جستجوی عبارت معنی فاک


ایهام در لغت به معنای درشک و گمان افکندن است اما در اصطلاح علم بدیع ، آوردن واژه ای است با حداقل دو معنی مناسب با کلام، یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن .
معمولاً مقصود شاعر معنی دور آن است و گاهی نیز هر دو معنی مورد نظر می باشد .


منوچه ارسایی دبیرادبیات ناحیه یک م آباد

کنایه چیست ؟

کنایه پوشیده سخن گفتن به طوری که معنی آن صریح و ظاهر نباشد (غیات اللغات) و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد، و این دو معنی لازم و م وم یکدیگر باشند، پس گیرنده آن جمله را چنان ترکیب کند و بکار برد که دهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور متقل گردد.


معنی اشعار ادبیات دوم معنی درس اول « الهی » سال دوم به نام آن خ که نام او آرامش بخش جان است و دستور او کلید گشایش ( مشکلات ) است و (درود)ورحمت او در هنگام صبح باعث سرخوشی و شاد مؤمنان است و یاد او باعث بهبودی دل آزرده و زخم خورده است و محبت او برای اهل زمین مانند کشتی نوح نجات بخش است . بقیه در ادامه مطلب

از بچه گی هر به من چیزی می گفت

یکی می گفت نام تو عربیست

دیگر می گفت ریشه فارسی دارد

ودر آ خودم تصمیم گرفتم به دنبال معنی اسم خودم بگردم

نام من به 3 زبان دنیا معنی میشود(فارسی. عربی.زبان آفریقایی)

نام من در زبان پارسی:

مهدیه به معنای عروسیست که در حجله نشسته است

پاک. زیبا . و قابل ستایش

نام من در زبان عرب: که ریشه اش از مهدی می اید

به معنای هدایت شده یا هدایت کننده

ی که دیگران را هدایت می کند

نام من در افریقا:

در افریقا به بت هایی که میپرستند و خدایان انها به شمار می ایند مهدیه می گویند

به معنای قابل ستایش و راهنما


ما دختریم ولی به این معنی نیست که حتما از رنگ صورتی خوشمون بیاد ....
ما دختریم ولی به این معنی نیست که باید حتما دامن بپوشیم ...
دختریم ولی به این معنی نیس که حتما باید ناز و لوس باشیم

ما دختریم ولی به این معنی نیس که حتما باید ازخودمون
دفاع نکنیم وفقط با گریه مشکلمونو حل کنیم

ما دختریم ولی به این معنی نیس که حتما باید ارایش کنیم

ما دختریم و دوست داریم هر جور خودمون می خواهیم باشیم


عاشق که بشی...

معنی خنده های تواوج گریه رو میفهمی...

معنی عصبی بودن موقع دلتنگی رومیفهمی...

معنی آرام شدن با صدای معشوق رو میفهمی...

معنی داغون شدن ازدوری معشوق رو میفهمی...

معنی ذل زدن به دیوار و سکوت های طولانی رو میفهمی...

معنی حساسیت روی شاخه گل های خشک شده رومیفهمی..

عاشق که بشی تازه معنی خیلی چیز ها رو میفهمی..

+ واقعا عشق یکی از بهترین معلمای زندگیه :)


چکیده:

کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی و حاجب. بیشتر استعما لش به معنی است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که بر حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه (ستر) که به معنی پوششی است به کار رفته است فقها معترض این مطلب شده اند کلمه (ستر) را به کار برده اند نه کلمه حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه (پوشش) را به کار می بردیم. زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت حجاب، است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که خواسته است زن همیشه باشدو بیرون نرود وظیفه پوشش که برای ن مقرر کرده است بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند،، زندانی و حبس زن در مطرح نیست.پوشش زن در اینست که زن در معا خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد. (مطهری، 1353،124).


عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود

عشق ص ست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند

عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود

عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است

عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد

عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است

عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود

عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه

عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد

عشق......... عشق 10 عنصر است اما عنصر آ آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست.


بزرگ شدن فقط به معنی دندون عقل در اوردن نیست...فقط به معنی درد استخون دست و پا نیست...فقط به معنی ریش و سیبیل در اوردن نیست...فقط به معنی قد بلندتر شدن نیست...فقط به معنی کشیده شدن صورت نیست...فقط به معنی تغییر قیافه نیست...!

مهم تر از اون!

بزرگ شدن یعنی از تموم افکار مس ه و بچگونه ت...از تمام آرزوهای دست نیافتنی و مز فت متنفر بشی!


سوال:

آیا در واژه ی «گوناگون» تکواژ آزاد قاموسی «گون» به آن معنایی که در این واژه به کار رفته امروزه فعال است؟«گون»در «گلگون،سرخگون و موارد مشابه به معنای شباهت است وبا «گون» در« گوناگون »فرق دارند.

پاسخ:

- واژه ی "گوناگون" که صورت های دیگر آن (گونه گون ) و ( گونه گونه ) است ، به معنی رنگارنگ و مختلف و متعدد است . «گون» در پایه ی آن امروزه به عنوان تکواژ قاموسی به کار نمی رود اما گونه ی آزاد آن ‹‹گونه›› به معنی رنگ ،چهره،نوع،طرز،شکل وهیأت کاربرد دارد.گون(-gun)در پایان این واژه پسوندی است که به معنی شباهت ورنگ بوده و با اسم ترکیب می شودوصفت می سازد،به عبارت دیگر این پسوندبه اسم می پیونددوبرای توصیف اسم هایی به کار می رود که هم رنگ پایه هستند:گندمگون ،لاله گون،آبگون،گلگون ،پیروزه گون زرگون ،سیم گون، نیلگون و........این پسوند در برخی از کلمات به معنی.‹‹ نوع و گونه›› است :

گوناگون دیگر /دگر گون که باید آنرا صورت دیگر از گونه تلقی کرد.این واژه هامشتق نیستند .گون درواژه ی واژگون از نظر تاریخی باپسوند مورد بحث ارتباطی ندارد و واژه ی واژگون امروزه ساده است .

(صادقی ،علی اشرف ،مجله نشر دانش ،سال13،شماره پنجم1372ص:23)و(کلباسی ،ساخت اشتقاقی واژه در فارسی امروز 137: 1371 )

در "سرخ گون" با صفت و در "هم گون" با ضمیر هم راه شده است


"نانو تکنولوژی" (nanotechnology) در ترجمه لفظ به لفظ، به معنی تکنولوژی بسیار کوچک ( "نانو" به معنی بسیار بسیار کوچک، مقیاس10 به توان 9- بار کوچک تر) می باشد.

این تعریف نمی تواند معنی واژه nanotechnology را به صورت کامل بیان نماید. زیرا از این ترجمه لفظ به لفظ چنین بر می آید که ما می توانیم چیز های بسیار بسیار کوچک در مقیاس 10 به توان 9- بسازیم. شاید "نانو تکنولوژی" اینکار را به راحتی میسر نماید، اما این تنها یک یکی از توانایی های نانو در عصر حاضر است. اگر معنی این کلمه را چنین برداشت کنیم، خواهیم دید که بسیاری از وسایل قبلا نیز در مقیاس بسار کوچک تر بدست بشر تولید شده بودند، اما نام این کار تکنولوژی نانو نیست. اینکه ما بخواهیم وسایلی بسازیم که مقیاس آنها نسبت به نمونه فعلی آنها میلیارد ها بار کوچک تر باشد، تنها یکی از ابعاد نانو تکنولوژی به شمار می رود.


میرزا مهدیخان استرآبادی، سنگلاخ، مقدمه و تصحیح: ح. م. صدیق، نشر اختر.

باب پنجم: در بیان اسم مفعول

۩ و آن مشتمل است بر دو قسم:

قسم اوّل، الفاظی است که فِی نَفْسِه به معنی مفعول موضوع اند. مثل:

«سینوق» sınuq به معنی: ش ته و م ور.

و «بیتیک» bitik به معنی: مکتوب. و این نوع صیغ صفت مشبهه و اسم مصدر نیز واقع می شوند. مثل:

«ییقوق» yıquq به معنی: اب و منهدم.

و «تیلوک» tilük به معنی: سوراخ.

و «بویروق» buyruq به معنی: فرمان.

قسم دویّم، الفاظ مشترکه اند. و آن بر چهار [ ب. ر 44] نوع است.


من معنی عشق رو از نظر جوانان امروزی نفهمیدم؟چون ی اون برام معنی کرد.هر عشق رو یه جور معنی میکنه که تنها معنی که همه اون رو قبول دارند علاقه ی شدید قلبی.در این صورت فرق بین عشق و دوست داشتن و اقسام اون چیه؟من در جایی خوندم که عشق آسمانی و بین خدا و انسان.این حرف درسته؟ایا عشق زمینی که بین انسان ها وجود دارد؟وقتی داستان لیلی و مجنون میخونه که یکی از عشق های بین دو انسان مجنون در آ به خ خودش میرسه و به اون تزدیکتر میشه نه به لیلی.من خواستم معنی عشق رو بفهم حتی تو لغت نامه ای دهخدا هم گشتم و خوندم ولی نتونستم به یک ذره ی از معنی اون پی ببرم .


فقط به این خاطر که تم به این معنی نیست که چیز های زیادی برای گفتن ندارم.

فقط به این خاطر که خوشحال به نظرمیرسم به این معنی نیست که همه چیز روبراه است .

فقط به این خاطر که زیاد می خندم به این معنی نیست که مسایل را جدی نمی گیرم .

فقط به خاطر اینکه می بخشم به این معنی نیست که می توانی مرا دست کم بگیری .

فقط به این خاطر که همیشه در دسترس نیستم به این معنی نیست که علاقه ای ندارم .

فقط به این خاطر که گول می خورم به این معنی نیست که می توانی به من دروغ بگویی .

فقط به این خاطر که احساساتم را بروز نمی دهم به این معنی نیست که احساسی ندارم .

فقط به این خاطر که نمی گویم دوستت دارم به این معنی نیست که دوستت ندارم .

فقط به خاطر این که صادقم به این معنی نیست که حرفهایم را رک می زنم.

فقط به خاطر این که شبیه تو نیستم به این معنی نیست که آدم مر موزی هستم .

فقط به خاطر این که چیزی نمی گویم به این معنی نیست که می ترسم .


معنی شعرهاو عبارت های کتاب ادبیات فارسی2

معنی درس اول

« الهی » سال دوم به نام آن خ که نام او آرامش بخش جان است و دستور او کلید گشایش ( مشکلات ) است و درود او در هنگام صبح باعث سرخوشی و شاد مؤمنان است و یاد او باعث بهبودی دل آزرده و زخم خورده است و محبت او برای اهل زمین مانند کشتی نوح نجات بخش است . ای بزرگواری که بخشش ها را می بخشی و دانایی که گناهان را می پوشانی و ای بی نیازی که دور از درک و فهم آفریده ها هستی و ای یگانه ای که در ذات و صفات نظیر نداری و ای آفریننده ای که هدایت می کنی و ای توانایی که شایسته ی خدا بودن هستی ، به جان ما یک رنگی خود را بده و به دل ما دوست داری خود را بده و به چشم ما نور خود را بده ( تا حقیقت را ببینیم ؛ به ما چشم حقیقت بین بده ) و آن چیزی را به ما بده که برای ما بهتر است و کار ما را به افراد کوچک و بزرگ واگذار مکن ( ما را اسیر کوچک و بزرگ نکن ) . خدایا عبدا.. پیر شد ؛اما توبه نکرد . خدایا توبه ی ما را بپذیر و در مورد گناهان ما از ما بازخواست نکن ( ما را مؤاخذه نکن ) خدایا از کارهای بد خود می ترسم ؛ مرا با خوبی خود ببخش . خدایا در دل های ما جز عشق خدت چیزی نکار و بر تن و جان ما جز لطف و رحمت خود چیزی نقش نزن و بر کارهای دنیایی ما غیر از مهربانی و رحمت خودت چیزی نباران . معنی درس « همای رحمت » 1 ـ ای علی ، ای رحمت و بخشش الهی ، تو چه نشانه ی بزرگی از خدا هستی ؛ زیرا سایه ی رحمت و سعادت خداوندی را بر سر همه ی موجودات افکنده ای . 2 ـ ای دل ( ای انسان ) اگر می خواهی خدا را بشناسی ، به علی توجه کن و با استفاده از وجود او خدا را بشناس ، به خدا سوگند من نیز خدا را با وجود علی شناختم . 3 ـ ای علی ای ابر رحمت الهی ، اگر تو در قیامت لطف خود را شامل حال ما نکنی ، شعله های دوزخ با کینه و انتقام جویانه ، وجود همه ی موجودات را خواهد سوزاند .


معنی شعرهاو عبارت های کتاب ادبیات فارسی2

معنی درس اول

« الهی » سال دوم به نام آن خ که نام او آرامش بخش جان است و دستور او کلید گشایش ( مشکلات ) است و درود او در هنگام صبح باعث سرخوشی و شاد مؤمنان است و یاد او باعث بهبودی دل آزرده و زخم خورده است و محبت او برای اهل زمین مانند کشتی نوح نجات بخش است . ای بزرگواری که بخشش ها را می بخشی و دانایی که گناهان را می پوشانی و ای بی نیازی که دور از درک و فهم آفریده ها هستی و ای یگانه ای که در ذات و صفات نظیر نداری و ای آفریننده ای که هدایت می کنی و ای توانایی که شایسته ی خدا بودن هستی ، به جان ما یک رنگی خود را بده و به دل ما دوست داری خود را بده و به چشم ما نور خود را بده ( تا حقیقت را ببینیم ؛ به ما چشم حقیقت بین بده ) و آن چیزی را به ما بده که برای ما بهتر است و کار ما را به افراد کوچک و بزرگ واگذار مکن ( ما را اسیر کوچک و بزرگ نکن ) . خدایا عبدا.. پیر شد ؛اما توبه نکرد . خدایا توبه ی ما را بپذیر و در مورد گناهان ما از ما بازخواست نکن ( ما را مؤاخذه نکن ) خدایا از کارهای بد خود می ترسم ؛ مرا با خوبی خود ببخش . خدایا در دل های ما جز عشق خدت چیزی نکار و بر تن و جان ما جز لطف و رحمت خود چیزی نقش نزن و بر کارهای دنیایی ما غیر از مهربانی و رحمت خودت چیزی نباران . معنی درس « همای رحمت » 1 ـ ای علی ، ای رحمت و بخشش الهی ، تو چه نشانه ی بزرگی از خدا هستی ؛ زیرا سایه ی رحمت و سعادت خداوندی را بر سر همه ی موجودات افکنده ای . 2 ـ ای دل ( ای انسان ) اگر می خواهی خدا را بشناسی ، به علی توجه کن و با استفاده از وجود او خدا را بشناس ، به خدا سوگند من نیز خدا را با وجود علی شناختم . 3 ـ ای علی ای ابر رحمت الهی ، اگر تو در قیامت لطف خود را شامل حال ما نکنی ، شعله های دوزخ با کینه و انتقام جویانه ، وجود همه ی موجودات را خواهد سوزاند .


برای خلبان شدن شما نیاز به سه مدرک دارید:
1- مدرک ppl : این مدرک برای هواپیماهای سبک نظیر cessna است. هزینه ی این مدرک تقریبا 6.5 میلیون تومان است. کلمه ppl مخفف private pilot's licence به معنی مدرک خلبانی شخصی است.
2-مدرک cpl : این مدرک برای هواپیماهای سنگین و باربری نظیر هواپیماهای boeing 747 , atr , airbus a310 و... است. هزینه ی این مدرک تقریبا 24.5 میلیون تومان است. کلمه ی cpl مخفف commerical pilot's licence به معنی مدرک خلبانی تجاری است.
3-مدرک ir: این مدرک برای کار در شرکت های هواپیمایی لازم است. این کلمه مخفف instrument rating به معنی نحوه ی عملکرد ابزار است. هزینه ی این دوره را نمی دونم.



حشو در لغت به معنی « لایی لباس » است که بین آستر و رویه قرار می گیرد و بیشتر برای خوش نما لباس به کار گرفته می شود. چنانکه سعدی می گوید:

قبا گر حریر است و گر پرنیان به ناچار حشوش بود در میان

در اصطلاح « حشو » کلمه یا عبارت زایدی است که از جهت معنی در جمله بدان نیازی نیست و تعادل لفظ و معنی را در جمله به هم می زند و گاه باعث فساد معنی می شود.


تعریف تحلیل swot

swot در لغت به معنی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدات است و در اصطلاح فرایند شناسایی بررسی و ارزی متغیر های موثر و بالقوه داخلی و محیطی را تجزیه و تحلیل swot گویند. واژه swot برگرفته از این لغات می باشد:

s: strength به معنی قدرت

weakness:wبه معنی ضعف

o: opportunity به معنی فرصت

t:threat به معنی تهدید


آیا ثانی اسم فاعله؟اگه اسم فاعله پس چرا معنی اسم فاعل نداده و معنی صفت مشبه میده؟ در لفظ بر وزن فاعل و در معنی اسم مفعول است یعنی دوم قرارگرفته شده و معنی صفت مشبهه نمی دهد.کلماتی دیگر مانند: مالح: شور شده

در کتاب های دبیرستان وزن کلمات ملاک نوع مشتق است. و زون فاعل اسم فاعل است. والسلام

و طبیعی است که هر وزن فاعلی معنای فاعلی نداشته باشدچون درمعنی اسم فاعل نیست.


ما دختریم ولی به این معنی نیس که حتما باید از رنگ صورتی خوشمون بیاد
ما دختریم ولی به این معنی نیس که حتما باید دامن بپوشیم
ما دختریم ولی به این معنی نیس که حتما باید ناز و لوس باشیم
ما دختریم ولی به این معنی نیس که حتما نباید ازخودمون دفاع کنیم و فقط با گریه مشکلمونو حل کنیم
ما دختریم ولی به این معنی نیس که حتما باید آرایش کنیم
ما دختریم و دوست داریم هر جور خودمون می خواهیم باشیم


ایهام و ایهام تناسب

ایهام = یعنی « ی را به گمان افکندن » اما در ادبیات هنری است که شاعر ، لغتی را که دو معنا دارد در سخن خود آنچنان به کار ببرد که خواننده در نخستین برخورد ، در انتخاب معنی مورد نظر گوینده پی ببرد .

اگر ی بگوید « من ، شیر یده ام » بسته به موقعیت خاص گوینده ، تصور شنونده ممکن است « شیر خوردنی ، شیر درنده ، یا شیر آب » باشد و این همان صنعت ایهام است ، زیرا شنونده مجبور است که در خیال خود معنی مورد نظر گوینده را جستجو کند .

مثال :

هر تیر که در کیش است ، گر بر دل ریش آید ما نیز یکی باشیم از جملة قربانها « سعدی »

تیردان ، قربانی

ایهام تناسب = آن است که گاهی دو یا چند کلمه در لفظ متناسب به کار می روند اما در معنی مناسبتی با هم ندارند . به عبارت دیگر آوردن واژه ای است با حداقل دو معنی که یک معنی آن مورد نظر و پذیرفتنی است و معنی دیگر نیز با بعضی از اجزای کلام تناسب دارد .

چون شبنم او فتاده بودم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوّق بر شدم

مهر به معنی خورشید است اگر با عیوق در نظر بگیریم اما در بیت به معنی عشق و محبت است .

نکته = گاهی ممکن است کلمات به مناسبت تضاد ایجاد و هم و گمان کنند.

مثال :

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

آشنا و غریب دو کلمه ضد هم است و ایجاد ایهام می کند در حالی که غریب به معنی عجیب و شگفت انگیز به کار رفته است که هیچ مناسبت معنایی با آشنا ندارد .

ما هم این هفته برون رفت و به چشم سالی است حال هجران توچه دانی که چه مشکل حالی است

ماه استعاره از معشوق شاعر است ؛ به معنی دیگر آن دوازه ماه سال است که هر ماه آن سی روز می باشد در اینجا معنی اول منظور شاعر است و با توجه به هفته و سال معنی دوم به ذهن تداعی می شود که منظور شاعر نیست .

نکته = در ایهام تناسب تنها یک معنی به کار می رود و معنی دوم که در آن شعر کار برد ندارد با واژه های دیگر مراعات نظیر می سازد .

همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش توبه هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم

چنگ الف ) نوعی ساز است . ب ) چنگ مجموعه انگشتان یک دست .


شةوقی أوویی تؤیة رووناکی دپی سةوداسةرم
بؤ تریفةی ماهی أووت ضةن بص سةروسامانة شةو
معنی :
شوق دیدار روی تو روشنی بخش دل سو من است
بی فروغ ماه رویت، جلوه و جلایی ندارد شب

هه رچه ند که نات بینم
به ڵام ده نگی خه نده ت
ئه بزوێنێ
دڵی سڕم
معنی:
هیچ می دانی
هر چند که ناپی
اما دل ش ته ام می گوید
می آید ص

گیانا که م زو وه ره نازدارم زو وه ره به س جاری بت


کلمات خیلی جالب اند. از نظر دهخدا، معین و عمید یکی دوتا معنی مشخص دارند. اما بعضی جاها معنی شان کمی تغییر میکند؛ به قول دبیر ادبیات می شود مجاز از فلان چیز! بعضی وقت ها کلمات معنی ای فراتر از معنی خودشان دارند؛ این برای افراد مختلف، متفاوت است. با بعضی کلمات می شود فرو رفت در عالمی دیگر! با بعضی کلمات آدم غرق می شود در فکر و خیال. بعضی کلمات در کنار یکدیگر معنی و مفهوم تازه ای پیدا می کنند. بعضی کلمات آدم را تغییر می دهند. کلمات خیلی جالب اند.

کلمه ای که خیلی دوست دارید چیه؟


دونوع نگرش به ادب وعرفان واحادیث شریف وقران کریم وجود دارد گروهی صورت پرستند وهمه صورت می بینند واز معنی غافل وگروهی بسیار اندکند ونادر همه معنی می نگرنداماصورت پرستان اگر راه به معنی میبردند هرگز صورت را بت خود نمی ساختند وبران سجده نمی کرند


ایثار در لغت به معنی برگزیدن ، غرض دیگران را بر غرض خویش مقدم داشتن و منفعت غیر را بر مصلحت خود مقدم داشتن (دهخدا ، 1377 ، ص 3682 ) و در به معنای تلاش ، فداکاری ، بخشش و اخلاص در راه خدا آمده است که بیانگر رشد و معرفت الهی انسان است و با مفاهیمی همچون شهادت ، خیرخواهی و دیگر خواهی همراه است . و همینطور شهادت در لغت به معنی گواه و در اصطلاح ی که در مورد مسئله ای گواهی و شهادت بدهد، مطرح گردیده است. ( ابن منظور ، 1405 ، ص 225 ) با این توضیح که در این مقاله تلقی ما از ایثارو شهادت، جهاد و کشته شدن در راه خدا می باشد.


میرزا مهدیخان استرآبادی، سنگلاخ، مقدمه و تصحیح: ح. م. صدیق، نشر اختر.

باب چهارم: در بیان اسم فاعل

۩ و آن بر دو قسم است.

قسم اوّل، آن است که بر معنی فاعل موضوع اند. و آن مشتمل است بر دو نوع:

نوع اوّل، قیاسی است. و آن مبنی بر دو علامت است:

علامت اوّل، «غوجی» ğuci و «کوجی» küci است که در آ فعل امر در می آید. مثل:

«آلغوجی» alğuci یعنی: گیرنده.

و «کیلکوجی» kilküci یعنی: آینده.

تخطئه

طالع هروی گوید،[i] در بیان معنی «آلغوجی»[ii]alğuci که:«گاه به معنی فاعل و گاه به معنی مصدر می آید و ی مبالغه نیز واقع می شود.»، غلط کرده است. «غوجی» ğuci و «کوجی» küci همان بر معنی فاعل وضع شده اند و افاده ی معنی دیگر نمی کنند [ ب. ر 38].


آیه الکرسی:

تعریف کرسی در آیه ای که به آیه الکرسی معروف شده است

کرسی از ریشه ( ک- ر – س ) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می باشد و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه می توان برای کرسی سه معنی آورد

  • علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا ی آسمان را در برمی گیرد.
  • جسم بزرگ کیهانی: کرسی را همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین … است در آن جای می گیرد که از حضرت علی (ع) نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند
  • قدرت و سلطنت الهی: کرسی را همان جهان هستی است که این جهان تمام تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود
  • عرش: درلغت همان کرسی است که عرش در لغت فارسی به معنی رکن واساس هرچیز و یا سقف خانه گفته می شودبنا براین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند.


رمضان، ماه روزه و ماه نهم از ماه های قمری بین شعبان و شوال است. رمضان در لغت ‏به معنای تابش گرما و شدت تابش خورشید است. بعضی گویند رمضان به معنی سنگ گرم است که از سنگ گرم، پای روندگان می‏سوزد و شاید مأخوذ از «رمض‏» باشد که به معنی سوختن است، چون ماه صیام گناهان را می‏سوزاند به این خاطر، بدین اسم موسوم شده است زیرا ماه رمضان موجب سوختگی و تکلیف نفس است. اما صوم و روزه که در این ماه تکلیف شرعی مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشامیدن و مفطرات دیگردر طول روز

در قرآن مجید یک بار «رمضان‏» و چهارده بار صوم و صیام و صائمین و صائمات ... آمده است.

دستور روزه در آیه 179 سوره بقره طرح شده است: یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون.


پروژه تلاشی موقتی است که برای تولید محصول، خدمت یا نتیجه ای منحصر به فرد انجام می شود

موقتی بودن پروژه بدین معنی است که هر پروژه دارای تاریخ شروع و پایان خاصی است. پروژه زمانی خاتمه می یابد که اه آن محقق شده باشد و یا بدلیل عدم تحقق اه و یا عدم نیاز، فسخ شده باشد. موقتی بودن وماً به معنی مدت زمان کوتاه نیست همچنین موقتی بودن پروژه به مفهوم این نیست که تمامی محصولات پروژه ها هم موقتی هستند بسیاری از پروژه ها محصولاتی تولید می کنند که تا سالیان متمادی باقی هستند و عمر آنها بسیار طولانی تَر از عمر خود پروژه است.


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها