جستجوی عبارت روز حد الأرض چیست


دابة الارض چیست ؟



آپلود سنتر ع و فایل آپ سرا



مسلمانان، چه شیعه چه اهل سنّت، همگی بر وج «دابّـة الأرض» در آ ا ّمان اتّفاق نظر دارند، امّا آنها در مورد مشخّص مصداق؛ یعنی ماهیّت آن دابّـة ، اختلاف نظر دارند. اهل سنّت قائل به این است که دابّـة الأرض، جنبنده ای از جنبندگان زمین است، امّا شیعیان بر این باورند که دابّـة الأرض، یک مرد معیّن است و ما در بخش های بعد به این مسئله خواهیم پرداخت.

دربارة نشانه های آ ا ّمان بسیار گفت وگو شده است. یکی از این نشانه ها که بحث دربارة آن از نقطه نظرهای مختلف صورت گرفته «دابّـة الأرض» است. دابّـة الأرض در لغت به معنی جنبده و آهسته راه رفتن است.

معنای اصطلاحی: دابّـة الأرض


دربارة دابّـة الأرض و معنای اصطلاحی آن باید گفت: دابّـة الأرض یکی از نشانه های الهی است که خداوند آن را در آ ا ّمان پدیدار می سازد و «قرآن کریم» در این آیه بدان اشاره کرده است:


» وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ؛1

و چون قول [عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبنده‏ای را از زمین برای آنان بیرون می‏آوریم که با ایشان سخن گوید که مردم [چنان که باید] به نشانه‏های ما یقین نداشتند « .

خداوند آن را از جمله نشانه ها و علامت های بیانگر روز قیامت قرار داده است.2

مسلمانان همگی اتّفاق نظر دارند که دابّـة الأرض در آ ا ّمان وج می کند و اقدام به جداسازی مؤمنان و کافران می نماید. دابّـة الأرض این کار را از طریق نشانه گذاری هر یک از دو گروه و مُهر زدن بر آنها با انگشتر حضرت سلیمان(ع) و عصای حضرت موسی(ع) انجام می دهد.

این گونه، هر یک از مردم، دیگران را می شناسند و می دانند دیگران مؤمنند یا کافر و این به دلیل علامتی است که با آن علامت گذاری می شوند. امّا در مورد ماهیّت این دابّـة و مشخّص جنس آن، اختلاف نظر وجود دارد، هر چند در حقیقت، آن انسان است نه از جمله حیوانات و ان شاءالله مباحث مربوط به آن، بنابر قرینه ها و دلایل مختلف، که این امر را ثابت می کند، در بخش های بعدی خواهد آمد.

ماهیّت دابّـة الأرض


مسلمانان، چه شیعه چه اهل سنّت، همگی بر وج «دابّـة الأرض» در آ ا ّمان اتّفاق نظر دارند، امّا آنها در مورد...

ادامه...


دابة الارض چیست ؟



آپلود سنتر ع و فایل آپ سرا



مسلمانان، چه شیعه چه اهل سنّت، همگی بر وج «دابّـة الأرض» در آ ا ّمان اتّفاق نظر دارند، امّا آنها در مورد مشخّص مصداق؛ یعنی ماهیّت آن دابّـة ، اختلاف نظر دارند. اهل سنّت قائل به این است که دابّـة الأرض، جنبنده ای از جنبندگان زمین است، امّا شیعیان بر این باورند که دابّـة الأرض، یک مرد معیّن است و ما در بخش های بعد به این مسئله خواهیم پرداخت.

دربارة نشانه های آ ا ّمان بسیار گفت وگو شده است. یکی از این نشانه ها که بحث دربارة آن از نقطه نظرهای مختلف صورت گرفته «دابّـة الأرض» است. دابّـة الأرض در لغت به معنی جنبده و آهسته راه رفتن است.

معنای اصطلاحی: دابّـة الأرض


دربارة دابّـة الأرض و معنای اصطلاحی آن باید گفت: دابّـة الأرض یکی از نشانه های الهی است که خداوند آن را در آ ا ّمان پدیدار می سازد و «قرآن کریم» در این آیه بدان اشاره کرده است:


» وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ؛1

و چون قول [عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبنده‏ای را از زمین برای آنان بیرون می‏آوریم که با ایشان سخن گوید که مردم [چنان که باید] به نشانه‏های ما یقین نداشتند « .

خداوند آن را از جمله نشانه ها و علامت های بیانگر روز قیامت قرار داده است.2

مسلمانان همگی اتّفاق نظر دارند که دابّـة الأرض در آ ا ّمان وج می کند و اقدام به جداسازی مؤمنان و کافران می نماید. دابّـة الأرض این کار را از طریق نشانه گذاری هر یک از دو گروه و مُهر زدن بر آنها با انگشتر حضرت سلیمان(ع) و عصای حضرت موسی(ع) انجام می دهد.

این گونه، هر یک از مردم، دیگران را می شناسند و می دانند دیگران مؤمنند یا کافر و این به دلیل علامتی است که با آن علامت گذاری می شوند. امّا در مورد ماهیّت این دابّـة و مشخّص جنس آن، اختلاف نظر وجود دارد، هر چند در حقیقت، آن انسان است نه از جمله حیوانات و ان شاءالله مباحث مربوط به آن، بنابر قرینه ها و دلایل مختلف، که این امر را ثابت می کند، در بخش های بعدی خواهد آمد.

ماهیّت دابّـة الأرض


مسلمانان، چه شیعه چه اهل سنّت، همگی بر وج «دابّـة الأرض» در آ ا ّمان اتّفاق نظر دارند، امّا آنها در مورد...

ادامه...


حسین(ع)-پس از شهادت برادر بزرگوار خود حسن مجتبی(ع)-به امر خدای متعال، و طبق وصیت آن حضرت به ت رسید. دوران ت آن حضرت ده سال و به عبارتی یازده سال طول کشید، یعنی ت آن حضرت از سال۵۰ هجری قمری، پس از شهادت جانسوز برادر بزرگوارش حسن مجتبی(ع)- آغاز و تا سال ۶۱ هجری قمری ادامه پیدا کرد! دوران ت حسین(ع)- مصادف شد با دوران دو خلیفه جائر و ستمکار أموی که عبارتند از:((معاویه بن أبی سفیان))و((یزید بن معاویه)):-که هر یک از این دو نفر، علاوه بر غضب ظالمانه حق خلافت از حسین(ع)-منشأ مفاسد و گرفتاری های فراوانی برای جامعه ی و امت بودند، که ما در اینجا-بدلیل ضیق مجال و رعایت اختصار-فقط فهرست کوتاهی از ای از جنایات این پدر و پسر که هر دو از مصادیق بارز((مفسدین فی الأرض)):بودند، را بیان می کنیم>^^¿


آیه پنجم
(وَ إذَا وَقَعَ القَولُ عَلَیهِم أ َجنَا لهُم دَابَّةً مِّنَ الأرضِ تُکلِّمُهُم أنَّ النَّاسَ کَانُوا بِایَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ) (نمل:82)
و هنگامی که وعده عذاب کافران به وقوع پیوندد، جنبده ای از زمین بیرون آریم که با آنان تکلم کند و بگوید که این مردم آیه های ما را باور نمی کرده اند.

در بسیاری از احادیث رجعت و همچنین علائم ظهور حضرت مهدی «عج» از وج دابّة الارض سخن گفته شده است. بین علمای شیعه و سنّی، در تفسیر لفظ «دابّة الأرض» اختلاف فراوان دیده می شود. در عین حال در سه مورد، اتّفاق نظر وجود دارد:
1. «دابّة الأرض» در آ ا ّمان وج می کند؛


آیه پنجم
(وَ إذَا وَقَعَ القَولُ عَلَیهِم أ َجنَا لهُم دَابَّةً مِّنَ الأرضِ تُکلِّمُهُم أنَّ النَّاسَ کَانُوا بِایَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ) (نمل:82)
و هنگامی که وعده عذاب کافران به وقوع پیوندد، جنبده ای از زمین بیرون آریم که با آنان تکلم کند و بگوید که این مردم آیه های ما را باور نمی کرده اند.

در بسیاری از احادیث رجعت و همچنین علائم ظهور حضرت مهدی «عج» از وج دابّة الارض سخن گفته شده است. بین علمای شیعه و سنّی، در تفسیر لفظ «دابّة الأرض» اختلاف فراوان دیده می شود. در عین حال در سه مورد، اتّفاق نظر وجود دارد:
1. «دابّة الأرض» در آ ا ّمان وج می کند؛


در تدریس و معلمی، دست کم به سه «عین» نیازمندیم: 1. عشق (انگیزه) 2. علم (مطالعه) 3. عمل (تجربه). در عشق و انگیزه باید عاشق تدریس و معلمی باشیم؛ زیرا: به هوس راست نیاید به تمنا نشود که دراین راه، بسی خون جگر باید خورد در علم و مطالعه باید از متون علمی و محتواهای درسی و روش های تدریس و معلمی، هر چه بیشتر آگاه شویم. در عمل و تجربه باید همان متون و محتواها و روش ها را به کار بندیم تا در کلاسداری، روز به روز ورزیده تر شویم؛ البته سخن لسان الغیب، خواجه شیراز را نیز نباید فراموش کنیم: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش شایان گفتن است که 20 حدیث در پی آمده، اشارتی به «مقام معلم و روش معلمی است» و امید می رود که بشارتی نیز برای همه معلمان و مربیان و ان و علاقه مندان به تدریس و کلاسداری باشد: آن است اهل بشارت که اشارت داند نکته ها هست بسی، مَحرَم اسرار کجاست؟ 1- به به، چه مقامی! اعظم (ص): «إنّ معلّم الخیر یستغفر له دوابّ الأرض و حیتان البحر و کلّ ذی روح فی الهواء و جمیع أهل السّماء و الأرض...»؛ «جنبندگان زمین و ماهیان دریا و هر جاندارِ در هوا و همه آسمانیان و زمینیان برای معلمِ «خوبی»ها، از خداوند آمرزش می خواهند». (بحار الانوار، ج 2، ص 17). 2. به احترام معلم، ب ا! علی (ع)..........


معلمپس نکته با تو گویم شاید ندیده باشی/ تا دسته دسته نرگس زین باغ چیده باشی... در تدریس و معلمی، دست کم به سه «عین» نیازمندیم: 1. عشق (انگیزه) 2. علم (مطالعه) 3. عمل (تجربه). در عشق و انگیزه باید عاشق تدریس و معلمی باشیم؛ زیرا «به هوس راست نیاید به تمنا نشود/ که دراین راه، بسی خون جگر باید خورد». در علم و مطالعه باید از متون علمی و محتواهای درسی و روش های تدریس و معلمی، هر چه بیشتر آگاه شویم. در عمل و تجربه باید همان متون و محتواها و روش ها را به کار بندیم تا در کلاسداری، روز به روز ورزیده تر شویم؛ البته سخن لسان الغیب، خواجه شیراز را نیز نباید فراموش کنیم: «تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست /راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش». شایان گفتن است که 20 حدیث در پی آمده، اشارتی به «مقام معلم و روش معلمی است» و امید می رود که بشارتی نیز برای همه معلمان و مربیان و ان و علاقه مندان به تدریس و کلاسداری باشد: آن است اهل بشارت که اشارت داند/ نکته ها هست بسی، مَحرَم اسرار کجاست؟... 1- به به، چه مقامی! اعظم (صلی الله علیه و آله): «إنّ معلّم الخیر یستغفر له دوابّ الأرض و حیتان البحر و کلّ ذی روح فی الهواء و جمیع أهل السّماء و الأرض...........


مفسران با استناد به روایات، آیات بسیار زیادی را بر زمان(عج) تطبیق داده و ایشان را مصداق اکمل آن آیات دانسته اند؛ که به سه آیه اشاره میشود:

1ـ «و نُریدُ اَنَّ نَمُنُّ علی الذینَ استضعفوا فی الأرض و نَجعَلُهُم أئمة و نَجعَلُهُم الوارثین» یعنی اراده کرده ایم که بر آن طایفه ضعیف نگاهداشته شده در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جاه گردانیم.(قصص/5) در برخی از روایات، این آیه بر ظهور زمان(عج) تطبیق داده شده است؛ از جمله حضرت علی(ع) که در باره این آیه میفرمایند: مراد آل محمد(ص) میباشد که خداوند مهدی(عج) ایشان را بعد از سختی هایشان ظاهر کرده و باعث عزت آنها و ذلت دشمنانشان میشود. (تفسیر نورالثقلین، عبدعلی حویزی، ج4، ص110)

2ـ «وَعَد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض …» یعنی خداوند به انی از شما بندگان که ایمان آورد و نیکوکار گردد وعده فرمود که در زمین خلافت دهد.(نور/55) که روایات مصداق اکمل این خلافت را دوران ظهور زمان(عج) معرفی مینماید؛ از جمله صادق(ع) بعد از خواندن این آیه فرمود: مراد از آن حضرت قائم(عج) و اصحاب حضرت میباشند.(بحارالانوار، ج51، ص58، حدیث50)

3ـ «و لقد کتبنا فی ا بور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون» یعنی بعد از تورات در زبور داود نوشتیم که حتماً بندگان نیکوکار من وارث زمین خواهند شد.(انبیاء/105) باقر(ع)می فرماید: مراد این آیه اصحاب مهدی(عج) در آ ا مان میباشند.

نکته قابل توجه این است که این گونه برداشتها از آیات قرآن کریم ناظر به جنبه تأویلی آیات است، و بر اساس آن مصداق آیات قرآنی محدود به یک مورد خاص نیست، و می تواند مصادیق و موارد متعددی را شامل شود. ولی آنچه مسلم و حتمی است این است که تأویلات فوق، که مستظهر به روایات معصومین است، از بارزترین مصادیق و مواردی است که این آیات شریفه آنها را در بر می گیرد.


مفسران با استناد به روایات، آیات بسیار زیادی را بر زمان(عج) تطبیق داده و ایشان را مصداق اکمل آن آیات دانسته اند؛ که به سه آیه اشاره میشود:

1ـ «و نُریدُ اَنَّ نَمُنُّ علی الذینَ استضعفوا فی الأرض و نَجعَلُهُم أئمة و نَجعَلُهُم الوارثین» یعنی اراده کرده ایم که بر آن طایفه ضعیف نگاهداشته شده در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جاه گردانیم.(قصص/5) در برخی از روایات، این آیه بر ظهور زمان(عج) تطبیق داده شده است؛ از جمله حضرت علی(ع) که در باره این آیه میفرمایند: مراد آل محمد(ص) میباشد که خداوند مهدی(عج) ایشان را بعد از سختی هایشان ظاهر کرده و باعث عزت آنها و ذلت دشمنانشان میشود. (تفسیر نورالثقلین، عبدعلی حویزی، ج4، ص110)

2ـ «وَعَد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض …» یعنی خداوند به انی از شما بندگان که ایمان آورد و نیکوکار گردد وعده فرمود که در زمین خلافت دهد.(نور/55) که روایات مصداق اکمل این خلافت را دوران ظهور زمان(عج) معرفی مینماید؛ از جمله صادق(ع) بعد از خواندن این آیه فرمود: مراد از آن حضرت قائم(عج) و اصحاب حضرت میباشند.(بحارالانوار، ج51، ص58، حدیث50)

3ـ «و لقد کتبنا فی ا بور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون» یعنی بعد از تورات در زبور داود نوشتیم که حتماً بندگان نیکوکار من وارث زمین خواهند شد.(انبیاء/105) باقر(ع)می فرماید: مراد این آیه اصحاب مهدی(عج) در آ ا مان میباشند.

نکته قابل توجه این است که این گونه برداشتها از آیات قرآن کریم ناظر به جنبه تأویلی آیات است، و بر اساس آن مصداق آیات قرآنی محدود به یک مورد خاص نیست، و می تواند مصادیق و موارد متعددی را شامل شود. ولی آنچه مسلم و حتمی است این است که تأویلات فوق، که مستظهر به روایات معصومین است، از بارزترین مصادیق و مواردی است که این آیات شریفه آنها را در بر می گیرد.


مفسران با استناد به روایات، آیات بسیار زیادی را بر زمان(عج) تطبیق داده و ایشان را مصداق اکمل آن آیات دانسته اند؛ که به سه آیه اشاره میشود:

1ـ «و نُریدُ اَنَّ نَمُنُّ علی الذینَ استضعفوا فی الأرض و نَجعَلُهُم أئمة و نَجعَلُهُم الوارثین» یعنی اراده کرده ایم که بر آن طایفه ضعیف نگاهداشته شده در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جاه گردانیم.(قصص/5) در برخی از روایات، این آیه بر ظهور زمان(عج) تطبیق داده شده است؛ از جمله حضرت علی(ع) که در باره این آیه میفرمایند: مراد آل محمد(ص) میباشد که خداوند مهدی(عج) ایشان را بعد از سختی هایشان ظاهر کرده و باعث عزت آنها و ذلت دشمنانشان میشود. (تفسیر نورالثقلین، عبدعلی حویزی، ج4، ص110)

2ـ «وَعَد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض …» یعنی خداوند به انی از شما بندگان که ایمان آورد و نیکوکار گردد وعده فرمود که در زمین خلافت دهد.(نور/55) که روایات مصداق اکمل این خلافت را دوران ظهور زمان(عج) معرفی مینماید؛ از جمله صادق(ع) بعد از خواندن این آیه فرمود: مراد از آن حضرت قائم(عج) و اصحاب حضرت میباشند.(بحارالانوار، ج51، ص58، حدیث50)

3ـ «و لقد کتبنا فی ا بور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون» یعنی بعد از تورات در زبور داود نوشتیم که حتماً بندگان نیکوکار من وارث زمین خواهند شد.(انبیاء/105) باقر(ع)می فرماید: مراد این آیه اصحاب مهدی(عج) در آ ا مان میباشند.

نکته قابل توجه این است که این گونه برداشتها از آیات قرآن کریم ناظر به جنبه تأویلی آیات است، و بر اساس آن مصداق آیات قرآنی محدود به یک مورد خاص نیست، و می تواند مصادیق و موارد متعددی را شامل شود. ولی آنچه مسلم و حتمی است این است که تأویلات فوق، که مستظهر به روایات معصومین است، از بارزترین مصادیق و مواردی است که این آیات شریفه آنها را در بر می گیرد.


آهو ندیده ای که بدانی فرار چیست..
صحرا ندیده ای که بفهمی شکار چیست
باید سقوط کرد و همین طور ادامه داد..
دریا نرفته ای که بچشی ابشار چیست
پیش من از مزاحمت بادها نگو
طوفان نخورده ای که بفهمی قرار چیست
هی سبز در سفیدی چشمت جوانه زد
یک بار هم سوال نکردی بهار چیست
در خلوتت به عاقبتم فکر کرده ای؟
خب کیفر صنوبر بی برگ و بار چیست؟؟
روزی قرار شد برسیم ا ش به هم
حالا نگو پس از نرسیدن قرار چیست....

بر اساس نظر فقهی مرحوم آیت الله منتظری هم «میرحسین و مهدی » را باید کرد

ر اساس نظریه فقهی مرحوم آیت الله منتظری هم که کاملاً منطبق بر قانون مجازات ی است، سران فتنه را باید به جرم «إفساد فی الأرض» کرد. امید آنکه بعضی جاهلان لجوج یا مُغرضان عنودی که به دنبال رفع حصرند سر عقل آیند و بفهمند وقتی انقلاب می فرمایند: «جرم اینها بزرگ است و اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود» منظورشان از این "مجازات سنگین" چیست!

به گزارش بجنا:حدیث (1) صادق علیه السلام :
إنَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِی الأرض مِن خَالِص عِبَادِهِ مَا یُنزلُ مِنَ السَّمَاء تُحفَةً إلَی الأرض إلَّا صَرَفَهَا عَنهُم إلَی غَیرِهِم وَ لَا بَلِیَةً إلّا صَرَفَهَا إلَیهِم.
خدای عز و جل بندگانی در زمین دارد و در بین بندگان خالصش، انی هستند که هر نعمتی از آسمان به زمین فرود آید، آن را از ایشان باز دارد و به دیگران دهد، و هر گرفتاری که نازل شود، بر ایشان فرود آورد.
اصول کافی (ط-ال یه) ، ج2 ، ص 253 (باب شدة ابلاء المومن حدیث 5)



---------------------------------------
حدیث (2) باقر علیه السلام :
إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی إذا أحَبَّ عَبداً غَتَّهُ بِالبَلاءِ غَتّاً وَ ثَجَّهُ بِالبَلاءِ ثَجّاً فإذا دَعاهُ قالَ لَبَّیکَ عَبدی لَئِن عَجّلتُ لَکَ ما سَأَلتَ إنّی علی ذلِکَ لَقادرٌ و لَئِنِ ادَّ تُ لَکَ فَما ادَّ تُ لَکَ فَهُوَ خَیرٌ لَکَ .


خداوند تبارک و تعالی چون بنده ای را دوست دارد در بلا و مصیبتش غرقه سازد و باران گرفتاری بر سرش فرود آرد و آنگاه که این بنده خدا را بخواند فرماید : لبیک بنده ی من ! بی شک اگر بخواهم خواسته ات را زود اجابت کنم می توانم اما اگر بخواهم آن را برایت اندوخته سازم این برای تو بهتر است
اصول کافی(ط-ال یه)، ج2 ، ص 253 (باب شدة ابلاء المومن حدیث 7)


«اللهم! بلی، لا تخلو الأرض من قآئم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بیناته»
بار خدایا! چنین است که هرگز زمین به لطف تو از ی که با حجت و دلیل به امر حق قیام کند و دین الهی را بر پا دارد، خالی نخواهد ماند؛ خواه ظاهر باشد و آشکار، خواه در حال ترس و پنهانی؛ تا دلایل الهی و مشعل های فروزان او از بین نرود.

ادامه مطلب را بخوانید


الّذین ان مکّنّا هم فی الأرض اقاموا الصّلوه و اتوا ا ّکوه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و للّه عاقبه الاُمور:

یاران خدا انی هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، را ب ا می دارند و زکات را ادا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند و پایان همه امور از آن خداست.

در بعضی از روایات ی آیه فوق به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و یارانش یا آل محمد به طور عموم تفسیر شده است. چنانکه از حدیثی از باقر ـ علیه السّلام ـ می خوانیم که در تفسیر آیه (الّذین ان مکنّاهم فی الارض) فرمود: این آیه تا آ از آن آل محمد و مهدی و یاران او است.

در تفسیر المیزان آمده: مراد به تمکین آنان در زمین این است که ایشان را در زمین نیرومند کند به طوری که هر کاری را بخواهند، بتوانند انجام دهند و هیچ مانعی یا مزاحمی نتواند سد راه آنان شود.

در جائی تفسیر شده است که اگر انسان دارای تمکن بود . دارای جاه و مقام بود و زور و قدرت داشت و خدا رو هم در نظر گرفت و خوند و زکات داد و امر به معروف و نهی از منکر کرد عاقبت به خیر هست . یعنی اگه زور داری و پول داری و امکانات خوب داری و ... خدا رو هم در نظر داری موفقی.

این آیه رو بیاییم سرلوحه کارهایمان مطمئن باشید پاداش خوبی از سوی خدا میگیرید. مگر یکی از صفات برجسته خداوند "شاکر" نیست؟ خدا که به عبادت ما و توجه ما به اون نیازی ندارد اما وقتی فرامین اون رو اطاعت کردیم شکرگزار بنده خودش هست و میگوید من شاکر هستم و به دلیل این صفتم به شما ای بنده پاداش میدهم.

به امید آن که از صفت "شاکر" خداوند بهره مند باشیم.



ر اساس نظریه فقهی مرحوم آیت الله منتظری هم که کاملاً منطبق بر قانون مجازات ی است، سران فتنه را باید به جرم «إفساد فی الأرض» کرد. امید آنکه بعضی جاهلان لجوج یا مُغرضان عنودی که به دنبال رفع حصرند سر عقل آیند و بفهمند وقتی انقلاب می فرمایند: «جرم اینها بزرگ است و اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود» منظورشان از این "مجازات سنگین" چیست!

براساس ادله‏ای که از (ص) و بزرگان دین به ما رسیده، باید سجده بر خاک و سنگ و شن و ماسه و دیگر چیزهایی که معدنی، خوراکی و پوشاکی نباشد، انجام گیرد.(1)
از (ص) نقل شده است: "فاذا سجدت فمکّن جبهتک من الارض؛(2) هنگامی که سجده می‏کنی، پیشانیت را بر زمین قرار ده".
در روایت دیگر فرمود: "جعل لی الارض مسجداً و طهوراً"(3) یا در تعبیر دیگر فرمود: "جعلت لی الارض طهوراً و مسجداً؛(4) زمین برای من محل سجده و موجب طهارت (تیمم) قرار داده شده است".
هشام بن حکم از صادق (ع) پرسید: بر چه چیزهایی سجده جائز است؟ حضرت فرمود: "السجود لا یجوز الا علی الأرض أو ما أنبتت الأرض الا ما أکل أو لبس؛ سجده جائز نیست مگر بر زمین یا بر آنچه که از زمین بروید مگر خوردنی‏ها و پوشیدنی‏ها".
هشام پرسید علت آن چیست؟ حضرت فرمود: "لأنّ السجود هو الخضوع لله عزّوجلّ فلا ینبغی أن ی علی ما یؤکل و یلبس لأنّ أبناء الدنیا عبید ما یأکلون و یلبسون و الساجد فی سجوده فی عبادة الله تعالی فلا ینبغی أن یضع جبهته علی معبود أبناء الدنیا الذین اغترّوا بغرورها؛ چون سجده برای خضوع و خشوع در برابر خدا است، پس سزاوار نیست که بر خوردنی‏ها و پوشیدنی‏ها که مورد علاقه و توجه اهل دنیا است، سجده شود".(5)
بنابراین بنا به عقیده شیعه باید سجده بر زمین و آنچه که از زمین است باشد، به غیر از معدنیات و خوردنی‏ها و پوشیدنی‏ها. البته اهل سنت می‏گویند: اگر انسان روی زمین بایستد، باید پیشانی را بر زمین بگذارد، ولی اگر روی فرش بایستد، روی فرش سجده می‏کنند.
تذکر این نکته لازم است مُهر همان خاک است که برای تسهیل و نظافت بر آن سجده می‏کنند.

---------------------------------

پی ‏نوشت‏ها:
1 - توضیح المسائل مراجع، ج 1، مسئله 1076.
2 - وسائل الشیعه، ج 4، ص 684، روایت 18.
3 - بحارالأنوار، ج 16، ص 316.
4 - همان، ص 308.
5 - محمدی ری شهری، میزان الحکمة، عنوان 1749، به نقل از علل الشرایع، ج 1، ص 341.


أنزل من السماء ماء فس أودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا ر ا ومما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة أو متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق والباطل فأما ا بد فیذهب جفاء وأما ما ینفع الناس فیمکث فی الأرض کذلک یضرب الله الأمثال

و او از آسمان آبی فرستاد و هر جویی به قدر خویش پر شد و سیل بر روی خود کف بلندی حمل کرد. و کفی همچنین نیز بر روی آنچه بر آتش ذوب میکنید تا زینتی و اسب بسازید پدیدار میشود. اینطور خدا مثال میزند حق و باطل را. و اما کف از بین میرود و آنچه مردم را نفع میرساند در زمین آرام میگیرد. اینطور خداوند مثالهایی میزند

... اگر گوشهایی دارید بشنوید


1. خالی نبودن زمین از حجتهای الهی

رضا(ع) در مواضع متعددی با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهی و به حق خالی نمی‏ماند به طور غیر مستقیم موضوع ت را تثبیت می‏ د.
از جمله آن حضرت در پاسخ «سلیمان الجعفری» یا «سلیمان بن جعفر الحمیری» که می‏پرسد:
تخلو الأرض من حجة‏اللّه‏؟
آیا زمین از حجت خدا خالی می‏ماند؟
می‏فرماید:
لوخلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها.5
اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالی بماند، نانش را در خود می‏برد.
مضمون این روایت از سوی تعدادی دیگر از راویان با تغییرات جزیی در عبارت، نقل شده است.6
براساس این روایت تا آستانه قیامت زمین از ی که حجت خداست خالی نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعی از تاریخ این حجت الهی بنابر ضرورتهایی در غیبت به سر برد





سرلوحه برنامه های مهدی علیه السلام چیست؟
گسترش عد در سراسر گیتی از اساسی ترین آرمان های انقلاب مهدی علیه السلام قرار دارد و از هدف های اساسی آن تحول عظیم جهانی است، چنان که این اصل از نخستین هدف ها و اصلی ترین برنامه های همه ان بوده است که اجتماعات و مردمان را بدان فراخوانده اند و در راه تحقق آن فداکاری های بسیار کرده اند. می توان گفت بیشترین مبارزه ان بر سر اجرای عد بوده است.

زمان در برابر طبقات آگاه و عالمان و روشن فکرانی که بخواهند به گونه ای در برابر اجرای عد بایستند مقاومت می کند و با انی که با تأویل غلط آیات قرآن کریم، قصد تضعیف مبانی انقلاب او را دارند، درگیر می شود و آنان را از سر راه انقلاب برمی دارد.
«عدل» به معنای رعایت دقیق حقوق مردم و برابری همه آن ها در برخورداری از حقوق و منافع مشروع و معقول خویش است، چنان که «ظلم» زی انهادن حق و حقوق دیگران و نابرابری و تبعیض است. عد ، زمینه حیات اجتماعی تنها در بخش ویژه ای از جامعه نیست، بلکه در همه ابعاد حیات فردی و اجتماعی، عامل اصلی حیات و زندگی انسان، اصل عد و عدل است. عدل حیات زندگی است و زندگی بی عد مرگی است که حیات پنداشته می شود.
حسین علیه السلام فرمود: «لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطوّل الله عزّوجلّ ذلک الیوم حتّی ی ج رجل من وُلدی فیملأها عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً. کذلک سمعت رسول الله یقول؛ اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را دراز گرداند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند، آن گونه که از ستم و بیداد آکنده شده. این چنین از رسول خدا شنیدم».[۱]
زمان در لحظات نخستین پس از تولد، دهان به سخن گشود و عرض کرد: «... اللّهمّ انجز لی ما وعدتنی و أتمم لی أمری و ثبّت وطأتی واملأ الأرض بی عدلاً و قسطاً؛ خداوندا! به آنچه بر من وعده دادی وفا کن و امر مرا به کمال برسان و گام های مرا استوار بدار و زمین را به دست من آکنده از عدل و داد ساز».[۲]
علی علیه السلام درباره عصر ظهور حضرت مهدی علیه السلام می فرماید: «... لینزعنّ عنکم قضاة السوء ولیقبضن عنکم المراضین ولیعزلنّ عنکم اُمرآء الجور ولیطهرنّ الأرض من کلّ غاشٍ؛ ... او ( مهدی علیه السلام) قاضیان زشت کار را کنار می گذارد و دست سازش کاران را از سرتان کوتاه می کند و حکمرانان ستم پیشه را عزل می نماید و زمین را از هر نادرست و خائنی پاک می سازد».[۳]
پی نوشت ها
۱. کمال الدین، شیخ صدوق، ج۱، ص۳۱۸.
۲. همان، ج۲، ص۴۲۸؛ بحارالانوار، غلامه مجلسی، ج۵۱، ص۱۳.
۳. همان، ص۱۲۰.

یسبح لله ما فی السموات و ما فی الأرض له الملک و له الحمد

هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش خدا مشغولند

که ملک هستی و ستایش عالم برای اوست» (تغابن/ 1).


اگرچه انسان خلیفه الله است و مهم است و
«الم تروا انّ اللَّه سخّر لکم ما فى السّموات و ما فى الأرض».(سوره لقمان آیه ۲۰)
اما اومانیسم (انسان گرایی) یا اص انسان موضوع دیگری است که خارج از بحث های فلسفی ی و حوزوی خیلی راحت وارد فضای
عمومی جامعه شده و توسط عده ای روشنفکر نما متاسفانه بشدت در حال گسترش است.
حقیقت این است که با این گردش وسیع اطلاعات وقتی عده ای هنوز نمیتوانند تفاوت انسان و خداوند را بفهمند ، نمیشود فکرشان را روشن فرض کرد یا احیانا حق استضعاف اطلاعات برایشان قائل شد.
...........
معلم انقلاب علی شریعتی میگوید:
" مسئولیت روشنفکر این است که از کافه های اشرافی روشنفکرانه! بالا شهر، که قهوه پنج تومانی می خورد و راجع به کشورهای عقب مانده سخن می گوید فرود بیاید و دریابد که توده چه می کشد، زبانش چیست، چه مذهبی دارد " (مسئولیت شیعه بودن)
...........
اینها انی هستند که فرق مقاومت و دفاع از سرزمین را با جنگ و کشتن آدمهای بی دفاع نمیدانند
فرق شهادت را با هلاکت نمیفهمند
تفاوتی بین مردمی بودن با پوپولیسم(عَوام گرایی) قائل نیستند
و با این همه به اسم روشنفکری و با ژست دانایی پرچم نادانی را بلند میکنند
که از دیده شدن دور نمانند.
p o: ‎اگرچه انسان خلیفه الله است و مهم است و «الم تروا انّ اللَّه سخّر لکم ما فى السّموات و ما فى الأرض».(سوره لقمان آیه ۲۰) اما اومانیسم (انسان گرایی) یا اص انسان موضوع دیگری است که خارج از بحث های فلسفی ی و حوزوی خیلی راحت وارد فضای عمومی جامعه شده و توسط عده ای روشنفکر نما متاسفانه بشدت در حال گسترش است. حقیقت این است که با این گردش وسیع اطلاعات وقتی عده ای هنوز نمیتوانند تفاوت انسان و خداوند را بفهمند ، نمیشود فکرشان را روشن فرض کرد یا احیانا حق استضعاف اطلاعات برایشان قائل شد. ........... معلم انقلاب علی شریعتی میگوید:

اگرچه انسان خلیفه الله است و مهم است و
«الم تروا انّ اللَّه سخّر لکم ما فى السّموات و ما فى الأرض».(سوره لقمان آیه ۲۰)
اما اومانیسم (انسان گرایی) یا اص انسان موضوع دیگری است که خارج از بحث های فلسفی ی و حوزوی خیلی راحت وارد فضای
عمومی جامعه شده و توسط عده ای روشنفکر نما متاسفانه بشدت در حال گسترش است.
حقیقت این است که با این گردش وسیع اطلاعات وقتی عده ای هنوز نمیتوانند تفاوت انسان و خداوند را بفهمند ، نمیشود فکرشان را روشن فرض کرد یا احیانا حق استضعاف اطلاعات برایشان قائل شد.
...........
معلم انقلاب علی شریعتی میگوید:
" مسئولیت روشنفکر این است که از کافه های اشرافی روشنفکرانه! بالا شهر، که قهوه پنج تومانی می خورد و راجع به کشورهای عقب مانده سخن می گوید فرود بیاید و دریابد که توده چه می کشد، زبانش چیست، چه مذهبی دارد " (مسئولیت شیعه بودن)
...........
اینها انی هستند که فرق مقاومت و دفاع از سرزمین را با جنگ و کشتن آدمهای بی دفاع نمیدانند
فرق شهادت را با هلاکت نمیفهمند
تفاوتی بین مردمی بودن با پوپولیسم(عَوام گرایی) قائل نیستند
و با این همه به اسم روشنفکری و با ژست دانایی پرچم نادانی را بلند میکنند
که از دیده شدن دور نمانند.
p o: ‎اگرچه انسان خلیفه الله است و مهم است و «الم تروا انّ اللَّه سخّر لکم ما فى السّموات و ما فى الأرض».(سوره لقمان آیه ۲۰) اما اومانیسم (انسان گرایی) یا اص انسان موضوع دیگری است که خارج از بحث های فلسفی ی و حوزوی خیلی راحت وارد فضای عمومی جامعه شده و توسط عده ای روشنفکر نما متاسفانه بشدت در حال گسترش است. حقیقت این است که با این گردش وسیع اطلاعات وقتی عده ای هنوز نمیتوانند تفاوت انسان و خداوند را بفهمند ، نمیشود فکرشان را روشن فرض کرد یا احیانا حق استضعاف اطلاعات برایشان قائل شد. ........... معلم انقلاب علی شریعتی میگوید:

اندرزهاى دهگانه:
مردى از صادق (ع) اندرزى درخواست نمود! آن حضرت به او فرمودند:
1- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!
2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!
3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!
4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!
5- و اگر کیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!
6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!
7- و اگر (کارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏ شود، پس فریب براى چیست؟!
8- و اگر گذر بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!
9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!
10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!

ماس دعا .صلوات.


........................درد چیست؟........................

عصرِ ما دورانِ درد است
درد چیست؟
دردها از جمع و فرد است
درد چیست؟
فقر دردِ اول و ام الفساد
روی مردم زین سبب بی رنگ و زرد است
درد چیست؟
هر جوان سردرگم و بی شغل و کار
دست ها بی جان و سرد است
درد چیست؟
قیمت کالا و مایحتاج غوغا می کند
پول ها از دست طرد است
درد چیست؟
مُد و شکلِ غربیان رایج شده
مرد شبیه زن و زن هم شبه مرد است
درد چیست؟
می زند آتش جوان را اعتیاد
بیشتر از نان همی و گرد است
درد چیست؟
خانمی نان خورد اما تن فروخت
نان او کی شکلِ بمب و بالگرد است؟
درد چیست؟
این همه دردی که بی درمان شده
بی طبیب از جنسِ مرد است
درد چیست؟
درد گفتی چیست می گویم کنون
درد درد است، درد درد است
درد چیست؟

........................... 1385


بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و حبیبنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و السّلام على عباد اللّه الصّالحین.
اللّهمّ صلّ على علىّ بن موسى الرّضا المرتضى ال ّقىّ النّقىّ و حجّتک على من فوق الأرض و من تحت الثّرى الصّدّیق الشّهید صلاة کثیرة تامّة نامیة زاکیة متواصلة مترادفة کأفضل ما صلّیت على احد من عبادک و اولیائک.

مردى از صادق (ع) اندرزى درخواست نمود! آن حضرت به او فرمودند:
1- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!
2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!
3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!
4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!
5- و اگر کیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!
6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!
7- و اگر (کارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏ شود، پس فریب براى چیست؟!
8- و اگر گذر بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!
9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!
10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!


آن چیست که همه می بینن ی خدانمی بیند؟جواب:خواب

آن چیست که روز و شب دستش را به کمرش زده وایستاده؟جواب:آفتابه

آن چیست که من یکی دارم تو دو تا داری شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟جواب:نقطه

آن چیست که در دنیاست، دنیا هم دراوست؟جواب:چشم

آن چیست که هر چه می دویم به آن نمی رسیم؟جواب:سایه ی خودمان

آن چیست که ما تصور می کنیم او را می خوریم اما در حقیقت او ما را می خورد؟جواب:غصه

آن چیست که تا سرش را نبرند حرف نمی زند؟جواب:نامه ی داخل پاکت


خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
معنی آب زندگی و روضه ارم جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست
مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست
راز درون چه داند فلک خموش ای مدعی نزاع تو با دار چیست
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست
زاهد کوثر و حافظ پیاله خواست تا در میانه خواسته کردگار چیست

جوینده عزیز این حدیث را نقل نموده است :

حضرت المومنین علی علیه السلام 1400 سال پیش فرمودند:

"إذا رأیتم الرایات السود فا موا الأرض ولا تحرکوا أیدیکم ولا أرجلکم ثم یظهر قوم ضعفاء لا یُوبه لهم قلوبهم کزُبَر الحدید هم أصحاب ال ة لا یفون بعهد ولا میثاق یدعون إلى الحق ولیسوا من أهله "أسماؤهم الکنى ونسبتهم القرى” حتى یختلفوا فیما بینهم ثم یؤتی الله الحق من یشاء..." (1)

ترجمه:

زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید - به این معنا که دعوت آنان باطل است و نباید به کمک آنان بشت د - سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است، آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرا می خوانند در حالیکه از آن نیستند، اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام ا گرفته شده؛ تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند و خداوند خداوند اهل حق – هر ی که بخواهد- را ظاهر می سازد...

" حدیث فوق در کتاب "احقاق الحق و ازهاق الباطل" ذکر شده است.


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها