جستجوی عبارت فضائل حسین علیه السلام به اعتراف صفدی عالم بزرگ اهل سنت عمری




فضائل حسین علیه السلام به اعتراف صفدی عالم بزرگ اهل سنت عمری


صلاح الدین صفدی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


ابْن عَلیّ بن أبی طَالب رَضِی الله عَنْهُمَا الْحُسَیْن بن عَلیّ بن أبی طَالب رَضِی الله عَنْهُمَا رَیْحَانَة رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم وَابْن ابْنَته فَاطِمَة ا هراء رَضِی الله عَنْهَا وَأحد سَیِّدی شباب أهل الْجنَّة هُوَ وَأَخُوهُ وَأمه وَأَبوهُ أهل الْبَیْت الَّذین أذهب الله عَنْهُم الرجس وطهرهم تَطْهِیرا.


حسین بن علی (علیهما السلام) فرزند علی بن طالب (علیهما السلام) و ریحانه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و پسر دختر او فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می باشد. او یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت است و او و برادرش و مادرش و پدرش همان اهل بیتی هستند که خدا پلیدی را از آنان برده و پاکشان گردانیده است.


الوافی بالوفیات، تالیف صفدی، جلد ۱۲، صفحه ۲۶۲، چاپ دار إحیاء راث العربی




فضائل هادی علیه السلام به اعتراف ابن صباغ مالکی عالم اهل سنت عمری


ابن صباغ مالکی از علمای اهل سنت عمری در مورد هادی علیه السلام می نویسد:


فضل أبی الحسن علیّ بن محمّد الهادی قد ضرب على المجرة قبابه ، ومدّ على نجوم السماء أطنابه ، فما تعدّ منقبة إلاّ وإلیه نحیلها ، ولاتذکر کریمة إلاّ وله فضیلتها ، ولا تورد محمّدة إلاّ وله تفضیلها وجملتها .


فضائل الحسن علی بن محمد الهادی ( هادی علیه السلام) تا ستارگان آسمان کشیده شده است، هر کجا منقبتی گفته شود ریشه اش به هادی برمی گردد، از کرم و فضل و ثنا اگر ی سخن بگوید بالاترین مرتبه او آقا هادی است و اگر از تهذیب نفس و اخلاق برجسته سخن به میان بیاید در تمام این قضایا روح پاک هادی بالاترین مقام تهذیب و اخلاق برجسته بوده است.


الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، تالیف ابن صباغ مالکی، جلد ۲، صفحه ۱۰۷۳-۱۰۷۴




اعتراف ابن حجر مکی به فضائل موسی کاظم علیه السلام


ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کت که بر ضد شیعه نوشته است می نویسد:


موسى الکاظم وهو وارثه علما ومعرفة وکمالا وفضلا سمی الکاظم لکثرة ه وحلمه وکان معروفا عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله وکان أعبد أهل زمانه وأعلمهم وأسخاهم.


موسی کاظم (علیه السلام) علم و معرفت و فضل و کمال را از پدرش به ارث برد و در اثر عفو و گذشت و بردباری که از خود نشان می داد، ملقب به کاظم شد. نزد عراقی ها به باب الحوائج نزد خدا معروف بود و در زمان خودش عابدترین، عالم­ ترین و بخشنده­ ترین فرد بود.


الصواعق المحرقة، تألیف ابن حجر مکی، جلت ۲، صفحه ۵۹۰




اعتراف ابن حجر مکی به فضائل موسی کاظم علیه السلام


ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کت که بر ضد شیعه نوشته است می نویسد:


موسى الکاظم وهو وارثه علما ومعرفة وکمالا وفضلا سمی الکاظم لکثرة ه وحلمه وکان معروفا عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله وکان أعبد أهل زمانه وأعلمهم وأسخاهم.


موسی کاظم (علیه السلام) علم و معرفت و فضل و کمال را از پدرش به ارث برد و در اثر عفو و گذشت و بردباری که از خود نشان می داد، ملقب به کاظم شد. نزد عراقی ها به باب الحوائج نزد خدا معروف بود و در زمان خودش عابدترین، عالم­ ترین و بخشنده­ ترین فرد بود.


الصواعق المحرقة، تألیف ابن حجر مکی، جلت ۲، صفحه ۵۹۰




اعتراف ابن حجر مکی به فضائل موسی کاظم علیه السلام


ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کت که بر ضد شیعه نوشته است می نویسد:


موسى الکاظم وهو وارثه علما ومعرفة وکمالا وفضلا سمی الکاظم لکثرة ه وحلمه وکان معروفا عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله وکان أعبد أهل زمانه وأعلمهم وأسخاهم.


موسی کاظم (علیه السلام) علم و معرفت و فضل و کمال را از پدرش به ارث برد و در اثر عفو و گذشت و بردباری که از خود نشان می داد، ملقب به کاظم شد. نزد عراقی ها به باب الحوائج نزد خدا معروف بود و در زمان خودش عابدترین، عالم­ ترین و بخشنده­ ترین فرد بود.


الصواعق المحرقة، تألیف ابن حجر مکی، جلت ۲، صفحه ۵۹۰




اعتراف عالم بزرگ اهل سنت عمری به شفابخش بودن خاک حسین علیه السلام


طاهر سلفی اصبهانی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


سمعت احمد یقول سمعت أبا بکر یقول : سمعت الخلدی کان بی جرب عظیم کثیر قال فمسحت بتراب قبر الحسین قال فغفوت فانتبهت ولیس علی منه شی .


از خلدی (عالم بزرگ اهل سنت عمری) نقل شده است که می گفت: نوعی بیماری پوستی شدید داشتم و خاک قبر حسین (علیه السلام) را بر آن کشیدم، و بعد از آن به خواب رفتم وقتی بیدار شدم هیچ اثری از آن بیماری در بدنم نبود!!


محقق وه کتاب می نویسد:


رجاله إسناده ثقات.


تمامی راویان روایت ثقه و مورد اطمینان هستند.


الطیویات، تألیف طاهر سلفی اصبهانی، صفحه ۹۱۲، چاپ اضواء السلف




اعتراف عالم بزرگ اهل سنت عمری به شفابخش بودن خاک حسین علیه السلام


طاهر سلفی اصبهانی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


سمعت احمد یقول سمعت أبا بکر یقول : سمعت الخلدی کان بی جرب عظیم کثیر قال فمسحت بتراب قبر الحسین قال فغفوت فانتبهت ولیس علی منه شی .


از خلدی (عالم بزرگ اهل سنت عمری) نقل شده است که می گفت: نوعی بیماری پوستی شدید داشتم و خاک قبر حسین (علیه السلام) را بر آن کشیدم، و بعد از آن به خواب رفتم وقتی بیدار شدم هیچ اثری از آن بیماری در بدنم نبود!!


محقق وه کتاب می نویسد:


رجاله إسناده ثقات.


تمامی راویان روایت ثقه و مورد اطمینان هستند.


الطیویات، تألیف طاهر سلفی اصبهانی، صفحه ۹۱۲، چاپ اضواء السلف




اولین مسلمان بودن المومنین علیه السلام به اعتراف عالم بزرگ اهل سنت عمری


ابو الحسن ندوی عالم بزرگ اهل سنت عمری هندوستان پیرامون اولین مسلمان بودن المومنین علیه السلام می نویسد:


روایت صحیح تر که مورد تایید اکثر راویان است آن است که پس از خدیجه (علیها السلام)، نخستین ی که به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد و با او گزارد، علی (علیه السلام) بود. زید بن ارقم می گوید: نخستین ی که با (صلی الله علیه و آله) به گرایید، علی (علیه السلام) بود. ابن عباس می گوید: نخستین مسلمان بعد از خدیجه، علی (علیه السلام) بود. محمد بن عبد الرحمن بن زراره می گوید: علی در سن نه سالگی آورد. مجاهد می گوید: نخستین ی که خواند، علی (علیه السلام) بود. وی در آن هنگام ده ساله بود.


زندگانی المومنین علی مرتضی رضی الله عنه، تالیف ندوی، ترجمه ابو شعیب عبد القادر دهقان، صفحه ۶۸



پی نوشت: اولین مسلمان بودن المومنین علیه السلام از بدیهیات تاریخ است، اما اهل سنت عمری به دلیل عناد و دشمنی که با المومنین علیه السلام دارند آن را منکر می شوند.



اعتراف ذهبی عالم بزرگ اهل سنت عمری به شایستگی حضرت سجاد علیه السلام برای ت


شمس الدین ذهبی، عالم بزرگ و ناصبی مسلک اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در مورد سجاد علیه السلام چنین می نویسد:


وَکَانَ لَهُ جَلاَلَةٌ عجِیْبَةٌ، وَحُقَّ لَهُ -وَاللهِ- ذَلِکَ، فَقَدْ کَانَ أَهْلاً لِلإِمَامَةِ العُظْمَى؛ لِشَرَفِهِ، وَسُؤْدَدِهِ، وَعِلْمِهِ، وَتَأَلُّهِهِ، وَکَمَالِ عَقْلِهِ.


او جل و عظمت شگفتی داشت و به خدا سوگند حق او بود، زیرا به جهت شرافت، سیادت، علم سرشار، توحید و کمال عقلش شایستگی ت بر تمامی مسلمین را دارا بود.


سیر اعلام النبلاء، تالیف ذهبی، جلد ۴، صفحه ۳۹۸




اعتراف قرمانی عالم اهل سقیفه به فضائل کاظم علیه السلام


احمد بن یوسف قرمانی مورخ و دانشمند عمری مذهب پیرامون آن حضرت می نویسد:


✍ هو ال الکبیر القدر، الأوحد، الحجة، الساهر لیله قائما، القاطع نهاره صائما، المسمی لفرط حلمه و ه عن المعتدین کاظما. هوالمعروف عند أهل العراق بباب الحوائج، لأنه ما خاب المتوسل به فی قضاء حجاة قط.


✨ او ی بلند مرتبه و یگانه و حجت بود. در شب ها در حال عبادت و در روزها روزه دار بود. به خاطر کثرت بردباری و گذشت از انی که به او تعدی کرده اند کاظم نامیده شد. و او نزد مردم عراق به باب الحوائج مشهور بود چرا که هر ی در بر آورده شدن حاجاتش به او متوسل می شد به دست می آورد.


أخبار ال و آثار الأول فی اریخ، جلد ۱، صفحه ۳۳۷



السلام علیک یا موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام



اعتراف ذهبی عالم بزرگ اهل سنت عمری به شایستگی حضرت سجاد علیه السلام برای ت


شمس الدین ذهبی، عالم بزرگ و ناصبی مسلک اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در مورد سجاد علیه السلام چنین می نویسد:


وَکَانَ لَهُ جَلاَلَةٌ عجِیْبَةٌ، وَحُقَّ لَهُ -وَاللهِ- ذَلِکَ، فَقَدْ کَانَ أَهْلاً لِلإِمَامَةِ العُظْمَى؛ لِشَرَفِهِ، وَسُؤْدَدِهِ، وَعِلْمِهِ، وَتَأَلُّهِهِ، وَکَمَالِ عَقْلِهِ.


او جل و عظمت شگفتی داشت و به خدا سوگند حق او بود، زیرا به جهت شرافت، سیادت، علم سرشار، توحید و کمال عقلش شایستگی ت بر تمامی مسلمین را دارا بود.


سیر اعلام النبلاء، تالیف ذهبی، جلد ۴، صفحه ۳۹۸




کرامات صادق علیه السلام به اعتراف عالم اهل سنت عمری

نبهانی از علمای اهل سنت عمری به نقل از شعرانی عالم بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


جعفر الصادق أحد أئمة ساداتنا آل البیت الکبار ، کان رضی الله عنه إذا احتاج إلى شیء قال یا رباه أنا محتاج إلى کذا ، فما یستتم دعاءه إلا و ذلک الشیء بجنبه موضوعا ، قاله الشعرانی .


جعفر صادق (علیه السلام) یکی از ائمه سادات اهل بیت بزرگوار است. او هر زمانی که چیزی را احتیاج داشت می گفت: خدایا فلان چیز را احتیاج دارم. هنوز دعایش تمام نشده بود که آن چیز در کنارش آماده بود.


جامع کرامات الاولیاء، تألیف نبهانی، جلد ۲، صفحه ۴




فضائل بی نظیر حضرت علی علیه السلام (به اعتراف اهل سنت عمری)


حاکم نیشابوری از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


سَمِعْتُ الْقَاضِیَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ الْحَسَنِ الْجَرَّاحِیَّ، وَأَبَا الْحُسَیْنِ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُظَفَّرِ الْحَافِظِ، یَقُولَانِ: سَمِعْنَا أَبَا حَامِدٍ مُحَمَّدَ بْنَ هَارُونَ الْحَضْرَمِیَّ یَقُولُ: سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ مَنْصُورٍ الطُّوسِیَّ یَقُولُ: سَمِعْتُ أَحْمَدَ بْنَ حَنْبَلٍ یَقُولُ: «مَا جَاءَ لِأَحَدٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْفَضَائِلِ مَا جَاءَ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ».


احمد بن حنبل (از علمای بزرگ اهل سنت عمری) گفت: فضائلی که در حق علی بن طالب (علیهما السلام) آمده است، در حق هیچ یک از اصحاب (صلی الله علیه و آله) نیامده است.


المستدرک علی الصحیحین، تالیف حاکم نیشابوری، جلد ۳، صفحه ۱۱۶، چاپ دار الکتب العلمیة




فضائل بی نظیر حضرت علی علیه السلام (به اعتراف اهل سنت عمری)


حاکم نیشابوری از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


سَمِعْتُ الْقَاضِیَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ الْحَسَنِ الْجَرَّاحِیَّ، وَأَبَا الْحُسَیْنِ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُظَفَّرِ الْحَافِظِ، یَقُولَانِ: سَمِعْنَا أَبَا حَامِدٍ مُحَمَّدَ بْنَ هَارُونَ الْحَضْرَمِیَّ یَقُولُ: سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ مَنْصُورٍ الطُّوسِیَّ یَقُولُ: سَمِعْتُ أَحْمَدَ بْنَ حَنْبَلٍ یَقُولُ: «مَا جَاءَ لِأَحَدٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْفَضَائِلِ مَا جَاءَ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ».


احمد بن حنبل (از علمای بزرگ اهل سنت عمری) گفت: فضائلی که در حق علی بن طالب (علیهما السلام) آمده است، در حق هیچ یک از اصحاب (صلی الله علیه و آله) نیامده است.


المستدرک علی الصحیحین، تالیف حاکم نیشابوری، جلد ۳، صفحه ۱۱۶، چاپ دار الکتب العلمیة




اعتراف نووی عالم بزرگ اهل سنت عمری به علم غیب المومنین علیه السلام به زمان شهادتش


ابو زکریا نووی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


ونقلوا عنه آثارًا کثیرة تدل على أنه، رضى الله عنه، عَلِمَ السنة والشهر واللیلة ى یُقتل فیها، وأنه لما ج لصلاة الصبح حین ج، صاحت الأوز فى وجهه فطردن عنه، فقال: دعوهن فإنهن نوایح.


و از علی (علیه السلام) روایات بسیاری نقل شده است که دل میکند که ایشان به سال و ماه و شبی که در آن به قتل می رسد آگاه بوده، و وقتی که علی (علیه السلام) برای صبح خارج شدند مرغ ها راه او را سد د پس ی خواست آن مرغ ها را از حضرت دور سازد که حضرت فرمودند وابگذار آن ها را زیرا آن ها برای من نوحه می خوانند.


تهذیب الاسماء و اللغات، تالیف نووی، جلد ۱، صفحه ۳۴۸-۳۴۹، چاپ دار الکتب العلمیة




اعتراف عالم بزرگ اهل سنت عمری به تواتر معنوی قتل حسین علیه السلام و اهانت به ایشان توسط یزید لعنه الله


نواصب قبح الله وجههم برای دفاع از مولایشان یزید لعنت الله علیه چنین ادعا می کنند که قتل حسین علیه السلام به رضایت یزید نبوده اما یکی از علمای بزرگ ایشان اعتراف کرده است که نه تنها قتل حضرت به امر یزید بلکه اهانت به آن حضرت پس از شهادت هم به تواتر معنوی رسیده است.


بد الحق دهلوی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


گفتند که وی (یزید) عدو الله و شارب خمر و تارک صلوة ( ) و زانی و فاسق و مستحل (حلال کننده) است. بعضی دیگر گویند که وی امر به قتل آن حضرت نکرده و از قتل وی و اهل بیت وی مسرور و مستبشر (شادمان) نشده و این سخن مردود و باطل است؛ چه عداوت آن بی سعادت به اهل بیت نبوی (علیهم السلام) و استبشار وی تقبل ایشان و اهانت او مر ایشان را به درجه تواتر معنوی رسیده است و انکار آن تکلف و مکابره (ستیزه) است.


تکمیل الایمان، تألیف عبد الحق دهلوی، صفحه ۱۷۲




اعتراف عالم بزرگ اهل سنت عمری به تواتر معنوی قتل حسین علیه السلام و اهانت به ایشان توسط یزید لعنه الله


نواصب قبح الله وجههم برای دفاع از مولایشان یزید لعنت الله علیه چنین ادعا می کنند که قتل حسین علیه السلام به رضایت یزید نبوده اما یکی از علمای بزرگ ایشان اعتراف کرده است که نه تنها قتل حضرت به امر یزید بلکه اهانت به آن حضرت پس از شهادت هم به تواتر معنوی رسیده است.


بد الحق دهلوی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


گفتند که وی (یزید) عدو الله و شارب خمر و تارک صلوة ( ) و زانی و فاسق و مستحل (حلال کننده) است. بعضی دیگر گویند که وی امر به قتل آن حضرت نکرده و از قتل وی و اهل بیت وی مسرور و مستبشر (شادمان) نشده و این سخن مردود و باطل است؛ چه عداوت آن بی سعادت به اهل بیت نبوی (علیهم السلام) و استبشار وی تقبل ایشان و اهانت او مر ایشان را به درجه تواتر معنوی رسیده است و انکار آن تکلف و مکابره (ستیزه) است.


تکمیل الایمان، تألیف عبد الحق دهلوی، صفحه ۱۷۲




به اعتراف حاکم نیشابوری عالم بزرگ اهل سنت عمری رضا علیه السلام در سه جا به کمک زائر خود می آید


حاکم نیشابوری از بزرگان اهل سنت عمری، در کتاب «تاریخ نیشابور» از قول رضا سلام الله علیه چنین می نویسد:


من زارنی على بعد داری أتیته یوم القیامة فی ثلاثة مواطن حتى أخلصه من أهوالها : إذا تطایرت الکتب یمینا وشمالا ، وعند الصراط ، وعند المیزان .


هر مرا با وجود دورى خانه‏ ام زیارت کند، روز قیامت در سه جا نزد او مى آیم تا اینکه او را از وحشت نجات دهم: هنگامى که نامه اعمال از دست راست و چپ پراکنده شود؛ و نزد پل صراط؛ و نزد میزان ترازو براى سنجش اعمال.


تاریخ نیشابور، تألیف حاکم نیشابوری، صفحه ۹۱



از هر چه غصه دارد و غم، می شود رها

هر سائلی به خدمت این شاه می رود


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهما السلام



اعتراف عالم اهل سنت عمری به تواتر اولاد حضرت فاطمه علیها السلام بودن حضرت مهدی علیه السلام


محمد ادریس کاندهلوی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


در این مورد که مهدی (علیه السلام) از اولاد فاطمه (علیها السلام) می باشد روایات آنقدر زیاد است که به درجه تواتر رسیده اند.


ظهور مهدی، تألیف محمد ادریس کاندهلوی، ترجمه ابراهیم ارباب، صفحه ۵




فساد اخلاقی عالم بزرگ اهل سنت عمری (به اعتراف اهل سنت عمری


عبد الله غماری از علمای اهل سنت عمری می نویسد:


وذکر أنه أی الحافظ ابن حجر کان یتبع النساء فی الطریق ویتغزل فیهن، وأنه تبع امرأة ظنها جمیلة حتى وصلت إلى بیتها وهو یمشی خلفها وکشفت له البرقع فإذا هی سوداء دمیمة فرجع خائبا !!!


ابن حجر (از بزرگان اهل سنت عمری) دنبال ن می رفت و با آن ها حرف های عاشقانه می زد. یک روز دنبال زنی که فکر می کرد زیبا است افتاد تا به خانه اش رسید و آن زن برقع (روبنده) خود را برداشت و ابن حجر دید که آن زن سیاهپوست است، پس ناامیدانه برگشت!!!


بدع فاسیر، تالیف غماری، صفحه ۱۷۹، چاپ دار الرشاد الحدیثة



این است عالم بزرگ و ربانی اهل سنت عمری! و این مفسدین بودند که در طول تاریخ مردم را از ولایت اهل بیت علیهم السلام دور کرده اند...


قضاوت با شما!



اعتراف خنجی اصفهانی یکی از علمای متعصب اهل سنت عمری به سید جوانان اهل بهشت بودن حسن علیه السلام


فضل الله بن روزبهان خنجی اصفهانی شافعی یکی از علمای متعصب اهل سنت عمری و دشمنان تشیع در مورد حسن مجتبی علیه السلام چنین می نویسد:


آن حضرت [ حسن علیه السلام] سید جوانان اهل بهشت است که در آن بهشت خداوند خوشه هاست که نزدیکند از جهت چیدن آن خوشه ها. و این اشارت است به حدیث صحیح که حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «حسن و حسین (علیهما السلام) سیدان جوانان اهل بهشت اند در بهشت.» و این از مناقب آن دو حضرت است.


وسیلة الخادم الی المخدوم، تألیف خنجی اصفهانی، صفحه ۱۵۶



خنجی اصفهانی لعنت الله علیه یکی از بزرگ ترین دشمنان شیعه و همان ی است که کتب زیادی بر ضد شیعه مانند ابطال نهج الباطل را نوشت و علمای شیعه نیز مانند شهید نور الله شوشتری نور الله مرقده با نوشتن کتبی مثل کتاب شریف احقاق الحق پاسخش دادند. هم چنین این ملعون همان ی است که با چاپلوسی به دربار حکام سنی مانند ازبکان و عثمانی راه یافت و آنان را به جنگ با ایران شیعه تحریک می کرد؛ اما فضائل حسن علیه السلام به قدری روشن است که چنین ی به آن اعتراف می کند !!!



هجوم به خانه ی وحی به اعتراف ابن قتیبه دینوری عالم و مورخ بزرگ اهل سنت عمری


ابن قتیبه دینوری عالم و مورخ بزرگ اهل سنت عمری پیرامون هجوم به خانه ی وحی و آتش زدن آن می نویسد:


وإن أبا بکر [...] تفقد قوما تخلفوا عن بیعته عند علی کرم الله وجهه فبعث إلیهم عمر فجاء فناداهم وهم فی دار علی فأبوا أن ی جوا فدعا بالحطب وقال والذی نفس عمر بیده لت جن أو لأحرقنها على من فیها فقیل له یا أبا حفص إن فیها فاطمة فقال وإن.


ابو بکر به دنبال گروهی بود که از بیعت با او سر باز زده و نزد حضرت علی (علیه السلام) بودند. پس عمر را به سوی آنان فرستاد. عمر نزد آنان آمد و در حالی که در منزل حضرت علی علیه السلام بودند، صدایشان زد. آنان از خارج شدن ممانعت د. عمر هیزم طلبید و گفت: قسم به ی که جان عمر در دست اوست یا خارج شوید و یا خانه را با همه ی انی که در آن هستند به آتش می کشم. به عمر گفتند: در این خانه فاطمه است. گفت: هر چند فاطمه باشد، خانه را به آتش می کشم.


ال ة و السیاسة، تالیف ابن قتیبه دینوری، جلد ۱، صفحه ۲۰-۲۱




شدت مظلومیت المومنین علیه السلام (به اعتراف اهل سنت عمری)


ابن الحدید عالم اهل سنت عمری می نویسد:


روى شیخنا أبو القاسم البلخی [...] عن سلمة بن کهیل عن المسیب بن نجبة قال بینا علی ع یخطب إذ قام أعر فصاح وا مظلمتاه فاستدناه علی ع فلما دنا قال له إنما لک مظلمة واحدة و أنا قد ظلمت عدد المدر و الوبر قال و فی روایة عباد بن یعقوب إنه دعاه فقال له ویحک و أنا و الله مظلوم أیضا هات فلندع على من ظلمنا.


المومنین (علیه السلام) مشغول خطبه خواندن بود که عربی وارد مسجد شد و فریاد زد: در حق من ظلم شده است. المومنین (علیه السلام) به آن عرب و در میان مردم فرمودند: در حق تو یک ظلم واقع شده و به اندازه ذرات عالم به من ظلم شده، به خدا من هم مظلوم هستم. بیا نزدیک تا در حق ی که نسبت به ما ظلم کرده نفرین کنیم.


شرح نهج البلاغة، تألیف ابن الحدید، جلد ۴، صفحه ۱۰۴، چاپ دار الکتب العلمیة




اعتراف عبد الوهاب شعرانی عالم بزرگ اهل سقیفه به ولادت و زنده بودن مهدی علیه السلام


وی در مورد مهدی علیه السلام می نویسد:


المهدی علیه السلام وهو من أولاد الإمام حسن العسکری، ومولده علیه السلام لیله النصف من شعبان سنه خمس وخمسین ومائتین، وهو باق إلی أن یجتمع بعیسى بن مریم علیه السلام، فی عمره إلی وقتنا هذا وهو سنه ثمان وخمسین وتسعمائه ـ سبعمائه سنه وست سنین.


و مهدی علیه السلام از اولاد حسن عسکری (علیه السلام) است که در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری به دنیا آمده است و او تا زمانی که با حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) دیدار کند باقی خواهد ماند. پس عمر ایشان تا این سال (یعنی زمان مولف، سال ۹۵۸ هجری قمری) هفتصد و شش سال شده است.


الیواقیت و الجواهر، تالیف عبد الوهاب شعرانی، جلد ۲، صفحه ۵۶۲



اللهم عجل لولیک الفرج



اعتراف عبد الوهاب شعرانی عالم بزرگ اهل سقیفه به ولادت و زنده بودن مهدی علیه السلام


وی در مورد مهدی علیه السلام می نویسد:


المهدی علیه السلام وهو من أولاد الإمام حسن العسکری، ومولده علیه السلام لیله النصف من شعبان سنه خمس وخمسین ومائتین، وهو باق إلی أن یجتمع بعیسى بن مریم علیه السلام، فی عمره إلی وقتنا هذا وهو سنه ثمان وخمسین وتسعمائه ـ سبعمائه سنه وست سنین.


و مهدی علیه السلام از اولاد حسن عسکری (علیه السلام) است که در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری به دنیا آمده است و او تا زمانی که با حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) دیدار کند باقی خواهد ماند. پس عمر ایشان تا این سال (یعنی زمان مولف، سال ۹۵۸ هجری قمری) هفتصد و شش سال شده است.


الیواقیت و الجواهر، تالیف عبد الوهاب شعرانی، جلد ۲، صفحه ۵۶۲



اللهم عجل لولیک الفرج




عالم ربانی مرحوم ملا علی معصومی همدانی می فرمود:


وقتے با پای خود معصیتی انجام دادی،بارفتن به مسجد و مجالس حسینے علیه السلام،گناه آن را جبران کن.


اگر با چشم خود گناهی کردی با قرآن خواندن وگریه از خوف الهی ویا گریه بر مصائب اهل بیت علیهم السلام ،آن گناه را جبران کن.


اگر با گوش خود گناهی کردی،باشنیدن فضائل ائمه اطهار مخصوصا فضائل المومنین علیهم السلام گناه آن را جبران کن.




آیه مباهله بزرگ ترین فضیلت اهل بیت علیهم السلام (به اعتراف اهل سنت عمری)


زمخشری از علما و مفسرین بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


وفیه دلیل لا شیء أقوی منه علی فضل أصحاب ال اء علیهم السلام.


در این روایت دلیلی است که قوی تر از آیه مباهله در فضیلت اصحاب اء ( ، المومنین، حضرت زهرا، حضرت حسن و حسین علیهم السلام) حدیثی نداریم.


تفسیر الکشاف، تألیف زمخشری، صفحه ۱۷۵، چاپ دار المعرفة




عالم اهل سنت عمری: حتی اگر خدا بگوید که المومنین علیه السلام برتر از ابو بکر و عمر و عثمان است، باز هم نمی پذیریم!


عبد القادر بن عبد الله العیدروس عالم اهل سنت عمری در شرح حال ابو بکر بن عبد الله العیدروس عالم بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


وَکَانَ مُتَمَسِّکاً بِالْکِتَابِ وَالسُّنَّةِ حَتَّى أنَّهُ کَثِیْراً مَا یَقُولُ إِذا جُرى ذِکْرُ َّفْضِیل بَین الصَّحَابَة رَضِی الله عَنْهُم وَاللّهِ الْعَظِیْمِ لَوْ بَعَثَ اللّهُ وَالِدِی الشَّیْخَ عَبْدَ اللّه وَأسْتَاذِی الشَّیْخَ سَعْدَ وَذَکَرَا لِیْ أَنَّ سَیِّدَنَا عَلِیًّا أَفْضَلَ عِنْدَ اللّهِ مِنْ سَیِّدِنَا أبِیْ بَکْرٍ [...] مَا رَجَعْتُ عَنْ مُعْتَقَدِ أهْلِ السُّنَّةِ وَالْجَمَاعَةِ مِنْ أَنَّ أَبَا بَکْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ أفْضَلَ مِنْ عَلِیٍّ [...].


او به کتاب و سنت چنگ می زد؛ تا جایی که وقتی سخن از برتری بین صحابه پیش می آمد، بسیار می گفت: سوگند به خدای عظیم، اگر خداوند پدرم شیخ عبد الله و م شیخ سعد را بفرستد و هر دو بگویند که آقای ما علی نزد خداوند از ابو بکر برتر است، از اعتقاد اهل سنت و جماعت برنخواهم گشت که ابو بکر، عمر و عثمان از علی (علیه السلام) برتر هستند.


النور السافر، تألیف عبد القادر بن عبد الله العیدروس، صفحه ۱۳۰، چاپ دار صادر



شاید برایتان سوال پیش آمده باشد که چرا اهل سنت عمری با وجود این همه روایتی که در فضائل و برتری المومنین علیه السلام از صلی الله علیه و آله روایت کرده اند، باز هم افرادی دون صفت را بر ایشان برتری می دهند، آری اینگونه است که این جماعت با المومنین علیه السلام دشمنی و با حق عناد می کنند و مخالفت با خدا را هم در برتری المومنین علیه السلام را در فضیلت شخص و تمسکش به کتاب و سنت می دانند!!!



عالم اهل سنت عمری: حتی اگر خدا بگوید که المومنین علیه السلام برتر از ابو بکر و عمر و عثمان است، باز هم نمی پذیریم!


عبد القادر بن عبد الله العیدروس عالم اهل سنت عمری در شرح حال ابو بکر بن عبد الله العیدروس عالم بزرگ اهل سنت عمری می نویسد:


وَکَانَ مُتَمَسِّکاً بِالْکِتَابِ وَالسُّنَّةِ حَتَّى أنَّهُ کَثِیْراً مَا یَقُولُ إِذا جُرى ذِکْرُ َّفْضِیل بَین الصَّحَابَة رَضِی الله عَنْهُم وَاللّهِ الْعَظِیْمِ لَوْ بَعَثَ اللّهُ وَالِدِی الشَّیْخَ عَبْدَ اللّه وَأسْتَاذِی الشَّیْخَ سَعْدَ وَذَکَرَا لِیْ أَنَّ سَیِّدَنَا عَلِیًّا أَفْضَلَ عِنْدَ اللّهِ مِنْ سَیِّدِنَا أبِیْ بَکْرٍ [...] مَا رَجَعْتُ عَنْ مُعْتَقَدِ أهْلِ السُّنَّةِ وَالْجَمَاعَةِ مِنْ أَنَّ أَبَا بَکْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ أفْضَلَ مِنْ عَلِیٍّ [...].


او به کتاب و سنت چنگ می زد؛ تا جایی که وقتی سخن از برتری بین صحابه پیش می آمد، بسیار می گفت: سوگند به خدای عظیم، اگر خداوند پدرم شیخ عبد الله و م شیخ سعد را بفرستد و هر دو بگویند که آقای ما علی نزد خداوند از ابو بکر برتر است، از اعتقاد اهل سنت و جماعت برنخواهم گشت که ابو بکر، عمر و عثمان از علی (علیه السلام) برتر هستند.


النور السافر، تألیف عبد القادر بن عبد الله العیدروس، صفحه ۱۳۰، چاپ دار صادر



شاید برایتان سوال پیش آمده باشد که چرا اهل سنت عمری با وجود این همه روایتی که در فضائل و برتری المومنین علیه السلام از صلی الله علیه و آله روایت کرده اند، باز هم افرادی دون صفت را بر ایشان برتری می دهند، آری اینگونه است که این جماعت با المومنین علیه السلام دشمنی و با حق عناد می کنند و مخالفت با خدا را هم در برتری المومنین علیه السلام را در فضیلت شخص و تمسکش به کتاب و سنت می دانند!!!


آیاتی که دل بر فضائل حسین علیه السلام دارند عبارتند از:

آیه تطهیر(احزاب/33)-آیه مباهله (آل عمران/61)-آیه کهیعص-سوره هل اتی(سوراه انسان)-سوره والفجر خصوصا آیه 28-سوره صافات/108-انفال/75-اسراء/33-احقاف/15-دخان/29-کهف/9-حج/40 و تکویر/8.


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها