْ احْرق بابها؛
یا علی! بدان که من خشنود هستم، از هر ی که دخترم فاطمه از او خشنود باشد، پروردگار من و فرشتگانش نیز از آن شخص خشنود می باشند.
یا علی! وای بر ی که به او ستم کند، وای بر ی که حق او را پایمال کند، وای بر ی که حرمت او را هتک کند و وای بر ی که در خانه اش را آتش بزند. (35)
علامه بزرگوار، آیت الله سید باقر هندی، متوفای 1329 ق. در شب عید غدیر در عالم رویا به محضر مقدس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله ارواحنا فداه شرفیاب شده، آن حضرت را غرق غم و اندوه مشاهده نموده، عرضه داشته:
مولای من! همه در شب عید سعید غدیر، شاداب و شادمان هستند، چرا شما را غمگین و اندوهناک می بینم؟!
حضرت فرمودند:
ذکرْت امی و حزنها؛
به یاد مادرم فاطمه و غم های آن حضرت افتادم.
سپس فرمود:
لا ترانی اتخذت لا و علاها بعد بیت الاحزان بیت سرور
نه، نه، سوگند به مقام والا و جایگاه بلند آن حضرت، هرگز پس از «بیت الاحزان» خانه ی شادی و سرور بر نخواهم گزید. (36)
اگر آن پیشوای انس و جان حتی در شب غدیر، به یاد مصایب مادر بزرگوارش محزون است، بر ما شیعیان شیفته و ارادتمندان دلباخته است
در ایام نوروز که مصادف با ایام شهادت آن حضرت می باشد، به یاد بیت الاحزان آن حضرت و به پیروی از فرزند دلبندش حضرت بقیه الله ارواحنا فداه، از هر گونه جشن و سرور پرهیز کنند و از خداوند منان بخواهند که با تعجیل در امر فرج آن حضرت سفره بشارت ظهور را در گستره جهان هستی بگستراند، انشاء الله.

منابع:

(1). شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 736
(2). مجلسی، بحارالانْوار، ج 59، ص 119
(3). همان
(4). همان، ص 120
(5). ابن قولویْه، کامل ا یارات، ص 62، باب 17، ح 9
(6). علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج 1، ص 222، ذیل آیه 159 از سوره انعام
(7). شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 347
(8). همو، اختیار معرفه الرجال، ص 377، ج 707
(9). آیت الله خویی، معجم رجال الحدیث، ج 18، 239
(10). کشی، ص 378، ح 708
(11). خویی، همان.
(12). کشی، ص 380، ح 712
(13). خویی، همان، ص 242
(14). ابْن شهْر آشوب، المناقب، ج 4، ص 344
(15). مجلسی، بحارالانْوار، ج 59، ص 100
(16). همان، ص 101
(17). میلانی، نوروز، ص 36 - 42
(18). ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 5، ص 301
(19). خلیل، ترتیب کتاب العین، ص 755
(20). ابن منظور، لسان العرب، ج 13، ص 38
(21). محمد شفیق غربال، الموسوعه العربیه المیسره، ص 1349
(22). کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 458
(23). همان
(24). همان
(25). بخاری، صحیح بخاری، ج 4، ص 96
(26). همان، ج 5، ص 177
(27). خزاز، کفایه الاثر،ص65؛ ، الذریه الطاهره، ص 152،ح 199؛ طبری، اعْلام الْوری،ج 1،ص 300
(28). شیخ طوسی، مصْباح الْمتهجد، ص 793؛ طبری، دلایل ال ه، ص 134، ح 43؛ سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج 3، ص 161
(29). ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص 150
(30). طبری ی، دلایل ال ه، ص 106
(31). شیخ طوسی، الامالی، ص 668، ح 1399
(32). سبط ابن جوزی، تذکره ی الخواص، ج 2، ص 334
(33). طبرانی، معجم کبیر، ج 1، ص 108
(34). ارْبلی، کشْف الْغمه، ج 1، ص 453
(35). علامه مجلسی، بحارالانْوار، ج 22، ص 485
(36). سید عبدالرزاق مقرم، وفاه فاطمه، ص 97

منبع : کتاب فاطمیه در محاق

بسم الله الرحمن الرحیم

اصولا ما آدم ها دوست داریم ناراحت باشیم. یعنی همیشه، تحت هر شرایطی، علتی برای ناراحتی و ناراضی بودن پیدا می کنیم.

هر چه هم که مشکلات کوچکتر بشوند، بهانه گیری های ما کماکان اعلام وجود می کنند و محض خالی نبودن عریضه هم که شده، به گوشه ی دیده نشده و خیلی غیر محتملی از ماجرا گیر می دهند!

نمی دانم چرا یادمان نمی ماند اوضاع حالایمان، همان چیزیست که کمی قبل تر، به خاطرش به درگاه خدا ناله و زاری می کردیم... نمی دانم چرا انقدر سیری ناپذیریم!

چرا انقدر نا سپاس؟! چرا انقدر ننر و  نق نقو حتی؟!

 

+ کاش یادم بمونه این نطق ام، که انقدر غر نزنم! منّ میدووونـــمّ یول

 

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر ... که آب از سرم گذشت ...


نشریات تخصصی تاریخ :

نشریات تخصصی آن هایی هستند که بر موضوع تاریخ متمرکزند. برخی از این مجلات بر موضوع تاریخ ایران تمرکز دارند که در آن ها از تاریخ ایران باستان نیز بحث شده است. با این حال، از آن جایی که بخش قابل توجهی از مندرجات این نشریه ها را نیز تاریخ تشکیل می دهند، نام آن ها در قسمت نشریات تخصصی تاریخ آورده می شوند.

۱.تاریخ

فصلنامه ای تخصصی است که در سال هفتم انتشار آن تا بهار 1384 ش، بیست و یک شماره از آن منتشر شده است.

صاحب امتیاز: مؤسسة آموزش عالی باقر العلوم(علیه السلام) (وابسته به دفتر تبلیغات ی حوزة علمیة قم) (اکنون به تبدیل شده است)

مدیر مسؤول: حمید پارسانیا

پست الکترونیک: tharikhislam ashareh.com

اینترنت: www.shareh.com

حاوی مقالات، ترجمة مقالات و نقد کتاب در مورد تاریخ . پیش تر از آن در برخی شماره های اولیة آن گفتگو، گزارش و بحث در حوزة نظری تاریخ نیز به چشم می خورد.

۲.تاریخ در آینة پژوهش

پس از انتشار چهار پیش شماره از آن، در سال 1383 ش تأسیس و تا پاییز 1384، هفت شماره از آن منتشر شده است. نشریة مذکور فصلنامه ای علمی، تخصصی است.

صاحب امتیاز: مؤسسة آموزشی و پژوهشی (ره)

مدیر مسؤول: محمد رضا جباری

حاوی مقالات تاریخی به ویژه در حوزه های ، تشیع، ائمة شیعه(علیهم السلام)، ایران ی، تمدن ی و نقد کتاب.

e - mail: tarikhaqabas. net

۳.نامه تاریخ پژوهان

فصلنامه، علمی ـ تخصصی مربوط به انجمن تاریخ پژوهان است که تا پاییز 1384سه شماره از آن منتشر شده از شماره های بعد ویژه نامه هایی را دربارة مباحث نظری در تاریخ، تاریخ نگاری و تشیع، تاریخ معاصر ایران، تاریخ تمدن ی، تاریخ و مستشرقان و تاریخ جهان به چاپ خواهد رساند. زمینة فعالیت این فصلنامه تاریخ به معنای عام کلمه، یعنی تاریخ ایران باستان، ، ایران دورة ی، معاصر، جهان و مباحث نظری تاریخ و تاریخ نگاری و حاوی مقاله و ترجمة آن است.

صاحب امتیاز: انجمن تاریخ پژوهان

مدیر مسؤول: محمد رضا بارانی

سردبیر: حسن زندیه

پست الکترونیک: a - tarkh a noornet. net

نشانی سایت اینترنت: www. tarikhpj. com

۴.فصلنامه مطالعات تاریخی

صاحب امتیاز: مؤسسه مطالعات و پژوهش های

مدیر مسؤول: احمد خزائی

سردبیر: هدایت الله بهبودی

مربوط به دورة زمان نهضت مشروطه تا انقلاب ی ایران و شامل موضوعات: رویدادهای پیدا و پنهان، رجال، احزاب و محافل ، خاطرات ناگفته، بازی اسناد منتشر نشده، نقد منابع و ترجمه و هم چنین دارای مباحث تطور شه ها، تاریخ نگاری و طرح نظریه های تاریخی است. تا زمستان سال 1384 و در سال سوم انتشار به شمارة 11 رسیده است.

۵.زمانه

ماهنامه شه و تاریخ ایران معاصر

صاحب امتیاز: مؤسسه فرهنگی دانش و شه معاصر

مدیر مسؤول: رضا غلامی

سردبیر: داوود اراکی

وب سایت: www. zamaneh. info

شامل گفتگو، مقاله، نقد کتاب، ترجمه از جهان معاصر، خبر و نظر از جهان و ایران تا سال 1384 در سال چهارم انتشار به شمارة 40 رسیده است.

۶.فصلنامه تاریخ روابط خارجی

صاحب امتیاز: وزارت امور خارجة ایران

مدیر مسؤول: علی رضا معیری

سردبیر: رضا نظر آهاری

در سال 1378 ش تأسیس و تاکنون، در سال هفتم، به شمارة 38 رسیده است.

حاوی مقاله، نوشتار، گزارش، معرفی و نقد کتاب با رویکرد ـ تاریخی که منحصر به حوزة جغرافیایی ایران هم نیست.

۷.یاد، فصلنامه بنیاد تاریخ انقلاب ی ایران

مدیر مسؤول: عبدالمجید معادی خواه

از سال 1364 ش تاکنون منتشر می شود. حوزة کاری آن، تاریخ معاصر ایران است. در شمارگان 63، 64، 65، 66 آن فهرستی از مقالات منتشر شده دربارة تاریخ ، در این نشریه آمده است.

تاکنون بیش از هفتاد و هفت شماره از این نشریه منتشر شده است. در شمارة هفتاد و هفتم آن بیست و هشت عدد از مجلات تخصصی قدیم و جدید تاریخی معرفی شده است.

۸.فصلنامه تاریخ معاصر ایران

مدیر مسؤول: محمد حسین طارمی

در سال هشتم تا شماره سی و دوم رسیده است.

نشانی وب: http / / www. iich.org

حاوی مقالات، گفتگو، خاطرات، اسناد و گزارش.

۹.فصلنامه علمی ـ پژوهشی انقلاب ی

صاحب امتیاز: معاونت پژوهشی اصفهان

اکنون سال پنجم تأسیس آن می باشد و چهارده شماره از آن منتشر شده است.

در حوزة شة انقلاب ی و حاوی مقالات تاریخی و تحلیل های شه ای مربوط به دورة ی کنونی است.

۱۰.تاریخ پژوهی

صاحب امتیاز: انجمن علمی گروه تاریخ فردوسی مشهد

مدیر مسؤول: ایمانی پور

این فصلنامه علمی ـ پژوهشی ـ خبری دانشجویان تاریخ فردوسی مشهد شامل مقالات، گفتگو، گزارش و اخبار، با رویکرد تاریخی، ادبی و اجتماعی در گسترة تاریخ ایران باستان و ی می باشد که در سال ششم انتشار آن، به شمارة 21 رسیده است.

۱۱.ایران شناخت

صاحب امتیاز: انجمن ایران شناسان ایران، کشورهای مشترک المنافع و قفقاز

مدیر مسؤول: علی اصغر شعر دوست

این فصلنامه به سه زبان منتشر می شود و تا پاییز و زمستان 1381 ش، شمارة 20 و 21 آن منتشر شده است.

حاوی مقالاتی در زمینه های ادبی، تاریخی، نقد و معرفی کتاب در گسترة تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران باستان و ی می باشد.

۱۲.کتاب ماه تاریخ و جغرافیا

ماه نامة تخصصی اطلاع رسانی، نقد و بررسی کتاب، حاوی مقاله، گزارش، معرفی و فهرست کتب منتشر شده در هر ماه و اخبار تاریخ و جغرافیا می باشد. در سال 1377 ش، تأسیس و تاکنون شمارة 96 آن منتشر شده است.

صاحب امتیاز: خانة کتاب ایران

مدیر مسوول: احمد مسجد جامعی

مندرجات کتاب ماه تاریخ و جغرافیا به رویکرد و گسترة خاصی محدود نیست.

۱۴.کتاب ماه دین

ماه نامة تخصصی اطلاع رسانی، نقد و بررسی کتاب، حاوی مقاله، گزارش، معرفی و فهرست کتب منتشر شده در هر ماه و اخبار حوزة دین می باشد که در سال 1377 ش، تأسیس و تاکنون 96 شماره از آن منتشر گشته است.

صاحب امتیاز: خانة کتاب ایران

مدیر مسؤول: احمد مسجد جامعی

در این مجله مقالات، نقد، معرفی کتب و اطلاع رسانی دربارة تاریخ دورة ی موجود است.

ّّّب: نشریات غیر تخصصی تاریخ

منظور نشریاتی هستند که بخشی از مندرجات آن ها را تاریخ تشکیل می دهد؛ متمرکز بر موضوع دیگری غیر از تاریخ بوده یا اصلاً موضوع خاصی را دنبال نمی کنند، بلکه روش خاصی دارند. در این زمینه به معرفی هفت مجله پرداخته می شود.

۱.مشکوة

فصلنامه ای علمی ـ ترویجی است که تا پاییز 1384 ش، 88 شماره از آن منتشر شده است.

صاحب امتیاز: بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی

مدیر مسؤول: محمد مهدی رکنی یزدی

از شمارة 74 و 75 (مربوط به بهار و تابستان 1381 ش) به بعد بخشی از مقالات مجله به طور ثابت به تاریخ و فرهنگ ی تخصص یافته است. ضمناً در همین شماره و شمارة 82 (مربوط به بهار 1383) فهرستی از ویژه نامه های نشریات فارسی زبان، بین سال های 81 تا 83، در موضوعات مختلف، از جمله جغرافیا، تاریخ و تمدن ی آمده است.

۲.آینة پژوهش

مجله ای است فرهنگی ـ پژوهشی که به انگیزة بهسازی پژوهش و نشر از طریق اطلاع رسانی، هر دو ماه یک بار، منتشر می شود.

صاحب امتیاز: دفتر تبلیغات ی حوزة علمیه قم

مدیر مسؤول: محمد جعفری گیلانی

این مجله از قسمت های مختلفی شامل مقاله، نقد و معرفی کتاب، تازه های نگارش و نشر، کتاب شناسی موضوعی، اخبار و در مواردی بایسته های پژوهش تشکیل یافته است. در قسمت مقالات، موضوعات تاریخی اندکی وجود دارند.

هم چنین کتاب شناسی موضوعی نیز مستقیماً به تاریخ ربطی ندارد. تنها در باقی قمست هاست که آثار تاریخی منتشر شده و نشده، به صورت اجمال یا مبسوط، معرفی و نقد می شوند. 1383 ش سال پانزدهم انتشار این مجله بوده و تا شمارة 89 رسیده است.

۳.مسجد

در سال 1370ش، تأسیس گردیده و هر ماه منتشر می شود. این مجله حاوی برخی مقالات تاریخی، در دورة ی، به ویژه در مورد مساجد ی است.

صاحب امتیاز: محی الدین انواری

مدیر مسؤول: حسین سبحانی نیا

از این مجله تاکنون 88 شماره منتشر شده است.

۴.فصلنامه علمی ـ پژوهشی فرهنگ

صاحب امتیاز: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

مدیر مسؤول: مهدی گلشنی

دو شماره از آن ویژة تاریخ می باشد که عبارت اند از سال نهم، شمارة سوم، شمارة مسلسل نوزده، پاییز 1375 ش، ویژة تاریخ حاوی یادداشت سردبیر، هفت مقالة تألیفی و . . . ترجمة مقاله و در معرفی کتاب؛ یکی «تاریخ تعالبی» و دیگری مدرس، تاریخ و سیاست دو مقاله مربوط به ایران باستان و مابعی مربوط به دورة ی است.

سال نهم، شمارة چهارم، سال دهم، شمارة اول، پیاپی 20 و 21، زمستان 1375/ بهار 1376، ویژة تاریخ علم حاوی دوازده مقالة تألیفی و چهار ترجمة مقاله، یک سفر نامه، دو نقد از کتاب های

nasiral _ din al _ tusi ,smemoir on astronomy (al _ tadhkira fi ilm al _ hay, a) the optics of lbn al _ haythom

و معرفی هشت کتاب علم و عرفان، مهاجرت علما، اسطرلاب، تقویم، گاه شماری، محاسبة فاصلة بغداد تا مکه، سال عالم، دورة تغییرات هلال ماه، علم و ، اختلاف تقویم هجری، طب ی، تغیرهای عربی بر نخستین «فصل»، بقراط، منابع« الانبیه عن حقایق الادویه»، نقد ابن هیثم بر بطلمیوس، حفر قنات و ابریشم ایران، موضوعات این مقالات را تشکیل می دهد.

هر شمارة این فصلنامه، به یکی از زمینه های ادبیات، تاریخ، تاریخ و فلسفة علم، حکمت و دین، زبان شناسی، علوم اجتماعی و فلسفه اختصاص دارد.

سال 1383 ش، سال هفدهم انتشار این مجله می باشد و شمارة 46 ـ 47 آن در تابستان ـ پاییز 1382 ش منتشر شده است.

۵.نامه فرهنگ

این فصلنامه در سال 1381، دوازده همین سال انتشار خود را پشت سر نهاده است.

صاحب امتیاز: معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد ی.

مدیر مسؤول: احمد مسجد جامعی

برخی از مقالات آن به ویژه در حوزة نظری تاریخ است.

۶.میقات حج

فصلنامة فرهنگی، اجتماعی، و تاریخی است که تا پاییز 1383، 49 شماره از آن منتشر شده است.

صاحب امتیاز: حوزة نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت

مدیر مسؤول: سید علی قاضی عسکر

بخشی از مندرجات آن به تاریخ و رجال اختصاص دارد و گاهی نیز مقالاتی در زمینة تاریخ درج می نماید.

۷.مقالات و بررسی ها

صاحب امتیاز: دانشکدة الهیات و معارف ی( تهران)

مدیر مسؤول: علی علی آبادی

این دو فصلنامه در سال سی و هفتم انتشار خود، به دفتر 76 رسیده است. چند شماره از این مجله حاوی برخی مقالات در مورد تاریخ ملل و تمدن ی بوده اما اکنون منحصراً در سه حوزة علوم قرآن و حدیث، فلسفه و کلام ی و فقه و مبانی حقوق ی فعالیت دارد.


ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺘﻰ
ﺑﺮﻯ ﻳـــــــــــﺘـــــــﻴﻢ ﺷﻢ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻢ ﻧﻴﺴﺘﻰ
ﻛﻪ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭﻡ ﻏُـﺮ ﺑﺰﻧﻰ ﻋـــــﺎﺷـــﻘــﺖ ﺑﺎﺷﻢ
ﻓﻘﻂ ﭘـــــــــــــــــــــــــﺴــــــــــــــــــــــﺮ ﻣَــﺮﺩﻣﻰ
ﭼﻴﺰﯼ ﮐﻪ ﺯﻳﺎﺩﻩ ﭘـــــــــــﺴﺮ ﻣَـــــــــــــﺭﺩﻡ.....
heeeeeriiiii


بهتره بگم :

مرد یعنی باید ! زن یعنی شاید !

مرد یعنی بودن ! زن یعنی فنا !

مرد یعنی دیدن ! زن یعنی چشم فروبستن !

مرد یعنی دم ! زن یعنی از پس هر دم ، شود هی بازدم !

مرد یعنی پیمودن ! زن یعنی صبوری !

مرد یعنی سوزوندن ! زن یعنی سوختن !

مرد یعنی خواستن ! زن یعنی کاستن !

مرد یعنی میتواند هیچ بودن ! زن یعنی پر کن تو آن نیمی دگر !

مرد یعنی سالار ! زن یعنی ره س به دامان یار !

مرد امروز...

مرد یعنی یـــک واژه ... آنهــــــم مــــرد !!!...

زن یعنی یک واژه... گویای همه واژه ...آنهم عــــــــشق ؟؟؟!!!..


علآمتِ ســـوآلِ بعد از اسمم
بـآ صدآیِ تــــو
چـــــــ ه آرامشی میدهد بـ ـ ه من وقتــــ هآیی که بی تــــآبم


چـ ه حسِ قشنگـ یه
وقــتـ ی یکـی بهـت اس ام اس مـــیده:
نگرآنمـ دیوونـــه! چــرآ جـوآب نمــــیدی؟!



وقتی یه زن باهات بحث میکنه،
غر میزنه،
قهر میکنه،
دلش میگیره،
از دستت گریه میکنه،
خوشحال باش!
براش مهمی که اینجوریه!
اگه همش صدات میکنه،
اگه دوسش داری،
ذوق کن..
چون خیلی دوستت داره
سکوت یه زن خیلی معنی داره
یعنی:
خسته شده ...
دیگه کم آورده ..
یعنی نا امیـــــــــــــــــــــد شده
اگه مردی..
قدر مهربونیاش رو بدون..
بزار از ابراز عشقش به تو انرژی بگیره
بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشی
بهش بگو چقدر دوسش داری
زن به همین راحتی آروم میگیره
تو فقط یه کم مــــــــــرد باش

تم، اما درونم وحشی....×
تنهام ، اما دورم شلوغ....×
عصبیم چون بهم خیانت شده....×
مهربونم، اما واسه ایی که دوسم دارن...×
رفیق ندارم، چون رفاقت ندیدم....×
با هر ی نمیپرم، چون تک پرم...×
کم میخوابم، چون یک خواب ابدی تو راهه!!!


هیچ وقت زنها را دست کم نگیرید



تنها موجوداتی هستند



که بچه را تبدیل به مرد



و مرد را تبدیل به بچه می کنند !!!

آری!

منּ همان دختر تخس بد اخلاقم

که همگان میپندارند بتی هستم

اما همانּ ها چه میدانند

از درون من...

که کوهی از احساس در آن مدفون شده است

مگر دل کوچک من

چقدر تحمل دارد..؟..!


مغــرورم و خــــاص ^__^

اعصـــابم رو هـــواست ×__×

اومدم دنیای مجـــازی just for fun ..

نه مثــل بعضیــــــا just for laas ..


ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺘﻰ
ﺑﺮﻯ ﻳـــــــــــﺘـــــــﻴﻢ ﺷﻢ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻢ ﻧﻴﺴﺘﻰ
ﻛﻪ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭﻡ ﻏُـﺮ ﺑﺰﻧﻰ ﻋـــــﺎﺷـــﻘــﺖ ﺑﺎﺷﻢ
ﻓﻘﻂ ﭘـــــــــــــــــــــــــﺴــــــــــــــــــــــﺮ ﻣَــﺮﺩﻣﻰ
ﭼﻴﺰﯼ ﮐﻪ ﺯﻳﺎﺩﻩ ﭘـــــــــــﺴﺮ ﻣَـــــــــــــﺭﺩﻡ.....
heeeeeriiiii


بهتره بگم :

مرد یعنی باید ! زن یعنی شاید !

مرد یعنی بودن ! زن یعنی فنا !

مرد یعنی دیدن ! زن یعنی چشم فروبستن !

مرد یعنی دم ! زن یعنی از پس هر دم ، شود هی بازدم !

مرد یعنی پیمودن ! زن یعنی صبوری !

مرد یعنی سوزوندن ! زن یعنی سوختن !

مرد یعنی خواستن ! زن یعنی کاستن !

مرد یعنی میتواند هیچ بودن ! زن یعنی پر کن تو آن نیمی دگر !

مرد یعنی سالار ! زن یعنی ره س به دامان یار !

مرد امروز...

مرد یعنی یـــک واژه ... آنهــــــم مــــرد !!!...

زن یعنی یک واژه... گویای همه واژه ...آنهم عــــــــشق ؟؟؟!!!..


علآمتِ ســـوآلِ بعد از اسمم
بـآ صدآیِ تــــو
چـــــــ ه آرامشی میدهد بـ ـ ه من وقتــــ هآیی که بی تــــآبم


چـ ه حسِ قشنگـ یه
وقــتـ ی یکـی بهـت اس ام اس مـــیده:
نگرآنمـ دیوونـــه! چــرآ جـوآب نمــــیدی؟!



وقتی یه زن باهات بحث میکنه،
غر میزنه،
قهر میکنه،
دلش میگیره،
از دستت گریه میکنه،
خوشحال باش!
براش مهمی که اینجوریه!
اگه همش صدات میکنه،
اگه دوسش داری،
ذوق کن..
چون خیلی دوستت داره
سکوت یه زن خیلی معنی داره
یعنی:
خسته شده ...
دیگه کم آورده ..
یعنی نا امیـــــــــــــــــــــد شده
اگه مردی..
قدر مهربونیاش رو بدون..
بزار از ابراز عشقش به تو انرژی بگیره
بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشی
بهش بگو چقدر دوسش داری
زن به همین راحتی آروم میگیره
تو فقط یه کم مــــــــــرد باش

تم، اما درونم وحشی....×
تنهام ، اما دورم شلوغ....×
عصبیم چون بهم خیانت شده....×
مهربونم، اما واسه ایی که دوسم دارن...×
رفیق ندارم، چون رفاقت ندیدم....×
با هر ی نمیپرم، چون تک پرم...×
کم میخوابم، چون یک خواب ابدی تو راهه!!!


هیچ وقت زنها را دست کم نگیرید



تنها موجوداتی هستند



که بچه را تبدیل به مرد



و مرد را تبدیل به بچه می کنند !!!

آری!

منּ همان دختر تخس بد اخلاقم

که همگان میپندارند بتی هستم

اما همانּ ها چه میدانند

از درون من...

که کوهی از احساس در آن مدفون شده است

مگر دل کوچک من

چقدر تحمل دارد..؟..!


مغــرورم و خــــاص ^__^

اعصـــابم رو هـــواست ×__×

اومدم دنیای مجـــازی just for fun ..

نه مثــل بعضیــــــا just for laas ..


دعاهای قرآنی که با ربنا شروع می شود

۱ـ َربَنا اتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الاخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّار. (البقرة/201)
پروردگارا در دنیا و آ ت به ما نیکی و احسان فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ مصون بدار.
۲ـ رَبَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا وَ مالَهُ فِی الاخِرَهِ منْ خَلاقٍ. (البقرة/200)
پرودگارا در دنیا رحمت و نعمت به ما عنایت کن هر که از رحمت تو محروم شد در آ ت بهره ندارد.
۳ـ رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیَّیْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدًا. (الکهف/10)
پروردگارا ما، از جانب خود بر ما رحمتی فرست و برای رشد عقلی ما وسایل هدایت و ارشاد آمده فرما.
۴ـ رَبَّنا اتِهِمْ ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبیراً. (الأحزاب/68)
پروردگار ما آنها که ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان کن و از نعمتهای خود محروم ابدی فرما.
۵ـ رَبَّنا امَنّا بِما اَنْزَلَْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبنا مَعَ الشّاهِدینَ. (آل عمران/53)
پروردگار ما، ما به تو و آنچه بر پیغمبرت فرستادی ایمان آوردیم و از رسول تو پیروی کردیم نام ما را از شهادت دهندگان به توحید و نبوت قرار ده.

۶ـ رَبَّنا امَنّا فَاغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ اَنْتَخَیْرُ الرّاحِمینَ. (المؤمنون/109)
پروردگار ما، ما به تو ایمان آوردیم ما را ببخش و بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین بخشندگانی.
۷ـ رَبَّنا امَنّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشّاهِدینَ. (المائدة/83)
پروردگار ما، ما به تو ایمان آوردیم ما را در زمره گواهان توحید و موحدین قرار ده.
۸ـ رَبَّنا اَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً اِنّا مُوقِنُونَ. (السجده/12)
پروردگار ما آنچه به ما وعده فرموده بودی و دیدیم و شنیدیم ما را به دنیا برگردان تا عمل صالح کنیم که ما به و نشر و کتاب و معاد یقین پیدا کرده ایم.
۹ـ رَبَّنا اَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْلَنا اِنَّکَ عَلی کُلَّ شَیْءٍ قَدیرُ. ( حریم/8)
پروردگار تور علم و ایمان را برای ما تمام گردان و ما را بیامرز که تو بر هر چیز قادر و توانایی.
۱۰ـ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْها فَانِ عُدْنا فَاِنّا ظالِمُونَ. (المؤمنون/107)
پروردگارا ما را از جهنم بیرون ببر که اگر ما دوباره عصیان کنیم ستمکاریم.

۱۱ـ رَبَّنا اَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی کُنّا نَعْمَلُ. (فاطر/37)
پروردگارا ما را از این آتش بیرون کن تا به پیروی پیغمبرت عمل صالح کنیم غیر از آنچه می کردیم.
۱۲ـ رَبنَّا اَخَّرْنا اِلی اَجَلً قَریبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَ نتَبَعِ الرُّسُلَ. (الإبراهیم/44)
پروردگارا ، عذاب را برای ما به تاخیر انداز و مهلت کوتاهی ده تا آنچه فوت شده جبران کنیم ما دعوت تو را اطاعت کنیم و پیغمبر تو را پیروی نماییم.
۱۳ـ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظّالِمِ اَهْلُها وَ اَجْعَلْ َلنا مِن لَدُنْکَ وَلِیّاً وَ اجْعَلْْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً. (النساء/75)
پروردگارا ما را از دست ستمکاران مکه نجات ده و راه فرج و نجاتی به ما بنما و یار و مددکاری برای ما بفرست که از جانب تو یاور باشد.
۱۴ـ رَبَّنا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبِعْضٍ وَ بَلَغْنا اَجَلَنَا. (الأنعام/128)
پروردگارا بعضی از ما از بعض دیگر بهره مند شدیم و رسیدیم به آنچه مقرر فرموده ای.
۱۵ـ رَبَّنا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ اِنَّ عَذابَها کانَ غَزاماً. (الفرقان/65)
پروردگارا بگردان از ما عذاب جهنم را که آن عذاب برای همیشه هلاک کننده است.

۱۶ـ رَبَّنا اطْمِسْ عَلی اَمْوالِِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلی قُلُوبِهِمْ فَلایُوْمِنُوا حَتّی یَرَوُا الْعَذابَ اْلاَلیمَ. (یونس/88)
پروردگارا اموال آن ها را نابود ساز و دل های آن ها را قسی و سخت گردان که ایمان نمی آورند. جز دیدن عذاب سخت.
۱۷ـ رَبَّنا اغْفِرلَنا ذُنُوبَنا وَ اِسْرافَنا فی اَمِرْنا وَثَبَّتْ اَقدامَنا وَ اَنْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ. (آل عمران/147)
پروردگار ما گناهان ما را بیامرز و لغزش و اسراف ما را ببخش و قدم های ما را در راه انجام وظیفه ثابت بدار و بر کفار نصرت و پیروزی بخش.
۱۸ـ رَبَّنا اغْفِرلَنا وَ ِلاخواِننَا الُّذینَ سَبَقُونا بِالاْیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ امَنُوا. (ال /10)
پروردگار ما بیامرز ما را و برادران ما را که ایمان بر ما سبقت گرفتند خدایا در دل های ما برای گرویدگان به تو کینه و کدورتی قرار مده که تو مهربانی .
۱۹ـ رَبَّنا اِنَّکَ رَوُفُ رَحیمَ. (ال /10)
پروردگار ما تو به تحقیق رئوف و مهربانی.
۲۰ـ رَبَّنا اغِْفرْلی وَلِوالِدَیَّ وَ لِلْموْمِنینَ یَوْمَ یَقَومُ الْحِسابُ . (الإبراهیم/41)
پروردگار ما مرا و پدر و مادر مرا و همچنین مومنین را در روز حساب بیامرز.


آیة الکرسی شأن عظیم و اثری عمیق در مشکلات روحی و جسمی دارد. اگر ترکیبات خاصی از آن حاصل شود، اسم اعظم را متجلّی می سازد.این آیه شریفه که در سوره بقره قرار دارد، سیّد آیات قرآن نامیده می شود.

آیة الکرسی شأن عظیم و اثری عمیق در مشکلات روحی و جسمی دارد. اگر ترکیبات خاصی از آن حاصل شود، اسم اعظم را متجلّی می سازد.این آیه شریفه که در سوره بقره قرار دارد، سیّد آیات قرآن نامیده می شود. آغاز آن از کلمات اللَّهُ لَآإِلهَ إِلَّا هُوَ تا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ختم می شود. آیة الکرسی دارای پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت است.ده جایگاه وقفی دارد که رعایت وقف ها، موجب اثربخشی و تأثیر ژرف بر حضور قلب و برکت و هدایت و صیانت برای قاری آن دارد. نام مقدّس و مبارک علیّ از اسمای الهی است و هم اسمی بر روح معلّای مولا علی علیه السلام اطلاق می شود.و به طور کلی دوایی برای هر مرض و شفابخش است. علی علیه السلام از صلی الله علیه و آله نقل نمود که هنگام نزول آیة الکرسی، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:آیة الکرسی، آیه ای است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که این آیه نازل گشت، هر بتی که در جهان ایستاده بود با صورت به زمین افتاد.در این زمان ابلیس ترسید و به قوم خود گفت:امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است، من جست وجو کنم آن حادثه چه بوده است.

ابلیس جهان را گشت تا به شهر مدینه رسید، از مردی در آن شهر پرسید: ب چه اتفاقی افتاده است؟آن مرد گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمود:آیه ای از گنج عرش نازل شده است که بت های جهان به خاطر آن بر زمین افتاده اند. سپس ابلیس این واقعه را به قوم خود خبر داد. صادق علیه السلام فرمود: ابوذر به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: ای رسول خدا! مهمترین و با فضیلت ترین آیه ای که بر تو نازل شده کدام آیه است؟فرمود: آیة الکرسی، آسمان های هفتگانه در مقابل کرسی، حلقه ای بیش نیست که در سرزمینی افتاده باشد.آنگاه فرمود: برتری عرش بر کرسی، مانند برتری بیابانی است بر همان حلقه ای که در گوشه ای از آن افتاده است.

ه باهلی می گوید: از علی بن طالب علیه السلام شنیدم که فرمود:باور نمی کنم که ی را فهمیده باشد و یا در متولّد شده است و سیاهی شب را به صبح سر کند.عرض : مقصود از سیاهی شب چیست؟فرمود: یعنی همه شب این آیه را قرائت کند:اللَّهُ لَآإِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَاتَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّموَ تِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْ ءٍ مّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَآءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّموَ تِ وَالْأَرْضَ وَلَا یُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ» خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدّبر و ب ا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات ] است، هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟آنچه را پیش روی مردم است [که نزد ایشان حاضر و مشهود است ] و آنچه را پشت سر آنان است [که نسبت به آنان دور و پنهان است ] می داند.

و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حکومت، قدرت و سلطنت ] ش آسمان ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنان بر او گران و مشقت آور نیست؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.آنگاه فرمود: اگر بدانید که این آیه چیست و یا اگر بدانید در این آیه چیست در هیچ حالی آن را ترک نخواهید کرد. حضرت باقر علیه السلام فرمود:مَنْ قَرَأَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ مَرَّةً صُرِفَ اللَّهُ عَنْهُ أَلْفُ مَکْرُوهٍ مِنْ مَکْرُوهِ الدُّنْیا وَ أَلْفُ مَکْرُوهٍ مِنْ مَکْرُوهِ الْآخِرَةِ، أَیْسَرُ مَکْرُوهِ الدُّنْیا الْفَقْرُ وَ أَیْسَرُ مَکْرُوهِ الآْخِرَةِ عَذابُ الْقَبْرِ. ی که یک مرتبه آیة الکرسی را بخواند، خداوند از او هزار ناراحتی و اندوه دنیایی و هزار ناراحتی و اندوه آ تی را برطرف می کند که کوچکترین ناپسندی دنیا، فقر و کوچکترین ناخشنودی آ ت، عذاب قبر است.

فضیلت سوره توحید

سوره اخلاص یا توحید، وحدانیّت و اوصاف یگانگی خداوند را بیان می کند.معادل یک سوّم قرآن است. و به نام سوره «اساس» هم یاد شده است. صادق علیه السلام در فضیلت این سوره فرمود:قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ نسب نامه خداست. این سوره در ابتدای بعثت و در پاسخ پرسش گروهی از یهودیان که از صلی الله علیه و آله توصیف خداوند را در خواست کرده بودند، در مکّه نازل شده است.رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:برای هر چیزی نوری است و نور قرآن سوره توحید است. صادق علیه السلام می فرماید: ی که روز بر او بگذرد و پنج نوبت بر پا کند و سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را در هیچ یک از آنها نخواند، به او خطاب می شود که: ای بنده خدا! تو از گزاران نیستی. و نیز می فرماید: ی که به خدا و روز جزا ایمان دارد قرائت قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بعد از های واجب خویش ترک نکند؛ زیرا هر که بعد از آن را بخواند، خداوند خیر دنیا و آ ت را برایش فراهم می سازد و او و پدر و مادرش و فرزندان آنان را بیامرزد.

و نیز می فرماید:هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر جنازه سعد بن معاذ گزارد، فرمود: هفتاد هزار ملک که در میان آنها جبرئیل نیز بود بر جنازه او خواندند! حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: من از جبرئیل پرسیدم: به خاطر کدام عمل مستحق گزاردن شد. گفت: به خاطر خواندن قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ در حال نشستن و ایستادن و سوار شدن و پیاده روی و رفت و آمد.

فضیلت سوره فلق و ناس

در این دو سوره، خداوند حکیم به صلی الله علیه و آله فرمان داده است که از شرّ وسوسه گران جنّی و انسی به خداوند متعال پناه ببرد و هر دو سوره فلق و ناس به «معوَّذتین» هم معروف است؛ زیرا که در آغاز هر دو، تعویذ و پناه بردن به خدا از شرارت حسودان و افسونگران و جادوگران و شیاطین است که چنین دشمنانی از طریق جادو و افسون و فریب، قصد صدمه زدن به صلی الله علیه و آله را داشتند. باقر علیه السلام فرمود:هر در وتر ( شب) سوره های قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ الْفَلَقِ و قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ النَّاسِ را با سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بخواند به او خطاب شود، ای بنده خدا! مژده باد تو را که خداوند وتر تو را قبول فرمود. عقبة بن عامر می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:بر من آیاتی نازل شده که مانند آن نازل نشده و آن معوّذتان است.و نیز فرمود: ای عقبه! به تو نیاموزم دو سوره را که سوره های برتر قرآنند؟گفتم: آری، ای رسول خدا! پس معوّذتین را به من آموخت، سپس آن را در صبح خواند و به من فرمود:آن را بخوان هر گاه ایستادی و خو دی.

آیت الله حسین انصاریان


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها