جستجوی عبارت معنی مصرع بروکارمیکن مگوچیست کار



در این مقاله، نگارنده ضمن بررسی و تشریح مصرع «قضا گفت گیر و قدر گفت ده» و بحث در معنای افعال به کار رفته در این مصرع، نقدی بر مقالة تأملی بر معنی مصرع ذکر شده در فصلنامة رشد آموزش زبان و ادب فارسی، دورة 25 شمارة 4 (1391) به قلم همکارمان آقای حسین نظریان داشته و از زوایای مختلف درصدد توضیح آن برآمده است.


درس اول ص 10


معنای مصرع اول
: به نام خداوندی آغاز می کنم که دو نعمت بزرگ عقل و جان را به انسان عطا کرده است زیرا فکر و شه انسان نمی تواند فراتر ازاین برود

معنای مصرع دوم : به ذهن و شه انسان ،سخنی بالاتر ازاین خطور نمی کند که سخنش را با نام پروردگاری آغاز کند که به انسان جان و د بخشیده است.

معنای مصرع سوم : خداوند متعال صاحب اسما و صفات و القاب متعدّد و آفریننده ی جاو مکان(عالم هستی) است.

معنای مصرع چهار : اوست که روزی دهنده موجودات عالم و هدایت کننده آنهاست.

معنای مصرع پنجم : خداوند متعال افلاک هفتگانه ( قمر، عطارد، ناهید، خورشید،مریخ ، مشتری، زحل) و آسمان در حال حرکت را آفریده است


معنای مصرع ششم : و اوست که به خورشید و ماه و ستارگان نور و روشنی بخشیده است.

معنای مصرع هفتم :با چشمان و وجود جسمانی و مادّی نمی توان خدا را درک کرد

معنای مصرع هشتم : پس برای این کار بیهوده به چشمانت زحمت مده.

معنای مصرع نهم :انسان حتّی با افکار تیزو شه های باریک بین نیز نمی تواند به وجود خداوند متعال دست یابد

معنای مصرع دهم :زیرا که ذاق اقدس پروردگار فراتر از محدوده اسما و نام ها و مکان ها است. ( خداوند لامکان است.)

معنای مصرع یازدهم : هیچ ی نمی تواند خداوند متعال را آنگونه که شایسته درگاه اوست،

معنای مصرع دوازدهم :ستایش کند پس تو باید کمر بندگی و اطاعت از او به میان ببندی و در بندگی و عبادت او تلاش کنی.

معنای مصرع سیزدهم : هر دانش ب کند در زندگی موفق خواهد بود

معنای مصرع چهاردهم : با ب علم فرد پیر مانند جوانی توانا زنده خواهد بود

سجاد اسکندری


بعضی شعرا بدجور مال آدمن....

مثل همین مصرع که...

خسته ام کاش ی حال مرا می فهمید....

هزاران بار به یأسی رسیدم که فقط همین مصرع تونسته بیان کنه حالمو....

الانم خسته ام....کااااااش ی حال مرا میفهمید.....


فلو (جریان ) به دو بخش اصلى تقسیم میشه ؛ رایم و ریتم


در این بخش قصد دارم خیلى ساده به قضیه رایم نگاه کنیم.

رایم همون قافیه هاى هست که باید از نظر وزن رعایت بشه.

حالا این رایم ها میتونه وسط مصرع قرار بگیره (internal ryhme) و میتونه آ مصرع قرار بگیره (matching verse end) دقیقا مثل چى..؟ دمتون گرم مثل قافیه هاى معمول که هممون میشناسیم. پس یه نکته که الان فهمیدیم چیه؟ اینکه یکى از تفاوت هاى رایم و قافیه اینکه رایم تو وسط مصرع هم میتونه بیاد اما قافیه حتما باید آ مصرع بیاد.

اصلا همین اینکه اجازه داریم رایم رو تو قسمتى به جز قسمت پایانى مصرع استفاده کنیم باعث میشه بتونیم فلوهاى مختلفى داشته باشیم چرا..؟ چون میتونیم به گونه هاى مختلف رایم بچینیم که بهش میگن چیدمان رایم، همون اصطلاحى که همه باهاش کلاس میزارن


معنی بیتی از حافظ

محمدامین مروتی

یار مردان خدا باش، که در کشتی نوح مشتِ خاکی است که به آبی ن د طوفان را

معنی مصرع اول روشن است؛ اما مصرع دوم محل مناقشه است. غالبا گفته شده که طبق ای از روایت ها نوح خاک آدم و حوا را با خود به کشتی برد و همین مشت خاک، حافظ کشتی نوح از طوفان بوده. این سخن، متکلفانه و تاویلی دور از ذهن است. بهتر است بگوییم مشت خاک خود نوح است. چنان که در باره پیرمردان می گوییم مشتی استخوان. نوح مشتی خاک بود که از طوفان نمی ترسید و سیل را به قطره ای حساب نمی کرد. مرد خدا همان پیر و در اینجا همان نوح است که راهنمای سالک در پیچ و خم راه است. چنان که در جای دیگر هم می گوید:

ای دل ار سیل فنا، بنیادِ هستی برکند چون تو را نوح است کشتیبان، زِ طوفان غم مخور


یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیش تر زانکه چو گردی ز میان برخیزم


حافظ


مصرع دوم تشبیه بسیار زیبایی داره که ایهام لطیفی هم درش نهفته است؛ ولی اصل همان حرف مصرع اول است.

خدایا برسان طراوت باران هدایت را...


در این غزل بیت زیر را دوست تر میدارم:

فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغمایی را

حافظ در مصرع اول به صفتی اشاره دارد به نام شوخ شیرین کار که در یکی از سخنرانی های الهی قمشه ای به نحوه زیبایی به کار رفته بود.

در مصرع دوم به نظر میاد حافظ به شدت دل بی قراری داشته. به نحوی که اون رو به غارت خوان یغما توسط ترکان اشاره کرده.

در مصرع دیگه ای می فرمایند:

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

که من رو یاد این تجربه میاندازه که اکثر زیبارویانی که دیده ام خود زیبا بوده اند و نه به ضرب پنکیک و رژ لب و مداد و خ ر.


حافظ در باب موسیقی و راز دهر نگشودن می گوید:


حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو.

که نگشود و نگشاید به حکمت این معما را




در ترجمه این مصرع عنوان شده که ما را گول زده است در حالی که من فکر می کنم که ترجمه روشن این مصرع عبارت خواهد بود ازاین نکته که ما را گمراه نموده است واگر معنی و ترجمه درست این باشد آن وقت این ابهام پیش می آید که ما ابتدا در راه بوده ایم وراه را می شناختیم ولی ما را از راه بیرون نموده است
براستی آیا زمانی را سراغ دارید که ما در راه بوده باشیم تا بر مبنای دلایل متقن در راه بودن بتوانیم را محکوم کنیم که ما را از راه بدر نموده است؟


...

مرثیه خوانی برای اهل بیت رو خیلی خیلی دوست داشت و همه توی خونه ی ما این نیم مصرع رو بارها و بارها از مادر شنیده بودند که در سکوتهاش با آهنگی حزین میکرد:

شب ها که درِ بقیع را می بندند...

همیشه منتظر بودم مصرع بعدش رو کنه که انگار هیچوقت بغض امانش نمیداد!


داشت برایم شعر میخواند

که پ میان یکی از مصرع ها و گفتم

بوسه دارید؟

ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد!

تکرار شما بوسه دارید؟!

از آن بوسه ها که انتها ندارند!

که دوستت دارم هایم را لابلایش بچشی و بفهمی!

از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند

از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم؛

گل کند ، شکوفه بزند ، بهار برسد!

از آن بوسه ها که تا ماه ها لبهایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی !

خندید ...

خندید و با چشمهای بسته نگاهم کرد !

خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد !

بلند گفت : دوستت دارم مجنون جان !

و من از خوشی میان شعری که میخواند

قافیه در قافیه ، ردیف شدم!

زندگی انگار این بود ؛

دو مصرع ، کنار هم ، یک شاه بیت!

با طعم بوسه !

 

 

 

حامد نیازی


آمدی, تنها نباشم حیف تنها تر شدم....
از یقین گفتی برایم،پاک بی باور شدم.....
ساده گفتی باورم کن ! با تو می مانم ولی....
رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم....
باز هم در وحشت بی انتهای فاصله.......
با هجوم تلخ شب تا صبح همبستر شدم.....
در میان شعله ناباوری ها سوختم....
سوختم در لحظه های بی تو،خا تر شدم....
گفته بودی اولین بیت غزل های منی....
حیف رفتی و دوباره مصرع آ شدم....


ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم

از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم

جاری بشود شعرم آن لحظه که می خندی

ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم

در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد

وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم

یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت

یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم

ژرفای نگاه من تا خط افق رفته

تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم

از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه

وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم

باید که عسل آ از راه نیایش ها

پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم


ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم

از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم

شیرین بشود شعرم آن لحظه که می خندی

ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم

در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد

وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم

یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت

یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم

ژرفای نگاه من تا خط افق رفته

تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم

از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه

وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم

باید که عسل آ از راه نیایش ها

پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم


ی باشد به جای پول و قیافه و متراژ خانه و تعداد مقالات آی اس آی و جایگاه اجتماعی و محل تحصیل و مدرک و ... بپرسد قد خی چقدر است؟ بلدی عصرانه را یک جوری درست کنی که بعد از خوردنش آدم خوابش ببرد و در خواب ی را ببیند که دلش تنگ اوست؟ می توانی حوصله کنی یک غزل را با هم تا ته بخوانیم؟یک مصرع من یک مصرع تو!؟ ی که وقتی پیشنهاد پیاده روی شبانه را بشنود بال دربیاورد و ی که به بهارنارنج و انار و باران و نامه و قصه و دلبری و سرمه و رنگ فیروزه ای و بغل و زندگی اعتقاد محکم داشته باشد.

باید که تو را یک شب آرام بغل گیرم

از کندوی ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻋﺴﻞ ﮔﯿﺮﻡ

ﺷﻌﺮﻡ بشود جاری ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ

ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺷﯿﺮﯾﻨﺖ ﺻﺪ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺰﻝ ﮔﯿﺮﻡ

یکباره دل از شادی ﻣﻤﻠﻮﯼ ﺗﭙﺶ ﮔﺮﺩﺩ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﻣﺤﻞ ﮔﯿﺮﻡ

ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﭘﺮﮔﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﺸﻦ ﺍﻧﺪﺍﻣﺖ

ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺍﺟﻞ ﮔﯿﺮﻡ

ﮊﺭﻓﺎﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺧﻂ ﺍﻓﻖ ﺭﻓﺘﻪ

ﺗﺎ ﺭّﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺣﻞ ﮔﯿﺮﻡ

ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺷﯿﺮﯾﻨﻢ ﺭﯾﺰﺵ ﺑﮑﻨﺪ ﺻﺨﺮﻩ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺖ ﺭﺍ از ﮐﻮﻩ ﻭ ﮐُﺘﻞ ﮔﯿﺮﻡ

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻧﯿﺎﯾﺶ ﻫﺎ

ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﯼ ﻭﺻﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﮔﯿﺮﻡ


درود دوستان عزیز. مدتی است کار جدیدی نداشته ام، یعنی کاری که دلم بخواهد منتشرش کنم نداشته ام. یکی از غزل های قدیمی ام را با هم در این پُست می خوانیم. این غزل را یک بار در جلسه ی شعر شنبه ها در بهمن ماه 1390 خوانده ام. امیدوارم خیلی بد نباشد. مصرع اول این شعر این بود: "معصوم چشم های تو یک چیز دیگر است" و وقتی در جلسه خواندم دوست خوبم آقای عباسی گفت که این مصرع به نظرش آشناست. بعد که جستجو دیدم حق با وی است و این مصرع از شاعر نیشابوری آقای خدابخش صفادل است. من هم مثل دیگر شاعران شعر زیاد می خوانم و موقع سرودن ناخودآگاه تحت تاثیر اشعاری که خوانده ام هستم. هم اکنون که تصمیم به انتشار این شعر گرفتم مصرع اول را عوض . هرچند اگر منصف باشم هنوز باید بگویم این مصرع با الهام از آن مصراع سروده شده است. نظرتان مانند همیشه مهم است.

امشب اگرچه چشم تو یک جور دیگر است

از هر چه هست و نیست به من آشناتر است

اشکت چکیده ی غمِ دنیاست، ماه من!

در چشم های تو غمِ عالم شناور است

من مثل دشت های اسان کویری ام

باران دست های تو بارانِ جَرجَر است

عطر فرانسوی ِ تو، هرچند معرکه،

بوی تنِ خودِ تو که از عطر بهتر است

در عمق چشم تو به خودم خیره می شوم

شب در دلِ سیاهیِ چشم تو م است

دل با زبان مردمِ چشمِ تو آشناست

"از هر چه بگذری، سخنِ دوست خوش تر است"

6/11/1390

تربت حیدریه

***


- بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد ............ نامیده می شود.

2- کدام یک از ات زیر « مصرّع » است؟

الف) ای دوست شکر بهتر یا آن که شکر سازد؟ خوبیّ قمر بهتر یا آن کـه قـمـر سـازد؟

ب) ای باغ تویی خوش تر یا گلشن و گل در تو یا آن که بر آرد گل ، صد نرگس تر سازد؟

3- کدام یک از ات زیر « ردیف » دارد؟

الف) دل مــن هـــمــی داد گفتی گوایی کــه بــاشــد مـــرا روزی از تـو ج

ب) ای ساربان آهسته رو کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

4- اصلی ترین عامل موسیقی « شعر» چیست؟

الف) تخیّل ب) وزن ج) عاطفه د) زبان

5-با توجه به ات زیر، به سوالات پاسخ دهید:

« وقـت اسـت که در بر آشنایی بزنیم تا بـر گُل و سبزه تکیه جایی بزنیم

زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ آ کم از آن که دست و پایی بزنیم»

الف) کدام بیت « مصرّع» است؟ ب) « حروف قافیه » در این شعر کدام اند؟

6- اساسی ترین عامل پی شعر چیست؟

7- بیتی که هردو مصراع آن « قافیه » داشته باشد، چه نام دارد؟

8- از مهم ترین تأثیرات « قافیه » در شعر ................ است

9- با توجه به شعر زیر، به سؤالات پاسخ دهید:

مرحبا ای پیک مشتاقان ، بده پیغام دوست تـا کـنـم جـان از سـر رغـبـت فـدای نـام دوسـت

سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حـشر هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست

الف) کدام بیت « مصرّع » است؟ الف) حروف قافیه را بنویسید.

جواب ها

1-مصرّع 2- الف

3- ب 4- ب

5- الف) بیت اول ب) ایی 6- عاطفه

7- مصرّع 8- تکمیل وزن

9- الف) بیت اول ب) ام


یا رضا (ع)

پریشان واژه هایم را زگیسوی شما دارم

تمام شعر هایم را من از سوی شما دارم

ولا حول ... برآن چشم و بر آن ابرو که من وزنِ

رباعی را فقط از این ترازوی شما دارم

تمام این غزلهارا ضمانت میکنی آقا

که صید این مضامین را از آهوی شما دارم

قصیده قامتی و حاجی هر بیت تو هستم

که شرط حق مداری را من از کوی شما دارم

مربع گشت ترکیبم ز هر سو سجده ای واجب

قوافی قبلگاهی شد که از روی شما دارم

درِ عطر غزل افتاد و دل شد قطعه ای از عرش

وَ من این قطعه را از نام خوشبوی شما دارم

به هر مصرع دعا به هر مصرع روا کردی

شبیه مثنوی حسی فرا روی شما دارم

***

اگرکه کربلا رفتم نجف یا سامرا دیدم

تمام روزی خود را من از سوی شما دارم


امشب در غزلی از حافظ خواندم که می گفت :
در بزم دور یک دو قدح در کش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را

بیت زیبایی بود از آن جهت که خیلی خودمانی میگوید وقتی نوشیدنی ات رو مصرف کردی محل رو ترک کن و برو و مانع ب و کار ما نشو ؛)
و در مصرع دوم هم میاد مصرع اول رو معنی میکنه و میگه که انتظار نداشته باش که پیوسته از طرف ما (یا هر جای دیگه) به تو سرویس ارائه بشه.
خب حالا من با اگر بخوام تطبیق بدم به زمان امروز (چند قرن بعد از زمان حیات اقای حافظ) :

زمان هایی از روز رو که سر حال هستی رو پیدا کن و تو اون زمان ها به فکر این باش که کار های دوست داشتنی ات رو انجام بدی. مثلا من به پست گذاشتن توی وبلاگ علاقه دارم و یا خوندن متمم و اولین فرصتی که پیدا م این دو تا رو انجام میدم و جالبه که یک روز کامل رو نیتونم به این دو تا فعالیت انجام بدم و حافظ هم مثل اینکه داره همین رو میگه (طمع مدار وصال دوام را)




دلم

لک زده

برای

این مصرع:

آ ش تو کربلا میکشی مرا ح س ی ن...


چشمهایت را ببند آغوش خود را باز کن
نازنینم عشق را با بوسه ای آغاز کن
""یا علی"" را پیش تر از آشنائی گفته ایم
باز هم محض ارادت، یک دهان آواز کن
گونه هایت را به شوق بوسه های من بده
موی خود را پس بزن با خنده ای اعجاز کن
تا سحر مهمان دیوان نگاهت می شوم
شاه بانوی غزل مصرع به مصرع ناز کن
این وسط ابری شدی عیبی ندارد خوب من
تکیه کن بر شانه هایم گریه ات را ساز کن
آسمانی ، راه دوری تا افق ها مانده است
زیر پا بگذار قانون را فقط پرواز کن


اولین غزل حافظ را بارها خوانده ام

احتمالا شما هم بسیار خوانده باشید.

احتمالا بارها قصد کرده باشیم که حافظ را از ابتدا تا پایان بخوانیم و هر بار در نیمه های راه به بهانه ای یا فراموش کرده ایم یا آن لذت و کشش و شوق اولیه را نداشته ایم .

اما این بار با ابزار وبلاگ نویسی خوشبینم که بتوانم تا آنجا که می توانم غزل های حافظ را بخوانم و نظرات خودم را بگویم.
در مصرع اول داریم :

الا یا ایها الساقی ادرکاسا ونا ولها

به معنای این است که ای ساقی پیمانه ای به گردش دراور و بر ما بپیمای


خب در اولین بیت مصرع معروف "که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها" رو داریم.

که این بیت در بسیاری از مواقع در مسیر زندگی الهام بخش من بوده و زمانی که با شوق و ذوق فراوان چیزی رو طلب یه صدای آهسته هم همراه اون توی ذهنم نجوا میشده که ببین این مسیر شاید ظاهری فریبا داشته باشه اما فراز و نشیب خاص خودش رو هم خواهد داشت.


خب در بیت های بعدی این مصرع حس خوبی رو به من میده :

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاده در دل ها




بی تو بی حالم و بی حوصله خیلی پکرم

پرم از غصه پر از قرص،پر از درد سرم

حال من بی تو به آینده ی بی حال رسید

آه ،آینده ی خود را به چه حالی ببرم؟!

تف به این سیزده هایی که به در بی تو شدند

سیزده سال تمامست که من در به درم

سیزده سال که با خون جگر طی شد و رفت

سیزده سال نگفتی که چه خاکی به سرم...،؟!

سیزده سال که بی روی تو باروت شدم

سیزده سال که از بمب خطرناکترم!

سیزده سال که تو بی منی و با اویی

سیزده سال که من بی تو فقط یک نفرم

سیزده سال که بازیچه ی احساس شدم

سیزده سال که در دست قضا و قدرم

می روم باز از این شهرو خودم می دانم

((که من بی دل بی یار نه مرد سفرم))1

شهریارو من و سعدی همه هم درد همیم

((پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم))2


1-این مصرع از سعدی شیرین سخن است

2-این مصرع از شهریار است




چشمهایت را ببند آغوش خود را باز کن
نازنینم عشق را با بوسه ای آغاز کن
""یا علی"" را پیش تر از آشنائی گفته ایم
باز هم محض ارادت، یک دهان آواز کن
گونه هایت را به شوق بوسه های من بده
موی خود را پس بزن با خنده ای اعجاز کن
تا سحر مهمان دیوان نگاهت می شوم
شاه بانوی غزل مصرع به مصرع ناز کن
این وسط ابری شدی عیبی ندارد خوب من
تکیه کن بر شانه هایم گریه ات را ساز کن
آسمانی ، راه دوری تا افق ها مانده است
زیر پا بگذار قانون را فقط پرواز کن


اوج غم این قصه در این شعر همین جاست

من بی تو پریشان و ... تو انگار نه انگار !!!

پ.ن : این تیکه اش، مخصوصا مصرع دوم م بود. اصلا چسبید به روحم. کل شعر که از خانوم رویا باقری ست در اولین کامنت بخونیدش:)

نمی دونم چرا اما بنظرم این ع با مصرع دوم این بیت آ خی لی هماهنگه....این فقط نظر منه و بس.


امشب در غزلی از حافظ خواندم که می گفت :
در بزم دور یک دو قدح در کش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را

بیت زیبایی بود از آن جهت که خیلی خودمانی میگوید وقتی نوشیدنی ات رو مصرف کردی محل رو ترک کن و برو و مانع ب و کار ما نشو ؛)
و در مصرع دوم هم میاد مصرع اول رو معنی میکنه و میگه که انتظار نداشته باش که پیوسته از طرف ما (یا هر جای دیگه) به تو سرویس ارائه بشه.
خب حالا من با اگر بخوام (یادگیری تطبیقی) رو بکار بگیرم و تطبیق بدهم به زمان امروز (چند قرن بعد از زمان حیات اقای حافظ) :

زمان هایی از روز رو که سر حال هستی رو پیدا کن و تو اون زمان ها به فکر این باش که کار های دوست داشتنی ات رو انجام بدی. مثلا من به پست گذاشتن توی وبلاگ علاقه دارم و یا خوندن متمم و اولین فرصتی که پیدا م این دو تا رو انجام میدم و جالبه که یک روز کامل رو نمیتونم به این دو تا فعالیت انجام بدم و حافظ هم مثل اینکه داره همین رو میگه (طمع مدار وصال دوام را)




با خـــدا قرار بذار "

پاشو از خواب زمستون، پا توی بھار بذار
دل بده به قـُمریا ، سر به سرِ یه سار بذار

با ترانه ھای بلبل ، دل غنچه وا میشه
پیش ھر غنچه ی بسته ، یه دونه ھزار بذار

تب داغ سَروِ باغو توی عاشقی بچش
رُو اجاقِ دلبرا بساط عیشو بار بذار

دِ ببند اون چشاتو گذشته ھا رو بی خیال !
یه پا رو بذار توُ امسال ، یه پا روی پار بذار

مثل یک چریک برو تا قلّه ھای پیروزی
بمب امّیدو توُ قلب ناامیدی کار بذار

زندگی حقیقته ؛ جنبل و جادو دغله
آتیشی توی بساطِ دَد و دیو و مار بذار

توی رگ ھای تا تون جوشش عشقو ببین
ردّ پایی از ترنّم توی سبزه زار بذار

پیش پای دختر رَز ، بھترین ھا که داری
یه دل تمیز و خالی ، یه سر خمار بذار

برای خدا رو دیدن ، راه دوری نمی خواد
یا شروع کن از خودت ، یا خودتو کنار بذار!

توی ھر قطره ی بارون یه پیام دعوته
بردار اون گوشی عشقو با خدا قرار بذار

(علیرضا محدثی )

پ . ن :
با اجازه ی اساتید محترم ، توضیح بعضی موارد برای عزیزانی که نیاز دارند :
- در مصرع چهارم کلمه ی "ھزار" به معنی بلبل و عندلیب به کار رفته .
- "پار " یعنی پارسال .
- دختر رزَ ، کنایه از و باده است ( عشق الهی)
- در مصرع پنجم و آ ، به ترتیب کلمات " باغو" و "عشقو" به جای " باغ را " و " عشق را " به کار رفته اند .
- مصرع دوم بیت نهم ، عبارت" یا شروع کن از خودت " با الهام از روایت علوی (ع): من عرف نفسه فقد عرف ربه ... و عبارت " یا خودتو کنار بذار " با استفاده از این مصرع حافظ : تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز...سروده شده .
یا حق !


معنی فاصله ها چیست برایم بنویس
درد این واژه سرا چیست برایم بنویس
تو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ای
علت دوری ما چیست برایم بنویس
همه جا غرق دعا میشوم از آمدنت
معنی اشک و دعا چیست برایم بنویس
خون دل خوردنت از بار گناهان من است..
معنی شرم و حیا چیست برایم بنویس
مثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصیده گلم
مصرع از درس وفا چیست برایم بنویس
دست من را تو نگیری به زمین می افتم
حکمت دست شما چیست برایم بنویس
تو برایم بنویسی به یقین میفهمم
حرمت عشق کجا هست … برایم بنویس…

بیت فوق بسیار تفسیر بردار و شبهه برانگیزاننده است از دو جهت

1- منظور اصلی حافظ چیست؟

2- مصداق عناوین مصرع دوم کدام یک از اجزا مصرع اول می باشند؟

مقایسه دو ابجکت که هر دو به ساحت یک سابجکت مربوط اند و اینکه به حکم ازلی درباره این دو ابجکت چه بوده

به خصوص با توجه به بیت قبلی :

جام می و خون دل هر یک به ی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

که بیتی جبرگرا می باشد . و نشان از عدم اختیار و تفویض جبرگرایانه سعادت و سختی دنیوی دارد.

حال تک تک اجزا و سناریو های احتمالی مقایسه میگردد.

ادامه به زودی .......



بیت فوق بسیار تفسیر بردار و شبهه برانگیزاننده است از دو جهت

1- منظور اصلی حافظ چیست؟

2- مصداق عناوین مصرع دوم کدام یک از اجزا مصرع اول می باشند؟

مقایسه دو ابجکت که هر دو به ساحت یک سابجکت مربوط اند و اینکه به حکم ازلی درباره این دو ابجکت چه بوده

به خصوص با توجه به بیت قبلی :

جام می و خون دل هر یک به ی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

که بیتی جبرگرا می باشد . و نشان از عدم اختیار و تفویض جبرگرایانه سعادت و سختی دنیوی دارد.

حال تک تک اجزا و سناریو های احتمالی مقایسه میگردد.

ادامه به زودی .......



آخرین مطالب

آخرین جستجو ها