جستجوی عبارت از چادرت مهتاب میریزد همیشه



پارلین » بیوگرافی بازیگران » ع های جذاب مهتاب کرامتی و ماجرای ازدواج و علت طلاقش

mahtab-keramati (7)

بیوگرافی مهتاب کرامتی :

مهتاب کرامتی یکی از بازیگران زن ایرانی است که دارای یک فرزند دختر می باشد . او در مهر ماه سال ۴۹ به دنیا آمده و تحصیلاتش را در رشته می ولوژی با مدرک کارشناسی از آزاد ی به پایان رساند. دوره را در کلاسهای آزاد بازیگری می گذراند و همان جا برای ایفای نقش هلن در / مجموعه مردان آنجلس انتخاب می شود. مهتاب کرامتی با همین مجموعه شناخته می شود ولی نمی تواند از این موقیعت استفاده مناسبی کند . سال ۷۷ در مردی از جنس بلور به کاگردانی سعید سهیلی ایفای نقش می کند که نمی تواند درخششی برایش محسوب شود .

اولین کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پور عرب بود که در آن ایفاگر نقش یک بود . کرامتی برای همین ک دای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فجر می شود . سال ۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک سینمایی را به کارنامه اش اضافه کرده بود.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی : خانواده ام مخالف بازیگری بود

آن زمان که ما می‌خواستیم به کلاس بازیگری برویم باید با خانواده‌هایمان می‌جنگیدیم تا به ما اجازه رفتن به این دوره‌ها را بدهند. خانواده خود من به هیچ عنوان راضی نبودند من بازیگر شوم. نگاه خانواده‌ها به سینما طور دیگری بود. الان علاوه بر تغییر نوع نگرش تعداد کلاس‌های بازیگری هم زیاد شده و مقوله بازی راحت و در دسترس است. در آن دوره ما باید کلی تست می‌دادیم و هر ی را هم قبول نمی‌ د که حتی به راحتی تست دهد.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ازدواج مهتاب کرامتی :

من سال‌ها پیش ازدواج . زندگی خیلی خوبی هم داشتم. در واقع چون در سن پایین ازدواج شکل گرفت موفقیت‌آمیز نبود. اما هنوز از حال هم باخبر هستیم. اما خب این بزرگ شدن ما در ۲ روند متفاوت شکل گرفت و در نهایت مسیر ما از هم جدا شد. بابک ریاحی پور همسر سابق مهتاب کرامتی یکی از معروف‌ترین نوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می‌کند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده‌هایی مثل محمد نوری و گروه‌هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کرد‌ه‌اند، همکاری داشته است.

mahtab-keramati (12)

علت طلاق مهتاب کرامتی :

متاسفانه انتهای ماجرای ازدواج مهتاب کرامتی و بابک ریاحی پور پس از بچه دار شدن ، به طلاق ختم می شود. او از همسرش جدا شده و در حال حاضر با دخترش به تنهایی زندگی می کند. آنها علت طلاق را بخاطر ازدواج در سن پایین می دانند و همین که هردوی آنها در تجربه های کاریشان بزرگتر شدند ، خود را با یکدیگر هم مسیر ندیدند و تصمیم به ج گرفتند. به گفته ی خودشان تا الان از احوال یکدیگر با خبرند ولی مسیر زندگی و سرنوشت بود که آنها را از هم جدا کرد.

مهتاب کرامتی هم بازیگر است هم طراح لباس

مهتاب کرامتی ی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می‌ دهد و مهم‌تر از همه اینکه سال‌ ها‌ست سفیر صلح یونیسف در ایران است. اسم بچه‌ها را که می‌ شنود چشم‌هایش برق می‌ زند، انگار تمام انرژی‌ های خوب دنیا در او جمع شده تا همه آنها را صرف یاری مردمان سرزمینش کند. مصاحبه با مهتاب کرامتی را در ادامه این مطلب بخوانید.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

چگونه هن یشه شدید ؟

مهتاب کرامتی : من کلاس‌های بازیگری آقای تارخ را رفتم. قبل از پایان دوره به من کار اصحاب کهف که سریال تلویزیونی بود پیشنهاد داده شد، البته بعد از اتمام کار اصحاب کهف دوباره برای اتمام دوره به کلاس‌ها برگشتم.

تا قبل از بازیگری به چه کاری مشغول بودید؟

کرامتی : درسم تمام شده بود. در رشته می ولوژی درس خوانده بودم. اما دلم می‌خواست وارد عرصه هنر شوم ولی از طریق آکادمیک‌. آن موقع بود که کلاس‌های بازیگری آقای تارخ به من پیشنهاد داده شد که به نظرم دوره‌‌های بسیار عالی‌ای بود. هنوز هم از آموخته‌هایم، استفاده می‌کنم.سال ۷۵ بود که به کلاس‌های بازیگری رفتم و یک سال بعد هم بازیگری را شروع . ما اتود می‌زدیم از ما برداری می‌شد و آرشیو تمرینات‌مان باقی می ماند. دوستانی که می‌خواستند برای نقش‌هایشان بازیگر انتخاب کنند، می‌آمدند و به آن آرشیو مراجعه می‌ د.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

نظر شما در ارتباط با آرایش های غلیظ و عمل های زیبایی این روزها چیست؟

مهتاب کرامتی : بعضی از خانم‌ها می‌آیند هفت قلم آرایش کرده‌اند ما آنها را حتی راه هم نمی‌دهیم که وارد ساختمان شوند. ما می‌گوییم باید ظاهرتان از ابتدا ظاهر یک دانشجو و دانش‌آموز باشد که ما بدانیم برای شما چه چیزهایی اهمیت دارد و بعد از آن وارد مراحل آشنایی آنها با هنر و سطح مطالعات و آشنایی آنها با ادبیات و شعر و سینما و تئاتر می‌شویم. بعضی‌ها از ابتدا هدف‌شان این است که با چهره، فیزیک و نوع آرایش و برخوردشان به شما بگویند که من باید انتخاب شوم، در بازی کنم و تبدیل به یک استار شوم.اما اصلا چنین اتفاقی قرار نیست پیش بیاید.

خانم مهتاب کرامتی : در دنیا زیبا بودن یک بازیگر امتیاز منفی برای او نیست. مثلا کری گرانت هیچ‌وقت حاضر نبود بدون کت و شلوار حاضر شود. این اتفاق در ایران خیلی برای یک بازیگر امتیاز خوبی نمیشود مثلا شما در اسب حیوان نجیبی است سعی داشتید با ظاهر متفاوت دیده شوید. چرا باید یک بازیگر خوش‌چهره اصرار به ش تن ظاهرش داشته باشد؟ من مسیر تغییر چهره را از خاک سرخ در تلویزیون و در مدیوم سینما از بیست شروع . برای خود من این کارها تجربه لذتبخشی بود چون می‌‌دانستم در آن حیطه تعداد نقش‌هایی که به من فکر می‌شود و من می‌توانم در آنها ایفای نقش کنم بیشتر است. این برای یک بازیگر ایده‌آل است که بتواند در نقش‌های متفاوت بازی کند و فقط یک استایل را تکرار نکند. البته آن هم روشی است که شاید خیلی از دوستان به آن توجه نکنند.

مهتاب کرامتی : ولی من احساس یا حداقل سعی کرده‌ام روش متفاوت‌تری داشته باشم. همچنین دوست دارم با کارگردان‌های جوان و جسور کار کنم که ایده متفاوت‌تری برای حضور در سینما دارند. آشنایی من با کاهانی باعث شد که یکی از این تجربه‌ها شکل بگیرد. البته این تجربه دلیل بر آن نیست که تا ابد بخواهم چهره‌ام را بشکنم. اما این ترس را هم ندارم که اگر قرار شد این اتفاق بیفتد پا پس بکشم. اما از آنجایی که باید تلاش کرد که این موضوع تکرار نشود و به کلیشه تبدیل نشود ‌هایی را هم بازی می‌کنم که چهره خود واقعی من است. مثلا در کارهایی مثل چیزهایی هست که نمی‌دانی، گریمور به من می‌گفت خب چه کار کنیم. گفتم همان کاری که خودم همیشه می‌کنم. همان بودم و در همان اتفاق افتاد. آن نوع ظاهر برای خودم ایده‌آل است ولی نمی‌‌شود این دو مسیر جایگزین هم شوند، دوست دارم هر دو راه را با هم ادامه دهم و جلو بروم.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های مهتاب کرامتی

تا به حال دخترهای جوان از شما پرسیده‌اند که چطور می‌توانی ظاهر آراسته داشت؟

مهتاب کرامتی : نه فکر نمی‌کنم به نفع‌شان باشد این سؤال را از من بپرسند برای اینکه هیچ کاری نباید انجام دهند تا مثل من باشند. به همه می‌گویم سادگی می‌تواند از همه چیز زیباتر باشد اگر قرار باشد یک بازیگر نقشی را بازی کند که احتیاج به گریم یا آرایش مضاعف داشته باشد، اجازه بدهد گریمور این کار را انجام دهد ولی اگر قرار باشد تو دیده شوی بهتر است با همان خودت دیده شوی. بعضی‌ها آنقدر ظاهرشان را دستکاری می‌کنند که دیگر تو ظاهر واقعی‌شان را نمی‌بینی و کاملا یک فرد دیگر از خود می‌سازند. در بیشتر مواقع چهره طبیعی خانم‌ها زیبا‌تر از چهره آرایش‌ کرده‌شان است

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ش گی ممنوع !

مهتاب کرامتی : ش ه نبودن و اینکه بتوانید لباس‌هایتان را مرتب نگه دارید به شما کمک می‌کند که بتوانید از لباس‌های سال‌های گذشته‌تان هم استفاده کنید. من در یک برنامه‌ای روشی دیدم این کار می‌تواند خیلی مثبت باشد. در این برنامه به ما گفتند بعد از ترکیب‌بندی رنگی، لباس‌هایتان را در کمد پشت و رو آویزان کنید به این دلیل که بعد از یک فصل متوجه می‌شوی کدام یک از لباس‌هایت را هیچ‌وقت نپوشیده‌ای و بدانی که نباید اینها در کمد تو باقی بماند.

دغدغه بالا رفتن سن

مهتاب کرامتی : نمی‌توانم بگویم به بالا رفتن سن فکر نمی‌کنم اگر اینطور بگویم دروغ گفته‌ام. می‌دانم دغدغه بالا رفتن سن خانم‌‌ها به‌خصوص در بین سینماگرها خیلی اهمیت دارد. به خصوص در ایران که نامه‌‌ها بیشتر داستان‌های مردانه‌ دارد که به زن‌ها کمتر توجه می‌شود. اما من در کنار بازیگری به کارهایی که به آن علاقه‌مند بودم را شروع ، مثل کار یونیسف و تبعات دیگر آن. این کار به من آرامش می‌دهد که اگر قرار باشد به دلیل بالا رفتن سنم کمتر فعالیت سینمایی داشته باشم کارهای جالبی برای انجام دادن داشته باشم، یعنی اینطور نیستم که بخواهم به طور کامل زندگی‌ کاری‌ام را تحت‌الشعاع قرار دهم.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های ایستاگرام مهتاب کرامتی

ع های جذاب و دیدن نشده مهتاب کرامتی, بیوگرافی بازیگران

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی, ع های جدید بازیگران

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع جذاب مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های دیده نشده مهتاب کرامتی و خانوادش+بیوگرافی کامل

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های جدید شبکه اجتماعی مهتاب کرامتی بازیگر مشهور کشورمون

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

آثار مهتاب کرامتی:

سینما:

مردی از جنس بلور (سعید سهیلی – ۱۳۷۷)

مومیائی ۳ (محمدرضا هنرمند – ۱۳۷۸)

مرد بارانی (ابوالحسن داودی – ۱۳۷۸)

بهشت از آن تو (علیرضا داودنژاد – ۷۹-۱۳۸۰)

ملاقات با طوطی (علیرضا داودنژاد – ۱۳۸۱)

شاه خاموش (همایون شهنواز – ۱۳۸۲)

هشت پا (علیرضا داودنژاد – ۱۳۸۲)

رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند – ۱۳۸۳)

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

مجموعه های تلویزیونی مهتاب کرامتی :

مردان آنجلس (مجموعه – فرج الله سلحشور – ۷۷-۱۳۷۶)

مریم مقدس (مجموعه – شهریار بحرانی – ۱۳۷۹)

خاک سرخ (مجموعه – ابراهیم حاتمی کیا – ۸۰-۱۳۷۹)

 

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

بیوگرافی مهتاب کرامتی, ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی



پارلین » بیوگرافی بازیگران » ع های جذاب مهتاب کرامتی و ماجرای ازدواج و علت طلاقش

mahtab-keramati (7)

بیوگرافی مهتاب کرامتی :

مهتاب کرامتی یکی از بازیگران زن ایرانی است که دارای یک فرزند دختر می باشد . او در مهر ماه سال ۴۹ به دنیا آمده و تحصیلاتش را در رشته می ولوژی با مدرک کارشناسی از آزاد ی به پایان رساند. دوره را در کلاسهای آزاد بازیگری می گذراند و همان جا برای ایفای نقش هلن در / مجموعه مردان آنجلس انتخاب می شود. مهتاب کرامتی با همین مجموعه شناخته می شود ولی نمی تواند از این موقیعت استفاده مناسبی کند . سال ۷۷ در مردی از جنس بلور به کاگردانی سعید سهیلی ایفای نقش می کند که نمی تواند درخششی برایش محسوب شود .

اولین کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پور عرب بود که در آن ایفاگر نقش یک بود . کرامتی برای همین ک دای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فجر می شود . سال ۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک سینمایی را به کارنامه اش اضافه کرده بود.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی : خانواده ام مخالف بازیگری بود

آن زمان که ما می خواستیم به کلاس بازیگری برویم باید با خانواده هایمان می جنگیدیم تا به ما اجازه رفتن به این دوره ها را بدهند. خانواده خود من به هیچ عنوان راضی نبودند من بازیگر شوم. نگاه خانواده ها به سینما طور دیگری بود. الان علاوه بر تغییر نوع نگرش تعداد کلاس های بازیگری هم زیاد شده و مقوله بازی راحت و در دسترس است. در آن دوره ما باید کلی تست می دادیم و هر ی را هم قبول نمی د که حتی به راحتی تست دهد.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ازدواج مهتاب کرامتی :

من سال ها پیش ازدواج . زندگی خیلی خوبی هم داشتم. در واقع چون در سن پایین ازدواج شکل گرفت موفقیت آمیز نبود. اما هنوز از حال هم باخبر هستیم. اما خب این بزرگ شدن ما در ۲ روند متفاوت شکل گرفت و در نهایت مسیر ما از هم جدا شد. بابک ریاحی پور همسر سابق مهتاب کرامتی یکی از معروف ترین نوازنده های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می کند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده هایی مثل محمد نوری و گروه هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می کرد ه اند، همکاری داشته است.

mahtab-keramati (12)

علت طلاق مهتاب کرامتی :

متاسفانه انتهای ماجرای ازدواج مهتاب کرامتی و بابک ریاحی پور پس از بچه دار شدن ، به طلاق ختم می شود. او از همسرش جدا شده و در حال حاضر با دخترش به تنهایی زندگی می کند. آنها علت طلاق را بخاطر ازدواج در سن پایین می دانند و همین که هردوی آنها در تجربه های کاریشان بزرگتر شدند ، خود را با یکدیگر هم مسیر ندیدند و تصمیم به ج گرفتند. به گفته ی خودشان تا الان از احوال یکدیگر با خبرند ولی مسیر زندگی و سرنوشت بود که آنها را از هم جدا کرد.

مهتاب کرامتی هم بازیگر است هم طراح لباس

مهتاب کرامتی ی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می دهد و مهم تر از همه اینکه سال ها ست سفیر صلح یونیسف در ایران است. اسم بچه ها را که می شنود چشم هایش برق می زند، انگار تمام انرژی های خوب دنیا در او جمع شده تا همه آنها را صرف یاری مردمان سرزمینش کند. مصاحبه با مهتاب کرامتی را در ادامه این مطلب بخوانید.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

چگونه هن یشه شدید ؟

مهتاب کرامتی : من کلاس های بازیگری آقای تارخ را رفتم. قبل از پایان دوره به من کار اصحاب کهف که سریال تلویزیونی بود پیشنهاد داده شد، البته بعد از اتمام کار اصحاب کهف دوباره برای اتمام دوره به کلاس ها برگشتم.

تا قبل از بازیگری به چه کاری مشغول بودید؟

کرامتی : درسم تمام شده بود. در رشته می ولوژی درس خوانده بودم. اما دلم می خواست وارد عرصه هنر شوم ولی از طریق آکادمیک . آن موقع بود که کلاس های بازیگری آقای تارخ به من پیشنهاد داده شد که به نظرم دوره های بسیار عالی ای بود. هنوز هم از آموخته هایم، استفاده می کنم.سال ۷۵ بود که به کلاس های بازیگری رفتم و یک سال بعد هم بازیگری را شروع . ما اتود می زدیم از ما برداری می شد و آرشیو تمرینات مان باقی می ماند. دوستانی که می خواستند برای نقش هایشان بازیگر انتخاب کنند، می آمدند و به آن آرشیو مراجعه می د.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

نظر شما در ارتباط با آرایش های غلیظ و عمل های زیبایی این روزها چیست؟

مهتاب کرامتی : بعضی از خانم ها می آیند هفت قلم آرایش کرده اند ما آنها را حتی راه هم نمی دهیم که وارد ساختمان شوند. ما می گوییم باید ظاهرتان از ابتدا ظاهر یک دانشجو و دانش آموز باشد که ما بدانیم برای شما چه چیزهایی اهمیت دارد و بعد از آن وارد مراحل آشنایی آنها با هنر و سطح مطالعات و آشنایی آنها با ادبیات و شعر و سینما و تئاتر می شویم. بعضی ها از ابتدا هدف شان این است که با چهره، فیزیک و نوع آرایش و برخوردشان به شما بگویند که من باید انتخاب شوم، در بازی کنم و تبدیل به یک استار شوم.اما اصلا چنین اتفاقی قرار نیست پیش بیاید.

خانم مهتاب کرامتی : در دنیا زیبا بودن یک بازیگر امتیاز منفی برای او نیست. مثلا کری گرانت هیچ وقت حاضر نبود بدون کت و شلوار حاضر شود. این اتفاق در ایران خیلی برای یک بازیگر امتیاز خوبی نمیشود مثلا شما در اسب حیوان نجیبی است سعی داشتید با ظاهر متفاوت دیده شوید. چرا باید یک بازیگر خوش چهره اصرار به ش تن ظاهرش داشته باشد؟ من مسیر تغییر چهره را از خاک سرخ در تلویزیون و در مدیوم سینما از بیست شروع . برای خود من این کارها تجربه لذتبخشی بود چون می دانستم در آن حیطه تعداد نقش هایی که به من فکر می شود و من می توانم در آنها ایفای نقش کنم بیشتر است. این برای یک بازیگر ایده آل است که بتواند در نقش های متفاوت بازی کند و فقط یک استایل را تکرار نکند. البته آن هم روشی است که شاید خیلی از دوستان به آن توجه نکنند.

مهتاب کرامتی : ولی من احساس یا حداقل سعی کرده ام روش متفاوت تری داشته باشم. همچنین دوست دارم با کارگردان های جوان و جسور کار کنم که ایده متفاوت تری برای حضور در سینما دارند. آشنایی من با کاهانی باعث شد که یکی از این تجربه ها شکل بگیرد. البته این تجربه دلیل بر آن نیست که تا ابد بخواهم چهره ام را بشکنم. اما این ترس را هم ندارم که اگر قرار شد این اتفاق بیفتد پا پس بکشم. اما از آنجایی که باید تلاش کرد که این موضوع تکرار نشود و به کلیشه تبدیل نشود هایی را هم بازی می کنم که چهره خود واقعی من است. مثلا در کارهایی مثل چیزهایی هست که نمی دانی، گریمور به من می گفت خب چه کار کنیم. گفتم همان کاری که خودم همیشه می کنم. همان بودم و در همان اتفاق افتاد. آن نوع ظاهر برای خودم ایده آل است ولی نمی شود این دو مسیر جایگزین هم شوند، دوست دارم هر دو راه را با هم ادامه دهم و جلو بروم.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های مهتاب کرامتی

تا به حال دخترهای جوان از شما پرسیده اند که چطور می توانی ظاهر آراسته داشت؟

مهتاب کرامتی : نه فکر نمی کنم به نفع شان باشد این سؤال را از من بپرسند برای اینکه هیچ کاری نباید انجام دهند تا مثل من باشند. به همه می گویم سادگی می تواند از همه چیز زیباتر باشد اگر قرار باشد یک بازیگر نقشی را بازی کند که احتیاج به گریم یا آرایش مضاعف داشته باشد، اجازه بدهد گریمور این کار را انجام دهد ولی اگر قرار باشد تو دیده شوی بهتر است با همان خودت دیده شوی. بعضی ها آنقدر ظاهرشان را دستکاری می کنند که دیگر تو ظاهر واقعی شان را نمی بینی و کاملا یک فرد دیگر از خود می سازند. در بیشتر مواقع چهره طبیعی خانم ها زیبا تر از چهره آرایش کرده شان است

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ش گی ممنوع !

مهتاب کرامتی : ش ه نبودن و اینکه بتوانید لباس هایتان را مرتب نگه دارید به شما کمک می کند که بتوانید از لباس های سال های گذشته تان هم استفاده کنید. من در یک برنامه ای روشی دیدم این کار می تواند خیلی مثبت باشد. در این برنامه به ما گفتند بعد از ترکیب بندی رنگی، لباس هایتان را در کمد پشت و رو آویزان کنید به این دلیل که بعد از یک فصل متوجه می شوی کدام یک از لباس هایت را هیچ وقت نپوشیده ای و بدانی که نباید اینها در کمد تو باقی بماند.

دغدغه بالا رفتن سن

مهتاب کرامتی : نمی توانم بگویم به بالا رفتن سن فکر نمی کنم اگر اینطور بگویم دروغ گفته ام. می دانم دغدغه بالا رفتن سن خانم ها به خصوص در بین سینماگرها خیلی اهمیت دارد. به خصوص در ایران که نامه ها بیشتر داستان های مردانه دارد که به زن ها کمتر توجه می شود. اما من در کنار بازیگری به کارهایی که به آن علاقه مند بودم را شروع ، مثل کار یونیسف و تبعات دیگر آن. این کار به من آرامش می دهد که اگر قرار باشد به دلیل بالا رفتن سنم کمتر فعالیت سینمایی داشته باشم کارهای جالبی برای انجام دادن داشته باشم، یعنی اینطور نیستم که بخواهم به طور کامل زندگی کاری ام را تحت الشعاع قرار دهم.

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های ایستاگرام مهتاب کرامتی

ع های جذاب و دیدن نشده مهتاب کرامتی, بیوگرافی بازیگران

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی, ع های جدید بازیگران

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع جذاب مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های دیده نشده مهتاب کرامتی و خانوادش+بیوگرافی کامل

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

ع های جدید شبکه اجتماعی مهتاب کرامتی بازیگر مشهور کشورمون

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

آثار مهتاب کرامتی:

سینما:

مردی از جنس بلور (سعید سهیلی – ۱۳۷۷)

مومیائی ۳ (محمدرضا هنرمند – ۱۳۷۸)

مرد بارانی (ابوالحسن داودی – ۱۳۷۸)

بهشت از آن تو (علیرضا داودنژاد – ۷۹-۱۳۸۰)

ملاقات با طوطی (علیرضا داودنژاد – ۱۳۸۱)

شاه خاموش (همایون شهنواز – ۱۳۸۲)

هشت پا (علیرضا داودنژاد – ۱۳۸۲)

رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند – ۱۳۸۳)

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

مجموعه های تلویزیونی مهتاب کرامتی :

مردان آنجلس (مجموعه – فرج الله سلحشور – ۷۷-۱۳۷۶)

مریم مقدس (مجموعه – شهریار بحرانی – ۱۳۷۹)

خاک سرخ (مجموعه – ابراهیم حاتمی کیا – ۸۰-۱۳۷۹)

مهتاب کرامتی, ع های مهتاب کرامتی

بیوگرافی مهتاب کرامتی, ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی


با هزاران امید به تعجیل در ظهور حجتت و به یاد آنها که معنای عشق را دریافتند و رفتند ،

عاجزانه به سوی تو فرار می کنیم از هر چه که ما را از تو ای عاشق و معشوقمان ، دور کند.

پس ما را دریاب ای دریابنده گریختگان ...

یا مُدرک الهاربین...

سلام دوستان

با همراهی شما منتظران آقا زمان (عج) شروع میکنیم !

لطفا در قسمت نظرات وبلاگ با قرار دادن اسمتون و سوره یا سوره های مورد نظر ثبت نام کنین.

نیت نامه وب سایت ختم قرآن مجید

۞ هوالعالم ۞

خداوندا از اینکه لیاقت قرائت معجزه ات قرآن را یافته ام تو را شکر می گویم و ثواب آن را نثار ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، اولیا ، اوصیا ، صالحین ، , والدین و بستگان نموده و به برکت این آیات روح بخش سلامتی منجی عالم بشریت و تعجیل در ظهور را خواستار و توفیق ختم قرآن را از درگاهت مسئلت دارم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر
1. الفَاتِحَة 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 58.المجادلة 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
2.البقرة 286 مرضیه 59.ال 24 ساقی
3.آل عمران 200 مرضیه 60.الممتحنة 13 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
4.النساء 176 مرضیه 61.الصف 14 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
5.المائدة 120 مرضیه 62.الجمعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
6.الأنعام 165 مرضیه 63.المنافقون 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
7.الأعراف 206 مرضیه 64. غبن 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
8. الأنفال 75 مرضیه 65.الطلاق 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
9. وبة 129 مرضیه 66. حریم 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
10. یونس 109

33 *غایب همیشه حاضر

67.الملک 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
11. هود 123 68.القلم 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
12. یوسف 111 69.الحاقة 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
13.الرعد 43 70.المعارج 44 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
14.إبراهیم 52 میلاد 71.نوح 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
15.الحجر 99 72.الجن 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
16.النحل 128 73.المزمل 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
17.الإسراء 111 74.المدثر 56 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
18.الکهف 110 75.القیامة 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
19.مریم 98 علی 76.الإنسان 31 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
20.طه 135 سعیده 77.المرسلات 50 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
21.الأنبیاء 112 سعیده 78.النبأ 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
22.الحج 78 79.النازعات 46 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
23.المؤمنون 118 عاطفه 80.عبس 42 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
24.النور 64 دلش ته 81. کویر 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
25.الفرقان 77 82.الإنفطار 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
26.الشعراء 227 83.المطففین 36 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
27.النمل 93 84.الانشقاق 25 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
28. القصص 88 85.البروج 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
29.العنکبوت 69 86.الطارق 17 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
30.الروم 60 87.الأعلى 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
31.لقمان 34 88.الغاشیة 26 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
32.السجدة 30 89.الفجر 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
33.الأحزاب 73 عاطفه 90.البلد 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
34.سبأ 54 91.الشمس 15 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
35.فاطر 45 92.اللیل 21 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
36.یس 83 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 93.الضحى 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
37.الصافات 182 m.d 94.الانشراح 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
38.ص 88 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 95. ین 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
39.ا مر 75 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 96.العلق 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
40.غافر 85 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 97.القدر 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
41.فصلت 54 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 98.البینة 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
42.الشورى 53 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 99.ا ال 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
43.ا ف 89 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 100.العادیات 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
44.الدخان 59 بهار 101.القارعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
45.الجاثیة 37 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 102. کاثر 8 فهیمه
46.الأحقاف 35 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 103.العصر 3 فهیمه
47.محمد 38 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 104.الهمزة 9 فهیمه
48.الفتح 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 105.الفیل 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
49.الحجرات 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 106.قریش 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
50.ق 45 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 107.الماعون 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
51.الذاریات 60 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 108.الکوثر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
52.الطور 49 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 109.الکافرون 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
53.النجم 62 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 110.النصر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
54.القمر 55 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 111.لهب 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
55.الرحمن 78 مسعود 112.الإخلاص 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
56.الواقعة 96 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 113.الفلق 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
57.الحدید 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 114.الناس 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *

برای شرکت در ختم دسته جمعی قرآن باید نامسوره و یا شماره سوره ای که هنوز انتخاب نشده از داخل ج را انتخاب و در قسمت نظرات بنوسید.

هر دوست بعد از ثبت نام م م به قرائت آیاتی که به او اختصاص داده شده می باشد تا یک ختم قرآن کامل شود. مسئولیت شرعی و اخلاقی متوجه شخص خواهد بود.

ماس دعا


با هزاران امید به تعجیل در ظهور حجتت و به یاد آنها که معنای عشق را دریافتند و رفتند ،

عاجزانه به سوی تو فرار می کنیم از هر چه که ما را از تو ای عاشق و معشوقمان ، دور کند.

پس ما را دریاب ای دریابنده گریختگان ...

یا مُدرک الهاربین...

سلام دوستان

با همراهی شما منتظران آقا زمان (عج) شروع میکنیم !

لطفا در قسمت نظرات وبلاگ با قرار دادن اسمتون و سوره یا سوره های مورد نظر ثبت نام کنین.

نیت نامه وب سایت ختم قرآن مجید

۞ هوالعالم ۞

خداوندا از اینکه لیاقت قرائت معجزه ات قرآن را یافته ام تو را شکر می گویم و ثواب آن را نثار ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، اولیا ، اوصیا ، صالحین ، , والدین و بستگان نموده و به برکت این آیات روح بخش سلامتی منجی عالم بشریت و تعجیل در ظهور را خواستار و توفیق ختم قرآن را از درگاهت مسئلت دارم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر
1. الفَاتِحَة 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 58.المجادلة 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
2.البقرة 286 مرضیه 59.ال 24 ساقی
3.آل عمران 200 مرضیه 60.الممتحنة 13 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
4.النساء 176 مرضیه 61.الصف 14 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
5.المائدة 120 مرضیه 62.الجمعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
6.الأنعام 165 مرضیه 63.المنافقون 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
7.الأعراف 206 مرضیه 64. غبن 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
8. الأنفال 75 مرضیه 65.الطلاق 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
9. وبة 129 مرضیه 66. حریم 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
10. یونس 109

33 *غایب همیشه حاضر

67.الملک 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
11. هود 123 68.القلم 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
12. یوسف 111 69.الحاقة 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
13.الرعد 43 70.المعارج 44 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
14.إبراهیم 52 میلاد 71.نوح 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
15.الحجر 99 72.الجن 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
16.النحل 128 73.المزمل 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
17.الإسراء 111 74.المدثر 56 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
18.الکهف 110 75.القیامة 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
19.مریم 98 علی 76.الإنسان 31 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
20.طه 135 سعیده 77.المرسلات 50 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
21.الأنبیاء 112 سعیده 78.النبأ 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
22.الحج 78 79.النازعات 46 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
23.المؤمنون 118 عاطفه 80.عبس 42 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
24.النور 64 دلش ته 81. کویر 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
25.الفرقان 77 82.الإنفطار 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
26.الشعراء 227 83.المطففین 36 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
27.النمل 93 84.الانشقاق 25 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
28. القصص 88 85.البروج 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
29.العنکبوت 69 فاطمه 86.الطارق 17 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
30.الروم 60 فاطمه 87.الأعلى 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
31.لقمان 34 فاطمه 88.الغاشیة 26 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
32.السجدة 30 89.الفجر 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
33.الأحزاب 73 عاطفه 90.البلد 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
34.سبأ 54 91.الشمس 15 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
35.فاطر 45 92.اللیل 21 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
36.یس 83 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 93.الضحى 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
37.الصافات 182 m.d 94.الانشراح 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
38.ص 88 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 95. ین 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
39.ا مر 75 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 96.العلق 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
40.غافر 85 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 97.القدر 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
41.فصلت 54 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 98.البینة 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
42.الشورى 53 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 99.ا ال 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
43.ا ف 89 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 100.العادیات 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
44.الدخان 59 بهار 101.القارعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
45.الجاثیة 37 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 102. کاثر 8 فهیمه
46.الأحقاف 35 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 103.العصر 3 فهیمه
47.محمد 38 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 104.الهمزة 9 فهیمه
48.الفتح 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 105.الفیل 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
49.الحجرات 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 106.قریش 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
50.ق 45 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 107.الماعون 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
51.الذاریات 60 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 108.الکوثر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
52.الطور 49 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 109.الکافرون 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
53.النجم 62 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 110.النصر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
54.القمر 55 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 111.لهب 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
55.الرحمن 78 مسعود 112.الإخلاص 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
56.الواقعة 96 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 113.الفلق 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
57.الحدید 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 114.الناس 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *

برای شرکت در ختم دسته جمعی قرآن باید نامسوره و یا شماره سوره ای که هنوز انتخاب نشده از داخل ج را انتخاب و در قسمت نظرات بنوسید.

هر دوست بعد از ثبت نام م م به قرائت آیاتی که به او اختصاص داده شده می باشد تا یک ختم قرآن کامل شود. مسئولیت شرعی و اخلاقی متوجه شخص خواهد بود.

ماس دعا


با هزاران امید به تعجیل در ظهور حجتت و به یاد آنها که معنای عشق را دریافتند و رفتند ،

عاجزانه به سوی تو فرار می کنیم از هر چه که ما را از تو ای عاشق و معشوقمان ، دور کند.

پس ما را دریاب ای دریابنده گریختگان ...

یا مُدرک الهاربین...

سلام دوستان

با همراهی شما منتظران آقا زمان (عج) شروع میکنیم !

لطفا در قسمت نظرات وبلاگ با قرار دادن اسمتون و سوره یا سوره های مورد نظر ثبت نام کنین.

نیت نامه وب سایت ختم قرآن مجید

۞ هوالعالم ۞

خداوندا از اینکه لیاقت قرائت معجزه ات قرآن را یافته ام تو را شکر می گویم و ثواب آن را نثار ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، اولیا ، اوصیا ، صالحین ، , والدین و بستگان نموده و به برکت این آیات روح بخش سلامتی منجی عالم بشریت و تعجیل در ظهور را خواستار و توفیق ختم قرآن را از درگاهت مسئلت دارم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر
1. الفَاتِحَة 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 58.المجادلة 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
2.البقرة 286 مرضیه 59.ال 24 ساقی
3.آل عمران 200 مرضیه 60.الممتحنة 13 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
4.النساء 176 مرضیه 61.الصف 14 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
5.المائدة 120 مرضیه 62.الجمعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
6.الأنعام 165 مرضیه 63.المنافقون 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
7.الأعراف 206 مرضیه 64. غبن 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
8. الأنفال 75 مرضیه 65.الطلاق 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
9. وبة 129 مرضیه 66. حریم 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
10. یونس 109

33 *غایب همیشه حاضر

67.الملک 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
11. هود 123 زهرا 65 68.القلم 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
12. یوسف 111 زهرا 65 69.الحاقة 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
13.الرعد 43 70.المعارج 44 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
14.إبراهیم 52 میلاد 71.نوح 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
15.الحجر 99 72.الجن 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
16.النحل 128 73.المزمل 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
17.الإسراء 111 74.المدثر 56 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
18.الکهف 110 75.القیامة 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
19.مریم 98 علی 76.الإنسان 31 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
20.طه 135 سعیده 77.المرسلات 50 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
21.الأنبیاء 112 سعیده 78.النبأ 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
22.الحج 78 79.النازعات 46 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
23.المؤمنون 118 عاطفه 80.عبس 42 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
24.النور 64 دلش ته 81. کویر 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
25.الفرقان 77 82.الإنفطار 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
26.الشعراء 227 83.المطففین 36 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
27.النمل 93 84.الانشقاق 25 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
28. القصص 88 85.البروج 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
29.العنکبوت 69 فاطمه 86.الطارق 17 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
30.الروم 60 فاطمه 87.الأعلى 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
31.لقمان 34 فاطمه 88.الغاشیة 26 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
32.السجدة 30 89.الفجر 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
33.الأحزاب 73 عاطفه 90.البلد 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
34.سبأ 54 91.الشمس 15 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
35.فاطر 45 92.اللیل 21 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
36.یس 83 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 93.الضحى 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
37.الصافات 182 m.d 94.الانشراح 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
38.ص 88 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 95. ین 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
39.ا مر 75 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 96.العلق 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
40.غافر 85 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 97.القدر 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
41.فصلت 54 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 98.البینة 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
42.الشورى 53 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 99.ا ال 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
43.ا ف 89 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 100.العادیات 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
44.الدخان 59 بهار 101.القارعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
45.الجاثیة 37 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 102. کاثر 8 فهیمه
46.الأحقاف 35 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 103.العصر 3 فهیمه
47.محمد 38 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 104.الهمزة 9 فهیمه
48.الفتح 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 105.الفیل 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
49.الحجرات 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 106.قریش 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
50.ق 45 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 107.الماعون 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
51.الذاریات 60 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 108.الکوثر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
52.الطور 49 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 109.الکافرون 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
53.النجم 62 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 110.النصر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
54.القمر 55 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 111.لهب 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
55.الرحمن 78 مسعود 112.الإخلاص 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
56.الواقعة 96 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 113.الفلق 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
57.الحدید 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 114.الناس 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *

برای شرکت در ختم دسته جمعی قرآن باید نامسوره و یا شماره سوره ای که هنوز انتخاب نشده از داخل ج را انتخاب و در قسمت نظرات بنوسید.

هر دوست بعد از ثبت نام م م به قرائت آیاتی که به او اختصاص داده شده می باشد تا یک ختم قرآن کامل شود. مسئولیت شرعی و اخلاقی متوجه شخص خواهد بود.

ماس دعا


با هزاران امید به تعجیل در ظهور حجتت و به یاد آنها که معنای عشق را دریافتند و رفتند ،

عاجزانه به سوی تو فرار می کنیم از هر چه که ما را از تو ای عاشق و معشوقمان ، دور کند.

پس ما را دریاب ای دریابنده گریختگان ...

یا مُدرک الهاربین...

سلام دوستان

با همراهی شما منتظران آقا زمان (عج) شروع میکنیم !

لطفا در قسمت نظرات وبلاگ با قرار دادن اسمتون و سوره یا سوره های مورد نظر ثبت نام کنین.

نیت نامه وب سایت ختم قرآن مجید

۞ هوالعالم ۞

خداوندا از اینکه لیاقت قرائت معجزه ات قرآن را یافته ام تو را شکر می گویم و ثواب آن را نثار ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، اولیا ، اوصیا ، صالحین ، , والدین و بستگان نموده و به برکت این آیات روح بخش سلامتی منجی عالم بشریت و تعجیل در ظهور را خواستار و توفیق ختم قرآن را از درگاهت مسئلت دارم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر
1. الفَاتِحَة 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 58.المجادلة 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
2.البقرة 286 مرضیه 59.ال 24 ساقی
3.آل عمران 200 مرضیه 60.الممتحنة 13 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
4.النساء 176 مرضیه 61.الصف 14 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
5.المائدة 120 مرضیه 62.الجمعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
6.الأنعام 165 مرضیه 63.المنافقون 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
7.الأعراف 206 مرضیه 64. غبن 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
8. الأنفال 75 مرضیه 65.الطلاق 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
9. وبة 129 مرضیه 66. حریم 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
10. یونس 109

33 *غایب همیشه حاضر

67.الملک 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
11. هود 123 زهرا 65 68.القلم 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
12. یوسف 111 زهرا 65 69.الحاقة 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
13.الرعد 43 70.المعارج 44 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
14.إبراهیم 52 میلاد 71.نوح 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
15.الحجر 99 72.الجن 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
16.النحل 128 73.المزمل 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
17.الإسراء 111 74.المدثر 56 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
18.الکهف 110 75.القیامة 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
19.مریم 98 علی 76.الإنسان 31 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
20.طه 135 سعیده 77.المرسلات 50 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
21.الأنبیاء 112 سعیده 78.النبأ 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
22.الحج 78 79.النازعات 46 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
23.المؤمنون 118 عاطفه 80.عبس 42 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
24.النور 64 دلش ته 81. کویر 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
25.الفرقان 77 محمد 82.الإنفطار 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
26.الشعراء 227 محمد 83.المطففین 36 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
27.النمل 93 محمد 84.الانشقاق 25 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
28. القصص 88 85.البروج 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
29.العنکبوت 69 فاطمه 86.الطارق 17 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
30.الروم 60 فاطمه 87.الأعلى 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
31.لقمان 34 فاطمه 88.الغاشیة 26 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
32.السجدة 30 89.الفجر 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
33.الأحزاب 73 عاطفه 90.البلد 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
34.سبأ 54 91.الشمس 15 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
35.فاطر 45 92.اللیل 21 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
36.یس 83 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 93.الضحى 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
37.الصافات 182 m.d 94.الانشراح 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
38.ص 88 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 95. ین 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
39.ا مر 75 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 96.العلق 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
40.غافر 85 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 97.القدر 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
41.فصلت 54 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 98.البینة 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
42.الشورى 53 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 99.ا ال 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
43.ا ف 89 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 100.العادیات 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
44.الدخان 59 بهار 101.القارعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
45.الجاثیة 37 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 102. کاثر 8 فهیمه
46.الأحقاف 35 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 103.العصر 3 فهیمه
47.محمد 38 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 104.الهمزة 9 فهیمه
48.الفتح 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 105.الفیل 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
49.الحجرات 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 106.قریش 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
50.ق 45 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 107.الماعون 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
51.الذاریات 60 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 108.الکوثر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
52.الطور 49 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 109.الکافرون 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
53.النجم 62 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 110.النصر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
54.القمر 55 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 111.لهب 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
55.الرحمن 78 مسعود 112.الإخلاص 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
56.الواقعة 96 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 113.الفلق 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
57.الحدید 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 114.الناس 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *

برای شرکت در ختم دسته جمعی قرآن باید نامسوره و یا شماره سوره ای که هنوز انتخاب نشده از داخل ج را انتخاب و در قسمت نظرات بنوسید.

هر دوست بعد از ثبت نام م م به قرائت آیاتی که به او اختصاص داده شده می باشد تا یک ختم قرآن کامل شود. مسئولیت شرعی و اخلاقی متوجه شخص خواهد بود.

ماس دعا


با هزاران امید به تعجیل در ظهور حجتت و به یاد آنها که معنای عشق را دریافتند و رفتند ،

عاجزانه به سوی تو فرار می کنیم از هر چه که ما را از تو ای عاشق و معشوقمان ، دور کند.

پس ما را دریاب ای دریابنده گریختگان ...

یا مُدرک الهاربین...

سلام دوستان

با همراهی شما منتظران آقا زمان (عج) شروع میکنیم !

لطفا در قسمت نظرات وبلاگ با قرار دادن اسمتون و سوره یا سوره های مورد نظر ثبت نام کنین.

نیت نامه وب سایت ختم قرآن مجید

۞ هوالعالم ۞

خداوندا از اینکه لیاقت قرائت معجزه ات قرآن را یافته ام تو را شکر می گویم و ثواب آن را نثار ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، اولیا ، اوصیا ، صالحین ، , والدین و بستگان نموده و به برکت این آیات روح بخش سلامتی منجی عالم بشریت و تعجیل در ظهور را خواستار و توفیق ختم قرآن را از درگاهت مسئلت دارم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر
1. الفَاتِحَة 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 58.المجادلة 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
2.البقرة 286 مرضیه 59.ال 24 ساقی
3.آل عمران 200 مرضیه 60.الممتحنة 13 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
4.النساء 176 مرضیه 61.الصف 14 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
5.المائدة 120 مرضیه 62.الجمعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
6.الأنعام 165 مرضیه 63.المنافقون 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
7.الأعراف 206 مرضیه 64. غبن 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
8. الأنفال 75 مرضیه 65.الطلاق 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
9. وبة 129 مرضیه 66. حریم 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
10. یونس 109

33 *غایب همیشه حاضر

67.الملک 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
11. هود 123 زهرا 65 68.القلم 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
12. یوسف 111 زهرا 65 69.الحاقة 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
13.الرعد 43 70.المعارج 44 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
14.إبراهیم 52 میلاد 71.نوح 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
15.الحجر 99 72.الجن 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
16.النحل 128 73.المزمل 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
17.الإسراء 111 74.المدثر 56 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
18.الکهف 110 75.القیامة 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
19.مریم 98 علی 76.الإنسان 31 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
20.طه 135 سعیده 77.المرسلات 50 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
21.الأنبیاء 112 سعیده 78.النبأ 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
22.الحج 78 زهرا 79.النازعات 46 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
23.المؤمنون 118 عاطفه 80.عبس 42 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
24.النور 64 دلش ته 81. کویر 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
25.الفرقان 77 محمد 82.الإنفطار 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
26.الشعراء 227 محمد 83.المطففین 36 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
27.النمل 93 محمد 84.الانشقاق 25 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
28. القصص 88 85.البروج 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
29.العنکبوت 69 فاطمه 86.الطارق 17 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
30.الروم 60 فاطمه 87.الأعلى 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
31.لقمان 34 فاطمه 88.الغاشیة 26 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
32.السجدة 30 89.الفجر 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
33.الأحزاب 73 عاطفه 90.البلد 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
34.سبأ 54 91.الشمس 15 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
35.فاطر 45 92.اللیل 21 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
36.یس 83 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 93.الضحى 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
37.الصافات 182 m.d 94.الانشراح 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
38.ص 88 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 95. ین 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
39.ا مر 75 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 96.العلق 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
40.غافر 85 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 97.القدر 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
41.فصلت 54 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 98.البینة 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
42.الشورى 53 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 99.ا ال 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
43.ا ف 89 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 100.العادیات 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
44.الدخان 59 بهار 101.القارعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
45.الجاثیة 37 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 102. کاثر 8 فهیمه
46.الأحقاف 35 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 103.العصر 3 فهیمه
47.محمد 38 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 104.الهمزة 9 فهیمه
48.الفتح 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 105.الفیل 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
49.الحجرات 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 106.قریش 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
50.ق 45 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 107.الماعون 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
51.الذاریات 60 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 108.الکوثر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
52.الطور 49 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 109.الکافرون 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
53.النجم 62 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 110.النصر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
54.القمر 55 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 111.لهب 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
55.الرحمن 78 مسعود 112.الإخلاص 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
56.الواقعة 96 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 113.الفلق 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
57.الحدید 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 114.الناس 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *

برای شرکت در ختم دسته جمعی قرآن باید نامسوره و یا شماره سوره ای که هنوز انتخاب نشده از داخل ج را انتخاب و در قسمت نظرات بنوسید.

هر دوست بعد از ثبت نام م م به قرائت آیاتی که به او اختصاص داده شده می باشد تا یک ختم قرآن کامل شود. مسئولیت شرعی و اخلاقی متوجه شخص خواهد بود.

ماس دعا


با هزاران امید به تعجیل در ظهور حجتت و به یاد آنها که معنای عشق را دریافتند و رفتند ،

عاجزانه به سوی تو فرار می کنیم از هر چه که ما را از تو ای عاشق و معشوقمان ، دور کند.

پس ما را دریاب ای دریابنده گریختگان ...

یا مُدرک الهاربین...

سلام دوستان

با همراهی شما منتظران آقا زمان (عج) شروع میکنیم !

لطفا در قسمت نظرات وبلاگ با قرار دادن اسمتون و سوره یا سوره های مورد نظر ثبت نام کنین.

نیت نامه وب سایت ختم قرآن مجید

۞ هوالعالم ۞

خداوندا از اینکه لیاقت قرائت معجزه ات قرآن را یافته ام تو را شکر می گویم و ثواب آن را نثار ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، اولیا ، اوصیا ، صالحین ، , والدین و بستگان نموده و به برکت این آیات روح بخش سلامتی منجی عالم بشریت و تعجیل در ظهور را خواستار و توفیق ختم قرآن را از درگاهت مسئلت دارم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر
1. الفَاتِحَة 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 58.المجادلة 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
2.البقرة 286 مرضیه 59.ال 24 ساقی
3.آل عمران 200 مرضیه 60.الممتحنة 13 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
4.النساء 176 مرضیه 61.الصف 14 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
5.المائدة 120 مرضیه 62.الجمعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
6.الأنعام 165 مرضیه 63.المنافقون 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
7.الأعراف 206 مرضیه 64. غبن 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
8. الأنفال 75 مرضیه 65.الطلاق 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
9. وبة 129 مرضیه 66. حریم 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
10. یونس 109

33 *غایب همیشه حاضر

67.الملک 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
11. هود 123 زهرا 65 68.القلم 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
12. یوسف 111 زهرا 65 69.الحاقة 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
13.الرعد 43 70.المعارج 44 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
14.إبراهیم 52 میلاد 71.نوح 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
15.الحجر 99 72.الجن 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
16.النحل 128 73.المزمل 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
17.الإسراء 111 74.المدثر 56 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
18.الکهف 110 75.القیامة 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
19.مریم 98 علی 76.الإنسان 31 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
20.طه 135 سعیده 77.المرسلات 50 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
21.الأنبیاء 112 سعیده 78.النبأ 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
22.الحج 78 زهرا 79.النازعات 46 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
23.المؤمنون 118 عاطفه 80.عبس 42 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
24.النور 64 دلش ته 81. کویر 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
25.الفرقان 77 محمد 82.الإنفطار 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
26.الشعراء 227 محمد 83.المطففین 36 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
27.النمل 93 محمد 84.الانشقاق 25 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
28. القصص 88 85.البروج 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
29.العنکبوت 69 فاطمه 86.الطارق 17 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
30.الروم 60 فاطمه 87.الأعلى 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
31.لقمان 34 فاطمه 88.الغاشیة 26 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
32.السجدة 30 89.الفجر 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
33.الأحزاب 73 عاطفه 90.البلد 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
34.سبأ 54 زهرا 91.الشمس 15 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
35.فاطر 45 زهرا 92.اللیل 21 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
36.یس 83 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 93.الضحى 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
37.الصافات 182 m.d 94.الانشراح 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
38.ص 88 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 95. ین 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
39.ا مر 75 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 96.العلق 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
40.غافر 85 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 97.القدر 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
41.فصلت 54 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 98.البینة 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
42.الشورى 53 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 99.ا ال 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
43.ا ف 89 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 100.العادیات 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
44.الدخان 59 بهار 101.القارعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
45.الجاثیة 37 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 102. کاثر 8 فهیمه
46.الأحقاف 35 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 103.العصر 3 فهیمه
47.محمد 38 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 104.الهمزة 9 فهیمه
48.الفتح 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 105.الفیل 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
49.الحجرات 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 106.قریش 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
50.ق 45 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 107.الماعون 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
51.الذاریات 60 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 108.الکوثر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
52.الطور 49 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 109.الکافرون 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
53.النجم 62 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 110.النصر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
54.القمر 55 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 111.لهب 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
55.الرحمن 78 مسعود 112.الإخلاص 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
56.الواقعة 96 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 113.الفلق 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
57.الحدید 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 114.الناس 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *

برای شرکت در ختم دسته جمعی قرآن باید نامسوره و یا شماره سوره ای که هنوز انتخاب نشده از داخل ج را انتخاب و در قسمت نظرات بنوسید.

هر دوست بعد از ثبت نام م م به قرائت آیاتی که به او اختصاص داده شده می باشد تا یک ختم قرآن کامل شود. مسئولیت شرعی و اخلاقی متوجه شخص خواهد بود.

ماس دعا


با هزاران امید به تعجیل در ظهور حجتت و به یاد آنها که معنای عشق را دریافتند و رفتند ،

عاجزانه به سوی تو فرار می کنیم از هر چه که ما را از تو ای عاشق و معشوقمان ، دور کند.

پس ما را دریاب ای دریابنده گریختگان ...

یا مُدرک الهاربین...

سلام دوستان

با همراهی شما منتظران آقا زمان (عج) شروع میکنیم !

لطفا در قسمت نظرات وبلاگ با قرار دادن اسمتون و سوره یا سوره های مورد نظر ثبت نام کنین.

نیت نامه وب سایت ختم قرآن مجید

۞ هوالعالم ۞

خداوندا از اینکه لیاقت قرائت معجزه ات قرآن را یافته ام تو را شکر می گویم و ثواب آن را نثار ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، اولیا ، اوصیا ، صالحین ، , والدین و بستگان نموده و به برکت این آیات روح بخش سلامتی منجی عالم بشریت و تعجیل در ظهور را خواستار و توفیق ختم قرآن را از درگاهت مسئلت دارم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر شماره متن
سوره سوره
تعداد
آیات
نام منتظر
1. الفَاتِحَة 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 58.المجادلة 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
2.البقرة 286 مرضیه 59.ال 24 ساقی
3.آل عمران 200 مرضیه 60.الممتحنة 13 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
4.النساء 176 مرضیه 61.الصف 14 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
5.المائدة 120 مرضیه 62.الجمعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
6.الأنعام 165 مرضیه 63.المنافقون 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
7.الأعراف 206 مرضیه 64. غبن 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
8. الأنفال 75 مرضیه 65.الطلاق 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
9. وبة 129 مرضیه 66. حریم 12 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
10. یونس 109

33 *غایب همیشه حاضر

67.الملک 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
11. هود 123 68.القلم 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
12. یوسف 111 69.الحاقة 52 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
13.الرعد 43 70.المعارج 44 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
14.إبراهیم 52 میلاد 71.نوح 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
15.الحجر 99 72.الجن 28 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
16.النحل 128 73.المزمل 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
17.الإسراء 111 74.المدثر 56 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
18.الکهف 110 75.القیامة 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
19.مریم 98 علی 76.الإنسان 31 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
20.طه 135 77.المرسلات 50 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
21.الأنبیاء 112 78.النبأ 40 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
22.الحج 78 79.النازعات 46 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
23.المؤمنون 118 عاطفه 80.عبس 42 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
24.النور 64 دلش ته 81. کویر 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
25.الفرقان 77 82.الإنفطار 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
26.الشعراء 227 83.المطففین 36 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
27.النمل 93 84.الانشقاق 25 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
28. القصص 88 85.البروج 22 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
29.العنکبوت 69 86.الطارق 17 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
30.الروم 60 87.الأعلى 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
31.لقمان 34 88.الغاشیة 26 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
32.السجدة 30 89.الفجر 30 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
33.الأحزاب 73 عاطفه 90.البلد 20 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
34.سبأ 54 91.الشمس 15 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
35.فاطر 45 92.اللیل 21 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
36.یس 83 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 93.الضحى 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
37.الصافات 182 m.d 94.الانشراح 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
38.ص 88 95. ین 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
39.ا مر 75 96.العلق 19 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
40.غافر 85 97.القدر 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
41.فصلت 54 98.البینة 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
42.الشورى 53 99.ا ال 8 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
43.ا ف 89 100.العادیات 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
44.الدخان 59 بهار 101.القارعة 11 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
45.الجاثیة 37 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 102. کاثر 8 فهیمه
46.الأحقاف 35 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 103.العصر 3 فهیمه
47.محمد 38 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 104.الهمزة 9 فهیمه
48.الفتح 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 105.الفیل 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
49.الحجرات 18 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 106.قریش 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
50.ق 45 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 107.الماعون 7 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
51.الذاریات 60 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 108.الکوثر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
52.الطور 49 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 109.الکافرون 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
53.النجم 62 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 110.النصر 3 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
54.القمر 55 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 111.لهب 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
55.الرحمن 78 مسعود 112.الإخلاص 4 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
56.الواقعة 96 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 113.الفلق 5 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *
57.الحدید 29 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر * 114.الناس 6 فرشتهـ 33 * غایب همیشه حاضـر *

برای شرکت در ختم دسته جمعی قرآن باید نامسوره و یا شماره سوره ای که هنوز انتخاب نشده از داخل ج را انتخاب و در قسمت نظرات بنوسید.

هر دوست بعد از ثبت نام م م به قرائت آیاتی که به او اختصاص داده شده می باشد تا یک ختم قرآن کامل شود. مسئولیت شرعی و اخلاقی متوجه شخص خواهد بود.

ماس دعا


مجموعه: دنیای بازیگران


تصاویر مهتاب کرامتی,ع جدید مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران)می باشد

 

مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران) بازیگر زن سینمای ایران است. وی بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت می کند.

مهتاب کرامتی
تولد : ۲۵ مهر ۱۳۴۹ 
پیشه : بازیگری
همسر(ها) : بابک ریاحی پور (همسر سابق)
مدرک تحصیلی :  کارشناسی می ولوژی از آزاد ی

مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران) بازیگر زن سینمای ایران است. وی بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت می کند. او در بیست و هفتمین جشنواره فجر جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل را برای بازی در بیست به دست آورد.

زندگی نامه و حرفه ی مهتاب کرامتی
مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته می ولوژی با مدرک کارشناسی از آزاد ی به پایان رساند. دوره را در کلاسهای آزاد بازیگری می گذراند و همان جا برای ایفای نقش هلن در - مجموعه مردان آنجلس انتخاب می شود. کرامتی با همین مجموعه شناخته می شود ولی نمی تواند از این موقعیت استفاده مناسبی کند. سال ۱۳۷۷ در مردی از جنس بلور به کارگردانی سعید سهیلی ایفای نقش می کند که نمی تواند درخششی برایش محسوب شود. یک سال پس از آن در مومیایی ۳ و مرد بارانی بازی می کند. اولین کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پورعرب بود که در آن ایفاگر نقش یک بود. کرامتی برای همین ک دای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فجر می شود. سال ۱۳۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک سینمایی را به کارنامه اش اضافه کرده بود.

مریم مقدس باز هم یک اثر تاریخی مذهبی به کارگردانی شهریار بحرانی بود؛ که به صورت و مجموعه تلویزیونی ساخته شد و بهشت از آن تو تجربه ای متفاوت از علیرضا داوودنژاد بود که بازی خوب کرامتی به آن جلوه داد. سال ۱۳۸۰ تنها به بازی در مجموعه تلویزیونی خاک سرخ می پردازد که اولین تجربه تلویزیونی حاتمی کیا محسوب می شود. او نقش یک زن جنوبی که به دنبال دخترش می گردد برای دومین بار رویاروی پرویز پرستویی قرار می گیرد که شاید تا به امروز بهترین بازی کرامتی در یک اثر محسوب می شود.

 

پس از آن در سال ۱۳۸۱ در اکشن ملاقات با طوطی همراه با ماهایا پطروسیان و محمدرضا فروتن ظاهر می شود که دومین همکاری او علیرضا داوودنژاد محسوب می شود. شاه خاموش در سال بعد به کارگردانی همایون شهنواز تجربه ناموفقی تاریخی بود و نتوانست هیچ موفقیتی چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ هنری برای او در پی داشته باشد. هشت پا حاصل سومین همکاری او با علیرضا داودنژاد می باشد. پس از آن در همکاری با سیروس الوند رستگاری در هشت و بیست دقیقه را بازی کرد که در آن با شهاب حسینی و بهرام رادان هم بازی است. وی در سال ۱۳۸۵ نیز در دو آدم و پاداش سکوت به ایفای نقش پرداخت.

 

کرامتی در سال ۱۳۸۷ به پروژه بیست عبدالرضا کاهانی می پیوندد و با درخشش خود در این برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل از بیست و هفتمین دوره جشنواره فجر می شود. کرامتی در سال ۱۳۸۹ در موفق آ ایمر بازی کرد. وی در سال ۱۳۹۰ در زندگی خصوصی آقا و خانم میم هم بازی ابراهیم حاتمی کیا و حمید فرخ نژاد شد. کرامتی در سال ۱۳۹۳ با بازی در عصر یخبندان به کارگردانی مصطفی کیایی نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن سی و سومین دوره جشنواره فجر شد و بازی او مورد تحسین قرار گرفت.

تصاویر مهتاب کرامتی,ع جدید مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی، بازیگر زن سینمای ایران است

  
مهتاب کرامتی ی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می دهد و مهم تر از همه اینکه سال ها ست سفیر صلح یونیسف در ایران است. اسم بچه ها را که می شنود چشم هایش برق می زند، انگار تمام انرژی های خوب دنیا در او جمع شده تا همه آنها را صرف یاری مردمان سرزمینش کند. مصاحبه با مهتاب کرامتی را در ادامه این مطلب بخوانید.

چگونه هن یشه شدید ؟
من کلاس های بازیگری آقای تارخ را رفتم. قبل از پایان دوره به من کار اصحاب کهف که سریال تلویزیونی بود پیشنهاد داده شد، البته بعد از اتمام کار اصحاب کهف دوباره برای اتمام دوره به کلاس ها برگشتم.

تا قبل از بازیگری به چه کاری مشغول بودید؟
درسم تمام شده بود. در رشته می ولوژی درس خوانده بودم. اما دلم می خواست وارد عرصه هنر شوم ولی از طریق آکادمیک . آن موقع بود که کلاس های بازیگری آقای تارخ به من پیشنهاد داده شد که به نظرم دوره های بسیار عالی ای بود. هنوز هم از آموخته هایم، استفاده می کنم.سال 75 بود که به کلاس های بازیگری رفتم و یک سال بعد هم بازیگری را شروع . ما اتود می زدیم از ما برداری می شد و آرشیو تمرینات مان باقی می ماند. دوستانی که می خواستند برای نقش هایشان بازیگر انتخاب کنند، می آمدند و به آن آرشیو مراجعه می د.

خب آنها تمریناتم را دیدند و من انتخاب شدم. در عین حال قبل از پخش سریال اصحاب کهف مشغول بازی در سینمایی مردی از جنس بلور کار آقای سهیلی بودم. در همان سال در 4 کار و یک تئاتر هم بازی . منظورم این است که برای من همه چیز همزمان اتفاق افتاد. آن سال یکی از شلوغ ترین سال های کاری ام بود. از آن به بعد از این اتفاق پرهیز به این دلیل که پیشنهاد خیلی زیاد بود اما فکر می بازیگر باید تمام تلاشش را د که چهره اش تکراری نشود و یک نقش را تکرار نکند. باید سعی کند همیشه دیده نشود و شاید عدم حضور در تلویزیون به طور دائم به همین دلیل بود. به این دلیل که دیگر سریال هایی مثل خاک سرخ که خیلی شاخص باشند به ندرت اتفاق می افتند. درواقع من از تکرار شدن پرهیز .

این پرهیز از بازی در نقش های مختلف را ی به شما توصیه کرد یا تصمیم خودتان بود؟
من همیشه برای انتخاب نقش هایم با تعدادی از دوستانم م می کنم. تعداد این مشاوره ها خیلی زیاد نیست اما چند نفری هستند که نظرشان را قبول دارم.خانوادهام دوست نداشتند بازیگر شوم.

برای انی که می خواهند وارد دنیای بازیگری شوند چه توصیه ای دارید؟
همیشه این نکته را به انی که به من مراجعه می کنند، گفته ام، اگر قرار است وارد دنیای هنر شوید و بازیگر شوید حتما درس بازیگری بخوانید، یعنی از طریق آکادمیک این هنر را دنبال کنید؛ تحصیلات آکادمیک هم می تواند ی باشد هم کلاس های آزاد بازیگری که حداقل مطمئن هستیم کلاس های خوب و موثری هستند. آن موقع که من کار را شروع تعداد کلاس ها خیلی محدود بود، آن زمان کلاس های امین تارخ بود و کلاس های مرحوم سمندریان. برای آن دسته از انی که می خواهند وارد سینما شوند بی نهایت صحبت دارم.

آن زمان که ما می خواستیم به کلاس بازیگری برویم باید با خانواده هایمان می جنگیدیم تا به ما اجازه رفتن به این دوره ها را بدهند. خانواده خود من به هیچ عنوان راضی نبودند من بازیگر شوم. نگاه خانواده ها به سینما طور دیگری بود. الان علاوه بر تغییر نوع نگرش تعداد کلاس های بازیگری هم زیاد شده و مقوله بازی راحت و در دسترس است. در آن دوره ما باید کلی تست می دادیم و هر ی را هم قبول نمی د که حتی به راحتی تست دهد. الان دوستان عزیزی که می خواهند وارد عرصه بازیگری شوند خیلی قدر آن را نمی دانند یا شاید خیلی برای آن تلاش نمی کنند.

معمولا دختری که تحصیلش را به اتمام رسانده، شغلش را دارد، ازدواج هم کرده است دیگر جرات تغییر مسیر ندارد. آن هم تغییر مسیری که شما از رشته می ولوژی به سمت دنیای هنر داشتید چه اتفاقی افتاد که شما این جسارت را پیدا کردید؟
من درسم را تا پایان خواندم. خانواده من علم را ترجیح می دهند. مادرم همزمان با من فوق لیسانس می خواند، خواهرم داروسازی می خواند و ما هر سه با هم دانشجو بودیم البته مادرم همیشه شاگرد اول بود. حتما یادتان هست آن موقع نمی شد همزمان در دو رشته تحصیل کرد. یکی از دوستانم که هم ی ام بود در نیمه کار رشته می ولوژی را ول کرد و کلاس های سوره را ادامه داد و از آن طریق وارد عرصه هنر شد. او جس از من بیشتر بود. اما من درسم را تمام . بعد از آن هم فکر خب دیگر امیدی نیست چون فکر می بدترین ح شروع بازیگری از طریق آشنایی هایی است که در خیابان به تو پیشنهاد بازی دهند.

آن موقع که من، مادر و خواهرم هر سه همزمان با هم دانشجو بودیم درشب امتحان من و خواهرم دربه در دنبال ی می گشتیم که جزوه کامل داشته باشد. اما درمورد مادرم این اتفاق برع بود تمام هم دانشکده ای های مادرم می آمدند و جزوه های مادرم را که همیشه مرتب بود، قرض می گرفتند. پدر من ی و بازنشسته شده است و حضورش کمک مهمی بود به مادرم تا بتواند همزمان با بزرگ بچه ها درس هم بخواند. من از زمانی که به یاد دارم، کار کرده ام؛ وقتی دانشجو بودم، تدریس خصوصی می ، در آزمایشگاه نیز مشغول به کار بودم. همیشه یاد گرفتم که باید کار کنم. پول تو جیبی ام را از پدرم می گرفتم ولی همیشه کارم را هم انجام می دادم.

بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی ی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می دهد

 
نظر شما در ارتباط با آرایش های غلیظ و عمل های زیبایی این روزها چیست؟
بعضی از خانم ها می آیند هفت قلم آرایش کرده اند ما آنها را حتی راه هم نمی دهیم که وارد ساختمان شوند. ما می گوییم باید ظاهرتان از ابتدا ظاهر یک دانشجو و دانش آموز باشد که ما بدانیم برای شما چه چیزهایی اهمیت دارد و بعد از آن وارد مراحل آشنایی آنها با هنر و سطح مطالعات و آشنایی آنها با ادبیات و شعر و سینما و تئاتر می شویم. بعضی ها از ابتدا هدف شان این است که با چهره، فیزیک و نوع آرایش و برخوردشان به شما بگویند که من باید انتخاب شوم، در بازی کنم و تبدیل به یک استار شوم.اما اصلا چنین اتفاقی قرار نیست پیش بیاید.

در دنیا زیبا بودن یک بازیگر امتیاز منفی برای او نیست. مثلا کری گرانت هیچ وقت حاضر نبود بدون کت و شلوار حاضر شود. این اتفاق در ایران خیلی برای یک بازیگر امتیاز خوبی نمیشود مثلا شما در اسب حیوان نجیبی است سعی داشتید با ظاهر متفاوت دیده شوید. چرا باید یک بازیگر خوش چهره اصرار به ش تن ظاهرش داشته باشد؟ من مسیر تغییر چهره را از خاک سرخ در تلویزیون و در مدیوم سینما از بیست شروع . برای خود من این کارها تجربه لذتبخشی بود چون می دانستم در آن حیطه تعداد نقش هایی که به من فکر می شود و من می توانم در آنها ایفای نقش کنم بیشتر است. این برای یک بازیگر ایده آل است که بتواند در نقش های متفاوت بازی کند و فقط یک استایل را تکرار نکند. البته آن هم روشی است که شاید خیلی از دوستان به آن توجه نکنند.

ولی من احساس یا حداقل سعی کرده ام روش متفاوت تری داشته باشم. همچنین دوست دارم با کارگردان های جوان و جسور کار کنم که ایده متفاوت تری برای حضور در سینما دارند. آشنایی من با کاهانی باعث شد که یکی از این تجربه ها شکل بگیرد. البته این تجربه دلیل بر آن نیست که تا ابد بخواهم چهره ام را بشکنم. اما این ترس را هم ندارم که اگر قرار شد این اتفاق بیفتد پا پس بکشم. اما از آنجایی که باید تلاش کرد که این موضوع تکرار نشود و به کلیشه تبدیل نشود هایی را هم بازی می کنم که چهره خود واقعی من است. مثلا در کارهایی مثل چیزهایی هست که نمی دانی، گریمور به من می گفت خب چه کار کنیم. گفتم همان کاری که خودم همیشه می کنم. همان بودم و در همان اتفاق افتاد. آن نوع ظاهر برای خودم ایده آل است ولی نمی شود این دو مسیر جایگزین هم شوند، دوست دارم هر دو راه را با هم ادامه دهم و جلو بروم.

چطور جوانی خود را حفظ می کنید؟ آیا مراقبت های خاصی برای  حفظ ظاهر لازم است؟
من سعی می کنم شب ها خیلی زود بخوابم، به تغذیه ام می رسم و پرخوری نمی کنم. به دلیل اینکه مادرم متخصص تغذیه است و در خانواده ای بزرگ شده ام که خیلی به نوع خورد و خوراک توجه می شود. صبح ها ساعت 8- 03/7 بیدار می شوم. حتما 8 ساعت در روز را می خوابم. شب ها زود شام می خورم و معتقدم نباید لحظه ای که می خواهی بخو شام بخوری. چون اگر این کار را انجام دهی کابوس می بینی. (یعنی من می بینم) صبح ها که بیدار می شوم حتما آب می خورم.

ولی آب خیلی یخ نمی خورم. آب خوردن جزو ج ناپذیر زندگی من است و آب را با درجه حرارت اتاق یکنواخت می کنم. زیرا آب خیلی یخ می تواند اذیت تان کرده و ایجاد اسپاسم معده کند. صبحانه را حتما کامل می خورم. زیرا این موضوع می تواند کمک کند که اندامم ثابت بماند. برنج را محدود می خورم و اگر قرار باشد همراه با غذایم برنج بخورم حتما شام کمتری می خورم، من با خانواده ام زندگی می کنم طبیعی است که غذای ایرانی در خانه جایگاه همیشگی را دارد. اما شام در خانه ما همیشه سبک سرو می شود اکثرا یا سبزیجات پخته می خوریم یاسالاد یا حتی نان و پنیر.  

بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته می ولوژی در آزاد ی به پایان رساند

 
ش گی ممنوع!
ش ه نبودن و اینکه بتوانید لباس هایتان را مرتب نگه دارید به شما کمک می کند که بتوانید از لباس های سال های گذشته تان هم استفاده کنید. من در یک برنامه ای روشی دیدم این کار می تواند خیلی مثبت باشد. در این برنامه به ما گفتند بعد از ترکیب بندی رنگی، لباس هایتان را در کمد پشت و رو آویزان کنید به این دلیل که بعد از یک فصل متوجه می شوی کدام یک از لباس هایت را هیچ وقت نپوشیده ای و بدانی که نباید اینها در کمد تو باقی بماند.

تا به حال دخترهای جوان از شما پرسیده اند که چطور می توانی ظاهر آراسته داشت؟
نه فکر نمی کنم به نفع شان باشد این سؤال را از من بپرسند برای اینکه هیچ کاری نباید انجام دهند تا مثل من باشند. به همه می گویم سادگی می تواند از همه چیز زیباتر باشد اگر قرار باشد یک بازیگر نقشی را بازی کند که احتیاج به گریم یا آرایش مضاعف داشته باشد، اجازه بدهد گریمور این کار را انجام دهد ولی اگر قرار باشد تو دیده شوی بهتر است با همان خودت دیده شوی. بعضی ها آنقدر ظاهرشان را دستکاری می کنند که دیگر تو ظاهر واقعی شان را نمی بینی و کاملا یک فرد دیگر از خود می سازند. در بیشتر مواقع چهره طبیعی خانم ها زیبا تر از چهره آرایش کرده شان است.

برنامه غذایی خاصی دارید؟
نوشابه به طور کامل از زندگی من حذف شده است. بعضی مواقع دلم می خواهد نوشابه بخورم اما متاسفانه هرچیز خوشمزه ای ضرر دارد. نوشابه نمی م که در خانه باشد و وسوسه ام کند ولی اگر خیلی هوس کنم در حد یک قلپ می خورم که فقط مزه آن را چشیده باشم و خیلی خودم را محدود نکنم که عطش آن باقی بماند. در مورد شیرینی و شکلات هم همین طور، فقط یک ذره می خورم که ولعم به آن از بین برود. این قضیه هم به تثبیت وزنم کمک می کند.

در کل این روال زندگی یعنی زیاد نخوردن و سبزیجات را به صورت سالم خوردن (نه سرخ کرده) را مدیون مادرم هستم، مثلا قورمه سبزی مادر من با تمام قورمه سبزی ها متفاوت است به هیچ عنوان سیاه رنگ نیست. سبزی آن خیلی سرخ نمی شود زیرا مادرم آن را بخا ز می کند. ما غذای فریزری نمی خوریم تا آنجایی که امکان دارد سعی می کنیم غذا را به صورت تازه صرف کنیم.خوردن فست فود خیلی لذیذ است اما سعی می کنم خوردن این نوع غذاها را محدود کنم. اگر یک شب فست فود بخورم فکر می کنم باید تا چند روز تقاص خوردن آن را پس بدهم. من سر سفره هیچ وقت آب نمی خورم. بهتر است که 30دقیقه قبل از غذا آب بخورم تا اذیت نشوم.این را به یاد داشته باشید اگر 30دقیقه قبل از خواب آب خورده شود از سکته قلبی جلوگیری می شود.

خیلی ها به دلیل تنبلی شان صبحانه نمی خورند. اما خوردن صبحانه به شما کمک می کند در طول روز کمتر غذا بخورید. من نتیجه گرفته ام که خوردن صبحانه خیلی کمک می کند به ثابت نگه داشتن وزن و مهم تر از آن سلامت. به همین دلیل اگر قرار باشد در یک وعده پرخوری کنم آن وعده حتما صبحانه خواهد بود.اهمیت حفظ عادات غذایی نگه داشتن عادت غذایی برای ما بازیگران خیلی مهم است. به خصوص در پروژه برداری که هستیم نمی توانیم آنطور که خودمان می خواهیم غذا بخوریم. من سعی می کنم در اینطور مواقع غذای رژیمی بخورم یا برنج غذا را نخورم یا سعی کنم نان و پنیر با گوجه و خیار بخورم. در آفریقا نوع خوراک شان باب طبع ما ایرانی ها نبود به همین دلیل من در آن سفر خیلی زیاد لاغر شدم.

کاری را که از دوستم یاد گرفته ام و خیلی سخت است آرام غذا خوردن است. آرام غذا خوردن کمک می کند که همیشه فرم بدن یک طور باقی بماند، برای اینکه همیشه بعد از 20 دقیقه مغز فرمان می دهد که تو سیری. حالا اگر در این 20 دقیقه حجم کمتری غذا خورده باشی خیلی موفق تری. فرانسوی ها بیشتر موقع غذا خوردن حرف می زنند و معا می کنند اما ما ایرانی ها عادت داریم تندتند غذا بخوریم. خب فرهنگ ما اینطور است که غذای سرد دوست نداریم. البته نوع تغذیه ایرانی سنتی خیلی می تواند به سلامت ما کمک کند. سبزی خوردن، سالاد، ماست اینها غذاهایی هستند که به سلامت ما کمک می کند.  

بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

کرامتی، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل از بیست و هفتمین دوره جشنواره فجر شد

 
اگر کارگردانی به شما بگوید برای یک باید 30-20 کیلوگرم وزن اضافه داشته باشی آن موقع چه کار می کنید؟
خیلی به این پیشنهاد فکر می و شاید حتی آن را قبول نمی برای اینکه با بالا رفتن سن کاهش وزن خیلی مشکل می شود. در سن کم اگر شما 2 روز غذا نخورید خیلی راحت وزن تان به ح عادی برمی گردد. متابولیسم بدن در سن بالا، با سن کم خیلی فرق دارد و به نظر من این تغییر وزن در سن و سال من کمی دشوار است. فکر می کنم در چنین شرایطی بر سر دوراهی قرار می گیرم که آیا نقش را قبول کنم یا نه. نمی دانم شاید این پیشنهاد را قبول نکنم. اما در عین حال تغییر وزن اینچنینی می تواند خیلی جالب باشد؛ به هر حال تو می توانی یک مدت هرچه دلت می خواهد بخوری و این قانون شکنی بسیار جذاب است.

البته خیلی سخت می توان مهتاب کرامتی چاق را تصور کرد.مهتاب کرامتی صورت پرتری داشت، اما به مرور کودکی چهره از بین می رود و صورت زاویه دارتر می شد اتفاقا من نباید وزنم پایین بیاید باید سعی کنم وزنم را ثابت نگه دارم وگرنه صورتم خیلی زود شاد خود را از دست می دهد. به نظر من بازیگرها دردسر بیشتری باید تحمل کنند، چون مجبور هستند خیلی بیشتر به خودشان برسند، چه از نظر خواب و چه از نظر تغذیه و قدرت بدنی شان. چون شغل مشکلی دارند. در پروژه «فرزند چهارم» که در آفریقا برداری می شد واقعا به انرژی بدنی نیاز بود.

به این دلیل که ساعت کاری مان زیاد و هوا بی نهایت گرم بود و تغذیه خوبی هم به دلیل تنوع کم غذایی نداشتیم. طبیعی است در چنین شرایطی باید انرژی لازم برای کار را داشته باشی. ما زمانی که کارمان را شروع می کنیم ممکن است مدت یک ماه شب کار باشیم. خب در این مدت به طور کامل سیستم غذایی به هم می ریزد. شما زمانی که شب ها بیدارید و کار می کنید باید میزان پروتئینی که می خورید بیشتر از قبل باشد وگرنه به بدنتان لطمه می زنید و پروتئین دفع می کنید. خواب روز هیچ وقت جبران خواب شب را نمی کند. به همین دلیل در چنین شرایطی باید نوع تغذیه تان عوض شود تا به بدن کمترین آسیب برسد. بدن ما خیلی مهربان است معمولا با نوع زندگی ما خودش را وفق می دهد. البته شب کاری یک حسن هم دارد آن هم آرامش آن است. آنقدر همه جا ت است که شما می توانی با تمرکز بیشتری کار کنی.

دغدغه بالا رفتن سن
نمی توانم بگویم به بالا رفتن سن فکر نمی کنم اگر اینطور بگویم دروغ گفته ام. می دانم دغدغه بالا رفتن سن خانم ها به خصوص در بین سینماگرها خیلی اهمیت دارد. به خصوص در ایران که نامه ها بیشتر داستان های مردانه دارد که به زن ها کمتر توجه می شود. اما من در کنار بازیگری به کارهایی که به آن علاقه مند بودم را شروع ، مثل کار یونیسف و تبعات دیگر آن. این کار به من آرامش می دهد که اگر قرار باشد به دلیل بالا رفتن سنم کمتر فعالیت سینمایی داشته باشم کارهای جالبی برای انجام دادن داشته باشم، یعنی اینطور نیستم که بخواهم به طور کامل زندگی کاری ام را تحت الشعاع قرار دهم.

اهمیت به مد و رنگ ها
در دوره ای که تولیدی لباس داشتم خیلی به موضوع مد اهمیت می دادم همیشه حواسم را جمع می که در هر فصلی چه رنگی مد است و خیلی برایم مهم بود که مدهایی که خارج از ایران بورس بود را بتوانم ایرانیزه کنم و در ایران بیشتر از آن استفاده کنم. برای اینکه ممکن است ما از خیلی از چیزها خوش مان بیاید ولی هیچ وقت جایی را نداشته باشیم که از آن استفاده کنیم. خیلی از لباس های خانم ها معمولا در کمد باقی می ماند برای اینکه جای پوشیدن آن را پیدا نمی کنند. در حال حاضر خیلی کمتر به موضوع مد اهمیت می دهم. ی ری رنگ ها همیشه مد هستند آنها را ترجیح می دهم. بعضی از رنگ ها هم به شما یک انرژی می دهد که به نظر من به مد مربوط نیست. البته شاید زیاد دیده شدن آن رنگ است که شما دلتان می خواهد آن رنگ لباس را داشته باشید.  

بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

.............

 
    شناسی مهتاب کرامتی

نام کارگردانسال تولید
مزار شریف عبدالحسن برزیده ۱۳۹۳
عصر یخبندان مصطفی کیایی ۱۳۹۳
ارغوان امید بنکدار
 
کیوان علیمحمدی
۱۳۹۳
جامه دران حمیدرضا قطبی ۱۳۹۳
اشباح داریوش مهرجویی ۱۳۹۲
ناخواسته برزو نیک نژاد ۱۳۹۲
فرزند چهارم وحید موسائیان ۱۳۹۱
آذر ( تلویزیونی)[۴] فرزاد موتمن ۱۳۹۰
زندگی خصوصی آقا و خانم میم روح الله حجازی ۱۳۹۰
اسب حیوان نجیبی است عبدالرضا کاهانی ۱۳۹۰
چیزهایی هست که نمی دانی فردین صاحب ا مانی ۱۳۸۹
آ ایمر احمدرضا معتمدی ۱۳۸۹
آدم کش رضا کریمی ۱۳۸۸
شبانه روز کیوان علیمحمدی
امید بنکدار
۱۳۸۷
بیست عبدالرضا کاهانی ۱۳۸۷
دوزخ برزخ بهشت بیژن میرباقری ۱۳۸۷
تردید واروژ کریم ی ۱۳۸۷
آتش سبز محمدرضا اصلانی ۱۳۸۶
زن ها فرشته اند شهرام شاه حسینی ۱۳۸۶
آدم رضا کاهانی ۱۳۸۵
پاداش سکوت مازیار میری ۱۳۸۵
حس پنهان مصطفی رزاق کریمی ۱۳۸۵
رستگاری در هشت و بیست دقیقه سیروس الوند ۱۳۸۳
هشت پا علیرضا داوودنژاد ۱۳۸۳
شاه خاموش همایون شهنواز ۱۳۸۲
ملاقات با طوطی علیرضا داوودنژاد ۱۳۸۲
بهشت از آن تو علیرضا داوودنژاد ۱۳۷۹
مرد بارانی ابوالحسن داودی ۱۳۷۸
مومیایی ۳ محمدرضا هنرمند ۱۳۷۸
مردی از جنس بلور سعید سهیلی ۱۳۷۷

 

 

 تصاویر مهتاب کرامتی

بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

ع های مهتاب کرامتی

بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

تصاویر جدید مهتاب کرامتی

  بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

تصاویر مهتاب کرامتی

  بیوگرافی مهتاب کرامتی,ع های مهتاب کرامتی

ع های جدید مهتاب کرامتی

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته 

 

 منابع:

مجله ایده آل

ویکی پدیا

از بازیگران بیشتر بدانید

  • مهتاب کرامتی: همیشه دوست دارم با مستقل ها کار کنم
  • مهتاب کرامتی در کنار فرزند معلولش+ع
  • مهتاب کرامتی در قاره آفریقا مقابل دوربین موسائیان می رود!
  • مهتاب کرامتی: نمی خواهم با زیبایی ام قضاوت شوم
  • مهتاب کرامتی، زندگی خصوصی و آقای کارگردان
  • حامد بهداد، مهدی هاشمی و مهتاب کرامتی به سومالی می روند



دختری که در پاییز،بازی عشق را میبازد...(قسمت آ )

نوشته ای از نوشته های شاهین رحیمی

====================================

اهورا،گوشی تلفن همراه ساده ی خود را با کمی مکث از جیب شلوارش در آورد.

دو دل بود که این نیت پاک و هدف بزرگ را تلفنی به مهتاب بگوید و یا اینکه حضوری او را از این تصمیم ناب آگاه کند...

اهورا میخواست قهرمان زندگی خود و مهتاب باشد اما...

نمیدانست..نمیدانست کدام راه بهتر است.

هدفش، فقط پرواز شاهین وار به سمت ماه و مهتاب بود...

هدفش ارتقاء و برتری و خوشبختی با مهتاب بود...

و در این راه هیچ چیز مانع اش نبود .حتی اختلاف فرهنگی و اعتقادی که با مهتاب و خانواده ی او داشت او را نمیتوانست از خوشبختی دور کند...

---------------------------------------------------------------------------------

با ترس و تعلل شماره ی موبایل مهتاب را گرفت و باز هم صدای آن زنی را شنید که همیشه با خشونت این جملات را به دو زبان فارسی و انگلیسی برای اهورا باز گو میکرد:

"...مشترک مورد نظر در حال مکالمه است،لطفا صبر کنید یا بعدا تماس بگیرید..."

حال اهورا از آن زن بهم میخورد و بدتر از آن،از دیالوگ مز ف و همیشگی اش...

یک بار...

دو بار...

سه بار...

نه!گویی مهتاب قصد تمام صحبت هایش با طرف مقابل را ندارد...

-----------------------------------------------------------------------------------------

بعد از حدود ده دقیقه ی بعد،مهتاب تماس میگیرد،و با ح ی طلب کارانه میگوید:

چته انقدر زنگ میزنی؟!

اهورا:راستش نگرانت شدم...خواستم ح رو بپرسم....و اینکه....

مهتاب:و اینکه چی اهورا؟!بازم من با تلفنم حرف زدم و تو اومدی پشت خط و دوباره شک؟!

بسه دیگه اهورا!!خستم کردی!!!آخه چرا انقدر زود قضاوت میکنی؟!!

اهورا:اما من که قضاوتی ن ...فقط میخواستم بهت بگم که....

مهتاب:بگی که چی؟!با کی داشتم صحبت می ؟!بذار قبل اینکه بپرسی خودم جوابتو بدم!!الناز بود!جزوه هاشو میخواست!باباجان من تک پره تو ام!تو چرا نمیخوای قبول کنی که من فقط با تو ام و جز تو حتی به هیچ نگاه هم نمیکنم؟!

اهورا:مهتاب من...حرف من خیلی مهم تر از این چیزاست...ازت خواهش میکنم دو دقیقه سکوت کن و آرامشت رو حفظ کن و با خیالی آروم به حرف های من با دقت گوش کن،میخوام یه خبر خوب بهت بدم و اونم این که من این روز ها عجیب عاشق شدم...بیشتر از قبل دوستت دارم و یه جورایی میخوام مرد زندگیت بشم...میخوام هم خودم موفق بشم و هم تورو از اونجا نجاتت بدم...میخوام ما بشیم و الگوی همه ی پسر و دخترا باشیم...میخوام همه بفهمم که ما کی هستیم...و عشق میتونه چقدر قدرتمند باشه...

مهتاب:"وااااای اهورا...دوستت دارم!!!"

اهورا:زده به سرم بیام ببینمت...

مهتاب:امروز که نمیشه عشقم!!کلی کار دارم!!بعد از ظهر هم با مامی میخوایم بریم خونه ی زن عموی بابام...و شب هم مهمون داریم و...

اهورا:باشه،متوجه شدم.باشه واسه یه روز دیگه...

مهتاب:باشه عزیزم،فعلا کاری نداری باهام؟!مامی صدام میکنه...

اهورا:نه...برو به کارات برس...

مهتاب:خ ظ!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با پایان یافتن تماس تلفنی،اهورا نتوانست خودش و دلتنگی اش را کنترل کند،سوئیچ ماشین اش را برداشت و هرچه سریع تر به راه افتاد...

چیزی شبیه شک در خون هایش در جریان بود...

لب هایش خشک شده بود و با دست پاچگی رانندگی میکرد...

باد سرد پاییزی ،غم عجیبی به اتوبان داده بود...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ساعت 17:10 دقیقه بود که به جلوی در خانه ی مهتاب رسید...

درختان سر به فلک کشیده ی بی ثمر همیشه سبز،خبر از شب تلخ و گندی را به اهورا میدادند...

کوچه پس کوچه ها بی روح بودند...

حتی گربه ها دیگر زیر ماشین ها عشق بازی نمی د و کلاغ ها بی خودی غار غار نمی د....

اما اهورا به حلقه اش نگاه میکرد و مثل پسر بچه های بی حوصله گهگاهی با آن حلقه بازی میکرد...آن را در می آورد و بار دیگر در انگشتش می انداخت...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پسر ماشین خود را در بنبستی پارک کرد و خود پشت شمشاد های روبه روی خانه ی مهتاب پنهان شد تا ش را ببیند و با دیدن او آرامش بگیرد...

پس از حدود 20دقیقه انتظار،مهتاب را دید که با مانتویی تنگ و کوتاه به رنگ سفید،شلواری جذب و تنگ(0-10)،و شالی به رنگ قرمز به همراه مادرش(!!!!)از خانه بیرون آمدند...

پسر با خود گفت:"مهم نیست ظاهر آدم چجوری باشه...مهم این که ذهن آدم هرز نپره..."

این جمله هارا در ذهن خود تکرار میکرد و خود به خوبی میدانست که در اشتباه است...

اما چاره ای نداشت،عشق، چشم و گوش او را بسته بود...

چه آرامشی...

هه...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مهتاب در خیابان میخندید...قهقهه میزد...با و ادا راه میرفت...

شاید فکر میکرد چون با مادرش است ی کاری با او ندارد!!!

دریغ از اینکه مادرش...(بیخیال!)

مهتاب گویی فراموش کرده بود...قول هایی که به اهورا داده بود...قسم هایی که میخورد...تغییری که از آن صحبت میکرد...

و گریه های شبانه اش ...

همه را فراموش کرده بود...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

هر متلک و چشم چرانی مانند پتکی بود که بر سر اهورا کوبیده میشد...

اما چاره ای نبود...

اهورا ،مهتاب را آزاد گذاشته بود و همیشه میگفت:"دوست خوب من...مهتاب من...خورشید روز های من....تو ...تو حق داری هر جور که دوس داری باشی...آدما آزادند و قدرت انتخاب دارند...و چون عقل و شعور دارند باید بهترین باشند"

انگار مهتاب و را جور دیگر برداشت کرده بود...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

اهورا گوشی اش را در دست گرفت و پیامکی به مهتاب نوشت و جویای حال او شد...باز هم از دلتنگی اش گفت،گفت که امروز میخواست معشوقه اش را ببیند،گفت که امروز ناراحت است و گفت امشب حال خوبی ندارد و مهتاب در جواب به او گفت:

"گیر نمیدم که چته!هروقت خوب شدی خودت بگو.اگه سره قرار امروزه که باید بدونی دوست نداشتم این همه راه رو به خاطر من بکوبی بیای!فقط بدون منم دلتنگتم و له له میزنم برات!عاشقتم همین!

اگه گفتم نیا فقط به خاطر خودت بود،وگرنه الان بغض نمی میفهمی؟؟اگه دلتنگ نبودم الان سرخوش میبودم!"

اهورا:میشه تمومش کنی مهتاب؟

مهتاب:چی تموم شه؟؟چرا این مدلی شدی!من که گفتم اگه میخوای بیا!من به خاطر سختیش گفتم نیا،اگه فکر میکنی سخت نیست،اوکی،بیا!منکه خودمم دارم میمیرم واسه گرفتن دستای عشقم...

اهورا؛دوستت دارم...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اهورا،باز هم از هدف خود که چیزی جز ایجاد و تداوم عشقی جاویدان و دوطرفه بود ناامید نشد و با خود گفت شاید سوتفاهم باشد...و شاید این چیزهایی که میبیند ساخته ی ذهن درگیرش باشد...

______________________________________________________________________________

شب شد...ستارگان هریک با پوزخند به اهورا چشمک میزدند...

هوا سرد بود...و اهورا چیزی جز یک پیراهن ساده ی سیاه در تن نداشت...

مهتاب و مادرش به خانه رفتند و اهورا در خیابان جا مانده بود...مثل شبگردی که به خیابان و تاریکی شب عادت دیرینه دارد...

و شب ماجراهای عجیب دیگری هم داشت...

شب تو ام بود با آمار و آمار بازی مهتاب با پسره همسایه رو به رویی...

پسری که زیر پیراهنی سفید به تن داشت،پسری که لاغر بود...پسری که صورتی کم رنگش از پشت پنجره معلوم بود...پسری که آن هنگام شب که وقت خواب جن و انس بود موهای خود را فشن کرده و جلوی پنجره ایستاده بود و نگاهش به پنجره ای بود که روزی اهورا به آن نگاه کرد و شیفته ی دختری شده بود که مادرش ی آن شهر بود...

مهتاب هم یک تاپ قرمز س/ک/س/ی به تن داشت و به آن پسر خیره شده بود و لبخند میزد...

این ها تمام چیز هایی بود که اهورا با چشمان خودش دید...

اما خواست که نیمه ی پر لیوان را دیده باشد...آیا اصلا آبی در لیوان هست؟!

خواست که قضاوت نکرده باشد...اما آیا میتواند چیزی که میبیند نادیده بگیرد؟!

خواست که شک نکرده باشد....اما در جایی که یقین حرف اول را میزند میتوان شک کرد؟!

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

اهورا:سلام...کجایی؟چیکار داری میکنی؟

مهتاب:سلام،خونم ؛ همسایمون دختره،تو بالا پشت بامه!پسره رو به روی خونه ی ما،با هم با تلفن میحرفن!!!هههه...منم دارم نگاه میکنم قایمکی...

اهورا:پس کنار پنجره ای...چند بار بهت گفتم خوب نیست دختر از پنجره بیرونو نگاه کنه؟!

مهتاب:من وقتی کنار پنجرم نگاهم بیرونه ولی به ی نگاه نمیکنم و فقط تو فکر عشقمم میفهمی؟

اهورا:مردم چی؟!بهت نگاه میکنن یا نه؟!این پسره که رک سفید پوشیده چی؟!همونی که منتظره که تو دوباره بری پشت پنجره...همونی که همش به گوشیش اشاره میکنه...

مهتاب:چی میگی تو؟!با من چیکار داره آخی؟!مامانم میگه ه همسایمونه!!!

اهورا:به من ربطی نداره کدوم احمقی دوست کیه...حالا هم دارم از زندگیت میرم...خوشحال باش

مهتاب:کجایی تو؟!چرا میخوای تنهام بذاری؟!

اهورا:مهم نباشه واست که کجام...میرم چون ،معنی این حرفم رو هیچ وقت نفهمیدی که:"مهتاب من...دوست دارم که نگات،صدات،خنده هات،جسمت،روحت،فقط مال خودم باشه...خود خودم...

تو هنوز نفهمیدی که من حسودم و غیرتی..."

مهتاب:به خدا من عوض شدم اهورا!!!من دیگه اون دختره سابق نیستم!!!کجایی تو الان؟!میخوام ببینمت!!!

اهورا:من فکر می داری از صب به من نگاه میکنی و میخندی....

تو لایق دیدن من نیستی...

خیلی ها مثل این سوسول که پشت پنجره ست،تو کوچه و خیابون منتظر تو و امثال مادرت هستند...

حالا هم دیگه وقت رفتن رسیده...

من میرم...امیدوارم بعد رفتنم روزهای شیرینمون رو از یاد نبری...حرف هایی که زدم رو به یاد بیاری و آدم موفق و پاکی تو زندگیت باشی....

این حلقه رو هم میذارم جلوی درتون بیا برش دار...اینم یادگاری من به تو...من با این حلقه خودم رو تو تمام این مدتی که با تو بودم از هوا و هوس و دام های هم جنسات حفظ ...اما تو...

بیخیال...

بدرود....

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اهورای داستان با پیراهن مشکی اش در تاریکی شب ناپدید گشت...

گوشی موبایلش را خاموش کرد و هرگز روشن نکرد...

و رخت سیاهش را هرگز از تن خارج نکرد...اهورا،اهریمن را فراموش نکرد...

دل به اهریمن های زمانه ی خود هم دیگر مبست و قهرمان زندگی خود شد....

گرچه از مهتاب ش جدا شد اما ی که مهره ی سوخته شد و قائده ی بازی را نمیدانست و به فکر جرزنی بود،

دختری بود که در پاییز،بازی عشق را باخت....

پاییز بود.همه چیز و همه جا دلگیر و ل کننده بود....

"پایان"

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پ.ن:آخیش...بالا ه تموم شد...آقایون خانوما!خوبی و بدی این متن رو به بزرگی خودتون ببخشید آخه شما نمیدونین من چطور حول حولکی نوشتم این متنو!!!!

پ.ن1:طبق معمول باید بگم که این متن هم مثل متن های دیگه ی من بی ایراد نیست و من به خوبی آگاهم که ممکنه ضعف های بی شماری داشته باشه...پس از شما همراهان همیشگی میخوام که بازم منو یاری کرده و با نظرات خوب و ارزشمندتون جهت خوب تر شدن داستان ها و دست نوشته هام قدم خیرخواهانه ای بردارین...

پ.ن2:هر نظری تایید خواهد شد،پس شخصیت شما بستگی به سبک نظر گذاشتن شما دوستان داره...

پ.ن3:تا 5آبان چیزی نخواهم نوشت و همه ی شما دوستان را به خدای خودم میسپارم...در حال حاضر عجیب گرسنه ام...از گرسنگی پشت کامپیوتر بدم میاد :-)

تا درودی دیگر بدرود


دوماهی

قسمت دوم

یه روز گرم تابستانی،وسط ظهر که آفتاب داشت توی آسمون قدرت نمایی می کرد طبق معمول مهتاب و ماهی طلایی توی آب گرم دریا شنا می .همه انگار خواب بودن هیچ ص نمیومد.همه از گرما کلافه شده بودن و منتظر بعد از ظهر بودن تا کمی هوا و آب دریا خنک بشه و یه کم بازی کنن و خوش بگذرونن.

ماهی طلایی اون روز خیلی توی فکر فرو رفته بود و زیاد حرف نمی زد ویه جورایی گرفته و دمق بود.مهتاب متوجه حال ماهی طلایی شده بود ولی به روی خودش نمیاورد.اما از اون حالِ

ماهی طلایی که تا به حال ندیده بود یه جورایی ناراحت شد و بالا ه پرسید:((ماهی طلایی تو امروز چته؟چرا امروز ناراحتی؟))

ماهی طلایی-چیزی نیست.من مثل همیشه خوبم.

مهتاب-نه این طور نیست تو امروز با بقیه ی روزهایی که دیدمت فرق داری.همش تو خودتی و فکر می کنی.چیزی شده؟

ماهی طلایی-راستش ب به این فکر می که تا کی باید توی این دریای کوچیک بمونیم.دیگه از این جا خسته شدم.باید ازاینجا بریم.البته اگه تو هم بیای و هم سفرم بشی.

مهتاب-خوب کجا می خوای بری؟همین جا که جای خوبیه.

ماهی طلایی-می خوام برم اون طرف دریا.جایی که غروبا خورشید به دریا می رسه.اون دور دورا.میایی؟

مهتاب-اولا معلوم نیست که اون جا چه خبره و چه خطرایی داره.دوما اگه من نیام بازم تو میری؟

ماهی طلایی-سوال سختی پرسیدی.ولی من می خوام تو هم با من باشی.تازه اون جا هم مثل این جاست.خطری نداره.فقط بزرگتر و قشنگتره .غذای بیشتر،جای بیشتر،بازی بیشتر.اون جا می تونیم با هم زندگی کنیم وتا آ عمرمون با هم باشیم.خواهش می کنم بامن بیا.ببینم تو از این جا خسته نشدی؟

مهتاب کمی فکر کرد و با تردید گفت:به من وقت بده باید کمی فکر کنم.

چند روزی گذشت.تو تمام اون روزها ماهی طلایی زیر گوش مهتاب از خوبی های اون طرف دریا و بدی های این طرف دریا می گفت.می گفت ما باید به استقبال هیجان بریم وخطر کنیم. می گفت که از یه ماهی پیری شنیده که اون طرف دریا اقیانوسه وخیلی بزرگتر و قشنگتر از دریاست.

بالا ه های ماهی طلایی توی گوش مهتاب اثر کرد و مهتاب قبول کرد که دنبال اون بره.

ماهی طلایی-می دونستم که با من می مونی ومنو دوست داری.دو روز دیگه وقتی خورشید تازه طلوع کرد وهمه خواب بودن با هم میریم.

***************************************

طلوعِ روز موعود رسید.توی اون دو روز مهتاب همه جای دریا را گشت ودید.انگار که دیگه به اون جا بر نخواهد گشت.حتی به ((منطقه ی مرگ)) هم رفت.شاید می خواست با اجدادش خداحافظی ه.همه ی ماهی ها و موجودات دریا وگیاهارو با دقت نگاه کرد وچند باری بی اختیار گریه کرد.اون درگیر یک هجرت شده بود.هجرتی که اصلا نه دوستش می داشت ونه انتظارش رو داشت.اما اون زندگیش رو،خانواده اش رو ودریای مورد علاقه اش که زادگاهش بود،فدای عشقش می کرد وتصمیم جدی گرفته بود که بره.طلوع صبح، همان موقعی که خیلی ها خواب بودن وخورشیدِ خواب آلوده ی بی جون با چشمهای پف کرده از خواب تازه به صفحه ی بوم لاجوردی آسمون اومده بود،ماهی طلایی کنار ((ص ه جلبکی)) میعادگاه همیشگی اون دو ماهی عاشق منتظر مهتاب بود.مهتاب از راه رسید.ناراحت بود ولی به نظر چاره ای نداشت.

ماهی طلایی-بریم؟آماده ای؟ناراحت که نیستی؟

مهتاب-آماده ام.ناراحت که هستم ولی نمی تونم از تو بگذرم.

اینهارو گفتن وراه افتادن.به سوی پایین دریا رفتن.به طرف همون غربی که غروبا خورشید اون جا گم می شه و صبحها از شرق پیداش می شه.

مهتاب و ماهی طلایی تا بعد ازظهر چیزی نگفتن و فقط شنا .بالا ه ماهی طلایی بغض صدا رو ش ت و شروع به حرف زدن کرد:

خیلی دور شدیم.نه؟تا حالا اینطرفا نیومده بودیم.باید تا جوونیم همه جا رو ببینیم.همه چیزو تجربه کنیم.با هم میریم اقیانوس رو می بینیم.اون جا خیلی قشنگه.ماهی هایی که تا به حال ندیدیم می بینیم.دوستای جدید پیدا می کنیم.وای...!

مهتاب-نکنه واسمون اتفاق بدی پیش بیاد.

ماهی طلایی-نه بابا.چه اتفاقی؟من ماهی قوی ای هستم.تا با منی از هیچ چیزی نترس.

ماهی طلایی با این که خودش هم ته دلش قرص نبود ولی به مهتاب دلگرمی میداد.

اونا بعد از سه روز شنا وسختی کشیدن به یک قدمی اقیانوس رسیدن.اونجا آب مزه ی دیگه ای داشت وفشارش زیادتر بود.میشد حس کرد که عمقش هم بیشتره.موجودات عجیب وغریبی هم اونجا بودن که تا به حال اون دو ماهی اونا رو ندیده بودن.اونجا دنیای بزرگتر و عجیبتری بود وماهی طلایی از دیدن اونجا خیلی خوشحال بود وفکر میکرد به جایی که می خواسته رسیده.

مهتاب ایستاد و با ح ی خسته و نگران گفت:ماهی طلایی بیا یه کم استراحت کنیم.من خسته شدم!

ماهی طلایی هم که خسته بود اما به روی خودش نمیاورد و همش این طرف واون طرف رو نگاه می کرد گفت:خوب باشه اگه خسته ای استراحت می کنیم.اونا به گوشه ای رفتن که فکر می جای امنی هست و به خواب فرو رفتن.اما غافل از اون بودن که دست انسان،این موجود اب کار به اون جا رسیده بود و دیگه اون جا امنیت دریای خودشون رو نداره.ماهی طلایی و مهتاب در کنار هم به خواب عمیق و خوبی فرو رفته بودن.

*************************************************

اما بشنوید از روی دریا.جایی که یه کشتی با دو سر نشینش،که ماهی گیر بودن،به طرف همون جای به ظاهر امن می رفتن.دو ماهی گیر که تقریبا همسن وسال هم بودن و هر دوی اونها نزدیک چهل یا چهل و پنج سالشون بود با هم دردل می وکشتیشون رو میروندن.

یکی از ماهی گیرها که اسمش (آدریان) بود با ص که از مستی می لرزید شروع کرد به آواز خوندن.ماهی گیر دیگه که اسمش (جایکوب) بود از خوندن دوستش خسته شد و گفت:

هی مرد بس کن دیگه دیوونه ام کردی.

آدریان شیشه ی مشروبش رو برداشت و یه گلاس برای خودش پر کرد و رو به جایکوب گفت:نمی خوری؟خوبه ها!

جایکوب هم که سکان کشتی تو دستش بود وکشتی کوچیک رو هدایت می کرد گفت:نه.تو هم دیگه بس کن داریم می رسیم.الان ن تی می خوای زور بزنی و تور پر از ماهی رو بالا بکشی.این جوری دیگه خودتم نمی تونی بکشی.

آدریان همون جوری که گلاس مشروب توی دستش بود به فکر فرو رفت وبعد از چند دقیقه با ص ناراحت گفت:جایکوب.می خوام ترک کنم.دیگه می خوام به این لعنتی لب نزنم.این آ ین شیشه ی مشروبیه که می خورم.دیگه این لعنتی داره زندگیم رو نابود می کنه.

جایکوب-تو از بیست سالگی همینو می گفتی.یادت رفته که تا حالا چند بار ترک کردی؟

آدریان-نه این دفعه فرق داره.دیروز جشن فارغ حصیلی دخترم (آنجلیکا) بود.زنم (ناتالی) می گفت که آنجلیکا نمی خواسته به من خبر بده.یعنی از من خج می کشیده.منِ احمق هم همین دیروز مست وبه مدرسه ی آنجلیکا رفتم.اون شاگرد ممتاز مدرسه شده.وقتی اسمشو خوندن من و ناتالی رو صدا که پیش دخترمون وایستیم.ناتالی رفت و منم پشت سرش رفتم.اما من از بس مست بودم روی پله های سن خوردم زمین و همه خندیدن.دخترم وناتالی خیلی خج کشیدن.تازه توی جشن پدر یکی از پسرهایی که همکلاس آنجلیکا بود اومد وگفت که پسرش از دختر من خوشش اومده ومی خواد با دخترم ازدواج کنه.دیگه فهمیدم که جوون نیستم و باید این بچه بازی ها رو کنار بذارم.

جایکوب-خوب اراده کن و ترک کن.اگه تو ترک کنی ودیگه مشروب نخوری منم خوشحال میشم.آنجلیکا هم مثل دختر نداشته ی منه.

آدریان-ببینم،یه قولی به من میدی؟

جایکوب-چه قولی؟

آدریان-من ترک می کنم.ولی تو هم قول بده که ازدواج کنی.داری پیر می شی پسر!

جایکوب-نمی تونم.نه این که نخوام.به جون تو نمی تونم.هر موقع می خوام با یه زن حرف بزنم یاد (کاملیا) می افتم.یاد اون روز لعنتی.اون روزی که من وکاملیا با اون (دوج) قراضه رفتیم ته دره.اون جلوی چشمای من جون داد وچشمای قشنگشو برای همیشه بست.کاشکی منم مرده بودم.

جایکوب گریه اش گرفت وسیل اشکاش به روی گونه اش سرازیر شد.آدریان که تحت تاثیر قرار گرفته بود بلند شد وبه سمت جایکوب رفت وشونه های اون رو نوازش کرد وگفت: ببخشید که تو رو یاد اون روز انداختم.اما این اتفاق بیست سال پیش افتاده.تو هم باید قوی باشی وزندگیت رو بسازی.روح کاملیا الان پیش مریم مقدس هست.اما تو زنده ای.پس زندگی کن.

چند دقیقه ای هر دوی آنها ت شدن ویکی به ترک مشروب ودیگری به ازدواج فکر کرد.بالا ه جایکوب فکر رو کنار گذاشت وگفت:خوب آدریان برو تور رو بیار همین جا ماهی می گیریم.

و اون جا،جایی بود که مهتاب وماهی طلایی به خواب ناز فرو رفته بودن.آدریان تور رو به داخل آب انداخت ماهی های دیگه متوجه همه چیز شدن وهر کدوم که خوش شانستر بود تونست جون سالم بدر ببره وماهی های بد شانس توی تور ماهی گیر اسیر شدند.هیاهوی ماهی ها مهتاب وماهی طلایی رو از خواب پروند.توی هجوم ماهی ها مهتاب وماهی طلایی از هم جدا شدن.اونها همدیگه رو ندیدن ولی بعضی وقتا صدای همدیگه رو می فهمیدن که داشتن دیگری رو صدا می زدن.

همین جور که ماهی طلایی فرار می کرد دنبال مهتاب می گشت تا اون روهم نجات بده.همون موقع بود که ماهی طلایی مهتاب رو دید.تور بسته ی ماهی گیرها بالا کشیده شد وماهی طلایی مهتاب رو دید که توی تور بالا کشیده می شد.ماهی طلایی با سرعت شنا کرد وبه سمت تور رفت تا شاید بتونه عشقشو از توی تور بیرون بکشه.ولی مهتاب لبخند سردی زد و گفت: خداحافظ عشق من!

یه قطره اشک از چشم مهتاب اومد و آ ین حبابش رو به یاد روزهای شادشون،همون روزهایی که توی دریای خودشون بازی می ،به سمت ماهی طلایی فرستاد واز آب خارج شد وبه همراه صدها ماهی دیگه تنش روی عرشه ی کشتی آدریان و جایکوب ولو شد.

حباب به صورت ماهی طلایی خورد وترکید.به همراه اون بغض ماهی طلایی هم ش ت و اشکش توی آب دریا جاری شد.بله،مهتاب مُرد.غذای آدمها شد.اون پولکهای مهت رنگ قشنگش به دست آدمها کنده شد وگوشتش از استخوانهاش جدا شد.ماهی طلایی ساعتها همونجا خشکش زد وگریه کرد.تو فکر فرو رفته بود.فکر مهتاب،روزهایی که با مهتاب بود و بازیهایی که با مهتاب کرده بود.اما چه فایده ای داشت؟مهتاب دیگه برنمی گشت.

ماهی طلایی چند روز مثل دیوونه ها توی اون منطقه ی نزدیک به اقیانوس سرگردان بود. انگار دنبال چیزی می گشت.دنبال گمشده ی خودش می گشت.اما اون دیگه بر نمی گشت.

بالا ه بعد از اون چند روز سیاه وبد تصمیم گرفت که به دریای خودشون بر گرده.بدون این که فکر کنه که اگه ازش سراغ مهتاب رو بگیرن چی باید بگه.یا این که وقتی اون دریا رو،ص ه جلبکی وجاهای دیگه رو می بینه و به یاد مهتاب می افته چکار باید ه.اون به هیچ چیز فکر نکرد.فقط برگشت.سه روز بعد،وسط ظهر به دریای خودشون رسید.همه خواب بودن.هیچ ص نمیومد.همه یه جورایی خسته وکلافه از گرما بودن.حتی صدای موج هم نمیومد.همه گوشه گوشه ی دریا چشمهاشون رو بسته بودن.انگار که مرده بودن.اما نه،همه نفس می کشیدن. ی که مرده بود مهتاب بود ویه قلب.قلب خسته وتکیده ی ماهی طلایی.

ماهی طلایی بدون این که ی متوجه بشه به طرف منطقه ی مرگ رفت.به اون جا رسید و نگاه کرد.اما اون جا جایی نبود که چیزی برای نگاه داشته باشه.اون شاید داشت توی دلش یه چیزی می گفت.یا با ی خداحافظی می کرد.بعد تنها یادگاری مهتاب رو، که پولک مهت رنگ اون بود،توی منطقه ی مرگ رها کرد.انگار اون پولک رو ماهی طلایی از قلبش در آورده بود وتوی آب غلیظ و کم عمق و سیاه اونجا رها کرده بود.بعد هم با دهانش حب درست کرد و گفت:خداحافظ عشق من!من هنوز هم دوست دارم.تا ابد.

********************************************

این آ ین باری بود که ماهی طلایی توی اون دریا اومد.چون بعدش رفت ودیگه پیداش نشد.هیشکی اون رو ندید.شاید به طرف خورشید،همون جابه طرف غرب رفت.یا شاید جای دیگه ای رفت.شاید هم جایی رفت وخودش رو کشت تا توی یه دنیای دیگه پیش مهتاب بره.اما هیچ نمی دونه ماهی طلایی کجا رفت.همونطوری که ی نمی دونه مهتاب غذای چه ی شد !

پایان!



نگاهی به زندگی و هنر قدیمی ترین سوزن دوز ایران، به بهانه ب ایی نمایشگاه «دست دوخته های دختران مهتاب»

نویسنده: زهرا روستا


در زبان بلوچی دوچ به معنای سوزن دوزی است و سوزن دوزی دوختن نقش هایی ظریف، با نخ روی پارچه است. هدف اصلی سوزن دوزی آرایش پارچه های لباس است. اما امروز در ساخت بسیاری وسایل همچون کیف و کفش، رومیزی، ن و آباژور، از این تکه پارچه های منقش به آثار سوزن دوزی استفاده می شود. پیشینه هنر سوزن دوزی در بلوچستان به حدود دو قرن پیش از برمی گردد. این هنر از نظر اص و ظرافت در ردیف بهترین صنایع دستی ایران قرار دارد. ن بلوچ از قرن ها پیش کوک و بخیه را با نقش هایی متقارن از هندسه و طبیعت، به هم آمیخته اند و هارمونی بی نظیری از رنگ ها را روی پارچه خلق کرده اند. می گویند نقشمایه های سوزن دوزی، رویاهای ن و دختران بلوچ است. اما سوزن دوزی فقط رویا نیست، هنری است که با معاش ن بلوچستان هم گره خورده است. سوزن دوزی بلوچستان سال هاست که درسایه بازار ارزانقیمت لباس ها، ن ها و رومیزی های پا تانی و افغانی به حاشیه رفته است. سوزن دوزی های ماشینی و پته دوزی های غیراصیل به خاطر قیمت ارزان مشتری های فراونی دارند و در بسیاری از موارد به جای صنایع دستی بلوچستان به دیگر نقاط ایران ارسال می شوند. بخش دردناک ماجرا اینجاست که گاهی در نمایشگا ه های صنایع دستی سراسری این پارچه های وارداتی به نام نقش های اصیل هنر سوزن دوزی بلوچستان جعل می شوند و دلالان از نام ن هنرمند بلوچ برای فروش پارچه هایشان استفاده می کنند. این گونه است که دوچ بلوچستان یا به صورت شایسته عرضه نمی شود یا سودش به جیب دلالانی می رود که نه می دانند مهارت سوزن زدن به پارچه چیست و نه از نقش ها و رنگ های اصیل بلوچی اطلاعی دارند.

هنر باستان از بلوچستان تا سعدآباد
روستای قاسم آباد در بخش بمپور شهرستان ایرانشهر قرار دارد. درگذشته قاسم آباد به دلیل به رود هیرمند پوشیده از نخل های سبز و گندمزارهای فراوان بوده است، آفت خش الی سیستان و بلوچستان، قاسم آباد را هم بی نصیب نگذاشت. در این سال ها که خبری از کشاورزی و باغداری نیست، مردان روستا برای کارهای فصلی به استان های دیگر مهاجرت می کنند. اما ن هم باری بزرگ بر دوش دارند. هنر دست های ن قاسم آباد نه فقط راهی برای تامین درآمد خانواده است بلکه، تلاشی برای ب ا نگه داشتن این هنر باستانی است. سوزن دوزی در مناطق وسیعی از بلوچستان رواج دارد اما قاسم آباد از معدود مناطقی است که هنوز در برابر نقش های ارزان ماشینی و نمونه های جعلی پا تانی و افغانستانی مقاومت کرده است. این مقاومت در برابر هنر وارداتی میراث به جا مانده از مهتاب نوروزی است. مهتاب قدیمی ترین و مشهورترین سوزن دوز کشور و اهل این روستا است. شهرت مهتاب بی دلیل نیست. او که در 15 سالگی نزد مادرش سوزن دوزی آموخت، در 16 سالگی کار شد. مهتاب زندگی اش را وقف سوزن دوزی کرد و هیچگاه ازدواج نکرد. خودش می گوید، هیچ وقت عاشق مردی نشده و عشق را خیلی قبل تر لابه لای هندسه نقش های دوخته شده بر پارچه پیدا کرده است. 63 سال دوخت و آموخت. این گونه است که تمام ن و دختران قاسم آباد خود را دختران و نوه های مهتاب می دانند. او برای آموزش سوزن دوزی به مناطق دیگر بلوچستان نیز سفر می کرد. چیزی که هنر مهتاب را اینچنین متمایز می کند، ظرافت و دقتی است که در کوک زدن نقش ها به کار می برد و عمری است که به آموزش و احیای این هنر گذاشت. در دوران پهلوی دوم، نقش سوزن دوزی او روی لباس هاص، نام مهتاب را جهانی کرد. مهتاب نشان درجه یک هنر وزارت فرهنگ و ارشاد ی را دریافت کرده است و قرار بود مهر اص یونسکو نیز به او تعلق بگیرد. در سال 86 به همراه 13 هنرمند دیگر در برنامه «گنجینه های از یاد رفته هنر ایرانی» مورد تقدیر قرار گرفت. پس از آن بود که میرحسین رییس وقت فرهنگستان هنر در نامه یی به ارشاد از او خواست تا برای مهتاب بیمه و حقوق بازنشستگی در نظر بگیرد. اما حاصل 63 سال تلاش مهتاب تنها پنج سال بیمه با در نظر گرفتن 16 سال سابقه کار بود و البته شاگردانی که با وجود تمام تنگدستی های مالی، آنها را با روش خودش تربیت کرد، تا سوزن دوزی به روش مهتاب شناسنامه دختران قاسم آباد باشد. در حال حاضر تعدادی از آثار مهتاب در مجموعه سعدآباد نگهداری می شوند. اما بسیاری از انی که از این آثار بازدید می کنند نمی دانند صاحب این مجموعه گرانبها، در اتاقکی 30 متری زندگی می کرد که خشت های ناموزونش هرگز با ظرافت هنر سوزن دوزی اش همخوانی نداشت. تمام زندگی اش در گرمای طاقت فرسای بلوچستان، یک یخچال و چند دست رختخواب بود. سیلی که در زمستان 86 به بمپور آمد تمام زندگی مهتاب را با خود برد و تا پایان عمرش هیچ کدام از مسوولان قول بازسازی منزلش را عملی ن د.

دختران مهتاب، وارثان نقش و رنگ
مهتاب در 24 تیرماه 91 در 78 سالگی، در روستای محل زندگی اش، در غربتی که شایسته هنر او نبود از دنیا رفت. زینب نورزی می گوید، او تنها ویترینی برای نمایشگاه های شان بود و بس. زینب برادر زاده و دخترخوانده مهتاب، حالاصدای هنر ن بلوچ است. او از سن هشت سالگی، سوزن دوزی را نزد مهتاب آموخت. در حال حاضر به حدود 150 هنرجو آموزش می دهد. نداشتن کارگاه مجهز و بودجه کافی برای آموزش این کار از مشکلات اوست. کارگاه خانگی زینب و امکانات کم آن پاسخگوی هنرجویان نیست. زینب می گوید وجود واسطه ها و دلالان صنایع دستی و ورود هنر جعلی سوزن دوزی از افغانستان و پا تان شرایط را برای هنرمندان بلوچ دشوار کرده و این هنر در معرض نابودی قرار گرفته است. مهتاب پیش از مرگ زمین هایش را برای احداث کتابخانه یی در قاسم آباد وقف کرده بود. قرار بود در کنار این کتابخانه که در سال 91 به همت چند انجمن مردم نهاد افتتاح شد، کارگاه هایی برای آموزش هنر سوزن دوزی هم تاسیس شود. اما زینب می گوید خیلی وقت است که فقط اسکلت این کارگاه بالاآمده و دیگر اقدامی صورت نگرفته است. زینب نوروزی می گوید مشکل بیمه هنرمندان سوزن دوز که سال ها از معضلات بزرگ آنها بوده تا حدودی برطرف شده است. اما همچنان از آموزش ناصحیح و برگزار نشدن کلاس های صنایع دستی گلایه مند است. می گوید هنوز خیلی ها تفاوت سوزن دوزی و سکه دوزی را نمی دانند و ما در تلاشیم این دو را به عنوان دو هنر جداگانه معرفی کنیم. در این سال ها سازمان آموزش فنی حرفه یی نیزدوره های سوزن دوزی را برگزار می کند که می تواند نقطه امیدی برای حفظ این هنر باشد. تمام دغدغه زینب حفظ اص این هنر به روش مهتاب و حمایت از ن سوزن دوز بلوچ است.

نخستین نمایشگاه اختصاصی آثار دختران مهتاب
22 مهرماه امسال نمایشگاهی با عنوان «دست دوخته های دختران مهتاب» با همکاری فرهنگستان هنر و مرکز هن ژوهشی نقش جهان برگزار می شود. این نمایشگاه تا سوم آبان ماه در گالری جهان مرکز نقش جهان ب است. «نمایشگاه دست دوخته های دختران مهتاب» نخستین نمایشگاهی است که به صورت اختصاصی به آثار سوزن دوزی ن روستای قاسم آباد اختصاص دارد و به گفته زینب نوروزی، هدف آن معرفی هنر سوزن دوزی بلوچستان به طراحان مد و لباس است. به اعتقاد او تمام ویژگی های هنر اصیل سوزن دوزی بلوچستان در آثار این نمایشگاه رعایت شده است. این آثار در چهار بخش عرضه می شود. آثاری از هنرمند فقید، مهتاب نوروزی، آثاری از زینب نوروزی و کارهای دست شاگردان او. زینب می گوید برخی از آثار شاگردانش از لحاظ ظرافت دوخت و اص نقش با آثار نگهداری شده در مجموعه نیاوران برابری می کند. بخش چهارم این نمایشگاه آثاری با نقش مایه احیا شده تیتوک بانوران (به معنای سرمه نوعروسان) است. این نقشمایه از اصیل ترین طرح های سوزن دوزی با ریشه های تاریخی است که زینب نوروزی آن را دوخته و در معرض عموم قرار داده است. تاثیر مهتاب نوروزی روی هنر سوزن دوزی بلوچ همچنان ملموس است. زینب و دیگر دختران مهتاب با تمام مشکلات سعی در حفظ این میراث و انتقال آن به نسل های جدید دارند. در این میان حمایت مسوولان از این هنرمندان دور از پایتخت، شاید بتواند گوشه یی از بی مهری هایی را که در زمان حیات مهتاب به او شده بود جبران کند.

«دیر دانستم

مهتاب، زن بلوچ سرزمین من

تمام جهان را سوزن دوزی می کرد.

اگرچه جنگل را ندیده بود

اما مسیر قطار میرجاوه تا زاهدان را

آنچنان سبز گلدوزی می کرد که از تمام بلوچستان بوی شالیزار می آمد.» ؟

بخشی از شعر نسرین بهجتی، شاعر بلوچ



نگاهی به زندگی و هنر قدیمی ترین سوزن دوز ایران، به بهانه ب ایی نمایشگاه «دست دوخته های دختران مهتاب»

نویسنده: زهرا روستا


در زبان بلوچی دوچ به معنای سوزن دوزی است و سوزن دوزی دوختن نقش هایی ظریف، با نخ روی پارچه است. هدف اصلی سوزن دوزی آرایش پارچه های لباس است. اما امروز در ساخت بسیاری وسایل همچون کیف و کفش، رومیزی، ن و آباژور، از این تکه پارچه های منقش به آثار سوزن دوزی استفاده می شود. پیشینه هنر سوزن دوزی در بلوچستان به حدود دو قرن پیش از برمی گردد. این هنر از نظر اص و ظرافت در ردیف بهترین صنایع دستی ایران قرار دارد. ن بلوچ از قرن ها پیش کوک و بخیه را با نقش هایی متقارن از هندسه و طبیعت، به هم آمیخته اند و هارمونی بی نظیری از رنگ ها را روی پارچه خلق کرده اند. می گویند نقشمایه های سوزن دوزی، رویاهای ن و دختران بلوچ است. اما سوزن دوزی فقط رویا نیست، هنری است که با معاش ن بلوچستان هم گره خورده است. سوزن دوزی بلوچستان سال هاست که درسایه بازار ارزانقیمت لباس ها، ن ها و رومیزی های پا تانی و افغانی به حاشیه رفته است. سوزن دوزی های ماشینی و پته دوزی های غیراصیل به خاطر قیمت ارزان مشتری های فراونی دارند و در بسیاری از موارد به جای صنایع دستی بلوچستان به دیگر نقاط ایران ارسال می شوند. بخش دردناک ماجرا اینجاست که گاهی در نمایشگا ه های صنایع دستی سراسری این پارچه های وارداتی به نام نقش های اصیل هنر سوزن دوزی بلوچستان جعل می شوند و دلالان از نام ن هنرمند بلوچ برای فروش پارچه هایشان استفاده می کنند. این گونه است که دوچ بلوچستان یا به صورت شایسته عرضه نمی شود یا سودش به جیب دلالانی می رود که نه می دانند مهارت سوزن زدن به پارچه چیست و نه از نقش ها و رنگ های اصیل بلوچی اطلاعی دارند.

هنر باستان از بلوچستان تا سعدآباد
روستای قاسم آباد در بخش بمپور شهرستان ایرانشهر قرار دارد. درگذشته قاسم آباد به دلیل به رود هیرمند پوشیده از نخل های سبز و گندمزارهای فراوان بوده است، آفت خش الی سیستان و بلوچستان، قاسم آباد را هم بی نصیب نگذاشت. در این سال ها که خبری از کشاورزی و باغداری نیست، مردان روستا برای کارهای فصلی به استان های دیگر مهاجرت می کنند. اما ن هم باری بزرگ بر دوش دارند. هنر دست های ن قاسم آباد نه فقط راهی برای تامین درآمد خانواده است بلکه، تلاشی برای ب ا نگه داشتن این هنر باستانی است. سوزن دوزی در مناطق وسیعی از بلوچستان رواج دارد اما قاسم آباد از معدود مناطقی است که هنوز در برابر نقش های ارزان ماشینی و نمونه های جعلی پا تانی و افغانستانی مقاومت کرده است. این مقاومت در برابر هنر وارداتی میراث به جا مانده از مهتاب نوروزی است. مهتاب قدیمی ترین و مشهورترین سوزن دوز کشور و اهل این روستا است. شهرت مهتاب بی دلیل نیست. او که در 15 سالگی نزد مادرش سوزن دوزی آموخت، در 16 سالگی کار شد. مهتاب زندگی اش را وقف سوزن دوزی کرد و هیچگاه ازدواج نکرد. خودش می گوید، هیچ وقت عاشق مردی نشده و عشق را خیلی قبل تر لابه لای هندسه نقش های دوخته شده بر پارچه پیدا کرده است. 63 سال دوخت و آموخت. این گونه است که تمام ن و دختران قاسم آباد خود را دختران و نوه های مهتاب می دانند. او برای آموزش سوزن دوزی به مناطق دیگر بلوچستان نیز سفر می کرد. چیزی که هنر مهتاب را اینچنین متمایز می کند، ظرافت و دقتی است که در کوک زدن نقش ها به کار می برد و عمری است که به آموزش و احیای این هنر گذاشت. در دوران پهلوی دوم، نقش سوزن دوزی او روی لباس هاص، نام مهتاب را جهانی کرد. مهتاب نشان درجه یک هنر وزارت فرهنگ و ارشاد ی را دریافت کرده است و قرار بود مهر اص یونسکو نیز به او تعلق بگیرد. در سال 86 به همراه 13 هنرمند دیگر در برنامه «گنجینه های از یاد رفته هنر ایرانی» مورد تقدیر قرار گرفت. پس از آن بود که میرحسین رییس وقت فرهنگستان هنر در نامه یی به ارشاد از او خواست تا برای مهتاب بیمه و حقوق بازنشستگی در نظر بگیرد. اما حاصل 63 سال تلاش مهتاب تنها پنج سال بیمه با در نظر گرفتن 16 سال سابقه کار بود و البته شاگردانی که با وجود تمام تنگدستی های مالی، آنها را با روش خودش تربیت کرد، تا سوزن دوزی به روش مهتاب شناسنامه دختران قاسم آباد باشد. در حال حاضر تعدادی از آثار مهتاب در مجموعه سعدآباد نگهداری می شوند. اما بسیاری از انی که از این آثار بازدید می کنند نمی دانند صاحب این مجموعه گرانبها، در اتاقکی 30 متری زندگی می کرد که خشت های ناموزونش هرگز با ظرافت هنر سوزن دوزی اش همخوانی نداشت. تمام زندگی اش در گرمای طاقت فرسای بلوچستان، یک یخچال و چند دست رختخواب بود. سیلی که در زمستان 86 به بمپور آمد تمام زندگی مهتاب را با خود برد و تا پایان عمرش هیچ کدام از مسوولان قول بازسازی منزلش را عملی ن د.

دختران مهتاب، وارثان نقش و رنگ
مهتاب در 24 تیرماه 91 در 78 سالگی، در روستای محل زندگی اش، در غربتی که شایسته هنر او نبود از دنیا رفت. زینب نورزی می گوید، او تنها ویترینی برای نمایشگاه های شان بود و بس. زینب برادر زاده و دخترخوانده مهتاب، حالاصدای هنر ن بلوچ است. او از سن هشت سالگی، سوزن دوزی را نزد مهتاب آموخت. در حال حاضر به حدود 150 هنرجو آموزش می دهد. نداشتن کارگاه مجهز و بودجه کافی برای آموزش این کار از مشکلات اوست. کارگاه خانگی زینب و امکانات کم آن پاسخگوی هنرجویان نیست. زینب می گوید وجود واسطه ها و دلالان صنایع دستی و ورود هنر جعلی سوزن دوزی از افغانستان و پا تان شرایط را برای هنرمندان بلوچ دشوار کرده و این هنر در معرض نابودی قرار گرفته است. مهتاب پیش از مرگ زمین هایش را برای احداث کتابخانه یی در قاسم آباد وقف کرده بود. قرار بود در کنار این کتابخانه که در سال 91 به همت چند انجمن مردم نهاد افتتاح شد، کارگاه هایی برای آموزش هنر سوزن دوزی هم تاسیس شود. اما زینب می گوید خیلی وقت است که فقط اسکلت این کارگاه بالاآمده و دیگر اقدامی صورت نگرفته است. زینب نوروزی می گوید مشکل بیمه هنرمندان سوزن دوز که سال ها از معضلات بزرگ آنها بوده تا حدودی برطرف شده است. اما همچنان از آموزش ناصحیح و برگزار نشدن کلاس های صنایع دستی گلایه مند است. می گوید هنوز خیلی ها تفاوت سوزن دوزی و سکه دوزی را نمی دانند و ما در تلاشیم این دو را به عنوان دو هنر جداگانه معرفی کنیم. در این سال ها سازمان آموزش فنی حرفه یی نیزدوره های سوزن دوزی را برگزار می کند که می تواند نقطه امیدی برای حفظ این هنر باشد. تمام دغدغه زینب حفظ اص این هنر به روش مهتاب و حمایت از ن سوزن دوز بلوچ است.

نخستین نمایشگاه اختصاصی آثار دختران مهتاب
22 مهرماه امسال نمایشگاهی با عنوان «دست دوخته های دختران مهتاب» با همکاری فرهنگستان هنر و مرکز هن ژوهشی نقش جهان برگزار می شود. این نمایشگاه تا سوم آبان ماه در گالری جهان مرکز نقش جهان ب است. «نمایشگاه دست دوخته های دختران مهتاب» نخستین نمایشگاهی است که به صورت اختصاصی به آثار سوزن دوزی ن روستای قاسم آباد اختصاص دارد و به گفته زینب نوروزی، هدف آن معرفی هنر سوزن دوزی بلوچستان به طراحان مد و لباس است. به اعتقاد او تمام ویژگی های هنر اصیل سوزن دوزی بلوچستان در آثار این نمایشگاه رعایت شده است. این آثار در چهار بخش عرضه می شود. آثاری از هنرمند فقید، مهتاب نوروزی، آثاری از زینب نوروزی و کارهای دست شاگردان او. زینب می گوید برخی از آثار شاگردانش از لحاظ ظرافت دوخت و اص نقش با آثار نگهداری شده در مجموعه نیاوران برابری می کند. بخش چهارم این نمایشگاه آثاری با نقش مایه احیا شده تیتوک بانوران (به معنای سرمه نوعروسان) است. این نقشمایه از اصیل ترین طرح های سوزن دوزی با ریشه های تاریخی است که زینب نوروزی آن را دوخته و در معرض عموم قرار داده است. تاثیر مهتاب نوروزی روی هنر سوزن دوزی بلوچ همچنان ملموس است. زینب و دیگر دختران مهتاب با تمام مشکلات سعی در حفظ این میراث و انتقال آن به نسل های جدید دارند. در این میان حمایت مسوولان از این هنرمندان دور از پایتخت، شاید بتواند گوشه یی از بی مهری هایی را که در زمان حیات مهتاب به او شده بود جبران کند.

«دیر دانستم

مهتاب، زن بلوچ سرزمین من

تمام جهان را سوزن دوزی می کرد.

اگرچه جنگل را ندیده بود

اما مسیر قطار میرجاوه تا زاهدان را

آنچنان سبز گلدوزی می کرد که از تمام بلوچستان بوی شالیزار می آمد.» ؟

بخشی از شعر نسرین بهجتی، شاعر بلوچ


دارم پایان نامم رو تصحیح میکنم

پ اصلا نیست و من باید تمام کارهارو خودم انجام بدم

ی امضا باید برای من انجام میدادن

آنقدر نیومدن که تاریخ امضا گذشت

امروز برم ببینم از من قبول میکنن ی دیگه جای پ امضا کنه برگم رو یا نه

تصحیح پایان نامه خیلی وقت گیر هست

و تازه دو فصل از پایان نامه رو تصحیح

و فکر کنم تا آ تابستون بشه گفت کار پایان نامم تموم میشه

هیچ خبری از نتیجه مقاله ای که تصحیح و فرستادم برای ژورنال نیست

امیدوارم نتیجه به زودی بیاد و نتیجه ی خوبی هم باشه

منتظرم داد تموم بشه تا ی که تهران دیدم و صحبت کردیم

ی نگاه به مقاله ای که براشون فرستادم ن

سمیناری که اردیبهشت رفتم

اونجا با ی صحبت و خیلی از کارهایی که برای کنفرانس فرستاده بودم

خوشش اومد

منم یکی از مقاله هام رو که هنوز جایی نفرستادم

براش ایمیل

و قرار شد نگاه ه  و خبر بده

چند وقت پیش که تماس گرفتم گفت بخاطر امتحان ها سرش خیلی شلوغه و از من

خواست تا آ داد صبر م


ما تو خونه تی وی اون رو آبی نداریم

یعنی من اصلا خونه نبودم که بخوام تی وی نگاه کنم

از اوا پارسال مستر همش میگفت یکی ب یم!!

منم هی عقب مینداختم چون به نظرم ید های مهم تر داشتیم

و حساب کتاب پول های مستر هم دست من بود و نمی تونست ب ه

تا دیروز که دیدم مامان هم همش حرف اون مدل تی وی رو میزنه

و مستر هم قصد ید داره

تا ی پولی واریز شد تو کارت مستر

دیگه تصمیمش قطعی شد برای ید

دیروز عصر رفتیم بیرون

اول رفتیم کتابخونه تا مادر و مستر کتاب های قبلی رو پس بدن و کتاب های جدید بگیرن

بعد رفتیم سمت توحید و من دنبال مانتو بودم که چیزی پیدا ن

البته زیاد نگشتم چون مستر روزه بود و مادر هم پاش درد می کرد

دیگه گفتم باشه ی وقت دیگه میام دنبال مانتو

و مستر رفت طالقانی برای ید

زنگ زد به یکی از دوستاش و اونم چیزی رو که میخواستیم برامون زنگ زد آوردن

حالا احتمالا امروز میان برای نصب

نمیدونم چرا هر وقت اسم نصب میاد!! یاد صابر ابر می افتم!!


آنقدر دلم میخواد ی تغیرات اساسی تو زندگیم بدم

من از بچگی هیچ وقت دلم نمیخواست شبیه ی باشم

انقدر ایده ال گرا بودم که ارزوی شبیه بودن به ی

برام کوچیک بود و دلم میخواست ی پکیج از چند نفر باشم

شما ها تا حالا شده دلتون بخواد شبیه ی باشید؟

ادم ایده ال زندگی شما کیه؟

اگه به شما بگم مجبورید از این شخصیت خارج بشید

و جای ی نفر دیگه زندگی کنید چه ی رو انتخاب می کنید؟

راستش من هیچ وقت دلم نخواسته جای ی باشم

به نظرم زندگی های بقیه ادم ها از دور قشنگه

همون طور که ممکنه بقیه حسرت زندگی ما رو داشته باشن



از وقتی با مهتاب حرف زدم همش دارم بهش فکر میکنم

مهتاب با یکی از همکار های دوست بود

البته هدف مهتاب از این اشنایی ازدواج بود

مهتاب تعریف میکرد که ی روز بعد تموم شدن کلاس هاش

جناب دوست بهش زنگ میزنه که مهتاب کجایی بیا پیشم

و مهتاب خانوم قصه ما هم میره خونه جناب دوست

جناب دوست تازه از سفر برگشته بوده و برای مهتاب ی بلوز یده بود

از مهتاب میخواد که بلوز رو بپوشه!!

و مهتاب به من گفت بعد پوشیدن بلوز کلی بغلم کرد و بهم گفت چقدر بهت میاد

خب من با این کار مهتاب خیلی خیلی مخالف بودم

هر چند اون زمان که برای من داشت تعریف میکرد رابطش با جناب دوست بهم خورده بود

چون مهتاب فهمیده بود جناب دوست با ی خانوم دیگه هم تو رابطه داره

و اون خانوم چه آبرو ریزی انجام داد

و به مهتاب گفت پات رو بکش کنار!!

من به مهتاب گفتم نباید قبل از اینکه از طرفت مطمئن بشی رابطتت رو صمیمی می کردی و

سعی یکم بهش بفهمونم که مقصر اصلی خوشد بوده تو این رابطه

مهتاب قبول داشت که اشتباه کرده

تعریف کرد که قبل جناب دوست!! با ی اقای دیگه اشنا بوده

و بی اندازه اون اقا رو دوست داشته

میگفت ی جمع دوستانه بوده و مهتاب تو اون جمع دوستانه با این آقا اشنا میشه

میگفت سپید ی بار خانوادم خونه نبودن و رفته بودن تهران برای کارهای پزشکی

منم تو خونه تنها بودم

زنگ زدم اون اکیپ دوستانه رو دعوت خونمون برای شام

ساعت دوازده که شد خیلی از بچه ها رفتن

من بودم و اون اقا و دو تا دیگه از خانوم های اون اکیپ به اسم میترا و مرجان

میگفت میترا همش به اقاهه میگفت تا ساعت چند میخوای بشینی!!

گفت ی لحظه شک میترا با این چکار داره

اون زمان مهتاب با اقاهه دوست بوده

گفت اقاهه اصلا به میترا محل نمیداد و میگفته من امشب اینجا می مونم

مهتاب میگفت تو اشپزخونه بودم و داشتم تمیز کاری انجام میدادم

که دیدم میترا بدون خداحافظی در رو بهم کوبید و رفت

منم پیش خودم فکر حتما فهمیده من و اقاهه با هم هستیم و یا ممکنه اقاهه

چیزی گفته و میترا هم ناراحت شده!!

مهتاب میگفت بعد اینکه اومدم تو پذیرایی

دیدم مرجان و اقاهه انگار قصد رفتن ندارن

مرجان به مهتاب میگه میشه من امشب اینجا بمونم؟

 و مهتاب هم میگه اشکالی نداره

خلاصه بخوام تعریف کنم براتون

اقاهه و مرجان شب اونجا می مونن

و هر دو کنار هم وسط حال می خوابن!!

مهتاب میگفت من رفتم تو اتاق خودم!!

انقدر حالم بد بود که داشتم بالا می اوردم

بعد صدای اون دو تا هم از تو هال می اومد که داشتن .....

گفت تا خود صبح اشک ریختم و گریه !!

صبح بیدار شدم از خونه رفتم بیرون و تا وقتی اون دو تا تو خونه بودن برنگشتم!!

میگفت همون صبح مرجان بهم زنگ زد  و پرسید اون دوتا ب موندن یا رفتن؟

وقتی همه چیز رو براش تعریف

گفته که من یک ساله با اقاهه دوستم و .....

مهتاب میگفت فلان ادم متشخص!!! که خیلی روش حساب می

و فکر می ادم حس باشه

به جز من با چند نفر دیگه از دختر های اون گروه دوستانه دوست بوده

و با اکثر دخترا هم رابطه داشته!!

مهتاب میگفت شاید بدش نمی اومده اون شب با هر سه نفر ما باشه!!

مهتاب از اون روز به جناب دوست!! و اون اقاهه می گفت مردای معلوم الحال!!

حالا من همش دارم به ی سری چیز ها فکر میکنم

اینکه اصلا چطور میشه یکی رو شناخت!!

مدت ها با یکی هستی و در عرض چند ساعت طرف رو میشناسی!!

باز هم مهتاب خیلی دختر خوش شانسی بوده

درسته خیلی خیلی وحشتناک و با شرایط بدی آقاهه رو شناخته

ولی به نظرم براش لازم بود تا دیگه انقدر راحت به ی اعتماد نکنه

و خونش رو محل رفت و امد بعضی ادم ها نکنه



اشکهای حسن از چشم ترت میریزد

ناله اهل حرم دور و برت میریزد

پسرم با رجزت لرزه به میدان افتاد

هیبت لشگری از این جگرت میریزد

گرچه با باقی عمامه رخت را بستم

جذبه حیدری ات از نظرت میریزد

از تماشای نو یک دشت به تکبیر افتاذ

جلوه ذات خدا از شجرت میریزد

حمله ای سوی عدو کردی و سرها میریخت

لشگر ابرهه با یک گذرت میریزد

تازه داماد من!آماده ی پرواز شدی

وقت نُقل است ولی سنگ سرت میریزد

دور تا دور تو خار است گلم زود بیا

پای این منظره قلب پدرت میریزد

ناله ات را که شنیدم نفسم بند آمد..

دیدم ای وای تن محتضرت میریزد

بکشم روی زمین پیکر تو میپاشد!

ببرم بر سر دوشم کمرت میریزد!

کاش میشد به عبایی ببرم جسمت را

دست سویت ببرم بیشترت میریزد

شاخ شمشاد من از سُم فَرس سرو شدی

که به هرجای بیابان خبرت میریزد..

سید پوریا هاشمی


دست و پا میزنی و بال و پرت میریزد

گریه ی خواهر تو روی سرت میریزد

بهتر است سعی کنی این همه سرفه نکنی

ورنه در طشت تمام جگرت میریزد

در تقلای سخن گفتنی اما نه... نه...

جگرت از دهنت دور و برت میریزد

خبرش پخش شده زهر تو را خواهد کشت

بی سبب نیست که اشک پسرت میریزد

حرف لایوم کیومک چه به یادت انداخت؟

آنقدر اشک ز چشمان ترت میریزد

جگرت،بال و پرت،اشک ترت ریخت ولی

چه ی هست که با نیزه سرت میریزد؟


ازچادرت مهتاب میریزد همیشه

صدها دل بیتاب میریزدهمیشه

وقتی صدایش میکنی با لحن زهرا

بابا!دل ارباب میریزدهمیشه

چشمان تو میخانه هارا کرد آباد

بس که ناب میریزد همیشه

ناز نگاهت خواب و بیداری ندارد

حتی میان خواب میریزد همیشه

تصویر بردوش عمو بنشستنت را

میان قاب میریزدهمیشه

وقت ت ذکر تسبیح ملائک

از منبر و محراب میریزد همیشه

این روزها حال و هوایت فرق کرده

چون از لبت خوناب میریزد همیشه

با اینکه حالا سوخته بااینکه ست

از چادرت مهتاب میریزد همیشه.. .

سید پوریا هاشمی

با تشکر از آقا سید هاشمی


ع های بازیگران ایرانی : ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی :

پروژه ک ن امید سامسونگ، افتتاح کتابخانه گویا براى ک ن ن نا در کرمانشاه

برای دیدن بیوگرافی مهتاب کرامتی کلیک کیند

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی

امیدوارم دلتون همیشه گرم باشه

از سرى ع هاى علیرضا لاجورد عزیز

ع های مهتاب کرامتی بازیگر مشهور کشورمون, ع بازیگران زن

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی با انتشار ع بالا نوشت :

جشنواره سى و پنجم فجر،اکران ماجان …

ع از دوست هنرمندم یوسف عبدالرضایى

ع های ایستاگرام مهتاب کرامتی + بیوگرافی مهتاب کرامتی

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

ع های ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی : اولین روز ،گرجستان جشنواره باتومى

http://parlin.ir/new-p os-instagram-keramati.html



ع های بازیگران ایرانی : ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی :

پروژه ک ن امید سامسونگ، افتتاح کتابخانه گویا براى ک ن ن نا در کرمانشاه

برای دیدن بیوگرافی مهتاب کرامتی کلیک کیند

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی

امیدوارم دلتون همیشه گرم باشه

از سرى ع هاى علیرضا لاجورد عزیز

ع های مهتاب کرامتی بازیگر مشهور کشورمون, ع بازیگران زن

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی با انتشار ع بالا نوشت :

جشنواره سى و پنجم فجر،اکران ماجان …

ع از دوست هنرمندم یوسف عبدالرضایى

ع های ایستاگرام مهتاب کرامتی + بیوگرافی مهتاب کرامتی

ع های جدید ایستاگرام مهتاب کرامتی

ع های ایستاگرام مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی : اولین روز ،گرجستان جشنواره باتومى

http://parlin.ir/new-p os-instagram-keramati.html


پخش تولیدی مهتاب کوچولو فروش عمده و ده لباس تیکه ای با نازلترین قیمت

http://baby. /post-59.aspx

http://mahtabkocholo.sub.ir

انواع لباس تیکه ای نوزادی تا 6 سال

باکیفت و تنوع زیاد در طرح و رنگ

جهت ید میتوانید با

09183768730

تماس نمایید

پخش تولیدی مهتاب کوچولو فروش عمده و ده لباس تیکه ای با نازلترین قیمت

لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان

لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان

لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان لباس نوزاد مهتاب کوچولو.لباس تیکه ای نوزاد ارزان


پدر، به این روزها که فکر می‌کند ناگهان می‌گوید: الان هم در خانه‌ای موقت ن هستیم، اگر صاحب‌خانه، خانه‌اش را بخواهد، تکلیف مهتاب چه می‌شود؟
 آرام و نحیف روی تخت نشسته، با چشمانی بی رمق که دردی بزرگ را به دوش می کشند. چشمانی معصوم که حالا روایتگر دردهای "مهتاب" شده اند و از دردی بزرگ بر شانه های نحیفش روایت می کنند. مهتاب هنوز کودک است؛ 9ساله ای  که این روزها خبری از خنده ها و شیطنت های ک نه اش در محیط خانه و مدرسه نیست.
 
او با چهره ای غمگین تنها به انتظار نشسته است، انتظاری تلخ برای زنده ماندن! همه بدانید که مهتاب می خواهد زنده بماند، درست مثل همکلاسی ها و هم سن و سال هایش. می خواهد برای عید لباس نو بپوشد و یک سال دیگر را با همان چشمان معصومش مرور کند.
 
 
امروز پانزدهمین روز بستری شدن مهتاب در بخش مراقبت های ویژه مرکز طبی ک ن تهران است. ها می گویند قلبش تنها با 20درصد از توان خود کار می کند و غیر از پیوند راهی دیگر برای زنده ماندن ندارد.
 
 
 
 
 
روپوش صورتی رنگ بخش مراقبت های ویژه را به سختی بر تنم می کنم و به دیدن مهتاب می روم. درگوشه ای از بخش، برایش یک اتاق اختصاصی در نظر گرفته اند. با نگاهی بی روح سرش را به سمت  صدا بر می گرداند و سلامم را با تکان دادن سر جواب می دهد. فضای اتاق را سکوتی عجیب پر کرده است و تنها صدای بوق های مقطع دستگاه ضربان قلب است که سکوت مرگبار اتاق را می شکند؛ بوق هایی که یک پیام دارند و آن زنده بودن مهتاب است.
 
مردی روستایی با یکی از همان روپوش های صورتی رنگ به سمتم می آید. نامش سید عبد علی ابراهیمی است.  به تازگی وارد 50سالگی شده و 15روزی می شود که بار سفر را از روستای عزیزکشته در شهرستان دلفان به قصد درمان دختر بیمارش بسته و راهی تهران شده است.
 
 
پدر کوهی از درد است اما استوار. گویی بودنش در کنار مهتاب به او امیدی دوباره می دهد. درست مثل کوهی که می توان به او تکیه داد و خستگی و دردها را به فراموشی سپرد. عبد علی اما پر از درد است؛ درد فقر، درد بیماری و دختری که هر لحظه ممکن است دیگر در بینمان نباشد.
 
 
 
 
بیرون از این اتاق اما خبری از آن کوه استوار نیست. درد بیماری دخترک، درد غریبی در هیاهوی پایتخت و فقری که تا استخوانش را می سوزاند. با بغضی در گلو می گوید: اگر قلب پیوندی برایش پیدا نشود زنده نمی ماند. ها نامش را در لیست انتظار نوشته اند، درست مثل ی ال قبل که از قضا قلبی هم برایش پیدا شد اما به دلیل دوری راه نتوانستیم به تهران بیایم و فرصت از دستمان رفت.
 
 
عبد علی می گوید: پارسال بود که مهتاب سرمای سختی خورد. چندین بار به رفتیم اما حالش بدتر می شد. نفسش به شماره افتاده بود و هر روز نحیف تر می شد. تا اینکه یکی از پزشکان دلفانی تشخیص داد که قلبش مشکل دارد و برای درمان باید به تهران بیاید.
 
فرصتی که با دوری راه از بین رفت
 
 
 
ادامه می دهد "به تهران که رسیدیم، مهتاب را برای 45روز در مرکز طبی ک ن بستری د و در نهایت در سخت ترین دوراهی زندگی قرار گرفتم. مرگ تدریجی مهتاب یا عمل پیوند قلب. چاره ای نداشتم و دومین گزینه را انتخاب ."
 
"نام مهتاب در لیست انتظار دریافت قلب قرار گرفت و ما راهی لرستان شدیم. چند ماه بعد اما از طرف بیمارستان تماس گرفتند و گفتند تا سه ساعت دیگر خودتان را برای پیوند به اینجا برسانید. ولی ما فقط سه ساعت تا نزدیکترین شهر به روستایمان فاصله داریم و همین باعث شد فرصت پیوند قلب از دست برود."
 
فرصت دوباره زندگی به لطف جهادگران
 
 
عبد علی با نام بردن از چند ، خدا را شکر می کند و می گوید: تا اینکه 15 روز پیش به لطف جهادگران که برای اردوهای جهادی به روستای عزیزگشته آمده بودند به تهران آمدیم و در خانه ای که از طرف یکی از خیرین در اختیارمان قرار گرفته ن شدیم. مهتاب هم در بیمارستان بستری است تا به لطف خدا قلبی که مناسبش باشد پیدا شود.
 
 
 
 
 
اشک در چشمانش حلقه می زند و می گوید: مهتاب بی قرار مادرش بود. به همین خاطر همسرم و کوچکترین فرزندم که الان 9ماهه است را به تهران آوردم. شرایط اقتصادی خیلی سخت است و ج و مخارج بچه ها و بیماری مهتاب کمرم را ش ته است. تا قبل از این برای ید داروهایش که همگی خارجی و گران قیمت بودند هایمان را می فروختم و هزینه می . اما الان دیگر ی برایمان باقی نمانده و شرایط برایم خیلی سخت شده است.
 
 
نگرانی های عبد علی تمامی ندارد. در خوشبینانه ترین ح به روزهای بعد از پیوند قلب فکر می کند و داروها و هزینه ای که باید برای نگهداری قلب پیوندی کند. به اینکه ها گفته اند تا چند سال باید در تهران زندگی کنی و دخترت را دائم زیر نظر داشته باشیم. به روستای محرومشان که حتی کشاورزی هم در آن از رونق افتاده است.
 
به تمام این روزها که فکر می کند ناگهان می گوید: الان هم در خانه ای که ن هستیم موقتی است؛ اگر صاحبخانه، خانه اش را بخواهد، تکلیف مهتاب چه می شود؟ از آنطرف بچه های بسیج سازندگی دلداری اش می دهند، می گویند خدا بزرگ است هزینه های درمان، مراقبت و اسکان تان در تهران جور می شود. شما برای پیدا شدن قلب دعا کن.
 
ساعت ملاقات تمام است. پرستار به آرامی به بیرون از بخش هدایتمان می کند و به دور از چشم پدر می گوید: ما هر کاری از دستمان بر بیاید انجام می دهیم اما حال مهتاب اصلا خوب نیست. خدا کند برایش قلب پیوندی پیدا شود و عمرش به دنیا باشد.
 
 
از هزینه های بعدش که می پرسم می گوید: مهتاب اولین و آ ین نفر نبوده است. مردم خوبی داریم مطمئن باش پدرش را تنها نمی گذارند.   
حالا تا فرصت باقی است و آفتاب زندگی مهتاب، بر بام زندگی می تابد می توان با اندک همت و هزینه ای، زندگی مجدد را به لطف الهی، برای او جاری ساخت و با این فکر خشنود شد که حیات این کودک معصوم، با کمک ما تداوم یافته است.
 
 
 
******
 
 در صورت تمایل، میتوانید کمک های خود را از طریق شماره کارت 7690-4840-6940-6037 بانک صادرات (شماره حساب 0210760216009) به نام "رضا داوری" به دست والدین مهتاب برسانید.

مشرق تا رسیدن به نتیجه، این موضوع را با درخواست از مردم نوعدوست و مسوولین وزارت بهداشت پیگیری و گزارش آن را به اطلاع مخاطبان خواهد رساند. برای ب اطلاعات بیشتر در این رابطه می توانید با شماره 88948530  تماس حاصل فرمایید
 
 
 
 منبع/شرق

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-09/19/imam%20h an.jpg

دست و پا میزنی و بال و پرت میریزد

گریه ی خواهر تو روی سرت میریزد

بهتر است سعی کنی این همه سرفه نکنی

ورنه در طشت تمام جگرت میریزد

در تقلای سخن گفتنی اما نه... نه...

جگرت از دهنت دور و برت میریزد

خبرش پخش شده زهر تو را خواهد کشت

بی سبب نیست که اشک پسرت میریزد

جگرت،بال و پرت،اشک ترت ریخت ولی

چه ی هست که با نیزه سرت میریزد؟

هانی فرجی


کمتر ی هست که بازی کاظمی بازیگر کم سن و سال تلویزیون رو در سریال همه بچه های من به یاد نیاره پسرک کوچکی که در کنار بازیگران بزرگی همچون مهرانه مهین تر به خوبی درخشید و خودش روزی اصلا باورش نمیشد که به یک بازیگر حرفه ای تبدیل شود. کاظمی زمانی که 14 سال داشت برای تهیه یک گزارش به لوکیشن مرضیه برومند در سریال کتابفروشی هدهد می رود و با پیشنهاد بازی در سکانس پایانی رو به رو می شود وبازی در این سکانس آغازی می شود برای زندگی حرفه ای بازیگر جوان کاظمی …


خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان


 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی


بیوگرافی کاظمی


نام و نام خانوادگی : کاظمی


متولد: تهران / بیمارستان تهران کلینیک


تاریخ تولد: نوزده  آبان ماه 69


نام همسر کاظمی : مهتاب محسنی


مختصری در مورد کاظمی


کاظمی پدرش اهل تهران  و مادرش اص آلمانی دارد. خانواده مادری این بازیگر جوان در شهر مونیخ و کلن آلمان زندگی می کنند.  برادر کوچک کاظمی اسمش  آرش است . در زمینه موسیقی هم فعالیت بصورت تخصصی فعالیت می کند و پیانو ، کیبورد و پرکاشن را به صورت حرفه ای می نوازد و در ورزش نیز شنا و اسکیت را به صورت حرفه ای دنبال می کند و زمانی جزو تیم ملی اسکیت بوده است . کاظمی به کارهای ژورنالیستی نیز علاقه وافری دارد و چند سالی در مجلات مختلف و سایت سینمای ما فعالیت خبری می کرده است .


سریال های کاظمی


کتابفروشی هدهد


همه بچه‌های من


وضعیت سفید


سایه روشن


سریال خانه اجاره ای


زمانی برای عاشقی


سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد


سریال هفت سنگ


سریال شمعدونی


سریال کیمیا


سریال خواب بلند


تئاترهای کاظمی


روی لیوانها


سعادت لرزان، مردمان تیره روز


های سینمایی کاظمی


دوئت


برندگان


خوک


حدس بزن چه ی برای عید می آید


بی سر و صدا


مردگی


کاظمی اجرای موفق برنامه های تلویزیونی سپید پر رنگ و مثبت من را هم در کارنامه هنری خودش دارد.


خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان


 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی


فرقی نمی کنه، اهل کجا و چه کاره باشی، فرقی نمی کنه کوچیک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوون، وقتی با چیزهای کوچیک خودت رو خوشبخت بدونی یعنی همه چیز داری. وقتی می تونی با همه چیزهای کوچیکی که داری، با کمترین امکانات احساس پیروزی کنی یعنی این که خوشبختی. خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها هیچ به نظر بیاد! همه این حرفها را می شُد از لا به لای صحبت های کاظمی و همسرش مهتاب احساس کرد. آنها در سن پایین ازدواج د و با همین چیزهای کوچیک با همه وجودشون خوشبختی را باور دارند. حالا چی شد که خواستیم با و مهتاب حرف بزنیم. ازدواج زود این دو نفر و اجرای برنامه «مثبت من» به اتفاق هم، برنامه تازه ای که در حال ساخت آن هستند و… بهانه ای بود برای این گفتگو، انجام این مصاحبه وسط خونه جدیدی که هنوز جابه جایی اسباب کشی اون کامل نشده، با کلی ت و پرت و وسایلی که هنوز سر جای خودش چیده نشده البته با صمیمیت بی نظیر مهتاب و می تونه جذاب و خوندنی باشه!!


خُب به سلامتی انگار اسباب کشی به منزل جدید هم تموم شد؟


کاظمی : نه بابا کجا تموم شد، دارید خودتون می بینید که هنوز خیلی از وسایل رو نچیدیم، تازه امروز می خوان بیان یخچال و ماشین لباسشویی رو نصب کنند. همه اسباب کشی را خودمون دو تایی انجام دادیم. باورتون میشه، امروز از خستگی واقعا توان نداشتیم اما این گفتگو با این مضمون برامون جذ ت داشت. واقعا اسباب کشی کار بی نهایت سختی است. از دوست خوبم «حسین مولایی» که ماشینش(وانت) را در اختیار ما گذاشت خیلی ممنونم، خیلی اذیتش کردیم برای همین الان دیگه جواب تلفن مون را نمی ده(با خنده)


خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان


 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی


آقای کاظمی چرا این قدر زود ازدواج کردی؟


کاظمی : به نظر شما مگه زود ازدواج ؟؟


نه اما فکر می کنم توی این سن و در 24 سالگی برای تو و مهتاب زود بود؟


کاظمی : وقتی آدم مورد نظرت را پیدا کنی و با اون خوشبخت باشی یعنی این که درست انتخاب کردی و اون وقته که یک لحظه تاخیر هم جایز نیست، باید زود دست بجنبونی(با خنده)! برای من همین طوری بود با این که من اصلا فکرش را نمی که توی این سن ازدواج کنم اما وقتی قراره که یک اتفاقی بیفته تو نمی تونی جلوی اون اتفاق رو بگیری، برای من و مهتاب هم همین طوری بود، این قدر همه چیز درست و سر جای خودش اتفاق افتاد که تا چشم باز کردیم دیدیم همه چیز تمام شده و الکی الکی شدم مَرد خانواده.


خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان


 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی


تا جایی که خبر داریم شما دو نفر مراسم عروسی هم نگرفتید چرا؟


کاظمی : به نظرم این درست ترین کاری بود که من و مهتاب انجام دادیم، همه حرف من اینه که اگه قراره کاری را انجام بدیم باید انجامش بدیم و به درست ترین شکل ممکن هم انجامش بدیم، از دید من و مهتاب، گرفتن عروسی کار جالبی نبود، آره عروسی نگرفتیم برای این که با خودمون گفتیم ج عروسی را صرف ید خونه و پس انداز کنیم، خُب قبل از ازدواج و در دوران نامزدی مون من واقعا آدم ول جی بودم و هر درآمدی را که از کارم داشتم تا ریال آ ش ج می . اما حالا قضیه کاملا فرق کرده، مسئولیت یک زندگی روی دوش من افتاده. ما مراسم عروسی نگرفیتیم تا اون پول را برای یک کار دیگه صرف کنیم.


گفتی که مراسم ازدواج و عقدتون خیلی ساده برگزار شده، می شه برام بگی که هزینه این مراسم برای کاظمی چقدر تمام شد؟


کاظمی : شاید باورش برای انی که این گفتگو را می خوانند سخت باشد اما کل ج مراسم برای من چیزی نزدیک به 300 هزار تومان شد، خیلی ساده تر از اون چیزی که حتی خودم تصور می ، صادقانه اگر بگویم حتی مهتاب هم توقع زیادی نداشت، دو تایی با هم رفتیم و 2 تا حلقه نقره یدیم. با این که شاید از جانب خانواده ها هم خیلی در فشار بودیم که یک حلقه طلا، اما همین حلقه های نقره برای من و مهتاب اولین ید مشترک زندگی بود البته پر از خاطرات شیرین شد، حتی توی سفر امسال شمال مهتاب همین حلقه نقره ای رو که شاید ارزش چندانی هم نداره گم کرد و ما از یک شهری به همون شهر مقصد برگشتیم و حلقه مهتاب را پیدا کردیم. چیزی که برات عزیز باشه هیچ وقت گُم نمی شه، برای همینه که می گم در عین سادگی هم می شه کاری کرد که احساس رضایت کنی. هزینه محضر و عاقد و دسته گل هم روی همین 300 هزار تومن حساب شد.


مهتاب، همسرت راست می گه؟! تو دلت نمی خواست که مثلا یک حلقه گرون دستت کنی؟


نه! واقعا دلم نمی خواست، به قول تو یه حلقه گرون چند میلیون تومانی هم دستم ، چه اتفاقی می افتاد، وقتی من را دارم یعنی همه دنیا را دارم، مراسم عروسی نگرفتیم، خُب الان اتفاقی افتاد؟ نه! مهم اینه که کنار ی که دوستش داری احساس رضایت و خوشبختی کنی، باورت بشه که با هیچی هم می شه خوشبخت بود. گرفتن مراسم عروسی پر هزینه و مجلل که می شه عین اسراف، می شه عین ول جی، آخه چرا؟؟ باور کنید همه انی که مراسم عروسی پرهزینه و مجلل گرفتند و هزار و یک ج اضافه هم داشتند حتی یک بار هم عروسی خودشون را کامل و با حوصله نگاه ن د. وقتی می شه با هیچی هم خوشبخت بود پس چرا نباید این کار را کرد.


خیلی دلم می خواد بدونم شما دو نفر چطوری با هم دیگه آشنا شدید و در تو چه چیزی دید که احساس کرد نیمه گمشده زندگی اش تویی؟


کاظمی : می شه این سوال را من جواب بدم. هرگز روز اولی که مهتاب را دیدم، فراموش نمی کنم، حتی وقتی از مهتاب هم خواستگاری بهش گفتم که چطوری عاشقت شدم و حتی پلان به پلان اون روز را هم براش تعریف و حالا یک بار دیگه برای شما هم تعریف می کنم، روز اولی که مهتاب را دیدم وسط حیاط تهران روی زمین نشسته بود و خیلی راحت و خودمونی داشت قورمه سبزی می خورد، اونم چه خوردنی که نصفی از همکلاسی هاش کنارش نشستن و به هیچ ی حتی یک لقمه هم تعارف نکرد. وای هنوز هم، او صحنه و با یادآوری اون روز حالم عوض می شه، توی اون لحظه این قدر حالم دگرگون شد و تو یک نگاه عاشق شدم که هم حرف زدن یادم رفت هم این که اون روز از انقلاب تا شهرک غرب را پیاده رفتم. این اتفاق ساده تمام زندگی من را عوض کرد و دو سال من تحمل برای رسیدن به مهتاب.


خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان


 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی


مهتاب از کدوم یکی از کارهای همسرت بیشتر از بقیه حرص می خوری؟


مهربونی بیش از حدش به آدمها. من اصلا مخالف مهربونی و خوبی نیستم اما معتقدم باید به انی مهربونی کرد که لااقل لایق اون مهربونی باشند، خیلی خوبه، نه تنها خودش همه اعضای خانواده اش این طوری هستند، به خصوص پدرش و فکر می کنم هم به پدرش رفته، پدر آدمی است که اگر ی در حقش بدی هم ه باز هم به اون آدم، خوبی می کنه و هم درست مثل پدرش می مونه، واقعا بلد نیست بدی کنه برای همین بعضی وقت ها از این کار و این که زیادی نسبت به آدم های اطرافش، مهربونی افراطی می کنه حرص می خورم.


توی این مدت آشنایی تون و جدی شدن مسئله ازدواج تون اولین قهر و بحث که با هم دیگه کردید کی بوده و سر چی؟


که اصلا بلد نیست قهر کنه و من هم اگر بلد باشم که نیستم نمی تونم با ی قهر کنم، اصلا فلسفه و مفهوم قهر را نمی فهمم و نمی دونم چرا باید با ی قهر کرد. یکی از نکاتی که من و در اون تفاهم کامل داریم اینه که درباره هر چیزی با هم دیگه م می کنیم و اگر مسئله ای هم اتفاق بیفته درباره اون حرف می زنیم، نه این که با همدیگه بحث و قهر کنیم، به نوعی کارهامون و دلایل مون رو به شور می ذاریم و برای هم حُرمت و احترام زیادی قائلم هستیم و تا به امروز هم نه دعوا کردیم، نه بحث و قهر!!


خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان


 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی


ع کودکی کاظمی در کنار پدر و مادرش


مهتاب، خوشبختی را تعریف کن؟


خوشبختی یعنی ، خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها به نظر نیاد.


خوشبختی یعنی وقتی اراده کنی باید هدفت را به دست بیاری، خوشبختی یعنی همون چیزی که آرزوش را داشتی و نمی دونستی کیه و چطوری به دستت رسیده و بی هیچ برنامه ای سر و کله اش توی زندگی ات پیدا شده، خوشبختی یعنی ی که باهاش به آرامش برسی.


کاظمی : خوشبختی یعنی از شرایطی که داری حتی اگر بد، راضی باشی و لذت ببری خوشبختی یعنی برای طرف مقابلت از جونت مایه بذاری و کاری کنی که اون آدم بی نهایت خوشحال باشه و کاری کنی که به خاطر اون زندگی کنی.


و مهتاب : نمی دونیم چرا امروز باید این گفتگو وسط این اسباب کشی و این چیدمان خونه انجام بشه، اما مطمئنیم که دیگه تکرار نمی شه، امروز این اتفاق برای من و تبدیل شد به یک خاطره فراموش نشدنی که امکان نداره دیگه تکرار بشه، با این که هردوی ما خیلی خسته بودیم اما حس حال مون رو عوض کردید، خیلی خیلی ممنون. برای همه دختر و پسرهایی که می خوان ازدواج کنند، یک دنیا آرامش و روزگاری خوش را آرزومندیم.


خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان


مصاحبه و ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش


 


کمتر ی هست که بازی کاظمی بازیگر کم سن و سال تلویزیون رو در سریال همه بچه های من به یاد نیاره پسرک کوچکی که در کنار بازیگران بزرگی همچون مهرانه مهین تر به خوبی درخشید و خودش روزی اصلا باورش نمیشد که به یک بازیگر حرفه ای تبدیل شود. کاظمی زمانی که ۱۴ سال داشت برای تهیه یک گزارش به لوکیشن مرضیه برومند در سریال کتابفروشی هدهد می رود و با پیشنهاد بازی در سکانس پایانی رو به رو می شود وبازی در این سکانس آغازی می شود برای زندگی حرفه ای بازیگر جوان کاظمی …

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

بیوگرافی کاظمی

نام و نام خانوادگی : کاظمی

متولد: تهران / بیمارستان تهران کلینیک

تاریخ تولد: نوزده آبان ماه ۶۹

نام همسر کاظمی : مهتاب محسنی

مختصری در مورد کاظمی

کاظمی پدرش اهل تهران و مادرش اص آلمانی دارد. خانواده مادری این بازیگر جوان در شهر مونیخ و کلن آلمان زندگی می کنند. برادر کوچک کاظمی اسمش آرش است . در زمینه موسیقی هم فعالیت بصورت تخصصی فعالیت می کند و پیانو ، کیبورد و پرکاشن را به صورت حرفه ای می نوازد و در ورزش نیز شنا و اسکیت را به صورت حرفه ای دنبال می کند و زمانی جزو تیم ملی اسکیت بوده است . کاظمی به کارهای ژورنالیستی نیز علاقه وافری دارد و چند سالی در مجلات مختلف و سایت سینمای ما فعالیت خبری می کرده است .

سریال های کاظمی

کتابفروشی هدهد

همه بچه های من

وضعیت سفید

سایه روشن

سریال خانه اجاره ای

زمانی برای عاشقی

سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

سریال هفت سنگ

سریال شمعدونی

سریال کیمیا

سریال خواب بلند

تئاترهای کاظمی

روی لیوانها

سعادت لرزان، مردمان تیره روز

های سینمایی کاظمی

دوئت

برندگان

خوک

حدس بزن چه ی برای عید می آید

بی سر و صدا

مردگی

کاظمی اجرای موفق برنامه های تلویزیونی سپید پر رنگ و مثبت من را هم در کارنامه هنری خودش دارد.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

فرقی نمی کنه، اهل کجا و چه کاره باشی، فرقی نمی کنه کوچیک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوون، وقتی با چیزهای کوچیک خودت رو خوشبخت بدونی یعنی همه چیز داری. وقتی می تونی با همه چیزهای کوچیکی که داری، با کمترین امکانات احساس پیروزی کنی یعنی این که خوشبختی. خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها هیچ به نظر بیاد! همه این حرفها را می شُد از لا به لای صحبت های کاظمی و همسرش مهتاب احساس کرد. آنها در سن پایین ازدواج د و با همین چیزهای کوچیک با همه وجودشون خوشبختی را باور دارند. حالا چی شد که خواستیم با و مهتاب حرف بزنیم. ازدواج زود این دو نفر و اجرای برنامه «مثبت من» به اتفاق هم، برنامه تازه ای که در حال ساخت آن هستند و… بهانه ای بود برای این گفتگو، انجام این مصاحبه وسط خونه جدیدی که هنوز جابه جایی اسباب کشی اون کامل نشده، با کلی ت و پرت و وسایلی که هنوز سر جای خودش چیده نشده البته با صمیمیت بی نظیر مهتاب و می تونه جذاب و خوندنی باشه!!

خُب به سلامتی انگار اسباب کشی به منزل جدید هم تموم شد؟

کاظمی : نه بابا کجا تموم شد، دارید خودتون می بینید که هنوز خیلی از وسایل رو نچیدیم، تازه امروز می خوان بیان یخچال و ماشین لباسشویی رو نصب کنند. همه اسباب کشی را خودمون دو تایی انجام دادیم. باورتون میشه، امروز از خستگی واقعا توان نداشتیم اما این گفتگو با این مضمون برامون جذ ت داشت. واقعا اسباب کشی کار بی نهایت سختی است. از دوست خوبم «حسین مولایی» که ماشینش(وانت) را در اختیار ما گذاشت خیلی ممنونم، خیلی اذیتش کردیم برای همین الان دیگه جواب تلفن مون را نمی ده(با خنده)

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

آقای کاظمی چرا این قدر زود ازدواج کردی؟

کاظمی : به نظر شما مگه زود ازدواج ؟؟

نه اما فکر می کنم توی این سن و در ۲۴ سالگی برای تو و مهتاب زود بود؟

کاظمی : وقتی آدم مورد نظرت را پیدا کنی و با اون خوشبخت باشی یعنی این که درست انتخاب کردی و اون وقته که یک لحظه تاخیر هم جایز نیست، باید زود دست بجنبونی(با خنده)! برای من همین طوری بود با این که من اصلا فکرش را نمی که توی این سن ازدواج کنم اما وقتی قراره که یک اتفاقی بیفته تو نمی تونی جلوی اون اتفاق رو بگیری، برای من و مهتاب هم همین طوری بود، این قدر همه چیز درست و سر جای خودش اتفاق افتاد که تا چشم باز کردیم دیدیم همه چیز تمام شده و الکی الکی شدم مَرد خانواده.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

تا جایی که خبر داریم شما دو نفر مراسم عروسی هم نگرفتید چرا؟

کاظمی : به نظرم این درست ترین کاری بود که من و مهتاب انجام دادیم، همه حرف من اینه که اگه قراره کاری را انجام بدیم باید انجامش بدیم و به درست ترین شکل ممکن هم انجامش بدیم، از دید من و مهتاب، گرفتن عروسی کار جالبی نبود، آره عروسی نگرفتیم برای این که با خودمون گفتیم ج عروسی را صرف ید خونه و پس انداز کنیم، خُب قبل از ازدواج و در دوران نامزدی مون من واقعا آدم ول جی بودم و هر درآمدی را که از کارم داشتم تا ریال آ ش ج می . اما حالا قضیه کاملا فرق کرده، مسئولیت یک زندگی روی دوش من افتاده. ما مراسم عروسی نگرفیتیم تا اون پول را برای یک کار دیگه صرف کنیم.

گفتی که مراسم ازدواج و عقدتون خیلی ساده برگزار شده، می شه برام بگی که هزینه این مراسم برای کاظمی چقدر تمام شد؟

کاظمی : شاید باورش برای انی که این گفتگو را می خوانند سخت باشد اما کل ج مراسم برای من چیزی نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان شد، خیلی ساده تر از اون چیزی که حتی خودم تصور می ، صادقانه اگر بگویم حتی مهتاب هم توقع زیادی نداشت، دو تایی با هم رفتیم و ۲ تا حلقه نقره یدیم. با این که شاید از جانب خانواده ها هم خیلی در فشار بودیم که یک حلقه طلا، اما همین حلقه های نقره برای من و مهتاب اولین ید مشترک زندگی بود البته پر از خاطرات شیرین شد، حتی توی سفر امسال شمال مهتاب همین حلقه نقره ای رو که شاید ارزش چندانی هم نداره گم کرد و ما از یک شهری به همون شهر مقصد برگشتیم و حلقه مهتاب را پیدا کردیم. چیزی که برات عزیز باشه هیچ وقت گُم نمی شه، برای همینه که می گم در عین سادگی هم می شه کاری کرد که احساس رضایت کنی. هزینه محضر و عاقد و دسته گل هم روی همین ۳۰۰ هزار تومن حساب شد.

مهتاب، همسرت راست می گه؟! تو دلت نمی خواست که مثلا یک حلقه گرون دستت کنی؟

نه! واقعا دلم نمی خواست، به قول تو یه حلقه گرون چند میلیون تومانی هم دستم ، چه اتفاقی می افتاد، وقتی من را دارم یعنی همه دنیا را دارم، مراسم عروسی نگرفتیم، خُب الان اتفاقی افتاد؟ نه! مهم اینه که کنار ی که دوستش داری احساس رضایت و خوشبختی کنی، باورت بشه که با هیچی هم می شه خوشبخت بود. گرفتن مراسم عروسی پر هزینه و مجلل که می شه عین اسراف، می شه عین ول جی، آخه چرا؟؟ باور کنید همه انی که مراسم عروسی پرهزینه و مجلل گرفتند و هزار و یک ج اضافه هم داشتند حتی یک بار هم عروسی خودشون را کامل و با حوصله نگاه ن د. وقتی می شه با هیچی هم خوشبخت بود پس چرا نباید این کار را کرد.

خیلی دلم می خواد بدونم شما دو نفر چطوری با هم دیگه آشنا شدید و در تو چه چیزی دید که احساس کرد نیمه گمشده زندگی اش تویی؟

کاظمی : می شه این سوال را من جواب بدم. هرگز روز اولی که مهتاب را دیدم، فراموش نمی کنم، حتی وقتی از مهتاب هم خواستگاری بهش گفتم که چطوری عاشقت شدم و حتی پلان به پلان اون روز را هم براش تعریف و حالا یک بار دیگه برای شما هم تعریف می کنم، روز اولی که مهتاب را دیدم وسط حیاط تهران روی زمین نشسته بود و خیلی راحت و خودمونی داشت قورمه سبزی می خورد، اونم چه خوردنی که نصفی از همکلاسی هاش کنارش نشستن و به هیچ ی حتی یک لقمه هم تعارف نکرد. وای هنوز هم، او صحنه و با یادآوری اون روز حالم عوض می شه، توی اون لحظه این قدر حالم دگرگون شد و تو یک نگاه عاشق شدم که هم حرف زدن یادم رفت هم این که اون روز از انقلاب تا شهرک غرب را پیاده رفتم. این اتفاق ساده تمام زندگی من را عوض کرد و دو سال من تحمل برای رسیدن به مهتاب.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

مهتاب از کدوم یکی از کارهای همسرت بیشتر از بقیه حرص می خوری؟

مهربونی بیش از حدش به آدمها. من اصلا مخالف مهربونی و خوبی نیستم اما معتقدم باید به انی مهربونی کرد که لااقل لایق اون مهربونی باشند، خیلی خوبه، نه تنها خودش همه اعضای خانواده اش این طوری هستند، به خصوص پدرش و فکر می کنم هم به پدرش رفته، پدر آدمی است که اگر ی در حقش بدی هم ه باز هم به اون آدم، خوبی می کنه و هم درست مثل پدرش می مونه، واقعا بلد نیست بدی کنه برای همین بعضی وقت ها از این کار و این که زیادی نسبت به آدم های اطرافش، مهربونی افراطی می کنه حرص می خورم.

توی این مدت آشنایی تون و جدی شدن مسئله ازدواج تون اولین قهر و بحث که با هم دیگه کردید کی بوده و سر چی؟

که اصلا بلد نیست قهر کنه و من هم اگر بلد باشم که نیستم نمی تونم با ی قهر کنم، اصلا فلسفه و مفهوم قهر را نمی فهمم و نمی دونم چرا باید با ی قهر کرد. یکی از نکاتی که من و در اون تفاهم کامل داریم اینه که درباره هر چیزی با هم دیگه م می کنیم و اگر مسئله ای هم اتفاق بیفته درباره اون حرف می زنیم، نه این که با همدیگه بحث و قهر کنیم، به نوعی کارهامون و دلایل مون رو به شور می ذاریم و برای هم حُرمت و احترام زیادی قائلم هستیم و تا به امروز هم نه دعوا کردیم، نه بحث و قهر!!

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

ع کودکی کاظمی در کنار پدر و مادرش

مهتاب، خوشبختی را تعریف کن؟

خوشبختی یعنی ، خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها به نظر نیاد.

خوشبختی یعنی وقتی اراده کنی باید هدفت را به دست بیاری، خوشبختی یعنی همون چیزی که آرزوش را داشتی و نمی دونستی کیه و چطوری به دستت رسیده و بی هیچ برنامه ای سر و کله اش توی زندگی ات پیدا شده، خوشبختی یعنی ی که باهاش به آرامش برسی.

کاظمی : خوشبختی یعنی از شرایطی که داری حتی اگر بد، راضی باشی و لذت ببری خوشبختی یعنی برای طرف مقابلت از جونت مایه بذاری و کاری کنی که اون آدم بی نهایت خوشحال باشه و کاری کنی که به خاطر اون زندگی کنی.

و مهتاب : نمی دونیم چرا امروز باید این گفتگو وسط این اسباب کشی و این چیدمان خونه انجام بشه، اما مطمئنیم که دیگه تکرار نمی شه، امروز این اتفاق برای من و تبدیل شد به یک خاطره فراموش نشدنی که امکان نداره دیگه تکرار بشه، با این که هردوی ما خیلی خسته بودیم اما حس حال مون رو عوض کردید، خیلی خیلی ممنون. برای همه دختر و پسرهایی که می خوان ازدواج کنند، یک دنیا آرامش و روزگاری خوش را آرزومندیم.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

مصاحبه و ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش


کمتر ی هست که بازی کاظمی بازیگر کم سن و سال تلویزیون رو در سریال همه بچه های من به یاد نیاره پسرک کوچکی که در کنار بازیگران بزرگی همچون مهرانه مهین تر به خوبی درخشید و خودش روزی اصلا باورش نمیشد که به یک بازیگر حرفه ای تبدیل شود. کاظمی زمانی که ۱۴ سال داشت برای تهیه یک گزارش به لوکیشن مرضیه برومند در سریال کتابفروشی هدهد می رود و با پیشنهاد بازی در سکانس پایانی رو به رو می شود وبازی در این سکانس آغازی می شود برای زندگی حرفه ای بازیگر جوان کاظمی …

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

بیوگرافی کاظمی

نام و نام خانوادگی : کاظمی

متولد: تهران / بیمارستان تهران کلینیک

تاریخ تولد: نوزده  آبان ماه ۶۹

نام همسر کاظمی : مهتاب محسنی

مختصری در مورد کاظمی

کاظمی پدرش اهل تهران  و مادرش اص آلمانی دارد. خانواده مادری این بازیگر جوان در شهر مونیخ و کلن آلمان زندگی می کنند.  برادر کوچک کاظمی اسمش  آرش است . در زمینه موسیقی هم فعالیت بصورت تخصصی فعالیت می کند و پیانو ، کیبورد و پرکاشن را به صورت حرفه ای می نوازد و در ورزش نیز شنا و اسکیت را به صورت حرفه ای دنبال می کند و زمانی جزو تیم ملی اسکیت بوده است . کاظمی به کارهای ژورنالیستی نیز علاقه وافری دارد و چند سالی در مجلات مختلف و سایت سینمای ما فعالیت خبری می کرده است .

سریال های کاظمی

کتابفروشی هدهد

همه بچه های من

وضعیت سفید

سایه روشن

سریال خانه اجاره ای

زمانی برای عاشقی

سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

سریال هفت سنگ

سریال شمعدونی

سریال کیمیا

سریال خواب بلند

تئاترهای کاظمی

روی لیوانها

سعادت لرزان، مردمان تیره روز

های سینمایی کاظمی

دوئت

برندگان

خوک

حدس بزن چه ی برای عید می آید

بی سر و صدا

مردگی

کاظمی اجرای موفق برنامه های تلویزیونی سپید پر رنگ و مثبت من را هم در کارنامه هنری خودش دارد.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

فرقی نمی کنه، اهل کجا و چه کاره باشی، فرقی نمی کنه کوچیک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوون، وقتی با چیزهای کوچیک خودت رو خوشبخت بدونی یعنی همه چیز داری. وقتی می تونی با همه چیزهای کوچیکی که داری، با کمترین امکانات احساس پیروزی کنی یعنی این که خوشبختی. خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها هیچ به نظر بیاد! همه این حرفها را می شُد از لا به لای صحبت های کاظمی و همسرش مهتاب احساس کرد. آنها در سن پایین ازدواج د و با همین چیزهای کوچیک با همه وجودشون خوشبختی را باور دارند. حالا چی شد که خواستیم با و مهتاب حرف بزنیم. ازدواج زود این دو نفر و اجرای برنامه «مثبت من» به اتفاق هم، برنامه تازه ای که در حال ساخت آن هستند و… بهانه ای بود برای این گفتگو، انجام این مصاحبه وسط خونه جدیدی که هنوز جابه جایی اسباب کشی اون کامل نشده، با کلی ت و پرت و وسایلی که هنوز سر جای خودش چیده نشده البته با صمیمیت بی نظیر مهتاب و می تونه جذاب و خوندنی باشه!!

خُب به سلامتی انگار اسباب کشی به منزل جدید هم تموم شد؟

کاظمی : نه بابا کجا تموم شد، دارید خودتون می بینید که هنوز خیلی از وسایل رو نچیدیم، تازه امروز می خوان بیان یخچال و ماشین لباسشویی رو نصب کنند. همه اسباب کشی را خودمون دو تایی انجام دادیم. باورتون میشه، امروز از خستگی واقعا توان نداشتیم اما این گفتگو با این مضمون برامون جذ ت داشت. واقعا اسباب کشی کار بی نهایت سختی است. از دوست خوبم «حسین مولایی» که ماشینش(وانت) را در اختیار ما گذاشت خیلی ممنونم، خیلی اذیتش کردیم برای همین الان دیگه جواب تلفن مون را نمی ده(با خنده)

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

آقای کاظمی چرا این قدر زود ازدواج کردی؟

کاظمی : به نظر شما مگه زود ازدواج ؟؟

نه اما فکر می کنم توی این سن و در ۲۴ سالگی برای تو و مهتاب زود بود؟

کاظمی : وقتی آدم مورد نظرت را پیدا کنی و با اون خوشبخت باشی یعنی این که درست انتخاب کردی و اون وقته که یک لحظه تاخیر هم جایز نیست، باید زود دست بجنبونی(با خنده)! برای من همین طوری بود با این که من اصلا فکرش را نمی که توی این سن ازدواج کنم اما وقتی قراره که یک اتفاقی بیفته تو نمی تونی جلوی اون اتفاق رو بگیری، برای من و مهتاب هم همین طوری بود، این قدر همه چیز درست و سر جای خودش اتفاق افتاد که تا چشم باز کردیم دیدیم همه چیز تمام شده و الکی الکی شدم مَرد خانواده.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

تا جایی که خبر داریم شما دو نفر مراسم عروسی هم نگرفتید چرا؟

کاظمی : به نظرم این درست ترین کاری بود که من و مهتاب انجام دادیم، همه حرف من اینه که اگه قراره کاری را انجام بدیم باید انجامش بدیم و به درست ترین شکل ممکن هم انجامش بدیم، از دید من و مهتاب، گرفتن عروسی کار جالبی نبود، آره عروسی نگرفتیم برای این که با خودمون گفتیم ج عروسی را صرف ید خونه و پس انداز کنیم، خُب قبل از ازدواج و در دوران نامزدی مون من واقعا آدم ول جی بودم و هر درآمدی را که از کارم داشتم تا ریال آ ش ج می . اما حالا قضیه کاملا فرق کرده، مسئولیت یک زندگی روی دوش من افتاده. ما مراسم عروسی نگرفیتیم تا اون پول را برای یک کار دیگه صرف کنیم.

گفتی که مراسم ازدواج و عقدتون خیلی ساده برگزار شده، می شه برام بگی که هزینه این مراسم برای کاظمی چقدر تمام شد؟

کاظمی : شاید باورش برای انی که این گفتگو را می خوانند سخت باشد اما کل ج مراسم برای من چیزی نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان شد، خیلی ساده تر از اون چیزی که حتی خودم تصور می ، صادقانه اگر بگویم حتی مهتاب هم توقع زیادی نداشت، دو تایی با هم رفتیم و ۲ تا حلقه نقره یدیم. با این که شاید از جانب خانواده ها هم خیلی در فشار بودیم که یک حلقه طلا، اما همین حلقه های نقره برای من و مهتاب اولین ید مشترک زندگی بود البته پر از خاطرات شیرین شد، حتی توی سفر امسال شمال مهتاب همین حلقه نقره ای رو که شاید ارزش چندانی هم نداره گم کرد و ما از یک شهری به همون شهر مقصد برگشتیم و حلقه مهتاب را پیدا کردیم. چیزی که برات عزیز باشه هیچ وقت گُم نمی شه، برای همینه که می گم در عین سادگی هم می شه کاری کرد که احساس رضایت کنی. هزینه محضر و عاقد و دسته گل هم روی همین ۳۰۰ هزار تومن حساب شد.

مهتاب، همسرت راست می گه؟! تو دلت نمی خواست که مثلا یک حلقه گرون دستت کنی؟

نه! واقعا دلم نمی خواست، به قول تو یه حلقه گرون چند میلیون تومانی هم دستم ، چه اتفاقی می افتاد، وقتی من را دارم یعنی همه دنیا را دارم، مراسم عروسی نگرفتیم، خُب الان اتفاقی افتاد؟ نه! مهم اینه که کنار ی که دوستش داری احساس رضایت و خوشبختی کنی، باورت بشه که با هیچی هم می شه خوشبخت بود. گرفتن مراسم عروسی پر هزینه و مجلل که می شه عین اسراف، می شه عین ول جی، آخه چرا؟؟ باور کنید همه انی که مراسم عروسی پرهزینه و مجلل گرفتند و هزار و یک ج اضافه هم داشتند حتی یک بار هم عروسی خودشون را کامل و با حوصله نگاه ن د. وقتی می شه با هیچی هم خوشبخت بود پس چرا نباید این کار را کرد.

خیلی دلم می خواد بدونم شما دو نفر چطوری با هم دیگه آشنا شدید و در تو چه چیزی دید که احساس کرد نیمه گمشده زندگی اش تویی؟

کاظمی : می شه این سوال را من جواب بدم. هرگز روز اولی که مهتاب را دیدم، فراموش نمی کنم، حتی وقتی از مهتاب هم خواستگاری بهش گفتم که چطوری عاشقت شدم و حتی پلان به پلان اون روز را هم براش تعریف و حالا یک بار دیگه برای شما هم تعریف می کنم، روز اولی که مهتاب را دیدم وسط حیاط تهران روی زمین نشسته بود و خیلی راحت و خودمونی داشت قورمه سبزی می خورد، اونم چه خوردنی که نصفی از همکلاسی هاش کنارش نشستن و به هیچ ی حتی یک لقمه هم تعارف نکرد. وای هنوز هم، او صحنه و با یادآوری اون روز حالم عوض می شه، توی اون لحظه این قدر حالم دگرگون شد و تو یک نگاه عاشق شدم که هم حرف زدن یادم رفت هم این که اون روز از انقلاب تا شهرک غرب را پیاده رفتم. این اتفاق ساده تمام زندگی من را عوض کرد و دو سال من تحمل برای رسیدن به مهتاب.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

مهتاب از کدوم یکی از کارهای همسرت بیشتر از بقیه حرص می خوری؟

مهربونی بیش از حدش به آدمها. من اصلا مخالف مهربونی و خوبی نیستم اما معتقدم باید به انی مهربونی کرد که لااقل لایق اون مهربونی باشند، خیلی خوبه، نه تنها خودش همه اعضای خانواده اش این طوری هستند، به خصوص پدرش و فکر می کنم هم به پدرش رفته، پدر آدمی است که اگر ی در حقش بدی هم ه باز هم به اون آدم، خوبی می کنه و هم درست مثل پدرش می مونه، واقعا بلد نیست بدی کنه برای همین بعضی وقت ها از این کار و این که زیادی نسبت به آدم های اطرافش، مهربونی افراطی می کنه حرص می خورم.

توی این مدت آشنایی تون و جدی شدن مسئله ازدواج تون اولین قهر و بحث که با هم دیگه کردید کی بوده و سر چی؟

که اصلا بلد نیست قهر کنه و من هم اگر بلد باشم که نیستم نمی تونم با ی قهر کنم، اصلا فلسفه و مفهوم قهر را نمی فهمم و نمی دونم چرا باید با ی قهر کرد. یکی از نکاتی که من و در اون تفاهم کامل داریم اینه که درباره هر چیزی با هم دیگه م می کنیم و اگر مسئله ای هم اتفاق بیفته درباره اون حرف می زنیم، نه این که با همدیگه بحث و قهر کنیم، به نوعی کارهامون و دلایل مون رو به شور می ذاریم و برای هم حُرمت و احترام زیادی قائلم هستیم و تا به امروز هم نه دعوا کردیم، نه بحث و قهر!!

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

ع کودکی کاظمی در کنار پدر و مادرش

مهتاب، خوشبختی را تعریف کن؟

خوشبختی یعنی ، خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها به نظر نیاد.

خوشبختی یعنی وقتی اراده کنی باید هدفت را به دست بیاری، خوشبختی یعنی همون چیزی که آرزوش را داشتی و نمی دونستی کیه و چطوری به دستت رسیده و بی هیچ برنامه ای سر و کله اش توی زندگی ات پیدا شده، خوشبختی یعنی ی که باهاش به آرامش برسی.

کاظمی : خوشبختی یعنی از شرایطی که داری حتی اگر بد، راضی باشی و لذت ببری خوشبختی یعنی برای طرف مقابلت از جونت مایه بذاری و کاری کنی که اون آدم بی نهایت خوشحال باشه و کاری کنی که به خاطر اون زندگی کنی.

و مهتاب : نمی دونیم چرا امروز باید این گفتگو وسط این اسباب کشی و این چیدمان خونه انجام بشه، اما مطمئنیم که دیگه تکرار نمی شه، امروز این اتفاق برای من و تبدیل شد به یک خاطره فراموش نشدنی که امکان نداره دیگه تکرار بشه، با این که هردوی ما خیلی خسته بودیم اما حس حال مون رو عوض کردید، خیلی خیلی ممنون. برای همه دختر و پسرهایی که می خوان ازدواج کنند، یک دنیا آرامش و روزگاری خوش را آرزومندیم.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

مصاحبه و ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش


کمتر ی هست که بازی کاظمی بازیگر کم سن و سال تلویزیون رو در سریال همه بچه های من به یاد نیاره پسرک کوچکی که در کنار بازیگران بزرگی همچون مهرانه مهین تر به خوبی درخشید و خودش روزی اصلا باورش نمیشد که به یک بازیگر حرفه ای تبدیل شود. کاظمی زمانی که ۱۴ سال داشت برای تهیه یک گزارش به لوکیشن مرضیه برومند در سریال کتابفروشی هدهد می رود و با پیشنهاد بازی در سکانس پایانی رو به رو می شود وبازی در این سکانس آغازی می شود برای زندگی حرفه ای بازیگر جوان کاظمی …

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

بیوگرافی کاظمی

نام و نام خانوادگی : کاظمی

متولد: تهران / بیمارستان تهران کلینیک

تاریخ تولد: نوزده  آبان ماه ۶۹

نام همسر کاظمی : مهتاب محسنی

مختصری در مورد کاظمی

کاظمی پدرش اهل تهران  و مادرش اص آلمانی دارد. خانواده مادری این بازیگر جوان در شهر مونیخ و کلن آلمان زندگی می کنند.  برادر کوچک کاظمی اسمش  آرش است . در زمینه موسیقی هم فعالیت بصورت تخصصی فعالیت می کند و پیانو ، کیبورد و پرکاشن را به صورت حرفه ای می نوازد و در ورزش نیز شنا و اسکیت را به صورت حرفه ای دنبال می کند و زمانی جزو تیم ملی اسکیت بوده است . کاظمی به کارهای ژورنالیستی نیز علاقه وافری دارد و چند سالی در مجلات مختلف و سایت سینمای ما فعالیت خبری می کرده است .

سریال های کاظمی

کتابفروشی هدهد

همه بچه‌های من

وضعیت سفید

سایه روشن

سریال خانه اجاره ای

زمانی برای عاشقی

سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

سریال هفت سنگ

سریال شمعدونی

سریال کیمیا

سریال خواب بلند

تئاترهای کاظمی

روی لیوانها

سعادت لرزان، مردمان تیره روز

های سینمایی کاظمی

دوئت

برندگان

خوک

حدس بزن چه ی برای عید می آید

بی سر و صدا

مردگی

کاظمی اجرای موفق برنامه های تلویزیونی سپید پر رنگ و مثبت من را هم در کارنامه هنری خودش دارد.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

فرقی نمی کنه، اهل کجا و چه کاره باشی، فرقی نمی کنه کوچیک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوون، وقتی با چیزهای کوچیک خودت رو خوشبخت بدونی یعنی همه چیز داری. وقتی می تونی با همه چیزهای کوچیکی که داری، با کمترین امکانات احساس پیروزی کنی یعنی این که خوشبختی. خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها هیچ به نظر بیاد! همه این حرفها را می شُد از لا به لای صحبت های کاظمی و همسرش مهتاب احساس کرد. آنها در سن پایین ازدواج د و با همین چیزهای کوچیک با همه وجودشون خوشبختی را باور دارند. حالا چی شد که خواستیم با و مهتاب حرف بزنیم. ازدواج زود این دو نفر و اجرای برنامه «مثبت من» به اتفاق هم، برنامه تازه ای که در حال ساخت آن هستند و… بهانه ای بود برای این گفتگو، انجام این مصاحبه وسط خونه جدیدی که هنوز جابه جایی اسباب کشی اون کامل نشده، با کلی ت و پرت و وسایلی که هنوز سر جای خودش چیده نشده البته با صمیمیت بی نظیر مهتاب و می تونه جذاب و خوندنی باشه!!

خُب به سلامتی انگار اسباب کشی به منزل جدید هم تموم شد؟

کاظمی : نه بابا کجا تموم شد، دارید خودتون می بینید که هنوز خیلی از وسایل رو نچیدیم، تازه امروز می خوان بیان یخچال و ماشین لباسشویی رو نصب کنند. همه اسباب کشی را خودمون دو تایی انجام دادیم. باورتون میشه، امروز از خستگی واقعا توان نداشتیم اما این گفتگو با این مضمون برامون جذ ت داشت. واقعا اسباب کشی کار بی نهایت سختی است. از دوست خوبم «حسین مولایی» که ماشینش(وانت) را در اختیار ما گذاشت خیلی ممنونم، خیلی اذیتش کردیم برای همین الان دیگه جواب تلفن مون را نمی ده(با خنده)

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

آقای کاظمی چرا این قدر زود ازدواج کردی؟

کاظمی : به نظر شما مگه زود ازدواج ؟؟

نه اما فکر می کنم توی این سن و در ۲۴ سالگی برای تو و مهتاب زود بود؟

کاظمی : وقتی آدم مورد نظرت را پیدا کنی و با اون خوشبخت باشی یعنی این که درست انتخاب کردی و اون وقته که یک لحظه تاخیر هم جایز نیست، باید زود دست بجنبونی(با خنده)! برای من همین طوری بود با این که من اصلا فکرش را نمی که توی این سن ازدواج کنم اما وقتی قراره که یک اتفاقی بیفته تو نمی تونی جلوی اون اتفاق رو بگیری، برای من و مهتاب هم همین طوری بود، این قدر همه چیز درست و سر جای خودش اتفاق افتاد که تا چشم باز کردیم دیدیم همه چیز تمام شده و الکی الکی شدم مَرد خانواده.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

تا جایی که خبر داریم شما دو نفر مراسم عروسی هم نگرفتید چرا؟

کاظمی : به نظرم این درست ترین کاری بود که من و مهتاب انجام دادیم، همه حرف من اینه که اگه قراره کاری را انجام بدیم باید انجامش بدیم و به درست ترین شکل ممکن هم انجامش بدیم، از دید من و مهتاب، گرفتن عروسی کار جالبی نبود، آره عروسی نگرفتیم برای این که با خودمون گفتیم ج عروسی را صرف ید خونه و پس انداز کنیم، خُب قبل از ازدواج و در دوران نامزدی مون من واقعا آدم ول جی بودم و هر درآمدی را که از کارم داشتم تا ریال آ ش ج می . اما حالا قضیه کاملا فرق کرده، مسئولیت یک زندگی روی دوش من افتاده. ما مراسم عروسی نگرفیتیم تا اون پول را برای یک کار دیگه صرف کنیم.

گفتی که مراسم ازدواج و عقدتون خیلی ساده برگزار شده، می شه برام بگی که هزینه این مراسم برای کاظمی چقدر تمام شد؟

کاظمی : شاید باورش برای انی که این گفتگو را می خوانند سخت باشد اما کل ج مراسم برای من چیزی نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان شد، خیلی ساده تر از اون چیزی که حتی خودم تصور می ، صادقانه اگر بگویم حتی مهتاب هم توقع زیادی نداشت، دو تایی با هم رفتیم و ۲ تا حلقه نقره یدیم. با این که شاید از جانب خانواده ها هم خیلی در فشار بودیم که یک حلقه طلا، اما همین حلقه های نقره برای من و مهتاب اولین ید مشترک زندگی بود البته پر از خاطرات شیرین شد، حتی توی سفر امسال شمال مهتاب همین حلقه نقره ای رو که شاید ارزش چندانی هم نداره گم کرد و ما از یک شهری به همون شهر مقصد برگشتیم و حلقه مهتاب را پیدا کردیم. چیزی که برات عزیز باشه هیچ وقت گُم نمی شه، برای همینه که می گم در عین سادگی هم می شه کاری کرد که احساس رضایت کنی. هزینه محضر و عاقد و دسته گل هم روی همین ۳۰۰ هزار تومن حساب شد.

مهتاب، همسرت راست می گه؟! تو دلت نمی خواست که مثلا یک حلقه گرون دستت کنی؟

نه! واقعا دلم نمی خواست، به قول تو یه حلقه گرون چند میلیون تومانی هم دستم ، چه اتفاقی می افتاد، وقتی من را دارم یعنی همه دنیا را دارم، مراسم عروسی نگرفتیم، خُب الان اتفاقی افتاد؟ نه! مهم اینه که کنار ی که دوستش داری احساس رضایت و خوشبختی کنی، باورت بشه که با هیچی هم می شه خوشبخت بود. گرفتن مراسم عروسی پر هزینه و مجلل که می شه عین اسراف، می شه عین ول جی، آخه چرا؟؟ باور کنید همه انی که مراسم عروسی پرهزینه و مجلل گرفتند و هزار و یک ج اضافه هم داشتند حتی یک بار هم عروسی خودشون را کامل و با حوصله نگاه ن د. وقتی می شه با هیچی هم خوشبخت بود پس چرا نباید این کار را کرد.

خیلی دلم می خواد بدونم شما دو نفر چطوری با هم دیگه آشنا شدید و در تو چه چیزی دید که احساس کرد نیمه گمشده زندگی اش تویی؟

کاظمی : می شه این سوال را من جواب بدم. هرگز روز اولی که مهتاب را دیدم، فراموش نمی کنم، حتی وقتی از مهتاب هم خواستگاری بهش گفتم که چطوری عاشقت شدم و حتی پلان به پلان اون روز را هم براش تعریف و حالا یک بار دیگه برای شما هم تعریف می کنم، روز اولی که مهتاب را دیدم وسط حیاط تهران روی زمین نشسته بود و خیلی راحت و خودمونی داشت قورمه سبزی می خورد، اونم چه خوردنی که نصفی از همکلاسی هاش کنارش نشستن و به هیچ ی حتی یک لقمه هم تعارف نکرد. وای هنوز هم، او صحنه و با یادآوری اون روز حالم عوض می شه، توی اون لحظه این قدر حالم دگرگون شد و تو یک نگاه عاشق شدم که هم حرف زدن یادم رفت هم این که اون روز از انقلاب تا شهرک غرب را پیاده رفتم. این اتفاق ساده تمام زندگی من را عوض کرد و دو سال من تحمل برای رسیدن به مهتاب.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

مهتاب از کدوم یکی از کارهای همسرت بیشتر از بقیه حرص می خوری؟

مهربونی بیش از حدش به آدمها. من اصلا مخالف مهربونی و خوبی نیستم اما معتقدم باید به انی مهربونی کرد که لااقل لایق اون مهربونی باشند، خیلی خوبه، نه تنها خودش همه اعضای خانواده اش این طوری هستند، به خصوص پدرش و فکر می کنم هم به پدرش رفته، پدر آدمی است که اگر ی در حقش بدی هم ه باز هم به اون آدم، خوبی می کنه و هم درست مثل پدرش می مونه، واقعا بلد نیست بدی کنه برای همین بعضی وقت ها از این کار و این که زیادی نسبت به آدم های اطرافش، مهربونی افراطی می کنه حرص می خورم.

توی این مدت آشنایی تون و جدی شدن مسئله ازدواج تون اولین قهر و بحث که با هم دیگه کردید کی بوده و سر چی؟

که اصلا بلد نیست قهر کنه و من هم اگر بلد باشم که نیستم نمی تونم با ی قهر کنم، اصلا فلسفه و مفهوم قهر را نمی فهمم و نمی دونم چرا باید با ی قهر کرد. یکی از نکاتی که من و در اون تفاهم کامل داریم اینه که درباره هر چیزی با هم دیگه م می کنیم و اگر مسئله ای هم اتفاق بیفته درباره اون حرف می زنیم، نه این که با همدیگه بحث و قهر کنیم، به نوعی کارهامون و دلایل مون رو به شور می ذاریم و برای هم حُرمت و احترام زیادی قائلم هستیم و تا به امروز هم نه دعوا کردیم، نه بحث و قهر!!

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

ع کودکی کاظمی در کنار پدر و مادرش

مهتاب، خوشبختی را تعریف کن؟

خوشبختی یعنی ، خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها به نظر نیاد.

خوشبختی یعنی وقتی اراده کنی باید هدفت را به دست بیاری، خوشبختی یعنی همون چیزی که آرزوش را داشتی و نمی دونستی کیه و چطوری به دستت رسیده و بی هیچ برنامه ای سر و کله اش توی زندگی ات پیدا شده، خوشبختی یعنی ی که باهاش به آرامش برسی.

کاظمی : خوشبختی یعنی از شرایطی که داری حتی اگر بد، راضی باشی و لذت ببری خوشبختی یعنی برای طرف مقابلت از جونت مایه بذاری و کاری کنی که اون آدم بی نهایت خوشحال باشه و کاری کنی که به خاطر اون زندگی کنی.

و مهتاب : نمی دونیم چرا امروز باید این گفتگو وسط این اسباب کشی و این چیدمان خونه انجام بشه، اما مطمئنیم که دیگه تکرار نمی شه، امروز این اتفاق برای من و تبدیل شد به یک خاطره فراموش نشدنی که امکان نداره دیگه تکرار بشه، با این که هردوی ما خیلی خسته بودیم اما حس حال مون رو عوض کردید، خیلی خیلی ممنون. برای همه دختر و پسرهایی که می خوان ازدواج کنند، یک دنیا آرامش و روزگاری خوش را آرزومندیم.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

مصاحبه و ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش

 


ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش + بیوگرافی

ع های جدید کاظمی + بیوگرافی کامل کاظمی

نم تان : در این پست ع های منتشر شده در صفحات اجتماعی کاظمی بازیگر خوب کشورمان را گردآوری کرده ایم ، در ادامه این تصاویر را مشاهده نمایید

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی , بیوگرافی کاظمی , اینستاگرام کاظمی , همسر کاظمی , ع کاظمی , زندگینامه کاظمی , زن کاظمی , فرزند کاظمی

بیوگرافی کاظمی

کاظمی متولد 19 آبان 1369 بازیگر سینما و تلوزیون می باشد. پدر او ایرانی و مادرش اص آلمانی دارد. او یک برادر کوچکتر از خود به نام آرش دارد. کاظمی متأهل بوده و مهتاب محسنی همسرش می باشد. کاظمی علاوه بر بازیگری در زمینه ورزش های شنا و اسکیت نیز به صورت حرفه ای فعالیت کرده و در زمانی یکی از بازیکنان تیم ملی اسکیت بوده است. علاوه بر این در حوزه موسیقی هم فعالیت می کند و پیانو ، کیبورد و پرکاشن را به صورت حرفه ای می نوازد .

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه محمد نادری

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

فال حافظ اصلی فال حافظ اصل : نیت کنید و با یک کلیک فال بگیرید فال حافظ

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های خفن از بازیگران ایرانی و خارجی ، سوژه های داغ روز ع های لو رفته

کمتر ی هست که بازی کاظمی بازیگر کم سن و سال تلویزیون رو در سریال همه بچه های من به یاد نیاره پسرک کوچکی که در کنار بازیگران بزرگی همچون مهرانه مهین تر به خوبی درخشید و خودش روزی اصلا باورش نمیشد که به یک بازیگر حرفه ای تبدیل شود. کاظمی زمانی که ۱۴ سال داشت برای تهیه یک گزارش به لوکیشن مرضیه برومند در سریال کتابفروشی هدهد می رود و با پیشنهاد بازی در سکانس پایانی رو به رو می شود وبازی در این سکانس آغازی می شود برای زندگی حرفه ای بازیگر جوان کاظمی …

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه خانواده اش

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

فرقی نمی کنه، اهل کجا و چه کاره باشی، فرقی نمی کنه کوچیک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوون، وقتی با چیزهای کوچیک خودت رو خوشبخت بدونی یعنی همه چیز داری. وقتی می تونی با همه چیزهای کوچیکی که داری، با کمترین امکانات احساس پیروزی کنی یعنی این که خوشبختی. خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها هیچ به نظر بیاد! همه این حرفها را می شُد از لا به لای صحبت های کاظمی و همسرش مهتاب احساس کرد. آنها در سن پایین ازدواج د و با همین چیزهای کوچیک با همه وجودشون خوشبختی را باور دارند. حالا چی شد که خواستیم با و مهتاب حرف بزنیم. ازدواج زود این دو نفر و اجرای برنامه «مثبت من» به اتفاق هم، برنامه تازه ای که در حال ساخت آن هستند و… بهانه ای بود برای این گفتگو، انجام این مصاحبه وسط خونه جدیدی که هنوز جابه جایی اسباب کشی اون کامل نشده، با کلی ت و پرت و وسایلی که هنوز سر جای خودش چیده نشده البته با صمیمیت بی نظیر مهتاب و می تونه جذاب و خوندنی باشه!!

خُب به سلامتی انگار اسباب کشی به منزل جدید هم تموم شد؟

کاظمی : نه بابا کجا تموم شد، دارید خودتون می بینید که هنوز خیلی از وسایل رو نچیدیم، تازه امروز می خوان بیان یخچال و ماشین لباسشویی رو نصب کنند. همه اسباب کشی را خودمون دو تایی انجام دادیم. باورتون میشه، امروز از خستگی واقعا توان نداشتیم اما این گفتگو با این مضمون برامون جذ ت داشت. واقعا اسباب کشی کار بی نهایت سختی است. از دوست خوبم «حسین مولایی» که ماشینش(وانت) را در اختیار ما گذاشت خیلی ممنونم، خیلی اذیتش کردیم برای همین الان دیگه جواب تلفن مون را نمی ده(با خنده)

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

آقای کاظمی چرا این قدر زود ازدواج کردی؟

کاظمی : به نظر شما مگه زود ازدواج ؟؟

نه اما فکر می کنم توی این سن و در ۲۴ سالگی برای تو و مهتاب زود بود؟

کاظمی : وقتی آدم مورد نظرت را پیدا کنی و با اون خوشبخت باشی یعنی این که درست انتخاب کردی و اون وقته که یک لحظه تاخیر هم جایز نیست، باید زود دست بجنبونی(با خنده)! برای من همین طوری بود با این که من اصلا فکرش را نمی که توی این سن ازدواج کنم اما وقتی قراره که یک اتفاقی بیفته تو نمی تونی جلوی اون اتفاق رو بگیری، برای من و مهتاب هم همین طوری بود، این قدر همه چیز درست و سر جای خودش اتفاق افتاد که تا چشم باز کردیم دیدیم همه چیز تمام شده و الکی الکی شدم مَرد خانواده.

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

تا جایی که خبر داریم شما دو نفر مراسم عروسی هم نگرفتید چرا؟

کاظمی : به نظرم این درست ترین کاری بود که من و مهتاب انجام دادیم، همه حرف من اینه که اگه قراره کاری را انجام بدیم باید انجامش بدیم و به درست ترین شکل ممکن هم انجامش بدیم، از دید من و مهتاب، گرفتن عروسی کار جالبی نبود، آره عروسی نگرفتیم برای این که با خودمون گفتیم ج عروسی را صرف ید خونه و پس انداز کنیم، خُب قبل از ازدواج و در دوران نامزدی مون من واقعا آدم ول جی بودم و هر درآمدی را که از کارم داشتم تا ریال آ ش ج می . اما حالا قضیه کاملا فرق کرده، مسئولیت یک زندگی روی دوش من افتاده. ما مراسم عروسی نگرفیتیم تا اون پول را برای یک کار دیگه صرف کنیم.

گفتی که مراسم ازدواج و عقدتون خیلی ساده برگزار شده، می شه برام بگی که هزینه این مراسم برای کاظمی چقدر تمام شد؟

کاظمی : شاید باورش برای انی که این گفتگو را می خوانند سخت باشد اما کل ج مراسم برای من چیزی نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان شد، خیلی ساده تر از اون چیزی که حتی خودم تصور می ، صادقانه اگر بگویم حتی مهتاب هم توقع زیادی نداشت، دو تایی با هم رفتیم و ۲ تا حلقه نقره یدیم. با این که شاید از جانب خانواده ها هم خیلی در فشار بودیم که یک حلقه طلا، اما همین حلقه های نقره برای من و مهتاب اولین ید مشترک زندگی بود البته پر از خاطرات شیرین شد، حتی توی سفر امسال شمال مهتاب همین حلقه نقره ای رو که شاید ارزش چندانی هم نداره گم کرد و ما از یک شهری به همون شهر مقصد برگشتیم و حلقه مهتاب را پیدا کردیم. چیزی که برات عزیز باشه هیچ وقت گُم نمی شه، برای همینه که می گم در عین سادگی هم می شه کاری کرد که احساس رضایت کنی. هزینه محضر و عاقد و دسته گل هم روی همین ۳۰۰ هزار تومن حساب شد.

مهتاب، همسرت راست می گه؟! تو دلت نمی خواست که مثلا یک حلقه گرون دستت کنی؟

نه! واقعا دلم نمی خواست، به قول تو یه حلقه گرون چند میلیون تومانی هم دستم ، چه اتفاقی می افتاد، وقتی من را دارم یعنی همه دنیا را دارم، مراسم عروسی نگرفتیم، خُب الان اتفاقی افتاد؟ نه! مهم اینه که کنار ی که دوستش داری احساس رضایت و خوشبختی کنی، باورت بشه که با هیچی هم می شه خوشبخت بود. گرفتن مراسم عروسی پر هزینه و مجلل که می شه عین اسراف، می شه عین ول جی، آخه چرا؟؟ باور کنید همه انی که مراسم عروسی پرهزینه و مجلل گرفتند و هزار و یک ج اضافه هم داشتند حتی یک بار هم عروسی خودشون را کامل و با حوصله نگاه ن د. وقتی می شه با هیچی هم خوشبخت بود پس چرا نباید این کار را کرد.

خیلی دلم می خواد بدونم شما دو نفر چطوری با هم دیگه آشنا شدید و در تو چه چیزی دید که احساس کرد نیمه گمشده زندگی اش تویی؟

کاظمی : می شه این سوال را من جواب بدم. هرگز روز اولی که مهتاب را دیدم، فراموش نمی کنم، حتی وقتی از مهتاب هم خواستگاری بهش گفتم که چطوری عاشقت شدم و حتی پلان به پلان اون روز را هم براش تعریف و حالا یک بار دیگه برای شما هم تعریف می کنم، روز اولی که مهتاب را دیدم وسط حیاط تهران روی زمین نشسته بود و خیلی راحت و خودمونی داشت قورمه سبزی می خورد، اونم چه خوردنی که نصفی از همکلاسی هاش کنارش نشستن و به هیچ ی حتی یک لقمه هم تعارف نکرد. وای هنوز هم، او صحنه و با یادآوری اون روز حالم عوض می شه، توی اون لحظه این قدر حالم دگرگون شد و تو یک نگاه عاشق شدم که هم حرف زدن یادم رفت هم این که اون روز از انقلاب تا شهرک غرب را پیاده رفتم. این اتفاق ساده تمام زندگی من را عوض کرد و دو سال من تحمل برای رسیدن به مهتاب.

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

مهتاب از کدوم یکی از کارهای همسرت بیشتر از بقیه حرص می خوری؟

مهربونی بیش از حدش به آدمها. من اصلا مخالف مهربونی و خوبی نیستم اما معتقدم باید به انی مهربونی کرد که لااقل لایق اون مهربونی باشند، خیلی خوبه، نه تنها خودش همه اعضای خانواده اش این طوری هستند، به خصوص پدرش و فکر می کنم هم به پدرش رفته، پدر آدمی است که اگر ی در حقش بدی هم ه باز هم به اون آدم، خوبی می کنه و هم درست مثل پدرش می مونه، واقعا بلد نیست بدی کنه برای همین بعضی وقت ها از این کار و این که زیادی نسبت به آدم های اطرافش، مهربونی افراطی می کنه حرص می خورم.

توی این مدت آشنایی تون و جدی شدن مسئله ازدواج تون اولین قهر و بحث که با هم دیگه کردید کی بوده و سر چی؟

که اصلا بلد نیست قهر کنه و من هم اگر بلد باشم که نیستم نمی تونم با ی قهر کنم، اصلا فلسفه و مفهوم قهر را نمی فهمم و نمی دونم چرا باید با ی قهر کرد. یکی از نکاتی که من و در اون تفاهم کامل داریم اینه که درباره هر چیزی با هم دیگه م می کنیم و اگر مسئله ای هم اتفاق بیفته درباره اون حرف می زنیم، نه این که با همدیگه بحث و قهر کنیم، به نوعی کارهامون و دلایل مون رو به شور می ذاریم و برای هم حُرمت و احترام زیادی قائلم هستیم و تا به امروز هم نه دعوا کردیم، نه بحث و قهر!!

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

ع کودکی کاظمی در کنار پدر و مادرش

مهتاب، خوشبختی را تعریف کن؟

خوشبختی یعنی ، خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها به نظر نیاد.

خوشبختی یعنی وقتی اراده کنی باید هدفت را به دست بیاری، خوشبختی یعنی همون چیزی که آرزوش را داشتی و نمی دونستی کیه و چطوری به دستت رسیده و بی هیچ برنامه ای سر و کله اش توی زندگی ات پیدا شده، خوشبختی یعنی ی که باهاش به آرامش برسی.

کاظمی : خوشبختی یعنی از شرایطی که داری حتی اگر بد، راضی باشی و لذت ببری خوشبختی یعنی برای طرف مقابلت از جونت مایه بذاری و کاری کنی که اون آدم بی نهایت خوشحال باشه و کاری کنی که به خاطر اون زندگی کنی.

و مهتاب : نمی دونیم چرا امروز باید این گفتگو وسط این اسباب کشی و این چیدمان خونه انجام بشه، اما مطمئنیم که دیگه تکرار نمی شه، امروز این اتفاق برای من و تبدیل شد به یک خاطره فراموش نشدنی که امکان نداره دیگه تکرار بشه، با این که هردوی ما خیلی خسته بودیم اما حس حال مون رو عوض کردید، خیلی خیلی ممنون. برای همه دختر و پسرهایی که می خوان ازدواج کنند، یک دنیا آرامش و روزگاری خوش را آرزومندیم.

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

کاظمی با انتشار این تصویر نوشت : وقتی هنوز نخو ده باید پاشی !

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی,اینستاگرام کاظمی,ع های کاظمی

کاظمی با انتشار تصویر خود و حسین رستمی نوشت : مغازه بغلی برداری داشتیم ، تو زمان بیکاریمون نون داغ میفروختیم به مردم …

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش + بیوگرافی


ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش + بیوگرافی

ع های جدید کاظمی + بیوگرافی کامل کاظمی

نم تان : در این پست ع های منتشر شده در صفحات اجتماعی کاظمی بازیگر خوب کشورمان را گردآوری کرده ایم ، در ادامه این تصاویر را مشاهده نمایید

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی , بیوگرافی کاظمی , اینستاگرام کاظمی , همسر کاظمی , ع کاظمی , زندگینامه کاظمی , زن کاظمی , فرزند کاظمی

بیوگرافی کاظمی

کاظمی متولد 19 آبان 1369 بازیگر سینما و تلوزیون می باشد. پدر او ایرانی و مادرش اص آلمانی دارد. او یک برادر کوچکتر از خود به نام آرش دارد. کاظمی متأهل بوده و مهتاب محسنی همسرش می باشد. کاظمی علاوه بر بازیگری در زمینه ورزش های شنا و اسکیت نیز به صورت حرفه ای فعالیت کرده و در زمانی یکی از بازیکنان تیم ملی اسکیت بوده است. علاوه بر این در حوزه موسیقی هم فعالیت می کند و پیانو ، کیبورد و پرکاشن را به صورت حرفه ای می نوازد .

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی ع های جدید و دیده نشده کاظمی + بیوگرافی کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه محمد نادری

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

فال حافظ اصلی فال حافظ اصل : نیت کنید و با یک کلیک فال بگیرید فال حافظ

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه زندگینامه این بازیگر

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های خفن از بازیگران ایرانی و خارجی ، سوژه های داغ روز ع های لو رفته

کمتر ی هست که بازی کاظمی بازیگر کم سن و سال تلویزیون رو در سریال همه بچه های من به یاد نیاره پسرک کوچکی که در کنار بازیگران بزرگی همچون مهرانه مهین تر به خوبی درخشید و خودش روزی اصلا باورش نمیشد که به یک بازیگر حرفه ای تبدیل شود. کاظمی زمانی که ۱۴ سال داشت برای تهیه یک گزارش به لوکیشن مرضیه برومند در سریال کتابفروشی هدهد می رود و با پیشنهاد بازی در سکانس پایانی رو به رو می شود وبازی در این سکانس آغازی می شود برای زندگی حرفه ای بازیگر جوان کاظمی …

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

ع های جدید و پشت صحنه کاظمی به همراه خانواده اش

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

فرقی نمی کنه، اهل کجا و چه کاره باشی، فرقی نمی کنه کوچیک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوون، وقتی با چیزهای کوچیک خودت رو خوشبخت بدونی یعنی همه چیز داری. وقتی می تونی با همه چیزهای کوچیکی که داری، با کمترین امکانات احساس پیروزی کنی یعنی این که خوشبختی. خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها هیچ به نظر بیاد! همه این حرفها را می شُد از لا به لای صحبت های کاظمی و همسرش مهتاب احساس کرد. آنها در سن پایین ازدواج د و با همین چیزهای کوچیک با همه وجودشون خوشبختی را باور دارند. حالا چی شد که خواستیم با و مهتاب حرف بزنیم. ازدواج زود این دو نفر و اجرای برنامه «مثبت من» به اتفاق هم، برنامه تازه ای که در حال ساخت آن هستند و… بهانه ای بود برای این گفتگو، انجام این مصاحبه وسط خونه جدیدی که هنوز جابه جایی اسباب کشی اون کامل نشده، با کلی ت و پرت و وسایلی که هنوز سر جای خودش چیده نشده البته با صمیمیت بی نظیر مهتاب و می تونه جذاب و خوندنی باشه!!

خُب به سلامتی انگار اسباب کشی به منزل جدید هم تموم شد؟

کاظمی : نه بابا کجا تموم شد، دارید خودتون می بینید که هنوز خیلی از وسایل رو نچیدیم، تازه امروز می خوان بیان یخچال و ماشین لباسشویی رو نصب کنند. همه اسباب کشی را خودمون دو تایی انجام دادیم. باورتون میشه، امروز از خستگی واقعا توان نداشتیم اما این گفتگو با این مضمون برامون جذ ت داشت. واقعا اسباب کشی کار بی نهایت سختی است. از دوست خوبم «حسین مولایی» که ماشینش(وانت) را در اختیار ما گذاشت خیلی ممنونم، خیلی اذیتش کردیم برای همین الان دیگه جواب تلفن مون را نمی ده(با خنده)

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

آقای کاظمی چرا این قدر زود ازدواج کردی؟

کاظمی : به نظر شما مگه زود ازدواج ؟؟

نه اما فکر می کنم توی این سن و در ۲۴ سالگی برای تو و مهتاب زود بود؟

کاظمی : وقتی آدم مورد نظرت را پیدا کنی و با اون خوشبخت باشی یعنی این که درست انتخاب کردی و اون وقته که یک لحظه تاخیر هم جایز نیست، باید زود دست بجنبونی(با خنده)! برای من همین طوری بود با این که من اصلا فکرش را نمی که توی این سن ازدواج کنم اما وقتی قراره که یک اتفاقی بیفته تو نمی تونی جلوی اون اتفاق رو بگیری، برای من و مهتاب هم همین طوری بود، این قدر همه چیز درست و سر جای خودش اتفاق افتاد که تا چشم باز کردیم دیدیم همه چیز تمام شده و الکی الکی شدم مَرد خانواده.

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

تا جایی که خبر داریم شما دو نفر مراسم عروسی هم نگرفتید چرا؟

کاظمی : به نظرم این درست ترین کاری بود که من و مهتاب انجام دادیم، همه حرف من اینه که اگه قراره کاری را انجام بدیم باید انجامش بدیم و به درست ترین شکل ممکن هم انجامش بدیم، از دید من و مهتاب، گرفتن عروسی کار جالبی نبود، آره عروسی نگرفتیم برای این که با خودمون گفتیم ج عروسی را صرف ید خونه و پس انداز کنیم، خُب قبل از ازدواج و در دوران نامزدی مون من واقعا آدم ول جی بودم و هر درآمدی را که از کارم داشتم تا ریال آ ش ج می . اما حالا قضیه کاملا فرق کرده، مسئولیت یک زندگی روی دوش من افتاده. ما مراسم عروسی نگرفیتیم تا اون پول را برای یک کار دیگه صرف کنیم.

گفتی که مراسم ازدواج و عقدتون خیلی ساده برگزار شده، می شه برام بگی که هزینه این مراسم برای کاظمی چقدر تمام شد؟

کاظمی : شاید باورش برای انی که این گفتگو را می خوانند سخت باشد اما کل ج مراسم برای من چیزی نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان شد، خیلی ساده تر از اون چیزی که حتی خودم تصور می ، صادقانه اگر بگویم حتی مهتاب هم توقع زیادی نداشت، دو تایی با هم رفتیم و ۲ تا حلقه نقره یدیم. با این که شاید از جانب خانواده ها هم خیلی در فشار بودیم که یک حلقه طلا، اما همین حلقه های نقره برای من و مهتاب اولین ید مشترک زندگی بود البته پر از خاطرات شیرین شد، حتی توی سفر امسال شمال مهتاب همین حلقه نقره ای رو که شاید ارزش چندانی هم نداره گم کرد و ما از یک شهری به همون شهر مقصد برگشتیم و حلقه مهتاب را پیدا کردیم. چیزی که برات عزیز باشه هیچ وقت گُم نمی شه، برای همینه که می گم در عین سادگی هم می شه کاری کرد که احساس رضایت کنی. هزینه محضر و عاقد و دسته گل هم روی همین ۳۰۰ هزار تومن حساب شد.

مهتاب، همسرت راست می گه؟! تو دلت نمی خواست که مثلا یک حلقه گرون دستت کنی؟

نه! واقعا دلم نمی خواست، به قول تو یه حلقه گرون چند میلیون تومانی هم دستم ، چه اتفاقی می افتاد، وقتی من را دارم یعنی همه دنیا را دارم، مراسم عروسی نگرفتیم، خُب الان اتفاقی افتاد؟ نه! مهم اینه که کنار ی که دوستش داری احساس رضایت و خوشبختی کنی، باورت بشه که با هیچی هم می شه خوشبخت بود. گرفتن مراسم عروسی پر هزینه و مجلل که می شه عین اسراف، می شه عین ول جی، آخه چرا؟؟ باور کنید همه انی که مراسم عروسی پرهزینه و مجلل گرفتند و هزار و یک ج اضافه هم داشتند حتی یک بار هم عروسی خودشون را کامل و با حوصله نگاه ن د. وقتی می شه با هیچی هم خوشبخت بود پس چرا نباید این کار را کرد.

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

کاظمی با انتشار این تصویر نوشت : از ع هایی که خیلی دوستش دارم … دیدن سریال شمعدونی رو از دست ندین … هرشب شبکه آی ساعت نه شب … تکرار پنج صبح و یک بعد از ظهر .

خیلی دلم می خواد بدونم شما دو نفر چطوری با هم دیگه آشنا شدید و در تو چه چیزی دید که احساس کرد نیمه گمشده زندگی اش تویی؟

کاظمی : می شه این سوال را من جواب بدم. هرگز روز اولی که مهتاب را دیدم، فراموش نمی کنم، حتی وقتی از مهتاب هم خواستگاری بهش گفتم که چطوری عاشقت شدم و حتی پلان به پلان اون روز را هم براش تعریف و حالا یک بار دیگه برای شما هم تعریف می کنم، روز اولی که مهتاب را دیدم وسط حیاط تهران روی زمین نشسته بود و خیلی راحت و خودمونی داشت قورمه سبزی می خورد، اونم چه خوردنی که نصفی از همکلاسی هاش کنارش نشستن و به هیچ ی حتی یک لقمه هم تعارف نکرد. وای هنوز هم، او صحنه و با یادآوری اون روز حالم عوض می شه، توی اون لحظه این قدر حالم دگرگون شد و تو یک نگاه عاشق شدم که هم حرف زدن یادم رفت هم این که اون روز از انقلاب تا شهرک غرب را پیاده رفتم. این اتفاق ساده تمام زندگی من را عوض کرد و دو سال من تحمل برای رسیدن به مهتاب.

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

مهتاب از کدوم یکی از کارهای همسرت بیشتر از بقیه حرص می خوری؟

مهربونی بیش از حدش به آدمها. من اصلا مخالف مهربونی و خوبی نیستم اما معتقدم باید به انی مهربونی کرد که لااقل لایق اون مهربونی باشند، خیلی خوبه، نه تنها خودش همه اعضای خانواده اش این طوری هستند، به خصوص پدرش و فکر می کنم هم به پدرش رفته، پدر آدمی است که اگر ی در حقش بدی هم ه باز هم به اون آدم، خوبی می کنه و هم درست مثل پدرش می مونه، واقعا بلد نیست بدی کنه برای همین بعضی وقت ها از این کار و این که زیادی نسبت به آدم های اطرافش، مهربونی افراطی می کنه حرص می خورم.

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

کاظمی با انتشار این تصویر نوشت : نشسته در صف جهت ادا تکلیف سیاسى

توی این مدت آشنایی تون و جدی شدن مسئله ازدواج تون اولین قهر و بحث که با هم دیگه کردید کی بوده و سر چی؟

که اصلا بلد نیست قهر کنه و من هم اگر بلد باشم که نیستم نمی تونم با ی قهر کنم، اصلا فلسفه و مفهوم قهر را نمی فهمم و نمی دونم چرا باید با ی قهر کرد. یکی از نکاتی که من و در اون تفاهم کامل داریم اینه که درباره هر چیزی با هم دیگه م می کنیم و اگر مسئله ای هم اتفاق بیفته درباره اون حرف می زنیم، نه این که با همدیگه بحث و قهر کنیم، به نوعی کارهامون و دلایل مون رو به شور می ذاریم و برای هم حُرمت و احترام زیادی قائلم هستیم و تا به امروز هم نه دعوا کردیم، نه بحث و قهر!!

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

ع کودکی کاظمی در کنار پدر و مادرش

مهتاب، خوشبختی را تعریف کن؟

خوشبختی یعنی ، خوشبختی یعنی لمس همین چیزهای کوچیکی که شاید تو نگاه خیلی ها به نظر نیاد.

خوشبختی یعنی وقتی اراده کنی باید هدفت را به دست بیاری، خوشبختی یعنی همون چیزی که آرزوش را داشتی و نمی دونستی کیه و چطوری به دستت رسیده و بی هیچ برنامه ای سر و کله اش توی زندگی ات پیدا شده، خوشبختی یعنی ی که باهاش به آرامش برسی.

کاظمی : خوشبختی یعنی از شرایطی که داری حتی اگر بد، راضی باشی و لذت ببری خوشبختی یعنی برای طرف مقابلت از جونت مایه بذاری و کاری کنی که اون آدم بی نهایت خوشحال باشه و کاری کنی که به خاطر اون زندگی کنی.

و مهتاب : نمی دونیم چرا امروز باید این گفتگو وسط این اسباب کشی و این چیدمان خونه انجام بشه، اما مطمئنیم که دیگه تکرار نمی شه، امروز این اتفاق برای من و تبدیل شد به یک خاطره فراموش نشدنی که امکان نداره دیگه تکرار بشه، با این که هردوی ما خیلی خسته بودیم اما حس حال مون رو عوض کردید، خیلی خیلی ممنون. برای همه دختر و پسرهایی که می خوان ازدواج کنند، یک دنیا آرامش و روزگاری خوش را آرزومندیم.

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

 کاظمی , بیوگرافی کاظمی , کاظمی و همسرش ,خانواده کاظمی

کاظمی با انتشار این تصویر نوشت : وقتی هنوز نخو ده باید پاشی !

خورشت فسنجان,طرز تهیه خورشت فسنجان,دستور پخت خورشت فسنجان

 کاظمی,اینستاگرام کاظمی,ع های کاظمی

کاظمی با انتشار تصویر خود و حسین رستمی نوشت : مغازه بغلی برداری داشتیم ، تو زمان بیکاریمون نون داغ میفروختیم به مردم …

سایت تفریحی و سرگرمی نم تان http://namakstan.net

ع های خانوادگی کاظمی، همسر، برادر و پدر و مادرش + بیوگرافی


شعر در ستایش حجاب و چادر پوشیدن دختران چادری و ن با حجاب با نام«رنگ ساده ی خدا»

خط اول تمام جبهه هاست چادرت

راه روشنی به پاست،تا به پاست چادرت

این دفاع دیگر مقدسی ست ،هوشدار

خون بهای لاله های جبهه هاست چادرت

امتداد خطبه های ماندگار زینب است

اهتزار خیمه های کربلاست چادرت

سوره سوره روشنای راه پاکدامنی ست

آیه آیه عطر یاس مصطفاست چادرت

یک سلاح فوق هسته ای ست ، بیشتر

ذوالفقار حیدرانه در غزاست چادرت

قُوَّت قلوب سروهای استقامت است

خار چشم های دشمنان ماست چادرت

خواهرم ز نیش طعنه ها مترس مرد باش

مرد جبهه های نرم نارواست چادرت

خاکریز را رها نکرده با وضو بپـوش

سنگر دفاع قدسی شماست چادرت

در زمانه ای که عشق رنگ رنگ می شود

گر سیاست،رنگ ساده ی خداست چادرت.

شاعر: رحمان زارع


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها