جستجوی عبارت جانسو دره ع



جانسو دره ع


 


تصاویر جدید جانسو دره



جانسو دره (به ترکی استانبولی: cansu dere)‏ یک بازیگر و مدل ترک است




تو خبر زیر گفته شده که مراد و جانسو با هم همبازی میشن و جانسو برای هر قسمت 50 هزار لیر دریافت می کند و این سریال به هیچ شبکه ای فروخته نشده و داستانش برای سال های 1940 هستش و گفتن که بازیگر نقش دوم اوکان یال ک هستش

http://gecce.com/magazin/foto-galeri/cansu-dereden-super-anlasma


در مورد مراد و جانسو هستش از اون مراد بیچاره چیزی نگفتن اما در مورده ه اینکه ...جانسو و مراد بازی کننجانسو تو ایزل 20 تا میگرفته برای قسمتا...اما الان برای قسمتای جدید این 35 تا میگیره ... هم که برای دهه 1940 به جز اوکان یال ک بازیگرای کرم دران و پینار بولوت دران نمیدونم اینا کارگران هستن یا بازیگر!


این ویدئو که گذاشتم قدیمی هستش مال عروسی برادر سا هستش که مراد و بورچین و جانسو با هم رفته بودن و البته بورچین یهو مراد رو بغل می کنه و مراد آرومش می کنه و جانسو که هم که بیخیال برای خودش میگرده و البته یکجا مراد و جانسو با هم دارن حرف میزنن البته حرکات بورچین اون موقع خیلی مورد توجه قرار گرفت ولی حالا ببینم نظر شما چیه

http://s5.picofile.com/file/8130725518/murat_burcin_cansu_kaya_akkaya_wedding_youtube.mp4.html


این ویدئو که گذاشتم قدیمی هستش مال عروسی برادر سا هستش که مراد و بورچین و جانسو با هم رفته بودن و البته بورچین یهو مراد رو بغل می کنه و مراد آرومش می کنه و جانسو که هم که بیخیال برای خودش میگرده و البته یکجا مراد و جانسو با هم دارن حرف میزنن البته حرکات بورچین اون موقع خیلی مورد توجه قرار گرفت ولی حالا ببینم نظر شما چیه

http://s5.picofile.com/file/8130725518/murat_burcin_cansu_kaya_akkaya_wedding_youtube.mp4.html


تو خبر زیر گفته شده که هایی مبنی بر عشق میان جانسو و مراد بوجود اومده البته هردوشون قراره تو یک سریال با هم بازی کنن اما ظاهرا گمانه زنی عشق میان این دونفر زیاد است

پیوست : فکر کن مراد با جانسو عروسی کنه

http://www.ratingkurdu.com/yeni-bir-ask-mi-dogdu/


تو خبر زیر گفته شده که هایی مبنی بر عشق میان جانسو و مراد بوجود اومده البته هردوشون قراره تو یک سریال با هم بازی کنن اما ظاهرا گمانه زنی عشق میان این دونفر زیاد است

پیوست : فکر کن مراد با جانسو عروسی کنه

http://www.ratingkurdu.com/yeni-bir-ask-mi-dogdu/


تو خبر زیر گفته شده که هایی مبنی بر عشق میان جانسو و مراد بوجود اومده البته هردوشون قراره تو یک سریال با هم بازی کنن اما ظاهرا گمانه زنی عشق میان این دونفر زیاد است

پیوست : فکر کن مراد با جانسو عروسی کنه

http://www.ratingkurdu.com/yeni-bir-ask-mi-dogdu/


بیوگرافی جانسو دره

جانسو دره به تاریخ ۱۴ اکتبر سال ۱۹۸۰ و در آنکارا ترکیه به دنیا آمد، تحصیلات ابت را در آنکارا و دوره متوسطه را در ازمیر گذراند و بعد وارد استانبول شد و در رشته باستان شناسی مدرک فارغ حصیلی را گرفت.

ادامه مطلب

آ ین وداع هنرمند محبوب ترکیه “هالیت ارگنچ” با مادرش در حالی برگزار شد که جمع کثیری از اهالی سینمای ترکیه از جمله “کنان ایمیرزالی”، “نباهات چهره” و “جانسو دره” در مراسم خا پاری، حالیت را تنها نگذاشته اند و تا لحظه آ او را همراهی د.....


بیوگرافی جانسو دره

جانسو دره به تاریخ ۱۴ اکتبر سال ۱۹۸۰ و در آنکارا ترکیه به دنیا آمد، تحصیلات ابت را در آنکارا و دوره متوسطه را در ازمیر گذراند و بعد وارد استانبول شد و در رشته باستان شناسی مدرک فارغ حصیلی را گرفت.

از سال ۱۹۹۸ جانسو دره نیم نگاهی به شهرت و کار مدلینگ داشت و در سال ۲۰۰۰ در مسابقات دختر شایسته ترکیه سوم شد و از آن به بعد کار مدلینگ را به صورت جدی تر ادامه داد و با طراح های معروف ترکیه کار کرد و توانست شهرتی برای خود دست و پا کند.

اما آغاز شهرت واقعی برای جانسو دره از سال ۲۰۰۴ بود،یعنی زمانی که او تصمیم گرفت بازیگری را امتحان کند و توانست با بازیگران معروف ترکیه نظیر “کنان ایمیرزالی اوغلو“هم بازی شود و خوش بدرخشد.

در حال حاضر جانسو دره یکی از بازیگران زیبا و مشهور ترکیه به شمار میرود که در ایران هم به خاطر بازی در نقش آیسان در سریال “ایزل” و همچنین ایفای نقش فیروزه سلطان در سریال “حریم سلطان” شناخته میشود و توانسته است طرفدارانی را برای خود محیا کند.

- جانسو دره در مسابقات بانوی شایسته بعنوان زیباترین شرکت کننده انتخاب شده است.

- بازیگر نقش آیسان از سال ۲۰۰۰ در برخی برنامه های کوچک موسیقی و مد کار مجری گری را شروع کرد .


خلاصه داستان سریال ترکی قشر مرفه

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.
کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد
-ترکی-قشر-مرفه-4


 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]



yuksek sosyete ،قشرمرفه


قسمت 26 بازیرنویس چسبیده اضافه شد



نام سریال : yüksek sosyete
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : burak sağyaşar
بازیگران : engin öztürk,ozan dolunay,meriç aral, hazar ergüçlü
محصول : ترکیه
زبان : ترکی
: چسبیده
کیفیت : 480p
زمان : 120 دقیقه
حجم : 550 mb

خلاصه داستان : جانسو(hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده ثروتمند بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد.

ادامه مطلب

ع مرت، کرم, ع جانسو, ع های اژه, ثریا لونت متین
ع های بازیگران سریال قشر مرفه yuksek sosyet

ع کرم و جانسو در سریال قشر مرفه

ادامه مطلب


قشرمرفه،yüksek sosyete


قسمت 60 اضافه شد




نام سریال : قشرمرفه ، yüksek sosyete
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : burak sağyaşar
بازیگران : engin öztürk,ozan dolunay,meriç aral, hazar ergüçlü
محصول : ترکیه
زبان : فارسی
کیفیت : 480p
فرمت : mkv
زمان : 40 دقیقه
حجم : 150 mb
خلاصه داستان : جانسو(hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده ثروتمند بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد.


ادامه مطلب


قشرمرفه،yüksek sosyete


قسمت 63 اضافه شد




نام سریال : قشرمرفه ، yüksek sosyete
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : burak sağyaşar
بازیگران : engin öztürk,ozan dolunay,meriç aral, hazar ergüçlü
محصول : ترکیه
زبان : فارسی
کیفیت : 480p
فرمت : mkv
زمان : 40 دقیقه
حجم : 150 mb
خلاصه داستان : جانسو(hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده ثروتمند بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد.


ادامه مطلب


قشرمرفه،yüksek sosyete


قسمت 65 اضافه شد




نام سریال : قشرمرفه ، yüksek sosyete
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : burak sağyaşar
بازیگران : engin öztürk,ozan dolunay,meriç aral, hazar ergüçlü
محصول : ترکیه
زبان : فارسی
کیفیت : 480p
فرمت : mkv
زمان : 40 دقیقه
حجم : 150 mb
خلاصه داستان : جانسو(hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده ثروتمند بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد.


ادامه مطلب


قشرمرفه،yüksek sosyete


قسمت 78 اضافه شد




نام سریال : قشرمرفه ، yüksek sosyete
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : burak sağyaşar
بازیگران : engin öztürk,ozan dolunay,meriç aral, hazar ergüçlü
محصول : ترکیه
زبان :
کیفیت : 480p
فرمت : mkv
زمان : 40 دقیقه
حجم : 150 mb
خلاصه داستان : جانسو(hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده ثروتمند بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد.


ادامه مطلب

10 نمونه از عجایب جهان را که تاکنون ندیده اید !

این پدیده بی نظیر زمین شناسی که معروف به دان یا لندفرم است از برخی مناطق در چین قابل رویت است، مانند ژانگی در استان جانسو. دان یا که یعنی "ابر سرخ" بخشی از زمین است که از سنگهای ماسه ای قرمز رنگ تشکیل شده که در طی زمان به کوهها و ص ه هایی عجیب تبدیل شده اند.



سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه



سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه



سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه


مشاو وست ومو خیابان انقلاب روبروی ناصرخسرو جنب کوچه مرادیان شرکت جانسو خانم قنبری 09160654007-09381563605









بازگشت به منوی اصلی


سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه


سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه


سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه



سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه



سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه


سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه



سریال قشر مرفه | خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه

در این پست میتوانید خلاصه داستان و ع های سریال قشر مرفه را ملاحظه کنید

سریال قشر مرفه

 

نام سریال : قشر مرفه (به ترکی yüksek sosyete )
ژانر : رمانتیک , عاشقانه
کارگردان : بوراک ساقیاشار burak sağyaşar
بازیگران : hazar ergüçlü , engin öztürk , meriç aral , ozan dolunay
محصول : ترکیه

خلاصه داستان سریال قشر مرفه :

جانسو (hazar ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (engin öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.

کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

سریال قشر مرفه

داستان قسمت ۱ سریال قشر مرفه

کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا ایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی می و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو ب م مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتا بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آ ین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نم ه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

بازیگران سریال قشر مرفه :

   سریال قشر مرفه

ع های سریال قشر مرفه :

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها