جستجوی عبارت سنت اگزوپری مرد شه و عمل



این متن را مدت ها پیش تایپ و یک نسخه ویرایش شده اش را آپلود کرده بودم که حالا ان سایت از دسترس خارج است. امشب با بهمن شفا حرفش شد و هول هولکی نسخه اولی را پیدا و حالا باشد تا باز یادم نرفته.

روژه کایوا

 

ظاهرا سنت اگزوپری از اوان کودکی نسبت به مقام  نویسنده حرمتی مذهبی در دل داشته و در تمام عمر خود معتقد بوده است که همان عمل نوشتن مسئولیتهایی سخت سنگین در بر دارد.

ک ن و ساده لوحان متن چاپ شده را از ادبیات تمیز نمی دهند. هر آنچه چاپ شده باشد در نظر آنها اعتباری دارد که بعد ها به مجازی بودن آن پی می برند. در دل استرالیا قبایلی هستند که در آنها ورود نوجوانان به سلک بزرگ سالان با مراسمی انکارگر همراه است.  و آن عبارت است از اینکه به جوان نو وارد فاش سازند که نه خ در کار است و نه ارواحی و او می تواند سر و صداهای عجیب و غریبی را که تا آن زمان اسباب وحشتش بود با وسایلی که در اختیارش گذاشته می شود در آورد و دسالان و نوجوانان دیگر را بترساند و قادر است که اشباح سفید و هولناکی را که به وحشتش می انداخت اکنون خود با آغشتتن اندام با رنگهایی که به او می دهند به میل و ابتکار خود و پوشاندن چهره با صورتکهایی که رمز ساختن آن ها آموختنی است پدید آورد. اگر درست به خاطر داشته باشم سترلف که گفتارهای مربوط به این مراسم تحلیف خشونت بار مصیبت گونه را به دقت نقل می کند از احساس جوانان قبیله لویتجا (یا آراندا) به هنگام کشف خلائی که پیش پاشان پدید می آید و به دست آوردن قدرت به وحشت انداختن و متعجب ساختن ساده لوحانی نظیر آن جه خود تا روز پیش بودند ذکری نمی کندبا این حال اسباب پریشانی به این مایه غم انگیز کمتر می شناسم. هر آن چه تا آن وقت با ترس و لرز مورد احترام و ستایش بود ابهت و اعتبار خود را از دست می دهد. اما این خواری معبود با ارتقایی قطعی همراه است. در مقابل شرکت دادن نو آموز در فریبکاری به او توضیح می دهند که تا کنون فریب خورده است و حق رسمی و قانونی فریب دادن دیگران را به او تفویض می کنند. این داد و ستد به هیچ روی منحصر به بادیه نشینان استرالیای مرکزی نیست. بلکه در ای بزرگ ممالک متمدن نیز داوطلبان گذار از مراحل افتخار آمیز با آن روبه رویند. هر چند به صورتی خفیف تر که نسبت به رسم منسکی استرالیایی عبور از مراحل را معتدل تر می کند. نو آموز به خلاء پی می برد در عوض از پیش درآمد قدرت برخوردار می شود: قدرتی که نزد وحشیان بر نیرنگی غاصبانه استوار است و دز دستگاه های مدنی جوامع نو بر مبالغه در بزرگ نمودن قدر خدمت و دشواری انجام دادن آن. مبالغه ای ظریف و مدام و مبهم و ناملموس اما سر انجام چشمگیر. این مبالغه آشکار با پنهان داری عمدی امتیاز های متعلق به خدمت همراه است. بدیهی است که آشکاری این گونه تحول ها که شخص را به آن سوی مرز نامرئی می جهاند به اندازه صورتکی یا لایه رنگی نیست. اما توانایی استتار و تغییر شکل آن به همان اندازه بیشتر است.

حال نوجوانی هم که به ادبیات اعتقاد دارد و به نوبه خود نویسنده می شود غیر از این نیست. او همان حرمتی را که به کشیش و معلم می گذارد نسبت به کتاب در دل دارد. کتاب برای کودک خاصه در روستا چیزی بس کمیاب است. و اگر هم چند کت پیدا شود همه از یک نوعند. کودک می پندارد که ادبیات سراسر کیفیتی جز همان کیفیت چند مجلدی که او می شناسد ندارد. همان چند کت که درون مایه کاینات را به او می آموزند و او را به دانش و تجربه های بزرگ سالان و دانشمندان راهبر می شود و تکالیف او را به او باز می نمایاند. هیچ شک ندارد که انچه در کتاب نوشته شده است مثل نوشته های کتاب الفبا و سالنامه بی چون و چراست و قدرتی جادویی دارد. این کتب حاوی قانون و دانش و توانایی است. او جز کتب مدرسه اش کتاب دیگری نمی شناسد. سالنامه گنجی بی پایان است. که شامل هزار دستور العمل مفید است. ج زمانی شخم و پاشیدن بذر و شروع درو و طرز بستن گره های گوناگون و سرگرمیها و بازی های جالب توجه و ع و سرگذشت روسای کشورهای بیگانه و نقشه هفتگی آسمان که ستاره ها در آن روی چهار گوشه هایی سیاه در بالا و حاشیه صفحات به صورت نقاط سفیدی نقش گردیده اند و همه جور دانستنی های مفید  و متین یا مضحک و سرچشمه لایزال عجایب و دروازه های گشوده بر زندگی حقیقی و عظمت جهان. و دیگر کتاب شرعیات است که کودک در آن اصول اعتقاد های مذهبی و فرمان های اخلاقی را به صورت دستورهایی از بر می کند. چنان چه کوچکترین تغییری در کلمات آن جایز نیست بل گناه است.   

بدیهی است نویسنده ای که از کودکی نسبت به متن چاپ شده احترامی چنین ستایشگرانه و افی در اطراف خود دیده یا خود در دل احساس کرده است به سادگی از آن دست بر نمی دارد. چه بسا  به سبب همین ساده دلی گاه هوس می کند نویسنده شود فقط باید دید که وقتی بزرگ شد و همچون نوآموزی شیفته افسونگری به آموختن شعبده بازی پرداخت واقعیت ادبیات را چه گونه بر خود هموار می کند.

 

بی شک بیشتر به دیدن سبک سری درک ناپذیر پیش وتانش و آگاه نبودن آنها به مسئولیت خود و شیفتگیشان در برابر شهرت و عجب کم قدر آنها اگر به شدت از ادبیات منزجر نشود دست کم به ژرفی سر می خورد. اما به زودی با شرمساری در می یابد که همان معایبی را که چندی پیش در دیگران خوار می داشت در خود او پدید می آید و رشد می کند.دیری نمی گذرد که شرمساری نیز از برکت عادت فراموش می شود. و زمانی که دیگر نوشتن حرفه ای بیش نبود خاطره شوق و حرارت نخستین هم از یادش می رود. باری نوشتن حرفه اش می شود و باید شهرت به دست به دست آورد و خوانندگان بسیار و پول و افتخار. و معدودی که همیشه پاک ترین هم نیستند اصرار دارند که مورد تایید و تجلیل محافل ادبی قرار گیرند و نامشان به پاکی معروف شود. اما سنت اگزوپری از این آموزش معاف ماند. او هرگز به این راه اغوا نشد و حتی می شود حدس زد که این خود داریش مایه رنج بسیارش گردید. به گمان من او به ذات سالنامه و کتاب شرعیات وفادار ماند. هرچند که از کتاب شرعیات بیزار بود و چه بسا هرگز سالنامه باز نکرده بود و ورق نزده بود.منظور من از این وفاداری احترامی است که به کیفیت گرانقدری و درستی درون مایه آن ها داشت  و به دنیای ک نه و روستائیانه ای که در آن کتاب شرعیات و سالنامه اگر تها متون چاپ شده نباشند اهمیتی رقابت ناچذیر دارند( یا دست کم در زمان کودکی اگزوپری داشتند.) کودک در این دو کتاب به کشف چیزهای آن جهانی و این جهانی می رود. و به سیر دنیاهای پنهان و نمایان می پردازد. و تمامی فضایل ممکن ( از جمله امید) و معاصی متصور ( از جمله شیرینی وسوسه) و طبقات و مراتب گاه غیر منتظر آن ها و نظام اعتقادهای جزمی و مراسم ومناسک شرع و بیان ساده گیرانه رازهای وجود را کشف می کند. و نامعتقدان در آن به رموز نظم فصول و ترتیب کارهای کشت و دیگر امور روستایی و اسرار خواندن صفحه آسمان و انحراف مسیر ستارگان و نیز رموز کارهای عملی گوناگون و تردستیها و سرگرمی های ریاضی پی می برند.

 

اغلب اوقات از این آموزش عجیب نخستین چیزی باقی نمی ماند. کودک بی اعتقاد می شود یا در همه حال علاقه خود را به اسراری که سالنامه بر او آشکار می کرد از دست می دهد. حرفه ای انتخاب می کند که به داشتن اطلاعات تخصصی احتیاج دارد و پرداختن به آن او را از معرفت به جهان پهناور و عام و سطحی و شاعرانه و پاک از حساب سود و زیانی که شاید در سالنامه روستاییش می جست باز می دارد. به اعتقاد من اگزوپری بیش از هر دیگر اثر تربیتی کتاب شرعیات و سالنامه را که مکمل یکدیگرند به زندگی انسانی خود منتقل می کند و در آن ادامه می دهد. زیرا خلبان می شود و باکشف زبان رمز ستارگان در سکوت شبها گلیم خود را از آب می کشد. موتورهای وامانده اش را خود تعمیر می کند. یا در تکمیل شهپری و دستگاه باز کننده چرخی و زاویه نگاری می کوشد و اختراع های خود را به ثبت می رساند. و به حل معادله های غامض وقت می گذراند. و صفحات بسیاری را در حل مسایل دشار نظری با اعداد و ارقام سیاه می کند یا به ابداع بازی های تازه با ورق می پردازد و در عین حال از انشاء رسالات مفصل اخلاقی غافل نیست و نوشته هایش جز این ها نیست منتها زیر ظواهر مختلفی که پرواز شبانه یکی از آنهاست چنانکه دژ و شازده کوچولو یکی دیگر است چنانکه زمین انسانها.

منظورم آن است که سنت اگزوپری ذاتا ادیب نیست. خاصه بنا به تصوری که خود از ادبیات دارد. او مرد عملی است که عمل به تنهایی راضیش نمی کند زیرا دریافته است که صرف عمل به تنهایی معنایی ندارد. ی است که به خطر فن کمتر از خدمتهای آن واقف نیست و جنگجوی شجاعی است که نه به ارزش تهور سخت مومن است و نه به اعتبار اطاعت اما سرسپرد گیش به فن قلم به پای آن دوو هم نمی رسد. حرفه اش او را به دقت و ظرافت و باریک بینی و هوشیاری بسیار مجبور می کند و او را بر آن می دارد که از جان خود مایه بگذارد و از سخن پردازی و تکلف سخت بیزار باشد و دوری بجوید.

تلاشهای روزانه اش احساس مسولیت را در او تیز می کند و این نخستین فضیلتی است که نزد بیشتر نویسندگان همچون عضوی بیکار مانده نحیف می شود و به تدریج از میان می رود. او هر روز به تجربه می بیند که اهمال در امتحان هر اهرم و هر دکمه چه عواقب وخیمی ممکن است داشته باشد یا اگر اعراب مراکشی ترسو و بی غیرتش بدانند و زیر دستان غماض و سهل گیرش بشناسند یا رفیقی گمان کند که او بیشتر به فکر خود است تا در غم خدمه چه زیان های جبران ناپذیری به بار خواهد آمد. او قلمرویی از فرهنگی نوزاد را فتح می کندکه هنوز لرزان و سست بنیاد استو ومعمولا کمترین اهمال در آن به نتایج فوری می انجامد.

سنت اگزوپری ادبیات را یک ابزار تمدن می داند.کارهای بزرگ و عواطف انسان ها و ش تها و پیروزی های آن ها به یاری ادبیات از عدمی که در کمین آن هاست نجات می یابند و نوعی موجودیت شخصی ب می کنند که تابان است و شاخص و همراه درسی که از آن ها حاصل می شود به متنی که از آن پدیدار شده اند افزوده می گردند. نویسند با هنر خود به آن ها شکل دیگری می بخشد و آنها را همراه حکم قاطع و بحث رنگین و داوری باروری در دفتر عظیم و نامرئی تجربه های فرهنگ ثبت می کند. داستان های معنی دار و اندرز های مجرب سالنامه را گرانبار می کند و بر غنای کتاب شرعیات می افزاید چنانچه وقایع نامه ها و کتاب های کهن در چین. سنت اگزوپری هرگز سر آن ندارد که آثار خود را به قصد اعجاب فضلا از استعارات پیچیده و نا مفهوم پر کند و نیز در پی آن نیست که آن ها را با عبارات زیبا و کم معنی بیان کند یا به هزاران ظرایف قلمی و هنر نمایی های تو خالی بپردازد که یداری جز بیکاران بی خیال ندارد. یعنی اشخاصی که وقت بسیار دارند و غمی ندارند جز آن که گروهی همکار را به تحسین چیره دستی خویش در هنری از مقصد اصلی خود منحرف وادارند.

حرفه سنت اگزوپری جز این است. حرفه ای است دشوار و پر خطر که چنانچه گفتم مست م کاردانی و پشتکار و تهور بسیار است. کار او جنگیدن است. قسمت عمده توان او صرف زندگیش می شود و نه صرف نوشتن. بدین سبب از به کار بردن توان ابداع و نوآوری صرف بیزار است. حال آن که این توان چنان مورد افتخار و مباهات شاعران و داستان نویسان است که خوانندگان بیشتر همین را در داستان های ان ها می جویند. او می داند که اص در هنر امتیازی نیست و صداقت از آن هم کمتر. در هنر باید وانمود کرد و احساس کیفیات و و ح ها را برانگیخت و این کار مهارت می خواهد نه صداقت. او نمی تواند غافل باشد- و گواه های بسیاری در اطراف او هوشیارش می دارد- که اگر قهرمان یا قربانی سخت ترین آزمون ها و جسورانه ترین اعمال درخشان و دردناک ترین پیروزی ها برای ماجرای خود از هنر حکایت پردازی بی بهره باشد بر سرآمده هایش خاموش و بی جان می مانند و حتی دروغ هایی بی رنگ و ملال آور می نمایند.به ع شا ار های بسیاری از پرداخته های اشخاصی از سعه صدر و شجاعت بی نصیب را خوانده است که نه خود از خطری استقبال کرده اند و نه رنجی برده اما از برکت تخیل و آفرینشی خیالی همه چیز را چنان باز نموده و پرداخته اند که گویی خود آن را تجربه کرده اند. گویی قدرت جعل در آن ها جای فضیلت عمل را گرفته است. این ها هر چند که در چشم دوستانشان اشخاصی کم قدر بوده اند توانته اند به حکایت ساختگی و مجازی که پرداخته اند رنگ و درخشندگی و عمق و جلوه ای طبیعی و واقعی بدهند و این  است نادرستی بنیادیث و قانون خاص ادبیات که به قانون غصب فضایل شباهت بسیار دارد.

سنت اگزوپری با این قانون آشناست. اما هرگز سر آن ندارد که امتیازی چنین گزاف سود بجوید. بدیهی است که چون هنرمندی چیره دست است از توانایی خود بهره می گیرد  و سبک نگارش خود را می پالاید و می پردازد چنان که نوشته هایش به هیچ روی از پیراستگی معنی و حنی آراستگی کلمات خالی  نیست. و نیز در ابداع صورت های خیال در شعر طبعی لطیف و نو آور دارد و به چیره دستی از آن سود می جوید و جای جای خشکی و بی جلایی نثر را ناگهان به تابندگی خاصی روشن می کند. اما هرگز با استفاده از این مواهب که به مفهومی بسیار محدود توانایی ادبی به شنار می روند هدف بنیادین و خاص خود را از یاد نمی برد. این توانایی ها در چشم او ابزارهایی اند که در اختیار دارد تا از برکت بیانی استوار تر و گیرنده تر گروه بیشتری را به شهادت بگیرد و این هدف عمده اوست.

هرچند نیک می داند که قانون بازی د راین عرصه به کل فرق می کند و همه کارها به عهده ذوق محول می شود و فربینده تر آن است که در راه پرداختن و جلا  دادن به آن کوشید و در پی ان نبود که پایه و بهانه استواری برای آن تدارک دید. اما از آراستگی ظاهری و آفرینش تو خالی سخت پرهیز می کند.

سنت اگزوپری در میان ارباب قلم تنها یا تقریبا تنها ی است که فقط به منظور تعیین و بیان نتایج عملش می نویسد. آثار او گزارشهائی اند و بیشتر به شرح امور واقع شده و به تحقق پیوسته و رویدادهایی بر سر آمده نزدیک اند. او در ((شازده کوچولو)) و ((دژ)) به رغم آنچه ظاهر حال حکم می کند کمتر به قصه پردازی پرداخته است و سهم عامل قصه گونه را به پرداختن و آراستن صحنه ای مساعد محدود کرده است جال آن که حکایت پردازی در پیک جنوب و پرواز شبانه بیشتر دیده می شود و محیط و اشخاص در این دو کتاب برای خود و نه به منظور دیگری وصف شده اند و جای بیشتری را کرده اند. با این وصف همین دو اثر نخستین او نیز بیشتر رتاژند تا داستان. جعل واقعیت در آن ها بسیار کم است. اما این کار در شازده کوچولو و دژ که تجربه ای اخلاقی را به برهنگی فوق العاده ای به نتیجه می رسانند و بیان می کنند هیچ دیده نمی شود.

سنت اگزوپری ادبیات بی پشتوانه را خوار می دارد و تقریبا می توان گفت که از آن بیزار است. او دوست ندارد چیزی بنویسد که زندگیش گواه اص آن نباشد یا فرصت نداشته باشد که با نثار جان خود آن را به تحقق رسانیده باشد به این سبب است که نوشته های صرفا ادیبانه در نظر او مظنون است. زیرا خواننده را با نیرنگ به دنیایی سهل و مجازی و فریبکار می برد. سنت اگزوپری یکی از مردانی است که خود را مجبور می کند دقیق و درست باشند. و هرچند تخیل واقعیت را اندکی در چشمشان رنگین می سازد اما هرگز جای آن را نمی گیرد. زیرا واقعیت تمام وجود آن ها را به سوی خود جذب می کند و به شدت. از گروهی است که ساعات فراغت یا کم تلاشی را که در خلال کارشان میسر می شود وقف کتاب می کنند خواه به نوشتن کتاب یا خواندن آن. این گروه خواه کتاب خوان خواه کتاب نویس بیصبرانه در انتظار این ساعاتند. آنها برای غور در تجربه های خود و پدید آوردن اثری  و اینها برای سود جستن از آن تجربه ها و تحصیل وصیت یا اندرزی و ب تسلایی.

و هنگامی که وقت سرگرمی و تفنن فرا رسد بازی ها فراوانند: مساله های شطرنج و بازی های مختلف با کلمات و تردستیها با ورق و سرگرمیهایی که از قضا در همان سالنامه ها فراوانند و سنت اگزوپری شیفته آن ها بود. آن ها وظیفه خود را بسیار به نیکویی به انجام می رسانند پس حال که چنین است چرا باید ادبیات را به شیوه بسیاری از نویسندگان این عصر به معماهای کلامی مبدل کرد.  می توان ادبیات را در حد خود گرامی داشت. و خدمت دیگری جز آن چه خاص آن است از آن انتظار نداشت. سنت اگزوپری نویسنده ای است که چون به حروف ایمان دارد بازی های واقعی و معماهای راستین با آن ها را ترجیح می دهد. تا جایی که خود از آن ها می سازد و قسمتی از فراست و وقت فراغت خود را به عمد صرف این کار  می کند. او راه ها و هدف ها را از هم جدا می کند. و هرگز انواع خدمت ها و تقدم مراتب را با هم مخلوط نمی کند.

وسواس های سنت اگزوپری در خصوص استعمال کلمات از همین کیفیت ناشی می شود. او از آن بیم دارد که کلمات را از کتب انتخاب کند. و اصرار دارد که واژگامش عصاره زندگیش باشند. او نسبت به وفور هجاهایی که بیش از حد احتیاج پذیرفته شده اند و به چیز دقیقی از تجربه های او دل نمی کنند بدگمان است. از کلمه هایی که فاضل نمایان یا فلسفه بافان به صرف این که جایی خوانده اند یا شنیده اند به کار می برند و به خود زحمت نمی دهند که آن ها را در برابر مدلول خود بگذارند و بر آن ها داور شوند بیزار است.

بدین طریق است که سخنرانی ها و کتاب ها عاقبت دستخوش تورم جمله ها و عبارت های فریبکار می گردند.  و معنایی  نادقیق به ذهن عرضه می دارند که مایه سرگردانی می شوند. و با نظم و وزن خود ذهن را دچار وهم می کنند و وجه تمایزی با عبارات دیگر ندارند. از همان کلمات مرکبند و کلمات با همان قواعد در پیوند. خواننده آن ها را همچون پول نقد و حلال مشکلات زندگیش می پذیرد اما در آن ها مایه ای نمی یابد که با کوچکترین رابطه ای با مسایل زندگیش مربوطشان کند. همین که به طمع حصول عصاره ای آن ها را می فشاری و ذهنت می کوشد تا از طریق آن ها بر معلومی روشن و بی چون و چرا دست یابد معنی آن ها محو می شود و تازه می فهمی که حاوی معنایی نبوده اند.

سنت اگزوپری از روی غریزه و انضباط از خطری که گویی هر نویسنده ای ولو بسیار مراقب اندکی قربانی آن می شود پرهیز می کند. و این همان خطری است که خاص حرفه نویسندگی است. و جزیه ای طبیعی در برابر امتیازی است که نویسنده فارغ از مسئولیت و به گرداندن آزادانه کلمه ها و شه ها خو کرده از آن برخوردار است.و این ها چیز هایی است که توان استقامت و مقاومتشان از کف و کرک هم کمتر است. اما او نویسنده ای است به هوای آزاد زنده و با طبیعت در پیکار و با ماشین در جدال و با انسان ها در پیوند. او مردی سخت محتاط است. هیچ کلمه ای را نمی پذیرد و به کار نمی برد مگر آن که ابتدا از کیفیت درست آن اطمینان یافته باشد. انگاری بر خود حرام کرده است که ولو یک کلمه به کار ببرد مگر آن که شخصا قانع شده باشد که این علامت به راستی بر چیزی غیر قابل اشتباه  دل می کند. که بتواند آن را به درستی باز شناسد و به دقت نام ببرد و به تضمینی کمتر از این راضی  نیست. بدین ترتیب هرگز کلمه ای را که شنیده یا خواند باشد اختیار نمی کند و برای به کار بردن آن منتظر می ماند تا آن کلمه به پشتوانه خاطره ای در حافظه اش یا نشانه ای در اعماق دلش و اغلب اثر زخمی بر جسمش جان بگیرد.

متانت و گرانقدری واژگان جاری از قلم او همین است. جز به احترام بسیار به آن ها دست نمی زند. گویی واقعیتی که هر یک از آن ها آن است هنوز پیش چشم اوست و تهدیدش می کند. واقعیتی که چه بسا در عین خطر با آن آشنا شده است. یعنی زمانی که هر فتور درونی بی درنگ با تنبیهی موحش و  بی تناسب با سبب آن مجازات می شود.  این احتیاط و ام فضیلت نویسنده ای است که حاضر نیست با دیگران جز به شهادت مشاهداتی که خود نفوذ و تسلط آن ها را حس کرده سخن گوید. اما این خود داری نه تنها بر فضیلت نویسنده ای نمی افزاید بلکه آن را بی شک محدود می کند. و هنر او را به قیودی چند مقید می دارد که حاصل آن ها بیشتر جلب اعتماد خواننده است تا برانگیختن تحسین او. این قواعد با شیوه بیانی که ناچار همراه دارند بیشتر از مقوله اخلاق یه نظر می رسند تا از قلمرو زیبایی شناخت. اما این زبان جبران ناشده نمی ماند. واژگان چون با این وسواس و ام به کار برده شوند، سرانجام قدرتی می یابند که البته چون از خامه قلم پردازان جاری شوند و بی محابا و فقط به قصد زینت و اعتبار ظاهری به دنبال هم ردیف گردند، از آن بی نصیب می مانند ولی آیا سبک سران نمی ترسند که آذین هایشان چون از گرانی خاکی بی بهره شوند جز مجموعه ای از علایم بیش از حد سبک و میان تهی نباشند؟

اما چه سود. چیزهایی که این کلمات آنهایند با این کار عوض نمی شوند. آن ها وزن و عمق و خواص لایتغیر و فضایل ناسازگار خود را چنان که بود حفظ می کنند. باقی همه باد هواست. افسوس که انسان در زندگی با این چیزها روبه روست و نه با واژگان و کلمات مطیع و در دست او شکل پذیر.قضاوت نهایی با آن هاست. سنت اگزوپری پشت صفحه فرمان ها و اهرم ها می بایست تصور های نظری دانشمندان را به یاد آورد. تصورهایی که بی شک به آن ها عادت کرده بود. همان ها که بر کاغذ بسیار زیبا جلوه می کنند اما عملی آن ها ممکن نیست. زیرا آن چه می خواهند نه از علم حاصل می شود و نه طبیعت آن را به ما می دهد. هیچ ماده ای نیست که این همه کیفیت های متضاد را مثل سبکی و استحکام و نرمی  و بسیاری خواص دیگر و کم وبیش منتظر و دست نایافتنی در خود جمع کند.  ویژگی هایی که روی نقشه لازم است و مخترع فکرش را هم نکرده بود. مخترع آسوده است زیرا  تا وقتی که کار به کشیدن خطوطی روی کاغذ و نوشتن علایمی روی آن ها تمام می شود، همه چیز به خوبی سازگار می شود.

انسان بی پناه در جهان بی رحم چنان که در طوفان یا در میدان نبرد یعنی در عرصه ای که کوچگترین اشتباه بخشوده نمی گردد کجا می تواند از نوشته نویسنده ای که در عین آسودگی و عافیت در اتاقی گرم و در پناه خطر چنان که مصون از زندگی نوشته است انتظاری داشته باشد. ادبیاتی بی عصاره آزمون و سخت میان تهی و بی حاصل، شاید به کمک اغماضی چند مجموعه ای عجیب از شه هایی تحسین آمیز باشد اما جز تحسین ذهنی آسوده و بی خیال را بر نمی انگیزد و برای ی که بی صبرانه در تلاش برای حل دشواری های واقعی تر است پر تفرعن و بی جا و غاصب جلوه می کند.

سنت اگزوپری از امتیاز دیگری نیز که با حرفه نویسندگی ملازمه دارد چشم می پوشد. و آن امتیاز آن است که نویسندگان قواعدی را که به خوانندگانشان القا می کنند و انتظار دارند که خوانندگانشان آن ها را بپذیرند خود مراعات نمی کنند. اما ادبیات تا بوده در خدمت ریا و شرم بی جا بوده.  و آن را مباح و این را جایز شمرده است.ادبیات زبونان را مجاز می دارد که جسارت را بستایند و شجاعان را تا بر توانایی ترس اصرار ورزند. و لئیمان را تا بخشندگی را بزرگ دارند و عیاشان را تا در فظیلت پارسایی سخن گویند و پرهیزکاران را تا از ع طلبی و رانی تجلیل کنند و همین طور علی غیر النهایه. در ادبیات بی شک به آسانی همچون بهانه ای به کار می رود و وسیله ای برای جبران مافات. اما سنت اگزوپری بیش از هر چیز توجه دارد که درباره آن چه هست دستخوش اشتباه نباشد.

او به هیچ روی پرهیزکاری خودآزار نیست. لذات جسمانی را چشیده و آن ها را دوست دارد. نه از تمتع می گریزد و نه از می پرهیزد. در جای خود از تن آسایی و عیاشی و شکم بندگی روی نمی گرداند. از این گذشته به مهر در شه گرمی و آرامی شیرین خوانوادگی بر گرد چراغ کاشانه خویش است. او به همه شادی ها و شیرینی های زندگی ارزشی بسیار می نهد و بر زندگی احترامی بی پایان می گذارد به پایه ای که گویی پیوسته در تلاش خود داری است که فریاد نزند که « هیچ آرمانی نیست که به قربانی ولو یک جان آدمی بیارزد.»با این حال در کتابش ترجیح تلاش بر آرام و برگزیدن رنج بر لذت و عافیت بر خطر را تعلیم می دهد.

در همان زمان که مردان را به ترک نعمت ها و عافیت ها ترغیب می کند بر ارزش آنچه از دست می دهند تاکید می کند.  از آن جا که هرگز راضی نمی شود آن ها را فریب بدهد واقعیت پیکار را بر آن ها آشکار می کند. هرگز شیرینی کامی را پنهان نمی کند و آن را خوار نمی دارد. تکرار می کند که زندگی مقدس است. در شه خلبان هایی است که برای برقراری خط هوایی کشته شدهند و در فکر چهره له شده کارگری  ضمن ساختن پلی. آیا ب ا شدن یک پل یا یا چند ساعت زود تر به مقصد رسیدن چند مراسله تجارتی یا نامه ای عاشقانه ارزش آ را دارد که جان انسانی تباه شود؟ سنت اگزوپری بارها این مساله را مطرح می کند و هر بار به ساختن پل و برقرار خطوط هوایی رای می دهد. با این همه به نظر می رسد که اگر به اقتضای حرفه اش مجبور نبود در میان خطرها ی بسیار مسیر خود را رب فراز سرزمین های دشمن یا مناطق ناشناس تشخیص دهد چنین جو نمی داد. اگر جز این می شید این طور نمی شید این طور نمی نوشت. پیش از این گفتم که او به عظمت ادبیات ایمان داشت. و بدین سبب قاعده کار خود را بر این اساس گذاشت که همیشه کمتر از آن چه خود  توانسته است از خود بیرون بکشد از دیگران انتظار داشته باشد.

قصد اگزوپری از نوشتنم ان است که انسان ها را به مفهوم و وسعت دامنه تاثیر اع ان آگاه کند. او به آن ها تعلیم می دهد که چه چیز باعث ج آن ها از هم می شود: نانی که به آن ها می دهند و آن ها بر سر آن با هم نزاع می کنند. و نیز می آموزد که چه چیز آن ها را به هم پیوند می دهدو متحد می دارد: وظیفه ای که بر دوش می گیرند و خود را به انجام دادن آن م م می کنند و باعث همکاری و همگامی آن ها می شود. او به دختر جوان خود آرایی که جواهری گم کرده است و می گرید، توضیح می دهد که او بر مرگ خود اشک می ریزد. که او را از همه جواهر ها محروم خواهد کرد. او می کوشد که قوانین دنیای اخلاق را برای همه محسوس و قابل ادراک سازد. قوانینی که کمتر از قوانین جهان مادی یا قوانین مکانیک سخت و انعطاف ناپذیر نیستند، فقط مبهم تر و پیچیده تر ند و پی بردن به رموز آن ها از درک کیفیت بادها و مسایل نامعلوم هواشناسی دشوار تر است. اما این جا نیز چنان که در مورد جهان مادی همه چیز با همان دقت و باریکی پنهان و پراکنده به هم می رسد و هیچ چیز بلاتکلیف نمی ماند و از بین نمی رود.

سنت اگزوپری به آسانی زیر بار نمی رود که فایده و گران سنگی کتابهایش از کتاب الفبا یا سالنامه یا کتاب شرعیات کمتر باشد و بدین سبب قصدش از نوشتن آن ها این است که انسان ها را برای مقابله با آزمون ها نیرومند سازد. همان آزمون هایی که آدمی به سبب سرنوشت پر تضادش که حیوانی هوشمند است با آن ها رو به رو می شود. زیرا هیچ چیز نیست که حیوان را به ساختن پل ها و برقراری خطوط هوایی برانگیزد و نیز هیچ چیز نیست که اورا به نوشتن کتب و پدید آوردن و رعایت تعهد های اخلاقی وادار کند. چون نیک بنگری یک موجود زنده هیچ احتیاجی به چاپ خانه و خط و حتی زبانی ملفوظ ندارد. در نظام جنگل به هیچ روی جایی برای منطق و اخلاق نیست. اما همین که حیوان – معلوم نیست به علت تسلسل و تعاقب کدام اسباب عجیب و ادراک ناپذیر- درصدد برآمد که غریزه را در راه منظوری عالیتر از ی احتیاج های فوری مقهور کند کار تمام می شود. پویشی بی پایان را آغاز می کند که مست م ساختن پل ها و خطوط هوایی و قطب نما و مالیات و خدمت نظام وظیفه و نظام تفتیش عقاید و کشف قاره و فتح قسطنطنیه توسط جنگجویان صلیبی و سپس ترک ها ، و لاینوتایپ و کتاب خانه و تلوزیون و بد بینی و تکفیر یاغیانی است که در عصر تباهی فرهنگ علیه منطق و اخلاق گردنکشی می کنند.

قهرمان از ایمان گریزان دوران الحاد آفرینش خود را دیگر از روی سرمشقی خ نمی داند. او برای تمییز دادن خود از حیوان جز راه و کار درازش برهانی نمی شناسد. طولی نمی کشد که ارزش کار و سرسختی لازم برای طی راه دراز را نیز انکار می کند و دیگر انسان را جز جانوری نمی داندکه به شرایط وجودی خود خیانت کرده است. آن وقت است که همه چیز در تمدن انسان ها پوچ و مضحک می نماید. تمدنی که دیگر انسان ها نمی توانند ادعا کنندکه از نخستین روز آفرینش رس ساختن آن را داشته اند.

ناگهان چنین می نماید که انسان بهتر بود که آرام گرفته باشد. در این صورت زندگی صادقانه و غرور آمیزی داشت. زیرا طبیعی تر بود. بسیارند انی که چون حساب می کنند می بینند در این ماجرا سود بر زیان نمی چربد و نیز همه رنج ها و فلاکت ها و ریا کاری ها وسایل رفاهی را که همان کار بردشان احتیاج زاست جبران نمی کند. به همین سبب کار تصادف نیست که عاقل ترین و مطلع ترین شمندان در جست و جوی تفاوتی میان انسان و حیوانند که زاده تمدنی مطرود نباشد بلکه بع وجه تمایزی می جویندکه از این تمدن فرا تر رود و آن را پیشبینی کند و توضیح دهد و چه بسا توجیه کند.تفاوتی ابت که به هیچ روی نه انکار ی است نه زدودنی و اگر مهر خ برآن نبود از همان آغاز کار، انسان را به کاری جنون آمیز محکوم می کرد. از این منظر شاید به جا باشد که تعریفی را که اندره مارلو به طور پوشیده با این سوال درباره انسان پیشنهاد می کند : که ایا «لذتی که به تنها موجودی که به جاوید نبودن آن آگاه است عطا گردیده از همان آغاز کار با همین توان تمیز که خاص انسان است مختل نگردیده؟» با اهمیتی که سنت اگزوپری به سخن گیومه می دهد نزدیک کنیم. هم جنان که گیومه پس از آن که کالبد بی جان خود را که جز در آرزوی آرام ومرگ نبود چند روز بر برفهای آند پیش می برد، گفت « آن چه من هیچ حیوانی نمی کرد.»

وقتی انسان از توکل به خدا و حمایت او چشم پوشید باید درصدد باشد از حیوان فاصله بگیرد و از آن متمایز گردد. انسان در این هر دو تلاش ماجرای واحدی را پیش می گیرد که از غرور بجا و استقلالی جسورانه مایه می گیرد.  خوب می داند که هیچ اولمپی هرگز خدایگانی نداشته است مگر آن که خود به نیروی تخیل آفریده باشد. اما هنوز بیش از اندازه مبهوت است. هنوز آن قدر قوام نگرفته و کمال نیافته است که بداند دست کم اعتقادش به این بازی های موهوم ، حقیقی و بارور بوده است به همین سبب به قصد آن که خود را در چشم خود بررسی کند و بی گناه بداند چاره ای نمی بیند که جز آن که دلایلی ارزنده و قطعی در حیوانی بودن منشاء خود کشف کند.

 

دفاع از تمدن یعنی مبارزه علیه حیوانیت، مست م تن دادن به زحمت و انضباط و استقبال از حوادث کار است. در این پیکار هرگاه به صورت نوشتن باشد ممکن است فدا جان به منزله امضایی باشد که به پیغامی در نامه ای اص می بخشد.

در هشتم آوریل 1895 خوزه مارتی شاعر و نویسنده کوبایی که از شانزده سالگی در راه استقلال میهنش زندان و تبعید و اعمال شاقه را تحمل کرده بود به سرکردگی گروه کوچکی از مبارزان به خاک کشورش قدم نهاد. او روح طغیان بود. دوستانش به هر نمهیدی دست زدند تا او را از همراهی خود منصرف دارند. اما او می خواست بجنگد. به ماس از او خواستند که از این کار چشم بپوشد زیرا اگر بمیرد هدفی که زندگی خود را وقف ان کرده بود متز ل می شد.  در جواب ژنرال ماکزیمو گومز که به او توضیح می داد که وجود او پس از تحصیل استقلال تا چه پایه برای میهنش واجب است ، گفت « شما از خدمت هایی که در آینده در راه میهنم خواهم کرد سخن می گویید. من به این مردم ضرورت مردن در راه میهن را تعلیم داده ام حال چه طور ممکن است که اگر خود پیشاپیش آن ها از مرگ استقبال نکنم ، آ ها جر بیزاری و تحقیر نسبت به من احساس کنند. و اگر آن قدر حقیر باشند که من پشت جبهه مانده و عافیت آن را بر گلوله دشمن ترجیح داده را همچنان عزیز بدارند ، چه طور می توانم به آن ها کمک کنم؟» او با وجود این دید تابناک چه بسیار وحشت داشت که از ان که اشعارش در گوش هم میهنانش « زنگ ناله هایی بی حال و رمق دست دومی را داشته باشند.» از آن بیم داشت که اگر اشعارش پیش از اع شناخته شوند این شه را القا کنند که انشا کننده ان ها مثل بسیاری دیگر شاعری قافیه پرداز بیش نیست.  از این گذشته درباره ادبیات عقیده ای سخت مثبت داشت و ان را تبلیغ می کرد.: « کوه را نباید با ریزش هایش توصیف کرد بلکه عزت و عظمت ان را باید ستود که علی رغم ریزش ها سر بر می کشد، هرچند کرم ایجاب می کند که محل ریزش ها را به مسافر اخطار کرد تا پایش را در راه مجروح نکند.» در نوزدهم مه  نیروهای بخش ناگذیر در محلی معروف به دوس ریوس با قوای اسپانیا رو به رو شدند. گومز که از بابت بی باکی بیش از اندازه او نگران بود فرماندهی گروهی ذخیره را به عهده او گذاشت. ولی مارتی از یک لحظه غفلت همراهتش سود جست و به تنهایی بر صفوف دشمن تاخت آورد و چنان جسورانه که ابتدا گمان داسبش رمیده است. او به اولین شلیک از پا در آمد.

آنتوان دوسنت اگزوپری در نوامبر 1942 که در به سر می برد متعاقب پیاده شدن قوای متفقان در شنال آفریقا پیامی برای فرانسویان تهیه کرد که بی درنگ از رادیوی ییان پخش شد. و در 29  همان ماه در رو مه نیویورک تایمز به چاپ رسید. و ضمن آن به هر که بتواند سلاح برگیرد تفنگی عرضه کرد و همه را به قیام علیه قوای گران نازی دعوت کرد و خود داوطلب شد و به همان واحد جنگنده ای که در 1940 قبل از تسلیم فرانسه در آن خدمت کرده بود  پیوست و آن قدر تلاش کرد  و منتقدان را به حمایت از خود بر انگیخت تا سر انجام علی رغم چهل و سه سال سنش که از مرز پرواز گذشته بود خلبان جنگ شد و چنان بود که حتی نمی توانست به تنهایی و بی کمک دیگران در اتاقک هواپیمای یک نفره اش جا بگیرد و لازم بود ی کمکش کندتا در کشوی بالای سرش را ببندد. فرماندهان و رفیقانش نمی دانستند به چه تمهیدی او را بر آن دارند تا به زخم ها و کوفتگی و خشک شدن شانه و سن زیاد و با پرواز ناسازگارش توجهی د و از ادامه ان چشم بپوشد. ل از سر ناچاری با پنج یت اضافی او موافقت دبه این شرط که پس از آن از پرواز کناره گیری کند. با این وجود او هشت یت را با موفقیت به انجام رسانید. عاقبت ستاد نیروی هوایی به منظور این که این دیوانه بی باک را به زور اقتضای وظیفه روی زمین نگه دارد او را در جریان اسرار پیاده شدن قوا در جنوب فرانسه قرار داد. اما او تا روز 31 ژوئیه 1944  فرا رسد بار دیگر بر تمایل فرماندهانش چیره شد و بر فراز گرنوبل-آنسی به پرواز درآمد. اما معجزات نیز جاویدان نیستند و او از این پرواز باز نگشت.

  

در دنیایی که برخورداران از امتیازها نیز باید کم کم از انحصار فرهنگ و حق فراغت چشم بپوشند ادبیات ناچار دست خوش تحول های عمیق است. و به تدریج استقلال و کیفیت های خاص خود را از دست می دهد.  و وظایف مهمی به عهده اش محول می شود. گاه به صورت ابزار حکومت ها در می اید و وظیفه انتشار و بیان مرام نظام را به عهده می گیرد و تقریبا همه جا طی تحولی که هیچ پدیده ای را معاف نمی دارد کیفیت یک فراورده صنعتی را ب می کند. که به مقدار زیاد ساخته و مصرف می شود و باید سود آور باشد و آرمان جویی های قدیمی نویسند در این وضع بی سابقه نفوذ گذشته خود را ندارند. اما گروهی سرسخت که دشمن سازشند و به دفاع از خصایل ارجمند می بالند در اردوگاهی مجزا در پای تنده های بلند آکروپل خود آن جا که زندگی سخت چگال است و دشواری ها و خستگی ها و و پیروزی های خاص خود را دارد ،گرد آمده اند و قوانینی سخت می پیرایند و می پردازند. میان این دو نوع ادبیات (یکی آن که مانند کالایی  به مقدار زیاد تولید و مصرف می شود و دیگری آن که عصاره زندگی است و حاصل برخورد انسان ها با مشکلات ) آمیزه هایی به نسبت های گوناگون سازش ، شبهه نوعی پیوستگی را پدید می آورد.

اما عصیان در این میان بی تاثیر نیست. درست است که بیشتر مردم به به آسانی به ساخته های ماشینی و تصاویر خشونت امیز و بی ذوقانه و افسانه های کم ارج بس فراورده و چاپ خورده ای که به صورت نان روزانه به ارزان ترین قیمت تهیه و به خورد آن ها داده می شود و البته در تهیه آن ها توجهی به تشویق ذوق و تربیت قریحه آن ها نمی شود ،خو می گیرند و گویندگان راز پرداز و پیچیده گو ، که کارشان به لجاج کشیده است به هیچ روی در فکر چشم پوشیدن از شیوه بیان غامض و میان تهی و تردستی های عجیب و غریب خود نیستند. اما اشخاص ساده دل درست ش از این هادیان سلب علاقه می کنند ، زیرا آن ها را نسبت به درد ها و احتیاج های خود بی اعتنا می یابند. گاه نوشته های آن ها را به مضحکه می گیرند یا از آن ها بیزار می شوند. زیرا در آن ها جز تردستیهای گمراه کننده شعبده بازان چیزی نمی بینند. آنها  اعتماد از کف می دهند. با این حال اگر نسبت به نقوش نهفته معنی و کشف ناپذیر احترامی ساده لوحانه در دل حفظ کرده باشند هرگز تصور نمی کنند که این نقوش با آن ها ارتباطی داشته باشد.  و از پی بردن به معنی آن ها قطع امید می کنند. به هر تقدیر از آن ها روی می گردانند و این کیمیاگران فاضل نما را به پرداختن و پالودن ا یر بی حاصل خود وا می گذارند.

دریا نوردی لهستانی به نام تئودوریوزف – کنراد کورزنیوفسکی که با زبانی غیر از زبان مادری خود به تصنیف داستان می پرداخت، در اوا عمر به نخستین موفقیت خود در جهان ادب دست یافت. او این موفقیت را گواهی دانست بر این که آثارش ممکن است نشان انکار قریحه لطیف باشد ، «اما به هیچ روی خیانتی به احساس اصیل و اساسی و اعتقاد های ابت ، که زندگی را برای توده عظیم آدم ها قابل زیست می کند ، نبوده است.» او خوشنودی خود را از این که کتابش با اقبال خوانندگان رو به رو شده است به بیان زیر اضهار کرد: « همیشه به نهایت درجه از آن وحشت داشتم که نادانسته نویسنده ای بشوم که مورد علاقه گروهی محدود و صاحب سلایقی خاص باشم. چنین مقامی برایم سخت ناخوشایند بود و اعتقادم را به همبستگی  همه مردم در شه های ساده و عواطف صادقانه ، که که اعتقادی سلیم است، لرزان می ساخت.» او اعتقادی راسخ داشت به این که انسان های فعال را نمی توان به آسانی از کارشان منحرف کرد و هنر برای آن ها تجملی بیش نیست  که همچون پاداشی یا ارتقایی یا کامی بی نیازی بخشی بعد از کار می آید: « دست های به کارهای عملی این جهانی مشغول را اندکی از کار فارغ داشتن ، و مردان مجذوب به مناظر دوردست موفقیت های مادی را لحظه ای به تماشای شکل ها و رنگها و سایه روشن های اطراف خود خواندن ، و ان ها را به مدت یک نگاه ، یک آه یا یک لبخند ، از تلاش آسوده داشتن، این است هدف دشوار و گریزپای هنر، که نیل به آن به معدودی بس اندک از ما عطا شده است. اما گاه به لطف خدا یا لیاقت خود ، قابل حصول است و هرگاه حاصل شود ، وای که تمامی حقیقت زندگی در آن نهفته است یک لحظه تجلی و نگاهی و آهی و تبسمی و بازگشت به آسایش ابدی.»

منتقدان بارها سنت اگزوپری را با جوزف کنراد مقایسه کرده اند. و این بی شک به سبب شباهت حرفه هایی است که این دو نویسنده بزرگ به آن اشتغال داشته اند. راستی آن است که آن خلبان خط هوایی نیز مانند این دریانورد عالم پیما خوانندگان بسیار داشت. او نیز دوست نداشت که همبستگی انسان ها را در شه ها و هیجان های صادقانه ای که هر در زندگی ، جهان را از طریق آن ها ، چنان که از درون پنجره ای تماشا می کند ، کند. او در کارهای خود از مشترک ترین دشواری ها و گسترده ترین اضطراب ها و عانترین شادی ها غافل نیست. با اصرار و تمهید بسیار از پیزهای بعید و انتزاعی سخن نمی گوید. او نیز مانند دریانورد در آثار خود رنج و شرف انسانی و فضایلی را می سراید که در بیکران های ناشناخته به کار می آید. همان فضاهایی که اقتدار انسان ها را در آن ها نفوذی نیست وآن جا که نبودن وسایل مصونیت و رفاه خاص تمدن، مردم را مدام به احتیاط اخطار می کند. اما این سرایندگی هرگز موجب سنگینی آثار او نمی شود.

همان حرمتی که این نویسندگان نسبت به هنر و اثر خود داشتند ، آن ها را به این فکر می انداخت که نباید هنر و اثر خود را از راه سبک سری از اشتغال های عادی زندگی خود ، همان غم هایی که در اوقات غیر از نویسندگی از آن آنان بود، جدا سازند. احتیاط و مآل شی و درستکاری آن ها و خطر هایی که راهشان را دشوار می کرد و مسولیت هایی که ضمن حرفه خود بر عهده می گرفتند ، کار تلفیق را تمام می کرد. سهمی از ماجرا که در زندگی آن ها نهفته بود و به آثار آن ها نیز نفوذ می کرد ، در نظر خوانندگان اضافه وقتی را که از آن ها خواسته می شد جبران می کرد.. این آثار گزارش گونه ها هر قدر هم ابتدا دشوار و رماننده بنمایند این قدر هست که از آشوب زندگی شهر سرچشمه نگرفته اند. خوانندگان از روی غریزه این گواه های رسیده از پهنه پاک آسمان و دریا را تشخیص می دهند و گرامی می دارند. آن ها ناچار ای از آزمون های سترگی را می سرایند که مردان را آبدیده می کنند و علاوه بر الهام شا ار های هنری ، سرچشمه غرور و افتخار آن هایند.

نمی توان انتظار داشت که نویسنده ای نخواهد به انسان ها ، به جماعتی هرچه انبوه تر از آن ها ، و با جنبه هایی هر چه پاک تر از روح این جماعت هر چه انبوه تر ، سخن گوید. اگر نتواند این جماعت را خوشایند باشد یا توجه شان را به خود جلب کند ، و اگر ، ولو به استوار ترین دلیل از این کار بپرهیزد،  اگر اکتفا کند به این که، یا قصدی نداشته باشد جز این که کنج کاوی های گاه گاهی یا کم اهمیت گروه معدودی تفنن گرایانی غره به غرابت خود را کند ، بدیهی است که قسمتی از وظایفی را که خاص او می دانند به جا نمی آورد. جامعه به حق معتقد است که منبع ارتزاق و ی خواسته های اوست و در عوض از او انتظار دارد که درک و احساس و ارزی بهتر کیفیت همه چیز و همه را از او بیاموزد.

نویسندگان امروزی ما از سر نخوت یا خود پرستی اغللب حاضر به ادای این وظیفه نیستند. ان ها آثار خود را بیشتر برای رضای شخصی خود می نویسند . شاید جامعه آن ها را بی انصاف بداند که با بی اعتنایی از آن ها روی می گردانند. آن جاست که نویسندگان در چشم جامعه همچون انگل هایی بی حاصل می نمایند که در پی آنند که تا می توانند بگیرند و تا می توانند چیزی در عوض گرفته ها ندهند. به همین جهت جامعه از جیره خواسته و اعتباری که به نویسندگان خود می دهد می کاهد. مگر آن که نویسندگان حاضر شوند که شرایطی شاق را بپذیرند . شرایطی که اگر تا به این پایه تسلیم آسودگی و نخوت و بی علاقگی ، اگر نگویی تحریک گری فضیحت آمیز خود نبودند، چنین شاق نبود. از این گذشته چه ی می تواند ادعا کند گپکه نویسنده ای که به مباحث پیچیده و مرموز و دور از ذهن عموم می پردازد ، بیش از ترانه خوانی شیرین الحان یا بازیگری زیبا اطوار هواخواه داشته باشد؟ اگر ی به هر تدبیر متوسل می شود تا خود را در حصاری نفوذ ناپذیر محصور کند ، نباید از نتیجه کار خود بنالد.

اما این استدلال در مورد امثال کنراد و سنت اگزوپری مصداق ندارد. این ها از طریق حرفه و نیز در خلال آثار خود با انسان ها پیوند دارند. آن ها به حرفه ای اشتغال دارند که نه تنها انگل وار از دست رنج جامعه استفاده نمی کنند ، بلکه به ع جامعه را از کار خود بهره مند می سازند. آن هم نه به طریقی پنهان و کم ارز و به زحمت محسوس ، چنان که در مورد بسیار و کم عیار دیگر ، بلکه به شیوه ای نمایان و سترگ. آن ها هر روز در کرانه های دوردست جهان با خطر های مهلک در نبردند و جامعه را به وضعی آشکار دائما مدیون خود می دارند. اما دین جامعه نسبت به فداکاری های در عین گمنامی کمتر نیست. ولی از خود گذشتگی های بی شمار ناشناخته می ماند.

جازف کنراد و سنت اگزوپری نیروهایی زنده در  دل جامعه بودند. هنر آن ها از برکت این حال قدرت تشعشعی خارق العاده ب می کند. آن ها به منظور افزودن اعتبار به نوشته هایشان و جلب مستمعان علاقه مند و فراوان برای سخنرانی هایشان، که الحق طویل بود و نه آسان ، احتیاج نداشتند که به دفاتر کاری مراجعه کنند و خلبان یا دریانورد گردند. آن ها از همان روز نخست ، حتی پیش از ان که قلم به دست گیرند ، با آغوش باز در حرفه خود پذیرفته شدند. آن ها نیازی نداشتند که هنر نویسندگی خود را در راه حرفه ای بگمارند تا خوانندگان آثارشان را بیهوده و از مسولیت عاری ندانند. آن ها ضمن نوشتن هر صفحه از آثارشان بر کاری یگانه تلاش می د، بر اثری ازلی و سخت پیچیده ، که نسل ها در آن پ?


مجموعه: عجایب گردشگری


کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای غیر عادی سنت جورج در اتیوپی
کلیسای سنت جورج بخشی از کلیسا های 11 پارچه در آمهارا در اتیوپی است نام اصلیش روها و یا واروار است و اخیرا توسط نام مدرن لالیبلا شناخته میشود.

این کلیسا از تراشیدن زمین های رس و خاک های آتشفشانی در قرن 12 میلادی پدید آمده است و آن را بعنوان هشتمین عجایب روی زمین هم لقب داده اند.

 

این کلیسا در گودالی به طول وعرض 25 متر و عمق 30 متر ایجاد شده است. این کلیسا ی عجیب توسط شاه اتیوپی که نامش لالیبلا بوده ساخته شده و به همین دلیل امروزه با این نام شناخته میشود.

با توجه به امکانات قرن 12 میلادی ساختن ساختمانی به ارتفاع 30 متر امکان پذیر نبوده و شاه اتیوپی برای دستی به هدفش از طریق کندن ساختمان از سنگ های سخت زیر پایش استفاده کرده است.

 

ع هایی از کلیسای غیر عادی سنت جورج در اتیوپی

 

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

کلیسای سنت جورج در اتیوپی

کلیسای سنت جورج,کلیسای سنت جورج در اتیوپی,کلیسای روها یا واروار

 

منبع:topnop.ir

دور دنیا با یک کلیک

  • تصاویری از عجیب ترین سازه مربعی جهان
  • 10 سرزمین تشنه دنیا
  • 5 مکان از عجیب ترین مکانهای دنیا! +تصاویر
  • 5 مکان وحشتناک مذهبی از سراسر جهان! (+ع )
  • آشنایی با کاخ شنبرون در اتریش + تصاویر
  • درخت رنگین کمان + تصاویر



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ز̹̹ا̹̹ح̹̹م̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ل̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹ی̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹غ̹̹ض̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ت̹̹ر̹̹ک̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹آ̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ا̹̹غ̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ع̹̹ج̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹غ̹̹ر̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹چ̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ب̹̹ن̹̹د̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹و̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹:̹̹ ̹̹«̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹س̹̹ت̹̹ج̹̹ا̹̹ب̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹»̹̹

ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ل̹̹ج̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ر̹̹ا̹̹ی̹̹ت̹̹ ̹̹ل̹̹و̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹ق̹̹ض̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ و̹̹ ̹̹ک̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ب̹̹ع̹̹ض̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹پ̹̹ش̹̹ت̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹د̹̹م̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ ̹̹ج̹̹ن̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ح̹̹ا̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹آ̹̹م̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹؟̹̹

ا̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹و̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ه̹̹ ̹̹آ̹̹د̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ب̹̹ت̹̹و̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ت̹̹ش̹̹خ̹̹ی̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹ی̹̹ ̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ج̹̹ا̹̹ ̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ر̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ل̹̹ب̹̹ا̹̹س̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹ر̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ش̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ه̹̹ ̹̹ر̹̹ن̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹؛̹̹

ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹چ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹ی̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ .̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ت̹̹ص̹̹م̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ج̹̹د̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ع̹̹و̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ز̹̹ر̹̹گ̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ت̹̹ر̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ع̹̹ا̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹ک̹̹س̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ل̹̹د̹̹ ̹̹ن̹̹ی̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹

ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ش̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ص̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹؟̹̹!̹̹؟̹̹

ا̹̹ز̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ش̹̹ر̹̹و̹̹ع̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹ص̹̹ح̹̹ب̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹و̹̹ا̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ب̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹د̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ع̹̹ی̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ر̹̹ف̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹!

کـــپــــی ====» آزاد


پنجشنبه , 9 فوریه 2017
 
 

سلام به سایت خواجه جوک خوش آمدید

شما اینجائید:خانه » اخبار » اخبار بازیگران و چهره ها » تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر ۹۵ + ع

تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر ۹۵ + ع

ارسال شده توسط:khaje_jokoddin تاریخ ارسال: فوریه 9, 2017 در اخبار بازیگران و چهره ها 0

تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر ۹۵ + تصاویر

لباس بازیگران در جشنواره فجر

ع های منتخب از بازیگران زن در حاشیه سی و پنجمین جشنواره فجر ۹۵ که در حال برگزاری می باشد.

لباس بازیگران ایرانی در جشنواره فجر ۹۵ : جشنواره فجر امسال از ۱۱ بهمن ماه کارش را به طور رسمی آغاز کرده است و تا ۲۱ بهمن در حال برگزاری می باشد .

به گزارش مجله اینترنتی خواجه جوک در بین این زمان نشست های خبری ها و نمایش آنها با حضور عوامل و بازیگران ها در محل کاخ جشنواره برگزار میگردد.

از نکات قابل توجه تیپ , استایل و لباس بازیگران و هنرمندان در این فستیوال سینمایی می باشد که همه ساله مورد توجه افراد و کاربران قرار میگیرد.

fajrfestival95 35 baharehrahnama تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل لباس بهاره رهنما

مدل مانتو فاطمه معتمد آریا در دهمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 95 fatemeh motamedariya تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو  بهنوش بختیاری در دهمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 95 behnoosh tabatabaei تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو مریم معصومی در ششمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 95maryam masomi تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو سارا ابراهیمی در ششمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 95 sara bahrami تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

ع جدید سحر قریشی و مادرش در جشنواره فجر

sahar ghoreishi1 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو بهاره کیان افشار در یازدهمین روز جشنواره فجر ۹۵

fajrfestival35 95 bahare kiyanafshar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

ع آزاده نامداری و همسرش سجاد عبادی

azade namdari 2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

کوروش تهامی و همسرش در جشنواره فجر

kooroshtahami 2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival95 35 shabnammoghadami 1 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل لباس جدید شبنم مقدمی در پردیس ملت

مدل مانتو بهنوش طباطبایی در پنجمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 98 behnoosh tabatabaei تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

رنگ موی هانیه توسلی در روز های اول جشنواره فجر

haniehtav oli 11 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو شبنم فرشادجو در نهمین روز جشنواره ۳۵

fajfestival35 95 shabnam farshadjoo تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو الهه حصاری در نهمین روز جشنواره ۳۵

fajrfestival35 95 elahe hesari تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو نفیسه روشن در پنجمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 98 nafise roshan تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

ظاهر آزاده صمدی در جشنواره فجر

azadehsamadi 9 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو مریلا زارعی در پنجمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 98 merila zarei تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو نگار جواهریان در جشنواره فجر ۳۵

fajrfestival35 95 negar javaherian تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو ساناز سماواتی در جشنواره فجر ۳۵

fajrfestival35 95 sanaz0samavati تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو زهرا داوودنژاد در جشنواره فجر ۳۵

fajrfestival35 95 zahra davodnejad تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو شبنم قلی خانی در جشنواره فجر ۳۵

رضا یزدانی و الهه حصاری در پردیس ملت

fajrfestival95 35 elahehhesari rezayazdani تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival35 95 shabnam gholikhani تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

پدرام کریمی و همسرش در جشنواره فجر
25740 699 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival95 35 shaghayeghfarahani3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

شقایق فراهانی

fajrfestival95 35 shaghayegh niki تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

شقایق فراهانی و نیکی مظفری در پردیس ملت

fajrfestival95 35 roshanakgerami2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

لباس جدید روشنک گرامی

fajrfestival95 35 tanaz tabatabaee3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

لباس جدید طناز طباطبایی

مدل مانتو پریناز ایزدیار در ششمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 95 parinaz izadyar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival95 35 vishka azadeh تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

ویشکا آسایش و آزاده صمدی

fajrfestival95 35 parinazizadyar copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل لباس پریناز ایزدیار در پردیس ملت

fajrfestival95 35 minasadati تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مینا ساداتی در پردیس ملت
fajrfestival95 35 amirrezadelavari تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

رضا دلاوری

مدل لباس دیبا زاهدی

fajrfestival95 35 dibazahedi2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

دیبا زاهدی در پردیس ملت

fajrfestival95 35 azadehsamadi تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival95 35 alishadman تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

علی شادمان

fajrfestival95 35 anahitiaafshar copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

لباس جدید آناهیتا افشار

مدل مانتو متین ستوده در جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 95 matinsotodeh تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل لباس آزاده صمدی

fajrfestival95 35elnazshakerdoost تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل لباس الناز شاکردوست

fajrfestival95 35 elnazshakerdoost5 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

الناز شاکر دوست در پردیس ملت

fajrfestival95 35 elnazshkerdoost2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

الناز شاکردوست در اکران خفه گی

fajrfestival95 35 goroohi1 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو پریناز ایزدیار در سومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival 35 95 parinaz izadyar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو ویشکا آسایش در چهارمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival 35 95 vishka asayesh تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو ژاله صامتی در چهارمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival 35 95 zhale sameti تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل لباس مهراب قاسم خانی در چهارمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival 35 95 mmehrab ghasemkhani shaghayegh dehghan copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو بهاره کیان افشار در سومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival 35 95 bahare kiyan afshar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو الهه حصاری در سومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival 35 95 elahe heasari تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival95 35 baharehafshari تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل لباس بهاره افشاری در پردیس ملت

مدل مانتو نازنین بیاتی در سومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival 35 95 nazanin bayati تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival95 35 bazigar2 2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

متین ستوده

fajrfestival95 35 bazigar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

پردیس احمدی در پردیس ملت

ع پریچهر قنبری همسر شهاب حسینی

parichahr ghanbari 1 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfesival95 35 anahitaafshar2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

آناهیتا افشار

fajrfesival95 35 atmosfer2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

محسن کیایی آناهیتا افشار سوگل غلاتی در اکران ایستگاه اتمسفر

fajrfesival95 35 mohsenkiaee4 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

محسن کیایی

fajrfestival95 35 anahitiaafshar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

آناهیتا افشار در پردیس ملت

fajrfestival95 35 sogolghalatian1 copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

شبنم فرشادجو

fajrfestival95 35 shabnamfarshdjoo2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

fajrfestival95 35 negarjavaherian4 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو ترلان پروانه در نهمین روز جشنواره ۳۵

fajr festival35 95 tarlan parvaneh تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو سیما تیرانداز در نهمین روز جشنواره ۳۵

fajrfestival35 95siman tirandaz تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل لباس نگار جواهریان در اکران نگار

مدل مانتو ساره بیات در پنجمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 98 sare bayat تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو بهاره افشاری در پنجمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 98 bahare afshari تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو پوران درخشنده در پنجمین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festival35 95 pooran derakhshande تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

سوگل غلاتیان

بهنوش طباطبایی در جشنواره فجر

behnoushtabatabai 1 copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

چهره بهنوش طباطبایی در حاشیه جشنواره فجر

behnoushtabatabai 2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

چهره خندان بهنوش طباطبایی در حاشیه جشنواره فجر

behnoushtabatabai 3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

کمدی انسانی با حضور عوامل و بازیگرانش اکران شد و در ادامه می توانید ع های هستی مهدوی فر را ببینید:

fajrfestival35 95 hastimahdavifar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هستی مهدوی فر

fajrfestival35 95 komediensani3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هستی مهدوی فر در اکران کمدی انسانی

bazigaranzan fajr95 02 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر
لیلا حاتمی از بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۵

bazigaranzan fajr95 01 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو آیدا پناهنده در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 ayda panahande تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

لیلا زارع و هومن سیدی به همراه دیگر بازیگران این به پردیس ملت آمده بودند، ع های آن ها را در ادامه می توانید ببینید:

fajrfestival35 95 leylazare تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

لیلا زارع

fajrfestival35 95 hoomanseyedi تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هومن سیدی

fajrfestival35 95hiimanseyedi3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هومن سیدی اکران کمدی انسانی

مدل مانتو بهاره کیان افشار در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 bahare kiyanafshar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو لیلا زارع در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 leila zare تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو مهسا کرامتی در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 mahsa keramati تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو هدی زین العابدین در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 hoda zeynolabedin 1 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویرمدل مانتو سمیرا حسینی در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 elham korda 1 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویردیروز یکتا ناصر و هدی زین العابدین در پردیس ملت برای اکران های جشنواره حضور یافته بودند.

fajrfestival35 95yektanaser3 copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

یکتا ناصر

fajrfestival35 95hodazeynolabedin3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هدی زین العابدین

fajrfestival35 95 hodazeynolabedinn تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هدی زین العابدین در پردیس ملت

fajrfestival35 95yektanaser copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

یکتا ناصر در پردیس ملت

لیلا زارع در جشنواره فجر ۹۵

bazigaranzan fajr95 03 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

دیبا زاهدی در جشنواره فجر ۳۵

bazigaranzan fajr95 04 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

تیپ سارا بهرامی بازیگر زن در جشنواره فجر ۹۵

bazigaranzan fajr95 05 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

شبنم مقدمی و مهدی قربانی

bazigaranzan fajr95 06 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

ستاره اسکندری / تیپ بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۵

bazigaranzan fajr95 07 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

دیروز در اکران فصل نرگس بازیگران و عوامل آن نیز حضور یافته بودند، که در ادامه می توانید ع های یکتا ناصر و همسرش را در این مراسم ببینید:

dsc 1709 5798929345430945875 1 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

یکتا ناصر

dsc 1823 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

یکتا ناصر و همسرش

dsc 1834 5798929345430945860 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

یکتا ناصر و همسرش در پردیس ملت

dsc 1790 5798929345430945867 copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

یکتا ناصر در اکران فصل نرگس

تیپ شقایق فراهانی از بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۵

bazigaranzan fajr95 08 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

نیکی کریمی در جشنواره فجر امسال

bazigaranzan fajr95 09 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هدی زین العابدین

دیروز هانیه توسلی به همراه دیگر بازیگران مادری در مراسم اکران این حضور داشتند. همینطور سحر صباغ سرشت و دیگر بازیگران فصل نرگس برای آکران این به پردیس ملت آمده بودند در ادامه ع های این دو بازیگر را می توانید مشاهده بنمایید.

dsc 1704 5798929345430945877 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

سحر صباغ سرشت

dsc 1379 5798929345430945843 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

هانیه توسلی

bazigaranzan fajr95 10 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

پریناز ایزدیار در حاشیه جشنواره فجر ۹۵

دیروز در دومین روز جشنواره فجر های به کارگرساده نیازمندیم و رگ خواب با حضور عوامل و بازیگران آن در پردیس ملت اکران شدند:

fajrfestival35 95kargaresadeniyazmandim تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

عوامل به کارگر ساده نیازمندیم

fajrfestival35 95ragekhab3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

بازیگران به کارگر ساده نیازمندیم

fajrfestival35 95regekhab4 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

عوامل رگ خواب در پردیس ملت

fajrfestival35 95rgekhab تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

در روز دوم جشنواره فجر ۳۵ در پردیس ملت هایی به نام کمدی انسانی، کارگر ساده، رگ خواب و اسرافیل اکران شدند. برای اکران این ها هدی زین العابدین، هستی مهدوی فر و الهام کردا  از هنرمندانی بودند که در این اکران ها حضور داشتند. به همین بهانه مدل مانتو این هنرمندان را گردآوری کرده ایم.

مدل مانتو هدی زین العابدین در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 hoda zeynolabedin تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو سمیرا حسینی در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 elham korda تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مدل مانتو الهام کردا هستی مهدوی فر در دومین روز جشنواره فجر ۳۵

fajr festivsal 3595 hasti mahdavifar تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

یکتا ناصر در جشنواره فجر

yekta naser 2 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

ظاهر یکتا ناصر در حاشیه جشنواره فجر

yekta naser 3 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

چهره یکتا ناصر در حاشیه جشنواره فجر

yekta naser 1 copy تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

دیروز در دومین روز از جشنواره فجر ۹۵ چهره های بسیاری از دنیای هنر در پردیس ملت گرد هم آمده بودند. در ادامه ع های الهام کردا فرزاد فرزین و مهران احمدی را می توانید مشاهده کنید:

fajrfestival35 95elhamkorda تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

سمیرا حسینی

fajrfestival35 95farzadfarzin تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

فرزاد فرزین

fajrfestival35 95mehranahmadi تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

مهران احمدی

عوامل رگ خواب

دیروز در پردیس ملت در دومین روز جشنواره های کمدی انسانی و اسرافیل با حضور بازیگران و عوامل آن اکران شدند, در ادامه می توانید ع های جمعی آن ها را ببینید:

fajrfestival35 95 komediensani 5 تیپ و لباس بازیگران زن و مرد ایرانی در جشنواره فجر 95 + تصاویر

عوامل کمدی انسانی

ادامه مطلب درخواست حذف مطلب


سالروز درگذشت آنتوان دوسنت اگزوپری

31 جولای 1944  ، 9 مرداد 1323


+ آنتوان دو سنت اگزوپری (به فرانسوی: antoine de saint-exupéry) (۲۹ ژوئن ۱۹۰۰- ۳۱ جولای ۱۹۴۴) نویسنده و خلبان اهل فرانسه بود.

------------------------------------------------------


سالروز درگذشت خالق شازده کوچولو

هواپیماهای انگلیسی به سمت هدف های آلمانی حمله د. ضدهوایی ها آسمان را به آتش کشیدند. نبرد سختی میان زمین و آسمان به پاشد. در کشاکش درگیری گلوله های پ ند، یکی از هواپیماها را هدف گرفت. هواپیما در حال سقوط بود درحالی که نشانه ای از وج خلبان دیده نمی شد. هواپیما به میان دریا سقوط کرد و در ژرفای آبها غرق شد…

اینجا رادیو آلمان، من .... گزارش امروز جنگ را به سمع ملت آلمان می رسانم. ساعاتی پیش هواپیماهای انگلستان مواضع ما را مورد حمله قرار دادند. در این عملیات خساراتی به مواضع ما رسید و تعداد .... فروند از هواپیماهای انگلیسی توسط پ ند خودی منهدم شدند. لازم به ذکر است که خلبان یکی از این هواپیماها ..."

افسرجوانی که گزارشگر این اخبار بود ناگهان سکوت کرد. مردمی که صدای رادیو را می شنیدند با سکوت گزارشگر کنجکاو شدند لحظاتی بعد صدای هق هق گریه گزارشگر شنیده می شد. همه می پرسیدند چه اتفاقی افتاده!؟ ناگهان همه گوش به زنگ رادیو شدند تا علت سکوت و گریه گزارشگر را بفهمند. لحظاتی بعد گزارشگر ادامه داد:

"خلبان یکی از این هواپیماها، آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده شهیر و خالق داستان شازده کوچولو بود."

ناگهان آلمان ت شد. ی چیزی نمی گفت. بهت در چهره ها مشهود بود. بعضی آرام آرام اشک می ریختند.

اگزوپری خلبان دشمن بود ولی از هر هموطنی نزدیکتر بود. چیزی فراتر از یک دوست بود. با شازده کوچولو در قلب همه جا گرفته بود. آن روز هیچ در آلمان خوشحال نبود حتا آ ف هیتلر از مرگ اگزوپری متاثر شد. پایانی غیرمعمول برای یک داستان نویس جهانی.

حکایت زندگی آنتوان و اثرش تا ابد در خاطر انسان ها باقی خواهد ماند. نویسنده باید اثرش در اوج زیبایی و تاثیر گذاری سیر کند تا در طول حیات حتی کوتاهش همچون اگزوپری جهانی شود. این خاصه ی ادبیات است که دوست و دشمن را بر مزار ادیبی جهان وطن جمع می کند تا به یاد او اندکی تعمق کنند. اگزوپری متواضع ترین ادیب قرن بیستم بود. ادیبی با روحی پاک و منزه در کنار ک نی بود که هنوز طعم تلخ گناه را نچشیده بودند و تمام دغدغه ی اگزوپری آن بود چیزی به آنها بیاموزد که شاید بتوانند به سبب آن در بزرگسالی نیز پاک بمانند.

گروههای نجات نتوانستند هواپیمای اگزوپری را پیدا کنند. ی نمیدانست چه اتفاقی در آ ین لحظات برای او افتاد. چرا از هواپیما خارج نشد. زخمی بود؟ مرده بود؟ در اوا قرن بیستم یک گروه تجسس موفق شد لاشه هواپیمای اگزوپری را در دریا پیدا کند.

داستانهای اگزوپری به ویژه شازده کوچولو آنقدر قوی بود که او را در طی حیاتش به نویسنده ای جهانی تبدیل کند. اما شاید مرگ قهرمانانه او اعتبارش را میان اروپاییان بیشتر کرد. کمتر ی در تاریخ جنگ های بشری در جایگاهی قرار گرفت که اگزوپری پیدا کرد. او برای مردمش و متفقین یک قهرمان و برای مردم آلمان یک دلاور شد. او در داستانهایش از انسان سخن می گفت. در زمانی که همه فلاسفه و نویسندگان اروپا به جستجوی چیستی انسان پرداخته بودند او انسان را از نو تعریف کرد. نمی توان زیست و داستان های او یا لااقل شازده کوچولو را نخواند. کوچک است ساده است اما آنقدر ژرف هست که جاودان بماند.

ماجرای تاثیر اعلام مرگ او بر روی مردم شنیدنی است اما عجیبترین قسمت این ماجرا گزارشگر رادیو آلمان بود؛ افسر جوانی که با گریه و هق هق مرگ اگزوپری را اعلام کرد مترجم شازده کوچولو به آلمانی بود.



ی)

نمونه سوالات استخدامی آموزش و پرورش اصول و فلسفه تعلیم و تربیت ۴۰۰ سوال بهمراه پاسخ

نمونه سوالات استخدامی آموزش و پرورش روانشناسی پرورشی ۶۰۰ سوال بهمراه پاسخ

نمونه سوالات استخدامی آموزش و پرورش روانشناسی رشد ۹۶۰ سوال بهمراه پاسخ
نمونه سوالات استخدامی آموزش و پرورش روشها و فنون تدریس ۳۵۰ سوال بهمراه پاسخ

نمونه سوالات استخدامی آموزش و پرورش اندازه گیری، سنجش و ارزشی آموزشی ۴۵۰ سوال بهمراه پاسخ

٩٨
وزارت آموزش و پرورش
آموزگار ابت ,آذربایجان شرقی-اسکو-آذرشهر-تبریز (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان شرقی-بستان آباد-تبریز- هریس -سراب
آموزگار ابت آذربایجان شرقی-چاراویماق-هشترود-مراغه-عجب
شیر- بناب-ملکان- آذرشهر-اسکو-تبریز (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)

ات تخصصی آموزگار ابت - «ای استخدام»

www.e-estekhdam.com/ -نمونه-سوالات-تخصصی-آموزگار-ابت/
نمونه سوالات تخصصی آموزگار ابت . amoozesh. مجموعه ی زیر شامل سوالات زیر است : ( تمامی سوالات دارای پاسخنامه میباشد). ۲۰۰ سوال روشها و فنون تدریس همراه ...

نمونه سوالات استخدامی آموزگار دوره ابت آموزش و پرورش

collegeprozheh.ir/سوالات-استخدامی-آموزگار-دوره-ابت /
translate this page
۳ دفترچه سوال عمومی (۶۰ سوال سال ۸۴ / ۶۰ سوال سال ۸۶ / ۱۰۰ سوال سال ۸۹) – شامل دروس (ادبیات فارسی، معارف ی، اطلاعات عمومی و ، ریاضی، کامپیوتر، زبان ...

نمونه سوالات استخدامی تخصصی آموزگار ابت با جواب - مدیو سوال

www.medu-soal.ir › سوالات استخدامیآموزگار ابت
translate this page
این مجموعه حاوی نمونه سوالات آموزشی آزمون استخدامی آموزش و پرورش و مناسب برای آموزگار ابت می باشد و { حاوی نمونه سوالات تخصصی آموزگار ابت طبق سرفصل ...

نمونه سوالات آزمون استخدامی آموزش و پرورش آموزگار دوره ابت - مدیو سوال

www.medu-soal.ir › سوالات استخدامیآموزگار ابت
translate this page
این مجموعه حاوی نمونه سوالات آزمون استخدامی آموزش و پرورش و مناسب برای آموزگار دوره ابت می باشد و حاوی نمونه سوالات دروس عمومی آزمون های مختلف طبق دروس آزمون ...

سوالات استخدامی آموزگار دوره ابت آموزش و پرورش (خوشه 2517)

www.e-soal.ir/ -سوالات-استخدامی-آموزگار-دوره-ا/
translate this page
کامل ترین مجموعه منابع سوالات استخدامی آموزگار دوره ابت آموزش و پرورش حاوی نمونه سوالات سال های گذشته این نهاد را از ای-سوال با قیمتی مناسب ...

سوالات استخدامی آموزگار دوره ابتدائی آموزش و پرورش - عمومی و تخصصی

talafile.ir/سوالات-استخدامی-آموزگار-دوره-ابتدائی/
translate this page
jun 19, 2015 - این مجموعه سوالات استخدامی آموزگار دوره ابتدائی آموزش و پرورش گروه طلافایل حاوی عین سوالات آزمون استخدامی آموزش و پرورش و ردیف شغلی آموزگار ...

سوالات استخدامی آموزگار ابت آموزش و پرورش

istekhdam.ir › سوالات استخدامی آموزگار ابت آموزش و پرورش
translate this page
oct 27, 2016 - این مجموعه حاوی سوالات آزمون استخدامی آموزش و پرورش و مناسب برای آموزگار ابت ( کد شغلی 2517 ) می باشد و { حاوی سوالات تخصصی و عمومی ...

نمونه سوالات تخصصی و عمومی آموزش و پرورش - ایران استخدام

iranestekhdam.ir/ -نمونه-سوالات-تخصصی-آزمون-استخد/
translate this page
6 days ago - آیا به دنبال نمونه سوالات آزمون استخدامی آموزش و پرورش هستید؟ ... ۶, نمونه سوالات تخصصی و عمومی آموزگار دوره ابت آموزش و پرورش · ...

دفترچه سوالات تخصصی آموزش و پرورش رشته آموزگار دوره ابت ...

iranarze.ir/test-resources-education/185-amozesh-parvaresh.html
translate this page
گروه آموزشی فروشگاه اینترنتی ایران عرضه اقدام به ارائه بسته ای جدید برای آمادگی در آزمون استخدام پیمانی آموزش و پرورش (رشته آموزگار دوره ابت ) نموده است، که ...

سوالات و جزوات استخدامی آموزش وپرورش - سوالات رشته آموزگار ابت

https://kandoocn.com/.../25988-بسته-ویژه-استخدامی-آموزش-و-پرو...
translate this page
این پکیج ویژه، کامل ترین و جامعه ترین بسته جهت استفاده داوطلبان آموزگار ابت ، در آزمون استخدامی آموزش و پرورش می.

سوالات آموزگار دوره ابت آموزش و پرورش 96 - همیار دانشجو


برگرفته شده از meduir.blog.ir =failha.com=testdoni.ir =ashion.ir=testiha.ir

آموزگار ابت آذربایجان شرقی-خداافرین-کلیبر-اهر (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان شرقی-شبستر-تبریز-جلفا-مرند (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان شرقی-کلیبر-خداافرین-اهر -جلفا-مرند
(دامنه ی پذیرش آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان شرقی-مراغه-ملکان-عجب شیر-بناب-
آذرشهر-اسکو (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)

آموزگار ابت آذربایجان شرقی-میانه آزاد
آموزگار ابت آذربایجان شرقی-ورزقان-اهر (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان غربی-ارومیه - سیلوانا-نازلو -صومای
برادوست-انزل (دامنه ی پذیرش آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان غربی-اشنویه- نقده (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان غربی-پیرانشهر- سردشت (دامنه ی پذیرش
آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان غربی-تکاب- شاهین دژ- کشاورز (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان غربی-چالدران- پلدشت- ماکو- شوط
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان غربی-خوی- چای (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آموزگار ابت آذربایجان غربی-سلماس آزاد
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
1 آموزگار ابت آذربایجان غربی-مهآباد آزاد
آموزگار ابت آذربایجان غربی-میاندواب-مرحمت آباد (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
1 آموزگار ابت اردبیل-اردبیل-بیله سوار-پارس آباد-خلخال-کوثر-
گرمی-مشگین شهر-نمین-نیر-سرعین (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
1 آموزگار ابت اصفهان-اران و بیدگل - اردستان- کاشان - نطنز
(دامنه پذیرش آموزش و پرورش)
1 آموزگار ابت اصفهان-اصفهان - شاهین شهر و میمه- شهر-
فلاورجان- لنجان - برخوار (دامنه پذیرش آموزش و
پرورش)
1 آموزگار ابت اصفهان-اصفهان-خور و بیابانک - نایین (دامنه
پذیرش آموزش و پرورش)
1 آموزگار ابت اصفهان-تیران وکرون-چادگان-خوانسار-ف -
فریدونشهر-گلپایگان-نجف آباد-بویین ومیاندشت
11461 آموزگار ابت
اصفهان-سمیرم- شهرضا- دهاقان- مبارکه (دامنه
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
17 (آقا: 7 نفر،
خانم 10 نفر)
11462 آموزگار ابت
البرز-اشتهارد - طالقان (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
61 (آقا: 15 نفر،
خانم 46 نفر)
11463 آموزگار ابت البرز-کرج آزاد زن 267
11464 آموزگار ابت البرز-کرج آزاد مرد 55
11465 آموزگار ابت
البرز-نظرآباد - ساوجبلاغ (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
255 (آقا: 55
نفر،
خانم 200 نفر)
11466 آموزگار ابت ایلام-ایلام آزاد مرد 1
11467 آموزگار ابت ایلام-دهلران آزاد مرد 1
11468 آموزگار ابت
بوشهر-بوشهر - تنگستان (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
35 (آقا: 9 نفر،
خانم 26 نفر)
11469 آموزگار ابت بوشهر-دشتستان آزاد مرد / زن
45 (آقا: 12 نفر،
خانم 33 نفر)
11470 آموزگار ابت
بوشهر-دیر-کنگان- جم- عسلویه- دشتی (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
57 (آقا: 15 نفر،
خانم 42 نفر)
١٠٠
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11471 آموزگار ابت
بوشهر-گناوه - دیلم (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
16 (آقا: 8 نفر،
خانم 8 نفر)
11472 آموزگار ابت
تهران-بهارستان- شهر-رباط کریم (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد زن 73
11473 آموزگار ابت
تهران-بهارستان- شهر-رباط کریم (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد 22
11474 آموزگار ابت
تهران-پاکدشت-پیشوا-ورامین-قرچک (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
94 (آقا: 22 نفر،
خانم 72 نفر)
11475 آموزگار ابت
تهران-دماوند-فیروزه کوه (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
22 (آقا: 8 نفر،
خانم 14 نفر)
11476 آموزگار ابت
تهران-شمیرانات-تهران (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
179 (آقا: 15
نفر،
خانم 164 نفر)
11477 آموزگار ابت
تهران-شهریار-ملارد-شهرقدس (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
128 (آقا: 32
نفر،
خانم 96 نفر)
11478 آموزگار ابت تهران-کهریزک آزاد مرد / زن
6 (آقا: 3 نفر،
خانم 3 نفر)
11479 آموزگار ابت
چهارمحال و بختیاری-اردل - کیار (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 4 نفر،
خانم 3 نفر)
11480 آموزگار ابت چهارمحال و بختیاری-بروجن آزاد مرد / زن
5 (آقا: 3 نفر،
خانم 2 نفر)
11481 آموزگار ابت
چهارمحال و بختیاری-شهرکرد - سامان - بن
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
19 (آقا: 9 نفر،
خانم 10 نفر)
11482 آموزگار ابت
چهارمحال و بختیاری-فارسان - کوهرنگ (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
5 (آقا: 3 نفر،
خانم 2 نفر)
11483 آموزگار ابت
چهارمحال و بختیاری-لردگان - فلارد - خانمیرزا
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
8 (آقا: 4 نفر،
خانم 4 نفر)
11484 آموزگار ابت
اسان جنوبی-بشرویه-طبس-دستگردان (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
9 (آقا: 4 نفر،
خانم 5 نفر)
11485 آموزگار ابت
اسان جنوبی-بیرجند -خوسف -درمیان (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
15 (آقا: 5 نفر،
خانم 10 نفر)
11486 آموزگار ابت
اسان جنوبی-زیرکوه-قاینات (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
12 (آقا: 5 نفر،
خانم 7 نفر)
١٠١
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11487 آموزگار ابت
اسان جنوبی-سربیشه-نهبندان (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 3 نفر،
خانم 4 نفر)
11488 آموزگار ابت
اسان جنوبی-فردوس-سرایان (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
5 (آقا: 2 نفر،
خانم 3 نفر)
11489 آموزگار ابت
اسان رضوی-با ز-تایباد-تربت جام (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
17 (آقا: 7 نفر،
خانم 10 نفر)
11490 آموزگار ابت
اسان رضوی-بردسکن-کاشمر-مه ولات-گناباد-
خلیل آباد-بجستان (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد 1
11491 آموزگار ابت
اسان رضوی-تربت جام-سرخس (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
12 (آقا: 4 نفر،
خانم 8 نفر)
11492 آموزگار ابت
اسان رضوی-تربت حیدریه-زاوه (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
13 (آقا: 5 نفر،
خانم 8 نفر)
11493 آموزگار ابت
اسان رضوی-تربت حیدریه-زاوه-خواف-رشتخوار
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
14 (آقا: 5 نفر،
خانم 9 نفر)
11494 آموزگار ابت
اسان رضوی-جوین-جغتای (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
16 (آقا: 7 نفر،
خانم 9 نفر)
11495 آموزگار ابت
اسان رضوی-خوشاب-داورزن-سبزوار (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
2 (آقا: 1 نفر،
خانم 1 نفر)
11496 آموزگار ابت
اسان رضوی-درگز-قوچان-چناران (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
3 (آقا: 1 نفر،
خانم 2 نفر)
11497 آموزگار ابت
اسان رضوی-رشتخوار-زاوه (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
22 (آقا: 6 نفر،
خانم 16 نفر)
11498 آموزگار ابت اسان رضوی-سرخس آزاد مرد / زن
12 (آقا: 5 نفر،
خانم 7 نفر)
11499 آموزگار ابت اسان رضوی-کلات آزاد مرد / زن
3 (آقا: 1 نفر،
خانم 2 نفر)
11500 آموزگار ابت
اسان رضوی-نیشابور-فیروزه (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 3 نفر،
خانم 4 نفر)
11501 آموزگار ابت
اسان شمالی-اسفراین- بام وصفی آباد- گرمه -
ج (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
15 (آقا: 5 نفر،
خانم 10 نفر)
11502 آموزگار ابت
اسان شمالی-بجنورد- رازوجرگلان- مانه وسمقان
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
52 (آقا: 18 نفر،
خانم 34 نفر)
١٠٢
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11503 آموزگار ابت
اسان شمالی-شیروان-فاروج (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
13 (آقا: 7 نفر،
خانم 6 نفر)
11504 آموزگار ابت
خوزستان-اهواز - کارون - باوی - حمیدیه (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
50 (آقا: 21 نفر،
خانم 29 نفر)
11505 آموزگار ابت
خوزستان-ایذه - باغملک - صیدون - دهدز - هفتکل
- مسجدسلیمان - لالی - کا (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
37 (آقا: 15 نفر،
خانم 22 نفر)
11506 آموزگار ابت
خوزستان-دزفول - شوش - مشک - شوشتر-
گتوند (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
34 (آقا: 14 نفر،
خانم 20 نفر)
11507 آموزگار ابت
خوزستان-دشت آزادگان -بستان - هویزه - آبادان -
گرد- مشهر- اروندکنار- شادگان (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
63 (آقا: 17 نفر،
خانم 46 نفر)
11508 آموزگار ابت
خوزستان-رامهرمز-رامشیر-بهبهان-آغاجاری-امیدیه-
هندیجان-زیدون-ماهشهر-بندر (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش
آزاد مرد / زن
46 (آقا: 15 نفر،
خانم 31 نفر)
11509 آموزگار ابت
زنجان-ابهر-خدابنده- مدره-سلطانیه (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
10 (آقا: 5 نفر،
خانم 5 نفر)
11510 آموزگار ابت
زنجان-ایجرود-زنجان-ماهنشان-طارم (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
17 (آقا: 6 نفر،
خانم 11 نفر)
11511 آموزگار ابت
سمنان-دامغان - آباد (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
10 (آقا: 5 نفر،
خانم 5 نفر)
11512 آموزگار ابت
سمنان-سمنان - سرخه - مهدی شهر (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
26 (آقا: 8 نفر،
خانم 18 نفر)
11513 آموزگار ابت
سمنان-شاهرود -بسطام- میامی -بیارجمند (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
11 (آقا: 5 نفر،
خانم 6 نفر)
11514 آموزگار ابت
سمنان-گرمسار - ارادان (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
10 (آقا: 5 نفر،
خانم 5 نفر)
11515 آموزگار ابت
سمنان-میامی -بسطام - بیارجمند (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
10 (آقا: 5 نفر،
خانم 5 نفر)
11516 آموزگار ابت
سیستان و بلوچستان-ایرانشهر – دلگان – فنوج -
سرباز (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
43 (آقا: 19 نفر،
خانم 24 نفر)
11517 آموزگار ابت
سیستان و بلوچستان-چابهار – کنارک – نیکشهر -
قصرقند (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
40 (آقا: 17 نفر،
خانم 23 نفر)
11518 آموزگار ابت
سیستان و بلوچستان-سراوان - سیب و سوران –
مهرستان - خاش (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
28 (آقا: 12 نفر،
خانم 16 نفر)
١٠٣
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11519 آموزگار ابت سیستان و بلوچستان-میرجاوه - زاهدان (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن 34 (آقا: 14 نفر،
خانم 20 نفر)
11520 آموزگار ابت سیستان و بلوچستان – نیمروز - هامون – ز -
هیرمند - زابل (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
24 (آقا: 12 نفر،
خانم 12 نفر)
11521 آموزگار ابت فارس-آباده-اقلید-بوانات-پاسارگاد- م بید (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن 11 (آقا: 5 نفر،
خانم 6 نفر)
11522 آموزگار ابت
فارس-جهرم-داراب-زرین دشت-فراشبند-فیروزآباد-
قیروکارزین (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
19 (آقا: 7 نفر،
خانم 12 نفر)
11523 آموزگار ابت فارس-شیراز-ارسنجان-سپیدان- امه-مرودشت-
سروستان-کوار (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن 37 (آقا: 15 نفر،
خانم 22 نفر)
11524 آموزگار ابت فارس- عشایر آزاد مرد / زن
12 (آقا: 6 نفر،
خانم 6 نفر)
11525 آموزگار ابت فارس-کازرون-ممسنی-رستم (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن 12 (آقا: 4 نفر،
خانم 8 نفر)
11526 آموزگار ابت
فارس-لامرد-لارستان-خنج-گراش-مهر (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
55 (آقا: 19 نفر،
خانم 36 نفر)
11527 آموزگار ابت
فارس-نی ریز-استهبان-فسا-داراب (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
18 (آقا: 6 نفر،
خانم 12 نفر)
11528 آموزگار ابت قزوین-آبیک-البرز-قزوین (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن 28 (آقا: 11 نفر،
خانم 17 نفر)
11529 آموزگار ابت
قزوین-تا تان-بویین زهرا-آوج (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
60 (آقا: 19 نفر،
خانم 41 نفر)
11530 آموزگار ابت قزوین-قزوین-البرز (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن 12 (آقا: 4 نفر،
خانم 8 نفر)
11531 آموزگار ابت قم-ک -جعفرآباد-خلجستان- قم (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
186 (آقا: 67
نفر،
خانم 119 نفر)
11532 آموزگار ابت کردستان-بیجار-دیواندره -کرانی (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن 3 (آقا: 2 نفر،
خانم 1 نفر)
11533 آموزگار ابت
کردستان-سقز- بانه - زیویه (دامنهی پذیرش آموزش
و پرورش) آزاد مرد / زن
9 (آقا: 4 نفر،
خانم 5 نفر)
11534 آموزگار ابت
کردستان-سنندج- کامیاران - موچش - کلاترزان
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
7 (آقا: 4 نفر،
خانم 3 نفر)
11535 آموزگار ابت کردستان-قروه - دهگلان - سریش آباد (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن 4 (آقا: 3 نفر،
خانم 1 نفر)
١٠٤
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11536 آموزگار ابت
کردستان-مریوان - سروآباد (دامنهی پذیرش آموزش
و پرورش)
آزاد مرد / زن
5 (آقا: 4 نفر،
خانم 1 نفر)
11537 آموزگار ابت
کرمان-ارزوئیه-بافت-بردسیر-رابر-سیرجان-جیرفت-
رودبار-عنبرآباد-فاریاب-قلعه گنج- منوجان-کهنوج-بم
- ریگان- فهرج-نرماشیر (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 4 نفر،
خانم 3 نفر)
11538 آموزگار ابت
کرمان-ارزوییه-بافت-رابر-سیرجان (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
22 (آقا: 7 نفر،
خانم 15 نفر)
11539 آموزگار ابت
کرمان-انار-رفسنجان-شهربابک (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
23 (آقا: 8 نفر،
خانم 15 نفر)
11540 آموزگار ابت
کرمان-بم-ریگان-فهرج-نرماشیر (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
20 (آقا: 8 نفر،
خانم 12 نفر)
11541 آموزگار ابت
کرمان-رودبار-فاریاب-قلعه گنج- کهنوج- منوجان
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
26 (آقا: 9 نفر،
خانم 17 نفر)
11542 آموزگار ابت
کرمان-زرند-راور-کوهبنان (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
8 (آقا: 4 نفر،
خانم 4 نفر)
11543 آموزگار ابت
کرمانشاه- آباد غرب-حمیل (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
4 (آقا: 2 نفر،
خانم 2 نفر)
11544 آموزگار ابت کرمانشاه-جوانرود آزاد مرد 1
11545 آموزگار ابت
کرمانشاه-دالاهو-ثلاث باباجانی (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
2 (آقا: 1 نفر،
خانم 1 نفر)
11546 آموزگار ابت کرمانشاه-روانسر آزاد مرد / زن
2 (آقا: 1 نفر،
خانم 1 نفر)
11547 آموزگار ابت
کرمانشاه-س ل ذهاب-قصرشیرین (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
3 (آقا: 2 نفر،
خانم 1 نفر)
11548 آموزگار ابت کرمانشاه-سنقر کلیایی آزاد مرد / زن
4 (آقا: 3 نفر،
خانم 1 نفر)
11549 آموزگار ابت کرمانشاه-صحنه آزاد مرد 1
11550 آموزگار ابت کرمانشاه-کرمانشاه آزاد مرد / زن
13 (آقا: 6 نفر،
خانم 7 نفر)
11551 آموزگار ابت کرمانشاه-کن ر آزاد مرد / زن
3 (آقا: 2 نفر،
خانم 1 نفر)
11552 آموزگار ابت کرمانشاه-گیلانغرب آزاد مرد 1
١٠٥
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11553 آموزگار ابت
کرمانشاه-هرسین-بیستون
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
2 (آقا: 1 نفر،
خانم 1 نفر)
11554 آموزگار ابت
کرمان-کرمان- بردسیر (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
3 (آقا: 2 نفر،
خانم 1 نفر)
11555 آموزگار ابت
کهگیلویه و بویراحمد-بویراحمد-دنا (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 5 نفر،
خانم 2 نفر)
11556 آموزگار ابت کهگیلویه و بویراحمد- عشایر آزاد مرد / زن
2 (آقا: 1 نفر،
خانم 1 نفر)
11557 آموزگار ابت
کهگیلویه و بویراحمد-کهگیلویه-لنده-چرام-بهمیی
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
23 (آقا: 9 نفر،
خانم 14 نفر)
11558 آموزگار ابت
کهگیلویه و بویراحمد-گچساران-باشت (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
11 (آقا: 5 نفر،
خانم 6 نفر)
11559 آموزگار ابت
کهگیلویه و بویراحمد-یاسوج- دنا- مارگون-لوداب
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
35 (آقا: 13 نفر،
خانم 22 نفر)
11560 آموزگار ابت
گلستان-آزادشهر-رامیان-علی آباد-مینودشت
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
16 (آقا: 8 نفر،
خانم 8 نفر)
11561 آموزگار ابت
گلستان-گرگان-آققلا-بندرترکمن-کردکوی-بندرگز-
گمیشان (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
22 (آقا: 10 نفر،
خانم 12 نفر)
11562 آموزگار ابت
گلستان-گنبدکاووس-گالیکش-کلاله-مراوه تپه
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
22 (آقا: 11 نفر،
خانم 11 نفر)
11563 آموزگار ابت
گیلان-اتاقور - کومله - لنگرود - املش (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 3 نفر،
خانم 4 نفر)
11564 آموزگار ابت
گیلان-استارا - حویق (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 4 نفر،
خانم 3 نفر)
11565 آموزگار ابت
گیلان-استانه اشرفیه - کیاشهر (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
3 (آقا: 2 نفر،
خانم 1 نفر)
11566 آموزگار ابت
گیلان-بندرانزلی - رضوانشهر (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
4 (آقا: 2 نفر،
خانم 2 نفر)
11567 آموزگار ابت گیلان-تالش آزاد مرد / زن
5 (آقا: 3 نفر،
خانم 2 نفر)
11568 آموزگار ابت
گیلان-چاب ر - کلاچای - رحیم آباد - رودسر
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
4 (آقا: 3 نفر،
خانم 1 نفر)
11569 آموزگار ابت
گیلان-دیلمان - سیا ل - لاهیجان - رودبنه
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
4 (آقا: 2 نفر،
خانم 2 نفر)
١٠٦
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11570 آموزگار ابت
گیلان-رشت - خمام -کوچصفهان - سنگر -
خشکبیجار - لشت نشا (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
16 (آقا: 5 نفر،
خانم 11 نفر)
11571 آموزگار ابت
گیلان-شفت - فومن (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
12 (آقا: 6 نفر،
خانم 6 نفر)
11572 آموزگار ابت
گیلان-عمارلو - رحمت آباد - رودبار (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
4 (آقا: 2 نفر،
خانم 2 نفر)
11573 آموزگار ابت
گیلان-ماسال و شاندرمن - صومعه سرا - تولمات
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
11 (آقا: 5 نفر،
خانم 6 نفر)
11574 آموزگار ابت
لرستان-بروجرد - الیگودرز -ا -دورود (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
30 (آقا: 11 نفر،
خانم 19 نفر)
11575 آموزگار ابت
لرستان- م آباد-دوره چگنی (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
29 (آقا: 11 نفر،
خانم 18 نفر)
11576 آموزگار ابت
لرستان-کوهدشت -پلدختر-رومشگان (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
2 (آقا: 1 نفر،
خانم 1 نفر)
11577 آموزگار ابت
لرستان-نور آباد (دلفان)- سلسله (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
11 (آقا: 6 نفر،
خانم 5 نفر)
11578 آموزگار ابت
مازندران-امل-محمود آباد-بابلسر-فریدون کنار-نور
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
11 (آقا: 5 نفر،
خانم 6 نفر)
11579 آموزگار ابت
مازندران-ساری -میاندرود-نکا-بهشهر-گلوگاه
(دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
12 (آقا: 5 نفر،
خانم 7 نفر)
11580 آموزگار ابت
مازندران-قایم شهر-کیاکلا-جویبار-سوادکوه-سوادکوه
شمالی - بابل -سیمرغ (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
14 (آقا: 5 نفر،
خانم 9 نفر)
11581 آموزگار ابت
مازندران-نوشهر-چالوس-کلاردشت-تنکابن-عباس
آباد-رامسر (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
8 (آقا: 3 نفر،
خانم 5 نفر)
11582 آموزگار ابت
مرکزی-تفرش-آشتیان-کمیجان-فراهان (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
28 (آقا: 10 نفر،
خانم 18 نفر)
11583 آموزگار ابت
مرکزی-دلیجان-محلات-خمین (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
19 (آقا: 5 نفر،
خانم 14 نفر)
11584 آموزگار ابت
مرکزی-سربند-خنداب-شازند-اراک (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
43 (آقا: 13 نفر،
خانم 30 نفر)
11585 آموزگار ابت
مرکزی-نوبران-زرندیه-ساوه (دامنهی پذیرش آموزش
و پرورش)
آزاد مرد / زن
63 (آقا: 15 نفر،
خانم 48 نفر)
١٠٧
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11586 آموزگار ابت
هرمزگان-بستک-جناح-پارسیان (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 4 نفر،
خانم 3 نفر)
11587 آموزگار ابت
هرمزگان-بندرعباس- ابوموسی-فین (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
11 (آقا: 4 نفر،
خانم 7 نفر)
11588 آموزگار ابت
هرمزگان-بندرلنگه-شیب کوه -کیش (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
13 (آقا: 5 نفر،
خانم 8 نفر)
11589 آموزگار ابت
هرمزگان-جاسک - سیریک (دامنهی پذیرش آموزش
و پرورش)
آزاد مرد / زن
35 (آقا: 15 نفر،
خانم 20 نفر)
11590 آموزگار ابت هرمزگان-حاجی آباد آزاد مرد / زن
9 (آقا: 5 نفر،
خانم 4 نفر)
11591 آموزگار ابت
هرمزگان-قشم-هرمز-شهاب (دامنهی پذیرش آموزش
و پرورش)
آزاد مرد / زن
21 (آقا: 9 نفر،
خانم 12 نفر)
11592 آموزگار ابت
هرمزگان-میناب-بشاگرد-سندرک (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
32 (آقا: 12 نفر،
خانم 20 نفر)
11593 آموزگار ابت همدان-اسدآباد آزاد مرد / زن
3 (آقا: 2 نفر،
خانم 1 نفر)
11594 آموزگار ابت
همدان-بهار-لالجین (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد 1
11595 آموزگار ابت
همدان-تویسرکان - قلقلرود (فرسفج) (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
3 (آقا: 2 نفر،
خانم 1 نفر)
11596 آموزگار ابت
همدان-سردرود - رزن - قروه درجزین (دامنهی
پذیرش آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
8 (آقا: 5 نفر،
خانم 3 نفر)
11597 آموزگار ابت همدان-فامنین آزاد زن 1
11598 آموزگار ابت
همدان-کبودراهنگ - گل تپه (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 4 نفر،
خانم 3 نفر)
11599 آموزگار ابت
همدان-ملایر- سامن - جوکار (دامنهی پذیرش
آموزش و پرورش)
آزاد مرد / زن
4 (آقا: 2 نفر،
خانم 2 نفر)
11600 آموزگار ابت
همدان-نهاوند - خزل (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
7 (آقا: 4 نفر،
خانم 3 نفر)
11601 آموزگار ابت
همدان-همدان- قهاوند شرا (دامنهی پذیرش آموزش
و پرورش)
آزاد مرد / زن
2 (آقا: 1 نفر،
خانم 1 نفر)
11602 آموزگار ابت یزد-ابرکوه آزاد مرد 1
11603 آموزگار ابت یزد-اردکان آزاد مرد / زن
12 (آقا: 5 نفر،
خانم 7 نفر)
١٠٨
ادامه فهرست شغل محلهای وزارت آموزش و پرورش
کد شغل محل شغل دامنه پذیرش و محل خدمت نوع جنس پذیرش تعداد
11604 آموزگار ابت یزد-بافق- بهآباد (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
6 (آقا: 4 نفر،
خانم 2 نفر)
11605 آموزگار ابت یزد-تفت، نیر (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
11 (آقا: 5 نفر،
خانم 6 نفر)
11606 آموزگار ابت
یزد-صدوق (اشکذر) (دامنهی پذیرش آموزش و
پرورش)
آزاد مرد / زن
14 (آقا: 5 نفر،
خانم 9 نفر)
11607 آموزگار ابت یزد-مهریز-خاتم (دامنهی پذیرش آموزش و پرورش) آزاد مرد / زن
13 (آقا: 5 نفر،
خانم 8 نفر)
11608 آموزگار ابت یزد-میبد آزاد مرد 2
11609 آموزگار ابت یزد-یزد


ت حضرت علی در آیینه سنت

قیمت: 8000 تومان

دراین تحقیق ارزشمند شما با چگونگی بررسی ت علی درایینه اهل سنت وروایات واحادیث اشنا می شوید همچنین واقعه غدیر دراین تحقیق شرح کامل داده شده .می توانید ازان به عنوان پایان نامه نیز استفاده نمایید.


این تحقیق ت علی رادرزمینه های مختلف به خصوص واقعه غدیرخم ازدیدگاه قرآن اهل سنت و احادیث متواتر وروایات ائمه وصحابه وبزرگان اهل سنت بررسی می کند وبه حقانیت واقعه غدیر و ت وجانشینی وولایت علی علیه السلام تاکید وبه اثبات آن می پردازدوسپس ان رادرکنار احادیث وروایات شیعه قرارمی دهد وجمع بندی ونتیجه گیری می نماید .این تحقیق ارزشمند راازدست ندهید وقابل استفاده برای محققان وعلوم مختلف ودانشجویان رشته الهیات ومعارف ی وهمچنین کاربرد آن درهفته وحدت نیزمی باشد.

 ید سوال از فروشنده



,حضرت علی ع در نظر بزرگان اهل سنت؛ از خلفای راشدین تا ائمه اربعه اهل سنت, علی علیه السلام در نگاه اهل سنت,دیدگاه اهل سنت نسبت به مقام حضرت علی ع چگونه میباشد؟ ,اسناد ت علی ازکتب اهل سنت ,اثبات ت در پنج دقیقه , ت ,نظر اهل سنت در مورد المومنین علی ع حتما ببینید ,علی بن طالب ,نگاهی به زندگی و شخصیت حضرت علیرض از منظر اهل¬سنت عبدالعزیز ,ولایت حضرت علیع از دیدگاه اهل سنت www.tebyan,اثبات ت حضرت علیع در کتب معتبر اهل سنت ,فضائل المؤمنین علیع از دیدگاه اهل سنت,پاسخ به شبهه ,پاسخ به شبهه , علیع از دیدگاه دانشمندان اهل سنت , علی علیه السلام ,نظرات جالب یک عالم سنی درباره علیع ,آیاتی را از قرآن در اثبات ت علیع بیان فرمائید. , حضرت علی از دیدگاه اهل سنت , علیع از نگاه قرآن و اهل سنت ,واقعه غدیر از دیدگاه اهل سنت ,اثبات ولایت حضرت علی بر اساس منابع اهل سنت ,24 کتاب؛ از سبک زندگی تا نظر اهل سنت درباره علیع + ,چرا اهل تسنن دست بسته می خوانند! ,دلایل اهل سنت در رد ولایت علیع و پاسخ ما به آنها چیست؟ , ت علی علیه السلام ,اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی ی ,شخصیت حضرت علی علیه السلام را از نظر اهل سنت، در زمان , ت در دیدگاه شیعه و سنی ,شرائط و خلیفه از دیدگاه اهل سنّت ,به خلافت رسیدن ابوبکر با وجود حضرت علیع ,از دیدگاه اهل سنت واقعه غدیر اشاره ای به خلافت بلافصل حضرت علیرض,دیدگاه اهل سنت نسبت به زمان عج چیست؟ ,علیع عد ,آیاتی از قرآن در اثبات ت علی علیه السلام,farhangnet , علیع از نگاه اهل سنت، مخالفان و… فرهنگ علوی , علیع از نگاه اهل سنت، مخالفان و… ,احادیث مشترک بین شیعه و اهل سنت ,نقد و بررسی احادیث ولایت از دیدگاه اهل سنت,تحقیقات دانشجویان ,وبلاگ شخصی نعمت خلجی ,اختلاف شیعه و سنی ,عقیده اهل سنت در مورد ت و نبوت و پاسخ آن,نظر سنجی انتخابات ,چرا اکرم ص در 13 روز بیماریشان، ابوبکر را به جای خود برای , علی علیه السلام ,سند اثبات ولایت علی ,نظر اهل سنت در مورد عدل و ت چیست ؟ ,یا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب ,تفاوت های مذهب سنّی و شیعه چیست؟,زیارت رضا ع از دیدگاه اهل سنت ,حقانیت علی علیه السلام از منابع روایی اهل سنت چگونه , ت از منظر شیعه و اهل سنت ,فضائل علی علیه السلام در روایات اهل سنت ,از دیدگاه اهل سنت ان معصوم به ترتیب کدامند؟ , علی از دیدگاه اهل سنت فقط حیدر المؤمنین است,[pdf]pdf ت حضرت علی درایینه اهل سنت ,عمر از زبان علیرضی الله عنهما ,جایگاه غدیر در منابع اهل سنت کتب اهل سنت؛ آکنده از حقانیت ت حضرت ,[pdf]pdf ت حضرت علی درایینه اهل سنت ,[pdf]pdf ت حضرت علی درایینه اهل سنت , و خلیفه ,[pdf]ﻋﺼﺮ ﺧﻼﻓﺖ ﻫﺎی و ﺎﻟﺶ ﻋﻠﻲ,اثبات ت در کتب اهل سنت , ت حضرت علی درایینه اهل سنت ,نظر اهل سنت درباره اهل بیت در مصاحبه با مولوی نذیراحمد سلامی ,بررسی و نقد مبانی مشروعیت حکومت از دیدگاه اهل سنت ,دیدگاه اهل سنت درباره رضاع آنها که از شفا گرفتند ,اثبات ولایت حضرت علیع از منابع اهل سنت ,سه افتخار بزرگ علی ع از نگاه اهل سنت علی، نام تمام فرزندان ,24 کتاب؛ از سبک زندگی تا نظر اهل سنت درباره علیع + ,وه ت سوال اهل سنت درباره خلافت علیع را به شبهه تبدیل کرد! ,از دیدگاه اهل سنت و … , ت حضرت علی درایینه اهل سنت , تقدیم به همه پیروان حقیقت ,مولا علی پاسخ به شبهات ,دایره المعارف پدیا » خلافت و جانشینی ,پاسخ به ۵ سوال یکی از برادران اهل سنتعبدالحی ,کتابها گفتگوی حقیقت ,کتابها ,مناظره جواد درباره رضایت خدا از جناب عمر و ابوبکر,جایگاه اهل بیت و صحابه اکرمص از دیدگاه فریقین,معرفی شخصیت المومنین علی علیه السّلام برای اهل سنت ,جواب های کوبنده به شبهه وه ون و اهل سنت به نامه 6 نهج البلاغه,پاسخ به یک سوال برای حقانیت ت از نظر قران ,3. آیات قرآنی درباره ی ولایت حضرت علی ع ,نظر اهل تسنن در مورد آیات ولایت در سوره ی مائده ,آیا سنی ها اهل تسنن ان ما علیهم السلام را قبول دارند آیا واقعه کربلا را ,مباهله در روایات و تفاسیر اهل سنت,فضایل علیع و اهل بیت در متون اهل سنت ,فضایل علیع و اهل بیت در متون اهل سنت ,علی ع و معاویه از دیدگاه طه حسین شمند مصری معاصر اهل سنت ,علیعلیه السلام در آیینه قرآن,آشنایی با زندگانی علی ع,تصویر کتاب علی ع در قرآن از دیدگاه اهل سنت ,پژوهشگاه علوم و فرهنگ یاعتراف علمای اهل سنت به حقانیت نظریه ,tarikhislam1400 ,[doc]اثبات المومنینع برای اول بودن؟,چراغ دستی من ,دیدگاه اهل سنت درباره رضاع ,سوالات شیعیان از اهل سنت ,غدیر خم از دیدگاه علی شریعتی ,نگاهی به حدیث غدیر از دیدگاه اهل سنت



بسم الله الرحمن الرحیم

در فقه شافعی (۱-۱۲)


عبارت است از گفتار وکردار مخصوصی که با تکبیرةاﻹحرام شروع و با سلام تمام می شود.


اوقات های فرض

۱- صبح:

اول وقت صبح طلوع فجر صادق و آ وقت آن طلوع آفتاب است.

- آ وقت اختیار صبح زمانی است که هوا روشن شود.

۲- ظهر :

اول وقت ظهر هنگام زوال آفتاب (مایل شدن آفتاب به طرف مغرب) است و آ وقت آن زمانی است که سایه هر چیز - به غیر از سایه زوال - اندازه خودش شود.

۳- عصر:

پایان وقت ظهر، اول وقت عصر است و تا غروب آفتاب ادامه دارد .

- آ وقت اختیار عصر تا زمانی است که سایه هر چیز دو برابر خودش شود.

۴- مغرب:

اول وقت مغرب هنگام غروب کامل آفتاب است و آ آن تا زمانی است که شفق سرخ (سرخی بعد از غروب آفتاب) پنهان شود.

۵- عشاء:

اول وقت عشاء بعد از غروب شفق أحمر یعنی پایان وقت مغرب است و آ آن تا طلوع فجر صادق یعنی اول وقت صبح است

- آ وقت اختیار عشاء، گذشت یک سوم شب است.

توجه:

- تا پایان وقت اختیار هر ، می توان را به حساب اول وقت به تاخیر انداخت.


اوقاتی که بدون سبب در آنها مکروه است:

۱- بعد از صبح تا این که آفتاب بعد از طلوع چند متر بالا آید.

۲- هنگام ظهر که آفتاب وسط آسمان قرار می گیرد تا این که زوال کند.

۳- بعد از عصر تا این که غروب کامل شود.

- اگر سببی برای خواندن در این اوقات داشت مانند سنت وضو یا تحیت مسجد خواندن آن اشکال ندارد.


[شیخ اسماعیل کاردوست ]


امور مساجد گله دار


بسم الله الرحمن الرحیم

در فقه شافعی (۱۳)


قبل از ورود به کارهایی هست که برخی از آنها سنت و برخی واجب هستند ؛ سنتهای قبل از عبارتند از اذان و اقامه.

اذان ذکر مخصوصی است که آن را برای اعلام وقت فرض و دعوت مسلمانان به شرکت در جماعت تشریع فرموده است.

- اذان سنت موکد و یکی از شعائر دین است.

الفاظ اذان:

الله اکبر الله اکبر

الله اکبر الله اکبر

اشهد ان لااله الاالله

اشهد ان لااله الا الله

اشهد ا ن محمدا رسول الله

اشهد ان محمدا رسول الله

حی علی الصلاة حی علی الصلاة

حی علی الفلاح حی علی الفلاح

الله اکبر الله اکبر

لا اله الاالله

- در اذان صبح " الصلاة خیر من النوم الصلاة خیر من النوم " بعد از حی علی الفلاح دوم اضاف می کند.

- موذن لازم است مسلمان و مرد باشد ( اگر بچه نابالغ بود،حد اقل به سن تمییز رسیده باشد)

- ن اگر خواستند خودشان را به جماعت بر گزار کنند، اذان برای آنها سنت نیست فقط اقامه می گویند.

- رعایت ترتیب الفاظ اذان و پشت سر هم گفتن آنها و وقت از شرایط اذان است.

- رو به قبله ایستادن و پاک بودن از نجاست و حدث اصغر و اکبر ( بی وضویی و جنابت ) از سنتهای اذان است

- ی که صدای اذان می شنود سنت است ت شود و آن چه موذن می گوید تکرار کند و هنگام حی علی الصلاة و حی علی الفلاح بگوید لا حول ولا قوة الا بالله.

- پس از اتمام اذان این دعا را بخواند:

: " اللهم رب هذه الدعوة امة والصلاة القائمة آت محمداً الوسیلة والفضیلة ، وابعثه مقاماً محموداً الذی وعدته"


اقامه:

هنگامی که آماده خواندن شد اقامه می گوید و وارد می شود.

الفاظ اقامه:

الله اکبر الله اکبر

اشهد ان لا اله الا الله

اشهد ان محمدا رسول الله

حی علی الصلاة حی علی الفلاح

قد قامت الصلاة قد قامت الصلاة

الله اکبر الله اکبر

لا اله الا الله

- سنت است که الفاظ اذان را کشیده و با صوت ادا کند اما الفاظ اقامه را بدون کشیدن و با سرعت ادا نماید.

- های سنت که به جماعت بر گزار می شوند مانند عیدین و خسوف و وف و استسقاء اذان و اقامه ندارند و با لفظ " الصلاه جامعه" مردم را متوجه برگزاری می کند.


[جمع آوری: شیخ اسماعیل کاردوست]


امور مساجد گله دار

@masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*


* در فقه شافعی (۱۴)*


*شروط ( واجبات قبل از ورود به )*

*شروط صحت عبارتند از :*

*۱- طهارت ( پاکیزگی )*

- پاک بودن بدن از نجاست

- پاک بودن بدن از حدث اصغر (بی وضویی)

- پاک بودن بدن از حدث اکبر ( جنابت ، حیض و نفاس )

- پاک بودن لباس از نجاست

- پاک بودن محل از نجاست


*۲- آگاهی به وقت :*

گزار قبل از ورود به باید از وقت مطمئن باشد . اگر شخص از وقت مطمئن نباشد ش صحیح نیست هر چند ش با وقت مصادف شود.

- تقلید از عالم به اوقات که مورد اعتماد باشد جایز است.

- استفاده از اوقات شرعی تعیین شده توسط کارشناسان خبره هم جایز است.

- اگر شخصی با اجتهاد یا تقلید در وقت، مشخص شد که ش قبل از وقت خوانده است ش باطل است و باید آن را اعاده کند و اگر ش در وقت یا بعد از وقت انجام گرفته باشد صحیح است.


*۳- پوشش :*

یعنی هر آنچه واجب است پوشیده شود یا هر آنچه نگاه به آن حرام است

- مرد ما بین ناف تا زانو است.

- زن تمام بدن بجز صورت و دو سر دست اوست.


*۴- قبله ی :*

مقصود از قبله مسلمانان کعبه مشرفه است.

برای قبله یافتن لازم است شخص با نهایت سعی خود با استفاده از امکانات و ابزار قبله ی به یقین یا ظن غالب برسد و بر اساس آن اجتهاد خود ، بخواند.

- اگر شخص بدون دقت در قبله ی به سمتی بایستد و بخواند ش صحیح نیست هر چند در ش موافق با قبله باشد.

- تقلید از شخص مورد اعتماد که علم و آگاهی به قبله داشته باشد صحیح است.


*[گردآورنده: شیخ اسماعیل کاردوست]*

مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امور مساجد

https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*


در فقه شافعی (۱۵)


*- شرایط وجوب :*

با سه شرط واجب می شود

۱- ۲- بلوغ ۳- عقل


*- های فرض ۱۷ رکعتند*

۴ رکعت ظهر ، ۴ رکعت عصر ، ۳ رکعت مغرب ، ۴ رکعت عشاء و ۲ رکعت صبح.


*ارکان *

رکن یعنی جزء اساسی که اگر انجام نگیرد ناقص می شود و اگر تکمیل نشود باطل است.

*ارکان عبارتند از:*

*۱- نیت*

- نیت باید همراه تکبیرة الإحرام باشد

- محل نیت قلب است و تلفظ نیت شرط نیست

- در نیت باید نوع مشخص شود ( واجب است یا سنت و چه وقتی است.)


*۲- قیام*

قیام یعنی ایستادن برای ی که توان داشته باشد واجب است.

- قیام فقط در های فرض رکن (واجب) است

- اگر شخصی توان قیام دارد اما سجده برایش مشکل است باید بایستد و هنگام سجده بر صندلی بنشیند .

- انی که توان قیام ندارند اما سجده می توانند انجام دهند باید بر زمین بنشینند و هنگام سجده بر زمین سجده کنند.

- اگر ی نه توان قیام دارد و نه سجده اجازه دارد بر صندلی بنشیند و ش را کاملا بر صندلی أدا کند.

- اگر ی توان نشستن هم نداشته باشد خو ده ش أدا کند.


*۳- تکبیرة الإحرام*

- ورود به با لفظ الله اکبر همراه با نیت قلبی.

- تلفظ تکبیرة الإحرام بعد از راست ایستادن رو به قبله شرط است.


*۴- خواندن سوره فاتحه*

- بسم الله الرحمن الرحیم آیه ای از فاتحه است.

ادامه دارد...


*[گردآورنده: شیخ اسماعیل کاردوست]*


مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امور مساجد

https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*

در فقه شافعی (۱۶)


*ادامه ارکان *

۵- رکوع

رکوع یعنی این که شخص به گونه ای خم شود که کف دستانش به زانوهایش برسد و کمرش به صورت افقی صاف شود.

۶- آرام گرفتن در رکوع به اندازه ای که بتواند یکبار بگوید سبحان ربی العظیم و بحمده.

۷- بالا آمدن از رکوع و راست ایستادن.

۸- آرام گرفتن در اعتدال بعد از رکوع.

۹- دوبار سجده برای هر رکعت

- سجده یعنی این که شخص پیشانیش را به سجده گاه برساند.

- در سجده باید پیشانی به همراه بینی و دو کف دست و دو زانو و دو قدم پاها بر زمین قرار بگیرند.

- هنگام سجده باید پیشانی آزاد باشد و با چیزی مانند کلاه و عمامه پوشیده نباشد.

- بر پارچه ای که متصل به لباسش است و به همراه حرکتش حرکت می کند سجده جایز نیست.

- هنگام رفتن به سجده ، سنت است اول زانوها سپس کف دستها و پس از آن پیشانی و بینی را بر زمین بگذارد.

۱۱- نشستن بین دو سجده.

۱۲- آرام گرفتن در آن.

۱۳- تشهد اخیر

َّحِیَّاتُ الْمُبَارَکَاتُ الصَّلَوَاتُ الطَّیِّبَاتُ لِلَّهِ ،

السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ ،

السَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ ،

أَشْهَد

ُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ

۱۴- صلوات بر رسول الله صلی الله علیه و سلم و آل ایشان در ادامه تشهد:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ، وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِک

ْ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ، وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ، فِی الْعَالَمِینَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ

۱۵- سلام اولی همراه با نیت وج از

۱۶- رعایت ترتیبی که گفته شد.


*این بود ارکان که هر کدام از آنها ترک شود اگر فاصله از آن زیاد نشده باشد باید برگردد و آن را انجام دهد و ش را ادامه دهد و اگر فاصله زیاد (بیش از سه رکن ) شود باید رکعتش را از نو انجام دهد و در آ سجده سهو نموده و سلام دهد.*


*[گردآورنده:شیخ اسماعیل کاردوست]*


مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امور مساجد

https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*

در فقه شافعی (۱۷)


*سنتهای *

سنت عبارت است از کارهایی که انجام آن ثواب دارد و ترک آن گناه ندارد.

*سنتهای داخل به دو دسته تقسم می شود:*

۱- سنتهایی که ترک آنها با سجده سهو جبران می شود و به ابعاض مشهورند.

۲- سنتهایی که ترک آنها سجده سهو ندارد و آنها را هیئات می نامند.

*- ابعاض عبارتند از :*

۱- تشهد اول و صلوات بر رسول الله صلی الله علیه و سلم بعد از آن.

۲- قنوت بعد از رکوع رکعت دوم در صبح و رکعت اخیر وتر در نیمه دوم ماه رمضان.

اللهم اهدِنِی فیمَن هَدَیت، وَ عافِنِی فیمَن عافَیت، وَ تَوَلَّنی فیمَن تَوَلَیت وَبارِک لِی فیما أعطَیت، وَ قِنِی شَرَّ ما قَضَیت، فَإنَّکَ تَقضِی وَ لا یُقضَی عَلَیک، إنَّهُ لا یَذِلُ مَن والَیتَ و لا یَعِزُ مَن عادَیتَ، تَبارَکتَ رَبَّنا وَ تَعالَیت، فَلَکَ الحَمدُ عَلی ما قَضَیتَ، أستَغفِرُکَ وَ أتُوبُ إلَیک و صل اللهم علی محمد و علی آله و صحبه و سلم

*- هیئات عبارتند از :*

۱- بالا بردن دستها هنگام گفتن تکبیرة الإحرام و هنگام رفتن به رکوع و هنگام بالا آمدن از رکوع.

- کف دستها رو به قبله با انگشتان ، باز کرده و آنها را تا مطابق گوشها بالا می آورد.

۲- بغل بستن

دست راست را بر پشت دست چپ بر می گذارد و مچ دست چپ را با انگشتان دست راست می گیرد.

-- محل بستن بغل زیر بالای ناف است.

۳- نگاه به محل سجده در تمام .


۴- خواندن استفتاح

وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِیْ فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیْفا مسلماً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِیْنَ،

إِنَّ صَلاَتِیْ، وَنُسْکِیْ، وَمَحْیَایَ، وَمَمَاتِیْ، ِللهِ رَبِّ الْعَالَمِیْنَ، لاَ شَرِیْکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِیْنَ.

۵- گفتن أعوذ بالله من ال الرجیم قبل از فاتحه.

۶- بلند خواندن فاتحه و سوره در های صبح و مغرب و عشاء و و عیدین و خسوف ماه و استسقاء و تراویح و وتر در رمضان.

۷- گفتن آمین بعد از فاتحه.

۸- خواندن مقداری از قرآن بعد از فاتحه در رکعت اول و دوم هر .

- در صبح و ظهر سنت است طواله مفصل (سوره هایی مانند ذاریات و طور و الرحمن ) و در عصر و عشاء اواسط السور ( مانند سبح اسم و والشمس و واللیل ) و در مغرب قصار السور مانند ( والضحی و قل هو الله أحد) بخواند.

- سنت است رکعت دوم کوتاهتر از رکعت اول باشد.

- ترتیب سوره ها در قرائت رعایت شود.( فاتحه و البقره اول قرآن و الناس آ قرآن است).


*ادامه دارد...*


*گردآورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست]*


مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امور مساجد

https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*


در فقه شافعی (۱۸)


*ادامه سنتهای *

۹- گفتن الله اکبر در تمام بالا و پایین رفتنهای ، بجز هنگام بالا آمدن از رکوع که سمع الله لمن حمده ربنا لک الحمد می گوید

۱۰- گفتن سه بار "سبحان ربی العظیم و بحمده" در رکوع و گفتن سه بار "سبحان ربی الاعلی و بحمده" در سجده .

۱۱- گذاشتن دستها بر روی رانها نزدیک به زانوها در نشستنهای .

- در تشهدها کف دست راست را می بندد بجز انگشت شهاده اش که هنگام شهادت با آن اشاره می کند و دست چپ را باز نگه می دارد.

۱۲- نشستن به صورت افتراش در تمام جلسه های بجز تشهد اخیر که به صورت تورک می نشینید.

- افتراش یعنی این که شخص بر قدم چپش بنشیند و قدم راست را با گذاشتن کف انگشتانش بر زمین راست نگه دارد.

- تورک یعنی این که شخص چپش را بر زمین بگذارد و قدم راستش را راست نگه داشته و پای چپش را زیر پای راستش رد نماید.

۱۳- سلام دوم.

۱۴- رو گرداندن به راست در سلام اول و به چپ در سلام دوم.

۱۵- حفظ خشوع با هوشیاری و تمرکز حواس کامل در تمام افعال .


*مکروهات *

مکروه کارهایی است که شرع تشویق بر ترک آن دارد به گونه ای که اگر انجام بگیرد گناه ندارد و اگر لله ترک شود ثواب دارد.

*مکروهات عبارتند از:*

۱- سر بر گرداندن به غیر جهت قبله.

۲- نگاه انداختن به بالا ( آسمان)

۳- خواندن هنگام آماده بودن سفره غذا.

۴- خواندن هنگام فشار زیاد ادرار و مدفوع.

۵- خواندن در ح خواب آلودگی.

۶- خواندن در و راه و بازار و اسطبل حیوانات.


*گردآورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست]*


مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امور مساجد


*بسم الله الرحمن الرحیم*


در فقه شافعی (۱۹)


*مبطلات *

*آنچه را باطل می کند عبارت است از :*

۱- صحبت به عمد

- اگر شخص به عمد دو حرف یا بیشتر بر زبان بیاورد ش باطل می شود.

۲- حرکت زیاد

اگر شخصی سه حرکت یا بیشتر پی در پی در انجام دهد ش باطل می شود.

۳- رسیدن نجاست به بدن یا لباس

- اگر نجاست خشک باشد و شخص آن را فوری از خود دور کند باطل نمی شود.

۴- کشف

- اگر شخص فوری بتواند خود را بپوشاند ش باطل نمی شود اما اگر زمان کشف در طولانی شود ش باطل می کند.

- بسیاری از جوانان هستند که مد پوشش آنها به گونه ای است که وقتی به رکوع یا سجده می روند آنها از پشت ظاهر می گردد این گونه افراد اگر بفهمند و این کار تکرار کنند آنها باطل می شود.

۵- خوردن و آشامیدن

- بلعیدن خوراکی و نوشیدنی در اگر هم خیلی کم باشد حتی در حد باقیمانده غذای لای دندانها ، را باطل می کند.

۶- بی وضو شدن قبل از سلام اول

- عمد یا سهو بودن بی وضو شدن در با هم فرقی ندارد و را باطل می کند.

۷- صاف ، خنده بلند ، گریه بلند ، و آه و ناله در اگر دو حرف یا بیشتر از آنها خارج شود را باطل می کند.

۸- تغییر نیت

- اگر شخص در قصد وج از کند ش باطل می شود.

- اگر شخص نیت کند که اگر فلان اتفاق افتاد مثلا ی درب منزل را زد یا ی وارد شد را قطع کند ، به مجرد وقوع آن اتفاق ش باطل می شود.

۹- پشت به قبله

- اگر شخص را از قبله بر گرداند ش باطل می شود.

- بر گرداندن صورت از قبله مکروه است و را باطل نمی کند.


*گردآورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست]*


مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امورمساجد

https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*


در فقه شافعی (۲۰)


*سجده سهو*

- سجده سهو سنت است و به سبب بعضی حوادث در مانند ترک سنت یا کم و زیاد اشتباهی در ، انجام می گیرد.

- سجده سهو رکن را جبران نمی کند لذا اگر ی سجده سهو نکرد ش باطل نمی شود.

*اسباب سجده سهو :*

۱- ترک اشتباهی ابعاض مانند تشهد اول و قنوت.

۲- شک در تعداد رکعات انجام شده

- اگر ی شک کند که چند رکعت انجام داده ؛ کمتر را می گیرد و الباقی را انجام می دهد مثلا شک داشت که رکعت سوم است یا چهارم ، رکعت سوم صحیح است و رکعت چهارم را انجام می دهد و قبل از سلام سجده سهو می کند.

۳- اگر ی کارهایی که عمد آن را باطل می کند مانند صحبت در به اشتباه انجام دهد سجده سهو می کند.

۴- جابجا رکن یا سنت مثلا به جای فاتحه تشهد بخواند یا بالع یا قبل از این که رکوع کند به سجده رود ؛ ضمن این که باید ش را اصلاح کند در آ قبل از سلام سجده سهو

می کند.

*تعداد سجده سهو و محل انجام آن:*

سجده سهو دو سجده است که قبل از سلام مانند سجده های معمولی انجام می گیرد.

- اگر شخص سجده سهو نکرد و سلام داد ، می تواند سجده سهو کند و دوباره سلام دهد و اگر فاصله زیاد شد فرصت سجده سهو فوت می شود.


*سجده تلاوت*

- در قرآن چهارده آیه هست که سجده دارند.

- انجام سجده تلاوت چه در و چه خارج از سنت است و واجب نیست.

- در انجام سجده تلاوت خارج از اول تکبیره الاحرام گفته شود سپس برای رفتن به سجده الله اکبر گوید و یک سجده کند و پس از آن سلام دهد.

- سجده تلاوت در تکبیره الاحرام و سلام ندارد.

- در سجده تلاوت داشتن طهارت ( وضو و غسل ) و رو به قبله و پوشش و پاک بودن محل و لباس لازم است.


*گرد آورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست]*


مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امورمساجد

https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*


فقه در مذهب شافعی(۲۱ )


* جماعت:*

- جماعت فرض کفایه است.

- اگر در شهر یا روستا جماعت برگزار نشود یا مخفی برگزار شود تمام اهل بلد گناه کارند و اگر گروهی آن را علنی برگزار کنند وجوب آن از عهده دیگران ساقط می شود و سنت موکد است هر عذری ندارد در آن ( جماعت ) شرکت کند.

- فضیلت جماعت بر فرادی ۲۷ برابر است.


*عذرهای شرکت ن در جماعت:*

۱- بارندگی شدید یا طوفانی بودن هوا یا گل و لای زیاد در مسیر مسجد.

۲- مریض بودن.

۳-گرسنگی و تشنگی زیاد و آماده بودن سفره غذا.

۴- ترس از ظالم بر نفس و مال.

۵- ترس فقیر تنگدست از طلبکار.

۶- فشار زیاد ادرار و مدفوع.

۷- خوردن هر چیز بد بو مانند تره یا پیاز و سیر.


*چه ی جماعت شود:*

۱- ی که اقتدا کننده اش معتقد به بطلان ش نباشد.

۲- بی سوادتر از اقتدا کننده اش نباشد.

۳- در قرائت قرآن ضعیف تر از اقتدا کننده اش نباشد

۴- جماعت مرد باشد.

- زن فقط می تواند ن باشد.


*چگونه به اقتدا شود:*

۱- اقتدا کننده جلوتر از نباشد.

۲- اقتدا کننده در حرکات و انتقالات از پیشی نگیرد و تابع باشد.

۳- اقتدا کننده آگاهی کامل از حرکات و انتقالات داشته باشد.

۴- بین و اقتدا کننده اش فاصله زیاد نباشد

۵- اقتدا کننده هنگام ورود به باید نیت اقتدا به داشته باشد.


*گردآورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست]*


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعات گله دار-امور مساجد


https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*


* در فقه شافعی (۲۲)*


* مسافر*

*قصر وجمع :*

قصر وجمع دو رخصت هستند که به مسافر داده شده است.

- قصر یعنی های چهار رکعتی را دو رکعت بخواند.

- جمع یعنی ظهر وعصر را با هم و مغرب و عشا را نیز با هم در یک وقت جمع نماید.

*شرایط قصر وجمع :*

۱- مسافت سفر حد اقل ۱۶ فرسخ حدودا ۸۱ کیلومتر باشد.

۲- سفر مباح یا طاعت باشد.

- در سفر معصیت حق قصر وجمع ندارد.

۳- وقت در سفر داخل شود و هم در سفر ادا شود.

- اگر وقت قبل از شروع سفر داخل شد و شخص خواست ش را در سفر ادا کند باید کامل بخواند.

- اگر وقت در سفر داخل و به تاخیر انداخت تا این که به منزل رسید باید ش را کامل بخواند.

۴- از آبادی شهر خارج شود.

- به مجرد این که شخص از آبادی شهر خارج شد و وقت داخل شد می تواند خارج از شهر ش را قصر و جمع کند.

۵- مسافر نیت اقامت بیش از چهار روز در مقصد نداشته باشد.

- چنانچه نیت ماندن کمتر از چهار روز دارد می تواند کاملا قصر و جمع کند.

- اگر مسافر قصد ماندن بیش از چهار روز در یک محل دارد باید از روز اول که رسید ش را کامل و به وقت بخواند.

- روزهایی که مسافر در مسیر رفت و برگشت است حق قصر و جمع را دارد و بر او محاسبه نمی شود.

- اگر نمی داند که چند روز می ماند و ماندنش وابسته به انجام کارش است یعنی به مجرد این که کارش تمام شد از آن محل خارج می شود ، می تواند تا هجده روز قصر وجمع کند و اگر بیشتر ار آن ماند باید کامل و به موقع بخواند.

*ادامه دارد...*


*گردآورنده [شیخ اسماعیل کاردوست]*


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار _امور مساجد

https://t.me/masjs


بسم الله الرحمن الرحیم


در فقه شافعی (۲۴)


:

بر ی که شرایط آن داشته باشد فرض عین است.

- فرض عین یعنی قطعا و حتما باید خود شخص آن را انجام دهد.


شرایط وجوب :

1-

2- بلوغ

3- عقل

4-

5- مرد بودن

6- سلامت جسمی

7- مقیم بودن

- بر زن و مسافر و برده ومریض واجب نیست اما اگر در شرکت کنند پذیرفته می شود و ظهر از آنها ساقط می شود.


شرایط صحت :

۱- در شهر یا روستا بر گزار شود.

- بر انی که در کوه یا دشت و صحرا پراکنده نند واجب نیست.

۲- حد اقل شرکت کنندگان واجد شرایط ۴۰ نفر باشند.

- در روستایی که واجدین شرایط آن کمتر از ۴۰ نفر باشند برگزار نمی شود و چنانچه صدای اذان از روستای مجاور بشنوند باید در آنجا شرکت کنند در غیر این صورت از آنها ساقط می شود و ظهر در محل خودشان می خوانند .

۳- بعد از وقت ظهر و در وقت ظهر بر گزار شود.

- اگر به تاخیر افتد تا این که وقت ظهر گذشت باید چهار رکعتی ظهر قضا شود.


فرضهای خطبه:

۱- خواندن دو خطبه توسط خطیب

۲- خواندن دو رکعت به نیت

۳- خطیب از جنابت و بی وضویی و نجاست پاک باشد.

۴- خطیب ارکان خطبه را با لفط عربی بخواند

۵- خطیب ، دو خطبه و ارکان آنها و را بدون فاصله و پی در پی انجام دهد.

۶- حد اقل ۴۰ نفر که شرایط دارند خطبه ها را بشنوند


ادامه دارد...


گردآورنده: شیخ اسماعیل کاردوست


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امور مساجد

https://t.me/masjs


*بسم الله الرحمن الرحیم*


* در فقه شافعی (۲۵)*


*ارکان خطبه:*

۱- گفتن حمد و ثنای الله عزوجل

۲- صلوات بر رسول الله صلی الله علیه وسلم

۳- وصیت به تقوی

۴- خواندن آیه ای از قرآن

۵- دعا برای مومنین در خطبه دوم


اما :

- قرائت فاتحه و سوره را در با صدای بلند می خواند.

- اگر ی یک رکعت از (حد اقل رکوع رکعت دوم) رسید به رسیده است و فقط یک رکعت دیگر انجام می دهد اما اگر بعد از رکوع رکعت دوم رسید باید ش را چهار رکعت ظهر تمام کند.


*آداب و سنتهای :*

۱- غسل و پاک بدن ولباس از پلیدیها و بوهای بد.

۲- استفاده از روغن و عطرو بو خوشی.

۳- پوشیدن بهترین لباس ترجیحا لباس سفید.

۴- گرفتن ناخن و موهای زاید بدن

۵- زود رفتن به مسجد

۶- خواندن حد اقل دو رکعت سنت هنگام به مسجد

- شخص می تواند هر چه قدر که بخواهد دو رکعت دو رکعت تا قبل از خطبه سنت بخواند.


*آداب کلی روز :*

۱- خواندن سوره کهف در شب و روز

۲- ذکر و دعای زیاد در شب و روز

۳- صلوات زیاد بر رسول الله صلی الله علیه و سلم در شب و روز


*- روز از برترین ایام هفته است که خداوند امتیاز آن را به امت محمد صلی الله علیه وسلم عطا فرموده است. پس شایسته است هر مسلمان از آداب و سنتهای این روز پر فضیلت آگاهی داشته باشد و از این روز به نحو احسن استفاده نماید.*


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار-امور مساجد


https://t.me/masjs


بسم الله الرحمن الرحیم


در فقه شافعی (۲۶)


های سنت:

- سنت به نام های نفل و مندوب و مستحب هم شناخته می شوند.


- های سنت از نام آنها مشخص است که واجب نیستند و برای ب فضیلت انجام می گیرند.


- های سنت به دو دسته تقسیم می شوند:

۱- هایی که جماعت در آنها سنت نیست و انفرادی خوانده می شوند.

۲- هایی که به جماعت خوانده می شوند.


- هایی که انفرادی خوانده می شوند عبارتند از:

۱- های تابع های فرض که به نوافل مشهورند و عبارتند از:

- چهار رکعت سنت قبلیه ظهر که دو رکعت آن موکد و دو رکعت غیر موکد است.

- چهار رکعت سنت بعدیه ظهر که دو رکعت آن موکد و دو رکعت غیر موکد است.

- چهار رکعت قبیله عصر که دو رکعت دو رکعت خوانده می شوند و موکد نیستند.

- دو رکعت غیر موکد قبل از مغرب.

- دو رکعت موکد بعد از مغرب.

- دو رکعت غیر موکد قبل از عشا.

- دو رکعت موکد بعد از عشا.

- دو رکعت موکد با تاکید بیشتر قبلیه صبح.


توجه : بعد از عصر و صبح خواندن ممنوع است مگر هایی که سبب داشته باشند.


۲ - دیگر های سنت که انفرادی خوانده می شوند:

۱- سنت وضو

- بعد از وضو سنت است دو رکعت خوانده شود.

۲- تحیت مسجد

- هرگاه به مسجد وارد شد سنت است قبل از این که بنشیند دو رکعت تحیت مسجد بخواند.

۳- وتر

- وتر از سنتهای موکد است.

- وقت وتر ما بین عشا تا قبل از اذان صبح است.

- سنت است آ ین شب وتر باشد.

- حد اقل وتر یک رکعت

و حد وسط آن سه رکعت ( اول دو رکعت و بعد از آن یک رکعت)

و حد اکثر آن یازده رکعت است .


۴- شب:

- شب از سنتهای موکد است.

- وقت شب بعد از عشا تا قبل از اذان صبح است و بهتر است که شخص بخوابد و نیمه های شب بیدار شود و شب بخواند.


-تعداد رکعات شب محدود نیست ؛ از دو رکعت شروع می کند و اگر خواست دو رکعت دو رکعت اضافه می کند و در پایان وتر می خواند.


۵- ضحی(او ن):

- ضحی از سنتهای موکد است .

- وقت ضحی بعد از این که آفتاب بالا آمد آغاز می شود و تا زوال آفتاب ( قبل از اذان ظهر) ادامه دارد

- حد اقل ضحی دو رکعت و حد اکثر آن هشت رکعت است..

ادامه دارد...


گردآورنده: شیخ اسماعیل کاردوست


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار- امور مساجد


https://t.me/masjs


بسم الله الرحمن الرحیم


در فقه شافعی (۲۷)


قسم دوم از های سنت:

های سنت که به جماعت خوانده می شوند:

۱- عید فطر و عید قربان

- عید سنت موکده است

- عید به جماعت خوانده می شود و اگر ی به جماعت نرسید یا نتوانست در جماعت شرکت کند انفرادی می تواند انجام دهد.

- مستحب است تمام افراد از مرد و زن ، مقیم ومسافر ، آزاد وبرده در عید شرکت کنند.

- عید اذان و اقامه ندارد و فقط هنگام اقامه عید میگوید (الصلاة جامعة)

- عید دو خطبه دارد که بعد از خوانده می شود.

- وقت عید بعد از طلوع آفتاب و بالا آمدن آن به مقدار یک نیزه ، شروع و تا هنگام زوال آفتاب ادامه دارد .


عید چگونه خوانده می شود؟

- عید دو رکعت است که در رکعت اول بعد از تکبیرة الاحرام هفت تکبیر می گوید که هنگام گفتن هر تکبیر دستان را بالا می برد و سنت است بین هر دو تکبیر سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر بگوید. سپس حمد و سوره خوانده می شود .

- در رکعت دوم بعد از تکبیر قیام پنج تکبیر می گوید و حمد وسوره می خواند و را به پایان می رساند .


- خطبه عید هم مانند خطبه انجام می دهد بجز این که در شروع خطبه اول ٩ بار تکبیر(الله اکبر) می گوید و اول خطبه دوم ٧ بار تکبیر می گوید.


- تکبیر عید: گفتن تکبیر عید بعد از غروب شب عید فطر و قربان تا شروع عید در هر وقت و هر جا (در منزل و مسجد و راه و بازار و ...)با صدای بلند سنت است.

- لفظ تکبیر عید: الله اکبر الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد

- تکبیر عید بعد از ها، مخصوص عید قربان است وبعد از صبح روز عرفه تا عصر آ ین روز از ایام تشریق (روز سیزدهم) گفته می شود .

آداب عید:

١- غسل و استفاده از عطر و بو خوشی و پوشیدن لباس جدید.

٢- زود رفتن به سوی مصلی برای عید

٣- خوردن چیزی قبل از رفتن به عید فطرو ام از خوردن قبل از عید قربان.

٤- پیاده رفتن از یک مسیر و برگشتن از مسیری دیگر.


گرد آورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست ]


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار- امور مساجد


https://t.me/masjs


بسم الله الرحمن الرحیم


در فقه شافعی (۲۸)


۲- خسوف و وف :

- خسوف یعنی ماه گرفتگی و وف یعنی آفتاب گرفتگی.


- خسوف و وف سنت موکد است و به جماعت خوانده می شود.


- خسوف و وف دو رکعت دارد که در هر رکعت دو قیام و دو قرائت و دو رکوع انجام می گیرد ؛ قرائت بعد از فاتحه در قیام اول از رکعت اول سوره البقره یا معادل آن از سوره های قرآن و در قیام دوم از رکعت اول آل عمران یا معادل آن و در قیام اول از رکعت دوم نساء یا معادل آن و در قیام دوم از رکعت دوم مائده یا معادل آن خوانده می شود.

- قرائت در خسوف با صدای بلند و در وف سری خوانده می شود.

- رکوع اول از رکعت اول در حد ۱۰۰ آیه و رکوع دوم از رکعت اول در حد ۸۰ آیه و رکوع اول از رکعت دوم در حد ۷۰ آیه و رکوع دوم از رکعت دوم در حد ۶۰ آیه طولانی می کند.

- در رکوعها تسبیح و دعا می خواند.

- سجده های خسوف و وف به صورت معمولی در هر رکعت دو سجده کوتاه انجام می شود.

- بعد از دو خطبه مانند خطبه های می خواند که در آنها به آیات الله متذکر می شود و به توبه و انجام کارهای خیر تشویق می کند و از کارهای بد و غفلت و غرور بر حذر می دارد.

- وقت خسوف و وف تا زمانی است که گرفتگی باشد و اگر وقت گذشت خسوف و وف قضا ندارد.


گرد آورنده: [شیخ اسماعیل کاردوست ]


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار- امور مساجد


https://t.me/masjs


بسم الله الرحمن الرحیم


در فقه شافعی (۲۹)


استسقاء (طلب باران):

- زمانی که بارندگی کم شد و چاه ها و رودخانه خشکیدند و خش الی نمایان گشت و نیاز به آب زیاد شد سنت است استسقاء خوانده شود.


- با سه کیفیت می توان استسقاء کرد :

۱- حد اقل آن، مطلق دعای طلب باران در هر وقت.

۲- حد وسط آن، دعا در قنوت های فرض و بعد از ها و در خطبه ها.

۳- حد اکمل آن، بر پا شدن استسقاء از جانب .


- مردم را به انجام کارهای زیر فرا می خواند:

۱- توبه و استغفار .

۲- دادن صدقه و جبران حقوق و طلبیدن حلالیت و ایجاد صلح و صفا در جامعه.

۳- روزه ، چهار روز پی در پی.

- در روز چهارم با جماعت(مرد و زن) در حالی که روزه هستند در لباس کاری با فروتنی و تواضع و گریه و زاری از شهر خارج می شوند و در صحرایی خارج از شهر گرد می آیند.

- دو رکعت استسقاء مانند عید با تکبیرات زائد انجام می دهد و بین تکبیرات استغفرالله می گویند.

- بعد از دو خطبه می خواند که در ابتدای خطبه اول ۹ بار استغفرالله و در اول خطبه دوم هم ۷ بار استغفرالله می گوید.

- در اثناء خطبه ی دوم رو به قبله و پشت به گزاران می کند و عبای خود را وارونه و سرازیر می کند ( نمادین تقاضای دگرگونی و تغییر وضعیت می کند) و دعا می کند و جماعت هم پشت سر او اقتدا می کنند.

- سنت است که به صورت جهری و سری استغفار و دعا و توبه و تضرع زیاد داشته باشد و به اهل تقوی و صلاح توسل بجوید.

- سنت است که جماعت به همراه خود ، ک ن دسال و کهنسالان و چها ایان بیرون ببرند.


برخی از دعاهای ماثور استسقاء :


اللهم اسقنا الغیث و لا تجعلنا من القانطین. اللهم ان بالعباد و البلاد من الجهد و الجوع و الضنک ما لا نشکو الا الیک . اللهم انبت لنا ا رع و ادر لنا الضرع و انزل علینا من برکات السماء و انبت لنا من برکات الارض و اکشف عنا من البلاء ما لا یکشفه غیرک. اللهم اسقنا غیثا مغیثا هنیئا مریئا مریعا سحا عاما غدقا طبقا مجللا دائما الی یوم الدین. اللهم انا نستغفرک انک کنت غفارا و ارسل السماء علینا مدرارا .


گردآورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست ]


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار- امور مساجد


https://t.me/masjs


بسم الله الرحمن الرحیم


در فقه شافعی (۳۰)


احکام جنازه:

مرگ حق است و لازم است انسان( پیر و جوان ، مریض و سالم ) همواره به یاد مرگ باشد و برای آن آمادگی کامل داشته باشد. قال رسول الله صلی الله علیه و سلم (أکثروا من ذکر هاذم اللَّذَّات) از قطع کننده لذتهای دنیوی یعنی مرگ زیاد یاد کنید.


- زمانی که شخص در سکرات مرگ قرار می گیرد:

۱- او را به پهلوی راست رو به قبله بخوابانید و اگر بر پهلو نشد او را بر پشت بخوابانید و سرش را مقداری بالاتر بگذارید که رویش به قبله قرار گیرد.

۲- سنت است به او کلمه لا اله الا الله به آرامی نه با اصرار تلقین شود که بشنود و تکرار کند و همچنین سنت است بر ی که در سکرات مرگ است سوره یاسین خوانده شود.


هنگامی که شخص فوت کرد کارهای زیر لازم است انجام بگیرد:

۱- چشمانش بسته شود که باز نماند و فکش با طن بسته شود که باز نشود.

۲- مفاصلش را حرکت دهد که نرم شود و به صورت صاف و متعادل قرار داده شود.

۳- چیزی سنگین بر شکمش گذاشته شود که باد نکند

- تمام این کارها نزدیکترین افراد از خانواده میت انجام دهند و اگر ی از خانواده نبود یا نتوانست ، انی که معمولا مسئولیت این کارها بعهده دارند انجام می دهند.

توجه :

بر انی که مسئولیت غسل و کفن و دفن اموات به عهده می گیرند واجب است محرم اسرار باشند و هیچ گونه اسراری از اموات را به هیچ ی باز گو نکنند و بدانند که اگر حفظ سر نکنند پیش الله سخت مسئولند.


- غسل دادن ، کفن ، خواندن و دفن میت فرض کفایت است. یعنی بر تمام مسلمانان همشهری میت واجب است که انجام دهند و چنانچه این کارها انجام نشود تمام آنها گنا ارند اما اگر گروهی آن را انجام دادند از عهده دیگران ساقط می شود.

ادامه دارد...


گردآورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست ]


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار- امور مساجد


https://t.me/masjs


بسم الله الرحمن الرحیم


در فقه شافعی (۳۱)


غسل میت:

اولین کاری که در حق میت باید انجام گیرد غسل میت ( شستن )است.


- حد اقل غسل میت انجام این کارهاست:

۱- اگر نجاستی بر بدن میت است از بین برده شود.

۲- پس از آن یکبار تمام بدن میت (تمام پوست و مو ) را با آب بشوید.

و حد اکمل غسل میت آن است که:

۱- میت را در مکانی مناسب قرار داده شود و با پارچه ای تمام ش پوشانده شود و لباسها از تنش خارج شود.

۲- سپس بر شکم میت با فشار دست کشیده شود که هر چه هست خارج شود و با دستکش محل وج ادرار و مدفوع میت شسته شود.

۳- پس از آن سر و صورت میت با آب و مواد بهداشتی شسته شود.

۴- سپس سمت راست و پس از آن سمت چپ بدن میت از بالا به پایین با استفاده از امکانات بهداشتی ( صابون ، شامپو ، سدر و ... ) شسته شود. تا اینجا یک غسل انجام گرفته است . سنت است سه بار میت اینگونه شسته شود و در آ ین مرحله آبکشی بر بدن میت، از کافور استفاده شود.


- اگر میت در احرام عمره یا حج وفات کرده باشد در شستشوی او از کافور و بوخوشی ها استفاده نمی شود.

- در شستن میت واجب است مرد ، مرد را و زن ، زن را بشوید .

- اما شوهر اجازه دارد زن خود را بشوید و زن هم اجازه دارد شوهر خود را بشوید.

- اگر برای غسل زن هیچ زنی پیدا نشد و فقط مرد اجنبی حضور داشت یا برای شستن مرد هیچ مردی نبود و فقط زن اجنبی حضور داشت، غسل ساقط می شود و فقط به میت تیمم داده می شود.

- شهید غسل ندارد.


ادامه دارد...


گردآورنده:[شیخ اسماعیل کاردوست ]


معاونت اجتماعی مجتمع دینی اهل سنت و جماعت گله دار- امور مساجد


https://t.me/masjs


هتل-آزیموت-سنت-پترزبورگ-1

هتل های سن پترزبورگ

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر

چنانچه قست سفر به سنت پترزبورگ روسیه را دارید وب سایت قاره پیما امکان آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر را به صورت آنلاین ( اینترنتی ) و یا تلفنی و مراجعه حضوری فراهم نموده است . قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر در تاریخ های مختلف متفاوت است لذا قاره پیما gharepeyma.com این امکان را برای شما فراهم نموده است تا در قسمت جستجوی آنلاین سایت در تاریخ های مختلف جستجو خود را انجام دهیده و بهترین گزینه ( ارزانترین قیمت به گرانترین و یا تعداد ستاره هتل و به محلی خاص و … ) را برای خود انتخاب و رزرو نمائید و همچنین در صورت نیاز کارشناسان ما به صورت ۲۴ ساعته حتی روزهای تعطیل با استفاده از چت آنلاین سایت و تلفن و ایمیل آماده پاسخگویی به سوالات شما هستند .
در زیر فهرست هتلهای سنت پترزبورگ روسیه ( هتل های خوب به ترتیب ستاره ) برای آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر آمده است .

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های ۱ ستاره

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های ۲ ستاره

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های ۳ ستاره
هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه – arbat nord el

هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه

هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : liteyny prospekt
فاصله ۱٫۳ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۰ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۴ artilleryskaya str, st. petersburg, 191104 russia

هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه – el eo

هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه

هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۱٫۱ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۰ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۹۰ bldg. 6, fontanka embankment, st. petersburg, 191180 russia

هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه – mini- el old vienna

هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه

هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۰٫۳ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۶ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۱۳, malaya morskaya street, st. petersburg, 191186 russia

هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه – herzen house

هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه

هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۰٫۴ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۵ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

bolshaya morskaya 25, floor 4, st. petersburg, 190000 russia

هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه – el vera

هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه

هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۲٫۰ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۰ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

suvorovsky prospekt 25/16, st. petersburg, 191036 russia

هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه – comfort hostel

هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه

هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۰٫۴ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۵ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۲۵ bolshaya morskaya street, st. petersburg, 190000 russia

هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ روسیه – austrian yard – apartments

هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ

هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۱٫۸ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۱ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

furshtatskaya 45, st. petersburg, 191123 russia

هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه – el sputnik

هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه

هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۴٫۸ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۵ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

toreza prospekt, 36, st. petersburg, 194021 russia

solo el on liteyny

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۱٫۳ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۱ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

furshtatskaya st., 2/12, st. petersburg, russia

هتل انجل سنت پترزبورگ روسیه – angel el

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
۳ ستاره
منطقه : nevskiy prospekt
فاصله ۱٫۱ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۷ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۲ rubinshteina str, apt 45, st. petersburg, 191025 russia


هتل-آزیموت-سنت-پترزبورگ-1

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر

چنانچه قست سفر به سنت پترزبورگ روسیه را دارید وب سایت قاره پیما امکان آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر را به صورت آنلاین ( اینترنتی ) و یا تلفنی و مراجعه حضوری فراهم نموده است . قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر در تاریخ های مختلف متفاوت است لذا قاره پیما gharepeyma.com این امکان را برای شما فراهم نموده است تا در قسمت جستجوی آنلاین سایت در تاریخ های مختلف جستجو خود را انجام دهیده و بهترین گزینه ( ارزانترین قیمت به گرانترین و یا تعداد ستاره هتل و به محلی خاص و … ) را برای خود انتخاب و رزرو نمائید و همچنین در صورت نیاز کارشناسان ما به صورت ۲۴ ساعته حتی روزهای تعطیل با استفاده از چت آنلاین سایت و تلفن و ایمیل آماده پاسخگویی به سوالات شما هستند .
در زیر فهرست هتلهای سنت پترزبورگ روسیه ( هتل های خوب به ترتیب ستاره ) برای آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر آمده است .

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های ۱ ستاره

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های ۲ ستاره

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های ۳ ستاره
هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه – arbat nord el

هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه

هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : liteyny prospekt
فاصله ۱٫۳ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۰ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۴ artilleryskaya str, st. petersburg, 191104 russia

هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه – el eo

هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه

هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۱٫۱ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۰ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۹۰ bldg. 6, fontanka embankment, st. petersburg, 191180 russia

هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه – mini- el old vienna

هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه

هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۰٫۳ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۶ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۱۳, malaya morskaya street, st. petersburg, 191186 russia

هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه – herzen house

هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه

هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۰٫۴ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۵ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

bolshaya morskaya 25, floor 4, st. petersburg, 190000 russia

هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه – el vera

هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه

هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۲٫۰ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۰ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

suvorovsky prospekt 25/16, st. petersburg, 191036 russia

هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه – comfort hostel

هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه

هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۰٫۴ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۵ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۲۵ bolshaya morskaya street, st. petersburg, 190000 russia

هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ روسیه – austrian yard – apartments

هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ

هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۱٫۸ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۱ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

furshtatskaya 45, st. petersburg, 191123 russia

هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه – el sputnik

هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه

هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۴٫۸ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۵ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

toreza prospekt, 36, st. petersburg, 194021 russia

solo el on liteyny

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
۳ ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله ۱٫۳ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۱۱ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

furshtatskaya st., 2/12, st. petersburg, russia

هتل انجل سنت پترزبورگ روسیه – angel el

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر

قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
۳ ستاره
منطقه : nevskiy prospekt
فاصله ۱٫۱ مایلی تا مرکز شهر
فاصله ۹٫۷ مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ

آدرس و شماره تلفن:

۲ rubinshteina str, apt 45, st. petersburg, 191025 russia




هتل-آزیموت-سنت-پترزبورگ-1


هتل های سن پترزبورگ



قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر


چنانچه قست سفر به سنت پترزبورگ روسیه را دارید وب سایت قاره پیما امکان آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر را به صورت آنلاین ( اینترنتی ) و یا تلفنی و مراجعه حضوری فراهم نموده است . قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر در تاریخ های مختلف متفاوت است لذا قاره پیما gharepeyma.com این امکان را برای شما فراهم نموده است تا در قسمت جستجوی آنلاین سایت در تاریخ های مختلف جستجو خود را انجام دهیده و بهترین گزینه ( ارزانترین قیمت به گرانترین و یا تعداد ستاره هتل و به محلی خاص و … ) را برای خود انتخاب و رزرو نمائید و همچنین در صورت نیاز کارشناسان ما به صورت 24 ساعته حتی روزهای تعطیل با استفاده از چت آنلاین سایت و تلفن و ایمیل آماده پاسخگویی به سوالات شما هستند .
در زیر فهرست هتلهای سنت پترزبورگ روسیه ( هتل های خوب به ترتیب ستاره ) برای آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر آمده است .


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های 1 ستاره


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های 2 ستاره


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های 3 ستاره
هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه – arbat nord el


هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه


هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : liteyny prospekt
فاصله 1?3 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 10 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


4 artilleryskaya str, st. petersburg, 191104 russia


هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه – el eo


هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه


هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 1?1 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?0 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


90 bldg. 6, fontanka embankment, st. petersburg, 191180 russia


هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه – mini- el old vienna


هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه


هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 0?3 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?6 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


13, malaya morskaya street, st. petersburg, 191186 russia


هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه – herzen house


هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه


هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 0?4 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?5 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


bolshaya morskaya 25, floor 4, st. petersburg, 190000 russia


هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه – el vera


هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه


هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 2?0 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 10 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


suvorovsky prospekt 25/16, st. petersburg, 191036 russia


هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه – comfort hostel


هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه


هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 0?4 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?5 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


25 bolshaya morskaya street, st. petersburg, 190000 russia


هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ روسیه – austrian yard – apartments


هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ


هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 1?8 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 11 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


furshtatskaya 45, st. petersburg, 191123 russia


هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه – el sputnik


هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه


هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 4?8 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 15 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


toreza prospekt, 36, st. petersburg, 194021 russia


solo el on liteyny


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 1?3 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 11 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


furshtatskaya st., 2/12, st. petersburg, russia


هتل انجل سنت پترزبورگ روسیه – angel el


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
3 ستاره
منطقه : nevskiy prospekt
فاصله 1?1 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?7 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


2 rubinshteina str, apt 45, st. petersburg, 191025 russia




+لیست بهترین هتل های سن پترزبورگ
+هتل های ارزان در سن پترزبورگ
+هتل های روسیه
+هتل های سن پترزب"/>




هتل-آزیموت-سنت-پترزبورگ-1


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر


چنانچه قست سفر به سنت پترزبورگ روسیه را دارید وب سایت قاره پیما امکان آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر را به صورت آنلاین ( اینترنتی ) و یا تلفنی و مراجعه حضوری فراهم نموده است . قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر در تاریخ های مختلف متفاوت است لذا قاره پیما gharepeyma.com این امکان را برای شما فراهم نموده است تا در قسمت جستجوی آنلاین سایت در تاریخ های مختلف جستجو خود را انجام دهیده و بهترین گزینه ( ارزانترین قیمت به گرانترین و یا تعداد ستاره هتل و به محلی خاص و … ) را برای خود انتخاب و رزرو نمائید و همچنین در صورت نیاز کارشناسان ما به صورت 24 ساعته حتی روزهای تعطیل با استفاده از چت آنلاین سایت و تلفن و ایمیل آماده پاسخگویی به سوالات شما هستند .
در زیر فهرست هتلهای سنت پترزبورگ روسیه ( هتل های خوب به ترتیب ستاره ) برای آگاهی شما از قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر آمده است .


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های 1 ستاره


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های 2 ستاره


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر – هتل های 3 ستاره
هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه – arbat nord el


هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه


هتل نورد سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : liteyny prospekt
فاصله 1?3 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 10 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


4 artilleryskaya str, st. petersburg, 191104 russia


هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه – el eo


هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه


هتل کامئو سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 1?1 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?0 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


90 bldg. 6, fontanka embankment, st. petersburg, 191180 russia


هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه – mini- el old vienna


هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه


هتل اولد وین سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 0?3 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?6 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


13, malaya morskaya street, st. petersburg, 191186 russia


هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه – herzen house


هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه


هتل هرزن هاوس سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 0?4 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?5 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


bolshaya morskaya 25, floor 4, st. petersburg, 190000 russia


هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه – el vera


هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه


هتل ورا سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 2?0 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 10 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


suvorovsky prospekt 25/16, st. petersburg, 191036 russia


هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه – comfort hostel


هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه


هتل کامفورت سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 0?4 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?5 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


25 bolshaya morskaya street, st. petersburg, 190000 russia


هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ روسیه – austrian yard – apartments


هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ


هتل آپارتمان آسترین یارد سنت پترزبورگ
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 1?8 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 11 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


furshtatskaya 45, st. petersburg, 191123 russia


هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه – el sputnik


هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه


هتل اسپوتنیک سنت پترزبورگ روسیه
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 4?8 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 15 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


toreza prospekt, 36, st. petersburg, 194021 russia


solo el on liteyny


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
3 ستاره
منطقه : سنت پترزبورگ – st. petersburg
فاصله 1?3 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 11 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


furshtatskaya st., 2/12, st. petersburg, russia


هتل انجل سنت پترزبورگ روسیه – angel el


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر


قیمت و رزرو هتل در سنت پترزبورگ و دریافت واچر
3 ستاره
منطقه : nevskiy prospekt
فاصله 1?1 مایلی تا مرکز شهر
فاصله 9?7 مایلی تا فرودگاه سنت پترزبورگ


آدرس و شماره تلفن:


2 rubinshteina str, apt 45, st. petersburg, 191025 russia




+لیست بهترین هتل های سن پترزبورگ
+هتل های ارزان در سن پترزبورگ
+هتل های روسیه
+هتل های سن پترز"/>

مجموعه: مکانهای زیارتی ایران و جهان


آشنایی با کلیسای سنت استپانوس یا کلیسا ابه
کلیسای استپانوس مقدس در دژی استوار واقع شده و به مجموعه بناهای موجود در این دژ وانگ استپانوس مقدس یا وانگ ماقارات می گویند، این وانگ مانند سایر وانگهای ارمنیان محل اجتماع طلاب ،خطاطان و خوشنویسان و تذهیب کاران ،نویسندگان ،فلاسفه و مورخین و دانشمندان بوده است.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

 کلیسای سنت استپانوس

 

تاریخ دقیق تاسیس کلیسای سنت استپانوس کاملا مشخص نیست ولی  محققین حدس می زنند بین قرنهای هفتم تا نهم میلادی این کلیسا بنا شده باشد.کلیسای سن استپانوس، یا کلیسای استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره کلیسا قرار می گیرد. این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده است.

محوطه این کلیسا  در دل مناطق کوهستانی و سرسبز بی نظیر شهرستان مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان واقع شده است و کمترین ی را می توان یافت که به این جلفا بیاید ولی از این بنای تاریخی بسیار ارزشمند بازدید نکند.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

 کلیسای سنت استپانوس در26 کیلومتری غرب جلفای ارس در محلی به نام قریه قزل وانگ(صومعه قرمز) در نردیکترین روستای دره شام واقع شده است، سابقا راه کوهستانی مالرو داشت و از سال1350 راه ماشین و هموار آن ساخته شده و چون در دامنه رشته کوههای ماقارات قرار گرفته به آن عبارت ماقارات سنت استپانوس نیز اطلاق می شود.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

 این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده است ولی به علت ز له دچار آسیب های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. این اثر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱ با شمارهٔ ثبت ۴۲۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. کلیه محوطه کلیسا در قلب کوه ها و در میان طبیعت سبز منطقه مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان قرار گرفته است.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

 این کلیسا مورد احترام تمام یان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه یان گریگوری (پیروان گریگور روشنگر) که ن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گرد هم می آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به جای آورند.

 

سنت استپانوس برگرفته شده از نام استپانوس ( یا همان استفان در زبان ارمنی) شهید اول راه یت است و در اغلب کشورهای جهان کلیساهای متعددی با همین نام وجود دارد. همچنین به دلیل متروکه بودن محل، به خارابا کلیسا نیز شهرت دارد. سنت استپانوس یا سنت استفان اولین شهید راه یت است که در ۲۶ دسامبر سال ۳۶ میلادی در اورشلیم توسط یهودیان سنگسار شد. درباره تاریخ بنای کلیسا، اظهارات گوناگونی ابراز شده است.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

عده ای آن را از بناهای اوائل یت، می دانند برخی چون تاورنیه بنای آن را به دوره صفویه نسبت می دهند. در حالی که شیوه معماری بنا، مصالح ساختمانی و تزئینات مفصل و زیبای آن مؤید این مطلب است که کلیسا همانند و هم زمان با کلیساهائی چون طاطائوس در بین قرن چهارم تا ششم هجری (دهم تا دوازدهم میلادی) ساخته شده است و سبک معماری آن تلفیقی از شیوه های مختلف معماری اورارتو، اشکانی و رومی است که بعد از به وجود آمدن بناهای شگرف سنتاچمیادیزین، طاطائوس و آختامار و سنت استپانوس به شیوه معماری ارمنی شهرت یافت.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

این کلیسا در محوطه ای محصور از درختان و دره سرسبزی واقع شده و حصار سنگی که بنا را احاطه نموده بارویی است بلند با هفت برج نگهبانی و پنج پشت استوانه ای سنگی مانند دژهای مستحکم دوره ساسانی و قرون اولیه . دروازه این بارو در وسط دیوار غربی تعبیه شده و دارای دری چوبی وآهن کوبی شده است.

در پایه های طرفین و طاق جناغی آن سنگ تراش با حجاری های ظریف به کار رفته و نقش برجسته ای از مریم و کودکی عیسی در پیشانی طاقنمای آن به چشم می خورد. این کلیسا دارای سه ساختمان اصلی و مشخص و همچنین قسمتهای فرعی مختلفی است.

 

سه قسمت اصلی عبارتند از :

خانه اصلی، اجاق دانیال، برج ناقوس. خانه در زمینی به ابعاد ۱۶ در ۲۱ متر بنا شده است.
در ورودی منبت کاری با تزئینات بسیار زیبای آن در وسط ضلع غربی تعبیه شده و از آثار نفیس اوایل دوره قاجاریه و احتمالاَ زمان عباس میرزا السلطنه فرزند فتحعلی شاه به شماره می آید. حجاری پایه ها و طاق نماها و نیم ستون ها و زنجیره های جوانب و مقرنس کاری ها و تزئینات طاق سردر به قدری بدیع است که بی شک از شا ارهای هنر حجاری محسوب می شود.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس


نقش برجسته هایی از حواریون و قدیسین و فرشتگان بر پیشانی طاق نماهای اضلاع شانزده گانه گریوگنبد که در حقیقت پاطاق گنبد زیبای خانه کلیسا محسوب می شود مشاهده می گردد، پوشش این گنبد به صورت هرمی با سبک خیاری سی و دو پهلوئی است که بر روی یک پلان ستاره شکل شانزده پر قرار دارد. داخل طاق نماهای گریوگنبد یک در میان پنجره ای تعبیه شده که طاق هلالی تودر توئی دارد و بالاتر از پنجره، تصویر برجسته یکی از حواریون در داخل ق چهار گوش نمای بیرونی آن را زینت می دهد.


کتیبه ای از سنگ ماسه ای سرخ رنگ به خط نستعلیق بر بالای در ورودی و زیر طاق مدخل کلیسا به چشم می خورد که مورخ به سال ۱۲۴۵ هجری قمری مبنی بر ید قریه دره شام جلفا توسط عباس میرزا ناب السلطنه فرزند فتحعلی شاه از مجبعلی بیگ نخجوانی به مبلغ سیصد تومان و وقف آن به کلیسای سنت استپانوس است.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

 فضای داخل کلیسا به صورت صلیب (باسلیکا) می باشد که از سه قسمت ایوان خانه و محراب تشکیل شده است. ایوان بر روی دو ستون و دو نیم ستون قرار گرفته در پشت آن و زیر گنبد اصلی خانه کلیسا واقع شده است. گوشه های مقرنس پاطاق گنبد دارای تصاویری رنگی است که شیوه نقاش های مذهبی قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی را به یاد می آورد. محراب در جانب شرقی خانه قرار گرفته که ۹۶ سانتیمتر از کف گاه بلندتر است. ازاره محراب از سنگ مرمر است و بالای این ازاره ها را هفت طاقنمای جناعی دو طبقه زینت می دهد.

 

از جمله تزئینات شگرف درون معبد سه گاه سنگی انفرادی با حجاری های زیباست یکی از این گاه ها را در وسط محراب قرار داده اند و دو تای دیگر در طرفین شمالی و جنوبی و خانه بزرگ و در محاذات همدیگر قرار گرفته اند. این گاه ها از آثار دوره قاجار به حساب می آیند. بر روی ایوان دو طبقه ای متصل به دیوار جنوبی کلیسا قرار گرفته و دارای گنبدی هرمی شکل هشت ضلعی است که بر روی هشت ستون استوانه ای از سنگ سرخ با سرستونهای زیبا استوار گردیده است.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

این برج در زمان عباس میرزا نایب السلطنه مرمت شده است. پیشانی طاق های بین این ستون ها که پا طاق گنبد برج محسوب می شوند، با نقوش برجسته فرشته، صلیب، ترنج، ستاره و گل هشت پر زینت یافته و در سطح ایوان برج، قبوری از بزرگان آیین دین به چشم می خورد و در دیوار ضلع شمالی این برج که بخشی از دیوار جنوبی کلیسا نیز بشمار می آید، تصاویر بر جسته ای از مریم مقدس و عیسای مشاهده می شود.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

در صحن این برج، تعدادی قبر به چشم می خورد که گفته می شود متعلق به افراد سرشناس و بزرگ ی است. همچنین گویا ناقوس برج توسط ایتالیایی ها برای مرمت برده شده اما برگشت داده نشده است. تالاری است متصل به دیوار شمالی کلیسا که ۶ متر عرض و نزدیک به ۲۰ متر طول دارد و به سه قسمت مساوی تقسیم می شود:
۱- اجاق دانیال که به وسیله دیوار از تالار جدا شده و به نام دانیال از قدیسین قرن پنجم میلادی معروف است
۲- تالار اجتماعات در وسط قرار گرفته است

۳- محل غسل تعمید در انتهای شرقی تالار واقع است که در آن سکوی بلندی به چشم می خورد که میز سنگی غسل تعمید در وسط آن نهاده شده است.
مدرسه مذهبی یا دیری در کنار کلیسا وجود دارد که قدمت آن را به بیش از ۹۰۰ سال پیش نسبت می دهند. که در چهار طرف آن اتاقهایی وجود داشته که طبقه فوقانی آن جهت استراحت مسافرین و زائرین و طبقه زیرین محل اصطبل چهار پایان آنان بوده است. این دیر فعلاً در دست تعمیر است. درباره تاریخ بنای این کلیسا که یکی از شا ارهای معماری است. مطالب مختلفی نوشته شده است.


برخی بدون توجه به وقایع تاریخی و تاریخ تطور شیوه های معماری بنای آن را تا نخستین سده های یت پیش برده اند در حالیکه شیوه بنا و مصالح ساختمانی و تزئینات هنری نشان می دهند که بنای این کلیسا همزمان با کلیساهای آختارمار و طاطائوس احداث شده است. صدها سنگ نبشته به زبان ارمنی در داخل و خارج بنا نصب شده است که اگر این سنگ نبشته ها به زبان فارسی ترجمه گردد بانی و معمار و تاریخ بنای کلیسا حتی قسمتهایی از تاریخ اقوامی که در این سرزمین می زیسته اند. روشن خواهد شد.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

این بنای تاریخی به شماره ۴۲۹ در فهرست آثار ملی ایران ثبت گردیده و به خاطر قدمت و سابقه تاریخی و مذهبی و شیوه معماری منحصر به فرد آن در سال ۱۳۸۶ همراه با کلیساهای دیگر در استان آذربایجان، در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مجموعه سه کلیسای سنت استپانوس، زور زور و قره کلیسا را به عنوان یک پرونده برای ثبت در فهرست میراث جهانی به یونسکو ارائه داد.

 

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

 کلیسای سنت استپانوس

کلیسا, کلیسای سنت استپانوس, کلیسا ابه

  کلیسای سنت استپانوس

 

در سال ۲۰۰۶ میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد گردید که این کلیسا یکی از آنهاست. مراحل تشکیل پرونده این بنای تاریخی در حال انجام است و روند بازسازی و مرمـّت کلیسا به این منظور انجام شد.
منبع :تلخیص از delgarm.com

دور دنیا با یک کلیک

  • کلیسای جامع سیه نا در ایتالیا
  • آرامش را کجا پیدا کنیم؟
  • آشنایی با مسجد ابولعباس در اسکندریه مصر + تصاویر
  • زاده محمد بن حَنفیه ( زاده قل قلی یا غلتان)
  • اماکن زیارتی شهر نجف اشرف
  • این ۱۰ کلیسا بنایی شگفت انگیز دارند+تصاویر



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

15- دستکش مورچه ی گلوله ای
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



هر چند که به نظر می رسد این مراسم را باید ناخوشایند ترین مراسم گذر از دوره ی کودکی برای پسران دانست اما باید تصدیق کرد که کمتر از دیگر روش ها عجیب و غریب و افراطی است. برای انی که مورچه ی گلوله ای یا مورچه ی گلوله زن (bullet ant) را نمی شناسند باید بگوییم که دانشمندان بر این باورند گزش این مورچه دردناک ترین گزش در میان مورچه ها است. گزش توسط ای مورچه دردی گزگز کننده را به وجود می آورد که بین 4 تا 24 ساعت دوام خواهد داشت. البته جالب این است که بدانید این درد تنها در نتیجه ی گزش تنها یک مورچه ایجادخواهد شد.


قبیله ی ساتری- ماوی ( ere-mawe) در آمازون پسران خود را برای گذار از دوره ی کودکی و وارد شدن به دوران مردانگی مجبور می کنند که دست خود را به مدت حدود 10 دقیقه داخل یک دستکش خاص فرو ببرند که صدها مورچه ی گلوله ای در داخل آن قرار دارد. در واقع آن ها باید این دستکش را کامل بپوشند و در این مدت صدایشان نیز درنیاید در حالی که مورچه ها دائم آن ها را می گزند. شاید باور نکنید اما در برخی از موارد این پسربچه ها باید چنین کاری را چندین بار قبل از ورود به دوره ی مردانگی انجام دهند تا بدین ترتیب از جانب قبیله به عنوان یک مرد پذیرفته شوند.


در حالی که گزیده شدن توسط تنها یک مورچه ی گلوله ای درد غیرقابل تحملی را به شخص وارد می کند، این پسربچه های نگون بخت آنقدر زهر این مورچه را در بدن خود دارند که برای روزها درد می کشند و از درد به دور خود می چرخند و دست هایشان را تکان می دهند و البته در این مدت توانایی استفاده از دست هایشان را نیز ندارند.


 





14- پرش از ارتفاع روی زمین
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



قبل از آن که این مراسم را برای شما توضیح دهیم باید بگوییم که این روش همانطور که از اسم آن برمی آید بسیار خطرناک است. در این روش که شباهت زیادی به بانجی جامپینگ دارد اما صدها برابر خطرناک تر و مرگبار تر است، مردم قبیله ی وانواتو (vanuatu) در اقیانوس آرام در فصل برداشت محصول چنین مراسمی را انجام می دهند که کاملاً مختص مردان است. مردم این قبیله هر ساله یک برج چوبی می سازند که مردان قبیله باید از ارتفاع بین 3 تا 30 متری و حتی بیشتر از آن نیز خود را به پایین پرت کنند.


مردانی که می خواهند در این مراسم شرکت کنند از برج چوبی بالا رفته سپس یک شاخه درخت انگور به پای خود بسته و خود را به پایین برج پرتاب می کنند که در برخی از موارد سرعت آن ها در حین سقوط به 70 کیلومتر در ساعت نیز می رسد. نکته ی اصلی این مراسم اینجاست که باید تا جایی که امکان دارد به زمین نزدیک شد. از آن جایی که هیچ چیزی غیر از شاخه ی درخت انگور بدن فرد را نگه نداشته، هر گونه اشتباه محاسباتی با برخورد شدید به زمین و شاید مرگ همراه شود. این مراسم هم در فصل درو و هم برای مرد شدن پسران جوان انجام می شود.


 





13- خونریزی بینی
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



اگرچه همه ی ما باور داریم که خونریزی بینی آزار دهنده است اما ی آن را بدترین چیز موجود در دنیا با دردی فراوان نمی داند. اما در قبیله ای به نام قبیله ی سامبیا (sambia) در پاپوآ گینه نو، پسربچه ها را در طی یک مراسم بسیار دردناک و ناخوشایند که شامل خون امدن از بینی نیز می شود وارد دنیای مردانگی می کنند. در این مراسم پسربچه ها را به درخت می بندد که نتوانند فرار کنند. سپس مردان بالغ قبیله با فرو نی های های تیز و خشک در داخل بینی پسربچه ها آن ها را آن قدر در داخل بینی کودک فشار می دهند تا بینی وی دچار خونریزی شود. وقتی که خون از بینی پسربچه جاری شد، مرد مذکور فریادی از سر شادی سر داده و ادامه کارهایی که باید بر روی پسر برای وارد شدن به دنیای مردها انجام شود را ادامه می دهد.


 





12- مسابقه ی تازیانه
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



اگر چه این روش بسیار ناخوشایند، وحشیانه و دردناک به نظر می رسد اما باید اذعان کرد که این روش برای گذار از دوران کودکی به مردانگی بیشتر از دیگر روش های موجود در این فهرست برای ما قابل درک است. مسابقه ی تازیانه در میان نوجوانان قبیله ی فولا (fula) در آفریقا برخلاف دیگر مراسم تبدیل یک نوجوان به یک مرد که جنبه ی دارد، در واقع یک نبرد جسمانی بین دو نوجوان برای اثبات خود به عنوان مرد است. در واقع این نوجوانان از روستاهای متفاوتی هستند که بدین معنا خواهد بود که این مسابقه نه تنها رقابتی بین دو نوجوان برای پیروزی و رسیدن به مردانگی است بلکه رقابتی مهم بین دو روستا نیز به شمار می آید.


ناخوشایندتر این که این تازیانه های پر از خار بوده و نوک آن ها نیز وسایل تیزی کار گذاشته شده است. از نوجوانانی که در این مراسم دردناک شرکت می کنند انتظار می رود که تا حد ممکن درد ناچیزی را در صورت خود نشان دهند.


 





11- زخم زدن روی بدن
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



زخم زدن روی بدن نیز تا حدودی مانند تتو و آویزان وسایل به پوست بدن است اما باید بدانید که طی یک مراسم دردناک و برای عبور از دوره ی کودکی و رسیدن به مردانگی استفاده می شود. این مراسم دیوانه وار ترسناکتر از هر جای دیگری در میان مردمان قبایل کنار رودخانه ی سپیک (sepik river) در گینه ی نو انجام می شود. در واقع مردان بالغ و کهنسال قبیله با تیغ های نوک تیز به سراغ پسربچه ها رفته و روی بدن آن ها طرح های خاصی را حکاکی می کنند.


این برش ها بعد از این که بهبود پیدا د شباهت بسیاری به پوست تمساح پیدا می کنند. در واقع مردم این قبایل بر این باورند که با این کار، روح تمساح کودک را از درون بلعیده و یک مرد از او به جای می گذارد. جالب این که مراسم زخم زنی تنها بخش کوچکی از مراسم عبور از دوران کودکی برای پسربچه ها به شمار می آید. در واقع این مراسم روزها ادامه دارد و هر روز پسربچه ها دردها و مشقت های بیشتری را برای رسیدن به مردانگی طی می کنند.


 





10- شکار شیر
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



این روش نیز مانند بسیاری از روش های سنتی دیگر متوقف شده و کشورها مانع از ادامه ی آن در بین قبایل بومی شده اند. مردم قبیله ی ماسای (masai) در دشت های آفریقا هر 6 تا 10 سال یک بار جنگجویان خود را عوض می کنند تا این گروه از جامعه ی خود را تا حد ممکن شاداب و قدرتمند نگه دارند زیرا وظیفه ی آن ها بسیار حیاتی و خطیر است. برای این کار، نوجوانان منتخب شده و در اردوگاه جنگجویان نگهداشته می شوند تا زمان عضویت آن ها در دسته ی جنگجویان فرا برسد. در این زمان این افراد باید ارزش خود را به اثبات برسانند و برای این کار باید تنها با اتکا به دانش و قدرت خود تنها به راه افتاده و شکار کنند و در نهایت یک شیر را از پا دربیاورند و این کار را تنها با یک نیزه باید انجام دهند. این سنت دیگر از بین رفته زیرا کشورهای آفریقایی برای حفاظت از جان شیرها چنین مراسماتی را ممنوع کرده اند.


 





9- پرش از روی
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



همانطور که در مقاله ای دیگر در مورد سنت های عجیب قبایل آفریقایی به این سنت اشاره کردیم، سنت پ از روی یکی از عجیب ترین روش های موجود در این لیست برای اثبات مردانگی است. در اتیوپی مردان جوان قبایل باید در حالی که شده اند سه بار کامل از روی ردیفی از 4 نر اخته شده بپرند و پس از تمام شدن سه بار پرش به عنوان یک مرد به زمین باز خواهند گشت. اما این تنها نکته ی جالب در مورد این مراسم نیست زیرا دقایقی قبل از شروع مراسم پ از روی ها، دختران و ن قبیله به و پرش و پایکوبی می پردازند. در واقع این ن هر کدام از نزدیکان یا آشنایان پسری هستند که در شرف تبدیل شدن به مرد قرار دارد.


قبل از شروع مراسم پرش پسران جوان قبیله، هر یک از این دختران چوبی در دست دارد که آن را به یکی از مردان بالغ قبیله که مرد صلاحیت داری محسوب می شود داده و این مرد آن ها را با این چوب می زند تا خون از بدنشان جاری شود. چنین کاری نشان می دهد که ن نزدیک به آن پسر جوان برای تبدیل شدن او به مرد درد را تحمل می کنند. شاید برای شما هم سوال باشد که اگر این مراسم برای تبدیل شدن پسران به مردانی بالغ است چرا باید ن درد بکشند؟ ما هم نمی دانیم!


 





8- کشتن برده
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



در دوران اسپارتی ها در یونان باستان تنها راه برای این که خود را به عنوان یک مرد به جامعه ثابت می کردید این بود که به یک سرباز شجاع تبدیل شوید که بسیار سختگیرانه به نظر می رسد. حتی فرد خود نمی توانست انتخاب کند که به سرباز تبدیل شود یا نه و اسپارت ها پسربچه ها را در سن 7 سالگی از خانواده هایشان جدا کرده و به مدت بیش از یک دهه ی آینده به دور از خانواده، هر روز آن ها را آموزش می دادند تا به جنگجویانی بی رحم تبدیل شوند.


این آموزش ها تا سن 18 سالگی ادامه می یافت و آن گاه باید در مراسم اسپارتی ها به نام «کشتن رعیت یا برده» (helot killing) شرکت می د تا به یک مرد و یک سرباز تبدیل شوند. برای این کار سرباز اسپارتی باید شب به حاشیه های شهر می رفت و شب هنگام با تنها چاقویی که در دست داشت هر ی از این برده ها را که در سر راهش قرار داشت می کشت و به محل آموزش خود باز می گشت.


 





7-آویزان شدن از قلاب
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



این سنت توسط قبیله ای از سرخپوستان یی به نام «ماندان» (mandan) انجام می شد. به طور ساده وقتی که پسران نوجوان این قبیله آماده ی ورود به مردانیگ بودند به مدت سه یا چهار روز چیزی نمی خوردند و نمی خو دند. سپس وارد یک چادر سرخپوستی مخصوص شده و با چهره هایی خندان می  نشستند. در ادامه سوراخ هایی در روی پوست آن ها در ناحیه ی و شانه ها ایجاد شده و مردان بالغ قبیله سیخ های چوبی را از داخل این سوراخ ها و از پشت ماهیچه ها رد می د. سپس این افراد را با استفاده از همین سیخ ها از سقف چادر آویزان می د.


این افراد اجازه ی فریاد کشیدن نیز نداشتند و مراسم نیز فقط در حضور مردان انجام می گرفت. سپس وزنه هایی به پاهای این افراد بسته می شد تا فشار بیشتری به آن ها وارد گردد. آن ها همچنان آویزان باقی می ماندند تا از هوش بروند و وقتی که کاملاً بیهوش شده بودند پایین اورده می شدند. سپس وقتی که به هوش می آمد یکی از انگشت های وی به نشانه ی قربانی دادن برای خدایان قطع می شد. حتی با این کار نیز مراسم دردناک ورود به مردانگی تمام نمی شد. همچنان که سیخ ها در بدن این افراد فرو رفته بود و وزنه ها در پاهایشان قرار داشت آن ها را در روستا می چرخاندند و سیخ های چوبی از طرف مقابل محلی که سیخ از آن جا در بدن او فرو رفته بود بیرون کشیده می شد.


 





6- قربانی دشمن
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



به نظر می رسد که هر چه در زمان عقب تر برویم روش عبور از دوران نوجوانی و ورود به مردانگی برای پسربچه ها سخت تر و وحشتناک تر بوده است. در طول دوران امپراطوری آزتک، تمامی پسران آموزش های نظامی خود را در روز تولید هفده سالگی خود آغاز می د و این آموزش که برای تمامی پسران اجباری بود زمانی به پایان می رسید که هر پسر یکی از افراد دشمن را دستگیر کرده و به روستای خود می آورد. این زندانی توسط پسری که او را دستگیر کرده بود قربانی می شد و تنها آن زمان بود که وی را به عنوان یک مرد در جامعه ی آزتک می پذیرفتند.


در ادامه اگر وی می خواست بیشتر پیشرفت کند و به یک جنگجوی جگوار یا عقاب تبدیل شود باید به قربانی دشمنان خود که مست م دستگیری تعداد بیشتری از آنان بود ادامه می داد. برای مثال هر فرد برای تبدیل شدن به یک جنگجوی عقاب باید 21 زندانی مختلف را دستگیر کرده و قربانی می کرد.


 





5- تولد مرد
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



مانند دیگر مردمان موجود در این لیست، بومیان استرالیایی ماردودجارا (mardudjara) نیز مراسم و سنت های متعددی برای تبدیل شدن از یک پسربچه به مردی بالغ دارند که در این مطلب نمی توانیم به همه ی آن ها بپردازیم. در این جوامع بین سنین 10 تا 12 سالگی یکی از دندان های جلوی پسربچه ها را در می آورند و لایه ی بین پره های بینی سوراخ می شود. اما این دردها در مقایسه با آن چه که در انتظار این ک ن نگون بخت است بسیار قابل چشم پوشی خواهد بود. این مراسم به منزله ی این است که پسربچه دیگر مرده حساب می شود و در تمام طول این فرآیند حق صحبت ندارد.


در ادامه او را بدون هیچ داروی بی حس کننده ای می کنند و باید بلافاصله به شکار بروند. این پسربچه ها تا قبل از شکار  اجازه بازگشت به روستا را ندارند و وقتی که بازگردند باید تمامی بدنشان آغشته به خون شکارشان باشد. در این موقع آن ها به طور رسمی به عنوان یک مرد به زندگی بازگشته و مورد تایید مردمان خود قرار می گیرند.


 





4- مراسم وایسوکان
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



وقتی که پسران جوان قبایل سرخپوستی آلگونکوین (algonquin) برای تبدیل شدن به مردانی بالغ آماده می شدند، به بیرون از شهر منتقل شده و در یک مکان خلوت قرنطینه می گردیدند، جایی که باید وایسوکان (wysoccan) می نوشیدند که ترکیبی بدست آمده از گیاه «دام » (devil’s snare) یا «قیاق» بود. جالب این که این گیاه باعث ایجاد حالات عجیب و توهماتی در فرد می شد که به باور مردم قبیله ی آلگونکوین حافظه و خاطرات دوران کودکی را از ذهن پسربچه ها پاک کرده و به برخی از این افراد اجازه می داد که با خدایان ارتباط برقرار کنند.


این ترکیب بسیار ناخوشایند هر روز و به مدت 20 روز به پسربچه ها خورانده می شد و بدین ترتیب با نوشیدن مخلوط حاصل از این گیاه سمی و خطرناک و هضم آن، فرد قدرت خاصی پیدا می کرد. اما متاسفانه برخی از این پسران نگون بخت پس زا پایان مراسم طولانی تبدیل شدن به مرد دچار فراموشی کامل می شدند، برخی نیز توانایی حرف زدن را از دست می دادند و حتی برخی نیز در نتیجه ی سم گیاه دام جان می باختند.


 





3- آزمون های شکار
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



در حین آزمون شکار ماتیس (matis) که در چندین مرحله ی بسیار سخت انجام می گیرد باید اذعان کرد که به معنای واقعی کلمه پسربچه از مرد جدا خواهد شد. این آزمون شامل چندین کار بسیار ناخوشایند است که صلاحیت و توانایی شکارچیان را تایید خواهد کرد و همزمان چنان آن ها را محکم و سرسخت خواهد نمود که توانایی مقابله با هر خطری در جنگل را خواهند داشت. آن ها در ابتدا شیره ی تلخ یک گیاه بسیار تند را در چشمان خود ریخته و زهر یک قورباغه ی بسیار سمی را می نوشند که هر چه در معده دارند را بالا می آورند، بدین ترتیب کاملاً پاک و مطهر می شوند و در ادامه همدیگر را با برگ هایی خاردار و بزرگ می زنند.


زهر قورباغه ای که این افراد می خورند حاوی مواد دیگری است که به باور افراد قبیله باعث تقویت سیستم ایمنی بدن و از بین بردن بیماری ها می شود. این موضوع بدان معنا خواهد بود که این مراسم باعث تقویت و بهبود سلامتی این شکارچیان خواهد شد و تنها یک مراسم برای نشان دادن قدرت جسمی و روحی نیست.


 





2- مراسم روسفیرینگ
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



شاید بتوان این مراسم را آسان ترین و انسانی ترین مراسم تبدیل شدن به مرد در این فهرست نامید و البته امروزه نیز در جوامع پیشرفته ای مانند مردم اهل نروژ انجام می شود. در واقع مراسم روسفیرینگ (russefeiring) برای تمامی نوجوانان اعم از دختر و پسر و پس از بیش از یک دهه آموزش اجباری انجام گفتهو بعد از آن آن ها وارد دنیای افراد بالغ می شوند. این مراسم در پایان دوره ی دبیرستان انجام می گیرد و پسرها و دخترها با پوشیدن لباس های رنگی چند روزی را به مهمانی و خوشگذرانی می گذرانند. این مراسم در واقع نوجوانان را وارد دنیای بزرگسالان کرده و همه ی افراد این تجربه را در تمامی طول زندگی خود به یاد خواهند داشت. جالب این که مست شدن و سر و صدا و ابکاری از مواردی است که در این مراسم مجاز و حتی ضروری عنوان می شود.


 





1- جستجوی بصیرت
 


15 سنت عجیب و عموماً وحشتناک در جهان که طی آن پسران وارد دنیای مردانگی می‌شوند



برخلاف آن چه که عبارت «جستجوی بصیرت» در دوره ی امروزی معنی می شود، این مراسم در واقع در میان سرخپوستان انجام می گرفت و متاسفانه مهاجران سفید پوست از همین مراسم به عنوان بهانه ای برای از بین بردن و بدنام سرخپوستان استفاده د. در واقع این سفر یک سفر یکه و تنها همراه با مقداری برگ کاکتوس و گیاهان توهم زا برای رسیدن به حقیقت نبود. در واقعیتجستجوی بصیرت سفری بود که پسر بچه ها باید مدتی را روزه می گرفتند و در طول این مدت از روستا و قبیله ی خود دور می شدند. هدف آن ها از این کار این بود که به یک بصیرت و روشنایی برسند که مسیر زندگی آینده ی آن ها را برایشان مشخص کند. در پایان این مراسم وی به یک مرد تبدیل شده و جامعه او را به طور رسمی به عنوان یک مرد می پذیرفت.


 


مشهوری ناشناخته به نام «سنت »



بیشتر مسلمانان خود را "اهل سنت" می دانند. اما یکی از تعجب آورترین مسائل آن است که "سنت " یکی از ناشناخته ترین امور در میان ما مسلمانان است.


روح الله رستگارصفت-بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
سنت

"سنت " یکی از پرتکرارترین عبارات در میان مسلمانان است. بیشتر مسلمانان خود را "اهل سنت" می دانند و شیعیان نیز با استدلال ثابت می کنند که شیعیان اهل سنت واقعی هستند. اما یکی از تعجب آورترین مسائل آن است که "سنت " یکی از ناشناخته ترین امور در میان ما مسلمانان است. در اینجا می خواهیم در این باره سخن بگوییم.



راهی مطمئن برای شناخت دین


نه تنها اهل بیت علیهم السلام، بلکه خود ایشان نیز مردم را به پیروی از سنت خود دعوت کرده اند. صادق علیه السلام فرموده اند: هیچ چیزی نیست مگر آنکه درباره اش از کتاب یا سنت مطلبی بیان شده باشد.(1) از کاظم علیه السلام پرسیدند: آیا جواب همه سوالها در کتاب خدا و سنت موجود است یا آنکه شما هم در آن باره بیاناتی دارید؟ حضرت کاظم علیه السلام فرمودند: همه چیز در کتاب خدا و سنت ش است.(2) همین سخن نیز ریشه قرآنی دارد، چه آنکه در سوره احزاب می خوانیم: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً»(احزاب 21)


سنت چیست؟



اگر صرفا به دنبال مشابهت های ظاهری باشیم باید بگوییم که مثلا درباره "طریقه استفاده از اینترنت" سنتی وجود ندارد؛ اما اگر سنت را به معنای "روش زندگی" و "طرز فکر " بگیریم باید بگوییم که درباره استفاده از اینترنت نیز آموز ه های فراوانی در سنت وجود دارد



دانشمندان دینی می گویند "سنت " عبارتست از گفتار یا رفتار یا اعلام رضایت ؛ به عبارت دیگر هر آنچه در کتابهای حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله یا درباره آن حضرت روایت شده است، سنت نامیده می شود. از این رو اهمیت دارد در کنار قرآن به آموختن احادیث اکرم صلی الله علیه و آله نیز اهتمام کنیم.


تفاوت میان "سنت" و "کهنگی"


وقتی در فرمایشات صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام با توجه بیشتری شه کنیم، به معنای والاتری از سنت پی می بریم. به عنوان مثال گرامی صلی الله علیه و آله فرموده اند: عمل اگر مطابق سنت باشد هرچند کم باشد بهتر است از عمل بدعت گونه ای که پرحجم باشد.(3)
از اینجا متوجه می شویم که سنت حقیقتی است در مقابل بدعت؛ و امری است شایسته تفکر و فقاهت. هر کار جدیدی بدعت نیست؛ بنابراین هر کار قدیمی هم سنت نیست. از طرف دیگر، سنت همیشه درست است اما رفتارهای قدیمی همیشه درست نیست. بنابراین باید بین "سنت" و "کهنگی" تفاوت قائل شویم.


اشتباهی که شاید همه دچار آن شویم


بسیار پیش می آید که که "سنت " را به معنای عین رفتار صلی الله علیه و آله حساب می کنند. مثلاً روش صحبت ، خوردن، خو دن، مسافرت و... را از صلی الله علیه و آله نقل می کنند و آن را به معنای "سنتهای " معرفی می کنند. البته شکی نیست که "سنتهای " در لابلای رفتار صلی الله علیه و آله خود را نشان می دهد و رفتار صلی الله علیه و آله معصومانه بوده است؛ اما به عنوان یک مسلمان وظیفه داریم بینشی عمیقتر نسبت به سنت داشته باشیم. به عنوان مثال به شخصی نسبت داده اند که در طول عمر خود هرگز بزه نخورد زیرا می گفت: "نمی دانم اکرم صلی الله علیه و آله چگونه بزه را تناول می کرده اند."
پیداست که این طرز تفکر، مربوط به شخصی است که می کوشد همه زندگی خود را بر پایه "سنت " تنظیم کند؛ اما دچار چند اشتباه مهم شده است:


می پندارد که پیروی از "سنت " یعنی کپی برداری ظاهری از همه رفتارهای صلی الله علیه و آله.
می پندارد که برخی از "سنت " به دست ما نرسیده است.
می پندارد که در اموری که نمونه آن در زمان صلی الله علیه و آله نبوده است راهی برای یافتن سنت نداریم.
به عبارت دیگر صاحبان این تفکر بجای اینکه به روش زندگی صلی الله علیه و آله اقتدا کنند به دنبال یافتن مشابهت هایی ظاهری اند. در حالیکه "سنت " آنگونه که خود صلی الله علیه و آله و اولیای معصوم از خاندانش برای ما معرفی کرده اند، رسا و کامل است و شامل اتفاقهای نو نیز می شود؛ بنابراین نمی تواند محدود به مشابهت های ظاهری باشد.
اگر صرفا به دنبال مشابهت های ظاهری باشیم باید بگوییم که مثلا درباره "طریقه استفاده از اینترنت" سنتی وجود ندارد؛ اما اگر سنت را به معنای "روش زندگی" و "طرز فکر" صلی الله علیه و آله بگیریم باید بگوییم که درباره استفاده از اینترنت نیز آموز ه های فراوانی در سنت وجود دارد. مثلا تلاش برای بهره برداری حلال از اینترنت و ذکاوت به ج دادن در شناخت نقلهای درست از نادرست و مراقبت از شیوع ندادن دروغها و زشتیها و توجه به هدر نرفتن وقت در دنیای مجازی و نیز وارد نشدن به عرصه هایی که باعث ذلت مومنان یا تسلط کفار بر آنان شود... .


کلید قبولی اعمال



زندگی مسلمانانه، به معنای پرکاری و انجام اعمال شدید و سخت نیست بلکه به معنای مطابقت رفتار با "سنت" است. زیرا اگر رفتار ما با "سنت" تطبیق نکند در حقیقت "بدعت" است، هر چند که به شکل عبادتهای طولانی و طاقت فرسا باشد



بنابراین "سنت " یک مسأله جدی است که باید همواره مدنظرمان باشد و در زندگی خود همواره جویای آن باشیم که طبق سنت رفتار کنیم. صلی الله علیه و آله فرمودند: هیچ گفته ای بدون عمل قبول نمی شود و هیچ گفته و عملی هم بدون نیت قبول نمی شود و هیچ گفته و عمل و نیتی هم بدون تطبیق با سنت پذیرفته نمی شود.(4)
و توجهی که ما برای تطبیق با سنت به ج بدهیم از دید خدا پنهان نمی ماند و هرچه سختتر هم باشد اجر بیشتری دارد. از گرامی صلی الله علیه و آله نقل شده است که: هر در حال اختلاف امت من به سنتم تمسک کند پاداش صد شهید را دارد. (5)


سبک زندگی آسان


زندگی مسلمانانه، به معنای پرکاری و انجام اعمال شدید و سخت نیست بلکه به معنای مطابقت رفتار با "سنت" است. زیرا اگر رفتار ما با "سنت" تطبیق نکند در حقیقت "بدعت" است، هر چند که به شکل عبادتهای طولانی و طاقت فرسا باشد.
از طرف دیگر، دست ما برای یافتن "سنت" خالی نیست. اهل بیت علیهم السلام الگوهایی بودند که با زندگی خود به طور عملی "سنت " را به ما نشان داده اند. بنابراین پیروی از اهل بیت علیهم السلام در حقیقت همان پیروی از سنت رسول خداست.  هر می خواهد با مسلمانی زندگی کند باید هر صبح و شام، رفتار و گفتار و شه خود را بر طبق سنت تنظیم کند.


پی نوشت:
1) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا وَ فِیهِ کِتَابٌ أَوْ سُنَّةٌ. (کافی، ج1، ص59)
2) عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ أَ کُلُّ شَیْ ءٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ أَوْ تَقُولُونَ فِیهِ قَالَ بَلْ کُلُّ شَیْ ءٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ. (کافی، ج1، ص62)
3) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَمَلٌ قَلِیلٌ فِی سُنَّةٍ خَیْرٌ مِنْ عَمَلٍ کَثِیرٍ فِی بِدْعَةٍ (امالی طوسی، ص285) همچنین از حضرت زین العابدین علیه السلام نقل شده است که "إِنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ مَا عُمِلَ بِالسُّنَّةِ وَ إِنْ قَل" . (کافی، ج1، ص70)
4) عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَا یُقْبَلُ قَوْلٌ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا یُقْبَلُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ إِلَّا بِنِیَّةٍ وَ لَا یُقْبَلُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ وَ نِیَّةٌ إِلَّا بِإِصَابَةِ السُّنَّةِ.
5) أَبِی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ أَخِیهِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ تَمَسَّکَ بِسُنَّتِی فِی اخْتِلَافِ أُمَّتِی کَانَ لَهُ أَجْرُ مِائَةِ شَهِیدٍ.


 


 


منبع:http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=307500


[ad_1]

چکیده

جریان تکفیری به عده معدودی از علمای حنبلی منطقه نجد عربستان متعلق است که برای توجیه رویه خاص خود، به ویژه در شیعه ستیزی، از عنوان اهل سنت و جماعت سوء استفاده می کنند. این اقلیت به رغم این تاکتیک، تاکنون نه تنها در ایجاد اجماع در جهان اهل سنت ناکام مانده اند، بلکه علمای محققِ بی غرض و آزاد شی از اهل سنت نیز به جریان تکفیر واکنش نشان داده اند و با انتقاد جدی و تحلیل دقیق، نقاط ضعف و انشقاق آن را از جریان فکری ی نمایان کرده اند. در مقاله پیش رو، از میان خیل شه وران اهل سنتِ مخالف جریان تکفیر، چند نفر شاخص گزینش و محورهای انتقادی آن ها بازخوانی شده است. نهضت ضد تکفیر، مورد تأکید سلیمان بن عبدالوهاب، زینی دحلان، زاهد کوثری، فرحان مالکی، رمضان البوطی و علی السقاف است که همه از متکفران بنام جهان اهل سنت اند. در نقد جریان تکفیر، ضمن ایجاد جریان فکری متعهد ی (که به صورت مضمر، حامل پیام وحدت ی است). در برابر انحرافی آشکار، سه نکته مهم نیز وجود دارد: 1. مانع از مصادره ناحق عنوان اهل سنت توسط تکفیری هاست؛ 2. از ایجاد اجماع در جهان اهل سنت علیه تشیع و مخالفان ممانعت کرده است؛ 3. ادعاهای جریان تکفیر در مورد راست کیشی خود و شرک و کفر و انحراف مخالفان قانع کننده نیست.

مقدمه

در تاریخ تفکر ی، معدود گروه هایی بودند که مخالفان کلامی خود را به کفر متهم می د. در رأس این جریان در قرون اولیه، خوارج قرار دارد. (2) در بستر تاریخ شه ی ی، تکثر فرق کلامی و مکاتب فقهی، امر پذیرفته شده ای است و ی به واسطه تعلقات مکتبی و فکری با اتهام کفر، طرد و رفض نمی شود. در قرن دوازده هجری، حنبلی از منطقه «نجد» با رویکرد خاص به مقوله ایمان و به بهانه ایجاد خلوص در بین مسلمانان و دفاع از توحید، اغلب مسلمانان عصر خود را مشرک و کافر نامید و جهاد با آنان را واجب اعلام کرد. (3) متعاقب آن، نهب و غارت اموال و قتل نفوس محترم مسلمانان توسط تکفیری ها شروع شد که دامنه خسارت بار آن هم چنان ادامه دارد. سلیمان بن عبدالوهاب، برادر بنیان گذار وه ت تکفیری با مذمت در مورد این جریان می نویسد:
اذا فهمتم ماتقدم فانکم الأن تکفرون من شهد ان لا اله الا الله وحده و ان محمداً عبده و رسله و اقام الصلاة و آتی ا کاة و صام الرمضان و حج البیت مؤمنا بالله و ملائکته و کتبه و رسوله ملتزما لجمیع شعائر ال و تجعلونهم کفارا و بلادهم بلاد حرب، فنحن نسئلکم من کم فی ذلک و مِمَّن اخذتم هذا المذهب عنه. (4)

جریان تکفیر در محک شه عالمان اهل سنت

ریشه اصلی جریانی که به تکفیر مربوط است و در عصر حاضر، آثار آن موجب خسارت های جبران ناپذیر در جهان شده است، به ظهور عالم حنبلی در قرن هفت و هشت به نام «ابن تیمیه حرانی» بر می گردد. شه او در عصر خود با ع العمل سلبی علمای چهارگانه فقهی اهل سنت مواجه شد و ابن تیمیه، چند سالی با حکم فقهی فقهای اهل سنت، زندانی گردید. بعد از فوت او، غیر از اندکی از شاگردان وفادارش، مانند ابن قیم جوزی، شه های وی هم چنان مورد بی اعتنایی جهان اهل سنت قرار گرفت. در قرن دوازده، عالمی حنبلی در نجد، داعیه ی احیای شه های ابن تیمیه را داشت که با طرد و رفض جهان مواجه شد، اما به مرور با پیوند قدرت و مالی در شبه جزیره عربستان و اعمال خشونت و کشتار و ارهاب و ارعاب، جای پای خود را محکم کرد و با پروژه مشرک سازی و تکفیر مسلمانان و دعوت به توحید با قرائت خاص و ادعای راست کیشی، به کشتار و غارت دامنه داری دست زد و امروزه اخلافِ هم مسلک او، با ادامه آن روند م ب، به ایجاد تفرقه و واگرایی در جهان ادامه می دهند. به رغم تبلیغات پر حجم و اعمال خشونت های افسارگسیخته و ایجاد فضای وحشت، عده زیادی از شه وران جهان در برابر آن واکنش نشان داده اند و به نقد شخصیت ان و محتوای تعلیمی و رفتارهای جریان مذکور پرداخته اند. این شه وران از علمای حنبلی، شافعیع حنفی و مالکی و از سرزمین های مختلف ی انتخاب شده اند. در حقیقت، مخالفت با جریان تندرو تکفیر و ان و عقاید کلامی آن ها، بسیار دامنه دار است.
محمد عویس در کت 264 صفحه ای با عنوان ابن تیمیه لیس سلفیا، آرا و عقاید ابن تیمیه را رد می کند و او را به تنقیص مقام انبیا و اعتقاد به تشبیه و تجسیم و قیام حوادث به خدا متهم می کند و رد مطلق نظریه تأویل را برخلاف روش سلف، معرفی می نماید. (5)
محمود صبیح نیز در کت تحت عنوان اخطآ ابن تیمیه فی حق رسول الله و اهل بیته، از ابن تیمیه و اتباع او انتقاد کرده است و او را به جسارت به مقام منیع رسول خدا و ایراد گرفتن به تن ایشان فاطمه زهرا (علیهاالسلام) متهم می کند و تحریم توسل توسط تکفیری ها را با توجه به روش بیش از هزار عالم جهان ، مردود اعلام می نماید. او خطای ابن تیمیه را که اکثر اهل بدعت روزگار امروز در عقاید به او استناد می کنند، «خطای شنیع» نام می نهد و در جایی از کتابش، او را به عدم فهم، منتسب می کند. صبیح با تعریض می نویسد: «ابن تیمیه خود را افضل از نبی می دانست که خون مسلمانان را محترم داشت، ولی او و اتباعش آن را مباح می دانند. یکی از اتباع ابن تیمیه در جسارتی آشکار، عصای دستش را از (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از وفات مفیدتر می دانست. (6) وی شواهد زیادی از نظر و رفتار علمای در استحباب زیارت قبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که ذکر می کند برخلاف تعالیم وه ت تکفیری است. (7)
عبدالله هروی، در کت با عنوان المقالات السنیة فی کشف ضلالات احمد بن تیمیه، از تقصیر ابن تیمیه در مورد علی (علیه السلام) با شواهدی از اقرار علمای بزرگ، انتقاد شدید کرده است. (8) وی با ذکر فضایل المؤمنین علی (علیه السلام) به صورت مستند از بزرگانی چون ابن حجر عسقلانی در کتاب الدرر الکامنه، جلد اول، صفحه 114، حاکم نیشابوری در المستدرک، جلد سوم، صفحه 123، ابن حبان در لسان المیزان، جلد ششم، صفحه 319، ابن حجر در کتاب المطالب العالیة، جلد چهارم، صفحه 293 و نسائی در خصائص علی، صفحه 119، ابن تیمیه و جریان منتسب به وی را جدا از متفکران بزرگ اهل سنت معرفی می کند. (9)
محمد قطب، برادر نویسنده شهیر مصری، سید قطب، به طعنه، اقدامات وه ت تکفیری را در انهدام قبور اولیای دین، «توحید قبوری» معرفی می کند که کاری بی حاصل است و در عوض، با شرح اعتقادات صحیح ی، آنان را به «توحید قصوری»، یعنی مبارزه اصولی با صاحبان قصر و حاکمان دور از تعالیم ی فرا می خواند. او در این مورد می نویسد:
انحراف در معنی لا اله الا الله، موجب شده است که معنی عبادت نیز تغییر کند و به عبادت فردی، محدود شود و دیگر مسائل وجودی انسان، از جمله زندگی مغفول می ماند... تک بعدی بودن انسان ها در مسئله عبادت سبب شده است که مردم، امور را به دوش سلاطین بیندازند و آن ها نیز دین را مطابق منافعشان تفسیر کنند. (10)
معسری، با تجدید نظر در مفاهیم توحید ارائه شده از سوی وه ان تکفیری، آنان را به ارائه تعریف نادرست از عبادت متهم می کند. وی معتقد است که توحید وه با شرایط و مقتضیات زمان متناسب نیست، زیرا در دنیای امروز که مظاهر جاهلیت جهان را در برگرفته است، علمای وه ، فقهای سلاطین شده اند و وارثان احبار و کاهنانند. آنان برای خدمت به سروران کافر و ستمگرشان، مردم را گمراه می کنند، چهره دین را تغییر می دهند و با اولیای خدا دشمن و با دشمنان خدا دوستند. (11)
حامد الگار، از شه وران معاصر جهان اهل سنت، در کت تحت عنوان وه گری، با بررسی ریشه ای خاستگاه و روش و رفتار وه ت تکفیری و نگاه مسلمانان، آنان را بی هویت و بی ریشه در و پدید آمده از سرزمین بی حاصل «نجد» که سرزمینی کاملاً بی سابقه در است، می داند و این که آن ها از اهل سنت و جماعت نیستند، زیرا تقریباً تمام اعمال و سنت ها و باورهایی که «محمد بن عبدالوهاب» مروج آن بود، در شه سنیان مردود است. (12) الگار، در تحقیر بنیان گذار وه ت می نویسد: «همه آثارش هم از نظر محتوا و هم از نظر حجم، کم اهمیت و مختصر است. (13) او حمله وه ان به کربلای معلا را در سال 1216 ق و به شهر طائف در سال 1217 ق و کشتار وسیع مسلمانان و ت یب اماکن و حرم حسین (علیه السلام) و غارت اموال را محکوم و نشانه دد آن ها معرفی می کند. (14) از نظر الگار، پیآمد مشرک نامیدن مسلمانان غیر وه این بود که جنگ با مسلمانان، نه تنها مباح، بلکه واجب شمرده شد. (15) ایشان در قضاوت نهایی خود می نویسد: وه ان، اصول تعلیمات را کاملاً وارونه جلوه دادند.» (16)
در این تحقیق، به محورهای فکری شش نفر از عالمان جهان اهل سنت، با تفصیل بیشتر، توجه شده است:

1. سلیمان بن عبدالوهاب (وفات 1210 ق):

سلیمان بن عبدالوهاب، از علمای حنبلی نجد و برادر بزرگ تر بنیان گذار سلفی گری تکفیری، از مخالفان جدی است که با نوشتن کتاب الصواعق الالهیة فی الرد علی الوه ة، بی به خطر این جریان تصریح و بدون تأثی ذیری از نسبت خانوادگی با آزاد شی، مبانی آن را با محک نقد علمی ارزی می کند و با مساعی فراوان، بنیادهای شه آنان را به چالش می کشد. ایشان در کتاب مذکور، از جریان وه ت به «فتنه» یاد می کند. (17) او در تقبیح نظریات و استدلال های آن ها از تع ری چون مفاهیم «فاسدة» و «احتجاج فاسد» استفاده می کند. (18) که نشان دهنده موضع شدید سلبی او در مورد جریان مذکور است.

وه ت تکفیری گسسته از سلف

سلیمان، افراط وه ان را در مخالفت با توسل و نذر، حتی برخلاف نظر سلف تئوری پرداز آن ها، یعنی ابن تیمیه و ابن قیم می داند. (19) او سپس نظریه آن ها را در مورد تکفیر مسلمانان به علت نذر و قربانی برای غیر خدا و تبرک به قبر و مسح آن رد می کند. (20)
سلیمان، با مقایسه معنی دار بین عمل صحابه و سلف صالح با وه ان، به انقطاع روش و دیدگاه آنان با سلف تصریح می کند. خوارج با وجود این که «کلاب النار» نامیده شده اند و طبق خبر نبوی، همانند تیر رها شده از کمان از خارج شده اند و علی (علیه السلام) و عثمان را تکفیر می د، اما علی و صحابه آنان را کافر نخواندند. (21)

هم مسلکی با خوارج به جای سلف صالح و بدنه امت

سلیمان، با طعنه ای پر معنی در شبیه سازی زیرکانه می نویسد: «اولین گروهی که از بدنه امت خارج شدند، گروه خوارج در زمان علی بن طالب بودند که در بیان ، همانند تیری که از کمان رها می شود، از خارج شدند و با کافر دانستن غیر خود، به کشتار مسلمانان دست زدند. (22) او با زیرکی و استفهام انکاری می پرسد: «تزعمون انکم ائمة تجب طاعتکم؟ (23) ایشان سپس با ذکر مفاد احادیثی از جوامع روایی اهل سنت و شواهد زیاد از رفتار بزرگان دین که از نظر وه ان کفر شمرده می شود، مدعای آنان را باطل اعلام می کند. (24) سلیمان، تلاش بیهوده تکفیری ها را در ت یب قبور صالحان ملامت می کند و آن را پدیده ای برخلاف نظر عموم مسلمانان می داند، زیرا مقبره ها در بلاد مسلمانان از سال های قبل وجود داشته است، ولی ی به سبب وجود آن ها بلاد مسلمانان را بلاد کفر ننامید. (25)

بی توجهی وه ان به اصول شه اهل سنت

او در ادامه با لحنی ملامت آمیز، وه ون را مورد خطاب قرار می دهد که با فرض گمان شما که نذر و امثال آن، برای غیر خدا کفرآمیز می دانید، اصل مسلّمی مورد پذیرش و اجماعی اهل سنت مغفول مانده است که مورد تصریح ابن تیمیه هم می باشد و آن این که: «ان الجاهل و المخطئی من هذه الامة لو عمل من الکفر و الشرک ما ی صاحبه مشرکاً او کافراً لانه یعذر بالجهل و الخطاء حتی تتبین له الحجة... او ینکر ما هو معلوم بالضرورة من دین ال مما اجمعوا علیه اجماعاً جلیاً قطعیاً یعرفه کل من المسلمین من غیر نظر و تأمل.» (26) او با واقع بینی به اصل دیگری اشاره می کند که مخالف صریح روش پروژه مشرک سازی و کافرانگاری مسلمانان است و آن این که جز در افراد بسیار معدودی، ایمان خالص صددرصدی یافت نمی شود و وجود مقداری ناخالصی، ی را از آیین خارج نمی کند: «ههنا اصل آ و هو ان المسلم قد تجتمع فیه المادتان الکفر و ال و الکفر و النفاق و الشرک و الایمان و آن ها تجتمع فیه المادتان و لایکفر کفراً ینقل عن الملة کما هو مذهب اهل السنة و الجماعة.» (27)

پروژه تکفیر مسلمانان برخلاف اصول تعلیمی (صلی الله علیه و آله و سلم)

سلیمان، بخش قابل توجهی از کتاب خود را به مخالفت با مشرک سازی و کافرانگاری مسلمانان اختصاص داده است و با ذکر 52 حدیث از کتب معتبر اهل سنت و جماعت، تصریح می کند که قائلان به شهادتین را نمی توان نسبت کفر داد. پیآمد این دیدگاه، محکومیت علمی و عملی با نظریات و رفتارهایی است که موجب گسستگی در جوامع ی و واگرایی در ملت واحده و کشتار وسیع مسلمانان بعد از ظهور و بروز پدیده تنگ نظرانه تکفیری شد.

2. سید احمد زینی دحلان (1231-1304 ق):

از علمای شافعی و مفتی مکه، صاحب تألیفات متعددی از قبیل الفتوحات ال یة بعد الفتوحات النبویة، السیرة النبویة، تاریخ الاندلس، تاریخ امراء بلد الحرام، فتنة وه ت و الدرر السنیة فی الرد علی الوه ة است. این عالم سنی در دو کتاب اخیر، خصوصاً فتنه وه ت، با ادبیات آتشین، از ان جریان تکفیر و مواضع فکری و عملکرد آن ها انتقاد کرده است.

توصیف بنیان گذار جریان تکفیر

زینی دحلان، وه ت تکفیری را با این عبارت ها توصیف می کند: «محمد بن عبدالوهاب ی است که این بدعت را جعل کرد. او در روز در مسجد درعیه خطبه می خواند و در هر خطبه ای می گفت: «هر به متوسل شود، کافر است» برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب که از اهل علم بود، او را شدیداً انکار نمود و از هیچ یک از بدعت هایش پیروی نمی کرد. روزی برادرش سلیمان به او گفت: «ارکان چندتاست؟ گفت پنج تا، او گفت: ولی تو را شش تا می دانی و ششم آن این است که هر از تو تبعیت نکند، مسلمان نیست.» (28)
محمد بن عبدالوهاب، گمراه کننده مردم و فردی خبیث و کج رفتار و بدعت گذار و تحریف کننده قوانین شرع بود و با علمای دین مخالفت کرد و مؤمنان را بدون وجه، تکفیر نمود. (29) وه ان، محمد سلیمان کردی، نسبت ابن عبدالوهاب را به کفر از مسلمانان که او آن ها را متهم به کفر کرد، نزدیک تر می دانست. (30) ابن عبدالوهاب فردی یاوه گو است. (31)
در عبارت های فوق به چند نکته مهم اشاره شده است: 1. محمد بن عبدالوهاب در افزایش ارکان دین بدعت گذار، گمراه کننده، فردی با سوء نیت و کج رفتار است؛ 2. ممنوعیت توسل به توسط ابن عبدالوهاب که امری مشروع است؛ 3. عدم اقناع نزدیکان این جریان از مدعیات وی و صحه گذاشتن بر عدم اقناع توسط علمای اهل سنت؛ 4. خود محوری ابن عبدالوهاب در دعوت به شه های خود و تکفیر و مجازات خشن مخالفان توسط پیروان او؛ 5. ادعاهای وه ت به کفر نزدیک تر است از مخالفان آن ها؛ 6. وه ان، فردی بی منطق و یاوه گوست.

انتقاد از رفتارها و خشونت های وه ت تکفیری

زینی دحلان، ظهور وه ت را فتنه ناگوار در حجاز توصیف می کند. (32) ایشان معتقد است که فتنه وه ت یکی از مصیبت های بزرگی بود که اهل گرفتار آن شدند. (33)
اتهام توسعه آیین وه ت در سایه کشتار نفوس محترم مسلمانان و غارت اموال آن ها و عدم ترحم به ن و ک ن در این مسیر نامشروع، از دیگر محورهای انتقادی بر جریان تکفیر است. (34) از اعمال ناشایست وه ان، جسارت به جرم نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) و شکافتن ضریح مطهر و غارت تمام اموال آن در سال 1220 ق است. (35) در این رویه ناروا و بی حاصل، وه ان گنبدهای اولیای خدا و صالحان را ویران د. (36) زینی دحلان، درماندگی و ورش تگی علمای وه را در مقابل محاجه ی علمای حرمین شریفین، به الاغ هایی تشبیه می کند که از مقابل شیر گریخته اند. (37)

انحراف در دیدگاه های کلامی تکفیری ها

زینی دحلان، عقاید بنیان گذار وه ت را در مورد منع زیارت و توسل به قبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تقبیح می کند. (38) ابن عبدالوهاب در نظریاتش، ادله مقبولی ندارد. (39) او هم چنین بر موضع گیری بسیاری از علمای دین در مقابل نظریات محمد بن عبدالوهاب با تألیف کتب متعدد صحه گذاشته است. (40) علمای حرمین شریفین در سال 1165 ق در حکم رانی مسعود بن سعید بن سعد بن زید، عقاید وه ان را کفرآمیز می دانستند. (41)
به زعم زینی دحلان، ابن عبدالوهاب آیینی اختراع کرد که مسلمانان گذشته و حال را مشرک قلمداد می کرد. (42) تشبیه وه ان به خوارج (43) و این که آنان همانند خوارج، آیاتی از قرآن را که در مورد کافران است، مؤمنان نسبت می دهند (44)، از اتهامات وه ت در شه دحلان است. او با استناد به نصوص و رفتار صحابه به تفصیل، عقاید وه ان را در مورد رد توسل، استشفا به نبی توسط مرد ن نا، توسل خلیفه دوم به عباس، عموی ، برای استسقا و استعانت مقبول و مشروع از اولیا، را مردود می داند. (45)

مشروعت توسل و استغاثه

دحلان، بخش قابل توجهی از کتاب الدرر السنیة را به مشروعیت توسل و مخالفت با نظر وه ها در این مورد اختصاص داده است: «اما منع وسل مطلقاً فلا وجه له». (46) وی با صراحت، زیارت و توسل را مبتنی بر کتاب و سنت و اتفاق نظر امت، مشروع می داند: «اعلم رحمک الله ان زیارة قبر نبیناً (صلی الله علیه و آله و سلم) مشروعة، مطلوبة بالکتاب و السنة و اجماع الامة». (47) ایشان منشأ توسل را تعلیمات نبی معرفی می کند: «اما وسل فقد صح صدوره من النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)». (48) دحلان، برای متفرد نشان دادن وه ان در مخالفت با توسل تصریح می کند: «و الحاصل، ان مذهب اهل السنة و الاجماع صحة وسل و جوازه بالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فی حیاته و بعد وفاته.» (49)
رفتار صحابه از رفتارهای معیار در جهان اهل سنت است. دحلان با این میزان به رد تنگ نظری وه ت می پردازد: «اما برک بآثار الصالحین فقد کان الصحابة یزدحمون علی ماء وضوئه و یتبر به.» (50) ایشان با تقبیح مخالفان توسل و کج فهمی آنان در تلقی نادرست از کمک خواهی، اعلام می کند که طرف استغاثه خود خداوند است و دیگران واسطه ای بیش نیستند: «فالمستغاث به حقیقة هو الله تعالی و اما النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فهو واسطة بینه و بین المستغیث.» (51) اعتقاد به مؤدی شدن توسل به کفر و شرک، براساس نگاه مانعان توسل، تخیلی نارواست. (52) او با ذکر شیوه عموم مسلمانان اعم از سلف و خلف، پندار مانعان توسل و تکفیری ها را مردود می داند: «و من تتبع اذکار السلف و الخلف و ادعیتهم و اورادهم وجد فیها شیئاً کثیراً فی وسل و لم ینکر علیهم احد فی ذلک، حتی جاء هولاء المنکرون.» (53) ایشان روش تکفیری ها را افراط و از حدود می داند که اکثر امت را کافر و خون و اموالشان را مباح و آنان را همانند مشرکان زمان تلقی می کنند. (54)
دحلان از صفحه 103 تا 136 کتاب مذکور (فتنه وه ت)، در عنوانی با نام «طرف من مقابحه»، اعمال و رفتار محمد بن عبدالوهاب و پیش گویی (صلی الله علیه و آله و سلم) را در مورد فتنه او با ذکر نمونه های روشن و مستند، مورد انتقاد شدید قرار می دهد. توسل به اولیا و ، بدون اعتقاد به استقلال در تأثیرگذاری مشروعیت دارد و صحابه عامل به آن بودند. (55) و شخص رسول خدا این رویه را به امت آموزش داده است. (56)
زینی دحلان، جریان تکفیر را جریانی منحرف و توأم با بدعت می نامد و شخصیت ان آن در به چالش جدی می کشد و نقطه تمرکز فکری آن ها را در اتهام شرک و کفر به دیگران با روش علمی و با شواهد متنی و تاریخی و رویه مسلمانان نقد می کند.

3. محمد زاهد کوثری (1296-1371):

از بزرگان احناف آسیای صغیر و صاحب تألیفات و تعلیقات بسیاری است. او از مخالفان و منتقدان جدی ابن تیمیه و محمد ابن عبدالوهاب است به گونه ای که ابن تیمیه را بدتر از خوارج معرف می کند.

خطای فاحش تکفیری ها در حوزه عقاید

کوثری، برای متفرد نشان دادن تکفیری ها در مشروعیت توسل، مسلمانان را به کتاب مصباح الصلاح فی المستغیثین بخیر الانام تلسمانی مالکی از علمای قرن هفتم (م 683 ق) ارجاع می دهد. ایشان در کتاب مقالات الکوثری، در مورد تنقیص مقام علی (علیه السلام) در کتب ابن تیمیه واکنش سختی نشان داده است و گروه های تکفیری را به خوارج تشبیه می کند. (57) که در لسان نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وج از دین، همانند وج تیر از کمان تشبیه شده اند. (58) کوثری، عقاید کلامی ابن تیمیه را در موضوع تشبیه و تجسیم و مطالب خلاف شأن خداوندی (59) و هم گرایی پیروان ابن عبدالوهاب را با او در این موضوعات، نقد جدی کرده و عقاید آن ها را کفر آشکار نامیده است. (60) کوثری، با استناد به آیات تنزیه، نظر ابن تیمیه را در مورد قرار گرفتن خدا روی عرش که به منزله نشیمن گاه بودن عرش برای خداست و قیام حوادث و اثبات حرکت برای او، کلماتی الحادی و کفر آشکار می نامد. وی در تعریضی آشکار می نویسد: «وه ان برخلاف کتاب و سنت، خون زائران قبور و متوسلان را مباح می دانستند.» (61)
کوثری، ابن عبدالوهاب را «زعیم المشبهه» می خواند. (62) نظریات ظاهرگرای صریح ابن تیمیه در کتب خود در مورد صفات خبری، موجب این گونه قضاوت های علمای اهل سنت شده است. ابن تیمیه در کتب متعدد خود بر صفات خبری، موجب این گونه قضاوت های علمای اهل سنت شده است. ابن تیمیه در کتب متعدد خود بر صفات خبری و عدم جواز تأویل آن ها از معانی ظاهری تأکید می کند. (63) کوثری، شواهد بسیاری از کتاب و سنت و رفتار بزرگان و صحابه و اعتقاد علمای مشهور جهان اهل سنت، مانند ف رازی، سعدالدین تفتازانی و سید شریف جرجانی، برای نقض عقاید وه ت و مشروعیت استغاثه و توسل به بزرگان و زیارت قبور نقل می کند و نظریات تکفیری ها را نقد می نماید. (64)
می توان نتیجه گرفت که ایشان، نظریات ابن تیمیه و پیروان او را در صفات خبری و عرصه های دیگر نکوهش می کند و آنان را به تشبیه و تجسیم و انحراف از توحید، یعنی بنیادی ترین اصل ی و قرآنی متهم می کند که نشانه عمق انحراف آن هاست. تلاش تبلیغی بی حاصل تکفیری ها ایشان را هرگز قانع نمی کند و این ناکامی بزرگی برای این جریان مدعی تبعیت از سلف است که یک عالم سنی از مطالب آن ها اقناع نشده است.

نقد رفتار خشونت آمیز جریان تکفیر

رفتار بی سابقه و بدعت گونه وه ان در هدم قبور با این عبارت کوثری مورد انتقاد قرار می گیرد که بر قبر و روضه از اول تا حال بنایی مستقر است. (65) هیچ عالم ی در خصوص بنای قبر روضه مطهر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) احساس ناخوشآیندی نداشت. چگونه می شود عملی شرک آمیز باشد، اما قاطبه مسلمانان در مورد آن اهتمام ویژه داشته باشند. کوثری، در تعریضی آشکار می نویسد: «وه ان برخلاف کتاب و سنت، خون زائران قبور و متوسلان را مباح می دانستند. (66) اتهام آدم کشی که از گناهان کبیره در لسان قرآن است». (67) از دیگر موارد قابل ذکر در نقد جریان تکفیر می باشد.

4. حسن بن فرحان الکالکی (معاصر، متولد 1390 ق):

از علمای معاصر عربستان و دارای تألیفات مهمی از قبیل بیعة علی بن طالب فی ضوء الروایات الصحیة، داعیة لیس نبیا، نحو انقاذ اریخ ال ی و غیره می باشد. او نه تنها با جریان متصلب و ظاهرگرای حاکم بر آن جا موافق نیست، بلکه آن ها را با محوریت کتاب داعیة لیس نبیا به صورت جدی نقد قرار کرده است. فضای بسته آن محیط، بر آزاد شی و انصاف علمی وی اثر سوء نداشته است و در فضای تقلید زده وه ان متحجر ظاهرگرا، فریاد آزاد شی و تلاش اجتهادگونه او بسیار سند کننده و امیدبخش است.

مظلومیت تاریخی اهلبیت (صلی الله علیه و آله و سلم)

فرحان المالکی، در آن فضای مسموم، با شجاعتی مثال زدنی از مظلومیت اهل بیت و علی (علیه السلام) در فرهنگ ی سخن می گوید و دیکتاتوری بنی امیه را آماج نقدهای خود قرار می دهد. او می نویسد:
«به هر حال» نویسنده که با جدیت به بررسی تاریخ پرداخته و به حقانیت علی و اهل بیت او و در نهایت، مظلومیت آن ها در فرهنگ ما ( ی) پی برده است و نیز ظلم و دیکتاتوری بنی امیه و اوج حمایت از آن ها در فرهنگ ما را شناخته است، چاره ای جز نقد تاریخ ندارد، خواه در ارزی خود راه صواب بپوید یا خطا. (68)
او در تعریضی آشکار به مادحین معاویه، همانند ابن تیمیه و دیگران می نویسد: «اگر نگارنده، ستمگری معاویه را ناپسند می شمارد، به دلیل پیروی از فرقه زیدیه یا اباضیه یا یه نیست، بلکه به دلیل پیروی از نصوص شرعی است.» (69)
اگر مطالب ابن تیمیه در مورد تمجید از معاویه و بنی امیه با عبارت های فوق مقایسه شود، میزان استقلال رأی و روح جست وجوگری و شجاعت بیان یافته های فرحان مالکی بیشتر نمایان می شود. ابن تیمیه در تعریف از معاویه، سنگ تمام می گذارد: «کانت سیرة معاویة مع رعیتة من خیار الولاة و معاویة کان خیراً من الاشتر النخعی و من محمد بن بکر»؛ (70) روش معاویه با مردم از بهترین روش های حاکمان بود و معاویه از مالک اشتر نخعی و محمد بن بکر بهتر بود. «کان (معاویة) یعطی اقاربه عطاء کثیراً و یعطی غیر اقاربه به ایضاً و کان محسناً الی جمیع المسلمین»؛ (71) معاویه به نزدیکان و غیر آنان بخشش فراوان می کرد و با تمام مسلمانان نکوکار بود.
ایشان در فضای بسته و حاکمیت حنابله غیر عقلی و گذشته گرای مذموم، با تأکید بر استقلال فکری، محور حرکت و تبعیت محض را فقط خدا و ش می داند: «لا نتبع من البشر الا محمداً... لا نتمحو الاحول قال الله و قال رسوله.» (72)

مبارزه بی امان با انحراف تکفیر و ضرورت روشن گری

فرحان مالکی، از جریان وه ت به عنوان «فتنه بزرگ» و «مصیبت گسترده» نام می برد (73) برای معرفی حرکت متفرد و غیر ی وه ت، معتقد است که این جریان که خاستگاهش نجد عربستان می باشد، به همه فرقه های ی ستم کرده است: «و کلهم قد ظلمناهم». (74) وی معتقد است که پیروان ابن عبدالوهاب به اندازه ای منحط شده اند که نظریات او را بر احادیث شریف مقدم می دارند که انحرافی آشکار از روش سلفی است. (75) پیروان ظاهرگرای ابن عبدالوهاب، عمر خود را با امور بی ارزش تباه کرده اند و امور مهمی را مانند تکفیر مسلمان و مباح دانست خونشان که محترم و لازم الرعایه است، کوچک می شمارند و با ناب دی، خود را رهرو سلف صالح می دانند. (76) او خود را به جلوگیری از آثار شوم و آلودگی تکفیر ظالمانه و ریخته شدن خون بی گناهان در محیط خفقان عربستان سعودی متعهد می داند: «من لوث لتکفیر الظالم او الدماء المعصومه». (77)
فرحان مالکی، ضمن متهم وه ان به تقلید نابجا از ان ظاهرگرا و تکفیری، به صورت مضمر، ضرورت بازگویی خطاهای اشخاصی چون ابن عبدالوهاب و ابن تیمیه را یادآور می شود. (78) او در تحلیل شخصیت بنیان گذار جریان تکفیر، وی را بدعت گذار و رویه اش را برخلاف اسلاف می داند که سرزمین مسلمان نشین عربستان را به ناروا به دو بخش دارال و دارالکفر تقسیم کرد. (79) علمای معاصر ابن عبدالوهاب، رتبه و شأن علمی برای او قائل نبودند. (80) او از دانشمندان وه به دلیل کتمان اشتباهات ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب که زمینه فریب جوانان را فراهم کرده است، به شدت گلایه می کند. (81) او ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب را پیش گامان دعوت به تکفیر می نامد و از آن ها انتقاد می کند. (82) وی با صراحت کامل اعلام می کند که در مکتب شیخ عبدالوهاب، شوائب و انحرافاتی وجود دارد. (83) و عدم جامعیت تکفیری ها مورد تصریح ایشان است. (84) او ابن عبدالوهاب را به افراط گری، غفلت، رفتار ظالمانه با علمای مخالف، ناتوانی و بدعت گذاری توصیف می کند. (85)
در سخنان و بیانات تکفیری ها، از منهج شیخ عبدالوهاب به «دین» یاد شده است که اعترافی است به بدعت در اختراع دینی غیر دین که مسلمانان به آن اعتقاد دارند. در متن توبه نامه علمای مکه که توسط وه ان تدوین شده بود، به واژه دین تصریح گردیده است: «ان هذا الدین الذی قام به شیخ محمد بن عبدالوهاب و دعا الیه المسلمین سعود بن عبدالعزیز...» (86)
او به صورت تلویحی به وه ت افراطی اتهام می زند که به علت تبرئه خود، را قربانی کرد (87) از منظر عده ای از علما، در شه و عمل وه ت تکفیری، خصایص خوارج وجود دارد: «فهم یرون ان خصائص الخوارج مجتمعة فیهم لانهم یکفرون المسلمین و یستبحون دمائهم» (88) نقد علمی نظریات ابن عبدالوهاب در مورد اتهام زنی وی به مسلمانان و تمجید از کفار قریش نیز در کتاب فرحان مالکی آمده است. (89) ایشان با تأسف و مقایسه پر معنی از رفتار وه ت و (صلی الله علیه و آله و سلم) می نویسد: «مسلمانان صادق و متدینی به دین داری شهادت دادند و به ارکان اقرار د. اما از جنگ و تکفیر در امان نماندند، در حالی که منافقان صدر به دروغ شهادت می دادند و (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می دانست که دروغ می گویند، اما جان و ان حفظ شد. (90)

چالش های کلامی و اعتقادی وه ت تکفیری

فرحان مالکی در کتاب داعیة لیس نبیاً از صفحه 33 تا 80، از بند بند کتاب کشف الشبهات را انتقاد علمی و 33 شبهه درباره آن را بیان و نقد می کند. ایشان مشروعیت توسل و شفاعت را با استفاده از سیره گذشتگان اثبات می کند. (91)
وی می نویسد:
هرج و مرج تکفیر، نتیجه حتمی مسلک ابن عبدالوهاب است که قلمرو تکفیر را توسعه داد. (92) از نظر او، حتی وجود برخی رفتار شائبه انگیز در بین مسلمانان با احتمال تأویل، مانع انتساب آن ها به کفر است: «فتأویل مانع کبیر من موانع کفیر. (93)
نسفی از شه وران ماتریدی، برخلاف نظر جریان تکفیری ظاهراگرا، از قول بسیاری از علما نقل می کند که نمی توان صفات خبری را بر معانی ظاهری حمل کرد و در مواردی، تأویل را برای صیانت از عقیده صحیح و نسبت مجاز به خداوند واجب می داند. (94)
بیاضی، از مشاهیر متکلمان ماتریدی هم به تأویل صفات خبری از معنای ظاهری قائل است. (95)
فرحان مالکی، با تعریضی که نشان دهنده ی خودمحوری وه ت تکفیری است، می نویسد: «تعریف آنان از مسلمان با تعریف سایر مسلمانان متفاوت است. مسلمان فقط ی است که تابع شیخ عبدالوهاب باشد. (96) از نظر آن ها، مسلمانان جهان غیر از اتباع شیخ عبدالوهاب، دینی غیر از اختیار کرده اند. (97) موارد تکفیر آن ها بسیار گسترده است و دامن افراد زیادی را می گیرد که این نمونه ها قابل ذکرند: تکفیر صریح علما و قضات برجسته نجد و اساتید آن ها (98) علمای حنبلی، مثل شیخ سلیمان بن سحیم حنبلی (99) فرقه یه با وجود آن که ابن تیمیه آن ها را فقط بدعت گذار نامیده است. (100) سب کنندگان صحابه (101) (برخلاف روش علی که با وجود این که خوارج او را تکفیر د و دشنام دادند، آنان را تکفیر نکرد)، ابن عربی و اتباع وی، (102) به دلیل نفی صفات که از اعاظم کلامی اهل سنت است (103)، معتزله، حنفیه، صوفیه و پیروان مذاهب چهارگانه. (104)
فرحان مالکی، در نقد «توحید قبوری» وه ت می نویسد: «برخی اماکن، همانند مدینة النبی و کنار قبور صالحان در مظان استجابت دعاست و ابن حزم در این مورد ادعای اجماع کرده است.» (105) ذهبی و برخی از علما، تبرک به قبر را جایز دانسته اند و بارها گفته اند که خاک فلانی، پادزهری آزموده شده است: «قبر فلان تریاق مجرب». آیا با این اعتقاد، علما کافر شده اند؟ (106) ایشان تصریح می کند که تبرک جستن به خاک قبر صالحان توسط علمایی که ما به سلفی بودن آنان مفت یم، رایج بوده است. (107) وی در تعریضی معنی دار می نویسد: «مسلمانان متوسل به قبور انبیا، صاحب قبر را پرستش نمی کنند و ادعای شیخ عبدالوهاب در این مورد اشتباه است. آنان جز خدا را پرستش نمی نمایند. (108)
او هم چنین به تقابل وه ان با علمای نجد که موافقشان نبودند، (109) اسامی 22 نفر از علمای برجسته مخالف وه ت را ذکر می کند که در میان آنان، از فقها و علمای برجسته حنبلی و ن نجد و مناطق دیگر عربستان وجود دارد. (110) او یادآور می شود که لازمه منطقی منهج شیخ عبدالوهاب، تکفیر انی است که برای غذا گرفتن به دیگران مراجعه می کنند یا به کعبه سوگند یاد می نمایند یا در مدح صالحان و غیر آن ها مبالغه می کنند. این مسئله، دامن طرف داران افراطی او را می گیرد که از او و ابن تیمیه، به وفور تعریف و تمجید کرده و می کنند. (111) ظاهرگرایی حنابله تکفیری به اظهارنظرها و فتاوی سخیف و سبک توسط آن ها منجر شده است که مردم در مورد آن بی اعتنایند. تحریم آموزش جدید و بیان این که علوم جدید، پایه های الحاد را تشکیل می دهند، (112) ممنوعیت بازی فوتبال به دلیل عدم سابقه در زمان خلفای راشدین! (113) و منع از کلاه گذاشتن و پوشیدن شلوار، (114) نمونه هایی از مطالب فراوانی است که لازمه تصلب دیدگاه وه ت متحجر می باشد.
ابزار تکفیر در شه ی وه ت به تعهد درونی تبدیل شده است. به گونه ای که آن ها هم دیگر را نیز تکفیر می کنند. (115) فرحان مالکی، با تأسف اظهار می کند: «وه ان به دو دلیل از اهل بیت (صلی الله علیه و آله و سلم) سفارش شده ی قرآن و (صلی الله علیه و آله و سلم) بیزارند: 1. پیروی از ابن تیمیه و غلات حنابله؛ 2. به علت خصومت تاریخی با شیعه.» (116) لذا دشمنی آن ها، جنبه ی علمی قابل اعتنا ندارد و این خطای فاحش را باید در شمار رفتارهای پرخطای تاریخی آن ها ارزی کرد و به انحرافشان از سنت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) و روش سلف صالح پی برد. فرحان مالکی در نهایت، ادعای علمای مبنی بر انحراف ابن عبدالوهاب در سه موضوع تکفیر مسلمانان، ادعای نبوت و اعتقاد به جسم بودن خدا (117) را تأیید می کند و بر آن ها صحه می گذارد.

5. محمد سعید رمضان البوطی (1347-1434 ق):

البوطی، از علمای معاصر اهل سنت و قربانی خشونت کور سلفی های تکفیری در ، عالمی متین و دانشمندی متفکر و مصلح بود. ایشان د رکتاب السلفیة مرحلة زمنیة مبارکة لا مذهب ی، وه ت تکفیری را به تلویح و تلمیح با «عنوان متمذهب بالسلفیه (متظاهر به سلفی بودن)» منتسب می کند، (118) که بدعتی است بی سابقه و در بین سلف، سابقه ندارد (119): «المتذهب بالسلفیه، بدعة لایقرها اتباع السلف (120) ان المتذهب بمذهب جدید اسمه السلفیه، یقوم علی عصبیة الانتماء شیئی آ لا شان له بالاتباع المطلوب». (121) ایشان روح مذهب مخترع را عصبیت و مبتنی بر خودخواهی می داند: «روحها العصبیه و انانیتها الجماعیه.» (122)

بدعت سلفیت

این عالم دانشمند، تعیین عنوانی به نام «مذهب سلفی، را بدعتی در دین (بدعه طارئة فی الدین) می داند که امت واحد و یک پارچه ی را از هم جدا کرده است و شمول آن بسیار محدود می باشد و عده ای خاص به نام «سلفی ها» را در بر می گیرد که سلف صالح این امت و خلف ملتزم به راه و روش آن ها، آن را به رسمیت نمی شناسند. (123)
او در مورد بی ریشه بودن این مذهب ادعایی می نویسد: «در زمان سلف، مذهبی سلفی با ممیزاتی که از سایر مسلمانان جدا بوده است و دارای شرف و امتیازی باشد، وجود نداشت». (124) اگر ادعای سلفیه درست باشد، گروهی هم می توانند مذهبی به نام «راشدین» و «صح ین» اختراع کنند». (125) وجود اختلاف در سلف صالح، موجب تقسیم آن ها به گروهی خاص نشد و آن ها مخالفین خود را بدعت گذار نمی نامیدند. (126)
وی در قضاوت قاطع خود در بی هویتی این جماعت می نویسد: «برای محقق فرهنگ و شه و فهم ی احتیاجی به بحث نیست که به علم یقینی متوجه شود. این بدعت جدید (سلفیت)، هیچ ریشه ثابتی در گذشته دور و نزدیک تاریخ این امت و تاریخ قانون گذاری ی ندارد. (127)
سلفیه، از اهل سنت و جماعت نیستند. (128) اگر منظور آن ها از نام «سلفیه»، اهل سنت و جماعت باشد، مرتکب بدعت در نام گذاری شده اند و اگر منظور چیز دیگری است، پس در اسم و معنی بدعت صورت گرفته است که محتوای آن باطل می باشد. (129)

انعطاف داشتن و سیال بودن در روش سلف صالح و جمود سلفیه

البوطی، به روش تبلیغ آن ها در ادعای انحصار و احتکار حق در خود و نسبت بدعت و ضل به دیگران، اعتراض می کند و آن را تعصب شنیع می داند. (130) ایشان روش ظاهرگرایی و تحجر و جمود سلفیت را با شیوه های تحلیلی و ارجاع به مستندات تاریخی و منهج و ممشای سلف صالح رد می کند، زیرا در حیات سلف صالح، دگرگونی های متنوع و مختلف جریان داشته است و آن ها بر گفتار و اقوال خود جمود نداشتند. (131)
او برای اثبات مدعای خود به نمونه هایی اشاره می کند: نحوه زندگی در مکه با هجرت به مدینه متفاوت باشد؛ مثلاً در مکه لباس دوخته شده مرسوم نبود، ولی در مدینه تحت تأثیر رسوم یمن و عجم رسم شد و سلف هم از آن تبعیت د. کاسه (صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه از چوب سخت بود و در مدینه از ظرف شیشه ای استفاده نمودند و مهر نامه در مکه معمول نبود، ولی در مدینه، روش حاکمان وقت جهان در مهر نامه ها رسم شد. (132) او ادامه می دهد که عصر تابعین، معرکه اختلافات فکری و اجتهادی میان بزرگان رأی و حدیث بود (133) وی در تعریض به روش تصلب در گذشته می نویسد: «منهج سلف اجتهاد در امور اجتهادپذیر بود.» (134)
البوطی، در اعتراض به شیوه سلفیت تکفیری، انعطاف علمی را شرط روش مقبول می داند: «صاحبان رأی در مسائل، حق دارند به درست بودن نظریات خود مطمئن شوند، ولی حق ندارند مخالفان خود را گمراه و خارج از حوزه هدایت بدانند.» (135)
از ویژگی های نوشته البوطی، نقد جدی و روش مند پذیرش فهم مطلق نظریات سلف است. (136) او تغییر شیوه های فکری (اسالیبهم الفکریه) مسلمانان اول را با توجه به گسترش دایره فتوحات ی و آشنایی با اصول حیات اجتماعی و اقتصادی و ایمان عده ای از پیروان ادیان دیگر که حامل عناصری از ادیان سابق خود بودند و هم چنین مجادله های علمی پیش آمده را امری طبیعی می داند. (137) وی می نویسد: «شرایط جدید و نیاز به تبلیغات در سرزمین های دیگر، مناقشات ارباب مذاهب، موازین لغت و بیان و ضرورت دفاع عقلی از دین، موجب تغییر رویه صحابه می شد.» (138)
مهم ترین نتیجه این بحث، عدم منهج و شیوه واحد در سلف صالح است که برای ابد قابل تبعیت باشد. لذا پایبندی شدید در ظواهر، موجب رکود شه و سردرگمی است.

آسیب شناسی در حوزه روش سلفیت

البوطی، در موضوع روش شناسی، با بیان معیار فهم درست متون و نصوص دینی به سلفیه ایراد می گیرد که چرا پویا و به روز عمل نمی کنند. فهم از متون دینی، موازینی از قبیل کیفیت دل الفاظ بر معنی، نص و ظواهر، مجمل و مفصل، انشا و اخبار، عام و خاص و مطلق و مقید دارد و هر به آن ها ملتزم باشد، چه در عصر سلف و چه بعد از آن ها، تابع کتاب الله و سنت رسول الله است و اگر ملتزم نباشد، از کتاب و سنت بهره ای نمی برد، گرچه در زمان صدر اول بوده و در مجالس (صلی الله علیه و آله و سلم) حضور دائم داشته است. (139) او شیوه ابن تیمیه (آبشخور اصلی نظریه سلفی تکفیری) را به علت تکفیر دیگران با کمترین اجتهاد و نیز مخالفت با تصوف، رد می کند. (140)

تیپ شناسی سلفیه

البوطی معتقد است که پیروان مذهب سلفی، بدعت گذار گمراهند و باعث خصومت ها و اختلافات در بین مسلمانان شده اند. (141) نام بردن از وه ت سلفی تحت عنوان «الفتنه الشنعاء» (142) و «فتنه بدعت آمیز»، (143) نشان دهنده ی دیدگاه به شدت انتقادی اوست. البوطی می نویسد: «سلفی های وه ، گرفتار گی عقل شده اند و نسبت دادن جمود عقلی و عدم تحرک فکری به سلفی های متصلب، توصیف فاصله گرفتن این گروه از روش عقلانی مورد تأکید نصوص دینی و رویه متفکران ی است. (144)
سلفی ها در تمام کیان ی، موجب تفرقه شده اند و به دلیل جراحت های این فتنه بدعت آمیز زیان هایی به پیکره امت واحد وارد شده است که وحدت مسلمانان را تهدید می کند و همه از این وضع گلایه مند هستند. (145) اقدام برای علاج این جراحت، سد ب است که از آن به بدنه امت ی رخنه کرده است: «ان استنکار هذه الرعونات الشنیعه، لا ی الا بمعالجتها و لا ی معالجتها الا بسد الباب الذی اقتحمت منه.» (146)

انحراف و تز ل در عقاید سلفیت تکفیری

ایشان در قسمتی از نوشته های خود، از عقاید کلامی سلفیه وه انتقاد می کند. توسل به مقام رسول الله و صالحان ثابت است و عده ای در زمان حضرت به عرق، مو و آب وضوی (صلی الله علیه و آله و سلم) تبرک می جستند. (147) توسل به صالحان، انسان را از ملت خارج نمی کند و اعتقاد به این وج، توهمی است که دلیل ندارد. (148) از نظر ما اشکال ندارد که ی قصد زیارت قبر و مسجد (صلی الله علیه و آله و سلم) را داشته باشد. (149) نظر و استناد ابن تیمیه در مورد بدعت بودن زیارت قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) با میزان لغت و شرع، واهی است. (150) ابن تیمیه در اظهاراتی تند و خارج از عرف، استغاثه کنندگان به میت و غایب و دعاکنندگان در نزد قبور را همانند بت پرستان می داند که با آنان تخاطب می کند. (151)
البوطی، در قضاوت نهایی، پیروان وه ت سلفی را گمراهان حیله گری می داند که در پوشش عنوان مرده ی بی روحی به نام «سلفیه» جلوه گری می کنند و از مسیر ترقی باز مانده اند. منهج رشد، مشخص و روشن است و منهجی است که ادعای متمسکان به کتاب و سنت را نشان می دهد و مسیر گمراهان و حیله گران را مشخص می کند، نه این کلمه مرده ی سلفیه. و در نهایت تفاوتی بین سلف و خلف نیست، بلکه منهج شناسی و تمسک به آن مهم است. (152)

6. حسن بن علی السقاف (معاصر، متولد 1380 ق):

از علمای شافعی اشعری و از مخالفان و ناقدان معاصر و پرشور وه ت در کشور اردن است. ایشان در کتاب مناقشة منهج الوه ة فی العقیدة و کفیر، السلفیة الوه ة افکارها الاساسیة و جذورها اریخیة، شه ها و رفتار تکفیری ها را آماج نقدهای نفس گیر قرار می دهد.

وه ت، پدیده بیگانه با کلیت جهان

سقاف به طعنه، وه ان تکفیری را «متسلف (متظاهر به سلف)» می نامد (153) تأکید وی بر رسمیت مذاهب هفتگانه حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، ی، اباظی و زیدی و رد نگاه متصلب و متحجر وه ان تکفیری است. (154) سقاف از شیوه ها و روش های آن ها با نسبت سنجی از روح تعالیم ی، انتقاد شدید می کند. رویکرد خشن وه ت با توجه به تأکید بر اخلاق، عاطفه، الفت و رحمت، مردود می باشد. (155) عملکرد وه ت، موجب آزار قلوب مؤمنان راست کردار شده است. (156) مسلمانان در سیر تاریخی خود، واجد علوم با ارزشی مانند کلام، فقه، تصوف و عمارت (بنّایی) شده اند و آن ها را گسترش داده اند و در حوزه مدنیت اجتماعی، با اقلیت های مذهبی با رحمت و مدارا برخورد کرده اند که مایه افتخار در عالم شده است، ولی وه ها، ارزشی برای این امور قائل نیستند. (157)
سقاف، سلفیت و وه ت را یک سان می انگارد که در داخل جزیرة العرب به وه حنبلی و در خارج، سلفی نامیده می شوند. وه ت از سلفیت به وجود آمده است. (158)
برخلاف این نظر، سلفیت انواع مختلفی دارد که شاخه نجدی آن وه است، اما در شبه قاره، پیروان دیوبندی شاه ولی الله دهلوی و در مصر، بسیاری از اتباع اخوان المسلمین سلفی هستند، ولی وه نمی باشند.

عقاید کلامی وه ت بر بنای بی بنیاد

از منظر حسن بن علی سقاف، ریشه ظاهرگرایی وه ت در شه های حنبلی است و مذهب حنبلی نظریات واضحی در مورد تشبیه و تجسیم

عبارات مرتبط با این موضوع

موضع انتقادی شه وران اهل سنت در برابر جریان های تکفیریموضع انتقادی شه وران اهل سنت در برابر جریان های تکفیری نویسنده علیرضا موضع انتقادی شه وران اهل سنت در برابر جریان های تکفیریجریان تکفیری به عده معدودی از علمای حنبلی منطقه نجد عربستان متعلق است که برای توجیه هشدار روسیه نتیجه نداد خبر فارسیموضع انتقادی شه وران اهل سنت در برابر جریان های تکفیری خاص به مقوله ایمان و به راسخون یار همیشه همراه شناسیموضع انتقادی شه وران اهل سنت در برابر جریان های تکفیری سنت در برابر جریان وه ت در گفتار علمای اهل سنت پایگاه جامع فرق، … انتقادی شه وران اهل سنت در برابر جریان های د?


متن تبریک روز پدر و روز مرد
ای تمام زندگی و هستی ام، عشق را با تو تجربه و بدان مروارید زیبای عشقت همیشه در صدف سرخ قلبم جای دارد. بهترینم، به پای همه خوبیهایت برایت خوب بودن، خوب ماندن و خوب دیدن را آرزو می کنم. روز مرد را به تو عزیزترینم تبریک می گویم.

62 متن تبریک روز پدر مرد
متن تبریک روز پدر و روز مرد

پدر جان ، با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را شکر می کنم که فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم. پدر جان عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن تبریک روز پدر و روز مرد

میگن خداوند به هر ی به اندازه دلش داده ببین دل من چقدر بزرگه که خدا تو رو به من داده. نازنینم با تمام وجود دوستت دارم و مردانگی ات را می ستایم و به وجودت افتخار می کنم. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن تبریک روز پدر و روز مرد

زندگی و زیستن را در کنار تو دریافتم. مرد زندگی ام به اندازه تمام لحظه های زیستنت دوستت دارم. روز یکی شدن مان را به تو تبریک می گویم و از خدا می خواهم سالیان سال سایه ات بالای سرم باشد.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن تبریک روز پدر و روز مرد

لطیف ترین یاس های سپید ار در میان حریری هفت رنگ از ابریشم می پیچم و آن دسته گل را به غنچه هایی ازگل سرخ وزین کرده و تقدیمت می کنم . همسرم دوستت دارم.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن تبریک روز پدر و روز مرد

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال هست افتخارم . پدرجان باش و با بودنت باعث بودن من باش.62 متن تبریک روز پدر مرد
من به تو دل دادم و به چشمان تو خندیدم . به تو پیوستم و تا ابد و تا همیشه دوستت دارم . روز مرد را با یک دنیا عشق به تو تبریک می گویم . امیدوارم شمع وجودت روشن و زندگی ات همیشه سبز باشد.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن تبریک روز پدر و روز مرد

همسر مهربانم با وجود تو، مرا به الماس ستارگان نیازی نیست، این را به آسمان بگو. تو به قلب من شادی و به جانم روشنایی می بخشی . روزت مبارک باد.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خی برایم تکیه گاه است … روزت مبارک .62 متن تبریک روز پدر مرد
متن تبریک روز پدر و روز مرد

همسفر زندگیم وجود نازنین تو بهانه زیستن است. تو زیباترین حضور عاشقانه در زندگی من هستی. عاشقانه و بی نهایت دوستت دارم، بیش از آنچه تصور کنی. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

خدای اطلسی ها با تو باشد/پناه بی ی ها با توباشد/تمام لحظه های خوب یک عمر/به جزء دلواپسی ها با تو باشد…..پدر عزیزم روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

صدها شاخه گل مریم تقدیم شما باشد که برای من در جهان بهترین هستید. روز پدر مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

نقش پدر در دلهاست و دیگری جای او را نمی گیرد، آن که دلها به عشق او زنده است، در دل عاشقان نمی میرد. پدر عزیزم روزت مبارک62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

مهربان ترین بابای دنیاصادقانه دوستت داریم و هزاران شاخه گل شقایق تقدیمت می کنیم.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر خوبم به ذهنم س ام که غیر از تو به ی فکر نکنم، به چشمانم یاد داده ام که جز تو نبیند و در روز مرد هدیه ام برای تو قلبی است که تا ابد می تپد.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم یک شاخه گل ، یک دنیا مهربانی ، به تو که هم گلی و هم مهربانی . روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزمبا قلبی سرشار از شادی و شور خوشبوترین و لطیف ترین گلهای هستی را، همراه با خوش آهنگترین ترانه گیتی، به مناسبت روز مرد تقدیمت می کنم.
62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

روز پدر بهانه است که بگوییم همیشه به داشتن پدری چون شما افتخار میکنیم و همیشه این جمله زیبای شما را به یاد دارم که گفتی هیچ وقت موفقیت بزرگی بدون پشتکار مقدور نیست. امیدوارم همیشه در زندگی موفق و شادکام باشید.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

پدر عزیزمای کاش توان آن را داشتیم که از عرش تا فرش را برایت گلباران کنیم و بر دستان پر از مهر و عاطفه ات که مظهر عشق و ایثار است بوسه زنیم تو در تمام طول سالهای عمرمان و حتی در نبود مادرمان، همچون خورشیدی بر زندگیمان ت دی. روز پدر را با سبدی از گلهای یاس و نرگس تبریک می گوییم.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

ای شبنم عشقت که زیباترین شبنمی بود که روی گلبرگ های قلبم نشست. بدان که تا وقتی شقایق هست دوستت دارم.روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم،برای چیدن ستاره های قلبت با سبدی پر از گلهای زیبا می آیم و گل ها را در باغچه دلت می کارم تا بدانی چقدر دوستت دارم . روز پدر مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم از وقتی خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شد، شیدم که الهه عشق بهترین را نصیب من کرده است. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

پدر عزیزتر از جانم، فرا رسیدن روز خوش یمن و مبارک پدر را تبریک میگویم و امیدوارم سایه مهر و محبت تو پیوسته بر سرم باشد و همیشه در پناه خداوند منان در کنار هم باشیم.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم، عشق را اولین بار در نگاهت تجربه کرم زندگی را در کنار تو آموختم. دلم را به تو بهترین امینم سپردم. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

پدر عزیزم!زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش همه در کنار تو برایمان معنی پیدا کرده است. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

پدر جانسحرگاهان که نسیم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه میبخشد/به آن محراب پاکش آرزو برایت/خوب دیدن، خوب بودن، خوب ماندن را/با تمام وجودم دوستت دارم. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

تندیس جاودانه ایثار و فداکاری، پدر نازنینمبه کمال روح انسان، به حیات جسم ، به تمام دنیا، به صدای رعد و طوفان، به نسیم عهد و پیمان، به خدای جسم و روحم، به نگاه پر شکوهت، که تو را عاشقانه می پرستم. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

پدر بزرگوارم،تو گرانمایه ترین تصویریمن اگر قاب تو باشم کافی است.امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشی و سایه بلندت همواره بر سر ما باشد.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم،همدم تنهایی ام، به وسعت قلب مهربانت دوستت دارم. روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

تقدیم به بهترین همسر دنیاهمسر عزیزم،هزاران شاخه گل را با تمامی وجود تقدیمت میکنم و به خاطر تمامی خوبیهایت بر دستانت بوسه میزنم و این روز را به همراه فرزندانمان به تو بهترینم تبریک میگویم.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

پدر عزیزمبه خاطر تمام خوبیهایی که در حق من کردی و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی و با سوختن خود عشق و شور را در وجودم روشن کردی، با تمام وجودم و با تک تک سلولهایم دوستت دارم.
62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم، ای سربلند تر از هر فصل و ای باشکوه تر از هر ماه، تو را دوست دارم، تو را که زاده فصل سبز انتظاری. تویی که سلام و کلام و نگاهت همه بوی بهار میدهد و عشق هدیه میکند. عزیزم روزت مبارک62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسرعزیزم، یک باغ گلهای یاس و میخک ، یک دریا عشق و اشتیاق و پولک، یک حس پاک و یک قلب بی قرار و کوچک فقط می خواهد بگوید عزیزم روزت مبارک.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد
همسر عزیزم، از وقتی شریک زندگی ام شده ای، هر روز بیشتر از دیرروز دوستت دارم، وجود نازنینت بهترین تکیه گاه و مهربانیهایت بزرگترین دلیل برای زنده بودن من است.62 متن تبریک روز پدر مرد
متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم!نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را،نمی دانم که حس کردی سکوتم راولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم.وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم.عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود.
متن روز پدر و روز مرد

متن روز پدر و روز مرد

همسر عزیزم!نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را،نمی دانم که حس کردی سکوتم راولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم.وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم.عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود.


متن تبریک روز پدر مرد

متن تبریک روز پدر مرد

متن تبریک روز پدر مرد

متن تبریک روز پدر مرد

متن تبریک روز پدر مرد

متن تبریک روز پدر مرد



ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .

پدرم روزت مبارک

تبریک به ی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی

و… بسیار سخت است … پدرم روزت مبارک . . .
پدر عزیز

از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد

این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی

روز پدر مبارک

پیام تبریک روز پدر

آفتاب مهربانی ،سایه ی تو بر سر من ،ای که در پای تو پیچید ،ساقه ی نیلوفر من. پدرم تو آفتاب زندگی ام هستی . آفت که امید وارم هیچگاه غروب نکند.

روز پدر مبارک

پیام تبریک روز پدر

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،

نه مرگ ،

نه ترس ،

سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود پدرم ؛

پیام تبریک روز پدر

اگر بدانی

چه ی،کشتی زندگی را

از میان موج های سهمگین روزگار

به ساحل آرام رویاهایت

رسانده است؟

“پدرت” را می پرستی . . .

روز پدر مبارک

پیام تبریک روز پدر

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد

سرم به خاک رهت ارجمند خواهد شد

لبی که درد می کند شب و روز

به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

پدرم روزت مبارک

پیام تبریک روز پدر

چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود

برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود

ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است

در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود

پدرم روزت مبارک

پدر ای وجودم از تو / قدرت و توان گرفته

ای که از دم نفسهات / هستی من جان گرفته

روز پدر مبارک

اس ام اس های تبریک روز پدر
3520 متن تبریک روز پدر مرد

شاعر می فرماید:

روز مرد است و عجب! کادوی ما نایاب است / گر چه این دُر گرانقدر همان جوراب! است

*************************

چه حکایت جالبیست ، کلمه ی زندگی با “زن” آغاز میشود و مردن با “مرد”…

روز مرد مبارک باد
*************************

مرد یعنی یک جهان بیچارگی ، یک بلای خانگی ، سایه پردردسر ، یک هیولای دوسر ، یک کویر بی گیاه ، زندگی با او تباه ، اسمانی بی فروغ هرچه میگوید دروغ شوره زاری بی علف ، عمر زن با او تلف. ( روزت مبارک )

*************************

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک

*************************

وای روز مادر و روز پدر / جدم از ناراحتی آید به در

روز مادر یک النگو می دهم / زن دهد جوراب در روز پدر

تازه پول دومی را هم زمن / می ستاند از طریق گل پسر

قیمت جوراب من هم ل / از النگو هست قدری بیشتر !

*************************

چه ی میداند در پس این چهره مهربان خستگیت را

پدرم دوستت دارم

*************************

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

*************************

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ،

بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد

*************************

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ،

شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم

*************************

از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد

این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی

*************************

نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،

جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد

*************************

روز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست …

روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته …

و اون گنجی یه که هر ی نمی تونه دارای اون باشه …

روز موجودی با محبت به نام پدر ..

پدر عزیزم روزت مبارک
click this bar to view the full image.
3521 متن تبریک روز پدر مرد

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .
————————————————
روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم)
————————————————
پدر ، نام تو تکیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریک عرض میکنم .
————————————————
اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی
روز مرد مبارک.
————————————————
پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خی برایم تکیه گاه است … روزت مبارک .
————————————————
علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک
————————————————
روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم
روزت مبارک
————————————————
بابای عزیزم ، روز پدر رو بهت تبریک میگم و صمیمانه بر دستای پینه بسته ات بوسه می زنم .
————————————————
تبریک به ی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و… بسیار سخت است
پدرم روزت مبارک
————————————————
میلاد مسعود اولین کوکب رخشان سپهر ولایت و ت
بر عاشقان و شیفتگان حضرتش مبارک.
————————————————
روز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست …
روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته …
و اون گنجی یه که هر ی نمی تونه دارای اون باشه …
روز موجودی با محبت به نام پدر ..
پدر عزیزم روزت مبارک
————————————————
پدرم
به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد
سرم به خاک رهت ارجمند خواهد شد
لبی که درد می کند شب و روز
به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد
روزت مبارک
————————————————
مکه پر شور و شعف/ کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما/ آمده میر نجف
————————————————
میلاد مظهر علم و عزت و عد و سخاوت و شجاعت،
اسد الله الغالب، علی بن طالب، مبارک باد.
————————————————
زد عشق تو خیمه در دل ما
حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علی و آل بسرشت
از روز ازل خدا دل ما

ولادت باسعادت مولای عاشقان، مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.
————————————————
ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی لست
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است
————————————————
هر که شود داخل حصن حیدر
ایمن بود از عذاب روز م
جز مهر علی و آل چیزی نبود
سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر
————————————————
ای تو کعبه را نگین/ یا المؤمنین
ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین
کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران
روز سیزده رجب/ ای مؤمنان
————————————————
تقدیم به پدر حقیقیمان، زمان-ارواحُنا فِداه:
ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است
جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است
————————————————
پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا
————————————————
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم
————————————————

ولادت مولی الموحدین المومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما دوستان تبریک و تهنیت عرض میکنم



مقدمه:آنتوان دوسنت اگزوپری  1فرزند سوم ژان دوسنت اگزوپری به سـال  1900در شـهر لیـونزاده شد. پدر و مادر او اصلا اهل لیون نبودند و در آن شهر نیز س ت نداشتند ، و بنـابراین تولـدآنتوان در لیون امری کاملا تصادفی بود.چهارده ساله بود که پدرش مرد ، و از آن پـس نگاهـداری و تربیـت او بـه دوش مـادرشافتـاد. دوران کـودکی او بـا یـک بـرادر و سـه خـواهرش در سـن مـوریس 2و مـول  3کـه امـلاکمادربزرگش در آنجا بود سپری شد. و او دوره دبستان را در مان 4به پایان رسـانید. در آغـاز دورهدبیرستان پیش یکی از ان موسیقی به آموختن ویلن پرداخت. یگانه برادرش فرانـسوا بـه سـال1917بر اثر بیماری رماتیسم قلبی در گذشت و بار مسئولیت گذران خـانواده یکبـاره بـه گـردن اوافتاد.آنتوان برای انجام خدمت سربازی به نیروی هوایی پیوست و در سیر دو سال خدمت ؛ فنخلبانی و مکانیکی آن را فرا گرفت ؛ چنانکه در زمره هوانوردان خوب و زبردست فرانسه بـهشمار میرفت. در  1923دوره خدمت وظیفه را بـه پایـان رسـانید و میخواسـت دوبـاره بـه زنـدگیکشوری بازگردد ، و حتی مدتی نیز به کارهای گوناگون پرداخت ؛ لیکن آ به راهنمایی و ...




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مجموعه: اس ام اس های جالب



روز مرد, اس ام اس تبریک روز مرد


روز مرد, اس ام اس تبریک روز مرد


 


مرد که باشی 
وقتی دست زنی  را عاشقانه می گیری 
تازه می فهمی مرد بودن را باید
میان دستان ظریف زن احساس کنی ...


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


متن عاشقانه در مورد مرد


 


در طریق مرد بودن... 
همچو کوه درد باش،،،، 
یا نزن حرفی ز مردی،،،،
یا حقیقت مرد باش....


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


اس ام اس تبریک روز مرد


 


ما مردها عادت میکنیم به بودن زن. 
نه اینکه عادی شود و تکراری، 
به بودنش به بویش، 
به اتمسفری که ایجاد میکند، 
به جانی که میریزد در دیوارهای خانه و تازه میکند حس بودن را ... 
چندروز نباشد حالمان اب میشود. 
به هارت و پورتهایمان توجه نکنید. 
مرد بی زن تلف میشود!


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


متن تبریک روز مرد


 


مرد بودن یعنی
دل اونی که بهت دل داد و نشکنی
اشکشو در نیاری
از اعتمادش سواستفاده نکنی
مرد بودن
یعنی 
مسئولیت . . .


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


اس ام اس تبریک روز مرد


 


شنیدن صـــــــدای قلب ی که دوستــــــش داری
زیبــــــــــاترین موسیقی دنیـــــاست…
شوهر عزیزم دوستت دارم ، روزت مبارک


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


اس ام اس های خنده دار روز مرد


 


روز سوسک کشان بی سنگر!
دم در گذران بی ادعا! 
شوفر تا ی های بی حقوق! 
کت شلوار پوشان بی اتو و دکمه! 
شیران بی غرش و دندان! 
جوراب پوشان قانع! 
جارو کنان و شیشه پاکنان  
بند بازان نصب ! 
بچه های لوس مامان جوناشون! 
وپف کنان سلب اسایش! 
این فوتبال دوستان همیشه ادعا بی تحرک! 
اخبار گوش کنان تکراری 
روشنفکران به روز واسه خواهراشون! 
هنوز بگم یا بسه!?!?
خلاصه روز مرد پیشاپیش مبارک باد


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


اس ام اس تبریک روز مرد به شوهر


 


ریتـــم ِ خنده هایتــــــــــــ را دوستــــــــ دارم . . .
تو بین ِ تمــــــــــــام ِ آدم هـــــــــا . . .
در این کــــــُره ے خاکے . . .
تــــــــــــــافتہ ے جدا بافــــتہ اے . . .
لبخنــــــــــــد بزن نفـــــــــــــس مــــــــــــن !!


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


جملات زیبا در مورد مرد بودن


 


همسر خوبم ، روزهای با تو بودن قشنگ ترین روزهای خداست
روز مرد بر بهترین مرد دنیا مبارک
همراه همیشگی تو در زندگی . . .


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


متن عاشقانه در مورد مرد


 


بهترین رفیق و شریک زندگی تو اونیه که این حس رو به تو بده که تو میتونی تو هر زمینه ای از زندگی بهترین باشی . 
همسر عزیزم من با تو بهترینم . . . روزت مبارک


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


اس ام اس تبریک روز مرد


 


همسر عزیزم
نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را
نمی دانم که حس کردی سکوتم را
ولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم
وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم
عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود
روز مرد مبارک


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


متن تبریک روز مرد


 


مردها مهربانند و زنها خودخواه دلیلش هم اینست که خیلی از زنها حاضر نیستند به مردی که نمیشناسند کمک کنند ولی مردها حاضرند حتی واسه زنهای غریبه هم بمیرن
چقدر این مردا اغان


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


متن عاشقانه در مورد مرد


 


 مرد اگر مرد باشد هدیه (جوراب) نمیخواهد اندکی محبت برایش کافیست
  روز مرد مبارک


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


اس ام اس تبریک روز مرد


 


عزیزم از صمیم قلب دوستت دارم و امیدوارم بتوانم جوبگوی محبت های
بی پایان تو باشم ، و سال های سال در کنار هم زندگی زیباتر از قبل داشته باشیم
همراه همیشگی تو . . .


 


جملات زیبا در مورد مرد بودن, متن عاشقانه در مورد مرد


اس ام اس تبریک روز پدر و مرد


 


یارم ای چراغ خونه مرد دریا ، مرد بارون / با تو زندگی یه باغه ، بی تو سرده مثل زندون
هرچی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزو ها / هنوزم اگه نگیری دستامو ، می افتم از پا
تقدیم به مرد زندگیم ، روزت مبارک . . .


 


گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته



شازده کوچولو

شازده کوچولو یا شهریار کوچولو داستانی اثر آنتوان دوسنت اگزوپری است که اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد.

این کتاب به بیش از ۲۵۰ زبان و گویش ترجمه شده و یکی از پرفروش ترین کتاب های تاریخ محسوب می شود. کتاب شازده کوچولو «خوانده شده ترین» و «ترجمه شده ترین» کتاب فرانسوی زبان جهان است و به عنوان بهترین کتاب قرن ۲۰ در فرانسه انتخاب شده است. از این کتاب به طور متوسط سالی ۱ میلیون نسخه در جهان به فروش می رسد. این کتاب در سال ۲۰۰۷ نیز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزیده شد.

در این داستان سنت اگزوپری به شیوه ای سورئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی می پردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدم ها و کارهایشان است. این اثر به بیش از ۲۱۰ زبان مختلف ترجمه شده است.

خلاصه داستان:

سال ۱۹۳۵، هواپیمای سنت اگزوپری، که برای ش تن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون تلاش می کرد، در صحرای بزرگ آفریقا دچار نقص فنی شد و به ناچار در همان جا فرودآمد. همین سانحه دستمایه الهام شازده کوچولو شد که در آن شخصیت قهرمان داستان، خلبانی بی نام، پس از فرود در بیابان با پسر کوچکی آشنا می شود. پسرک به خلبان می گوید که از اخترکی دوردست می آید و آنقدر آنجا زندگی کرده که روزی تصمیم می گیرد برای اکتشاف اخترک های دیگر خانه را ترک کند. او هم چنین برای خلبان از گل سرخ محبوبش می گوید که دل در گرو عشق او دارد، از دیگر اخترک ها تعریف می کند و از روباهی که او را این جا، روی زمین، ملاقات کرده است. خلبان و شازده چاهی را می یابند که آنها را از تشنگی نجات می دهد اما در نهایت شازده کوچولو خلبان را در جریان تصمیم خود قرار می دهد و می گوید تصمیم گرفته به اخترک خانه اش بازگردد.

قسمت زیبایی از کتاب:

روباه گفت: برو یک بار دیگر گل ها را ببین تا بفهمی که گل تو، تو عالم تک است. برگشتنا با هم وداع می کنیم و من به عنوان هدیه رازی را به ات می گویم.

شهریار کوچولو بار دیگر به تماشای گل ها رفت و به آن ها گفت: شما سر سوزنی به گل من نمی مانید و هنوز هیچی نیستید. نه ی شما را اهلی کرده نه شما ی را... خوشگلید اما خالی هستید. نمی شود برایتان مُرد. گفت و گو ندارد که گل مرا هم فلان رهگذر گلی می بیند مثل شما. اما او به تنهایی از همه ی شما سر است چون فقط اوست که زیر حبابش گذاشته ام... چون که او گل من است

...و برگشت پیش روباه

گفت: خدا نگهدار

روباه گفت: خدا نگهدار!... و اما رازی که گفتم خیلی ساده است:
-جز با چشم دل هیچی را چنان که باید نمی شود دید. نهاد و گوهر را چشم سَر نمی بیند.

-ارزشِ گلِ تو به قدر عُمری است که به پاش صرف کرده ای.

روباه گفت: آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند. اما تو نباید فراموشش کنی.

تو تا زنده ای نسبت به آنی که اهلی کرده ای مسئولی. تو مسئول گلتی

شازده کوچولو ترجمه های متعددی به زبان فارسی دارد که در این میان ترجمه های احمد شاملو (که وی نام مسافر کوچولو را برای ترجمهٔ خود برگزید)، محمد قاضی و ابوالحسن معروف ترند. مصطفی رحماندوست نیز این کتاب را ترجمه کرده است. همچنین اجمد شاملو در سال ۱۳۵۹ نوار صوتی داستان مسافر کوچولو (شاهزاده کوچولو) را همراه با کتاب، با موسیقی گوستاو مالر( gustav mahler ) منتشر کرد.این کتاب برای من بسیار نوستالژیک بود و هست و خیلی دوسش دارم.فکر نکنید این کتاب برای بچه هاست.بسیار فلسفی و از لحاظ هستی شناسی سنگینه.حتما بخونیدش.

اگزوپری در کنار هواپیمای سقوط کرده خود در صحرای آفریقا. نجات معجزه آسای اگزوپری الهام بخش او در نوشتن این داستان شد.

اختصاصی از رزفایل تحقیق و بررسی در مورد انقلاب ی،تحجر و سنت با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

انقلاب ی، تحجر و سنت

مقدمه

انقلاب، به عنوان را اری سریع برای ایجاد تحولی بنیادین و همه جانبه در ساختار جامعه، از ویژگی هایی برخوردار است که مهمترین آن «شالوده شکنی» است. شالوده شکنی به معنی در هم ریختن نرمها، نماد ها، نهادها و ساختارهای حاکم بر یک جامعه، شرط لازم و ضرور شکل گیری یک انقلاب پیروز است. در هر انقل ، گستره، عمق و عرصه های این شالوده شکنی، متفاوت است. در برخی انقلاب ها، تنها شالوده های و ساختار نظم حاکم بر جامعه دچار تحول و دگرگونی می شود، ولی برخی انقلاب ها، عرصه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را هم در معرض تحول عمیق قرار داده، و شالوده شکنی را به این عرصه ها هم گسترش می دهند.

از همین روی، انقلاب ها سنت شکن تلقی می شوند و مقابله با سنت های دی ای جامعه، در همان عرصه هایی که انقلاب در آن ها روی می دهد، امری است که گویا لازمه ی ذاتی انقلاب ها شمرده می شود. اما انقلاب ی ایران از نگاه محققان و جامعه شناسان برجسته ی انقلاب، اگر چه انقل جامع و عمیق بود، ولی از نظر مواجهه با سنت های ریشه دار جامعه، نه تنها با آن ها تقابل نداشت، بلکه اساسا با تکیه بر باورها، ارزشها، نهادها، و نمادهایی شکل گرفت که در عرف جامعه شناسی، «سنت» تلقی می شود. البته می توان گفت شالوده شکنی انقلاب ی، عمدتا در عرصه ی قالب ها، نماد ها و گفتمان های متحجرانه و جمودگرایانه ظهور و بروز پیدا کرد.

در این مقاله بر آنیم نسبت انقلاب ی با مقوله ی تحجر و سنت را ارزی کرده و میزان توفیق آن را در تقابل با تحجر بررسی کنیم.

از نگاه انی که سنت و تحجر را مترادف می انگارند، این یک تعبیر تناقض نما تلقی می شود که انقلاب ی ایران، ضمن برخورداری از روح سنت گرایی و تلاش برای احیای ارزشها و آرمان های دینی، در عین حال، جهت گیری ضد متحجرانه و اصلاح گرایانه داشته باشد. این تلقی، ناشی از یکی دانستن مفهوم سنت و تحجر و برخاسته از این برداشت نادرست است که هر چه ریشه در سنت های جامعه داشته باشد، متحجرانه و ایستا است و آن چه به دوران مدرن تعلق دارد پویا و مترقی است، بنابراین تبیین دقیق و شفاف دو مفهوم «سنت» و «تحجر» برای این بحث، ضرور است.

چیستی سنت و تحجر

سنت در لغت به معنی طریقت، شیوه و روش می باشد.

در ادبیات اجتماعی معاصر، «سنت» در برابر «تجدد» مطرح شده است، گرچه در تبیین دقیق این واژه، اختلاف نظرهای عمیقی به چشم می خورد، ولی غالبا از سنت، کلیه مبانی، ارزشها، روشها، هنجارها و باورهای متعلق به گذشته اراده می شود که در دوران تجدد مورد مناقشه و طرد قرار گرفته و اعتبار خود را از دست داده اند. به نظر می رسد تبیین رابطه ی این دو معنی از سنت، و این که در کاربرد آن، کدام یک را اراده می کنیم، نکته ی مهمی است. از آن جا که معنی ریشه داری از سنت در فرهنگ و منابع اصیل دینی مان سراغ داشته و جایگاه والا و مهمی برای آن ـ هم در تکوین و هم در تشریع ـ قایل هستیم، قاعدتا باید چنین معنی بومی از «سنت» اراده شود، ولی کاربرد فراوان این واژه به معنی دوم و خلط آن با معنی اول، که گاه بدون توجه به لوازم و اقتضائات هر یک از آن دو رخ می دهد، موجب بدفهمی و منشا نزاع های لفظی می گردد که غالبا به اختلافات عمیق فکری و اجتماعی نیز تأویل و تحویل می شود! البته برخی از ویژگی های سنت ـ در برابر تجدد ـ در سنت به معنی بومی و اصیل آن هم وجود دارد، ولی نمی توان این دو اصطلاح را یکی دانست. سنت به معنی نخست، مقوله ای است که بسیاری از عناصر و مصادیق آن، با تحولات تاریخی و دوران های مختلف زندگی اجتماعی انسان، هیچ تعارضی نداشته و اساسا فراتاریخی تلقی می شود. به عنوان مثال اگر از پیروزی نهایی حق در برابر باطل، به عنوان یک «سنت الهی» یاد می شود، این حقیقتی است که در شکل گیری حرکت تاریخ نقش دارد. در حقیقت سنت ها به این معنی، عامل شکل گیری دوران های مختلف تاریخ بشرند نه معلول آن، لذا گذار جامعه بشری از دوران سنت به معنی دوم به دوران تجدد یا فراتجدد، هرگز این سنت ها را بی اعتبار و از رده خارج نمی سازد. «تحجر» سنگ شدن، سخت شدن و به صورت سنگ در آمدن است، ولی در اصطلاح به معنی ایستائی، جمود، سختی نشان دادن و مقاومت در برابر هر نوع تحول و هر امر تازه ای است. تحجر یک ویژگی فرهنگی اجتماعی است که کم و بیش در اشکال و قالب های گوناگون شکل می گیرد. تعصب های جاهلانه، تعلقات قبیله ای و ملی، عدم درک حقایق و سنت های حاکم بر حرکت جوامع، از عوامل شکل گیری و پایداری تحجرند، ولی مهمترین عامل تحجر، عدم تفکیک بین اصول و پایه های ثابت و ضرور زندگی بشر با جنبه های متغیر و متحول آن است. اغلب از نسبت بین سنت و تجدد بحث می شود و کمتر از نسبت بین سنت و تحجر، سخن به میان می آید، حال آن که تامل در این نسبت، می تواند برخی از جنبه های نسبت بین سنت و تجدد را هم آشکار کند و این نکته ی مهم را روشن سازد که آن چه به ظاهر، تعارضی آشتی ناپذیر با تجدد دارد، تحجر است نه سنت.

اگر چه ویژگی ثبات و پایایی، ظاهرا بین دو مقوله سنت و تحجر، مشترک به نظر می رسد، ولی عنصر ثبات در سنت ها، ناشی از ریشه داری حقیقی آن ها در حیات انسان و نقش آفرینیشان به عنوان «اصول ثابت» است و در تحجر، ناشی از س ، ایستایی و عدم تحرک ثبات سنت ها، ناظر به اصول، مبانی، چارچوب ها و ارزش های کلان است و ثبات در تحجر، برخاسته از عادت، آداب، را ارها، روش ها و قالب ها است. گاه ممکن است در دریافت و درک سنت های تشریعی و چگونگی بهره برداری از آن ها، تحجر حاکم شود و حتی برخی سنت ها را از کارکرد حقیقی خود در تعالی و رشد انسان ها باز دارد. متاسفانه گاه، سنت های پویا و تحول آفرین دینی، تحت تاثیر تحجر، به ابزارهای ضد دینی تبدیل شده و دین گریزی را زمینه سازی می کنند.

شالوده شکنی انقلاب ی و مهمترین عرصه های آن

انقلاب ی در مراحل تکوین و شکل گیری خود با موانع اساسی و بزرگی مواجه بود که یکی از مهمترین آن ها را می توان «تحجر» دانست. شالوده شکنی انقلاب ی، قبل از آن که نظام حاکم بر جامعه را هدف قرار دهد، باید «تحجر» دی ا و مزمن حاکم بر عرصه های و دینی جامعه را به چالش می طلبید و پوسته های سخت و منجمدی را که مانع تحرک و پویایی بود، می ش ت. این پوسته ها که در دوران غربت و مظلومیت و با همکاری نانوشته بین دستگاه های استبدادی و نهاد های دینی نمای جامعه، به


با


تحقیق و بررسی در مورد انقلاب ی،تحجر و سنت

اختصاصی از یاری فایل انقلاب ی،تحجر و سنت با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

انقلاب ی، تحجر و سنت

مقدمه

انقلاب، به عنوان را اری سریع برای ایجاد تحولی بنیادین و همه جانبه در ساختار جامعه، از ویژگی هایی برخوردار است که مهمترین آن «شالوده شکنی» است. شالوده شکنی به معنی در هم ریختن نرمها، نماد ها، نهادها و ساختارهای حاکم بر یک جامعه، شرط لازم و ضرور شکل گیری یک انقلاب پیروز است. در هر انقل ، گستره، عمق و عرصه های این شالوده شکنی، متفاوت است. در برخی انقلاب ها، تنها شالوده های و ساختار نظم حاکم بر جامعه دچار تحول و دگرگونی می شود، ولی برخی انقلاب ها، عرصه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را هم در معرض تحول عمیق قرار داده، و شالوده شکنی را به این عرصه ها هم گسترش می دهند.

از همین روی، انقلاب ها سنت شکن تلقی می شوند و مقابله با سنت های دی ای جامعه، در همان عرصه هایی که انقلاب در آن ها روی می دهد، امری است که گویا لازمه ی ذاتی انقلاب ها شمرده می شود. اما انقلاب ی ایران از نگاه محققان و جامعه شناسان برجسته ی انقلاب، اگر چه انقل جامع و عمیق بود، ولی از نظر مواجهه با سنت های ریشه دار جامعه، نه تنها با آن ها تقابل نداشت، بلکه اساسا با تکیه بر باورها، ارزشها، نهادها، و نمادهایی شکل گرفت که در عرف جامعه شناسی، «سنت» تلقی می شود. البته می توان گفت شالوده شکنی انقلاب ی، عمدتا در عرصه ی قالب ها، نماد ها و گفتمان های متحجرانه و جمودگرایانه ظهور و بروز پیدا کرد.

در این مقاله بر آنیم نسبت انقلاب ی با مقوله ی تحجر و سنت را ارزی کرده و میزان توفیق آن را در تقابل با تحجر بررسی کنیم.

از نگاه انی که سنت و تحجر را مترادف می انگارند، این یک تعبیر تناقض نما تلقی می شود که انقلاب ی ایران، ضمن برخورداری از روح سنت گرایی و تلاش برای احیای ارزشها و آرمان های دینی، در عین حال، جهت گیری ضد متحجرانه و اصلاح گرایانه داشته باشد. این تلقی، ناشی از یکی دانستن مفهوم سنت و تحجر و برخاسته از این برداشت نادرست است که هر چه ریشه در سنت های جامعه داشته باشد، متحجرانه و ایستا است و آن چه به دوران مدرن تعلق دارد پویا و مترقی است، بنابراین تبیین دقیق و شفاف دو مفهوم «سنت» و «تحجر» برای این بحث، ضرور است.

چیستی سنت و تحجر

سنت در لغت به معنی طریقت، شیوه و روش می باشد.

در ادبیات اجتماعی معاصر، «سنت» در برابر «تجدد» مطرح شده است، گرچه در تبیین دقیق این واژه، اختلاف نظرهای عمیقی به چشم می خورد، ولی غالبا از سنت، کلیه مبانی، ارزشها، روشها، هنجارها و باورهای متعلق به گذشته اراده می شود که در دوران تجدد مورد مناقشه و طرد قرار گرفته و اعتبار خود را از دست داده اند. به نظر می رسد تبیین رابطه ی این دو معنی از سنت، و این که در کاربرد آن، کدام یک را اراده می کنیم، نکته ی مهمی است. از آن جا که معنی ریشه داری از سنت در فرهنگ و منابع اصیل دینی مان سراغ داشته و جایگاه والا و مهمی برای آن ـ هم در تکوین و هم در تشریع ـ قایل هستیم، قاعدتا باید چنین معنی بومی از «سنت» اراده شود، ولی کاربرد فراوان این واژه به معنی دوم و خلط آن با معنی اول، که گاه بدون توجه به لوازم و اقتضائات هر یک از آن دو رخ می دهد، موجب بدفهمی و منشا نزاع های لفظی می گردد که غالبا به اختلافات عمیق فکری و اجتماعی نیز تأویل و تحویل می شود! البته برخی از ویژگی های سنت ـ در برابر تجدد ـ در سنت به معنی بومی و اصیل آن هم وجود دارد، ولی نمی توان این دو اصطلاح را یکی دانست. سنت به معنی نخست، مقوله ای است که بسیاری از عناصر و مصادیق آن، با تحولات تاریخی و دوران های مختلف زندگی اجتماعی انسان، هیچ تعارضی نداشته و اساسا فراتاریخی تلقی می شود. به عنوان مثال اگر از پیروزی نهایی حق در برابر باطل، به عنوان یک «سنت الهی» یاد می شود، این حقیقتی است که در شکل گیری حرکت تاریخ نقش دارد. در حقیقت سنت ها به این معنی، عامل شکل گیری دوران های مختلف تاریخ بشرند نه معلول آن، لذا گذار جامعه بشری از دوران سنت به معنی دوم به دوران تجدد یا فراتجدد، هرگز این سنت ها را بی اعتبار و از رده خارج نمی سازد. «تحجر» سنگ شدن، سخت شدن و به صورت سنگ در آمدن است، ولی در اصطلاح به معنی ایستائی، جمود، سختی نشان دادن و مقاومت در برابر هر نوع تحول و هر امر تازه ای است. تحجر یک ویژگی فرهنگی اجتماعی است که کم و بیش در اشکال و قالب های گوناگون شکل می گیرد. تعصب های جاهلانه، تعلقات قبیله ای و ملی، عدم درک حقایق و سنت های حاکم بر حرکت جوامع، از عوامل شکل گیری و پایداری تحجرند، ولی مهمترین عامل تحجر، عدم تفکیک بین اصول و پایه های ثابت و ضرور زندگی بشر با جنبه های متغیر و متحول آن است. اغلب از نسبت بین سنت و تجدد بحث می شود و کمتر از نسبت بین سنت و تحجر، سخن به میان می آید، حال آن که تامل در این نسبت، می تواند برخی از جنبه های نسبت بین سنت و تجدد را هم آشکار کند و این نکته ی مهم را روشن سازد که آن چه به ظاهر، تعارضی آشتی ناپذیر با تجدد دارد، تحجر است نه سنت.

اگر چه ویژگی ثبات و پایایی، ظاهرا بین دو مقوله سنت و تحجر، مشترک به نظر می رسد، ولی عنصر ثبات در سنت ها، ناشی از ریشه داری حقیقی آن ها در حیات انسان و نقش آفرینیشان به عنوان «اصول ثابت» است و در تحجر، ناشی از س ، ایستایی و عدم تحرک ثبات سنت ها، ناظر به اصول، مبانی، چارچوب ها و ارزش های کلان است و ثبات در تحجر، برخاسته از عادت، آداب، را ارها، روش ها و قالب ها است. گاه ممکن است در دریافت و درک سنت های تشریعی و چگونگی بهره برداری از آن ها، تحجر حاکم شود و حتی برخی سنت ها را از کارکرد حقیقی خود در تعالی و رشد انسان ها باز دارد. متاسفانه گاه، سنت های پویا و تحول آفرین دینی، تحت تاثیر تحجر، به ابزارهای ضد دینی تبدیل شده و دین گریزی را زمینه سازی می کنند.

شالوده شکنی انقلاب ی و مهمترین عرصه های آن

انقلاب ی در مراحل تکوین و شکل گیری خود با موانع اساسی و بزرگی مواجه بود که یکی از مهمترین آن ها را می توان «تحجر» دانست. شالوده شکنی انقلاب ی، قبل از آن که نظام حاکم بر جامعه را هدف قرار دهد، باید «تحجر» دی ا و مزمن حاکم بر عرصه های و دینی جامعه را به چالش می طلبید و پوسته های سخت و منجمدی را که مانع تحرک و پویایی بود، می ش ت. این پوسته ها که در دوران غربت و مظلومیت و با همکاری نانوشته بین دستگاه های استبدادی و نهاد های دینی نمای جامعه، به


با


انقلاب ی،تحجر و سنت

فقه / لیالی/ مصاحبه 3





بررسی مدل‌های فقه حکومتی اهل سنت




وسائل ـ فقه در دنیای اهل سنت در عرصه حاکمیت و حکومت نظریات متعدّد و الگوهای متفاوتی دارد که تع ت درونی با هم دارند و خواهند داشت؛ از طرفی چالش­‌های سکولاریسم و لیبرالیسم و پذیرش غرب و غرب گرایی و از طرفی جریان متحجّر و تفکری که تحت عنوان سلف و بازگشت به وجود دارد، این دایره وسیع و گسترده از غرب تا سلف را ی نمی تواند جمع کند.






بررسی مدل‌های فقه حکومتی اهل سنت

 


بحث جانشینی اکرم صلی الله علیه و آله مهمترین چالش در فقه شیعه و اهل سنت محسوب می شود؛ اصلاً معنای حاکمیت و حکومت دینی در تفکّر ی با گرایش تشیّع منوط بر این است که شما نظریه جانشینی را بپذیرید؛ این که (ص) می‌تواند جانشینی برای خودش نصب کند، اساس تفکّر شیعه و نظریه ت و ولایت است؛ در همین زمینه خبرنگار سرویس سیاست پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل گفت‌وگوی تفصیلی با حجت‌ال محمد علی لیالی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف ی داشته است که اینک بخش سوم آن تقدیم خوانندگان می‌شود.


 


وسایل ـ فقه اهل سنت درباره حاکمیت و حکومت چیست؛ آیا شه حاکمیت و حکومت بر اساس مدل امارت،خلافت، سلطنت و مانند اینها در فقه اهل سنت، مدل واحدی دارد؟


خیر، فقه اهل سنت درباره حاکمیت و حکومت و شرایط حاکم و حکومت، شه های متفاوتی دارد؛ شما مدل و الگوی حکومت بنی امیه را دارید، متعلّق به کیست؟ دنیای اهل سنت؛ شما مدل و الگوی حکومت عباسی را دارید، متعلق به کیست؟ دنیای اهل سنت.


 به عنوان مثال عرض می کنم، تمام فقهای اهل سنت در مدل های بنی امیه و  بنی العباس و زبیریان و .. شرایطی را برای حاکم ی تعیین کنند؛ در کنار شرایط حاکم ی دو شرط خیلی مهم است؛ حاکم باید هاشمی و از قریش باشد؛ یعنی هاشمی بودن و قریشی بودن از شرایط حاکم است.


 اگر ی بیاید  یک پایان نامه در مورد نظریاتی که نسبت به قریشی بودن و هاشمی بودن حاکم ،در فقه اهل سنت و نظریه فقهای اهل سنت است، کار کند، نظرات  و تحلیل های زیادی  نسبت به این نظریه مطرح شده است.که قابل مطالعه و توجه است.


بنی امیه آمد و بر قریشی بودن تاکید کرد و بنی العباس آمد و بر هاشمی بودن تاکید کرد.


خیلی از افراد جامعه  نه هاشمی هستند و نه قریشی ، تکلیف آنها چیست ؟ بنابراین محدوده انتخاب حاکم و حاکمان محدود می شود؟ خیلی از افراد جامعه  بعدها مسلمان شدند و از قریش و بنی هاشم نیستند؛


نکته جالب این است که ابوحنیفه برخلاف همه نظریاتی که وجود دارد، اولین ی است که می گوید هاشمی بودن و قریشی بودن از شرایط حاکمیت و حکومت  نیست. سؤال چرا در جهان حنفی ها و حنفا از همه بیشترند . ؟ چرا حنفی ها در میان مذاهب اربعه­ی  اهل سنت، در اکثریت هستند؟


حنفی ها که تقریباً بیش از دو سوم اهل سنت را تشکیل می دهند- چرا  امپراطوری عظیم عثمانی که تشکیل شد، مذهب حنفی را رسمیت و گسترش داد؟


چون حکومت عثمانی، از بنی هاشم و از قریش نبودند؛ مبانی حاکمیتی و حکومتی خود را بر اساس شه­ی فقهی ابوحنیفه تنظیم د؛ و لذا در امپراطوری عثمانی، مذهب حنفی، روز به روز گسترش یافت؛ تمام حاکمیت ها و حکومت هایی که انجام می‌شد و از قریش و هاشمی نبودند، به ابوحنیفه استناد می د؛ ببینید که یک نظریه چقدر تأثیر گذار است؛ ولذا امروز اکثریت اهل سنت بر اساس مدل حنفی ها هستند، مدلشان هم عموماً مدل امپراطوری عثمانی است.


شما گذر کنید از محدوده وه ت و عربستان سعودی و سلفی‌ها که تاکید بر قریشی بودن دارند، عموم دنیای اهل سنت بر اساس محوریت تداوم امپراطوری عثمانی و باز تولید  ت ی عثمانی  است.


 الگوی کنونی کشور ترکیه، حزب عد و توسعه، آقای رجب طیب اردوغان، چرا گرایش إخوانی دارد؟ چرا قطر و مصر گرایش به إخوان دارند؟ وچرا إخوان در قریب به چهل کشور ی پیرو دارد، اکثریت دارد؟ به این مسئله باید توجه کنیم؛ مؤلفه های حاکمیت و حکومت در این ها چگونه بوده و هست؟


 


وسائل ـ بنابراین می توان گفت کارآمدترین مدل‌های فقه حکومتی اهل سنت تا به الآن مدل حنفی‌ها بوده است؟


فعلاً کارآمدترین و گسترده ترین در میان اهل سنت حنفی بوده است؛ اما به هر حال بنی اُمیه موفّق بود؛ فقه حکومتی اهل سنت بر اساس مدل اُمَوی وجریان سفیانی، فقه موفقی بود و برای خودش تمدّنی ایجاد کرد وحاکمیت و حکومتی داشت؛ حالا بحث های مختلفی وجود دارد در مورد اینکه ما نقطه آغاز بنی امیه را از کجا بدانیم؟ بعد از صلی الله علیه و آله یا بعد از مؤمنان و از معاویه بدانیم؟


 در هر حال معاویه، بیست سال فرماندار جهان در عصر خلفای اول، دوم و سوم بود، تا زمانی که معاویه می شود المؤمنین، خلیفه و سلطان، و بعد از او فرزندانش، بنی امیه و بنی مروان تا سال 132 هجری قمری طول می کشد؛ از  سال 132 هجری قمری که بنی امیه براُفتاد، بعضی  از بازماندگان بنی امیه آمدند در کشور آندلس، در شمالی ترین نقطه­ی جهان ،  و فرهنگ و تمدّن بزرگی را به نام آندلس تشکیل دادند.


 


وسائل ـ منظورتان همان جنوب اروپا است که در آن زمان شمال دنیای محسوب می شد؟


بله همین طور است؛ به ایتالیا، جزیره سیسیل، اسپانیای کنونی و دروازه های فرانسه رسیدند؛ و این فرهنگ و تمدّن  تقریباً چیزی در حدود ششصد هفتصد سال پایه های خودش را گذراند؛ تا جایی که آندلس دچار انحطاط شد و فرو پاشید.


 شاید فرهنگ و تمدّن اُمَوی بر اساس مدل آندلس از نظر تأسیس نهاد های علمی ، مدارس، مساجد، کاخ ها، صنایع و... در جهان بی نظیر است؛ این بنی امیه ای که از قدرت بر اُفتاد، رفت و در گوشه ای از جهان دست به فرهنگ و تمدّن بزرگی زد که واقعاً هم  بزرگ است؛ آیامبانی فکری و معرفتی حکومت ی آندلس نسبت به مبانی فکری و معرفتی بنی امیه، با معاویه و بنی مروان، یکی است یا نه تغییر پیدا کرد؟ بحث دیگری است و جای دیگر باید مطرح کرد؛


عامل انحطاط فرهنگ و تمدّن بزرگ آندلس که پل ارتباط جهان و غرب امروز، روم و یونان قدیم و دستاوردهای غرب جدید بود؛ نهضت ترجمه، داد و ستد های علمی، فرهنگی و تمدّنی محصول تمدن اندلس است؛ عامل انحطاط فرهنگ وتمدن اندلس چیست ؟ و چرا چنین تمدّنی به ش ت انجامید جای بحث دارد.


پس از جریان اموی جریان بنی العباس را داریم؛ از سال 132 هجری قمری تا سال656 هجری قمری و فروپاشی بغداد در حمله مغول، بیش از پانصد سال، پنج قرن فرهنگ و تمدن عظیم بغداد را در مدل بنی العباس را داریم که مظهر و نماد پایتخت عباسیان بود؛ دستاوردهایی مثل  نهضت ترجمه، حالا بستگی دارد آغاز ان را از کجا بدانیم؛ به خصوص در عصر هارون و مأمون عباسی  که با عصر رضا علیه السلام مصادف می شود ودستاوردهای بزرگ فرهنگی و تمدّنی که در دوران عباسیان با محوریت نیز اتفاق افتاد.


 


وسایل ـ وضعیت شیعه در دوران بنی العباس چگونه است؟


جالب است که مرحوم کلینی، شاگردش شیخ مفید و شاگردش سید رضی و سید مرتضی و شاگردش شیخ طوسی، اینها در بغدادند؛ بخشی از اوج فقه، کلام  و شه شیعه در بغداد است؛ علوم شیعه از قم به بغداد رفت و از بغداد به ری آمد و از ری کوچ کرد به حِلّه و از حِله به نجف رفت؛ البته نجف با قوت و ضعفش، در همه دوران ها بود؛ از بغداد و نجف و حِلّه،  در عصر ما  آ ا مان که به قم برگشت.


 


وسائل ـ بر اساس تفکّر شیعه بود که بزرگان شیعه آن جا تمرکز داشتند یا یکی از دلایل بود؟


 بله یکی از دلایل بود؛ نقطه آغاز تفکّر شیعه، قم بود؛ گذر کنیم از مدینه و تفکّرات ائمه علیم السلام و شاگردان ائمه علیهم السلام؛ قم می شود عشّ آل محمد ؛ تقریباً از اوا قرن اول، در حدود سال‌های 80-90 هجری قمری و یا، آغاز قرن دوم و آمدن اشعری ها به قم است؛ به دلایل مختلفی، تشیّعی که در مدینه بود به کوفه رفت، کوفه در زمان حجّاج، در اختیار آنها قرار گرفت؛ و بعد بخشی از تشیّع مهاجرت د و به قم آمدند و همین طور تا زمان کنونی ماندگار شدند.


مکتب قم تشکیل شد و از دل مکتب قم، شیخ صدوق درمی آید که معاصر با آغاز  غیبت صغری است؛ قم می آید وفرهنگ و نهضت قمی ها  به خصوص در عرصه حدیث و حدیث نگاری و مناقب و ... شروع می شود، و بعد به دلایل مختلف از قم  به بغداد می رود؛ آیا کلینی این را به بغداد برد، یا محمد بن نعمان، شیخ مفید از خودش شروع کرد؟ بحث های تاریخی است که به آن کاری نداریم؛ همین طور مکتب بغداد ادامه پیدا کرد تا جناب شیخ طوسی، و دعوای بین شیعیان و حنبلی ها در بغداد و حادثه بازار کرخ بغداد و مسجد براثا و آتش زدن؛ مدرسه و مکتب شیخ طوسی و کشتار شیعیان چرا؟


چون تشیّع  در بغداد حضور دارد و حکومت در اختیار آل بویه است؛ و آنها دستور دادند دو روز بازار تعطیل شود، روز عاشورا و روز عید غدیر، یک روز شهادت و یک روز جشن؛ افرادی مثل بربهاری که سلفی حنبلی بود، برنتافتند و دستور دادند بازار بغداد را آتش زدند؛ گفته می شود هزار نفر از شیعیان در روز عاشورا یا روز غدیردر بغداد کشته شدند، مسجد براثا را ت یب د، محلّه شیعیان و کرخ بغداد را ت یب د، خانه شیخ طوسی را ت یب د،  کتابخانه اش را آتش زدند و شیعیان مجبور شدند از بغداد به نجف کوچ کنند. دیگر شیخ طوسی بغدادی بشود شیخ طوسی و مکتب نجف.


برگردیم به بحثمان؛ مدل حنبلی ها هیچگونه سازگاری با سایر مذاهب نداشته اند؛ یکی از غفلت هایی که ما داریم انجام می دهیم این است که فقه حنبلی را نشناخته ایم؛ فقه حنبلی در عرصه حاکمیت و حکومت نظراتی دارد که با سایر مذاهب اهل سنت هم سازگاری ندارد.


 


وسائل ـ حتی با مذاهب دیگر اهل سنت هم رابطه اش اینگونه است؟


حتی اهل سنت، شیعه که سر جای خود است، و زاویه مشترکی با آنها نداریم؛ بیشترین جنگ در طول تاریخ بین حنابله و حنفی ها، حنابله و شافعی ها، حنابله و مالکی ها بوده  وخون و خون ریزی و کشتار راه افتاده است؛، از آن به فتنه حنابله در جهان   تعبیر می شود؛ اهل سنت هیچ گاه حنابله را به رسمیت نشناختند و نتوانستند باآنها کار کنند.


 


وسائل ـ الآن هم به رسمیت نمی شناسند؟


حتی الآن هم به رسمیت نمی شناسند و نمی توانند با آنها کار کنند؛ چون آدم های بسیار متحجّر و خشنی هستند؛ ملاک هایی که کمترین تساهل و تسامح در آن وجود دارد.


 


وسائل ـ  اینکه حنبلی ها را جزو مذاهب چهارگانه می دانند با حرف حضرت عالی در تناقض نیست؟


فقه اهل سنت چهارتاست؛ اما در مباحث کلامی حاکمیت و حکومتی نمی توانند با حنابله کار کنند؛ در عرصه حاکمیت و حکومت، نظریه  امارت و خلافتی که امروز ت ی شام و عراق( و النّصرة)  دارند مطرح می کنند، جهان   اینها را بر نمی‌تابد.


اولاً انشاءالله ، النّصره و القاعده و گروه های سلفی افراطی قطعاً به جایی  نخواهند رسید؛ اگر به جایی برسند، نقطه آغاز اختلاف در جهان است؛ ما به تشیّع کاری نداریم؛ نقطه آغاز برادر کشی در دنیای اهل سنت است، آیا حنفی ها، شافعی‌ها و مالکی ها می توانند با حنبلی ها کار کنند؟


جریان سلفی امروزی (در نگاه حنبلی و باز گشت به سلف )در شه حاکمیت و حکومت معتقد به دو نظریه است:


یک، نظریه الفریضة الغائبة، جهاد فریضه غائبست، که عبد السلام فرج مطرح کرد.


مشکل جهان ، این است که جهاد در آن وجود ندارد بنابراین بیاییم آن را احیاء کنیم؛ اساس جهاد بر این است که شما طرف را تکفیر کنید؛  خوب، کافر کیست؟ اینقدر محدوده کفر را گسترش داده­اید که برادر دینی شما هم که رو به قبله است و می خواند، کافر و مشرک  است؛ و وقتی کافر شد، قتلش هم واجب است.


دوم، جهاد با چه ی؟


این خیلی مهم است و انحراف بزرگی در جهان است؛ آنها می گویند  ما دو عدوّ و دو دشمن  داریم، عدوّ قریب و عدوّ بعید، دشمن نزدیک و دور؛دشمنان نزدیک، برادران دینی هستند، روافض و هر ی که با ت عراق، ، ایران و یمن همکاری کند؛عدوّ و دشمن قریب ( نزدیک )هستند؛ دشمنان بعید هم یهود و نصاری هستند؛ ما این قدر این دشمنان نزدیک را می کشیم که کاری به یهود و نصاری هم نداشته باشیم.


 


وسائل ـ چرا دشمن دارد این ها را تأیید و حمایت می کند؟


تا مسلمانان به خودشان مشغول شوند و همدیگر را بکشند؛ اهل سنت همدیگر را بکشند، شیعه اهل سنت را و اهل سنت شیعه را بکشد؛ جهان به خودش مشغول باشد و ما کار خودمان را انجام دهیم؛ خیلی نگاه خطرناکی است در فقه ؛ حالا شما نظریه بیعت در جریان سلف و سلفی گری را از دل آن بیرون بیاورید. و لذا هر بیعت نکرد قتلش واجب است.


حالا   ت ی چه ی است؟ یک نفر را انتخاب کنیم اسمش را می گذاریم عمر؛ این از بین می رود نفر دوم اسمش را می گذاریم ابوبکر بغدادی، که نه اسمش ابوبکر است و نه اهل بغداد است؛ ابراهیم  عواد السامرایی البدری  الرّضوی  الحسینی  الهاشمی و.... را به خودش نسبت می دهد؛ من رضویم، حسینیم، هاشمیم؛ حاکمیت و حکومت ازآن کیست؟ من بنی هاشم و قریشی ام، عمامه سیاه هم می گذارد که قریشی و هاشمی ام؛ و لذا این مبانی فکری و معرفتی در فقه را باید پیگیری کرد؛ و انحرافات بززگی که در فقه اهل سنت دارد اتفاق می افتد و واقعاً فقهای اهل سنت باید به فکر مقابله با جریان های افراطی در دنیای اهل سنت باشند.


 


وسائل ـ آیا علت اینکه اصلاً کار به اینجا منجر شد به خاطر نبود یک الگوی حکومتی مناسب که پاسخگوی همه زمان‎ها باشد، نیست؟


دنیای اهل سنت حکومت داشت، مدل هم  دارد، اما نتوانست به هر دلیلی آن ظرفیت و تسامح و تساهلی که در حاکمیت و حکومت نسبت به سایر شه ها و مذاهب وجود دارد را در خودش تحمّل کنند، و لذا همیشه درگیر جنگ های داخلی بودند.


من یک مثال می زنم، اشاره حکومت عثمانی بر اساس نظریه ابوحنیفه که می گوید در حاکم و خلیفه، قریشی بودن و هاشمی بودن شرط نیست، آمد حاکمیت و حکومت تشکیل دادند؛ ترکان عثمانی سنّی در مقابل ایرانیان صفوی شیعی جنگیدند؛ و چه جنگ سختی اتفاق افتاد؛ خوب فقه باید این را تحلیل کند؛


 من وقتی نگاه می کنم می گویم که نه تقصیر ترک بودن و نه تقصیر ایرانی بودن است، نه تقصیر عثمانی بودن و نه تقصیر صفوی بودن است، بلکه من می فهم که تفکّر انگلیسی این وسط وجود داشت که موفق شد این ها را به جان هم بیندازد؛ و چقدر درگیری، کشتار و عقب ماندگی در جهان اتفاق افتاد؛ و محصولش فروپاشی امپراطوری عثمانی و امپراطوری صفوی بود؛ صفوی و عثمانی کم خدمت ن د؛ دو امپراطوری بزرگ، با دستاوردهای بزرگ فرهنگی و تمدّنی که در محدوده خودشان  بی نظیر است.


 


وسائل ـ در این بین آیا صفویه هم نقش داشته؛ مگر حکومت شیعی نبوده است؟


 خوب، در هر حال بازیگر کیست؟ سفیرکبیر انگلیس است؛ یک محقّق تاریخ و محقق شه باید علل و عوامل پیدایش جنگ بین ایران و عثمانی را تحلیل کند؛ فرانسوی ها به کمک حکومت صفوی و انگلیسی ها  به کمک حکومت عثمانی می روند؛ این فروپاشی قبل از جنگ جهانی اول است و ادامه دارد تا اینکه حکومت قاجار می آید؛ این دعواها را در جهان داریم؛ همین طور جنگ جهانی اول را داریم تا جنگ جهانی دوم که امپراطوری عثمانی فروپاشید و سهم انگلستان شد؛ و در پی آن امپراطوری عثمانی به کشورهای متعدّد تقسیم شد و اختلافاتی که هنوز هم کشورهای عربی و ی با هم دارند.


 


وسائل ـ در پایان اگر جمع بندی دارید بفرمایید؟


اجمالاً،  فقه در دنیای اهل سنت در عرصه حاکمیت و حکومت نظریات متعدّد و الگوهای متفاوتی دارد که تع ت درونی با هم دارند و خواهند داشت؛ در هر حال امروز دنیای اهل سنت، در عرصه حاکمیت و حکومت با مشکلات جدّی روبرو هست؛ از طرفی چالش­های سکولاریسم و لیبرالیسم و پذیرش غرب و غرب گرایی و از طرفی جریان متحجّر و تفکری که تحت عنوان سلف و بازگشت به وجود دارد.


این دایره وسیع و گسترده از غرب تا سلف را ی نمی‌تواند جمع کند؛ آیا ی هست در دنیای اهل سنت  که  الگوی تثبیت شده و موفقی  را برای حاکمیت و حکومت، امارت و حتی سلطنت ارئه دهد که قابل قبول جامعه اهل سنت باشد؟ این محلّ  تأمّل است یا الگویی موفق برای حاکمیت و حکومت و امارت و حتی سلطنت ارائه دهد که قابل قبول جامعه اهل سنت باشد، این محل تأمّل است.


 


وسائل ـ به عنوان نکته آ فرق بین سلطنت و إمارت و ت که در بحث ما مطرح شد چیست؟


 من یک اشاره‌ای می‌کنم؛ در متون روایی اینکه بعد از صلی الله علیه و آله چه ی باید بیاید، الفاظ، مختلف است؛ ما خلیفه را داریم،  را داریم، إمارت را داریم، خلافت را داریم، در بعضی از متون ملک و سلطان (پادشاه) را داریم؛ این الفاظ چه بار معنایی دارند؟ آیا معانی آنها یکی است یا خیر؟ آیا خلیفه، ، ملک، پادشاه، سلطان، جامعه – الدّین و الدّنیا - است یا نیست؟ ولایت دارد یا ندارد؟ اینها بحث هایی است که در فقه بحث های زیادی دارد و در جای خود باید بحث کرد.


اجمالا فعلاً  همه این معانی را یکی می گیریم، اما اینها همه بار معنایی مختلفی دارند؛ ما اجمالاً می گوییم  نظریه  فقه اهل سنت در عرصه حاکمیت و حکومت، مدل خلافت، إمارت ، مُلک وپادشاهی و سلطنت هست؛  اما اینکه خلیفه چه ی است و شرایطش چیست؟ چه ی است؟ شرایطش چیست؟ ملک و پادشاه چه ی هستند؟ شرایطشان چیست؟ در میان فقهای اهل سنت اختلافات زیادی وجود دارد.(ادامه دارد...)/402/م


 




 


 


کد خبرنگار : 39

سیدجواد طباطبایی از روشنفکران مطرح ایران پس از انقلاب است. او با کتاب درآمدی فلسفی بر تاریخ شه ی در ایران که در سال 1368 در تهران به چاپ رسید به عرصه ی روشنفکری پا نهاد. اما شهرت او مدیون کتاب ابن خلدون و علوم اجتماعی با عنوان فرعی وضعیت علوم اجتماعی در تمدن ی است. به نظر می رسد این شهرت در دهه ی اخیر هم هنگام با انتشار کارهای آکادمیک او، نیز غیبت (و بل ا اج) روشنفکران دینی از فضای شه ی ایران فزونی یافته است. از منظر اجتماعی هم، ناکامی نسبی پروژه ی اصلاحات در ایران و ظهور افراطی گری و پوپولیسم بسیاری از کنش گران ایران (به ویژه قشری از رو مه نگاران) را بر آن داشته که روایت یأس روشنفکرانی چون طباطبایی را بر روایت امید روشنفکرانی چون سروش ترجیح دهند.[1]

در این مقاله بر آن ام تا به نقد برخی آرای طباطبایی بپردازم. نقد او کار آسانی نیست. او سال ها پیش در پاسخی مکتوب به پرسش های هفته نامه ی شهروند امروز، که از دلیل تغییر نظر او در باب مشروطه می پرسد، چنین پاسخ می دهد: «... این دو سیدجواد، بیش از حد اندک است، اگر عمری باشد، حتماً چندتای دیگر هم تولد خواهد یافت...»[2] ازاین رو این مقاله توان انتقادی خود را بر درآمدی که او بر جلد نخست تاریخ شه ی جدید در اروپا ـ که به بررسی سیر شه در غرب از دوران نوزایش تا انقلاب فرانسه می پردازد ـ محدود می کند و گاه به واسطه ی مباحث طرح شده توسط او در این «درآمد» به دیگر آثار او نیز سرکی می کشد. «درآمد» این کتاب، درآمد خوبی برای ارزی شه های او است. چراکه این متن در میانه ی تلاش های فکری او قرار دارد. او در این متن هم نگاهی به آرای قبلی خود دارد و هم در باب کارهایی که قصد انتشارشان را دارد توضیحی می دهد. در ابتدا توضیحی مختصر از ادعای نویسنده در «درآمد» می آورم.

1ـ نخستین ادعای سیدجواد در «درآمد» این است که «تذکر سنت با تکیه بر امکانات نظری خود سنت امکان پذیر نیست.»[3] در توضیح این ادعا به زودی درمی ی م که منظور از واژه ی فردیدتبار ”تذکر“ در این فقره «نقادی سنت از درون» است. از نظر سیدجواد «بیرون آمدن از چنبر سنت که دیری است تا عمل و نظر ایرانیان را غیرممکن کرده است، امکان پذیر نخواهد شد» مگر از طریق «امکان طرح پرسش های دوران جدید». پس از طرح این ادعا او در عرصه ی شه ی ایران خود را با دو گروه عمده روبه رو می بیند: «هواداران سنت» یا به تعبیر دیگری از او «هواداران تقلید مضاعف» و «اهل تجدد». پیام سیدجواد به گروه اول این است که سعی باطل نبرند و بدانند که زمان تذکر سنت گذشته است. به احتمال قوی منظور او از این دسته انی چون سیدحسین نصر است و منظور او از «تقلید مضاعف» نیز جز این نیست که اینان خود دنباله رو برخی متفکران غربی چون رنه گنون اند، یعنی انی که با از-سر-گذراندن تجربه ی مدرنیته، به دنبال نقادی تجدد از ”نگاه سنتی“ هستند. به این اعتبار از نظر سیدجواد تجربه ی مدرنیته به نحو ناآگاهانه در پروژه ی فکری سنت گرایان حاضر است. عبارت «تقلید مضاعف» نیز طنینی فردیدی دارد و یادآور اصطلاح «غرب زده ی مضاعف» اوست. فردید همه ی متفکرانی را که پس از دوران رنسانس به دنیا آمده اند (ازجمله خود را) غرب زده ی مضاعف می دانست. (غرب زدگان غیرمضاعف، متفکران به دنیا آمده در فاصله ی ظهور افلاطون تا دوران رنسانس اند) به بیان دقیق تر، «هواداران تقلید مضاعف» از منظر طباطبایی همان «غرب زدگان مضاعف مرکب سلبی» از منظر فردید است. مرکب اند (بر سیاق جهل مرکب) چون به این غرب زدگی وقوف ندارند و سلبی اند چراکه به دنبال رهایی از ”نفسانیت“ و ”انانیت“ هستند. این یادآوری زمانی جدی تر می شود که او در صفحاتی بعد در میانه ی نقد نظریه ی دین خویی آرامش دوستدار[4] می گوید: «به مصداق گفته ی سیداحمد فردید که «صدرِ تاریخ ما ذیلِ تاریخ غربی است»، مکان آگاهی ملی ایران به ناحیه ی کم اهمیتی از تاریخ خودآگاهی غربی تبدیل شد.»[5]

پیام سیدجواد به گروه دوم این است که به مبانی نظر کنند. از نظر سیدجواد متجددین جامعه ی ایران «که هرگز نتوانسته اند به اهمیت و جایگاه سنت در نظام شه ی ایرانی پی ببرند، در دام این توهم افتاده اند که به هرحال، دوره ی سنت سپری شده است...» این در صورتی است که «نفوذ شۀ دینی در ایران و توجه برخی از هواداران مشروطیت به مبانی شرعی» نبود که موجبات ش ت آن را به دنبال آورد. شاهد این ادعا از نظر او این است که در نظام مشروطه در غرب «دستگاه مفاهیم شه ی مشروطه خواهی در کورۀ الهیات ی و کلیساشناسی آب داده شد»، بنابراین او به طرح فرضیه ای خطر می کند: «یکی از عمده ترین علت های ش ت مشروطه خواهی مردم ایران، فقدان مبانی نظری ناشی از الهیات بود و نه چنان که گفته اند، وجود مبانی دینی» و هم ازاین رو است که از نظر او «در صدر سیاهۀ رساله هایی که در توضیح مبانی مشروطه خواهی نوشته شده است، تنبیه الامه و تنزیه المله اثر شیخ محمدحسین نائینی، فقیه اصولی، قرار دارد» اما در سوی دیگر روشنفکران متجدد بدون توجه به مبانی شه به ایجاد مصالحه ای در سطح بین شه ی جدید و شه ی قدیم دل بسته بودند. چنین چیزی از منظر سیدجواد نوعی قاط است:

نویسندگانی همچون مستشارال ه، در مصالحه ای با سنت به قاطی میان شۀ جدید و مبانی قدیم دست می زدند. بحث در مبانی سنت و نقادی آن، نیازمند کوشش نظری بنیادینی بود که روشنفکران هوادار شۀ تجدد توجهی به آن نداشتند و از آن جاکه تصلب سنت به نوعی توهّم پایان سنت را در آنان ایجاد کرده بود، تصور می د که می توان ایدئولوژی های غربی را جانشین کوشش بنیادین تأمل نظری کرد.

سیدجواد خود را ایستاده بر فراز مرده ریگی از خنز نزرهای بی ارزش شه ی ایرانی می بیند و بحث خود را با اطمینان به نفسی که اگر تواضعی در آن است ناشی از حس تأسیس و شروع راهی بزرگ است، پیش می برد:

باید بگویم که جدید ایران در زمان تعطیل نظام سنتی دانش تأسیس شد و نهادی فاقد پشتوانه ی سنت علمی بود... امروز که پس از گذشت یک سده از تأسیس نخستین دانشکدۀ حقوق و علوم ، در آن نظر می کنیم، کارنامۀ آن را بی هیچ تردیدی در علم سیاست منفی ارزی می کنیم... با گذشت بیش از یک سده یک تحقیق جدی درباره ی شۀ در ایران و صورت نگرفته است، و شگفت این که فاتی نیز به چنین کمبودی پیدا نکرده ایم.

چند صفحه بعد دوباره عین این ادعاها تکرار می شود:

هنوز آگاهی ما از تاریخ شۀ تخته بند شمار اندک درس نامه های تهران است که جز خلاصه ای نامفهوم، سطحی و سخیف از نوشته های برخی شمندان بزرگ به دست نمی دهد و به نظر من بیشتر از آن که سودی از خواندن آن ها متصوَّر باشد،ل ، ضرر و غبنی نصیب دانشجو و خوانند می شود.

2ـ حال به مصاف ادعاهای سیدجواد در این «درآمد»، که سعی خلاصه ای از آن ها را در بالا گردآورم، می روم. بدیهی است که به هنگام نقد او، هرجا که لازم شد، شرح بیشتری از آرای او ارائه خواهم داد.

الف- آن چه در طرح فکری سیدجواد آشکارا مشاهده می شود و از خطوط اصلی پروژه ی فکری او است، این است که از نظر او نه نقد سنت از درون ممکن است و نه آشتی جدید و قدیم بدون رجوع به مبانی. اما از نظر او تلاش فکری شمندان ایرانی دقیقاً در یکی از این دو ریل قرارمی گیرد. از این رو، او به دنبال آن است که با تأسیس «تاریخ پایه ای» شه در ایران و از آن طریق بحث در مبانیِ سنت و تجدد، راه تجدد را هموار سازد. اما ی را که در صدر سیاهه ی شمندان دوران مشروطه می نشاند، شیخ محمدحسین نائینی است. پرسش بنیادی این جاست که مگر سنت متصلب نشده است و مگر دوران تذکر سنت نگذشته است؟ آیا شیخ محمدحسین نائینی جز سنت فقهی-اصولی به مبنای دیگری مسلح بوده است که بتواند شه ای مبنایی برای سنت تدارک ببیند؟ پاسخ احتمالی طباطبایی به این پرسش از متن همین «درآمد» قابل است اج است:

برخی از مفسران رسالۀ نائینی کوشیده اند با برجسته تأثیر طبایع الإستبداد عبدالرحمن کواکبی، به عنوان مثال، بر تنبیه الأمه و تنزیه المله از اهمیت کوشش نظری نویسنده ی آن و فاتی که نائینی به مبانی نشان داده است، بکاهند. هر تأثیری که نائینی از کواکبی پذیرفته باشد، نمی تواند در برابر دیدگاه او، به عنوان اصولی طراز اول، جلوه ای داشته باشد. [تأکید از من است]

در این فقرات طباطبایی نشان می دهد که ”تصلب سنت“ بر خود او نیز مستولی است. او از طریق به کاربردن عبارت علمایی «اصولی طراز اول» تأثیر تجدد بر نائینی را ناچیز جلوه می دهد. از نظر سیدجواد، نائینی بدون تأثی ذیری قابل توجهی از دیدگاه های مدرن می توانست «تنها راهی را که مشروطه خواهی در ایران می بایست دنبال کند» به وجود بیاورد. اما پرسش این است که اگر طباطبایی چنین باوری دارد-که دارد و بعدها در مورد اسانی هم چنین گفت[6]- چرا «تذکر سنت با تکیه بر امکانات نظری خود سنت امکان پذیر نیست»؟

کم تر نویسنده ای می تواند این چنین تناقض بگوید و یک لحظه هم از کنایه زدن به دیگران غافل نشود (در تاریخ معاصر ایران در این باب جز فردید ی را سراغ ندارم). او گاه چنان آشکارا تناقض می گوید که حتی صدر و ذیل یک بند از سخنان اش با هم ناهم خوان است:

خواننده ای که اطلاعی از شۀ و تاریخ جهانی نداشته باشد و نوشته های ایرانیان درباره ی مشروطه خواهی را بخواند، می تواند در دام این توهم بیفتد که گویی شه ی مشروطه خواهی شه ای ی ره ایرانی بوده است. افزون بر این خاستگاه بسیاری از سخنان نسنجیده ای را که پژوهش گران مشروطه خواهی گفته اند، باید در این بی فاتی به تاریخ شه ی در اروپا جستجو کرد...

اگر پژوهش گران مشروطه در ایران، یعنی انی چون احمد روی، فریدون آدمیت و ماشاء الله آجودانی به تاریخ شه ی در اروپا بی فات بوده اند، به نظر نمی رسد کنش گران مشروطه خواهی در ایران، یعنی انی چون ملکم خان، مستشارال ه، اسانی، شیخ فضل الله نوری و حتی ستارخان و باقرخان، نسبت به این مبانی ملتفت بوده باشند. مطمئناً سیدجواد چنین ف ی را نصیب آن ها نخواهدکرد. بعید است که پژوهش گر از کنش گر و بعدی از قبلی پراطلاع تر باشد. اما آیا در این صورت مشروطه خواهیِ ایرانیان شه ای ی ر ایرانی نخواهد بود!؟ رأی نگارنده ی این سطور به این امر تعلق نمی گیرد، اما بحث سیدجواد چنین لازمه ی منطقی ای دارد که متأسفانه او با بی توجهی به آن به تناقض گویی می افتد.

سیدجواد به دنبال «ایضاح منطق ش ت مشروطه خواهی در ایران» است، آن هم به طریق سلبی. یعنی می خواهد از طریق بررسی راه طی شده ی مشروطه در غرب، علل ش ت راه ناپیموده ی ما را به دست دهد. اما مدلی که او از تاریخ دارد، مدلی تک خطی است، یعنی شرق اگر بخواهد متجدد شود باید (دست کم در منطق تحول) بالضروره مثال غرب شود. در حقیقت اگر طباطبایی به لوازم و لواحق قولی که هم دلانه از فردید نقل کرده آگاه باشد، اسیر نگاهی جبری مسلک و ذات گرایانه نسبت به تاریخ است. با این تفاوت که از منظر فردید تاریخ بر مبنای تجلیات گونه گون اسماء الهی سیری ادواری دارد که دوره ی تاریخی پیشین در حکم ماده ای برای (صورت) دوره ی تاریخ بعد عمل می کند، که این بخش از شه ی فردید مورد اعتنای سید جواد نیست. اما از این حیث که تاریخ شرق ی ره زیر نفوذ متافیزیک یونانی است، و سیر شه در کل تاریخ از منطق ی انی پیروی می کند، او خلف فردید است. قصه در این جا همان ”حو تاریخی“ است و میراث سیداحمد فردید همچنان بین وراث مختلفی در حال تفکیک است (یکی به عرفان نظری آن می چسبد و دیگری به دترمینیسم تاریخی اش). اما از این املاک متروکه باید مالیاتی ستانده شود و این مالیات بر ارث چنان سنگین است که چون میراث بران به آن فات یابند، عطای آن را به لقای اش خواهند بخشید و آفتابه را ج لهیم نخواهند کرد.

ب- طباطبایی برای سیر شه منطقی درونی قائل است که بی اعتنا به عوامل جغرافیایی و جامعه شناختی راه خود را می پیماید. این چنین است که چون از نظر او تجدد غربی از دل الهیات ی بیرون آمده، در این جا به نائینی دل می بندد. اما مسأله ی دیگری هم در طرح او وجود دارد. اگر از تناقض پیش گفته در بند الف بگذریم و نائینی قادر به تأسیس مبانی سنت هم باشد (به این مسأله مجدداً و البته از منظری دیگر در بند ”د“ این مقاله بازخواهم گشت) چرا باید فکر کرد که تأسیس این مبانی، ما را به سمت تجدد رهنمون خواهد کرد؟ او همچنان جزو تابش شانی است که شه ی مستقل از واقعیات اجتماعی را پیش برنده ی تاریخ می دانند. در حقیقت نزد او شه از جنس و در ادامه ی عمل اجتماعی نیست. ی که با اطمینان از «بیش از چهار سده تعطیل شیدن در ایران» سخن می گوید و سنت را آن چنان متصلب می داند که «عمل و نظر ایرانیان را غیرممکن کرده است» باید مدل ن از شه در ذهن داشته باشد که راه بر عمل اجتماعی است. به این ترتیب او با بی خبری کامل از شه های پراگماتیستی (جیمز و دیویی) و چرخش زبانی در هر دو اردوگاه تحلیلی و قاره ای (ویتگنشتاین و گادامر) به تحلیل شه می پردازد. بنابراین شه ی او در بهترین ح بخشی از تاریخ شه است که ارزش تاریخی دارد و نه ارزش تحلیلی. او افسون «بحث در مبانی» است، و به جای تحلیل ارتباطی و زنجیره وار شه ها و رویدادها، به تحلیل عمقی و پیش رفتن در ”مبانی“ می پردازد[7]، شه ای که اینک طرف دار چندانی ندارد:

با انتشار این نخستین بخش از جلد نخست تاریخ شه ی جدید در اروپا که بحثی در مبانی است- این اشاره را که ناچار در صورت شطحی می توان بیان کرد، بازخواهم کرد: بحث در مبانی شیدن در اروپا، اگر درست بتوان توضیح داد، از طریق مفهوم مخالف، می تواند پرتوی بر منطق بی فاتی به بحث در مبانی بیندازد. این که می گویم تاریخ بی فاتی ما به بحث در مبانی را باید از طریق مفهوم مخالف آن فهمید، مبتنی بر دریافتی پیچیده از دو شیوه و رویکرد به شیدن است، زیرا نه تنها ما حتی متولیان سنت- در سده های گذشته به مبانی نظری سنت توجهی نکرده ایم... [تمام تأکیدات از من است]

به دنبال سرچشمه ها و مبانی گشتن و دیگر شمندان را درگیر مباحث سطحی، قاط و مصالحه دیدن در او نگرشی اساسی است که امید تغییر آن با آمدن سه، چهار سیدجواد دیگر هم نمی رود. فی المثل او در جلد نخست تأملی درباره ی ایران که با عنوان دیباچه ای بر نظریه ی انحطاط در ایران به چاپ رسیده است، نقل قولی از رستم الحکما می آورد که در آن رستم الحکما اوج گیری نزاع بی حاصل شیعه و سنی را از عوامل سقوط صفویان معرفی می کند. سید جواد هرچند این نگرش را می ستاید، اما در ادامه می افزاید:

بدیهی است که این اشارۀ او بر دیدگاه نظری استوار نیست، زیرا بسط نظریه ای در این مورد نیازمند تحولی در دریافت شة دینی و بویژه نسبت میان دیانت و سیاست بود، درحالی که رستم الحکما کم ش مردی عامی است و بیشتر از آن که تحلیلی نظری به دست دهد، وصفی از وجدان نگون بخت ایرانی به دنبال یورش مغولان و سقوط شاهنشاهی صفویان عرضه می کند.[8]

گویی شه ی مدارای دینی در غرب نه از دل این زد و خوردها که از دل مباحث مبناییِ نظریِ پی گرفته شده درون حجره های کلیساها و اتاق فیلسوفان شکل گرفته است. سیدجواد به جای آن که بسط چنین شه ای را در آثار متفکران بعدی این دیار پی گیری کند، که عین نوشتن تاریخ شه است، با عامی خواندن رستم الحکما و آوردن عبارت تأسف طلب «وجدان نگون بخت ایرانی» اخگره ی شه ی او را در پندار تصلب سنت محو می کند.

سترونی شه و عمل ایرانی به خاطر بی توجهی نسبت به مبانی که بیت الغزل نوشته های اوست، با نگاهی پراگماتیستی به رابطه ی نظر و عمل رنگ می بازد. این رنگ باختگی حتی در نوشته های خود او نیز بروز و ظهوری دارد:

در ایران زمین، اگرچه به دنبال زوال شۀ سنتی، تدوین دستگاهی از مفاهیم جدید غیرممکن شده بود، اما به هرحال، با گسترش روابط میان ت های ملّی و جهانی شدن مناسبات ، این کشور در چرخۀ دگرگونی هایی وارد شد که منطق آن مناسبات جز با تکیه بر دستگاه مفاهیم شۀ جدید قابل درک نبود.

در چنین موقعیتی دو پیش آمد، ممکن الوقوع است: یا به خاطر غفلت سیاست مداران از بحث در مبانی آن ها هیچ گاه منطق این مناسبات را درنخواهند یافت یا همین منطق مناسبات آن ها را به درک تجدد رهنمون خواهد شد و آن مبانی کذایی هم چیزی جز شه هایی نظام بخش به این مناسبات نیستند. تحلیل سیدجواد با شق اول سازگار است و تحلیل های جدید در بررسی تاریخ شه با شق دوم. ناب شیِ ذات گرایانه، پود تارهای شه های سیدجواد را تشکیل می دهد، تا جایی که حتی درک او از مفاهیم ش ت و پیروزی هم درکی ناب شانه است. مشروطه در ایران از نظر او ش ت خورده است. گرامر زبان او به نحوی پیش می رود که مشروطه در ایران یا باید پیروز می شد و یا ش ت می خورد. او تمایلی ندارد که تحلیل خود را از طریق گرامر دستاوردها و ناکامی ها صورت بندی کند و مثلاً تأسیس مجلس یا ظهور رضاخان را از دستاوردهای مشروطه بداند. مفاهیم ش ت و پیروزی نزد سیدجواد مفاهیمی دیجیتالی اند، همچون برد و باخت در بر سر شیر یا خط آمدن پرتاب یک سکه.

ج- برخلاف دقتی که او به سیر شه در مغرب زمین دارد، به سیر شه در ایران بی اعتناست-اگر اساساً به چنین سیری قائل باشد. او هیچ گونه تقسیم بندی یا دوره بندی ای در باب سیر شه ی معاصر در ایران ندارد. روشنفکران دینی از بازرگان تا سروش نزد او سر-و-ته یک کرباس اند، آشوری لغت بازی کم مایه است و همایون کاتوزیان هم مز ف می گوید و کاری می کند. حتی ماشاءالله آجودانی هم که زمانی مورد تمجید او قرارگرفته بود در تأملات بعدی او مردود واقع شد.[9] و این برای ی که خود را مکلف به توضیح سیر شه می داند سمی است قاتل. این همه خوار داشت شمندان ایرانی و مصادره به مطلوب سیر شه در غرب به نفع نگاه و نظریه ی خود چه معنایی دارد!؟[10] سیدجواد روشنفکری را به پدیده ی ی نزدیک می کند و وظیفه ی خود را «آب ریختن به لانۀ مورچگان» می داند. غرب نزد او مدینه ی فاضله است، نه از آن رو که بهشت است، از آن رو که عین ظهور و بسط شه است. او از سنت فکری شرق شناسانه ای نسب می برد که ”شرق“ را ی ره دیگری ”غرب“ می سازد. از همین رو است که در برابر تجدد غربی در این طرف ”تصلب سنت“ می نشیند. ”شرق“ و ”غرب“ در نگاه او اگر چیز مشترکی دارند گذشته شان است، که او هرگونه ردگیری مفاهیم مدرن در سنت را ناموجه می انگارد. امروزه روشنفکران دینی (به ویژه سروش و شبستری) به دنبال است اج مفاهیم مدرن از دل سنت نیستند. اما این مانع از آن نمی شود که نگاه ناقدانه ی غزالی به فقه یا شه های مولانا در باب اولویت خلوص دل بر قیل و قال اهل مدرسه در طرح فکری امثال سروش مورد استفاده قرارنگیرد. از این حیث، آن چه سیدجواد در حق لوتر و کالون روا می داند در حق روشنفکر ایرانی روا نمی داند و آن چه در آن جا قوت فکر است این جا ذنب لایغفر است:

تاریک شی غزالی مآب خود را قیاس از اصلاح دینی لوتر می گیرند و ل از تبیین آن و توضیح این عاجز می مانند. خلط دو مفهومی که مبانی متفاوتی دارند، نه تنها نمی تواند ایضاح آن دو مفهوم را به دنبال داشته باشد، بلکه مانعی در راه درک منطق آن هر دو ایجاد خواهد کرد که از میان بردن آن به آسانی امکان پذیر نیست.

سنت نزد او چنان متصلب است که هیچ گفت و گویی میان آن و مدرنیته ممکن نیست. اما مولانا، کانت و غزالی می توانند کنار هم بنشیند، نه ا اماً بنا به منطق و چشم انداز تاریخی خود، بلکه بنا به منطقِ زندگیِ کنونیِ ما و تعلقات و حاجات این جایی-اکنونی ما. آن ها می توانند با وانهادن برخی متعلقات جهان خود به جهان گفتمانی ما دعوت شوند و در افق تاریخی ما جذب و هضم شوند. مدرنیته یعنی سیال شدن هرآن چه سفت و سخت می نمود، نه دودشدن و بر بادِ فنا رفتن آن.

د- پیش تر اشاره که از دیدگاه سیدجواد « شۀ مشروطه خواهی در کورۀ الهیات ی و کلیساشناسی آبداده شد.» همچنین او هنگام تذکر نکات فنی مربوط به ترجمه اش از اقوال منقول شمندان غربی در جدال قدیم و جدید، نکته ی مهمی را متذکر می شود:

در سده های میانه و نخستین سده های آغاز دوران جدید، هر بحثی با تکیه بر منبع وحی انجام می شد و آیه هایی از کتاب مقدس موضوع همۀ مناقشات و جدال های حکمای الهی و بسیاری از نویسندگان دورۀ نوزایش بود.

او اعتراف دارد که مدرنیته در غرب در پی بحث و تفسیر بر سر مبانی دینی شکل گرفت. حال اگر سنت ما دچار تصلب شده است، دست کم یک راه وج از این تصلب، نقد و گفت وگو با سنت از منظر مدرنیته است و این راهی است که روشنفکران دینی پیش از او شروع کرده و همچنان آن را می پیمایند.[11] سؤالِ بی پاسخ این است که چرا سیدجواد با روشنفکران دینی بر سر مهر نیست؟ سیدجواد می تواند با محتوای شه های آن ها و تقریرشان از مباحث مدرن مخالف باشد، اما با چارچوب های فکری و نحوه ی ورودشان به مباحث نه. پروژه ی روشنفکری دینی با مبانی فکری سیدجواد سازگار است. پذیرش این سازگاری، تعارض مورد اشاره در بند ”الف“ این مقاله را نیز مرتفع خواهدکرد. مبانی سنت جز از طریق تأمل در شه ی مدرن دریافت شدنی نیست. فی المثل اگر سروش تفکر سنتی را تکلیف ش معرفی می کند، این سخن او تنها در نسبت با ظهور انسان حق مدار معنادار است. و در حقیقت آن مبنا، تنها از حیث این تقابل تاریخی مبنائیت می یابد و با عوض شدن نوع نگاه یا سیر تاریخ، مبناها هم مختلف خواهند شد. در ضمن سنت هم آن چنان متصلب نیست که از برقراری هرگونه پیوندی با شه ی مدرن ناتوان باشد. محمدرضا نیکفر در تحلیل مسأله ی بنیادگراییِ دینی با دست بردن به نوعی سنخ شناسی عقلانی، اراده ی معطوف به قدرت نهفته در بینش ی را با اراده ی معطوف به سلطه ی نشسته در عقلانیت ابزاری و تکنیک مدرن در سازواری می بیند. او بنیادگرایی دینی را با فراتر رفتن از دوگانه ی سنت/مدرنیته تحلیل می کند.[12]

بلی، اگر سیدجواد فردیدیسم خود را فروبگذارد و به لوازم اقوال اش پای بند بماند، می توان به خوبی از این فرضیه دفاع کرد که پروژه ی روشنفکری دینی نه تنها با نظریه ی طباطبایی سازگار است که بالاتر آن، از طرح او ضرورت چنین پروژه ای قابل است اج است. مهم ترین رساله ی مشروطیت یک کلمه مستشارال ه است و مهم ترین رساله ی انقلاب ی قبض و بسط تئوریک شریعت سروش، آقای طباطبایی!



[1]کاربرد تع ر «روایت یأس» و «روایت امید» در مسأله ی روشنفکری را به نقل از علی میرسپاسی آورده ام.

ر.ک. علی میرسپاسی، روشنفکران ایران: روایت های یأس و امید، ترجمه ی عباس مخبر، نشر توسعه، 1386، تهران.

[2] شهروند امروز، شماره ی 45.

[3] همه ی نقل قول ها در این مقاله از منبع زیر است، مگر آن که خلاف آن تصریح شود.

سیدجواد طباطبایی، تاریخ شه در اروپا از نوزایش تا انقلاب فرانسه بخش نخست جدال قدیم و جدید، نشر نگاه معاصر، 1382، تهران.

[4] دوستدار، طباطبایی را به ی علمی متهم کرده است و معتقد است که طباطبایی نظریه ی «امتناع تفکر» او را گرفته و «درجامه ی مبدل امتناع شه» عرضه کرده است.

[5]جالب توجه است که نزاع سیدجواد و آرامش دوستدار هم بی شباهت به تکه پرانی فردید به آل احمد نیست. آل احمد برداشتی از نظریه ی «غرب زدگی» فردید ارائه کرد و این نکته را فردید به او گوش زد کرد. سیدجواد نیز باور دارد که آرامش دوستدار در طرح «امتناع تفکر» خود کاری کرده است. تفاوت در این جاست که این بار آن که تأثیر پذیرفته است، به دیگری انگ بازی و نافهمی می زند. و این نکته ای است که خود سیدجواد تا حدودی به آن آگاه است: «آرامش دوستدار تالی آل احمد و نقیض او است و همچنان که نویسنده ی غرب زدگی سیاست زدگی خود را در ای از بحث ”فلسفی“! پنهان می کرد، آرامش دوستدار نیز به اقدامی در خلاف جهت و مساوی با آن دست می زند.» چیزی که طباطبایی به آن اشاره نمی کند این است که خود تالی فردید است.

[6] بنگرید به متن سخنرانی او در همایش یک صد سالگی مشروطه در تهران.

[7] تحلیل ارتباطی (connective analysis) و تحلیل عمقی (depth analysis) اصطلاحاتی اند که استراسون در توضیح گذار ویتگنشتاین از افکار متقدم خود به افکار متأ استفاده می کند، به این معنا که ویتگنشتاین از تحلیل عمقی به تحلیل ارتباطی می گرود.

[8] سیدجواد طباطبایی، تأملی درباۀ ایران جلدنخست دیباچه ای بر نظریۀ انحطاط ایران، نشر نگاه، چاپ دوم 1381، تهران، صفحه ی 414.

[9] مشروطه ی ایرانی ماشاءالله آجودانی بر جلد خود تمجیدی از سیدجواد را یدک می کشد، اما سیدجواد بعدها آن را از منظر «تاریخ شه و نیز از نظر تاریخ مشروطه خواهی»، «به کلی بی فایده» ارزی کرده است. (نک. شهروند امروز- شماره ی 45)

[10] او به نحو هیستیریکی از روشنفکران ایرانی متنفر است و این تنفر او به برخی از پیروان اش هم انتقال یافته است. در آ ین سخنرانی ای که او هنگام نگارش این مقاله انجام داد (مورخ 14 مهر ماه)، سخن عجیبی گفته است که حقیقتاً در تاریخ شه بی نظیر است. او در پاسخ به برخی منتقدان و پیروان که شه ی او را بر پایه های هگلی استوار می دانند، با رد این ادعا می گوید: « ادامه مطلب درخواست حذف مطلب

مسجد مکی اهل سنت زاهدان:

توهین به مقدسات و اماکن مذهبی فرق ی حرام است

محمدامین میربلوچزهی،خاش - ایرنا- مدیر حوزه علمیه دارالعلوم و مسجد مکی اهل سنت زاهدان گفت: بی حرمتی و توهین به مقدسات و اماکن مذهبی تمامی فرق و مذاهب و ادیان حرام است.

به گزارش ایرنا، مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی در خطبه های عید سعید فطر اهل سنت زاهدان افزود: حرمت مقدسات مذاهب و فرق لازم و ضروری است و به لحاظ شرعی هیچ گروهی از مسلمانان حق ندارد به اماکن مذهبی سایر مسلمانان و حتی غیر مسلمان تعرض کند.

وی اضافه کرد: بی حرمتی به مقدسات و اماکن مذهبی موجب جریحه دار شدن احساسات دیگران و ایجاد فتنه می شود و فتنه انگیزی و آنچه موجب فتنه می شود در حرام است.

وی تاکید کرد: اختلافات برای جامعه زیانبار است و هر اختلاف مذهبی، قومی یا جناحی که به تنش و دشمنی بینجامد مانع توسعه می شود.

مسجد مکی اهل سنت زاهدان تصریح کرد: امروز بزرگترین خطری که جهان را تهدید می کند اختلاف است که منجر به جنگ و درگیری میان مسلمانان شده است.

مدیر حوزه علمیه دارالعلوم گفت: دشمنان از بیداری ی و قدرت می ترسند زیرا بخوبی می دانند که وقتی وارد زندگی انسانها شود چه تاثیری دارد و به همین علت سعی می کنند با ایجاد اختلاف میان مسلمانان به دین ضربه وارد کنند.

وی خاطر نشان کرد: ریختن خون انسان بی گناه کفر آمیز است ، هر خون مسلمانی را حلال بداند شکی نیست که کافر شده است لذا بر مسلمانان لازم است که از اعمال خلاف شرع دوری کنند و به دین خود ضربه نزنند.

مولوی اسماعیل زهی به تحولات خاورمیانه و تنش های منطقه ای اشاره کرد و گفت: مسلمانان کشورهایی مانند عراق، و غیره نباید کشورهای خود را در معرض تجزیه قرار دهند، تمامیت ارضی کشورهای ی بسیار مهم است زیرا تجزیه کشورها خواست دشمنان است.

وی تاکید کرد: مسلمانان نباید اجازه دهند سرزمینهایشان به نفع صهیونیستها تجزیه شود، متاسفانه در هفته های اخیر شاهد جنایتهای زیادی از سوی صهیونیستها علیه مردم مظلوم غزه بودیم که در این میان کشورهای غربی و شورای امنیت سکوت کرده اند و در نهایت فقط پیشنهاد داده اند که میان رژیم گر قدس و مبارزان فلسطینی آتش بس برقرار شود.

وی افزود: این مسائل و مشکلات ضرورت اتحاد مسلمانان را بیشتر می کند، مسلمانان اگر مشکل و اختلافی با یکدیگر دارند باید با گفتمان و تفاهم آن را حل کنند.

مسجد مکی اهل سنت زاهدان در بخش دیگری از خطبه های بر استفاده از توانمندیها و شایستگی های تمامی اقوام و مذاهب در کشور تاکید کرد و گفت: تامین منافع ملی در گرو مشارکت قشرهای مختلف مردم است و هیچگاه نباید منافع ملی تحت فشار گروه و جناح خاصی قرار گیرد. هزار نفر از جوانان اهل سنت جهت دفاع از مرزهای استان جذب می شوند.

شه،بیان و مذهب حق مسلم هر انسانی است

10440868_709282139144220_1317310510604594390_nشیخ فسیر مولانا محمدحسین گرگیج با بیان اینکه هر انسانی در هر جای دنیا زندگی می کند باید شه، بیان و مذهب داشته باشد و ی حق ندارد این ها را از وی سلب کند، به های مذهبی اهل سنت اشاره نمود و ضمن تأکید بر همکاری مسئولین و ت برای برگزاری های عید و دیگر مراسم مذهبی، از آنها خواست تا با افرادی که در برخی نقاط در قبال اهل سنت که در آنجا اقلیت هستند، سلیقه ای عمل می کنند و از برگزاری جلوگیری می نمایند، برخورد جدی و قاطع داشته باشند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شیخ فسیر مولانا گرگیج، خطیب اهل سنت آزادشهر در فرازی از بیانات خود در مراسم با شکوه عید سعید فطر این شهرستان (۷ مرداد ۹۳)، ضمن اشاره به ممانعت از برگزاری های عید اهل سنت در سال های گذشته در برخی نقاط کشور که اهل سنت اقلیت هستند، تصریح کرد: کشور ما یک حکومت ی است و شرط اوّل حکومت ی ب ایی است، مسلمانان چه شیعه و چه سنی باید در برگزاری آزاد باشند و در قانون اساسی و بقیه کشورها، همه انسانها از هر قشری در برگزاری مراسم مذهبی خود آزاد هستند، لذا ما این ها را خواستاریم و ی حق ندارد های مذهبی را از ما سلب کند.
وی خطاب به مسئولین طراز اول کشور گفت: متأسفانه سال های گذشته در برخی شهرستانها که اهل سنت اقلیت بودند، از برگزاری عید جلوگیری شده است، از این رو درخواست ما از مسئولین طراز اول کشور این است که با افرادی که در چنین مکان هایی سلیقه ای عمل می کنند، برخورد جدی شود و با برادران اهل سنت جهت برگزاری مراسم مذهبی همکاری کنند و تسهیلات را در اختیارشان قرار دهند.
مدیر دارالعلوم فاروقیه گالیکش با تأکید بر اینکه امنیت را تهدید نمی کند، خاطرنشان کرد: مسلمانان شیعه و سنی در هر جای این دنیا حق دارند مطابق مذهب خود را برگزار کنند، برگزاری امنیت کشور را به هم نمی زند و خطری برای ی ندارد، برخی افراد به ما می گویند: نباید چنین مسائلی را از پشت تریبون مطرح کنیم، اما این ها گلایه هستند، شما دست به چنین اعمال سلیقه ای نزنید تا ما این مسائل را مطرح نکنیم، وظیفه ما امر به معروف و نهی از منکر است و این خواسته همه مسلمانان دنیا است که در برگزاری مراسم مذهبی خود آزاد باشند.
مولانا گرگیج رعایت حقوق ی ان را در بین همه ملت خواستار شدند و افزوند: هر انسانی باید مذهب و بیان داشته باشد، امروز استبداد در دنیا جایگاهی ندارد اگر حکومت ها حق ملت خود را به صورت مساوی رعایت نکنند، قطعاً ش ت خواهند خورد؛ انسانها را نمی توان به زور نگه داشت.
اهل سنت آزادشهر همچنین بر به کارگیری جوانان و نخبگان اهل سنت تأکید کرد و از ت تدبیر و امید خواست تا با استخدام برادران اهل سنت و جذب ی ان آنها وبه دور از هرگونه تبعیض و همچنین صدور مجوز برای ساخت مساجد اهل سنت، همکاری کند.

سکوت سران کشورهای ی در برابر جنایتهای معنا ندارد
مولانا گرگیج در بخش دیگری از اظهاراتش در مراسم عید سعید فطر، بار دیگر جنایات رژیم صهیونیستی را در نوار غزه محکوم کرد و ضمن انتقاد از بی تفاوتی سران کشورهای ی و سازمانهای بین المللی در این باره گفت: حساس ترین و دردآورترین مسئله این روزها در جهان ، مسئله فلسطین و غزه است. طبق آمار در ۲۱ روز بالای هزار نفر کشته شدند و این جنایت بزرگی در حق بشریت است. برای سران کشورهای ی به خصوص اعراب ننگ بزرگی است که نسبت به چنین مسائلی بی تفاوت هستند و از ترس از دست دادن کرسی های خود سکوت اختیار کرده اند.
خطیب اهل سنت آزادشهر خطاب به همه سران کشورهای ی و سازمانهای بین المللی اظهار داشت: امروز مسجد أقصی خون گریه می کند ولی سران کشورهای ی و سازمانهای بین المللی نسبت به آن بی تفاوت هستند. ننگ بر شما باد؛ تا به کی چنین بی تفاوت هستید و سکوت می کنید؟ سکوت شما هیچ معنایی ندارد.
مولانا ادامه داد: برای شما حکام مسلمان عار است که مسلمانان در هر جای این دنیا به راحتی قربانی می شوند، به جای عیاشی بهتر است به فکر مردم مظلوم فلسطین باشید، ترس از استکبار جهانی و زورگویان معنایی ندارد، اگر شما به داد مردم مظلوم و بی دفاع نرسید، خداوند کاخ ها و سلطنت را از شما می گیرد و باید نزد الله متعال جوابگو باشید، این استکبار جهانی و صهیونیسم برای ی رحم ندارند وامروز چهره کریه آنها مشخص شده است که با وتو قطعنامه ها برای نابودی و مسلمین متحد شده اند و اه شان یکی شده است.
شیخ فسیردر پایان بار دیگر تأکید کرد: اگر ت ها توان مقابله با چنین جنایاتی ندارند حدأقل به ملت های خود اجازه دهند تا به داد مظلومان برسند، همه آزاد شان دنیا از این جنایات و کشتار بی گناهان رنج می برند. اگر هر مسلمانی حدأقل یک سنگ بردارد و به طرف صهیونیست ها پرتاپ کند، آنها سنگ باران و زنده به گور می شوند، اما متأسفانه مسلمانان امروز به جای متحد شدن علیه استکبار جهانی و صهیونیسم به جان همدیگر افتاده اند و یکدیگر را تکفیر می کنند.

گزارش شورای امور مساجد اهل سنت تهرانِ جماعت دعوت و اصلاح ایران از برگزاری عید فطر

86پس از چهار سال ممنوعیت برگزاری عید فطر اهل سنت تهران، امروز هفتم مرداد ماه ٩٣ عید فطر در بیشتر مساجد اهل سنت برگزار شد.
لقمان ستوده سخنگوی شورای امور مساجد اهل سنت تحت مدیریت جماعت دعوت و اصلاح ایران در گفتگو با خبرنگار اصلاح وب ضمن اشاره به ایجاد ممانعت در برگزاری های عیدین در سال های پایانی ت قبلی بیان داشت که امسال با همکاری ت تدبیر و امید در بیشتر مساجد تهران عید فطر – اگر چه با برخی حاشیه های ناخوشایند همراه بود – برگزار شد.
وی ضمن تشکر از همکاری استانداری تهران و نیز آقای یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهوری در امور اقوام و اقلیت های دینی و مذهبی و تلاش های معاون وی آقای حیدرعلی باقریان و همچنین همکاری پلیس امنیت مناطق مختلف تهران و کرج، اقامه عید بعداز چهار سال اختلال را نشانه ای امیدوار کننده و شاخصی از وفاداری ت به شعارهای انتخاباتی اش ارزی کرد و در عین حال اظهار امیدواری کرد در سال های آینده مجموعه های بیشتری از امکان برگزاری عید در اماکن بیشتر برخوردار شوند.
سخنگوی شورای امور مساجد، ضمن انتقاد شدید از ممانعت از برگزاری عید در خانه های پونک، یافت آباد، شماره ٢ و مسجدالنبی شهرک دانش بیان کرد در مسجد صادقیه نیز برخی نیروهای امنیتی مستقر در ورودی های اطراف مسجد از حضور برخی گزاران که از اوایل بامداد به قصد برگزاری راهی مسجد شده بودند، جلوگیری د. وی در این زمینه ابراز داشت “صدها گزار اهل سنت تهران از ساعات اولیه بامداد به سمت صادقیه روی آوردند که متأسفانه در مبادی ورودی بعضی از آنان با برخورد نامناسب برخی مأمورین مستقر، از حضور در مسجد بازماندند. این مأمورین در حالی اقامت غیر قانونی مهاجرین افغان را توجیه اقدام خود قلمداد می د که در بین ممانعت شدگان علاوه بر مهاجرین قانونی مقیم کشور، اهل سنت ایرانی مقیم تهران هم به چشم می خورد.
ستوده اظهار نمود، امسال علاوه بر صادقیه، عید فطر اهل سنت در مساجد رس ، شهرقدس، ارم، محمدشهر، حیدر آباد کرج، وحیدیه، خلیج فارس و چند نقطه دیکر تهران و حومه برگزار شد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود از مکاتبه شورا با نهادهای مربوط از جمله دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت های دینی و مذهبی از ابتدای ماه مبارک رمضان خبر داد که در آن ضمن اشاره به اهمیت و جایگاه نزد مسلمانان و به ویژه اهل سنت که جملگی بر وجوب آن متفق القول هستند و وجود تعداد قابل توجهی از شهروندان اهل سنت در تهران، کرج و حومه، وجود اماکنی برای ادای این فریضه ی ی و عدم ممانعت از برگزاری های عیدین، ضرورت دانسته شده است.
در این نامه بیان شده است که به دلیل عدم وجود مساجد اهل سنت، شهروندان اهل سنت به ناچار در سفارت خانه ها و اماکن متعلق به آنها که در اساس سرزمین بیگانه به شمار می روند، می گذاردند. بر همین مبنا جماعت دعوت و اصلاح ایران از حدود ۱۴ سال پیش، تدبیری شید تا اهل سنت در مساجد و اماکن ویژه ی خود بخوانند و با لحاظ محدودیت هایی که با روح برادری و برابری دینی و نیز برخی از اصول قانون اساسی از جمله اصل ۱۲ ناسازگار است، اقدام به فراهم مکان هایی برای اقامه ی نمود. پس از استقبال روزافزون شهروندان اهل سنت، تعداد اماکن تحت مدیریت جماعت دعوت و اصلاح ایران رو به فزونی گرفت و مکان هایی دیگر نیز توسط مجموعه های دیگر بنیان نهاده شد.
ستوده در پاسخ سؤال خبرنگار اصلاح وب مبنی بر سابقه تأسیس شورای امور مساجد گفت: با گسترس کمّی این اماکن، جماعت دعوت و اصلاح ایران به منظور ساماندهی، هماهنگی و نظارت بر اداره ی آنها، در سال ۱۳۸۸ نهادی در این زمینه با نام «شورای امور مساجد اهل سنت تهرانِ جماعت دعوت و اصلاح» تأسیس نمود. وی همچنین ابراز داشت شورای امور مساجد تا کنون توانسته است ضمن تعامل و ارتباط حکیمانه با مقامات و مسؤولین ذی ربط و عنایت به دغدغه ها و محدودیت های موجود، زمینه ی انجام برخی شعائر مذهبی اهل سنت را برای شهروندان اهل سنت تهران و کرج فراهم نماید و در برگزاری این شعائر تلاش کرده است نه تنها به اختلافات قومی- مذهبی دامن زده نشود بلکه دگ ذیری، رواداری و برادری دینی تقویت گردد.

اهل سنت خاش گفت: در حال حاضر بیش از 10 هزار نفر از جوانان اهل سنت توسط قرارگاه قدس جنوب شرق کشور جهت دفاع از مرز جذب می شوند که این مهم نیز یکی از بهترین اقدامات و برکات انقلاب ی است که باید شکر گذار بود.

. مولوی محمدعلی شهنوازی در خطبه های عید فطراهل سنت شهرستان خاش، با بیان این مطلب که ی ایران مسائلی که در حال حاضر در این جامعه است نبود، اظهار داشت: با پیروزی شکوهمند انقلاب ی مردم شاهد به دست آوردن نعمات، خدمات و خصضوصاً امنیت فراوانی بودند که ما امروز باید این نعمات و خدمات انقلاب شکوهمند ایران ی را شکر کنیم.
وی افزود: متاسفانه شاهد جنگ و خونریزی در ماه مبارک رمضان در شهرستان خاش بودیم که به ناحق خون مومنین و روزه داران ریخته می شود که بی شک روزه این افراد نیز قبول نمی شود و مرتکب انجام گناه کبیره شده اند.
مولوی شهنوازی ضمن تاکید بر رعایت حق الناس، بیان کرد: افراد باید حق الناس را پرداخت کنند تا روزه های آنان قبول شود چرا که خداوند حق خود را شاید ببخشد اما حق الناس را به هیچ وجه نمی بخشد.
وی ضمن تاکید بر حفظ وحدت و اتحاد بین مسلمانان و نیز اعتماد به ت، افزود: در حال حاضر بیش از ۱۰ هزار نفر از جوانان اهل سنت توسط قرارگاه قدس جنوب شرق کشور جهت دفاع از مرز جذب می شوند که این مهم نیز یکی از بهترین اقدامات و برکات انقلاب ی است که باید شکر گذار بود.
وی در ادامه ضمن دعوت گزاران به تقوای الهی، با اقتباس از قرآن مجید و احادیث به شان و منزلت عید فطر پرداخت.

مولوی شهنوازی با بیان این مطلب که چادرهای جمع آوری مبالغ کمک به مساجد، حوزه های علمیه، ایتام و ملت مظلوم غزه و فلسطین، گفت: صندوق های کمک به نیازمندان و ملت مظلوم غزه تحت پوشش کمیته امداد (ه) و بهزیستی آماده جمع آوری کمک های شماست و بعد از گذشت یک ماه عبادت و بندگی با دستگیری از ایتام و نیازمندان ثواب این ماه را کامل کنید.
وی عید سعید فطر را جشن زنده شدن دوباره انسان دانست و افزود: اعیاد ی، شکوهمندترین و مهمترین مظاهر حیات اجتماعی در تاریخ جامعه انسانی هستند و الگو و نماد وحدت و انسجام دنیای نیز هستند.
اهل سنت خاش در پایان نتایج و ثمرات ماه رمضان را خ شدن و تقرب الی الله عنوان کرد و اظهار داشت: مومنان و روزه داران حقیقی که زمینه سعادت در نهادشان بوده است در پرتو معارف روح بخش مکتب ماه رمضان استعداد حقیقی خویش را باز می شناسند و به سوی هدف و غایت نهایی خود قدم بر می دارند و به سعادت حقیقی و ا وی می رسند. . . .


از آنجا که مبانی استنباط احکام شرعی در فقه شیعه با توجه به حجیّت احادیث ائمه (ع) متفاوت با منابع اهل سنّت می باشد لذا در اغلب موارد نظریه فقهای شیعه و مستندات ایشان بطور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و سپس دیدگاه فقهای مکاتب اهل سنت آورده شده، در انتخاب آراء فقها نیز سعی شده است تا معروفترین و معتبرترین نظریات از کتب موجود ارائه شود
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 270 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 239
بررسی شرایط قاضی در فقه ی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول

1-1 بررسی واژه فضاء

1-2 معنای اصطلاحی قضا در فقه

1-3 دادرسی در

1-4 حکم مشروعیت قضا در

1-5 اقسام قضاء

1-6 مشروعیت و ثبوت قضا در

1-7 قضاء بخشی از وظایف ی است

1-8 انتصاب فاضی از دیدگاه ی است

1-9 اذن عام و اذن خاص

1-10انتصاب قاضی در زمان غیبت

1-11انتصاب قاضی در دیدگاه اهل سنّت

1-12خلافت بر اساس شورا چیست

1-13چگونگی گماردن قاضی

فصل دوم

2-1 طرق اثبات ولایت قاضی

2-2 استماع

2-3 بینّه

2-4 استفاضه

2-5 مکاتبه

2-6 ادعای قاضی

2-7 چگونگی اثبات ولایت قاضی در شرایط کنونی

2-8 چگونگی قبول یا ردّ حکم

2-9 دلیل تشتّت آراء چیست

2-10 دلایل وجوب قضاء

2-11 مستندات استجناب قضاء

فصل سوم

3-1 شرایط قاضی

3-2 بلوغ

3-3 عقل

3-4 (ایمان)

3-5 عد

3-6 عد از دیدگاه فقهای

3-7 نشانه های عد

3-8 علم و اجتهاد

3-9 علم قاضی از دیدگاه فقهای

فصل چهارم

4-1 اجتهاد در لغت

4-2 اجتهاد از دیدگاه مامیه

4-3 اجتهاد از دیدگاه اهل سنّت

4-4 ارکان اجتهاد

4-5 اعتبار شرط اجتهاد از نظر یه نظریه اول

4-6 عدم اعتبار شرط اجتهاد از نظر یه نظریه دوّم

4-7 اعتبار شرط اجتهاد از نظر اهل سنّت

4-8 اقسام اجتهاد

4-9 مجتهد مطلق و متجزی

4-10 دادرسی غیر مجتهد

4-11 استخلاف و نیابت در قضاء

4-12 قضاء غیرمجتهد در شرایط اضطرار

4-13 تجزی در اجتهاد نزد اهل سنت

4-14 قضاء مقلد نزد اهل سنت

فصل پنجم

5-1 رجولیت یا مرد بودن در قاضی

5-2 فقه شیعه و دادرسی زن

5-3 فقه اهل سنّت و دادرسی زن

5-4 شرط طهارت مولد

5-5 شرط بینایی، شنوایی، گویایی ، حافظه و توانایی خواندن و نوشتن

5-6 حافظه

5-7 کتابت

5-8 بینایی

5-9 شنوایی و گویایی

5-10 نتیجه

فصل ششم

6-1 قضاء تحکیم و یا حکمیت در دعاوی

6-1-1 قضاء تحکیم از دیدگاه فقهای شیعه

6-1-2 قضاء تحکیم از دیدگاه فقهای اهل سنت

6-1-3 حوزه عمل قاضی حکیم

6-1-4 تحکیم در زمان غیبت

6-1-5 شرایط قاضی در حقوق موضوعه

فصل هفتم

نتیجه پایان نامه

چکیده انگلیسی

چکیده :

از آنجا که مبانی استنباط احکام شرعی در فقه شیعه با توجه به حجیّت احادیث ائمه (ع) متفاوت با منابع اهل سنّت می باشد لذا در اغلب موارد نظریه فقهای شیعه و مستندات ایشان بطور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و سپس دیدگاه فقهای مکاتب اهل سنت آورده شده، در انتخاب آراء فقها نیز سعی شده است تا معروفترین و معتبرترین نظریات از کتب موجود ارائه شود.

قبل از ورود به بحث اصلی یعنی شرایط قاضی، مباحث مقدماتی و لازم مبنی بر بررسی واژه قضاء، نگرش به دادرسی، رابطه دادرسی با وظایف ی، چگونگی انتصاب قاضی در زمان غیبت نزد شیعه و انتخاب قاضی از دیدگاه اهل سنّت ، ثبوت قضاء و حکم آن در و راههای اثبات ولایت قاضی بیان گردیده و آنگاه وارد محور اصلی بحث یعنی شرایط قاضی شده ایم، از میان شرایط مختلف سه شرط عد ، اجتهاد و رجولیت (مرد بودن قاضی) به لحاظ اهمیت موضوع پرداخته و پس از آن، بیان شرایط قاضی نصیف و قاضی حکیم و تفاوت حکمیت با دادرسی و نیز قانون موضوعه در ایران و نتیجه کلی ملحقات آن، معرفی اجمالی اعلام و اشخاصی که نام ایشان در متن و پاورقی آمده و فهرست منابع می باشد.

آشتیانی : (1248-1319 هـ)

محمدحسن بن جعفربن محمد الآشتیانی الطهرانی ـ عالم فقیه و اصولی شیعه، متولد آشتیان که در حوزه علمیه بروجرد و سپس نجف اشرف تحصیل نموده و بعداً به طهران مراجعت کرده و پس از رحلت، جنازه او به نجف اشرف حمل و در مقبره شیخ جعفر شوشتری دفن گردیده است.

ابن الحدید (586 مدائن ـ وفات 656)

عبدالحمید بن هبةالله بن محمدبن حسین بن الحدید (ابوحامد) ادیب، مورخ متکلم، شاعر، شارح نهج البلاغه و معتزلی مذهب.

معروفترین اثروی: شرح نهج البلاغه علی (ع) 20 جلد، و کتاب العقبری الحسان در علم کلام و تاریخ (وشعر)، شرح الآیات البیّنات ف رازی، الاعتبار علی کتاب الذریعه سید مرتضی، نقص المحصول فی علم الاصول ، شرح الیاقوت ابن نوبخت.

ابن یعلی (451-526 هـ)

محمدبن محمد یعلی بن الحسین بن محمد ابولاحسین الفراء معروف بابن یعلی، مورخ، فقیه حنبلی مذهب، متولد بغداد که در همانجا نیز بوسیله خدمه اش به طمع دستی به اموال وی بقتل رسید.

آثار : طبقات الحنابله ـ المجرد فی مناقب ال الاحمد ـ المفردات در فقه ، المفردات در اصول و المفتاح در فقه و ........

ابن ادریس حلی (543-598هـ)

محمدبن احمدبن ادریس العجلی الحلی (ابوعبدالله) متولد حلّه شهرکی در عراق واقع بر ساحل فرات، و عالم اصول و فقیه شیعه، صاحب کتا معروف السرایر در فقه که اولین کت است که به نقد نظرات شهید ثانی و شیخ طوسی پرداخته وی آراء نادری در مسائل فقهی را نقد نبوده و همچون سید مرتضی اخبار آحاد را حجت نمی داند، در مواردی که عنوان " الحلی" به تنهایی در کتب فقهی شیعه آمده، منظور ابن ادریس می باشد.

ابن جریرطبری (224-310 هـ)

محمدبن جریربن یزیدالطبری(ابوجعفر)، مفسر، محدث، مورخ، فقیه و اصولی متولد در آمل طبرستان (مازندران فعلی) به ممالک ی مسافرت نموده و در بغداد حکومت گزید او در همانجا وفات نموده و برای خود مذهب خاصی در فقه اختیار نموده و آراء نادری مربوط به جواز قضاء زن بصورت مطلق ابراز نموده مکتب فقهی وی در میان اهل سنت فعلاً متروک می باشد چنانکه در زمان حیات نیز از سوی فقهاء و علمای ی طرد شده است.

از جمله آثار وی : جامع البیان فی تأویل القرآن، تاریخ الامم و الملوک تهذیب الآثار، اختلاف الفقهاء ، آداب القضاء و المحاضر و السجلات.

ابن جُنید (... ؟ - 381 هـ)

محمدبن احمدبن جنیدابوعلی الکاتب، الاسکافی، متکلم، محدث، ادیب و فقیه شیعه و متولد در اسکاف از نواحی بغداد، بلحاظ حسن خط و انشاء ملقب به الکاتب گردیده.

نجاشی در کتاب الرّجال خود تألیفات متعددی برای وی ذکر نموده که کتاب مختصر کتاب هذیب او بدست فقهاء رسیده و در واقع آراء موجود وی برگرفته از این کتاب می باشد.

ابن حمزه طوسی (... ؟ 585 هـ)

محمدبن علی بن حمزة المشهدی الطوسی، ابوجعفر عمادالدین ابن حمزه ملقب به جعفر ثانی و متأ از شیخ طوسی و معاصر شیخ منتجب الدین و از فقهای بنام شیعه می باشد.

مشهورترین اثر منسوب به وی که هم اکنون موجود است کتاب، الوسیله الی نیل الفضیله می باشد.

ابن رشد اندلسی (520-595 هـ)

محمدبن احمدبن محمداحمدبن احمدبن رشدالقرطبی الاندلسی معروف به ابن رشد، الحفیدابوالولید عالم به علوم طب، منطق، ریاضی و حکمت و از فقهای اهل سنت (مالکی مذهب) وی فقه اخلاقی را تدریس نموده و کتاب بدایة المجتهدا و نیز بر همین سبک نوشته شده، او بعد از فقه و اصول به فلسفه روی آورده و از مشاهیر فلسفه ی می باشد، مرگ وی در مراکش اتفاق افتاده. از جمله آثار وی: بدایة المجتهد و نهایة القتصد در فقه ـ الکلیات فی الطب ـ مختصرالمستصفی، در اصول فقه تهافة هافه در فلسفه می باشد.

ابن عابدین (1198-1252هـ)

محمدامین بن عمربن عبدالعزیز عابدین الدمشقی ـ از فقهای حنفی مذهب، متولد دمشق و متوفی آنجا.

تصانیف زیادی دارد از جمله : ردّ المحتارعلی الدرّالمختار علی تنویرالابصار معروف به حاشیه ابن عابدین در فقه حنفی، العقود الدریه فی تنقیح الفتاوی الحامدیه و عقود اللآلی فی الاسانیدالعوالی.

ابن قدامه (541-620هـ)

عبدالله بن احمدبن محمدبن قدامه المقدسی الجماعیلی، الدمشقی (ابومحمد موفق البن) از فقهای حنبلی مذهب متولد شهر نابلس که برای فراگیری علم به بغداد مسافرت نموده و سپس به دمشق مراجعت و در همانجا وفات یافته.

از جمله تصانیف مشهور وی : المقنع، در فقه حنبلی، والمغنی فی شرح ال قی (7 جلد در فقه حنبلی) والبرهان فی علوم القرآن، والروضه فی الاصول و کتاب و ن.

ابن ماجه (109-273هـ)

محمدبن یزیدبن ماجه الربعی القزوینی (ابوعبدالله) مورّخ و از محدثّین بنام اهل سنت می باشد وی برای جمع آوری احادیث به اکثر بلاد ی مسافرت نموده است.

مشهورترین اثر وی : السنن، یکی از شش کتاب حدیثی معروف اهل سنت و همچنین تفسیرالقرآن، و اریخ می باشد.

ابوحنیفه(80-150هـ)

النعمان بن ثابت بن روطی بن ماه مولی تیم الله بن تعلبة الکوفی (ابوحنیفه) از فقهای مشهور اهل سنت و فقه حنفی، گفته شده که اصل وی از بلاد فارسی بوده و در زمان منصور در بغداد فوت نموده است او از پذیرش منصب قضاء از سوی خلیفه امتناع ورزیده و به زندان افتاد و در برخی کتب تاریخی مرگ وی را در زندان ذکر نموده اند. وی در مکتب فقهی خود از رأی و قیاس استفاده فراوان نموده و صاحب فتاوای معروف فقهی می باشد. ابوحنیفه از محضر صادق (ع) نیز علم آموخته است، وی را بانی مکتب فقه قیاسی در اهل سنت دانسته اند.

آثار : آراء فقهی او در کتب فقهی حنفیه ثبت گردیده و احادیث و روایاتی که او نقل نموده در کت بنام " مسند" به کوشش شاگردان وی جمع آوری گردیده و کتاب فقهی تحت عنوان المخارج منسوب به وی می باشد.

مکتب فقهی حنفی یکی از چهار مکتب فقهی معروف و معتبر اهل سنت می باشد.

ابوداود (202-275 هـ)

سلیمان بن الاشعث بن اسحاق بن بشیرالازدی السجستانی (ابوداود) از ائمه حدیث اهل سنت و متوفی در بصره می باشد.

معروفترین اثر وی : السنن، در دو مجلد است که یکی از کتب ششگانه حدیثی معروف اهل سنت است که در آن 4800 حدیث از مجموع 50000 حدیث منسوب به (ص) در زمان وی است اج و انتخاب گردیده، دیگر آثار او: المراسیل در حدیث، البعث، تسمیة الاخوه و اخبار داود است.

احمدبن حنبل (164-241هـ)

احمدبن محمدبن حنبل، ابوعبدالله الشیبانی الوائلی ـ اصلیتش از مرو بوده و پدرش والی سرخس، ابن حنبل متولد بغداد بوده و به اکثر ممالک ی برای ب علم و جمع آوری حدیث مسافرت نموده است بخاطر امتناع از قول به خلق قرآن 28 ماه در زندان المعتصم محبوس گردید.

احمدبن حنبل یکی از ائمه چهارگانه مکاتب فقهی اهل سنت بوده و فقه حنبلی را بنیان گذارده، علاوه بر فقه وی از محدثین مشهور اهل سنت می باشد در کتاب المسند وی در 6 مجلد 30 هزار حدیث نقل گردیده و یکی از شش کتاب معروف حدیثی اهل سنت می باشد، کتابهای دیگری در تاریخ، ناسخ و منسوخ، تفسیر و فضایل صحابه و المناسک و علل الحدیث بوی منتسب گردیده، ابن جوزی کت بنام مناقب احمد و محمد نوشته.

انصاری (1214 ـ 1281 هـ)

شیخ مرتضی بن محمدامین الانصاری ـ نسبتش به جابربن عبدالله انصاری می رسد و در شهر دزفول متولد گردیده از اساتید معروف وی سیدعلی طباطبایی صاحب ریاض و احمد نراقی و شیخ علی کاشف الغطاء و از شاگردان معروف وی آیت الله ، میرزا حبیب الله رشتی و حسین کوه کمری می باشند.

شیخ انصاری از فقهاء و اصولیون متبحر و معروف شیعه در قرون اخیر بوده و هم اکنون کتابهای فقهی و اصولی او متون درسی حوزه های علمی شیعه می باشند.

از معروفترین آثار وی کتاب : المکاسب در احکام فقهی بیع و فرائد الاصول (الرسائل) در علم اصول فقه است که حاشیه و شرحهای متعددی بر دو کتاب مذکور نوشته شده ( بیش از 13 شرح توسط بزرگان فقهای شیعه بر مکاسب شیخ انصاری تألیف شده است)

بخاری (194-256 هـ)

محمدبن اسماعیل بن ابراهیم مغیرة البخاری الجعفی (ابوعبدالله) از محدثین بزرگ اهل سنت و قیه و مورخ می باشد که برای جمع آوری احادیث به حجاز ، شام، مصر، اسان و عراق مسافرت نموده و سرانجام در قریه تنگ از توابع سمرقند وفات و در همانجا مدفون گردید.

از جمله آثار وی: الجامع الصحیح، معروفترین کتاب حدیثی اهل سنت ـ اریخ الکبیر ـ السنن فی الفقه ـ الاسماء والکنی ـ 17 کتاب از وی بجا مانده.

البته وی فتاوای فقهی نادری نیز دارد که در کتاب " سیری در صحیحین" نوشته محمد صادق نجمی مورد نقد قرار گرفته.

بهائی (935-1031 هـ)

محمدبن الحسین بن عبدالصمد بن محمدبن علی بن الحسین بن، صالح الحارثی الهمدانی العاملی (بهاءالدین ، شیخ ال ) معروف به شیخ بهائی از فقهای معروف شیعه و آشنا به علوم مختلف از جمله ریاضیات، حدیث، شعر و ادب و ... می باشد.

آثار : اکثر تألیفات وی چاپ شده، چند کتاب در تفسیر و چند کتاب در علم حدیث و درایه، جامع عباسی در فقه، تشریح الافلاک والاسطرلاب، کشکول، نان و حلوی در ادبیات.

ترمذی (210-279 هـ)

محمدبن عیسی بن سورة بن موسی ابن ضحّاک السلمی الضریرالبوغی رمذی (ابوعیسی) مورّخ، فقیه و محدث اهل سنت و از شاگردان محمدبن اسماعیل بخاری می باشد.

وفات وی در شهر ترمذ یا ترمد واقع در کناره جیحون بین بلاد اسان و بلخ اتفاق افتاده معروفترین اثر وی الجامع الصحیح، یکی از کتب ششگانه حدیثی اهل سنت می باشد، الشمائل فی شمائل النبی (ص) ، العلل فی الحدیث ، رسالة

الجصّاص (305-370 هـ)

احمدبن علی الرازی (ابوبکر) معروف به جصّاص ـ از مجتهدین و فقهای حنفی مذهب، در بغداد علم آموخته و در همانجا وفات یافته است.

آثار : شرح الجامع الکبیر محمدبن حسن شیبانی ـ شرح مختصر الطحاوی در فروع فقه حنفی ـ احکام القرآن ـ کتاب فی اصول الفقه ـ شرح کتاب الخصاب فی ادب القاضی علی مذهب حنیفه.

حبیب الله رشتی (1234-1312 هـ)

حبیب الله بن محمدعلی بن اسماعیل بن جهانگیر القوچانی الرشتی ـ فقیه ، اصولی و متکلم و از علمای شیعه می باشد که در حوزه علمیه نجف علم آموخته و در همان جا وفات نموده است.

از جمله نصانیف وی : بدایع الاصول ـ کتاب الطهاره ـ کاشیف الظلام فی علم الکلام کتاب القضاء و الشهادات ـ کتاب خلل الصلوة.

حُرّ عاملی (1033-1104هـ)

محمدبن الحسن بن علی العاملی یزید ریاحی ـ فقیه و محدث بزرگ شیعه نسب وی به شهید کربلا ، حُرّبن یزید ریاحی می رسد بیش از 50 تألیف دارد. که مشهورترین اثر وی کتاب وسائل الشیعه در 14 مجلد می باشد که جامع احادیث فقهی شیعه و از منابع مهم حدیثی و فقهی می باشد.

الحصنی (752-829 هـ)

تقی الدین بکر محمدبن عبدالمؤمن بن حریزبن معلی الحسینی الحصنی از اهالی دمشق و از فقهای شافعی مذهب می باشد.

از جمله آثار وی، کفایه الاخیار در فقه شافعی ـ ت یج احادیث الاحیاء ـ تنبیه المسالک علی مظان المهالک ـ قمع النفوس .

حلبی (347-447هـ)

ابوالصلاح، تقی الدین بن نجم بن عبدالله الحلبی ـ از مشاهیر فقهاء و محدثین مورد وثوق شیعه و از اهالی حلب و معاصر شیخ طوسی و سیدمرتضی در حلب بوده است.

از جمله آثار وی : الکافی فی الفقه ـ تقریب المعارف ـ البدایه- شرح الذخیره.

الدرّدیر (1127-1201هـ)

احمدبن محمدبن احمدالعدوی ابوالبرکات مشهور به الدردیر ـ از فقهای مالکی می باشد که در مصر متولد و در الازهر علم آموخته و در وفات نموده است.

آثار : اقرب المسالک لمذهب ال مالک ـ شرح مختصر الخلیل، تحفة الاخوان در علم بیان.

الرّملی المنوفی (919-1004هـ)

شمس الدین محمدبن احمدبن حمزة الرّملی المنوفی المصری الانصاری ـ از فقهای شافعی و متولد قاهره و مفتی شافعی مذهبان بوده.

آثار : نهایة المحتاج الی شرح المنهاج ـ الفتاوی ـ غایة البیان فی شرح زبدة الکلام در فقه شافعی و شرح العقود در نحو.

سرخسی(...؟-490 هـ)

محمدبن احمدبن بکر السرخسی (شمس الائمه) متکلم، اصولی و از مجتهدین حنفی مذهب می باشد.

مشهورترین اثر وی المبسوط در فقه است.

ابن ادریس شافعی (150-204 هـ)

محمدبن ادریس بن العباس بن عثمان بن شافع الهاشمی القرشی (ابوعبدالله) یکی از ائمه چهارگانه فقهی اهل سنت و بانی فقه شافعی، وی در روز وفات ابوحنیفه در سال 150 هجری در غزّه فلسطین متولد گردید، او از اصحاب مالک بن انس بوده و محمدبن حسن شیبانی از وی حدیث نقل می کند.

کفته اند در 20 سالگی صاحب فتوی بوده است. آراء فقهی وی از سایر مکاتب فقهی بیشتری با فقه شیعه دارد.

مشهورترین اثر وی : الاُمّ در فقه می باشد (7 جلد) و کتابهای المسند در حدیث، احکام القرآن و السنن والرساله در اصول فقه و اختلاف الحدیث نیز منسوب به وی می باشند.

شوکانی (1177-1250 هـ)

محمدبن علی بن محمدبن عبدالله بن محمد. الشوکانی الخولانی الصنعانی (ابوعبدالله) عالم به علوم مختلف از جمله تفسیر، حدیث ، تاریخ، منطق و فلسفه بوده و از فقهای معروف می باشد ـ تولد او در شوکان از بلاد خولان صنعا در یمن، مدتی متولی منصب قضاء در صنعا بوده است.

از جمله آثار وی : البدرالطالع بمحاسن من بعدالقرآن السابع ـ ارشاد الفحول الی تحقیق الحق من علم الاصول، فتح القدیر الجامع بین فنّی الروایة اوالبدایة، الفوائد المجموعة فی فنی الاحادیث الموضوعة و نیل الاوطار در احادیث فقهی می باشد.

شهید اول (734-786 هـ)

محمدبن جمال الدین مکی بن شمس الدین محمدالدمشقی العاملی الجزینی (ابوعبداله) از مشاهیر فقهای شیعه می باشد و مشهور است که او بعد از محقق حلی افقه فقها می باشد، وی از شاگردان ف المحققین فرزند علامه حلی بوده. کتاب اللمعة الدمشقیه او جزو متون درسی حوزه های علمیه شیعه در قرون متمادی بوده، سعایت بدخواهان و نفوذ عمیق تفکر وی در اهل زمان موجب گردید تا قاضی برهان الدین مالکی قاضی شهر صیدا و عبادبن جماعة الشافعی، قاضی شام فتوی به حبس و قتل او دادند بعداً قاضی شافعی از نظر خود ع نمود ولی بفتوای دیگری آن عالم متقّی را پس از ی ال حبس در قلعه شام با شمشیر بجرم حقگویی بشهادت رسانده و بدن مطهرش را بدار آویخته و سنگسار نمودند و آنگاه در آتش سوزاندند.

از جمله آثار این شهید علم و عمل : الدروس الشرعیه فی فقه ال یه ـ غایة المراد فی شرح نکت الارشاد ـ اللمعة الدمشقیه ـ الالفیه ـ النفلیه المراز و القواعد باشد.

شهید ثانی (911-966 هـ)

زین الدین بن نورالدین علی بن احمدبن محمدبن جمال الدین تقی ـ العاملی الجبلی عالم به علوم : نحو، کلام، حکمت، حدیث و از فقهای معروف شیعه می باشد. ستمگری حکام وقت و خودفروختگی علمای درباری سبب شد تا به بهانه شکایت یکی از دو نفری که براثر فتوای آن عالم بزرگوار در مقام دادرسی محکوم شناخته شده بود، از سوی قاضی صیدا احضار گردد در حالیکه وی در سفر حج بود قاضی به سلطان نوشت که او خارج از مذاهب اربعه است بدستور سلطان او را در مسجدالحرام بعد از عصر دستگیر نموده و در حوالی مکه 40 روز زندانی نموده آنگاه وی را از طریق دریا به قسطنطنیه آورده و بشهادت رساندند سه روز جنازه مطهر این عالم و محدث بزرگ را رها نموده و سپس به دریا افکندند.

از جمله آثار مشهور وی : الروضة البهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه - منیة المرید، شرح الالفیه ـ مسالک الافهام فی شرح شرایع ال می باشند.

الصاوی (1175-1241هـ)

احمدبن محمدالخ الصاوی ـ از اهالی مصر و متوفی در مدینة منوّره و از فقهای مالکی مذهب می باشد.

آثار : حاشیه بر تفسیر الجلالین ـ بلغة السالک لاقرب المسالک ـ و حاشیه بر برخی از کتب شیخ احمد الدردیر در فقه مالکی .

صدوق (306-381هـ)

محمدبن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی (ابوجعفرالصدوق) از فقهاء و محدثین بنام شیعه بوده و رئیس المحدثین لقب گرفته، شیخ طوسی در الفهرست خود می گوید وی 200 تصنیف داشته، کتابهای او از منابع اصلی شیعه بوده و کتاب من لایحضره الفقیه از کتب چهارگانه معتبر حدیثی شیعه می باشد.

دیگر آثار : معانی الاخبار ت الامالی ـ المجالس ـ عیون اخبار الرضا ـ الاعتقادات ، اکمال الدین ـ الخصال ـ المقنع ـ الهدایه ـ علل الشرایع ـ وحید.

طبرسی (...؟ ـ 560 هـ)

احمدبن علی بن طالب الطبرسی (ابومنصور) محدث و فقیه شیعی و از اهالی طبرستان (مازندران کنونی) می باشد وی این شهر آشوب بوده است.

از جمله تصانیف مشهور وی : الاحتجاج علی اهل اللجاج ـ الکافی فی الفقه.

طبرسی (... 548هـ)

رضی الدین نصرالحسن بن الفضل الطبرسی ـ از محدثین شیعه و از اعلام قرن ششم هجری است وی از پدرش فضل طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان حدیث روایت نموده، پسر او علی بن الحسن صاحب کتاب مشکاة الانوار می باشد. طبرسی در سبزوار وفات نموده و جنازه او به مشهد مقدس منتقل و در موضع موسوم به قتلگاه مدفون گردیده است.

تنها اثر باقیمانده از وی که از کتب معروف حدیث می باشد کتاب مکارم الاخلاق است که بنا به نوشته علامه مجلسی عده ای به اشتباه این کتاب را به پدر وی یعنی شیخ طبرسی صاحب تفسیر نسبت داده اند.

طوسی (385-460هـ)

محمدبن الحسن بن علی الطوسی (ابوجعفر) ، عالم و عارف به اخبار و احادیث و رجال و کلام و تفسیر و ادب و از محدثین و فقهاء و مجتهدین معروف شیعه می باشد در اکثر علوم ی تألیفات گرانبهایی داشته و بحق او را شیخ الطائفه لقب داده اند شیخ طوسی 4 سال بعد از وفات شیخ صدوق در اسان بدنیا آمد و به بغداد مسافرت نمود، 5 سال از محضر شیخ مفید از فقهای بزرگ شیعه فقه و حدیث آموخت بعد از سید مرتضی زعیم و فقهای شیعن گردید، و در واقعه ای که بر اثر دست اندازی حکام ستم بین شیعه و اهل سنت درگیری رخ داد کتابها، خانه و کرسی درسی او را سوزاندند و او به نجف هجرت نمود و حوزه علمیه نجف را که تا به امروز موقعیت خود را در نشر فرهنگ و علوم ی حفظ نموده تأسیس نمود، او به آراء اهل سنت آگاهی کامل داشته و در فقه خلافی کتاب نوشته است و اصول را بصورت علمی مستقل مطرح و تألیفات فراوانی در این رابطه ارائه نموده است آراء اجتهادی و فقهی شیخ طوسی تا به امروز مرجع فقهای شیعه بوده و آثار وی از منابع معتبر می باشند، در حدیث دو کتاب هذیب و الستبصا روی از جمله چهار کتاب حدیثی معتبر شیعه است از آثار دیگر وی : بیان در تفسیر، النهایه در فقه ـ المبسوط (مجموعه جامع فقهی ) الخلاف در فقه خلافی ، العُدّه در علم اصول و الفهرست و دهها کتاب دیگر می باشند.

علامه حلی (648-726 هـ)

حسن بن سدیدالدین یوسف بن علی بن المطهّرالحلی (ابو منصور، جمال الدین، علامه) محدث، متکلم، محقق و از فقهای بزرگ شیعه می باشد.

علامه حلی معاصر سلطان خدابنده بوده ، و فقه شیعه بوسیله وی توسعه فراوانی یافته و او در علم اصول و فقه آثار متعددی برجای گذارده و کتب او از منابع و مآخذ مهم و معتبر فقهی و اصولی شیعه می باشند تسلط او بر آراء فقهای شیعه را می توان در کتاب مختلف الشیعه یافت.

مشهورترین آثار وی : تبصرة المتعلمین فی احکام الدین ـ تهذیب طریق الوصول الی علم الاصول، نهایة الوصول الی علم الاصول ـ مختلف الشیعه ـ کنزالعرفان، فی فقه القرآن ارشاد الاذهان در فقه ـ منتهی المطلب در فقه (7 جلد) تحریرالاحکام .قواعد: الاحکام ـ تذکره الفقهاء و دهها اثر دیگر.

علامه مجلسی (1037-1111هـ)

محمد باقربن محمدتقی بن المقصود علی المجلسی، العلامه ـ متکلم، فقیه و از محدثین بزرگ شیعه در قرون اخیر می باشد. کتاب بحارالانوار او در یکصد و ده جلد جامع تمامی احادیث منقول در کتب حدیثی شیعه بوده و از دیگر تألیفات وی : مرآه العقول ـ جوامع العلوم ـ ال ه ـ الفتن و المحن، حق الیقین ـ حلیة المتقین ـ زادالمعاد ـ روضه المتقین (14 جلد در شرح من لایحضره الفقیه صدوق) و ...

علم الهدی (سید مرتضی) (355-436هـ)

علی بن الحسین بن موسی بن محمدبن موسی بن ابراهیم بن ال موسی کاظم (ع) (ابوالقاسم، علم الهدی، السیدالمرتضی) ادیب، لغوی، شاعر، متکلم، اصولی و از فقهای بزرگ شیعه.

سیدمرتضی برادر سید رضی دیگر فقیه مشهور شیعی است تألیفات فراوانی در علوم مختلف دارد از جمله : الانتصار ( در آراء اختلافی فقهی)، الذرّیعة ـ المثانی در ت ـ المقنع فی الغیبة ـ الخلاف فی اصول الفقه ، المصباح فی الفقه و ....

علی طباطبایی (1161-1231هـ)

سیدعلی بن محمدعلی بن المعالی الطباطبایی، از فقهاء و اصولین متأ شیعه و از شاگردان وحید بهبهانی مجدّد فقه اجتهادی بعد از نفوذ گرایش اخباری گری در قرن 12 و 13 می باشد.

از جمله تألیفات وی : ریاض المسائل معروف به شرح کبیر در فقه - حاشیة علی معالم الاصول، حاشیه علی المدارک شرح مبادی الاصول و ....

الغزالی ( 450-505هـ)

محمدبن محمدبن محمدالغزالی الطوسی (ابوحامد) فقیه شافعی مذهب و متصوف و از فلاسفه مشهور ی قریب 200 تصنیف برای وی برشمرده اند، مولد و وفات وی در طاهران از دهات طوس در اسان بوده و به فارسی نیز کتاب نوشته است، کتابهای زیادی در شرح حال و آراء فلسفی و علمی وی نوشته شده از جمله ابوحامد الغزالی حیاته و مصنفاته. تألیف محمدرضا و رساله شیخ محمد خضرمی در مجله المقتطف جلد 34 از جمله آثار وی احیاء علوم الدین (4 جلد) ـ تهافة الفلاسفه ـ الاختصار فی الاعتقاد ، مفاصد الفلاسفه، البسیط در فقه ـ الوجیز در فروع فقه شافعی با اشاره به آراء دیگر مکاتب ـ شفاء العلیل در اصول فقه ـ جواهر القرآن ـ المنقذمن الضلال.

غنیمی میدانی (1222-1298هـ)

عبدالغنی بن طالب بن حمادة بن ابراهیم بن سلیمان الغنیمی الدمشق مشهور به میدانی ـ از فقهاء و اصولیین حنفی مذهب بوده در دمشق متولد شده و از ابن عابدین ب علم نموده و در دمشق وفات یافته آثار اللباب فی شرح الکتاب در فروع فقه حنفی ـ شرح علی المراح فی الصرف، شرح علی عقیدة الطحاوی ـ کشف ال باس فیما اورده البخاری علی بعض الناس.

فاضل نراقی (1185-1245هـ)

احمدبن محمد مهدی بن ذر النراقی الکاشانی، آگاه به رشته های مختلف علوم ی و از اصولیین و فقهای متأ شیعه بوده در نراق متولد و در همانجا وفات یافت و جنازه وی به نجف اشرف حمل و دفن گردیده از تصانیف وی : اساس الاحکام فی تنقیح عمد مسائل الاصول بالاحکام ـ تنقیح الفصول شرح تجریدالاصول، مفتاح الاصول و مصباح الوصول، مناهج الوصل الی علم الاصول ـ عوائدالایام فی القوائد الفقهیه ـ و مشهورترین آن مستندالشیعه فی احکام الشریعه می باشد که دلایل احکام فقهی شیعه را در دو جلد قطور آورده است.

فاضل مقداد (....؟- 826هـ)

مقدابن عبدالله بن محمدبن الحسین بن محمد السیّوری الحلی (ابوعبدالله) مفسر، محقق و فقیه شیعی صاحب تألیفات متعدد از جمله : کنزالعرفان فی فقه القرآن ـ شرح نهج المسرّشدین ـ نقیح الرابع فی شرح مختصرالشرایع شرح الفیه شهید اول.

ف المحققین (682-771هـ)

محمدبن الحسن بن یوسف بن علی بن المطهّر الحلی (ابوطالب ، ف المحققین) از فقهاء و مجتهدین شیعه می باشد گفته شده به علت نبوغ سرشار در ده سالگی بدرجه اجتهاد در سیده، و او فرزند علامه حلی و از خانواده علم و فقه می باشد:

به کوشش وی کتاب قواعد الاحکام علامه حلی بپایان رسید.

از جمله آثار وی شرح قواعد موسوم به ایضاح الفوائد ـ حاشیه الارشاد ـ غایة السئول فی شرح ـ تهذیب الاصول ـ شرح مبادی اصول و .....

کاسانی (... 587هـ)

ابوبکر بن مسعود بن احمد الکاشانی (کاسانی) علاءالدین ـ از فقهای مشهور حنفی و از اهالی حلب بوده و در همانجا وفات نموده از جمله آثار وی کتاب بدایع الصنایع در فقه حنفی (7 جلد) والسلطان المعین فی اصول الدین و .......

کشی (... حدود 340 هـ)

ابوعمرمحمد به عمربن عبدالعزیز الکشی ـ عالم به رجال و اخبار و از محدثین مورد وثوق شیعه و معاصر عیاشی صاحب تفسیر می باشد، کتاب الرّجال او یکی از 4 کتاب معروف رجالی شیعه است که شیخ طوسی آن را تهذیب و تبویب نموده در جلد (0) بحارالانوار مشایخ و راویان کشی معرفی شده اند.

کلینی (...؟-329هـ)

محمدبن یعقوب ابن اسحق الکلینی الرازی، ابوجعفر ملقب به ثقه ال ـ وی از ارکان حدیث شیعه و از علماء و فقهاء بنام آغاز عصر غیبت می باشد کتاب الکافی 1 و ( 4 جلد در اصول اعتقادات و 8 جلد در فروع احکام) از جمله چهار کتاب معروف و معتبر حدیثی شیعه می باشد در علم رجال و دیگر علوم ی نیز آثار او راهنمای دانشمندان ی است.

مالک بن انس (93-179هـ)

مالک بن انس بن مالک الاصبحی الحمیری (ابوعبدالله ـ دارالهجره) یکی از ائمه اربعه فقه اهل سنت وبانی فقه مالکی است. مولد و وفاتش در مدینه منوره بوده، گویند مالک اولین فردی است که عمل به رأی را مطرح کرده و به تفریع احکام فقهی پرداخته ، وی صادق (ع) را درک نموده او بنا به درخواست منصور خلیفه وقت کتاب الموطّا، را در حدیث و فقه نوشت.

دیگر آثار : رسالة فی الوعظ ـ کتاب فی المسائل ـ تفسیر غریب القرآن.

آراء اصولی و فقهی وی توسط شاگردان و پیروان او بتفصیل در کتب فقهی و اصولی مالکی آمده است.

مامقانی (1290-1351 هـ)

عبدالله بن محمد حسن المامقانی ـ آگاه به رشته های مختلف علوم ی و از فقهاء و مجتهدین اخیر شیعه می باشد تولد و وفات وی در نجف اشرف بوده.

تألیفات فراوانی دارد از جمله: تنقیح المقال فی علم الرجال در سه جلد و مرآة الرشاد در فقه.

ماوردی (364-450هـ)

علی بن محمدبن حبیب البصری الماوردی، ابوالحسن ـ ادیب ، مفسر، ، اصولی و از فقهای شافعی می باشد، وی در مدارس بغداد و بصره تدریس نموده و متولّی قضاء در ای مختلف بوده، نزد پادشاهان آل بویه منزلت داشته و در بغداد وفات یافته است.

از جمله آثار وی : الاحکام السلطانیه ـ قوانین الوزارة ـ ادب الدین و الدنیا، تفسیر قرآن الکریم و ادب القاضی می باشد.

محقق حلی (602-676هـ)

جعفربن الحسن بن یحیی بن سعید الحلی (ابوالقاسم، نجم الدین ، محقق حلی) ادیب، شاعر، ثقه و از ائمه فقه شیعه بوده " وافقه الفقهاء" لقب گرفته است کتب فقهی او جزو متون درسی و منابع معتبر فقهی بوده و بسیاری از فقهای شیعه بر کتابهای او شرح و حاشیه نگاشته اند.

از جمله آثار وی شرایع ال در فقه ـ النافع فی مختصر الشرایع ـ المعتبر فی شرح المختصر ـ نکت النهایه و ....

محقق کرکی (...؟-940هـ)

علی بن عبدالعالی الکرکی العاملی، نورالدین ملقب به شیخ العلائی یا محقق ثانی، از مجتهدین و اصولیین بنام شیعه و از علمای معاصر شاه طهماسب صفوی بوده.

مشهورترین کتاب وی : جامع المقاصد فی شرح القواعد می باشد در وصف این کتاب صاحب جواهرالکلام می گوید: ی که جامع المقاصد و الوسائل و الجواهر را داشته باشد نیازی به دیگر کتب ندارد.

محمد جواد عاملی (1164-1226 هـ)

سید محمدالجواد محمدبن ابراهیم بن احمد الحسینی العاملی الشعرانی ـ عالم به حدیث و رجال و متبحّر در اصول و فقه شیعه و زاهد و عابد ، وی در شقراء از قرای جبل عامل متولّد شده و از شاگردان شیخ محمد حسن صاحب جواهرالکلام می باشد، تصنیفات زیادی دارد از جمله مشهورترین آن کتاب مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه است که در 10 جلد تألیف گردیده و از ویژگیهای آن نقل آراء بسیاری از فقهاء در ذیل هر مسئله فقهی می باشد.

محمدکاظم اسانی( )(1255-1329هـ)

محمد کاظم ال اسانی ـ فقیه و مجتهد معروف شیعه در قرن اخیر بوده وی در طوس متولد و مدتی مقیم تهران بوده و در حوزه علمیه نجف به تحصیل و تدریس پرداخته کتاب الکفایه فی اصول الفقهِ او هم اکنون از متون درسی سطح بالای حوزه های علمی شیعه می باشد، الفواید الاصولیه و الفقهیه و تکملة بصرة از جمله آثار متعددی می باشد.

مرداوی (817-885هـ)

علی بن سلیمان بن احمدبن محمدالسعدی الصالحی الحنبلی معروف به مرداوی (علاءالدین ابوالحسن) از اصولیین و فقهای حنبلی بوده، در مرداء و فلسطین متولد شده در قاهره و دمشق علم آموخت و در دمشق وفات نموده است.

از جمله آثار وی : الانصاف (4 جلد در آراء اختلافی فقهای حنبلی) ـ کنوز الحصون المعدّه ـ تحریرالمنقول فی تنهید علم الاصول ـ حبیرفی شرح حریر (2 جلد) نقیح المتبع فی تحریر المقنع در اصول فقه .

مسلم (206-261 هـ)

مسلم بن حجّاج بن مسلم بن ورد القشیری النیشابوری (ابوالحسن) از محدثین معروف اهل سنت بوده و برای جمع آوری حدیث به حجاز و عراق و شام مسافرت نموده احمد بن حنبل و عبدالله بن مسلمه ، بخاری و اسحاق بن راهویه از وی حدیث فراگرفته اند، ترمذی در سنن خود از او حدیث نقل نموده است و مسلم در نیشابور وفات نمود او از ملازمان بخاری بوده و حافظ ذهبی در کتاب تذکرة الحفاظ 2 / 588 بیست کتاب وی را نام برده است.

از جمله تصانیف او : الجامع الصحیح ( یا صحیح مسلم) یکی از شش کتاب معروف و معتبر حدیث نزد اهل سنت ـ الکُنی والاسماء ـ اوهام المحدثین ـ طبقات ابعین ـ مییز فی الحدیث.

شیخ مفید (326-413هـ)

محمدبن محمدبن النعمان بن عبدالسلام البغدادی ابوعبداله المفید ـ آگاهترین فرد در زمان خود به حدیث و کلام و فقه بوده و کتب وی از منابع معتبر حدیثی می باشد اساتید وی شیخ صدوق، ابن قولویه، ابن جنید و ابوحفص عمربن محمد معروف به ابن ا یات بوده اند.

بیش از یکصد تصنیف داشته از جمله المقنعه ـ الارشاد ـ الایضاح فی ال ه ـ العیون و المجالس ـ الاختصاص .

مقدّس اردبیلی (...؟-993هـ)

احمدبن محمد الاردبیلی ال ـ عالم، عابد، ثقه ، متکلم و از فقهای معروف شیعه می باشد، وی معاصر شیخ بهایی بوده، از جمله آثار وی زبده البیان فی شرح آیات احکام القرآن ـ مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان در فقه می باشد.

نجاشی (372-450هـ)

العباس احمدبن علی بن احمدبن العباس النجاشی ـ از محدثین بزرگ شیعه و صاحب کتاب معروف الرّجال یکی از چهار کتاب معتبر در معرفی رجال احادیث شیعه می باشد.

شیخ محمدحسن ( حدود 1192-1266هـ):

محمدحسن باقرین عبدالرحیم بن آغامحمدالصغیربن عبدالرحیم، الاصفهانی، ال ـ از مشاهیر فقهای اخیر شیعه و مربی بسیاری از فقهای بغد از خود بوده و کاشف الغطاء و محمدجواد عاملی و بحرالعلوم اساتید وی بوده اند و لواسانی و میرزا حبیب الله رشتی و شیخ محمد حسن ال یس و ... از شاگردان او می باشند، شیخ انصاری در مجلس درسش حاضر می شده است.

مشهورترین اثر وی جواهرالکلام فی شرح شرایع ال (43 جلد) می باشد که از اول ابواب فقه تا پایان آن به شیوه استدلالی و با ذکر اقوال و نظریات دیگر فقهاء یکدوره کامل فقه شیعه را ارائه نموده و مهمترین مرجع فقهای کنونی شیعه می باشد.

نسائی (215-303 هـ):

احمدبن شعیب بن علی بن سنان به بحرین دنیا النسائی (ابوعبدالرّحمن) از محدثین بنام اهل سنت و صاحب سنن، یکی از شش مجموعه حدیثی ایشان می باشد، وی برای جمع آوری حدیث به اکثر ممالک ی مسافرت نموده و سرانجام در مکه وفات یافته،

آثار وی : السنن الکبری والصغری ـ الخصائص فی فضل علی بن طالب و اهل البیت کتاب الضعفاء و المتروکین ـ مناسک النسائی، او مسند مالک ابن انس و مسند علی ابن طالب را جمع آوری نموده است.

نعمان المصری (...؟-363هـ)

القاضی النعمان بن عبدالله محمد بن منصور ـ مشهور به ابوحنیفه المغربی وی معاصر المهدی، القائم، المنصور، المعنّ از خلفای عباسی بوده و از اهالی قیروان و قاضی مصر و مالکی مذهب می باشد بعداً به مذهب ی روی آورده و در این مذهب کتابهایی نگاشته، از جمله : دعائم ال فی معرفة الحلال و الحرام، الاخبار والاقتصار در فقه ـ اختلاف الفقهاء.

کتابنامه ـ منابع و مآخذ

( بترتیب نام کتاب ، بر اساس حروف الفبا)

کتاب

نویسنده: (مترجم و مصحح):

موضوع

انتشارات و تاریخ نشر

الاجتهاد و قلید

رضا صدر

اصول فقه شیعه

دارالکتاب اللبنانی، بیروت 1976 هـ.ق

-

احمدبن علی الطبرسی با تعلیقات

سیدمحمد باقر اسانی

احادیث مربوط به احتجاجات معصومین

دارالنعمان ـ نجف ـ 1386 هـ ق

احکام سلطانیه

قاضی یعلی و ماوردی

احکام فقهی حکومت از دیدگاه

فقه حنفی و شافعی

دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم

احکام القرآن

بکر احمدالرازی الحصّاص

بررسی احکام فقهی در آیات قرآن

( فقه حنفی)

دارالفکر للطباعة والنشر

احکام القرآن

محمدبن ادریس شافعی،

گرداوری توسط : بیهقی نیشابوری

بررسی احکام فقهی در آیات قرآن

(فقه شافعی)

دارالکتب العلمیه

-

شیخ مفید ـ با تصحیح علی اکبر

احادیث مربوط به اعتقادات شیعه

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

ادب القاضی

ماوردی ـ تحقیق از:

محیی هلال السرهان

احکام فقهی قضاء در فقه حنبلی

رئاسة دیوان اوقاف ـ بغداد 1391 ه.ق

المبسوط

شیخ طوسی ـ تعلیق و تحقیق از

اسانی

یکی از چهار کتاب معروف حدیث

فقهی شیعه

دارالکتب ال یه ـ نجف ،

چاپ دوم 1380 هـ ق

الانتصار

علم الهدی سید مرتضی

مسائل اختلافی فقهای شیعه و اهل سنت

(چاپ شده در کتاب جوامع الفقیه)

الانصاف

علاءالدین، المرداوی ، با تصحیح

محمد حامد

مسائل اختلافی در فقه حنبلی

دارالحیاء راث العربی، بیروت

1377 هـ.ق

ایضاح الفوائد

ف المحققین

شرح کتاب قواعد الاحکام علامه حلی

(فقه شیعه)

مطبعة العلمیه ـ قم ، چاپ اول

1389 هـ.ق

بحارالانوار

علامه مجلسی

مجموعه ای کامل از احادیث شیعه

موسسه الوفاء ـ بیروت چاپ دوم ـ

1403 هـ.ق

بدایة المجتهد

ابن رشد اندلسی

فقه ( با اشاره به آراء فقهای مذاهب اربعه

اهل سنت)

دارالمعرفه ـ بیروت 1399 هـ.ق

بدایع الصنایع

کاسانی

فقه حنفی

مطبعة الجمالیه ـ مصر، چاپ اول

1328 هـ.ق

السالک الاقرب

احمدبن محمد الصاوی

فقه مالکی

دارالمعرفه ـ بیروت ، 1398 هـ.ق

قواعد الاحکام

علامه حلی

فقه شیعه

مؤسسه آل البیت ـ مشهد ، 1314 ه.ق

تحریرالوسیله

فقه شیعه (رساله عملیه)

مطبعة الاداب ـ نجف ، 1387، ه.ق

ایدئولوژی حقوق

جعفر لنگرودی

شرح واژه های حقوقی

بنیاد 1363 ه.ق

الاستبصار

شیخ طوسی ـ تحقیق و تعلیق از

اسانی

یکی از چهار کتاب معروف حدیث

فقهی شیعه

دارالکتب ال یه ـ نجف چاپ دوم

1380 ه.ق

رساله عملیه

شیخ بهایی ـ با حاشیه سید اسماعیل صدر

رساله عملیه منسوب به شیخ بهائی از

فقهای شیعه

مطبع گ ار حسنی ، بمبئی ، 1323 ه.ق

جامع المقاصد

فی شرح القواعد

محقق کرکی، با مقدمه ای از شرح حال

مؤلف و چگونگی شهادت وی

شرح کتاب قواعد علامه حلی

(فقه شیعه )

انتشارات جهان ـ تهران

جواهرالکلام

شیخ محمد حسن

فقه استدلالی شیعه

دارالحیاء رات العربی ، چاپ

هفتم 1981 م

حاشیه ابن عابدین

ابن عابدین

فقه حنفی (استدلالی)

مطبعه الکبری ال یه ـ بولاق مصر

چاپ سوم ـ 1325 ه.ق

النهایة

ا?



وظیفه خودم میدونم که روز پدر را به :
پدر ژپتو
پدر پسر شجاع
پدر خوانده
پدر سوخته
پدرام اینا
پدر شعر پارسی
بابا لنگ دراز
باباطاهر
باباقوری
نه بابا!
بیشین بینم بابا
ابوظبی
ابولهول
علی بابا
آق بابا
لیدی بابا
بابا نوئل
و در نهایت به پدرسلامتی و پدر و مادر ی که در هیچ مکانی نریزد تبریک بگم !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

از نظر یک زن “بی عیب ترین” مرد دنیا پدرشه،
“زن ذلیل ترین” مرد دنیا برادرشه،
“خوش تیپ ترین” مرد دنیا پسرشه،
“مظلوم ترین” مرد دنیا پدر شوهرشه،
“قدر نشناس ترین” مرد دنیا دامادشه،
“خوشبخت ترین” مرد دنیا شوهر خواهرشه،
و “بدترین”،”بی ریخت ترین”،”بی عاطفه ترین “
” بداخلاق ترین” مرد دنیا شوهرشه !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

روز مردان انجلس که توافق د
همراه خود زن نبرند تا بتوانند 300 سال در ارامش بخوابند
بر شما مردان مبارک!

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

مرد یعنی نوکر بی ادعا
مرد یعنی زایمان ِ بی صدا
مرد می زاید ولی معلوم نیست
طفلکی زاییده یک یا چند تا
مرد یعنی پول ، سفته ، چک ، برات
یا که قبض برق وگاز و آبفا
مرد حس خوب بابا بودن است
آی بابا دست خالی توو نیا
آن قدیما گرچه بابا آب داد
لیک حالا می دهد کوکاکولا

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

پدر چیست : موجودی است که نیمه شبها از خواب برخواسته و کولر را خاموش میکند !
روزش مبارک !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

مرد یعنی کار و کار و کار و کار
ی ره در شیفت های بیشمار
مثل یک چیزی میان منگنه
روز و شب از هر طرف تحت فشار
مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو
خلقتش اصلا به این درد بود
ختم مطلب ، مرد یعنی جان نثار
تا درآرد روزگار از وی دمار

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

خبرفوری:
به علت کمبود مرد واقعی امسال روز مرد مجدد روز زن اعلام میشود!

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

هشدار!!
اگر متوجه مهربانی ناگهانی:
گل یدن، ظرف شستن و … از جانب شوهر خود شدید فریب نخورید
آنها در کمین کادوی روز مرد نشسته اند.
(انجمن ن زبل)

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

بزودی مردان چینی باتوقع ناچیز،کم اشتها،زبان کوتاه،کارکرد ۲۴ساعته
بدون مادروخواهروقوم وخویش،باعمری اندک،وارد کشور میشوند !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

به علت گرانی ، بانک مرکزی به مناسبت روز مرد
کارتهای آفرین ، صدآفرین ، هزارو سیصد آفرین ، همسر خوب ونازنین چاپ کرد !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

وای روز مادر و روز پدر / جدم از ناراحتی آید به در
روز مادر یک النگو می دهم / زن دهد جوراب در روز پدر
تازه پول دومی را هم زمن / می ستاند از طریق گل پسر
قیمت جوراب من هم ل / از النگو هست قدری بیشتر !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

سلام ، ولادت با سعادت حضرت علی(ع)
و روز پر شکوه و مهم مرد
به تو نامرد هیچ ربطی نداره !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

به علت زن ذلیلى مردهاى این دوره،وداشتن خاصیت نه ى اکثرمردها
وکمبود یا نبود مردهایى مثل حشمت فردوس،امسال روزمرد مجددأ روز زن اعلام شد!

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

ذکر روز مرد از امروز روزی هزار بار:
الهی غلط شوهر ؛
چه بد شوهر ؛
غلط غلط را آنقدر تکرار نموده تا از هوش بروید !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

اینکه از جیب پدر بچه او با خبر است
اینکه زن درک کند شوهر او در بدر است
اینکه احساس کند وضع چقدر تو است !
بهترین هدیه روز پدر است !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

بعد از ساعتها تلاش بالا ه فهمیدم برا روز مرد به نامزدم چی هدیه بدم...........
یه جفت دمپایی ابری که هر وقت اذیتم کرد خیسش کنم فلفل بریزم دهنش و با دمپایی بزنمش
نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟



وظیفه خودم میدونم که روز پدر را به :
پدر ژپتو
پدر پسر شجاع
پدر خوانده
پدر سوخته
پدرام اینا
پدر شعر پارسی
بابا لنگ دراز
باباطاهر
باباقوری
نه بابا!
بیشین بینم بابا
ابوظبی
ابولهول
علی بابا
آق بابا
لیدی بابا
بابا نوئل
و در نهایت به پدرسلامتی و پدر و مادر ی که در هیچ مکانی نریزد تبریک بگم !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

از نظر یک زن “بی عیب ترین” مرد دنیا پدرشه،
“زن ذلیل ترین” مرد دنیا برادرشه،
“خوش تیپ ترین” مرد دنیا پسرشه،
“مظلوم ترین” مرد دنیا پدر شوهرشه،
“قدر نشناس ترین” مرد دنیا دامادشه،
“خوشبخت ترین” مرد دنیا شوهر خواهرشه،
و “بدترین”،”بی ریخت ترین”،”بی عاطفه ترین “
” بداخلاق ترین” مرد دنیا شوهرشه !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

روز مردان انجلس که توافق د
همراه خود زن نبرند تا بتوانند 300 سال در ارامش بخوابند
بر شما مردان مبارک!

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

مرد یعنی نوکر بی ادعا
مرد یعنی زایمان ِ بی صدا
مرد می زاید ولی معلوم نیست
طفلکی زاییده یک یا چند تا
مرد یعنی پول ، سفته ، چک ، برات
یا که قبض برق وگاز و آبفا
مرد حس خوب بابا بودن است
آی بابا دست خالی توو نیا
آن قدیما گرچه بابا آب داد
لیک حالا می دهد کوکاکولا

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

پدر چیست : موجودی است که نیمه شبها از خواب برخواسته و کولر را خاموش میکند !
روزش مبارک !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

مرد یعنی کار و کار و کار و کار
ی ره در شیفت های بیشمار
مثل یک چیزی میان منگنه
روز و شب از هر طرف تحت فشار
مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو
خلقتش اصلا به این درد بود
ختم مطلب ، مرد یعنی جان نثار
تا درآرد روزگار از وی دمار

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

خبرفوری:
به علت کمبود مرد واقعی امسال روز مرد مجدد روز زن اعلام میشود!

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

هشدار!!
اگر متوجه مهربانی ناگهانی:
گل یدن، ظرف شستن و … از جانب شوهر خود شدید فریب نخورید
آنها در کمین کادوی روز مرد نشسته اند.
(انجمن ن زبل)

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

بزودی مردان چینی باتوقع ناچیز،کم اشتها،زبان کوتاه،کارکرد ۲۴ساعته
بدون مادروخواهروقوم وخویش،باعمری اندک،وارد کشور میشوند !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

به علت گرانی ، بانک مرکزی به مناسبت روز مرد
کارتهای آفرین ، صدآفرین ، هزارو سیصد آفرین ، همسر خوب ونازنین چاپ کرد !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

وای روز مادر و روز پدر / جدم از ناراحتی آید به در
روز مادر یک النگو می دهم / زن دهد جوراب در روز پدر
تازه پول دومی را هم زمن / می ستاند از طریق گل پسر
قیمت جوراب من هم ل / از النگو هست قدری بیشتر !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

سلام ، ولادت با سعادت حضرت علی(ع)
و روز پر شکوه و مهم مرد
به تو نامرد هیچ ربطی نداره !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

به علت زن ذلیلى مردهاى این دوره،وداشتن خاصیت نه ى اکثرمردها
وکمبود یا نبود مردهایى مثل حشمت فردوس،امسال روزمرد مجددأ روز زن اعلام شد!

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

ذکر روز مرد از امروز روزی هزار بار:
الهی غلط شوهر ؛
چه بد شوهر ؛
غلط غلط را آنقدر تکرار نموده تا از هوش بروید !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

اینکه از جیب پدر بچه او با خبر است
اینکه زن درک کند شوهر او در بدر است
اینکه احساس کند وضع چقدر تو است !
بهترین هدیه روز پدر است !

اس ام اس های خنده دار روز مرد, اس ام اس روز مرد, اس ام اس روز پدر

بعد از ساعتها تلاش بالا ه فهمیدم برا روز مرد به نامزدم چی هدیه بدم...........
یه جفت دمپایی ابری که هر وقت اذیتم کرد خیسش کنم فلفل بریزم دهنش و با دمپایی بزنمش
نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟


از منابع و گفته های علمای اهل سنت، می توان برداشت کرد که مهدی (عج) از اولاد فاطمه (س) است و ظهور خواهد نمود.

علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور این گونه اظهار نظر کرده اند:

راجع به ظهور مصلح آ ا مان در میان اصحاب و تابعین از قرن اوّل هجرت و بعد از آن تا به امروز خلافی نبوده و همه (علمای اهل سنت) بر ظهور آن حضرت اتفاق داشته و دارند و اگر ی در صحت احادیث آن و صدور این بشارت از (ص) تردید می کرد، حمل بر عدم استقامت یا بی اطلاعی او می د. به همین جهت تاکنون ی مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدی (عج) رد نکرده است.

در این راستا سویدی می گوید: آنچه بر آن اتفاق دارند این است که مهدی (عج) آن ی است که در آ ا مان قیام می فرماید و زمین را پر از عدل و داد می کند.[1]

خیرالدین آلوسی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید: بر اساس صحیح ترین گفته ها نزد اکثر شمندان ظهور مهدی (عج) از جمله نشانه های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده اند فاقد ارزش و اعتبار است.[2]

کتاب های متعدد و متنوعی درباره ظهور آن حضرت از سوی علمای اهل سنت تألیف شده است، به گونه ای که شیخ محمد ایروانی در کتاب ال المهدی (عج) می نویسد: اهل سنت، کتاب های متعددی در گردآوری روایات مربوط به مهدی (عج ) و این که در آ ا مان شخصی به اسم مهدی (عج) ظهور خواهد کرد، نوشته اند. تا حدی که من اطلاع دارم اهل سنت بیش از سی کتاب در این باره تألیف کرده اند.[3] هر چند این مسئله مورد اتفاق اهل سنت و شیعه است، اما تعداد انگشت شماری از اهل سنت احادیث مربوط به مهدی(عج) را ضعیف می انگارند. مثلاً ابن خلدون در تاریخ خود این احادیث را ضعیف می شمارد[4] و یا رشید رضا (مؤلف تفسیر المنار) در ذیل آیه سی و دوم سوره توبه به ضعیف بودن احادیث مربوط به مهدویت اشاره می کند.[5] البته، این دو دلیلی بر ادعای خود نیاورده اند و تنها به مطالبی واهی استناد کرده اند. سخنان آن دو از سوی دیگر علمای اهل سنت به شدت رد شده است. در تألیفات علمای شیعه نیز به آن دو پاسخ داده شده است. خود ابن خلدون در بیان عقیده مسلمانان در مورد مهدی (عج) می نویسد: مشهور بین همه اهل این است که حتما در آ ا مان مردی از اهل بیت (ع) ظهور می کند که دین را حمایت و عدل را آشکار می کند و مسلمانان از او پیروی می کنند و او بر ممالک ی استیلا می یابد. آن شخص مهدی (عج) نامیده می شود.[6] بنابراین، ضعیف شمردن احادیث از سوی وی خدشه ای بر اتفاق نظر اهل سنت در مورد ظهور مهدی (عج ) وارد نمی کند؛ زیرا این اعتقاد ناشی از کثرت احادیثی است که از طرق عامه نقل شده است.

در زیر به ذکر برخی از انی که این گونه احادیث را در کتاب های خود آورده اند می پردازیم. هر چند تقریبا می توان ادعا کرد که تمام کتاب های معتبر حدیثی اهل سنت حداقل چند مورد از احادیث مهدی (عج ) را ذکر کرده اند: 1. ابن سعد (متوفی 230 هـ)؛ 2. ابن شیبه (متوفی 235 هـ)؛ 3. احمد بن حنبل (متوفی 241 هـ)؛ 4 . بخاری (متوفی 273 هـ)؛ 5. مسلم (متوفی 261 هـ)؛ 6. ابن ماجه (متوفی 273 )؛ 7. ابوبکر اسکافی (متوفی 273 هـ)؛ 8. ترمذی (متوفی 279 هـ)؛ 9. طبری (متوفی 380 )؛ 10. ابن قتیبه دینوری (متوفی 276 )؛ 11. حاکم نیشابوری (متوفی 405 )؛ 12. بیهقی (متوفی 458 )؛ 13. خطیب بغدادی (متوفی 463 )؛ 14. ابن اثیر جزری (متوفی 606 ). [7] یکی دیگر از علمای اهل سنت می نویسد: روایات فراوانی درباره مهدی (عج) وارد شده که به حدتواتر می رسد. این امر در میان علمای اهل سنت شیوع دارد، به گونه ای که از جمله معتقدات آنان به شمار می آید. نیز یکی دیگر از علمای اهل سنت نوشته است: احادیث مهدی (عج) به طرق گوناگون و متعدد از صحابه نقل و بعد از آنان از تابعان نقل شده است، به گونه ای که مجموع آنها مفید علم قطعی است. به همین دلیل ایمان به ظهور مهدی (عج) واجب است، همان گونه ای که این وجوب در نزد اهل علم ثابت بوده و در عقائد اهل سنت و جماعت مدون شده است.[8] ابن کثیر نیز در البدایة و النهایة می گوید: مهدی (عج) در آ ا مان می آید و زمین را پر از عدل و قسط می کند همان گونه که پر از جور و ظلم شده است. ما احادیث مربوط به مهدی (عج) را در جلد جداگانه ای گرد آوردیم همان گونه که ابوداوود در سنن خود کتاب جداگانه ای را به آن اختصاص داده است.[9] از این مطالب که از بزرگان اهل سنت نقل شد، معلوم می شود که مسئله مهدویت و اعتقاد به ظهور مهدی (عج ) جزو عقاید ثابت اهل سنت و جماعت است و احادیث مربوط به ظهور آن حضرت در میان آنان به حد تواتر رسیده است.

با توجه به مطالبی که بیان شد به این نتیجه می رسیم که در مسئله مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد. در این جا مشترکاتی که در رابطه با زمان (عج) بین دو مذهب تشیع و تسنن وجود دارد، اشاره می شود:

1. حتمی بودن ظهور و قیام حضرت مهدی (عج)

2. نسبت حضرت مهدی (عج)

نسبت حضرت مهدی (عج) در دیدگاه شیعه مشخص است. اما اهل سنت در موارد معینی به آن اشاره کرده اند.

2-1. حضرت مهدی (عج) از اهل بیت و فرزندان رسول خدا؛ ابن ماجه در سنن خود نقل کرده که (ص) فرمود: "المهدی ]عج[ منا اهل البیت یصلحه الله عزوجل فی لیلة".[10]

2-2. حضرت مهدی (عج) از نسل حضرت علی (ع)؛ سیوطی در عرف الوردی نقل کرده که رسول خدا (ص) دست علی (ع) را گرفت و فرمود: "سی ج من صلب هذا فتی یملأ الارض قسطاً و عدلاً".[11]

2-3. حضرت مهدی (عج) از نسل فاطمه (س)؛ ابن ماجه از ام سلمه نقل کرده که وی از رسول خدا (ص) چنین شنید: "المهدی من ولد فاطمه".[12]

3. ویژگی های جهانی حضرت مهدی (عج)

اوصافی که در کتاب های اهل سنت برای مهدی (عج) ذکر شده، بر گرفته از احادیثی است که آنان از (ص) نقل می کنند و در کلیات با اوصاف ذکر شده در کتاب های علمای شیعه فرقی ندارد.

3-1. قدرتمند بودن آن حضرت هنگام ظهور؛ در روایات فراوانی تأکید شده است که حضرت مهدی (عج) هنگام ظهور دارای بدنی بسیار قدرتمند است.[13]

3-2. چهره نورانی؛ جوینی از رسول خدا (ص) روایت کرده است: "المهدی ]عج[ من ولدی ... کانّ وجهه کوکب درّی".[14]

3-3. پیشانی بلند و بینی کشیده؛ صنعانی از رسول خدا (ص) نقل کرده است: "ان المهدی ]عج[ اقنی اجلی".[15]

3-4. خال بر گونه؛ بر گونه راست مهدی (عج)، خالی مشکی وجود دارد.[16]

3-5. ظهور در سن چهل سالگی؛ البته از نظر شیعه ظهور حضرت در سن پیری، ولی به هیئت و صورت چهل سالگی است.

4. هم نام بودن حضرت مهدی (عج) با (ص)

اهل سنت و شیعه اتفاق نظر دارند که حضرت مهدی (عج) هم نام رسول خدا (ص) است.[17]

5. زمینه های ظهور

5-1. ناامیدی کامل مردم؛ داود ابن کثیر الرقی می گوید: به حضرت صادق (ع) عرض : این موضوع (ظهور) برای ما طولانی شد، تا بدان جا که های ما تنگ شده است. حضرت فرمود: هنگامی که ناامیدی از فرج بیش از همه چیز شد، منادی از آسمان به اسم قائم ندا خواهد داد.[18]

5-2. فراگیر شدن ستم؛ رسول خدا (ص) در این باره فرموده است: "اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد، تا این که مردی از اهل بیتم برانگیخته شود و زمین را آکنده از عدل و قسط کند. آن گونه که پر از ظلم و جور شده باشد".[19]

6. نشانه های ظهور

6-1. ندای آسمانی؛ رسول گرامی (ص) فرمود: "در ماه محرم بانگی از آسمان برآید بدین مضمون که برگزیده خداوند فلان (مهدی) است، پس سخنش را بشنوید و از او پیروی کنید".[20]

6-2. وج سفیانی.

6-3. خسف در بیداء؛ واژه خسف به معنای فرو رفتن و پنهان شدن و بیداء نام سرزمینی بین مکه و مدینه است. منظور از این نشانه این است که سفیانی با لشکری عظیم، به قصد جنگ با حضرت مهدی (عج) عازم مکه می شود. آنان در بین مکه و مدینه و در محل معروف بیداء به گونه ای معجزه آسا در زمین فرو می روند.[21]

6-4. قتل نفس زکیه؛ کشته شدن انسانی پاک و بی گناه در آستانه قیام حضرت مهدی (عج) بین رکن و مقام.[22]

7. امور مربوط به ظهور حضرت مهدی (عج)

7-1. اصلاح امر ظهور مهدی (عج) در یک شب.[23]

7-2. محل ظهور؛ وجه اشتراک روایات این است که ظهور آن حضرت از مکه و از کنار کعبه آغاز خواهد شد.[24]

7-3. بیعت با حضرت مهدی (عج)؛ یکی از موضوعاتی که در منابع شیعی و سنی مورد توجه قرار گرفته، بیعت یاران حضرت مهدی (عج) با ایشان، در طلیعه ظهور است.[25]

7-4. نزول فرشتگان برای یاری حضرت مهدی (عج)[26]

7-5. نزول عیسی و اقتدا به حضرت مهدی (عج)؛ رسول گرامی (ض) فرمود: "مهدی (عج) می بیند که عیسی فرود آمده و گویا آب از موهایش می چکد. پس به او می گوید: جلو برو به بایست. عیسی پاسخ می دهد: برای تو به پا شده و آن گاه پشت سر مهدی (عج) به می ایستد".[27]

8. ویژگی های حکومت مهدی (عج)

8-1. عد گستری[28]

8-2. رفاه و آسایش عمومی؛ رسول اکرم (ص) فرمود: "مهدی (عج) در امت من خواهد بود... مردم در زمان او چنان زندگی خواهند کرد که هرگز قبل از آن زندگی نکرده اند.[29]

8-3. رضایت همگانی از حکومت مهدی (عج)[30]

8-4. امنیت همه جانبه[31]

8-5. احساس بی نیازی در مردم؛ فرمود: "شما را به مهدی (عج) بشارت می دهم به هنگام ظهور او خداوند دل های امت محمد را سرشار از بی نیازی می کند.[32]

8-6. غلبه بر سایر ادیان

8-7. جهانی بودن حکومت حضرت مهدی (عج)؛ صادق (ع) فرمودند: "نگامی که قائم قیام نماید، هیچ زمینی نخواهد ماند، مگر آن که در آن ندای شهادتین سر داده شود".

تفاوت مهدویت از دیدگاه شیعه و اهل سنت

1. اختلاف در ولادت:

شیعه دوازده ی معتقد است، مهدی (عج ) فرزند حسن عسکری (ع) است و هم اکنون نیز زنده و غایب است، ولی اهل سنت هر چند بالاتفاق به مهدویت معتقد هستند و به دلیل وجود روایت های متواتر ظهور حضرت مهدی (عج ) در آ ا مان را جزو اعتقادات قطعی خود می دانند، اما در مورد نسب و ولادت ایشان به چند گروه تقسیم می شوند:

عده ای از اهل سنت مدعی اند که مهدی (عج) همان عیسی بن مریم است و در این مورد به خبری واحد که از انس بن مالک نقل شده است، استناد می کنند.[33]

تعداد اندکی نیز مدعی هستند که مهدی (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است. آنان به خبر واحدی استناد می کنند که در کنزالعمال ذکر شده است. [34]

عده ای نیز معتقدند مهدی (عج) از اولاد حسن مجتبی است و نه حسین (ع). [35]

گروهی می گویند: پدر مهدی (عج) هم نام پدر (ص) است و چون نام پدر حضرت محمد (ص) عبدالله بود، پس مهدی (عج) بن حسن عسکری (ع) نمی تواند مهدی (عج) موعود باشد. مستند این احتمال هم باز خبری است که در کنزالعمال ذکر شده است.[36]

جمعی از آنان همانند شیعه دوازده ی معتقدند که مهدی (عج ) از اولاد (ص) و فاطمه (س ) است و حضرت عیسی نیز به هنگام ظهور مهدی (عج) به یاری او خواهد شتافت و در به آن حضرت اقتدا خواهد کرد.

چنان که در روایت های متعدد آمده است. از ام سلمه نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود : "المهدی (عج) من عترتی من ولد فاطمه(س) ".[37] مهدی (عج) از عترت من و از فرزندان فاطمه است. جابر بن عبدالله از (ص) نقل می کند که حضرت عیسی به هنگام ظهور مهدی (عج) نزول خواهد کرد.[38] عبدالله بن عمر می گوید: "المهدی (عج) الذی ینزل علیه عیسی بن مریم و یصلی خلفه عیسی (ع)".[39] مهدی (عج) ی است که عیسی بن مریم بر او نزول می کند و پشت سر او می خواند. این گروه حدیثی را که می گوید: "مهدی (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است". قبول نمی کند. ذهبی می گوید: این خبر را فقط محمد بن ولید نقل کرده و از انی است که احادیث را جعل می کرد.[40] البته این گروه نیز تولد حضرت مهدی (عج ) و غیبت او را قبول ندارند. ابن حجر ادعا می کند: همه مسلمانان غیر از یه معتقدند که مهدی (عج) غیر از حجت (عج ) است؛ چون غیبت یک شخص آن هم با این مدت طولانی از خوارق عادات است ....[41] در پاسخ گروه اخیر باید گفت: اوّلا: روایات نبوی متعددی وجود دارد که ان دوازده گانه را با نام های آنان به طور روشن معرفی کرده اند پس سخن او باطل است. از ابن عباس روایت شده که شخصی یهودی به نام نعثل نزد رسول خدا (ص) آمد و سوال های بسیاری را مطرح کرد. او از اوصیا نیز پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: "نخستین وصی من علی، پس از او حسن، حسین (ع) و ان نه گانه از فرزندان اویند". نعثل پرسید : نام آنان چیست. حضرت ، نام تک تک ان را تا دوازدهم (عج ) شمردند. رسول خدا ، در پاسخ جابر بن عبدالله انصاری که از ائمه بعد از علی (ع) سوال کرده بود، فرمود: "بعد از علی، حسن، حسین (ع) هستند. سپس سید العابدین، سپس محمد بن علی باقر، تو او را خواهی دید. وقتی او را دیدی سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمد صادق، سپس موسی بن جعفر کاظم، سپس علی بن موسی الرضا، سپس محمد بن علی جواد، سپس علی بن محمد نقی، سپس حسن بن علی زکی، و پس از او قائم بالحق مهدی (عج) امت من (محمد بن حسن) صاحب زمان است. او زمین را پر از قسط و عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است".[42]

ثانیا: شواهد تاریخی و گزارش های بسیاری وجود دارد که ولادت آن حضرت و ایام کودکی او را نقل کرده اند. برای نمونه چند مورد از اقوال اهل سنت نقل می شود:

1. حافظ سلیمان حنفی می گوید: خبر معلوم نزد محققان و موثقان این است که ولادت قائم (عج ) در شب پانزدهم شعبان (255 ق) در شهر سامرا واقع شده است.[43]

2. خواجه محمد پارسا در کتاب فصل الخطاب گفته است: یکی از اهل بیت ابو محمد بن عسکری است که فرزندی جز ابوالقاسم که قائم و حجت و مهدی (عج) و صاحب ا مان نامیده می شود، باقی نگذاشت. او در نیمه شعبان سال 255 هجری متولد شد. مادرش نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش پنج سال داشت.[44]

3. ابن خلکان در وفیات الاعیان می نویسد: ابوالقاسم محمد فرزند حسن عسکری فرزند علی هادی فرزند محمدجواد.... دوازدهمین از ائمه دوازده گانه شیعه است که به "حجت" معروف است... ولادت او روز نیمه شعبان سال 255 هـ . ق است.[45]

4. ذهبی نیز در سه کتاب از کتاب هایش به ولادت مهدی (عج ) اشاره کرده و در کتاب العبر و در حوادث سال 256 هـ . ق می نویسد: در این سال محمدبن حسن بن علی الهادی فرزند محمدجواد فرزند علی الرضا فرزند موسی الکاظم فرزند جعفر الصادق علوی حسینی به دنیا آمد. کنیه اش ابوالقاسم است و رافضیان او را الخلف الحجة مهدی (عج) منتظر و صاحب ا مان می نامند. او آ ین از ائمه دوازده گانه است.[46]

5. خیر الدین زرکلی (متوفی 1396 هـ . ق ) از علمای معاصر اهل سنت نیز در کتاب اعلام می نویسد: او در سامرا به دنیا آمد و هنگام وفات پدرش پنج سال داشت و گفته شده که در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمده و در سال 265 هـ . ق، غایب شده است.[47] آیت الله العظمی صافی در کتاب مهَدویت بیش از هفتاد و هفت نفر از علمای اهل سنت را نام می برد که هر یک، به نحوی، ولادت آن حضرت را بیان کرده اند.[48] بنابراین، اگر برخی از اهل سنت می گویند: حضرت مهدی (عج ) به دنیا نیامده است، ادعایی بی اساس است که حتی با گفته ها و نوشته های بزرگان خودشان نیز سازگار نیست. شاید برخی از اهل سنت همانند ابن حجر هیثمی طولانی بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت مهدی (عج ) بدانند، ولی باید گفت: خ که قادر است عیسی بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدی (عج ) اقتدا کند و یونس را در شکم ماهی محافظت کند و یا به نوح نه صد و پنجاه سال عمر بدهد آیا قدرت ندارد به مهدی(عج) عمر طولانی عنایت کند؟[49] خود اهل سنت نیز به زنده بودن عیسی، خضر، صالح و ... معتقدند. نتیجه این که ولادت حضرت مهدی (عج) امری است مسلم و قطعی و خود اهل سنت هم به آن واقف اند.

محمد بن علی حمزه می گوید: از حضرت عسکری (ع) شنیدم که فرمود: "ولی خدا و حجت او بر بندگان و خلیفه من در شب نیمه شعبان سال 255 به هنگام سپیده دم به دنیا آمد".[50]

2. اختلاف بر سر عصمت زمان

بیشتر علمای اهل سنت به عصمت حضرت عقیده ندارند و آن حضرت را یک انسان عادی به حساب می آورند که احتمال ارتکاب برخی گناهان و اشتباهات مثل هر انسان دیگری از او می رود. این عقیده را ابن کثیر و بسیاری از علمای اهل تسنن بدان اهتمام ورزیده اند.[51] اهل سنت در این باور به حدیثی منقول از نبی اکرم (ص) استناد می کنند که فرمود: "مهدی (عج) از ما اهل بیت است و خداوند وی را در یک شب اصلاح می کند".[52] اما از دیدگاه شیعه همه ان معصوم اند و در باره آنان احتمال اشتباه و خطا داده نمی شود.

3. یکی دیگر از اختلافات انکار غیبت است.

علمای شیعه اتفاق نظر دارند که سال غیبت مهدی (عج)، سال 329 هـ ق است. آنان بر این باورند که ایشان همچنان زنده است تا زمانی که خداوند متعال اجازه ظهور به ایشان دهد. چنین باوری بر اساس احادیث و روایات نقل شده از نبی اکرم (ص) و اهل بیت (ع) است. روایاتی که پیش از رُخ دادن غیبت و یا برخی از آنها صد سال و یا دویست سال قبل از ولادت حضرت مهدی (عج) صادر شده است.

اما بیشتر دانشمندان اهل سنت اعتقاد به غیبت زمان (عج) ندارند. در این جا از بیان ادله و رد آنها به جهت اختصار صرف نظر کردیم.

این مختصر، مطالبی بود در رابطه با دیدگاه اهل سنت نسبت به زمان. در پایان مهم ترین مطلبی که درباره زمان از زبان اهل سنت می توان بیان کرد، مسئله فتاوای چهارگانه صادره در حق فرد منکر اعتقاد به ظهور مهدی (عج) است.

این اشخاص عبارت اند از: ابن حجر هیثمی شافعی، 2. شیخ احمد ابوسرور بن صباحنفی، 3. شیخ محمد بن محمد خط مالکی، 4. شیخ یحیی بن محمد حنبلی.

همه این افراد قائل به این هستند که شخص منکر اعتقاد به ظهور باید مجازات شود و تصریح کرده اند که واجب است که چنین شخصی را بزنند و او را تحقیر کنند، تا ادب شود و به حق روی آورد و در غیر این صورت واجب القتل و مهدور الدم است.[53]

.[1]ََ سبائک الذهب، ص 78.

.[2]اقتباس از کتاب و آینده جهان، مصطفی محقق راد.

.[3]ایروانی، محمد باقر، ال المهدی (ع)، ص11.

[4]. تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 199.

[5]. تفسیر المنار، ج10، ص 393، ج 9، ص 499 ،507.

[6] تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 555، فصل52.

[7] در مورد انی که به ذکر احادیث مربوط به مهدی (ع)پرداخته اند، به، المهدی المنتظر فی الفکر ال ی، ص 2926 مراجعه شود.

[8] نظم المتناثر فی الحدیث المتواتر، ص226، (به نقل از الطریق الی المهدی المنتظر، ص 91).

[9] البدایه و النهایه، ج 6، ص281.

[10] سنن ابن ماجه، ص699، ح 4085.

[11] سیوطی، عرف الوردی، ص76 و 88.

[12] سنن ابن ماجه، ص699، ح4086.

[13] فرائد السمطین، ج2، ص 327، ح 589.

[14] همان، ح 565.

[15] صنعانی، المصنف، ج3، ص 2077.

[16] گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب ا مان، ب 8، ح51.

[17] مقدس شافعی، عقدالدرر، ص 45 و 55.

[18] نعمانی، الغیبة، ص 186.

[19] سنن داود، ح 4282. در الغیبة للنعمانی، ص، 187چنین آمده :حدثنا محمد بن یعقوب الکلینی قال حدثنا محمد بن یحیى عن أحمد بن إدریس عن محمد بن أحمد عن جعفر بن القاسم عن محمد بن الولید الخزاز عن الولید بن عقبة عن الحارث بن زیاد عن شعیب عن أبی حمزة قال دخلت على أبی عبد الله ع فقلت له أنت صاحب هذا الأمر فقال لا فقلت فولدک فقال لا فقلت فولد ولدک فقال لا قلت فولد ولد ولدک قال لا قلت فمن هو قال الذی یملأها عدلا کما ملئت ظلما و جورا لعلى فترة من الأئمة یأتی کما أن النبی ص بعث على فترة من الرسل.

[20] نعیم بن حماد، الفتن، ص93.

[21] صنعانی، المصنف، ج11، ص371.

[22] ابن شیبه، المصنف، ج8، ص679.

[23] البیان فی اخبار صاحب ا مان، ص31، ح11.

[24] نعمانی، الغیبة، ص313، ح4.

[25] گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب ا مان، ص 35، ح 15.

[26] عقد الدرر، ص46، ص 117 و 185.

[27] مقدس شافعی، عقدالدرر، ص292.

[28] مصنف ابن شیبه، ح 19484، سنن داوود، ح4282.

[29] ابن شیبه، المصنف، ج7، ح 19484.

[30] صنعانی، المصنف، ح20770.

[31] احمد بن حنبل، مسند ج3، ص37.

[32] عقدالدرر، ص95.

[33] سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، ح4029.

[34] کنزالعمال، ج14، ص 264، ح38663.

[35] الاطناب المنیف، ابن قیم جوزی، ص 151 (به نقل از ال مهدی، میلانی، ص 21).

[36] کنزالعمال، ج 14، ص 268، ح38678.

[37] . السنن الوارده فی الفتن و غوائلها و الساعه و اشراطها، عثمان بن سعید المقری، ج 5، ص 1057، نشر دارالعاصمه، ریاض، چاپ اول، 1416 هـ .

[38] . همان، ج 6، ص1237.

[39] الفتن، ج 1، ص 373، نعیم بن حماد المروزی، مکتبه وحید، قاهره، چاپ اول، 1412.

[40] تفرد به محمد بن الولید مولی بنی هاشم و کان یضع الحدیث. الصواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، ج2، ص478، موسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول،1997.

[41] همان، ج2، ص482.

[42] الاحتجاج، احمد بن علی طبرسی، تحقیق ابراهیم بهادری و ... ، ج1، ص 68-69، انتشارات اسوه، چ دوم، سال 1416؛ نیز درباره احادیثی که نام ائمه (ع) را ذکر کرده اند، به صحیح مسلم، ج 6، ص3 و 4، باب الامارة، رجوع شود.

[43] ین ع المودة، شیخ سلیمان قندوزی حنفی، ص179.

[44] همان مدرک.

[45] وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج4، ص562.

[46] العبر فی خبر من غبر، ج3 ، ص31.

[47] الاعلام ج6، ص80.

[48] ت و مهدویت، ج2، ص 56 ـ 241، چاپ بهمن، نوبت اول .

[49] به بحارالانوار، ج51، ص99 ـ 102 رجوع شود.

[50] اقتباس از خورشید ت و ولایت، مهدی کامرانی.

[51] شارح سنن ابن ماجه، ج2، ص519.

[52] سنن ابن ماجه، ج2، ص4087.

[53] البرهان علی علامات مهدی آ ا مان، ص183 – 187.


مجموعه: مکانهای زیارتی ایران و جهان


کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل در فرانسه بر بالای قله یک کوه ساخته شده است. برای رسیدن به آن باید از 270 پله بالا بروید. پس از بالا رفتن از این پله ها علاوه بر عبادت از نمای زیباش شهر پوی-آن-ولی هم لذت خواهید برد.

این کلیسا در سال 960 میلادی ساخته شده و در سال 1950 باستان شناسان گنجینه ای از وسایل مقدس و با ارزش در محراب کلیسا کشف د که در حال حاضر در دیواره آن به نمایش گذاشته شده است. چیزی که جالب است این است که نمای این کلیسا شباهت زیادی به قلعه های دیو ها و جادوگران در داستان های تخیلی همانند زیبای ه ، شرک و ...  دارد.

تصاویری از کلیسای سنت میشل

کلیسای سنت میشل,کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل,کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل,کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل,کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل,کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل,کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل در فرانسه

کلیسای سنت میشل,کلیسای سنت میشل در فرانسه

منبع:topnop.ir

دور دنیا با یک کلیک

  • آرامش را کجا پیدا کنیم؟
  • زاده سید ناصر الدین(ع)
  • نگاهی به تنها مسجد چوبی جهان
  • «مسجد خانم» بنای هفتاد ساله قاجاری که فراموش شده است+ع
  • آشنایی با مسجد النبى (ص)–مدینه
  • زاده جعفر(ع) شهر پیشوا



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها