جستجوی عبارت قتل خواهر بدست برادر در قائمیه



جشنواراه قرآنی نونهالان بخش اشکنان که با همکاری کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان، سازمان تبلیغات ی، کانون حضرت زینب سلام الله علیها و پایگاه بسیج مقاومت ا هرا سلام الله علیها خواهران در محل کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان برگزار گردید به کار خود پایان داد و برگزیدگان خود را شناخت.

سومین دوره جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان با حضور نه مهد از سراسر بخش اشکنان و 48 نفر از نونهالان، با همراهی مربیان مهد و پیش دبستانی های مذکور در تاریخ 19 بهمن ماه به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب ی برگزار گردید و در اختتامیه این برنامه از همه شرکت کنندگان و عوامل اجرایی و برگزیدگان با حضور تعدادی از اعضای ستاد دهه فجر انقلاب ی اشکنان تقدیر به عمل آمد.

امتیازات نفرات و مهد های شرکت کننده در جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان سال 1395

سه نفر برتر جشنواره قرآنی نونهالان

حسین نورایی پیش دبستانی یاس با امتیاز 100

علی خستگان پیش دبستانی رضا (ع) با امتیاز100

علی اکبر یوسفی  پیش دبستانی حسین(ع) با امتیاز 100

امتیازات مهدهای شرکت کننده طبق رتبه ب شده

رتبه 1

پیش دبستانی یاس اشکنان
امتیاز نام و نام خانوادگی
95 سحر نوری 
100 حسی نورایی 
94 زینب حسین نژاد 
99/50 مرتضی رستاد 
98 ریحانه خاش
98 نرجس خاتون حیدری فرد

رتبه 2

پیش دبستانی رضا(ع) اشکنان
امتیاز نام و نام خانوادگی
98 امینه تجلی 
99 علی هنر دوست 
95 نازنین زهرا صفری  
100 علی خستگان 
91 ام البنین بیننده
99/50 ماهان راهپیما 

رتبه3

پیش دبستانی حسین (ع) شهر اهل
امتیاز نام و نام خانوادگی
88 زهرا گراشی نژاد 
100 علی اکبر یوسفی 
88 محمد حسین نوروزی 
95 سنا مظفری

رتبه4

پیش دبستانی بهزیستی اشکنان
امتیاز نام و نام خانوادگی
95 درسا حقیقی 
95 ناهید مرادی
88 زهرا حقیقت 
80 فاطمه محبی
95 ریحانه سادات سخن سنج
93 یاسین رضایی 

رتبه5

پیش دبستانی مهر پاقلات 
امتیاز نام و نام خانوادگی
70 کوثر زیایی 
98 فاطمه حاجی پور 
98 فاطمه راهپیما 
96 مریم جلوه گر 
98 میلاد حاتمی 

رتبه6

پیش دبستانی طاها رکن آباد
امتیاز نام و نام خانوادگی
93 یگانه تیر گردون 
93 علی خسته 
89 زینب آفت  
88 ستایش غلامی 
86 معصومه سهیلی 
85 راحیل شریفی 

رتبه7

مهد ریحانه اهل 
امتیاز نام و نام خانوادگی
93 حسام روئین 
88 زینب وفایی
77 حسین وفایی

رتبه8

پیش دبستانی غنچه ها شهر اهل
امتیاز نام و نام خانوادگی
83 حسین نوری 
75 سحر فروتن
85 فاطمه مجرد
91 پیام جعفری

 

 

رتبه9

 

پیش دبستانی ا هرا(س) کال
امتیاز نام و نام خانوادگی
80 محمد حسین باغچه 
77 ابوالفضل شریعتی نیا
90 ریحانه رمضانی
78 سید موسی
66 سید حسین  
51 یوسف حسینی 

 برنامه جنبی نقاشی نیز در این جشنواره برگزار گردید که بیست نفر برتر به شرح ذیل اعلام و جوایزی به ایشان تقدیم شد.

امینه تجلی از پیش دبستانی رضا(ع)

پیام جعفری از پیش دبستانی غنچه ها

درسا حقیقی از پیش دبستانی بهزیستی

ریحانه سادات سخن سنج از پیش دبستانی بهزیستی

فاطمه محبی از پیش دبستانی بهزیستی

مریم جلوه گر از پیش دبستانی مهر پاقلات

نجمه تکاپو از پیش دبستانی رضا (ع)

ام البنین بیننده از پیش دبستانی رضا (ع)

سحر نورایی از پیش دبستانی یاس

مرتضی رستاد از پیش دبستانی یاس

ابوالفضل شریعتی نیا از پیش دبستانی ا هرا (س) کال

ریحانه رمضانی از پیش دبستانی ا هرا(س) کال

یگانه تیر گردون از پیش دبستانی طاها

معصومه سهیلی از پیش دبستانی طاها

محمد حسین نوروزی از پیش دبستانی حسین (ع)

علی اکبر یوسفی از پیش دبستانی حسین (ع)

ناهید مرادی از پیش دبستانی بهزیستی

محمد فروتن از پیش دبستانی بهزیستی

فاطمه علی نژاد چهار ساله 

 جهت دیدن ع های جشنواره لطفا به ادامه مطلب بروید و یا کلیک کنید

 

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره قرآنی نونهالان بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395


آی قصه قصه قصه

درخت شاد و سبزه

که تو بهار می بینیم

زمستون ها می کاریم

آی بچه ها بیایین

بریم تو باغ و خونه

یه دونه درخت بکاریم

با شادی و با خنده


ک ن و اعضای جلسه قصه گویی کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان در بیست و نهمین جلسه که مصادف با هفته درخت و درخت کاری گردید قصه ای از درختا ن  شنیدند  و سپس به کاشت نهال در محیط پرداختند.

این برنامه با تقدیم یک نهال گل به شرکت کنندگان در جلسه و تشریح مسابقه بهترین پرورش دهندگان گل به پایان رسید.

 

لازم به ذکر است که مسابقه بهترین پرورش دهنده گل که با هدف انس ک ن با طبیعت و با همکاری بخش منابع طبیعی و جهاد کشاورزی بخش اشکنان انجام گرفته است به این شکل اجرا می گردد که این هفته و چهارشنبه 25 اسفند و آ ین جلسه قصه گویی در سال 95 تعدادی نهال گل و گیاه در اختیار ک ن و نوجوانان قرار می گیرد و شرکت کنندگان می بایست آنرا در گلدانی بکارند و نسبت به پرورش و مواظبت از آن تا هفته دوم عید که نهم فروردین ماه و سی و یکمین جلسه قصه گویی است کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان برگزار می شود به این جلسه بیاورند. در این جلسه نیز علاوه بر داوری مسابقه، گل ها و درختچه ها در محیط کتابخانه قائمیه اشکنان توسط خود ک ن کاشته خواهد شد.

توجه:

  1. شرکت کنندگان می بایست عضو کتابخانه باشند.
  2. تعداد کتاب دریافتی شرکت کنندگان در مسابقه از 25اسفندماه تا نهم فروردین ماه در نتیجه مسابقه موثر است.
  3. کاشت نهال و یا بذر هر نوع گل و درخت و شرکت در مسابقه بلااشکال است 
  4. تصاویر ارسالی از سفره هفت سین شما با گل های پرورشی تان زینت بخش کانال ها و شبکه های اجتماعی کتابخانه خواهد شد.

 

 

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18


آی قصه قصه قصه

درخت شاد و سبزه

که تو بهار می بینیم

زمستون ها می کاریم

آی بچه ها بیایین

بریم تو باغ و خونه

یه دونه درخت بکاریم

با شادی و با خنده

ک ن و اعضای جلسه قصه گویی کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان در بیست و نهمین جلسه که مصادف با هفته درخت و درخت کاری گردید قصه ای از درختا ن شنیدند و سپس به کاشت نهال در محیط کتابخانه پرداختند.

این برنامه با تقدیم یک نهال گل به شرکت کنندگان در جلسه و تشریح مسابقه بهترین پرورش دهندگان گل به پایان رسید.



لازم به ذکر است که مسابقه بهترین پرورش دهنده گل که با هدف انس ک ن با طبیعت و با همکاری بخش منابع طبیعی و جهاد کشاورزی بخش اشکنان انجام گرفته است به این شکل اجرا می گردد که این هفته و چهارشنبه 25 اسفند( آ ین جلسه قصه گویی در سال 95 ) تعدادی نهال گل و گیاه در اختیار ک ن و نوجوانان قرار می گیرد و شرکت کنندگان می بایست آنرا در گلدانی بکارند و نسبت به پرورش و مواظبت از آن تا هفته دوم عید که نهم فروردین ماه و سی و یکمین جلسه قصه گویی است کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان برگزار می شود به این جلسه بیاورند. در این جلسه نیز علاوه بر داوری مسابقه، گل ها و درختچه ها در محیط کتابخانه قائمیه اشکنان توسط خود ک ن کاشته خواهد شد.

توجه:

  1.  شرکت کنندگان می بایست عضو کتابخانه باشند.
  2.  تعداد کتاب دریافتی شما از 25اسفندماه تا نهم فروردین ماه در نتیجه مسابقه موثر است.
  3.  کاشت نهال و یا بذر هر نوع گل و درخت و شرکت در مسابقه بلااشکال است 
  4.  تصاویر ارسالی از سفره هفت سین شما با گل های پرورشی تان زینت بخش کانال ها و شبکه های اجتماعی کتابخانه خواهد شد

 

 

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

برای دیدن بقیه تصاویر کلیک کنید

 

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18

بیست و نهمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان 1395/12/18


بیست و هفتمین جلسه هفتگی قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان با حضور و همراهی گروه قصه گویی ک نه کتابخانه عصر چهارشنبه چهارم اسفندماه در بخش کودک کتابخانه قائمیه برگزار شد. در این برنامه که با همراهی گروه قصه گویی ک نه کتابخانه قائمیه برگزار شد به دلیل همزمانی با باران های یک هفته ای اشکنان قصه مهمان ناخوانده انتخاب شد که با هماهنگی گروه قصه گویی و راوی اجرا گردید. قرآن خوانی و شعرخوانی نیز جزئی از برنامه دیروز بود که با همراهی ک ن انجام شد.

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95

بیست و هفتمین جلسه قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان-فارس4اسفند95


غزه :عزه ال

gaza gaza gaza

gaza:the honor of islam

ع جانگدازترین صحنه از غزه

رژیم اخیراً از راکتها و خم هایی علیه مردم بی دفاع غزه استفاده کرده که دو هدف را مورد اصابت آنی قرار می دهد. هدف اول جسم سخت مانند سنگرها، تجهیزات زرهی و سازه ها و هدف دوم هر گونه جاندار به شعاع سیصد متر نسبت به مرکز اصلی هدف.
رژیم اخیراً از راکتها و خم هایی علیه مردم بی دفاع غزه استفاده کرده که دو هدف را مورد اصابت آنی قرار می دهد.
البته موشک و یا خم قبل از اصابت در چند مرحله دارتهای آهنی را پرتاب و در مرحله آ با ترکشهای انفجار مرحله نهایی رهاسازی انجام می پذیرد.
بسیاری از ی غیر نظامی نوار غزه مخصوصاً ک ن و دسالان به همین ترتیب به قتل رسیده اند.
این راکت ها که از سوی بالگردهای نظامی و توپخانه های رژیم صهیونیستی شلیک می شود حاوی پنج هزار دارت آهنیِ حرارتی ۳۰میلی متری است که قبل از اصابت به هدف «سخت» در چند مرحله ترکش ها را با سرعتی معادل ۲۰ متر در ثانیه به شعاع ۳۰۰ متر مفید به سوی جانداران پرتاب می کند.
سلاحی که ک ن غزه را درو می کند!
در پانزدهمین روز آغاز جنایت صهوینیست ها علیه غیر نظامیان غزه
گرچه روایت از جنایاتی که در فلسطین ی، عراق، و آفریقا علیه بشر توسط جاهلان و خونخواران زمان از صهیونیست ها گرفته تا تکفیریها، تقریباً عادی شده و قبح رفتارهای سخیف، وحشیانه و هولناک این جانداران بی روح و عاطفه در این مدت علیه ن، ک ن، سالخوردگان و حتی بیماران بستری در درمانگاهها و بیمارستانها برایشان ش ته، اما انتشار اخبار صحیح و صحنه هایی که این جماعت بر بی گناهان روا می دارند بی شک عمق فاجعه ای که در کمین بشریت نشسته را به خوبی ترسیم می کند و کمترین نفع آن، متحد خواهان جهان بر ضد این دشمنان انسانیت خواهد بود. گوشه ای از جنایات هولناک صهیونیست ها در حق ملت مظلوم فلسطین به روایت آ ین تصاویر مخابره شده:
کد خبر: ۴۱۸۴۵۲
تاریخ انتشار: ۳۱ تیر ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۴ - 22 july 2014
جنایات هولناک در نوار غزه ۱۸+
با کلیک بر روی ع ها، تصاویر را با وضوح بالاتر ببینید
سیستم دفاع موشکی صهیونیست ها (گنبد آهنی) که توانایی رصد و تعقیب راکتها و موشکهای مقاومت را داراست و آنها را در آسمان منهدم می کند.
سیستم دفاع موشکی صهیونیست ها (گنبد آهنی) که توانایی رصد و تعقیب راکتها و موشکهای مقاومت را داراست و آنها را در آسمان منهدم می کند.
تماشای جنایات صهیونیست ها توسط شهروندان سرزمینهای ی
تماشای جنایات صهیونیست ها توسط شهروندان سرزمینهای ی
کودکی که مورد پرتاب سلاح جدید صهیونیستها (دارت آهنی) قرار گرفته است.
کودکی که مورد پرتاب سلاح جدید صهیونیستها (دارت آهنی) قرار گرفته است.
کودکی که مورد پرتاب سلاح جدید صهیونیستها (دارت آهنی) قرار گرفته است.
کودکی که مورد پرتاب سلاح جدید صهیونیستها (دارت آهنی) قرار گرفته است.
راکت حاوی پنج هزار دارت آهنی و حرارتی ۳۰میلی متری که قبل از اصابت به هدف «سخت» در چند مرحله ترکش ها را با سرعتی معادل ۲۰ متر در ثانیه به شعاع ۳۰۰ متر مفید به سوی جانداران پرتاب می کند.
راکت حاوی پنج هزار دارت آهنی و حرارتی ۳۰میلی متری که قبل از اصابت به هدف «سخت» در چند مرحله ترکش ها را با سرعتی معادل ۲۰ متر در ثانیه به شعاع ۳۰۰ متر مفید به سوی جانداران پرتاب می کند.
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
موشک باران نوارغزه
موشک باران نوارغزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه
موشک باران نوارغزه
قتل عام ک ن غزه
قتل عام ک ن غزه

جزئیات کامل :

عنوان کامل : پایان نامه قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران

تعداد صفحات : 80

دسته : حقوق و علوم

توضیحات :

چکیده :
پژوهش حاضر با هدف بررسی و قتل و عوامل موثر بر قتل  صورت گرفته است . که قبل از شروع به موضوع قتل به تعریفی از جرم پرداخته ایم به خاطر اینکه قتل در جوامع بشری به عنوان جرم محسوب می شود و بعد از این موضوع در جهت بررسی پژوهش حاضر به صورت نه  فصل مشخص درمورد قتل و مجازات های قتل  انجام گرفته و  نتیجه  به دست آمده از تحلیل نه فصل تحقیق  مورد بحث و بررسی قرار می گیرد .
مقدمه
قتل بزرگترین تعرض به تمامیت جسمانی اشخاص است که خود دارای انواعی است و بر اساس عنصر روانی شدت و آن مشخص میگردد. قتل در قانون مجازات ی به مواردی همچون قتل، عمد (بند الف م 206) قتل در حکم عمد (بند ب و ج م 206) قتل خطا شبیه عمد (بند ب م 295) قتل خطای محض (بند الف م 295) قتل در حکم شبه عمد (تبصره 2 ماده 295) قتل در حکم خطای محض (تبصره 1 م 295) قتل غیرعمد (م 616-م 714) قتل در اثنای منازعه (م 615 ق م ا) تقسیم میگردد که در حقوق جزای فرانسه به قتل عمد ضرب و جرح منتهی به فوت ، و قتل غیرعمد تقسیم میگردد. در میان موارد فوق الذکر قتل عمد شدیدترین آنهاست که در حقوق جزای ایران به مصادیقی همچون قتل عمدی محض ، قتل در حکم عمد و قتل در اثنای منازعه و در فرانسه به قتل عمدی ساده و قتل عمدی مشدده تقسیم می گردد. که در بر گیرنده مواردی از قبیل: مسمومیت منجر به مرگ ، قتل سبق تصمیم قتل مستخدمین ت ، قتل در اثر احراق عمدی، قتل توام با جنایت یا جنحه دیگر و قتل اولیا است . مواد از قتل عمدی محض (قتل با سونیت مسلم) آن است که جانی با قصد سلب حیات از مجنی علیه (ازهاق روح) بوسیله فعل غالبا یا نادرا کشنده سبب قتل مجنی علیه گردد. برای تحقق قتل عمدی محض سونیت خاص و عام تواما ا امی است . قتل در حکمم عمد نوع اول (ارتکاب قتل با فعل قتاله مطلق) زمانی ارتکاب مییابد که جانبی بدون قصد با ارتکاب فعل نوعا کشنده مطلق مباشر تا با تسبیباسبب قتل دیگری گردد. و هرگاه جانی بدون قصد قتل با ارتکاب فعل قتاله نسبی سبب قتل دیگری گردد قتل در حکم نوع دوم (ارتکاب قتل با فعل قتاله نسبی) تحقق یافته است . مصداق دیگر قتل عمدی محض در حقوق ایران قتل در اثنای منازعه است که میتواند ماهیتا مشمول یکی از موارد فوق الذکر گردد ولی بعلت ارتکاب در شرایط خاص مجازات آن تشدید میگردد. مجازات قتل عمدی در حقوق جزای ایران قصاص نفس است . اما در حقوق جزای فرانسه مجازات قتل عمدی ساده (هیجانی) سی سال حبس جنایی و مجازات قتل عمدی مشدده حبس جن دائمی است .

بیان مسئله
در قانون مجازات ی و به طور کلی در هیچ یک از مقررات کیفری گذشته، تعریفی از شروع به جرم به عمل نیامده و مقنن تنها به تشریح مسئله شروع به جرم بسنده کرده است. در همین راستا، از شروع به قتل عمدی نیز تعریفی دقیق و مشخص در قوانین مدونه صورت نگرفته و لذا ارائه تعریفی مناسب از شروع به قتل عمدی، تا اندازه ای دشوار به نظر می رسد، مع ذالک تعریفی را که می توان با توجه به ماده (613) ق.م.ا، از شروع به قتل به عمل آورد را در ذیل بیان می داریم:
«شروع به قتل عمد زمانی تحقق می یابد که فردی به قصد سلب حیات از دیگری مبادرت به انجام عملیاتی داخل در عنصر مادی قتل عمد نماید، ولی قصد مرتکب به عللی خارج از اراده، معلق و بی اثر مانده و عملیات اجرایی به نتیجه مورد نظر مرتکب ختم نگردد.»
مانند موردی که فردی با قصد ارتکاب قتل، مبادرت به ریختن سم در فنجان قهوه دیگری نماید، ولی به واسطه انجام عملیات سریع درمانی، اثر سم رفع شده و از مجنی علیه سلب حیات صورت نگیرد.

فرضیه های تحقیق
1-    قتل به عنوان یک جرم بشری
2-    انواع قتل در قانون مجازات عمومی سال 1304 باب سوم قانون مجازات عمومی سابق ایران مرتکب اختصاص به بیان جرایم جنایت نسبت به افرادبوده است

اهمیت موضوع
شروع به جرم به عنوان مفهومی جدید، در یکی یا دو قرن اخیر شکل گرفته و به عنوان نهادی جدید و مستقل در حقوق کیفری امروز مطرح گردیده است. در گذشته آنچه که از اهمیت برخوردار بود، صرف ارتکاب جرم بود؛ به عبارتی، جرم یا ارتکاب می یافت و یا ارتکاب پیدا نمی کرد و در صورت اخیر، مجازاتی هم بر ی که نتوانسته بود فعل مجرمانه خویش را به اتمام برساند، بار نمی گردید؛ اما، بتدریج مفهوم نظم عمومی به عنوان ملاک تعیین جرایم و مجازاتها مورد توجه جوامع مختلف قرار گرفت؛ به گونه ای که امروزه هر عملی که بتواند مراتب اخلال در نظم عمومی جامعه را فراهم نماید، از لحاظ اصول و قواعد حاکم بر حقوق کیفری قابلیت جرم انگاری، تعقیب و مجازات را دارد که شروع به جرم نیز به عنوان مفهومی جدید یکی از این موارد است.
از نظر قانونی در کشور ایران، شروع به جرم در قانون سال 1304 و قانون مجازات عمومی سال 1352، مورد توجه مقنن قرار گرفته بود و به عبارتی، شروع به جرم در جنایات، خود به عنوان جرمی مستقل، قابلیت تعقیب و مجازات داشت و در امور جنحه نیز وفق ماده (23) این قانون، منوط به تصریح در قانون گردیده بود، که این معنا تا سال 1362؛ یعنی، تا زمان تصویب قانون راجع به مجازات ی به قوت خود باقی بود، اما پس از آن با تصویب ماده (15) قانون راجع به مجازات ی، عنوان مستقل شروع به جرم مخدوش گردید و مقنن آن را به عنوان جرمی مستقل واجد تعقیب و مجازات ندانست و تنها در صورتی امکان تعقیب و مجازات فردی که شروع به ارتکاب جرمی کرده بود وجود داشت که عملیات و اقداماتی را که وی در راستای ارتکاب جرم مورد نظر خویش انجام می داد، واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد. در سال 1370 نیز که قانون مجازات ی به تصویب رسید، مقنن مجدداً از همین رویه پیروی نمود؛ لذا در حال حاضر از نظر قانونی، اصل بر عدم جرم بودن شروع به جرم محسوب است مگر در مواردی که مقنن خلاف آن را تصریح نموده باشد، همچون موارد شروع به کلاهبرداری و یا اینکه همان اندازه از عملیات اجرایی، خود واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد که در صورت اخیر، تعقیب و مجازات مرتکب به اعتبار ارتکاب شروع به جرمی که ناتمام مانده نخواهد بود، بلکه به اعتبار ارتکاب جرم تامی خواهد بود که مرتکب در راستای وصول به نتیجه جرم مورد نظر خویش انجام داده است.
با توجه به مراتب مذکور، شروع به قتل عمدی نیز علی رغم اهمیت موضوع به لحاظ اخلال در نظم عمومی، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات می نمود؛ چرا که، به عنوان مثال در مواردی که فردی به قصد سلب حیات از مجنی علیه مبادرت به پرتاب وی در آب می نمود و یا اینکه با ریختن سم در غذای او قصد ازهاق نفس از وی را داشت؛ ولی از مجنی علیه به عللی خارج از اراده مرتکب سلب حیات نمی گردید، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات بود؛ چرا که صرف در آب انداختن ی یا سم دادن به غیر، از نظر قانونی جرم تلقی نمی گردید تا مرتکب آن قابل تعقیب و مجازات باشد. نهایتاً در سال 1375، مقنن با تصویب ماده (613) ق.م.ا، شروع به قتل عمد را به عنوان جرمی مستقل مورد توجه قرار داد و آن را واجد عنوان مستقل مجرمانه دانست که ما در این مقوله، به بررسی ماده مذکور و مسئله مجازات مندرج در این ماده با توجه به مصادیق قابل فرض آن می پردازیم.

فهرست مطالب

چکیده
مقدمه 1
تعریف جرم 2

فصل اول :
کلیات تحقیق  3
اشتباه در قتل 6.

فصل دوم :
مجازات شروع به قتل عمدی 15
 مجازات شروع به قتل عمدی توأم با ضرب و جرح مجنی علیه 18

فصل سوم :
قتل در حکم شبه عمد در قانون مجازات ی 22
هدف , مبنا و عناصر قتل در حکم شبه عمد 22
مقایسه قتل در حکم شبه عمده با سایر انواع قتل 28

فصل چهارم :
قتل از روی ترحم (اتانازی(31

فصل پنجم : 
قتل غیر عمدی 33

فصل ششم :
قتل در فراش 38

فصل هفتم :
مجازات قتل در نتیجه تیر اندازی 43

فصل هشتم :
تبیین جایگاه جرم قتل عمدی در حقوق و فقه 49

فصل نهم :
قتل فرزند توسط مادر 57
قتل فرزند توسط مادر در حقوِ خارجی 58
قتل فرزند توسط مادر در حقوِق ایران 60
قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه 63
ادله قصاص مادر برای قتل فرزند 64
قتل فرزند توسط مادر از دیدگاه فقهای اهل سنت 65
نتیجه گیری 67
پاورقی و منابع 71


جهت محصول اینجا کلیک نمایید


بیست و هشتمین جلسه قصه گویی کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان با یاد و نام بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیه پیوند خورد و یاوران فاطمی با هم قرار گذاشتند که :

یا صاحب ا مان!عزای مادر مهربان تان را تسلیت می گوییم
من هم می خواهم مثل شما در ایام فاطمیه:
1-عزادار مادرتان باشم و در مجالس روضه شرکت کنم.
2-پنج حدیث در مورد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یاد بگیرم.
3-به انی که ایام فاطمیه را فراموش کرده اند ، احترام ایام فاطمیه را یادآوری کنم

و با این پیام که فاطمه را باید شناخت و دوست داشت دل به قصه ای دیگر سپردند که اخلاق و رفتار این بانوی مکرمه را به نمایش گذاشت.

28 قصه گویی هفتگی کتابخانه قائمیه اشکنان - 1395/12/11

28 قصه گویی هفتگی کتابخانه قائمیه اشکنان - 1395/12/11

28 قصه گویی هفتگی کتابخانه قائمیه اشکنان - 1395/12/11

28 قصه گویی هفتگی کتابخانه قائمیه اشکنان - 1395/12/11

28 قصه گویی هفتگی کتابخانه قائمیه اشکنان - 1395/12/11

28 قصه گویی هفتگی کتابخانه قائمیه اشکنان - 1395/12/11

28 قصه گویی هفتگی کتابخانه قائمیه اشکنان - 1395/12/11


مقدمه

از جمله موضوعاتی که در قانون مجازات ی آمده ودر زمره قواد فقهی منصوص محسوب می شود موضوع قسامه است مراد از منصوص این است که قاعده مذکور مستند به روایت است و در زمره قواعد اصطیادی محسوب نمی شود. در مورد عمل به قاعده مذکور بین فقها تفاوت نظر وجود دارد فقهای شیعه بر اعتبار قسامه در قتل نفس و اعضاء و جوارح ظاهراً اجماع دارند و عقیده دارند که قسامه هم رفع اتهام و هم اثبات جنایت می کند یعنی قسامه ای که اولیای مقتول اقامه می کنند اثبات جنایت برای متهم و قسامه ای که متهم اقامه می کند از او رفع اتهام می نماید.

قسامه یکی از راههای ثبوت قتل و جراحات و صدمات بر اعضاء بدن است که با وجود لوث قابل اجرا است و آن به این صورت است که اگر قتلی اتفاق افتاد و ی اقرار به قتل نکرد و ولی دم، حد قتل توسط شخص یا جماعتی شد و نتوانست برای دعوی خود شهود و بنیه قابل قبول اقامه کند، چنانچه لوث که عبارت از ظن حاکم به راستگویی مدعی است، موجود بود، مدعی با بستگانش در صورت قتل عمد، پنجاه سوگند و در صورت قتل شبه عمد و خطای محض بیست و پنج سوگند می خورند و ادعای او ثابت می شود. وگرنه متهم قسامه را اجرا می کند و تبرئه می شود. از آنجا که مقتضای اصل، در موارد ب در تحقق موضوع قسامه، عدم است و از سوی دیگر قسم مدعی، طبق قاعده بینه بر مدعی و قسم بر منکر است، خلاف قاعده است، که بر آن هستیم که در این مختصر تحقیق پس از تعریف قسامه و لوث و مشروعیت آن به بررسی ماهیت، کیفیت، کمیت نصاب و شرایط هر یک از آنها بپردازیم.
سابقه تاریخی قسامه

چنانچه در متون تاریخی آمده است قسامه قبل از وجود داشت و بعداً توسط رسول اکرم«ص» اجرا شده است ابن م می گوید: قسامه در عصر جاهلیت، درباره مقتولی بود که پیدا می شد و خدا«ص» آن را به همان کیفیت برقرار ساخت. در نیل الاوطار شوکانی آمده است که اولین قسامه در عصر جاهلیت، مربوط به دعوای ابوطالب بر شخصی از قبیله بنی قریش بوده است وی سپس جریان را چنین نقل می کند که شخصی به نام «لقینا» از قبیله بنی هاشم برای تجارت به یمن رفت و در آنجا، بنا به دلایلی با ی درگیری پیدا می کند و مجروح می شود.پس از مجروح شدن هنگامی که فهمید مرگش نزدیک است به اطرافیان خود وصیت کرد که وقتی برای موسم حج به مکه می روند نزد ابوطالب حاضر شوند و جریان قتل او را به اطلاع وی برسانند و بگویند که فلانی قاتل او است و او را قصاص نماید، آنها به وصیت او عمل د پس ابوطالب قاتل را احضار نمود و به او گفت: « تو متهم به قتل هستی و باید یکی از سه کار را اختیار کنی: یا صدشتر به ورثه اش بدهی یا پنجاه نفر از خویشاوندان تو بیایند و قسم یاد کنند که تو قاتل نیستی و یا قصاص شوی» که متهم به قتل، شق دوم را پذیرفت و مراسم قسامه برای نفی اتهام اجرا شد. در روایت دیگری آمده است که ابوبصیر از صادق«ع» در مورد پیدایش قسامه سوال کرد، حضرت فرمودند: کان من قبل رسول الله.
1-1-1-1-مفهوم قسامه

قسامه ( به فتح قاف) از قسم که همان یمین و سوگند باشد، گرفته شده و در اصل، اسم مصدر است و به جای مصدر به کار رفته است مانند: أقسَم، یُقسِمُ، اِقساماً و قسامةً.

قسامه در لغت به معنی سوگندهایی است که تقسیم می شود بر اولیاء دم یا جماعتی که سوگند می خورند و همچنین قسامه به معنی گروهی است که بر امری قسم یاد کنند یا شهادت بدهند.

قسامه عبارت است از ادای سوگند توسط 50 نفر در قتل عمدی و 25 نفر در قتل شبه عمدی و خطای محض از نین محلی که مبنی علیه یک قتل در آنجا یافت شده مبنی بر این که خود مرتکب جنایت نگردیده و اطلاعی هم از قاتل ندارد.

در اصطلاح فقها اسم سوگندهایی است که بر اولیاء دم تقسیم می گردد. شهید ثانی در مسالک می فرمایند: قسامه در لغت اسم است برای اولیایی که بر ادعای خود سوگند یاد می کنند و در اصطلاح فقها اسم سوگندهایی است که بر اولیاء دم تقسیم می گردد. به هر دو تقدیر اسمی است که جایگزین مصدر گشته است. گفته می شود أقسم تُقسم اقساماً و قسامَةً. چنانکه گفته می شود اکرَم، مُکرِمُ، اکراماً و کرامةً. گرچه قسامه از نظر لغت به سوگندهایی که درباره قتل و جنایت باشد اختصاص ندارد ولی فقها آن را در این مورد به کار برده اند.
1-1-1-2- مشروعیت قسامه

اصل وجود قسامه و اینکه یکی از ادله اثبات قتل و جراحات و صدمات بر اعضاء بدن می باشد، مورد اتفاق نظر فقها شیعه و اهل سنت است و تردیدی در آن وجود ندارد. هر چند در بعضی از مسائل آن اختلاف شده است تشریع قسامه در قرآن کریم نیامده است. اما احادیث زیادی از ائمه«ع» روایت شده که دل بر مشروعیت قسامه دارند به چند مورد آن اشاره می شود:

1-برید بن معاویه می گوید، از صادق«ع» درباره قسامه پرسیدم، فرمودند: در تمامی حقوق، بینه بر عهده مدعی و قسم بر عهده مدعا علیه است، مگر در خصوص خون. سپس در ادامه فرمود» همانا با قسامه، خون مسلمانان محفوظ می ماند»

2-زرّاره می گوید: از صادق«ع» درباره قسامه پرسیدم فرمودند: قسامه حق است... همانا قسامه برای احتیاط در خون مردم قرار گرفته است تا هرگاه فرد فاسقی خواست فردی را بکشد یا مخفیانه او را از بین ببرد از قسامه بترسد و از کشتن خودداری کند.

3- حلبی می گوید، از صادق«ع» درباره قسامه پرسیدم که چگونه بوده است؟ فرمودند: قسامه حق است و نزد ما نوشته شده است و اگر قسامه نبود مردم همدیگر را می کشتند و چیزی باقی نمی ماند و همانا قسامه ایه نجات انسان است.

4-عبدالله بن سنان می گوید، از صادق«ع» درباره قسامه پرسیدم، فرمود قسامه حق است و اگر قسامه نبود مردم همدیگر را می کشتند و چیزی باقی نمی ماند. همانا قسامه حصاری است که مردم بدان محفوظ می مانند.

5- ابوبصیر روایت می کند از صادق«ع» که فرمودند: حکم خداوند در خصوص خون با حکم وی در خصوص مال تفاوت دارد. در خصوص اموال بینه بر عهده مدعی و قسم بر عهده مدعا علیه است در حالی که در خصوص خون، اقامه بینه بر عهده مدعا علیه و قسم بر عهده مدعی است زیرا خون مسلمانان نباید هدر برود.
قسامه از نظر اهل سنت

در فقه اهل سنت و روایتهای آنان نیز قسامه وجود دارد و مهمترین دلیل آنان حدیث حُویصه و مُحیصه پسران ابن مسعود است.این حدیث هر چند از حیث لفظ با اختلاف، روایت شده است ولی اهل حدیث بر صحت آن اجماع و اتفاق دارند.
فقهای اهل سنت به دو نوع قسامه قائلند:

1-قسامه اثبات: که در جنایت عمد یا خطا به کار می رود. از نظر مذاهب شافعی، مالکی و حنبلی، قسامه پنجاه سوگند است که اولیای مقتول یعنی مدعیان دعوای قتل، برای اثبات قتل، علیه جانی در نزد حاکم ادا می کنند و هر یک از آنان چنین سوگندی ادا می کند « به خ که غیر از او خ نیست، جانی ضربه زد و فلانی مرد- یا به درست که فلانی، فلانی را کشت»

چنانچه بعضی از اولیای دم از ادای سوگند خودداری کنند. بقیه آنان سوگندهای باقیمانده را ادا خواهند کرد. اگر همه اولیاء دم نکول د یا قتل از موارد لوث نبوده سوگند به متهم ارجاع می شود. که در این صورت بستگان وی پنجاه سوگند مبنی بر براثت متهم می خورند. اگر متهم بستگانی نداشته باشد، خود پنجاه سوگند را یاد کرده و از مسئولیت بری خواهد شد.

قسامه اثبات در صورتی قابل اعمال است که لوث وجود داشته باشد، یعنی قرینه ای ظاهری در خصوص قاتل در دست باشد یا بین قاتل و مقتول عدوات و دشمنی ظاهری وجود داشته باشد.

2-قسامه نفی: که در مورد کشته ای است که قاتل او مجهول و ناشناخته است. از نظر مذهب حنفی، قسامه سوگندهایی است که میان مردم محلی تقسیم می شود که مقتول میان آنان پیدا شده است. این نوع قسامه در جایی است که قاتل اصلاً معلوم نباشد و مقتول در محله دیگر یا در ملک فردی یدا شود و بر بدنش آثار ضرب و جرح و خفگی باشد. در این صورت پنجاه نفر از مردان اهل محله ای که مقتول میان انها یافته شده بر نفی تهمت از خود بدین گونه سوگند می خورند: « قسم به خدا ما او را نکشته ایم و قاتل او را نمی شناسیم»

اگر با سوگندهای اهل محله پنجاه سوگند کامل نشود، سوگندهای آنان مکرر می شود تا پنجاه سوگند کامل گردد. در صورت اجرای قسامه فقط دیه بر اهل محله واجب می شود.

دلیل آنها بر این حکم روایت زیاد بن مریم می باشد: که بیان می دارد مردی نزد رسول خدا«ص» آمد و گفت: ای رسول خدا من برادرم را در میان فلان قبیله کشته یافتم.حضرت فرمود پنجاه نفر از آنان را جمع کن که به خدا سوگند بخورند که او را نکشته اند و قاتل او را نمی شناسند. آن مرد گفت: ای رسول خدا من نیز همین را می خواهم. اکرم«ص» فرمودند: بلکه به شما یکصد شتر نیز می رسد.
1-1-1-3-تعریف لوث

لوث در لغت در معانی مختلفی به کار رفته، از جمله «تلوث» یعنی آلودگی و مراد آلوده شدن به خون است. شبه دلیل یعنی دلیلی که کامل و تمام نیست و قوت و نیرومندی که معنای اخیر با معنای اصطلاحی فقها تناسب بیشتری دارد. در اصطلاح فقها لوث امارات و قراینی است که موجب ظن و گمان بر صدق مدعی می شود.

محقق در شرایع می گوید: «لوث اماره و علامتی است که با آن، گمان بر صدق مدعی غلبه می کند، مانند وجود شاهد اگر چه یک نفر باشد» شهید در لمعه می گوید:« لوث اماره ای است که با آن گمان بر صدق مدعی حاصل می شود، مانند ی که در دستش سلاح خون آلود است، نزد کشته ای که در خون غوطه ور است.»

صاحب ریاض المسائل می فرماید: « این اماره را لوث نامیده اند، به خاطر اینکه لوث افاده ظن قوی می کند و لوث در لغت هم به معنی ظن قوی می باشد».

بنابراین هر ظنی را لوث نمی نامند، بلکه ظنی که همراه با قرائن و شواهد قوی و نزدیک به علم باشد، مانند صاحب سلاحی خون آلوده در کشته ای که در خون افتاده و یا کشته ای که در خانه قومی یا در روستایی پیدا شود یا بین قاتل و مقتول عداوت و دشمنی وجود داشته باشد و یا مدعی فقط یک شاهد داشته باشد و شهادت او ظن لوث را در حاکم پدید آورد.

گفته شد که یکی از راههای اثبات قتل یا اثبات جنایت بر اعضای بدن، در صورت عدم وجود اقرار و بینه ـقسامه» است که با درخواست اولیای دم، توسط حاکم شرع با شرایط خاصی اجرا می گردد. براساس روایت ی، اجرای قاعده قسامه موجب احتیاط بیشتر در دماء و نفوس و بقای نوع انسانی و سبب امنیت و آسایش جامعه می باشد. یکی از شرایط معتبر در قسامه لوث است و به سخن دقیق تر لوث، موضوع قسامه است که در صحت و اعتبار آن تردیدی نیست.

با توجه به آنچه در متون فقهی آمده از جمله موارد تحقیق لوث این است که یک شاهد عادل گواهی دهد که فلانی مرتکب قتل شده است. یا ببیند که ی تازه کشته شده و شخص دیگری با حربه خون آلود نزدیک او ایستاده است یا کشته ای در خانه جماعتی یا در روستایی یافت شود، یا کشته ای بین دو قریه کشف شود که فاصله هر دو با آن مساوی باشد، یا گروهی از ن یا فساق به قتل ی شهادت دهند. به طوری که از گفته آنان ظن قوی حاصل شود که او کشته است. در قانون مجازات ی نیز به نمونه های دیگری از موارد تحقیق لوث اشاره شده است. از جمله حضور شخص همراه با آثار جرم در محل قتل یا وجود مقتول در محل تردد یا اقامت اشخاص معین و یا شهادت طفل ممیز مورد اعتماد، یا شهادت یکی از دو شاهد عادل به قتل عمد و دیگری به اصل قتل، در صورتی که متهم به قتل، عمد را انکار کند و غیره.
1-1-2-1-مخالفان قسامه

در تاریخ فقه ی آمده است که زمان عمر بن عبدالعزیز، این مسأله شرعی مورد تردید قرار گرفت، قاضی عیاض از گروهی از فقها گذشته نقل می کند که با قسامه مخالفت کرده اند از جمله، ابوقلابه، سالم بن عبدالله، حکم بن عبتیه، قتاده، سلیمان بن سیار، ابراهیم بن عله، مسلم ابن خالد و خود عمر بن عبدالعزیز.

محمد بن اسماعیل نجاری صوفای 256 قمری از ابوقلابه روایت کرده که عمربن عبدالعزیز روزی بار عام داد، چون مردم بر او وارد شدند. گفت: درباره قسامه چه می گویید؟مردم گفتند قصاص به قسامه را حق می دانیم، چه خلفاء به قسامه عمل کرده اند. سپس عمر از ابوقلابه پرسید، تو در این باره چه می گویی؟او بعد از اظهار تعارف و تواضع گفت: یا المومنین اگر پنجاه گواهی دهند، بر مردی که وی در دمشق کرده و خود ندیده باشند او را رجم می نمایی؟

عمر پاسخ داد: نه- ابوقلابه به او گفت اگر پنجاه نفر نزد تو شهادت دهند، مردی در حمص ی کرده او را ندیده اند آیا دست او را با شهادت آنان جدا می کنی؟ در پاسخ گفت: نه و در برخی از روایات است که ابوقلابه به او گفت چگونه با پنجاه نفر که شهادت می دهند، ی را در شهر دیگری کشته است و ندیده اند او را قصاص می نمایی؟ عمربن عبدالعزیز پس از این واقعه به عاملان خود درباره قسامه نوشت اگر دو نفر عادل شهادت دهند که فلان شخص قاتل است او را قصاص کنید لیکن با شهادت پنجاه تن که سوگند یاد کنند فلان شخص ثقاتل است قصاص ننمایید.

پس آنچه که مخالفان قسامه به آن نظر دارند اصل تشریع قسامه نیست بلکه نامعقول بودن صدور حکم قصاص به استناد سوگند پنجاه نفر است که از مستندات وارده استنتاج مذکور بعید نیست.
1-1-2-2- دلایل مخالفان با قسامه

1-دلیل اول: ادای سوگند از سوی انی که شاهد وقوع جنایت نبوده اند.

ادای سوگند از سوی انی که شاهد وقوع جنایت نبوده اند مجاز نیست مگر اینکه علم قطعی داشته یا با حواس پنجگانه درک کرده باشند. بنابراین معقول نیست که حاکم با سوگند و شهادت پنجاه نفر که شاهد وقوع جنایت نبوده اند حکم به قصاص ی را صادر نماید.

اشکالی که در این خصوص وجود دارد این است که تصور کرده اند که قسم خورندگان بدون علم و اطلاع می توانند سوگند یاد کنند، در حالی که فی الواقع اینگونه نیست. قسم خورندگان باید عالم باشند و سوگند از روی گمان صحیح نیست.

روایات قتل سهل بن عبدالله انصاری بر تأیید این مطلب دل دارد.زیرا وقتی رسول اکرم«ص» از انصار خواست که سوگند بر قتل سهل به دست یک نفر یهودی ادا کنند و در پاسخ گفتند که چگونه ادای سوگند کنیم بر چیزی که ندیده ایم.

در نتیجه این مطلب به هیچ وجه محل بحث نیست، زیرا شکی در این مسأله وجود ندارد که اگر بخواهند از روی نا آگاهی ادای شهادت کند و سوگند نمایند قطعاً شهادت و سوگند آنان بی اعتبار است.

در تحریر الوسیله آمده است: در قسامه شرط است که حالف از روی علم سوگند یاد کند و ظن کافی نخواهد بود. همچنین در جای دیگر آمده است« در ادای سوگند لازم است قیودی را که عبارتند از نام و نسب و صفت قاتل و مقتول ذکر نمایند، به طوری که هیچگونه اهام و احتمالی باقی نماند. همچنین لازم است نوع قتل را از نظر عمد و خطا و شبه عمد مسشخص سازند، نیز لازم است مشخص نمایند که آیا قتل به طور انفرادی صورت گرفته با اشتراکی.»

مواد 250 و 251 قانون مجازات ی نیز که ترجمه کتب فقهی است این گونه مقرر می دارد:

ماده 250- هر یک از قسم خورندگان باید قاتل و مقتول را بدون ابهام معنا، انفراد یا اشتراک ویا معاونت قاتل با قاتلان را صریحاً ذکر و نوع قتل را بیان نمایند.

تبصره: در صورتی که قاضی احتمال می دهد که قسم خورنده یا قسم خورندگان در تشخیص نوع قتل که عمد یا شبه عمد یا خطاست دچار اشتباه می باشند باید در مورد نوع قتل از آنان تحقیق بنماید.

ماده 251. قسم خورندگان باید علم به ارتکاب قتل داشته باشند و از روی جزم قسم بخورند و قسم از روی ظن کفایت نمی کند.

تبصره: در صورتی که قاضی احراز نماید که تمام یا برخی از قسم خورندگان از روی ظن و گمان قسم می خورند، قسم های مذکور اعتبار ندارد.

بدیهی است اگر حاکم در مورد اجرای قسامه چنین اموری را در نظر بگیرد به طور طبیعی براساس آنها یقین حاصل خواهد کرد که متهم، قتل را مرتکب شده است. افزون آنکه حاکم از راه لوث که ظن قوی است ورود اتهام را تا حدود هشتاد درصد بر متهم ثابت می داند بنابراین باید گفت که منکرین قسامه، قسامه را در مواردی انکار می کنند که حالفین آگاهی نداشته باشند و در این صورت انکار آنان به جای و به مورد است و بعید است آنان در فرض ایجاد اطمینان منکر شوند در این صورت سخن آنان بر خلاف ضرورت فقه و عقل و منطق خواهد بود.

2-دلیل دوم. خلاف قاعده « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» است.

ظاهر روایات و ادله قسامه این است که بر خلاف قاعده « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» می باشد پس باید در چیزی که خلاف قاعده است به قدر متقین اکتفا کرد و با وجود دلایل قوی دیگر به قسامه رجوع نمود.

3-دلیل سوم: مخدوش بودن روایت قسامه از حیث دل

ادله ای که برای قسامه اقامه می شود روایاتی هستند که از نظر دل مخدوش اند. مهمتریم دلیلی که بین عامه و خاصه شایع است روایتی است که درباره قتل سهل بن عبدالله وارد شده است که در ذیل آن امده است که به انصار فرمود: باید پنجاه نفرتان سوگند بخورند آنان چون آگاهی از قاتل نداشتند از ادای سوگند امتناع ورزیدند سپس فرمود که یهود سوگند یاد کنند که گفتند« سوگند انی که کافراند چگونه ممکن است پذیرفته شود؟»

بدین ترتیب این گفت و شنود به هیچ وجه دل ی بر عمل رسول الله به قسامه ندارد، بلکه این روایت بر خلاف مطلوب دل بیشتری دارد، زیرا اگر عمل به آن را لازم می دانست، مانند زمان جاهلیت به آن عمل میکرد. یعنی وقتی که انصار مدعی قتل به دست یهود بودند و از ادای سوگند امتناع ورزیدند، طبق موازین شرعی عمل نماید. در حالی که «ص» چنین کاری نکرد. بلکه دیه مقتول را از مال صدقه پرداخت فرمود.
1-2-1-1-تعامل قسامه با سایر ادله

در ماده 231 قانون مجازات ی ترتیب درج راههای ثبوت قتل به این شرح است.

1-اقرار                 2- شهادت             3- قسامه           4- علم قاضی

این ترتیب به معنای تعیین یک سلسله مراتب برای ادله مذکور نیست ولی با توجه به تعریف لوث که لازمه قسامه است به نظر می رسد که قسامه در عرض سایر ادله نیست و به عبارت دیگر در طول آنها قرار دارد و این بدان معناست که استناد به قسامه در صورتی موجه است که اقرار،شهادت و یا علم قاضی برای اثبات قتل وجود نداشته باشد این دیدگاه که مبتنی بر استنباط از مفهوم لوث و نیز سایر شرایط قسامه بوده در سال 1380 با الحاق جمله ذیل مستند قانونی پیدا کرد. به موجب ذیل ماده 239 قانون مجازات ی .... « و در صورت نبودن بنیه از برای مدعی، قتل یا جرح یا نوع آن ها به وسیله قسامه و به نحو مذکور در مواد بعدی ثابت می شود» بنابراین در صورت وجود بنیه، مدعی نمی تواند دعوای خود را با قسامه به اثبات رساند.
1-2-2-1شرایط لازم برای اجرای قسامه

برای اجرای قسامه، تحقق لوث ضروری است به موجب ماده 239 قانون مجازات ی «هرگاه بر اثر قراین و اماراتی و یا از هر طریق دیگری از قبیل شهادت یک شاهد یا حضور شخصی همراه آثار جرم در محل قتل یا وجود مقتول در محل تردد یا اقامت اشخاص معین و یا شهادت طفل ممیز مورد اعتماد و یا امثال آن حاکم به ارتکاب قتل از جانب متهم ظن پیدا کند مورد از موارد لوث محسوب می شود»

بنابراین می توان نمای قسامه را به شکل زیر ترسیم نمود:

وجود قرایم یا امارات و امثال آنها: تحقق ظن بریا قاضی= لوث: اجرای قسامه

پس لوث حاصل جمع دو پدیده است که عبارتند از قراین و امارات و امثال آنها و ظن قاضی که مبتنی بر آنهاست.
1-2-2-2- الف) وجود قراین و امارات

در مبحث پیشین متذکر شدیم که اثبات جنایت با قسامه موکول به فقدان سایر دلایل (اقرار، شهادت؛و یا علم قاضی) است و از سوی دیگر استفاده مقنن از واژه های قرائن، امارات، هر طریق دیگری از قبیل و یا امثال آن به معنای فقدان محدودیت قاضی در استناد به این گونه نشانه ها و تمثیلی بودن آنهاست.
1-2-2-3- امارات مخصوصه در اجرای قسامه

از انجا که قسامه از راههای ثبوت قتل می باشد و با اقامه آن متهم به قتل به قصاص محکوم می گردد و بعد از قصاصا راه بازگشتی وجود ندارد لازم است در اجرای آن احتیاط شدید و اهتمام زیادی قایل شد و از دلیل و امارات مخصوصی علاوه بر آنچه که موجب لوث می گردد در اجرای قسامه استفاده گردد که این امارات مخصوصه می تواند از قبیل معروف بودن به شر، فاسق و فاجر بودن، دارای سابقه شرارت و دشمنی ظاهری مدعی علیه با فرد مقتول و... باشد. که دو بحث مهم در قسامه وجود دارد که هر دو مؤید اعتبار امارات و قراین مخصوصه در اجرای قسامه می باشند: یکی امضایی بودن قاعده قسامه و دیگری خلاف اصل بودن آن و اکتفا به قدر متقین است. در مباحث قبلی اشاره شد که مسأله لوث و قسامه قبل از نیز وجود داشته و به آن عمل می شده است در نهایه ابن اثیر آمده است: قسامه، قبل از و در عصر جاهلیت وجود داشته و آن را امضاء کرده است و از این رو قسامه را می توان جزء احکام امضای دانست، ودر احکام امضای بنای عقلاء به عنوان یک مستند و مبنا مطرح است. از انجا که موضوع قسامه مسأله ای بسیار مهم است و ارتباط تنگاتنگی با نفوس و اعراض دارد و شارع مقدس هم در باب نفوس و دماء احتیاط شدید و اهتمام زیادی قایل است. سیره عقلا حکم می کند که علاوه بر امارات ظنیه، قراین و امارات مخصوصه دیگری که موجب اطمینان بیشتر حکام می گردد، باید مورد توجه جدی محاکم و قضات دادگاهها در اجرای مراسم قسامه قرار گیرد. چرا که عاقلان در سیره های عملی خود همواره ملاک وثوق و اطمینان را مورد توجه قرار می دهند.

از طرف دیگر، همانطوری که گفته شد قسامه خلاف اصل است و با قاعده « البینه المدعی و الیمین علی المدعی علیه» مخالفت دارد؛ از این رو، در اثبات آن نم یتوان قابل به تفسیر موسع شد و باید به قدر متقین از روایات اکتفاء نمود وانگهی، اساس مشروعیت قسامه نیز قضیه مشهور عبدالله بن سهل است که در آن بین فرد یا افراد متهم به قتل و شخص مقتول سابقه عداوت و دشمنی ظاهری بوده است. در این روایت پیش فرض رسول خدا«ص» در قسامه، فاسق و فاجر بودن شخص متهم به قتل است بنابراین قدر متقین در اجرای قسامه این است که علاوه بر امارات ظنیه، مدعی علیه باید معروف به شر، فاسق و فاجر و دارای سابقه شرارت و دشمنی ظاهری با فرد مقتول باشد و گرنه قسامه قابلیت اجرای پیدا نمی کند.
1-2-2-4-ب) تحقق ظن برای قاضی یا وقوع لوث

حصول ظن قاضی به صحت ادعای مدعی که مبتنی بر قرینه یا قراینی باشد یک ا ام اجتناب ناپذیر است. به عبارت دیگری صرف وجود قرینه حتی حضور مدعی علیه هنگام قتل در محل واقعه از مصادیق لوث محسوب نمی شود(ماده 225 قانون مجازات ی) می توان گفت در قانون مجازات ی هیچ قرینه ای نمی تواند قهراً موجب ظن شود، بلکه این قاضی است که پس از بررسی آنها ممکن است به صحت ادعای مدعی مظنون شود. با این حال نباید از نظر دور داشت که صرف ادعای قاضی به تحقق ظن کافی برای لوث نخواهد بود بلکه قرینه باید عرفاً و عقلاً قابلیت ایجاد ظن را داشته باشد در غیر این صورت یعنی وضعیتی که قرینه به طور متعارف موجب حصول ظن نشود، لوث محقق نخواهد بود. اعم از این که قراین بتوانند موجب علم قاضی شوند و یا به علت ضعف از مصادیق شک به حساب آیند.

باور ما از واقعیات خارج از ذهن ما به سه صورت قابل تحقق است: شک ظن و یقین. اگر با اندکی اغماض به قضیه بنگریم می توان گفت که شک باوری است پنجاه درصدی و یقین یا جزم باوری است صددرصد و ظن، میان این دو در نوسان است: فاصله میان شک و یقین زیاد است و به صرف وج از شک ظن حاصل نمی شود. همان طور که در تعریف لوث گفته شد لوث به معنی ظن قوش می باشد و مراد از ظن قوی ظنی است قریب به علم که برای حاکم نسبت به وقوع قتل از طرف متهم حاصل می گردد و وقتی چنین ظنی برای حاکم نسبت به وقوع قتل از طرف متهم حاصل می گردد و وقتی چنین ظنی برای حاکم حاصل گردید، حاکم لازم است وارد رسیدگی شود. دلیل صحت این استدلال آن است که در قسامه می خواهیم بدون اقرار، شهادت و یا علم قاضی حکم به قصاص متهم بدهید و. لذا دور از انصاف و عد است که به صرف وج از شک، حصول ظن را به هر درجه که باشد معتبر دانسته و به استناد تحقق لوث، اقامه قسامه نماییم. به دیگر سخن اکنون که به حکم قانون م م به قبول قسامه هستیم باید مساعی لازم را در جلوگیری از هدر رفتن خون مقتول و مدعی علیه مبذول داریم.

در خصوص ضرورت حصول ظن برای قاضی، مقنن در موارد مختلف به اشکال متفاوت بر آن تأکید دارد و هیچگاه قابل به ظن قهری نبوده است. استفاده مقنن از جملاتی از قبل در صورت نبودن قراین موجب ظن(ماده 245).« و اگر شواهد ظنی نزد حاکم اقامه شود» (ماده 255) و « هرگاه بر اثر قراسین و اماراتی و یا از هر طریق دیگری... حاکم به ارتکاب قتل از جانب متهم ظن پیدا کند» همگی موید همین امر است. در این جا پرسش دیگری نیز قابل طرح است که آیا اجرای قسامه علاوه بر شرط لوث، مقید به شرط دیگری نیز هست؟

لوث شرط مقدم بر قسامه است و پس از تحقیق لوث علی الاصول مانعی برای اجرای قسامه نخواهد بود. به عبارت دیگر فرض بر این است که تحقیق لوث کاشف از ظن قاضی بر صحت ادعای مدعی است. بعضی از حقوقدانان معتقدند« به صرف این که مورد از موارد لوث است نمی توان بر علیه شخصی اجرای قسامه نمود، بایستی مسأله حضور متهم در محل واقعه در هنگام قتل روشن گردد»

در باب این دیدگاه توجه به نکات ذیل ضروری است:

1-جایگاه بررسی مسأله حضور متهم در محل واقعه در هنگام قتل علی الاصول قبل از تحقق لوث است و نه پس از آن.

2-برابر مواد 239، 244، 248، 252، 255 لوث شرط مقدم بر قسامه است و پس از آن، قسامه اجرا می شود.

3-ممکن است دیدگاه فوق مبتنی بر این عقیده باشد که پس از لوث، متهم بتواند عدم حضور خود در هنگام قتل را در محل واقعه به اثبات برساند و لوث منتفی شود، این نظر در صورتی قابل قبول است که لوث مبتنی بر چنین قرینه ای بوده باشد.

4-قرینه «حضور متهم در محل واقعه در هنگام قتل» یکی از مصادیق تمثیلی مذکور در ماده 239 قانون مجازات ی است و ترجیحی بر  سایر موارد ندارد همچنان که به موجب ماده 245 همین قانون، صرف حضور مدعی علیه هنگام قتل در محل واقعه از مصادیق لوث محسوب نمی شود و نیاز به قرینه ظنیه است.

5-عدم حضور متهم در مکان و هنگام جنایت همیشه مانعی برای لوث نیست این شرط هر چند در قرن ها قبل اعتبار قاطعی داته و « اگر ولی دم بر ضد فرد یا افرادی ادعا کرد ولی ثابت بود که متهم در هنگام جنایت در محل جنایت نبوده و حضور نداشته است گرچه همه شرایط دعوا و امارات موجود باشد. اینجا لوث نیست زیرا امکان صدور قتل از غایب محال است» اما در حال حاضر فاقد آن اعتبار است.

فرض کنید شخصی در زمان انفجار بمبی در اروپا بوده ولی قراینی بر جا سازی بمب ساعتی از ناحیه او موجود باشد. آیا مانعی برای لوث وجود دارد و آیا اثبات عدم حضورش در زمان انفجار نمی توان صدور قتل را به غایب امکان پذیر دانست؟ بی گمان پاسخ مثبت است.ولی چنانچه قتل به مبا محقق شده باشد. اثبات عدم حضور مانع لوث است و همچنین اگر لوث به استناد قراین دیگری محقق شده باز هم اثبات عدم حضور در هنگام قتل موجب انتفاء لوث نخواهد بود.

6-منطوق ماده 256 قانون مجازات ی « هرگاه ی را در محلی کشته بیایند ولی مقتول مدعی شود که شخص معینی از نان آن محل وی را به قتل رسانده است مورد از موارد لوث می باشد.در این صورت چنانچه حضور مدعی علیه هنگام قتل در محل واقعه ثابت شود دعوای ولی با قسامه پذیرفته می شود» نیز نباید موجب این اشتباه شود که حکم خاصی است که به صرف ادعای مدعی لوث محقق است و پس از آن در صورت اثبات شرط حضور مدعی علیه هنگام قتل در محل واقعه، قسامه پذیرفته می شود. در واقع نمی توان کم توجهی در ترجمه و قانون نویسی را بر قواعد اصول حاکم بر قسامه که ملهم از روایات و فتاوی بوده و در سایر مواد قانونی و از جمله ماده 239 مندرج است ترجیح داد. بنابراین در هیچ موردی نمی توان صرف ادعای مدعی بدون اماره یا قرینه ظن آور را کافی برای لوث دانست و در عین حال با عنایت به مفاد ماده 245 حتی صرف حضور مدعی علیه هنگام قتل در محل واقعه نیز از مصادیق لوث نخواهد بود.وجود اماره و مظنون شدن قاضی ددر همه موارد برای لوث ضروری است. موضوعه دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد ضرورت عدم تعارض قراین و نشانه های ظنی با یکدیگر است.به موجب ماده 242 قانون مجازات ی « در صورتی که قراین و نشانه های ظنی معارض یکدیگر باشند مورد از موارد لوث نمی گردد» اگر قرینه و یا نشانه هایی که هر کدام به تنهایی می تواند موجب ظن شود با یکدیگر در تعارض یا تناقص باشند. اعتبار هر دو ساقط خواهد شد مگر این که قاضی در مقام تشخیص ابطال یکی و قابل قبول بودن دیگری به نتیجه برسد. در واقع مطلق تعارض موجبی برای اسقاط نیست بلکه در صورتی که اماره ای دال بر اثبات کامل بودن هیچ کدام، در میان نبوده و هر دو طرف شک محض باشد به ناچار در این گونه موارد باید با طرف قضایی غیر از قسامه فصل خصومت گردد مانند این که هرگاه نزدیک مقتول، فردی با سلاحی آغشته به خون یا درنده ای که می تواند انسان را بکشد دیده شود در تناقض نیز چنین است، مثلاً اگر مدعی نخست ادعا نماید که زید و عمر و بکرو خالد قاتل هستند پس از مدتی بگوید فقط خالد قاتل است یا برع .
کیفیت قسامه

یکی از شرایط معتبر قسامه، وجود لوث و اتهام است، بنابراین اگر قتلی اتفاق بیفتد و ولی دم، علیه فرد یا افرادی ادعا نماید و لوث که عبارت از ظن حاکم به راستگویی مدعی است، به دست نیاید،طبق قاعده « البینه علی المدعی و الیمین علی المدعی علیه» مانند سایر دعاوی مدعی(ولی دم)باید برای اثبات دعوی خویش بینه( دو شاهد عادل) بیاورد. در صورتی که نتوانست بینه اقامه کند، از مدعا علیه(منکر) درخواست می شود که سوگند بخورد و با یک سوگند دعوا ساقط می شود.
2-1-1-1-قسم نخست از آن کیست؟

1-در صورتی که قسامه با لوث محقق شود، آیا قسم نخست از مدعی شروع می شود و مخصوص به اوست یا شامل مدعا علیه نیز می شود.

تصریح روایاتی که در باب قسامه گذشت و فناوری فقها و کلمات آنان این است که هرگاه قسامه ثابت شد، نخست مدعی و خویشاوندانش پنجاه قسم یاد می کنند و قتل ثابت می شود در غیر این صورت، برمدعا علیه است که پنجاه قسم اقامه کند مبنی بر اینکه مقتول را نکشته و قاتل او را نمی شناسد. در صورت قسم مسأله تمام و مدعا علیه تبرئه می شود.

قول دیگر این است که قبل از اجرای قسامه باید ابتدا از مدعا علیه( منکر) خواسته شود که بر برائت خود اقامه بینه(شاهد) کند. اگر بینه بر برائت خورد آورد، مسأله تمام و مدعا علیه بری می شود. در اینجا علاوه بر تسالم اصحاب، روایاتی چند وارد است از جمله صحیحه برید بن معاویه، می گوید: از صادق«ع» درباره قسامه پرسیدم، فرمودند: در تمامی حقوق بینه بر مدعی است و قسم بر  مدعی علیه، مگر در خصوص خون، روایت دیگر، صحیحه بصیر است: خداوند حکم کرده است در خونهای شما که بینه بر مدعا علیه و قسم بر مدعی است...

بدین ترتیب در خصوص دم، ع مسأله حقوق است و چنانچه مدعا علیه نتوانست اقامه بینه کند، آنگاه مراسم قسامه از طرف مدعی و بستگانش انجام می یابد.

صاحب جامع المدرک می فرماید: اشکالی در امکان اثبات قتل با بینه وجود ندارد و قاعده معروف « البینه علی المدعی و الیمین علی من أنکر» اختصاصی به دعاوی حقوقی ندارد، بلکه شامل دعاوی جزایی و مربوط به نفس و خون نیز می شود. جزء اینکه درباره لوث فرق می کند؛ چون در این صورت هرگاه مدعی بینه نداشته باشد، بر متهم و مدعاعلیه لازم است که بینه اقامه کند بر برائت از قتل، پس اگر اقامه بینه کرد که هیچ، وگرنه بر مدعی است که برای اثبات مدعایش قسامه جاری کند، پس اگر اقامه قسامه کرد قتل ثابت می شود و در غیر این صورت بر مدعا علیه است، جاری کند، که پنجاه قسم است و اگر اقامه نکند باید دیه بپردازد.

چنانچه بررسی جراحات در مبنی علیه حاکی از وجود شرکای جرم در یک قتل عمدی باشد و آنان از ادای سوگند قسامه امتناع کنند تا زمانی که مبادرت به ادای سوگند ننموده اند توقیف و زندانی می د
2-1-1-2- در قسامه سوگند با مدعی است یا بستگان او؟

اگر مدعی نتوانست بینه اقامه کند و زمینه لوث حاصل شد، قسامه اجرا می گرددو با پنجاه بار سوگند ادعای او ثابت می شود. آیا لازم است که مدعی یکی از قسم خورندگان باشد، یا سوگند بستگان او کفایت می کند؟

از برخی روایت استفاده می شود که باید مدعی یا مدعیان سوگند یاد کنند، مانند روایت مسعده بن زیاد از صادق«ع» که فرمود پدرم، هرگاه بر اینکه چه ی قاتل مقتول آنان است، بینه اقامه نمی د و بر اینکه متهمان مقتول آنها را کشته اند قسم یاد نمی د. متهمان به قتل را پنجاه قسم می داد به خداوند مبنی بر اینکه ما او را نکشته ایم و قاتل او را نمی شناسیم. آنگاه به اولیای مقتول، دیه پرداخت می شد.

در برخی روایات دیگر آمده است که لازم است بستگان و خویشاوندان مدعی ادای سوگند کنند، مانند روایت ابوبصیر از صادق که می فرماید: پس مدعی باید پنجاه نفر بیاورد که قسم یاد کنند فلانی، فلانی را کشته است که در این صورت ی که علیه او قسم یاد کرده اند به آنان تحویل داده می شود. ظاهر این است که سوگند متوجه انی است که مدعی آنان را می آورد نه خود وی.

مقتضای جمع بین روایات این است که هر دو وجه جائز باشند یعنی هم مدعی می تواند با بستگانش ادای سوگند نماید و هم می تواند ادای سوگند نکند و اکتفاء به سوگند قوم و بستگان خود کند. هر چند ادای سوگند از طرف مدعی همراه با بستگانش أرحج و أحوط به نظر می رسد.

نظر فقها هم در این مسأله مختلف است. از عبارت علامه حلی در قواعد که می فرماید: هرگاه قسامه ثابت شد نخست مدعی و خویشاوندانش پنجاه قسم یاد می کنند و شهید اول در لمعه گوید« ولوزادوا اقتصر علی خمیسن والمدعی من جملتهم»استفاده می شود که لازم است، مدعی سوگند یاد کند و به سوگند دیگران بدون سوگند مدعی نمی توان اکتفاء کرد.

که قانون گذار در تبصره یک ماده 248 قانون مجازات ی به این اختلافات پایان داده وعدم وم مدعی و مدعی علیه را به عنوان یکی از قسم خورندگان بیان نموده است.
2-1-1-3-قسم ن

3-آیا زن می تواند جزء سوگند خورندگان باشد؟

تمام روایاتی که در باب قسامه وارد شده همه ظهور در این امر دارند که باید قسامه از مردان تشکیل شود. از جمله صحیحه بریدبن معاویه، صحیحه زراره، صحیحه بصیر، صحیحه عبداله بن سنان و.... که در همه آنها تصریح شده است به « خمسین یمیناً» و « قسامة خمسین رجلاً» از نظرصاحب کتاب مبانی تکملة المنهاج در این خصوص دو نظر وجود دارد که رای غالب این است که چنانچه زن مدعی یا مدعا علیه باشد، ادای سوگند از طرف او بدون اشکال است.

فرموده است: ظاهر این است که مرد بودن در قسامه، معتبر است، اما مدعی لازم نیست کمرد باشد و می تواند زن باشد، اگرچه یکی از مدعیان باشد. اما اگر به تعداد لازم در قسامه مرد نباشد کافی بودن قسم ن در این فرض محل تأمل و اشکال است. بنابراین، باید مردها قسم را تکرار کنند و اگر مردی نباشد، مدعی قسم را تکرار کند، اگر چه یک زن باشد.

در قانون مجازات ی در اینکه قسم خورندگان باید مرد باشند و به روشنی از ماده248 آن قابل استنباط می باشد ولی این سئوال که اگر مدعی یا مدعی علیه زن بودند حکم مسأله چگونه خواهد شد به وضوح از روح مواد قابل استنباط نمی باشد و تنها در صورتی که مدعی علیه زن باشد با استفاده از تبصره ماده 248 قانون مجازات ی که مدعی علیه را مطلق بیان کرده و به او اجازه تکرار قسم را داده است می توانیم این استنبا را نماییم که در ادای یک سوگند هم، زن بودن یا مردن مدعی علیه مطرح نمی باشد. اما در مورد مدعی مسأله همچنان قابل تأمل و تعمق بیشتری است.

با توجه به اهمیت سوگند در قسامه که با اجرای آن حکم به قصاص توسط قاضی صادر می شود و با عنایت به این نکته که وقتی ی به قصاص کشته می شود دوباره زنده نمی گردد لازم است علاوه بر موعظه سوگند خورندگان و ترساندن آنان از عقوبت و عذاب عظیم سوگند دروغ، اطمینان به آنان و عدم تبانی شان بر سوگند به دروغ نیز حاصل گردد.براساس روایات باب قسامه بستگان مقتول با پنجاه سوگندی اداء می کنند به قاتل بودن مدعی علیه شهادت می دهند و با ابن وصف، قصامه یعنی شهادت دادن به قتل با کیفیت مخصوص به خود از این رو بحث عد سوگند خوردگان، همان طور که در مورد شاهد آمده است باید در اینجا نیز به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

سؤالی که مطرح است این است که در انتخاب نیکوی سوگند خوردگان، معیار چیست؟

آیا عد ظاهری  شرط است یا عد نفسانی ( باطنی) ؟
2-1-2-1- تعریف عد و آنواع آن

عد در لغت به معنای استوا ،استفامت و مساوات است و در اصطلاح فقها ، عبارت از کیفیت و ح نفسانیه ای است که موجب زام به تقوی و مروت است، به طوری انسان مرتکب گناه کبیره نشود و اصراری به گناه صغیره نداشته باشد. شیخ طوسی در مسبوط گوید  « عد در عرف اهل شرع به این معنا است که فرد در دین و مردت و احکام الهی عادل باشد، به این معنا که مسلمان بوده و فسقی از او سر نزده باشد و از اموری که مروتش را ساقط کند، اجتناب نماید». با مروت ی است که دارای شرم وحیاء و و محاسن اخلاقی باشد، و بی مبالات در دین نباشد.

در تعاریف مزبور، به دو نوع از عد اشاره شده: یکی عد نفسانی(باطنی) و دیگری ظاهری عد نفسانی یا باطنی یعنی ملکه و ح ی درونی که موجب می شود انسان گناه کبیره انجام ندهد، و اصرار بر گناه صغیره نداشته باشد. اما عد ظاهری که به افعال ظاهری انسان مربوط می شود، عبارت از این است که فرد متصف به آن، در جامعه به درستکاری، راستجگویی، امانت داری و عدم ظهور فسق معروف و دارای حسن ظاهر باشد. برخی از فقها قابل به عد نفسانی هستند و استدلالشان این است که ، عدم ظهور فسق و حسن ظاهر تا زمانی که به صورت ملکه در نفس انسان مستقر نشود او را به ترک محرمات وادار نمی کند، لذا هر یک از عوامل مزبور طریق به سوی عد است، نه این که خودشان نفس عد باشند، وانگهی اگر ملاک عد ، حسن ظاهر و عدم ظهور فسق باشد ممکن است در مواردی ی به ظاهر عادل و در واقع فاسق باشد، اما نزد مردم ظاهرش را حفظ کرده و مردم از حقیقت حال او بی اطلاع باشند. بدیهی است که در این فرض، چنین شخصیتی عادل محسوب نمی شود، به علاوه به دلیل اصل اشتغال ذمه عد شاهد باشد نفسانی باشد. زیرا در ی که اجتناب از معاصی وجود دارد، نمی دانیم که آیا عد نفسانی هست یا نه؟ واصل عدم در اینجا عدم وجود ملکه را ایجاب می کند، لذا باید عد نفسانی را احراز کرد.

طرفداران عد ظاهری می گویند: بنابر قاعده صحت، اصل بر این است که تمام مسلمانان عادل هستند، مگر این که خلاف آن ثابت شود، بنابراین مسلمانی که از او فسقی ظاهر نشده و از حسن ظاهر برخوردار است با توجه به اصل صحت می توانیم عد او را استنباط نماییم. وانگهی اصل اشتغال ذمه در اینجا کاربردی ندارد زیرا مسلماً می دانیم که در فرد عادل ترک معاصی شرط است ولی شک داریم که آیا شرط مزبور باید از روی ملکه باشد یا نه؟ اصل بر برائت ذمه است و همین که ترک معاصی تحقق یابد، کفایت می کند، هرچند که ناشی از ملکه نفسانی نباشد،براساس روایت رضوی و با توجه به عبارت « من خیارهم» که دل بر ظاهر عد افراد دارد، می توان استفاده کرد که عد ظاهری در سوگند خورندگان کافی است یعنی همین که در میان مسلمین به نیکویی معروف باشند، کفایت می کند و نیکو بودن افراد به حسن ظاهر، عدم ظهور فسق، راستگویی و امانت داری در میان مردم است. در روایات مربوط به قسامه نیز آمده است که رسول خدا«ص» به بستگان مقتول فرمود: «فلیقسم خمسون رجلاً منکم علی رجل ندفعه الیکم» گرچه عبارت « رجلاً منکم» مطلق است لیکن می توان ادعا نمود که به مردان صدوق، ظاهر اصلاح و امانتدار انصراف می یابد.به علاوه، اگر ملاک عد نفسانی و باطنی باشد، احراز آن بسیار مشکل و بلکه متعذر است و از قابلیت اجرایی در محاکم برخوردار نیست چنانکه وحید بهبانی می گوید«این که عد ، حصول ملکه نسبت به کل معاصی باشد، تحقق آن بسیار مشکل و نادرالوقوع است و فقط در تعداد کمی از مردم اگر تحقق آن فرض شود- ممکن الحصول است. از طرف دیگر، شرط عد از امور مبتلا به شمار می رود و حاجات مردم به آن در عبادات و معاملات و ایقاعات زیاد است. حال اگر معیار عد ، حصول ملکه در انسان نسبت به کل معاصی باشد، عسر و حرج پیش می آید و در نظم زندگی مردم اختلال ایجاد می شود. وانگهی ما قطع داریم که در زمان رسول خدا«ص» و ائمه اطهار«ع» امر به این منوال نبوده است. بلکه با تتبع در روایات فراوان قطع حاصل می شود که معیار عد ،بنابر آنچه فقهاء در مورد شاد و جماعت گفته اند، حسن ظاهر، عدم ظهور فسق و عد ظاهری است.
2-1-2-2- عد نفسانی حداقل

شیخ انصاری در پاسخ به نظر بهبانی، نظریه « عد نفسانی حداقل» را که به عد ظاهری نزدیکتر است و در حقیقت وجه الجمع عد نفسانی و عد ظاهری می باشد. ارائه نموده است و می گوید:«ملاک اعتبار این ملکه نفسانی در شاهد، حال متعارف انسان است نه حال کمال او» زیرا مراتب ملکه در قوت و ضعف متفاوت است، و بالاترین مرتبه آن عصمت می باشد.آنچه در عد معتبر است. پایین ترین درجه آن است که انسان به واسطه آن هیچ تمایل قلبی و درونی به انجام گناه نداشته باشد.

اگرچه پس از آن به دلیل قوه شهریه یا غضبیه و غلبه آنها ح ی بر شخص عارض می شود و مرتکب گناه گردد. چنین ح ی از ملکه نفسانی در مردم نادرالوقوع نیست، بنابراین، اشتراط آن موجب اختلال نظام نمی گردد.

البته شیخ انصاری خود در آنچه گفته خدشه کرده و معتقد است که عد نفسانی حداقلی با روح شریعت در اثبات حقوق و حدود، که نهایت سختگیری واحتیاط را نموده است، منافات دارد و چنین عد ی در این حد پایین، مقتضی مروت و تقوی نیست. اما به نظر می رسد با توجه به روایت ابن یعفور، عد نفسانی حداقلی، همراه با حیاء و عفت نسبت به خود و خدا و مردن، اجتناب از کبایر، همراه با عدم ظهور فسق و حسن ظاهر در اثبات عد کافی است و چنین عد ی مقتضی تقوی و مروت نیز می باشد، زیرا مروت عبارت از همان محاسن اخلاقی، کارها و عادات پسندیده و مبالات در امر دین است و تقوی یعنی نگهداری نفس از آنچه انسان را به گناه می کشاند که ظهور آن در عمل به واجبات و ترک محرمات و اجتناب از منهیات است.
کمیت قسامه نفس

در کیفیت قسامه بیان شد که برای اجرای قسامه ابتدا مدعی باید اقامه قسامه نماید و از نظر فقهای یه در مورد تعداد قسامه، با توجه به نوع جنایات تعداد قسم متفاوت است.
تعداد قسم در نفس

قبل از بررسی کمیت قسامه یعنی تعداد سوگندهایی که متوجه مدعی و خویشان اوست. لازم به یادآوری است که قسامه بر دو نوع است: اگر مدعا به قتل( عمد، شبه عمد و خطای محض)باشد این قسامه را اصطلاحاً قسامه نفس یا قتل می نامند و اگر مدعا به جراحت و نقص عضو باشد قسامه را قسامه جرح یا اعضاء می خوانند. که به تعداد سوگند هر یک از آنها اشاره خواهد شد.
1-قسامه در قتل عمد

در مورد قتل عمد، مقدار قسمهایی که باید خورده شود پنجاه سوگند است، که اعتبار این عدداجماعی است. مگر ابن حمزه طوسی که می گوید: «قسامه در قتل عمد، در صورت وجود لوث پنجاه سوگند است، و با وجود یک شاهد بیست و پنج سوگند است» شاید توجیه او این است که پنجاه قسم به منزله دو شاهد است. اما فرموده او با توجه به ادله و اطلاقات وارده مردود است. افزون بر این نصوص خاص در این باب وارد شده است، مانند صحیحه عبداله بن سنان از صادق«ع» که می فرماید: قسامه قتل عمد، پنجاه نفر مرد و در قتل خطا بیست و پنج مرد است و بر آنان است که خداوند قسم یاد کنند، همچنین صحیحه یونس و فضال از رضا«ع» که می فرماید


پس از پیروزی انقلاب ی ایران دگرگونی عمیقی در نظام حقوقی و به ویژه قوانین کیفری بوجود آمده و در جهت انطباق تام احکام قضایی با موازین شرعی تلاشهایی انجام گرفته است این تغییر و تحول، بیشتر حوزة کیفری را دربرمی گیرد و بنابراین با توجه به تحولات اخیر، پژوهش و تحقیقات گسترده ای را در شناخت و تعیین عناصر و اجزاء متشکله اعمال جزای طلب می نماید از جمل
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 111 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 187
بررسی تطبیقی قتل عمد با فعل نوعاً کشنده در حقوق ایران و انگلیس

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

پس از پیروزی انقلاب ی ایران دگرگونی عمیقی در نظام حقوقی و به ویژه قوانین کیفری بوجود آمده و در جهت انطباق تام احکام قضایی با موازین شرعی تلاشهایی انجام گرفته است. این تغییر و تحول، بیشتر حوزة کیفری را دربرمی گیرد و بنابراین با توجه به تحولات اخیر، پژوهش و تحقیقات گسترده ای را در شناخت و تعیین عناصر و اجزاء متشکله اعمال جزای طلب می نماید. از جملة این اعمال جزایی، قتل عمدی می باشد که البته قدمتی به اندازة تاریخ زندگی انسان بر این کرة خاکی دارد.

نخستین بار ق ل، ه ل را به قتل رساند و بذر کینه و شرارت را در زمین افشاند و از آن پس نیز همچنان قتل و کشتار به دلایل و انگیزه های مختلف و با روشهای گوناگون ادامه داشته و از این پس نیز ادامه خواهد داشت.

گاه به گاه، جراید خبر از قتل دهها انسان بی گناه توسط قاتلینی را می دهند که با زبردستی و مهارت تمام و روشهای اعجاب انگیز، قربانیان خود را به قتل رسانده، و اجساد آنها را تکه تکه نموده اند. تا اینکه بعد از مدتها، پلیس موفق به شناسایی و دستگیری آنها شده است. در این گونه موارد، احساس ترس و ناامنی جامعه را فراگرفته، احساسات و عواطف مردم، شدیداً جریحه دار شده و یک صدا خواهان مجازات سریع و بی قید و شرط جانی می شوند. با توجه به تأثیرات نامطلوب این جرم را سلب امنیت و آرامش جامعه و برهم زدن نظم عمومی از گذشته های دور تاکنون همواره شدیدترین مجازاتها برای قتل عمدی پیش بینی شده است. در دین مبین ، علاوه بر تعیین مجازات قصاص برای قاتلین، قتل نفس از گناهان کبیره به شمار آمده و خدای تعالی در قرآن کریم، از جمله در سورة مبارکه «نساء» آیة (93) بطور صریح وعدة عذاب داده است و می فرماید:« و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعدله عذاباً عظیما».

در آیات دیگری نیز به اهمیت قتل عمدی پرداخته شده است و روایات متعددی نیز در خصوص قتل و ضمانت اجرای آن وجود دارد.

با عنایت به اهمیت قتل عمدی که شدیدترین جرم علیه تمامیت جسمانی اشخاص می باشد. و اهمیت رکن روانی از بین عناصر سه گانه جرم، که مرتکب قتل نیز باید واجد آن بوده باشد تا قابل سرزنش بوده و مستوجب قصاص گردد. و عنایت به این مطلب که قتل عمدی از زمره جرایمی است که عنصر مادی آن مقید به قید نتیجه (سلب حیات) است و در چنین جرایمی، وجود سوءنیت عام و سوء نیت خاص در ذهنیت مرتکب لازم است و مرتکب قتل، باید قصد فعل و قصد نتیجه داشته باشد تا عملش عمدی تلقی گردد. صرف نظر از اینکه شخصیت و هویت مجنی علیه تأثیری در ماهیت قضیه نداشته باشد.

لیکن مقنن در ماده 206 قانون مجازات ی که احکام و مقررات کلی مربوط به قتل عمدی را بیان نموده است. اولاً، قتل شخص معین را دربند «الف» لازمة قتل عمدی دانسته است. ثانیاً، در بند «ب و ج» سوءنیت خاص را در ذهنیت مرتکب قتل عمدی ضروری ندانسته است. ثالثاً، کیفیت علم مرتکب به کشنده بودن عمل در بند «ب» مشخص نشده است، رابعاً، کیفیت آگاهی مرتکب به وضعیت مجنی علیه در بند «ج» مبهم است.

با عنایت به اهمیت موضوع که از دقت در مطالعات فوق الذکر آشکار می گردد و تحولی که در زمینة قوانین و مقررات جزایی، همچون دیگر بخشهای جامعه به دنبال پیروزی انقلاب ی بوجود آمده و مسائل بدیع و جدیدی که در این زمینه مطرح گشته و وم کنکاش و تحقیق در این خصوص، موضوع رسالة خود را «بررسی تطبیقی قتل قتل عمد با فعل نوعاً کشنده (بند ب ماده 206) با حقوق انگلیس انتخاب نمودم.

مقدمه :

بطور کلی قتل نفس در حقوق داخلی به چهار دسته تقسیم می گردد:

1-عمد

2-شبه عمد

3-خطای محض

4-غیرعمد ( بر اثر عدم رعایت نظامات و مقررات).

اما در حقوق خارجی عمدتاً قتل را به عمدی یا غیرعمدی تقسیم می نمایند. در حقوق داخلی قتل عمدی نیز انواع مختلفی دارد. در قوانین ی ایران، قتل عمد به دو دسته تقسیم می گردید اوّل ـ قتل با قصد قتل ، دوّم قتل بدون قصد قتل ولی با قتاله (موضوع مواد 170 و 171 قانون مجازات عمومی سابق). پس از انقلاب بدلیل برگرفته شدن قانون از فقه، قتل عمدی به سه نوع تقسیم گردید:

1-قتل عمد با قصد قتل

2-قتل عمد بدون قصد قتل ولی با کار نوعاً کشنده

3-قتل عمد بدون قصد قتل و بدون اینکه کار نوعاً کشنده باشد؛

اما آن کار براثر شخصیت بزه دیده، کشنده محسوب می گردد. در حقوق انگلیس قتل عمد صراحتاً در قوانین به دو نوع جداگانه تقسیم نشده است. امّا مفهوم سبق تصمیم سوء را چنان نفسیر می نمایند که مواردی از قبیل قتل با قتاله یا قتل با فعل نوعاً کشنده را نیز شامل می گردد.

آنچه که مورد بررسی در این پایان نامه قرار می گیرد عمدتاً قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده است. عمدة مباحث بر روی قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده در حقوق داخلی است امّا تا آنجا که توان بررسی بوده در هر زمینه بحث حقوق تطبیقی نیز اضافه گردیده است. در این پایان نامه به چند سؤال اساسی پاسخ داده خواهد شد:

1-انواع قصد چیست؟

2-انواع قتل عمدی به جهت وجود هر یک از انواع قصود سه گانة فوق

3-مفهوم قتاله چیست؟

4-مفهوم فعل نوعاً کشنده چیست؟

5-فعل نوعاً کشنده چه نوع ضابطه ای است (عینی یا ذهنی)؟

6-قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده ماهیتاً عمد است یا در حکم عمد؟

7-به مواد قانون مجازات ی در این زمینه چه ایراداتی وارد است؟

8-آیا ترک فعل می تواند عنصر مادی چنین قتلی واقع گردد؟

9-منظور از عنصر معنوی مختلط در چنین قتلی چیست؟

10- موارد مشابه در حقوق داخلی و خارجی چه مواردی است و چه تفاوتهایی با قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده دارد؟

11- با بررسی حقوق داخلی و خارجی جهت اصلاح قانون چه پیشنهاداتی می توان ارائه نمود؟

برای اولین بار در حقوق داخلی، قتل عمدی با قتاله در قسمت دوّم ماده 171 ق.م.ع مصوب 1304 مورد تصویب قرار گرفت. ماده 171 مقرر می داشت « هر عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که منتهی به فوت مجنی علیه گردد بدون اینکه مرتکب، قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقه از سه تا دو سال محکوم خواهد شد؛ مشروط براینکه ی که استعمال شده است قتاله نباشد و اگر قتاله باشد مرتکب در حکم قاتل عمدی است». امّا راجع به اینکه منظور از قتاله چیست میان حقوقدانان و رویه قضایی آن زمان اختلاف نظر بود. عده ای معتقد بودند که منظور از قتاله یا ذاتاً قتاله است و یا به اعتبار محل اصابت و برخی قتاله را صرفاً در مواردی که ذاتاً قتاله بود می پذیرفتند. همین اختلافات در رویه قضایی نیز وجود داشت که موضوع در هیئت عمومی مطرح شد و نظریه اول مورد تأیید واقع گردید.

چنین نظری هر چند با نظریات حقوقدانان و نظریه علماء که اسلحه را به اعتبار عمل و نحوة استفاده اسلحه می دانند ( در حقوق فرانسه) تطبیق می کند ولی با نظر قانونگذار منطبق نبود چرا که قانونگذار با بکاربردن قتاله، موردی را پیش بینی می کرد که شخصی با وسایل ذاتاً کشنده دیگری را مضروب یا مجروح نماید و نهایتاً منجر به مرگ مجنی علیه شود؛ یعنی قصد بکار بردن اسلحه یا وسیله ای که ذاتاً کشنده است جای قصد کشتن یا قصد نتیجه را می گیرد و قتل را عمدی می نماید.

پس از انقلاب ی ایران، قتل عمدی با کار نوعاً کشنده در بند 2 ماده 2 قانون حدود و قصاص مصوب سال 1361 که در سال 1370 عیناً در بند «ب» ماده 206 قانون مجازات ی تکرار گردید. در این بند بجای ذکر قتاله (که در ماده 171 قانون مجازات عمومی سابق بکار رفته بود) قانونگذار به بکارگیری عبارت «کار نوعاً کشنده» مبادرت نموده است. و همین موجب اختلاف نظر میان حقوقدانان گردیده است. عده ای کار نوعاً کشنده را معادل قتاله در ماده 171 ق.م.ع سابق دانسته و آراء وحدت رویه صادره از هیئت عمومی در تفسیر قتاله را به قوت خود در آن مورد باقی می دانند.

عده ای دیگر معتقدند که منظور از کار، وسیله کشنده نیست بلکه چگونگی و خصوصیات انجام عملی است که باعث مرگ مجنی علیه می شود خواه وسیله مورد استفاده قاتل کشنده باشد یا نباشد. در تفسیر«کار نوعاً کشنده» باید توجه به فقه و نظریات فقهی شود و سپس کار نوعاً کشنده مورد بررسی قرار گیرد. فقها بیشتر به صورت موردی کار نوعاً کشنده را ذکر نموده اند مثلاً چنانکه شخصی، دیگری را در آتش بیندازد چون نوعاً با لمس آتش توسط بدن، رگها و عروق تحریک شده و موجب مرگ می گردد سپس کار نوعاً کشنده دانسته اند و یا چنانچه شخصی را در جلوی شیر درنده و یا ماری بیندازند چون توانایی فرار ندارد کار نوعاً کشنده است ولی اگر توانایی فرار را داشته باشد و چنین کاری را نکند کار نوعاً کشنده نیست و حتماً ممکن است رابطة علیتی میان کار و نتیجه برقرار نگردد. از مجموع نظریات فقهی می توان استنباط نمود که تقریباً در همة موارد میان فقها راجع به کشنده بودن فعل ارتک اختلاف نظر وجود دارد. به همین دلیل می توان چنین گفت که در هر مورد قاضی باید با توجه به مجموع شرایط و اوضاع و احوال ارتک استنتاج نماید که آیا کار نوعاً کشنده محسوب می گردد و یا خیر. بنابراین چنانچه زید تیری به پای عمرو شلیک کند در حالی که بیمارستان، جراح، داروی کافی در دسترس مصدوم باشد غالباً مصدوم مداوا می گردد گر چه ممکن است نادراً منجر به مرگ وی نیز گردد. ولی چنانچه همین تیر به قلب مجنی علیه اصابت نماید احتمال نجات وی بسیار کم خواهد بود هر چند که بیمارستان ، جراح، دارو، ... در دسترس او باشد.

جرم قتل عمدی با کار نوعاً کشنده مانند هر جرمی دارای عناصر سه گانه است. عنصر قانونی آن بر طبق بند ب ماده 206 ق.م.ا مصوب 1370 تعریف و تعیین گردیده است و مجازات آن نیز بر طبق ماده 205 همان قانون مقرر گردیده است.

برای تحقق عنصر مادی وجود شخص قاتل و بزه دیده ضروری است بنابراین اقداماتی که بر روی انسانی انجام می شود که فاقد حیات است از شمول قتل عمد خارج است و تحت عنوان جنایت بر میت قابل مجازات است. اما دو مسئله قابل بررسی است یکی اینکه از چه موقع چنین دارای حیات محسوب می گردد و دیگر اینکه مرگ چه وقت ایجاد می گردد که در این زمینه نظریه پزشکی قانونی معتبر است.

فعل قاتل باید به صورت مثبت باشد، فعل مثبت یعنی ایج یا به عبارت بهتر یعنی انجام عمل و از طرف دیگر به عقیده بیشتر حقوقدانان و از جمله رویه قضایی سابق و رویه قضایی فعلی، فعل باید به صورت مادی باشد و منظور از مادی بودن فعل یعنی اینکه به طور محسوس بر بدن شخص مجنی علیه وارد گردد و امّا از آنجایی که در بند ب ماده 206 صرفاً و علی الاطلاق فعل مثبت و کشنده ذکر گردیده و کار یا فعل اعم از مادی و غیرمادی است و با توجه به مبنای فقهی که تفاوتی در این مورد قائل نشده است و با توجه به ماده 325 ق.م.ا مصوب 1370 که افعال غیرمادی را به طور علی الاطلاق و تمثیلی پذیرفته است، بنابراین کار نوعاً کشنده می تواند به صورت مادی یا غیرمادی باشد. از طرف دیگر فعل باید نوعاً کشنده باشد و یا بصورت سبب یا به صورت مبا انجام بگیرد. و از آنجایی که جرم قتل عمد از جرایم مقید است باید نتیجه مجرمانه یعنی فوت مجنی علیه محرز گردد و این فوت در نتیجه فعل قاتل باشد، به عبارت دیگر رابطة علیّت برقرار باشد. امّا برای تحقق عنصر معنوی قتل عمدی با کار نوعاً کشنده، سوءنیت عام کافی است امّا این سوءنیت، اختلاطی است از سوءنیت احتمالی و شبه عمد علاوه بر سوءنیت عام فوق الذکر برای تحقق عنصر معنوی قتل با کار نوعاً کشنده در جزء دیگر یعنی اثبات علم و اطلاع قاتل به فعل و دیگری علم جانی به زنده بودن بزه دیده لازم است. در مورد اثبات علم و اطلاع قاتل به فعل ابتدا باید بررسی گردد که جهل قاتل به موضوع زائل کننده عنصر معنوی است. از طرف دیگر منظور از نوعاً در عبارت «کار نوعاً کشنده» نوع انسانهاست یعنی افراد یک جامعه یا عرف آنها، آن فعل را کشنده بدانند. بنابراین ضابطة عینی مورد پذیرش قانونگذار ما قرار گرفته است و وظیفة قاضی صرفاً تطبیق فعل ارتک توسط متهم با آن چیزی است که در عرف وجود دارد امّا عرف خود به عام و خاص تقسیم می گردد در عرف عام مسلماً معیار پذیرش، نظر اکثریت افراد جامعه است. امّا در عرف خاص نظر اکثریت همان دسته یا گروه خاص، معیار واقع می گردد.

مواردی وجود دارد که مشابه قتل عمدی با کار نوعاً کشنده است بعضی از این موارد در حقوق داخلی است و برخی در حقوق خارجی. در حقوق داخلی ایران، در برخی از این موارد، قانونگذار به دلیل اهمیت موضوع برخی عناصر متشکله قتل عمدی با کار نوعاً کشنده را لازم ندانسته است مانند تقلب در مواد داروی و خوراکی و آشامیدنی و بهداشتی مثلاً در قتل عمدی با کار نوعاً کشنده شخص مجرم قصد بکار بردن آنها را بر روی شخص یا اشخاصی دارد (به مبا یا به تسبیب) اما در اینجا شخص قصد بکار بردن آنها را یا اصلاً ندارد و یا اینکه اگر قصد بکار بردن آنها را (روی اشخاص دارد به طور ضمنی) بر روی شخص معینی نیست یا مثلاً ماده 99 قانون تعزیرات مصوب 1361 فعل را برای تحقق عنصر مادی آن ماده ( که شبیه قتل عمدی با کار نوعاً کشنده است) لازم ندانسته است. در حالیکه در بند ب ماده 206 یکی از شرایط تحقق عنصر مادی آن، فعل مثبت بود.

همچنین در برخی از موارد قانونگذار به دلیل خاصی، برخی آلات و افعال را قتاله و کشنده فرض نموده است در حالیکه در قتل عمدی با کار نوعاً کشنده (همانطوری که قبلاً توضیح داده شد) معیار رجوع به عرف می باشد. از جمله این موارد قتل به وسیلة پاشیدن اسید بر طبق ماده واحدة مورخ 1337، و یا ماده 1 قانون کیفرهای مربوط به راه آهن مصوب 1320 است.

امّا در حقوق خارجی موارد مشابهی وجود دارد. در حقوق فرانسه دیوان عالی تمیز تا قبل از اصلاح قانون مجازات 1832 ، به ی که مرتکب ضرب و جرح عمدی شده و مصدوم بر اثر آن فوت نموده مجازات قتل عمد را داده است و فرض نوعاً کشنده بودن فعل را در صورت منجر به فوت شدن را نموده است. امّا با تصویب بند 3 ماده 309 قانون جزای فرانسه چنین قتلی شبه عمد محسوب می گردد. در حقوق انگلیس در سه دعوای هیام ـ ندریک و هنکاک، افعال کشنده و نوعاً کشنده موجب مرگ شده ولی ضابطه و حکم مجازات در هر سه مورد متفاوت است. در دعوای هیام ضابطة ذهنی پذیرفته شده امّا در دعوای دیگر ضابطة مختلط یعنی عینی و ذهنی پذیرفته شده است.

بر طبق ضابطة ذهنی اگر شخص d می دانست که نتیجة بسیار محتمل عملش حداقل منجر به صدمه شدید جسمانی خواهد گردید، قاتل عمد محسوب می گردد. منظور از ضابطه مختلط (عینی و ذهنی) این است که مرگ یا صدمة شدید جسمانی به طور حتم نتیجة آن عمل باشد و از طرف دیگر d نیز به طور حتم چنین پیش بینی را نموده باشد. روش در گردآوری مطالب این پایان نامه روش کتابخانه ای بوده است و از کتب و جزوات به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه استفاده شده است و تا حد امکان سعی شده است که نظریات اساتید حقوق جزا را در این زمینه مورد بررسی قرار داده و سپس نهایتاً نظریات نگارنده در هر مورد بیان شده است.

این پایان نامه در قالب سه فصل و هر فصل آن به سه گفتار تقسیم شده است که در فصل اوّل، مفهوم، انواع و درجات قصد مورد بررسی قرار گرفته که در گفتار نخست مفهوم قصد از لحاظ لغوی و فقهی و حقوقی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در گفتار دوّم، انواع قصد تحت عنوان قصد باسبق تصمیم و قصد ساده بیان شده است، در گفتار سوّم به بیان درجات قصد پرداختیم که در سه قسمت تحت عنوان قصد صریح یا مستقیم و قصد غیرصریح یا غیرمستقیم و همچنین قصد احتمالی یا بی پروایی، مورد بررسی و توجیه و تفسیر قرار گرفته است، فصل دوّم که به مفهوم و درجات قتل می پردازد به دو گفتار تقسیم شده که در گفتار اول آن مفهوم قتل، عمد، و قتل عمد بیان شده که نظریات علمای حقوق و فقها در این مورد بیان شده و همچنین از نظر لغوی هم بحث شده است و در گفتار سوّم، قتل عمد همراه با قصد صریح یا مستقیم که همان عمد محض می باشد و در آن میل و خواست در فعل وجود دارد یعنی جانی هم قصد فعل و هم قصد نتیجه را نسبت به مجنی علیه داشته است مطرح گردید در بند دیگر این گفتار قتل عمد همراه با قصد احتمالی یا بی پروایی بیان شده است، که این بند بیشتر در حقوق کامن لا مطرح می باشد و در فقه ما و قانون ما جزو مبهمات می باشد.

در فصل سوّم به تبیین ضابطة نوعاً کشنده پرداخته شد که در گفتار نخست مفهوم ضابطة نوعاً کشنده در فقه و قانون بیان شده و در گفتار دوّم راجع به مصادیق نوعاً کشنده بودن عمل که از جملة آن عبارت از کشنده بودن به اعتبار وسیله، کشنده بودن به اعتبار موضع و کشنده بودن به اعتبار شخصیت طرف می باشد، بیان شده است و در گفتار سوّم به ماهیت عینی و ذهنی ضابطة نوعاً کشنده بودن فعل و سپس در پایان هم نتیجه گیری و ارائه پیشنهاد پرداخته شده است.



اختصاصی از فایل هلپ قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران رشته حقوق قضایی با و پر سرعت .

قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران رشته حقوق قضایی


قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران رشته حقوق قضایی

 90 صفحه word

پیشگفتار

شروع به جرم به عنوان مفهومی جدید، در یکی یا دو قرن اخیر شکل گرفته و به عنوان نهادی جدید و مستقل در حقوق کیفری امروز مطرح گردیده است. در گذشته آنچه که از اهمیت برخوردار بود، صرف ارتکاب جرم بود؛ به عبارتی، جرم یا ارتکاب می یافت و یا ارتکاب پیدا نمی کرد و در صورت اخیر، مجازاتی هم بر ی که نتوانسته بود فعل مجرمانه خویش را به اتمام برساند، بار نمی گردید؛ اما، بتدریج مفهوم نظم عمومی به عنوان ملاک تعیین جرایم و مجازاتها مورد توجه جوامع مختلف قرار گرفت؛ به گونه ای که امروزه هر عملی که بتواند مراتب اخلال در نظم عمومی جامعه را فراهم نماید، از لحاظ اصول و قواعد حاکم بر حقوق کیفری قابلیت جرم انگاری، تعقیب و مجازات را دارد که شروع به جرم نیز به عنوان مفهومی جدید یکی از این موارد است.

از نظر قانونی در کشور ایران، شروع به جرم در قانون سال 1304 و قانون مجازات عمومی سال 1352، مورد توجه مقنن قرار گرفته بود و به عبارتی، شروع به جرم در جنایات، خود به عنوان جرمی مستقل، قابلیت تعقیب و مجازات داشت و در امور جنحه نیز وفق ماده (23) این قانون، منوط به تصریح در قانون گردیده بود، که این معنا تا سال 1362؛ یعنی، تا زمان تصویب قانون راجع به مجازات ی به قوت خود باقی بود، اما پس از آن با تصویب ماده (15) قانون راجع به مجازات ی، عنوان مستقل شروع به جرم مخدوش گردید و مقنن آن را به عنوان جرمی مستقل واجد تعقیب و مجازات ندانست و تنها در صورتی امکان تعقیب و مجازات فردی که شروع به ارتکاب جرمی کرده بود وجود داشت که عملیات و اقداماتی را که وی در راستای ارتکاب جرم مورد نظر خویش انجام می داد، واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد. در سال 1370 نیز که قانون مجازات ی به تصویب رسید، مقنن مجدداً از همین رویه پیروی نمود؛ لذا در حال حاضر از نظر قانونی، اصل بر عدم جرم بودن شروع به جرم محسوب است مگر در مواردی که مقنن خلاف آن را تصریح نموده باشد، همچون موارد شروع به کلاهبرداری و یا اینکه همان اندازه از عملیات اجرایی، خود واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد که در صورت اخیر، تعقیب و مجازات مرتکب به اعتبار ارتکاب شروع به جرمی که ناتمام مانده نخواهد بود، بلکه به اعتبار ارتکاب جرم تامی خواهد بود که مرتکب در راستای وصول به نتیجه جرم مورد نظر خویش انجام داده است.

با توجه به مراتب مذکور، شروع به قتل عمدی نیز علی رغم اهمیت موضوع به لحاظ اخلال در نظم عمومی، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات می نمود؛ چرا که، به عنوان مثال در مواردی که فردی به قصد سلب حیات از مجنی علیه مبادرت به پرتاب وی در آب می نمود و یا اینکه با ریختن سم در غذای او قصد ازهاق نفس از وی را داشت؛ ولی از مجنی علیه به عللی خارج از اراده مرتکب سلب حیات نمی گردید، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات بود؛ چرا که صرف در آب انداختن ی یا سم دادن به غیر، از نظر قانونی جرم تلقی نمی گردید تا مرتکب آن قابل تعقیب و مجازات باشد. نهایتاً در سال 1375، مقنن با تصویب ماده (613) ق.م.ا، شروع به قتل عمد را به عنوان جرمی مستقل مورد توجه قرار داد و آن را واجد عنوان مستقل مجرمانه دانست که ما در این مقوله، به بررسی ماده مذکور و مسئله مجازات مندرج در این ماده با توجه به مصادیق قابل فرض آن می پردازیم.

مقدمه

قتل بزرگترین تعرض به تمامیت جسمانی اشخاص است که خود دارای انواعی است و بر اساس عنصر روانی شدت و آن مشخص میگردد. قتل در قانون مجازات ی به مواردی همچون قتل، عمد (بند الف م 206) قتل در حکم عمد (بند ب و ج م 206) قتل خطا شبیه عمد (بند ب م 295) قتل خطای محض (بند الف م 295) قتل در حکم شبه عمد (تبصره 2 ماده 295) قتل در حکم خطای محض (تبصره 1 م 295) قتل غیرعمد (م 616-م 714) قتل در اثنای منازعه (م 615 ق م ا) تقسیم میگردد که در حقوق جزای فرانسه به قتل عمد ضرب و جرح منتهی به فوت ، و قتل غیرعمد تقسیم میگردد. در میان موارد فوق الذکر قتل عمد شدیدترین آنهاست که در حقوق جزای ایران به مصادیقی همچون قتل عمدی محض ، قتل در حکم عمد و قتل در اثنای منازعه و در فرانسه به قتل عمدی ساده و قتل عمدی مشدده تقسیم می گردد. که در بر گیرنده مواردی از قبیل: مسمومیت منجر به مرگ ، قتل سبق تصمیم قتل مستخدمین ت ، قتل در اثر احراق عمدی، قتل توام با جنایت یا جنحه دیگر و قتل اولیا است . مواد از قتل عمدی محض (قتل با سونیت مسلم) آن است که جانی با قصد سلب حیات از مجنی علیه (ازهاق روح) بوسیله فعل غالبا یا نادرا کشنده سبب قتل مجنی علیه گردد. برای تحقق قتل عمدی محض سونیت خاص و عام تواما ا امی است . قتل در حکمم عمد نوع اول (ارتکاب قتل با فعل قتاله مطلق) زمانی ارتکاب مییابد که جانبی بدون قصد با ارتکاب فعل نوعا کشنده مطلق مباشر تا با تسبیباسبب قتل دیگری گردد. و هرگاه جانی بدون قصد قتل با ارتکاب فعل قتاله نسبی سبب قتل دیگری گردد قتل در حکم نوع دوم (ارتکاب قتل با فعل قتاله نسبی) تحقق یافته است . مصداق دیگر قتل عمدی محض در حقوق ایران قتل در اثنای منازعه است که میتواند ماهیتا مشمول یکی از موارد فوق الذکر گردد ولی بعلت ارتکاب در شرایط خاص مجازات آن تشدید میگردد. مجازات قتل عمدی در حقوق جزای ایران قصاص نفس است . اما در حقوق جزای فرانسه مجازات قتل عمدی ساده (هیجانی) سی سال حبس جنایی و مجازات قتل عمدی مشدده حبس جن دائمی است .

 بیان مسئله

در قانون مجازات ی و به طور کلی در هیچ یک از مقررات کیفری گذشته، تعریفی از شروع به جرم به عمل نیامده و مقنن تنها به تشریح مسئله شروع به جرم بسنده کرده است. در همین راستا، از شروع به قتل عمدی نیز تعریفی دقیق و مشخص در قوانین مدونه صورت نگرفته و لذا ارائه تعریفی مناسب از شروع به قتل عمدی، تا اندازه ای دشوار به نظر می رسد، مع ذالک تعریفی را که می توان با توجه به ماده (613) ق.م.ا، از شروع به قتل به عمل آورد را در ذیل بیان می داریم:

«شروع به قتل عمد زمانی تحقق می یابد که فردی به قصد سلب حیات از دیگری مبادرت به انجام عملیاتی داخل در عنصر مادی قتل عمد نماید، ولی قصد مرتکب به عللی خارج از اراده، معلق و بی اثر مانده و عملیات اجرایی به نتیجه مورد نظر مرتکب ختم نگردد.»

مانند موردی که فردی با قصد ارتکاب قتل، مبادرت به ریختن سم در فنجان قهوه دیگری نماید، ولی به واسطه انجام عملیات سریع درمانی، اثر سم رفع شده و از مجنی علیه سلب حیات صورت نگیرد.

 فرضیه های تحقیق

  • قتل به عنوان یک جرم بشری
  • انواع قتل در قانون مجازات عمومی سال 1304 باب سوم قانون مجازات عمومی سابق ایران مرتکب اختصاص به بیان جرایم جنایت نسبت به افرادبوده است

 اهمیت موضوع

شروع به جرم به عنوان مفهومی جدید، در یکی یا دو قرن اخیر شکل گرفته و به عنوان نهادی جدید و مستقل در حقوق کیفری امروز مطرح گردیده است. در گذشته آنچه که از اهمیت برخوردار بود، صرف ارتکاب جرم بود؛ به عبارتی، جرم یا ارتکاب می یافت و یا ارتکاب پیدا نمی کرد و در صورت اخیر، مجازاتی هم بر ی که نتوانسته بود فعل مجرمانه خویش را به اتمام برساند، بار نمی گردید؛ اما، بتدریج مفهوم نظم عمومی به عنوان ملاک تعیین جرایم و مجازاتها مورد توجه جوامع مختلف قرار گرفت؛ به گونه ای که امروزه هر عملی که بتواند مراتب اخلال در نظم عمومی جامعه را فراهم نماید، از لحاظ اصول و قواعد حاکم بر حقوق کیفری قابلیت جرم انگاری، تعقیب و مجازات را دارد که شروع به جرم نیز به عنوان مفهومی جدید یکی از این موارد است.

از نظر قانونی در کشور ایران، شروع به جرم در قانون سال 1304 و قانون مجازات عمومی سال 1352، مورد توجه مقنن قرار گرفته بود و به عبارتی، شروع به جرم در جنایات، خود به عنوان جرمی مستقل، قابلیت تعقیب و مجازات داشت و در امور جنحه نیز وفق ماده (23) این قانون، منوط به تصریح در قانون گردیده بود، که این معنا تا سال 1362؛ یعنی، تا زمان تصویب قانون راجع به مجازات ی به قوت خود باقی بود، اما پس از آن با تصویب ماده (15) قانون راجع به مجازات ی، عنوان مستقل شروع به جرم مخدوش گردید و مقنن آن را به عنوان جرمی مستقل واجد تعقیب و مجازات ندانست و تنها در صورتی امکان تعقیب و مجازات فردی که شروع به ارتکاب جرمی کرده بود وجود داشت که عملیات و اقداماتی را که وی در راستای ارتکاب جرم مورد نظر خویش انجام می داد، واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد. در سال 1370 نیز که قانون مجازات ی به تصویب رسید، مقنن مجدداً از همین رویه پیروی نمود؛ لذا در حال حاضر از نظر قانونی، اصل بر عدم جرم بودن شروع به جرم محسوب است مگر در مواردی که مقنن خلاف آن را تصریح نموده باشد، همچون موارد شروع به کلاهبرداری و یا اینکه همان اندازه از عملیات اجرایی، خود واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد که در صورت اخیر، تعقیب و مجازات مرتکب به اعتبار ارتکاب شروع به جرمی که ناتمام مانده نخواهد بود، بلکه به اعتبار ارتکاب جرم تامی خواهد بود که مرتکب در راستای وصول به نتیجه جرم مورد نظر خویش انجام داده است.

با توجه به مراتب مذکور، شروع به قتل عمدی نیز علی رغم اهمیت موضوع به لحاظ اخلال در نظم عمومی، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات می نمود؛ چرا که، به عنوان مثال در مواردی که فردی به قصد سلب حیات از مجنی علیه مبادرت به پرتاب وی در آب می نمود و یا اینکه با ریختن سم در غذای او قصد ازهاق نفس از وی را داشت؛ ولی از مجنی علیه به عللی خارج از اراده مرتکب سلب حیات نمی گردید، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات بود؛ چرا که صرف در آب انداختن ی یا سم دادن به غیر، از نظر قانونی جرم تلقی نمی گردید تا مرتکب آن قابل تعقیب و مجازات باشد. نهایتاً در سال 1375، مقنن با تصویب ماده (613) ق.م.ا، شروع به قتل عمد را به عنوان جرمی مستقل مورد توجه قرار داد و آن را واجد عنوان مستقل مجرمانه دانست که ما در این مقوله، به بررسی ماده مذکور و مسئله مجازات مندرج در این ماده با توجه به مصادیق قابل فرض آن می پردازیم.


با


قتل و عوامل موثر بر قتل در حقوق ایران رشته حقوق قضایی

مجموعه: خواندنیهای دیدنی


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع نوشته خواهر که داشته باشی


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


خواهر که داشته باشی


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع نوشته در مورد خواهر داشتن


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع نوشته در مورد خواهر


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع نوشته خواهر


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


خواهر داشتن یعنی


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع خواهرانه


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع خواهرانه فانتزی


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع نوشته خواهر که داشته باشی 


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


خواهر که داشته باشی


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع نوشته در مورد خواهر داشتن


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


ع نوشته در مورد خواهر 


 


ع نوشته در مورد خواهر داشتن , ع نوشته در مورد خواهر


 ع نوشته خواهر 


 


گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته


مجموعه: اس ام اس های جالب

 


جملات تبریک تولد به برادر , متن تبریک تولد به برادر


 اس ام اس تولد برادر  


 


هر روز برایت رویایی باشد در دست


نه دوردست


عشقی باشد در دل


نه در سر


و دلیلی باشد برای زندگی


نه روز مره گی


برادر عزیزم تولدت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


جملات تبریک تولد به برادر 


 


در ستاره بارانِ میلادت


میان احساس من


تا حضور تو


حُب است از جنس هیچ


از دستان من


تا لمس نگاه تو


آسمانی است به بلندای عشق


جشن میلادت را به پرواز می روم


دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها


آسمانی که نه برای من


نه برای تو


که تنها برای “ما” آبیست


برادر عزیزم تولدت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


اس ام اس تبریک تولد به برادر 


 


عزیزم منت بر سر تقویم نهادی


امروز را سرافراز کردی و باقی روزها را در حسرت گذاشتی


تولدت مبارک داداشی


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


اس ام اس تبریک تولد برادر 


 


امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید


گویی بساط عیش مداوم به من رسید


نور ستاره ای در شب تولدت


انگار که فرشته ای از ازل رسید


داداش خوبم تولدت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


اس ام اس تبریک تولد به برادر 


 


یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشن


یکی به نیت تو یکی از طرف من


الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم


به خاطر و جودت به افتخار بودن


تولد مبارک برادر عزیزم


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


تبریک تولد برادر


 


 


به زبانی که توان گفت تورا می گویم / به زمانی که توان رفت تو را می جویم


جمله ها قاصر و عاجز ز بیانند ولی / بنده تبریک تولد به زمان خوشیت می گویم


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


متن تبریک تولد برادر


 


برادر عزیزتر از جانم


وقتی به دنیا آمدی خداوند با تمام عظمتش به زمین لبخند زد


و بهار را به یمن حضورت به ما بخشید


عزیزم تولدت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


اس تبریک تولد برادر


 


سالیان درازی است که در گلخانه دلم گل محبتی را که خودت کاشته ای آبیاری می کنم


تولد مهربان ترین گل دنیا مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


پیامک  تبریک تولد به برادر


 


امشب چه شبی روشن و زیبا و مصفاست


احسنت، به این جشن دل انگیز که ب است


گویا که گلی پای نهاده ست به گیتی


کز فرّ و شرف، آبروی جمله ی گلهاست


میلاد تو ای چشمه ی خورشید، مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


جملات تبریک تولد به برادر 


 


از همان روزی که پای تو به این دنیا رسید


غصه هایم یک به یک از قلب و جانم پر کشید


روز میلاد تو دنیا یک صدا خندیده بود


اسمان در مقدمت باران گل باریده بود


برادر خوبم تولدت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


متن تبریک تولد به برادر


 


تو دنیای بی سروته من چی دارم به جز خودت


می خوام که غوغا م بیام جشن تولدت


تویک تولدی شدی به قلب زخمی ام ببین


که با تومن ظهور شدم احیا شدم مثل نگین


برادر عزیزم تولدت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


تبریک تولد به برادر


 


امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت، قلب ها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت فرشته آسمانی سالروز زمینیشدنت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


اس ام اس تولد برادر


 


تولدت مبارک


ای گل گلدون من


هزار سال زنده باشی


بسته به تو جون من


این هدیه تولد


پیشکش چشمای تو


نازگل زیبای من


چشام زیر پای تو .


داداشی تولدت مبارک


 


اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی


اس ام اس تبریک تولد به خواهر و برادر


 


زندگی،


زنجیره ای از آغازهاست…


تا به رویاهایمان رنگ واقعیت ببخشیم.


امیدوارم تمامی آغازهای تو،


از نیزه های آفتاب پر فروغ گردند.


و تمامی رویاهای تو،


گرمی پیروزی را نوید دهند


برادر عزیزم تولدت مبارک


 


 گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته 


جناب !!!

▪️در ت شما ی گفت که بابت مسئله فرهنگ شب ها خوابم نمی برد.

▪️در ت شما ی فرمود اگر اصول (ره) تحریف شود ملت سیلی سختی خواهد خورد.

▪️در ت شما ی فرمود اگر شروطی که برای قید شد عمل نشود خسارت بزرگی خواهد بود

▪️در ت شما ی از واردات بی رویه گله دارد

▪️در ت شما ی از مبارزه جدی نداشتن با فساد گله دارد

▪️در ت شما ی از اجرای اقتصاد مقاومتی رضایت ندارد

▪️در ت شما ی گفت هرجا ما انقل عمل کردیم پیشرفت کردیم هرجا غیر انقل عمل کردیم عقب م م

▪️در ت شما ی از سرعت پیشرفت علمی ناراضی است


▪️در ت شما بود که ی به علت ورود کتاب های ضد ی در نمایشگاه کتاب در نمایشگاه کتاب تهران حضور نیافت

▪️در ت شما ی از نفوذ در مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز کشور گله و افشاگری کرد

▪️در ت شما ی از مذاکره زیر شبح تهدید مخالفت کرد!

▪️در ت شما بود که ی گفت بابت بی کاری حاکم در کشور، شرمنده هستم


▪️در ت شما بود که در یک سال(1394) ی نزدیک به 90 بار، خطر نفوذ دشمنان در کشور را گوشزد د که جیسون رضائیان در دفتر رئیس جمهور وفردی دیگر در تیم مذاکره کننده هسته ای کشف شد

▪️در ت شما بود که ی فرمودند هشدار می دهم سازمان موازی در برابر بسیج درست نکنید.

▪️ در ت شما بود که ی فرمودند جوانان پرشور انقل را با اتهام تند روی از صحنه ها حذف نکنید چون اگر کشور با خطری مواجه بشود، این جوانان انقل اند که دفاع می کنند نه سازشکاران.

وقس علی هذا....


متن نوشته های تبریک تولد به برادر

تولد

اس ام اس تولد برادر

هر روز برایت رویایی باشد در دست

نه دوردست

عشقی باشد در دل

نه در سر

و دلیلی باشد برای زندگی

نه روز مره گی

برادر عزیزم تولدت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

جملات تبریک تولد به برادر

در ستاره بارانِ میلادت

میان احساس من

تا حضور تو

حُب است از جنس هیچ

از دستان من

تا لمس نگاه تو

آسمانی است به بلندای عشق

جشن میلادت را به پرواز می روم

دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها

آسمانی که نه برای من

نه برای تو

که تنها برای “ما” آبیست

برادر عزیزم تولدت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

اس ام اس تبریک تولد به برادر

عزیزم منت بر سر تقویم نهادی

امروز را سرافراز کردی و باقی روزها را در حسرت گذاشتی

تولدت مبارک داداشی

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

اس ام اس تبریک تولد برادر

امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید

گویی بساط عیش مداوم به من رسید

نور ستاره ای در شب تولدت

انگار که فرشته ای از ازل رسید

داداش خوبم تولدت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

اس ام اس تبریک تولد به برادر

یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تولد مبارک برادر عزیزم

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

تبریک تولد برادر

به زبانی که توان گفت تورا می گویم / به زمانی که توان رفت تو را می جویم

جمله ها قاصر و عاجز ز بیانند ولی / بنده تبریک تولد به زمان خوشیت می گویم

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

متن تبریک تولد برادر

برادر عزیزتر از جانم

وقتی به دنیا آمدی خداوند با تمام عظمتش به زمین لبخند زد

و بهار را به یمن حضورت به ما بخشید

عزیزم تولدت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

اس تبریک تولد برادر

سالیان درازی است که در گلخانه دلم گل محبتی را که خودت کاشته ای آبیاری می کنم

تولد مهربان ترین گل دنیا مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

پیامک تبریک تولد به برادر

امشب چه شبی روشن و زیبا و مصفاست

احسنت، به این جشن دل انگیز که ب است

گویا که گلی پای نهاده ست به گیتی

کز فرّ و شرف، آبروی جمله ی گلهاست

میلاد تو ای چشمه ی خورشید، مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

جملات تبریک تولد به برادر

از همان روزی که پای تو به این دنیا رسید

غصه هایم یک به یک از قلب و جانم پر کشید

روز میلاد تو دنیا یک صدا خندیده بود

اسمان در مقدمت باران گل باریده بود

برادر خوبم تولدت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

متن تبریک تولد به برادر

تو دنیای بی سروته من چی دارم به جز خودت

می خوام که غوغا م بیام جشن تولدت

تویک تولدی شدی به قلب زخمی ام ببین

که با تومن ظهور شدم احیا شدم مثل نگین

برادر عزیزم تولدت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

تبریک تولد به برادر

امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت، قلب ها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت فرشته آسمانی سالروز زمینیشدنت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

اس ام اس تولد برادر

تولدت مبارک

ای گل گلدون من

هزار سال زنده باشی

بسته به تو جون من

این هدیه تولد

پیشکش چشمای تو

نازگل زیبای من

چشام زیر پای تو .

داداشی تولدت مبارک

اس ام اس تبریک تولد به برادر, پیام تبریک تولد به برادر به زبان انگلیسی

اس ام اس تبریک تولد به خواهر و برادر

زندگی،

زنجیره ای از آغازهاست…

تا به رویاهایمان رنگ واقعیت ببخشیم.

امیدوارم تمامی آغازهای تو،

از نیزه های آفتاب پر فروغ گردند.

و تمامی رویاهای تو،

گرمی پیروزی را نوید دهند

برادر عزیزم تولدت مبارک


اختصاصی از فایلکو مقاله کامل درباره قتل عمدی با و پر سرعت .

 مقاله کامل درباره قتل عمدی


 مقاله کامل درباره قتل عمدی

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و *پایین مطلب*

فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :26

 

بخشی از متن مقاله

قتل عمدی

قتل یا سلب حیات از یک انسان زنده مهمترین جنایتی است که نسبت به افراد انسانی ارتکاب    می شود . بهمین جهت کیفر قتل عمدی با وجود مخالفت بعضی از علمای حقوق وفلاسفه در قوانین بسیاری از کشورها می باشد . در حقوق موضوعه ایران ، ماده 205 قانون مجازات ی مقرر می دارد : « قتل عمد ...... موجب قصاص است واولیاء دم می توانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط مذکور در فصول آتیه قصاص نمایند و ولی امر می تواند این امر را به رئیس قوه قضائیه یا دیگری تفویض نماید .»

قتل نفس از یک طرف به اصل مصونیت وغیر قابل تعرض بودن حیات انسانی که عزیزترین ودیعه است لطمه می زند واز طرفی دیگر ، امنیت وانتظام جامعه را متز ل می کند .

قبل از اینکه اجتماعات بشری به صورت کنونی ، دارای قدرت محاکمه عمومی وتشکیلات تی بشوند قتل نفس از جمله تصادفات عادی زندگانی برای بقاء محسوب میشد ومقابله با قاتل جنبه شخصی وخصوصی داشت ونه جنبه عمومی . تعقیب یا تنبیه ومجازات قاتل یا قصاص برای جبران خسارت وترمیم ضایعه با ان مقتول بود نه با جامعه .

در ، احترام به انسان وتحریم قتل انسان در موارد مختلف مورد توجه قرآن مجید واقع شده است . بطوریکه قتل از نظر ارتکاب ، بر قتل به حق وقتل به ناحق واز نظر مقتول ، به مظلوم وغیر مظلوم به غیر حق ، ولی معین کرده است ، در عین حال ولی را از اسراف در قتل منع نموده است .

الف – وَلاتَقْتُوا الَّنفْسَ اَّلتی حَرَّمَ اللهُ اِلاّبِاْلحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفُ فِی الَقْتلِ اِنَّهُ کانَ مَنْصُورًا (آیه 33 از سوره بنی ) یعنی ، نفسی را که خداوند محترم ساخته است به ناحق مکشید ، ی که به ستم کشته شود برای ولی او سلطه ای خاص قرار داده ایم ، پس اسراف در قتل نخواهد کرد ، زیرا او، (یعنی ولی مقتول) از جانب شریعت الهی یاری شده است .

ب- قرآن مجید خونریزی بی جهت وظالمانه را گناه بزرگی تلقی نموده است بطوریکه قتل یک فرد از انسانها را به منزله قتل تمام انسانها می داند .

مِنْ اَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنِی اِسْرائیلَ اَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ اَوْ فَسادٍ فِی اْلاَرْضِ فَکَاَنَّما قَتَلَ الّاسَ جَمیعاً وَمَنْ اَحْیاها فَکَانَّمأ اَحْیَا الّناسَ جَمیعاً (قسمتی از آیه 32 از سوره المائده ) .

یعنی ، از جهت قتلی که واقع شد ما بر فرزندان مقرر داشتیم که هر نفس محترمی را به ناحق وبی آنکه مرتکب فساد در روی زمین شده باشد (مفسد فی الارض) بکشید چنان است که همه مردم را کشته باشد وهر که نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آنست که تمام مردم را حیات بخشیده است .

کمیسیون استفتائات شورای عالی قضائی قائل شدن حیثیت عمومی برای قتل نفس عمدی را از جهت کیفر تعزیری قاتل با منتفی بودن قصاص موکول به تصویب قانون در آینده نموده بود . در حال حاضر برابر ماده 208 قانون مجازات ی اخیر صویب هر مرتکب قتل شود وشاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد واقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه یا خوف شده ویا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد موجب حبس تعزیری از 3 تا 10 سال خواهد بود .

تبصره ماده 208 قانون مزبور مقرر می دارد :« دراین مورد معاونت در قتل عمد موجب حبس تعزیری از یک تا پنج سال می باشد .»

در ماده 205 قانون مجازات ی ، بدون اینکه از قتل عمدی تعریفی بعمل آمده باشد به ذکر مجازات آن اکتفا شده است . بموجب ماده مزبور « قتل عمد برابر مواد این فصل (اول) موجب قصاص است .... واولیاء دم می توانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط مذکور در فصول آتیه قصاص نمایند و ولی امر می تواند این امر را به رئیس قوه قضائیه یا دیگری تفویض نماید .» سپس در ماده 206 قانون مزبور موارد قتل عمدی ذکر شده است .

به نظر می رسد تعریف زیر برای قتل عمدی با قتل در سیستم های مختلف حقوقی هماهنگ باشد : « قتل عمدی ، عبارتست از رفتار بدون مجوز قانونی عمدی وآگاهانه یک انسان به نحوی که منتهی به مرگ انسان دیگری شود .»

قتل عمدی به معنی خاص

الف : مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد، خواه آن کار نوعاً کشنده باشد یا نباشد ولی در عمل سبب قتل شود (بند الف ماده 206 ق .م.ا.) یعنی قتل عمدی ، با انجام دادن عمدی فعلی که منجر می گردد محقق می شود . در اینجا قتل عمدی با قصاص قتل ولو قتاله قابل تحقق است . بدین ترتیب ، چنانچه قصد قتل نزد مرتکب محرز شود وعمل او هم سبب قتل شود مورد از مصادیق قتل عمدی است . اعمالی که منتهی به سلب حیات از مجنی علیه می گردد ، اعمالی هستند مادی از قبیل ضرب وجرح یا هر نوع صدمه بدنی دیگر .

ب : مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد (بند ب 206 ق.م.ا) در اینجا قانونگذاردر بزه قتل عمدی ، علاوه بر قصد مرتکب متوجه نوع وکیفیت فعل کشنده ودر نتیجه وسیله و ارتکاب قتل نیز بوده وآنها را از موجبات عمدی تلقی قتل دانسته است . به عبارت دیگر در صورتی که فعل نوعاً کشنده برای قتل دیگری ، وسیله قتاله باشد گر چه فاعل قتل قصد قتل هم نداشته باشد ، عمل قتل عمدی محسوب وموجب قصاص است . بطورمثال چنانچه ی بخواهد با گلوله ای که وسیله تفنگی شلیک می کند پای دیگری مورد اصابت قرار دهد تااورا متوقف کند ولی عملاً گلوله به قلب مجنی علیه اصابت ومنتهی به مرگ وی شود عمل قتل عمدی است . ی که مرتکب قتل برای کشتن بکار گرفته باشد ممکن است نوعاً وذاتاً کشنده باشد . سلاح گرم از قبیل تفنگ ویا سلاح سرد مثل کارد وشمشیر وداس وتبر ، خوراندن سم مهلک ، در آب جوش یا در آتش انداختن دیگری یا اتصال سیم برق با فشار قوی به بدن انسان وامثال آن از آلات نوعاً کشنده است که به احراز فعل یا کار نوعاً کشنده کمک می کند گاهی خود مورد استفاده در قتل یا استفاده از آن نوعاً وذاتاً کشنده نیست ولی ممکن است صدمه به موضع حساس بدن مجنی علیه وارد ومنتهی به مرگ او شود . دراین قبیل موارد وسیله و قتل به اعتبار حساس بودن موضع قتاله است مانند ایراد صدمه با هریک از اعضای بدن مثل مشت ولگد ؛ یا ایراد ضرب وجرح با بیل وکلنگ وچکش .

بنابراین منظور از کار نوعاً کشنده در قتل عمدی ایجاد صدماتی است که گاه به اعتبار وسیله و به کار رفته در قتل وگاه به اعتبار حساسیت موضع اصابت در مورد هر انسان متعارفی موجب سلب حیات از مجنی علیه گردد .

ج : مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد وکاری را که انجام می دهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف براثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی وامثال آنها نوعاً کشنده باشد وقاتل نیز به

آن آگاه باشد (بند ج ماده 206 قانون مجازات ی ).

در اینجا فعل مرتکب قتل نوعاً وذاتاً کشنده نیست واز جهت اصابت به موضع حساس نیز نوعاً کشنده محسوب نمی شود ولی به اعتبار شخصیت مجنی علیه ، از نظر ضعف بنیه جسمانی یا کهولت سن وسال یا بیماری یا صغر سن ، صدمه ای که برای اشخاص عادی قابل تحمل است ، برای مجنی علیه غیر قابل تحمل گردیده ومنتهی به مرگ وی می گردد .

مثل ایراد ضرب عمدی خفیف نسبت به یک بیمار قلبی که نباید کوچکترین حرکتی داشته باشد ؛ یا به پائین انداختن اواز روی تخت یا ایراد ضرب وجرح حتی خفیف نسبت به شخص خیلی مسن وضعیف در شرایطی که صدمات وارده نسبت به او غیر قابل تحمل ومنتهی به مرگ وی شود . یا به زمین زدن عمدی طفل شیرخوار به طوری که منجر به مرگ وی شود .

سوم شرایط اجرای قصاص

گرچه مجازات قتل عمدی قصاص است ، مع هذا گاهی قصاص ساقط وتبدیل به دیه می شود . مواردی که منتهی به سقوط قصاص می شود گاهی راجع است به شخص قاتل وگاهی به شخص مقتول ویا گاهی به ولی دم وانتفای موضوع قصاص که به شرح زیر قابل بررسی است :

اولاً شرایط قاتل

از شرایط عامه تکلیف برای مسئولیت کیفری ، عقل وبلوغ واختیار ودر مواردی علم به حرمت است . بنابراین قاتل وقتی مستوجب قصاص است که عاقل وبالغ ومختار در ارتکاب قتل عمدی باشد .

1- عقل : در مواردی که قاتل در حین ارتکاب قتل مجنون باشد ، قصاص منتفی است به عبارت دیگر هرگاه دیوانه عمداً ی را بکشد قصاص نمی شود ودر اجرای ماده 221 قانون مجازات ی چنین قتلی خطاء محسوب وعاقله اوباید دیه قتل خطاء را به ورثه مقتول بدهد . در مقابل هرگاه عاقل نیز دیوانه ای را بکشد طبق ماده 222 قانون مزبور قاتل قصاص نمی شود بلکه باید دیه قتل را به ورثه مقتول بدهد . بعلاوه طبق تبصره 1 ماده 295 قانون مجازات ی جنایتهای عمدی وشبه عمدی دیوانه بمنزله خطاء محض است . بطور کلی جنون که به فقدان شعور تعبیر شده است به هر درجه که باشد موجب عدم مسئولیت کیفری است وهرگاه مرتکب جرم در حین ارتکاب مجنون بوده ویا پس از حدوث جرم مبتلا به جنون شود چنانچه ح خطرناک داشته باشد ، به دستور دادستان تا رفع ح مذکور در محل مناسبی نگهداری خواهد شد و اوبه دستور دادستان امکان پذیر است . شخص نگهداری شده ویا انش می توانند به دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به اصل جرم رادارد از دستور دادستان شکایت کنند . دراین صورت دادگاه در جلسه اداری با حضور شاکی ودادستان ویا او موضوع را با جلب نظر متخصصین خارج از نوبت رسیدگی کرده وحکم مقتضی درمورد شخص نگهداری شده ویا تأیید دستور دادستان صادر می کند واین رأی قطعی است ولی شخص نگهداری شده یا انش هرگاه علائم بهبودی را مشاهده د حق اعتراض به دستور دادستان رادارند . درمورد جنون ادواری ، جنون در حین ارتکاب جرم شرط است (مواد 52و51 با تبصره های آن از قانون مجازات ی ) . در حقوق در صورتی که در حین ارتکاب جرم ، شخص مرتکب صحیح العقل باشد کیفر خواهد شد ولو آنکه بعداز ارتکاب ، به جنون مبتلا گردد .

*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***


با


مقاله کامل درباره قتل عمدی

به مناسبت پیروزی انقلاب ی با همکاری گروه قصه و شعر کتابخانه قائمیه اشکنان، سازمان تبلیغات ی اشکنان جشن شکوفه های انقلاب شامل مجموعه برنامه های شاد، قصه گویی و اجرای نمایش ویژه ک ن و نوجوانان در محل کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان برگزار گردید. در این برنامه که با همراهی گروه22 نفره قصه و شعر کتابخانه قائمیه اشکنان و در روز پیروزی انقلاب برگزار گردید روزی شاد و به یادماندنی  را برای ک ن رقم زد.

لازم به ذکر است که در ایام الله دهه فجر گروه قصه و نمایش کتابخانه قائمیه اشکنان با همراهی سازمان تبلیغات ی اشکنان و دهیاری و شورای ی دهستان کال برنامه ویژه ک ن و نوجوان در دهستان کال برگزار نمود که مورد استقبال ک ن و نوجوانان قرار گرفت.

جشنواره شکوفه های انقلاب ی بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشن شکوفه های انقلاب ی /کتابخانه قائمیه /1395

جشنواره شکوفه های انقلاب ی بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395

جشنواره شکوفه های انقلاب ی بخش اشکنان/کتابخانه قائمیه / 1395


اختصاصی از ژیکو تحقیق درباره قتل با و پر سرعت .

تحقیق درباره قتل


تحقیق درباره قتل

مقاله کامل بعد از پرداخت وجه

لینک پرداخت و در "پایین مطلب"

فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحات: 43

 

پیشگفتار

شروع به جرم به عنوان مفهومی جدید، در یکی یا دو قرن اخیر شکل گرفته و به عنوان نهادی جدید و مستقل در حقوق کیفری امروز مطرح گردیده است. در گذشته آنچه که از اهمیت برخوردار بود، صرف ارتکاب جرم بود؛ به عبارتی، جرم یا ارتکاب می یافت و یا ارتکاب پیدا نمی کرد و در صورت اخیر، مجازاتی هم بر ی که نتوانسته بود فعل مجرمانه خویش را به اتمام برساند، بار نمی گردید؛ اما، بتدریج مفهوم نظم عمومی به عنوان ملاک تعیین جرایم و مجازاتها مورد توجه جوامع مختلف قرار گرفت؛ به گونه ای که امروزه هر عملی که بتواند مراتب اخلال در نظم عمومی جامعه را فراهم نماید، از لحاظ اصول و قواعد حاکم بر حقوق کیفری قابلیت جرم انگاری، تعقیب و مجازات را دارد که شروع به جرم نیز به عنوان مفهومی جدید یکی از این موارد است.

از نظر قانونی در کشور ایران، شروع به جرم در قانون سال 1304 و قانون مجازات عمومی سال 1352، مورد توجه مقنن قرار گرفته بود و به عبارتی، شروع به جرم در جنایات، خود به عنوان جرمی مستقل، قابلیت تعقیب و مجازات داشت و در امور جنحه نیز وفق ماده (23) این قانون، منوط به تصریح در قانون گردیده بود، که این معنا تا سال 1362؛ یعنی، تا زمان تصویب قانون راجع به مجازات ی به قوت خود باقی بود، اما پس از آن با تصویب ماده (15) قانون راجع به مجازات ی، عنوان مستقل شروع به جرم مخدوش گردید و مقنن آن را به عنوان جرمی مستقل واجد تعقیب و مجازات ندانست و تنها در صورتی امکان تعقیب و مجازات فردی که شروع به ارتکاب جرمی کرده بود وجود داشت که عملیات و اقداماتی را که وی در راستای ارتکاب جرم مورد نظر خویش انجام می داد، واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد. در سال 1370 نیز که قانون مجازات ی به تصویب رسید، مقنن مجدداً از همین رویه پیروی نمود؛ لذا در حال حاضر از نظر قانونی، اصل بر عدم جرم بودن شروع به جرم محسوب است مگر در مواردی که مقنن خلاف آن را تصریح نموده باشد، همچون موارد شروع به کلاهبرداری و یا اینکه همان اندازه از عملیات اجرایی، خود واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد که در صورت اخیر، تعقیب و مجازات مرتکب به اعتبار ارتکاب شروع به جرمی که ناتمام مانده نخواهد بود، بلکه به اعتبار ارتکاب جرم تامی خواهد بود که مرتکب در راستای وصول به نتیجه جرم مورد نظر خویش انجام داده است.

با توجه به مراتب مذکور، شروع به قتل عمدی نیز علی رغم اهمیت موضوع به لحاظ اخلال در نظم عمومی، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات می نمود؛ چرا که، به عنوان مثال در مواردی که فردی به قصد سلب حیات از مجنی علیه مبادرت به پرتاب وی در آب می نمود و یا اینکه با ریختن سم در غذای او قصد ازهاق نفس از وی را داشت؛ ولی از مجنی علیه به عللی خارج از اراده مرتکب سلب حیات نمی گردید، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات بود؛ چرا که صرف در آب انداختن ی یا سم دادن به غیر، از نظر قانونی جرم تلقی نمی گردید تا مرتکب آن قابل تعقیب و مجازات باشد. نهایتاً در سال 1375، مقنن با تصویب ماده (613) ق.م.ا، شروع به قتل عمد را به عنوان جرمی مستقل مورد توجه قرار داد و آن را واجد عنوان مستقل مجرمانه دانست که ما در این مقوله، به بررسی ماده مذکور و مسئله مجازات مندرج در این ماده با توجه به مصادیق قابل فرض آن می پردازیم.

چکیده :

             پژوهش حاضر با هدف بررسی و قتل و عوامل موثر بر قتل  صورت گرفته است . که قبل از شروع به موضوع قتل به تعریفی از جرم پرداخته ایم به خاطر اینکه قتل در جوامع بشری به عنوان جرم محسوب می شود و بعد از این موضوع در جهت بررسی پژوهش حاضر به صورت نه  فصل مشخص درمورد قتل و مجازات های قتل  انجام گرفته و  نتیجه  به دست آمده از تحلیل نه فصل تحقیق  مورد بحث و بررسی قرار می گیرد .

مقدمه

قتل بزرگترین تعرض به تمامیت جسمانی اشخاص است که خود دارای انواعی است و بر اساس عنصر روانی شدت و آن مشخص میگردد. قتل در قانون مجازات ی به مواردی همچون قتل، عمد (بند الف م 206) قتل در حکم عمد (بند ب و ج م 206) قتل خطا شبیه عمد (بند ب م 295) قتل خطای محض (بند الف م 295) قتل در حکم شبه عمد (تبصره 2 ماده 295) قتل در حکم خطای محض (تبصره 1 م 295) قتل غیرعمد (م 616-م 714) قتل در اثنای منازعه (م 615 ق م ا) تقسیم میگردد که در حقوق جزای فرانسه به قتل عمد ضرب و جرح منتهی به فوت ، و قتل غیرعمد تقسیم میگردد. در میان موارد فوق الذکر قتل عمد شدیدترین آنهاست که در حقوق جزای ایران به مصادیقی همچون قتل عمدی محض ، قتل در حکم عمد و قتل در اثنای منازعه و در فرانسه به قتل عمدی ساده و قتل عمدی مشدده تقسیم می گردد. که در بر گیرنده مواردی از قبیل: مسمومیت منجر به مرگ ، قتل سبق تصمیم قتل مستخدمین ت ، قتل در اثر احراق عمدی، قتل توام با جنایت یا جنحه دیگر و قتل اولیا است . مواد از قتل عمدی محض (قتل با سونیت مسلم) آن است که جانی با قصد سلب حیات از مجنی علیه (ازهاق روح) بوسیله فعل غالبا یا نادرا کشنده سبب قتل مجنی علیه گردد. برای تحقق قتل عمدی محض سونیت خاص و عام تواما ا امی است . قتل در حکمم عمد نوع اول (ارتکاب قتل با فعل قتاله مطلق) زمانی ارتکاب مییابد که جانبی بدون قصد با ارتکاب فعل نوعا کشنده مطلق مباشر تا با تسبیباسبب قتل دیگری گردد. و هرگاه جانی بدون قصد قتل با ارتکاب فعل قتاله نسبی سبب قتل دیگری گردد قتل در حکم نوع دوم (ارتکاب قتل با فعل قتاله نسبی) تحقق یافته است . مصداق دیگر قتل عمدی محض در حقوق ایران قتل در اثنای منازعه است که میتواند ماهیتا مشمول یکی از موارد فوق الذکر گردد ولی بعلت ارتکاب در شرایط خاص مجازات آن تشدید میگردد. مجازات قتل عمدی در حقوق جزای ایران قصاص نفس است . اما در حقوق جزای فرانسه مجازات قتل عمدی ساده (هیجانی) سی سال حبس جنایی و مجازات قتل عمدی مشدده حبس جن دائمی است .


با


تحقیق درباره قتل

اختصاصی از فایلکو تحقیق و بررسی در مورد قتل 78 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 78

 

پیشگفتار

شروع به جرم به عنوان مفهومی جدید، در یکی یا دو قرن اخیر شکل گرفته و به عنوان نهادی جدید و مستقل در حقوق کیفری امروز مطرح گردیده است. در گذشته آنچه که از اهمیت برخوردار بود، صرف ارتکاب جرم بود؛ به عبارتی، جرم یا ارتکاب می یافت و یا ارتکاب پیدا نمی کرد و در صورت اخیر، مجازاتی هم بر ی که نتوانسته بود فعل مجرمانه خویش را به اتمام برساند، بار نمی گردید؛ اما، بتدریج مفهوم نظم عمومی به عنوان ملاک تعیین جرایم و مجازاتها مورد توجه جوامع مختلف قرار گرفت؛ به گونه ای که امروزه هر عملی که بتواند مراتب اخلال در نظم عمومی جامعه را فراهم نماید، از لحاظ اصول و قواعد حاکم بر حقوق کیفری قابلیت جرم انگاری، تعقیب و مجازات را دارد که شروع به جرم نیز به عنوان مفهومی جدید یکی از این موارد است.

از نظر قانونی در کشور ایران، شروع به جرم در قانون سال 1304 و قانون مجازات عمومی سال 1352، مورد توجه مقنن قرار گرفته بود و به عبارتی، شروع به جرم در جنایات، خود به عنوان جرمی مستقل، قابلیت تعقیب و مجازات داشت و در امور جنحه نیز وفق ماده (23) این قانون، منوط به تصریح در قانون گردیده بود، که این معنا تا سال 1362؛ یعنی، تا زمان تصویب قانون راجع به مجازات ی به قوت خود باقی بود، اما پس از آن با تصویب ماده (15) قانون راجع به مجازات ی، عنوان مستقل شروع به جرم مخدوش گردید و مقنن آن را به عنوان جرمی مستقل واجد تعقیب و مجازات ندانست و تنها در صورتی امکان تعقیب و مجازات فردی که شروع به ارتکاب جرمی کرده بود وجود داشت که عملیات و اقداماتی را که وی در راستای ارتکاب جرم مورد نظر خویش انجام می داد، واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد. در سال 1370 نیز که قانون مجازات ی به تصویب رسید، مقنن مجدداً از همین رویه پیروی نمود؛ لذا در حال حاضر از نظر قانونی، اصل بر عدم جرم بودن شروع به جرم محسوب است مگر در مواردی که مقنن خلاف آن را تصریح نموده باشد، همچون موارد شروع به کلاهبرداری و یا اینکه همان اندازه از عملیات اجرایی، خود واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد که در صورت اخیر، تعقیب و مجازات مرتکب به اعتبار ارتکاب شروع به جرمی که ناتمام مانده نخواهد بود، بلکه به اعتبار ارتکاب جرم تامی خواهد بود که مرتکب در راستای وصول به نتیجه جرم مورد نظر خویش انجام داده است.

با توجه به مراتب مذکور، شروع به قتل عمدی نیز علی رغم اهمیت موضوع به لحاظ اخلال در نظم عمومی، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات می نمود؛ چرا که، به عنوان مثال در مواردی که فردی به قصد سلب حیات از مجنی علیه مبادرت به پرتاب وی در آب می نمود و یا اینکه با ریختن سم در غذای او قصد ازهاق نفس از وی را داشت؛ ولی از مجنی علیه به عللی خارج از اراده مرتکب سلب حیات نمی گردید، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات بود؛ چرا که صرف در آب انداختن ی یا سم دادن به غیر، از نظر قانونی جرم تلقی نمی گردید تا مرتکب آن قابل تعقیب و مجازات باشد. نهایتاً در سال 1375، مقنن با تصویب ماده (613) ق.م.ا، شروع به قتل عمد را به عنوان جرمی مستقل مورد توجه قرار داد و آن را واجد عنوان مستقل مجرمانه دانست که ما در این مقوله، به بررسی ماده مذکور و مسئله مجازات مندرج در این ماده با توجه به مصادیق قابل فرض آن می پردازیم.

مقدمه

قتل بزرگترین تعرض به تمامیت جسمانی اشخاص است که خود دارای انواعی است و بر اساس عنصر روانی شدت و آن مشخص میگردد. قتل در قانون مجازات ی به مواردی همچون قتل، عمد (بند الف م 206) قتل در حکم عمد (بند ب و ج م 206) قتل خطا شبیه عمد (بند ب م 295) قتل خطای محض (بند الف م 295) قتل در حکم شبه عمد (تبصره 2 ماده 295) قتل در حکم خطای محض (تبصره 1 م 295) قتل غیرعمد (م 616-م 714) قتل در اثنای منازعه (م 615 ق م ا) تقسیم میگردد که در حقوق جزای فرانسه به قتل عمد ضرب و جرح منتهی به فوت ، و قتل غیرعمد تقسیم میگردد. در میان موارد فوق الذکر قتل عمد شدیدترین آنهاست که در حقوق جزای ایران به مصادیقی همچون قتل عمدی محض ، قتل در حکم عمد و قتل در اثنای منازعه و در فرانسه به قتل عمدی ساده و قتل عمدی مشدده تقسیم می گردد. که در بر گیرنده مواردی از قبیل: مسمومیت منجر به مرگ ، قتل سبق تصمیم قتل مستخدمین ت ، قتل در اثر احراق عمدی، قتل توام با جنایت یا جنحه دیگر و قتل اولیا است . مواد از قتل عمدی محض (قتل با سونیت مسلم) آن است که جانی با قصد سلب حیات از مجنی علیه (ازهاق روح) بوسیله فعل غالبا یا نادرا کشنده سبب قتل مجنی علیه گردد. برای تحقق قتل عمدی محض سونیت خاص و عام تواما ا امی است . قتل در حکمم عمد نوع اول (ارتکاب قتل با فعل قتاله مطلق) زمانی ارتکاب مییابد که جانبی بدون قصد با ارتکاب فعل نوعا کشنده مطلق مباشر تا با تسبیباسبب قتل دیگری گردد. و هرگاه جانی بدون قصد قتل با ارتکاب فعل قتاله نسبی سبب قتل دیگری گردد قتل در حکم نوع دوم (ارتکاب قتل با فعل قتاله نسبی) تحقق یافته است . مصداق دیگر قتل عمدی محض در حقوق ایران قتل در اثنای منازعه است که میتواند ماهیتا مشمول یکی از موارد فوق الذکر گردد ولی بعلت ارتکاب در شرایط خاص مجازات آن تشدید میگردد. مجازات قتل عمدی در حقوق جزای ایران قصاص نفس است . اما در حقوق جزای فرانسه مجازات قتل عمدی ساده (هیجانی) سی سال حبس جنایی و مجازات قتل عمدی مشدده حبس جن دائمی است .

تعریف جرم

در قانون مجازات ی و به طور کلی در هیچ یک از مقررات کیفری گذشته، تعریفی از شروع به جرم به عمل نیامده و مقنن تنها به تشریح مسئله شروع به جرم بسنده کرده است. در همین راستا، از شروع به قتل عمدی نیز تعریفی دقیق و مشخص در قوانین مدونه صورت نگرفته و لذا ارائه تعریفی مناسب از شروع به قتل عمدی، تا اندازه ای دشوار به نظر می رسد، مع ذالک تعریفی را که می توان با توجه به ماده (613) ق.م.ا، از شروع به قتل به عمل آورد را در ذیل بیان می داریم:

«شروع به قتل عمد زمانی تحقق می یابد که فردی به قصد سلب حیات از دیگری مبادرت به انجام عملیاتی داخل در عنصر مادی قتل عمد نماید، ولی قصد مرتکب به عللی خارج از اراده، معلق و بی اثر مانده و عملیات اجرایی به نتیجه مورد نظر مرتکب ختم نگردد.»

مانند موردی که فردی با قصد ارتکاب قتل، مبادرت به ریختن سم در فنجان قهوه دیگری نماید، ولی به واسطه انجام عملیات سریع درمانی، اثر سم رفع شده و از مجنی علیه سلب حیات صورت نگیرد.


با


تحقیق و بررسی در مورد قتل 78 ص

زینب در مجلس حضرت زینب س

فغان و آه که من روز خوش به دهر ندیدم تمام همر به یک روز دلخوشی نرسیدم

گهی ز داغ پدر گاه از غم مادر گهی ز داغ حسن جامم زهر را بچشیدیم

پس از حسن، به حسین گاه می شدم خوش دل فغان و آه، حسین را به چشم کشته بدیدم

پس از شهادت او من اسیر گردیدم شتر سوار ز نامحرمان چه رنج کشیدم

گهی به کوفه و گاهی به شهر شام اب امان وآه که من حرف خوش ز نشنیدم

----------------------------

برادر ای انیس روزگارم برادر ای شه دور از دیارم

----------------------------

برادر دیده هایم کور گشته برادر منزلم در گور گشته

----------------------------

مدینه چون قفس من مرغ بی پر غریبم در وطن الله اکبر

----------------------------

ایا کریم گواهی چه دیدم و چه ندیدم هر آنچه دیده ندیده به کربلا دیدم

برای قاسم خود ع ی به پا فغان و آه که من ع ش عزا دیدم

خواهرم کلثوم زار بی قرار جمله رخت شهیدان را بیار

از برای کشته ها زاری کنیم جوی خون از دیده ها جاری کنیم

----------------------------

زنید حلقه ماتم به دورم ای یاران کنید ناله و زاری برایم ای طفلان

بیا تو حضرت کلثوم ای سلاله ناس بگیر آن علم خون طپیده عباس

بیا تو عابد بیمار ای علیل فگار بگیر رخت شهیدان به دست با دل زار

بیا سکینه فدایت شوم ایا مضطر بگیر رخت علی اکبر و علی اصغر

منم به قسمت خود شیعیان به شیون و شین به فرق خود فکنم جامه حسین

ز سوز همی یا حسین حسین گویم ز پنجه برکنم از غصه حسین مویم

ای گلگون کفن برادر از ظلم یزید کافر گردیدی به خون شناور خواهر از غمت بمیرد

----------------------------

این پیراهن از حسین است این جای تیر و سنین است

آن شاه بدر و حنین است خواهرت از غمت بمیرد

----------------------------

مترس ای قوت جانم سکینه گل گ ار سلطان مدینه

مکن خوف ای ضیاء هر دو عینم بود در شام شمر ای بی قرینه

----------------------------

خدایا این همان شمر لعین است که از دستش دل زارم غمین است

همین شمر است اندر کربلا بود حسینم سر بریده از قفا بود

هنوز از خنجرش از راه بیداد چکد خون حسین صد آه و فریاد

دیگر ای شمر ظلم تازه از چیست جفا و جور بی اندازه از چیست

----------------------------

مکُش او را که ما محرم نداریم به غیر از عابدین همدم نداریم

والله ما اسیریم بالله ما حقیریم

به این قرآن ببخش بر ما اسیران مکن جور و جفا ای شمر نادان

والله ما اسیریم بالله ما حقیریم

الهی شمر فرزندت بمیرد شوی کور و ی دستت نگیرد

والله ما اسیریم بالله ما حقیریم

ایا لعین ستمکار ملحد کافر ز قتل عابد بیمار ای لعین بگذر

وگرنه موی پریشان کنم ایا مردود کنم شکایت تو نزد قادر معبود

چنان یم غضب کبریا به جوش آرم زغم ملائک افلاک در وش آرم

چه خواهی اینکه ببینی ایا سگ نادان به یک اشاره به هم می زنیم زمین و زمان

شوید جمع ایا بی ان به ناله و آه کنید موی پریشان به درگه الله

وا محمدا وا علیا وا فاطمتا

--------------------------------

چه می خواهی بگو شمر از سکینه سکینه نیست در شهر مدینه

ببر مارا کنون از وی تو بگذر مکن جور و جفا ای شمر کافر

--------------------------------

کجایی یا حسین آقا کجایی چرا از بی ان خود ج

کجایی ای ابالفضل رشیدم مرا دریاب و از جان نا امیدم

--------------------------------

مبر اسم کنیزی تو عزیزی سکینه فدایت

--------------------------------

یتیم خوار و در دنیا نباشد

یتیمی سکینه

--------------------------------

بده تو اذن به ما ای لعین بد اختر پی وداع رَویم روضه رسول بشر

کنیم زیارت قبر رسول از دل و جان کنیم زخم دل خویش را همی درمان

--------------------------------

فدای مرقد نورانی تو یا جدا دمی ز مهر و وفا قبر خویش بیرون آ

نگر به ح کلثوم و زینب ای جدا شدیم غریب و اسیر و شدیم به غم تنها

یزید حکم نموده دوباره عترت را برند ز شهر مدینه به شام یا جدا

--------------------------------

کجایی ای دوای جان زینب دوای سوزان زینب

برادر می روم اندر اسیری ندارم ای برادر دستگیری

--------------------------------

برسر زنید ماتمیان اولِ غم است زینب به شام می رود این غم مگر کم است

اسیری می رود زینب عزیزان -یازهرا یاحیدر سیه پوشم روم شام غریبان- یازهرا یاحیدر

وای به شام غم روانیم وای اسیر شامیانیم

--------------------------------

کجایی فاطمه ای مادر زار- مادرجان یازهرا ببین مادر چسان گشتیم گرفتار –مادر جان یازهرا

--------------------------------

مراننگ است در هر کوچه رفتن - یازهرا یاحیدر مرا عار است رو خاک ن –یازهرا یا حیدر

وای به شام غم روانیم وای اسیر شامیانیم

--------------------------------

ندانم آه چرا ح م دگرگون است همین دقیقه ز جسمم چه روح بیرون است

به من بگو تو ایا عابدین ز راه وفا که این بلد چه بلادی است ز دور شده پیدا

--------------------------------

مگو تو شام خدا شام را اب کند به اهل شام خدا ظلم بی حساب کند

ای شام ز تو دیدة زینب گریان ای شام ز تو زینب سوزان

منزل ما اگر به شام بود عمر زینب یقین تمام بود

ای عزیزان خبر دهید به شمر امشب این جایگه مقام بود

--------------------------------

یارب به اسیری به این خواری من یارب به گرفتاری و این زاری من

مرگم برسان ز لطف خود یا الله تا باز نصیبم نشود شام بلا

ایام رحلت خواهر رسیده صوت ج گوشم شنیده

--------------------------------

هذا فراقی بینی و بینک شد وعده ما روز قیامت

--------------------------------

ای خواهر من ای بی قرینه جان تو خواهر جان سکینه

--------------------------------

برو خواهر برم آور سکینه گل گ ار جانان مدینه

که خواهم درد دل با او بگویم گره کرده ز غصه در گلویم

--------------------------------

دختر بی باب و هم بی مادرم لحظه ای بگذار سر بر دامنم

سر بر دامنم ای جان آرزو دارم به دل اندر جهان

من که در شام، روزم شام شد آفتاب طالعم بر بام شد

من که فرزندی ندارم غیر تو من که دلبندی ندارم غیر تو

تو بجای مرد و فرزندان من گریه کن بر و بر سر بزن

گریه ات این باشد ای نور بصر گاهی گویی جان گاهی پدر

یک وصیت با تو دارم می شنو در ابه بعد من بیرون مرو

خلق شامی بر تو رنجت می دهند دختران شام سنگت می زنند

رو بیرون تنهایم گذار تا بگریم بهر یاران زار زار

برادر جان حسین اندر کجایی چنین روزی چرا ازمن ج

به بیداری کشم من چند آهی برادر جان به دیدارم نیایی

برادر جان دلم شد سرت بَر نی جلو سازد نقاره

بخوابم تا خدای من کریم است که بسم الله الرحمن الرحیم است

--------------------------------

یارب مکن امید ی را تو نا امید در راه انتظار دو چشمش مکن ستیز

کیستی داری سر زانو سرم گو به من از راه احسان وکرم

----------------------------------

سلام ای جد زار تاجدارم ببین ای جان جدا خوارُ زارم

عجب دارم که از من یاد کردی ز غم ها خاطرم را شاد کردی

چسان گشتی رضا ای جد بی یار بگردانند مرا در شهر و بازار

حسینم پیش چشمم سر ب د تنش را در میان خون کشیدند

به دست شامی و کوفی اسیرم دعایی کن همین زودی بمیرم

----------------------------------

سلام ای باب زار تاجدارم ببین ای جان بابا خوار و زارم

تمام یاورانم کشته گشتند میان خاک و خون آغُشته گشتند

عجب بر دخترت امداد کردی عجب این بینوا را یاد کردی

جدا گشته دو بازوی علمدار ندارم جان بابا یار و غمخوار

ببین ای جان بابا من اسیرم دعایی کن همین زودی بمیرم

----------------------------------

سلام ای مادر محنت کشیده زبار غم چسان قدم خمیده

عجب دارم که از من یاد کردی عجب این دل غمین را یادکردی

ابه منزلی دارم به دوران نداریم یاوری جز حی سبحان

چسان گشتی رضا ای مادر زار بگرداند مرا در شهر بازار

حسینم پیش چشمم سر ب د تنش را در میان خون کشیدند

علی اکبر جوانم کشته گشته به خون خویشتن آغشته گشته

ببین ای جان مادر من اسیرم دعایی کن همین زودی بمیرم

حسین قربان مهر و وفایت بمیرد خواهر تو از برایت

عجب دارم که از من یاد کردی عجب این بینوا را شاد کردی

ببین من خواهر زار تو باشم سیه پوشم عزادار تو باشم

سری بالا نما رویت ببینم گلی از گلشن کویت بچینم

مگر کردی زمن قهر ای برادر ویا گشتی ز جان من مکدر

مگر من خواهر زارت نبودم مگر من لایق خدمت نبودم

یتیمان تو را بر دوش کشیدم پیاده در بیابانها دویدم

یکی گفتا که باب من کو یکی گفتا که نان و آب من کو

یکی گفتا که بابا خواهم از تو یکی گفتا که مأوا خواهم از تو

شهید تشنه لب مذبوح اعدا نظر بر خواهر زارت بفرما

سرم از چوبه محمل ش ته ی زخم سر زینب نبسته

تکلم کن چرا لب بسته داری چرا تو خواهرت را خسته داری

------------------------------

مظلوم من مظلوم من بنگر دل پر خون من

جان اخا من یک زنم جانم رسیده بر لبم

من یک زنم جان اخا با این یتیمان چون کنم

با جسم تب دار و علیل موی پریشان چون کنم

یاد آمدم اندر وطن با من ایا آرام جان

اندر مدینه با عبا کردی به زینب سایه بان

چیزی ندارم یا اخا جانا تلافی ات کنم

اندر عوض بر دوش خود من می کِشم این طفله ها

آه یا جدا یا رسول الله

نگر جدا به حال احتضارم گله من از حسین خویش دارم

ندارد از چه بامن گفتگویی که ننماید زحالم پرس و جویی

------------------------------

دو صد شکر ای کریم حی داور که فردا می روم نزد برادر

بهشت جاودانی میهمانم یتیمان را به خواهر می سپارم

------------------------------

مصرع

بیا اندر برم ای ام کلثوم

------------------------------

وصیت با تو دارم خواهر من

------------------------------

در آن وقتی حسینم شد به میدان

------------------------------

به من گفتا یتیمانم نگه دار

------------------------------

سپارم دست تو این طفله ها را

------------------------------

سپارم دست تو خواهر سکینه

------------------------------

چه من مُردم مکن کفنم تو خواهر

------------------------------

دیگر دفنم مساز ای بی قرینه

------------------------------

حسینم بی کفن افتاده در خاک

------------------------------

مصرع با عابدین

ای طبیب سوزان من

------------------------------

لطف حق بر بنده اش باشد دلیل

------------------------------

می روم از داغ تو باغ جنان

------------------------------

من سپارم دست تو این طفله ها

------------------------------

عابدین ترسم ز قبر تنگ و تار

------------------------------

عابدین ترسم سوالات ن

------------------------------

عابدین وقت چنین مرگم نبود

------------------------------

عابدین طفلان ندارد یاوری

------------------------------

بخوان کلام خدا عابدین به بالینم که از کلام خدا ده دقیقه تسکینم

------------------------------

شنو کلام مرا از وفا ایا سجاد بیرون روم زجهان من بخاطر ناشاد

به جای قاسم و اکبر تو جامه کنی پس آن زمان به سوی اهل غم نظاره کنی

بیا به نزد من ای خواهر من مظلوم وصیتی به تو دارم من این زمان کلثوم

شنو کلام مرا ای تو خواهر غمخوار چه داده اند مرا غسل عترت اطهار

مکن کبودی روی دل مرا ظاهر دل کبود روم نزد مادر مضطر

که تا کبود ببیند دل مرا مادر کنم شکایت شمر و یزید بد اختر

------------------------------

دهید گوش ایا جالسین بزم عزا که من حکایت کرب و بلا کنم افشا

بریده شهر امان مرا به کرب و بلا ندیده اید شما اکبر جوان مرا

بدست خویش جسمش کفن چه پوشیدم به دور قامت اکبر سه دفعه گردیدم

دو نوجوان پسرم را فدای او هزار مرتبه من مرگم آرزو

در به در شدی زینب خونجگر شدی زینب

------------------------------

پس از شهادت عباس و قاسم و اکبر حسین من چو روان شد به جانب لشکر

ستاده در صف میدان چه یکّه و تنها نموده گردن کج در مقابل اعدا

خطاب ای قوم، بی پناهم من قسم بحق محمد که بی گناهم من

برادران و عزیزان من شما کشتید علی اکبر و قاسم به خون در آغشتید

ز خون جمله گذشتم به حق پیغمبر جفا به خود ننمایید بیش از این دیگر

در به در شدی زینب خونجگر شدی زینب

------------------------------

ی جواب نداد آن زمان حسین مرا نشان تیر نمودند نور عین مرا

صدای هلهله کوفیان به گوش رسید یکی بگفت حسین علی به خون غلطید

ز خیمه گاه سراسیمه آمدم بیرون ببینم آنکه چه رخ داد ای خدای جهان


سری به نوک سنان دیده ام برابر من نظاره و دیدم سر برادر من

تو ای صبا گذری کن بسوی کرب و بلا سلام من به شهیدان رسان ز راه وفا

بگو به حضرت اکبر که ات مرده به گور آرزوی روی ماه تو برده

کفن بیار به همراه ای سلاله ناس که مانده بی کفن و غسل خواهرت عباس

در به در شدی زینب خونجگر شدی زینب

-----------------------------------

محنت کش روزگار زینب آواره ز هر دیار زینب

هر روز تو تشنه و گرسنه در کرب و بلا فگار زینب

روم ز شوق کنون جانب رسول الله اقول اشهد ان لا اله الا الله


حسین در مجلس حضرت زینب س
خج می کشم از روی زینب شده پر خون دریغا موی زینب
بیاد آمد مرا ساز و نقاره بر او نامحرمان سازند نظاره
سرش از چوبه محمل ش ته ی زخم سر زینب نبسته
ز روی خواهرم من شرمسارم ز خجلت سر به زیر افکنده دارم

حسن در مجلس حضرت زینب س
ایا خواهر به قربان سر تو به قربان دل غم پرور تو
بلی دانم چه زحمت ها کشیدی کشیدی زحمت و راحت ندیدی
برو در نزد آن نور دو عینم شهید کربلا یعنی حسینم

علی در مجلس حضرت زینب س
ایا دختر به قربان سر تو به قربان دل غم پرور تو
بلی دانم ابه جای داری به غربت منزل و مأوا نداری
دلت بگرفت دشت شامیان است چه سازم پای امت در میان است
برو در نزد مادر آن دل افگار درد دل خود را تو اظهار

ام کلثوم در مجلس حضرت زینب س
فلک ببین که من از گردشت چه رنج کشیدم به عمر خویش دمی راحت زمانه ندیدم
نهال قامت عباس چون زپا افتاد چه لام الف به خطی همی به روی کشیدم
سر برادر خود را ز تن بریده بدیدم چرا که کور نگشتم بروی نیزه کشیدم
که شمر بر رخ ماه سکینه زد سیلی من از خج آن طفل سر به خاک کشیدم
-----------------------------
برادر اشک من طوفان نمودی برادر خون ز چشمانم گشودی
برادر دیده هایم کور گشته برادر منزلم در گور گشته
-----------------------------
برادر بر علیل خود نظر کن برادر جان به بالینم گذر کن
-----------------------------
ای به چشم ای خواهر بی اقربا آورم این دم لباس کشته ها
زینب محزون زار نا توان جمله رخت شهیدان را ستان
-----------------------------
عباس جوان برادر، سقای طفلان برادر بنگر تو به حال خواهر، خواهر از غمت بمیرد
-----------------------------
دست از بدنت جدا شد بر خواهرانت چه ها شد بر ما چه ظلم و جفا شد خواهر از غمت بمیرد
-----------------------------
فدای مرقد پاک تو یا رسول الله دمی ز مهر و وفا قبر خویش بیرون آ
نگر به ح کلثوم و زینب ای جَدا ز جور شمر شده روز ما چه شام سیاه
نگر به ما که دوباره برند به جانب شام هزار لعنت حق بر یزید بد فرجام
-----------------------------
ای ماه تابان ای مهر رخشان گردیده ح از چه پریشان
-----------------------------
بعد از تو کلثوم با طعن شامی برگو چه سازد از جور عدوان
-----------------------------
دل شاد می دار بهر سکینه چون جان نگهدارمش به
-----------------------------
اسیر و داغدارم ای عزیزان غریب و دل فگارم ای عزیزان
برو سکینه من فدایت بر زینب به قربان وفایت
-----------------------------
به قربانت ایا ناشاد محروم
-----------------------------
وصیت چیست ای تاج سر من
-----------------------------
چه گفت ای خواهر زار پریشان
-----------------------------
به من این لحظه ای خواهر تو بسپار
-----------------------------
مگو این حرف ها خواهر خدا را
-----------------------------
چه جان دارم نگه او را به
-----------------------------
شوم من پیش مرگت جان خواهر
-----------------------------
برای چه بگو ای بی قرینه
-----------------------------
گریبان از غمش خواهر کند چاک
-----------------------------
عزیزان دادو بیداد از ج محبان آه و فریاد از ج
ج می کَند بنیاد ما را خدا بستاند از وی داد ما را

عابدین در مجلس حضرت زینب س
فلک ز جور و جفایت چه رنج ها که کشیدم هر آنچه دیده ندیده به کربلا دیدم
به دشت کرب و بلا شیعیان من از خنجر سر پدر ز بدن تشنه لب جدا دیدند
گهی ز داغ پدر گاه از غم اکبر گهی ز داغ عمو جام زهر را بچشیدم
----------------------------------
عابدین پدر ای شهریار شهر بطها پدر بعد از تو بر ما ننگ دنیا
----------------------------------
پدر یادم چه می آید زمانی که کردی زیر خنجر جانفشانی
پدر گر آب نوشم آب گردم بیاد حنجرت بیتاب گردم
----------------------------------
باب شهیدم ای پدر بهر تو من خونین جگر
گشتم اسیر و در به در بابا از غمت بمیرم
----------------------------------
عباس جوان عمو جان بنگر به حال طفلان
گشتند اسیر عدوان عمو از غمت بمیرم
----------------------------------
مومنین گویند بر ما شرح غم بنیاد کن می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن
می روم بالای منبر ای خداوند کریم ای دل غم دیده ام یک دم مرا امداد کن
به حمد خدا برگشایم زبان را که از حرف کَون آفریده جهان را
شنیدید البته حضار مجلس که کشتند از ما زپیر و جوان را
شما باب من بوده یاران که در زیر خنجر س است جان را
سه روز و سه شب پیکر آن جناب فتاده فتادم ز نطق و بیان را
الهی شوم لال دیگر نگویم ندارم دیگر طاقت این بیان را
----------------------------------
ایا صحابه زدی بر جگر مرا اخگر بمیرم آه من از نامرادی اکبر
چه اکبری که فلک کرده بود از یادش نکرده بود حسینم هنوز دلشادش
----------------------------------
به راه امت جدم فدا شد
----------------------------------
سر او زینت طشت طلا شد
----------------------------------
عموی من دو دستانش جدا شد
----------------------------------
علی اکبر شده صد
----------------------------------
بدان زینب اسیر ا شد
----------------------------------
مکان اندر میان کوچه ها شد
----------------------------------
منما ز بهر قتل من ای شمر تو شتاب ما را رسید ارث شهادت ز جد و باب
حلال من کنید ای هایم کنون بر سوی باب خود روانم
آه جان 2
----------------------------------
فدای مرقد پاک تو یا رسول الله نگر به ح ما این زمان ایا جدّا
فریاد و آه از ستم قوم اشقیا از جور کربلا ننمودند اکتفاء
----------------------------------
شوم فدای تو ای الم پرور سواد شام نمایان شد است این محضر
ی به شام نباشد که تا ثواب کند الهی اینکه خدا شام را اب کند
----------------------------------
خطاب من به تو ای شمر ملحد غدّار بده اجازه به ما جمله از صغار و کبار
در این بلاد بمانیم امشب ای نادان شود چه صبح ببر جمله را از این هامان
----------------------------------
ای طبیب رنج و هم حرمان من
----------------------------------
من غریبم من اسیرم من علیل
----------------------------------
سوی جنت جان گشتی روان
----------------------------------
ای به چشم ای جان از وفا
----------------------------------
جان سر را به زانویم گذار
----------------------------------
جان گویی جوابش غم مگیر
----------------------------------
می کنم بر جای بابا یاوری
----------------------------------
جان از ماندن دنیا چه سود
----------------------------------
اعوذ بالله من ال الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
الرحمن علم القرآن خلق الانسان الشمس والقمر و بحسبان

فاطمه زهرا در مجلس حضرت زینب س
خبر دارم ز ح دختر من به جنت بود کارم آه و شیون
بلی دانم چه زحمت ها کشیدی کشیدی زحمت و راحت ندیدی
مکن ناله به قربان سر تو به قربان دل غم پرور تو
برو نزد حسن آن درّ شهوار درد دل خود را تو اظهار
-----------------------------

پیغمبر در مجلس حضرت زینب س
رویم اندر ابه ای عزیزان به نزد زینب محزون نالان
دختر شیر خدا این ظلمها آ چرا ای فلک آ حیا کم نما جور و جفا
در ابه منزلش نه مادر و نی اقربا ای فلک آ حیا کم نما جور و جفا
-----------------------------
زینبا داغ حسین بدتر بود یا اکبرت یا که داغ اصغرت یا اسیری رفتنت اندر میان کوچه ها
ای فلک آ حیا کم نما جور و جفا
-----------------------------
زینبا آمد حسین از تو بخواهد معذرت چون که باشد تشنه لب
غم مخور اندر جنان امشب شوی مهمان ما
ای فلک آ حیا کم نما جور و جفا
-----------------------------
الا ای زینب بی یار و غم خوار بنه سر را به زانوی من زار
الا ای زینب بی غم گسارم سرت بردار جد تاجدارم
-----------------------------
ایا زینب به قربان سر تو به قربان دل غم پرور تو
بلی دانم ابه جای داری به غربت منزل و ماوا نداری
برو در نزد بابت آن وفادار درد دل خود را تو اظهار
-----------------------------
حسین جان از چه رو لب بسته داری چرا تو زینبت را خسته داری
تکلم کن به زینب نور عینم شهید کربلا مظلوم حسینم
-----------------------------
دمی بخواب تو ای زینب کشیده تعب که در جنان تو شوی میهمان ما امشب
زینب ای دختر بی و یاور آرام جانم روح و روانم
-----------------------------
ای غریب زار بی و بی یار آرام جانم روح و روانم

سکینه در مجلس حضرت زینب س
من یتیم چه گویم چه رنج ها که کشیدم همی به پای پیاده به پای ناقه دویدم
به دور نعش پدر من به مثل پروانه چه شمع سوخته ام زار زار ناله کشیدم
ز بس که صورت من خورده از جفا سیلی به رنگ نیل یکی بر عُذار کشیدم
نبود خواهر من فاطمه در آن صحرا به پیش چشم ببیند چه رنج ها که کشیدم
-----------------------------
صدای شمر می آید به گوشم (آه جان) ز سر رفته است بیرون عقل و هوشم
مرا گیر جان اندر برِ خود مرا جا دِه به زیر معجرِ خود
-----------------------------
سکینه می رود کنیزی جان خدا نگهدار
-----------------------------
الهی طفل بی بابا نباشد جان خدا نگهدار
-----------------------------
کن شمر ماسِ مرا این زمان قبول تامن پی وداع رَوم روضه رسول
بعد از وداع در برت آیم من حزین زین فکر و زین خیال بیا بُگذر ای لعین
-----------------------------
قسم بحق زمانی عموی من عباس فتاده بازویش از تیغ قوم حق نشناس
قسم بحق زمانی که شد علی اکبر هزار ز شمشیر و خنجر کافر
قسم بحق زمانی حسینِ تشنه جگر ز ذوالجناح نگون سان گشته آن سرور
قسم بحق زمانی که اصغر بی شیر بجای آب زدند حلقِ او ز کینه چو تیر
تو رفتی جای گرفتی به روی او که تا یتیم نمائی ز کین سکینه او
-----------------------------
آه جان آه جان

صحابه در مجلس حضرت زینب س
ﺍ ﺑﺮﺍﻓﻼ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺷﺮﻉ ﺩﻦ ﻬﺎﺭﻣﻦ ﺁﻝ ﻋﺒﺎ ﺍ ﻋﺮﻭﺓ ﺍﻟﻮﺛﻘ ﺩﻦ
ﺎﺩﺎﺭ ﺸﺘﻪ ﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﻓﺪﺍ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺁﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺮﺩﺩ ﺑﻼ ﺮﺩﺍﻥ ﺗﻮ
ﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻒ ﺩﺍﺭﻢ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﻧﺜﺎﺭ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺴﺠﺪ ﺭﻭﺍﻧﻢ ﺗﺸﺮﻒ ﺁﺭ
-----------------------------
ﻓﻐﺎﻥ ﻭ ﺁﻩ ﺩﺮ ﺷﺪ ﻣﺪﻨﻪ ﺯﺮ ﻭ ﺯﺑﺮ ﺷﻬﺪ ﺸﺖ ﺣﺴﻦ ﺍﺯ ﺟﻔﺎ ﻗﻮﻡ ﺷﺮﺭ
ﻓﺪﺍ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺍ ﺎﺩﺷﺎﻩ ﺟﻦ ﻭ ﺑﺸﺮ ﺑﻮ ﻓﺪﺍﺕ ﺴﺎﻥ ﺸﺘﻪ ﺷﺪ ﻋﻠ ﺍﺒﺮ
(ﻗﺴﻤﺖ ﻣﺼﺮﻉ)
ﺑﻔﺮﻣﺎ ﺑﺎﺏ ﺯﺍﺭﺕ ﺩﺭ ﺠﺎ ﺷﺪ
-----------------------------
به قربانت بگو اندر کجا شد
-----------------------------
بگو عباس عمویت در کجا شد
-----------------------------
ﻋﻠ ﺍﺒﺮﻪ ﺷﺪ ﺁﻥ ﻣﺎﻩ ﺎﺭﻩ
-----------------------------
ﺑﻔﺮﻣﺎ ﺑﺮﺳﺮ ﺯﻨﺐ ﻪ ﺁﻣﺪ
-----------------------------
ﺑﻮ ﺁﻗﺎ ﻣﺎنش ﺩﺭ ﺠﺎ ﺷﺪ
-----------------------------
ﺑﺎ ﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺑﻮﺳﻢ ﺧﺪﺍ ﻧﻬﺪﺍﺭﺕ ﺧﺪﺍ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺑﻼ ﻧﻬﺪﺍﺭﺩ
-----------------------------
نزد یزید
سرم فدای سرت پادشاه گردون جاه من از مدینه در این لحظه می رسم از راه
بدان که زین العباد ابن حسین گرفته شور به سر همسری کند با شاه
شدند جمع به دورش صحابه ها بسیار ز مکه و ز مدینه نموده جمع
من از مدینه در این لحظه می رسم از راه از این قضیه کنم پادشاه را آگاه
-----------------------------


یزید در مجلس حضرت زینب س
عقل می گوید که خیز از بارگاه جانب یثرب بکش بی حد
ساز ویران ملک بطها سر به سر قتل بنما با گناه و بی گناه
آتشی افروز در ملک حجاز کز شرارش شعله گردد مهر و ماه
شمر را یاران بیارید در برم تا کنم او را بر
-----------------------------
ای شمر قاصد آمد و عرض کرد این چنین اندر حجاز فتنه به سر دارد عابدین
اصحاب چند جمع نموده است در برش دارد هوای منصب شاهانه بر سرش
بنمای عرض چیست در این باب مصلحت بر من بگو صلاح چه باشد هر عاقبت
-----------------------------
آری از این معامله من خام گشته ام او را به خستگی ز چه آ نکشته ام
افتی اگر به چنگ من ای زین العابدین جسمت هزار نمایم ز تیغ کین
-----------------------------
بکش تو شمر در این لحظه زیر زین مرکب ببر به همره خود از شام و حلب
بزن به خانه آل علی زکین آتش دوباره شام بیاور سکینه و زینب
-----------------------------
صد مرحبا که رسم وفاداری این بود خدمت به خانواده سفیان چنین بود

شمر در مجلس حضرت زینب س
سلام من به تو باد ای والا جاه مرا برای چه گو خواستی برت حالا
بگو تو مطلب خود را به شمر نام آور که تا به جای بیارم من اندر این محضر
-----------------------------
نگفته ام به شما ای والا جاه بکش تو عابد بیمار را ز جور و جفا
تو زنده به گور آن گروه را ی ر که زنده هیچ نمانند آل پیغمبر
نصیحتم ننمودی قبول گشتی خام ببین به پختگی روزگار بد فرجام
اگر به چنگ من افتد دامن عابد هزار ز دندان کنم تن عابد
اگر کشیده شود خنجر شرر بارم دوباره خون حسین را به جوش می آرم
-----------------------------
من کرده ام به خدمت تو عرض بارها کن حکم تا کنم سر او از بدن جدا
آن روز هیچ گوش به حرفم نداده ای امروز رخ دهد به تو اینگونه ماجرا
شاهی کشی بچه وی پرورش دهی گفتم که شاه بچه کند آ ادعا
-----------------------------
به چشم می روم این دم به حکمت ای سرور بنای هستی ایشان کَنم ز کینه زبر
دوباره زینب محزون کنم اسیر جفا به شهر شام رسانم دوباره زینب را
-----------------------------
ایا بیائید همرهم اکنون به سوی عابد بیمار زار دل پر خون
کنیم شهر مدینه ز کینه زیر و زبر اسیر و خوار نمائیم آل پیغمبر
-----------------------------
مجاوران حرم قاتل حسین آمد به نام شمر جفا کار با سنین آمد
منم که رأس حسین از بدن جدا منم که قتل جوانان به کربلا
-----------------------------
مژده به زینب دهید شمر ستمگر رسید قاتل جان حسین دست به خنجر رسید
حکم دارم که قتل عام کنم زندگی بر حرم تمام کنم
-----------------------------
ای طفل حسین چرا دگر بار بیعت تو کنی به خلق اظهار
دادی تو فریب جمله مردم در راه ضل ت شدند گم
شد حکم از پر فن تا من زنمت ز کینه گردن
بگو شها ده سرت را زتن جدا سازم میان سر و تنت طرح دوری اندازم
-----------------------------
به خدا علی را به چشم خود دیدم که از مشاهده اش مثل بید لرزیدم
-----------------------------
ای زینب ستم کش بی یار بی معین بود است دختری زحسین علی غمین
برگو به من نشانه سکینه که در کجاست او را به اسم و رسم دوباره یزید خواست
-----------------------------
به کجا رفته ای ایا دختر خون بابت ببین از این خنجر
-----------------------------
خدا به داد یتیمان در به در برسد خدا به داد صغیران خون جگر برسد
-----------------------------
زینب بیا سکینه بیا عابدین بیا گردید روان به جانب شام از ره وفا
-----------------------------
مرخصید به پابوس قبر پیغمبر روید و زود بیائید در برم ی ر
من ایستاده در این جا به احتشام تمام که تا زیارت خود را شما دهید انجام
خجل ز کرده خویشم به نزد پیغمبر وگرنه آمده ام من به نزد آن سرور
سکینه را نگذارم به قبر پیغمبر روید و زود بیائید در برم ی ر
-----------------------------
مگو زیاده از این گفتگو ایا بی یار مده ز بیهوده گویی دگر مرا آزار
تو روی قبر نبی را دگر نخواهی دید مکن زیاده به نزدم دیگر تو گفت و شنید
-----------------------------
محال عقل بود رخصت تو ای افگار مده ز بیهوده گویی مرا دگر آزار
این حرف ها چه فایده دارد برای من من دانم و محمد و روز جزای من
منظور این بود که نیایی دوباره باز کردی به روی من تو دَرِ مکر و حیله باز
-----------------------------
از این سخن سکینه دلم کرده ای کباب حرفی زدی که خانه صبرم شده اب
مرخصی به پابوس قبر پیغمبر برو تو زود بیا در برم ایا مضطر
-----------------------------
بیرون ز روضه بیائید عترت طاها شده است موسم رفتن به سوی شام بلا
زینب بیا سکینه بیا عابدین بیا گردید روان به جانب شام از ره جفا
-----------------------------
مژده ای اهل حرم شام هویدا گردید شام الحال در این وادیه پیدا گردید
زینب این شام همان شام که دیدی زینب طعنه ها از زن و مردش شنیدی زینب
مرخصید شما اهل بیت پیغمبر در این بلاد بنمائید جمعتان ی ر


اختصاصی از رزفایل قصاص2 با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

مجازات قتل عمدی در حقوق ایران ، قصاص می باشد ( ماده 205 قانون مجازات ی ) اما ممکن است موانعی رخ دهد که اعمال مجازات قصاص را نا ممکن سازد . یکی از این موانع ، پدر بودن قاتل برای مقتول می باشد ماده 220 قانون مجازات ی ) که به تبع آن بحث مادر بودن قاتل نیز مطرح می شود ، قتل عمدی فرزند توسط مادر در حقوق خارجی با حصول سرایطی مستوجب تخفیف مجازات است در حالی که قتل عمدی فرزند توسط پدر در حقوق ایران مجازات اصلی خود را ندارد و بر ع ، حقوق خارجی

 1 .  برای قتل فرزند توسط پدر استثنایی بر قرار نکرده است . بنابراین حقوق خارجی و حقوق داخلی در مورد قتل فرزند توسط پدر و مادر ، تفاوت کامل دارند یعنی حقوق خارجی ، قتل فرزند توس مادر را موجب تخفیف مجازات می داند اما حقوق داخلی ، قتل فرزند توسط پدر را موجب تخفیف مجازات دانسته است

2 . حقوق کیفری ایران ( بخصوص حقوق کیفری اختصاصی ) به شدت تحت تأثیر فقه یه می باشد و فقهای یه هم تقریباً در وجوب قصاص مادر به خاطر قتل فرزند ، اتفاق نظر دارند اما مشهور فقهای اهل سنت بر خلاف فقهای شیعه فتوا دادهاند . از طرفی ادله ارائه شده از سوی طرفین نشان می دهد که برخی از ادله مخالفین از استحکام زیادی بر خوردار است و قانونگزار ایرات باید به این ادله توجه کند و خلایی را که در این زمینه احساس می شود جبران کند . همچنین در نوشته های فقهی و حقوقی نیز جای تحقیقی در این زمینه خالی است که این نیاز سبب شد مقاله حاضر با عنوان ( قتل فرزند توسط مادر ) به رشته تحریر در آید و مبانی فقهی و حقوقی آن مورد بررسی قرار گیرد و طبیعی است که مطالعه ای تطبیقی با حقوق خارجی می تواند  بر غنای بحث بیفزاید

قتل فرزند توسط مادر در حقوق خارجی

در قوانین موضوعه خارجی معمولاً قتل فرزند توسط مادر در ح عادی مانند ساید قتلهاست و از همان مجازات برخوردار است همان گونه که قتل فرزند توسط پدر با بقیه قتلها تفاوتی ندارد اما هر گاه مادر در شرایط خاصی مرتکب قتل فرزند شود از تخفیف مجازات بهره مند می شود و این شرایط ، زمانی است که مادر از راه نامشروع فرزندی را به دنیا بیاورد و برای مخفی نکه داشتن عمل نامشروع خود مرتکب قتل فرزند شود و نیز زمانی که مادری به خاطر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نبوده و اراده کاملی نداسته باشد

ماده 116 قانون جزادی سوئیس مصوب 1937 مجازات مادری که طفل نوزاد خود را در اشنای زایمان یا در حالی که هنوز تحت تأثیر زایمان عمداً بکشد شش ماه حبس تأدیبی یا حبس جنایی تا سه سال قرارداده است .

ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه مقرر می دارد :

( مادری که پس از زایمان نوزاد خود را بکشد به حبس از 10 تا 20 سال محکوم می شود چه مباشر در قتل باشد  وچه شریک باشد اما این تخفیف شامل مباشرین و شرکای غیر مادری نمی شود . )

بخش ( 1 ) قانون بچه کشی انگلیسی مصوب 1938 مقرر داشته است :

( هر گاه زنی به وسیله فعل یا ترک فعل ارادی خود موجب مرگ یک کودک کمتر از دوازده ماه شود در حالی که در زمان فعل یا ترک فعل ، تعدل دماغی او بدلیل این که بطور کامل از پی آمد زایمان رها نشده . . . و یا به دلیل تأثیر جا گرفتن شیر در پس از تولد بچه مختل بوده است در این صورت علی رغم اینکه جرم ارتک می توانسته است قتل عمد تلقی شود لیکن او تنها مقصر به ارتکاب جرم بچه کشی شناخته خواهد شد . ) 4

در جرم بچه کشی دادگاه اختیار دارد که مجازات قتل غیر عمد را عمال کند .

ماده 551 قانون جزایی لنان مقرر می دارد :

( مادری که برای مخفی نگه داشتن عمل نامشروع خود فرزند از را عمداً می کشد به مجازان حبسی که کمتر از 5 سال نباشد تبدیل می کند . ) 5

از مطالعه مجموعه مقررات حقوقی کشور های خارجی در مورد قتل فرزند توسط مادر ، احکام زیر بدست می آید ک

1. قتل فرزند توسط مادر معمولاً در دو ح از موجبات تخفیف مجازات برخوردار است . یکی جایی که مارد تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، ح روانی من نداشته باشد و دیگر اینکه فرزند خود را از راه به دست آوردع و برای س وش نهادن به عمل خود مرتکب قتل وی می شود . علت تخفیف در صورت اول آن است که زن از ح روانی کاملی برخوردار نیست و زایمان زن اماره ای بر این وضعیت  می باشد . علت تخفیف مجازات در صورت دوم ، انگیزه مادر است یعنی انگیزه ، س وش نهادن بر ننگی که دچار آن شده است که در اینجا انگیزه در میزان مجازات تأثیر دارد اما نه به این صورت که علل مخففه قضایی باشد تا دادگاه نسبت به تخفیف مجازات اختیاری از خود داشته باشد  بلکه از علل و معاذیر قانون است که اعمال تخفیف را برای دادگاه ا ام آور می سازد .

2. در موردی که مارد ، طفل خود را برای س وش نهدن بر عمل به قتل می راساند باید شرایطی فراهم باشد از جمله اینکه مقتول صرفاً از راه به دنیا آمده باشد . ماد ر ،مرتکب قتل شده باشد و انگیزه قتل هم صرفاً مخفی عمل باشد بنابراین دامنه این قتل را باید به صورت محدوده تفسیر کرد . البته برخی از قوانین مانند ماده 578 قانون جزایی ایتالیا دامنه این تخفیف را نسبت به کلیه انی که از فضاحت در معرض هتک حیثیت قرار می گیرند گسترش داده است مثلاً اگر مردی مرتکب شود و از این فرزندی به دنیا بیاید و پدر برای س وش گذاشتن بر عمل خود مرتکب قتل وی شوداز همین تخفیف بهره می برند .

3. در قتل فرزند برای  نهادن بر ، مدت زمانی که پس از قتل برای مادر امکان برخورداری از تخفیف مجازات را فراهم می سازد متفاوت است و اصولاً باید زمانی باشد که هنوز خبر ولادت فرزند شیوع پیدا نکرد باشد  ، قانون جزایی مدت هشت روز را پیش بینی کرده است ، در حقوق کیفری ایتالیا مدت دو روز پذیرفته شده است و برخی از کشور ها همان مدتی را که باید ولادت ظفل به اداره ثبت احوال اعلام شود ملاک قرار داده اند و گروهی دیگر مانند قانون جزایی اردن تعیین ، آن را به دادگاه واگار کرده اند که حسب مورد تصمیم بگیرد . 6

4 . اگر زنی مشهور به باشد یا عمل وی بنحوی علنی شده باشد نمی تواند از عذر قتل برای مخفی استفاده کند .

5. در موردی که مادر تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، مرتکب قتل فرزند می شود باید ح نامتعادل روحی مادر برای دادگاه احراز شود که در این زمینه برخی از قوانین خارجی زمان مشخصی را پیش بینی کرده اند که قتل در همان زمان موجب تخفیف است مانند ماده 331 قانون جزایی اردن که مدت یک سال را پیش بینی کره است و برخی از قوانین نیز زمان خاصی را پیش بینی نکرده اند مانند ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه که عبارت ( طفل تازه متولد شده ) را به کار برده است .

قتل فرزند توسط مادر در حقوق ایران

در قانون مجازات عمومی و قانون مجازات اسامی ایران ، مقررات خاضی برای قتل فرزند توسط مادر به چشم نمی خورد بنابراین مجزات این قتل نیز همچون بیقه قتلها ، قصاص می باشد و قصاصا هم قابل تخفیف نیست ، اما قانون مجازات ی صورتی را پیش بینی کرده است که در قوانین کیفری خارجی بجز کشورهایی که حقوق کیفری آنها تحت تأثیر فقه ی می باشد ، سابقه ندارد و آن قتل فرزند توسط پدر می باشد . ماده 220 قانونمجزاتاسلایمی در این خصوص آورده است :

اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 9076/7-7/1/1368 آورده است :

( برابر ماده 32 قانون راجع به مجازات ی اقدامات والدین و . . .  به منظور تأدیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تأدیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعریز می شود . بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدری فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفری می باشد النهایه به جای قصاص باید دیه بپردازد ولی این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب  قتل عمد فرزندش مجازات او تابع مقررات مربوط به قصاص خواهد بود . )

ممکن است گفته شود قانونگزار ایران مسأله قتل فرزند توسط مادر را به قواعد عومی واگار کرده است و نیازی به برقراری مقررات خاص نداشته است و آنچه که در قوانین خارجی به عنوان عوامل تخفیف مجازات قتل پیش بینی ده است در حقوق ایران هم بر اساس قواعد عمومی خاکم بر جرائم تأمین می شود زیرا این موراد منحصر دو صورت است و هر دو صورت تابع احکام عام است که ذیلاً به آن اشاره می کنیم :

الف ) یک صورت آن است که مادر تحت تأثیر زایمان و جمع شدن شیر در وی ، از ح عادی روانی خارج می شود و بدون اینکه متوجه رفتار و کردار خود باشد مرتکب قتل می گردد و حکم این ح را می توالند از ملاک ماده 53 قانون مجازات ی به دست آورد :

( اگر بر اثر شرب خمر ، مسلوب اراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بودهه است مجرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد .  )

مفهوم این ماده بیانگر آن است که مسلوب اراده شدن جزء عوامل سالب مسئولیت کیفری می باشد و شرب خمر که به عنوان عامل سلب اراده در این ماده بیان شده است خصوصیتی ندارد و بلکه هر عاملی که سبب سلب اراده شود همین حکم را دارد مانند هیپنوتیزم ، خوای ، مصرف و  . . . پس زنی که تحت تأثیر زایمان و عوارض جانبی آن مسلوب الاراده می شود اصلاً مسئولیت کیفری ندارد نه اینکه مسئولیت وی تختفیف یابد . این ادعا منطقی به نظر نمی رسد زیرا قوانین خارجی که مجازات مادر در این ح   تخفیف یافته میدانند نظر به صورتی ندارند که مادر به کلی مسلوب الاراده شده باشد و گرنه دادگاه باید ح مسلوب الارادگی را احراز کند اما دادگاهها به دنبال احراز چنین ح ی نیستند بلکه صرف قتل در این زمان را موجب تخفیف مجازات می دانند پس ح مسلوب الارادگی با ح عدم تعادل روانی ناشی از زایمان تفاوت دارد . ممکن است گفته شود ح زایمان شمول ماده 51 قانون مجازات ی است :

( جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است . ) اطلاق این ماده شامل جنون انی هم می شود و درجه جنون تأثیری ندارد . زنی که پس زایمان دچاز اختلال روانی می شود در حقیقت نوعی جنون آنی به وی دست می دهد .

که هر چند ممکن است درجه آن ضعیف باشد اما در هر صورت ، جنون محسوب می شود و مشمول ماده 51 است . این ادعا هم صحیح نیست زیرا در ح زایمان دادگاه به بحث تحقق یا عدم تحقق جنون نمی پردازد و به فرض اینکه جنون هم رخ نداده باشد این معافیت را اعمال می کند . ممکن است گفته ح زایمان مشمول ماده 54 قانون مجازات ی است :

( در جرایم موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده هر گاه ی بر اثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد . )

این سخن نیز پشتوانه محکمی ندارد زیرا ماده 54 ناظر به صورتی است که شخصی ، دیگری را مجبور به ارتکاب جرم کند به اینکه شخصی خودش تحت تأثیر ح خاصی ، تعادل روانی خود را از دست بدهد .

ب ) ح دوم موردی است که زنی مزتکب شود و برای مخفی عمل ناپسند خود ، مرتکب قتل نوزادش شود . ممکن است گفته شود این ح مشمول ح اضطرار است که ماده 55 قانون مجازات ی پیش بینی شده است : ( هر هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی ، سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتک نیز با خطر موجود متناسب نیست زیرا اضطرار به حاتی گفته می شود که شخصی در معرض خطر شدید باشد اما در معرض تضییع ابرو قرار گرفتن را نمی توان از مصادیق اظطرار دانست مضافاً بر اینکه اضطرار در صورتی قابل استناد است که شخص مضطر خطر را عمداً ایجادنکرده باشد .

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریمکه زایمان و مخفی ، دو مورد از معاذیر قانونی مخففه مجازات هستند که در قوانین خارجی پیش بینی شده است اما قوانین کیفری ایران اشاره ای به آن ندارد و ما در این دو مورد هم مانند اشخاص دیگر مسئولیت کیفری دارد زیرا عذر قانونی جهتی است که باید به صورت خاص مورد اشاره قرار گیرد .

قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه

فقهای شیعه تقریباً اتفاق نظر دارند که پدر یا جد پدری فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمی شود اما این حکم در مورد ماد و سایر اقوام مقتول وجود ندارد که در زیر به برخی از فتاوی ایشان اشاره می کنیو :

مرحوم محقق در این خصوص می گوید :

(  مادر اگر فرزند خود را بکشد قصاص می شود و هیچ مخالفتی را در این حکم ندیدم مگر اسکافی که با سخن فقهای اهل سنت هم رأی شده و مادر را پدر مقایسه کرده و از راه استسحان حکم به معافیت وی از مجازات داده است . همچنین اقارب دیگر اجداد و جدات مادر و برادری و خواهران پدری و مادری و عموها و ها و ها و ها نیز اگر نوه یا برادر زاده خود را بکشند قصاص می شوند و مخالفتی هم در این زمینه ندیدم مگر ابوعلی و فقهای اهل سنت که اجداد و جدات را معاف از مجازات می دانند . 7

مرحوم علامه حلی می گوید :

( پدر اگر فرزندش را بکشد قصاص نمی شود هر چند فرزند در درجه دوری قرار داشته باشد اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود . همچنین مادر اگر فرزندش را بکشد قصاص می شود و بقیه خویشاوندان مانند اجداد و جدات مادری و برادران و خواهران و عموها و ها و ها و ها قصاص می شوند . ) 8

مرحوم ملا محسن فیض در این خصوص می فرماید :

( پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود و دلیل آن نص و اجماع می باشد و نیز پدر سبب وجود فرزند می شود پس شایسته نیست که فرزند سبب نابودی پدر گردد . همچنین اجداد و جدات به خاطر قتل نوه های خود بنا به قولی قصاص نمی شود اما ما در به خاطر قتل فرزند قصاص می شود و این نظر اتفاقی فقهای شیعه است . ) 9

ادله قصاص مادر برای فرزند

مهم ترین دلیلهایی که برای عدم معافیت مادر در صورت قتل فرزند بر شمرده شده است به شرح زیر می باشد :

1 . مجازات قتل عمد ، قصاص است ( کتب علیکم القصاص – النفس بالنفس و  . . . ) و  موارد معافیت در منابع شرعی و قانونی تصریح شده است پس اگر ممردی دلیل خاص برای استثنا شخصی وجود نداشته باشد باید به حکم عام قصاص عمل کرد که در مورد مادر هم دلیل خاصی وجود ندارد و مشمول مقررات عمومی قصاص می باشد .

2 . روایات شرعی که پدر را استثنا کرده اند قابل تسری به مادر نمی باشد زیرا ای از آنها واژه ( والد ) را به کار برده اند و این واژه ظهور در پدر دارد مانند روایت صادق ( ع ) که فرمود : ( لا یقتل الاب ببنه اذا قتله و یقتل الابن ب ه اذا قتل اباه : پدر در صورتی که فرزندش را بکشد قصاص نمی شود اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود ) 10  به فرض آنکه روایات مزبور ظهور در پدر نداشته باشد ای روایات کلمه ( رجل 9 را به کار برده اند که در ظهور آن در پدر ، تردیدی نیست مانند روایت اما صادق (ع) که فرمود : ( لا یقتل الرجل بولده اذا قتله : مردی اگر فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود 11 البته استناد به کلمه ( رجل ) برای تخصیص روایت به پدر چندان موجه نیست زیرا معمولاً در روایات ، این واژه به کار می رود بدون اینکه نظر به جنس مذکر داشته باشد مانند اینکه می گوید ، مرد باید خود را ش ته بخواند اما معنایش آن نیست که زن نباید خود را ش ته بخواند بلکه از باب تغلیب واژه مرد را به کار می برد .


با


قصاص2

اختصاصی از ژیکو قصاص2 با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

مجازات قتل عمدی در حقوق ایران ، قصاص می باشد ( ماده 205 قانون مجازات ی ) اما ممکن است موانعی رخ دهد که اعمال مجازات قصاص را نا ممکن سازد . یکی از این موانع ، پدر بودن قاتل برای مقتول می باشد ماده 220 قانون مجازات ی ) که به تبع آن بحث مادر بودن قاتل نیز مطرح می شود ، قتل عمدی فرزند توسط مادر در حقوق خارجی با حصول سرایطی مستوجب تخفیف مجازات است در حالی که قتل عمدی فرزند توسط پدر در حقوق ایران مجازات اصلی خود را ندارد و بر ع ، حقوق خارجی

 1 .  برای قتل فرزند توسط پدر استثنایی بر قرار نکرده است . بنابراین حقوق خارجی و حقوق داخلی در مورد قتل فرزند توسط پدر و مادر ، تفاوت کامل دارند یعنی حقوق خارجی ، قتل فرزند توس مادر را موجب تخفیف مجازات می داند اما حقوق داخلی ، قتل فرزند توسط پدر را موجب تخفیف مجازات دانسته است

2 . حقوق کیفری ایران ( بخصوص حقوق کیفری اختصاصی ) به شدت تحت تأثیر فقه یه می باشد و فقهای یه هم تقریباً در وجوب قصاص مادر به خاطر قتل فرزند ، اتفاق نظر دارند اما مشهور فقهای اهل سنت بر خلاف فقهای شیعه فتوا دادهاند . از طرفی ادله ارائه شده از سوی طرفین نشان می دهد که برخی از ادله مخالفین از استحکام زیادی بر خوردار است و قانونگزار ایرات باید به این ادله توجه کند و خلایی را که در این زمینه احساس می شود جبران کند . همچنین در نوشته های فقهی و حقوقی نیز جای تحقیقی در این زمینه خالی است که این نیاز سبب شد مقاله حاضر با عنوان ( قتل فرزند توسط مادر ) به رشته تحریر در آید و مبانی فقهی و حقوقی آن مورد بررسی قرار گیرد و طبیعی است که مطالعه ای تطبیقی با حقوق خارجی می تواند  بر غنای بحث بیفزاید

قتل فرزند توسط مادر در حقوق خارجی

در قوانین موضوعه خارجی معمولاً قتل فرزند توسط مادر در ح عادی مانند ساید قتلهاست و از همان مجازات برخوردار است همان گونه که قتل فرزند توسط پدر با بقیه قتلها تفاوتی ندارد اما هر گاه مادر در شرایط خاصی مرتکب قتل فرزند شود از تخفیف مجازات بهره مند می شود و این شرایط ، زمانی است که مادر از راه نامشروع فرزندی را به دنیا بیاورد و برای مخفی نکه داشتن عمل نامشروع خود مرتکب قتل فرزند شود و نیز زمانی که مادری به خاطر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نبوده و اراده کاملی نداسته باشد

ماده 116 قانون جزادی سوئیس مصوب 1937 مجازات مادری که طفل نوزاد خود را در اشنای زایمان یا در حالی که هنوز تحت تأثیر زایمان عمداً بکشد شش ماه حبس تأدیبی یا حبس جنایی تا سه سال قرارداده است .

ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه مقرر می دارد :

( مادری که پس از زایمان نوزاد خود را بکشد به حبس از 10 تا 20 سال محکوم می شود چه مباشر در قتل باشد  وچه شریک باشد اما این تخفیف شامل مباشرین و شرکای غیر مادری نمی شود . )

بخش ( 1 ) قانون بچه کشی انگلیسی مصوب 1938 مقرر داشته است :

( هر گاه زنی به وسیله فعل یا ترک فعل ارادی خود موجب مرگ یک کودک کمتر از دوازده ماه شود در حالی که در زمان فعل یا ترک فعل ، تعدل دماغی او بدلیل این که بطور کامل از پی آمد زایمان رها نشده . . . و یا به دلیل تأثیر جا گرفتن شیر در پس از تولد بچه مختل بوده است در این صورت علی رغم اینکه جرم ارتک می توانسته است قتل عمد تلقی شود لیکن او تنها مقصر به ارتکاب جرم بچه کشی شناخته خواهد شد . ) 4

در جرم بچه کشی دادگاه اختیار دارد که مجازات قتل غیر عمد را عمال کند .

ماده 551 قانون جزایی لنان مقرر می دارد :

( مادری که برای مخفی نگه داشتن عمل نامشروع خود فرزند از را عمداً می کشد به مجازان حبسی که کمتر از 5 سال نباشد تبدیل می کند . ) 5

از مطالعه مجموعه مقررات حقوقی کشور های خارجی در مورد قتل فرزند توسط مادر ، احکام زیر بدست می آید ک

1. قتل فرزند توسط مادر معمولاً در دو ح از موجبات تخفیف مجازات برخوردار است . یکی جایی که مارد تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، ح روانی من نداشته باشد و دیگر اینکه فرزند خود را از راه به دست آوردع و برای س وش نهادن به عمل خود مرتکب قتل وی می شود . علت تخفیف در صورت اول آن است که زن از ح روانی کاملی برخوردار نیست و زایمان زن اماره ای بر این وضعیت  می باشد . علت تخفیف مجازات در صورت دوم ، انگیزه مادر است یعنی انگیزه ، س وش نهادن بر ننگی که دچار آن شده است که در اینجا انگیزه در میزان مجازات تأثیر دارد اما نه به این صورت که علل مخففه قضایی باشد تا دادگاه نسبت به تخفیف مجازات اختیاری از خود داشته باشد  بلکه از علل و معاذیر قانون است که اعمال تخفیف را برای دادگاه ا ام آور می سازد .

2. در موردی که مارد ، طفل خود را برای س وش نهدن بر عمل به قتل می راساند باید شرایطی فراهم باشد از جمله اینکه مقتول صرفاً از راه به دنیا آمده باشد . ماد ر ،مرتکب قتل شده باشد و انگیزه قتل هم صرفاً مخفی عمل باشد بنابراین دامنه این قتل را باید به صورت محدوده تفسیر کرد . البته برخی از قوانین مانند ماده 578 قانون جزایی ایتالیا دامنه این تخفیف را نسبت به کلیه انی که از فضاحت در معرض هتک حیثیت قرار می گیرند گسترش داده است مثلاً اگر مردی مرتکب شود و از این فرزندی به دنیا بیاید و پدر برای س وش گذاشتن بر عمل خود مرتکب قتل وی شوداز همین تخفیف بهره می برند .

3. در قتل فرزند برای  نهادن بر ، مدت زمانی که پس از قتل برای مادر امکان برخورداری از تخفیف مجازات را فراهم می سازد متفاوت است و اصولاً باید زمانی باشد که هنوز خبر ولادت فرزند شیوع پیدا نکرد باشد  ، قانون جزایی مدت هشت روز را پیش بینی کرده است ، در حقوق کیفری ایتالیا مدت دو روز پذیرفته شده است و برخی از کشور ها همان مدتی را که باید ولادت ظفل به اداره ثبت احوال اعلام شود ملاک قرار داده اند و گروهی دیگر مانند قانون جزایی اردن تعیین ، آن را به دادگاه واگار کرده اند که حسب مورد تصمیم بگیرد . 6

4 . اگر زنی مشهور به باشد یا عمل وی بنحوی علنی شده باشد نمی تواند از عذر قتل برای مخفی استفاده کند .

5. در موردی که مادر تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، مرتکب قتل فرزند می شود باید ح نامتعادل روحی مادر برای دادگاه احراز شود که در این زمینه برخی از قوانین خارجی زمان مشخصی را پیش بینی کرده اند که قتل در همان زمان موجب تخفیف است مانند ماده 331 قانون جزایی اردن که مدت یک سال را پیش بینی کره است و برخی از قوانین نیز زمان خاصی را پیش بینی نکرده اند مانند ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه که عبارت ( طفل تازه متولد شده ) را به کار برده است .

قتل فرزند توسط مادر در حقوق ایران

در قانون مجازات عمومی و قانون مجازات اسامی ایران ، مقررات خاضی برای قتل فرزند توسط مادر به چشم نمی خورد بنابراین مجزات این قتل نیز همچون بیقه قتلها ، قصاص می باشد و قصاصا هم قابل تخفیف نیست ، اما قانون مجازات ی صورتی را پیش بینی کرده است که در قوانین کیفری خارجی بجز کشورهایی که حقوق کیفری آنها تحت تأثیر فقه ی می باشد ، سابقه ندارد و آن قتل فرزند توسط پدر می باشد . ماده 220 قانونمجزاتاسلایمی در این خصوص آورده است :

اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 9076/7-7/1/1368 آورده است :

( برابر ماده 32 قانون راجع به مجازات ی اقدامات والدین و . . .  به منظور تأدیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تأدیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعریز می شود . بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدری فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفری می باشد النهایه به جای قصاص باید دیه بپردازد ولی این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب  قتل عمد فرزندش مجازات او تابع مقررات مربوط به قصاص خواهد بود . )

ممکن است گفته شود قانونگزار ایران مسأله قتل فرزند توسط مادر را به قواعد عومی واگار کرده است و نیازی به برقراری مقررات خاص نداشته است و آنچه که در قوانین خارجی به عنوان عوامل تخفیف مجازات قتل پیش بینی ده است در حقوق ایران هم بر اساس قواعد عمومی خاکم بر جرائم تأمین می شود زیرا این موراد منحصر دو صورت است و هر دو صورت تابع احکام عام است که ذیلاً به آن اشاره می کنیم :

الف ) یک صورت آن است که مادر تحت تأثیر زایمان و جمع شدن شیر در وی ، از ح عادی روانی خارج می شود و بدون اینکه متوجه رفتار و کردار خود باشد مرتکب قتل می گردد و حکم این ح را می توالند از ملاک ماده 53 قانون مجازات ی به دست آورد :

( اگر بر اثر شرب خمر ، مسلوب اراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بودهه است مجرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد .  )

مفهوم این ماده بیانگر آن است که مسلوب اراده شدن جزء عوامل سالب مسئولیت کیفری می باشد و شرب خمر که به عنوان عامل سلب اراده در این ماده بیان شده است خصوصیتی ندارد و بلکه هر عاملی که سبب سلب اراده شود همین حکم را دارد مانند هیپنوتیزم ، خوای ، مصرف و  . . . پس زنی که تحت تأثیر زایمان و عوارض جانبی آن مسلوب الاراده می شود اصلاً مسئولیت کیفری ندارد نه اینکه مسئولیت وی تختفیف یابد . این ادعا منطقی به نظر نمی رسد زیرا قوانین خارجی که مجازات مادر در این ح   تخفیف یافته میدانند نظر به صورتی ندارند که مادر به کلی مسلوب الاراده شده باشد و گرنه دادگاه باید ح مسلوب الارادگی را احراز کند اما دادگاهها به دنبال احراز چنین ح ی نیستند بلکه صرف قتل در این زمان را موجب تخفیف مجازات می دانند پس ح مسلوب الارادگی با ح عدم تعادل روانی ناشی از زایمان تفاوت دارد . ممکن است گفته شود ح زایمان شمول ماده 51 قانون مجازات ی است :

( جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است . ) اطلاق این ماده شامل جنون انی هم می شود و درجه جنون تأثیری ندارد . زنی که پس زایمان دچاز اختلال روانی می شود در حقیقت نوعی جنون آنی به وی دست می دهد .

که هر چند ممکن است درجه آن ضعیف باشد اما در هر صورت ، جنون محسوب می شود و مشمول ماده 51 است . این ادعا هم صحیح نیست زیرا در ح زایمان دادگاه به بحث تحقق یا عدم تحقق جنون نمی پردازد و به فرض اینکه جنون هم رخ نداده باشد این معافیت را اعمال می کند . ممکن است گفته ح زایمان مشمول ماده 54 قانون مجازات ی است :

( در جرایم موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده هر گاه ی بر اثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد . )

این سخن نیز پشتوانه محکمی ندارد زیرا ماده 54 ناظر به صورتی است که شخصی ، دیگری را مجبور به ارتکاب جرم کند به اینکه شخصی خودش تحت تأثیر ح خاصی ، تعادل روانی خود را از دست بدهد .

ب ) ح دوم موردی است که زنی مزتکب شود و برای مخفی عمل ناپسند خود ، مرتکب قتل نوزادش شود . ممکن است گفته شود این ح مشمول ح اضطرار است که ماده 55 قانون مجازات ی پیش بینی شده است : ( هر هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی ، سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتک نیز با خطر موجود متناسب نیست زیرا اضطرار به حاتی گفته می شود که شخصی در معرض خطر شدید باشد اما در معرض تضییع ابرو قرار گرفتن را نمی توان از مصادیق اظطرار دانست مضافاً بر اینکه اضطرار در صورتی قابل استناد است که شخص مضطر خطر را عمداً ایجادنکرده باشد .

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریمکه زایمان و مخفی ، دو مورد از معاذیر قانونی مخففه مجازات هستند که در قوانین خارجی پیش بینی شده است اما قوانین کیفری ایران اشاره ای به آن ندارد و ما در این دو مورد هم مانند اشخاص دیگر مسئولیت کیفری دارد زیرا عذر قانونی جهتی است که باید به صورت خاص مورد اشاره قرار گیرد .

قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه

فقهای شیعه تقریباً اتفاق نظر دارند که پدر یا جد پدری فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمی شود اما این حکم در مورد ماد و سایر اقوام مقتول وجود ندارد که در زیر به برخی از فتاوی ایشان اشاره می کنیو :

مرحوم محقق در این خصوص می گوید :

(  مادر اگر فرزند خود را بکشد قصاص می شود و هیچ مخالفتی را در این حکم ندیدم مگر اسکافی که با سخن فقهای اهل سنت هم رأی شده و مادر را پدر مقایسه کرده و از راه استسحان حکم به معافیت وی از مجازات داده است . همچنین اقارب دیگر اجداد و جدات مادر و برادری و خواهران پدری و مادری و عموها و ها و ها و ها نیز اگر نوه یا برادر زاده خود را بکشند قصاص می شوند و مخالفتی هم در این زمینه ندیدم مگر ابوعلی و فقهای اهل سنت که اجداد و جدات را معاف از مجازات می دانند . 7

مرحوم علامه حلی می گوید :

( پدر اگر فرزندش را بکشد قصاص نمی شود هر چند فرزند در درجه دوری قرار داشته باشد اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود . همچنین مادر اگر فرزندش را بکشد قصاص می شود و بقیه خویشاوندان مانند اجداد و جدات مادری و برادران و خواهران و عموها و ها و ها و ها قصاص می شوند . ) 8

مرحوم ملا محسن فیض در این خصوص می فرماید :

( پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود و دلیل آن نص و اجماع می باشد و نیز پدر سبب وجود فرزند می شود پس شایسته نیست که فرزند سبب نابودی پدر گردد . همچنین اجداد و جدات به خاطر قتل نوه های خود بنا به قولی قصاص نمی شود اما ما در به خاطر قتل فرزند قصاص می شود و این نظر اتفاقی فقهای شیعه است . ) 9

ادله قصاص مادر برای فرزند

مهم ترین دلیلهایی که برای عدم معافیت مادر در صورت قتل فرزند بر شمرده شده است به شرح زیر می باشد :

1 . مجازات قتل عمد ، قصاص است ( کتب علیکم القصاص – النفس بالنفس و  . . . ) و  موارد معافیت در منابع شرعی و قانونی تصریح شده است پس اگر ممردی دلیل خاص برای استثنا شخصی وجود نداشته باشد باید به حکم عام قصاص عمل کرد که در مورد مادر هم دلیل خاصی وجود ندارد و مشمول مقررات عمومی قصاص می باشد .

2 . روایات شرعی که پدر را استثنا کرده اند قابل تسری به مادر نمی باشد زیرا ای از آنها واژه ( والد ) را به کار برده اند و این واژه ظهور در پدر دارد مانند روایت صادق ( ع ) که فرمود : ( لا یقتل الاب ببنه اذا قتله و یقتل الابن ب ه اذا قتل اباه : پدر در صورتی که فرزندش را بکشد قصاص نمی شود اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود ) 10  به فرض آنکه روایات مزبور ظهور در پدر نداشته باشد ای روایات کلمه ( رجل 9 را به کار برده اند که در ظهور آن در پدر ، تردیدی نیست مانند روایت اما صادق (ع) که فرمود : ( لا یقتل الرجل بولده اذا قتله : مردی اگر فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود 11 البته استناد به کلمه ( رجل ) برای تخصیص روایت به پدر چندان موجه نیست زیرا معمولاً در روایات ، این واژه به کار می رود بدون اینکه نظر به جنس مذکر داشته باشد مانند اینکه می گوید ، مرد باید خود را ش ته بخواند اما معنایش آن نیست که زن نباید خود را ش ته بخواند بلکه از باب تغلیب واژه مرد را به کار می برد .


با


قصاص2

اختصاصی از سورنا فایل قصاص2 با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

مجازات قتل عمدی در حقوق ایران ، قصاص می باشد ( ماده 205 قانون مجازات ی ) اما ممکن است موانعی رخ دهد که اعمال مجازات قصاص را نا ممکن سازد . یکی از این موانع ، پدر بودن قاتل برای مقتول می باشد ماده 220 قانون مجازات ی ) که به تبع آن بحث مادر بودن قاتل نیز مطرح می شود ، قتل عمدی فرزند توسط مادر در حقوق خارجی با حصول سرایطی مستوجب تخفیف مجازات است در حالی که قتل عمدی فرزند توسط پدر در حقوق ایران مجازات اصلی خود را ندارد و بر ع ، حقوق خارجی

 1 .  برای قتل فرزند توسط پدر استثنایی بر قرار نکرده است . بنابراین حقوق خارجی و حقوق داخلی در مورد قتل فرزند توسط پدر و مادر ، تفاوت کامل دارند یعنی حقوق خارجی ، قتل فرزند توس مادر را موجب تخفیف مجازات می داند اما حقوق داخلی ، قتل فرزند توسط پدر را موجب تخفیف مجازات دانسته است

2 . حقوق کیفری ایران ( بخصوص حقوق کیفری اختصاصی ) به شدت تحت تأثیر فقه یه می باشد و فقهای یه هم تقریباً در وجوب قصاص مادر به خاطر قتل فرزند ، اتفاق نظر دارند اما مشهور فقهای اهل سنت بر خلاف فقهای شیعه فتوا دادهاند . از طرفی ادله ارائه شده از سوی طرفین نشان می دهد که برخی از ادله مخالفین از استحکام زیادی بر خوردار است و قانونگزار ایرات باید به این ادله توجه کند و خلایی را که در این زمینه احساس می شود جبران کند . همچنین در نوشته های فقهی و حقوقی نیز جای تحقیقی در این زمینه خالی است که این نیاز سبب شد مقاله حاضر با عنوان ( قتل فرزند توسط مادر ) به رشته تحریر در آید و مبانی فقهی و حقوقی آن مورد بررسی قرار گیرد و طبیعی است که مطالعه ای تطبیقی با حقوق خارجی می تواند  بر غنای بحث بیفزاید

قتل فرزند توسط مادر در حقوق خارجی

در قوانین موضوعه خارجی معمولاً قتل فرزند توسط مادر در ح عادی مانند ساید قتلهاست و از همان مجازات برخوردار است همان گونه که قتل فرزند توسط پدر با بقیه قتلها تفاوتی ندارد اما هر گاه مادر در شرایط خاصی مرتکب قتل فرزند شود از تخفیف مجازات بهره مند می شود و این شرایط ، زمانی است که مادر از راه نامشروع فرزندی را به دنیا بیاورد و برای مخفی نکه داشتن عمل نامشروع خود مرتکب قتل فرزند شود و نیز زمانی که مادری به خاطر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نبوده و اراده کاملی نداسته باشد

ماده 116 قانون جزادی سوئیس مصوب 1937 مجازات مادری که طفل نوزاد خود را در اشنای زایمان یا در حالی که هنوز تحت تأثیر زایمان عمداً بکشد شش ماه حبس تأدیبی یا حبس جنایی تا سه سال قرارداده است .

ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه مقرر می دارد :

( مادری که پس از زایمان نوزاد خود را بکشد به حبس از 10 تا 20 سال محکوم می شود چه مباشر در قتل باشد  وچه شریک باشد اما این تخفیف شامل مباشرین و شرکای غیر مادری نمی شود . )

بخش ( 1 ) قانون بچه کشی انگلیسی مصوب 1938 مقرر داشته است :

( هر گاه زنی به وسیله فعل یا ترک فعل ارادی خود موجب مرگ یک کودک کمتر از دوازده ماه شود در حالی که در زمان فعل یا ترک فعل ، تعدل دماغی او بدلیل این که بطور کامل از پی آمد زایمان رها نشده . . . و یا به دلیل تأثیر جا گرفتن شیر در پس از تولد بچه مختل بوده است در این صورت علی رغم اینکه جرم ارتک می توانسته است قتل عمد تلقی شود لیکن او تنها مقصر به ارتکاب جرم بچه کشی شناخته خواهد شد . ) 4

در جرم بچه کشی دادگاه اختیار دارد که مجازات قتل غیر عمد را عمال کند .

ماده 551 قانون جزایی لنان مقرر می دارد :

( مادری که برای مخفی نگه داشتن عمل نامشروع خود فرزند از را عمداً می کشد به مجازان حبسی که کمتر از 5 سال نباشد تبدیل می کند . ) 5

از مطالعه مجموعه مقررات حقوقی کشور های خارجی در مورد قتل فرزند توسط مادر ، احکام زیر بدست می آید ک

1. قتل فرزند توسط مادر معمولاً در دو ح از موجبات تخفیف مجازات برخوردار است . یکی جایی که مارد تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، ح روانی من نداشته باشد و دیگر اینکه فرزند خود را از راه به دست آوردع و برای س وش نهادن به عمل خود مرتکب قتل وی می شود . علت تخفیف در صورت اول آن است که زن از ح روانی کاملی برخوردار نیست و زایمان زن اماره ای بر این وضعیت  می باشد . علت تخفیف مجازات در صورت دوم ، انگیزه مادر است یعنی انگیزه ، س وش نهادن بر ننگی که دچار آن شده است که در اینجا انگیزه در میزان مجازات تأثیر دارد اما نه به این صورت که علل مخففه قضایی باشد تا دادگاه نسبت به تخفیف مجازات اختیاری از خود داشته باشد  بلکه از علل و معاذیر قانون است که اعمال تخفیف را برای دادگاه ا ام آور می سازد .

2. در موردی که مارد ، طفل خود را برای س وش نهدن بر عمل به قتل می راساند باید شرایطی فراهم باشد از جمله اینکه مقتول صرفاً از راه به دنیا آمده باشد . ماد ر ،مرتکب قتل شده باشد و انگیزه قتل هم صرفاً مخفی عمل باشد بنابراین دامنه این قتل را باید به صورت محدوده تفسیر کرد . البته برخی از قوانین مانند ماده 578 قانون جزایی ایتالیا دامنه این تخفیف را نسبت به کلیه انی که از فضاحت در معرض هتک حیثیت قرار می گیرند گسترش داده است مثلاً اگر مردی مرتکب شود و از این فرزندی به دنیا بیاید و پدر برای س وش گذاشتن بر عمل خود مرتکب قتل وی شوداز همین تخفیف بهره می برند .

3. در قتل فرزند برای  نهادن بر ، مدت زمانی که پس از قتل برای مادر امکان برخورداری از تخفیف مجازات را فراهم می سازد متفاوت است و اصولاً باید زمانی باشد که هنوز خبر ولادت فرزند شیوع پیدا نکرد باشد  ، قانون جزایی مدت هشت روز را پیش بینی کرده است ، در حقوق کیفری ایتالیا مدت دو روز پذیرفته شده است و برخی از کشور ها همان مدتی را که باید ولادت ظفل به اداره ثبت احوال اعلام شود ملاک قرار داده اند و گروهی دیگر مانند قانون جزایی اردن تعیین ، آن را به دادگاه واگار کرده اند که حسب مورد تصمیم بگیرد . 6

4 . اگر زنی مشهور به باشد یا عمل وی بنحوی علنی شده باشد نمی تواند از عذر قتل برای مخفی استفاده کند .

5. در موردی که مادر تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، مرتکب قتل فرزند می شود باید ح نامتعادل روحی مادر برای دادگاه احراز شود که در این زمینه برخی از قوانین خارجی زمان مشخصی را پیش بینی کرده اند که قتل در همان زمان موجب تخفیف است مانند ماده 331 قانون جزایی اردن که مدت یک سال را پیش بینی کره است و برخی از قوانین نیز زمان خاصی را پیش بینی نکرده اند مانند ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه که عبارت ( طفل تازه متولد شده ) را به کار برده است .

قتل فرزند توسط مادر در حقوق ایران

در قانون مجازات عمومی و قانون مجازات اسامی ایران ، مقررات خاضی برای قتل فرزند توسط مادر به چشم نمی خورد بنابراین مجزات این قتل نیز همچون بیقه قتلها ، قصاص می باشد و قصاصا هم قابل تخفیف نیست ، اما قانون مجازات ی صورتی را پیش بینی کرده است که در قوانین کیفری خارجی بجز کشورهایی که حقوق کیفری آنها تحت تأثیر فقه ی می باشد ، سابقه ندارد و آن قتل فرزند توسط پدر می باشد . ماده 220 قانونمجزاتاسلایمی در این خصوص آورده است :

اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 9076/7-7/1/1368 آورده است :

( برابر ماده 32 قانون راجع به مجازات ی اقدامات والدین و . . .  به منظور تأدیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تأدیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعریز می شود . بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدری فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفری می باشد النهایه به جای قصاص باید دیه بپردازد ولی این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب  قتل عمد فرزندش مجازات او تابع مقررات مربوط به قصاص خواهد بود . )

ممکن است گفته شود قانونگزار ایران مسأله قتل فرزند توسط مادر را به قواعد عومی واگار کرده است و نیازی به برقراری مقررات خاص نداشته است و آنچه که در قوانین خارجی به عنوان عوامل تخفیف مجازات قتل پیش بینی ده است در حقوق ایران هم بر اساس قواعد عمومی خاکم بر جرائم تأمین می شود زیرا این موراد منحصر دو صورت است و هر دو صورت تابع احکام عام است که ذیلاً به آن اشاره می کنیم :

الف ) یک صورت آن است که مادر تحت تأثیر زایمان و جمع شدن شیر در وی ، از ح عادی روانی خارج می شود و بدون اینکه متوجه رفتار و کردار خود باشد مرتکب قتل می گردد و حکم این ح را می توالند از ملاک ماده 53 قانون مجازات ی به دست آورد :

( اگر بر اثر شرب خمر ، مسلوب اراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بودهه است مجرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد .  )

مفهوم این ماده بیانگر آن است که مسلوب اراده شدن جزء عوامل سالب مسئولیت کیفری می باشد و شرب خمر که به عنوان عامل سلب اراده در این ماده بیان شده است خصوصیتی ندارد و بلکه هر عاملی که سبب سلب اراده شود همین حکم را دارد مانند هیپنوتیزم ، خوای ، مصرف و  . . . پس زنی که تحت تأثیر زایمان و عوارض جانبی آن مسلوب الاراده می شود اصلاً مسئولیت کیفری ندارد نه اینکه مسئولیت وی تختفیف یابد . این ادعا منطقی به نظر نمی رسد زیرا قوانین خارجی که مجازات مادر در این ح   تخفیف یافته میدانند نظر به صورتی ندارند که مادر به کلی مسلوب الاراده شده باشد و گرنه دادگاه باید ح مسلوب الارادگی را احراز کند اما دادگاهها به دنبال احراز چنین ح ی نیستند بلکه صرف قتل در این زمان را موجب تخفیف مجازات می دانند پس ح مسلوب الارادگی با ح عدم تعادل روانی ناشی از زایمان تفاوت دارد . ممکن است گفته شود ح زایمان شمول ماده 51 قانون مجازات ی است :

( جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است . ) اطلاق این ماده شامل جنون انی هم می شود و درجه جنون تأثیری ندارد . زنی که پس زایمان دچاز اختلال روانی می شود در حقیقت نوعی جنون آنی به وی دست می دهد .

که هر چند ممکن است درجه آن ضعیف باشد اما در هر صورت ، جنون محسوب می شود و مشمول ماده 51 است . این ادعا هم صحیح نیست زیرا در ح زایمان دادگاه به بحث تحقق یا عدم تحقق جنون نمی پردازد و به فرض اینکه جنون هم رخ نداده باشد این معافیت را اعمال می کند . ممکن است گفته ح زایمان مشمول ماده 54 قانون مجازات ی است :

( در جرایم موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده هر گاه ی بر اثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد . )

این سخن نیز پشتوانه محکمی ندارد زیرا ماده 54 ناظر به صورتی است که شخصی ، دیگری را مجبور به ارتکاب جرم کند به اینکه شخصی خودش تحت تأثیر ح خاصی ، تعادل روانی خود را از دست بدهد .

ب ) ح دوم موردی است که زنی مزتکب شود و برای مخفی عمل ناپسند خود ، مرتکب قتل نوزادش شود . ممکن است گفته شود این ح مشمول ح اضطرار است که ماده 55 قانون مجازات ی پیش بینی شده است : ( هر هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی ، سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتک نیز با خطر موجود متناسب نیست زیرا اضطرار به حاتی گفته می شود که شخصی در معرض خطر شدید باشد اما در معرض تضییع ابرو قرار گرفتن را نمی توان از مصادیق اظطرار دانست مضافاً بر اینکه اضطرار در صورتی قابل استناد است که شخص مضطر خطر را عمداً ایجادنکرده باشد .

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریمکه زایمان و مخفی ، دو مورد از معاذیر قانونی مخففه مجازات هستند که در قوانین خارجی پیش بینی شده است اما قوانین کیفری ایران اشاره ای به آن ندارد و ما در این دو مورد هم مانند اشخاص دیگر مسئولیت کیفری دارد زیرا عذر قانونی جهتی است که باید به صورت خاص مورد اشاره قرار گیرد .

قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه

فقهای شیعه تقریباً اتفاق نظر دارند که پدر یا جد پدری فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمی شود اما این حکم در مورد ماد و سایر اقوام مقتول وجود ندارد که در زیر به برخی از فتاوی ایشان اشاره می کنیو :

مرحوم محقق در این خصوص می گوید :

(  مادر اگر فرزند خود را بکشد قصاص می شود و هیچ مخالفتی را در این حکم ندیدم مگر اسکافی که با سخن فقهای اهل سنت هم رأی شده و مادر را پدر مقایسه کرده و از راه استسحان حکم به معافیت وی از مجازات داده است . همچنین اقارب دیگر اجداد و جدات مادر و برادری و خواهران پدری و مادری و عموها و ها و ها و ها نیز اگر نوه یا برادر زاده خود را بکشند قصاص می شوند و مخالفتی هم در این زمینه ندیدم مگر ابوعلی و فقهای اهل سنت که اجداد و جدات را معاف از مجازات می دانند . 7

مرحوم علامه حلی می گوید :

( پدر اگر فرزندش را بکشد قصاص نمی شود هر چند فرزند در درجه دوری قرار داشته باشد اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود . همچنین مادر اگر فرزندش را بکشد قصاص می شود و بقیه خویشاوندان مانند اجداد و جدات مادری و برادران و خواهران و عموها و ها و ها و ها قصاص می شوند . ) 8

مرحوم ملا محسن فیض در این خصوص می فرماید :

( پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود و دلیل آن نص و اجماع می باشد و نیز پدر سبب وجود فرزند می شود پس شایسته نیست که فرزند سبب نابودی پدر گردد . همچنین اجداد و جدات به خاطر قتل نوه های خود بنا به قولی قصاص نمی شود اما ما در به خاطر قتل فرزند قصاص می شود و این نظر اتفاقی فقهای شیعه است . ) 9

ادله قصاص مادر برای فرزند

مهم ترین دلیلهایی که برای عدم معافیت مادر در صورت قتل فرزند بر شمرده شده است به شرح زیر می باشد :

1 . مجازات قتل عمد ، قصاص است ( کتب علیکم القصاص – النفس بالنفس و  . . . ) و  موارد معافیت در منابع شرعی و قانونی تصریح شده است پس اگر ممردی دلیل خاص برای استثنا شخصی وجود نداشته باشد باید به حکم عام قصاص عمل کرد که در مورد مادر هم دلیل خاصی وجود ندارد و مشمول مقررات عمومی قصاص می باشد .

2 . روایات شرعی که پدر را استثنا کرده اند قابل تسری به مادر نمی باشد زیرا ای از آنها واژه ( والد ) را به کار برده اند و این واژه ظهور در پدر دارد مانند روایت صادق ( ع ) که فرمود : ( لا یقتل الاب ببنه اذا قتله و یقتل الابن ب ه اذا قتل اباه : پدر در صورتی که فرزندش را بکشد قصاص نمی شود اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود ) 10  به فرض آنکه روایات مزبور ظهور در پدر نداشته باشد ای روایات کلمه ( رجل 9 را به کار برده اند که در ظهور آن در پدر ، تردیدی نیست مانند روایت اما صادق (ع) که فرمود : ( لا یقتل الرجل بولده اذا قتله : مردی اگر فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود 11 البته استناد به کلمه ( رجل ) برای تخصیص روایت به پدر چندان موجه نیست زیرا معمولاً در روایات ، این واژه به کار می رود بدون اینکه نظر به جنس مذکر داشته باشد مانند اینکه می گوید ، مرد باید خود را ش ته بخواند اما معنایش آن نیست که زن نباید خود را ش ته بخواند بلکه از باب تغلیب واژه مرد را به کار می برد .


با


قصاص2

اختصاصی از یاری فایل تحقیق و بررسی در مورد قصاص2 با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

مجازات قتل عمدی در حقوق ایران ، قصاص می باشد ( ماده 205 قانون مجازات ی ) اما ممکن است موانعی رخ دهد که اعمال مجازات قصاص را نا ممکن سازد . یکی از این موانع ، پدر بودن قاتل برای مقتول می باشد ماده 220 قانون مجازات ی ) که به تبع آن بحث مادر بودن قاتل نیز مطرح می شود ، قتل عمدی فرزند توسط مادر در حقوق خارجی با حصول سرایطی مستوجب تخفیف مجازات است در حالی که قتل عمدی فرزند توسط پدر در حقوق ایران مجازات اصلی خود را ندارد و بر ع ، حقوق خارجی

 1 .  برای قتل فرزند توسط پدر استثنایی بر قرار نکرده است . بنابراین حقوق خارجی و حقوق داخلی در مورد قتل فرزند توسط پدر و مادر ، تفاوت کامل دارند یعنی حقوق خارجی ، قتل فرزند توس مادر را موجب تخفیف مجازات می داند اما حقوق داخلی ، قتل فرزند توسط پدر را موجب تخفیف مجازات دانسته است

2 . حقوق کیفری ایران ( بخصوص حقوق کیفری اختصاصی ) به شدت تحت تأثیر فقه یه می باشد و فقهای یه هم تقریباً در وجوب قصاص مادر به خاطر قتل فرزند ، اتفاق نظر دارند اما مشهور فقهای اهل سنت بر خلاف فقهای شیعه فتوا دادهاند . از طرفی ادله ارائه شده از سوی طرفین نشان می دهد که برخی از ادله مخالفین از استحکام زیادی بر خوردار است و قانونگزار ایرات باید به این ادله توجه کند و خلایی را که در این زمینه احساس می شود جبران کند . همچنین در نوشته های فقهی و حقوقی نیز جای تحقیقی در این زمینه خالی است که این نیاز سبب شد مقاله حاضر با عنوان ( قتل فرزند توسط مادر ) به رشته تحریر در آید و مبانی فقهی و حقوقی آن مورد بررسی قرار گیرد و طبیعی است که مطالعه ای تطبیقی با حقوق خارجی می تواند  بر غنای بحث بیفزاید

قتل فرزند توسط مادر در حقوق خارجی

در قوانین موضوعه خارجی معمولاً قتل فرزند توسط مادر در ح عادی مانند ساید قتلهاست و از همان مجازات برخوردار است همان گونه که قتل فرزند توسط پدر با بقیه قتلها تفاوتی ندارد اما هر گاه مادر در شرایط خاصی مرتکب قتل فرزند شود از تخفیف مجازات بهره مند می شود و این شرایط ، زمانی است که مادر از راه نامشروع فرزندی را به دنیا بیاورد و برای مخفی نکه داشتن عمل نامشروع خود مرتکب قتل فرزند شود و نیز زمانی که مادری به خاطر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نبوده و اراده کاملی نداسته باشد

ماده 116 قانون جزادی سوئیس مصوب 1937 مجازات مادری که طفل نوزاد خود را در اشنای زایمان یا در حالی که هنوز تحت تأثیر زایمان عمداً بکشد شش ماه حبس تأدیبی یا حبس جنایی تا سه سال قرارداده است .

ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه مقرر می دارد :

( مادری که پس از زایمان نوزاد خود را بکشد به حبس از 10 تا 20 سال محکوم می شود چه مباشر در قتل باشد  وچه شریک باشد اما این تخفیف شامل مباشرین و شرکای غیر مادری نمی شود . )

بخش ( 1 ) قانون بچه کشی انگلیسی مصوب 1938 مقرر داشته است :

( هر گاه زنی به وسیله فعل یا ترک فعل ارادی خود موجب مرگ یک کودک کمتر از دوازده ماه شود در حالی که در زمان فعل یا ترک فعل ، تعدل دماغی او بدلیل این که بطور کامل از پی آمد زایمان رها نشده . . . و یا به دلیل تأثیر جا گرفتن شیر در پس از تولد بچه مختل بوده است در این صورت علی رغم اینکه جرم ارتک می توانسته است قتل عمد تلقی شود لیکن او تنها مقصر به ارتکاب جرم بچه کشی شناخته خواهد شد . ) 4

در جرم بچه کشی دادگاه اختیار دارد که مجازات قتل غیر عمد را عمال کند .

ماده 551 قانون جزایی لنان مقرر می دارد :

( مادری که برای مخفی نگه داشتن عمل نامشروع خود فرزند از را عمداً می کشد به مجازان حبسی که کمتر از 5 سال نباشد تبدیل می کند . ) 5

از مطالعه مجموعه مقررات حقوقی کشور های خارجی در مورد قتل فرزند توسط مادر ، احکام زیر بدست می آید ک

1. قتل فرزند توسط مادر معمولاً در دو ح از موجبات تخفیف مجازات برخوردار است . یکی جایی که مارد تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، ح روانی من نداشته باشد و دیگر اینکه فرزند خود را از راه به دست آوردع و برای س وش نهادن به عمل خود مرتکب قتل وی می شود . علت تخفیف در صورت اول آن است که زن از ح روانی کاملی برخوردار نیست و زایمان زن اماره ای بر این وضعیت  می باشد . علت تخفیف مجازات در صورت دوم ، انگیزه مادر است یعنی انگیزه ، س وش نهادن بر ننگی که دچار آن شده است که در اینجا انگیزه در میزان مجازات تأثیر دارد اما نه به این صورت که علل مخففه قضایی باشد تا دادگاه نسبت به تخفیف مجازات اختیاری از خود داشته باشد  بلکه از علل و معاذیر قانون است که اعمال تخفیف را برای دادگاه ا ام آور می سازد .

2. در موردی که مارد ، طفل خود را برای س وش نهدن بر عمل به قتل می راساند باید شرایطی فراهم باشد از جمله اینکه مقتول صرفاً از راه به دنیا آمده باشد . ماد ر ،مرتکب قتل شده باشد و انگیزه قتل هم صرفاً مخفی عمل باشد بنابراین دامنه این قتل را باید به صورت محدوده تفسیر کرد . البته برخی از قوانین مانند ماده 578 قانون جزایی ایتالیا دامنه این تخفیف را نسبت به کلیه انی که از فضاحت در معرض هتک حیثیت قرار می گیرند گسترش داده است مثلاً اگر مردی مرتکب شود و از این فرزندی به دنیا بیاید و پدر برای س وش گذاشتن بر عمل خود مرتکب قتل وی شوداز همین تخفیف بهره می برند .

3. در قتل فرزند برای  نهادن بر ، مدت زمانی که پس از قتل برای مادر امکان برخورداری از تخفیف مجازات را فراهم می سازد متفاوت است و اصولاً باید زمانی باشد که هنوز خبر ولادت فرزند شیوع پیدا نکرد باشد  ، قانون جزایی مدت هشت روز را پیش بینی کرده است ، در حقوق کیفری ایتالیا مدت دو روز پذیرفته شده است و برخی از کشور ها همان مدتی را که باید ولادت ظفل به اداره ثبت احوال اعلام شود ملاک قرار داده اند و گروهی دیگر مانند قانون جزایی اردن تعیین ، آن را به دادگاه واگار کرده اند که حسب مورد تصمیم بگیرد . 6

4 . اگر زنی مشهور به باشد یا عمل وی بنحوی علنی شده باشد نمی تواند از عذر قتل برای مخفی استفاده کند .

5. در موردی که مادر تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، مرتکب قتل فرزند می شود باید ح نامتعادل روحی مادر برای دادگاه احراز شود که در این زمینه برخی از قوانین خارجی زمان مشخصی را پیش بینی کرده اند که قتل در همان زمان موجب تخفیف است مانند ماده 331 قانون جزایی اردن که مدت یک سال را پیش بینی کره است و برخی از قوانین نیز زمان خاصی را پیش بینی نکرده اند مانند ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه که عبارت ( طفل تازه متولد شده ) را به کار برده است .

قتل فرزند توسط مادر در حقوق ایران

در قانون مجازات عمومی و قانون مجازات اسامی ایران ، مقررات خاضی برای قتل فرزند توسط مادر به چشم نمی خورد بنابراین مجزات این قتل نیز همچون بیقه قتلها ، قصاص می باشد و قصاصا هم قابل تخفیف نیست ، اما قانون مجازات ی صورتی را پیش بینی کرده است که در قوانین کیفری خارجی بجز کشورهایی که حقوق کیفری آنها تحت تأثیر فقه ی می باشد ، سابقه ندارد و آن قتل فرزند توسط پدر می باشد . ماده 220 قانونمجزاتاسلایمی در این خصوص آورده است :

اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 9076/7-7/1/1368 آورده است :

( برابر ماده 32 قانون راجع به مجازات ی اقدامات والدین و . . .  به منظور تأدیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تأدیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعریز می شود . بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدری فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفری می باشد النهایه به جای قصاص باید دیه بپردازد ولی این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب  قتل عمد فرزندش مجازات او تابع مقررات مربوط به قصاص خواهد بود . )

ممکن است گفته شود قانونگزار ایران مسأله قتل فرزند توسط مادر را به قواعد عومی واگار کرده است و نیازی به برقراری مقررات خاص نداشته است و آنچه که در قوانین خارجی به عنوان عوامل تخفیف مجازات قتل پیش بینی ده است در حقوق ایران هم بر اساس قواعد عمومی خاکم بر جرائم تأمین می شود زیرا این موراد منحصر دو صورت است و هر دو صورت تابع احکام عام است که ذیلاً به آن اشاره می کنیم :

الف ) یک صورت آن است که مادر تحت تأثیر زایمان و جمع شدن شیر در وی ، از ح عادی روانی خارج می شود و بدون اینکه متوجه رفتار و کردار خود باشد مرتکب قتل می گردد و حکم این ح را می توالند از ملاک ماده 53 قانون مجازات ی به دست آورد :

( اگر بر اثر شرب خمر ، مسلوب اراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بودهه است مجرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد .  )

مفهوم این ماده بیانگر آن است که مسلوب اراده شدن جزء عوامل سالب مسئولیت کیفری می باشد و شرب خمر که به عنوان عامل سلب اراده در این ماده بیان شده است خصوصیتی ندارد و بلکه هر عاملی که سبب سلب اراده شود همین حکم را دارد مانند هیپنوتیزم ، خوای ، مصرف و  . . . پس زنی که تحت تأثیر زایمان و عوارض جانبی آن مسلوب الاراده می شود اصلاً مسئولیت کیفری ندارد نه اینکه مسئولیت وی تختفیف یابد . این ادعا منطقی به نظر نمی رسد زیرا قوانین خارجی که مجازات مادر در این ح   تخفیف یافته میدانند نظر به صورتی ندارند که مادر به کلی مسلوب الاراده شده باشد و گرنه دادگاه باید ح مسلوب الارادگی را احراز کند اما دادگاهها به دنبال احراز چنین ح ی نیستند بلکه صرف قتل در این زمان را موجب تخفیف مجازات می دانند پس ح مسلوب الارادگی با ح عدم تعادل روانی ناشی از زایمان تفاوت دارد . ممکن است گفته شود ح زایمان شمول ماده 51 قانون مجازات ی است :

( جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است . ) اطلاق این ماده شامل جنون انی هم می شود و درجه جنون تأثیری ندارد . زنی که پس زایمان دچاز اختلال روانی می شود در حقیقت نوعی جنون آنی به وی دست می دهد .

که هر چند ممکن است درجه آن ضعیف باشد اما در هر صورت ، جنون محسوب می شود و مشمول ماده 51 است . این ادعا هم صحیح نیست زیرا در ح زایمان دادگاه به بحث تحقق یا عدم تحقق جنون نمی پردازد و به فرض اینکه جنون هم رخ نداده باشد این معافیت را اعمال می کند . ممکن است گفته ح زایمان مشمول ماده 54 قانون مجازات ی است :

( در جرایم موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده هر گاه ی بر اثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد . )

این سخن نیز پشتوانه محکمی ندارد زیرا ماده 54 ناظر به صورتی است که شخصی ، دیگری را مجبور به ارتکاب جرم کند به اینکه شخصی خودش تحت تأثیر ح خاصی ، تعادل روانی خود را از دست بدهد .

ب ) ح دوم موردی است که زنی مزتکب شود و برای مخفی عمل ناپسند خود ، مرتکب قتل نوزادش شود . ممکن است گفته شود این ح مشمول ح اضطرار است که ماده 55 قانون مجازات ی پیش بینی شده است : ( هر هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی ، سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتک نیز با خطر موجود متناسب نیست زیرا اضطرار به حاتی گفته می شود که شخصی در معرض خطر شدید باشد اما در معرض تضییع ابرو قرار گرفتن را نمی توان از مصادیق اظطرار دانست مضافاً بر اینکه اضطرار در صورتی قابل استناد است که شخص مضطر خطر را عمداً ایجادنکرده باشد .

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریمکه زایمان و مخفی ، دو مورد از معاذیر قانونی مخففه مجازات هستند که در قوانین خارجی پیش بینی شده است اما قوانین کیفری ایران اشاره ای به آن ندارد و ما در این دو مورد هم مانند اشخاص دیگر مسئولیت کیفری دارد زیرا عذر قانونی جهتی است که باید به صورت خاص مورد اشاره قرار گیرد .

قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه

فقهای شیعه تقریباً اتفاق نظر دارند که پدر یا جد پدری فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمی شود اما این حکم در مورد ماد و سایر اقوام مقتول وجود ندارد که در زیر به برخی از فتاوی ایشان اشاره می کنیو :

مرحوم محقق در این خصوص می گوید :

(  مادر اگر فرزند خود را بکشد قصاص می شود و هیچ مخالفتی را در این حکم ندیدم مگر اسکافی که با سخن فقهای اهل سنت هم رأی شده و مادر را پدر مقایسه کرده و از راه استسحان حکم به معافیت وی از مجازات داده است . همچنین اقارب دیگر اجداد و جدات مادر و برادری و خواهران پدری و مادری و عموها و ها و ها و ها نیز اگر نوه یا برادر زاده خود را بکشند قصاص می شوند و مخالفتی هم در این زمینه ندیدم مگر ابوعلی و فقهای اهل سنت که اجداد و جدات را معاف از مجازات می دانند . 7

مرحوم علامه حلی می گوید :

( پدر اگر فرزندش را بکشد قصاص نمی شود هر چند فرزند در درجه دوری قرار داشته باشد اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود . همچنین مادر اگر فرزندش را بکشد قصاص می شود و بقیه خویشاوندان مانند اجداد و جدات مادری و برادران و خواهران و عموها و ها و ها و ها قصاص می شوند . ) 8

مرحوم ملا محسن فیض در این خصوص می فرماید :

( پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود و دلیل آن نص و اجماع می باشد و نیز پدر سبب وجود فرزند می شود پس شایسته نیست که فرزند سبب نابودی پدر گردد . همچنین اجداد و جدات به خاطر قتل نوه های خود بنا به قولی قصاص نمی شود اما ما در به خاطر قتل فرزند قصاص می شود و این نظر اتفاقی فقهای شیعه است . ) 9

ادله قصاص مادر برای فرزند

مهم ترین دلیلهایی که برای عدم معافیت مادر در صورت قتل فرزند بر شمرده شده است به شرح زیر می باشد :

1 . مجازات قتل عمد ، قصاص است ( کتب علیکم القصاص – النفس بالنفس و  . . . ) و  موارد معافیت در منابع شرعی و قانونی تصریح شده است پس اگر ممردی دلیل خاص برای استثنا شخصی وجود نداشته باشد باید به حکم عام قصاص عمل کرد که در مورد مادر هم دلیل خاصی وجود ندارد و مشمول مقررات عمومی قصاص می باشد .

2 . روایات شرعی که پدر را استثنا کرده اند قابل تسری به مادر نمی باشد زیرا ای از آنها واژه ( والد ) را به کار برده اند و این واژه ظهور در پدر دارد مانند روایت صادق ( ع ) که فرمود : ( لا یقتل الاب ببنه اذا قتله و یقتل الابن ب ه اذا قتل اباه : پدر در صورتی که فرزندش را بکشد قصاص نمی شود اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود ) 10  به فرض آنکه روایات مزبور ظهور در پدر نداشته باشد ای روایات کلمه ( رجل 9 را به کار برده اند که در ظهور آن در پدر ، تردیدی نیست مانند روایت اما صادق (ع) که فرمود : ( لا یقتل الرجل بولده اذا قتله : مردی اگر فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود 11 البته استناد به کلمه ( رجل ) برای تخصیص روایت به پدر چندان موجه نیست زیرا معمولاً در روایات ، این واژه به کار می رود بدون اینکه نظر به جنس مذکر داشته باشد مانند اینکه می گوید ، مرد باید خود را ش ته بخواند اما معنایش آن نیست که زن نباید خود را ش ته بخواند بلکه از باب تغلیب واژه مرد را به کار می برد .


با


تحقیق و بررسی در مورد قصاص2

 






پایان نامه ارشد:بررسی جرم شناختی قتل عمد در شهرستان کوهرنگ در فاصله زمانی سال 1384 ...






عنوان : بررسی جرم شناختی قتل عمد در شهرستان کوهرنگ در فاصله زمانی سال 1384 لغایت 1394


 


آزاد ی


واحد شهرکرد


دانشکده تحصیلات تکمیلی


 


پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته حقوق


گرایش جزا و جرم شناسی


عنوان :


بررسی جرم شناختی قتل عمد در شهرستان کوهرنگ در فاصله زمانی سال 1384 لغایت 1394


راهنما:


کریم صالحی


پاییز1395


 


برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود


(در فایل ی نام نویسنده موجود است)


تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :


فهرست مطالب


چکیده: 1


فصل اول: کلیات پژوهش 2


1-1-مقدمه: 3


1-2-بیان مسئله: 4


1-3-اه تحقیق: 6


1-4-سوالات تحقیق: 6


1-5-فرضیه های تحقیق: 7


1-6-ضرورت و اهمیت تحقیق: 7


1-7-پیشینه تحقیق: 7


فصل دوم: مبانی نظری تحقیق 10


2-1-تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم: 11


2-1-1-تعاریف قتل عمد: 11


2-1-2-انگیزه های وقوع قتل عمد: 13


2-1-3-تعیین انگیزه های قتل: 13


2-1-4-شیوه های ارتکاب قتل عمدی: 14


2-1-5-ساختار قومی و قبیله ای: 15


2-2-تعریف قومیت: 15


2-2-1-کثرت ایلی وقومی در سرزمین ایران: 16


2-2-2-ساختار اجتماعی بختیاری: 16


2-2-3-از هم گسیختگی خانواده: 17


2-2-4-طلاق: 19


2-3-مسأله اجتماعی 20


2-3-1- زمینه های مسئله اجتماعی 21


2-3-2- عوامل تحقق مسائل اجتماعی 22


2-3-3-هنجار: 23


2-3-4-بی هنجاری (آنومی) 24


2-3-5- نظریة بی هنجاری 26


2 -3-6- سیرنگرش تاریخی به رفتارهای نابهنجار و کجرو 29


2 -3-7- انسجام اجتماعی 31


2-3-8-  محرومیت نسبی 32


2-3-9- قومیت و  قوم گرایی 34


2-4. چارچوب نظری پژوهش 37


2-4-1. تبیین های زیست شناختی 38


2-4-1-1. هانس آیزنک : 39


2-4-1-2. تراسلر 40


2-4-2. تبیین های روان شناختی 42


2-4-2-1. نظریه فروید 43


2-4-2-2. اختلالات روانی 44


2-4-2-2- 1 . روان نژندی 45


2-4-2-2-2. روان پریشی 45


2-4-2-2- 3. اختلالات مغزی 45


2-4-2-2-4. اختلالات شخصیت 46


2-4-2-3-  نظریه ناکامی و بروز خشونت 47


2-4-3. تبیین های جامعه شناختی 49


2-4-3- 1.  نظریه فشار ساختاری 50


2-4-3- 2. نظریة بی سازمانی اجتماعی 54


2-4-3- 3. دیدگاه تضاد: 57


2-4-3- 4. نظریه فقر فرهنگ 59


2-4- 3-5. نظریه علائق کانونی 61


2- 4- 3-6.  تئوری رفتار جمعی: 62


2- 4-4. تبیینهای روانشناسی اجتماعی 65


2- 4-4-1.  نظریه های  کنترل 65


2- 4-4-2.الگوهای کنترل اجتماعی 66


2- 4-4-3.دیدگاه پارسونز و جانسون دررابطه با کنترل اجتماعی و جامعه پذیری : 68


2- 4-4-4.نظریه مهار 69


2- 4-4-5.الگوی آیزنک 71


2- 4-4-6.دیدگاه یادگیری : 72


2- 4-4-6-1.الگوی ه نی افتراقی 72


2- 4-4-6- 2. .نظریه ه نی و تقویت افتراقی 73


2-4-4- 7. دیدگاه کنش متقابل نمادی 74


2-4-4-7-1. نظریه برچسب زنی 75


فصل سوم : روش شناسی تحقیق 76


3-1-روش تحقیق: 77


3-2-جامعه آماری : 77


3-3-متغییرهای تحقیق: 77


3-3-1-متغیر وابسته: 77


3-3-2-متغییرهای مستقل : 77


3-4-ابزار و روش گرد آوری اطلاعات: 78


3-5-روش تجزیه و تحلیل آماری : 78


3-6-محدوده زمانی و مکانی تحقیق: 78


فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها 79


4-1-مقدمه: 80


4-2- انگیزه وقوع قتل: 80


4-3-شیوه ارتکاب : 82


4-4-تحلیل توصیفی داده های جامعه آماری 84


فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات 105


5-1-نتیجه گیری: 106


5-2-پیشنهادات: 111


منابع و مآخذ: 115


 


چکیده:


      زمینه و هدف: کشته شدن انسانی به دست انسان دیگر از تمامی ابعاد، چه از نظر انسانی، چه از بعد اخلاقی و چه  از دیدگاه اجتماعی از چنان اهمیتی برخوردار است که خداوند متعال در قرآن کریم کشته شدن یک فرد بیگناه را به مثابه کشته شدن همه انسان‌ها تلقی می‌کند، بنابر این از دیدگاه الهی خون همه انسان‌ها اعم از مسلمان و غیر مسلمان محترم شمرده می‌شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی نظریه‌های جرم‌شناسی (پیشگیری) و انجام آنها در جامعه هدف و ارائه را ارهای جدید بر اساس جامعه محلی برای حل معضل قتل عمد در شهرستان کوهرنگ است.


      روش تحقیق: این تحقیق از نظر نوع و هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق اسنادی توصیفی، بوده که محقق بدنبال روابط بین متغییرهای مستقل با متغییر وابسته است.  جامعه آماری در این پژوهش کلیه  پرونده های قتل عمد سالهای 1384 و 1394 موجود در اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی شهرستان کوهرنگ شامل 39 فقره بوده و پرسشنامه محقق ساخته از درجه داران و افسران که در ده سال اخیر دارای حداقل سه سال سابقه خدمت اند تکمیل گردید.


نتایج: رابط? معناداری بین قتل عمد و ساختار عشیره‌ای و قومی و قبیله‌ای در شهرستان کوهرنگ وجود دارد و همچنین  رابط? معناداری بین قتل عمد و اختلافات ملکی(عین و منفعت)در شهرستان کوهرنگ وجود دارد لذا در نهایت رابط? معناداری بین انتقام گیری، نزاع دسته جمعی و قتل عمد در شهرستان کوهرنگ وجود دارد.  نتایج نشان داده که ضریب همبستگی بین انتقام گیری، نزاع دسته جمعی و قتل عمد در سطح 05/0 > p معنادار بوده بنابراین رابطه معناداری بین انتقام گیری، نزاع دسته جمعی و قتل عمد در شهرستان کوهرنگ وجود دارد به بعبارت دیگر با افزایش نزاع دسته جمعی و انتقام گیری میزان گرایش به نزاع و قتل عمد را نیز افزایش می یابد ضریب تعیین نشان می دهد که 6% واریانس انتقام جویی با گرایش به نزاع و قتل عمد مشترک می باشد.


واژگان کلیدی: قتل عمد، منازعه، ساختار قومی قبیله ای، انتقام گیری.


 


فصل اول: کلیات پژوهش


 


1-1-مقدمه:


ایران کشوری چند قومی است و تاریخ آن درمقاطع مختلف با نقش فعال قبایل و طوایف گره خورده است .در واقع تحلیل تاریخ کشورمان بدون تحلیل حضورآنها درجنگها و سایر رویدادهای مملکتی مقدور نیست.نقش آنها گاهی مثبت و گاهی منفی است. صرف نظر از این نقشها ، گاهی درون این گروهها و همچنین دربعضی از روستاها و ا برخوردهایی شکل می گیرد که آثار ت یبی آن،امنیت و آسایش مردم را بخاطر قتلها و کشتارهای بی امان،سلب می نماید و این یکی ازمشکلات ماست. هنوز درگوشه و کنار کشورمان بعد از گذشت این همه دگرگونی های اجتماعی و تغییرات فرهنگی،آثار ناگوار پدیده ای به نام نزاعهای جمعی و درگیریهای قومی وقبیله ای مشاهده می شود، هنوز خشونت و نزاع ازجمله موضوعاتی است که درفرهنگ بعضی از هموطنان ، شاخص قدرت و یا دفاع ازمنزلت اجتماعی و فرهنگی و حیثیت خانوادگی محسوب می­­­شود.  (پورافکاری، 1383 ، ص 3). خشونت، نزاع و قتل از جمله موضوعاتی است که بعنوان یکی از مسائل و آسیب های اجتماعی توجه  شمندان وجامعه شناسان را به خود جلب نموده است و تاکنون دیدگاههای متفاوتی را دراین باره مطرح نموده اند که اغلب آنها این موضوع را درقالب جنگ مورد بررسی قرار داده اند و دراین زمینه منابع بسیار وجوددارد که بیشتر جنبه  های فردی این پدیده را مورد بررسی قرارداده و کمتر به ح های  گروهی وجمعی این موضوع پرداخته اند. سابقه وقوع قتل را می توان تا سپیده دم تاریخ بشری به واپس برد. از هنگامی که آدم و حوا به علت ارتکاب عمل نهی شده ای از بهشت رانده شدند و پسرشان ق ل برادر خود ه ل را به قتل رساندجرم آغاز راه کرد. شاید بتوان قتل عمد را اولین جرم بشر خاکی تلقی نمود .قتل ه ل به دست ق ل آ ین قتل نبود و این عمل هولناک و تاسف بار زندگی بشر را با خون آغشته ساخت.(پرویزی، 1379 :5) کشته شدن انسانی به دست انسان دیگر از تمامی ابعاد ، چه از نظر انسانی ،چه از بعد اخلاقی و چه از دیدگاه اجتماعی از چنان اهمیتی برخوردار است که خداوند متعال در قران کریم کشته شدن یک فرد بیگناه را به  مثابه کشته شدن همه انسانها تلقی می کند ،بنابر این از دیدگاه الهی خون همه انسانها اعم از مسلمان و غیر مسلمان محترم شمرده می شود. (داود جشان، 1384)


انسان بر روی کره خاکی بعنوان خلیفه الله خلق شد و عزت و کرامات نفسانی او از همه مخلوقات بالاتر قرار داده شد.در موجودات دیگر کشته شدن یکی به دست دیگری هیچ مشکلی را ایجاد نمی کند بلکه گاهی کشته شدن یکی به دست دیگری از ا امات طبیعت و ایجاد تعادل در چرخه زیست می باشد ،لیکن در انسان این موضوع متفاوت بوده و به همان دلیلی که در بالا ذکر شد کشته شدن انسانی به دست دیگری همانند کشتن همه جامعه می باشد ،به همین منظور از ابتدای خلقت این پدیده مورد توجه بشر بوده و در قوانین اولیه مانند قانون حمور و ده فرمان نازل شده بر حضرت موسی به این موضوع اشاره و راههای برخورد با قتل عمدی پیش بینی شده است. هرچند قتل ها به دلایل و انگیزه های مختلف صورت میگیرد لیکن پیشرفت علم و تکنولوژی ح های وقوع قتل را تحت تاثیر قرار داده و بسته به نوع انگیزه نحوه کشتن نیز تغییر یافته است.


1-2-بیان مسئله:


در جامعه امروزی جرائمی همچون قتل عمد، ایراد ضرب و جرح، ت یب، اعمال منافی عفت و .. از مصادیق جرایم به شمار می‌روند که با بیشترین فراوانی در زمره آسیب‌های اجتماعی قرار دارند. در این بین، قتل عمد یکی از شدیدترین نوع جرم در جامعه است . مطالعه حاضر برای بررسی عومال دخیل در وقوع قتل عمد شهرستان کوهرنگ بین سالهای 1384- 1394 صورت خواهد گرفت . در این مطالعه توصیفی مقطعی، کلیه پرونده های مقتولین شهرستان کوهرنگ بین سالهای 1384-1394 بررسی می‌گردد. اطلاعات لازم  از طریق مطالعه پرونده های کیفری و پزشکی قانونی و مصاحبه با کارشناسان  امر در گستره جغرافیایی تحقیق، است اج و پرسشنامه محقق ساخته توسط افرادی که با پرونده های قتل عمد در ارتباط مستقیم بوده اند تکمیل می‌گردد و سپس نتایج حاصل از طریق آزمونهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند .


جرم شناسی علمی که از شناخت جرایم نحه تشکیل و گسترش آنها و نیز چگونگی مبارزه با جرم و تقلیل و یا محدود بار آن گفتگو می‌کند . (صالحی، 1393)جرم شناسی با بررسی علمی پدیده مجرمانه با دیدگاه‌های جدید به جر منگاه می‌کند در جرم شناسی به مطالعه بستر چگونگی ایجاد جرم و عوامل تشکی دهنده آن می‌پردازند با توجه به مقوله هایی چون بز ار و بزه دیده و بزه تمام ارکان ایجادیآنها را موشکافی نموده سپس به بیان را ارهایی برای پیشگیری از این جرایم می پردازد .( صالحی 1393) در شهرستان کوهرنگ در طی سالهای 1384 تا 1394 تعداد قتل های عمد در مقایسه با دوره های قبل رو به افزایش بوده است در این شهرستان به علت هایی از قبیل


1-اختلافات قومی و قبیله ای منجر به نزاع و درگیری


2-اختلافات بر روی مراتع و چراگاه های منجر به نزاع و درگیری


3-انتقام گیری


4-انحرافات اخلاقی و فرهنگی


5-اختلافات خانوادگی منجر به قتل، تعداد قتل های عمد رو به افزایش می‌باشد. با بررسی آمار قتل عمد در این شهرستان می‌پردازیم سپس با بررسی و تحلیل این آمارها و تهیه و توزیع پرسش نامه هایی بین خانواده های مقتولین و قاتلین از لحاظ جرم شناسی این موضوع را بررسی خواهیم نمود و منظور از این تحقیق پیشگیری از وقوع جرم قتل عمد با تکیه بر گذاره های جرم شناختی از جمله بررسی پیشگیری وضعی و محیطی با اجتماعی و کیفری می‌باشیم.


1-3-اه تحقیق:


با توجه به اینکه تعداد قتل‌های عمد در شهرستان کوهرنگ در سال‌های اخیر رو به افزایش داشته و باعث درگیری های طایفه‌ای و قومی قبیله‌ای در سطح شهرستان شده که باعث نابهنجاری‌های زیادی در سطح جامعه هدف شده است، هدف اصلی و کاربردی از این تحقیق بهبود و به کمال‌رساندن طرح و الگوهایی می‌باشد که باعث کاهش این نوع جرایم در سطح جامعه مورد نظر شده و باعث پیشگیری از وقوع چنین عواملی شود هدف این تحقیق بررسی نظریه‌های جرم‌شناسی ( پیشگیری) و انجام آنها در جامعه هدف و ارائه را ارهای جدید بر اساس جامعه محلی برای حل معضل.


لذا به طور کلی در نظر داشته تا به بررسی موارد ذیل بپردازیم:



  • بررسی رابطه ساختار قومی وقبلیله ای موجود در شهرستان کوهرنگ و وقوع قتل های عمد؛

  • بررسی رابطه از هم گسیختگی خانواده و وقوع قتل های عمد در شهرستان کوهرنگ؛

  • بررسی رابطه طلاق و وقوع قتل های عمد شهرستان کوهرنگ؛


1-4-سوالات تحقیق:


1- آیا رابط? معناداری بین قتل عمد و ساختار قومی و قبیله­ای در شهرستان کوهرنگ وجود دارد؟


2- آیا رابط? معناداری بین قتل عمد و اختلافات ملکی­(عین و منفعت)­ در شهرستان کوهرنگ وجود دارد؟


3-آیا رابط? معناداری بین انتقام گیری، نزاع دسته جمعی و قتل عمد در شهرستان کوهرنگ وجود دارد؟


1-5-فرضیه های تحقیق:


1- رابط? معناداری بین قتل عمد و ساختار عشیره­ای و قومی و قبیله­ای در شهرستان کوهرنگ وجود دارد.


2- رابط? معناداری بین قتل عمد اختلافات ملکی­(عین و منفعت)­ در شهرستان کوهرنگ وجود دارد.


3- رابط? معناداری بین انتقام گیری، نزاع دسته جمعی) و قتل عمد در شهرستان کوهرنگ وجود دارد.


1-6-ضرورت و اهمیت تحقیق:


ضرورت و اهمیت  انجام چنین تحقیقی به دلیل این است که اولا تاکنون تحقیقی در این زمینه در سطح شهرستان کوهرنگ صورت نگرفته و دوما رسیدگی به پاسخهای مطلوب در این راستا می تواند مورد توجه مسئولین و دست اندر کاران حوزه های جامعه شناسی ،روانشناسی ،جرم شناسی و دستگاههای قضایی وپلیسی سطح شهرستان و استان قرار گرفته و با تاثیر گذاری بر افکار و شه های حوزه ی در جهت تقلیل آسیب های اجتماعی موثر بر وقوع قتل های عمد گام بر دارد.و بدین سان در جهت حفظ آرامش و امنیت جامعه وبرگردان احساس امنیتی که به خاطر وقوع اینگونه قتل ها به احساس نا امنی تبدیل شده بود موثر باشد، چراکه احساس نا امنی در بین مردم یک منطقه از خود نا امنی به مراتب زیان بار تر می باشدچون در احساس نا امنی فرد این تصور را دارد که در هر لحظه و هر جایی امکان این اینکه او نیز کشته شود وجود دارد.


(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل ی همه چیز مرتب و کامل است)


تعداد صفحه : 134










اختصاصی از فایلکو تحقیق و بررسی در مورد قصاص2 با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

مجازات قتل عمدی در حقوق ایران ، قصاص می باشد ( ماده 205 قانون مجازات ی ) اما ممکن است موانعی رخ دهد که اعمال مجازات قصاص را نا ممکن سازد . یکی از این موانع ، پدر بودن قاتل برای مقتول می باشد ماده 220 قانون مجازات ی ) که به تبع آن بحث مادر بودن قاتل نیز مطرح می شود ، قتل عمدی فرزند توسط مادر در حقوق خارجی با حصول سرایطی مستوجب تخفیف مجازات است در حالی که قتل عمدی فرزند توسط پدر در حقوق ایران مجازات اصلی خود را ندارد و بر ع ، حقوق خارجی

 1 .  برای قتل فرزند توسط پدر استثنایی بر قرار نکرده است . بنابراین حقوق خارجی و حقوق داخلی در مورد قتل فرزند توسط پدر و مادر ، تفاوت کامل دارند یعنی حقوق خارجی ، قتل فرزند توس مادر را موجب تخفیف مجازات می داند اما حقوق داخلی ، قتل فرزند توسط پدر را موجب تخفیف مجازات دانسته است

2 . حقوق کیفری ایران ( بخصوص حقوق کیفری اختصاصی ) به شدت تحت تأثیر فقه یه می باشد و فقهای یه هم تقریباً در وجوب قصاص مادر به خاطر قتل فرزند ، اتفاق نظر دارند اما مشهور فقهای اهل سنت بر خلاف فقهای شیعه فتوا دادهاند . از طرفی ادله ارائه شده از سوی طرفین نشان می دهد که برخی از ادله مخالفین از استحکام زیادی بر خوردار است و قانونگزار ایرات باید به این ادله توجه کند و خلایی را که در این زمینه احساس می شود جبران کند . همچنین در نوشته های فقهی و حقوقی نیز جای تحقیقی در این زمینه خالی است که این نیاز سبب شد مقاله حاضر با عنوان ( قتل فرزند توسط مادر ) به رشته تحریر در آید و مبانی فقهی و حقوقی آن مورد بررسی قرار گیرد و طبیعی است که مطالعه ای تطبیقی با حقوق خارجی می تواند  بر غنای بحث بیفزاید

قتل فرزند توسط مادر در حقوق خارجی

در قوانین موضوعه خارجی معمولاً قتل فرزند توسط مادر در ح عادی مانند ساید قتلهاست و از همان مجازات برخوردار است همان گونه که قتل فرزند توسط پدر با بقیه قتلها تفاوتی ندارد اما هر گاه مادر در شرایط خاصی مرتکب قتل فرزند شود از تخفیف مجازات بهره مند می شود و این شرایط ، زمانی است که مادر از راه نامشروع فرزندی را به دنیا بیاورد و برای مخفی نکه داشتن عمل نامشروع خود مرتکب قتل فرزند شود و نیز زمانی که مادری به خاطر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نبوده و اراده کاملی نداسته باشد

ماده 116 قانون جزادی سوئیس مصوب 1937 مجازات مادری که طفل نوزاد خود را در اشنای زایمان یا در حالی که هنوز تحت تأثیر زایمان عمداً بکشد شش ماه حبس تأدیبی یا حبس جنایی تا سه سال قرارداده است .

ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه مقرر می دارد :

( مادری که پس از زایمان نوزاد خود را بکشد به حبس از 10 تا 20 سال محکوم می شود چه مباشر در قتل باشد  وچه شریک باشد اما این تخفیف شامل مباشرین و شرکای غیر مادری نمی شود . )

بخش ( 1 ) قانون بچه کشی انگلیسی مصوب 1938 مقرر داشته است :

( هر گاه زنی به وسیله فعل یا ترک فعل ارادی خود موجب مرگ یک کودک کمتر از دوازده ماه شود در حالی که در زمان فعل یا ترک فعل ، تعدل دماغی او بدلیل این که بطور کامل از پی آمد زایمان رها نشده . . . و یا به دلیل تأثیر جا گرفتن شیر در پس از تولد بچه مختل بوده است در این صورت علی رغم اینکه جرم ارتک می توانسته است قتل عمد تلقی شود لیکن او تنها مقصر به ارتکاب جرم بچه کشی شناخته خواهد شد . ) 4

در جرم بچه کشی دادگاه اختیار دارد که مجازات قتل غیر عمد را عمال کند .

ماده 551 قانون جزایی لنان مقرر می دارد :

( مادری که برای مخفی نگه داشتن عمل نامشروع خود فرزند از را عمداً می کشد به مجازان حبسی که کمتر از 5 سال نباشد تبدیل می کند . ) 5

از مطالعه مجموعه مقررات حقوقی کشور های خارجی در مورد قتل فرزند توسط مادر ، احکام زیر بدست می آید ک

1. قتل فرزند توسط مادر معمولاً در دو ح از موجبات تخفیف مجازات برخوردار است . یکی جایی که مارد تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، ح روانی من نداشته باشد و دیگر اینکه فرزند خود را از راه به دست آوردع و برای س وش نهادن به عمل خود مرتکب قتل وی می شود . علت تخفیف در صورت اول آن است که زن از ح روانی کاملی برخوردار نیست و زایمان زن اماره ای بر این وضعیت  می باشد . علت تخفیف مجازات در صورت دوم ، انگیزه مادر است یعنی انگیزه ، س وش نهادن بر ننگی که دچار آن شده است که در اینجا انگیزه در میزان مجازات تأثیر دارد اما نه به این صورت که علل مخففه قضایی باشد تا دادگاه نسبت به تخفیف مجازات اختیاری از خود داشته باشد  بلکه از علل و معاذیر قانون است که اعمال تخفیف را برای دادگاه ا ام آور می سازد .

2. در موردی که مارد ، طفل خود را برای س وش نهدن بر عمل به قتل می راساند باید شرایطی فراهم باشد از جمله اینکه مقتول صرفاً از راه به دنیا آمده باشد . ماد ر ،مرتکب قتل شده باشد و انگیزه قتل هم صرفاً مخفی عمل باشد بنابراین دامنه این قتل را باید به صورت محدوده تفسیر کرد . البته برخی از قوانین مانند ماده 578 قانون جزایی ایتالیا دامنه این تخفیف را نسبت به کلیه انی که از فضاحت در معرض هتک حیثیت قرار می گیرند گسترش داده است مثلاً اگر مردی مرتکب شود و از این فرزندی به دنیا بیاید و پدر برای س وش گذاشتن بر عمل خود مرتکب قتل وی شوداز همین تخفیف بهره می برند .

3. در قتل فرزند برای  نهادن بر ، مدت زمانی که پس از قتل برای مادر امکان برخورداری از تخفیف مجازات را فراهم می سازد متفاوت است و اصولاً باید زمانی باشد که هنوز خبر ولادت فرزند شیوع پیدا نکرد باشد  ، قانون جزایی مدت هشت روز را پیش بینی کرده است ، در حقوق کیفری ایتالیا مدت دو روز پذیرفته شده است و برخی از کشور ها همان مدتی را که باید ولادت ظفل به اداره ثبت احوال اعلام شود ملاک قرار داده اند و گروهی دیگر مانند قانون جزایی اردن تعیین ، آن را به دادگاه واگار کرده اند که حسب مورد تصمیم بگیرد . 6

4 . اگر زنی مشهور به باشد یا عمل وی بنحوی علنی شده باشد نمی تواند از عذر قتل برای مخفی استفاده کند .

5. در موردی که مادر تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، مرتکب قتل فرزند می شود باید ح نامتعادل روحی مادر برای دادگاه احراز شود که در این زمینه برخی از قوانین خارجی زمان مشخصی را پیش بینی کرده اند که قتل در همان زمان موجب تخفیف است مانند ماده 331 قانون جزایی اردن که مدت یک سال را پیش بینی کره است و برخی از قوانین نیز زمان خاصی را پیش بینی نکرده اند مانند ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه که عبارت ( طفل تازه متولد شده ) را به کار برده است .

قتل فرزند توسط مادر در حقوق ایران

در قانون مجازات عمومی و قانون مجازات اسامی ایران ، مقررات خاضی برای قتل فرزند توسط مادر به چشم نمی خورد بنابراین مجزات این قتل نیز همچون بیقه قتلها ، قصاص می باشد و قصاصا هم قابل تخفیف نیست ، اما قانون مجازات ی صورتی را پیش بینی کرده است که در قوانین کیفری خارجی بجز کشورهایی که حقوق کیفری آنها تحت تأثیر فقه ی می باشد ، سابقه ندارد و آن قتل فرزند توسط پدر می باشد . ماده 220 قانونمجزاتاسلایمی در این خصوص آورده است :

اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 9076/7-7/1/1368 آورده است :

( برابر ماده 32 قانون راجع به مجازات ی اقدامات والدین و . . .  به منظور تأدیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تأدیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعریز می شود . بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدری فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفری می باشد النهایه به جای قصاص باید دیه بپردازد ولی این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب  قتل عمد فرزندش مجازات او تابع مقررات مربوط به قصاص خواهد بود . )

ممکن است گفته شود قانونگزار ایران مسأله قتل فرزند توسط مادر را به قواعد عومی واگار کرده است و نیازی به برقراری مقررات خاص نداشته است و آنچه که در قوانین خارجی به عنوان عوامل تخفیف مجازات قتل پیش بینی ده است در حقوق ایران هم بر اساس قواعد عمومی خاکم بر جرائم تأمین می شود زیرا این موراد منحصر دو صورت است و هر دو صورت تابع احکام عام است که ذیلاً به آن اشاره می کنیم :

الف ) یک صورت آن است که مادر تحت تأثیر زایمان و جمع شدن شیر در وی ، از ح عادی روانی خارج می شود و بدون اینکه متوجه رفتار و کردار خود باشد مرتکب قتل می گردد و حکم این ح را می توالند از ملاک ماده 53 قانون مجازات ی به دست آورد :

( اگر بر اثر شرب خمر ، مسلوب اراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بودهه است مجرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد .  )

مفهوم این ماده بیانگر آن است که مسلوب اراده شدن جزء عوامل سالب مسئولیت کیفری می باشد و شرب خمر که به عنوان عامل سلب اراده در این ماده بیان شده است خصوصیتی ندارد و بلکه هر عاملی که سبب سلب اراده شود همین حکم را دارد مانند هیپنوتیزم ، خوای ، مصرف و  . . . پس زنی که تحت تأثیر زایمان و عوارض جانبی آن مسلوب الاراده می شود اصلاً مسئولیت کیفری ندارد نه اینکه مسئولیت وی تختفیف یابد . این ادعا منطقی به نظر نمی رسد زیرا قوانین خارجی که مجازات مادر در این ح   تخفیف یافته میدانند نظر به صورتی ندارند که مادر به کلی مسلوب الاراده شده باشد و گرنه دادگاه باید ح مسلوب الارادگی را احراز کند اما دادگاهها به دنبال احراز چنین ح ی نیستند بلکه صرف قتل در این زمان را موجب تخفیف مجازات می دانند پس ح مسلوب الارادگی با ح عدم تعادل روانی ناشی از زایمان تفاوت دارد . ممکن است گفته شود ح زایمان شمول ماده 51 قانون مجازات ی است :

( جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است . ) اطلاق این ماده شامل جنون انی هم می شود و درجه جنون تأثیری ندارد . زنی که پس زایمان دچاز اختلال روانی می شود در حقیقت نوعی جنون آنی به وی دست می دهد .

که هر چند ممکن است درجه آن ضعیف باشد اما در هر صورت ، جنون محسوب می شود و مشمول ماده 51 است . این ادعا هم صحیح نیست زیرا در ح زایمان دادگاه به بحث تحقق یا عدم تحقق جنون نمی پردازد و به فرض اینکه جنون هم رخ نداده باشد این معافیت را اعمال می کند . ممکن است گفته ح زایمان مشمول ماده 54 قانون مجازات ی است :

( در جرایم موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده هر گاه ی بر اثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد . )

این سخن نیز پشتوانه محکمی ندارد زیرا ماده 54 ناظر به صورتی است که شخصی ، دیگری را مجبور به ارتکاب جرم کند به اینکه شخصی خودش تحت تأثیر ح خاصی ، تعادل روانی خود را از دست بدهد .

ب ) ح دوم موردی است که زنی مزتکب شود و برای مخفی عمل ناپسند خود ، مرتکب قتل نوزادش شود . ممکن است گفته شود این ح مشمول ح اضطرار است که ماده 55 قانون مجازات ی پیش بینی شده است : ( هر هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی ، سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتک نیز با خطر موجود متناسب نیست زیرا اضطرار به حاتی گفته می شود که شخصی در معرض خطر شدید باشد اما در معرض تضییع ابرو قرار گرفتن را نمی توان از مصادیق اظطرار دانست مضافاً بر اینکه اضطرار در صورتی قابل استناد است که شخص مضطر خطر را عمداً ایجادنکرده باشد .

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریمکه زایمان و مخفی ، دو مورد از معاذیر قانونی مخففه مجازات هستند که در قوانین خارجی پیش بینی شده است اما قوانین کیفری ایران اشاره ای به آن ندارد و ما در این دو مورد هم مانند اشخاص دیگر مسئولیت کیفری دارد زیرا عذر قانونی جهتی است که باید به صورت خاص مورد اشاره قرار گیرد .

قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه

فقهای شیعه تقریباً اتفاق نظر دارند که پدر یا جد پدری فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمی شود اما این حکم در مورد ماد و سایر اقوام مقتول وجود ندارد که در زیر به برخی از فتاوی ایشان اشاره می کنیو :

مرحوم محقق در این خصوص می گوید :

(  مادر اگر فرزند خود را بکشد قصاص می شود و هیچ مخالفتی را در این حکم ندیدم مگر اسکافی که با سخن فقهای اهل سنت هم رأی شده و مادر را پدر مقایسه کرده و از راه استسحان حکم به معافیت وی از مجازات داده است . همچنین اقارب دیگر اجداد و جدات مادر و برادری و خواهران پدری و مادری و عموها و ها و ها و ها نیز اگر نوه یا برادر زاده خود را بکشند قصاص می شوند و مخالفتی هم در این زمینه ندیدم مگر ابوعلی و فقهای اهل سنت که اجداد و جدات را معاف از مجازات می دانند . 7

مرحوم علامه حلی می گوید :

( پدر اگر فرزندش را بکشد قصاص نمی شود هر چند فرزند در درجه دوری قرار داشته باشد اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود . همچنین مادر اگر فرزندش را بکشد قصاص می شود و بقیه خویشاوندان مانند اجداد و جدات مادری و برادران و خواهران و عموها و ها و ها و ها قصاص می شوند . ) 8

مرحوم ملا محسن فیض در این خصوص می فرماید :

( پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود و دلیل آن نص و اجماع می باشد و نیز پدر سبب وجود فرزند می شود پس شایسته نیست که فرزند سبب نابودی پدر گردد . همچنین اجداد و جدات به خاطر قتل نوه های خود بنا به قولی قصاص نمی شود اما ما در به خاطر قتل فرزند قصاص می شود و این نظر اتفاقی فقهای شیعه است . ) 9

ادله قصاص مادر برای فرزند

مهم ترین دلیلهایی که برای عدم معافیت مادر در صورت قتل فرزند بر شمرده شده است به شرح زیر می باشد :

1 . مجازات قتل عمد ، قصاص است ( کتب علیکم القصاص – النفس بالنفس و  . . . ) و  موارد معافیت در منابع شرعی و قانونی تصریح شده است پس اگر ممردی دلیل خاص برای استثنا شخصی وجود نداشته باشد باید به حکم عام


با


تحقیق و بررسی در مورد قصاص2

اختصاصی از هایدی تحقیق و بررسی در مورد قصاص2 با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

مجازات قتل عمدی در حقوق ایران ، قصاص می باشد ( ماده 205 قانون مجازات ی ) اما ممکن است موانعی رخ دهد که اعمال مجازات قصاص را نا ممکن سازد . یکی از این موانع ، پدر بودن قاتل برای مقتول می باشد ماده 220 قانون مجازات ی ) که به تبع آن بحث مادر بودن قاتل نیز مطرح می شود ، قتل عمدی فرزند توسط مادر در حقوق خارجی با حصول سرایطی مستوجب تخفیف مجازات است در حالی که قتل عمدی فرزند توسط پدر در حقوق ایران مجازات اصلی خود را ندارد و بر ع ، حقوق خارجی

 1 .  برای قتل فرزند توسط پدر استثنایی بر قرار نکرده است . بنابراین حقوق خارجی و حقوق داخلی در مورد قتل فرزند توسط پدر و مادر ، تفاوت کامل دارند یعنی حقوق خارجی ، قتل فرزند توس مادر را موجب تخفیف مجازات می داند اما حقوق داخلی ، قتل فرزند توسط پدر را موجب تخفیف مجازات دانسته است

2 . حقوق کیفری ایران ( بخصوص حقوق کیفری اختصاصی ) به شدت تحت تأثیر فقه یه می باشد و فقهای یه هم تقریباً در وجوب قصاص مادر به خاطر قتل فرزند ، اتفاق نظر دارند اما مشهور فقهای اهل سنت بر خلاف فقهای شیعه فتوا دادهاند . از طرفی ادله ارائه شده از سوی طرفین نشان می دهد که برخی از ادله مخالفین از استحکام زیادی بر خوردار است و قانونگزار ایرات باید به این ادله توجه کند و خلایی را که در این زمینه احساس می شود جبران کند . همچنین در نوشته های فقهی و حقوقی نیز جای تحقیقی در این زمینه خالی است که این نیاز سبب شد مقاله حاضر با عنوان ( قتل فرزند توسط مادر ) به رشته تحریر در آید و مبانی فقهی و حقوقی آن مورد بررسی قرار گیرد و طبیعی است که مطالعه ای تطبیقی با حقوق خارجی می تواند  بر غنای بحث بیفزاید

قتل فرزند توسط مادر در حقوق خارجی

در قوانین موضوعه خارجی معمولاً قتل فرزند توسط مادر در ح عادی مانند ساید قتلهاست و از همان مجازات برخوردار است همان گونه که قتل فرزند توسط پدر با بقیه قتلها تفاوتی ندارد اما هر گاه مادر در شرایط خاصی مرتکب قتل فرزند شود از تخفیف مجازات بهره مند می شود و این شرایط ، زمانی است که مادر از راه نامشروع فرزندی را به دنیا بیاورد و برای مخفی نکه داشتن عمل نامشروع خود مرتکب قتل فرزند شود و نیز زمانی که مادری به خاطر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نبوده و اراده کاملی نداسته باشد

ماده 116 قانون جزادی سوئیس مصوب 1937 مجازات مادری که طفل نوزاد خود را در اشنای زایمان یا در حالی که هنوز تحت تأثیر زایمان عمداً بکشد شش ماه حبس تأدیبی یا حبس جنایی تا سه سال قرارداده است .

ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه مقرر می دارد :

( مادری که پس از زایمان نوزاد خود را بکشد به حبس از 10 تا 20 سال محکوم می شود چه مباشر در قتل باشد  وچه شریک باشد اما این تخفیف شامل مباشرین و شرکای غیر مادری نمی شود . )

بخش ( 1 ) قانون بچه کشی انگلیسی مصوب 1938 مقرر داشته است :

( هر گاه زنی به وسیله فعل یا ترک فعل ارادی خود موجب مرگ یک کودک کمتر از دوازده ماه شود در حالی که در زمان فعل یا ترک فعل ، تعدل دماغی او بدلیل این که بطور کامل از پی آمد زایمان رها نشده . . . و یا به دلیل تأثیر جا گرفتن شیر در پس از تولد بچه مختل بوده است در این صورت علی رغم اینکه جرم ارتک می توانسته است قتل عمد تلقی شود لیکن او تنها مقصر به ارتکاب جرم بچه کشی شناخته خواهد شد . ) 4

در جرم بچه کشی دادگاه اختیار دارد که مجازات قتل غیر عمد را عمال کند .

ماده 551 قانون جزایی لنان مقرر می دارد :

( مادری که برای مخفی نگه داشتن عمل نامشروع خود فرزند از را عمداً می کشد به مجازان حبسی که کمتر از 5 سال نباشد تبدیل می کند . ) 5

از مطالعه مجموعه مقررات حقوقی کشور های خارجی در مورد قتل فرزند توسط مادر ، احکام زیر بدست می آید ک

1. قتل فرزند توسط مادر معمولاً در دو ح از موجبات تخفیف مجازات برخوردار است . یکی جایی که مارد تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، ح روانی من نداشته باشد و دیگر اینکه فرزند خود را از راه به دست آوردع و برای س وش نهادن به عمل خود مرتکب قتل وی می شود . علت تخفیف در صورت اول آن است که زن از ح روانی کاملی برخوردار نیست و زایمان زن اماره ای بر این وضعیت  می باشد . علت تخفیف مجازات در صورت دوم ، انگیزه مادر است یعنی انگیزه ، س وش نهادن بر ننگی که دچار آن شده است که در اینجا انگیزه در میزان مجازات تأثیر دارد اما نه به این صورت که علل مخففه قضایی باشد تا دادگاه نسبت به تخفیف مجازات اختیاری از خود داشته باشد  بلکه از علل و معاذیر قانون است که اعمال تخفیف را برای دادگاه ا ام آور می سازد .

2. در موردی که مارد ، طفل خود را برای س وش نهدن بر عمل به قتل می راساند باید شرایطی فراهم باشد از جمله اینکه مقتول صرفاً از راه به دنیا آمده باشد . ماد ر ،مرتکب قتل شده باشد و انگیزه قتل هم صرفاً مخفی عمل باشد بنابراین دامنه این قتل را باید به صورت محدوده تفسیر کرد . البته برخی از قوانین مانند ماده 578 قانون جزایی ایتالیا دامنه این تخفیف را نسبت به کلیه انی که از فضاحت در معرض هتک حیثیت قرار می گیرند گسترش داده است مثلاً اگر مردی مرتکب شود و از این فرزندی به دنیا بیاید و پدر برای س وش گذاشتن بر عمل خود مرتکب قتل وی شوداز همین تخفیف بهره می برند .

3. در قتل فرزند برای  نهادن بر ، مدت زمانی که پس از قتل برای مادر امکان برخورداری از تخفیف مجازات را فراهم می سازد متفاوت است و اصولاً باید زمانی باشد که هنوز خبر ولادت فرزند شیوع پیدا نکرد باشد  ، قانون جزایی مدت هشت روز را پیش بینی کرده است ، در حقوق کیفری ایتالیا مدت دو روز پذیرفته شده است و برخی از کشور ها همان مدتی را که باید ولادت ظفل به اداره ثبت احوال اعلام شود ملاک قرار داده اند و گروهی دیگر مانند قانون جزایی اردن تعیین ، آن را به دادگاه واگار کرده اند که حسب مورد تصمیم بگیرد . 6

4 . اگر زنی مشهور به باشد یا عمل وی بنحوی علنی شده باشد نمی تواند از عذر قتل برای مخفی استفاده کند .

5. در موردی که مادر تحت تأثیر زایمان با جمع شدن شیر در وی ، مرتکب قتل فرزند می شود باید ح نامتعادل روحی مادر برای دادگاه احراز شود که در این زمینه برخی از قوانین خارجی زمان مشخصی را پیش بینی کرده اند که قتل در همان زمان موجب تخفیف است مانند ماده 331 قانون جزایی اردن که مدت یک سال را پیش بینی کره است و برخی از قوانین نیز زمان خاصی را پیش بینی نکرده اند مانند ماده 302/3 قانون جزایی فرانسه که عبارت ( طفل تازه متولد شده ) را به کار برده است .

قتل فرزند توسط مادر در حقوق ایران

در قانون مجازات عمومی و قانون مجازات اسامی ایران ، مقررات خاضی برای قتل فرزند توسط مادر به چشم نمی خورد بنابراین مجزات این قتل نیز همچون بیقه قتلها ، قصاص می باشد و قصاصا هم قابل تخفیف نیست ، اما قانون مجازات ی صورتی را پیش بینی کرده است که در قوانین کیفری خارجی بجز کشورهایی که حقوق کیفری آنها تحت تأثیر فقه ی می باشد ، سابقه ندارد و آن قتل فرزند توسط پدر می باشد . ماده 220 قانونمجزاتاسلایمی در این خصوص آورده است :

اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 9076/7-7/1/1368 آورده است :

( برابر ماده 32 قانون راجع به مجازات ی اقدامات والدین و . . .  به منظور تأدیب یا محافظت اطفال جرم نیست مشروط به اینکه در حدود متعارف تأدیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده 16 قانون حدود و قصاص پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول محکوم و تعریز می شود . بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدری فرزند خود را به قتل برساند قابل تعقیب کیفری می باشد النهایه به جای قصاص باید دیه بپردازد ولی این امر در مورد مادر تجویز نشده است و در صورت ارتکاب  قتل عمد فرزندش مجازات او تابع مقررات مربوط به قصاص خواهد بود . )

ممکن است گفته شود قانونگزار ایران مسأله قتل فرزند توسط مادر را به قواعد عومی واگار کرده است و نیازی به برقراری مقررات خاص نداشته است و آنچه که در قوانین خارجی به عنوان عوامل تخفیف مجازات قتل پیش بینی ده است در حقوق ایران هم بر اساس قواعد عمومی خاکم بر جرائم تأمین می شود زیرا این موراد منحصر دو صورت است و هر دو صورت تابع احکام عام است که ذیلاً به آن اشاره می کنیم :

الف ) یک صورت آن است که مادر تحت تأثیر زایمان و جمع شدن شیر در وی ، از ح عادی روانی خارج می شود و بدون اینکه متوجه رفتار و کردار خود باشد مرتکب قتل می گردد و حکم این ح را می توالند از ملاک ماده 53 قانون مجازات ی به دست آورد :

( اگر بر اثر شرب خمر ، مسلوب اراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بودهه است مجرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد .  )

مفهوم این ماده بیانگر آن است که مسلوب اراده شدن جزء عوامل سالب مسئولیت کیفری می باشد و شرب خمر که به عنوان عامل سلب اراده در این ماده بیان شده است خصوصیتی ندارد و بلکه هر عاملی که سبب سلب اراده شود همین حکم را دارد مانند هیپنوتیزم ، خوای ، مصرف و  . . . پس زنی که تحت تأثیر زایمان و عوارض جانبی آن مسلوب الاراده می شود اصلاً مسئولیت کیفری ندارد نه اینکه مسئولیت وی تختفیف یابد . این ادعا منطقی به نظر نمی رسد زیرا قوانین خارجی که مجازات مادر در این ح   تخفیف یافته میدانند نظر به صورتی ندارند که مادر به کلی مسلوب الاراده شده باشد و گرنه دادگاه باید ح مسلوب الارادگی را احراز کند اما دادگاهها به دنبال احراز چنین ح ی نیستند بلکه صرف قتل در این زمان را موجب تخفیف مجازات می دانند پس ح مسلوب الارادگی با ح عدم تعادل روانی ناشی از زایمان تفاوت دارد . ممکن است گفته شود ح زایمان شمول ماده 51 قانون مجازات ی است :

( جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است . ) اطلاق این ماده شامل جنون انی هم می شود و درجه جنون تأثیری ندارد . زنی که پس زایمان دچاز اختلال روانی می شود در حقیقت نوعی جنون آنی به وی دست می دهد .

که هر چند ممکن است درجه آن ضعیف باشد اما در هر صورت ، جنون محسوب می شود و مشمول ماده 51 است . این ادعا هم صحیح نیست زیرا در ح زایمان دادگاه به بحث تحقق یا عدم تحقق جنون نمی پردازد و به فرض اینکه جنون هم رخ نداده باشد این معافیت را اعمال می کند . ممکن است گفته ح زایمان مشمول ماده 54 قانون مجازات ی است :

( در جرایم موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده هر گاه ی بر اثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد . )

این سخن نیز پشتوانه محکمی ندارد زیرا ماده 54 ناظر به صورتی است که شخصی ، دیگری را مجبور به ارتکاب جرم کند به اینکه شخصی خودش تحت تأثیر ح خاصی ، تعادل روانی خود را از دست بدهد .

ب ) ح دوم موردی است که زنی مزتکب شود و برای مخفی عمل ناپسند خود ، مرتکب قتل نوزادش شود . ممکن است گفته شود این ح مشمول ح اضطرار است که ماده 55 قانون مجازات ی پیش بینی شده است : ( هر هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش سوزی ، سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتک نیز با خطر موجود متناسب نیست زیرا اضطرار به حاتی گفته می شود که شخصی در معرض خطر شدید باشد اما در معرض تضییع ابرو قرار گرفتن را نمی توان از مصادیق اظطرار دانست مضافاً بر اینکه اضطرار در صورتی قابل استناد است که شخص مضطر خطر را عمداً ایجادنکرده باشد .

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریمکه زایمان و مخفی ، دو مورد از معاذیر قانونی مخففه مجازات هستند که در قوانین خارجی پیش بینی شده است اما قوانین کیفری ایران اشاره ای به آن ندارد و ما در این دو مورد هم مانند اشخاص دیگر مسئولیت کیفری دارد زیرا عذر قانونی جهتی است که باید به صورت خاص مورد اشاره قرار گیرد .

قتل فرزند توسط مادر در فقه شیعه

فقهای شیعه تقریباً اتفاق نظر دارند که پدر یا جد پدری فرزند خود را عمداً بکشد قصاص نمی شود اما این حکم در مورد ماد و سایر اقوام مقتول وجود ندارد که در زیر به برخی از فتاوی ایشان اشاره می کنیو :

مرحوم محقق در این خصوص می گوید :

(  مادر اگر فرزند خود را بکشد قصاص می شود و هیچ مخالفتی را در این حکم ندیدم مگر اسکافی که با سخن فقهای اهل سنت هم رأی شده و مادر را پدر مقایسه کرده و از راه استسحان حکم به معافیت وی از مجازات داده است . همچنین اقارب دیگر اجداد و جدات مادر و برادری و خواهران پدری و مادری و عموها و ها و ها و ها نیز اگر نوه یا برادر زاده خود را بکشند قصاص می شوند و مخالفتی هم در این زمینه ندیدم مگر ابوعلی و فقهای اهل سنت که اجداد و جدات را معاف از مجازات می دانند . 7

مرحوم علامه حلی می گوید :

( پدر اگر فرزندش را بکشد قصاص نمی شود هر چند فرزند در درجه دوری قرار داشته باشد اما فرزند اگر پدرش را بکشد قصاص می شود . همچنین مادر اگر فرزندش را بکشد قصاص می شود و بقیه خویشاوندان مانند اجداد و جدات مادری و برادران و خواهران و عموها و ها و ها و ها قصاص می شوند . ) 8

مرحوم ملا محسن فیض در این خصوص می فرماید :

( پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود و دلیل آن نص و اجماع می باشد و نیز پدر سبب وجود فرزند می شود پس شایسته نیست که فرزند سبب نابودی پدر گردد . همچنین اجداد و جدات به خاطر قتل نوه های خود بنا به قولی قصاص نمی شود اما ما در به خاطر قتل فرزند قصاص می شود و این نظر اتفاقی فقهای شیعه است . ) 9

ادله قصاص مادر برای فرزند

مهم ترین دلیلهایی که برای عدم معافیت مادر در صورت قتل فرزند بر شمرده شده است به شرح زیر می باشد :


با


تحقیق و بررسی در مورد قصاص2

اختصاصی از ژیکو تحقیق درمورد قتل 78 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 98

 

پیشگفتار

شروع به جرم به عنوان مفهومی جدید، در یکی یا دو قرن اخیر شکل گرفته و به عنوان نهادی جدید و مستقل در حقوق کیفری امروز مطرح گردیده است. در گذشته آنچه که از اهمیت برخوردار بود، صرف ارتکاب جرم بود؛ به عبارتی، جرم یا ارتکاب می یافت و یا ارتکاب پیدا نمی کرد و در صورت اخیر، مجازاتی هم بر ی که نتوانسته بود فعل مجرمانه خویش را به اتمام برساند، بار نمی گردید؛ اما، بتدریج مفهوم نظم عمومی به عنوان ملاک تعیین جرایم و مجازاتها مورد توجه جوامع مختلف قرار گرفت؛ به گونه ای که امروزه هر عملی که بتواند مراتب اخلال در نظم عمومی جامعه را فراهم نماید، از لحاظ اصول و قواعد حاکم بر حقوق کیفری قابلیت جرم انگاری، تعقیب و مجازات را دارد که شروع به جرم نیز به عنوان مفهومی جدید یکی از این موارد است.

از نظر قانونی در کشور ایران، شروع به جرم در قانون سال 1304 و قانون مجازات عمومی سال 1352، مورد توجه مقنن قرار گرفته بود و به عبارتی، شروع به جرم در جنایات، خود به عنوان جرمی مستقل، قابلیت تعقیب و مجازات داشت و در امور جنحه نیز وفق ماده (23) این قانون، منوط به تصریح در قانون گردیده بود، که این معنا تا سال 1362؛ یعنی، تا زمان تصویب قانون راجع به مجازات ی به قوت خود باقی بود، اما پس از آن با تصویب ماده (15) قانون راجع به مجازات ی، عنوان مستقل شروع به جرم مخدوش گردید و مقنن آن را به عنوان جرمی مستقل واجد تعقیب و مجازات ندانست و تنها در صورتی امکان تعقیب و مجازات فردی که شروع به ارتکاب جرمی کرده بود وجود داشت که عملیات و اقداماتی را که وی در راستای ارتکاب جرم مورد نظر خویش انجام می داد، واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد. در سال 1370 نیز که قانون مجازات ی به تصویب رسید، مقنن مجدداً از همین رویه پیروی نمود؛ لذا در حال حاضر از نظر قانونی، اصل بر عدم جرم بودن شروع به جرم محسوب است مگر در مواردی که مقنن خلاف آن را تصریح نموده باشد، همچون موارد شروع به کلاهبرداری و یا اینکه همان اندازه از عملیات اجرایی، خود واجد عنوان مستقل مجرمانه باشد که در صورت اخیر، تعقیب و مجازات مرتکب به اعتبار ارتکاب شروع به جرمی که ناتمام مانده نخواهد بود، بلکه به اعتبار ارتکاب جرم تامی خواهد بود که مرتکب در راستای وصول به نتیجه جرم مورد نظر خویش انجام داده است.

با توجه به مراتب مذکور، شروع به قتل عمدی نیز علی رغم اهمیت موضوع به لحاظ اخلال در نظم عمومی، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات می نمود؛ چرا که، به عنوان مثال در مواردی که فردی به قصد سلب حیات از مجنی علیه مبادرت به پرتاب وی در آب می نمود و یا اینکه با ریختن سم در غذای او قصد ازهاق نفس از وی را داشت؛ ولی از مجنی علیه به عللی خارج از اراده مرتکب سلب حیات نمی گردید، از نظر قانونی غیر قابل تعقیب و مجازات بود؛ چرا که صرف در آب انداختن ی یا سم دادن به غیر، از نظر قانونی جرم تلقی نمی گردید تا مرتکب آن قابل تعقیب و مجازات باشد. نهایتاً در سال 1375، مقنن با تصویب ماده (613) ق.م.ا، شروع به قتل عمد را به عنوان جرمی مستقل مورد توجه قرار داد و آن را واجد عنوان مستقل مجرمانه دانست که ما در این مقوله، به بررسی ماده مذکور و مسئله مجازات مندرج در این ماده با توجه به مصادیق قابل فرض آن می پردازیم.

مقدمه

قتل بزرگترین تعرض به تمامیت جسمانی اشخاص است که خود دارای انواعی است و بر اساس عنصر روانی شدت و آن مشخص میگردد. قتل در قانون مجازات ی به مواردی همچون قتل، عمد (بند الف م 206) قتل در حکم عمد (بند ب و ج م 206) قتل خطا شبیه عمد (بند ب م 295) قتل خطای محض (بند الف م 295) قتل در حکم شبه عمد (تبصره 2 ماده 295) قتل در حکم خطای محض (تبصره 1 م 295) قتل غیرعمد (م 616-م 714) قتل در اثنای منازعه (م 615 ق م ا) تقسیم میگردد که در حقوق جزای فرانسه به قتل عمد ضرب و جرح منتهی به فوت ، و قتل غیرعمد تقسیم میگردد. در میان موارد فوق الذکر قتل عمد شدیدترین آنهاست که در حقوق جزای ایران به مصادیقی همچون قتل عمدی محض ، قتل در حکم عمد و قتل در اثنای منازعه و در فرانسه به قتل عمدی ساده و قتل عمدی مشدده تقسیم می گردد. که در بر گیرنده مواردی از قبیل: مسمومیت منجر به مرگ ، قتل سبق تصمیم قتل مستخدمین ت ، قتل در اثر احراق عمدی، قتل توام با جنایت یا جنحه دیگر و قتل اولیا است . مواد از قتل عمدی محض (قتل با سونیت مسلم) آن است که جانی با قصد سلب حیات از مجنی علیه (ازهاق روح) بوسیله فعل غالبا یا نادرا کشنده سبب قتل مجنی علیه گردد. برای تحقق قتل عمدی محض سونیت خاص و عام تواما ا امی است . قتل در حکمم عمد نوع اول (ارتکاب قتل با فعل قتاله مطلق) زمانی ارتکاب مییابد که جانبی بدون قصد با ارتکاب فعل نوعا کشنده مطلق مباشر تا با تسبیباسبب قتل دیگری گردد. و هرگاه جانی بدون قصد قتل با ارتکاب فعل قتاله نسبی سبب قتل دیگری گردد قتل در حکم نوع دوم (ارتکاب قتل با فعل قتاله نسبی) تحقق یافته است . مصداق دیگر قتل عمدی محض در حقوق ایران قتل در اثنای منازعه است که میتواند ماهیتا مشمول یکی از موارد فوق الذکر گردد ولی بعلت ارتکاب در شرایط خاص مجازات آن تشدید میگردد. مجازات قتل عمدی در حقوق جزای ایران قصاص نفس است . اما در حقوق جزای فرانسه مجازات قتل عمدی ساده (هیجانی) سی سال حبس جنایی و مجازات قتل عمدی مشدده حبس جن دائمی است .

تعریف جرم

در قانون مجازات ی و به طور کلی در هیچ یک از مقررات کیفری گذشته، تعریفی از شروع به جرم به عمل نیامده و مقنن تنها به تشریح مسئله شروع به جرم بسنده کرده است. در همین راستا، از شروع به قتل عمدی نیز تعریفی دقیق و مشخص در قوانین مدونه صورت نگرفته و لذا ارائه تعریفی مناسب از شروع به قتل عمدی، تا اندازه ای دشوار به نظر می رسد، مع ذالک تعریفی را که


با


تحقیق درمورد قتل 78 ص


تعبیر خواب خواهر | تعبیرخواب خواهر | tabire khab


تعبیر خواب خواهر,تعبیر خواب خواهر زن,تعبیر خواب خواهر دار شدن,تعبیر خواب خواهر شوهر,تعبیر خواب خواهر زن,تعبیر خواب خواهر زاده,تعبیر خواب خواهرزاده,تعبیر خواب خواهر مرده,تعبیر خواب خواهر و برادر,تعبیر خواب خواهر ناتنی,تعبیر خواب دیدن خواهر زن,تعبیر خواب بوسیدن خواهر زن,تعبیر خواب ازدواج با خواهر زن,تعبیر خواب خواهر دار شدن,تعبیر خواب بچه دار شدن خواهر,تعبیر خواب پسر دار شدن خواهر,تعبیر خواب دیدن خواهر شوهر,تعبیر خواب دعوا با خواهر شوهر,تعبیر خواب ازدواج با شوهر خواهر,تعبیر خواب ازدواج با شوهر خواهر,تعبیر خواب حامله شدن خواهر شوهر,تعبیر خواب مرگ شوهر خواهر,تعبیر خواهر شوهر در خواب,تعبیر خواب دیدن خواهر شوهر در خواب,تعبیر خواب مرگ خواهر زاده,تعبیر خواب ازدواج با خواهرزاده,تعبیر خواب مردن خواهر,تعبیر دیدن خواهر مرده در خواب,تعبیر خواب ازدواج خواهر و برادر


تعبیر خواب خواهر , تعبیر خواب خواهر زن , تعبیر خواب خواهر دار شدن


خواب خواهر یکی از خواب های معمول است.اگر شما هم خواهر در خواب دیده اید و دنبال تعبیر خواب خواهر می گردید می توانید در این مطلب براحتی تعبیرخواب خواهر را مطالعه نمایید و متوجه شوید خواهر چه تعبیری دارد


تعبیر خواب خواهر از دید مولف


تعبیر خواب خواهر ، بیانگر رابطه شما با او یا جنبه ی احساس شما باشد


تعبیر خواب خواهر کوچکتر ، رقابت با موضوعی آسیب پذیر است


تعبیر خواب خواهر بزرگتر ، حمایت و توانایی است


تعبیر خواب خواهر | خواهر در خواب دیدن | تعبیر خواب







اهداء هزار جلد کتاب به کتابخانه قائمیه مشهد از سوی کانون فرهنگی مسجد قائمیه:


به نقل از روابط عمومی کتابخانه عمومی قائمیه مشهد، تعداد یک هزار جلد کتاب در موضوع دین از سوی مسئول کانون فرهنگی مسجد قائمیه به کتابخانه عمومی قائمیه مشهد اهداء شد.
عزت آشنا مسئول کتابخانه قائمیه از این اقدام ارزشی کانون فرهنگی مسجد قائمیه در ماه مبارک رمضان قدردانی نمود. ایشان از تعامل کانون و کتابخانه احساس رضایت د و تمایل کتابخانه را نسبت به حفظ روند رو به رشد این تعاملات اعلام د.

منبع: روابط عمومی کتابخانه قائمیه


اختصاصی از هایدی تحقیق در مورد قتل عمدی 26 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 29

 

قتل عمدی

قتل یا سلب حیات از یک انسان زنده مهمترین جنایتی است که نسبت به افراد انسانی ارتکاب می شود . بهمین جهت کیفر قتل عمدی با وجود مخالفت بعضی از علمای حقوق وفلاسفه در قوانین بسیاری از کشورها می باشد . در حقوق موضوعه ایران ، ماده 205 قانون مجازات ی مقرر می دارد : « قتل عمد ...... موجب قصاص است واولیاء دم می توانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط مذکور در فصول آتیه قصاص نمایند و ولی امر می تواند این امر را به رئیس قوه قضائیه یا دیگری تفویض نماید .»

قتل نفس از یک طرف به اصل مصونیت وغیر قابل تعرض بودن حیات انسانی که عزیزترین ودیعه است لطمه می زند واز طرفی دیگر ، امنیت وانتظام جامعه را متز ل می کند .

قبل از اینکه اجتماعات بشری به صورت کنونی ، دارای قدرت محاکمه عمومی وتشکیلات تی بشوند قتل نفس از جمله تصادفات عادی زندگانی برای بقاء محسوب میشد ومقابله با قاتل جنبه شخصی وخصوصی داشت ونه جنبه عمومی . تعقیب یا تنبیه ومجازات قاتل یا قصاص برای جبران خسارت وترمیم ضایعه با ان مقتول بود نه با جامعه .

در ، احترام به انسان وتحریم قتل انسان در موارد مختلف مورد توجه قرآن مجید واقع شده است . بطوریکه قتل از نظر ارتکاب ، بر قتل به حق وقتل به ناحق واز نظر مقتول ، به مظلوم وغیر مظلوم به غیر حق ، ولی معین کرده است ، در عین حال ولی را از اسراف در قتل منع نموده است .

الف – وَلاتَقْتُوا الَّنفْسَ اَّلتی حَرَّمَ اللهُ اِلاّبِاْلحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفُ فِی الَقْتلِ اِنَّهُ کانَ مَنْصُورًا (آیه 33 از سوره بنی ) یعنی ، نفسی را که خداوند محترم ساخته است به ناحق مکشید ، ی که به ستم کشته شود برای ولی او سلطه ای خاص قرار داده ایم ، پس اسراف در قتل نخواهد کرد ، زیرا او، (یعنی ولی مقتول) از جانب شریعت الهی یاری شده است .

ب- قرآن مجید خونریزی بی جهت وظالمانه را گناه بزرگی تلقی نموده است بطوریکه قتل یک فرد از انسانها را به منزله قتل تمام انسانها می داند .

مِنْ اَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنِی اِسْرائیلَ اَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ اَوْ فَسادٍ فِی اْلاَرْضِ فَکَاَنَّما قَتَلَ الّاسَ جَمیعاً وَمَنْ اَحْیاها فَکَانَّمأ اَحْیَا الّناسَ جَمیعاً (قسمتی از آیه 32 از سوره المائده ) .

یعنی ، از جهت قتلی که واقع شد ما بر فرزندان مقرر داشتیم که هر نفس محترمی را به ناحق وبی آنکه مرتکب فساد در روی زمین شده باشد (مفسد فی الارض) بکشید چنان است که همه مردم را کشته باشد وهر که نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آنست که تمام مردم را حیات بخشیده است .

کمیسیون استفتائات شورای عالی قضائی قائل شدن حیثیت عمومی برای قتل نفس عمدی را از جهت کیفر تعزیری قاتل با منتفی بودن قصاص موکول به تصویب قانون در آینده نموده بود . در حال حاضر برابر ماده 208 قانون مجازات ی اخیر صویب هر مرتکب قتل شود وشاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد واقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه یا خوف شده ویا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد موجب حبس تعزیری از 3 تا 10 سال خواهد بود .

تبصره ماده 208 قانون مزبور مقرر می دارد :« دراین مورد معاونت در قتل عمد موجب حبس تعزیری از یک تا پنج سال می باشد .»

در ماده 205 قانون مجازات ی ، بدون اینکه از قتل عمدی تعریفی بعمل آمده باشد به ذکر مجازات آن اکتفا شده است . بموجب ماده مزبور « قتل عمد برابر مواد این فصل (اول) موجب قصاص است .... واولیاء دم می توانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط مذکور در فصول آتیه قصاص نمایند و ولی امر می تواند این امر را به رئیس قوه قضائیه یا دیگری تفویض نماید .» سپس در ماده 206 قانون مزبور موارد قتل عمدی ذکر شده است .

به نظر می رسد تعریف زیر برای قتل عمدی با قتل در سیستم های مختلف حقوقی هماهنگ باشد : « قتل عمدی ، عبارتست از رفتار بدون مجوز قانونی عمدی وآگاهانه یک انسان به نحوی که منتهی به مرگ انسان دیگری شود .»

قتل عمدی به معنی خاص

الف : مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد، خواه آن کار نوعاً کشنده باشد یا نباشد ولی در عمل سبب قتل شود (بند الف ماده 206 ق .م.ا.) یعنی قتل عمدی ، با انجام دادن عمدی فعلی که منجر می گردد محقق می شود . در اینجا قتل عمدی با قصاص قتل ولو قتاله قابل تحقق است . بدین ترتیب ، چنانچه قصد قتل نزد مرتکب محرز شود وعمل او هم سبب قتل شود مورد از مصادیق قتل عمدی است . اعمالی که منتهی به سلب حیات از مجنی علیه می گردد ، اعمالی هستند مادی از قبیل ضرب وجرح یا هر نوع صدمه بدنی دیگر .

ب : مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد (بند ب 206 ق.م.ا) در اینجا قانونگذاردر بزه قتل عمدی ، علاوه بر قصد مرتکب متوجه نوع وکیفیت فعل کشنده ودر نتیجه وسیله و ارتکاب قتل نیز بوده وآنها را از موجبات عمدی تلقی قتل دانسته است . به عبارت دیگر در صورتی که فعل نوعاً کشنده برای قتل دیگری ، وسیله قتاله باشد گر چه فاعل قتل قصد قتل هم نداشته باشد ، عمل قتل عمدی محسوب وموجب قصاص است . بطورمثال چنانچه ی بخواهد با گلوله ای که وسیله تفنگی شلیک می کند پای دیگری مورد اصابت قرار دهد تااورا متوقف کند ولی عملاً گلوله به قلب مجنی علیه اصابت ومنتهی به مرگ وی شود عمل قتل عمدی است . ی که مرتکب قتل برای کشتن بکار گرفته باشد ممکن است نوعاً وذاتاً کشنده باشد . سلاح گرم از قبیل تفنگ ویا سلاح سرد مثل کارد وشمشیر وداس وتبر ، خوراندن سم مهلک ، در آب جوش یا در آتش انداختن دیگری یا اتصال سیم برق با فشار قوی به بدن انسان وامثال آن از آلات نوعاً کشنده است که به احراز فعل یا کار نوعاً کشنده کمک می کند گاهی خود مورد استفاده در قتل یا استفاده از آن نوعاً وذاتاً کشنده نیست ولی ممکن است صدمه به موضع حساس بدن مجنی علیه وارد ومنتهی به مرگ او شود . دراین قبیل موارد وسیله و قتل به اعتبار حساس بودن موضع قتاله است مانند


با


تحقیق در مورد قتل عمدی 26 ص

آخرین مطالب