جستجوی عبارت از من مرنج گر وسط دل نشاند م ت سائل عزیز خویش به ویرانه می برد


❇️ فاصله مرنج از من که شب همدرد مهتابم مرنج از مندگرباقصه عشقت نمی خوابم مرنج از من سوار موج دلتنگی به دریای نبودن هات به شوراب غمت درحسرت آبم مرنج از من مثال یک صدف پوچم رها درساحلی تنهاچو هجران را گزیدی درّ نایابم مرنج از من به عشق راه دورتو دلم خّرم نگردد چونشبی روشن نشد با کرم شب تابم مرنج از من دلم رنجور و تن مهجور وبیمار خی منکنون چون پیرزن محتاج سرخابم مرنج از من به دنب چو می گردم به جای دور جان توچو سرگیجه چنان چون چرخ ابم مرنج از من نجستم من تو راگشتم دعابر لب که باز آییز مردم دورم و درکنج محرابم مرنج از من فراق وکبر رستم و ...

حاج آقا با همان لحن قشنگ می فرمودند: لُپ اخلاق دو کلمه است: مرنج و مرنجان در دو کلمه مرنج و مرنجان دریایی از معانی و معرفت نهفته است.

سبک زندگی ی/احترام به سائل و رد ن آن در کافى به اسناد خود از عجلان نقل کرده که گفت: من در حضور حضرت صادق (ع) بودم که سائلى به در خانه‏اش آمد، آن حضرت برخاست و از ظرفى که در آن ما بود هر دو دست خود را پر کرده و به فقیر داد، چیزى نگذشت سائل دیگرى آمد، و آن جناب برخاست و مشتى ما به او داد، سپس سائل سومى آمد حضرت برخاست و مشتى ما نیز به او داد، باز هم چیزى نگذشت سائل چهارمى آمد، این بار حضرت برخاست و به مرد سائل فرمود: خدا ما و شما را روزى دهد؟ آن گاه به من فرمود: رسول خدا (ص) چنین بود که احدى از او از مال دنیا چیزى درخواست نمى‏کرد مگر اینکه آن حضرت میدادش، ت ...

پست 4883 : به قلم حجة ال. مالک رجبی دار. 178 «سلام. بسمه تعالی. در این پایانی سال دو کلمه جهت تحوُّل تقدیم می کنم: ۱ : مرنج.۲ : مرنجان شنیدم من از عالم نکته دانی / به من گفت در عنفوان جوانی دلی را به دست آر اگر اهل حالی / و گرنه مرنجان دلی تا توانی خلاصه و لبّ اخلاق در دو کلمه است :«مرنج و مرنجان». آیت الله مجتهدی تهرانی ره می فرمایند: مرحوم . (ملاعلی همدانی ره) ازعارف وارسته مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی ره درخواست موعظه نمود. مرحوم نخودکی گفت:«مرنج و مرنجان» مرحوم . گفت: مرنجان را فهمیدم یعنی .ی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم؟ مث...

واژه سوال و اسم فاعل آن سائل تنها به معنای پرسش گری استفهامی برای فهم چیزی یا حتی پرسش های اعتراضی و یا انکاری و توبیخی و مانند آن ها نیست؛ زیرا یک معنای از سوال همان چیزی است که در ادبیات و فرهنگ عامه مردم وجود دارد و می گویند: سائل در خانه یا مغازه آمده است و چیزی می خواهد. این سائل همان گ است که به طلب انفاقی در خانه آدمی را می زند و بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، باید چیزی کم یا زیاد به این سائل داد؛ زیرا برای حقی در هر مالی هر چند اندک شما از سوی خدا قرار داده شده است: وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ و در اموال آنان حقی برای سائل ...

به خواری همه عمر تاراج رفت کنون گشته ام سائل جان به کف #گیتی_رسائی

دل که شد سائل تو ف به عالم دارد تیره بخت آنکه دلش حب تو را کم دارد چهره ای که سحر از یاد تو پر اشک شود برگ آلاله عشق است که شبنم دارد

حافظ از باد خزان در چمنِ دهر مرنج. همین. از باد خزان در چمن دهر مرنجید! . . الصاقیه: توی چهار سال دبیرستان، یکی از بزرگترین لذت هام این بود که شعرای حافظ و سعدی رو بخونم و نوع ترکیب های اضافی رو تشخیص بدم. انسانی نبودیم و کافی بود اضافۀ تشبیهی و استعارۀ مَکنیه رو بلد باشیم. هفتۀ پیش، وقتی بیت بالا رو توی گنجور دیدم، دقیقا همون حسّ کلاس های پر از بوی عرق ادبیات با اون معلم بی حال و حوصله رو تجربه ؛ کلاس هایی که فقط با پیدا نوع ترکیبات اضافی توی اشعار و نثرهای فصول بعدی می شد تحملشون کرد. چمن دَهر! اضافۀ تشبیهی. همین! بعد از این، همه چی ل کننده می شه تا ترک? ...

اگر مراست هزاران غم و یکی غمخوار خوشا غمی که کنار تو می نشاند یار ز تاب طره پیچان گره گشایی کن که دل به شوق رهایی است زین شب طرّار

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

گرچه ما را درغم و اندوه نشاند قهر زمین داغ این غم تا ابد سوزد دل ما را یقین لیک میان یک چنین هنگامه ای بودیم همه شاهد همبستگی مردم ایران زمین بیگی ( سینا ) لنگرودی @beigisinalangroudi

ماجرای مرد فقیری که به در خانه حضرت عباس (ع) آمدگویند فقیری به مدینه به دلی زارآمد به در خانۀ عباس علمدار زد بوسه بر آن درگه و . مؤدبگفتا به ادب با پسر حیدر کرار کی صاحب این خانه یکی مرد فقیرمبیمار و تهیدست و گرفتار و دل افکار هر سال در این فصل از این خانه گرفتمبر .جی ی.الۀ خود هدیۀ بسیار گفتا به .ن ام بنین مادر عباسبا سوز دل سوخته و دیدۀ خون بار کز زیور و زر هر چه که دارید بیاریدبخشید بر این مرد فقیر از ره ایثار خود سائل هر سالۀ عباس من است اینعباس دل آزرده شود گر برود زار دادند بدو زیور و زر هر چه که می بوداز لطف و کرم عترت پیغمبر مختار سائل که نگاهش به ز...

اشعار ولادت . جواد علیه السلام ****************************** سید پوریا هاشمی رو زدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست خواب خوش . حرامش میشود تا به ابد هر.ی پشت درت تا به سحر بیدار نیست تو نگفته میدهی و ما نگفته میرویم مطلقا اینجا نیاز خواهش بسیار نیست هر کریمی لطف خود را کرد بر سائل ولی هیچ. لطفش به ما جز تو به این مقدار نیست هر.ی دستش به دامانت نیامد خار هست هر.ی دستش به دامان تو آمد خار نیست هشت ساله هم اگر باشی بزرگ ما تویی در مقام قرب سن و سال که معیار نیست فرش زیر پای خود را هم به سائل داده ای تا که دیدی چیز

سجاد(ع)، به اهل و عیال خود سفارش می د: «هیچ سائلی از مقابل خانه من نمی گذرد مگر اینکه اطعامش کنیم» گاهی به ایشان اعتراض می د: «ولی هر سائلی که واقعا محتاج نیست!» سجاد(ع)پاسخ می دادند: «بیم آن دارم که بعضی از آنها مستحق باشند و ما نیز با رد مستحق، به بلایی که بر حضرت یعقوب نازل شد مبتلا شویم. حضرت یوسف، آن خواب معروف را همان شبی دید، که یعقوب، سائل مستحقی را اطعام نکرد. آن شب یعقوب و خانواده اش سیر خو دند ولی سائل، گرسنه بود. به همین دلیل خداوند فرمود: «ای یعقوب ! چرا به بنده ام رحم نکردی؟! به عزتم سوگند تو را به مصیبت پسرانت مبتلا خواهم ...

جهت اطلاعات بیشتر به این سایت مراجعه فرماییددعای کارگشایی-دعای بخت گشایی- دعای دفع چشم ونظر-دعای زبان بند-دعای محبت-احضار محبت- سرکتاب کامل و طالع -تلفن تماس09375252399ahmad808.mihanblog.com نوشتن دعا دارای شرایطی خاص است اول اینکه باید نیت سائل پاک باشد ودر غیر این صورت نتیجهء بدی میدهد که موجبات پشیمانی را به بار می اورد پس باید نیت سائل قربتا الی الله باشد یعنی با شرع برابری داشته باشد. دوم اینکه هر دعا و طلسمی زکاتی دارد که بعضی از اساتید گفته اند که میتوان صدوده هزار تومان به نیت علی (ع) صدقه دادو سپس دعا بنویسید البته نظرات در مورد زکات ها مختلف ...

سائل چهاردهم از گوشه دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید: یا علی! ما در زندگی چگونه به جنگ با سختی ها برویم؟ المؤمنین علی(ع) فرمود:1) به مشکلات زندگی تان زمان بدهید تا با گذشت زمان، مشکل برطرف شود.2) شرایط بدتر را در نظر بگیرید تا تحمل آن شرایط موجود بر شما آسان شود.3) دیگران را شاد کنید، غم را از دل دیگران بربایید تا خداوند نیز غم را از دل شما برباید و مشکل شما را حل کند.4) محرم رازی داشته باشید و مشکلات تان را با او در میان بگذارید تا تسکین پیدا کنید.5) به نقطه های مثبت و زیبای زندگی خود بی شید.این سؤال کننده هم جواب سؤال خود را گرفت و نشست.سائل پانزدهم از گوشه دی? ...

آقای غریبم... نکن قلب گدا را خون، نگو سائل برو بیرون فقیرم... از همه طردم، کمی آقا نگاهم کن

سِفله چون دستش قوی گردد زبون کُش می شود حرص هر جا غالب آمد لقمه از سائل گرفت

دوباره زخمِ « در » سر باز کرد و چشم سائل گفت: دوتا پیمانه گریه ، روزیِ پایانِ سالَم کن

هذه الشجره من ممتلکات الفضل العباس به درختان خیابان تو عادت دارم

آنکه از جان دوست تر می دارمش او مرا بگذاشت، من نگذارمش دل بدو دادم ز من رنجید و رفت می دهم جان تا مگر باز آرمش آنکه در خون دل من میرود من چو چشم خویشتن می دارمش قالبی بی روح دارم می برم تا به خاک کوی او بسپارمش می دهم جان روز و شب در کار دوست گو مران از پیش اگر در کارمش روی در پای تو می مالم مرنج گر به روی سخت می آزارمش گر چه رویش داد بر بادم چو زلف همچنان جانب نگه می دارمش هیچ رحمی نیست بر بیمار خویش آن طبیبی را که من بیمارمش گرچه او یار منست من یار او من نمی یارم که گویم یارمش با دل خود گفتم او را چیستی؟ گفت سلمان او گل و من خارمش ...

سائل هفدهم از گوشه دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید: یا علی! زهد را در یک جمله برای من تعریف کن! .المومنین علی(ع) فرمود: خدا در یک جمله قرآن زهد را به زیبایی تعریف فرموده است: لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لاتفرحوا بما آتاکم (سوره مبارکه حدید- 23) زاهد .ی است که آنچه از خوشی های زندگی نصیب او می شود، خود را نبازد و آنچه از ناخوشی ها نصیب او می شود، به ناله و زاری نیفتد. این سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست. سائل هجدهم از گوشه دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید: یا علی! کدام عبادت است که هم انجام دادن آن عقوبت دارد و هم ترک آن؟ .المومنین علی(ع) فرمود: . خواند...

سائل هفدهم از گوشه دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید: یا علی! زهد را در یک جمله برای من تعریف کن! المومنین علی(ع) فرمود: خدا در یک جمله قرآن زهد را به زیبایی تعریف فرموده است: لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لاتفرحوا بما آتاکم (سوره مبارکه حدید- 23) زاهد ی است که آنچه از خوشی های زندگی نصیب او می شود، خود را نبازد و آنچه از ناخوشی ها نصیب او می شود، به ناله و زاری نیفتد. این سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست. سائل هجدهم از گوشه دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید: یا علی! کدام عبادت است که هم انجام دادن آن عقوبت دارد و هم ترک آن؟ المومنین علی(ع) فرمود: خواندن ان ...

ادو تویلت نه گوچی مدل gucci bamboo حجم 75 میلی لیتر با رایحه ی نوظهوری از برند گوچی با نام gucci bamboo آشنا شوید! این ادوتویلت که در بهار 2016 وارد بازار شد بخش اصلی طراحی خود را از گیاه بامبو الهام گرفته است. gucci bamboo یکی از خاص ترین و متمایزترین عطرهای برند gucci است که ساختار آن از سه بخش اصلی تشکیل شده است:نت های اولیه: ترنج، نارنگی، گل و شکوفه ی پرتقالنت های میانی: گل لی لی کازابلانکا، یلانگ یلاگ و یاسمیننت های پایانی: مشک سفید، وانیل، چوب صندل و عنبر سائل(استفراغ نهنگ) عنبر سائل در واقع استفراغ نهنگ عنبر است که در سطح اقیانوس ها پراکنده است، این ماده که رایحه ای گرم ...

بالماس میزد چکش زرگری بهر لحظه میجست از آن اخگری بنالید الماس کای تیره رای ز بیداد تو، چند نالم چو نای بجز خوبی و پاکی و راستی چه که آزار من خواستی بگفتا مکن خاطر خویش تنگ ترازوی چرخت گران کرده سنگ مرنج ار تنت را جفائی رسد کزین کار، کارت بجائی رسد هم اکنون، تراش تو گردد تمام برویت کند نیکبختی سلام همین دم، فروزان و پاکت کنم پسندیده و تابناکت کنم دگر باره بگریست گوهر نهان که آوخ! سیه شد بچشمم جهان ادامه مطلب

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟ +بعضی حرفا رو میخواستم بگم یا بنویسم اما نه گفتم و نه نوشتم شایدم نشه اصلا !

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست +بعضی حرفا رو میخواستم بگم یا بنویسم اما نه گفتم و نه نوشتم شایدم نشه اصلا !!!

هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها ره پنهان بنماید که آن راه نداند نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او ...

غرور را باید ش.ت . . .یخ را باید گسست . . .به قلبها باید پیوست . . .عشق را باید نشست . . .دنیای تنهایی . . .خود خواستهء زندگی ست . . .جایی که آدمی . . .دور می ماند از آنچه تازگی ست . . .سایه های غم . . .باید برداشت از چهره ها . . .سیماهای ماتم . . .باید نشاند از خنده ها . . .و در این میانهء دلتنگی . . ..ی هست که می نشاند زندگی . . .آرام و آهسته قدمی بردار . . .عشقش را بسوی خود آر . . .لبخندی بنشانی بر لبها . . .کامها می گیری از بوسه ها . . .زندگی بهمین سادگی ست . . .یاری که برایت فدائی ست . . .پیچ گیسوان را باز کن . . .زلفها را در باد رها کن . . .سیمای به دلدار بگشا . . .آغوش را به یار بگشا . . .عشق برایت آم

سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه که زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود: یکى روز کاووس کى با پسر نشسته که سودابه آمد ز در زنـاگـاه روى سیاوش بدید پر شه گشت و دلش بردمید زعشق رخ او قرارش نماند همه مهر اندر دل آتش نشاند سودابه در شه بود تا به گونه اى سیاوش را به کاخ خویش بکشاند، دختر زیبا و جوان خود را بهانه حضور سیاوش کرده و او را فرا خواند: که باید که رنجه کنى پاى خویش نمائى مرا سرو بالاى خویش بیاراسته خویش چون نوبهار بگردش هم از ماهرویان هزار آنگاه که سودابه سیاوش را در کاخ خو? ...

آخرین مطالب