جستجوی عبارت فراتر از بودن کریستین بوبن


دوستت دارم، این پر رمز ترین کلام است، تنها کلامی که سزاوار است تا در طول قرن ها تعبیر شود وقتی بیان میشود، وقتی صحیح بیان می شود، تمامی لطافتش را اهدا می کند. برای آنکه کمی، حتی شده کمی زندگی کرد، دو تولد لازم است. تولد جسم و سپس تولد روح. هر دو مانند کنده شدن هستند. تولد اول بدن را به این دنیا می افکند و تولد دوم روح را به آسمان می‏فرستد. تولد دوم من زمانی بود که تو را دیدم. فراتر از بودن - کریستین بوبن

آدم ها مثل خانه ها هستند با زیر زمین ها، اتاق های زیر شیروانی، دیوارها بعضی وقتها پنجره های بسیار روشنی که رو به باغ های بسیار قشنگ باز می شوند. من از جنس سنگ های محلی ام... سفت،فرسوده، اما محکم... کریستین بوبن

در زندگی تعداد محدودی «بله» در اختیار ما قرار داردو پیش از به کارگیریشان باید با تعداد بیشماری «نه» از آن ها محافظت کنیم. *کریستین بوبن

کریستین بوبن در "رفیق اعلی" می نویسد: "برای پسران هیچ چیز زیانبارتر از این نیست که روبروی پدران خود بایستند. چرا که وقتی با .ی به مخالفت بر می خیزیم کم.ش همرنگ او می شویم. پسرانی که به خود جسارت می دهند و با پدرانشان به ستیزه بر می خیزند ، خود نیز در شامگاه زندگی کم.ش همانند آنان می شوند".

ها . دیدم نفسهام بویِ سیگار میده!! بعد یهو یادم افتاد من که سیگاری نیستم... از ساعتِ ١٢ ،. ۶ اسفند ٩۵ تا صبحِ ٧ اسفند، ساعت 5،قبل از طلوع

دیگه جسم ندارم. اینجا نه سرده نه گرم اما یه گرمایی داره که نمیتونم بهش بگم گرم بودن ... انگار نرمه ... نازکه ... حالم؟ حالم یه جوریه که هیچ وقت تا حالا نبودم ... چقدر عجیبه بدون جسم داشتن ، قلب داشتن .. چقدر دوست داشتنیه پ.... هووووم... با دماغ ِ نداشتم دارم چیزی رو بو میکشم که بعید میدونم جز عشق باشه. فقط عشقه که میتونه تا این حد تو اوج نگهم داره. پروازم عجیبه انگار هم دارم تو آب شنا می کنم هم تو آسمون عین پرنده ها تند تند بال می زنم. ولی هم تنده و هم آروم. یعنی تند و با آرامش. چیزی فراتر از سرعت نور سرعتش و چیزی فراتر از تمام آرامش هایی که قبلا چشیده بودم آرامشش. روحم ...

چهره بعضی از آدم ها فریاد میزند که چه شخصیتی دارند, هر چقدر هم که با خودت کنجار بروی که ممکن است این چهره فقط یک قاب باشد و پشت آن شخصیتی متفاوت در حال زندگی است, نمیشود که نمیشود... او هم جز این دسته از آدم ها بود. حلال بودن از چهره اش می بارید,...لبخند روی لبش نشان قلبی سرشار از مهر و محبت بود,...لباس کار و دستان خیسش گویای غیرت و همت مردانه اش بودن...همتی فراتر از قد و قامتش. وقتی با چرخ .یدِ سنگین به سمت تا.ی رفتم, با نگاهم فهمید که کمک میخواهم و نشان مهربانی اش را روی دسته چرخِ من جاگذاشت... و تازه فهمیدم که او خواندن حرف چشم ها را نیز از بر است...

در هر سازمانی که کار کنی، تعداد زیادی آدم هستند که ارتباط با آن ها از سلام و علیک و خسته نباشید فراتر نمی رود. نه این ‏که تو سرد باشی، یا آن ها سرد باشند. فراتر ازین، محدوده های کاری، تقسیم بندی ها، سرمشغولی های الکی، ممنوعیت شوخی ‏و رفت و آمدهای دوستانه ی بین سازمانی و... نمی گذارند که آدم ها را کشف کنی. زمان مثل یخ در یک روز تابستانی آب ‏می شود و هدر می رود و آدم ها و داستان های عجیب شان در . های شان پنهان می ماند.‏ ولی پاری وقت ها پیش می آید که یکهو داستان های یک آدم را می شنوی. قشنگ ترش این است که فقط تو بشنوی. فقط تو ‏پی ببری که ...

لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست هر تیشه ای بر دوش، از فرهاد بودن نیست! هر جا که باشی منطقِ آیینه ها این است در چشم بودن، معنی در یاد بودن نیست! ای در قفس افتاده، افسوس چه را داری؟ بیرون از اینجا دردِ ما آزاد بودن نیست! از عشق دیگر هرچه می گویند افسون است آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست! هر . نداند، لطفعلی خان خوب می داند در جنگ، پیروزی به پُر تعداد بودن نیست! ای سرنوشتِ شوم، جام شوکرانت کو؟ این خانه دیگر درخورِ آباد بودن نیست! « احسان اکابری »

"عشق" پـرواز ِ بلندی است ... مرا پــر بدهید به من .شه ی از مــرز فراتر بدهید مـن به دنبال ِ دل گمشده ای می گردم یک پ. به من از بال ِ کبوتر بدهید تا درختـان جوان راه ِ مـرا سد نکنند بـرگ سبزی به من از فصل صنوبر بدهید یادتان باشد اگــر کار به تقسیم کشید باغ ِ جولان مرا بی در و پیکر بدهید آتش از . ی آن ســرو جوان بردارید شعله اش را به درختان تناور بدهید تا که یک نسل ، به یک اصل خیانت نکنند به گلــو فرصت فریاد ابوذر بدهید عشق اگر خواست نصیحت به شما ؛ گوش کنید تن بــرازنده ی او نیست ، به او سر بدهید دفتـر شعر جنون بار مرا . کنید ... یا به یک شاعـــر

زن جواب داد : «میبینم که به ریاضی علاقه دارید.» و سیگاری روشن کرد. هنوز هم کنار تخت مرد ایستاده بود، نه محتاط و مراقب، مثل .ی که کنار تخت بیماری ایستاده است، بلکه انگار کنار جنایتکاری که . ی دیوار گذاشته اندش و مرگش عملی ست پسندیده و مطلوب؛ روندی که صحنه ی روزگار را از وجودی بی خاصیت پاک می کند. زن خندید : «حدس می زدم شما جزو آن دسته از اَحمق ها باشید که به ریاضیات قسم می خوردند. قانون قانون است. x=x. بزرگترین مز.فی که این آسمانِ تا ابد خونین و تا ابد تیره ی بالای سرِ ما به خودش دیده. حالا اگر قانونی وجود داشته باشد، فراتر از آدم ها، و فراتر از میزا

بیست و چهارم بهمن نود و پنج ، پنجاهمین سالگرد پرواز زنی ، فراتر از زمان خود . مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسیددر بهـــــاری روشن از امــواج نـــوردر زمستــــان غبــــار آلــــــود و دوریـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شورمرگ من روزی فــــرا خــواهد رسیدروزی از این تلـــخ و شیرین روزهـاروز پـــوچی همچو روزان دگــــــــرســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــادیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــارگـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سردناگهــــان خـــو. مرا خـــواهد ربودمن تهی خــــواهم شد از فریــــاد دردخـاک می خواند مرا هر دم به خویشمی رسند از...

رساله مجموعه رستورانی تاریخ ایجاد 30/04/2016 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 160 برگ ورد قیمت: 8000 تومان حجم فایل: 12233 kb تعدادمشاهده 16 رساله مجموعه رستورانی . رساله پایان نامه معماری طراحی مجموعه رستورانی 160 صفحه با فرمت word مقدمه در دنیای امروز به مقوله غذا و غذاخوری ، فراتر از نیاز بشر نگاه می شود. در دنیای گسترش فرهنگ ها و آداب و رسوم ملل ، غذا از آن دسته مقولاتی است که دیگر از نیاز و حتی خواست بشر فراتر رفته است و برای ملت ها به بخشی از فرهنگ آنها تبدیل شده است. فرهنگ غذا و غذا خو

معمولی بودن! معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد. مثلا؛ شاگرد معمولی بودن، قیافه معمولی داشتن، دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن... ... منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابرها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما، فراوان و بسیار هست. فرهنگ ایده آل گرایی تیغ .به ای است که هم انگیزه ایست مثبت برای پیشرفت و هم می تواند شوق و ذوق فراوان آدمهای معمولی را شهید کند. من مثلا بعد از سالها با علا

سالها بازیچه تقدیر بودن ساده نیست مثل یک دیوانه در زنجیر بودن ساده نیست زندگی در برکه شاید سرنوشت ماهی است عاشق قلاب ماهیگیر بودن ساده نیست عشق مثل اتفاقی ساده می افتد ولی بعد از آن با درد و غم درگیر بودن ساده نیست مثل فرهادی که خواب هر شبش شیرین شده صاحب رویای بی تعبیر بودن ساده نیست ساده یک شب چشم آهویی گرفتارت که کرد خوب می فهمی که دیگر شیر بودن ساده نیست سالها آشفتگی زیر سر این جمله بود عشق تقصیر است و بی تقصیر بودن ساده نیست علی صفری

واقعا درک نمیکنم چرا باید از موفقیت یک نفر دیگه خوشحال شد..یعنی نمیدونم چطور میتونم موفقیت دیگری رو به واسطه ی همشهری بودن ، هم وطن بودن ، هم کیش بودن یا هم زبون و هم فرهنگ بودن به خودم ارتباط بدم .. امیدوارم هیچوقت در مسیری قرار نگیرم که برای خوشحال و راضی بودن ، به جای فعال بودن در بیان حرف هایی که فکر میکنم برای گفتن دارم، منفعلانه خودم رو به یک نفر یا یک گروه و دسته ی بزرگتر بچسبونم.

رساله مجموعه رستورانی تاریخ ایجاد 30/04/2016 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 160 برگ ورد قیمت: 8000 تومان حجم فایل: 12233 kb تعدادمشاهده 16 رساله مجموعه رستورانی . رساله پایان نامه معماری طراحی مجموعه رستورانی 160 صفحه با فرمت word مقدمه در دنیای امروز به مقوله غذا و غذاخوری ، فراتر از نیاز بشر نگاه می شود. در دنیای گسترش فرهنگ ها و آداب و رسوم ملل ، غذا از آن دسته مقولاتی است که دیگر از نیاز و حتی خواست بشر فراتر رفته است و برای ملت ها به بخشی از فرهنگ آنها تبدیل شده است. فرهنگ غذا و غذا خوری. غذای ملت ها امروز سفیر آن کشور ها در نقاط مختلف دنی...

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها