جستجوی عبارت تازه نگاه زبان معاصر نگاه تازه زبان تازه شعر معاصر



هر خداحافظ سرآغاز سلامی تازه است
مرگ شاید اولین بخش از درامی تازه است

وقتی از دست ی ناراحتی ترکش نکن
گوشی ات آماده ی پیوست نامی تازه است

درد انسان معاصر درد تنها ماندن است
هر کجا باشد به فکر هم کلامی تازه است

با چراغ سبز بعضی ها دلت را خوش نکن
از کجا معلوم شاید باز دامی تازه است

سقف دنیا با کمی اندوه ریزش می کند
دور یا نزدیک وقت ایزوبامی تازه است

اینکه نا هنگام عزرائیل را زحمت دهی
خودکشی باشد نباشد انتقامی تازه است

شاید آن بالا ی برنامه ریزی می کند
یا که کم کم فکر ایجاد نظامی تازه است ...
رهی کاوه


هر خداحافظ سرآغاز سلامی تازه است
مرگ شاید اولین بخش از درامی تازه است

وقتی از دست ی ناراحتی ترکش نکن
گوشی ات آماده ی پیوست نامی تازه است

درد انسان معاصر درد تنها ماندن است
هر کجا باشد به فکر هم کلامی تازه است

با چراغ سبز بعضی ها دلت را خوش نکن
از کجا معلوم شاید باز دامی تازه است

سقف دنیا با کمی اندوه ریزش می کند
دور یا نزدیک وقت ایزوبامی تازه است

اینکه نا هنگام عزرائیل را زحمت دهی
خودکشی باشد نباشد انتقامی تازه است

شاید آن بالا ی برنامه ریزی می کند
یا که کم کم فکر ایجاد نظامی تازه است ...
رهی کاوه


هین سخن تازه بگو / تا دو جهان تازه شود
وارهد از حد، جهان / بی حد و اندازه شود

اگر ی بخواهد برای این بیت مولانا کت بنویسد، یک کتاب چند هزار صفحه ای می شود که که به یک سخن دو جهان تازه می شود. نه تنها تازه می شود، بلکه از قید رها می شود و بی حد. با زبان به بی حدی می رسد. اما نه زبان علم، نه زبان فیزیک و نه زبان ریاضیات. طبیعت به زبان ریاضیات نوشته شده است. اما غیر متناهی را با زبان ریاضیات نمی شود نوشت. اینجا زبان، زبان فلسفه است. من بنا ندارم در مورد زبان و سخن حرف بزنم که این بحث دامنه وسیعی دارد. البته درباره سخن و ماهیت آن کت نوشته ام با عنوان «فلسفه و ساحت سخن».


در نگاه تو چیست؟

در پس نگاه راز آمیز تو ،کیست؟

فرشته آسمانی ؟

یا پری زمینی؟

چرا از تماشای تو سیر می نمی شوم؟

باز . باز نگاهت می کنم

نگاهت می کنم

در نگاه تو رازیست

که شاید نتوانم توصیفش کنم

شاید نگاه تو  نمایانگر دنیای شگفت درونت باشد

شاید در نگاه تو هزاران غزل نا خوانده باشد

از نگاه تو من شور وشوقی تازه می یابم هر دم

عاشقت می شوم باز

عاشقی استوار و محکم

می نگاهت می کنم

در نگاهت من سیاحت می کنم

می گیرم  از تو الهام ها

از بند های زمانه می گرذم رها

از نگاه تو می یا بم گوهر پر بها

بیش از دیروز عاشقت می شوم

 هر روز در نگاه تو تولد ستاره تازه ای  سوسو می زند

که هر روز به نور تازه  به دنیا می آیند

من نگاهت می کنم


کتاب تازه ای از بهرام بیضایی در راه است. «سفر به شب» عنوان کت است که از این نویسنده، کارگردان و پژوهشگر مطرح معاصر در نشر روشنگران زیر چاپ است.

شرق نوشت: کتاب تازه ای از بهرام بیضایی در راه است. «سفر به شب» عنوان کت است که از این نویسنده، کارگردان و پژوهشگر مطرح معاصر در نشر روشنگران زیر چاپ است.

مجموعه «باران» به چند وجه، مجموعه ای تازه و معاصر ما است. هرچند شاملِ دفترشعرهای شاعرانی چون نیما، شاملو، ، رایی، مصدق، شاملو و دیگر نامداران شعر نو است که هر یک در روزگار خود و بعد از آن به اشکال مختلف در قالب یک دفتر یا کلیاتِ شاعری به چاپ رسیده اند.

تازه از یادتوبودم
گوشه ی دنج اتاقم
اسمتو صدا می
که تو اومدی سراغم

شدم از طعم تو شیرین
مث برکه های کوچیک
مث رد خیس بارون
به تو از بوی تو نزدیک

تازه عاشق شده بودم
به صدای شب تنها
تازه شاعر شده بودم
پشت دیوار الفبا

تازه از تو گر گرفتم
مث باغ پیرهن تو
تازه هرم نفس هات
تازه از عطر تن تو

به هوای دیدن تو
همه رو تنها می ذارم
برا پرکشیدن از خود
یه دلیل تازه دارم



عبدالجبار کاکایی


رئیس جمهور با اشاره به اینکه تازه کارهای با زبان احترام سخن بگویند گفت: در حال حاضر در بسیاری از زمینه ها جزو ۱۰ کشور اول جهان هستیم.

تو پا گذاشته ای در جهان تازه ی من

خوش آمدی بنشین قهرمان تازه ی من

س ام بروند ابرها و صاف شود

برای پَر زدنت آسمان تازه ی من

تو رودخانه ای و دل به آبی ات زده ام

سفیدِ پیرهنت بادبان تازه ی من

گل طلاییِ خورشید شو، که می چرخد

به مرکزیت تو ک شان تازه ی من

غرور قله ی خو ده بودم و آشفت

به افتخار تو آتشفشان تازه ی من

از این به بعد به همراهی تو دلگرمم

که قهرمانی در داستان تازه من

مهدی فرجی


تازه داشتم سر میذاشتم

روی شونه هات که رفتی

تازه داشتم گل میکاشتم

روی گونه هات که رفتی

تازه داشتم با نگات جون میگرفتم

کام دل از چرخ گردون میگرفتم

تازه داشتم به امید مهربونیت

غصه از دل پریشون میگرفتم

تازه داشتی گل میگفتی

غصه هامو میشنفتی

شک نداشتم میگی آ

توهم از چشام میافتی

نکنه رسیده اونروز

که نگاه ازم بگیری

واسه قربونی چشمات

زندگیمو نپذیری

کاشکی همدمم تو بودی

توی این خلوت خونه

بتو راز دل میگفتم

با زبونی عاشقونه

تو یه شبنمی که هر صبح

میاره هوای تازه

زندگی ناسازه اما

توبخوای بامن میسازه


تازه داشتم سر میذاشتم

روی شونه هات که رفتی

تازه داشتم گل میکاشتم

روی گونه هات که رفتی

تازه داشتم با نگات جون میگرفتم

کام دل از چرخ گردون میگرفتم

تازه داشتم به امید مهربونیت

غصه از دل پریشون میگرفتم

تازه داشتی گل میگفتی

غصه هامو میشنفتی

شک نداشتم میگی آ

توهم از چشام میافتی

نکنه رسیده اونروز

که نگاه ازم بگیری

واسه قربونی چشمات

زندگیمو نپذیری

کاشکی همدمم تو بودی

توی این خلوت خونه

بتو راز دل میگفتم

با زبونی عاشقونه

تو یه شبنمی که هر صبح

میاره هوای تازه

زندگی ناسازه اما

توبخوای بامن میسازه


هر خداحافظ سرآغاز سلامی تازه است
مرگ شاید اولین بخش از درامی تازه است

وقتی از دست ی ناراحتی ترکش نکن
گوشی ات آماده ی پیوست نامی تازه است

درد انسان معاصر درد تنها ماندن است
هر کجا باشد به فکر هم کلامی تازه است

با چراغ سبز بعضی ها دلت را خوش نکن
از کجا معلوم شاید باز دامی تازه است

سقف دنیا با کمی اندوه ریزش می کند
دور یا نزدیک وقت ایزوبامی تازه است

اینکه نا هنگام عزرائیل را زحمت دهی
خودکشی باشد نباشد انتقامی تازه است

شاید آن بالا ی برنامه ریزی می کند
یا که کم کم فکر ایجاد نظامی تازه است ...

رهی کاوه


این مجسمه ساز معاصر به آثارش به عنوان پازل نگاه می کند، هر قطعه را با دقت در جای مناسبش در طرح ها و مدل های از پیش آماده اش می چیند.

انگار تازه زبان باز کرده باشم،

می گویم و می گویم.

مثل کودکی که کلمات را با تمام ذوق اش بر زبان می آورد.

گوشه ای می نشینم و درد کشیدن اش را تماشا می کنم.

دستم از جهان کوتاه است.

بر می گردم به همان روز ها.

روز های شیرین قدیم.

گویی همه چیز از اول آغاز شده.

نگاه ام می کند و می گوید باید بروم.

وقتی تازه بعد از سال ها پیدایش ، تنها با چند نقطه مرا از خودش می راند.

تمام می شود.

می گفت: "هرگز بزرگ نشو".

خیلی وقت است که دیگر بزرگ شده ام.

و دیگر هیچ وقت، هیچ کلمه ای را با ذوق به زبان نمی آورم.

نشسته ام و رفتن تک تک شان را تماشا می کنم.

دست هایم را به دنیایی که بینمان فاصله انداخته می سایم.

ی مرا نمی شنود.

تنها می شوم.

می نشینم و درد می کشم و درد می کشم.

به مرز جنون رسیده ام.

اتفاقات دومینو واری که هر روز بیش تر روی دوشم سنگینی می کنند و

اشک هایی که تمامی ندارند این روز ها.


به نام خدا
الان داشتم های اوایل ازدواجمون رو نگاه می . یه چیزی به نظرم اومد.
اینکه :
تازه عروس با هر سابقه ای از کار در منزل هم باشه، بازم تازه عروسه







کلی به خودم ایراد گرفتم.

گفتی رفتنت را باور کنم

من به تازگی بودنت را باور کرده بودم !

گفتی وبودنم باعث آزارت شده

تازه دریافته بودم می پرستمت یعنی چه !

گفتی پی بهانه برای رفتنی

یاد گرفته بودم بی بهانه بودن یعنی چه !

چشمانت را از من ربودی

تازه می فهمیدم با نگاه دوستت دارم گفتن چگونست !

راحت به من گفتی برو

من تازه پای تو ماندن را می فهمیدم !

اخم به من کردی بی رحم

من تازه جذب اخم هایت شده بودم !

به من گفتی خاطرات را مچاله کن

من تازه پیراهن صورتی را که یده بودی تن کرده بودم !



به هارت و هورت این ی که تازه در آمده نگاه نکنید

از اول دنبال تغییر نظام بوده و همیشه ش ت خورده

انقلاب، امروز: این انقلاب و نظامی که به وجود آمد، این از اول با دشمنی های سخت مواجه بود. حالا به این هارت وهورت های این بابایی که تازه آمده در نگاه نکنید؛ این ها جدید نیست؛ این ها از اول بود؛ حالا زبان ها و لحن هایشان فرق می کند. از روز اول این هارت وهورت ها علیه بوده تا امروز؛ قریب چهل سال است؛ هیچ غلطی نتوانستند ند. این نهال را آن وقتی که یک ترکه ی نازک روی زمین بود نتوانستند بِکَنند، امروز تبدیل شده به یک درخت تناور؛ می توانند ند؟ غلط می کنند.



رئیس جمهور ایالات متحده بار دیگر در سخنرانی تازه خود اظهاراتی شگفت انگیز بر زبان راند.


ارس مهر:از سوی اداره گاز شهر ستان پارس آباد مغان آقای فریبرز محمدزاده مسئول اداره ناحیه گاز شهر تازه کند شد .پایگاه خبری ارس مهر شهر تازه کند ضمن تبریک برای این برادر عزیز آرزوی توفیق الهی برای خدمت رسانی بیشتر برای مردم بخش تازه کند را دارد .

شهرداری وشورای ی تازه کند-شهرداری تازه کند-شهرتازه کند-تازه کند-تازه کندمغان-ارس مهر شهرتازه کند-پایگاه خبری ارس مهرتازه کند-خبر جدید تازه کند-تازه کند-خب ارس آباد-اداره گازشهرتازه کند،اداره آب شهرتازه کند،اداره بهزیستی تازه کند،اداره کمیته امداد شهرتازه کند،بانک ملی شعبه شهرتازه کند،پست بانک شهرتازه کند،مدرسه شهید عبدی شهرتازه کند،مدرسه شهیدسیفی تازه کند،مدرسه آسیه تازه کند،مرکزخدمات تازه کند،




تحقیق معماری معاصر ایران

تحقیق-معماری-معاصر-ایران تحقیق در مورد معماری معاصر ایران، در قالب word و در 15 صفحه، قابل ویرایش، شامل معماری معاصر ایران از نگاه میرمیران 1، دوره اول: از 1300 تا 1320، دوره دوم: از 1320 تا اوا دهه 1340، معماری معاصر ایران از نگاه میرمیران 2، دوره سوم: از اوا دهه فایل




نشرهایی مثل چشمه و نگاه، مجموعه های بسیاری تا همین اوا ، ذیل عنوانهایی شبیه «جهان تازه شعر» و از این دست اسمها، منتشر د و منظورشان از شعر، فقط سپید بود، اما این بار نشر بوتیمار در این مسابقه، از همۀ آنها جلو زده است و کتابهای سپید را ذیل عنوان «ایستگاه شعر» منتشر می کند و کتابهای غزل را ذیل عنوان «ایستگاه عروض».
با جدا شعر و عروض، می خواهد بگوید شعر یعنی سپید، و غزل یعنی وزن عروضی، اما این که چه می خواهد بگوید ذره ای در سیر ادبیات معاصر نقش تاریخی ندارد، فقط نشانه هایی از کینه ای چند دهه ای نسبت به غزل دارد، غزلی که حیثیت تاریخیِ زبان فارسی است، غزلی که مهترین شاعران فارسی زبان در این قالب شعر سروده اند و هنوز هم می سرایند و اگر تنها یک اهمیت در همین دنیای جدید داشته باشیم از صدقه سریِ همین غزلسرایان داریم.
به راستی تا کی قرار است این چشمه ها و نگاه ها و بوتیمارهای معاصر خشکیده و تنگ و تشنه باشند؛ و به جای آن که با محتوا کاری برای شعر ند، با برچسب زدن و کنایه زدن روی جلد، خود را راضی نگه دارند؟

در لغتنامه دهخدا آمده است: بوتیمار نام مرغی است که او را غم خورک نیز گویند و او پیوسته در کنار آب نشیند و از غم آنکه مبادا آب کم شود با وجود تشنگی آب نخورد...

اما اگر اکنون زنده بود شاید معنای دیگری را نیز اضافه می کرد:
بوتیمار نام نشری است که... از غم آنکه مبادا سپید، جایش تنگ شود، غزل را شعر نمی داند.


مریم جعفری آذرمانی
20 اردیبهشت 1396


عنوان مطلب برگرفته از این بیت منزوی است:

تو را به کینه چه دِینی است؟ کاش می آمد

ی که دِین جهان را به عشق ادا می کرد


نشرهایی مثل چشمه و نگاه، مجموعه های بسیاری تا همین اوا ، ذیل عنوانهایی شبیه «جهان تازه شعر» و از این دست اسمها، منتشر د و منظورشان از شعر، فقط سپید بود، اما این بار نشر بوتیمار در این مسابقه، از همۀ آنها جلو زده است و کتابهای سپید را ذیل عنوان «ایستگاه شعر» منتشر می کند و کتابهای غزل را ذیل عنوان «ایستگاه عروض».
با جدا شعر و عروض، می خواهد بگوید شعر یعنی سپید، و غزل یعنی وزن عروضی، اما این که چه می خواهد بگوید ذره ای در سیر ادبیات معاصر نقش تاریخی ندارد، فقط نشانه هایی از کینه ای چند دهه ای نسبت به غزل دارد، غزلی که حیثیت تاریخیِ زبان فارسی است، غزلی که مهترین شاعران فارسی زبان در این قالب شعر سروده اند و هنوز هم می سرایند و اگر تنها یک اهمیت در همین دنیای جدید داشته باشیم از صدقه سریِ همین غزلسرایان داریم.
به راستی تا کی قرار است این چشمه ها و نگاه ها و بوتیمارهای معاصر خشکیده و تنگ و تشنه باشند؛ و به جای آن که با محتوا کاری برای شعر ند، با برچسب زدن و کنایه زدن روی جلد، خود را راضی نگه دارند؟

در لغتنامه دهخدا آمده است: بوتیمار نام مرغی است که او را غم خورک نیز گویند و او پیوسته در کنار آب نشیند و از غم آنکه مبادا آب کم شود با وجود تشنگی آب نخورد.

اما اگر اکنون زنده بود شاید معنای دیگری را نیز اضافه می کرد:
بوتیمار نام نشری است که... از غم آنکه مبادا سپید، جایش تنگ شود، غزل را شعر نمی داند.


مریم جعفری آذرمانی
20 اردیبهشت 1396


عنوان مطلب برگرفته از این بیت منزوی است:

تو را به کینه چه دِینی است؟ کاش می آمد

ی که دِین جهان را به عشق ادا می کرد


پیکر ۴۸ شهید دوران دفاع مقدس از عملیات های محرم رمضان کربلای چهار و تک ژاندامری در سال ۶۷ ، روز از مرز شلمچه وارد خاک ایران شد.

 ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه ورود پیکر‌ ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد

ترس از رقیب بود که آ زیاد شد

این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت

با کوچ او به شهر ، مهاجر زیاد شد

یک لحظه باد روسری اش را کنار زد

از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد

هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت

هی کار شاعران معاصر زیاد شد

از بس که خوب چهره و عالم پسند بود

بین ن شهر سَر و سِر زیاد شد

گفتند با زبان خوش از شهر ما برو

سفر که بست ، مسافر زیاد شد ... !!


علیرضا کمری از در دست انتشار بودن دو اثر تازه خود با عنوان های «پویه ی پایداری» و «نگاه سوم» در حوزه پژوهشی جنگ تحمیلی خبر داد.

۱۰ چیز جدید خلقت در : 


۱- "قلبی تازه" ......... حزقیال ۳٦: ۲٦ 


۲-"روحی تازه"....... حزقیال ۳٦: ۲٦


۳-"فکری تازه"......... افسسیان ۴: ۲۳ 


۴-"تولدی تازه"........ اول پطرس ۱: ۲۳ 


۵-"انسانیت تازه"...... رومیان ۱۲: ۲ 


٦- "طریق تازه"....... عبرانیان ۱۰: ۲۰ 


۷- "خلقت تازه"...... دوم قرنتیان ۵: ۱۷ 


۸- "اسمی تازه"....... اشعیا ٦۲: ۲ 


۹- " تازه"...... لوقا ۵: ۳۸ 


۱۰- "سرودی تازه..... مز ۴۰: ۳ 


نکات: 

۱-خدا ما را خوانده که در خلقت تازه باشیم. 

۲- این نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است. 

۳- نه بخشی از هویت ما بلکه اصل هویت ی ما است. ..

۴- آمین که در وفاداری به خداوند و کلیسای او برای جلال نامش تلاش کنیم .majid mohammady taghavi 


تعدادی از کتاب های مجموعه «شعر معاصر ایران» توسط انتشارات نگاه با قطع و چاپ جدید منتشر و راهی بازار نشر شدند. ادامه: کتاب های شعر معاصر ایران با چاپ جدید منتشر شدند

استعاره و ایجاد معانی جدید در زبان

پل ریکور، فیلسوف معاصر فرانسوی، در این مقاله نقش استعاره در ایجاد معانی جدید در زبان را بررسی می کند. وی با اقتباس از برخی نویسندگان معاصر، تمام پیش فرض های سنّت بلاغی قدیم را مورد تردید قرار می دهد و می گوید: استعاره فقط برای زینت گفتار به کار نمی رود، بلکه به عنوان روشی است که معانی جدید به وسیله آن وارد زبان می شود.


مهدی اخوان ثالث (1369-1307 ش ) متخلص به امید، پیشوای سخن سرایان نو کلاسیک به شمار آمده است و یکی از سه چهار چهره برتر شعر معاصر ایران . آنقدر کلمه در خاطر داشت که برای ادای یک مقصود می توانست صورتهای گوناگون آن مضمون را از گنجینه خاطره بیرون کشد و از آن میان بهترین ترکیب خوش تراش و خوش آهنگ را عرضه کند. اخوان با گرایشی که به قالبهای سنتی اظهار می کند نشان می دهد که نزد او گرایش به شیوه تازه شیوه قدیم را نفی نمی کند و آنچه او می خواهد عرضه کند جوهر شعر است . شفیعی کدکنی درباره ویژگیهای شعر اخوان می گوید: دوخصوصیت برجسته شعر اخوان ثالث را از دیگر شاعران جدا می کند. نخست زبان غنی و پر طنین او، و دیگر جنبه اجتماعی شعرش که تصویرهایی از زندگی و تاریخ معاصر دارد.

آخرین مطالب