جستجوی عبارت علی و برکت خانه همنیشین خوب شرافت خانه به وسعت حیاط جایگاه خوب خانه بزرگی منزل و وسعت رزق





فروش و اجاره جایگاه عروس و داماد تشریفات عروسی




0

فروش و اجاره جایگاه عروس و داماد تشریفات عروسی


اجاره جایگاه عروس و داماد


در صورتی که جایگاه عروس و داماد حرفه ای لازم دارید تا شب عروسی تان


رویایی شود


مهمترین و بهترین مکان شما عروس و داماد گرامی جایگاه شما می باشد که تشریفات کارینور با دیزاین های خاص (گل آرایی ، مدرن و کلاسیک) و متنوع و رمانتیک ، این مکان را برای شما سروران به یاد م خواهد نمود.


این قسمت از سالن عروسی در واقع  محلی برای  استراحت عروس و داماد  همچنین  مکانی  برای برداشت ع های یادگاری  با میهمانان شماست


کارینور بهترین جایگاه عروسی را در شب به یاد ماندنی شما اجرا میکند


که در زیر ع این جایگاه را مشاهده مینمایید


جایگاه عروس داماد


 


ثبات قیمت شما چند روز میباشد؟


قیمت ها هر 30 روز یک بار تغییر یافته و محاسبه قیمت نیز


از آن روز با قیمت جدید خواهد بود


نحوه سفارش ؟


جهت سفارش ابتدا با شماره تماس 09100281611 یا 02155473996  یا 02435529452  و 09373701119 تماس حاصل فرمایید و سفارش خود را در هر کجای ایران که هستین ثبت نمایید


قیمت های عمده چقدر هست ؟


با مراجعه به کانال تلگرام


یا


میتوانید با شماره های نامبرده تماس بگیرید و استعلام قیمت نمایید


کارینور را بخاطر بسپارید آتش بازی و نورافشانی


نحوه تسویه حساب و پرداخت به چه صورت هست؟


پس از استعلام قیمت مبلغ از لینک payso.ir و یا شماره کارت 6037.9918.8983.9662 بنام رحمان نیک زاد بانک ملی واریز و شماره تراکنش را به ایمیل info@karinor.ir ارسال نمایید و جهت هماهنگی با شماره های نامبرده تماس حاصل فرمایید


و ارسال بار از طریق باربری میباشد و هزینه باربری نیز بر عهده یدار میباشد


  اجاره جایگاه عروس ، اجاره جایگاه عروس و داماد ، استیج و جایگاه عروس ، انواع جایگاه عروس ، انواع جایگاه عروس و داماد ، تزیین جایگاه عروس با بادکنک ، تزیین جایگاه عروس با پارچه ، تزیین جایگاه عروس با تور ، تزیین جایگاه عروس با حریر ، تزیین جایگاه عروس با ساتن ، تزیین جایگاه عروس با شمع ، تزیین جایگاه عروس با کمترین هزینه ، تزیین جایگاه عروس با گل ، تزیین جایگاه عروس داماد ، تزیین جایگاه عروس در خانه ، تزیین جایگاه عروس در منزل ، تزیین جایگاه عروس ساده ، تزیین جایگاه عروس و داماد ، تزیین جایگاه عروس و داماد با بادکنک ، تزیین جایگاه عروس و داماد با تور ، تزیین جایگاه عروس و داماد در خانه ، تزیین جایگاه عروس و داماد در منزل ، جایگاه عروس ، جایگاه عروس و داماد ، جایگاه بسیار زیبای عروس و داماد ، جایگاه عروس داماد ، جایگاه عروس و داماد ، جایگاه ساده عروس و داماد ، جایگاه شیک عروس ، جایگاه شیک عروس و داماد ، جایگاه عروس 2013 ، جایگاه عروس 2014 ، جایگاه عروس با بادکنک ، جایگاه عروس با تور ، جایگاه عروس با حریر ، جایگاه عروس با ساتن ، جایگاه عروس جدید ، جایگاه عروس خانگی ، جایگاه عروس داماد ، جایگاه عروس داماد تالار ، جایگاه عروس داماد جدید ، جایگاه عروس داماد در تالار ، جایگاه عروس داماد در خانه ، جایگاه عروس داماد شیک ، جایگاه عروس در تالار ، جایگاه عروس در حنابندان ، جایگاه عروس در خانه ، جایگاه عروس در شیراز ، جایگاه عروس در منزل ، جایگاه عروس دوماد ، جایگاه عروس زیبا ، جایگاه عروس ساده ، جایگاه عروس عربی ، جایگاه عروس و داماد ، جایگاه عروس و داماد 2012 ، جایگاه عروس و داماد 2014 ، جایگاه عروس و داماد 2015 ، جایگاه عروس و داماد با کناف ، جایگاه عروس و داماد در باغ ، جایگاه عروس و داماد در تالار ، جایگاه عروس و داماد در خانه ، جایگاه عروس و داماد در منزل ، جایگاه عروس و داماد ساده ، جایگاه عروس و داماد شیراز ، جایگاه عروس و داماد ع ، جایگاه عروس و داماد هندی ، جایگاه عروسی ، جایگاه نشستن عروس و داماد ، جایگاه های زیبای عروس و داماد ، جدیدترین جایگاه عروس ، جدیدترین جایگاه عروس و داماد ، چیدمان جایگاه عروس ، چیدمان جایگاه عروس و داماد ، ید جایگاه عروس داماد ، ید جایگاه عروس و داماد ، زیباترین جایگاه عروس و داماد ، زیباترین جایگاههای عروس و داماد ، ساخت جایگاه عروس ، ساخت جایگاه عروس و داماد ، شیکترین جایگاه عروس ، طراحی جایگاه عروس ، طراحی جایگاه عروس و داماد ، طرح جایگاه عروس ، طرح جایگاه عروس داماد ، طرح جایگاه عروس و داماد ، ع جایگاه عروس ، ع جایگاه عروس داماد ، ع جایگاه عروس و داماد ، ع جایگاه عروس و داماد در تالار ، ع جایگاه عروس و دوماد ، ع های جایگاه عروس و داماد ، فروش جایگاه عروس ، فروش جایگاه عروس و داماد ، قشنگترین جایگاه عروس و داماد ، قیمت جایگاه عروس ، قیمت جایگاه عروس و داماد ، کرایه جایگاه عروس ، مدل جایگاه عروس ، مدل جایگاه عروس وداماد ، مدل جایگاه عروس ، مدل جایگاه عروس داماد ، مدل جایگاه عروس ساده ، مدل جایگاه عروس و داماد ، مدل جایگاه عروس و داماد در باغ ، مدلهای جایگاه عروس و داماد ، نمونه جایگاه عروس و داماد ، هزینه جایگاه عروس و داماد





علی کیست؟
علی قرة العین است.. عالمین است...و نور ثقلین است...وهم فاتح خندق ،جبل و بدر و حنین است...


علی نور دو عین است...اب الساقی این میکده عشق حسین است...


بنازم ید خیبر شکنش را...حسین و حسنش را....و زینب گل زهرا صفت یاسمنش را...


کنم هر نفس آویز به گوشم سخنش را...به کوثر ندهم قطره آب دهنش را...
 علی کیست؟
همانی که پیمبر زده مهر مسلمان شدنش را....به عالم ندهم یک سر تار کفنش را.
علی کیست؟
علی علم یقین است ...علی حبل متین است...علی نور مبین است.علی لنگر عرش است و زمان است و زمین است...


ملک دین است...یگانه سرور مطلبین است...علی سید کل مسلمین است...بدانید فقط شاه نجف علی مومنین است...
 علی کیست؟
علی کل صلاة است...قعود است و قیام است...رکوع است و سجود است و سلام است...علی حج و زکات است...علی باب نجات است...


علی سرور کل کائنات است...علی حکم تمام ممکنات است...علی حی و ممات است...علی معنی کل صلوات است...


علی زینت بعد صلوات است...علی شیر خدا شاه نجف یک تنه زهرایی محض است.
علی کیست؟
 علیً اسدالله...علیً ولی الله...علیً حجت الله...علی دست خداوند...
نظر کن بر علی جانا,ببین آن آیت کبرا :
علی عقل
 علی عاقل
 علی دانش
 علی دانا
 علی راز
 علی حکمت
 علی همت
 علی رأفت
 علی معلول
 علی علت
 علی همتا
 علی تنها
 علی فضل
 علی فاضل
 علی عدل
 علی عادل
 علی حکم
 علی حاکم
 علی دین
 علی دنیا
 علی داد
 علی داور
علی یار
 علی یاور
 علی صبر
 علی صابر
 علی علو
 علی اعی
 علی تورات
 علی قرآن
 علی انجیل
 علی فرقان
 علی مظهر
 علی اطهر
 علی زهد
 علی تقوا
 علی اعلم
 علی افضل
 علی اعدل
 علی اکمل
 علی بهتر
 علی برتر
 علی مهتر
 علی موی
علی سرور
 علی
 علی حیدر
 علی صفدر
 علی حسن
 علی زیور
 علی زینت
 علی زیبا
 علی هادی
 علی مهدی
 علی راضی
 علی مرضی
 علی ناجی
 علی منجی
 علی بینش
 علی بینا
 علی نصر
 علی ناصر
 علی فتح
 علی فاتح
 علی مصلح
 علی ناصح
 علی فرد
 علی یکتا
علی مطلع
 علی طالع
 علی نور
 علی انوار
 علی مرشد
 علی احمد
 علی یاسین
 علی طاها
 علی رخشان
 علی تابان
 علی لؤلؤ
 علی مرجان
 علی ساقی
 علی کوثر
 علی زمزم
 علی صهبا
 علی عرفان
 علی عارف
 علی اشرف
 علی سید
 علی نطق
 علی ناطق
علی منطق
 علی گویا
 علی قاف
 علی نقطه
 علی طاها
 علی حامیم
 علی قصد
 علی مقصد
 علی مقصود
 علی معنا
به عشق المؤمنین بلند صلوات بفرست


مجموعه: اس ام اس های جالب


 


اس ام اس شهادت حضرت علی ع, اس ام اس برای شهادت حضرت علی


اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست


این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست


این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است


به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شهادت حضرت علی(ع)


 


کن عنایت بار اِلها سائل این خانه را


این منم در میزنم بگشا در کاشانه را


آمدم پیش تو با فرط گناهم ربّنا


لیلة القدر است و من نامه سیاهم ربّنا


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


عزای اولین مظلوم عالم رسیده


علی شد مهمان فاطمه ی قد خمیده


این زار و دلخسته/او پهلو ش ته


واویلا یا علی...


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


متن شهادت حضرت علی (ع)


 


آفاق کجا نور جَلی را حس کرد؟


آرامش صبح اَزَلی را حس کرد؟


جز پنج بهار فرصت زود گذر


کی طعم عد علی را حس کرد؟


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


پیام تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


غمش همواره بی پایان بماند


و سفره غرق بوی نان بماند


علی شد کشته تا در شیعیانش


 یتیمی" درد بی درمان بماند


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


بگوید دل،به بانگ جلی،به عشق ولی


غَمَت آقا،شده از ازل،به دل منجلی


علی یا علی یا علی جان


عبد ِ حق نما یا علی مدد


فروغ  هل اتی یا علی مدد


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


پیامک شهادت حضرت علی(ع)


 


شبای قدره و دارم،به ددلم شور تولّا


به لب ِ همه ی عالَم،یا علی علی یا مولا


اینه کلام ِ پیر و جوون،به گواهی ِ مادرامون،یا علی بوده اوّلین واژه ی ما


ایشالا با دعای علی،با دم ِ ربّنای علی،میشه نجف روزی ِ ما


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


شعر شهادت حضرت علی (ع)


 


مرثیه خوانی شد امشب کار دلها


که شده شیر خدا مهمان زهرا


هر دلی غرق ماتم شد


ماه قرآن محرّم شد


یا علی یا علی مولا...


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شهادت حضرت علی (ع)


 


لیلةُ القدر است و دیده گشته گریان


یا علی گفتیم و دل شد بیت الاحزان


غرق خون منبر و محراب


در جِنان فاطمه بی تاب


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی (ع)


 


دیگه از نخلستونا صدای مولا نمیاد


صدای ناله های دعای مولا نمیاد


یتیما کاسه ی شیر به دست و ناله روی لب


گریه کارشون شده در این عزا هر روز و شب


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی (ع)


 


دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد


وقتی تو را بابای من دنیا ندارد


رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه


حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)


 


بابا اتاق پر شده از بوی مادرم


وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم


دیگر خجل نباش تو از روی مادرم


فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس شهادت حضرت علی (ع)


 


آسمان ترسید و دریا هم دلش گرداب شد


صبح با فرق تو هر فجر جهان خوتاب شد


کاسه های شیر با شمشیر رو در رو شدند


زهر غالب شد در آ قاتل ارباب شد


 


اس ام اس شب قدر و شهادت حضرت علی, اس ام اس شهادت حضرت علی


اس ام اس برای شهادت حضرت علی (ع)


 


ب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد 


یک بار دیگر رخت ماتم در برم کرد 


ب که اشهد گفتنت ذکر لبت بود 


امن یجیب ورد لبان زینبت بود 


 


گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان



وقتی هوا رو به خنکی می رود سخت است که در مورد نشستن در هوای پاییزی بیرون خانه و یا گذارندن وقت در کنار است یا برکه ای کوچک در فضای بیرونی خانه خود رویاپردازی نکنیم. اما اگر باغ یا حیاط شما در خواب زمستانی فرو رفته است، اصلا دست از کار نکشید و ناامید نشوید. شما می توانید این فضا را تبدیل به مکانی فوق العاده زیبا و خاص کنید و از بودن در آن لذت ببرید. چه باغ یا حیاط شما کوچک باشد چه بزرگ، به روز و توسعه دادن آن مادامی که شما یک برنامه دقیق و روشن داشته باشید کار کاملا ساده ای است. با فکر و تعیین نیازهای اساسی، استفاده حداکثری از تمام فضاهای ممکن، برنامه ریزی دقیق و هدفمند، و استفاده از یک سبک مشخص و مناسب، می توانید به باغ یا حیاطی دست ی د که همه نیازهای شما را در فضای بیرونی خانه خود برطرف می کند و شما را در داشتن شب ها و روزهای مفرح و جذاب یاری می کند.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


1. نیازهای اساسی و م ومات اصلی خود را تعیین کنید.

سازش و به توافق رسیدن مهم ترین بخش در برنامه ریزی برای به روز یک باغ است. اگرچه همه ما به داشتن برکه دوست داشتنی پر از ماهی، یک است پرآب و زلال، و مناظر زیبا بسیار علاقه داریم، اما خب طبیعی است که نمی توان همه چیزهایی که به آن علاقه داریم را در یک فضای مشخص در کنار هم داشت و نمی توان به آن ایده آل رویایی دست یافت. پیش از آن که ذوق زده شوید و برای ید وسایل مورد نیاز به فروشگاه های وسایل باغبانی بروید، مدت زمانی را وقت بگذارید و در ساعات مختلف روز چرخی در حیاط خود بزنید و به این فکر کنید که نیازهای اصلی شما چیست و با اضافه شدن چه چیزهایی می توان این نیازها را برطرف کرد. چه عناصری هستند که بدون آن ها نمی توانید در فضای بیرونی خانه خود زندگی کنید و به نوعی جزء نیازهای اساسی شما به حساب می آیند؟ آیا می خواهید در فضای بیرونی خانه خود تفریح کنید؟ آیا یک پاسیو و یک فضای غذاخوری در فضای بیرونی خانه برای شما مهم و ضروری است؟ تمام این جنبه ها را بررسی کنید و بر اساس آن دیگر کارها و برنامه های خود را شکل دهید.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


یک حیاط کوچک بهانه بسیار خوبی است که به تخیل خود اجازه خودنمایی بدهید و برنامه ها و کارهای مختلفی را در آن تجربه و آزمایش کنید. این فضا که به دقت در مورد آن برنامه ریزی شده است (ع بالا) دارای یک مسیر بسیار کوچک اما زیبا، باغچه های کوچک مرتفع، و یک زمین شنی جذاب و خاص است. اگر برای تمام اجزا و فضاهای باغ خود برنامه داشته باشید و به آن فکر کنید، تعجب خواهید کرد که چقدر فضا در اختیار دارید و چقدر راحت می توانید کارهای متفاوت و متنوعی در آن انجام دهید.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


از ع بالا کاملا مشخص است که هدف مالک این خانه از طراحی این باغ ایجاد فضایی برای آرامش و آسایش است. یک پاسیوی سنگ فرش شده برای تفریح و سرگرمی در فضای بیرون خانه، فنس هایی برای ایجاد حریم که با درخت مو پوشیده شده اند، یک برکه کوچک که روی آن یک پل زیبا طراحی شده است، و مجموعه زیادی از گل ها و گیاهان مختلف باعث شده اند که بیش ترین استفاده از این فضا شود و در عین حال تمام نیازهای مالک آن برطرف شود.

تصمیم گیری در مورد نیازهای اساسی و م ومات ضروری به شما کمک می کند تا در مورد میزان پولی که می خواهید بابت این کار ج کنید تصمیم بگیرید. بیش تر بر روی مواد و مصالحی که در چشم هستند و باید دارای کیفیت خوبی باشند، مانند سنگ فرش های پاسیو، مسیرها و راه های سنگی، مبلمان، و غیره، سرمایه گذاری کنید. این هزینه ها را در بخش های دیگری می توانید جبران کنید مانند کاهش هزینه های مربوط به آبیاری گیاهان و گل ها (البته اگر ممکن است) و یدن وسایلی که خیلی مهم نیستند از دسته دوم فروشی ها یا بازارها. هم چنین برای کاهش هزینه ها می توانید بخشی از وسایل نه چندان ضروری را از مراکز بازیافت یداری کنید.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


2. کل فضای خود را در نظر بگیرید.

علاوه بر طراحی منظره به راه ها، کفپوش ها، و چیزهایی از این دست نیز فکر کنید. همان طور که به فکر فضاهایی برای گل ها و گیاهان هستید به جای انسان ها هم در درون حیاط هم فکر کنید، در غیر این صورت به خوبی و راحتی نمی توانید از فضای بیرونی خانه خود لذت ببرید. مالک این خانه به خوبی برای طراحی این فضا برنامه ریزی کرده و قسمت های مختلف باغ را بر اساس کارکردشان از هم جدا کرده است. پیاده روهای آجری نشان دهنده فضای باغ هستند و در انتهای آن یک فضای غذاخوری برای نان این خانه طراحی شده است.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


این که تصمیم بگیرید از فضای فیزیکی بیش تری در طراحی باغ خود استفاده کنید به این معنی نیست که باید حتما از قطعات بتنی یا موادی از این دست استفاده کنید. فضای باغ خود را با استفاده از انواع مختلف سنگ ها و سنگ فرش ها طراحی کنید تا به ظاهری جذاب و متفاوت دست ی د. همان طور که در ع بالا مشاهده می کنید ترکیب سنگ های ریز، سنگ های درشت، سنگ فرش ها، و سطوح بتنی جذ ت بصری زیبایی به این باغ داده است و کنتراست فوق العاده جذ با فضای سبز پیرامون آن ایجاد کرده است.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


از فضاهای عمودی غافل نشوید. دیوارها و فنس ها همان قدر مهم هستند که سطح زمین. با استفاده از درخت مو، گیاهان پیچی، چراغ های آویز، چراغ های دیواری، و یا حتی قاب ع یا آینه فضاهای عمودی باغ خود را زیبا و جذاب کنید.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


تقسیم باغ خود به فضاهای مختلف و به شکل های مختلف باعث می شود باغ شما بزرگ تر و دل بازتر به نظر برسد. با استفاده از حاشیه های سنگی یا آجری فضاهای سبز، سنگ فرش ها، و مناظر دیگر را از هم جدا کنید تا باغ شما به قسمت های مختلف با کاربردهای متفاوت تقسیم شود. در این کار استفاده از بافت های مختلف را فراموش نکنید.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


3. پلان در نظر گرفته شده برای طراحی باغ خود را روی کاغذ بیاورید.

وقتی در این مورد که می خواهید چه عناصری در باغ شما حضور داشته باشند تصمیم گرفتید و نحوه استفاده از فضاهای مختلف باغ برای شما روشن و واضح شد، پلان کلی باغ خود را روی کاغذ بیاورید. وقتی یک پلان دقیق (و با مقیاس درست) در مورد نحوه قرارگیری فضاها در کنار هم و چگونگی ترکیب آن ها با هم در اختیار داشته باشید روند انجام کارها برای شما (و یا فردی که با شما در این کار همکاری می کند) راحت تر و دقیق تر می شود و از این مسئله اطمینان پیدا می کنید که باغ شما دقیقا شبیه همان چیزی می شود که برای آن برنامه ریز و طراحی کرده اید.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


هنگام برنامه ریزی و طراحی حیاط خود منظره محوطه را از خانه نیز در نظر بگیرید. شما می خواهید که وقتی به سمت باغ می روید این فضا از نظر شما جذاب و زیبا باشد، اما این باغ باید از پنجره های اتاق خواب شما نیز زیبا و خوشایند به نظر برسد. ایجاد حسی از تقارن و تعادل در طراحی باغ باعث می شود که باغ شما از زاویه دید ی که در درون خانه هم قرار گرفته زیبا و جذاب باشد. گاهی نگاه به باغ از درون خانه از بودن در آن لذت بخش تر است.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


به این فکر کنید که می خواهید محوطه مخفی را در کجا قرار دهید. این فضا می تواند یک فضای مخفی باشد که در آن از روزهای خنک پاییزی و نوشیدن یک نوشیدنی خنک لذت ببرید و یا فضایی باشد که از دیده شدن و به چشم آمدن بی نظمی ها یا سطل موجود در باغ جلوگیری می کند. این فضای بیرونی که در ع بالا مشاهده می کنید، دارای فضای مخفی هوشمندانه ای است که در آن باربکیو، سطل ، و مبلمان اضافه پاسیو برای زمان هایی که نیاز به نشیمن های بیش تری در باغ هست پنهان شده اند.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


4. از یک سبک ساده و برجسته در طراحی باغ خود استفاده کنید.

طرح رنگی و تم کلی طراحی باغ خود را ساده انتخاب کنید. قرار دادن تعداد زیادی وسیله با رنگ ها و سبک های مختلف به سرعت چشم را خسته می کنند و باغ را تبدیل به فضایی خسته کننده و ل کننده می کند. همه شما می خواهید که باغ شما یک فضای آرامش بخش و زیبا باشد. فضایی که در ع بالا مشاهده می کنید دارای طراحی بسیار مینی مالیستی است و اگرچه دارای نیمکت ها و وسایل تزئینی اندکی است، اما همه آن ها دارای رنگ مایه های خنثی ی انی هستند و از این طریق فضایی آرامش بخش و زیبا در باغ ایجاد شده است.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


اضافه یک نقطه کانونی در فضای انتهایی باغ باعث می شود تا چشم سریعا توجه اش به این منطقه جلب شود و از این طریق فضای باغ بزرگ تر و باز تر به نظر می رسد. همان طور که در ع بالا مشاهده می کنید استفاده از فنس ها در کنار دیوارهای سنگی و پنجره های بزرگ باعث ایجاد نقطه کانونی کاربردی در این باغ شده است. وجود پنجره ها در دیوار باعث ورود نور طبیعی به داخل می شود و دیوارها مانعی در برابر منظره زیبای باغ از بیرون ایجاد نمی کنند. یک برکه کوچک، یک گلدان بزرگ، یا یک مجسمه نیز می توانند چنین فضایی را در انتهای باغ ایجاد کنند.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


اگر شما یک باغ کوچک دارید، این فضا (ع بالا) می تواند ایده های خوب و مناسبی به شما برای طراحی باغ تان بدهد. جزئیات خاصی به فضای خود اضافه کنید که معمولا در فضاهای داخلی خانه وجود دارند و فضا را زیباتر و چشم گیرتر می کنند. استفاده از آینه شیوه فوق العاده خوبی برای خلق این توهم است که فضای باغ شما از آن چیزی که واقعا هست بزرگ تر و بازتر است.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


گوی های آینه ای در کنار معبرهای موجود در باغ خانه خود بگذارید و یا آن ها را در فضاهای دیگر استفاده کنید تا نور طبیعی در باغ شما پخش شود. این گوی ها همان تاثیراتی را در فضای باغ ایجاد می کنند که یک آینه در فضا ایجاد می کند، اما این گوی ها جذ ت بصری و زیبایی بیش تری نسبت به یک آینه دارند.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


کاشتن گل ها و گیاهان در میان حاشیه های کم ارتفاع (و یا حتی بدون حاشیه) باعث می شود تا فضای باغ شما عریض تر به نظر برسد و در عین حال وجود سطوح مختلف در باغ باعث ایجاد حسی از بافت و بُعد می شود. این کار در فضای باغی که در ع بالا مشاهده می کنید انجام شده است.

دکوراسیون و چیدمان حیاط,طراحی حیاط های مدرن


استفاده از سطوح مختلف در حیاط ها یا باغ های خانه های که بر روی تپه یا دامنه کوه ساخته شده اند و زمین آن های آن شیب دار است راه بسیار هوشمندانه ای است. به جای این که باشیب تپه بجگنید با آن کنار بیایید. اضافه باغچه های مرتفع که دارای گل ها و گیاهان بلند هستند همان تاثیری را در فضا ایجاد می کند که حاشیه های موجود در یک باغ. بدیهی است که نگهداری از گل ها و گیاهان در درون باغچه بسیار راحت تر است.

منبع : chidaneh.com

دکوراسیون ایده آل خود را بسازید

  • طراحی داخلی حیاط های نقلی با ایده های ساده و کاربردی
  • نمونه هایی از سنگ فرش باغ و حیاط
  • نمونه هایی از سنگ فرش باغ و حیاط - سری دوم
مطلب در سایت مدل موبایل
ادامه مطلب

فروش و اجاره جایگاه عروس و داماد تشریفات عروسی

0

فروش و اجاره جایگاه عروس و داماد تشریفات عروسی

اجاره جایگاه عروس و داماد

در صورتی که جایگاه عروس و داماد حرفه ای لازم دارید تا شب عروسی تان

رویایی شود

مهمترین و بهترین مکان شما عروس و داماد گرامی جایگاه شما می باشد که تشریفات کارینور با دیزاین های خاص (گل آرایی ، مدرن و کلاسیک) و متنوع و رمانتیک ، این مکان را برای شما سروران به یاد م خواهد نمود.

این قسمت از سالن عروسی در واقع محلی برای استراحت عروس و داماد همچنین مکانی برای برداشت ع های یادگاری با میهمانان شماست

کارینور بهترین جایگاه عروسی را در شب به یاد ماندنی شما اجرا میکند

که در زیر ع این جایگاه را مشاهده مینمایید

جایگاه عروس داماد

ثبات قیمت شما چند روز میباشد؟

قیمت ها هر 30 روز یک بار تغییر یافته و محاسبه قیمت نیز

از آن روز با قیمت جدید خواهد بود

نحوه سفارش ؟

جهت سفارش ابتدا با شماره تماس 09100281611 یا 02155473996 یا 02435529452 و 09373701119 تماس حاصل فرمایید و سفارش خود را در هر کجای ایران که هستین ثبت نمایید

قیمت های عمده چقدر هست ؟

با مراجعه به کانال تلگرام

یا

میتوانید با شماره های نامبرده تماس بگیرید و استعلام قیمت نمایید

کارینور را بخاطر بسپارید آتش بازی و نورافشانی

نحوه تسویه حساب و پرداخت به چه صورت هست؟

پس از استعلام قیمت مبلغ از لینک payso.ir و یا شماره کارت 6037.9918.8983.9662 بنام رحمان نیک زاد بانک ملی واریز و شماره تراکنش را به ایمیل info@karinor.ir ارسال نمایید و جهت هماهنگی با شماره های نامبرده تماس حاصل فرمایید

و ارسال بار از طریق باربری میباشد و هزینه باربری نیز بر عهده یدار میباشد

اجاره جایگاه عروس ، اجاره جایگاه عروس و داماد ، استیج و جایگاه عروس ، انواع جایگاه عروس ، انواع جایگاه عروس و داماد ، تزیین جایگاه عروس با بادکنک ، تزیین جایگاه عروس با پارچه ، تزیین جایگاه عروس با تور ، تزیین جایگاه عروس با حریر ، تزیین جایگاه عروس با ساتن ، تزیین جایگاه عروس با شمع ، تزیین جایگاه عروس با کمترین هزینه ، تزیین جایگاه عروس با گل ، تزیین جایگاه عروس داماد ، تزیین جایگاه عروس در خانه ، تزیین جایگاه عروس در منزل ، تزیین جایگاه عروس ساده ، تزیین جایگاه عروس و داماد ، تزیین جایگاه عروس و داماد با بادکنک ، تزیین جایگاه عروس و داماد با تور ، تزیین جایگاه عروس و داماد در خانه ، تزیین جایگاه عروس و داماد در منزل ، جایگاه عروس ، جایگاه عروس و داماد ، جایگاه بسیار زیبای عروس و داماد ، جایگاه عروس داماد ، جایگاه عروس و داماد ، جایگاه ساده عروس و داماد ، جایگاه شیک عروس ، جایگاه شیک عروس و داماد ، جایگاه عروس 2013 ، جایگاه عروس 2014 ، جایگاه عروس با بادکنک ، جایگاه عروس با تور ، جایگاه عروس با حریر ، جایگاه عروس با ساتن ، جایگاه عروس جدید ، جایگاه عروس خانگی ، جایگاه عروس داماد ، جایگاه عروس داماد تالار ، جایگاه عروس داماد جدید ، جایگاه عروس داماد در تالار ، جایگاه عروس داماد در خانه ، جایگاه عروس داماد شیک ، جایگاه عروس در تالار ، جایگاه عروس در حنابندان ، جایگاه عروس در خانه ، جایگاه عروس در شیراز ، جایگاه عروس در منزل ، جایگاه عروس دوماد ، جایگاه عروس زیبا ، جایگاه عروس ساده ، جایگاه عروس عربی ، جایگاه عروس و داماد ، جایگاه عروس و داماد 2012 ، جایگاه عروس و داماد 2014 ، جایگاه عروس و داماد 2015 ، جایگاه عروس و داماد با کناف ، جایگاه عروس و داماد در باغ ، جایگاه عروس و داماد در تالار ، جایگاه عروس و داماد در خانه ، جایگاه عروس و داماد در منزل ، جایگاه عروس و داماد ساده ، جایگاه عروس و داماد شیراز ، جایگاه عروس و داماد ع ، جایگاه عروس و داماد هندی ، جایگاه عروسی ، جایگاه نشستن عروس و داماد ، جایگاه های زیبای عروس و داماد ، جدیدترین جایگاه عروس ، جدیدترین جایگاه عروس و داماد ، چیدمان جایگاه عروس ، چیدمان جایگاه عروس و داماد ، ید جایگاه عروس داماد ، ید جایگاه عروس و داماد ، زیباترین جایگاه عروس و داماد ، زیباترین جایگاههای عروس و داماد ، ساخت جایگاه عروس ، ساخت جایگاه عروس و داماد ، شیکترین جایگاه عروس ، طراحی جایگاه عروس ، طراحی جایگاه عروس و داماد ، طرح جایگاه عروس ، طرح جایگاه عروس داماد ، طرح جایگاه عروس و داماد ، ع جایگاه عروس ، ع جایگاه عروس داماد ، ع جایگاه عروس و داماد ، ع جایگاه عروس و داماد در تالار ، ع جایگاه عروس و دوماد ، ع های جایگاه عروس و داماد ، فروش جایگاه عروس ، فروش جایگاه عروس و داماد ، قشنگترین جایگاه عروس و داماد ، قیمت جایگاه عروس ، قیمت جایگاه عروس و داماد ، کرایه جایگاه عروس ، مدل جایگاه عروس ، مدل جایگاه عروس وداماد ، مدل جایگاه عروس ، مدل جایگاه عروس داماد ، مدل جایگاه عروس ساده ، مدل جایگاه عروس و داماد ، مدل جایگاه عروس و داماد در باغ ، مدلهای جایگاه عروس و داماد ، نمونه جایگاه عروس و داماد ، هزینه جایگاه عروس و داماد

سکان زمین و آسمان است علی

سلطان همه جهانیان است علی

گلواژه ی منشق از علی اعلاست

سر چشمه ی فیض بی کران است علی

آوازه ی او ز هفت اقلیم رسد

مشهور به هفت آسمان است علی

سر سلسله خلیل عبادالرحمن

آن بنده ی سر به آستان است علی

برتر ز علی رب جلی خلق نکرد

آقای همه بهشتیان است علی

از بعد نبی بر همه ی مخلوقات

از جانب دوست ارمغان است علی

اول وصی پیمبر اعظم اوست

بر دین رسول روح و جان است علی

شاگرد محمد امین است ولی

همه پیمبران است علی

دستور تمام انبیا در دستش

حق را شب معراج لسان است علی

هستند ان مبین رهرو او

یعنی که کاروان است علی

همتای عشق تنها زهرا ست

با دخت رسول همزبان است علی

بر هر نبی و ولی ولی الله است

مولای جمیع انس و جان است علی

در نور محبتش پر از جاذبه است

محبوب قلوب شیعیان است علی

بر غیب و شهود حاکم و سلطان است

آگاه ز راز ک شان است علی

جنت یکی از صنایع دستانش

صنعتگر آفریدگان است علی

ایمان و و اصل علی است

توحید و معاد عارفان است علی

مفتاح علوم ایزدی در نزدش

دیباچه ی علم لا مکان است علی

این است گواه لا مکان بودن او

یک شب به چهل مکان عیان است علی

مولا و متقین کیست علی است

حقا که مومنان است علی

سلمان که سبو از می منّا نوشید

او ظرف و در آن قطره چکان است علی

میثم سر دار از علی می گوید

با لله می وصل عاشقان است علی

قنبر که غلامی علی منصب اوست

او سالک و پیر راهدان است علی

در مرکز وحی کاتب وحی علی است

بر حامل وحی تر جمان است علی

گنجینه ی مخفی معارف مولاست

آئینه ذات مستعان است علی

تفسیر مبین فطره الله علی است

عشقش به دل پیر و جوان است علی

آیات مبین مدیحه اوصافش

هر سوره و آیه آرمان است علی

قرآن بدون او به قرآن جعلی است

تا ناطق و منطق و بیان است علی

دانید که سرّ اسم اعظم در چیست

ا یر به رمز کن مکان است علی

در اولُ الاولین عیان کیست علی است

در آ الآ ین نهان است علی

احسان قدیم و حکم فرمای ازل

مسجود همه فرشتگان است علی

موسای قلندر از علی نیل گشود

بر کشتی نوح پشتوان است علی

عیسا نه به خویش مرده را زنده کند

تجدید حیات مردگان است علی

میزان و قسیم نار و جنت حیدر

آری به صراط میزبان است علی

عنوان علی به چهره ها منقوش است

نامش به رخ موالیان است علی

با این همه مظهر العجائب بشر است !

یا اینکه خداوند جهان است علی

افتاده بیا که دستگیر تو علی است

بر بازوی نا توان توان است علی

بر سائل خود زکات بخشد به رکوع

با قاتل خویش مهربان است علی

نیروی ولایتش محک بر همگان

بر جمع خلایق امتحان است علی

در روز نبرد تک سوار عرب است

در عرصه صبر قهرمان است علی

خیبر شکن و صف شکن و بت شکن است

هنگام مصاف پهلوان است علی

هر ضربه که می زند به رجیم

تضمین بهشت جاودان است علی

لشگر عددی نبود در حرب علی

تشنه به قتال کافران است علی

در معرکه چشم فتنه را کور کند

شمشیر به فرق دشمنان است علی

با خنده مظلوم علی خشنود است

ویران گر ظلم پیشه گان است علی

با اشک یتیم دیده اش بارانی

با قوْتِ فقیر شادمان است علی

قانع به نمک و قرص نانی باشد

با اینکه نعیم آب و نان است علی

آن زاهد شب که شیر روزش خوانند

سالار همه دلاوران است علی

آری سه طلاقه کرد دنیایی را

الحق که زاهدان است علی

هر ذائقه با ولای او شیرین است

عطر گل و طعم زعفران است علی

او را نشناخت جز خدا و احمد

از بس که لطیف و دلستان است علی

آن میر مهیمنی که ما را در

از دوزخیان نگاهبان است علی

روزی که ی به داد امت نرسد

آن که به فکر دوستان است علی

امضای شفاعت است با مهر علی

در جواز مومنان است علی

آرامش شیعیان عا لم مهدی است

آرامش صاحب ا مان است علی

از عدل علی که می توان گفت سخن

جایی که شهید هر زمان است علی


علی (ع) و خاندانش در شاهنامه ی فردوسی و داستان های حماسی

نویسنده: منصور رستگار فسایی*

همچنان که پهلوانان و دلاور شاهنامه، نماد استواری و پایداری سلحشورانه ملّت ایران در برابر سلطه جویی ها و تهاجمات بیگانگان و روح همبستگی و هدف های گروهی مردم ما در طول تاریخ به شمار می آیند، دلبستگی به حضرت علی (ع) و خاندانش نیز بازگو کننده حق طلبی دینی و مذهبی و واکنش دمندانه فردوسی و معاصرانش در برابر سلطه خلفای بغداد و نفوذ ایشان در دربار سلاطین غزنوی و به تعبیری، ستیزی دینی و به حساب می آید که ریشه در علایق کهن مذهبی و ملی مردم روزگار فردوسی دارد. به همین جهت از همان روزی که ملّت ایران، شاهنامه را می شناسند و جادوی سخن فردوسی او را افسون می کند، شاهنامه و فردوسی با دو انگیزه که چون شیر و شکر به هم درآمیخته اند، ذهن مردم ما را به خود مشغول می کنند:
1ـ شاهنامه حماسه ای پرشور است که بر مبنای حق طلبی و از جان گذشتگی دلاوران و سلحشوران ایرانی پرداخته شده و فرهنگ و تاریخ و باورهای ارزشمند ملّت ایران را باز می نماید و سند ملی مردم ماست.
2ـ فردوسی شاعری شیعی است که بیش از سی سال عمر خود را صرف نظم شاهنامه کرده است و در اعتقاد مذهبی خود سخت استوار است و محمود غزنوی صرفاً به دلیل اختلاف مذهبی و ، حق او را نشناخته و آن چنان حماسه سرای بزرگ را پاداش شایسته نبخشیده است: بدین ترتیب در مشکلاتی که برای فردوسی پیش می آید هر یک از این دو عامل به نحوی تأثیر دارند:

1ـ مرا غمز د کان پر سخن
به مهر نبی و علی شدن کهن

من از مهر این هر دو شه نگذرم
اگر تیغ شه بگذرد بر سرم

مرا سهم دادی که در پای پیل
تنت را بسایم چو دریای نیل

نترسم که دارم ز روشن دلی
به دل مهرجان نبی و علی (1)

2ـ «فردوسی... روی به حضرت نهاد و [شاهنامه را] عرضه کرد و قبول افتاد... محمود با آن جماعت تدبیر کرد... گفتند... او مردی رافضی است و معتزلی مذهب و این بیت بر اعتزال او دلیل کند:

به بینندگان آفریننده را
نبینی، مرنجان دو بیننده را

و سلطان محمود مردی متعصب بود در او این تخلیط بگرفت و مسموع افتاد... و فردوسی محمود را هجا کرد...» (2) ، اما آن چه در تاریخ سیستان آمده است دیگر ناظر بر اختلاف مذهبی نیست که منوط به نگرش نژادی و محتوای پهلوانانه ایرانی شاهنامه است: «و حدیث رستم بر آن جمله است که ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه به شعر کرد و بر نام سلطان محمود کرد و چندین روز همی برخواند، محمود گفت همه شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم و اندر من هزار مرد چون رستم هست. ابوالقاسم گفت زندگانی خداوند دراز باد، ندانم اندر او چند مرد چون رستم باشد اما این دانم که خدای تعالی خویشتن را هیچ بنده چون رستم دیگر نیافرید... محمود را گفت این مرد مرا به تعریض دروغزن خواند ش گفت بباید کشت...» (3). که این حکایت یادآور بیتی است از فردوسی درباره محمود که:

چو اندر تبارش بزرگی نبود
نیارست نام بزرگان شنود (4)

در این گفتار ما برآنیم که وجوه متنوع تأثیر علی و خاندانش را ذهن فردوسی و در شاهنامه و در ذهن مردم ایران را در 9 نکته به اختصار بازگو کنیم:
1ـ دلبستگی شدید فردوسی به حضرت علی و خاندان او به حدی است که در عین حال که به قول سپهبد شهریار می داند که «تو مرد شیعیی و هر که تولّی به خاندان کند، او را دنیاوی به هیچ کاری نرود که ایشان را خود نرفته است» (5) اما در همان آغاز کتاب به بیان صریح اعتقادات مذهبی خود به اهل بیت می پردازد و علی را «وصی» می نامد و همین امر آتش خشم محمود را برمی افروزد و زبان طعن مشاوران وی را می گشاید تا او را رافضی و معتزلی بخوانند. این بخش شاهنامه نه تنها برای محمود حساسیت برانگیز بود که پس از وی برای بسیاری از خوانندگان و نسخه برداران شاهنامه نیز که شیعی یا سنّی بودند فرصتی فراهم آورد تا بیت هایی را بر این بخش از اشعار فردوسی بیفزایند یا از آن بکاهند تا به نوعی در شدید ساختن یا کمرنگ نمودن عقاید فردوسی بر خوانندگانش تأثیر گذارند. و به همین جهت است که می بینیم حذف ها و الحاقاتی که در این بخش از شاهنامه وجود دارد از هر جای دیگر این اثر بیشتر است و انگیزه این امر نیز جز احساس مذهبی و دفاع از عقاید شیعی یا حمله بدان نیست (6). و حتی گاهی کار این تغییرات به دستکاری هایی می انجامد مثلاً به ات زیر بنگرید:

که من شهر علمم، علیم در است
درست این سخن قول پیغمبر است...

اگر مهرشان من حکایت کنم
چو محمود را صد، حمایت کند...

در بعضی نسخه های شاهنامه بیت دوم را به این صورت تغییر داده اند که:

چو من از محمد حکایت کنم
چو محمود را صد حمایت کنم

اما بلافاصله پس از آن می خوانیم:

منم بنده هر دو تا رستخیز
اگر شه کند پیکرم ریز ریز

و کاتب فراموش کرده است که اگر علی به محمد تغییر یابد نفر دومی وجود ندارد که فردوسی بگوید منم بنده هر دو... در این بخش از مقدمه شاهنامه فردوسی پس از تمهید مقدمه ای و بعد از آنکه زبان به ستایش می گشاید و دین و دانش را در رستگاری و رهایی می نامد و توصیه می کند که اگر می خواهی دلی نژند و تنی مستمند نداشته باشی و از هر بدی رها شوی و سرت به دام بلا نیفتد، با توجه و عمل به گفتار ، راه راست را برگزین و راز راه راست این کلام رسول خداست:

که من شارستانم (شهر علمم) علیم در است
درست این سخن قول پیغمبر است

گواهی دهم کاین سخن راز اوست
تو گویی دو گوشم پر آواز اوست

و بدین ترتیب فردوسی با آوردن نام علی، رازی را بازمی گوید که گویی حضرت رسول در گوش هوش او خوانده است و آن دلبستگی به اهل بیت و درست بودن راه و روش آن ها بنابر عقاید شیعی دوازده ی فردوسی است که در قالب تمثیلی دلپذیر بدین سان بیان می شود و نتیجه می گیرد که سفینه نجات و فرقه ناجیه جز علی و اهل بیت و پیروان او نیستند:

منم بنده ی اهل بیت نبی
ستاینده خاک پای «وصی»

حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج از او تندباد

چو هفتاد کشتی بر او ساخته
همه بادبان ها برافراخته

یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچون چشم وس

محمد بدو اندرون با علی
همان اهل بیت نبی و «وصی»

دمند کز دور دریا بدید
کرانه نه پیدا و بن ناپدید

بدانست کو موج خواهد زدن
از غرق بیرون نخواهد شدن

به دل گفت اگر با نبی و «وصی»
شوم غرقه، دارم دو یار وفی

همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لوا و سریر

خداوند جوی می و انگبین
همان چشمه شیر و ماء معین

اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و «وصی» گیر جای

گرت زین بدآید گناه من است
چنین است و این دین و راه من است

بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

نباشد جز از پی پدر دشمنش
که یزدان به آتش بسوزد تنش

هر آن که در دلش بغض علی است
از او زارتر در جهان زار کیست

نگر تا نداری به بازی جهان
نه برگردی از نیک پی همرمان

همه نیکیت باید آغاز کرد
چو با نیکنامان بوی هم نورد... (7)

ملاحظه می شود که فردوسی دمند، در ات فوق سفینه نجات را در دریایی طوفانی وصف می کند که رسول خدا و علی و خاندان وی در آنند و دمند، یقین دارد که اگر خود نیز بدان کشتی پناه جوید، آن دو یار وفادار او را از غرق شدن خواهند رهانید و در حالی که با دلی سرشار از اعتماد و یا بیانی حماسی خود را خاک پای حیدر می شناسد، او را «دروازه شهر علم» و «همراهی نیک پی» و «نیک نام» و «وصی» رسول خدا و «خداوند جوی می و انگبین» و «چشمه شیر و ماء معین» می شناسد که پیروی از او نجات دو جهانی را نصیب می سازد.
فردوسی علی را «حیدر»، «جفت بتول» و «ستوده ی رسول خدا»، «سر انجمن»، «ولی» و «شفیع روز م » می شناسد:

- چهارم علی بود جفت بتول
که او را به خوبی ستاید رسول (8)

- از او بر روان محمد درود
به یارانش بر هر یکی برفزود

سر انجمن بد ز یاران علی
که خواندش پیمبر علی ولی

همه پاک بودند و پرهیزگار
سخن های او بر گذشت از شمار (9)

- وگر در دلت هیچ مهر علی است
تو را روز م به خواهش ولی است (10)

- هزاران درود و هزاران ثنا
ز ما آفرین باد بر مصطفی

و بر اهل بیتش همیدون، چنین
همی آفرین خوانم از بهر دین (11)

اما شاید در میان اوصاف شاهنامه، از حضرت علی پر معنی ترین کلمه ای که فردوسی به کار برده و خشم محمود را برانگیخته و اسباب منازعات بسیار فلسفی و کلامی را فراهم آورده است کلمه «وصی» برای وصف حضرت علی (ع) باشد، احمد مهدوی دامغانی در مقاله ای ممتّع و بسیار فاضلانه به بیان پاسخ این سؤال می پردازند که: «چرا فردوسی لفظ مبارک وصی را بدون هیچ قید و قرینه ای که آن را از همان مراد و مقصود معهود شیعه اثنی عشری خارج سازد، این قدر تکرار می فرماید و در شعر خود می گنجاند و نام مبارک علی را ذکر نمی فرماید و چرا با آنکه از لحاظ وزن و قافیه فرقی میان «علی» و «وصی» نیست خود را موظّف و مقید به همین لفظ «وصی» و تکرار آن می سازد... اگر در سرتاسر شاهنامه هیچ دلیل دیگری بر تشیع دوازده ی فردوسی جز همین یک کلمه نباشد، ادّله دیگر را همین یک کلمه کفایت می کند چرا که آنچه خوبان همه دارند این لفظ به تنهایی دارد و به اصطلاح واحدُ کالف است... و فقط همین کلمه است که فردوسی را از نظر محمود انداخت و همان لفظ «وصی» برای محکوم شمردن فردوسی کافی بود زیرا بنابر کتب صحاح و مساتید و دیگر کتب معتبر اهل سنت، همان قدر که حدیث در فضائل و مناقب ابوبکر و عمر و عثمان وارده شده...، (189) حدیث نیز در فضائل حضرت علی (ع) آمده است بنابراین اظهار محبت و ارادت فردوسی به اهل بیت چیزی نبوده است که سلطان محمود را خشمگین سازد... بنابراین نه «هفتاد کشتی» و «نه خوب کشتی» و «نه بغض علی» و نه «خداوند جوی می و انگبین» خشم سلطان محمود را برنینگیخته است و فقط همان کلمه «وصی» و تکرار مرتب آن است که خشم محمود و اطرافیان او را بر ضد فردوسی برانگیخته است زیرا در همین کلمه جامعه است که اصول عقاید شیعه اثنی عشری (و نه شیعه زیدی و کیسانی) یعنی: (1- عصمت 2- نص 3- فضیلت 4- انحصار ت در عدد12)، جمع است و تجلی می کند و فردوسی با این کلمه نه تنها صریحاً تشیع خود را اعلام می کند و عدم اعتقاد خود را به مذهب سلطان محمود ابراز می دارد، بلکه او را به بد مذهبی نیز منسوب می کند، به علاوه آنچه درباره کشتی وجوی و می و انگبین و چشمه شیر و ماء معین و بغض علی فرموده، دلیل قاطع دیگری بر تشیع اثنی عشری اوست و همه عیناً ترجمه احادیثی است که در کتب سنی و شیعه هر دو آمده است...» (12) ، در معتزلی بودن فردوسی نیز اظهار نظر فرموده اند که معمولاً دلیل اعتزال فردوسی را این بیت گفته اند:

به بینندگان آفریننده را
نبینی، مرنجان دو بیننده را

که اولّاً: «مشاوران محمود گویا فراموش کرده بودند که قرآن مجید هم به صراحت فرموده است: لا تدرکه الابصار».
ثانیاً: معتزله به «وعد و وعید» و «خلود در جهنم» و «عدم موضوعیت شفاعت» اعتقاد جازم دارند و بدیهی است که اگر فردوسی معتزلی بود، نمی گفت:

اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و وصی گیر جای...

... همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لوا و سریر (13)

درباره بیت؛

خداوند جوی می و انگبین
همان چشمه شیر و ماء معین

نیز باید گفت که بنابر روایت های شیعه یه این امر از عنایات خاصه حق تعالی بر المؤمنین علی در بهشت است و از لحاظ قدمت نسخه و آمدن آن در ترجمه بنداری نیز حجیت کامل دارد. (14)
اما آنچه درباره ی رافضی بودن فردوسی آمده است به قول «از اوائل قرن دوم کلمه «رافضی» به شیعیان اثنی عشری بیشتر اطلاق می شده است تا به دیگر فرق شیعه». (15)
2ـ از دلبستگی فردوسی به علی و اهل بیت و نفوذ باورهای این شاعر در مردم ما داستان هایی در گوشه و کنار کشور باقی مانده است. مثلاً اینکه حضرت علی چشم فردوسی را بینا کرد و به او زبان گویا و گوش شنوا بخشید تا «شاهنامه را بنویسد.» (16) یا اینکه چون فردوسی پذیرفت که شاهنامه را به نظم درآورد نگران بود که مبادا نتواند شاهنامه را تمام کند روزی به کنار چشمه ای رفت و وضو ساخت و با گریه و زاری رو به درگاه خدا آورد و به خواب رفت و حضرت علی را در خواب دید و از او یاری خواست. حضرت او را فرمود من تو را علم و حکمت الهی دادم و یاری می دهم تا ایران را زنده کنی، ایران از من است و من از ایران... و فردوسی بعد از سی سال توانست شاهنامه را تمام کند... (17)
3ـ در ذهن مردم ما، علی و خاندانش همانند پهلوانان و قهرمانان حماسه های ملی و براساس همان الگوها نگریسته می شوند که اگرچه برخی از آن ها به کلی دور از حقیقت تاریخی است و افسانه محض است اما بر اثر اخلاص شدید مردم ما به حضرت علی و خاندانش در میان مردم رواج یافته است. در این موارد اینان با همان روحیات قهرمانان ملی و حماسی، با دیوان و اژدهایان و دشمنان روبرو می شوند و می ستیزند، گاهی تغییر چهره می دهند و در سیمای شیران و اژدهایان جلوه می کنند آن چنان که انسان تصور می کند که اینان قهرمانان شاهنامه فردوسی یا گرشاسپ نامه اسدی هستند. گویی پردازندگان این قبیل داستان ها خواسته اند که قهرمانان دینی آنان، علاوه بر ارزش های باطنی معنویت و تقوای خاص خود، دارای ارزش های سلحشورانه و دلاورانه پهلوانان ملی نیز باشند تا کمالی مضاعف بیابند و گاهی نیز قهرمانان ملی را تا مرز تعارض با قهرمانان دینی به پیش برده اند امّا بالا ه به نوعی آشتی و سازش در میان آن ها رضایت داده اند. از آن جمله است بیش از ده روایت مختلف که در روایات ملی درباره ی علی و رستم در کتاب مردم و شاهنامه از شادوران انجوی آمده است که اساس آن ها بر این است که قهرمانان حماسه های ملی در خدمت حضرت رسول، علی و اهل بیت هستند: «می گویند رستم و رخش او در همان چاهی که رستم کشته شد در خوابند و هر وقت حضرت حجت (ع) ظهور کند اولین سواری که در رکاب آن حضرت شمشیر خواهد زد رستم دستان خواهد بد که سوار بر رخش خود با سلاح تمام، بیرون خواهد آمد و در خدمت قائم آل محمد و کمر بسته آن حضرت خواهد بود...» (18)
«... کلینی علیه الرحمه، از سعد اسکاف، روایت کرده است که به خدمت حضرت محمدباقر (ع) رفتم، رخصت طلبیدم، فرمود باش، آنقدر ماندم که آفتاب گرم شد، پس جماعتی بیرون آمدند باروهای زرد و عبادت ایشان را نحیف کرده و کلاه های خز در سر، چون داخل شدم فرمود ایشان برادران شمایند از جن، پرسیدم که به خدمت شما می آیند؟ فرمود: بلی، می آیند و از مسائل دین و حلال و حرام خود سؤال می نمایند و از حضرت باقر (ع) روایت کرده است که روزی حضرت المؤمنین بر منبر مسجد کوفه نشسته بودند، ناگاه اژدهایی از مسجد داخل شد، مردم برخاستند، آن را بکشند، حضرت فرمود معترض آن مشوید، آمد تا نزدیک منبر و بلند شد و بر حضرت سلام کرد، حضرت اشاره فرمودند باش، تا از خطبه فارغ شدند، پرسیدند تو کیستی؟ گفت: منم عمرو بن عثمان که پدرم را بر جن خلیفه کرده بودی پدرم مرد و مرا وصیت کرد، به خدمت تو آیم و آنچه رأی تو اقتضا نماید به آن عمل کنم، و آنچه فرمایی، اطاعت کنم، حضرت فرمود: تو را وصیت می کنم به تقوی و پرهیزکاری و امر می کنم برگردی و جانشین پدر خود باشی که من تو را از جانب خود بر ایشان خلیفه ، راوی به حضرت باقر عرض نمود که اکنون عمر به خدمت تو می آید، اطاعت تو بر او واجب هست؟ فرمود: بلی. (19)»
باستانی پاریزی در کتاب اژدهای هفت سر داستانی کوتاه از اژدهای هفت سر نقل می کند که به اعتقاد مردم هنگو (روستایی در نزدیک پاریز کرمان) در این راستا می زیسته است و به دست حضرت علی سنگ شده است:
قرن ها و سال ها پیش مردم این قریه، آن ها را که شب ها از کوه هیزم می آوردند، دیده بودند حیوانی سهمناک را، که در دل شب آهسته، بر کنار کوه می غلطد و برای آب خوردن بر سر چشمه می آید. البته صبحگاهان که مردم بر سر چشمه می رفتند، اثری از آن حیوان نبود، پیرمردان قوم آهسته با خود، نجوا می د و حدس می زدند که حیوانی مخوف همسایه آن ها شده است، و پنهانی گه گاه به زبان می آوردند که برین بوم ما بر، یکی اژدهاست. آن ها شنیده بودند که، اژدها حیوانی سهمناک است و آتش از دهانش بیرون می زند و به نیروی نفس و جاذبه دهان خود، ممکن است آدمیزاد را به خود بکشد و ببلعد. نشانه هایی که هیزم کش ها می دادند حکایت از وجود اژدهایی سهمگین بر دامنه ی کوهستان داشت... دختران با زبان ساده دهاتی، می گفتند «شبی مادری پیر که بیمار بود از فرزندان خود آب خواست، دو دختر او متوجه شدند که در کوزه آب نیست زیرا آن روز فراموش کرده بودند که از چشمه آب بیاورند، دختر بزرگ و کوچک با وجود مخالفت مادر بیمار هراسان و لرزان عازم چشمه شدند، همانطور که حدس می زدند، اژدها در کنار چشمه ه بود، از دهان و چشم او آتش می بارید، بی امان، دهان گشود و هر دو را به خود کشید، دختران معصوم بی اختیار فریاد زدند: یا علی، نیروی غیبی مدد کرد. مولا با ذوالفقار، سر رسید و بی امان شمشیر را حواله اژدها کرد، فریاد سهمگین برخاست، اژدهایی درنگ به سنگ تبدیل شد، همان لحظه، حلقه ای از سنگ بر دامنه کوه، جای گرفت، مردمان ده سراسیمه بیرون پ د و دختران را که در دهان اژدها سنگ شده، محبوس مانده بودند، از سوراخ بینی او بیرون کشیدند. از آن روزگار باز مردم این د ده در سوراخ های سنگی که حدس می زنند، سوراخ بینی اژدهاست، شمع روشن می کنند. (20) »
* در خاورنامه منثور نیز داستان ذوالفقار علی و اژدها را چنین می خوانیم: «... اما چند کلمه از جناب مولا بشنو که از سر «پنج راه» با قنبر، از طلوع صبح روان شدند، اما رسیدند به پای قلعه... صدا از اژدها بلند شد که آدمیزاد به کجا می آیی، قنبر ترسید، مولا ذوالفقار را انداخته، چرخی زد، آن هم به صورت اژدهایی شد و برابر او ایستاد و آتش با گرفت، هر چند آتش بارید، ذوالفقار به کام کشید. یک دفعه صدای رعد و برق بلند شد، از میان رعد و برق، ص بلند شد که سوختم، بعد، دیدند که یک پیر ساحری آن جا سوخته است و علامت قلعه هم برطرف شد.» (21) و از داستان های حضرت علی و رستم جهان پهلوان هم زیاد نقل شده است:
* «می گویند روزی رستم با اژدهایی روبرو شد و هر چه جنگید دید که حریف اژدها نمی شود... به درگاه خداوند نالید که خدایا مرا در پیش دلاوران ایران شرمنده مکن، او را خواب در ربود و در خواب ن به گوشش رسید که ای رستم! مرگ این اژدها در دست ی است که نام اسبش دلدل و نام شمشیرش ذوالفقار است و در زمان پیغمبر آ ا مان خواهد رسید، رستم نالید که خداوندا این چگونه مردی است؟ ندا آمد ای رستم او علی شیرخدا است و این اژدها را در شش ماهگی خود خواهد کرد، رستم نالید و آرزو کرد که خدایا کاش من آن حضرت را درمی یافتم، این درخواست رستم قبول شد و حضرت را زیارت کرد و باز هم زنده خواهد ماند تا در رکاب اولاد علی شمشیر زند...» (22)
* «هر وقت حضرت علی (ع) جنگ می کرد و پیروز می شد، حضرت محمد (ص) به او می گفت یا علی امروز جنگی رستمانه کردی تا اینکه روزی از آن حضرت خواست تا رستم را به او نشان دهد، حضرت رسول نشانی های رستم را به حضرت علی دادند و از آن روز به بعد حضرت در جستجوی رستم بودند تا آنکه در نزدیک ری شخصی را دیدند که همان رستم بود، او را به نبرد دعوت فرمود و به زورآزمایی پرداختند، حضرت علی به قدرت خداوند از رستم زورمندتر بود ولی حضرت علی دلاوری و پهلوانی رستم را پسندید اما چون به خدمت پیغمبر بازگشت گفت رستم هم دلاور بود ولی من به قدرت خداوند بر او پیروز شدم». ضمناً از اعتقادات مردم است که می گویند رستم و کیخسرو نمرده اند بلکه در خدمت حضرت صاحب ا مانند و وقت ظهور در رکاب آن حضرت، شمشیر خواهند زد. (23)
4ـ درباره ی حضرت عباس علمدار واقعه کربلا، در شاهنامه داستان مشابهی وجود دارد و آن به دندان گرفتن درفش به وسیله بیژن است که در یادگار زریران نیز همانندی دارد که در آن جا چون دست «گرامی» در نبرد قطع می شود او نیز درفش را با دندان می گیرد. (24)
«در روز عاشورا حضرت عباس برای آوردن آب می رود که دست راستش را قطع می کنند. او می جنگد و دست چپش را نیز از دست می دهد اما به هر حال مشک آب را چرخاند و خودش را روی آب انداخت...» (25)
5ـ درباره علاقه و انتساب افراد خانواده عصمت و طهارت به ایران و ایرانیان نیز روایات متعددی وجود دارد. از حضرت رسول روایت می کنند که چون باذان فرمانروای ایرانی یمن به وی ایمان آورد، «لشکر فارس که با وی بودند همه ایمان آوردند و مسلمان شدند، سیّد (حضرت رسول) ّم شد و سخت شادمان شد و گفت انتم منّا و الینا اهل البیت. گفت شما که اهل فارس اید از مایید و حرمت شما پیش من همچون حرمت اهل البیت است و این سبب آن بود که رسولان باذان گفتند یا رسول الله الی من نحن؟ گفتند ما را به کی باز خوانند. آنگاه سیّد علیه الصّلوه والسّلام ایشان را گفت انتم منّا و الینا اهل البیت. گفت شما را به من بازخوانند. همچنان که اهل البیت را به من بازخوانند و از این جهت بود که بعد از آن چون سلمان به خدمت سیّد علیه الصّلوه والسّلام رسید، در حق وی گفت سلمان منّا اهل البیت: حرمت سلمان چون حرمت اهل البیت من است». (26) و باز در همین کتاب آمده است که «چون سلمان رسم عجم دانست گفت یا رسول الله حوالی مدینه خندقی باید کندن تا لشکر که درآیند بر ما هجوم نتوانند از بهر این در عجم هیچ شهری بی خندق نباشد، حضرت رسول به اشارت سلمان، بفرمود تا آن خندق برکندند بعد از آن جمع مهاجر گفتند که سلمان از ماست و انصار گفتند که سلمان از ماست بعد از آن پیغمبر علیه السلام گفت: سلمان منّا اهل البیت یعنی سلمان نزد من همچون اهل بیت من است. (27)»
6ـ انتساب افراد ایرانی به خاندان علی و بالع نیز از مسائل مشترک ایرانیان و اهل البیت است. در فارسنامه ابن بلخی از متون نثر قرن ششم هجری آمده است که: «پیغمبر علیه السّلام گفته است انّ الله خیرتین من خلقه، من العرب قریش و من العجم فارس، یعنی کی خدای را دو گروه گزین اند از جمله خلق او، از عرب قریش و از عجم پارس، و پارسیان را قریش العجم گویند و علی ابن الحسین را که معروف است به زین العابدین، ابن الخیرتین گویند یعنی پسر دو برگزیده به حکم آنکه پدرش حسن بن علی بود و مادرش شهربانویه بنت یزید جردالفارسی و ف حسینیان بر حسنیان از این است که جدّه ایشان شهربانویه بوده است و کریم الطرفین اند... پیغمبر علیه السّلام را پرسیدند کی چرا عاد و ثمود و مانند ایشان زود هلاک شدند و ملک پارسیان دراز کشید با آنکه آتش پرست بودند، پیغمبر (ص) گفت از بهر آنک آبادانی در جهان و دادگستردند میان بندگان. (28)»
7ـ در متون مختلف، به فارسی دانی حضرت رسول، حضرت علی و بعضی از ان اشاره رفته است. در فارسنامه ابن بلخی می خوانیم: «... در قرآن یک لفظ پارسی است و این از غرایب است و آن «سجیل» است... و پیغمبر ما بسیار لفظ پارسی دانستی و چند لفظ گفته است که معروف است و در ستایش پارسیان خبر مأثور است از پیغمبر (ص) که لوکان هذاالعلم معلّقاً بالثّریا، لناله رجال من فارس یعنی اگر این علم از ثریا آویخته بودی مردانی از پارس بیافتندی (29)».
8ـ در روایت های نقّالان و داستان هایی که در زورخانه ها نقل می شده است نیز توجه به داستان های ملی و مخصوصاً علاقه ی مردم به علی و خاندان وی کاملاً مشهود است. علی شاه مردان و سلحشوران است و «رستم را می بینیم که شام می گزارد و یا سهراب در یکی از عرصه ها ناگهان به آیه ای از قرآن استناد می کند (30)».
9ـ در بسیاری از حماسه های دینی ایرانی نیز علاقه شدید ایرانیان به اهل بیت در منظومه هایی به سبک و سیاق شاهنامه منعکش شده است که در آن ها زندگی و جنگ های حضرت رسول، حضرت علی و برخی از ائمه عظام به شیوه داستان های حماسی بر طبق همان الگوها و خوارق عادات به نظم آمده است. که از آن جمله اند:
1. خاوران نامه از ابن حسام، در شرح احوال و داستان های جنگ ها و فتوحات علی ابن طالب و نبردهای آن حضرت با دیوان و اژدهایان. این کتاب در 830 هجری به پایان رسیده است.
2. صاحبقران نامه در داستان سیدال ء حمزه که به سال 1073 به نظم درآمده است و ناظم آن معلوم نیست.
3. حمله حیدری در زندگی حضرت رسول و علی ابن طالب و ائمه اثنی عشر و حضرت صاحب ا مان از میرزامحمد رفیع خان باذل:

پس از مصطفی مدح شیر خدا
بود نزد ارباب عرفان روا

به مدح علی خامه سر می کنم
زمین تا فلک پر گهر می کنم...

ز جولانگه غیب بیرون ام
برون آر تیغ علی از نیام

سر دشمنان از بدن دور کن
برای دل دوستان سور کن (31)

4. حمله ی راجی از ملا بمانعلی کرمانی که به «حمله ی حیدری» راجی نیز معروف است و در 1270 به چاپ رسیده است (32).
5. خداوندنامه صبای کاشانی که مفصل ترین حماسه دینی شیعی است و در شرح احوال حضرت رسول و جنگ های حضرت علی است.
6. اردیبهشت نامه از سروش اصفهانی در وصف حضرت رسول.
7. جنگنامه از آتشی در شرح جنگ های علی علیه السلام.
8. داستان علی اکبر و قاسم بن حسن از شاعری به نام محمدطاهربن ابوطالب (33).

پی نوشت ها :

* شیراز
1ـ از هجونامه منسوب به فردوسی به نقل از صفحه 187 حماسه سرایی در ایران.
2ـ چهار مقاله نظامی عروضی به تصحیح قزوینی، ص 49.
3ـ تاریخ سیستان ص 7 و 8.
4ـ تاریخ ادبیات در ایران جلد اول، صفا، ص: 485.
5ـ چهار مقاله نظامی عروضی، به تصحیح قزوینی، ص50.
6ـ برای اطلاع از کیفیت این تغییرات رجوع شود به شاهنامه تصحیح خالقی مطلق، جلد اول، ص10 و 11 و شاهنامه چاپ مسکو ج1 ص 7.
7ـ این ات در چاپ خالقی 9 بیت است در حالی که در چاپ انستیتو خاورشناسی 17 بیت است. ر.ک ص9 ج1 تهران، 1971.
8ـ شاهنامه چاپ خالقی مطلق ج3 ص 10.
9ـ شاهنامه، مول 5/51/8.
10ـ همانجا 6/122/985.
11ـ همانجا 917 و 7/252/916.
12ـ مهدوی دامغانی، مذهب فردوسی، گلچرخ، شماره 8 و 9، بهمن و اسفند 72 ص13.
13ـ همانجا.
14ـ همانجا.
15ـ همانجا.
16ـ مردم و فردوسی، شادروان انجوی ص10 و 11.
17ـ همانجا ص12.
18ـ مردم و شاهنامه ص156.
19ـ اژدها در اساطیر ایران، منصور رستگار 234.
20ـ مردم و شاهنامه ص161.
21ـ همانجا ص121.
22ـ همانجا ص160.
23ـ خالقی مطلق، حماسه سرای کهن، ص26.
24ـ بحارالانوار ج45 ص40.
25ـ رفیع الدین اسحق بن محمد بن همدانی، سیرة رسول الله، ص93.
26ـ همانجا ص740.
27ـ فارسنامه ابن بلخی، لسترنج، ص4 و 5.
28ـ همانجا ص7.
29ـ داستان رستم و سهراب از مرشد عباس زریری به کوشش دوستخواه ص پنجاه و یک.
30ـ حمله حیدری باذل ص 5.
31ـ حماسه سرایی در ایران صفحات 377 تا 390.

منبع:مجله ی ادبستان، شماره ی 54.

پاسخ :

این که چند نفر از یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، زن هستند، دقیقاً مشخص نیست و حتی این که زنی در میان یاران خاص آن حضرت باشد، مورد تردید است؛ چرا که بیشتر روایاتی کهدرباره عدد 313 نفر از یاران حضرت در کتاب های معتبر شیعه و اهل سنت نقل شده است، همگی آن ها مرد را ذکر کرده اند و تنها در بین این روایات، یک روایت از شیعه و یک روایت از اهل سنت وجود دارد که گفته اند در بین این یاران خاص، پنجاه نفر زن وجود دارد.

از این رو، در نوشتار حاضر ابتدا روایاتی را که بیانگر یاران آن حضرت از مردان هستند، از منابع اهل سنت و شیعه بررسی کرده و در پایان روایاتی که ن را نیز جزء یاران حضرت می دانند مورد بررسی قرار می دهیم.

الف: منابع اهل سنت

در منابع اهل سنت روایاتی متعددی آمده است که تعداد یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از میان مردان بیان کرده اند:

روایت اول

حاکم نیشابوری روایت صحیحی را درباره تعداد یاران حضرت مهدی علیه السلام چنین نقل می کند:

حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا الحسن بن علی بن عفان العامری ثنا عمرو بن محمد العنقزی ثنا یونس بن أبی إسحاق أخبرنی عمار الدهنی عن أبی الطفیل عن محمد بن الحنفیة قال کنا عند علی رضی الله عنه فسأله رجل عن المهدی فقال علی رضی الله عنه هیهات ثم عقد بیده سبعا فقال: ذاک ی ج فی آ ا مان إذا قال الرجل الله الله قتل فیجمع الله تعالى له قوما قزع کقزع السحاب یؤلف الله بین قلوبهم لا یستوحشون إلى أحد ولا یفرحون بأحد یدخل فیهم على عدة أصحاب بدر لم یسبقهم الأولون ولا یدرکهم الآ ون وعلى عدد أصحاب طالوت الذین جاوزوا معه النهر

محمد حنفیه گوید نزد علی علیه السلام بودیم که شخصی از مهدی پرسید حضر علی علیه السلام فرمودند: چقدر دور است ، سپس حضرت هفت بار دستش را بست و فرمود : او ( حضرت مهدى علیه السلام ) در آ ا مان قیام خواهد کرد، زمانیکه اگر ى ، خدا خدا ، بگوید کشته مى گردد. آنگاه خداوند متعال گروهى را که مانند ابرهاى متفرق بوده اند جمع کرده و بین آنها دوستى را حاکم کرده که از احدى نمى ترسند واز آنکه ى در جمع آنها وارد شده وبه آنها اضافه مى گردد خوشحال نگشته و تعداد آنها بعدد اصحاب بدر بوده ونه سابقین ونه آینده گان به مقام و فضیلت آنها نخواهند رسید و نیز تعداد آنها به عدد اصحاب طالوت که همراه او از نهر گذشتند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

وی در خصوص سند روایت گوید:

هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم ی جاه.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج 1 ص 199، طبق برنامه الجامع الکبیر.

ذهبی نیز درباره روایت گوید:

على شرط البخاری ومسلم

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج 4 ، ص 596، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

روایت دوم

روایتی را طبرانی در معجم الکبیر خود چنین آورده است:

حدثنا أَحْمَدُ بن مُوسَى الشَّامِی الْبَصْرِی ثنا سَهْلُ بن تَمَامِ بن بَزِیعٍ ثنا عِمْرَانُ الْقَطَّانُ عن قَتَادَةَ عن أبی الْخَلِیلِ عن عبد اللَّهِ بن الْحَارِثِ عن أُمِّ سَلَمَةَ ق قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم یبَایعُ لِرَجُلٍ بین الرُّکْنِوَالْمَقَامِ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فَیأْتِیهِ عَصَائِبُ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَأَبْدَالُ أَهْلِ الشَّامِ فَیغْزُوَهُمْ جَیشٌ من أَهْلِ الشَّامِ حتى إذا کَانُوا بِالْبَیدَاءِ خُسِفَ بِهِمْ یغْزُوهُمْ رَجُلٌ من قُرَیشٍ أَخْوَالُهُ کَلْبٌ فَیلْتَقُونَ فَیهْزِمُهُمْ فَکَانَ یقَالُ الْخَائِبُ من خَابَ من غَنِیمَةِ کَلْبٍ

ام سلمه روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در میان مکه و مقام ابراهیم علیه السلام، انی که تعدادشان به اندازه اهل بدر است، با مردى بیعت مى‏کنند. در این هنگام سران عراق و قهرمانان اهل شام ظاهر مى‏گردند لشکرى از شامى‏ها با آنها نبرد مى‏کنند تا هنگامى که به «بیدا» مى‏رسند و در آنجا دچار خسوف مى‏شوند. و با آنها مردى از قریش که‏ دائى‏هاى او از «بنى کلب» اند نبرد مى‏کند و در میدان جنگ با آنها تلاقى مى‏نماید و خدا آنها را منهزم مى‏سازد. آرى زیانکار ى است که از غنیمت «بنى کلب» بهره‏اى برده باشد.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج 23، ص 295، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة ا هراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

هیثمی نیز این روایت را نقل کرده و گوید:

رواه الطبرانی فی الکبیر والأوسط باختصار وفیه عمران القطان وثقه ابن حبان

وضعفه جماعة وبقیة رجاله رجال الصحیح.

این روایت را طبرانی نقل کرده و در سند آن عمران است که ابن حبان او را توثیق کرده است اما عده ای نیز او را تضعیف کرده اند اما بقیه رجالش صحیح است.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع ا وائد ومنبع الفوائد، ج 7، ص 314، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

لازم به ذکر است افراد دیگری نیز قطان را توثیق کرده اند.

ابن حجر او را توثیق کرده و گوید:

عمران بن داور بفتح الواو بعدها راء أبو العوام القطان البصری صدوق یهم.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1، ص429، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز او را ثقه دانسته است:

عمران بن داور العمى بصرى ثقة.

عمران ثقه است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2، ص189، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

روایت سوم

ابن نعیم روایت صحیحی را از صلی الله علیه و آله نقل می کند که در آن اشاره شده است که تعداد یاران مهدی به اندازه اهل بدر هستند:

حدثنا أبو یوسف المقدسی عن عبد الملک بن أبی سلیمان عن عمرو بن شعیب عن أبیه عن جده قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم فی ذی القعدة تحازب القبائل وعامئذ ینتهب الحاج فت ملحمة بمنى فیکثر فیها القتلى وتسفک فیها الدماء حتى تسیل دماؤهم على عقبة الجمرة حتى یهرب صاحبهم فیؤتى [ به ] بین الرکن والمقام فیبایع وهو کارة ویقال له ان أبیت ضربنا عنقک فیبایعه مثل عدة أهل بدر یرضى عنه ن السماء و ن الأرض.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن، ج 1، ص 341، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

بررسی سند

عبدالملک بن أبی سلیمان

وی از راویان صحیح بخاری و مسلم است

ابن حجر او را توثیق کرده و گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان میسرة العرزمی ...المفتوحة صدوق.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1، ص363، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی کوفى ثقة ثبت فی الحدیث.

عبدالملک ثقه و ثابت در حدیث است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2 ص103، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

ابن سعد نیز درباره او گوید:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی ...وکان ثقة مأمونا ثبتا.

عبدالمک ثقه، مورد اطمینان و ثابت بود

ا هری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفاى230هـ)، الطبقات الکبرى، ج6 ، ص350،، ناشر: دار صادر - بیروت.

ذهب نیز او را حافظ کبیر نامیده است:

عبد الملک بن أبی سلیمان العرزمی الکوفی الحافظ الکبیر.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تذکرة الحفاظ، ج1 ص155، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولى.

عمر بن شعیب

وی نیز از راویان صحیح بخاری و مسلم است

ابن حجر درباره او گوید:

عمرو بن شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق.

عمرو صدوق است

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1 ص423، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

عجلی نیز او را توثیق کرده است:

عمرو بن شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص ثقة.

عمرو ثقه است

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم، ج2 ص177، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولى، 1405 – 1985م.

شعیب بن محمد

ابن حجر درباره او گوید:

شعیب بن محمد بن عبد الله بن عمرو بن العاص صدوق ثبت.

شعیب صدوق و ثابت است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقریب هذیب، ج1 ص267، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

ابن حبان نیز او را در الثقات آورده است

شعیب بن محمد بن عبد الله.

میمی البستی، ابوحاتم محمد بن حبان بن أحمد (متوفاى354 هـ)، الثقات، ج6 ص437، تحقیق السید شرف الدین أحمد، ناشر: دار الفکر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

عبدالله بن عمرو بن عاص

وی از صحابه است همچنانکه ابن حجر او را در الاصابه آورده است:

عبد الله بن عمرو بن العاص بن وائل.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج 4 ص 192، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ - 1992م.گ

روایت چهارم

روایتی را ابن نعیم از زهری نقل می کند که عدد یاران حضرت مهدی علیه السلام را 312 نفر ذکر کرده است:

حدثنا عبد الله بن مروان عن سعید بن یزید عن ا هری قال ی ج المهدی من مکة بعد الخسف فی ثلثمائة وأربعة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن ، ج 1، ص 351، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

روایت پنجم

ابن نعیم همچنین روایت دیگری را نیز این چنین نقل کرده است:

حدثنا سعید أبو عثمان عن جابر عن عن أبی جعفر قال ثم یظهر المهدی بمکة عند العشاء ....سنته فیظهر فی ثلثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر.

المروزی، أبو عبد الله نعیم بن حماد (متوفاى288هـ) ، کتاب الفتن ، ج 1، ص 345، تحقیق : سمیر أمین ا هیری ، ناشر : مکتبة وحید - القاهرة ، الطبعة : الأولى ، 1412هـ.

روایت ششم

فاکهی روایتی را از ابن سیرین چنین نقل می کند:

حدثنا علی بن المنذر قال ثنا محمد بن فضیل بن غزوان قال حدثنا أشعث عن ابن سیرین قال یبایع المهدی بین الحجر والمقام على عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر.

الفاکهی، محمد بن إسحاق بن العباس ابوعبد الله (متوفاى275هـ)، أخبار مکة فی قدیم الدهر وحدیثه، ج 1، ص470، تحقیق د. عبد الملک عبد الله دهیش، ناشر: دار خضر - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1414هـ.

روایت هفتم

مقدسی روایتی را نقل کرده و در آن روایت به عدد یاران حضرت مهدی علیه السلام نیز این چنین اشاره شده است:

ثم قال علیه السلام : فیجمع الله عز وجل أصحابه على عدد أهل بدر ، وعلى عدد أصحاب طالوت ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، .....

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج1 ص 161، طبق برنامه الجامع الکبیر.

روایت هشتم

مقدسی همچنین روایت دیگری را این چنین نقل کرده است:

وقیل : إنه ی ج من واد بأرض الشام ... ، وی ون على عدد أهل بدر ، ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً ، ثم تجتمع إلیه المؤمنون.

المقدسی الشافعی السلمی، جمال الدین، یوسف بن یحیی بن علی (متوفاى: 685 هـ)، عقد الدرر فی أخبار المنتظر، ج 1، ص 149، طبق برنامه الجامع الکبیر.

طبق این روایات تعداد یاران مهدی علیه السلام 313 نفر مرد می باشد و در این روایات نامی از ن برده نشده است البته طبرانی روایتی را از صلی الله علیه و آله نقل می کند که تعداد یاران 314 نفر هستند که در بین آنها ن نیز وجود دارند.
وی در این خصوص می نویسد:

حدثنا محمد بن عثمان بن أبی شیبة قال حدثنا محمد بن عمران بن أبی لیلى قال حدثنا المطلب بن زیاد عن لیث عن أبی جعفر محمد بن علی بن حسین عن أم سلمة ق قال رسول الله صلى الله علیه وسلم یسیر ملک المشرق إلى ملک المغرب فیقتله ثم یسیر ملک المغرب إلى ملک المشرق فیقتله فیبعث جیشا إلى المدینة فیخسف بهم ثم یبعث جیشا فیسبى ناسا من اهل المدینة فیعوذ عائذ بالحرم فیجتمع الناس إلیه کالطائر الواردة المتفرقة حتى إلیه ثلاثمائة واربع عشر فیهم نسوة فیظهر على کل جبار وبن جبار ویظهر من العدل ما یتمنى له الاحیاء امواتهم فیحیا سبع سنین فان زاد ساعة فاربع عشرة ثم ما تحت الأرض خیر مما فوقها.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الأوسط، ج 5 ، ص 334، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ناشر: دار الحرمین - القاهرة – 1415هـ.

هیثمی این روایت را ذکر کرده و در مورد سندش گوید:

رواه الطبرانی فی الاوسط وفیه لیث بن أبی سلیم وهو مدلس وبقیة رجاله ثقات.

در سند این روایت لیث بن سلیم وجود دارد که مدلس است اما بقیه رجال همه ثقه هستند.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، مجمع ا وائد ومنبع الفوائد، ج 7 ، ص 315، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

این روایت نه تنها از نظر سند همچنانکه هیثمی گفته است، مشکل دارد، توان مقابله با آن همه روایت که اسم زن در آنها نیامده است، ندارد.

ب: منابع شیعه

روایات در این باره در کتب شیعه آنقدر فراوان است که نیازی به بررسی سند نیست، اما یک روایت را از باب نمونه مورد بررسی سندی قرار داده و بقیه را بدون بررسی سند نقل می کنیم:

روایت اول

مرحوم شیخ صدوق روایت صحیحی را با این سند چنین نقل می کند:

وَبِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ سَیأْتِی‏ فِی‏ مَسْجِدِکُمْ‏ ثَلَاثُمِائَةٍ وَثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا یعْنِی مَسْجِدَ مَکَّةَ یعْلَمُ أَهْلُ مَکَّةَ أَنَّهُ لَمْ یلِدْهُمْ آبَاؤُهُمْ وَلَا أَجْدَادُهُمْ عَلَیهِمُ السُّیوفُ مَکْتُوبٌ عَلَى کُلِّ سَیفٍ‏ کَلِمَةٌ تَفْتَحُ أَلْفَع کَلِمَةٍ فَیبْعَثُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى رِیحاً فَتُنَادِی بِکُلِّ وَادٍ هَذَا الْمَهْدِی یقْضِی بِقَضَاءِ دَاوُدَ وَسُلَیمَانَ علیهما السلام وَلَا یرِیدُ عَلَیهِ بَینَةً.

ابان بن تغلب گفت: صادق علیه السلام فرمود: در همین مسجد شما یعنى در مکه به زودى سیصد و سیزده‏ مرد می آیند که اهل مکه بخوبى می دانند آنها را پدران و نیاکان آنان به دنیا نیاورده اند (آن ها را نمی شناسند). به دست آنها شمشیرهای است که بر هر کدام آن ها کلمه ای نوشته شده که هزار کلمه از آن گشوده می شود؛ پس خداوند بادی می فرستد تا هر وادى فریاد بزنند که این مهدى است و به روش داود و سلیمان و قضاوت می کند و برای حکم خود بینه و شاهد نمی طلبد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص671، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

بررسی سند

سند این حدیث همان سند روایتی است که قبل از این روایت در کتاب کمال الدین و الن می باشد که به این صورت است:

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی درباره او می گوید:

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقة ثقة، عین...

بزرگ مردم قم، فقیه و پیش وت آنان به شمار می رفت، وی بسیار مورد اعتماد و مطمئن بود و شخصیت برجسته ای داشت.

رجال النجاشی، ص383.

شیخ طوسی نیز می گوید:

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به... جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقة.

وی گرانقدر و والا مقام است، به علم رجال تسلط دارد و مورد اعتماد است. در فقه نکته سنج و آگاه و مطمئن است».

الفهرست، ص237

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار

نجاشی می گوید:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقة، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایة.

در میان عالمان شیعه قم، دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

رجال النجاشی، ص354

یعقوب بن یزید

نجاشی می گوید

وکان ثقة صدوقا...

وی مورد اعتماد و بسیار صادق و راستگو بود:

رجال النجاشی، ص450.

شیخ طوسی می گوید:

کثیر الروایة، ثقة.

وی روایات بسیاری نقل کرده و مورد اعتماد است:

الفهرست، ص264

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می گوید:

جلیل القدر، عظیم المنزلة فینا وعند المخالفین...

وی از نظر ما و حتی مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

رجال النجاشی، ص32.

شیخ طوسی نیز می گوید:

وکان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است

الفهرست، ص218

أبان بن عثمان الأحمر

مرحوم کشی او را جزء اصحاب اجماع آورده است:

أجمعت العصابة على تصحیح ما یصح من هؤلاء وتصدیقهم لما یقولون وأقروا لهم بالفقه، من دون أولئک الستة الذین عددناهم وسمیناهم، ستة نفر: جمیل بن دراج. وعبد الله بن مسکان، وعبد الله بن ب ، وحماد بن عیسى، وحماد ابن عثمان، وأبان بن عثمان.

تمام شیعیان اجماع دارند بر تصحیح روایاتی که با سند صحیح از این افراد نقل شود و همچنین بر راستگو بودن آن ها اجماع دارند:...

رجال الکشی، ج2، ص673

أبان بن تغلب

نجاشی می نویسد

عظیم المنزلة فی أصحابنا، لقی علی بن الحسین، وأبا جعفر، وأبا عبد الله علیه السلام وروى عنهم، وکانت له عندهم منزلة وقدم.

که او محضر سه علیه السلام را درک و جایگاه خاصی نزد آن بزرگواران داشته و شیعیان نیز برای او موقعیت ممتازی قائل بودند:

رجال النجاشی، ص10.

شیخ طوسی نیز می گوید

ثقة، جلیل القدر، عظیم المنزلة فی أصحابنا.

او ثقه جلیل القدر است که جایگاه ویژه نزد اصحاب ما دارد

الفهرست، ص57

بنابراین این روایت از نظر سند معتبر است

روایت دوم

این روایت را نعمانی چنین نقل کرده است:

أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید ، عن هؤلاء الرجال الأربعة ، عن ابن محبوب . وأخبرنا محمد بن یعقوب الکلینی أبو جعفر ، قال : حدثنی علی بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه . قال : وحدثنی محمد بن عمران ، قال : حدثنا أحمد بن محمد بن عیسى ، قال : وحدثنا علی بن محمد وغیره ، عن سهل بن زیاد ، جمیعا ، عن الحسن بن محبوب . قال : وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی ، عن أبی علی أحمد بن محمد بن أبی ناشر ، عن أحمد بن هلال ، عن الحسن بن محبوب ، عن عمرو بن أبی المقدام ، عن جابر بن یزید الجعفی ، قال : " قال أبو جعفر محمد بن علی الباقر ( علیه السلام ) : یا جابر ، ا م الأرض ولا تحرک یدا ولا رجلا حتى ترى علامات أذکرها لک إن أدرکتها ... . فیجمع الله علیه أصحابه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا، وی م الله له على غیر میعاد قزعا کقزع ال یف .

باقر علیه السلام بعد از ذکر نشانه های ظهور ووقایع ظهور فرمود: ...پس خداوند سیصد و سیزده مرد یاران آن حضرت را بر او گرد مى‏آورد و بدون قرار قبلى خداوند آنان را گرد مى‏آورد همچون ‏هاى ابر پائیز که بهم میپیوندند

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 288 – 291 ، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

این روایت در بسیاری از کتاب های شیعه نقل شده و روایتی است کاملاً معتبر.

روایت سوم

این روایت را نیز نعمانی از ابان چنین نقل کرده است:

أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ الرَّازِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ:سَیَبْعَثُ اللَّه‏ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا إِلَى مَسْجِدٍ بِمَکَّةَ یَعْلَمُ أَهْلُ مَکَّةَ أَنَّهُمْ لَمْ یُولَدُوا مِنْ آبَائِهِمْ وَ لَا أَجْدَادِهِمْ عَلَیْهِمْ سُیُوفٌ مَکْتُوبٌ عَلَیْهَا أَلْفُ کَلِمَةٍ کُلُّ کَلِمَةٍ مِفْتَاحُ أَلْفِ کَلِمَةٍ وَ یَبْعَثُ اللَّهُ الرِّیحَ مِنْ کُلِّ وَادٍ تَقُولُ هَذَا الْمَهْدِیُّ یَحْکُمُ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ لَا یُرِیدُ بَیِّنَةً.

أبان بن تغلب از صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «خداوند در آینده سیصد و سیزده [مرد] را در مسجدى [در] مکّه بر مى‏انگیزد، و اهل مکّه مى‏دانند که آنان از پدرانشان و اجدادشان زاده نشده‏اند (یعنى اهل مکّه نیستند)، براى ایشان شمشیرهائى است که هزار کلمه بر آن نوشته شده، هر کلمه خود کلید هزار کلمه است، خداوند از هر سرزمینى باد را برانگیزد تا بگوید: این همان مهدى است که بر طبق حکم داود حکم مى‏کند و به گواه نیاز ندارد».

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 328، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت چهارم

شیخ طوسی روایتی را در این خصوص چنین نقل کرده است:

حدثنا أبو سلیمان أحمد بن هوذة الباهلی ، قال : حدثنا إبراهیم بن إسحاق النهاوندی بنهاوند سنة ثلاث وسبعین ومائة ، قال : حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاری سنة تسع وعشرین ومائتین ، عن عبد الله بن ب ، عن أبان بن تغلب ، قال : کنت مع جعفر بن محمد ( علیه السلام ) فی مسجد بمکة وهو آخذ بیدی ، فقال : یا أبان ، سیأتی الله بثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا فی مسجدکم هذا ، یعلم أهل مکة أنه لم یخلق آباءهم ولا أجدادهم بعد علیهم السیوف ، مکتوب على کل سیف اسم الرجل واسم أبیه وحلیته ونسبه ، ثم یأمر منادیا فینادی : هذا المهدی یقضی بقضاء داود وسلیمان ، لا یسأل على ذلک بینة.

أبان بن تغلب گوید: «در مکّه خدمت صادق علیه السّلام در مسجدى بودم، و آن حضرت در حالى که دست مرا گرفته بود، به من فرمود: اى أبان در آینده نزدیک خداوند سیصد و سیزده مرد را در همین مسجد شما گرد مى‏آورد، و اهل مکّه مى‏دانند که پدرانشان و اجدادشان هنوز آفریده نشده‏اند، آنان شمشیرها به میان بسته‏اند، بر هر شمشیرى اسم آن مرد و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش نوشته شده است، پس (آن حضرت) نداکننده‏اى را دستور مى‏دهد و او آواز مى‏دهد: این همان مهدى است که بر طبق قضاوت داود و سلیمان قضاوت مى‏کند و براى آن گواهى نمى‏طلبد

الطوسی، الشیخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، کتاب الغیبة، ص 328، تحقیق الشیخ عباد الله الطهرانی/ الشیخ على احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف ال یة، الطبعة : الأولى، 1411هـ.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، - ج 52 ، ص 369،تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت پنجم

صدوق روایت طولانی را از صلی الله علیه و آله نقل کرده است که در آن به عدد اصحاب حضرت مهدی علیه السلام چنین اشاره شده است:

حدثنا أبو الحسن أحمد بن ثابت الدوالیبی بمدینة السلام قال : حدثنا محمد بن الفضل النحوی قال : حدثنا محمد بن علی بن عبد الصمد الکوفی قال : حدثنا علی بن عاصم ، عن محمد بن علی بن موسى ، عن أبیه علی بن موسى بن جعفر ، عن أبیه جعفر بن محمد ، عن أبیه محمد بن علی ، عن أبیه علی بن الحسین ، عن أبیه الحسین بن علی علیهما السلام قال : دخلت على رسول الله صلى الله علیه وآله وعنده أبی بن کعب فقال رسول الله صلى الله علیه وآله : مرحبا بک یا أبا عبد الله یا زین السماوات والأرض...... یجْمَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنْ أَقَاصِی الْبِلَادِ عَلَى‏ عَدَدِ أَهْلِ‏ بَدْرٍ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَعَهُ صَحِیفَةٌ مَخْتُومَةٌ فِیهَا عَدَدُ أَصْحَابِهِ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَنْسَابِهِمْ وَ بُلْدَانِهِمْ وَ صَنَائِعِهِمْ وَ کَلَامِهِمْ وَ کُنَاهُمْ‏ کَرَّارُونَ مُجِدُّونَ فِی طَاعَتِهِ

حسین علیه السلام فرمود : بر صلی الله علیه و آله وارد شد در حالی که بن کعب نیز در محضر (ص) بودند حضرت به من فرمود: ای زینت زمین و آسمان خداوند از دورترین ا به تعداد أهل بدر یعنى سیصد و سیزده مرد براى او گرد آورد. او نوشته‏اى در دست دارد که لاک و مهر شده و در آن تعداد و اسامى اصحاب او و نیز نسب اى آنها و خلق و خوى، وضع ظاهرى، چهره و قیافه و نیز کنیه آنان ثبت شده است. این نفرات جن ر بوده، در اطاعت و فرمانبردارى از او کوشا هستند و مجدّانه عمل مى‏کند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 268، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت ششم

وی همچنین از سجاد علیه السلام چنین نقل کرده است

حدثنا أحمد بن محمد بن یحیى العطار رضی الله عنه قال : حدثنا أبی : عن محمد بن الحسین بن أبی الخطاب ، عن محمد بن سنان ، عن أبی خالد القماط ، عن ضریس ، عن أبی خالد الکابلی ، عن سید العابدین علی بن الحسین علیهما السلام قال : المفقودون عن فرشهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا عدة أهل بدر فیصبحون بمکة ، وهو قول الله عز وجل : " أینما ت وا یأت بکم الله جمیعا وهم أصحاب القائم علیه السلام .

چهارم زین العابدین علیه السلام فرمود آنها که از بستر خود براى یارى قائم ناپدید شوند سیصد و سیزده مرد باشند بشماره اهل بدر که صبح آن شب در مکه باشند و این ست گفته خداى تعالى (در سوره بقره آیه 148) هر جا که باشید خدا شما را همه را بیاورد» این‏ها اصحاب قائم علیه السلام باشند

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 654، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت هفتم

نعمانی همچنین از باقر علیه السلام چنین نقل روایت کرده است:

اخبرنا أحمد بن هوذة أبو سلیمان ، قال : حدثنی إبراهیم بن إسحاق النهاوندی ، عن عبد الله بن حماد الأنصاری ، عن أبی الجارود ، عن أبی جعفر الباقر ( علیه السلام ) ، قال : أصحاب القائم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم ، بعضهم یحمل فی السحاب نهارا ، یعرف باسمه واسم أبیه ونسبه وحلیته ، وبعضهم نائم على فراشه فیوافیه فی مکة على غیر میعاد

ابى جعفر باقر علیه السّلام که فرمود: یاران قائم سیصد و سیزده مرد از فرزندان عجم خواهند بود که بعضى از آنان بروز در میان ابر حمل مى‏شود و بنام خود و بنام پدرش و نسبش و خصوصیاتش معروف است و بعضى از آنان در بسترش‏ بخواب باشد که بمکّه‏اش دیدار کند بدون قرار وقت قبلى.

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 329، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت هشتم

روایت دیگری را نعمانی از باقر علیه السلام چنین نقل کرده است:

حدثنا علی بن الحسین ، قال : حدثنا محمد بن یحیى ، عن محمد بن حسان الرازی ، عن محمد بن علی الکوفی ، عن علی بن الحکم ، عن علی بن أبی حمزة ، عن أبی بصیر ، عن أبی جعفر الباقر ( علیه السلام ) : أن القائم یهبط من ثنیة ذی طوى فی عدة أهل بدر ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا حتى یسند ظهره إلى الحجر الأسود ، ویهز الرایة الغالبة . قال علی بن أبی حمزة : فذکرت ذلک لأبی الحسن موسى بن جعفر ( علیه السلام ) ، فقال : کتاب منشور

ابو بصیر از باقر علیه السّلام روایت کرده که: قائم علیه السّلام در میان گروهى به عدد اهل بدر- سیصد و سیزده مرد از ثنیه (گردنه) ذى طوى پائین مى‏آید تا آنکه پشت خود را به حجر الأسود تکیه مى‏دهد و پرچم پیروزی را به اهتراز در مى‏آورد.

النعمانی ،محمد بن إبراهیم ،(متوفای 380)، کتاب الغیبة، ص 329، تحقیق : فارس حسون کریم، قم ناشر : أنوار الهدى ، سال چاپ : 1422، چاپ : الأولى

روایت نهم

این روایت را علامه مجلسی نقل کرده است:

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیهِمْ مُصْعِدِینَ‏ مِنْ نَجَفِ الْکُوفَةِ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ.

گوئی به آن سیصد و چند مرد یاران می نگرم که از نجف کوفه بالا می روند، گویا قلبهای آنان (در استحکام و استواری) ها و قطعه های آهن است

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ، ص 34، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت دهم

روایت دیگری را نیز علامه مجلسی چنین نقل کرده است:

قال رَسُولُ اللَّهِ ص یا عَلِی إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا خَرَجَ یجْتَمِعُ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عَدَدَ رِجَالِ بَدْرٍ فَإِذَا کَانَ وَقْتُ خُرُوجِهِ یکُونُ لَهُ سَیفٌ مَغْمُودٌ نَادَاهُ السَّیفُ قُمْ یا وَلِی اللَّهِ فَاقْتُلْ أَعْدَاءَ اللَّه‏

پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: یا على موقعى که قائم ظهور کند سیصد و سیزده مرد به تعداد مردان جنگ بدر بگرد وى اجتماع کنند و وقت آمدنش نزدیک شود شمشیر غلاف‏شده‏اى دارد که همان شمشیر به وى مى‏گوید: اى ولى خدا برخیز و دشمنان را بکش‏.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ص 303، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت یازدهم

روایتی را قمی در کفایة الأثر چنین نقل کرده است:

أخبرنا أبو عبد الله الخزاعی ، قال أخبرنا محمد بن أبی عبد الله الکوفی ، عن سهل بن زیاد الآدمی ، عن عبد العظیم بن عبد الله الحسنی، قال : قلت لمحمد بن علی بن موسى .....وهو سمی رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وکنیه ، وهو الذی تطوى له الأرض ویذل له کل صعب ، یجتمع إلیه من أصحابه عدد أهل بدر ثلاثمائة وثلاث عشر رجلا من أقاصی الأرض ، وذلک قول الله عز وجل أینما ت وا یأت بکم الله جمیعا إن الله على کل شئ قدیر ، فإذا اجتمعت له هذه العدة من أهل الاخلاص أظهر أمره ، فإذا أکمل له العقد وهی عشرة ألف رجل ج بإذن الله ، فلا یزال یقتل أعداء الله حتى یرضى الله تبارک وتعالى

او همنام و هم کینه رسول خداست و او است ى که زمین زیر پاى او نوردیده شودو هر سرکشى براى او رام گردد و یارانش که بشماره اهل بدرند یعنی 313 مرد از دورترین نقطه‏ هاى زمین گرد او فراهم شوند و اینست تفسیر گفته خداى عز و جل (در سوره بقره آیه 148) فرماید هر کجا باشید خدا شما را مى‏آورد گردهم بدرستى که خدا بر هر چیز توانا است- چون این شماره از مردم زمین از اهل اخلاص گرد او جمع شوند خدا امر او را آشکار کند و چون شماره آنها یک عقد کامل شد که ده هزار مرد است باذن خدا وج کند و پى در پى دشمنان خدا را بکشد تا خداى تعالى راضى گردد.

الخزاز القمی الرازی ، أبی القاسم علی بن محمد بن علی، کفایة الأثر فی النص على الأئمة الاثنی عشر ، ص 282، تحقیق: السید عبد اللطیف الحسینی الکوه کمری الخوئی، ناشر: انتشارات ـ قم، 140هـ .

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 51 ص 157، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت دوازدهم

مفضل روایتی را از صادق علیه السلام این چنین روایت کرده است:

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ علیه السلام عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَةِ وَ حَوْلَهُ أَصْحَابُهُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةُأَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیةِ وَ هُمْ حُکَّامُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ عَلَى خَلْقِهِ حَتَّى یسْتَخْرِجَ مِنْ قَبَائِهِ کِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ عَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَیجْفِلُونَ عَنْهُ إِجْفَالَ الْغَنَمِ الْبُکْمِ فَلَا یبْقَى مِنْهُمْ إِلَّا الْوَزِیرُ وَ أَحَدَ عَشَرَ نَقِیباً کَمَا بَقَوْا مَعَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ علیه السلام فَیجُولُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لَا یجِدُونَ عَنْهُ مَذْهَباً فَیرْجِعُونَ إِلَیهِ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَعْرِفُ الْکَلَامَ الَّذِی یقُولُهُ لَهُمْ فَیکْفُرُونَ بِهِ

مفضل بن عمر گوید صادق علیه السلام فرمود گویا بقائم (ع) نگاه می کنم بالاى منبر کوفه است و سیصد و سیزده مرد یارانش بشماره اهل بدر اطرافش هستند و آنان پرچمداران و حکام خدایند در روى زمین بر خلقش تا آن که علیه السلام از قباى خود یک نامه با مهر طلائى بیرون می کند که سفارشى است از طرف رسول خدا براى او و چون آن را اعلام میدارد مانند وحشت زده گنگ از دورش میرمند و جز یک و یازده نقیب و سرهنک ى نمیماند همان اندازه که با حضرت موسى ماندند این‏ها در سراسر زمین میگردند و جز او مرجعى بدست نمى‏آورند و بسوى او برمی گردند بخدا من میدانم براى آن‏ها چه میگوید که کافر می شوند.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 673، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت -

روایت سیزدهم

روایتی را محمد بن مسلم از باقر علیه السلام درباره نشانه های ظهور ذکر نقل کرده و در آن به عدد یاران مهدی علیه السلام نیز چنین اشاره شده است:

محمد بن مسلم قال : سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول...إِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا ینْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیةُ بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏ ثُمَّ یقُولُ أَنَا بَقِیةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیکُمْ فَلَا یسَلِّمُ عَلَیهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَیکَ یا بَقِیةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَیهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ فَلَا یبْقَى فِی الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صَنَمٍ وَ وَثَنٍ وَ غَیرِهِ إِلَّا وَقَعَتْ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَ وَ ذَلِکَ بَعْدَ غَیبَةٍ طَوِیلَةٍ لِیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یطِیعُهُ بِالْغَیبِ وَ یؤْمِنُ بِهِ.

قائم ما وج کند و چون ظهور کند به خانه کعبه تکیه زند و سیصد و سیزده مرد به گرد او اجتماع کنند و اوّلین سخن او این آیه قرآن است: بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏» سپس مى‏گوید: منم بقیة اللَّه در زمین و منم خلیفه خداوند و حجّت او بر شما و هر درود فرستنده‏اى به او چنین سلام گوید: السّلام علیک یا بقیة اللَّه فی ارضه‏، و چون براى بیعت ده هزار مرد به گرد او اجتماع کنند وج خواهد کرد. و در زمین هیچ معبودى جز اللَّه تعالى نباشد و در صنم ووثن و غیره آتش در افتد و بسوزند و آن پس از غیبتى طولانى است، تا خدا بداند چه ى در دوران غیبت از او اطاعت کرده و بدو ایمان مى‏آورد.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 52 ، ص 191، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

روایت چهاردهم

این روایت را بصیر از صادق علیه السلام چنین نقل کرده است:

وبهذا الاسناد ، عن الحسین بن سعید ، عن ابن أبی عمیر ، عن أبی أیوب ، عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ أَبِی أَیوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَةِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع کَمْ یخْرُجُ مَعَ الْقَائِمِ ع فَإِنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّهُ یخْرُجُ مَعَهُ مِثْلُ عِدَّةِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ مَا یخْرُجُ إِلَّا فِی أُولِی قُوَّةٍ وَ مَا تَکُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ.

ابو بصیر گوید مردى از اهل کوفه از ششم پرسید چند نفر با قائم علیه السلام در ظهور همراهند بدرستى که ایشان میگویند همراهان قائم علیه السلام مانند شماره اهل بدرند که سیصد و سیزده مرد بودند؟ فرمود قائم ظهور نکند مگر با نیروى مهمى و نیروى مهم کمتر از ده هزار نباشد

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص 654، تحقیق: علی اکبر ال ، ناشر: مؤسسة النشر ال ی ( ابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ . (مکتبه اهل بیت)

روایت پانزدهم

محمد بن جریر طبری شیعی روایتی را در این باره چنین نقل کرده است:

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیهِ السَّلَامُ)، قَالَ: سَأَلْتُهُ، مَتَى یقُومُ قَائِمُکُمْ؟ وبهذا الاسناد عن أبی عبد الله جعفر بن محمد ، قال : حدثنا محمد ابن حمران المدائنی عن علی بن أسباط ، عن الحسن بن بشیر ، عن أبی الجارود ، عن أبی جعفر ( علیه السلام ) ، قال : سألته ، متى یقوم قائمکم ؟ قَالَ: یا أَبَا الْجَارُودِ، لَا تُدْرِکُونَ. فَقُلْتُ: أَهْلَ زَمَانِهِ. فَقَالَ: وَ لَنْ تُدْرِکَ أَهْلَ زَمَانِهِ، یقُومُ قَائِمُنَا بِالْحَقِّ بَعْدَ إِیاسٍ مِنَ الشِّیعَةِ، یدْعُو النَّاسَ ثَلَاثاً فَلَا یجِیبُهُ أَحَدٌ، فَإِذَا کَانَ الْیوْمُ الرَّابِعُ تَعَلَّقَ بِأَسْتَارِ الْکَعْبَةِ، فَقَالَ: یا رَبِّ، انْصُرْنِی، وَ دَعْوَتُهُ لَا تَسْقُطُ، فَیقُولُ (تَبَارَکَ وَ تَعَالَى) لِلْمَلَائِکَةِ الَّذِینَ نَصَرُوا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلَهُ) یوْمَ بَدْرٍ، وَ لَمْ یحُطُّوا سُرُوجَهُمْ، وَ لَمْ یضَعُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَیبَایعُونَهُ، ثُمَّ یبَایعُهُ مِنَ النَّاسِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا، یسِیرُ إِلَى الْمَدِینَةِ.

الجارود گوید: از باقر علیه السلام سئوال قائم شما چه زمانی قیام میفرماید ؟ فرمود: ای ابا جارود شما آنزمان را نخواهید دید . عرض اهل زمانش چطور ؟ فرمود : اهل زمانش راهم نمی بینید قائم ما بعد از مأیوس شدن و نا امید گشتن شیعیان قیام می کند و مردم را سه بار دعوت می کند و به کمک می طلبد ولی هیچ پاسخ او را نمیدهد ، تا آنکه روز چهارم به کعبه می چسبد و می گوید : خدا یا یاریم کن ودعایش رد نمیشود خداوند نیز به ملائکه ای که رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) را در روز بدر یاری د دستور می دهد حضرت مهدی علیه السلام را یاری کنند وآنها که تا آنزمان هنوز آماده باش بوده وزین اسبهای واسلحه های خود را زمین نگذاشته اند با حضرت بیعت می کنند ، سپس سیصد وسیزده مرد با حضرت بیعت می نمایند و حضرت به مدینه رفته ومردم نیز همراه حضرت به مدینه می روند.

الطبری ( الشیعی)، محمد بن جریر ( قرن 4) دلائل ال ة ، ص 455، تحقیق : قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة قم، ناشر : مرکز الطباعة والنشر فی مؤسسة البعثة ، چاپ : الأولى سال چاپ : 141

روایت شانزدهم

طبری همچنین نقل می کند:

وأخبرنی أبو المفضل محمد بن عبد الله ، قال : أخبرنا محمد بن همام ، قال : أخبرنا جعفر بن محمد بن مالک ، قال : حدثنا علی بن یونس الخزاز ، عن إسماعیل بن عمر بن أبان ، عن أبیه ، عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : إذا أراد الله قیام القائم بعث جبرئیل فی صورة طائر أبیض ، فیضع إحدى رجلیه على الکعبة ، والأ ى على بیت المقدس ، ثم ینادی بأعلى صوته : ( أتى أمر الله فلا تستعجلوه ). قال : فیحضر القائم فیصلی عند مقام إبراهیم ( علیه السلام ) رکعتین ، ثم ینصرف ، وحوالیه أصحابه ، وهم ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا ، إن فیهم لمن یسری من فراشه لیلا ، فی ج ومعه الحجر ، فیلقیه فتعشب الأرض ‏

صادق علیه السلام فرمودند: چون خدا به پا خواستن قائم را اراده کند، جبرئیل را به صورت پرنده ای سفید بر انگیزد، پس یکی از پاهایش را بر کعبه قرار دهد و پای دیگرش را بر بیت المقدس، سپس با بلند ترین صدایش ندا دهد: "[هان‏] امر خدا در رسید، پس در آن شتاب مکنید." و سپس قایم در مقام ابراهیم حاضر گردد و دو رکعت در آنجا بخواند سپس بر گردد و در کنارش اصحابش باشند، آنها سیصد و سیزده مرد باشند، با آنها ی است که شبانه از بسترش برخواسته و به او پیوسته است پس وج می کند وبا او سنگ(سنگ موسی)می باشد که بابرخورد به زمین،زمین انشعاب می یابد

الطبری ( الشیعی)، محمد بن جریر ( قرن 4) دلائل ال ة ، ص 472، تحقیق : قسم الدراسات الإسلامیة - مؤسسة البعثة قم، ن


مجموعه: اس ام اس های جالب



متن تبریک روز جوان, اس ام اس میلاد حضرت علی اکبر,


متن تبریک ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید
اکبر زیبای لیلا از چهره گشاید
روی او روی محمد، بوی او بوی محمد
خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


ای که باروی چو ماهت، دلربای عالمینی/با نگاهی عاشقانه، قبله جان حسینی
یوسف آل عبائی، قبله دل های مایی/ای علی دوم عشق، حیدر کرببلائی
ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک باد.


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


افسوس که نامه جوانی طی شد
و ان تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی امد و کی شد


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


پیامک ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


اکبر که گل حمیده ی فاطمه است
نور دل و نور دیده ی فاطمه است
هر چند که از گلشن لیلا باشد
او لاله ی پروریده ی فاطمه است
میلاد نورانی اش مبارک.


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس روز جوان


 


پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی/خورشید بود جلوه طوری که داشتی
شب زنده دار بودی و ذوب خدا شدی/در بندگی گذشت حضوری که داشتی
میلاد حضرت علی اکبر مبارک باد


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


پیامک تولد حضرت علی اکبر (ع)


 


جوانان ، اراده ای سترگ دارند و دل هایی دریایی و بزرگ
که می توانند در آرامش سر سبز عشق ، نیکی ها و زیبایی ها را بسرایند
و دری به خانه خورشید بگشایند
روز جوان مبارک


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


متن تبریک ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


صدای پای بهار آمد/بیا که کوه وقار آمد
به قلب عاشق قرار آمد/به حق پرستی عیار آمد
میلاد حضرت علی اکبر مبارک باد


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


پیامک ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین! ای جوان رعنا و رشید حسین! ای علی را یادگار!
ای علی اکبر! سلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت گونه ات.
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس میلاد حضرت علی اکبر (ع)


 


تو شهزاده ای و علی اکبری/علی اکبری یا که پیغمبری؟
در خانه ات ازدحام گداست/ولی خم به ابرو نمی آوری
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


متن تبریک روز جوان


 


صادق(ع) می فرمایند:
بِدان که جوانِ خوش اخلاق، کلید خوبى ها و قفل بدى هاست و جوانِ بداخلاق، قفل خوبى ها و کلید بدى هاست.
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس ولادت حضرت علی اکبر (ع)


 


نسل جوان را به جهان ی
جلوه ی توحید، علی اکبری
هر که هوای رخ احمد کند
در تو تماشای پیمبر کند
ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی و روز جوان مبارک


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


میلاد حضرت علی اکبر(ع)


 


خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را
در منطق و خلق و خوی او می بینی
با دیده ی جان محمدی دیگر را
*میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک*


 


اس ام اس روز جوان, پیامک ولادت حضرت علی اکبر


اس ام اس روز جوان


 


زاده لیلا بُوَد ثانی ختم الانبیاء
مهر عالم‌تاب باشد، چون علی و مرتضی
او اص داشت از بابش حسین بن علی
خواند نامش را علی‌اکبر، شهید کربلا
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد


گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته





normal 0 false false false en-us x-none fa /* style definitions */ table.msonormaltable {mso-style-name:"table normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
تا زمین قدم برداشت آسمان نوشت علی آسمان که بر پا شد ک شان نوشت علی ک شان که ب ا شد یک جهان نوشت علی این جهان که معنا شد بیکران نوشت علی بیکرانه ها پر شد لامکان نوشت علی با هر آنچه که می شد با همان نوشت علی با قلم نوشت علی با زبان نوشت علی و سپس هر آنچه داشت در توان نوشت علی روی صورت انسان روی جان نوشت علی با غبار او روی چشممان نوشت علی آنقدر نوشت از او تا جهان پر از او شد تا که دست حق رو شد ذکر عاشقان هو شد پس دو مرتبه روی صورتم نوشت علی دوست داشت پس روی قسمتم نوشت علی در رگم که جاری شد غیرتم نوشت علی پا شدم زمین خوردم همتم نوشت علی تا کمی ضعیف شدم قوتم نوشت علی آمدم ذلیل شوم عزتم نوشت علی پس خدا خودش روی قیمتم نوشت علی روی بیرق سبز هیئتم نوشت علی آنقدر نوشت علی روی سرنوشت من تا فقط علی باشد خانه ی بهشت من روز اول خلقت با علی حساب شدم در قنوت او بودم تا که مستجاب شدم زیر پای او ماندم تا غبار ناب شدم بر سرم چنان ت د تا که آفتاب شدم آنقدر که او ت د از خج آب شدم در غدیر چشمانش من هم انتخاب شدم آنقدر نگاهم کرد تا که من اب شدم زیر جوشش چشمش ماندم و شدم مِی شدم پیاله شدم مست بوتراب شدم هی علی علی گفتم در علی مذاب شدم می نویسم از عشقم می نویسم از دردم غیر دور چشمانش هیچ جا نمیگردم توی محفل ذکرش دُرِّ ناب می ریزند پای هر علی گفتن هی ثواب می ریزند روی ما فرشته ها هی می ریزند توی جام خالی ما هی می ریزند روی چشممان خاک بوتراب می ریزند در شب سیاه ما آفتاب می ریزند روی ما دعاهای مستجاب می ریزند در حساب فردامان بی حساب می ریزند کبریا که می بخشد این همه به عشق او چون علی به ما آموخت لااله الا هو
رحمان نوازنی



اشعار میلاد علی(ع) - مهدی نظری

علی ی است که کوثر از او سبو دارد
جهان نظام خودش را فقط ازاو دارد

فقط به خاطرحُب و ولایت مولاست
اگربهشت خداوند رنگ و بو دارد

علی ی است که عالم گدای قنبر اوست
اگرچه گوشه پیراهنش رفو دارد

برای اینکه علی پابه اش بنهد
خداست شاهد من کعبه هم وضو دارد

علی ی است که هرشب کنارسجاده
بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف کعبه رامشخص کرد
زخاک پای علی کعبه آبرو دارد

علی که پشت نبردش زره نمی خواهد
اگرچه لشگری ازسنگ روبرو دارد

رسید آنکه خداکعبه رابه او بخشید
گه ولادت او کعبه مدتی خندید

رسید حیدر و این خاک نور باران شد
به یمن آمدنش عالمی مسلمان شد

همین که دروسط کعبه او تولد یافت
گلِ خدا شد و کعبه به پاش گلدان شد

تمام گرمی بازار حسن یوسف بود
پس ازعلی چقدرنرخ یوسف ارزان شد

علی قدم زد و خورشید زی ای علی
زخاک سر زده و آفتابگردان شد

کعبه رسید و به یمن آمدنش
سرود روی لب مصطفی علی جان شد

برای آمدنش کعبه پیش دستی کرد
و چاکی او زودتر نمایان شد

اگرچه قنبراو پادشاه قلب من است
ولی گدای علی هرکه گشت سلمان شد

لبش که وا شد و ذکرخدا به لب آورد
زمین نه عالم هستی بهشت عرفان شد

علی من است و منم غلام علی
علی برای تمامی خلق سلطان شد

بنام شیرخدا لااله الا الله
پس از رسول مکرم علی ولی الله

ولای شیرخدا آ ش ثمر دارد
چرا که حب علی روی دل اثردارد

تمام لشکردشمن به خاک می ریزند
اگر اراده کند ذوالفقار بردارد

تمامی غزوات رسول شاهد بود
میان لشکر علی جگر دارد

زضربه های سرذوالفقار معلوم است
یدالله است علی واقعا هنر دارد

علی نیاز به خوُد و زره نخواهد داشت
چرا که از پر و بال ملک سپر دارد

اگرش ت نخورده زجنگ برگشته
دعای فاطمه اش را به پشت د

شجاعتش به کنار او معلم فضل است
به این دلیل که مثل حسن پسر دارد

زچشم او همه عرش نور می گیرند
چراکه دامن او حضرت قمر دارد

بگو به مردم عالم بیاورد یک بار
شبیه زینب او ی اگر دارد

حسین اوست بهشتم تمام زندگیم
من از گ مولا دراوج بندگیم

من ازقدیم به این خانواده عبد درم
فدای محسن او صدهزار چون پسرم

تمام هستی خود را فروختم دیروز
که نذرآمدنش قد کعبه گل ب م

دوباره زائر میخانه ی نجف شده ام
فتاد باردگر سوی صحن اوگذرم

بخاطر همه چیز ازخدام ممنونم
که یاعلیست م دعای هرسحرم

بدون راه نجاتی به برکت مولا
خدا گواست در آماج کوهی ازخطرم

گه ولادت من باطنین یاحیدر
گره زده دل من را به صحن او پدرم

حضرت زهرا ملک ولا
فدای اینهمه لطف و صفات چشم ترم

شبی که برلب من ذکر حیدری دادند
همینکه گفتم علی حکم نوکری دادند

مهدی نظری

*******************

اشعار ولادت علی(ع) - اشعار مدح و منقبت - یاسر حوتی

ای ابتدات نقطه پایان آسمان
وی انتهات مثل خداوند، لامکان

ممسوس ذات حضرت الله اکبری
با این حساب ، فهم کم نمی توان

گفتم : " چگونه مدح تو خوانم " ؟ ندا رسید
" درسجده آی و سوره توحید را بخوان "

ماصنع دستهای شما بوده ایم ؛ پس
اینگونه می شود که تو باشی خدایمان

درکعبه پا نهادی و کعبه شکاف خورد
یعنی که جای توست دل دلش تگان

کعبه سپید رو شدو زلفش سیاه شد
هم خود به سجده آمدو هم سجده گاه شد

(مهرت به کائنات برابر نمی شود)
حب تو آینه است ـ مکدر نمی شود

مریم ـ بنفشه ـ یاس ـ اقاقی . . . خود بهشت
بی لطف دستهات ـ معطر نمی شود

گرصد هزار شیر نر بیشه های جنگ
هرگز یکی شبیه به حیدر نمی شود

حتی محمدی که خودش ف عالم
تامرتضی نداشت ، پیمبر نمی شود

با ما ی که سفره اش از مرتضی جداست
سوگند می خورم که برادرنمی شود

این سفره بوی عطر گل یاس می کند
با گندمی که فاطمه دستاس می کند

رمز حیات ، قبضه شمشیر مرتضاست
هفت آسمانیان ، همه تسخیر مرتضاست

قرآن ؛ زلال آینه ، تصویر ناب ؛ اوست
هر آیه آیه ؛ آینه ،تفسیر مرتضاست

جنات عدن، روضه رضوان، بهشت قرب
درسایه سار شاخه انجیر مرتضاست

اینکه خدا به دیده مردم یزرگ شد
تأثیر جاودانه تکبیر مرتضاست

صبرش شبیه ضربه خندق ستودنی ست
آری ؛ بقاء شیعه به تدبیر مرتضاست

سلطان عشق..! حضرت والا مقام ها..!
تسیلم تو ، شکوه تمام سلام ها

ای میوه رسیده باغ خدا علی
آب و غذای سفره اهل ولا علی

بدر و حنین و خیبر و خندق که جای خود
تنزیل آیه های علق در حــرا ... علی

سـّر عظیم لیله الاسراء ؛ عروج بود
من نفـْس ظاهری محمد الی. . .علی

تفسیر ناب سوره توحید ؛ می شود. . .
. . . تلخیص در عبارت یک جمله "یـاعلـی"

با نوح و با کلیم و ا و با کلیـم
هرجا تو دیده می شوی در هر کجا علی

تو درکمال مطلق و انسان کاملی
درمشکلات سخت ؛ تو حل المسائلی

چیزی شبیه رایحه ای می وزید و رفت
شبها به شانه ؛ نان و رطب می کشید و رفت

افسوس قدر و منزلتش را نداشتند
تا درجوار کوثر خود آرمید و رفت

زهرا همان علی و علی نیز فاطمه است
شکر خدا فراق به پایان رسید و رفت ...

مردی که شاهد صدمات مدینه بود
یک روز مرد ... و در سحری شد شهید رفت

گرچه کنار بسترش از مردها پر است
اما؛ دریغ محسن خود را ندید و ... رفت

غیر از علی به عام امکان مدار نیست
خلقت بدون اسم علی استوار نیست

یاسر حوتی

******************


اشعار ولادت علی(ع) - مدح علی(ع) - رحمان نوازنی

تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی
آسمان که ب ا شد ، ک شان نوشت علی

ک شان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علی
این جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی

بیکرانه ها پر شد ، لامکان نوشت علی
با هرآنچه که میشد ، با همان نوشت علی

با قلم نوشت علی ، با زبان نوشت علی
و سپس هر آنچه داشت ، در توان نوشت علی

روی صورت انسان ، روی جان نوشت علی
با غبار او روی ، چشممان نوشت علی

آنقدر نوشت از او ، تا جهان پر از او شد
تا که دست حق رو شد ، ذکر عاشقان هو شد

پس دو مرتبه روی ، صورتم نوشت علی
دوست داشت پس روی ، قسمتم نوشت علی

در رگم که جاری شد ، غیرتم نوشت علی
پا شدم زمین خوردم ، همتم نوشت علی

تا کمی ضعیف شدم ، قوتم نوشت علی
آمدم ذلیل شوم ، عزتم نوشت علی

پس خدا خودش روی ، قیمتم نوشت علی
روی بیرق سبزِ ، هیئتم نوشت علی

آنقدر نوشت علی ، روی سرنوشت من
تا فقط علی باشد ، خانه بهشت من

روز اول خلقت ، با علی حساب شدم
در قنوت او بودم ، تا که مستجاب شدم

زیر پای او ماندم ، تا غبار ناب شدم
بر سرم چنان ت د ، تا که آفتاب شدم

آنقدر که او ت د ، از خج آب شدم
در غدیر چشمانش ، من هم انتخاب شدم

آنقدر نگاهم کرد ، تا که من اب شدم
زیر جوشش چشمش ، ماندم و شدم

مِی شدم پیاله شدم ، مست بوتراب شدم
هی علی علی گفتم ، در علی مذاب شدم

می نویسم از عشقم ، می نویسم از دردم
غیر دور چشمانش ، هیچ جا نمی گردم

کعبه پلک زد آری ، صبح نور پیدا شد
کعبه در طوافش رفت ، تا درِ حرم وا شد

قبله از سر جایش ، پیش پای او پا شد
زیر پای او زمزم ، چشمه چشمه دریا شد

کعبه از نفس افتاد ، نوبت ا شد
او شفا گرفت و بعد ، تازه دور موسا شد

پا راه افتاد ، تا دلش مصفا شد
هر ی که او را دید ، بدتر از زلیخا شد

یوسفانه مجنون شد ، یوسفانه لیلا شد
هر ی که دورش گشت،نور چشم زهرا شد

ما کجا و این کعبه ، اینکه کعبه زهراست
ما محب دریاییم ، جای ما فقط دریاست

توی محفل ذکرش ، درّ ناب می ریزند
پای هر علی گفتن ، هی ثواب می ریزند

روی ما فرشته ها ، هی گلاب می ریزند
توی جام خالیّ ، ما می ریزند

روی چشممان خاک ، بوتراب می ریزند
در شب سیاه ما ، آفتاب می ریزند

روی ما دعاهای ، مستجاب می ریزند
در حساب فردامان ، بی حساب می ریزند

کبریا که می بخشد ، این همه به عشق او
چون علی به ما آموخت ، لااله الا هو

نان بالاها ، زیر گنبدش هستند
خیل انبیا جزو ، نور بی حدش هستند

فاطمه ، نبی تنها ، این دو هم قدش هستند
مرتضی و زهرا هم ، عشق احمدش هستند

روز و شب همیشه در ، رفت و آمدش هستند
شیعیان نمک دارند ، تا زبانزدش هستند

کربلا و سامرا ، صحن مرقدش هستند
و قم و اسان هم ، خاک مشهدش هستند

ما که درّ و مروارید ، توی این صدف داریم
ما بهشت خود را از ، تربت نجف داریم

وقتی از دل یک سنگ ، خوب موشکافی شد
سنگ یا علی میگفت ، آنقدر که صافی شد

آنقدر که چون دُر شد ، چون عقیق شافی شد
شعر آفرینش هم ، با علی قوافی شد

این کتاب خلقت هم ، با علی صحافی شد
عشق هم بدون او ، قصه ای افی شد

هر کجا کم آوردیم ، با علی تلافی شد
اینکه دور او گشتیم ، وای عجب طوافی شد

کعبه بی علی پوچ است ، کعبه بی علی سنگ است
کعبه در مدار خود ، با علی هماهنگ است

دست کعبه را اما بر سرش نمی بندند
راه را بر یاسِ ، پ رش نمی بندند

تازیانه بر روی ، همسرش نمی بندند
شعله های آتش را ، بر درش نمی بندند

ریسمان به دستان ، دخترش نمی بندند
کربلا که آب بر ، اصغرش نمی بندند

آه کربلا گفتم ، آسمان به خود لرزید
کوفه باز هم اشک ، دختر علی را دید

رحمان نوازنی

******************


اشعار ولادت حضرت علی(ع) - علی اکبر لطیفیان

هر دلی که دچار لیلا بود
خوشی روزگار لیلا بود

از کرامات عاشقی است اگر
نام مجنون کنار لیلا بود

میل صحرا نشینی مجنون
بیشتر اعتبار لیلا بود

آنچه دلهای بی شماری داشت
محمل در غبار لیلا بود

بی نیاز است از عبادت ما
کعبه ای در حصار لیلا بود

امشب ای عشق در طواف تو أم
سیزده شب در اعتکاف تو أم

بال با من پ ش با تو
سمت بالا کشیدنش با تو

شوق تنزیل آیه ها با من
جبرئیل آف ش با تو

گندم کال مزرعه با من
فصل گرم رسیدنش با تو

نخل با من تب رطب با من
دست مشتاق چیدنش با تو

سجده بر خاک پای تو با من
دست بر سر کشیدنش با تو

قل هو الله یا احد یا هو
وحده لا اله إلا هو

کعبه آنقدر بی تو زیبا نیست
بی حضورت مطاف دنیا نیست

بی سبب رد نکرده مریم را
این طرفها که جای عیسی نیست

کهبه مختص حال امروز است
مثل دیروز و مثل فردا نیست

سوره ات را خودت نزول بده
ورنه جبریل مرد اینها نیست

تو که از این طرف نمی آیی
پس چه بهتر در حرم وا نیست

ای مسحای سبز بنت اسد
آیه لم یلد و لم یولد

ای که صبح ازل شروعت بود
ک شان حیطه طلوعت بود

بهترین لحظه ها برای خدا
لحظه سجده خشوعت بود

آنچه مرا سلیمان کرد
خواب انگشتر رکوعت بود

چاه وقفی و نخل های بلند
حاصل چله های جوعت بود

ای سرآغز مرد بی پایان
ای که صبح ازل شروعت بود

ندیده است ارتفاع تو را
آفتاب تو را شروع تو را

به نگاهت کمی نقاب بده
فرصتی هم به آفتاب بده

از خودت از بیان شرح خودت
دست پیغمبران کتاب بده

تا رطب های من شود باده
نخلهای مرا بده

تا بلندا ترین صدات کنم
به لبم حق انتخاب بده

یا علی یا علی بهارم باش
فصل جان کنارم باش

این همه مستجیر مال شماست
ماس فقیر مال شماست

مرد دیورز حضرت امروز
از احد تا غدیر مال شماست

تا خدا بوده تا خ هست
لقب یا مال شماست

از تمامی فرش های زمین
تکه ای از حصیر مال شماست

از سر سفره مدینه فقط
نمک و نان و شیر مال شماست

زندگی تو مثل مردم نیست
نان تو از تبار گندم نیست

بی نظیر عرب بدون مثل
آفتاب عجم بدون بدل

یا هو الظاهر و هو الباطن
یا هو الآ و هو الأول

تو رسیدی و وحشت افتاده است
بر سر شانه های لات و هبل

اسدل اله غزوه احزاب
یل میدان لحظه های جمل

مرد دلدل سوار روز احد
آینه دار خشم عز وجل

الامان از سوار آمدنت
وقت با ذوالفقار آمدنت

نام تو بوی سیب می آرد
روی دلا بهار می کارد

تو همان پیر مرد نخلستان
پیر مردی که نان جو دارد

ای که دل تنگ صبح زهرایی
گریه چشم های تو دارد.....

....اول کوچه بنی هاشم
روی تابوت شهر می بارد

غسل نیلی فاطمه هر شب
خاطرات تو را می آزارد

هیچ مثل تو حبیب نداشت
سر سفره نسیم سیب نداشت

علی اکبر لطیفیان

****************


اشعار میلاد علی(ع) - علی اکبر لطیفیان

از عالم بالاست بنیانی که من دارم
یعنی همین روح مسلمانی که من دارم

گر سجده بر تولیت آدم نمی
آدم نمیشد خاک انسانی که من دارم

شیر حلال مادران این قبیله هاست
در ام مهر فراوانی که من دارم

نابرده رنجی گنج هایی را به ما دادند
از سفرهٴ مولاست این نانی که من دارم

این کیست که از مقدمش خورشید می ریزد
آتش پرست اوست سلمانی که من دارم

در کشمکشهای بلند ذوالفقاری اش
مانده است گیسوی پریشانی که من دارم

در خانهٴ ما سفرهٴ گندم مَیَندازید
دنبال نان جوست مهمانی که من دارم

با ما نشستن آنقدر چیز بعیدی نیست
با هر گ هست سلطانی که من دارم

ما را به جرم عشق در بازار بفروشید
ما را به پای جیدر کرار بفروشید

نه میل پروازی و نه اصلا نه بالی بود
نه حرفی از بالا نه حرفی از کمالی بود

باران نمی آمد زمین نم پس نمیداد و ...
سر تا سر شبه جزیره خش الی بود

ماها نبودیم و ندیدیم آن زمان ها را
یعنی نمی فهمیم که دنیا چه حالی بود

محرابها ، سجاده ها بی راهه می رفتند
اصلاً تمام جاده ها سمت خیالی بود

آن روزها کعبه فقط بتخانه ای بود و
بتها خدا و ، جای ابراهیم خالی بود

آیا خدای بی علی اصلا جلالی داشت
روی زمینِ بی علی آیا جمالی بود

آن روزگاران حرفی از یارب نبود اما
در پشت کعبه صحبت موالی الموالی بود

**
از این به بعد و بعد از این دنیا علی دارد
دنیا علی دارد نه ، دنیاها علی دارد

هم آسمان اول خاکی نشین ما
هم آسمان هفتم بالا علی دارد

رو کرد پیغمبر به سمت مردم و فرمود
ای اهل عالم مصطفی حالا علی دارد

عشاق محتاجند اینکه مال هم باشند
آقام زهرا دارد و زهرا علی دارد

آتش نمیگیرد گلستان وجودش را
هر آن ی که یا علی و یا علی دارد

غیر از دلم من هیچ چیزی را نمی خواهم
گر چه ندارد هیچ چیز اما علی دارد

سوگند بر نام علی که شیعه در م
هرگز گرفتاری ندارد تا علی دارد

در هر زمان پیغمبری که بین راه افتاد
مهر علی ابن طالب نجاتش داد

این کیست که دارد پُر از پَر میکند ما را
در صحن ایوانش کبوتر میکند ما را

این کیست که مهرش حلال نطفه های ماست
با مهر خود پاک و مطهر میکند ما را

این کیست که در مسجد هر ٴ کوفه
دارد برای خویش منبر میکند ما را

نهج البلاغه می شود بالای منبرها
پایین منبرهاش دفتر میکند ما را

این کیست که با حرفهای آسمانی اش
مقداد و سلمان و ابوذر میکند ما را

یک روز می آید که با چشمان دلتنگش
همسایهٴ زهرای اطهر میکند ما را

دورش نمی اندازد آنرا که مقیمش شد
خواجه اگر مولاست ، قنبر میکند ما را

ما شیعهٴ دور و بر مرد نجف هستیم
ما خاک پای قنبر مرد نجف هستیم

با نام تو در ناتوانی ام توانی هست
در پیری ام با مهر تو میل جوانی هست

روح تنزّل کرده ات اینقدر بالا بود
آیا برای اوج تو اصلا مکانی هست

در کعبه و در خانهٴ پیغمبر و در عرش
هر جا که رفتم دیدم از ب نشانی هست

بالا و پایین رفتن تیغت شهیدم کرد
ابروی تو هر جا که باشد کشتگانی هست

میل یتیم کوفه بودن میکنم امشب
هر جا یتیمی هست دست مهربانی هست

ای پیر نخلستان نشینم ، ه نم باش
یک شب بیا در خانه ام یک تکه نانی هست

هر جا که تو قاری قرآن می شوی آقا
نذر لب تو بوسه های دوستانی هست

هر جا که قاری همین قرآن حسین توست
بی احترامی های چوب خیزانی هست

طشت طلایی بود و آه و قاری قرآن
وای از حضور خیزران ، وای از لب و دندان

علی اکبر لطیفیان

***************


اشعار میلاد علی(ع) - مجید تال

به اوج می برد امشب مرا هوای شما
که عشق را بنویسم، فقط برای شما
نگاه می کنم اینجا به رد پای شما
و می رسم به خدا، تا خدا... خدای شما

که آفرید شما را زمین هوایی شد
وَ کعبه کعبه شد و خانه ای خ شد

و بال حور و مَلَک فرش این قدم ها شد
زمین برای حضور تو در تمنّا شد
ز اشک شوق ملائک ستاره پیدا شد
و عشق بر تن هفت آسمان هویدا شد

عصای دست نبی بوده ای و دست خدا
تو دستگیر کلیمی، تو دستگیر عصا

شکوه عدل شما را عقیل می داند
نگاه بت شکنت را خلیل می داند
شکاف کعبه شما را دلیل می داند
و شأن وصف تو را جبرئیل می داند

که از زبان خدا بر تو آفرین می گفت
و با صدای بلند خودش چنین می گفت:

رقم زده ست خدا عشق را به نام علی
فلک نشسته به حسرت برای گام علی
ملک نشسته دو زانو به احترام علی
علی من است و منم غلام علی

به لحظه لحظه ی عمرت خدا تبسّم داشت
و با صدای شما با نبی تکلّم داشت

کرامتی که تو داری الی الابد باشد
همیشه ذکر لبم یا علی مدد باشد
شجاعتی که دلت داشت بی عدد باشد
گواه من سر عَمر بن عبدود باشد

شمار فضل شما را، خدا فقط داند
نشانه های خدا را، خدا فقط داند

مجید تال


*****************


اشعار مدح علی(ع) - سید حمید رضا برقعی

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو، شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آن گونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می شد
شک ندارم که خدا هم به تو می شد

کعبه از راز جهان، راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو، تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر، پارچه ی زرد، به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
ک شان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

سید حمید رضا برقعی

******************


اشعار مدح حضرت علی(ع) - سید حمید رضا برقعی

مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است

سید حمیدرضا برقعی

******************


اشعار مدح علی(ع) - یاسر مسافر

بدبخت می شود هر که ز مهرت رها شود بیچاره می شود هرکه ز حبت جدا شود دستش دراز نیست به هر جا و هر طرف هر به درب خانه ی لطفت گدا شود شیعه که ذکر نادعلی را به لب گرفت آیا اسیر غصه و درد و بلا شود؟ باید دخیل به رشته ی زلف شما زند هر که خواسته باشد اگر با خدا شود ما با همه گفته ایم به کوری دشمنان حیدر شفیع م و عقبای ما شود شاهنشه نجف گدا بر درآمده لطفی کنی ، روزی ما کربلا شود یاسر مسافر

بوی زندگی میداد حیاط خلوت خانه مادربزرگم را میگویم البته چندان خلوت هم نبود خیلی هم شلوغ بود از کنارش به سمت حیاط اصلی راه پله داشت اما من حیاط خلوت را بیشتر دوست داشتم وقتی گلهای یاس رازقی مادرم گل میداد مرد میخواستم که عطرش عاشقش نکند از بالای سر حیاط چند طناب کشیده بودند که رویش رخت آویزان کنند. شاخه های اقاقیا ،درخت مالو وانگور همسایه هم از کنار دیوار سر خم کرده بودند.عصرهای تابستان مادر بزرگم با شلنگ دیوارها را خیس میکرد و عطر خاک باران خورده با بوی یاس های رازقی در هم می آمیخت و خنکای خاصی به حیاط خلوت می داد. مادر بزرگم هر وقت یکی از غنچه های رازقی اش میشکفت و گل میکرد.آن را از شاخه جدا میکردو با یه سنجاق سربه کنار موهای من می آویخت و من تا خود شب از عطرش سرمست بودم شب ها موقع خواب رازقی را برمیداشتم و لای دستمالی می پیچیدم و آن وقت دستمال هم از عطرش لبریز می شد و من سرشار از شعف .

خیلی وقت ها یک زیر انداز روی کاشی ها می انداخت و آنوقت بچه هایش را صدا میکرد که همه بیاید دور هم ناهار بخوریم خیلی می چسبید.

پدر بزرگم بیمار بود به ناچار حیاط اصلی را سقف کشیدند و فروختند آن هم به ثمن بخس یادش که می افتم دلم میخواهد زار بزنم و ما م م و حیاط خلوت که در اصل سقف مغازه بودفروش حیاط اصلی عوایدی نداشت و نتوانست پدر بزرگم را از مرگ نجات دهد. حال ما مانده بودیم و حیاط خلوت وقتی کوچکترم درسش را تمام کرد تصمیم گرفت برای خودش کاسبی راه بیاندازد بنابراین مغازه را س ا کرد آن زمان تازه مغازه های فست فودی مُد شده بود و هم تصمیم گرفت آنجا را فست فود کند برای همین دست به دو کار زد. یکی فکر تهویه آشپزخانه ودیگری فکر کولر آبی برای قسمت مشتریان نتیجه این دو اقدام این شد که حیاط خلوت ما قسمتی از مغازه شد که تهویه و کولر داشت و دیگر از آن همه شادی در آن خبری نبودکنار حیاط خلوت یک بالکن قرار داشت که مادر بزرگ نیمه های شعبان در آن بساط آش نذری راه می انداخت و کنارش یک کتابخانه ف ی قدیمی گذاشته بود که درونش پر از سیر ترشی و سرکه و... بود بالای کتابخانه کفتر لانه داشت و از وقتی آنجا آمده بودند پای گربه ها هم به حیاط خلوت باز شده بود و مادر بزرگم برای اینکه لقمه گربه ها نشوند تصمیم گرفته بود تا شکم گربه ها را سیر نگه دارد که البته بی تاثیر هم نبود هم جوجه کفتر ها بزرگ شده بودند هم گربه های محل چاق و چله. برای یکی از گربه های محل اسم هم گذاشتیم ملوس. ملوس خانم همیشه خدا باردار بودو هربارهم بچه هایش شبیه یکی از گربه های محل در می آمد .زمان زایمان ملوس یاد بالکن کنار حیاط می افتاد وتا صبح همانجا ناله میکرد و خواب را از اهل خانه می ربود. اما مادر بزرگم کاریش نداشت و می گذاشت همانجا وضع حمل کند وتازه کلی هم به خانم زائو سرویس میداد و برایش ظرف پر از شیر میگذاشت و مرغ ریش ریش میکرد.که خانم بچه شیر میدهند.ملوس هم بلد بود خودش را برای مادر بزرگم لوس میکرد اما بیشتر از همه عاشق نون خامه ای بود بویش را از چند فرسخی می فهمید حتی وقتی با جعبه نون خامه ای بودی بلند میشد و روی جعبه می پرید. من می دونستم شیرینی خامه ای برای سگ ها خوب نیست و آنها رو ن نا می کنه اما ظاهرا این موضوع در مورد ملوس خانم صادق نبود چون ایشون را فقط چاق و چله میکرد به نظر من خیلی گنده شده بود مادرم میگفت گربه نیست که شده هیولا وقتی بلندش میکنی مچ آدم درد میگیره راست هم میگفت من هم دست درد میشدم. حیاط خلوت بیشتر شبیه حیاط وحش شده بود بخصوص از روزی که دو تا موش هم لانه حالا شده بودن کفتر گربه موش به مادر بزرگم میگفتم برای تکمیل چرخه باید سگ بیاریم و گرنه خانه ات مار میافته اما اون اهمیت نمیداد. حتی تصمیم نگرفت برای موش ها تله هم بگذارد. اما خوب چرخه زیستی کامل نشد یعنی قبل از تکامل ملوس خانم یک حال اساسی به موش ها داد. من همیشه فکر می موش ها غذای گربه ها هستن اما ظاهرا اینطور نیست نه اصلا. راستش بعد از آن جریان از ملوس ترسیدم. هیچوقت باور نمی میتواند اینقدر وحشی باشد. میدانید با تمام وجودش موش بینوا را درید. خیلی برایم جالب بود وقتی موش بینوا ترسید روی دوپایش ایستاد دستهایش را روی گوشهایش گذاشت و شروع کرد به جیغ زدن درست مثل آدمیزاد اما جیغ هایش فایده ای نداشت و ملوس خانم بینوا را درید و جنازه اش را به امان خدا ول کرد ورفت یک جورایی با مرگ موش تفریح کرد اما او را نخورد جفت موش هم اولتیماتوم های جیغ وار همسرش را جدی گرفت و دمش را گذاشت روی کولش و رفت. اینطوری فرمانروایی به ملوس خانم برگشت. دلم برای موش های حیاط خلوت تنگ شد . شب ها وقتی اوضاع را مرتب میدیدند وسط حیاط خلوت شروع می به بالا پایین پ و کلی ورجه ورجه و ما رو هم به ذوق میاوردن درست مثل دو بچه کوچک فکر کنم مادر بزرگم از همین شعف شبانه موشها به وجد میامد و برای همین هم نمیخواست برایشان تله موش بگذارد. البته این کار ملوس خانم زیر آب خودش را هم زد. چون را مصمم کرد تا خانم خانما را توی گونی بیاندازد و از آن جا ببرد.که البته همین کار را هم د ملوس و فرزندانش را داخل گونی انداختند و بردند محله دیگری.

میدانید به نظر من حیاط خلوت هم پیر میشود درست مثل من مثل مادر بزرگم و...حیاط خلوت هم عمرش را کرده بود. همسایه مان تصمیم گرفت خانه اش را بکوبد و از نو بسازد همین کار را هم د و دیگر از مالوها انگور و اقاقیای همسایه خبری نبود.

مادر بزرگم پادرد دارد و دیگر حوصله قبلیش را ندارد. حیاط خلوت شد چند گلدان کولر آبی و سیمان دیگر صفای قدیم را هم ندارد. گرچه وقتی روی همین دیوار سیمانی را هم خیس میکنیم هنوز بوی خاک باران خورده و یاس رازقی در فضا به هم می آمیزند گویی حیاط خلوت نفس های آ ش را میکشد. گرچه هنوز میخواهد ثابت کند که زنده است امارمقی به جانش نمانده است.یاس رازقی تنها چیزی است کهتبدیل به چند گلدان شده و هنوز هم گل میکند. اسطوره مقاومت حیاط خلوت ؛اوست که هنوز آنجا را س ا نگه داشته است اما دختر من مانند مادرش کودکی اش را در آن سپری نمیکند. دیگر چیزی آنجا برایش جذاب نیست.


[ad_1]

چکیده

در سخنان و سیره رضا (علیه السلام) از رزق حلال و عناوین مرتبط با آن سخن به میان آمده و مفهوم رزق حلال ترسیم شده است. از سویی خانواده با عناوین چندی مورد اشاره قرار گرفته و از استحکام آن سخن به میان آمده و به توسعه و رفاه آن تشویق شده است. در مقاله ی حاضر ضمن بیان مواردی که به رزق حلال اشاره دارند رابطه ی رزق حلال و استحکام بنیان خانواده تبیین شده است، زیرا نظر به اهمیت خانواده، را ارهای زیادی برای استحکام آن بیان داشته همچنین از عوامل سست کننده ی آن نهی نموده است، لذا متونی که به استحکام نهاد خانواده تشویق می کنند، به مراتب بیشتر از متون، مشوق تشکیل خانواده هستند. در سخنان و سیره ی رضا (علیه السلام) برای استحکام بنیان خانواده، بر روزی حلال تأکید شده که از طرق عناوینی، همچون صله ی رحم، رعایت حقوق متقابل، محبت به دیگران و خوشحال نمودن ایشان، پرهیز از حسد، رضایتمندی، قناعت، ساده زیستی و پرهیز از تکلف و... در استحکام بنیان خانواده نقش بسزایی دارد.

مقدمه

رزق به معنای عطا و بخششِ مستمری است که به منظور ادامه ی حیات با نیاز فرد مطابقت دارد. از آنجا که روزیِ خداوند، عطای مستمر به آفریدگان است، از آن به رزق تعبیر شده است (مصطفوی، 1360، ج4: 115). مطابق با نیاز فرد بودن یا بهره مند شدن فرد از آن، قیودی هستند که موجب نزدیک شدن مفاهیم رزق و کالا به یکدیگر هستند (قریشی، 1371، ج3: 2؛ طباطبایی، 1417، ج3: 137؛ مکارم ، 1374، ج9: 18).
توجه به قیود مذکور همچنین نشان دهنده ی تفاوت مفاهیم رزق و درآمد است؛ از همین رو با استناد به سخن (صلی الله علیه و آله و سلم): «انما لَکَ مِن مَالِکَ مَا أکَلتَ فَأفنَیتَ أو لَبِستَ فَأبلَیتَ أو اعطیت فامضیت و سائره لموالیک؛ از مال تو آن مقدار برای توست که بخوری و تمام کنی یا بپوشی یا صدقه دهی یا از آن درگذری» (مجلسی، 1403، ج70: 138) ابن خلدون گفته است:
اگر منافع درآمد و ثروت انسان به خودش برگردد و در راه تأمین مصالح و ی صرف شود، روزی نامیده می شود... و چنانچه از مالی و دارایی خود به هیچ وجه در مصالح و نیازهایش فایده ای نبرد به آن روزی نمی گویند، در این صورت آنچه با کوشش و توان خود به دست آورده درآمد نامیده می شود. این مانند میراث است نسبت به متوفی که درآمد شمرده می شود، اما روزی نامیده نمی شود و نسبت به وارثان هر وقت از آن منتفع شوند رزق نامیده می شود (خضیری، 1991: 381).
در قرآن مجید واژه ی رزق به شکل های گوناگون به کار رفته است؛ در برخی موارد همچون: «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ» (ذاریات/22) در امور مادی است، زیرا در آیه ی مزبور رزق به معنای باران است (ابن عجیبه، 1419، ج5: 472). رزق در برخی موارد همچون آیه ی « وَالَّذِینَ هَاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَیرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیرُ الرَّازِقِینَ» (حج /58) در امور معنوی و ا وی و در برخی موارد همچون آیه ی «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ » (ذاریات/58) در معنای عام از امور معنوی و مادی به کار رفته است.
در تأیید تفاوت رزق و درآمد، بر مال حرام رزق اطلاق نشده است، چنان که طبرسی ضمن تفسیر آیه ی « وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینْفِقُونَ؛ از آنچه روزی ایشان کرده ایم، انفاق می کنند» (بقره/4) گفته است:
رورزیِ واقعی آن است که شخص بتواند از آن بهره مند شود و ی حق نداشته باشد او را از این بهره مندی باز دارد. بنابراین، آیه مذکور دلیل بر آن است که مال حرام رزق و روزی نیست، زیرا خدای متعال مردمان را به انفاق از آنچه روزی ایشان مقرر داشته می ستاید و انفاق کننده از مال حرام- به انفاق همگان- شایسته ی ستودن نیست، پس حرام رزق محسوب نمی شود (1372، ج1: 123).
عبارت مذکور از طبرسی، دیدگاه شیعه و معتزله در خصوص مفهوم رزق را بیان می کند، اما دیدگاه اشاعره چنین نیست. برای توضیح بیشتر باید بگوییم در اینکه آیا لفظ رزق شامل حرام می شود یا نه اختلاف است، به عبارتی، چنانچه انسان از طریق حرام و غیرمشروع تأمین هزینه و مایحتاج کند، آیا شرعاً و از نظر قرآن رزق نامیده می شود یا آنکه در اصطلاح شرع، رزق منحصر به چیزهای حلال است؟ یه و معتزله بر این باورند که آنچه از راه حلال به دست می آید رزق نامیده می شود و آنچه از راه حرام به دست می آید رزق محسوب نمی شود. در مقابل، اشاعره بر این باورند که هرچه انسان به دست آورد؛ خواه از راه حرام و خواه حلال، رزق نامیده می شود (ف رازی، 1420، ج2: 275).
در تأیید تفاوت رزق و دارایی، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خوردن مال حرام را پس از روشن شدن حرام بودنش از گناهان کبیره دانسته (ابن شعبه حرانی، 1404: 422) و معصومان از جمله رضا (علیه السلام) مال حلال را توصیه کرده و فرموده اند: «أفضَلَ المَالِ مَا وُقِیَ بِهِ العِرض؛ بهترین مال آن است که به وسیله ی آن حفظ آبرو شود» (عطاردی، 1406، ج1: 304).
رضا (علیه السلام) همچنین داشتن همسری خوب که در غیاب شوهر حافظ جان و مال شوهرش باشد بهترین سود مؤمن دانسته و فرموده اند:
مَا أفَادَ عَبدٌ فَائِدَةً خَیرًا مِن زَوجَةٍِ صَالِحَةٍ إِذَا رَآهَا سَرَّتهُ وَ إِذَا غَابَ عَنهَا حَفِظَنهُ فِی نَفسِهَا وَ مَالِه؛ برای بنده ی خدا چیزی سودمندتر از زن پارسا و شایسته نیست. هرگاه به زوجه اش نظر کند خوشحال شود و هرگاه شوهر به مسافرت رود، زن و مال او را حفظ کند (همان، ج2: 256)
و نیز فرموده اند:
مَنْ رَضىَ بِالیَسِیرِ مِنَ الحَلَالِ خَفَّت مَئُونَتُهُ وَ تَتَعَّمَ أهلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللهُ دَاءَ الدُّنیَا وَ دَوَاءَهَا وَ أ َجَهُ مِنهَا سَالِماً إِلَی دَارِالسَّلَام؛ هر به مال اندک حلال راضی باشد، هزینه زندگی وی کاهش می یابد، خانواده اش نعمت یابند، خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا سازد و او را سالم از دنیا به بهشت ببرد (همان، ج1: 272).
از همین رو، کار بیشتر برای رفاه خانواده را توصیه کرده و فرموده اند: «إِنَّ الَّذِی یَطلُبُ مِن فَضلٍ یَکُفُّ بِهِ عِیَالَهُ أعظَمُ أجراً مِنَ المُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ الله» آن ی که کار بیشتری می کند تا درآمدش برای خود و انش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشی بزرگ تر از پاداش مجاهد فی سبیل الله دارد (کلینی، 1362، ج5: 88).
برداشت کار بیشتر برای رفاه خانواده و مطلوب بودن آن از حدیث مذکور منطقی است، از همین رو راغب اصفهانی در آیه ی « فَإِذَا قُضِیتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ( /10) فضل را به معنای بیش از حد کفاف گرفته است (راغب اصفهانی، 1412: 395). چنان که در علم اصول بیان شده، امر در «فانتشروا» پس از نهی واقع شده و مفید اباحه و جواز است و ارشاد به آن است که پس از اتمام جایز است مکلف به دنبال امور دیگر و تأمین نیازهای خصوصی برود. آیه ی مذکور و سخن رضا (علیه السلام) که به آن اشاره کردیم، نشان دهنده ی آن است که تشویق به کار و کوشش و ب روزی به کوشش انسان درباره ی تحصیل نیازهای اوّلیه و ضروری محدود نمی شود.
کلمه ی «معاش» که رابطه ی با رزق دارد نیز در سخن رضا (علیه السلام) مورد توجه قرار گرفته، چنان که فرموده اند: «لَیسَ لِلنَّاسِ بُدٌّ مِن مَعَایِشِهِم، فَلَا تَدَعِ الطَّلَب؛ مردمان ناگزیر باید برای طلب معاش خود بکوشند، پس طلب معاش را ترک مکن» (ابن شعبه حرانی، 1404: 140) و نیز در جای دیگر گفته شده:
قَالَ عَلِیُّ بنُ شُعَیب: دَخَلتُ عَلَى أبِى الحَسَنِ الرَّضَا (علیه السلام) فَقَالَ لِى- یَا عَلِىُّ مَن أحسَنُ النَّاسِ مَعَاشاً- قُلتُ یَا سَیِّدِی أنتَ أعلَمُ بِهِ مِنِی- فَقَالَ یَا عَلِیُّ مَن حَسَّنَ مَعَاشَ غَیرِهِ فِی مَعَاشِه؛ علی بن شعیب می گوید بر ابوالحسن الرضا (علیه السلام) وارد شدم، او به من فرمود: یا علی! زندگی چه ی از همه نیکوتر است؟ گفتم: شما- ای آقای من- در این باره از من داناتری. فرمود: یا علی! زندگی ی که زندگی دیگری را تأمین کند (همان: 448).
رضا (علیه السلام) قناعت را که رابطه ی با مال و رزق حلال دارد تشویق کرده و فرموده اند:
قناعت، نفس آدمی را از خطا و لغزش نگه می دارد و موجب می شود که انسان به جمع ثروت، مال و اندوختن منال نپردازد و خود را در نزد اهل دنیا خاضع و خاشع نکند. راه قناعت را فقط دو نفر اتخاذ می کنند؛ ی که دنیال آ ت را گرفته و به مال اندک جهان اکتفا می کند یا شخص کریمی که نمی تواند و نمی خواهد خود را به کثافات دنیا آلوده کند (مجلسی، 1403، ج75: 353؛ عطاردی، 1406، ج1: 272).
رضا (علیه السلام) همچنین برای مال و دارایی یا مالکیت خصوصی آن چنان اهمیتی قائل اند که انسان در دفاع از آن می تواند تا مرز شهادت پیش برود، چنانچه فرموده اند: «هر ی برای حفظ مال خود کشته شود، شهید است» (عطاردی، 1406، ج2: 499). همچنین، تعرض به مال دیگران را موجب در آتش دوزخ دانسته و فرموده اند: «گناهی که کیفر آن دوزخ است سوگند به زیانِ مال یا حقِ مسلمان است از روی ظلم و این سوگند دروغ است و پاداش آن دوزخ است و کفاره (راه جبرانی) در دنیا ندارد» (صدوق، بی تا: 273).
تقدیر معیشت به معنای اندازه داشتن در هزینه و حساب امور زندگی و برقراری هماهنگی بین نیازها و چگونگی برآورد آنهاست. به عبارت دیگر، رعایت اصل حیاتی نظم و انضباط اقتصادی نیز با مسئله ی درآمد و رزق رابطه ی دارد که رضا (علیه السلام) به رعایت آن توصیه نموده و فرموده اند:
لَا یَستَکمِلُ عَبدٌ حَقِیقَةَ الإِیمَانِ حَتَّی یَکُونَ فِیهِ خِصَالٌ ثَلَاتٌ َفَقُهُ فِی الدِّینِ وَ حُسنُ َّقدِیرِ فِى المَعِیشَةِ وَ الصَّبرُ عَلَى الرَّزَایَا؛ هیچ بنده ای در ایمان به کمال نمی رسد، مگر اینکه در او سه خصلت باشد: فهمیدن و درک مسائل شرعی، تنظیم برنامه های زندگی با بهترین روش و شکیبایی در گرفتاری ها (مجلسی 1403، ج1: 213).
از همین رو، سجاد (علیه السلام) از خداوند خواسته اند که حُسن تقدیر را به ایشان بیاموزد «عَلِّمنِی حُسنَ َّقدِیر» (صحیفه ی سجادیه/ 138). علی (علیه السلام) حُسن تقدیر را مایه ی پایداری و قوام زندگی دانسته و فرموده اند: «قوام العیش حسن ّقدیر و ملاکه حسن ّدبیر» (خوانساری، 1366، ج7: 289).
مقاله ی حاضر در پی آن است که از یک سو اهمیت رزق، خانواده و تحکیم آن را در سیره ی رضا (علیه السلام) تبیین کند و از سوی دیگر، چگونگی ارتباط روزی حلال با تحکیم نهاد خانواده و نقش آن را در این باره در سیره ی رضا (علیه السلام) بیان نماید.
در خصوص پیشینه ی تحقیق باید گفت که در متون ی از جمله سخنان و سیره ی رضا (علیه السلام) مطالبی درباره ی مطلوب بودن استحکام خانواده و وم جلوگیری از سست شدن پایه آن به چشم می خورد. همچنین، مواردی درباره ی رزق و عناوین اخلاقی مرتبط با آن از جمله: رضایتمندی، قناعت، پرهیز از حسد و... حایز اهمیت هستند و به نوعی از اهمیت بهداشت روانی و وم پیوند افراد جامعه با هم سخن می گویند. در کتاب های اخلاقی، تفاسیر فقهی و... نیز مواردی به چشم می خورد که اهمیت خانواده و استحکام پایه های آن را بیان می کند.
با وجود این، تحقیق مستقلی درباره ی رابطه ی رزق حلال با استحکام بنیان خانواده وجود ندارد. از این رو، در نوشتار حاضر ضمن بیان مفهوم رزق حلال، خانواده و اهمیت آنها، به بررسی نقش روزیِ حلال در استحکام نهاد خانواده در سخن و سیره ی رضا (علیه السلام) پرداخته می شود.

مفهوم روزی حلال در سخن رضا (علیه السلام)

رضا (علیه السلام) علاوه بر تشویق به روزی حلال به شکل های گوناگون و نهی از خوردن مال حرام و بیان برخی از مصادیق آن همچون: ربا، رشوه و... تفسیری از مفهوم رزق و روزی حلال را ارائه فرموده اند؛ چنان که محمدبن نصر به رضا (علیه السلام) عرض کرد: «جعلت فداک ادْعُو اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أن یَرزُقَنِیَ اَلحَلَال فَقَالَ أتَدرِی مَا الحَلَالُ؟ قُلتُ الَّذِى عِندَنَا الکَسبُ الطَّیِّبُ؛ قربانت شوم، من دعا می کنم که خداوند از روزی حلال خود به من عطا فرماید. حضرت فرمودند: می دانی روزی حلال چیست؟» عرض : قربانت تا آنجا که می دانم کاسبی بی غل و غش را روزی حلال می شمارند. حضرت فرمودند علی بن حسین (علیه السلام) می فرمودند: «الحَلَالُ هُوَ قُوتُ المُصطَفَینَ ثُمَّ قَالَ قُل أسألُکَ مِن رِزقِکَ الوَاسِع؛ روزی حلال قوت برگزیدگان الهی است، در دعای خود بگو بار خدایا، از روزی واسعت به من عطا کن» (کلینی، 1362، ج5: 59).
از متن پرسش و پاسخ برمی آید که روزیِ حلال آن است که از راه های مجاز در شرع- که کتاب های فقهی عهده دار بیان آن هستند- به دست آید؛ چنان که سخنان دیگر رضا (علیه السلام) در بیان برخی از مصادیق مال حرام همچون ربا و رشوه این مدعا را ثابت و تأیید می کند. در روایتی دیگر معمر بن خلاد از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده که فرمودند حضرت باقر (علیه السلام) مردی را دیدند که می گفت: «اللَّهُمَ إِنِّی أسأَلُکَ مِن رِزقِکَ الحَلَال» فرمودند تو از خداوند روزی ان را درخواست می کنی، بگو: «قُلِ اللَّهُمَّ إِنِّی أسأَلُکَ رِزقاً حَلَالًا وَاسِعاً طَیِّباً مِن رِزقِک» (همان، ج2: 552) و نیز حسن بن جهم گوید از حضرت رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «مردم هرگاه غذای یک سال خود را در خانه داشته باشند بار زندگی آنها آسان می گردد و از نگرانی ها آسوده می شوند. باقر و صادق (علیهما السلام) مزرعه ای یداری نمی د، مگر اینکه دو سال هزینه ی زندگی آنها از آن مزرعه تأمین می شد» (همان، ج5: 89).
منظور از روزی ان در روایت های مذکور، رزقی است که در واقع و نفس الامر حلال باشد، چنین رزقی رزق ان و اوصیای ایشان است، اما رزق مؤمنان، رزقی است که در ظاهر شریعت حلال باشد، یعنی مکلف، از طریق تقلید یا اجتهاد، به حلال بودن آن، علم پیدا کند، چه بسا رزق هایی که بر اساس ظاهر شریعت به حلال بودن آنها حکم شده، مشتبه و شبهه ناک باشد.
در روایت دیگری معمر بن خلاد از حضرت رضا (علیه السلام) پرسیده آیا می شود غذای یک سال را ذخیره کرد؟ حضرت فرمودند: من این کار را می کنم، یعنی مواد یک سال را ذخیره می کنم (عطاردی، 1406، ج2: 299). همچنین، حضرت رضا (علیه السلام) به نقل از پدرانش فرموده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «سه خصلت را از کلاغ یاد بگیرید که عبارتند از: انجام عمل لقاحِ مخفیانه، بیرون شدن در طلب روزی هنگام صبح و ترس و احتیاط از دشمن» (صدوق، 1378، ج1: 257؛ فتال نیشابوری، 1423، ج2: 432).
رضا (علیه السلام) همچنین از مفهوم حلال، تفسیری ارائه کرده و هر چیزی را که برای بدن مقوی و مفید باشد حلال دانسته و فرموده اند:
خدای متعال هیچ خوردنی و آشامیدنی را مباح قرار نداده، مگر اینکه منفعت و صلاحی در آن باشد و هیچ چیز را حرام نفرموده، مگر اینکه در آن زبان، تلف و فسادی باشد؛ پس هر چیز سودمندی که به تن قوّت دهد و بر نیروی بدن بیفزاید حلال است (نوری، 1408، ج16: 165).
در اهمیت روزی حلال، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: « ی که 40 روز حلال بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانی می گرداند.» و درباره ی مال حرام فرموده اند: «خداوند متعال فرشته ای دارد که هر شب بر بیت المقدس این ندا را می دهد: ی که حرامی بخورد، نه عمل مستحبی از او قبول می شود و نه عمل واجبی» (ابن فهد حلی، 1407: 153). همچنین رضا (علیه السلام) فرموده اند: «عَلَیکَ بِالصَّبرِ وَ طَلَبِ الحَلَالِ وَ صِلَةِ الرَّحِم؛ برتو باد به صبر و طلب روزی حلال و پیوند با خویشاوند» (کلینی، 1362، ج2: 488).
از جمله دلایل اهمیت روزی حلال از منظر رضا (علیه السلام) آن است که در خصوص قصر یا اتمام در سفر، حضرت بین سفر حلال و سفر برای معصیت تفاوت قائل شده اند. از این رو، ابوسعید اسانی می گوید دو مرد در اسان بر حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرّضا (علیه السلام) وارد شدند و از حکم مسافر پرسیدند. به یکی از آنان فرمود: «بر تو واجب است که را قصر بخوانی، چون به قصد دیدار من آمدی» و به دیگری گفت: «بر تو واجب است را تمام بخوانی، چون آهنگ دیدار سلطان داشته ای» (عطاردی، 1406، ج2: 175).
گرچه در روایت یادشده به وضوح سخنی از مال حلال و حرام به میان نیامده، اما از باب تنقیح مناط می توان چنین استفاده ای کرد. از همین رو شیخ انصاری گفته: «هرگاه شخصی، سفرش سفر معصیت باشد؛ مثل: صید لهو، ظلم ، قطع طریق ، اعانت ظالم یا اطاعت از ظالم و غیره وی تمام خواهد بود» (163:1415). همچنین، حضرت (رحمه الله) در شرایط قصر فرموده اند:
سفر از نظر شرعی برای او جایز باشد، بنابراین اگر سفر معصیت و حرام باشد، اعم از اینکه خودِ سفر حرام باشد مثل: فرار از جنگ یا هدف از سفرکار حرامی باشد مثل سفر برای راهزنی، حکم سنضر را ندارد و تمام است ( ( )، 1424، ج1: 734).
با توجه به اهمیت رفاه خانواده، رضا (علیه السلام) بیچارگی، بیچاره نمایی، فقر و تنگدستی را نکوهش کرده و فرموده اند:
ان الله یحب الجمال و جمل و یبغض البؤس و باؤس فان الله إذا أنعم على عبده بنعمة أحب أن یرى علیه أثرها، قیل کیف ذلک؟ و همانا خداوند متعال زیبایی و آراستگی را دوست دارد و بدحالی و بدبخت نمایی را (و خود را بدبخت، ندار، بیچاره و ضعیف نشان دادن) زشت می دارد، زیرا هنگامی که خداوند به بنده ای نعمتی داد، دوست دارد اثرآن نعمت را در زندگی او ببیند (صدوق، بی تا: 354).
بدیهی است که آراستگی و بدحال نبودن در بسیاری از موارد به امکانات اقتصادی و مادی افراد بستگی دارد.
رضا (علیه السلام) همچنین فقر و تنگدستی را کلید مسائل اجتماعی، بدبختی و بیچارگی دانسته و فرموده اند: «المَسکَنَةُ مِفتَاحُ البُؤس؛ نداری کلید بدبختی است» (مجلسی، 1403، ج75: 354؛ عطاردی، 1406، ج1: 303). همچنین از فساد و تباهی اموال و تکدی گری نکوهش نموده و فرموده اند: «إِنَّ اللهَ تَعَالَی یُبغِضُ القِیلَ وَ القَالَ- وَ إِیضَاعَ المَالِ وَکَثرَةَ السُّؤَال؛ خدا از قیل و قال، تباه مال و افزونی سؤال (زیاد درخواست و تقاضا ) نفرت دارد» (همان: 336؛ همان: 285).
با وجود مطلوب بودن رفاه و توسعه ی زندگی خانواده، رضا (علیه السلام) تصرف اِسراف آمیز در اموال و نیز سخت گیری را نکوهش کرده، به اعتدال و میانه روی توصیه نموده و در پاسخ عباسی که از ایشان درباره ی تأمین مخارج خانواده ی خویش جویا شده بود فرمودند:
بَینَ المَکرُوهَینِ قَالَ فَقُلتُ جُعِلتُ فِدَاکَ لَا وَ اللَّهِ مَا أعرِفُ المَکرُوهَینِ قَالَ فَقَالَ لِی یَرحَمُکَ الهُ أ مَا تَعرِفُ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَرِهَ الإِسرَافَ وَ کَرِهَ الإِقتَارَ فَقَالَ: وَ الَّذِینَ إِذا أنفَقُوا لَم یُسرِفُوا وَ لَم یَقتُرُوا وَ کانَ بَینَ ذلِکَ قَواماً؛ از حضرت رضا (علیه السلام) اذن گرفتم اجازه دهند به خاندان خود انفاق کنم. فرمودند: مواظب باش که مرتکب دو مکروه نشوی! عرض . من این موضوع را درک نمی کنم. فرمودند: اسراف و زیاده روی در انفاق نزد خداوند کراهت دارد؛ همان طور که خودداری و انفاق ن را نیز مکروه شمرده است (فرقان/67).
و در قرآن مجید فرموده: « وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَلَمْ یقْتُرُوا وَکَانَ بَینَ ذَلِکَ قَوَامًا» (همان، ج68: 347؛ همان: 363).
در سخن مذکور منظور از کلمه ی «مکروه» امر ناگوار و ناخوشایند است و مکروه از احکام خمسه ی تکلیفی مورد نظر نیست. با توجه به آنچه گذشت، برای تحقق روزی حلال دو شرط لازم است: حُسن شرعی و حُسن طبیعی، زیرا رعایت موازین شرعی در ب روزی و وم دوری از راه های غیرمشروعِ به دست آوردن مال، مانند ربا و... به حُسن شرعی اشاره دارد و از سویی، شرط مفید و مقوی بودن روزی که رضا (علیه السلام) به آن اشاره کرده اند، حُسن طبیعی را دربرمی گیرد.
از دیگر نکته های سخنان رضا (علیه السلام) این است که با وجود نکوهش فقر و تنگدستی از دیدگاه آن حضرت و تشویق ایشان به توسعه ی رفاه خانواده، در این باره بر اعتدال، میانه روی، پرهیز از اسراف (افراط) و نیز تفریط (خودداری از انفاق) تأکید کرده اند، زیرا با استناد به آیه ی 67 سوره ی فرقان از افراط و تفریط با نام «مکروه» تعبیر فرموده اند.

ماهیت خانواده در سخن رضا (علیه السلام)

خانواده از نظر عرف عبارت است از: زن، فرزندان و خویشاوندان مرد و زن و در اصطلاح شرعی، خانواده جماعت و گروهی هستند که زیربنای جامعه را تشکیل می دهند، بنای آن بر روابط همسری بین زن و مرد استوار است و پیامد آن فرزندانی است که به وجود می آیند.
کلمه ی «الاسره» در لغت (ابن منظور، 1414، ج4: 20) خانواده و خویشان مرد است. از سوی دیگر، این کلمه به معنای زره سخت و محکم نیز به کار رفته است. از این رو، خانواده و خویشانِ نزدیک همچون زرهی هستند که خود را با آنان نگه داشته و به پشتیبانی آنان خود را حفظ می کنند. این کلمه در قرآن به کار نرفته، اما کلمه ی «اهل» که گاهی مفهوم خانواده و همسر را می دهد در قرآن به کار رفته؛ مثلاً در آیه ی «قَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا» (قصص/29) کلمه ی اهل به معنای همسر است، اما در آیه ی «فَأَنْجَینَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِینَ» (نمل/57) به معنای خانواده به کار رفته است.
خانواده دارای سه نوع کوچک (خاص یا محدود)، متوسط و بزرگ (عام یا گسترده) است. خانواده ی کوچک، محدود یا خاص، به زن و شوهر و فرزندان محدود می شود. برای تحکیم و استواری پایه های این نوع خانواده بیشترین توجه و اهتمام را دارد و منظور از خانواده در مقاله ی حاضر همین معناست. خانواده در مفهوم متوسط آن شامل اقوام و خویشان است مانند: پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، برادر، خواهر، عمو، ، ، و... اینها انی هستند که در بحث صله ی رحم مدنظر هستند و رعایت و محبت به آنان موجب برکت عمر و روزی و آبادانی سرزمین ها دانسته شده است. خانواده ی بزرگ شامل همسایگان، دوستان و دیگران می شود که خداوند اساس ارتباطشان را بر «اخوت» گذاشته و همه را به محبت و ارتباط متقابل و تفاهم فراخوانده و فرموده: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیکُمْ» (حجرات/10).
کلمه ی «اهل» و جمع آن و نیز «عیال» در معنای خانواده در سخن رضا (علیه السلام) به کار رفته و در خصوص تلاش برای رفع نیاز و رفاه آنها توصیه شده است؛ از جمله سخن آن حضرت که در آن آمده است: «الَّذِی یَطلُبُ مِن فَضلٍ یَکُفُّ بِهِ عِیَالَهُ أعظَمُ أجراً مِنَ المُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ الله؛ آن که کار بیشتری می کند تا درآمدش برای خود و انش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشی بزرگ تر از پاداش مجاهد فی سبیل الله دارد» (مجلسی، 1403، ج75: 339). همچنین، در جای دیگر فرموده اند: «صَاحِبُ النِّعمَةٍ یَجِبَ أن یُوَسِّعَ عَلَى عِیَالِه؛ ی که از امکانات برخوردار است، واجب است به زندگی خانواده اش وسعت بخشد» (عطاردی، 1406، ج1: 285).
رضا (علیه السلام) در جای دیگر با استفاده از کلمه ی عیال به معنای خانواده فرموده اند: «یَنبَغِی لِلرَّجُلِ أن یُوَسِّعَ عَلَی عِیَالِهِ کَیلَا یَتَمَنَّوا مَوتَهُ» لازم است که مرد مسلمان با زحمت های شبانه روزی خود رفاه خانواده اش را توسعه دهد تا ایشان (بر اثر محرومیت و مسائل زندگی) مرگ وی را آرزو نکنند (کلینی، 1362، ج4: 11).
کلمه ی اهل در سخن رضا (علیه السلام) نیز در معنای خانواده به کار رفته، چنانکه فرموده اند:
مَن رَضِىَ بِالیَسِیرِ مِنَ الحَلَالِ خَفَّت مَئُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أهلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللهُ دَاءَ الدُّنیَا وَ دَوَاءَهَا وَ أ َجَهُ مِنهَا سَالِماَ إِلَی دَارِالسَّلَام؛ هر به مال اندکِ حلال راضی باشد، هزینه های زندگی وی کاهش می یابد و خانواده اش نعمت یابند و خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا کند و او را سالم از دنیا به بهشت برد (عطاردی، 1406، ج1: 271).
و نیز فرموده اند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند نیکوترین مردم در ایمان، نیکوترین ایشان است در خُلق و مهربان ترین ایشان است با اهل خود و من مهربان ترین شما هستم با اهل خود.
همچنین، به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: « انی از شما که نزدیک تر باشند از من در نشستن در روز قیامت نیکوترین شماست در خُلق و نیکوکننده ترین شماست با خانواده ی خود» (صدوق، 1378، ج2: 38). به نقل از سجاد (علیه السلام) فرموده اند مردی، المؤمنین علی (علیه السلام) را به خانه ی خود دعوت کرد. علی (علیه السلام) فرمود با سه شرط دعوت تو را می پذیرم. آن مرد گفت: آن سه شرط کدام است؟ علی (علیه السلام) فرمود: نخست آنکه برای من چیزی از خارج به خانه نیاوری. دیگر آنکه بدون تعارف هر چه در خانه داری همان را برای من حاضر کنی و سوم آنکه خانواده ات را به زحمت نیندازی، عرض کرد آنچه شما فرمان دهید اطاعت می کنم. سپس علی (علیه السلام) دعوت او را پذیرفت (حجازی، بی تا، ترجمه ی سجادیه:85) و نیز فرموده اند: « ی که نعمت و تمکن دارد، باید به اهل و عیالش به خوبی رسیدگی کند» (همان: 465).
کلمه ی «اهالی» جمع «اهل» به معنای خانواده ها نیز در سخن رضا (علیه السلام) به کار رفته و درباره ی نیکی به آنها توصیه شده آنجا که فرموده اند: «یَرُّوا أهَالِیَکُم وَ أولَادَکُم جُمُعَةٌ إِلَی جُمُعَة؛ در روزهای به همسر و فرزندان خویش نیکی کنید» (صدوق، بی تا: 407).
گرچه در روایت مذکور «اهالیکم» همسرانتان معنی شده، تفسیر آن به صورت «خانواده هایتان» منعی ندارد، در این صورت با توجه به آنکه «اولادکم» (فرزندانتان) از اعضای خانواده هستند و زیر مجموعه ی «اهالیکم» قرار دارند، اما به دلیل اهمیت از باب ذکر خاص بعد از عام دوباره مورد توجه قرار گرفته اند.
از جمله نکته هایی که از حدیث اشاره شده می توان به دست آورد، این است که مدیر خانواده باید روزی چون روز - که از اعیاد مهم ی است- را برای توجه عاطفی و مادی ویژه خانواده قرار دهد و موجب نشاط و شادمانی آنها شود و از سوی دیگر، برای توجه به ارزش های دینی به توجه خاص کند، زیرا این امر در ایجاد صمیمیت و گرم شدن کانون خانواده اهمیت دارد. از همین رو، رضا (علیه السلام) در روایت دیگری توصیه کرده اند که در روز عاشورا کار و کوشش برای امور دنیوی ترک شود و فرموده اند: «مَن تَرَکَ السَّعیَ فِی حَوَائِجِهِ یَومَ عَاشُورَاءَ قَضَى اللهُ لَهُ حَوَائِجَ الدُّنیَا وَ الآخِرَة؛ هر در روز عاشورا کار و بش را فروگذارد، خداوند حاجت های دنیا و آ ت او را برآورده کند» (عطاردی، 1406، ج2: 26).
همچنین، درباره ی زن که بی تردید از اعضای خانواده است، داشتن همسری خوب را که در غیاب شوهر حافظ جان و مال شوهرش باشد بهترین سود مؤمن دانسته و فرموده اند:
ما أفاد عبد فائدة خیرا من زوجة صالحة إذا رآها سرّته و إذا غاب عنها حفظته فی نفسها و ماله...؛ و برای بنده ی خدا چیزی سودمندتر از زن پارسا و شایسته نیست. هرگاه به زوجه اش نظر کند خوشحال شود و هرگاه شوهر به مسافرت رود، زن، و مال او را حفظ کند (همان: 256).
در روایت دیگری رضا (علیه السلام) به زن که از اعضای خانواده است توجه ویژه کرده و فرموده اند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند خداوند متعال به ن، مهربان تر از مردان است، هر مردی که به زنی از ارحامش محبت کند و موجبات خوشحالی او را فراهم کند، خداوند روز قیامت او را خوشحال می کند» (کلینی، 1362، ج6: 6).

استحکام نهاد خانواده در سخن و سیره ی رضا (علیه السلام)

با توجه به اهمیت خانواده از دیدگاه ، برای استحکام بنیان خانواده و جلوگیری از پاشیدگی آن تلاش هایی صورت گرفته و دستورالعمل هایی به چشم می خورد. از جمله را ارهای محکم روابط خانواده، دعای خوب اعضای خانواده در حق یکدیگر است؛ این دعاها به نوعی در ایجاد محبت و مهربانی بین افراد خانواده و تقویت ارزش انسانی و ایمانی در بین آنها نقش بسزایی دارد؛ زیرا دعاکننده به نوعی به انی که ایشان را دعا می کند ابراز علاقه و محبت می کند. از همین رو، به گسترش مهربانی و محبت تأکید شده، چنان که در حدیث قدسی آمده:
انا الله أنَا الرَّحمَنُ خَلَقتُ الرَّحِمَ وَ شَقَقتُ لَهَا اسماً مِن أسمَائِی فَمَن وَصَلَهَا وَصلتُهُ وَ مَن قَطَعَهَا قَطَع؛ من خداوندم، من مهربانم، خود مهربانی را آفریده ام و از آن اسمی را برای خود برگزیده ام، هر آن را مراعات کند از او مراقبت و حمایت می کنم و هر آن را قطع کند با او قطع رابطه خواهم کرد (حاکم نیشابوری، 1406، ج4، 158؛ نوری، 1408، ج5: 243).
از جمله دلایل اهمیت خانواده و توجه به تحکیم آن، این است که معصومان گذشته از آنکه خود به خانواده توجه داشتند، به اهتمام و توجه به خانواده توصیه و سفارش می د؛ چنان که سجاد (علیه السلام) فرموده اند: «همانا نزدیک ترین شما به خدا ی است که اخلاقش نیکو و گشاده رو باشد و پسندیده ترین شما نزد خدا ی است که به شایسته ترین نحوی به خانواده اش رسیدگی کند، همانا ارجمندترین شما نزد خدا با تقواترین شماست نزد او» (کلینی، 1362، ج8: 69).
با توجه به آنچه گذشت، توصیه ها و سفارش گوناگون رضا (علیه السلام) در رسیدگی به خانواده و توسعه ی سطح زندگی و رفاه ایشان، نشانگر اهتمام آن حضرت به محکم بنیان خانواده است؛ چنان که فرموده اند: «لازم است که مرد مسلمان با زحمت های شبانه روزیِ خود رفاه خانواده اش را توسعه دهد تا ایشان (بر اثر محرومیت و مسائل زندگی) مرگ وی را آرزو نکنند» (عطاردی، 1406، ج2: 208).
در اهمیت استحکام بنیان خانواده همین بس که احادیث وارد شده در خصوص ادامه و نگهداری حیات خانوادگی دو برابر احادیثی است که به تشکیل خانواده تشویق کرده اند. این امر به آن دلیل است که ادامه و نگهداری حیات خانوادگی به مراتب دشوارتر از تشکیل خانواده است.
از جمله روش هایی که معصومان از جمله رضا (علیه السلام) برای استحکام نهاد خانواده بر آن تأکید کرده اند، تشویق به روزی حلال و توصیه به پرهیز از خوردن مال حرام به اشکال و مصادیق گوناگونِ تقدیر معیشت و... است.

ارتباط روزیِ حلال با استحکام خانواده

نظر به اهمیت خانواده و استحکام آن، از روش های متنوع و گوناگونی برای این منظور بهره جسته، از جمله روش ها و را ارهای محکم خانواده، بهره گرفتن از روزی و مال حلال و پرهیز از خوردن مال حرام است. دلایل اهمیت نقش روزی حلال در استحکام بنیان خانواده در سخنان و سیره ی رضا (علیه السلام) به قرار زیر است:

روزی حلال و صله ی رحم

صله ی رحم و پیوند با خویشاوندان به شکل های گوناگون در متون ی از جمله سخنان و سیره ی رضا (علیه السلام) مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. صله ی رحم به بازدید از خویشاوندان محدود نمی شود، بلکه با سلام ، دادن لیوان آب به دست خویشاوند، کمک های مالی به خویشاوند و... نیز انجام می شود، چنان که محمد بن عبیدالله گوید حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: «اگر مردی از عمرش سه سال مانده باشد و صله ی رحم انجام دهد، خداوند عمر سه ساله ی او را به 30 سال تبدیل می کند و مشیت خود را به کار می بندد.»
همچنین، ابونصر بزنطی از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده که حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: «با ارحام خود محبت و مهربانی کنید، ولو به شربت آبی باشد و بهترین نوع صله ی ارحام رفع آزار و اذیت درباره ی آنان است.» صله ی رحم، مرگ را به تأخیر می اندازد و محبت را در میان خانواده افزایش می دهد. همچنین، حسن بن علی وشا از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده که جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند ما نمی دانیم چیزی مانند صله ی ارحام باعث طول عمر می شود تا آنگاه که اگر مردی سه سال از عمرش باقی مانده باشد و صله ی ارحام کند، عمرش 30 سال به طول انجامد و اگر ی 33 سال از عمرش باقی باشد و او قطع رحم کند، عمرش به سه سال می رسد. همچنین، محمد بن فضیل صیرفی گوید حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند رحم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عرش پروردگار بستگی دارد و می گوید: بار خدایا، هر با من ارتباط برقرار کند، تو با او ارتباط برقرار کن و هر با من قطع رابطه کند، تو با او قطع رابطه کن. همین روش در ارحام مؤمنین نیز برقرار است. سپس این آیه ی شریفه را قرائت د «وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ» (نسا/1).
طایی نیز از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند هر انجام یک عمل را برای من تضمین کند، من انجام چهار عمل را برای او ضمانت می کنم؛ با ارحام خود رفت و آمد کند تا خداوند او را دوست بدارد، روزی اش را زیاد کند، عمرش را طولانی گرداند و او را داخل بهشت نماید. حضرت رضا (علیه السلام) از پدرانش از حسین (علیه السلام) روایت کرده که فرموده اند هر ی دوست دارد مرگش به تأخیر افتد و روزی اش زیاد شود، باید صله ی رحم به جای آورد.
همچنین، حسن بن علی وشا از حضرت رضا (علیه السلام) از پدرانش از علی (علیه السلام) روایت کرده که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند هنگامی که در شب معراج به آسمان ها رسیدم مشاهده چند خویشاوندی به عرش پروردگار آویزان شده و از خویشاوندان خود شکایت می کنند. از آنها پرسیدم بین شما و آنها چند پدر فاصله است؟ گفتند: ما در پدر چهلم به هم می رسیم. بزنطی نیز گفته حضرت رضا (علیه السلام) فرمود جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند صله ی ارحام مرگ را به تأخیر می اندازد و موجب زیاد شدن مال و محببت خویشاوندان است (عطاردی، 1406، ج1: 265-267).
با توجه به آنکه یکی از راه های صله ی رحم کمک مالی به خویشان است، بدیهی است که مال و روزی حلال در ایجاد محبت بین خانواده و استحکام آن نقش بسزایی دارد. از همین رو، رضا (علیه السلام) درباره ی نقش صله ی رحم در ایجاد محبت بین خانواده فرموده اند: «مَثرَاةٌ فِی المَالِ مَحَبَّةٌ فِی الأهل؛ صله ی رحم موجب افزایش مال و محبت بین خویشان است» (مجلسی، 1403، ج71: 88).
چنانچه کار، گروهی نباشد، یعنی رئیس خانواده در مقام مسئول معاش و رفاه خانواده، از طریق کار، درآمد و روزی حلال، معاش و رفاه خانواده را عهده دار شود، انفاق به خانواده و اداره ی معیشت ایشان به نوعی صله ی رحم بوده و موجب دوستی و محبت می شود و در نتیجه به استحکام خانواده می انجامد. از طرفی، چنانچه گذشت، همسر می تواند با ایجاد محیط آرام و خوب خانواده، خوش رویی و حفاظت از دارایی شوهر که به نوعی مربوط به خانواده است، به استحکام خانواده کمک کند.
در تأیید این سخن، رضا (علیه السلام) به مدح و ستایشِ چنین همسری اقدام کرده و فرموده اند: «برای بنده ی خدا چیزی سودمندتر از زن پارسا و شایسته نیست. هرگاه به زوجه اش نظر کند خوشحال شود و هرگاه شوهر به مسافرت رود، زن، و مال او را حفظ کند» (همان، ج2: 256).
از جمله دلایلی که تأیید می کند از نظر رضا (علیه السلام) کمک مالی نوعی صله ی رحم است و در استحکام خانواده نقش دارد، اینکه آن حضرت نیکی به بستگان و رسیدگی به همسایگان را توصیه کرده و در پاسخ ابان بن ولید که از ایشان پرسید آیا انسان به جز زکات چیز دیگری هم از مال خویش باید بدهد؟ فرمودند: «نعم اینَ ما قالَ اللهُ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أمَرَ اللهُ بِهِ أن یُوصَلَ وَ یَخشَونَ رَبَّهُم» (رعد/21؛ همان، ج71: 127).
با توجه به توصیه ی قرآن، معصومان و از جمله رضا (علیه السلام)، رئیس خانواده نباید در خصوص اداره ی معاش و رفاه خانواده بر آنها منت گذارد، چنانکه علی (علیه السلام) فرموده اند: «ملاک المعروف ترک المنّ به؛ ملاک و معیار کار خوب، ترک منت گذاری به واسطه ی آن است» (هرچه بی منت تر، بهتر) (خوانساری، 1366، ج1: 118) و نیز فرموده اند: «أفضَلُ العَطَاءِ تَرکُ المَنِّ؛ برترین بخشش و احسان، ترک منت است» (همان، ج2: 405). در تأیید این سخن در ذیل تفسیر آیه ی «وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِینَ» (حجر/20) طبرسی گفته: «ما در زمین برای شما اسباب روزی قرار دادیم و انی را هم که شما روزی دهنده ی آنها نیستید برای شما آفریدیم.» منظور از این ان، خانواده یا غلامان و کنیزان است که انسان خیال می کند خودش آنان را روزی می دهد و حال آنکه خدا او و آنها را روزی می دهد (طبرسی، 1372، ج2: 263).
از سوی دیگر، بر اساس توصیه ی رضا (علیه السلام) هر فردی که مورد احسان قرار می گیرد باید از احسان کننده تشکر کند، بنابراین اعضای خانواده باید از رئیس خانواده تشکر کنند. بدیهی است که تشکرِ مزبور به نوعی در استحکام نهاد خانواده و ایجاد محبت، مؤثر است چنان که فرموده اند: «مَن لَم یَشکُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلُوقِینَ لَم یَشکُرِ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ» (مجلسی، 1403، ج68: 44) خوب است که فرد دریافت کننده ی احسان به نوعی از احسان کننده تشکر و قدردانی کند.
چنانچه تحصیل مالِ حلال از راه کار گروهی باشد، رزق حلال نیز به نوعی در استحکام خانواده و ایجاد محبت بین ایشان مؤثر است، زیرا با توجه به گستردگی اشکال و مصادیق صله ی رحم می توان افراد فاقد شغل خانواده را به کار گرفت.

روزی حلال و رعایت حقوق متقابل

در فرض گروهی بودن کار، با توجه به آنکه تعرض به حقوق و دارایی دیگران حتی اعضای خانواده مجاز نیست؛ اعضای خانواده موظف هستند به حقوق یکدیگر احترام بگذارند، از فریب یکدیگر و دیگر راه هایی که موجب حرام شدن درآمد می شود خودداری ورزند، آنچه برای خود می پسندند برای دیگر اعضای خانواده نیز بپسندند و آنچه برای خود نمی پسندند برای دیگر اعضای خانواده نیز نپسندند. بدیهی است که رعایت متقابل این اصول و حقوق به استحکام خانواده کمک می دهد. از همین رو، رضا (علیه السلام) رباخواری، مال حرام، کم فروشی در کیل و وزن و... را از گناهان کبیره دانسته و از آن نهی کرده اند (عطاردی، 1406، ج2: 501).
رضا (علیه السلام) در فرضی که برخی از اعضای خانواده یتیم باشند، سخت گیری شدیدی نموده، از خوردن مال وی پرهیز داده و آن را از گناهان کبیره دانسته اند (همان) و فرموده اند:
إِیَّاکُم وَ أموَالَ ألیَتامَى- لَا تَعَرَّضُوا لَهَا وَ لَا تَلَبَسُوا بِهَا- فَمَن تَعَرَّضَ لِمَالِ الیَتِیمِ فَأکَلَ مِنهُ شَیئاً- کَأَنَّمَا أکَلَ جَذوَةً مِنَ النَّار؛ از اموال یتیمان بپر د، متعرض آنان نشوید و از آن برای خود پوشاک برنگزینید. پس ی که متعرض مال یتیم شود و مقداری از آن را بخورد، مانند آن است که ای از آتش خورده است (مجلسی، 1403، ج72: 5).
همچنین فرموده اند: «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَعَدَ فِی أکلِ مَالِ الیَتِیمِ عُقُوبَتَینِ عُقُوبُةٌ فِی الدُّنیَا وَ عُقُوبُةً فِی الآخِرَة؛ همانا خداوند عزوجل در خوردن مال یتیم دو عقوبت و جزای بد وعده فرموده است: یکی در دنیا و دیگری در آ ت» (همان: 8).
همچنین فرموده اند:
خوردن مال یتیم به ستم، به علت های بسیاری که مست م فسادهای گوناگون است، حرام شده؛ نخستین آنها: چون مال یتیم را به ستم بخورد، به کشته شدن او کمک کرده... پس چون مال او را بخورد، بدان می ماند که به حتم او را کشته و به فقر و فاقه گرفتارش کرده است (صدوق، 1378، ج2: 92).

روزی حلال و محبت به دیگران و خوشحال ایشان

خوشحال دیگران و محبت به آنها به خصوص اعضای خانواده از سوی معصومان از جمله رضا (علیه السلام) تشویق و توصیه شده است. بدیهی است که خوشحال دیگران از جمله اعضای خانواده و محبت به ایشان از راه های گوناگون از جمله توجه مالی از طریق روزی حلال امکان پذیر است. رضا (علیه السلام) فرموده اند: «مَن فَرَّجَ عَن مُؤمِنٍ فَرَّحَ اللهُ قَلبَهُ یَومَ القِیَامَه؛ هر گرفتاری مؤمنی را برطرف کند، خداوند دل او را در روز قیامت شاد کند» (محدث عاملی، 1409، ج16: 372) و نیز به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «رَأسُ العَقلِ بَعدَ الدِّینَ َّوَدُّهُ إِلَى النََّاسِ- وَ اصطِنَاعُ الخَیرِ إِلَى کُلِّ أحَدٍ بَرٍّ وَ فَاجِر؛ سر عقل، پس از ایمان به خدا، جلب دوستی مردم است و نیکی به هر آدمی؛ خوب یا بد» (مجلسی، 1403، ج71: 392: عطاردی، 1406، ج1: 4).

روزی حلال و پرهیز از حسد

حسد از جمله کارهای حرام است که خود از جمله انگیزه غیبت است. شخص حسود به دلیل حسادتی که دارد همواره درصدد عیب جویی و تحقیر محسود است و از این راه حس خودخواهی خویش را اشباع می کند. راغب اصفهانی در تعریف غیبت گفته: «حسد آرزوی زوال نعمت از ی است که سزاوار داشتن آن نعمت است و شخص حسود علاوه بر آرزوی قلبی، چه بسا کوشش در زوال آن نعمت می کند» (1412: 234).
بدیهی است که وجود حسد در اعضای خانواده از جمله عوامل تهدیدکننده ی استحکام بنیان خانواده است و دوستی و محبت را از بین می برد و باعث کینه می شود، زیرا چنان که گذشت، حسد از جمله انگیزه های غیبت بین افراد است. در مقابل، ترک حسد که در اخلاق از آن با نام «نصیحت» یا خیرخواهی تعبیر می شود، باعث ایجاد محبت بین افراد جامعه از جمله اعضای خانواده می شود. از این رو، اعضای خانواده از اینکه عضو دیگری از روزیِ حلال و امکانات مالی برخوردار است، ناراحت نمی شوند، بلکه خوشحال می شوند. از همین رو، رضا (علیه السلام) از حسادت پرهیز داده، نصیحت و خیرخواهی را تشویق کرده و فرموده اند: «لَیسَ لِبَخِیلٍ رَاحَةٌ وَ لَا لِحَسُودٍ لَذَة؛ هیچ خسیسی آرامش ندارد و هیچ حسودی در زندگی لذت نمی برد» (عطاردی، 1406، ج1: 286).
از روایت مذکور برمی آید که حسد، آرامش حسود را از بین می برد و موجب بی قراری وی می شود. بدیهی است که آرام نبودن برخی از اعضای خانواده به دیگر اعضا نیز لطمه می زند و موجب سستی بنیان خانواده می شود.

روزی حلال و رضایتمندی

رضا به قضایِ الهی برترین مقام دین و شریف ترین مراتب مقربان و عظیم ترین درهای رحمت خداست و هر که از آن در، داخل شود، به بهشت درآید. خداوند می فرماید: «رَضِیَ الله ُ عَنهُم وَ رَضُوا عَنهُ؛ خدا از ایشان خشنود است و ایشان از خدا خشنودند» (مائده/12؛ توبه /101؛ مجادله/22؛ بیّنه/ 8).
داشتن فضیلت رضا موجب آرامش و تحمل سختی ها، نارسایی ها و ش ت ها می شود. ممکن است افراد جامعه یا اعضای خانواده در زندگی خود با سختی ها، نارسایی ها، فشارهای مادی و ش ت هایی روبرو شوند، تحمل ن این موارد ممکن است به استحکام بنیان خانواده لطمه بزند و پایه خانواده را متز ل کند. برع ، رضایتمندی و خشنودی از وضع موجود و تحمل شداید، فشارهای مادی و... موجب استحکام بنیان خانواده و بهداشت روانی می شود.
رضا (علیه السلام) نیز در خصوص اهمیت و نقش رضایتمندی فرموده اند: «هر به مال اندک حلال راضی باشد، هزینه زندگی وی کاهش می یابد، خانواده اش نعمت یابند، خداوند او را به درد و درمانِ دنیا بینا کند و او را سالم از دنیا به بهشت ببرد» (عطاردی، 1406، ج1: 272) و نیز فرموده اند: «هر ی به رزق کم راضی و خشنود باشد، خداوند از عمل اندک او راضی خواهد شد» (همان: 219).

روزی حلال و قن

عبارات مرتبط با این موضوع

مصرف و مصرف گرایی از منظر و جامعه شناسی …مصرف و مصرف گرایی از منظر و جامعه شناسی اقتصادی چکیده مصرف و مصرف گرایی سیره علویبوستان نهج البلاغه قراندر این که، سرآغاز نزول قرآن، کدام سوره و آیه و در چه زمانی بوده است با توجه به پیوند آذر طب ی وسنتی عقیلی اسانی احمد صادقیان مدرس حوزه و چکیده یکی از مباحث مطرح در بحث علم و دین چرا خدا بعضی از انسان ها را بدبخت آفریده؟ شهر سوالجواب این سوال در تعریف بدبختی و بیچارگی است واقعا بدبختی چیست؟ ی که معاد را باور مدیریت حوزه علمیه استان قم اخبار موضوعاتی را که …با توجه به اینکه تاکنون بی?


«رزق» گاهی به معنای عطای جاری می باشد خواه آن «عطاء» دنیوی باشد یا ا وی. و گاهی به معنای نصیب می باشد؛ و گاهی به آنچه که به شکم می رسد و با آن تغذیه می کنند نیز «رزق» می گویند.1 - 2

و برخی دیگر می نویسند: «رزق» به معنای انعام و بخشش مخصوصی است که اولا بر اساس مقتضای حال طرف مقابل، و مطابق با آنچه که برای ادامه ی حیات به آن نیاز دارد باشد؛ و ثانیا به صورت پیوسته و جاری می باشد.3

رزق از نگاه قرآن

از موارد استعمال «رزق» به دست می‏آید که در معنای این کلمه نوعی بخشش و عطا هم نهفته است، مثلاً می‏گویند: «پادشاه به لشگریان رزق می‏دهد،» که این جمله تنها شامل مواد غذائی لشگر می‏شود … این معنای اصلی و لغوی «رزق» بود؛ ولی بعدها در معنای آن توسعه دادند و هر غذائی را که به آدمی می‏رسد، چه دهنده‏اش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند، گویا رزق بخششی است که به اندازه ی تلاش و کوشش انسان به او می‏رسد هر چند که عطا کننده آن معلوم نباشد؛ سپس توسعه ی دیگری در معنای آن داده شد و آنرا شامل هر سودی که به انسان رسد نموده‏اند هر چند که غذا نباشد؛ و به این اعتبار همه ی مزایای زندگی اعم از مال، جاه، عشیره، یاران، جمال و علم و غیره را رزق خواندند.4

چنانچه بیان شد «رزق» به معنای چیزی است که مورد انتفاع و بهره برداری شخصی قرار بگیرد. لذا از هر چیزی آن مقدار رزق است، که مورد استفاده واقع شود. پس اگر ی مال بسیاری جمع کرده، که به غیر از اندکی از آن را استفاده نمی کند و یا نمی خورد ، در حقیقت رزقش همان مقداری است که استفاده می کند یا می‏خورد، بقیه ی آن رزق او نیست مگر از این جهت که بخواهد به ی بدهد، که از این جهت رزق است و از جهت خوردن رزق نیست.

پس وسعت روزی و تنگی آن به زیادی مال و اندک بودن آن ارتباطی ندارد، (چه بسیار افراد که مال بسیار دارند، ولی کم می‏خورند و چه بسیار افراد که به ع آنانند).5

واژه ی «رزق» (به معنای مصدری‏اش عبارت است از روزی دادن و به معنای اسممصدریش) عبارت است از هر چیزی که موجودی دیگر را در بقای حیاتش کمک نماید، و در صورتی که آن رزق ضمیمه آن موجود و یا به هر صورتی ملحق به آن شود ، بقائش امتداد می‏یابد، مانند غذایی که حیات بشر و بقائش به وسیله ی آن امتداد پیدا می‏کند که غذا جزء بدن او می‏گردد .

و نیز مانند همسر که در ی غریزه ی ، آدمی را کمک نموده و مایه ی بقاء نسل او می‏گردد.

و به همین ترتیب هر چیزی که دخ ی در بقای موجودی داشته باشد، رزق آن موجود شمرده می‏شود.6

بخش دوم پرسش که آیا منظور از «رزق» فقط «رزق مادی» است یا شامل چیزهای دیگر نیز می شود؟

پاسخ آن است که در قرآن کریم 123 آیه آمده که در آن کلمه ی «رزق» و مشتقات آن بکار رفته است که آن آیات را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

1. دسته ی اول آیاتی که منظور از «رزق» در آنها «رزق مادی» است. مانند: آیه ی 88 سوره ی مائده که می فرماید:

«وَکُلُوا مِمَّارَزَقَکُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَیِّباً»؛ «و از آنچه خدا «روزی» شما نموده، در حالی که حلال و پاکیزه است، بخورید»

و همچنین آیه ی 172 سوره ی بقره که می فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ»؛ «ای انی که ایمان آورده‏اید! از (خوراکی‏های) پاکیزه‏ای که روزی شما کرده‏ایم بخورید»

لازم به تذکر است که رزق مادی در این قبیل از آیات هم شامل خوراکی ها و هم غیر خوراکی ها می شود.

2. دسته دوم آیاتی که مقصود از «رزق» در آنها «رزق معنوی» یعنی معارف الهی و علوم و لذت های معنویو جلوه های رحمانی می باشد. مثل آیه ی 169 از سوره ی آل عمران که در مورد ی در راه حق می فرماید:

«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ «(ای ) هرگز مپندار انی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند، بلکه [آنان ]زنده‏اند، [و] در پیشگاه پروردگارشان روزی داده می‏شوند!»

و همچنین آیه ی 62 سوره ی مریم که در مورد اهل بهشت می فرماید:

«و لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَعَشِیّاً»؛ «و در آنجا صبحگاهان و عصرگاهان، «روزیِ» آنان، برایشان (آماده) است.»

و آیه ی 40 و 41 سوره ی صافات که در مورد مخلصین می فرماید:

«إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ أُولئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ»؛ «جز بندگان خالص شده خدا؛ آنان برایشان «روزی» معیّنی است؛»

یادآوری: بعضی از این آیات هم ارزاق معنوی را شامل می شود و هم نعمت های ظاهری بهشتی که برای اهل بهشت قرار داده شده است.

3. دسته سوم آیاتی است که شامل همه ی انواع رزق می شود، چه مادی و چه معنوی و چه علمی مثل آیه ی 58 سوره ذاریات که می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ»؛ «[چرا] که فقط خدا بسیار روزی دهنده [و] قدرتمند [و] استوار است‏.»

در این باره در تفسیر نمونه می خوانیم:

روزی تنها به معنای مواهب مادی نیست .روزی معنای وسیعی دارد که روزی های معنوی را نیز در بر می‏گیرد، بلکه رزق اصلی، همین رزق و روزی معنوی است؛ در دعاها تعبیر «رزق» در مورد روزی های معنوی بسیار به کار رفته است، در مورد حج می‏گوییم: «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام.» در مورد توفیق اطاعت و دوری از معصیت آمده: «اللهم ارزقنی توفیق الطاعة و بعد المعصیة...» و در دعای روز پانزدهم ماه رمضان می‏خوانیم: «اللهم ارزقنی فیه طاعة الخاشعین» و همچنین در مواهب معنوی دیگر.7

نتیجه گیری:

رزق در قرآن محدود به رزق مادی نمی باشد و هر چیزی که انسان از آن بهره مند شود رزقی است که از طرف خداوند به او رسیده و مقدر شده است؛ خواه مواهب مادی مثل مسکن و خوراک وپوشاک و... باشد؛ و خواه امور معنوی، مانند هدایت، ، معارف و علم و لذات روحی و توفیق عبادات باشد.8

1 . مفردات راغب اصفهانی، ماده (رزق).

2 . و از کتاب «صحاح اللغه» نقل شده است که:

رزق یعنی آنچه که با آن نفعی حاصل شود . به نقل از حقیق، ج 4، ماده (رزق) و همین معنا در کتاب لسان العرب و المنجد نیز آمده است.

و از کتاب «مقاییس اللغه» نقل شده است: رزق در اصل به معنای اعطای وقت است؛ ولی در عطای غیر وقت هم استعمال می شود. لذا رزق ]به طور کلی[ به معنی عطای خداوند آمده است. ( حقیق، ج 1، ماده رزق)

3 . حقیق، ج 1، ص 115.

4 . ترجمة المیزان، ج 17، ص 418.

5 . ترجمة المیزان، ج 3، ص 220.

6 . ترجمة المیزان، ج 18، ص 565.

7 . تفسیر نمونه، ج 20، ص 374.

8 . «و الأَرزاقُ نوعانِ: ظاهرة للأَبدان کالأَقْوات، و باطنة للقلوب و النُّفوس کالمَعارِف و العلوم؛ قال الله تعالی: وما من دابّة فی الأَرض إِلا علی الله رزقها. و الرِّزْقُ: ما یُنْتَفعُ به، و الجمع الأَرْزاق. و الرَّزق: العَطاء و هو مصدر قولک رَزَقه الله.» (لسان العرب، ج 10، ص 115)


پاو وینت بررسی خانه مهربان گودرز(مستر وایز)



تاریخ ایجاد 11/01/2016 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 18 اسلاید با نقشه ها و تصاویر قیمت: 4800 تومان تعدادمشاهده 16


خانه «مستر وای» در حدود 120 سال قدمت دارد (1) ۞؛ و لذا خانه ای قاجاری محسوب می شود. این خانه به فردی به نام «مهربان گودرز» تعلق داشته است. او مدت ها در «بمبئی» ن و در آنجا به مستر وای (2) ۞ مشهور بوده است. این بنا را در حدود سال 1357 ه.ش.، «حاج علی اکبر خدمی» به خواست «اداره باستان شناسی» مرمت کرد؛ لیکن چون بخش هایی از آن کاملاً ت یب شده بود، بازسازی بر پایه اصول قرینه سازی و گاه با حدس و گمان صورت گرفت. بر طبق تحقیقات اخیر، این خانه به تازگی ت یب شده و به همین علت، فقط تصاویر قدیمی آن در اینجا آمده است.

بستر بنا مستطیل کشیده ای است در جهت شمال به جنوب که به گوشه جنوب غربی آن، بخش کوچکی منضم است. بنا نیز همه سطح بستر را فرا گرفته است.

خانه دو حیاط اصلی دارد. حیاط بزرگ در میانه بخش اصلی زمین واقع است و حیاط کوچک در میانه بخش انضمامی. غالب فضا های اطراف حیاط اصلی، یک طبقه است؛ اما حیاط کوچک، بدون احتساب گودال باغچه (3) ۞ آن، با بنایی دو طبقه احاطه شده است. به جز این دو حیاط، دو حیاط بسیار کوچک نیز در شمال مجموعه قرار دارد.

ورودی اصلی خانه در میانه جبهه شمالی قرار دارد و از سردر (4) ۞ و هشتی (5) ۞ و دالان (6) ۞ تشکیل شده است. دیگر ورودی خانه، با یک راهرو (7) ۞، در جنوب ضلع شرقی، مستقیماً به گوشه حیاط اصلی مرتبط است. احتمالاً این ورودی در طرح اولیه خانه نبوده و بعداً احداث شده است. در مرکز حیاط دوم خانه، حیاط گود نشسته کوچکی قرار دارد که فضای باز (8) ۞ را به سطح زیرزمین رسانده است. فضا های جبهه غربی این حیاط در زیرزمین، به توسط دری، به بیرون خانه مرتبط اند؛ و به این ترتیب، بنا ورودی سومی نیز پیدا کرده است.

قاعده حیاط اصلی، به تبعیت از شکل بستر بنا، مستطیلی بلند و کشیده است. فضا ها در جبهه های شمال و جنوب عمیق است و در جبهه های شرق و غرب، کم عمق. در انتظام فضا های دو جبهه شرقی و غربی، به خلاف معمول، فضا های ارتباطی یا راهرو ها، در مرکز، استقرار یافته اند و فضا های اصلی، چون پنج دری ها (9) ۞ یا ایوانچه ها (10) ۞، در دو طرف راهرو ها نشسته اند. در مرکز جبهه جنوبی، تالار (11) ۞ بزرگ چلیپا شکلی (12) ۞ که طول آن برابر عرض حیاط است، با بادگیری (13) ۞ مرتفع قرار گرفته که راه رسیدن به آن، راهرو های طرفین است. جبهه شمالی، متقارن با جبهه جنوبی است و فقط به جای تالار، پنج دری در میانه آن قرار گرفته است. راهرو های جبهه شمالی، علاوه بر آنکه به پنج دری راه دارند، به هشتی و حیاط های کوچک شمالی نیز مربوط اند. حیاط های شمالی، خود کانون هایی برای دیگر عرصه های بنا شده اند؛ عرصه هایی کاملاً جدا و مستقل از حیاط اصلی.

تصویر سه بعدی خانه مستر وای
تصویر سه بعدی خانه مستر وای در یزد؛ این خانه سنتی دارای چهار حیاط، سه ورودی و یک بادگیر است.
tri-dimensional projection of mister wye`s house; this traditional hose has four courtyards, three entrance and one wind-catcher.

دو نمای شمالی و جنوبی حیاط اصلی، کاملاً مشابه هم اند و همچنین دو نمای شرقی و غربی، در ترکیب کلی و نیز اغلب اجزای خود، مشابه و متقارن اند؛ لیکن در پس نما های همانند، ضرورتاً فضا هایی مشابه با ترکیب فضایی ی ان نیست. بنابراین باید گفت که در نظر سازندگان چنین بنا های، اصل توازن و تقارن، چهره داخل حیاط یا نما ها در چشم بیننده بوده است.

از دیگر نکات قابل توجه در حیاط اصلی، فقدان ایوان (14) ۞ یا رواق (15) ۞ یا کلاً فضای نیم باز قابل اعتنایی در نقطه ای مهم از آن است؛ گو اینکه احتمال دارد تالار خانه قبلاً ایوانی بزرگ و عمیق بوده باشد. در هر حال، در وضع کنونی، حیاط اصلی، کاملاً در تسلط و حصار فضا های بسته است.

پلان طبقه همکف خانه مهربان گودرز
برش افقی طبقه اول یا همکف خانه سنتی مهربان گودرز در محله سر تل یزد.
1- ورودی؛ 2- هشتی؛ 3- حیاط اصلی؛ 4- حیاط های دیگر؛ 6- گودال باغچه؛ 9- ایوان؛ 14-تالار چلیپایی شکل؛ 17- پنج دری؛ 18- سه دری؛ 24- راهرو؛ 25- بادگیر.
firt floor or ground floor plan of mehraban goodarz`s traditional house in sare tal district of yazd.
1- entrance; 2- vestibule; 3- main courtyard; 4- other courtyards; 6- sunken garden; 9- eyvan; 14- cross-shaped reception hall or talar; 17- panjdari; 18- sedari; 24- corridor; 25- badgir or wind catcher.

نما های پنج دری های دور حیاط اصلی، کاملاً شبیه یکدیگر اند. راهرو ها نیز نما هایی مشابه دارند. بدین ترتیب، طرح نما های حیاط اصلی، تماماً ترکیبی از قاب های (16) ۞ راهرو ها و پنجره های پنج دری هاست؛ فقط در جبهه شرقی این حیاط، ایوانچه ای، جانشین یکی از پنج دری ها شده است.

نکته دیگر در طرح بنا، قرارگیری دو راهروی که هر یک متعلق به جبهه ای است در کنج های حیاط اصلی است. به این ترتیب، نما های چهار سمت حیاط اصلی با عناصری مشابه خاتمه می یابد که نما های همجوار را به یکدیگر می پیوندد.

جشن ایرانیان در بمبئی
جشن ایرانیان و پارسیان هند در بمبئی؛ مهربان گودرز فردی تاجر، نیکوکار، زرتشتی و یزدی بود که در بمبئی و یزد ن بود؛ او در سال 1280 دبستان پسرانه گودرزی را در اله آباد رستاق یزد تاسیس کرد؛ او همچنین کاروانسرای خود را به انگلیسی ها داده بود تا تنها بیمارستان آن زمان یزد در آنجا شکل گیرد.
iranians and parsians of india ceremony in bombay; mehraban goodarz was a merchant, benefactor, zoroastrian and yazdian person who resided in bombay and yazd; in 1901 he established goodarzi boys school in elah abade rostagh in yazd province; he also had been given his caravanserai to englishes for forming the only hospital of yazd in that time.
مجموعه محمود افشار : mahmood afshar`s collection

حیاط دوم در عین ارتباط با حیاط اصلی، ورودی مجزایی دارد؛ و به همین علت، بخشی مستقل از خانه به حساب می آید. این حیاط، گودال باغچه و فضا های بسته ای دارد که به ارتفاع دو طبقه در اطراف سطح فوقانی آن قرار گرفته اند. رواق گرداگرد گودال باغچه، حد واسط فضا های بسته و حیاط است. به نظر می آید که این فضا های بسته خدماتی باشند؛ اما فضا های طبقات بالا، مهمتر اند و نما هایی پرکار تر دارند. به این ترتیب، گودال باغچه، عرصه ای با فضا ها و فعالیت های متفاوت در دل حیاط بالایی به وجود آورده است، بدون اینکه پیوند فضا های گوناگون این بخش خانه، گسسته شود.

دیگر عرصه های مستقل خانه، دو حیاط کوچک جبهه شمالی است. فضا های اطراف حیاط غربی، محدود و ظاهراً خدماتی است؛ اما حیاط شرقی، مفصل تر است و در چهار سمت آن، فضا های نیم باز قرار دارد. در نتیجه، اگرچه این حیاط، کوچک است، اما بزرگتر از آنچه هست به نظر می رسد. در پس ایوان جبهه شمالی حیاط شرقی، سه دری ای (17) ۞ واقع است که دری نیز به هشتی دارد. دو اتاق هم در دو سوی ایوان جنوبی این حیاط هست. همچنین در انتهای این ایوان، دری به راهروی گوشه حیاط اصلی باز شده است. در نتیجه، این بخش، هم مستقل از حیاط اصلی است و هم مرتبط با آن. تعدادی از فضا های این بخش خانه در طبقه دوم قرار گرفته است. ایوان جبهه جنوبی، گویی خود را تا دو طبقه بالا کشیده و بدین گونه در میان فضا های طبقه دوم نیز قرار گرفته است؛ چنان که فضا های بسته طبقه دوم، چون گوشوار هایی (18) ۞ آن را در بر گرفته اند. این فضا ها هم به حیاط کوچک مقابل خود و بام اطراف آن می نگرند و هم از فراز بام، به حیاط اصلی خانه، چشم دوخته اند.

بخش اعظم زیرزمین خانه، در بخش جنوب غربی آن، یعنی در اطراف گودال باغچه، واقع است و های دیگر از آن در اطراف حیاط. در میان آنها، سرد (19) ۞ که در جبهه جنوبی خانه، یعنی در زیر تالار قرار دارد، بزرگ ترین و مهم ترین فضا است.

به تبعیت از شکل حیاط، حوض آبی طویل، چون نهر آب، در محور شمالی به جنوبی حیاط قرار گرفته است و باغچه هایی کشیده با ردیفی از گیاهان مختلف، آن را در میان گرفته اند. جهت گیری حوض و باغچه ها، جبهه شمال و جنوب را، جبهه های اصلی می نمایاند و به پنج دری شمالی و تالار جنوبی، اعتبار بیشتری می بخشد.
2- mehraban goodarz (mr. wye)`s house ۩

mr. wye or mehraban goodarz`s house
جبهه شمالی حیاط خانه مهربان گودرز؛ نشانی این خانه سنتی یزد، محله سر تل، خیابان کرمان یا آیت الله کاشانی، کوچه بهرام زاده است.
northern side of the mehraban goodarz`s house; address of this traditional house is bahram zade alley, kerman or ayatollah kashani street, sare tal district, yazd.

the house is approximately 120 years old (20) ۞ and therefore a qajar house. it formerly belonged to «mehraban goodarz», who long resided in «bombay», where he had become known as «mr. wye». about 1978 a.d. the building underwent a one-year-long restoration by the «archaeological office», under the supervision of «haj aliakbar khadami». but, as parts of the original building had disappeared entirely, the reconstruction was done by symmetry and with occasional uncertainties. according to recent research, this house has now been demolished and, thus, only old p og hs of it are reproduced here.

the perimeter of the house forms as elongated rectangles oriented along a north-south axis with a small appended part on its southwestern corner, and the m of the house covers the entire perimeter.

the house has two courtyards. the larger courtyard is locates at the center of the main part of the land and the other lies at the center of the appended part. most of the build areas surrounding the main courtyard, disregarding its sunken garden, is surrounded by two-story-high build areas. besides these courtyards, two other, very small courtyards are located north of the building.

the main entrance of the house is located at center of its northern side and consists of a portico, a vestibule and corridor. the other entrance, located at the southern end of the eastern side of the house, comprises a corridor which leads directly to the corner of the main courtyard. this entrance probably did not exist in the original design of the house and was created at a later date. at the center of the second courtyard, there is a small sunken yard which joins the open space to the basement level. the built areas on the western side of this courtyard are connected on the basement floor to exterior of the house and thus the house has a third entrance as well.

following the proportions of the plot of land, the base of the main courtyard is an elongated rectangle. the built areas on its northern and southern sides are deep and those on the eastern and western sides shallow. in the layout of the build areas on the eastern and western sides, usually, the connecting spaces or corridors are centrally located and the main spaces, such as panjdaris (21) ۞ or eivanchehs (22) ۞, sit on either side of the corridors. at the center of the southern side, there is a large cross-shaped reception hall whose length is equal to the width of the courtyard and which is topped by tall badgir (23) ۞ and accessible through its flanking antechambers. the facade of the northern side is symmetrical with the southern facade, with the only difference that its center is occupied by panjdari instead of a reception hall. the corridors on this side, besides having access to the panjdari, are also connected to the vestibule and the small yards of the northern side of the house. the northern courtyards themselves constitute focal points for the other areas of the house; areas which are entirely separate and independent from the main courtyard.

basement plan of mr. wye`s house
برش افقی زیرزمین یا سرداب خانه سنتی مستر وای در خیابان کرمان یا کاشانی در یزد.
basement floor or cellar plan of mister wye`s traditional house in kerman or kashani avenue in yazd.

as mentioned, the northern and southern facades of the courtyard are quite similar, and so are the eastern and western facades, most elements of which are identical and symmetrical. yet, behind these similar facades, analogous spaces and spatial layouts do not necessarily exist. it must therefore be said that, in the view of the builders of this type of building, the main consideration was the balance and symmetry of the courtyard`s appearance and facades.

another striking point in the main courtyard is the absence of any eivans (24) ۞, colonnades or notable semi-open spaces in its prominent places, although it is possible that the reception hall was formerly a large and deep eivan which was later transformed into a closed space because of modifications made in the house. at any rate, in its present situation, the main courtyard is entirely dominated and encircled by closed spaces.

the facades of the panjdaris surrounding the courtyard are identical and those of the corridors are quite similar. the only exception is the eivancheh on the eastern side, which has replaced one of the panjdaris. if we disregard this case, all the courtyard`s facades are combinations of corridor frames and panjdari facades, and of course, supposing that a panjdari formerly occupied the place of the eivancheh, the composition of the courtyard facades would have been complete and the rule in question would have applied in all cases.

sections of mehraban gudarz`s house
برش عمودی a - a و برش عمودی b - b از خانه سنتی مهربان گودرز در یزد؛ این خانه در سال 1357 مرمت شده بود ولی شوربختانه به تازگی اب شده است.
section a - a and section b - b from mehraban gudarz`s traditional house in yazd; this house had been restore in 1978 but unfortunately has been demolished recently.

another notable point in the design is the location of two identical corridors, that each is belonging to one side, at the corners of the courtyard. thus, the facades of all four sides of the courtyard end with identical elements joining their adjoining facades.

besides being connected to the main courtyard, the second courtyard has a separate entrance and therefore, constitutes an independent part of the house. this courtyard contains a sunken garden and two-story-high closed spaces surrounding its upper area. the colonnade surrounding the sunken garden is the intermediary element between the closed spaces and the courtyard. these closed spaces appear to be the service quarters of the house, but the spaces of the upper floors are more important and have more sophisticated facades. thus, the existence of the sunken garden at the center of the courtyard has created an area with different spaces and activities amid the upper courtyard without upsetting the unity of the various spaces of this part of the house.

section of mister wye`s house
برش عمودی c - c از خانه سنتی مستر وای در یزد.
section c - c from mister wye`s traditional house in yazd.

other independent areas in the house are the two small courtyards on its northern side. therefore, the spaces around the western courtyard are limited and appear to be service area, whereas the eastern courtyard is more elaborate and surrounded by semi-open spaces. consequently, although this courtyard constitutes a small open space, it appears larger. behind the eivan of the eastern courtyard`s northern side, there is a sehdari (25) ۞ which also has a door opening on the vestibule and two rooms flanking its southern eivan. also, at the end of this eivan, a door opens on the corridor at the corner of the main courtyard. as a result, this part can be considered both independent from the main courtyard and connected to it. some of the spaces of this part of the house are located on the second floor and on the rooftop. the eivan of the southern side rises to a height of two stories and thus has a presence amid the spaces of the second floor, so that the closed spaces of the second floor flank it in the manner of adjoining rooms. on one side, these spaces overlook the small courtyard facing them, and on the other, they have a glimpse of the main courtyard from atop the roof.

the major part of the basement is located on the southwestern side of the house, around the sunken garden, while its other parts are scattered around the main courtyard. among these, a sardab (26) ۞ located on the southern side, under the reception hall, is the largest and most important.

following the shape of the courtyard, an elongated stream-like pool runs along the north-south axis of the courtyard and is flanked, as in a garden, by similarly elongated flower beds. the orientation of the pool and flower beds along the courtyard makes the northern and southern sides of the house appear as its main sides and gives added distinction to the northern panjdari and southern reception hall.


کلمات کلیدی مرتبط:
خانه «مستر وای» در حدود 120 سال قدمت دارد (1) ۞؛ و لذا خانه ای قاجاری محسوب می شود. این خانه به فردی به نام «مهربان گودرز» تعلق داشته است. او مدت ها در «بمبئی» ن و در آنجا به مستر وای (2) ۞ مشهور بوده است. این بنا را در حدود سال 1357 ه.ش.، «حاج علی اکبر خدمی» به خواست «اداره باستان شناسی» مرمت کر,

مجموعه: کارت پستال و تصاویر متحرک


 


 امشب دو جهان به شور شینه


امشب  شب داغ زینبینه


غسل بدن شهید محراب


با اشک دو چشمان ح


مولا علی حیدر


 


ع های شهادت حضرت علی,جدیدترین تصاویر شهادت علی


کارت پستال شهادت حضرت علی,تصاویر شهادت علی


پوستر شهادت علی


 


پوستر شهادت علی, تصاویر پوسترهای شهادت حضرت علی


ع های شب قدر و شهادت علی,کارت تسلیت شهادت علی


تصاویر شهادت علی


 


جدیدترین تصاویر شهادت علی, شهادت حضرت علی


تصاویر شهادت علی, ع های شهادت حضرت علی


کارت پستال شهادت حضرت علی


 


تصاویر قدر, پوستر شهادت علی


تصاویر پوسترهای شهادت حضرت علی, ع های شب قدر و شهادت علی


تصاویر پوسترهای شهادت حضرت علی


 


ع های شب قدر و شهادت علی,تصاویر شهادت علی


ع های شب قدر و شهادت علی


 


گردآوری: بخش سرگرمی بیتوته


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها