جستجوی عبارت آزار ن چه ارتباطی با بی حج دارد



نگاهی به زمینه شکل گیری دانش ارتباطات

    
الف)‌ شمندان اروپایی علم ارتباطات

-  با ظهور حزب نازی آلمان در آن زمان اساتید ی یهودی ا اج شدند و صدها تن از مغزهای متفکر مانند انیشتین ،اری ون و ... به کشور مهاجرت د. همچنین بسیاری از متفکران کلیدی طرح های ارتباطی مثل کورت دیویی و لازاراسفلد از جمله این مهاجران بودند. علاوه بر این بسیاری از محققان متولد نیز دوره های تحصیل خود را در های اروپا پشت سر گذاشته بودند. بنابراین با وجود اینکه علم ارتباطات در متولد شد ریشه های تاریخی آن را می توان در اروپا پیدا کرد. دراین میان گابریل تارد ،قاضی فرانسوی نظریه قوانین تقلید را ارائه کرد و بدین ترتیب بر حوزه علم ارتباطات یی بطور مستقیم اثر گذاشت.  این  نظریه بیان می کند که چگونه افراد تحت تاثیررفتار انی قرار می گیرند که درزندگی روزمره با آنها تماس دارند. این  نظریه چهارسال بعد در پایه و اساس نظریه معروف نشر نوآوری راجرز و نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا گردید. تارد مشاهده کرد میزان تطابق نظر افراد با  یک شه جدید اغلب تابع یک منحنی s است . یعنی ابتدا تعداد کمی با یک ایده جدید خو می گیرند که سپس افزایش پیدا می کند و در نهایت کاهش می یابد زیرا عده کمی برای تطبیق با نوآوری باقی می ماند. جرج زیمل ،پدر
علم روانشناسی اجتماعی و تحقیق درزمینه نفوذ و تاثیرات گروه بر رفتارهای شخصی
است. زیمل نظریه شبکه های ارتباطی راارائه می کند و از دیدگاه او پرسش اصلی و ضروری برای درک تغییرات رفتاری انسان این است که هرفرد با قدرت ارتباطی خود به چه انی متصل می شود.

ب‌)   شمندان یی

چهار نظریه از چهار شمند یی وجوددارد که تاثیر عمیقی بر علم ارتباطات گذاشته است . مرکز توجه این چهار شمند موضوعات صنعتی شدن،شهرنشینی و مهاجرت انبوه اروپائیان به بود که مشکلات اجتماعی بسیاری را پدید آورد. آنها امیدوار بودند که فناوری های نوین ارتباطی روزگار آنان بتواند به بهبود وضعیت جامعه نیز کمک کند.  این چهار نفر به ترتیب عبارت بودند از :

1.   جان دیویی و مکتب اص عمل

-  او با این شه که ارتباطات جنبه ابزاری درتحقیقات اجتماعی است تلاش کرد تا علم و شه را با چاپ یک رو مه متحول کند . دیویی با همکاری شاگرد خود رابرت پارک  رو مه یی بنام اخبار شه منتشر کرد و تلاش نمود با ارائه گزارش بیشتری از آ ین اکتشافات درزمینه علوم اجتماعی  مشکلات اجتماعی بیشتری را رفع
کند.  بنظر او فناوری نوین ارتباطی می‌توانند ارزشهای اجتماعی را در جامعه مورد توجه قراردهند و آنان را بازسازی کنند. جان دیویی را نخستین فیلسوف علم ارتباطات نامیده اند و امروز او را بر اساس فلسفه علمی اش می شناسند. او معتقد بود که
هر شه زمانی درست است که در عمل نیز کارآیی داشته باشد. مکتب پراگماتیسم یااص عمل دیویی دوگانگی ذهنیت و عینیت را رد می کند. 

2.  ‌چار هورتون کولی: خود آیینه سان

-   کولی بر پایه مطالعات خود برداشت و فردگرایی را به معنی تعیین کننده شخصیت فرد مردود برشمرد و ارتباطات میان فردی شخص یا خانواده و همه گروههای خود را پایه اصلی جامعه پذیر شدن دانست. کولی در نظریات خود جایگاه ارزشمندی را به ارتباطات اختصاص داد و آن را مکانیسم اصلی شکل گیری خودآیینه سان دانست. به اعتقاد کولی کنش متقابل دیگران نقش یک آیینه را ایفا می کند که به فرد کمک می نماید تا نسبت به خود ادراک دقیقی پیدا کند . کولی در کتاب سازمان اجتماعی درسال 1909 بهترین تعریف از ارتباطات را که همچنان مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه
داد.

3.  رابرت پارک و جامعه شناسی شیکاگو

رابرت پارک را به حق می توان نخستین نظریه پرداز ارتباط جمعی دانست. همچنین وی بدلیل مطالعات تجربی که بر روی محتوای رو مه ها مخاطبان
آنها و ساختار اجتماعی و فرهنگی صاحبان رونامه ها انجام داد بعنوان نخستین محقق
ارتباطی شناخته شد. یکی دیگر از مشخصات وی ریاست دانشکده جامعه شناسی شیکاگو است که یکی از اثرگذارترین مراکز علوم اجتماعی آن زمان بشمار می رفت

   پارک دوره نسبتاً طولانی از عمر خود را وقف رو مه نگاری عملی کرد. او  بدنبال این بود که مشخص کند انواع مختلف رو مه نگاری چگونه به ابزاری قوی برای تغییرات اجتماعی در تبدیل شده است. او حتی در رساله ای خود که با عنوان "انبوه خلق و عامه" بود به چگونگی شکل گیری افکار عمومی توسط رسانه ها پرداخت.  شه برجسته‌سازی که طی آن رسانه‌ها اولویت مطالب خبری را تعیین می کنند. در نتیجه بر اثر آنچه که راجع به آنها درباره آن صحبت می کنند تاثیرگذاری بر پایه تعریف پارک از خبر قراردارد. و بلا ه تحقیقات پارک با  این شه که افکار عمومی قابل اندازه گیری است به پرسشهای زیر پاسخ می دهد:

-  چگونه شبکه های میان فردی به رسانه های جمعی میپیوندد؟

-  رو مه ها تا چه اندازه بر افکار عمومی تاثیر می گذارند؟

-  افکار عمومی چگونه رسانه ها را کنترل می کنند و رسانه ها تا چه حددر ایجاد تغییرات اجتماعی توانا هستند.

4.  ‌جرج هربرت مید  و مفهوم خود در تعامل نمادین

-  در خصوص مفهوم خود ارتباطات را عامل زیربنایی جامعه پذیر شدن انسانها میداند . نظریه او بیان می کند که افراد خود را از طریق کنش متقابل با دیگران می شناسندو تاکیدداشت که خود در نوعی از زمان کودکی شکل می گیرد که فرد می آموزد نقش های دیگران را تصور کند ،آنها را بپذیرد و پاسخ های آنان را به نسبت کنش های فردی خود پیش بینی کند.

خلاصه آنکه:‌ در مورد این چهار بنیانگذار یی می توان گفت که همه آنها دیدگاه اثبات‌گرایی داشتند. آنان از همان ابتدا جذب این پرسش شدند که آیا رو مه توان بالقوه
تغییرات اجتماعی را دارا هستند یا خیر. این چهار نفر همگی تجربه گرا بودند و
ارتباطات را فراگردی می پنداشتند که به رفتارهای انسانی اثر می گذارد . انها معتقد
بودند ارتباطات انسانی کاملاً ذهنی است اما این شه بعدها توسط نظریه ها و مدل‌های خطی و تاثیر مدار تغیر پیدا کرد . در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم نظریات کلود شنون و وارون ویوور هم در توسعه علم ارتباطات موثر واقع شد. مدل شنون
نظریه ریاضی ارتباطات بود . همچنین نظریه اطلاع  که این نظریه یک مدل ریاضی برای
انتقال علائم بود که بعدها این  مدل توسط وارون ویوور به ارتباطات انسانی تعمیم داده شد. در واقع ویوور در مطالعات خود اشاره کرد که یک نظریه در مورد ارتباطات انسانی را چگونه می توان از میان برهان های ریاضی شنون که در مورد ارتباطات ی است بیرون کشید.در اوا دهه  1940 با آثار تحقیقات در علم ارتباطات روبرو شدیم. نوربرت وینر ریاضیدان معروف کتاب "سایبرنتیک
یا کنترل  و ارتباط در انسان و ماشین"
را  نوشت. دو سال بعد نیز نسخه ساده تر کتاب خود را تحت عنوان " استفاده انسانی از انسانها در سایبرنتیک و جامعه " را تالیف کرد.

ج)‌  پیشتازان علم ارتباطات

-      چهار نظریه پرداز نخستین علم ارتباطات یعنی لاسول، لازاراسفلد، کورت
لوین
و هائولند که از رشته های تخصصی خود به مطالعات ارتباطی روی
آوردند چنان تاثیر عمیقی در این عرصه بر جای گذاشتند که امروزه به عنوان پدران ارتباطات شناخته میشوند . راجرز  خصوصیات مشترک این چهار شمند را به این گونه توضیح می دهد:

  • همه آنها زمینه تفکر و شه بسیار غنی داشتند و در های معتبر تحصیل کرده بودند.
  • همه آنها چند رشته ایی بودند.
  •   همه آنها در اواسط جوانی برای حل معضلات جهانی به ارتباطات روی آوردند.
  •  هر چهار نفردر مطالعات خود برتاثیر و تاثر رفتارهای فردی متمرکز شدند و آن را ناشی  از انتقال پیام های ارتباطی دانستند.
  •  این چهار نفر مطالعات خود را از سمت فلسفه و نظریه پردازی به زمینه جدیدی که کاملاً تجربی بود، تغییر دادند. به همین دلیل شه های مید، کولی، پارک ، شنون و ویوور به شه عمومی تر و مستدل تر آثار ارتباطی این چهار نفر تبدیل شد.

1.  ‌هارولد لاسول

-او را تنها به عنوان یک سیاستمدار نمی شناسند چرا که وی دررشته های مختلفی
ماننداقتصاد ، جامعه شناسی علوم و تبلیغات به عنوان شمندو صاحب نظر شناخته شده است. به همین دلیل وی را لئوناردو داوینچی علوم رفتاری می
دانند. لاسول علاوه بر تجربه گرایی از تفکیک تحلیل محتوا هم استفاده کرده
است.  لاسول که خود تحلیل محتوا را تحلیل فضا نامید برای یافتن اثرات تبلیغات بر افکار عمومی استفاده کرد . لاسول همچنین آثار وسایل ارتباطی را به عنوان مکتب معرفی کرد و برسه  نقش اصلی وسایل ارتباطی تاکید ورزید. لاسول
بیش از 60  کتاب دارد اما غالباً او را  با مدل گونه اش که در سال 1940 انگاشت،
می شناسند.  (چه چیزی؟ چه ی؟ چرا؟ به چه ی؟ و با چه تاثیری می گوید؟) لاسول با نگارش رساله خود درباره تبلیغات به نوعی دراین رشته و جنگ روانی نیز صاحب کرسی است.

2.  پل لازاراسفلد

-      در میان چهار پیشتازی که نام بردیم لازاراسفلد بیشترین تاثیر را در جهت
گیری تحقیقات ارتباطی از آن خود کرد. او که در سال 1933 به مراجعت کرد در
آغاز به سمت مدیر اداره تحقیقات رادیویی پرینستون که تحت نظارت بنیاد راکفلر اداره
می شد به کار گرفته شد. از آنجا که در اوا دهه 30 رادیو نفوذ زیادی درزندگی مردم
داشت به سمت رادیو گرایش پیدا کرد چرا که معتقد بود " رادیو تنها موضوعی است که انواع روش های تحقیقاتی در پیرامون آن قابل انجام استلازاراسفلد در ابتدا برروی مخاطبان رادیو کار می کرد  و قصد داشت ابعاد آن را تخمین بزند. بعدها مطالعات او  به سمت بررسی آثار رادیو تغییر پیدا کند. از آن پس لازاراسفلد به جستجوی سایر رسانه ها هم پرداخت و نهایتاً تحقیق معروف وی درسال 1940 برروی انتخابات ریاست جمهوری انجام شد. نتایج این تحقیق لازاراسفلد و همکارانش را به سمت نظریه دو مرحله یی ارتباطات هدایت کرد. به این ترتیب که  رسانه ها ابتدا ان افکار و سپس سایر افراد را تحت تاثیر قرار می دهد و به این ترتیب نظریه تاثیرات محدود رسانه ها مطرح شد .

کتاب "نفوذ شخصی"  لازار اسفلد که با همکاری کاتز به چاپ رسید به این مسئله پرداخت که رسانه ها بسیار کمتر از شبکه روابط میان فردی موثر است. لازاراسفلد  را بیش از دیگران تجربه‌گرا می دانند چرا که شیوه های پژوهش او بسیار دقیق بود. البته در زمینه تجربه گرایی  او انتقادهایی هم وارد است. برخی محققان از جمله سکراتیل می   تجربه گرایی افراطی را از مشکلات پژوهش می داند و می گوید گستره وسیع علوم موجود چیزی نیست که بتوان آن را با واژه و تجربه و به وسیله داده های آماری در مورد افراد امروزی تشخیص داد.

3. کورت لوین

-   یک یهودی آلمانی بود که در برلین در رشته روانشناسی تحصیل کرد و در
حین تحصیل در رشته خود توانایی خارق العاده در تشخیص این نکته داشت که کدام یک ازمسائل تحقیق برای پیگیری و جستجو ارزشمند و کدامیک بیفایده است.  به همین دلیل او را موسس روانشناسی اجتماعی و تجربی مدرن می شناسند. لوین زمینه جدیدی را در پویایی گروهی ایجادکرد و بیشتر بر مصداق ارتباطات گروهی متمرکز بود تا دریابد افراد چگونه تحت تاثیر گروهی قرار میگیرند که بدان تعلق دارند. او به سبب یک جمله معروف شهرتی خاص دارد. وی می‌گوید هیچ چیز باندازه یک نظریه خوب عملی نیست . باعتقاد او نظریه و تحقیق هر دو یکی هستند و حتی مطالعات کاربردی هم باید نظریه را آزمون نماید.
دانشجویان لوین را با مفهوم دروازه بانی خبری می شناسند که فرایند گزینشگری جریان پیام طی یک مجرای ارتباطی است. طی جنگ دوم جهانی ت سعی داشت مصرف برخی از مواد غذایی را به مردم توصیه کند.  لوین متوجه شد که ن خانه دار برای انتخاب غذای ناشناخته و جدید نقش دروازه بان را ایفا می کند. این مواد غذایی زمانی در خانه مصرف می شد که ن خانه دار تصمیم به ید و مصرف آن می گرفتند . لوین پیش از مرگ در آ ین مقاله خود موضوع دروازه بانی رادر نظام ارتباطات مطرح کرد. شاگردان وی از جمله دیوید وایت پس از او مفهوم دروازه بانی خبر در رسانه های جمعی را مورد مطالعه قراردادند.

4. ‌ کارل آی هائولند

-      تنها پیشتاز مطالعات ارتباطی که ریشه اروپایی چندانی ندارد هائولند است. او ای خود را در روانشناسی تجربی از اخذ کرد . او درزمان جنگ جهانی دوم به سفارش وزارت جنگ اثرات های نظامی را بر رفتارجنگ
افزاری سربازان مورد بررسی قرارداد. او در آزمایش ها نظریه های مربوط به اعتبار
منبع ، پیام های ی ویه دربرابر پیام های دو سویه ، استفاده از جاذبه ترس و آثار
آنی در مقابل آثار آتی را مورد بررسی قرار داد. 
متغییر وابسته در تحقیقات هائولند اقناع بود و اقناع را درجه نگرش سربازان تعریف می کرد. هائولند مطالعات زمان جنگ را در کت به نام "آزمایشات ارتباط جمعی" منتشر نمود و به دنبال آن مجموعه یی از مقالات وی مثل "ارتباط و اقناع"
منتشر شد. هائولند معتقد بود که نگرش ها اکتس هستند و هنگام یادگیری از
طریق فرآیندهای مشابه تغییر می کنند. هائولند و همکارانش همچنین نشان دادند
که پیام یک طرفه که در ابتدا موافق پیام هستند موثرترین است و نیز نشان دادند  پیام دو طرفه در اشخاصی که مخالف پیام هستند دارای بیشترین تاثیر هستند.

 د)‌   نظریه پردازان معاصر

1. ‌ ویلبر شرام، بنیانگذار مطالعات ارتباطی

-      شرام نخستین موسسات مطالعاتی ارتباطی جهان را در سال 1948 و 1956 پایه گذاری کرد. این موسسات پژوهش های دانشجویی را هدایت می د  و در برنامه‌های خود دوره آموزشی ا در ارتباطات را داشتند و به تاسیس نشریات و یا موسسه های علمی در زمینه پژوهش های ارتباطی کمک می د. درواقع نهادینه شدن علم ارتباطات موجب انسجام و پیوستگی نظریه ها و مدل ها برای حل مسائل مربوط به تحقیقات ارتباطی شد و به تدریج طی دهه های ارتباطات شکل علمی و ی خود را  بدست آورد. بهمین دلیل شرام را بنیانگذار علم ارتباطات می شناسند. شرام کتابهای زیادی در زمینه ارتباطات تالیف کرد از جمله "رسانه های جمعی و توسعه ملی تلویزیون در زندگی ک ن ما و ماهیت ارتباط میان
انسانها
". شرام همچنین از جمله نظریه پردازان یی بود که دیدگاه خوشبینانه
یی نسبت به نظریات لرنر داشت. شرام همینطور موازی با نظریات لاسول
در خصوص نوشتن وسایل ارتباطی سه نقش: معلم، نگهبان و راهنما را برای وسایل ارتباطی را مطرح می کند.

-       او همچنین در کتاب "ارتباطات یا رسانه های جمعی و توسعه ملی" دیدگاه خوشبینانه یی نسبت به توسعه ارتباطات در جهان سوم دارد .

2. ‌ هربرت مارشال مک لوهان و مراحل سه گانه تعامل جوامع

-   از میان مشهورترین پیروان نظریات دیوید رایزمن می توان به مارشال مک لوهان جامعه شناس و فیلسوف کانا تورنتو اشاره کرد. او در سال 1911 در کانادا به دنیا آمد. مشهورترین آثار مک لوهان عمدتاً در مورد ارتباطات ک شان
گوتنبرگ، شناخت وسایل ارتباطی برای درک رسانه ها، پیام و ماساز، جنگ و صلح در د ده جهانی  و جنگل الکترونیک قرن بیستم
نام برد. چنانکه گفته شد از ارسطو تا آگوست کنت و سپس تونیس و رایزمن تحول جامعه انسانی بیش از پیش با عامل معرفت چگونی انتقال و انتشار معرفت و سرانجام با  ارتباط جمعی آنهم به صورت قاطع و تعیین کننده مطرح شده بود. مک لوهان می کوشد بدون اینکه از این مسیر فکری خارج شود بر پیشرفت های فنی که مستقیماً بر رسانه های ارتباط  جمعی بویژه تلویزیون تاثیر می گذارند، تکیه می کند و درواقع موضوع را از جایی آغاز می کند که رایزمن بدلیل  شرایط تاریخی زمان خود آن را رها کرده بود.  رایزمن معتقد بود میان مرحله از سنت هدایت شده و ارتباط شفاهی و میان مرحله از درون هدایت شده و چاپ و سپس بین مرحله از برون هدایت شده و ارتباط جمعی رابطه آشکار وجود دارد.  اما مک لوهان در این مسیر از رایزمن که بین دگرگونی فنون ارتباطی و تحولات اجتماعی فقط یک نوع رابطه همبستگی قائل بود پا را فراتر می گذارد و تغییر موضع وسایل ارتباطی را شرط اصلی و عامل تحولات زندگی اجتماعی گذر از یک مرحله به مرحله دیگر معرفی می کند.  او فناوری را کمدی اصلی می خواند . به اعتقاد
او نوع بشر به بهشتی زمینی هدایت شده که با استفاده از ابزارهای ساخته دست خود خویشتن را  از رنج جسمانی آزاد کند. مک لوهان دردهه 60 از تلویزیون  به عنوان
یک رسانه هوشمند یاد می کند. او تلویزیون را پرستشگاه و امواج آن را بشارت
الکترونیکی می نامد. او می گوید وسایل ارتباطی که عامل انتقال فرهنگ هستند تاثیر شگرفی بر خود فرهنگ دارند. او این نظر را با جمله وسیله
پیام است ،
مطرح می کند و معتقد است جوامع بیشتر در اثر ماهیت وسیله ارتباطی شکل گرفته اند تا در نتیجه محتوای ارتباط. مک لوهان در کتاب برای درک رسانه ها می گوید ارشمیدس گفته است یک نقطه اتکا در جهان بمن نشان بدهید تا من توسط آن دنیا را تکان بدهم. مک لوهان معتقد است که اگر ارشمیدس امروز زنده بود حتماً رسانه ها را به ما نشان می داد و مک لوهان در مورد مقاومت دربرابر فناوری گفته است اگر بخواهیم در برابر کارکردهای جدید فناوری گرایش های سنتی خود را حفظ کنیم فرهنگ سنتی ما همانند فرهنگ اسکولاستیک قرن 16 در نهایت از میان خواهد رفت. اگر پیروان این فرهنگ نوآوری گوتنبرگ را درک کرده بودند و آموزش شفاهی را 
با آموزش نوشتاری تلفیق می د از نابود شدن فرهنگ خود جلوگیری می د.
مک لوهان
معتقد بود اغلب فناوری ها یک اثر تشدید کننده دارد و موجب می شوند تا
آدمی از یکدیگر کاملاً تفکیک شود. از اینرو، هر یک از وسایل ارتباطی در امتداد یکی
از حواس انسانها است چنانکه سنگ درامتداد دست، دوچرخه در امتداد پا، ع در امتداد چشم، رادیو در امتداد گوش و شنوایی و تلویزیون در امتداد لامسه که سرانجام موجب تعادل میان سایر حواس نیز می شود.

3. اورت راجرز ، ‌نظریه اشاعه نواوری ها

شاید یکی از شناخته شده ترین و قابل قبول ترین صاحب نظران در نظریه پردازان
دوره معاصر راجرز میباشد.  راجرز در کتاب خویش تحت عنوان "اشاعه نو آوری"  به این مسئله اشاره کرده است که چگونه در این زمینه بیش از 2000 گزارش تحقیقاتی را  درباره انتشار تجربی و بیش از 3000 مسئله را به منظور تجدید نظر و پالایش در نظریه اولیه فرآیند تصمیم گیری و یا تطبیق پیدا با وضعیتی متغییر که شخصی آن را نو و جدید تصور می کند، تعریف می کند. نظریه اشاعه نوآوری یا جریان چند مرحله یی ارتباطات از جمله کارهای شاخص راجرز در دهه 70  بشمار می رفت.

 رشد و توسعه مطالعات ارتباطی

-      در مطالعات گوناگون قبل از دوران رنسانس اروپا در زمینه های فلسفی و اجتماعی صورت می گرفتند، ارتباطات بطور مستقیم و غیر مستقیم طرف توجه واقع می شدند. دراین مطالعات عنصر اصلی مورد نظردرارتباطات شه های انسانی و به عبارتی دیگر محتوای پیام بود و دراین زمینه به طرز ارائه شه و وسیله نشر آن توجه کمتر می شد. به دنبال اختراع تکنیک چاپ توسط گوتنبرگ و افزایش تعداد استفاده کنندگان و تاثی ذیرندگان شه ها ، مجراهای ارتباطی مورد توجه قرار گرفتند. در حوزه
مطالعات ارتباطی شاید بتوان گفت که مدتها حفظ شه لاسول یعنی مطالعه محتوا حاکم بود اما به تدریج شه مک لوهان یا همان موسسه وسایل ارتباطی مورد توجه
قرار گرفت . به تدریج طی جنگ دوم جهانی به سبب نیازهای جدید تهای بزرگ متخاصم تمام اشکال ارتباط مورد توجه قرار گرفت . نشانها و رمزها اهمیت نظامی ب د و رشته ارتباطات در مجموع برای تبلیغات و جنگ روانی جنبه حیاتی یافت. به همین لحاظ ارتباط به عنوان اقناع مورد توجه قرار گرفت و از آن پس ارتباط به عنوان انتقال اطلاعات و ارتباط به عنوان اقناع به صورت دو گرایش مهم ارتباطی در فعالیت ها، مطالعات و تحقیقات تخصصی دنبال شدند.

-        توجه به آثار ارتباطات به ویژه از دهه 1950 به سبب اهمیت یافتن امر توسعه اقتصادی کشورهای جهان سوم افزایش یافت از آن پس چون کارشناسان اقتصادی لازمه رشد اقتصادی را تغییر رفتار فردی می دانستند وسایل ارتباط جمعی را به عنوان موثرترین وسیله برای دگرگونی های رفتارها به کار گرفتند و خودبخود مطالعه درباره آثار ارتباطات افزایش یافت. در شرایط تازه کاربرد ارتباطات در کشورهای در حال توسعه بعضی از محققان ارتباطی به فراگرد ارتباط توجه خاصی دارند و ازاین دیدگاه متغیرهای گوناگون موثر در این فراگرد از قبیل تصویرهای ذهنی متقابل فرستنده و گیرنده ، تجربیات شخصی ، ارزش ها و انتظارات مورد نظر پیام دهنده و پیام گیرنده جنبه های متعدد اوضاع و احوال فرهنگی و نظایر آنها را به سنجش گذاشتند. دیدگاه مبتنی بر اهمیت فراگرد، کارشناسان ارتباطات را بر آن داشت که درباره متغیرهای موثردر فراگرد ارتباطی – شناخت تخصصی بیشتری بدست آورند و بدین منظور از منابع رشته های مختلف علوم اجتماعی کمک بگیرند. نظریه های مربوط به نقش های اجتماعی و کارکردهای ارتباطات پس از جنگ جهانی دوم تاثیر خاصی بر مطالعات ارتباطی بجای گذاشت . نقش های اجتماعی ارتباطات ابتدا توسط لاسول درسال 1948 مطرح شد . وی که سه نقش اساسی نظرات بر محیط، ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی و انتقال میراث فرهنگی رابرای وسایل ارتباطی در نظر گرفت به مطالعات ارتباطی عمق بخشیدند. فراموش نکنیم تحت تاثیر مطالعات او چار رایت، محقق دیگر یی نقش سرگرمی یا  نقش تفریحی را به نقش های قبلی اضافه کرد. تکیه
بر نقش ها و کاربردهای اجتماعی وسایل ارتباط جمعی که با نظریه دانیل لرنر
آغازشد در مطالعات و تحقیقات ارتباطی چنددهه اخیر تاثیرفراوانی گذاشته است.

-      بعد از این مطالعات، نظریه نشرنوآوری راجرز و همینطور نظریه های انتقادی در این زمینه جایگاه ویژه یی پیدا کرد. در کشورهای جهان سوم نیز مطالعات ارتباطی به تدریج دنبال شد. دیدگاه پائولو فریرره  درباره نظام آموزشی کشورهای جهان سوم و آموزش مخزنی و پیشنهادهای جدید درباره نقش وسایل ارتباطی به تدریج مطالعات ارتباطی در این کشورها را توسعه داد. دیدگاه نسبتاً تازه یی که به غنی شدن مطالعات و تحقیقات ارتباطی کمک کرده است بر مفهوم  سیستم ها استوار است . یک سیستم مشتمل بر مجموعه یی از اجزاست که فعالیت های مشترک دارند و درعین حال محافظت از محدودهای خود با محیط اطراف نیز تعادل دارد.  واژه هایی که وارد این سیستم می شوند تاثیرات دریافت شده از محیط اطراف هستند و سیستم آنها را از طریق فراگردهای مختلف به بازداده ها تبدیل می کند.  بازداده  ها شامل فراآورده ها، خدمات  و نفوذهایی هستند که از سوی سیستم به منظور دگرگونی محیط اطراف آن صادر می شوند . بر این  مبنا، نقش خاص وسایل ارتباط جمعی درسیستم برنامه ریزی مشخص می شود و برنامه ریزان ارتباطی می کوشند از تمام منابع ارتباطی برای تحقق هر چه وسیع تر هدف های عمومی توسعه مملکتی استفاده کنند. اینگونه برداشت ها در مطالعاتی نظیر تکنولوژی‌های آموزشی که فرد در ارتباطات توسعه بخش نقش دارند، بکار گرفته می شود.

 

الف ) تعریف ارتباط

-         ارتباط عبارتست از فراگرد تفهیم ، تفاهم و تسهیم معنی. ارتباط به سه دسته تقسیم می شود:

  •  ارتباط با خود
  •  ارتباط با دیگران
  •  ارتباط عملی و جمعی

 برخی نکات اساسی راجع به ارتباطات

  1. ارتباطات  با رمز سرو کاردارد

-    منظور از رمز هر نوع ترتیب و توالی منظم و یکپارچه ایست که دربرگیرنده نمادها، کلمات و حروف است که به گونه ایی اختیاری بر روی انتقال مفاهیم و یا برای ارتباط به کار گرفته می‌شود. رمزها به دو دسته کلامی و غیر کلامی تقسیم می شود.

  1. ارتباط  با رمزگذاری ورمزخوانی سر و کاردارد.

-    عملی که توسط آن پیامی به رمز تبدیل و یا پیامی از طریق رمز فرستاده میشود . رمزگذاری در مقابل است اج معنی از پیام های فرستاده شده یادریافت شده رمزخوانی گفته می شود.

  1. ارتباط خود یک فراگرد یا جریان مداوم است.

-    مفهوم فراگرد بدون ارتباط خود مبین این نکته است که ارتباطات پدیده یی پویا و مبتنی بر تغییرات یا دگرگونی هاست. همه چیز در گذر و قابل تغییر است. همواره یک پدیده ارتباطی از شرایط حاکم بر خودبرمی خیزد و بر ارتباط بعدی تاثیر می گذارد.

  1. فراگرد ارتباطی نظام ت

-    مفهوم نظام‌گرایانه ارتباطات در برگیرنده پیوستگی و تعامل میان اجزاء و عناصر  ارتباطی با یکدیگر است. این مفهوم بیانگر این نکته است که چگونه اعضاء با یکدیگر عمل می‌کنند و بر یکدیگر اثر می گذارند و در نهایت به یک نتیجه خاص دسترسی پیدا می کنند.

  1. فراگرد ارتباطی میان کنشی است.

-    هنگامی که ترسیم فراگرد ارتباطی مبتنی بر میان کنش است خودبخود بر این باور گرایش خواهیم داشت که این فراگرد بر پویایی رابطه میان انسانها استوار است. اکثر جامعه شناسان و دست اندرکاران علوم اجتماعی کنش یا کنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سویه پیام ها میدانند که به دگرگونی یا تغییر در یکی از آنها منجر میشود. البته میان کنشی زمانی رخ میدهد که یک جریان در رابطه داد و ستدی دربین اجزاء این فراگرد بوجود آید.

  1. ارتباطات می تواند ارادی باشد یا غیرارادی

-         در یک فراگرد ارتباطی از نظر توجه و عدم توجه یا ارادی و غیرارادی بودن فراگرد از نظر فرستنده و یاگیرنده پیام با چهار ح مواجه است:

الف) فرستنده پیام به گونه یی ارادی پیام را برای گیرنده می‌فرستد. گیرنده هم بصورت ارادی دریافت می‌کند.

ب )  فرستنده پیام ممکن است به گونه یی غیرارادی پیام را به گونه یی ارسال دارد که او به صورت ارادی دریافت می کند. مقوله استراق سمع در این گونه فراگرد قرار می‌گیرد.

ج) ممکن است فردی که پیام را می قرستد کاملاً آگاه باشد  و به گونه یی ارادی پیام خود را برای پیام گیر ارسال دارد اما در مقابل گیرنده یا پیام گیر به گونه ایی ناخودآگاه از
خود واکنش نشان می دهد یا پیام را دریافت می کند.

د) در نهایت ممکن است که دو سوی فراگرد ارتباطی یعنی فرستنده و گیرنده بطور ناخودآگاه پیام را ارسال کند (ارتباط غیرکلامی)

فراگرد ارتباطی می تواند تعاملی یا مراوده یی باشد.

-    اصولاً وقتی ما با دیگری ارتباط برقرار می کنیم نمی تواند بادیگر افراد به یک شکل باشد . در واقع با هر ی در هر شرایطی به گونه یی منحصربفرد و خاص ارتباط برقرار می نماییم.  به گفته جیمز مک کرامسکی رفتار ارتباطی ، تغیی ذیر است و  ما در
مورد یک واقعیت به گونه های متفاوت عمل می کنیم. ما می توانیم با دیگران در سطوح
فرهنگی یا بین المللی اجتماعی یا ملی و منطقه یی و یا در سطح فردی یا شخصی ارتباط برقرار می کنیم. ارتباط در درون ده فرهنگ ها شکلهای متفاوتی دارد.

  1. فراگرد ارتباطی عملکردی یا مبتنی بر وظیفه است.

-         سوال عمده این است که ما از ارتباطات چه نوع دگرگونی را توقع داریم و چگونه و ارتباطات خود چه وظیفه یی دارد.

الف) وظیفه پیوستگی

-  یکی از وظایف ارتباط ، استقرار، ابقاء و دگرگونی روابط اجتماعی است. بدون شک بسیاری از ما از این رو به ارتباطات روی می آوریم تا به دیگران بپیوندیم و خود را با دگرگونی هایی که از آن حادث می‌شود،  سازگار کنیم.
این وظیفه عموماً بیانگر وجود، عدم وجود، جاذبه، تشابه و اشتراک بین مردم است.

ب) وظیفه اطلاعاتی و ادراکی

-  دانشمندان ارتباطات بر این باورند که یکی از مهمترین وظایف ارتباطات وظایف اطلاعاتی، استدراکی یا ادراکی است که موجب افزایش ادراک از طرف مقابل یا افزایش اطلاعات می شود و یکی از کارهایی که اطلاعات می کند، فرستادن یا دریافت پیام و یه به عبارتی اطلاعاتی است که به نوبه خود می تواندموجب تفهیم و تفاهم بر حسب آنکه آیا پیام بدرستی ارسال و دریافت شده باشد، می شود.

ج)وظیفه تاثیرگذاری

-  ارتباطات همواره ازسوی فرستنده با هدف تاثیرگذاری بر دیگران یا در پی مقصود و منظوری فرستاده می‌شود. یکی از رایج ترین منظورها برای انجام ارتباط تغییر نگرش ها، باورها، ارزش ها و یا رفتار است.

د) وظیفه تصمیم گیری

-  ارتباطات علاوه بر وظیفه فوق وظیفه تصمیم گیری را هم دارد. یکی از عمده ترین پیامدهای فراگرد ارتباطی رسیدن  به یک تصمیم ویژه است. اغلب از آن رو با دیگری
ارتباط برقرار می کنیم که بما کمک می کنند بتوانیم به تصمیم درست ترو بهتری در
موردی خاص دسترسی پیدا کنیم و یا بتوانیم رفتار خود را هماهنگ با آن موضوع خاص
کرده به تنظیم آن مبادرت ورزیم.

ه) وظیفه تصدیق

- وظیفه نهایی ارتباطات دربرگیرنده وظیفه مداوم و غیر مداوم یک تفکر، باور، رفتار، محصول ، تصمیم و غیره است.  از طریق ارتباط سعی در منطقی تداوم یا
ترجیح در گسستگی برخی از دگرگونی ها که قبلاً مورد پذیرش قرار گرفته اند،  می کنیم. از اینرو، یکی از پیامدهای اساسی فراگردارتباطی تصدیق و یا عدم تصدیق تغییرات گذشته است. این وظیفه شاید یکی از راه‌های مهم پیوستگی در پذیرش دگرگونی ها باشد.

 

ارتباط موثر چیست؟

-    فرانک دنیس یکی از محققان برجسته علوم ارتباطات در دهه 1970 در بررسی تعاریف ارتباطات به این نتیجه رسیده است که ارتباط در نهایت در سه مفهوم قابل طبقه‌بندی است:

  • ارتباطات حیوانات
  • ارتباطات انسانی
  • ارتباطات موثر

1.  درک

در وحله اول عبارتست از دریافت صحیح محتوای محرک مورد نظر . براین اساس می توان گفت ی از  نظر ارتباط دارای مهارت است یا به عبارتی دیگر به گونه یی موثر عمل می کند که دریافت کننده پیام درک درستی از آنچه او احساس می کند و می‌خواهد به دیگری منتقل کند داشته باشد. اگر در فراگرد این ارتباط اشتباه و یا مشکلی وجودداشته باشد از طریق پس فرست میتوان اصلاح کرد و یا بازخورد درست محتوای مورد نظر را به گیرنده پیام انتقال داد. البته فرستنده باید توجه داشته باشد که در بسیاری اوقات پس فرست محدود است و نمیتوان تمام ایرادهای یک ارتباط را با پس فرست برطرف کرد.

2.  لذت یا مسرت

- تمام فعالیت های ارتباطی هدف خود را انتقال مفهوم و یا اطلاعات نمی داند . هدف اساسی مکتب تحلیل مراوده یی یا تحلیل تعاملی درارتباطات این است که ارتباط برای ایجاد شرایط مناسب تر زیستن با هم و زندگی بهتر است. این ارتباط گاه ارتباط اجتماعی و حافظ روابط انسانی و برخوردهای مناسب بین افراد است . بسیاری از روابط ساده و کوتاه زندگی مثل سلام از این نوع است . ب لذت و مسرت از طریق ارتباطات تنها در مورد ارتباط میان فردی و چهره به چهره مصداق پیدا نمی کند بلکه در ارتباطات عمومی یا توده گیر نیز محملی از توجه را به خود معطوف کرده است. از اینرو می توان گفت گاهی هدف از ارتباط عمومی نیز ممکن است ب لذت و مسرت باشد مثلاً گردهمایی هایی حرفه یی بسیاری از اوقات جنبه تفریحی پیدا می کند.

3.  نفوذ نگرش ها

-  در بسیاری از وضعیت های ارتباطی ممکن است اشتیاقی به درک پیام توسط خود گیرنده پیام نداشته باشیم بلکه آنچه برای ما بیش از هر چیز اهمیت دارد اثرگذاری براو و نفوذ و نگرش های اوست یعنی ما علاقمندیم نگرش او را در مورد مسئله مورد نظر دگرگون کرده و با آنچه خود می شیم ی ان سازیم.

4.  گسترش روابط

-  اکثراً چنین باوری وجوددارد که اگر شخصی بتواند کلمات مناسب را انتخاب کند و پیام خود را در زمان مناسب با ح مناسب و مفید ارسال دارد ، ارتباط کامل انجام شده است و می توان مطمئن بود که فرستنده پیام به اه خود جامه عمل پوشانده است ولی اثر بخشی عمومی ارتباطی نیازمند فضای روانی مثبت و قابل اتکا و اعتماد میباشد.

- زمانی که فضای ارتباطی نامناسب باشد طبیعتاً نه تنها ارتباط برقرار نمی شود بلکه روابط گذشته نیز دچار مشکل می گردد و انگیزه های شخص مقابل نیز درارتباط و گسترش روابط نقش دارد.

5.  کنش یا عمل

- برخی بر این باورند و باب مباحثه را گشوده اند که تمام ارتباطات و فراگرد حاکم بر آن بی مصرف خواهد بود مگر آنکه به عمل یا کنش مطلوب بیانجامد. حتی در یک ارتباط موثر زمانی به اه دست می م که درک و لذت و مسرت، تاثیر بر نگرش ها و
گسترش روابط در زمان و مکان بکار گرفته شود.

-  انجام عمل از طرف شخص مقابل شاید یکی از دشوارترین وظایف ارتباطات باشد. رفتارهای ما از طریق زور یا اجبار، فشار اجتماعی یا دستورالعمل های مربوط به نقش شکل می گیرد و وماً به تغییر نگرش مقدماتی نیاز ندارد. کنش های اختیاری معمولاً بیش از دگرگونی در نگرش ها رخ می دهد.

ادامه دارد


عبد عاصی : مرحوم علامه طهرانی(ره) در کتاب شریف روح مجرد صفحه 246 و 253 آورده اند :

«روایت میکند أبوعلی اشعری از حَسن بن علی کوفیّ از حسین بن سَیف از محمّد بن أسلم از محمّد بن سلیمان که گفت :

من از حضرت أبوجعفر محمّد تقیّ علیه السّلام پرسیدم راجع به مردی که حِجّة الإسلام خود را انجام داده بود متمتّعاً با عمره ، یعنی حجّ تمتّع بجای آورده بود، و خداوند وی را کمک نموده بود تا اینکه آنها را صحیحاً بجای آورد؛ و پس از آن به مدینه آمده بود و زیارت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم را بجای آورده بود، و سپس با معرفت به حقّ تو و به اینکه تو حجّت خداوند در روی زمین هستی و درِ خدا می باشی که باید از آن در وارد شد، به سوی تو آمده بود و تو را زیارت نموده و بر تو سلام داده بود. و پس از آن به سوی حضرت أبا عبدالله الحسین صلوات الله علیه آمده و بر آنحضرت سلام داده ، و سپس به بغداد رفته و بر حضرت أبوالحسن موسی علیه السّلام سلام داده و زیارت نموده ، و پس از آن به سوی شهر خود مراجعت نموده است . اینک که موسم حجّ فرا رسیده است ، او متمکّن از حجّ میباشد، بفرمائید: برای او با این کیفیّتی که ذکر شد که حِجّة ال خود را انجام داده است ، آیا باز حجّ بیت الله الحرام برای او أفضل است ، یا اینکه به سوی اسان برود و بر پدرت علیّ بن موسی علیهماالسّلام سلام کند؟!

حضرت فرمود: نه ! بلکه به اسان رود و بر حضرت أبوالحسن علیه السّلام سلام کند البتّه آن افضل است ؛ ولیکن باید زیارت و سلامش در ماه رجب باشد. و سزاوار نیست که زیارت آن حضرت را در امروز بجای آورید؛ زیرا سلطان وقت این عمل را برای ما و برای شما قبیح و ناپسند می شمرد.»

و أمّا روایات در فضیلت زیارت آنحضرت بطور مطلق ، بسیار است . در بعضی وعدۀ بهشت داده شده است ، و در بعضی عِدل شهادت ی بدر بشمار آمده است ، و در بعضی ثواب هزار حجّ و هزار هزار حجّ بر آن مترتّب گردیده است .

جعفر بن محمّد بن قولَوَیْه روایت میکند از حسن بن عبدالله از پدرش عبدالله بن محمّد بن عیسی از داود صَرْمیّ از أبوجعفر ثانی ( محمّد تقی ) علیه السّلام ، قالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی فَلَهُ الْجَنَّةُ.«داود صرمی گفت : شنیدم که حضرت می گفت : یکه قبر پدرم را زیارت کند پس جزای وی بهشت است .»

و أیضاً روایت میکند از پدرش از سَعد از إبراهیم بن ریّان که گفت : حدیث کرد برای من یحیی بن الحسنِ الحسینیِّ که او گفت : حدیث کرد برای من علیّ بن عبدِاللهِ بنِ قُطرب از حضرت أبوالحسن موسی علیه السّلام :

قَالَ: مَرَّ بِهِ ابْنُهُ وَ هُوَ شَآبٌّ حَدَثٌ وَ بَنُوهُ مُجْتَمِعُونَ عِنْدَهُ؛ فَقَالَ: إنَّ ابْنِی هَذَا یَمُوتُ فِی أَرْضِ غُرْبَةٍ. فَمَنْ زَارَهُ مُسَلِّمًا لاِمْرِهِ عَارِفًا بِحَقِّهِ کَانَ عِنْدَاللَهِ عَزَّوَجَلَّ کَشُهَدَآءِ بَدْرٍ.

«ابن قطرب میگوید: در حضور حضرت موسی کاظم علیه السّلام که پسرانش مجتمع بودند، پسرش علی که نوجوانی بود عبور کرد. حضرت فرمود: این پسرم در زمین غربت می میرد. پس یکه تسلیم أمر ولایت و ت او باشد و به حقّ او عارف و شناسا باشد، اگر او را زیارت کند ثواب او در نزد خداوند عزّوجلّ مانند شهیدان غزوۀ بدر می باشد.»

و أیضاً روایت میکند از پدرش ، و از محمّد بن یعقوب ، از علیّ بن إبراهیم از حَمْدان بن إسحق که گفت : از حضرت أبا جعفر علیه السّلام شنیدم ، و یا آنکه برای من از مردی از أبا جعفر علیه السّلام حکایت کرد ـ و شکّ از علیّ بن إبراهیم است ـ که حضرت أباجعفر علیه السّلام گفت : مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی بِطُوسٍ غَفَرَاللَهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ.

قَالَ: فَحَجَجْتُ بَعْدَ ا ِّیَارَةِ فَلَقِیتُ أَیُّوبَ بْنَ نُوحٍ. فَقَالَ لِی ] قَالَ ـ ظ [ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی بِطُوسٍ غَفَرَاللَهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ، وَ بَنَی لَهُ مِنْبَرًا بِحِذَآءِ مِنْبَرِ رَسُولِ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ حَتَّی یَفْرُغَاللَهُ مِنْ حِسَابِ الْخَلَآئِقِ.

فَرَأَیْتُ أَیُّوبَ بْنَ نُوحٍ بَعْدَ ذَلِکَ وَ قَدْ زَارَ فَقَالَ: جِئْتُ أَطْلُبُ الْمِنْبَرَ.

« یکه قبر پدرم را در طوس زیارت نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد.

حَمدان بن إسحق یا آن مرد دیگر میگوید: من پس از ملاقات و دیدار حضرت أبوجعفر جواد علیه السّلام حجّ بیت الله الحرام را بجای آوردم ، و در حجّ با أیّوب بن نوح برخورد و ملاقات نمودم . او به من گفت : حضرت أبوجعفر علیه السّلام فرموده است : یکه قبر پدر مرا در طوس زیارت کند، تمام گناهان گذشته و آینده اش آمرزیده می شود و خداوند در روز قیامت در صحرای برای او منبری می سازد در مقابل منبر رسول اکرم صلّی الله علیه وآله و علیّ علیه السّلام تا اینکه خداوند از حساب خلائق فارغ گردد.

من پس از این جریان ، أیّوب بن نوح را دیدار درحالیکه زیارت قبر حضرت علیّ بن موسی الرّضا علیهماالسّلام را انجام داده بود و گفت : من آمدم تا اینکه آن منبر موعود را به دست آورم .»

و ایضاً روایت میکند از محمّد بن حسن از محمّد بن حسن صفّار از أحمد ابن محمّد بن عیسی از أحمد بن محمّد بن أبی نصر بَزَنْطیّ؛ قَالَ: قَرَأْتُ فِی کِتَابِ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَبْلِغْ شِیعَتِی : إنَّ زِیَارَتِی تَعْدِلُ عِنْدَاللَهِ أَلْفَ حَجَّةٍ.

قَالَ: فَقُلْتُ لاِبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَلْفَ حَجَّةٍ؟! قَالَ: إی وَاللَهِ! وَ أَلْفَ أَلفِ حَجَّةٍ لِمَنْ زَارَهُ عَارِفًا بِحَقِّهِ.

«میگوید: من در کتاب حضرت أبوالحسن الرّضا علیه السّلام خواندم : به شیعیان من برسانید که : زیارت من در نزد خداوند معادل با هزار مرتبه حجّ بیت الله الحرام را انجام دادن است .

بَزَنْطی میگوید: من از روی تعجّب به حضرت أبوجعفر محمّد تقیّ علیه السّلام عرض : هزار حجّ؟!

فرمود: آری قسم به خدا! و هزار هزار حجّ برای یکه زیارت کند او را درحالیکه عارف به حقّ وی باشد.»

باری ، با ملاحظۀ آنچه ذکر شد، شاید بدست آید سرّ استحباب زیارت حضرت ثامن الائمّه علیه السّلام در ماه رجب المرجّب ، و ارتباط قویم آن زیارت با زیارت بیت الله الحرام . چرا که شهر رجب از ماههای حرام است که تک افتاده است ، به خلاف ذوالقعدة الحرام و ذوالحجّة الحرام و محرّم الحرام که این سه ماه ، متوالی و پی در پی اند؛ و در ماه رجب جنگ حرام است ، و دارای اعتبار و خصوصیّاتی است که آنرا از سائر ماهها متمایز میگرداند؛ و شهرالله است ؛ و برای بسیاری از سالکان راه خدا، در ماه رجب فتح باب می شود. ولادت أمیرالمومنین و بعثت رسول الله صلواتُالله و سلامُه علیهما موجب مزید تکریم و تشریف این ماه شده است .

بنابراین هیچیک از أقسام عمره ، چون عمرۀ رجبیّه نیست ؛ و در فضیلت ، با فضیلت حجّ فقط یک درجه فرق دارد. و در این روایت أخیر دیدیم زیارت حضرت هشتم برای شیعیان خُلَّص و عارفان به مقام و منزلت و حقّ او، ثواب هزار و یا هزار هزار حجّ بر آن مترتّب است . و أبداً جای استبعاد نیست ؛ زیرا حیات کعبه به ولایت است . بنابراین ولایت محور است و کانون ، و کعبه در حکم محیط پرگار است . نمی بینی چگونه مردم دور کعبه ای که علیّ در آن متولّد شده است دور میزنند و طواف می کنند و خواهی نخواهی طوعاً أو کرهاً ناچارند تسلیم آن حقیقت و واقعیّت شوند؟!

همۀ مسلمین چه شیعه و چه عامّه بر سر سفرۀ آنحضرت نشسته اند، چرا که بقدری گسترده است که در برابرش سفرۀ دگری متصوَّر نیست . بلکه همۀ عالم از برکات وجودی و از ولایت تکوینیّه و وجودیّۀ آنحضرت متمتّع اند. در اینصورت مبادا استبعاد کنی که چطور می شود ثواب یک زیارت حضرت رضا علیه السّلام عارِفًا بِحَقِّه ، معادل با ثواب هزار هزار حجّ باشد؟!

آنجا کعبۀ ظاهر است و اینجا کعبۀ باطن . آنجا تکلیف است و اینجا محبّت . آنجا جسم است و اینجا جان .

عبد عاصی : دوستانی که دلشان برای حرم ملک پاسبان هشتم علیه السلام لک زده به آدرس زیر مراجعه کنند . ماس دعا

http://aqart.ir/holyshrinepics.aspx





مبانی نظری و پیشینه تحقیق با موضوع الگوهای ارتباطی خانواده




















دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 62 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 24




مبانی نظری و پیشینه تحقیق با موضوع الگوهای ارتباطی خانواده



فروشنده فایل


کد کاربری 4674







مبانی نظری و پیشینه تحقیق با موضوع الگوهای ارتباطی خانواده


توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)


همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه apa جهت استفاده فصل دو پایان نامه


توضیحات نظری کامل در مورد متغیر


پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه


رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب


منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه apa)


نوع فایل: word و قابل ویرایش با فرمت doc


قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه


فصل دوم پایان نامه روانشناسی درباره الگوهای ارتباطی خانواده


الگوهای ارتباطی خانواده


در این بخش از فصل دوم به بررسی مفهوم خانواده، الگوهای ارتباطی خانواده و الگوهای رفتار والدین می پردازیم.


2-3-1 مفهوم خانواده


خانواده چیزی بیش از مجموعه افرادی است که در یک فضای مادی و روانی خاص به سر می برند. خانواده یک نظام اجتماعی و طبیعی است که ویژگی های خاص خود را دارد. این نظام اجتماعی مجموعه ای از قواعد و اصول را ابداع و برای اعضای خود نقش های متنوعی تعیین می کند. علاوه بر این، خانواده از یک ساختار نظامدار قدرت برخوردار است، صورت های پیچیده ای از پیام رسانی های آشکار و نهان را بوجود می آورد، و روش های مذاکره و مسئله گشایی مفصلی را در اختیار دارد که به آن اجازه می دهد تا تکالیف مختلفی را با موفقیت به انجام برساند. رابطه اعضای این ده فرهنگ رابطه ای عمیق و چند لایه ای است که عمدتا براساس تاریخچه مشترک، ادراکها و فرض های مشترک و درونی شده راجع به جهان، و اه مشترک بنا شده است. در نین نظامی، افراد به وسیله علایق و دلبستگی های عاطفی نیرومند، دی ا، و متقابل به یکدیگر متصل شده اند. ممکن است از شدت و حدت این علایق و دلبستگی ها در طی زمان کاسته شود، لیکن باز هم علایق مزبور در سراسر زندگی خانوادگی به بقای خود ادامه خواهند داد (گلدن برگ و گلدن برگ، 1934؛ ترجمه حسین شاهی برواتی و نقشبندی، 1392).


بر هیچ پوشیده نیست که خانواده مامن آرامش و جایگاه به شکوفا رساندن استعدادهاست. افراد در درون خانواده از هم تاثیر می پذیرند و بر هم تاثیر می گذارند. مسلما شکوفایی افراد خانواده، متاثر از عملکرد درونی خانواده است (جهانگیر، 1391). عملکرد خانواده در اصل اشاره به ویژگی های سیستمی خانواده دارد. به بیان دیگر عملکرد خانواده یعنی توانایی خانواده در هماهنگی یا انطباق با تغییرت ایجاد شده در طول حیات، حل تعارض ها، همبستگی میان اعضا و موفقیت در الگوهای انضباطی، رعایت حد و مرز میان افراد و اجرای مقررات و اصول حاکم بر این نهاد با هدف حفاظت از کل نظام خانواده (پورتس[1] و هاول[2]، 1992؛ به نقل از کرامتی و کاوه، 1384).


 




[1] portes


[2] hovel






 


بحث نامه تهیه شده توسط گروه ارتباطات برای توسعه. بخش خدمات ترویجی،آموزشی و. ارتباطی سازمان خوار و بار و کشاورزی ملل متحد(فائو)با همکاری س ن میش – دکوک (اول دسامبر 2000)

مترجم: حمید رضا زرنگار

گفتگوی ارتباطی شماره 1

یک سامانه ارتباطات بومی باید در تمامیت خود شناخته شود ، در صورتی

که بخواهد فعالیت های توسعه را به گونه ای موثر پشتیبانی کند.

کریس کاملانجرا[1]

1- متناسب سازی برون زا در برابر پدیده درون زا

1-1- کاربرد منشا گرفته از بیرون رسانه های "محلی"

کاربرد رسانه های سنتی و مرسوم در توسعه امر تازه ای نیست. از سال های دهه هفتاد قرن بیستم رسانه های مردمی توجه متخصصان رسانه ای را به عنوان رسانه های جایگزین به خود جلب نمودند. این رسانه ها برای پراکندن اطلاعات و انتقال دانش ، تعلیم و تربیت، تهییج و سرگرمی، تاثیرگذاری بر ارزش ها و فرآیندهای تصمیم سازی و نیز تغییر رفتار به کار رفته اند. در سراسر دنیا گروه های ارتباط گر از منابع سنتی برای اموری چون ایجاد تنوع در کشت، ترغیب مادران به فراهم غذای بهتر برای ک ن، تاثیرگذاری بر نگرش ها و نگرانی های موجود در خصوص اچ.آی.وی و ایدز و نیز تغییر در شیوه های نامنظم زندگی بهره گرفته اند.

زمینه سازی و فهم شبکه های اجتماعی: کریس کاملانجرا می گوید توجه اندکی به درک زمینه ای که رسانه های کوچک در آن زیست می کنند یا سامانه هایی که رسانه های مزبور در آن فعالیت می کنند مبذول می گردد[2] .او مایل است بگوید در صورتی که رسانه های اجتماعی "واسطه های بیان اجتماع" باشند فهم آن ها نیازمند شناخت چگونگی فعالیت اجتماعی در حیات روزمره خود است. نه تنها درک شبکه های ارتباطات سنتی و نحوه عملکرد آن ها مهم است؛ بلکه این نیز مهم است که بدانیم آن ها همچون دیگ ذوب و ادغام عقاید و اعمال عمل می کنند.این پرسش که چه ی در خصوص محتوای توسعه ای تصمیم گیری می نماید می تواند بر مبنای نوع رسانه ها باشد . شناخت آن که اجزای این رسانه ها چیست می تواند نقطه شروعی به این مبحث باشد.

متناسب سازی کور رسانه های سنتی/ مرسوم: اقداماتی از این نوع در خصوص مواردی است که در " خارج" برنامه ریزی گردیده؛ به طوری که از جامعه محلی، هنرمندان و افراد درخواست می گردد که در یک برنامه ترتیب داده شده از خارج برای حل مشکلی که در خارج از اجتماع تشخیص و راه حل آن در خارج از اجتماع نشر و تبلیغ شده مشارکت نمایند.

بیاییم به این موضوع ها بی شیم:

1- آثار متناسب سازی / به کارگیری[3]

· آیا آژانس های توسعه می توانند رسانه های محلی را برای پراکندن اطلاعات و دانش بدون استثمار، زیان رسانی و بی ثبات فرهنگ ها و مردمان محلی به کارگیرند؟

· آیا ما نیازمند فرآیندی هستیم که در آن به آثار به کارگیری خارجی رسانه های محلی و آن چه که پس از متناسب سازی آن ها رخ می دهد توجه گردد؟

2- سامانه های ارتباطی بومی

· چه سامانه های ارتباطی بومی در اجتماع و تحت چه شرایطی توسط مردم به کار می روند؟

· ما در مورد محتوای رسانه ها و شبکه های ارتباطی محلی چه می دانیم؟

· چه ی در مورد محتوای توسعه ای تصمیم گیری می کند؟ ما به واسطه مشاهده انی که در این فرآیند درگیر هستند به چه چیز می توانیم در خصوص ساختارهای قدرت و روابط تی پی ببریم؟ آیا ن و گروه های حاشیه ای در این فرآیند درگیر هستند؟

· چه انی مالک فرآیندهای ارتباطات محلی هستند؟

3- متناسب سازی منشا گرفته از اجتماع

کریس کاملانجرا مدعی است فرهنگ در حال پویایی است و با مردم در زندگی روزمره که از موضوع ها و محتوای ارتباطی احساس زیان یا استثمار نمی کنند سر و کار دارد.(ارتباطات میان فردی).بنابراین آیا می توانیم بگوییم "خسارت" تنها زمانی که" بیرونی ها" بر ی اصرار می ورزند پدید می آید؟

بیاییم به این موضوع ها بی شیم:

· وقتی رسانه های سنتی به وسیله خود اجتماع متناسب سازی می شوند و به عنوان رسانه های انتشار اطلاعات به کار می روند چه اتفاقی می افتد/ این اطلاعات دیرگاهی نیست که به محیط های سنتی یا قلمروی رسوم وارد شده است.

· اهالی بومی و محلی چگونه و چه زمانی تصمیم می گیرند که محتوای جدید در رسانه های سنتی / مردمی / مرسوم معرفی گردد؟

· چه انی( به عنوان مشاهده کنندگان،هنرمندان و تصمیم گیرندگان در خصوص محتوا) در طراحی،توسعه تولید و اجرای رسانه های توسعه ، تولید و اجرای رسانه های سنتی/ مردمی / مرسوم در توسعه دخیل هستند؟

· آثار معرفی محتوای جدید در رسانه های سنتی و مردمی بر خود رسانه ها،مخاطبان، زندگی اجتماعی و فردی، روابط فردی و اجتماعی و آنان که مالک و تولید کننده پیام ها دانش و اطلاعات هستند چیست؟

توجه داشته باشیم بسیاری از پرسش هایی که در بخش قبلی مطرح شد در اینجا نیز می تواند مورد بحث قرار گیرد.

2- درونی سازی محتوا

این عنوان با برخی موضوع های طرح شده در بخش پیشین مرتبط است. بعضی اوقات ترسیم خطی بین پایان یک موضوع و آغاز موضوع دیگر کاملاً دشوار است.در واقع غالب موضوع های ارائه شده زیر مجموعه موضوع الف درهم تنیده هستند و باید در بحث ها مورد توجه قرار گیرند.

1-2- تغییر در زمینه ها

زمانی که شکل های بیانی مبتنی بر یک فرهنگ در زمینه و متن دیگری منظور گردیده و جای می گیرد چه رخ می دهد؛ حتی اگر امکان تغییر در چارچوب مفهومی که شکل های بیانی در آن جای گرفته اند وجود داشته باشد؟

2-2- نوسازی محتواها

در برنامه های ارتباطی گرایشی برای به کارگیری شکل های فرهنگی سنتی بیانی در خصوص مسائل اجتماعی – اقتصادی اخیر و جاری وجود دارد. به عبارت روشن تر استفاده از اصطلاحات و مهارت های سخنوری مردانه در گفتگوی با ن در باره برنامه ریزی خانواده و گزینه های نوین جلوگیری از بارداری نوعی از بیان خاص فرهنگی کاملاً تی و بالقوه به شمار می رود.

بیاییم به این موضوع ها بی شیم:

· وقتی که شکل های بیانی و رسانه های سنتی/ مردمی / مرسوم دستخوش طراحی محتوا و متن می شوند چه رخ می دهد؟

· چه چیزی و چه ی باید تعیین کند رسانه های سنتی / مردمی / مرسوم یا شکل های بیانی برای به کارگیری در یک زمینه بیرونی( به عبارت روشن تر از بیرون از قلمرو سنتی) مناسب هستند یا خیر؟

· آیا ت یک جنبه مهم است که باید در مرحله طراحی و تحقیق برای زمانی که از شکل های ارتباطی و بیانی سنتی / مردمی / مرسوم استفاده می شود در نظر گرفته شود؟

3- رسانه ها و پیام های رسانه ای مناسب از حیث فرهنگی و اجتماعی

1-3- تناسب رسانه هایی خاص در برابر پیام ها و مخاطبان خاص

" چگونه ما خواسته درونی خود را در مورد ساخت برنامه مان بیشتر در ارتباط با نیازها، خواسته ها ، ادراکات و ارزش های مردمی که می خواهیم به آن ها خدمت کنیم و کارمان را ارتقا بخشیم منطبق و موافق می نماییم." ( مک کی[4] : 2000 ) .

مرور ادبیات موضوع نشان می دهد که گرایشی به ترجیح دادن رسانه هایی خاص برای انتقال پیام های با ویژگی متفاوت وجود دارد( بر اساس محتوا ). این موضوع به ویژه برای عناوین حساس نظیر برنامه ریزی خانواده ، اچ.آی.وی و ایدز صحت دارد.

با این حال مک کی عوامل کلیدی چندی را در خصوص کار با رسانه ها عنوان می کند:

1)" ابر رسانه ای " وجود ندارد.

2)ترکیب رسانه ها از رسانه منفرد بهتر است.

3)گزینش رسانه ها مهم است، امّا کیفیت تولید و روش به کارگیری نیز عوامل تعیین کننده کلیدی موفقیت اند.

4)مخاطبان منفعل چیز اندکی یاد می گیرند،امّا مخاطبان فعال پذیرنده ترند.

بیاییم به این موضوع ها بی شیم:

· آیا شرایط خاصی( زمان و مکان ) وجود دارد که در آن کاربرد رسانه های سنتی و مردمی مناسب تر است؟ اگر چنین چیزی وجود دارد چه موقع و چرا؟

· آیا رسانه های سنتی یا مردمی برای بحث از موضوع های دارای حرمت اجتماعی مناسب تر است؟ چرا؟

· آیا در این عقیده که رسانه های خاصی برای پیام های دارای مخاطبان خاص مناسب تر است منطقی ذاتی وجود دارد؟

· نقش ارتباط گر در بسته بندی مجدد اطلاعات/ دانش در شکل های قابل درک برای مردان و ن بیسواد و تطبیق این بسته بندی با فهم و درک آنان از پیام ها ( زبان، تناسب اجتماعی - فرهنگی، ت، حساسیت و سایر موارد ) .

4- از مشارکت تا توانمندسازی

1-4- زمینه اجتماعی- رسانه ها: مالکیت و دسترسی

شکل های فرهنگی بیان، آزاد از قدرت نیستند.آنان که عموماً به محیط فرهنگی دارای چارچوب های فکری و عملی خاص تعلق دارند نه تنها بر ابزارهای بیان (رسانه) ، بلکه بر محتوای آن نیز کنترل دارند( مباحثی نظیر سانسور و تورش های تی).شکل های فرهنگی بیان می توانندابزارهایی برای تقویت سیطره یک گروه بر گروه دیگر باشند، به این ترتیب که استفاده آن ها از محتوای برنامه های توسعه می تواند به طور بالقوه ماشه درگیری بر سر قدرت را در میان اجتماع فشار دهد.

بیاییم به این موضوع ها بی شیم:

· چه (یا انی) مالک رسانه های مختلف می باشند؟

· به طور کلی چگونه رسانه ها طبقه بندی می شوند؟

· چه (یا انی) تصمیم می گیرند چه محتوایی برای بافت محلی مناسب است؟

· آیا ما باید " اصول عملی" را برای ارتباط گران ( یا به طور کلی فعالان توسعه ) تکامل بخشیم؟ در اصول عملی چه جنبه هایی باید پوشش داده شوند؟

2-4- مشارکت واقعی یا مشارکت دروغین

الگوی مشارکتی مردم را به مثابه فعالان کنترل کننده و یا مشارکت کنندگان در توسعه می انگارد.این الگو جامعه محلی را بر ت، گفتگو را بر تک ص و رهاسازی را بر بیگانگی ترجیح می دهد.ارتباطات مشارکتی انگاره فریره ای[5] را در مورد "ارتباطات محاوره ای" و " آموزش حل مسئله" (1973) بازتاب می دهد.این انگاره به جای ارائه مسائل و راه حل های تعریف شده در خارج از جامعه به مشارکت کنندگان، گفتگوی اجتماعی را به عنوان کلید مشارکت در نظر می گیرد. بنابراین تاکید کلی بیشتر بر فرآیند ارتباط، نبادل معانی و برجستگی فرآیند مذکور است. به عبارت دیگر روابط اجتماعی ایجاد شده توسط ارتباط و نهادهای اجتماعی که از چنین روابطی منتج می گردد بیشتر مد نظر است (1991:68 serveas).

به نظر می رسد موضوع مشارکت یک عنصر کلیدی در بهره گیری از رسانه های سنتی / مردمی / مرسوم است؛ امّا باید در هر گفتمان یا فعالیت ارتباطی بدل به موضوع کلیدی شود. بدون دخ " ذینفع- مخاطب" در پژوهش ، طراحی، اجرا و ارزشی برنامه های ارتباطی مشارکتی وجود نخواهد داشت. مشارکت توام با مسکلاتی است:

تعریف و مفهوم دهی به مشارکت: چه ی باید بگوید چه چیزی مشارکت است و چه چیزی مشارکت نیست؟ آیا مخاطب- ذینفع همیشه علاقمند به مشارکت است؟

مشارکت مساوی است با بازتوزیع قدرت: مشارکت دربرگیرنده تغییر و بازتوزیع قدرت در هنگام سیاستگذاری در سطح محلی، ت و آژانس های توسعه است.در این صورت مشارکت می تواند آنان را که موضع و نیز وجودشان بستگی زیادی به قدرت و اعمال آن بر دیگران دارد مورد تهدید قرار دهد.

مشارکت پر هزینه و زمان بر بوده و همیشه امکان پذیر نیست: بسیاری از مقاطعه کاران و سرمایه گذاران در مورد مشارکت کامل محتاط اند، زیرا عموماً دربرگیرنده برنامه ای با مدت زمانی تعریف نشده و انعطاف پذیری بسیار است. وانگهی همیشه مشارکت امکان پذیر نیست. برای مثال در مورد فعالیت های اضطراری و نجات ممکن است اتکای به مفهوم مشارکت در این برنامه ها موجب از قلم انداختن گروه های پیرامونی ، بسیار فقیر و حاشیه ای گردد.

مشارکت دروغین در برابر مشارکت کامل: بعضی از منتقدان تندروی توسعه نظیر اسکوبار [6] (1992) و فرگوسن [7] مشارکت را همچون توسعه قراردادی در لباسی مبدل می بینند.

آیا چیزی را توصیه می کنیم که خود به آن عمل نمی نمی نماییم ؟ : چندان غیر قابل انتظار نیست بعضی اوقات گروه پیشنهاد دهنده مشارکت خود در عمل به دنبال این فرآیند رغبتی نداشته باشند.

بیاییم به این موضوع ها بی شیم:

· آیا می توانیم از مفهوم سازی جهانی مشارکت سخن بگوییم؟

· اجتماعات محلی چگونه می توانند مشارکت ورزند؟

· نقش ما در همکاری برای برنامه ها یا فعالیت های مشارکتی و توانمند ساز ارتباطی چیست؟

· آیا روش شناسی ها، فعالیت ها یا پروژه هایی وجود دارند که بر ادعای خود مبنی بر مشارکتی بودن صادق باشند و یا رهیافت مشارکت در ح ی که غالب برنامه های متقاضی مشارکت در خارج از جامعه هدفگذاری شده اند و راه حل هایشان خارج از اجتماع محلی طرااحی شده غیر ممکن می نماید؟

· چه ی تصمیم گیری می کند که در موقعیت خاصی باید یک پروژه، رهیافت ، فعالیت، کارگاه و... مشارکتی باشد یا خیر؟

· آیا مشارکت فی نفسه یک سازه فرهنگی غربی است؟در این صورت چرا ما آن را با وجود تردید هایمان در غرب، ترویج می کنیم؟

· چند سازمان بین المللی توسعه واقعاً مشارکت را در سطح مدیریت محلی اعمال می کنند؟ ( به عنوان مثال در جریان برگزاری کنفرانس های سطح بالا، کارگاه ها، سمینارها در مقام روسای جلسات و یا در نشست های تخصصی گروهی).

3-4- دسترسی بر حسب ت

دسترسی به دانش ،اطلاعات و ابزارهای ارتباط معادل با دسترسی به قدرت و فرصت هاست. ن همیشه در شبکه های ارتباطات سنتی و بین المللی حضور داشته اند. بسیاری اوقات آنان پایه گذاران و نوآوران گونه های بیانی و ارتباطی فرهنگی بوده اند.با این حال هنوز اغلب جوامع به منع ن از دسترسی به اطلاعات مفید در زمینه هایی نظیر بهداشت، تغذیه، کشاورزی، آموزش و پرورش و سیاست ادامه می دهند.

بیاییم به این موضوع ها بی شیم:

· آیا دسترسی ن به دانش و مهارت ها می تواند به کاهش آسیب پذیری آنان از فقر کمک کند؟ چگونه؟

· نقش برنامه های ارتباطی در این فرآیند چگونه باید باشد؟

· چه شکل هایی از رسانه ها بهتر می توانند در دسترس ن باشند؟

· ما به عنوان ارتباط گران از چه روش هایی برای دخ دادن ن در متناسب سازی و به کار گیری ارتباطات می توانیم استفاده کنیم؟

· آیا محتوا و شکل رسانه های محلی دسترسی ن را به اطلاعات توانمد ساز و فرصت های جدید افزایش یا کاهش می دهد؟



[1] chris kamlongera

2 مراد از رسانه های کوچک ، رسانه های اجتماعی community media یعنی رسانه هایی که (تمام) اعضای اجتماع برای دستی به اطلاعات ، سرگرمی و تعلیم و تربیت به آن دسترسی دارند می باشد. به عبارت دیگر رسانه هایی هستند که از طریق آن ها اعضای اجتماع به عنوان برنامه ریزان ، تولیدکنندگان و اجراکنندگان فعالیت می کنند..آن ها ابزارهای بیان اجتماع هستند و این موضوع بر تعلق آن ها به اجتماع رجحان دارد (کریس کاملانجرا: 2000) .

3 در این نوشته تلاش شده که بین "متناسب سازی" و "به کارگیری" رسانه ها برای توسعه تمایزی دیده شود. متناسب سازی سرمنشا گرفته از اجتماع ، در مالکیت محلی و فرآیندی از پایین به بالاست. به کارگیری یک اقدام منشا گرفته از بیرون با مالکیت جزئی از درون اجتماع و غالباً از بالا به پایین است. این تمایز برای اصطلاحات متعلق به مباحث حاضر تعبیه شده است.

[4] mc kee

[5] freirean

[6] scobar

[7] ferguson


سایر نظریه ها

1.  نظریه کاشت  فرهنگی cultural cultivation

جرج گربنر معتقد است برنامه های خشونت آمیز و سرگرم کننده تلویزیون تاثیرات عمیق و مداوم بر مخاطبان می گذارد و عموماً این برنامه ها در جهت خاص طبقه حاکم است. او می گوید :‌برنامه های تلویزیونی همانند بذری که کاشته می شود و سپس رشد می کند آثاری بر روی مخاطبان باقی می گذارد و این برنامه ها آثاری دارد که عموماً منفی است. گربنر معتقد است که تلویزیون بصورت بازوی فرهنگی جامعه درآمده است. گربنر نوشته است دستگاه تلویزیون یک عضو اصلی خانواده شده است ی که بیشتر اوقات بیشتر داستانها را می گوید. گربنر در مطالعات خود بین مخاطبان پر مصرف و کم مصرف تفاوت قائل می شود.  به اعتقاد او
تماشاگران پر مصرف تلویزیون اغلب تصویری از دنیا دارند که با دنیای تلویزیون
نزدیکتر است . پل هیرش به این خاطر که گربنر کار کنترل سایر متغیرها
را به خوبی انجام داده است ، مورد انتقاد قرار می گیرد.  او در تحقیقی نشان داده است که اگر شخص متغیرهای دیگر را همزمان کنترل کند تغییر باقیمانده که بتوان آن را به تلویزیون نسبت داد خیلی کم است. گربنر در واکنش به انتقادات هیرش نظریه کاشت را  مورد تجدید نظر قرارداد. وی در مفهوم دیگر متداول سازی و تشدید را به آن اضافه نمود. 
متداول سازی هنگامی روی میدهد که تماشای بیش از حد منجر به  تقارن دیدگاهها در گروه ها می شود و تشدید زمانی روی میدهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر است.  ر ن پرس و تیلور کاشت را به عنوان اثر کلی و همه جانبه ناشی از تماشای زیاد و آئین وار  تلویزیون را  بیشتر مورد تردید قرار دادند.

2.  الگوی بصیرت و محاوره  پائولو فریرره

- فریرره از مشهورترین منتقدان درحیطه ارتباطات و توسعه است. اصل و اساس تفکر او بر محاوره قراردارد و براین اساس مردم در کنار علاقمندی شان به دریافت پیام  به همان اندازه  علاقمند به انتشار و انتقال شه های نو به دیگران هستند و این به منزله  طرح یک فراگرد محاوره عامل دستی به است و فراگردهای ارتباطی فاقد مشارکت  و محاوره به از خود بیگانگی منجر می شود . در این رهیافت تماس و ارتباط واقعی هنگامی شکل می گیرد که واهمگرایی با اعتماد دو طرف همراه باشد. به اعتقاد فریرره انتقال یک سویه معلومات از یک منبع موقتی قدرتمند به دریافت کنندگان انفعالی به هیچ وجه دررشد شخصیت آنها تاثیر مثبت نمی‌گذارد و به ایجاد خودآگاهی مستقل نگاه منتقدانه و توانا افراد بر اثر مشارکت در حل مسائل اجتماعی نمی‌کند. بر همین اساس فریرره نظام جدیدی را تحت عنوان "آموزش ستمدیدگان" در کت با همین عنوان مطرح می کند.  فریرره  نظام آموزش کنونی را آموزش مخزنی می داند و معتقد است نظام پیشنهادی او بر اصول زیر استواراست:

  • محاوره
  • طرح تفاوت در فرستنده و گیرنده
  • اعتقاد به توانایی و خلاقیت فرد
  • مشارکت برای توسعه ارتباطات رهایی‌بخش

3.  نظریه سلطه  رسانه ها

-   دیدگاه دیگری که نفوذ گسترده یی به رسانه های جمعی می دهد مفهوم سلطه رسانه هاست. سلطه رسانه ها ریشه در افکار اقتصادانان مار یست دارد. مفهوم سلطه رسانه ها حکایت از آن دارد که افکار طبقه حاکم در جامعه به صورت افکار حاکم درمی آید (نظریه مار یسم کلاسیسم همین ایده را مطرح می کند). رسانه های جمعیتحت کنترل طبقه مسلط در جامعه درمی آیند و پشتیبان اعمال آن طبقه باقی می مانند.
استدلال نظریه سلطه رسانه ها این است که اخبار و سایر محتوای رسانه ها در
مطابق نیاز ایدئولوژی سرمایه داری یا شرکتی شکل داده شده است. ید کوشیده
است این فرضیه را مورد بررسی قراردهد.

4.  نظریه امپریالیزم فرهنگی

cultural imperialism

-  از پیشگامان این نظریه یوهان گ ونگ نروژی و والرشتاین می باشند. آنها
در نظریه خود امپریالیزم را در نقش‌های نظام فرهنگی ارتباطی اجتماعی و اقتصادی
معرفی می کند. بر اساس این نظریه از ارتباطات در جهت سلطه استفاده می شود. این اصطلاح نخستین بار در سال  1969 در کنفرانس غیرمتعهدها در هاوانا مطرح شد. شیلر نیز در کتاب "ارتباطات و سلطه فرهنگی" این دیدگاه  را مورد تاکید قرار داده است. والرشتاین می گوید: واژه امپریالیزم فرهنگی نشاندهنده نوعی نفوذاجتماعی است که از طریق آن کشورها، تصورها، ارزشها، معلومات و
هنجارهای رفتاری خود  را به کشور دیگر تحمیل می کند که در این مبادله فرهنگی نابرابر وسایل ارتباط جمعی نقش اصلی را دارد.
ماتلر  نیز
ضمن تایید امپریالیزم فرهنگی معتقد است امپریالیزم فرهنگی در پی تامین ست و در مرحله کنونی بین المللی شدن سوداگری کالاهای فرهنگی بیش از پیش همراه با موجی از ناسیونالیسم فرهنگی پیش می رود.

5.  نظریه  ما یچ سکوتspiral silence

-      یکی از نظریه‌هایی که بیش از سایر نظریه های دیگر به رسانه های جمعی قدرت می دهد ، نظریه ما یچ سکوت است. نئومان استدلال می کند که رسانه های جمعی حتماً بر افکار عمومی اثر قوی دارند . او استدلال می کند سه ویژگی ارتباط جمعی یعنی تراکم ، همه جائی بودن و هم ص در ایجاد اثرهای قوی بر افکار
عمومی  با هم ترکیب می شوند. وقتی این سه عنصر با هم ترکیب شوند بر مواجهه گزینشی غلبه می کنند و تاثیر رسانه ها را بالا می‌برند. عامل دیگری که وارد عمل می‌شود ما یچ سکوت است. او معتقداست بسیاری از مردم  اگر نظراتشان دراقلیت هست یا قرار دارد از اظهار نظر درباره آن موضوع خودداری می کنند یا به عبارتی سکوت می کنند چرا که بر اثر قدرت رسانه ها افکار عمومی به این ترتیب شکل گرفته است.

-       نئومان معتقداست  رسانه ها به سه طریق بر ما یچ سکوت اثر میگذارند:

  • رسانه ها تصورات افراد را راجع به اینکه چه عقایدی مسلط است شکل می دهد،
  •  رسانه ها تصورات مربوط به عقاید رو به افزایش را شکل می دهد،
  • رسانه ها تصوراتی را شکل می دهند راجع به اینکه شخص چه عقیده ایی را می تواند در افکار عمومی ابراز کند بدون اینکه منزوی شود. 

-      نئومان استدلال می کند تمایل به سخن گفتن راجع به موضوعات بطور عمده تحت تاثیر فضای عقیده است. اگر فضای عقیده برخلاف شخص باشد ،شخص ت می ماند . گفته می شود  نیروی انگیزشی برای این سکوت ترس از انزواست .لاسورسا این نظریه را نقد کرده است و معتقداست متغییرهای دیگری مثل سن، تحصیل، درآمد، علاقه به سیاست، ارتباط  و تناسب شخص با موضوع استفاده شخصی از رسانه های خبری واطمینان شخص به درستی نظر خویش نیز بر آن
اثردارد. برخی از مطالعات دیگر هم نشان داده است که تحت شرایطی این امکان وجود
دارد  که مردم برابر ما یچ سکوت مبارزه کنند.

 انواع نظریه های ارتباطی از دیدگاه دنیس مک کوئیل

-      دنیس مک کوئیل نظریات ارتباطی را به چهار دسته کلی به شرح زیر تقسیم بندی می کند:

الف)‌ نظریه علمی اجتماعی

-      اظهارات کلی درباره ماهیت عملکرد  و تاسیسات رسانه ها و مشاهدات عینی و منظم و به همان میزان محتمل درباره رسانه ها نشات می گیرد. خصلت این نظریه ها متکی بر مفاهیم انتزاعی است.

ب)‌  نظریه های هنجاری

-    این نظریه ها به ما می گویند بر اساس ارزش ها و موقعیت های ایدئولوژیک در
موارد معین ارتباط چگونه باید شکل بگیرد و کارکرد داشته باشد. این تئوری مهم است
زیرا  در شکل گیری موسسات رسانه یی و نحوه  اداره آنها بوسیله مالکان رسانه ها
تاثیرات عمده یی دارد. مک کوئیل نظریه های هنجاری را به شش گروه تقسیم می
کند:

1. ‌ نظریه استبدادی

 در این نظریه رسانه ها نقش عامرانه یی برای اعمال قدرت در جامعه دارد. مالکیت مطبوعات دردست ت است . رسانه ها باید تابع قدرت باشند. حمله به ت انحراف و جرم محسوب می شود. سانسور موجه است .
استقلال رو مه نگاران و رسانه ها نفی می شود. ت از طریق وضع قانون، کنترل
تولیدات، حق ت در انتصابات اعضاء سردبیری بر مطبوعات کنترل می کند.

2. ‌ نظریه رسانه‌های آزاد

-  در این نظریه که ریشه در انقلاب کبیر فرانسه دارد.  اصل بر ، اظهار نظر و انتقاد
است. از این رو نشریات باید در مقابل هرگونه مداخله و سانسور حمایت شود. هر
باید بتواند بدون مجوز نشریه منتشر کند . حمله به ت و مقامات  تی نباید مجازات داشته باشد.  رو مه نگاران باید  استقلال حرفه یی داشته باشند . اعمال قدرت برای
چاپ مطالب ممنوع است.

3.  نظریه مسئولیت اجتماعی

- در این نظریه اصل بر ایجاد پیوند میان استقلال رسانه ها ، وظایف و مسئولیت اجتماعی آنهاست. رسانه ها در عین پاسخگویی به سایر مخاطبان در برابر فعالیت های خود باید مسئولیت داشته باشند. بعبارتی و مسئولیت روی یک سکه اند. 

-  رسانه ها باید برخی ا امات علمی نسبت به جامعه را بپذیرند و طوری عمل کنند
که جنایت،  خشونت و بی نظمی و توهین تشویق نشود. رسانه  ها باید همچنین انعکاس دهنده تنوعات درون جامعه باشند و امکان دسترسی به دیدگاههای گوناگون و نیز زمینه پاسخگویی متقابل را فراهم آورند و بلا ه رسانه ها به همان اندازه که نسبت به مالکان و بازارها احساس مسئولیت می کنند نسبت به جامعه نیز مسئول باشند.

4.  نظریه رسانه های شوروی

- اساس این نظریه بر این است که تمام رسانه ها باید در کنترل ت(طبقه کارگر و حزب کمونیست ) باشد. رسانه ها نباید با مالکیت خصوصی اداره شود و رسانه ها باید از طریق عمل به وظایف خود در قبال جامعه پاسخگوی نیاز و خواسته هایمخاطبانشان باشد. بر اساس این نظریه آرمان های رو مه نگاران باید منطبق با عالی ترین مصالح جامعه باشد.

5.  نظریه رسانه های توسعه بخش

این نظریه در واکنش به جریان مسلط اخبار و عدم تعادل اطلاعات در دهه 70 شکل
گرفت . این نظریه معتقد است  مطبوعات بایستی به اه توسعه کمک کند. استفاده از رسانه برای حفظ هویت فرهنگی ضروری است. رسانه ها باید به زبان و فرهنگ ملی انتشار مطالب کشورهای در حال توسعه و توسعه اقتصادی (اولویت قائل شود) . این 
نظریه بر نفی استبداد داخلی، سلطه خارجی و استفاده از مشارکت عمومی درخلق
پیام تاکید می کند.

6.  نظریه مشارکت دموکراتیک

این نظریه بر اساس مشابهت هایی با نظریه رسانه های توسعه بخش شکل گرفته است با این تفاوت که درجوامع لیبرال جایگاه بیشتری دارد . بر اساس این نظریه، رسانه های جماعتی و کوچک از سوی گروه ها ، سازمانها، اجتماعات محلی و غیره تشویق می شوند بر شکل و محتوا . رسانه ها بر خواست مخاطب تاکیددارد.  کثرت رسانه و پیام، بیطرفی، عدم تمرکز رسانه ها، نفی کنترل تی بر رسانه ها، مخالفت با شکل گیری رسانه های بزرگ و ی ویه و وجود ارتباط افقی به جای ارتباط عمودی از دیگر ویژگی های این تئوری است سایبرت با کمک شرام و پترسون در کتاب "چهار نظریه در مطبوعات " به نوعی دنیای مطبوعات را به همین شیوه تقسیم کرده است. آنها دنیای مطبوعات را به گروه های اقتدارگرا ، خواه ، مسئولیت اجتماعی و تمامیت فراشوروی تقسیم می کند.

ج)‌ نظریه های کاربردی

-  این نظریه که هم کاربردی و هم هنجاری است به کارورزان ارتباطات می آموزد که
برنامه ریزی ارتباطات را چگونه انجام دهند تا مطابق نظریه ارتباطات به یک هدف
ارتباطی ویژه دست یابند. مثلاً توجه به شبکه های ارتباطی یا روابط در سازمانها که
ممکن است از مشاهده کار روزمره ریشه گرفته باشند می توانند به برنامه ریز کمک
کنندتا از مجاری غیررسمی ارتباطات به طور موثرتری بهره گیرند. به همین نحو توجه به
دسته بندی مخاطبان درباب شیوه های زندگی که از تحقیقات علوم اجتماعی نشات می گیرد می تواند برنامه ریزان را بهنگام خلق پیام ها از خلق وخوی خوانندگان ، شنوندگان و بینندگان خود آگاه کند.

د)‌ نظریه عقل متعارف

-   نوعی از معرفت وجوددارد و به نظر می رسد مناسبت کمی داشته باشد یا شان اینکه آن را نظریه بنامیم. اما این معرفت همه جا حضور دارد و در پژوهش های ارتباطی نقش بازی می کند.این نظریه اشاره دارد  به معرفتی که هر به عنوان مخاطب بر اساس تجربیات شخصی اش از رسانه ها دارد. هر خواننده رو مه یا بیننده تلویزیون مجموعه عقایدی درباره رسانه ها دارد با سوالاتی ازقبیل رسانه چیست؟ چگونه باید از رسانه استفاده کرد؟ چگونه رسانه با جنبه های مختلف زندگی اجتماعی مربوطند؟ این نوع سوالات و پاسخی که مردم به عنوان مخاطب به این سوالات می دهند آنها را قادر می‌سازند به کنش هماهنگ و رضایتمندانه درارتباط با رسانه ها.

 

نگاهی به زمینه شکل گیری دانش ارتباطات

    
الف)‌ شمندان اروپایی علم ارتباطات

-  با ظهور حزب نازی آلمان در آن زمان اساتید ی یهودی ا اج شدند و صدها تن از مغزهای متفکر مانند انیشتین ،اری ون و ... به کشور مهاجرت د. همچنین بسیاری از متفکران کلیدی طرح های ارتباطی مثل کورت دیویی و لازاراسفلد از جمله این مهاجران بودند. علاوه بر این بسیاری از محققان متولد نیز دوره های تحصیل خود را در های اروپا پشت سر گذاشته بودند. بنابراین با وجود اینکه علم ارتباطات در متولد شد ریشه های تاریخی آن را می توان در اروپا پیدا کرد. دراین میان گابریل تارد ،قاضی فرانسوی نظریه قوانین تقلید را ارائه کرد و بدین ترتیب بر حوزه علم ارتباطات یی بطور مستقیم اثر گذاشت.  این  نظریه بیان می کند که چگونه افراد تحت تاثیررفتار انی قرار می گیرند که درزندگی روزمره با آنها تماس دارند. این  نظریه چهارسال بعد در پایه و اساس نظریه معروف نشر نوآوری راجرز و نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا گردید. تارد مشاهده کرد میزان تطابق نظر افراد با  یک شه جدید اغلب تابع یک منحنی s است . یعنی ابتدا تعداد کمی با یک ایده جدید خومی گیرند که سپس افزایش پیدا می کند و در نهایت کاهش می یابد زیرا عده کمی برای تطبیق با نوآوری باقی می ماند. جرج زیمل ،پدر
علم روانشناسی اجتماعی و تحقیق درزمینه نفوذ و تاثیرات گروه بر رفتارهای شخصی
است. زیمل نظریه شبکه های ارتباطی را ارائه می کند و از دیدگاه او پرسش اصلی و ضروری برای درک تغییرات رفتاری انسان این است که هرفرد با قدرت ارتباطی خود به چه انی متصل می شود.

ب‌)   شمندان یی

چهار نظریه از چهار شمند یی وجوددارد که تاثیر عمیقی بر علم ارتباطات گذاشته است .
مرکز توجه این چهار شمند موضوعات صنعتی شدن،شهرنشینی و مهاجرت انبوه اروپائیان به بود که مشکلات اجتماعی بسیاری را پدید آورد. آنها امیدوار بودند که
فناوری های نوین ارتباطی روزگار آنان بتواند به بهبود وضعیت جامعه نیز کمک کند.  این چهار نفر به ترتیب عبارت بودند از :

1.   جان دیویی و مکتب اص عمل

-  او با این شه که ارتباطات جنبه ابزاری درتحقیقات اجتماعی است تلاش کرد تا علم و شه را با چاپ یک رو مه متحول کند . دیویی با همکاری شاگرد خود رابرت پارک  رو مه یی بنام اخبار شه منتشر کرد و تلاش نمود با ارائه گزارش بیشتری از آ ین اکتشافات در زمینه علوم اجتماعی  مشکلات اجتماعی بیشتری را رفع
کند.  بنظر او فناوری نوین ارتباطی می‌توانند ارزشهای اجتماعی را در جامعه مورد توجه قراردهند و آنان را بازسازی کنند. جان دیویی را نخستین فیلسوف علم ارتباطات نامیده اند و امروز او را بر اساس فلسفه علمی اش می شناسند. او معتقد بود که
هر شه زمانی درست است که در عمل نیز کارآیی داشته باشد. مکتب پراگماتیسم یااص عمل دیویی دوگانگی ذهنیت و عینیت را رد می کند. 

2.  ‌چار هورتون کولی: خود آیینه سان

-   کولی بر پایه مطالعات خود برداشت و فردگرایی را به معنی تعیین کننده شخصیت فرد مردود برشمرد و ارتباطات میان فردی شخص یا خانواده و همه گروههای خود را پایه اصلی جامعه پذیر شدن دانست. کولی در نظریات خود جایگاه ارزشمندی را به ارتباطات اختصاص داد و آن را مکانیسم اصلی شکل گیری خودآیینه سان دانست. به اعتقاد کولی کنش متقابل دیگران نقش یک آیینه را ایفا می کند که به فرد کمک می نماید تا نسبت به خود ادراک دقیقی پیدا کند . کولی در کتاب سازمان اجتماعی درسال1909 بهترین تعریف از ارتباطات را که همچنان مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه
داد.

3.  رابرت پارک و جامعه شناسی شیکاگو

رابرت پارک را به حق می توان نخستین نظریه پرداز ارتباط جمعی دانست. همچنین وی بدلیل مطالعات تجربی که بر روی محتوای رو مه ها مخاطبان
آنها و ساختار اجتماعی و فرهنگی صاحبان رونامه ها انجام داد بعنوان نخستین محقق
ارتباطی شناخته شد. یکی دیگر از مشخصات وی ریاست دانشکده جامعه شناسی شیکاگو است که یکی از اثرگذارترین مراکز علوم اجتماعی آن زمان بشمار می رفت

پارک دوره نسبتاً طولانی از عمر خود را وقف رو مه نگاری عملی کرد. او  بدنبال این بود که مشخص کند انواع مختلف رو مه نگاری چگونه به ابزاری قوی برای تغییرات اجتماعی در تبدیل شده است. او حتی در رساله ای خود که با عنوان "انبوه خلق و عامه" بود به چگونگی شکل گیری افکار عمومی توسط رسانه ها پرداخت.  شه برجسته‌سازی که طی آن رسانه‌ها اولویت مطالب خبری را تعیین می کنند. در نتیجه بر اثر آنچه که راجع به آنها درباره آن صحبت می کنند تاثیرگذاری بر پایه تعریف پارک از خبر قراردارد. و بلا ه تحقیقات پارک با  این شه که افکار عمومی قابل اندازه گیری است به پرسشهای زیر پاسخ می دهد:

-  چگونه شبکه های میان فردی به رسانه های جمعی میپیوندد؟

-  رو مه ها تا چه اندازه بر افکار عمومی تاثیر می گذارند؟

-  افکار عمومی چگونه رسانه ها را کنترل می کنند و رسانه ها تا چه حددر ایجاد تغییرات اجتماعی توانا هستند.

4.  ‌جرج هربرت مید  و مفهوم خود در تعامل نمادین

-  در خصوص مفهوم خود ارتباطات را عامل زیربنایی جامعه پذیر شدن انسانها میداند . نظریه او بیان می کند که افراد خود را از طریق کنش متقابل با دیگران می شناسندو تاکیدداشت که خود در نوعی از زمان کودکی شکل می گیرد که فرد می آموزد نقش‌های دیگران را تصور کند، آنها را بپذیرد و پاسخ‌های آنان را به نسبت کنش های فردی خود پیش بینی کند.

خلاصه آنکه:‌ در مورد این چهار بنیانگذار یی می توان گفت که همه آنها دیدگاه اثبات‌گرایی داشتند. آنان از همان ابتدا جذب این پرسش شدند که آیا رو مه توان بالقوه
تغییرات اجتماعی را دارا هستند یا خیر. این چهار نفر همگی تجربه گرا بودند و
ارتباطات را فراگردی می پنداشتند که به رفتارهای انسانی اثر می گذارد . انها معتقد
بودند ارتباطات انسانی کاملاً ذهنی است اما این شه بعدها توسط نظریه ها و مدل‌های خطی و تاثیر مدار تغیر پیدا کرد . در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم نظریات کلود شنون و وارون ویوور هم در توسعه علم ارتباطات موثر واقع شد. مدل شنون
نظریه ریاضی ارتباطات بود . همچنین نظریه اطلاع  که این نظریه یک مدل ریاضی برای
انتقال علائم بود که بعدها این  مدل توسط وارون ویوور به ارتباطات انسانی تعمیم داده شد. در واقع ویوور در مطالعات خود اشاره کرد که یک نظریه در مورد ارتباطات انسانی را چگونه می توان از میان برهان های ریاضی شنون که در مورد ارتباطات ی است بیرون کشید.در اوا دهه  1940 با آثار تحقیقات در علم ارتباطات روبرو شدیم. نوربرت وینر ریاضیدان معروف کتاب "سایبرنتیک
یا کنترل  و ارتباط در انسان و ماشین"
را  نوشت. دو سال بعد نیز نسخه ساده تر کتاب خود را تحت عنوان " استفاده انسانی از انسانها در سایبرنتیک و جامعه " را تالیف کرد.

 

ج)‌  پیشتازان علم ارتباطات

-     چهار نظریه پرداز نخستین علم ارتباطات یعنی لاسول، لازاراسفلد، کورت
لوین
و هائولند که از رشته های تخصصی خود به مطالعات ارتباطی روی
آوردند چنان تاثیر عمیقی در این عرصه بر جای گذاشتند که امروزه به عنوان پدران ارتباطات شناخته میشوند . راجرز  خصوصیات مشترک این چهار شمند را به این گونه توضیح می دهد:

  • همه آنها زمینه تفکر و شه بسیار غنی داشتند و در های معتبر تحصیل کرده بودند.
  • همه آنها چند رشته ایی بودند.
  •   همه آنها در اواسط جوانی برای حل معضلات جهانی به ارتباطات روی آوردند.
  •  هر چهار نفردر مطالعات خود برتاثیر و تاثر رفتارهای فردی متمرکز شدند و آن را ناشی  از انتقال پیام های ارتباطی دانستند.
  •  این چهار نفر مطالعات خود را از سمت فلسفه و نظریه پردازی به زمینه جدیدی که کاملاً تجربی بود، تغییر دادند. به همین دلیل شه های مید، کولی، پارک ، شنون و ویوور به شه عمومی تر و مستدل تر آثار ارتباطی این چهار نفر تبدیل شد.

1.  ‌هارولد لاسول

-      او را تنها به عنوان یک سیاستمدار نمی شناسند چرا که وی در رشته های مختلفی ماننداقتصاد ، جامعه شناسی علوم و تبلیغات به عنوان شمندو صاحب نظر شناخته شده است. به همین دلیل وی را لئوناردو داوینچی علوم رفتاری می‌دانند. لاسول علاوه بر تجربه گرایی از تفکیک تحلیل محتوا هم استفاده کرده
است.  لاسول که خود تحلیل محتوا را تحلیل فضا نامید برای یافتن اثرات تبلیغات بر افکار عمومی استفاده کرد . لاسول همچنین آثار وسایل ارتباطی را به عنوان مکتب معرفی کرد و برسه  نقش اصلی وسایل ارتباطی تاکید ورزید. لاسول
بیش از 60  کتاب دارد اما غالباً او را  با مدل گونه اش که در سال 1940 انگاشت،
می شناسند.  (چه چیزی؟ چه ی؟ چرا؟ به چه ی؟ و با چه تاثیری می گوید؟) لاسول با نگارش رساله خود درباره تبلیغات به نوعی دراین رشته و جنگ روانی نیز صاحب کرسی است.

2.  پل لازاراسفلد

-      در میان چهار پیشتازی که نام بردیم لازاراسفلد بیشترین تاثیر را در جهت‌گیری تحقیقات ارتباطی از آن خود کرد. او که در سال 1933 به مراجعت کرد در
آغاز به سمت مدیر اداره تحقیقات رادیویی پرینستون که تحت نظارت بنیاد راکفلر اداره
می شد به کار گرفته شد. از آنجا که در اوا دهه 30 رادیو نفوذ زیادی درزندگی مردم
داشت به سمت رادیو گرایش پیدا کرد چرا که معتقد بود " رادیو تنها موضوعی است که انواع روش های تحقیقاتی در پیرامون آن قابل انجام استلازاراسفلد در ابتدا برروی مخاطبان رادیو کار می کرد  و قصد داشت ابعاد آن را تخمین بزند. بعدها مطالعات او  به سمت بررسی آثار رادیو تغییر پیدا کند. از آن پس لازاراسفلد به جستجوی سایر رسانه ها هم پرداخت و نهایتاً تحقیق معروف وی درسال 1940 برروی انتخابات ریاست جمهوری انجام شد. نتایج این تحقیق لازاراسفلد و همکارانش را به سمت نظریه دو مرحله یی ارتباطات هدایت کرد. به این ترتیب که  رسانه ها ابتدا ان افکار و سپس سایر افراد را تحت تاثیر قرار می دهد و به این ترتیب نظریه تاثیرات محدود رسانه ها مطرح شد .
کتاب "نفوذ شخصی"  لازار اسفلد که با همکاری کاتز به چاپ رسید به این مسئله پرداخت که رسانه ها بسیار کمتر از شبکه روابط میان فردی موثر است. لازاراسفلد  را بیش از دیگران تجربه‌گرا می دانند چرا که شیوه های پژوهش او بسیار دقیق بود. البته در زمینه تجربه گرایی  او انتقادهایی هم وارد است. برخی محققان از جمله سکراتیل می   تجربه گرایی افراطی را از مشکلات پژوهش می داند و می گوید گستره وسیع علوم موجود چیزی نیست که بتوان آن را با واژه و تجربه و به وسیله داده های آماری در مورد افراد امروزی تشخیص داد.

3. کورت لوین

-    یک یهودی آلمانی بود که در برلین در رشته روانشناسی تحصیل کرد و در
حین تحصیل در رشته خود توانایی خارق العاده در تشخیص این نکته داشت که کدام یک از مسائل تحقیق برای پیگیری و جستجو ارزشمند و کدامیک بیفایده است.  به همین دلیل او را موسس روانشناسی اجتماعی و تجربی مدرن می شناسند. لوین زمینه جدیدی را در پویایی گروهی ایجادکرد و بیشتر بر مصداق ارتباطات گروهی متمرکز بود تا دریابد افراد چگونه تحت تاثیر گروهی قرار میگیرند که بدان تعلق دارند. او به سبب یک جمله معروف شهرتی خاص دارد. وی می‌گوید هیچ چیز باندازه یک نظریه خوب عملی نیست . باعتقاد او نظریه و تحقیق هر دو یکی هستند و حتی مطالعات کاربردی هم باید نظریه را آزمون نماید.
دانشجویان لوین را با مفهوم دروازه بانی خبری می شناسند که فرایند گزینشگری جریان پیام طی یک مجرای ارتباطی است. طی جنگ دوم جهانی ت سعی داشت مصرف برخی از مواد غذایی را به مردم توصیه کند.  لوین متوجه شد که ن خانه دار برای انتخاب غذای ناشناخته و جدید نقش دروازه بان را ایفا می کند. این مواد غذایی زمانی در خانه مصرف می شد که ن خانه دار تصمیم به ید و مصرف آن می گرفتند . لوین پیش از مرگ در آ ین مقاله خود موضوع دروازه بانی را در نظام ارتباطات مطرح کرد. شاگردان وی از جمله دیوید وایت پس از او مفهوم دروازه بانی خبر در رسانه های جمعی را مورد مطالعه قراردادند.

4. ‌ کارل آی هائولند

-      تنها پیشتاز مطالعات ارتباطی که ریشه اروپایی چندانی ندارد هائولند است. او ای خود را در روانشناسی تجربی از اخذ کرد . او در زمان جنگ جهانی دوم به سفارش وزارت جنگ اثرات های نظامی را بر رفتارجنگ
افزاری سربازان مورد بررسی قرارداد. او در آزمایش ها نظریه های مربوط به اعتبار
منبع ، پیام های ی ویه دربرابر پیام های دو سویه ، استفاده از جاذبه ترس و آثار
آنی در مقابل آثار آتی را مورد بررسی قرار داد. 
متغییر وابسته در تحقیقات هائولند اقناع بود و اقناع را درجه نگرش سربازان تعریف می‌کرد. هائولند مطالعات زمان جنگ را در کت به نام "آزمایشات ارتباط جمعی" منتشر نمود و به دنبال آن مجموعه یی از مقالات وی مثل "ارتباط و اقناع"
منتشر شد. هائولند معتقد بود که نگرش ها اکتس هستند و هنگام یادگیری از
طریق فرآیندهای مشابه تغییر می کنند. هائولند و همکارانش همچنین نشان دادند
که پیام یک طرفه که در ابتدا موافق پیام هستند موثرترین است و نیز نشان دادند  پیام دو طرفه در اشخاصی که مخالف پیام هستند دارای بیشترین تاثیر هستند.

 د)‌   نظریه پردازان معاصر

1. ‌ ویلبر شرام، بنیانگذارمطالعات ارتباطی

-      شرام نخستین موسسات مطالعاتی ارتباطی جهان را در سال 1948 و 1956 پایه گذاری کرد. این موسسات پژوهش های دانشجویی را هدایت می‌ د  و در برنامه‌های خود دوره آموزشی ا در ارتباطات را داشتند و به تاسیس نشریات و یا موسسه های علمی در زمینه پژوهش های ارتباطی کمک می د. درواقع نهادینه شدن علم ارتباطات موجب انسجام و پیوستگی نظریه ها و مدل ها برای حل مسائل مربوط به تحقیقات ارتباطی شد و به تدریج طی دهه های ارتباطات شکل علمی و ی خود را بدست آورد. بهمین دلیل شرام را بنیانگذار علم ارتباطات می شناسند. شرام کتابهای زیادی در زمینه ارتباطات تالیف کرد از جمله "رسانه های جمعی و توسعه ملی تلویزیون در زندگی ک ن ما و ماهیت ارتباط میان
انسانها
". شرام همچنین از جمله نظریه پردازان یی بود که دیدگاه خوشبینانه
یی نسبت به نظریات لرنر داشت. شرام همینطور موازی با نظریات لاسول
در خصوص نوشتن وسایل ارتباطی سه نقش: معلم، نگهبان و راهنما را برای وسایل ارتباطی را مطرح می کند.

-       او همچنین در کتاب "ارتباطات یا رسانه های جمعی و توسعه ملی" دیدگاه خوشبینانه یی نسبت به توسعه ارتباطات در جهان سوم دارد .

2. ‌ هربرت مارشال مک لوهان و مراحل سه گانه تعامل جوامع

-   از میان مشهورترین پیروان نظریات دیوید رایزمن می توان به مارشال مک لوهان جامعه شناس و فیلسوف کانا تورنتو اشاره کرد. او در سال 1911 در کانادا به دنیا آمد. مشهورترین آثار مک لوهان عمدتاً در مورد ارتباطات ک شان
گوتنبرگ، شناخت وسایل ارتباطی برای درک رسانه ها، پیام و ماساز، جنگ و صلح در د ده جهانی  و جنگل الکترونیک قرن بیستم
نام برد. چنانکه گفته شد از ارسطو تا آگوست کنت و سپس تونیس و رایزمن تحول جامعه انسانی بیش از پیش با عامل معرفت چگونی انتقال و انتشار معرفت و سرانجام با  ارتباط جمعی آنهم به صورت قاطع و تعیین کننده مطرح شده بود. مک لوهان می کوشد بدون اینکه از این مسیر فکری خارج شود بر پیشرفت های فنی که مستقیماً بر رسانه های ارتباط  جمعی بویژه تلویزیون تاثیر می گذارند، تکیه می کند و درواقع موضوع را از جایی آغاز می کند که رایزمن بدلیل  شرایط تاریخی زمان خود آن را رها کرده بود.  رایزمن معتقد بود میان مرحله از سنت هدایت شده و ارتباط شفاهی و میان مرحله از درون هدایت شده و چاپ و سپس بین مرحله از برون هدایت شده و ارتباط جمعی رابطه آشکار وجود دارد.  اما مک لوهان در این مسیر از رایزمن که بین دگرگونی فنون ارتباطی و تحولات اجتماعی فقط یک نوع رابطه همبستگی قائل بود پا را فراتر می گذارد و تغییر موضع وسایل ارتباطی را شرط اصلی و عامل تحولات زندگی اجتماعی گذر از یک مرحله به مرحله دیگر معرفی می کند.  او فناوری را کمدی اصلی می خواند . به اعتقاد او نوع بشر به بهشتی زمینی هدایت شده که با استفاده از ابزارهای ساخته دست خود
خویشتن را  از رنج جسمانی آزاد کند. مک لوهان دردهه 60 از تلویزیون  به عنوان
یک رسانه هوشمند یاد می کند. او تلویزیون را پرستشگاه و امواج آن را بشارت
الکترونیکی می نامد. او می گوید وسایل ارتباطی که عامل انتقال فرهنگ هستند تاثیر شگرفی بر خود فرهنگ دارند. او این نظر را با جمله وسیله
پیام است ،
مطرح می کند و معتقد است جوامع بیشتر در اثر ماهیت وسیله ارتباطی شکل گرفته اند تا در نتیجه محتوای ارتباط. مک لوهان در کتاب برای درک رسانه ها می گوید ارشمیدس گفته است یک نقطه اتکا در جهان بمن نشان بدهید تا من توسط آن دنیا را تکان بدهم. مک لوهان معتقد است که اگر ارشمیدس امروز زنده بود حتماً رسانه ها را به ما نشان می داد و مک لوهان در مورد مقاومت دربرابر فناوری گفته است اگر بخواهیم در برابر کارکردهای جدید فناوری گرایش های سنتی خود را حفظ کنیم فرهنگ سنتی ما همانند فرهنگ اسکولاستیک قرن 16 در نهایت از میان خواهد رفت. اگر پیروان این فرهنگ نوآوری گوتنبرگ را درک کرده بودند و آموزش شفاهی را 
با آموزش نوشتاری تلفیق می د از نابود شدن فرهنگ خود جلوگیری می د.
مک لوهان
معتقد بود اغلب فناوری ها یک اثر تشدید کننده دارد و موجب می شوند تا
آدمی از یکدیگر کاملاً تفکیک شود. از اینرو، هر یک از وسایل ارتباطی در امتداد یکی
از حواس انسانها است چنانکه سنگ درامتداد دست، دوچرخه در امتداد پا، ع در امتداد چشم، رادیو در امتداد گوش و شنوایی و تلویزیون در امتداد لامسه که سرانجام موجب تعادل میان سایر حواس نیز می شود.

3. اورت راجرز ، ‌نظریه اشاعه نواوری ها

شاید یکی از شناخته شده ترین و قابل قبول ترین صاحب نظران در نظریه پردازان
دوره معاصر راجرز میباشد.  راجرز در کتاب خویش تحت عنوان "اشاعه نو آوری"  به این مسئله اشاره کرده است که چگونه در این زمینه بیش از 2000 گزارش تحقیقاتی را  درباره انتشار تجربی و بیش از 3000 مسئله را به منظور تجدید نظر و پالایش در نظریه اولیه فرآیند تصمیم گیری و یا تطبیق پیدا با وضعیتی متغییر که شخصی آن را نو و جدید تصور می کند، تعریف می کند. نظریه اشاعه نوآوری یا جریان چند مرحله یی ارتباطات از جمله کارهای شاخص راجرز در دهه 70  بشمار می رفت.

ادامه دارد


حج، در نگاه شاعران


مقدّمه

حج، از فروع دین است و فرموده خدای چنین است که: چون مسلمانی به استطاعتی در خور ـ که چند و چونش مقرر است ـ رسید، به زیارت خانه خدا برود. به نظر میرسد که منظور اصلی از این سفر طولانی، سفری در خود، به سوی ایمان کاملتر بوده باشد. تحمل سختیهای راه، با شوق رسیدن به سرمنزل جانان و دیدار یار، با چشم دل، در غوغایی که چون سیلی وشانتر از تو بستاند و به دریای پر وش انسانهایی برساند که هر یک از گوشهای آمدهاند و گل عظیم و پر شکوهی را ساختهاند، بیانگر وحدت و یگانگی مسلمانان است.
در باره این حرکت بزرگ، سخن بسیار گفته و نوشته آمده است. در این مقال، سر آن داریم که با دید شاعران گذشته فارسی زبان به حجّ بپردازیم و ببینیم در آثار برخی از این بزرگان، اجتماع الهی حجّ که محل ثبت و بازسازی لحظههای پرشکوه تاریخی، اجتماعی، عاطفی و شخصی است، براستی چگونه ظاهر شده است؟

حجّ در کلام ناصر خسرو

به نظر میرسد نخستین شعر بلندی که درباره حج سروده شده، همان قصیده مشهور ناصر خسرو است.
هر چند که در انتساب این قصیده به ناصر خسرو تردیدهایی مانع از قاطعیت مطلق میشود، امّا به هر حال، تا اینجا و تا امروز، شاعر دیگری را بعنوان سراینده این قصیده معرفی نکردهاند، پس ما هم از آنِ ناصر خسروش میشماریم و به نام او از این قصیده ساده و صریح و پرمعنا، سخن میگوییم:
حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمت خدای کریم
آمده سوی مکه از عرفات
زده لبیک عمره از تنعیم
یافته حج و، عمره کرده تمام
بازگشته به سوی خانه، سلیم
شاعر به استقبال دوستی که در خیل حاجیان از راه رسیده است میشتابد و طی گفتگویی با او، از حج حقیقی تصویری دلپذیر بدست میدهد. تصویری پیراسته از آلودگیها، منیتها، خودپرستیها و دنیا دوستیها، طرحی که شاعر از یک حجّ درست و خدا پسندانه ارائه میدهد، آنچنان دقیق و در عین حال سخت گیرانه است که اگر آن را معیار و ضابطه قرار دهیم شاید بسیاری از زائران خانه خدا، در حجّ خود احساس تردید کنند.

باز گو تا چگونه داشتهای

حرمت همی خواستی گرفت احرام
چه نیّت کردی اندر آن تحریم
جمله بر خود حرام کرده بدی
هر چه ما دون کردگار کریم؟
گفت: نی! گفتمش زدی لبیک
از سر علم و از سر تعظیم؟
میشنیدی ندای حق و جواب
باز دادی چنانکه داد، کلیم؟
گفت: نی! گفتمش چو در عرفات
ایستادی و یافتی تقدیم؟
عارف حق شدی و منکر خویش
به تو از معرفت رسید، نسیم؟
گفت: نی! گفتمش چو میرفتی
در حرم همچو اهل کهف و رقیم
ایمن از شرّ نفس خود بودی
وز غم حرقت و عذاب جحیم؟
و از این دست پرسش و پاسخها را تا آنجا که دوست از حج بازگشته شاعر اعتراف میکند که:
گفت: از این باب هر چه گفتی تو
من ندانستهام صحیح و سقیم
و شاعر با قاطعیت و صداقت میگوید:
گفتم: ای دوست پس نکردی حج
نشدی در مقام محو، مقیم
رفته و مکه دیده آمده باز
محنت بادیه یده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی، پس از این
همچنین کن که ت تعلیم

حجّ در کلام سنایی غزنوی

سنایی غزنوی، شاعر بزرگی که مولانا، مقتدای خود میشماردش، نیز از حج سخن گفته است. قصیده پرشکوه و آهنگین او درباره حج و اشتیاق سفر حج از زیباترین سرودههای او و از شاخصترین قصاید فارسی است..
گاه آن آمد که با مردان سوی میدان شویم
یک ره از ایوان برون آییم و بر کیوان شویم
راه بگذاریم و قصد حضرت عالی کنیم
خانه پردازیم و سوی خانه یزدان شویم
طبل جانبازی فرو کوبیم و در میدان دل
بی زن وفرزند و بی خان و سرو سامان شویم
سنایی آنگاه، ح های گوناگونی را که در طی سفر طولانی حجّ، پیش آمدنی است، پیشاپیش حس کرده و به سادگی و روانی باز میگوید:
گاه چون بی تان از خاک و خس بستر کنیم
گاه چون ارباب ت نقش شاذروان شویم
گاه از ذل غریبی، بار هر نا یم
گاه در حال ضرورت یار هر نادان شویم
گاه بر فرزندگان چون بیدلان، واله شویم
گه ز عشق خانمان، چون عاشقان پژمان شویم
از فراق شهر بلخ اندر عراق، از چشم دل
گاه در آتش بویم و گاه در توفان شویم
وسپس مراحل و منازل سفر را جابه جا و شهر به شهر، بر میشمارد که این از نظر شناخت مسیر سفر حج، در آن روزگار نیز دارای ارزشی خاص تواند بود.از زیباترین قسمتهای شعر آنجاست که شاعر به تداعیهای دورو نزدیک از شهای به شه دیگر و از تصویری به تصویر دیگر پل میزند، و در سفر ذهنیاش چون به کربلا میرسد، یاد واقعه خونین محرم و شهادت حسین ـ ع ـ غمگینش میکند و به یاد یتیمان در بادیه اسارت و سرگردانی میافتد و از این یاد، به شه ک ن خود و بستگان دیگرش، نقبی میزند و پیشاپیش، اندوه به جان می د.
ببینید مرغ فکر شاعر تا کجا و تا کدام آفاق به پرواز درمیآید::
پای چون در بادیه خونین نهادیم از بلا
همچو ریگ نرم، پیش باد، سرگردان شویم
زآن یتیمان پدر گم کرده یاد آریم باز
چون یتیمان روز عید از درد دل گریان شویم
وز پدر وز مادر و فرزند و زن یاد آوریم
ز آرزوی آن جگر بندان جگر بریان شویم
در تما ان نی م ار گهی خوش دل بویم
گرد بالینشان نبینیم ار دمی، نالان شویم
در غریبی درد اگر برجان ما غالب شود
چون نباشند این عزیزان، سخت بی درمان شویم
تا اینجا، شاعر از شوق سفر و شادی همسفری با مردان و اندوه حضر و رنج همراهی با نا ان و نادانان، میسراید و این همه هر چه باشند، غم یا شادی، سفر یا حضر، تلخ یا شیرین از آن زندگیاند، امّا مرگ چه، که دوشادوش و گام به گام زندگی باما و بر ماست؟
شاعر ناگهان به شه مرگ نابهنگام میپردازد و از اینجا، شعر اوج دیگری میگیرد، اوجی که در آن، شاعر، ناامیدیها و حسرتهای ی را تصویر میکند که ناگهان، وقتش در رسیده باشد.فراموش نکنیم که در روزگار سنایی مرگ در سفر حج، واقعهای سخت محتمل مینمود. راه طولانی، مشقّت سفر و سختیهای مسیر طولانی کعبه که از بیابانهای خشک و بادیههای هول آور میگذشت. سبب میشد که با هر مسافر کعبه شه مرگ همراهی کند، علیالخصوص که معمولا استطاعت مالی در سالهای پیری ممکن میشد و پیری خود چاووش مرگ است.
باشد امیدی، هنوز ار زندگی باشد، ولیک
آه اگر در منزلی، ما صید گورستان شویم
حسرت آن روز چون بردل همی صورت کشیم
نا چشیده هیچ شربت، هر زمان، حیران شویم
آه اگر یک روز در کنج رباطی، ناگهان
بی جمال دوستان، با خاک ره ی ان شویم
قافله باز آید اندر شهر، بی دیدار ما
ما به تیغ قهر حق، کشته غریبستان شویم
آری، شه مرگ ملازم همیشگی انسان است و شاعران این ملازمت را گاه مایه خشم و وشها و پرسش و اعتراضها(خیام) و گاه انگیزه تسلیم نماییها و رضایتهای عاشقانه در برابر معشوق(مولانا) کردهاند و میبینیم که سنایی هم، حتی در لحظههای شوق سفر حج از تنشها و اضطرابهای آن سفر آ ین، مصون نمیماند و ناگهان از حماسه زندگی به مرثیه مرگ میگراید:
دوستان گویند حج کردیم و میآییم باز
ما به هر ساعت همی، ط دگر کرمان شویم
امّا ایمان شاعر به یاری میشتابد و از اضطراب مرگ رهایش میکند. مگر نه که عارفان مرگ را آغاز زندگی حقیقی و نقطه نخستین حرکت به جانب معشوق میدانند، پس سنایی که سر حلقه عارفان است، چرا باید خود را با بیم مرگ آزار دهد؟;
امّا شاعر تند به خود میآید و دریغا گویی برخویشتن را در مرگی که هنوز نیامده، بسویی میافکند و پرچم تسلیم و رضای عاشقانه را برمیافرازد.
در بیتهای پایانی از این شعر بلند، شاهد شور و حالی دیگر از شاعریم، شور و حالی که به وی وجد و سَماع میدهد.
ضرب خاص شعر و وزن خوش آهنگش در ات پایانی، شخصیّت دیگری میگیرد. گویی شاعر با این وزن و آهنگ دست میافشاند و پای میکوبد و همچنین دست افشان و پای کوبان از سر رضا و سندی پای در راه مینهد و به دیدار دوست میرود و با همین حال باز میگردد.

کعبه در کلام افضل الدّین خاقانی

در میان شاعران فارسی گوی، بی شک خاقانی از نظر سرودن کثرت شعر برای کعبه، یگانه است. این شاعر توانا، که فرهنگی غنی و ذهنی پر بار از افکار جوان و تصاویر بکر و تازه دارد، بیش از هر شاعر دیگری در تمجید و ستایش کعبه، شعر ـ و شعر والا ـ عرضه کرده است. در میان قصاید او، نزدیک به ده قصیده است که در رابطه با کعبه سروده شده است(بدون احتساب مطلعهای تجدید شده) و بیشتر این قصاید نیز از سرودههای مشهور و زبانزد خاقانی است، برای مثال قصیده با مطلع::
زد نفس سر به مهر، صبح ملمع نقاب
خیمه ان کرد معنبر طناب
وقصیده با مطلع:
شبروان در صبح صادق کعبه جان دیدهاند
صبح را چون محرمان کعبه دیدهاند
و قصیده دیگری که با این مصرع آغاز میشود:
صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش
که هر سه از امهات قصاید فارسی و از زیباترین سرودههای افضل الدّین خاقانی است. نجّارزادهای که شعرش از غنیترین، زیباترین و غرّاترین شعرهای فارسی است و طبعاً قصاید کعبهای اش نیز از آن زیبایی و غنا و غرّایی، بهره کامل بردهاند.
برخورد او با کعبه، برخوردی شیفتهوار است. شاعر گویی عاشقی است که دیدار معشوق، از خود بی خودش کرده است.
دریای موج زند ز آب آتشین
تا پیش کعبه، لؤلؤ لالا برآورم
این شیفتگی تابدان حدّ و اندازه است که شاعر مشکل پسند در وصف طبیعت حجاز راه مبالغه میپیماید و آن بادیه سوزان لم یزرع را، بهشتی بهارین میبیند:
گوگرد سرخ و مشک سیه خاک و باد اوست
باد بهشت زاده زخاک مطهرش
یک از قصاید نفیس خاقانی در مدح کعبه، قصیدهای است به مطلع:
زد نفس سر بمهر صبح ملمّع نقاب
خیمه ان گشت معنبر طناب
و در این قصیده آهنگین و دلنواز، شیفتگی و اخلاص خود را به کعبه معظمه با تع ری ناب و مبتکر بیان داشته و از جمله گفته است:
حقّ تو خاقانیا کعبه تواند شناخت
ز آخور سنگین طلب توشه یومالحساب
مرد بُوَد کعبه جو طفل بُوَد کعبْ باز
چون تو شدی مرد دین روی ز کعبه متاب
خانه خدایش خدا است ل ش نام است
شاه مربع نشین تازی رومی خطاب
خاطر خاقانی است مدحگر مصطفی
زان زحقش بیحساب هست عطا در حساب
در وصف کعبه و ذکر مناسک و اعمال و مواقف حج، از رشحات طبع خاقانی است این قصیده که با مطلع دیگر:
سرحدّ بادیه است روان پاش بر سرش
تریاق روح کن ز سموم معطرش
قصیده دیگری به مطلع:
مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
بختیانرا ز صبحدم آوا شنوند
به توصیف کعبه و یاد روضه منوره اکرم ـ ص ـ اختصاص یافته و نشان میدهد که شاعر گرانمایه چگونه همراه عرشیان بانگ وللّه علی الناس حجّ البیت من استطاع الیه سبیل (1) را لبّیک گفته و خود را در سلک انی قرار داده است که آرزو دارند مصداق آیه ان یقولوا سمعنا واطعنا و اولئک هم المفلحون (2) گردند. این شه را در ات زیر میبینیم:
عرشیان بانگ وَلِلّهِ عَلَی النّاس زنند
پاسخ از خلق سَمِعْنا واطَعْنا شنوند
چون دار نجیبان ره یثرب سپرند
ساربان را همه الحان آسا شنوند
به سلام آمدگان حرم مصطفوی
اُدْخُلُوها بِسَلام از حرم آوا شنوند
النّبی النّبی آرند خلایق به زبان
امّتی امتی از روضه غرّا شنوند
این شیفتگی و دلباختگی بر حرم کعبه که شعر خاقانی را است، موجب شده واژه مبارک کعبه را حتّی آنجا که مستقیماً مدح کعبه مراد او نیست به مناسبتهای گوناگون زینتبخش چکامه خویش سازد چنانکه قصیدهای مـردف به کعبه سروده و شعر خود را با این ردیف مقرون به برکت و شرف گردانیده است، اینک اتی از آن قصیده:
ای در حرمت نشان کعبه
درگاه ترا مکان کعبه
حق کرد خلیل را اشارت
تا کرد بنا بسان کعبه
جای قسم و مقام سجده است
از بهر خواصّ جان کعبه
خاقانی دوبار سفر حج کرد و در بازگشت از دومین سفرش بود که با دیدار مدائن و ابههای آن متأثر شد و قصیده معروف و با شکوه ایوان مدائن را سرود و در یکی از سفرهای دوگانهاش قصیده حرز الحجاز را در کعبه نوشت و بر سر مزار مطهر نبی اکرم برخواند.
گفتنی است که در بیشتر این قصاید، خاقانی مدح اکرمصـ را با ستایش کعبه توأم کرده است، همچون تخلص بسیار هنرامندانه قصیدهای که در آن از ستایش کعبه به مدح صـ میپردازد:
بر آستان کعبه مصفا کنم ضمیر
زو نعمت مصطفای مزکی برآورم
دیباچه سراچه کل، خواجه رسل
کز خدمتش مراد مهنا برآورم
حق شناسان و قدردانان نیز، این همه هنرمندی و خلوص را بی پاسخ نگذاشتند. مشهور است که یکی از قصاید خاقانی را که در کعبه و در وصف مناسک حج سروده بود به آب زر نبشتند، قصیدهای که با کورة الأسفار و مذکورة الأسحار نام دارد. از شیفتگی خاقانی به کعبه و نگهبانی حرمت خانه خدا از جانب او، همین بس که با همه ارادتی که به حضرت ـ به سبب ی بودن مادرش ـ دارد، او را از آسمان فرو میکشد و به پاسبانی بام و در کعبه میگمارد:
نشگفت اگر در آید ز آسمان
حلقه ن خانه معمور چاکرش
بل حارسی است بام و در کعبه را
ز آنست فرق طارم پیروزه منظرش

کعبه در کلام نظامی

پس از خاقانی، دفتر شاعر معاصرش نظامی را میگشاییم. شاعری زبان آور، به غایت فصیح و در ارائه ترکیبات و تعبیرات بکر و دست نخورده. از نظامی شعری مستقیماً در ستایش کعبه ظاهراً نیامده است امّا، در داستان لیلی و مجنون، از کعبه سخن در میان است. آنجا که پدر و خویشان مجنون، آ ین راه چاره عاشق پاکباخته را در آن میبینند که به خانه کعبهاش برند و درمانش را هم در آن جایگاه مقدس، از خدای مجنون طلب کنند..
نظامی در همین چند بیت، بخوبی کیفیّت اعتقادش را به کعبه روشن میکند و از میزان ارج و عزت این محراب زمین و آسمان نمونهای هر چند اندک بدست میدهد:
چون رایت عشق آن جهانگیر
شد چون مه لیلی، آسمانگیر
هر روز خفیده نامتر، گشت
در شیفتگی تمامتر گشت
برداشته دل ز کار او سخت
درمانده پدر، به کار او سخت
میکرد نیایش از سر سوز
تا زآن شب تیره بردمد روز
خویشان همه در نیاز با او
هر یک شده چاره ساز با او
بیچارگیِ و را چو دیدند
در چارهگری زبان کشیدند
گفتند به اتفاق ی ر
کز کعبه گشاده گردد این در
حاجتگه جمله جهان اوست
محراب زمین و آسمان اوست

حج در کلام عطار

عطار نیز برخوردی از این گونه با حج دارد، غیر مستقیم و ضمنی. در منظومه شیخ صنعان آنجا که مریدان، در کار پیر و مراد خود در میمانند، درماندگیشان بیشباهت به درماندگی پدر و اطرافیان مجنون در کار شیفتگی او نیست. آنها نیز قصد سفر حجاز میکنند و برای آن که شیخ را از عالم شی و دیوانه سری بیرون کشند، به گمان خود، وسوسه زیارت خانه خدا را در جانش میریزند تا هم به گمان خود، از چنگ عشق دختر ترسا، رهایش کنند..
ه نانش چنان درماندند
کز فروماندن به جان درماندند
چون بدیدند آن گرفتاری او
باز گردیدند از یاری او
جمله از شومی او بگریختند
در غم او خاک بر سر ریختند
بود یاری در میان جمع چست
پیش شیخ آمد که ای درکار، سست!
میرویم امروز، سوی کعبه باز
چیست فرمان؟ باز باید گفت راز
یا همه همچون تو، ترسایی کنیم
خویش را محراب رسوایی کنیم
این چنین تنهایت نپسندیم ما
همچو تو، ر بربندیم ما
یا چو نتوانیم دیدت همچنین
زود بگریزیم بی تو زین زمین
معتکف در کعبه بنشینیم ما
دامن از هستیت در چینیم ما
شیخ را امّا دل نه چنان از دست رفته است که وسوسه یاران به جای نخستین بازش گرداند. در اینجا، کعبه و دیر تمثیلی از دو قطب مخالف ایمان و کفراند و عطار بی آن که توضیحی دهد با نشان دادن همین تقابل و رویارویی، عظمت کعبه را به رخ میکشد. آ ین تیر ترکش یاران شیخ برای رهاندن او کعبه است و شیخ را این تیر نیز از پای نمیاندازد:
شیخ گفتا من پر درد بود
هر کجا خواهید باید رفت زود
تا مرا جان است، دیرم جای بس
دختر ترسام، جای افزای بس
یاران، به کعبه میروند و شیخ را با شی اش جا مینهند. در کعبه از دوستان شیخ، یکی ماجرا را میشنود و با مریدان پرخاش میکند که آنچه کردهاید رسم وفاداری نبوده است; زیرا که اگر شیختان ر بسته بود هم شمایان نیز میباید ر بر میان میبستید و با او بر دیر میرفتید. این کعبه که آمدهاید نه سفر به جانب حق که دوری از خویشتنتان بوده است. باز گردید و به پیر خود بپیوندید که کعبه شما، هم در آنجاست.

حج و کعبه در کلام مولانا

پس از سنایی و عطار، نوبت آن است که انعکاس حجّ و کعبه را در شعر مولانا باز نگریم که او خود گفت::
عطار روح بود و سنایی دو چشم او
ما از پی سنایی و عطار آمدیم
در دفتر دوّم مثنوی ، مولانا داستان حج با یزید را، با همان زبان شیرین و با همان بیان پر راز و رمز نقل کرده است. داستان، خود پیچیدگی خاصی ندارد و بیان مولانا نیز بی تعقید است. پس مطلب توضیح خاصی ندارد. مگر پیغامی که پیر بلخ میگذارد که حج تنها طواف سنگ و گل نیست که طواف دل نیز هست:
سوی مکه شیخ امت با یزید
از برای حج و عمره میدوید
او به هر شهری که رفتی از نخست
مر عزیزان را بکردی باز جست
گر دمی گشتی که اندر شهر کیست
گو بر ارکان بصیرت متکی است
تا آنجا که میگوید:
قصد کعبه کن چو وقت حج بود
چونکه رفتی مکه هم دیده شود
قصد در معراج دید دوست بود
در تبع عرش و ملائک هم نبود
همین ح را مولانا در رویارویی با مسأله حج در دیوان شمس نیز دارد. آنجا هم حج را توصیه میکند، و در حج جسمانی تنها دلخواه را نمییابد. هر ذرهای از جهان، نشانهای از اوست و دل هر انسان کاملی قرارگاه اوست. پیری که با یزید میبیند، شمس الحق دیگری است در دیاری دیگر، که به اعتقاد مولانا، میتوان دلش را خانه خدا دانست و بر گردش طواف کرد و باور داشت که این حجّ در پیشگاه باری، پذیرفتهتر خواهد آمد; چرا که هم به اعتقاد مولانا، خداوند از هنگامی که کعبه آب و گل بنا شد در آن گام ننهاد، حال آن که مدام در دلهای عارفان و گزیدگان و اولیای خود خانه دارد، پس نه عجب اگر این حج پسندیدهتر و پذیرفتهتر آید. در دیوان شمس نیز حال و احوالها از این دست فراوان است.

حج و کعبه در کلام سعدی

در دفتر سعدی نیز با این شخصیّت کعبه روبروییم. امّا جز این، در بوستان یکی دو حکایت کوتاه نیز میخوانیم که با کعبه و حج در رابطهاند و در دفتر دوم، داستان پیری آمده است که در سفر حج، مغرور عبادتهای خود میشود امّا پیش از آن که ابلیس درون به چاهش فرو کشد، رحمت حق به فریادش میرسد و نجاتش میدهد::
شنیدم که پیری به راه حجاز
به هر خطوه کردی دو رکعت
چنان گرمرو، در طریق خدای
که خار مغیلان نکندی ز پای
به آ ز وسواس خاطر پریش
پسند آمدش در نظر کار خویش
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان از این خوبتر راه رفت
گرش زحمت حق نه دریافتی
غرورش سر از چاه برتافتی
یکی هاتف از غیبش آواز داد
که ای نیکبخت مبارک نهاد!
مپندار اگر طاعتی کردهای
که نزلی بدین حضرت آوردهای
به احسانی آسوده دلی
به از الْف رکعت به هر منزلی
و داستان دیگر در دفتر ششم است که البته ارتباط مستقیم با حج و کعبه ندارد امّا به هر حال، سخن از حاجبی است که شانه عاجی به شاعر میدهد و سپس گویا در غیاب به ناسزا، سگش میخواند. سخن از صاحبان ت است و غرور و مکنت که از حقیقت دورشان میکند، منتهی، شاعر صاحب ت را این بار از میان حاجیان برگزیده است

حج و کعبه در کلام حافظ

حافظ هم به کرات از حج و کعبه سخن میگوید::
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سر زنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
ثواب روزه و حج قبول آن برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد

کعبه در کلام جامی

جامی غزلی دارد که به تمامی در حال و هوای کعبه و عشق است. عاشقی، به زیارت کعبه میرود امّا، یاد معشوق یک دم رهایش نمیکند و هم از این روی در همه جا و همه چیز جلوهای از معشوق میبیند. جایجای کعبه به تداعیهای مستقیم و غیر مستقیم یادآور نکتهای در باره معشوق و یا ای از وجود اوست. حلقه در کعبه، یادآور حلقه گیسوی او و شعار سیاه کعبه یادآور سیاهی موی اوست. این غزل در یکپارچگی و تشکّل، جزو کاملترین و زیباترین غزلهای فارسی است:
به کعبه رفتم و ز آنجا، هوای کوی تو
جمال کعبه تماشا به یاد روی تو
شعار کعبه چو دیدم سیاه، دست تمنا
دراز جانب شعر سیاه موی تو
چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم
دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو
نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت
من از میان همه روی دل به سوی تو
مرا به هیچ مقامی نبود، غیر تو نامی
طواف و سعی که به جستجوی تو
به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان
من از دعا لب خود بسته، گفتگوی تو
فتاده اهل منا در پی منا و مقاصد
چو جامی از همه فارغ، من آرزوی تو


پی نوشت :
نویسنده: علی نیکزاد آملی

1 ـ آل عمران: 97..
2 ـ نور: 51.


حج، در نگاه شاعران


مقدّمه

حج، از فروع دین است و فرموده خدای چنین است که: چون مسلمانی به استطاعتی در خور ـ که چند و چونش مقرر است ـ رسید، به زیارت خانه خدا برود. به نظر میرسد که منظور اصلی از این سفر طولانی، سفری در خود، به سوی ایمان کاملتر بوده باشد. تحمل سختیهای راه، با شوق رسیدن به سرمنزل جانان و دیدار یار، با چشم دل، در غوغایی که چون سیلی وشانتر از تو بستاند و به دریای پر وش انسانهایی برساند که هر یک از گوشهای آمدهاند و گل عظیم و پر شکوهی را ساختهاند، بیانگر وحدت و یگانگی مسلمانان است.
در باره این حرکت بزرگ، سخن بسیار گفته و نوشته آمده است. در این مقال، سر آن داریم که با دید شاعران گذشته فارسی زبان به حجّ بپردازیم و ببینیم در آثار برخی از این بزرگان، اجتماع الهی حجّ که محل ثبت و بازسازی لحظههای پرشکوه تاریخی، اجتماعی، عاطفی و شخصی است، براستی چگونه ظاهر شده است؟

حجّ در کلام ناصر خسرو

به نظر میرسد نخستین شعر بلندی که درباره حج سروده شده، همان قصیده مشهور ناصر خسرو است.
هر چند که در انتساب این قصیده به ناصر خسرو تردیدهایی مانع از قاطعیت مطلق میشود، امّا به هر حال، تا اینجا و تا امروز، شاعر دیگری را بعنوان سراینده این قصیده معرفی نکردهاند، پس ما هم از آنِ ناصر خسروش میشماریم و به نام او از این قصیده ساده و صریح و پرمعنا، سخن میگوییم:
حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمت خدای کریم
آمده سوی مکه از عرفات
زده لبیک عمره از تنعیم
یافته حج و، عمره کرده تمام
بازگشته به سوی خانه، سلیم
شاعر به استقبال دوستی که در خیل حاجیان از راه رسیده است میشتابد و طی گفتگویی با او، از حج حقیقی تصویری دلپذیر بدست میدهد. تصویری پیراسته از آلودگیها، منیتها، خودپرستیها و دنیا دوستیها، طرحی که شاعر از یک حجّ درست و خدا پسندانه ارائه میدهد، آنچنان دقیق و در عین حال سخت گیرانه است که اگر آن را معیار و ضابطه قرار دهیم شاید بسیاری از زائران خانه خدا، در حجّ خود احساس تردید کنند.

باز گو تا چگونه داشتهای

حرمت همی خواستی گرفت احرام
چه نیّت کردی اندر آن تحریم
جمله بر خود حرام کرده بدی
هر چه ما دون کردگار کریم؟
گفت: نی! گفتمش زدی لبیک
از سر علم و از سر تعظیم؟
میشنیدی ندای حق و جواب
باز دادی چنانکه داد، کلیم؟
گفت: نی! گفتمش چو در عرفات
ایستادی و یافتی تقدیم؟
عارف حق شدی و منکر خویش
به تو از معرفت رسید، نسیم؟
گفت: نی! گفتمش چو میرفتی
در حرم همچو اهل کهف و رقیم
ایمن از شرّ نفس خود بودی
وز غم حرقت و عذاب جحیم؟
و از این دست پرسش و پاسخها را تا آنجا که دوست از حج بازگشته شاعر اعتراف میکند که:
گفت: از این باب هر چه گفتی تو
من ندانستهام صحیح و سقیم
و شاعر با قاطعیت و صداقت میگوید:
گفتم: ای دوست پس نکردی حج
نشدی در مقام محو، مقیم
رفته و مکه دیده آمده باز
محنت بادیه یده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی، پس از این
همچنین کن که ت تعلیم

حجّ در کلام سنایی غزنوی

سنایی غزنوی، شاعر بزرگی که مولانا، مقتدای خود میشماردش، نیز از حج سخن گفته است. قصیده پرشکوه و آهنگین او درباره حج و اشتیاق سفر حج از زیباترین سرودههای او و از شاخصترین قصاید فارسی است..
گاه آن آمد که با مردان سوی میدان شویم
یک ره از ایوان برون آییم و بر کیوان شویم
راه بگذاریم و قصد حضرت عالی کنیم
خانه پردازیم و سوی خانه یزدان شویم
طبل جانبازی فرو کوبیم و در میدان دل
بی زن وفرزند و بی خان و سرو سامان شویم
سنایی آنگاه، ح های گوناگونی را که در طی سفر طولانی حجّ، پیش آمدنی است، پیشاپیش حس کرده و به سادگی و روانی باز میگوید:
گاه چون بی تان از خاک و خس بستر کنیم
گاه چون ارباب ت نقش شاذروان شویم
گاه از ذل غریبی، بار هر نا یم
گاه در حال ضرورت یار هر نادان شویم
گاه بر فرزندگان چون بیدلان، واله شویم
گه ز عشق خانمان، چون عاشقان پژمان شویم
از فراق شهر بلخ اندر عراق، از چشم دل
گاه در آتش بویم و گاه در توفان شویم
وسپس مراحل و منازل سفر را جابه جا و شهر به شهر، بر میشمارد که این از نظر شناخت مسیر سفر حج، در آن روزگار نیز دارای ارزشی خاص تواند بود.از زیباترین قسمتهای شعر آنجاست که شاعر به تداعیهای دورو نزدیک از شهای به شه دیگر و از تصویری به تصویر دیگر پل میزند، و در سفر ذهنیاش چون به کربلا میرسد، یاد واقعه خونین محرم و شهادت حسین ـ ع ـ غمگینش میکند و به یاد یتیمان در بادیه اسارت و سرگردانی میافتد و از این یاد، به شه ک ن خود و بستگان دیگرش، نقبی میزند و پیشاپیش، اندوه به جان می د.
ببینید مرغ فکر شاعر تا کجا و تا کدام آفاق به پرواز درمیآید::
پای چون در بادیه خونین نهادیم از بلا
همچو ریگ نرم، پیش باد، سرگردان شویم
زآن یتیمان پدر گم کرده یاد آریم باز
چون یتیمان روز عید از درد دل گریان شویم
وز پدر وز مادر و فرزند و زن یاد آوریم
ز آرزوی آن جگر بندان جگر بریان شویم
در تما ان نی م ار گهی خوش دل بویم
گرد بالینشان نبینیم ار دمی، نالان شویم
در غریبی درد اگر برجان ما غالب شود
چون نباشند این عزیزان، سخت بی درمان شویم
تا اینجا، شاعر از شوق سفر و شادی همسفری با مردان و اندوه حضر و رنج همراهی با نا ان و نادانان، میسراید و این همه هر چه باشند، غم یا شادی، سفر یا حضر، تلخ یا شیرین از آن زندگیاند، امّا مرگ چه، که دوشادوش و گام به گام زندگی باما و بر ماست؟
شاعر ناگهان به شه مرگ نابهنگام میپردازد و از اینجا، شعر اوج دیگری میگیرد، اوجی که در آن، شاعر، ناامیدیها و حسرتهای ی را تصویر میکند که ناگهان، وقتش در رسیده باشد.فراموش نکنیم که در روزگار سنایی مرگ در سفر حج، واقعهای سخت محتمل مینمود. راه طولانی، مشقّت سفر و سختیهای مسیر طولانی کعبه که از بیابانهای خشک و بادیههای هول آور میگذشت. سبب میشد که با هر مسافر کعبه شه مرگ همراهی کند، علیالخصوص که معمولا استطاعت مالی در سالهای پیری ممکن میشد و پیری خود چاووش مرگ است.
باشد امیدی، هنوز ار زندگی باشد، ولیک
آه اگر در منزلی، ما صید گورستان شویم
حسرت آن روز چون بردل همی صورت کشیم
نا چشیده هیچ شربت، هر زمان، حیران شویم
آه اگر یک روز در کنج رباطی، ناگهان
بی جمال دوستان، با خاک ره ی ان شویم
قافله باز آید اندر شهر، بی دیدار ما
ما به تیغ قهر حق، کشته غریبستان شویم
آری، شه مرگ ملازم همیشگی انسان است و شاعران این ملازمت را گاه مایه خشم و وشها و پرسش و اعتراضها(خیام) و گاه انگیزه تسلیم نماییها و رضایتهای عاشقانه در برابر معشوق(مولانا) کردهاند و میبینیم که سنایی هم، حتی در لحظههای شوق سفر حج از تنشها و اضطرابهای آن سفر آ ین، مصون نمیماند و ناگهان از حماسه زندگی به مرثیه مرگ میگراید:
دوستان گویند حج کردیم و میآییم باز
ما به هر ساعت همی، ط دگر کرمان شویم
امّا ایمان شاعر به یاری میشتابد و از اضطراب مرگ رهایش میکند. مگر نه که عارفان مرگ را آغاز زندگی حقیقی و نقطه نخستین حرکت به جانب معشوق میدانند، پس سنایی که سر حلقه عارفان است، چرا باید خود را با بیم مرگ آزار دهد؟;
امّا شاعر تند به خود میآید و دریغا گویی برخویشتن را در مرگی که هنوز نیامده، بسویی میافکند و پرچم تسلیم و رضای عاشقانه را برمیافرازد.
در بیتهای پایانی از این شعر بلند، شاهد شور و حالی دیگر از شاعریم، شور و حالی که به وی وجد و سَماع میدهد.
ضرب خاص شعر و وزن خوش آهنگش در ات پایانی، شخصیّت دیگری میگیرد. گویی شاعر با این وزن و آهنگ دست میافشاند و پای میکوبد و همچنین دست افشان و پای کوبان از سر رضا و سندی پای در راه مینهد و به دیدار دوست میرود و با همین حال باز میگردد.

کعبه در کلام افضل الدّین خاقانی

در میان شاعران فارسی گوی، بی شک خاقانی از نظر سرودن کثرت شعر برای کعبه، یگانه است. این شاعر توانا، که فرهنگی غنی و ذهنی پر بار از افکار جوان و تصاویر بکر و تازه دارد، بیش از هر شاعر دیگری در تمجید و ستایش کعبه، شعر ـ و شعر والا ـ عرضه کرده است. در میان قصاید او، نزدیک به ده قصیده است که در رابطه با کعبه سروده شده است(بدون احتساب مطلعهای تجدید شده) و بیشتر این قصاید نیز از سرودههای مشهور و زبانزد خاقانی است، برای مثال قصیده با مطلع::
زد نفس سر به مهر، صبح ملمع نقاب
خیمه ان کرد معنبر طناب
وقصیده با مطلع:
شبروان در صبح صادق کعبه جان دیدهاند
صبح را چون محرمان کعبه دیدهاند
و قصیده دیگری که با این مصرع آغاز میشود:
صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش
که هر سه از امهات قصاید فارسی و از زیباترین سرودههای افضل الدّین خاقانی است. نجّارزادهای که شعرش از غنیترین، زیباترین و غرّاترین شعرهای فارسی است و طبعاً قصاید کعبهای اش نیز از آن زیبایی و غنا و غرّایی، بهره کامل بردهاند.
برخورد او با کعبه، برخوردی شیفتهوار است. شاعر گویی عاشقی است که دیدار معشوق، از خود بی خودش کرده است.
دریای موج زند ز آب آتشین
تا پیش کعبه، لؤلؤ لالا برآورم
این شیفتگی تابدان حدّ و اندازه است که شاعر مشکل پسند در وصف طبیعت حجاز راه مبالغه میپیماید و آن بادیه سوزان لم یزرع را، بهشتی بهارین میبیند:
گوگرد سرخ و مشک سیه خاک و باد اوست
باد بهشت زاده زخاک مطهرش
یک از قصاید نفیس خاقانی در مدح کعبه، قصیدهای است به مطلع:
زد نفس سر بمهر صبح ملمّع نقاب
خیمه ان گشت معنبر طناب
و در این قصیده آهنگین و دلنواز، شیفتگی و اخلاص خود را به کعبه معظمه با تع ری ناب و مبتکر بیان داشته و از جمله گفته است:
حقّ تو خاقانیا کعبه تواند شناخت
ز آخور سنگین طلب توشه یومالحساب
مرد بُوَد کعبه جو طفل بُوَد کعبْ باز
چون تو شدی مرد دین روی ز کعبه متاب
خانه خدایش خدا است ل ش نام است
شاه مربع نشین تازی رومی خطاب
خاطر خاقانی است مدحگر مصطفی
زان زحقش بیحساب هست عطا در حساب
در وصف کعبه و ذکر مناسک و اعمال و مواقف حج، از رشحات طبع خاقانی است این قصیده که با مطلع دیگر:
سرحدّ بادیه است روان پاش بر سرش
تریاق روح کن ز سموم معطرش
قصیده دیگری به مطلع:
مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
بختیانرا ز صبحدم آوا شنوند
به توصیف کعبه و یاد روضه منوره اکرم ـ ص ـ اختصاص یافته و نشان میدهد که شاعر گرانمایه چگونه همراه عرشیان بانگ وللّه علی الناس حجّ البیت من استطاع الیه سبیل (1) را لبّیک گفته و خود را در سلک انی قرار داده است که آرزو دارند مصداق آیه ان یقولوا سمعنا واطعنا و اولئک هم المفلحون (2) گردند. این شه را در ات زیر میبینیم:
عرشیان بانگ وَلِلّهِ عَلَی النّاس زنند
پاسخ از خلق سَمِعْنا واطَعْنا شنوند
چون دار نجیبان ره یثرب سپرند
ساربان را همه الحان آسا شنوند
به سلام آمدگان حرم مصطفوی
اُدْخُلُوها بِسَلام از حرم آوا شنوند
النّبی النّبی آرند خلایق به زبان
امّتی امتی از روضه غرّا شنوند
این شیفتگی و دلباختگی بر حرم کعبه که شعر خاقانی را است، موجب شده واژه مبارک کعبه را حتّی آنجا که مستقیماً مدح کعبه مراد او نیست به مناسبتهای گوناگون زینتبخش چکامه خویش سازد چنانکه قصیدهای مـردف به کعبه سروده و شعر خود را با این ردیف مقرون به برکت و شرف گردانیده است، اینک اتی از آن قصیده:
ای در حرمت نشان کعبه
درگاه ترا مکان کعبه
حق کرد خلیل را اشارت
تا کرد بنا بسان کعبه
جای قسم و مقام سجده است
از بهر خواصّ جان کعبه
خاقانی دوبار سفر حج کرد و در بازگشت از دومین سفرش بود که با دیدار مدائن و ابههای آن متأثر شد و قصیده معروف و با شکوه ایوان مدائن را سرود و در یکی از سفرهای دوگانهاش قصیده حرز الحجاز را در کعبه نوشت و بر سر مزار مطهر نبی اکرم برخواند.
گفتنی است که در بیشتر این قصاید، خاقانی مدح اکرمصـ را با ستایش کعبه توأم کرده است، همچون تخلص بسیار هنرامندانه قصیدهای که در آن از ستایش کعبه به مدح صـ میپردازد:
بر آستان کعبه مصفا کنم ضمیر
زو نعمت مصطفای مزکی برآورم
دیباچه سراچه کل، خواجه رسل
کز خدمتش مراد مهنا برآورم
حق شناسان و قدردانان نیز، این همه هنرمندی و خلوص را بی پاسخ نگذاشتند. مشهور است که یکی از قصاید خاقانی را که در کعبه و در وصف مناسک حج سروده بود به آب زر نبشتند، قصیدهای که با کورة الأسفار و مذکورة الأسحار نام دارد. از شیفتگی خاقانی به کعبه و نگهبانی حرمت خانه خدا از جانب او، همین بس که با همه ارادتی که به حضرت ـ به سبب ی بودن مادرش ـ دارد، او را از آسمان فرو میکشد و به پاسبانی بام و در کعبه میگمارد:
نشگفت اگر در آید ز آسمان
حلقه ن خانه معمور چاکرش
بل حارسی است بام و در کعبه را
ز آنست فرق طارم پیروزه منظرش

کعبه در کلام نظامی

پس از خاقانی، دفتر شاعر معاصرش نظامی را میگشاییم. شاعری زبان آور، به غایت فصیح و در ارائه ترکیبات و تعبیرات بکر و دست نخورده. از نظامی شعری مستقیماً در ستایش کعبه ظاهراً نیامده است امّا، در داستان لیلی و مجنون، از کعبه سخن در میان است. آنجا که پدر و خویشان مجنون، آ ین راه چاره عاشق پاکباخته را در آن میبینند که به خانه کعبهاش برند و درمانش را هم در آن جایگاه مقدس، از خدای مجنون طلب کنند..
نظامی در همین چند بیت، بخوبی کیفیّت اعتقادش را به کعبه روشن میکند و از میزان ارج و عزت این محراب زمین و آسمان نمونهای هر چند اندک بدست میدهد:
چون رایت عشق آن جهانگیر
شد چون مه لیلی، آسمانگیر
هر روز خفیده نامتر، گشت
در شیفتگی تمامتر گشت
برداشته دل ز کار او سخت
درمانده پدر، به کار او سخت
میکرد نیایش از سر سوز
تا زآن شب تیره بردمد روز
خویشان همه در نیاز با او
هر یک شده چاره ساز با او
بیچارگیِ و را چو دیدند
در چارهگری زبان کشیدند
گفتند به اتفاق ی ر
کز کعبه گشاده گردد این در
حاجتگه جمله جهان اوست
محراب زمین و آسمان اوست

حج در کلام عطار

عطار نیز برخوردی از این گونه با حج دارد، غیر مستقیم و ضمنی. در منظومه شیخ صنعان آنجا که مریدان، در کار پیر و مراد خود در میمانند، درماندگیشان بیشباهت به درماندگی پدر و اطرافیان مجنون در کار شیفتگی او نیست. آنها نیز قصد سفر حجاز میکنند و برای آن که شیخ را از عالم شی و دیوانه سری بیرون کشند، به گمان خود، وسوسه زیارت خانه خدا را در جانش میریزند تا هم به گمان خود، از چنگ عشق دختر ترسا، رهایش کنند..
ه نانش چنان درماندند
کز فروماندن به جان درماندند
چون بدیدند آن گرفتاری او
باز گردیدند از یاری او
جمله از شومی او بگریختند
در غم او خاک بر سر ریختند
بود یاری در میان جمع چست
پیش شیخ آمد که ای درکار، سست!
میرویم امروز، سوی کعبه باز
چیست فرمان؟ باز باید گفت راز
یا همه همچون تو، ترسایی کنیم
خویش را محراب رسوایی کنیم
این چنین تنهایت نپسندیم ما
همچو تو، ر بربندیم ما
یا چو نتوانیم دیدت همچنین
زود بگریزیم بی تو زین زمین
معتکف در کعبه بنشینیم ما
دامن از هستیت در چینیم ما
شیخ را امّا دل نه چنان از دست رفته است که وسوسه یاران به جای نخستین بازش گرداند. در اینجا، کعبه و دیر تمثیلی از دو قطب مخالف ایمان و کفراند و عطار بی آن که توضیحی دهد با نشان دادن همین تقابل و رویارویی، عظمت کعبه را به رخ میکشد. آ ین تیر ترکش یاران شیخ برای رهاندن او کعبه است و شیخ را این تیر نیز از پای نمیاندازد:
شیخ گفتا من پر درد بود
هر کجا خواهید باید رفت زود
تا مرا جان است، دیرم جای بس
دختر ترسام، جای افزای بس
یاران، به کعبه میروند و شیخ را با شی اش جا مینهند. در کعبه از دوستان شیخ، یکی ماجرا را میشنود و با مریدان پرخاش میکند که آنچه کردهاید رسم وفاداری نبوده است; زیرا که اگر شیختان ر بسته بود هم شمایان نیز میباید ر بر میان میبستید و با او بر دیر میرفتید. این کعبه که آمدهاید نه سفر به جانب حق که دوری از خویشتنتان بوده است. باز گردید و به پیر خود بپیوندید که کعبه شما، هم در آنجاست.

حج و کعبه در کلام مولانا

پس از سنایی و عطار، نوبت آن است که انعکاس حجّ و کعبه را در شعر مولانا باز نگریم که او خود گفت::
عطار روح بود و سنایی دو چشم او
ما از پی سنایی و عطار آمدیم
در دفتر دوّم مثنوی ، مولانا داستان حج با یزید را، با همان زبان شیرین و با همان بیان پر راز و رمز نقل کرده است. داستان، خود پیچیدگی خاصی ندارد و بیان مولانا نیز بی تعقید است. پس مطلب توضیح خاصی ندارد. مگر پیغامی که پیر بلخ میگذارد که حج تنها طواف سنگ و گل نیست که طواف دل نیز هست:
سوی مکه شیخ امت با یزید
از برای حج و عمره میدوید
او به هر شهری که رفتی از نخست
مر عزیزان را بکردی باز جست
گر دمی گشتی که اندر شهر کیست
گو بر ارکان بصیرت متکی است
تا آنجا که میگوید:
قصد کعبه کن چو وقت حج بود
چونکه رفتی مکه هم دیده شود
قصد در معراج دید دوست بود
در تبع عرش و ملائک هم نبود
همین ح را مولانا در رویارویی با مسأله حج در دیوان شمس نیز دارد. آنجا هم حج را توصیه میکند، و در حج جسمانی تنها دلخواه را نمییابد. هر ذرهای از جهان، نشانهای از اوست و دل هر انسان کاملی قرارگاه اوست. پیری که با یزید میبیند، شمس الحق دیگری است در دیاری دیگر، که به اعتقاد مولانا، میتوان دلش را خانه خدا دانست و بر گردش طواف کرد و باور داشت که این حجّ در پیشگاه باری، پذیرفتهتر خواهد آمد; چرا که هم به اعتقاد مولانا، خداوند از هنگامی که کعبه آب و گل بنا شد در آن گام ننهاد، حال آن که مدام در دلهای عارفان و گزیدگان و اولیای خود خانه دارد، پس نه عجب اگر این حج پسندیدهتر و پذیرفتهتر آید. در دیوان شمس نیز حال و احوالها از این دست فراوان است.

حج و کعبه در کلام سعدی

در دفتر سعدی نیز با این شخصیّت کعبه روبروییم. امّا جز این، در بوستان یکی دو حکایت کوتاه نیز میخوانیم که با کعبه و حج در رابطهاند و در دفتر دوم، داستان پیری آمده است که در سفر حج، مغرور عبادتهای خود میشود امّا پیش از آن که ابلیس درون به چاهش فرو کشد، رحمت حق به فریادش میرسد و نجاتش میدهد::
شنیدم که پیری به راه حجاز
به هر خطوه کردی دو رکعت
چنان گرمرو، در طریق خدای
که خار مغیلان نکندی ز پای
به آ ز وسواس خاطر پریش
پسند آمدش در نظر کار خویش
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان از این خوبتر راه رفت
گرش زحمت حق نه دریافتی
غرورش سر از چاه برتافتی
یکی هاتف از غیبش آواز داد
که ای نیکبخت مبارک نهاد!
مپندار اگر طاعتی کردهای
که نزلی بدین حضرت آوردهای
به احسانی آسوده دلی
به از الْف رکعت به هر منزلی
و داستان دیگر در دفتر ششم است که البته ارتباط مستقیم با حج و کعبه ندارد امّا به هر حال، سخن از حاجبی است که شانه عاجی به شاعر میدهد و سپس گویا در غیاب به ناسزا، سگش میخواند. سخن از صاحبان ت است و غرور و مکنت که از حقیقت دورشان میکند، منتهی، شاعر صاحب ت را این بار از میان حاجیان برگزیده است

حج و کعبه در کلام حافظ

حافظ هم به کرات از حج و کعبه سخن میگوید::
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سر زنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
ثواب روزه و حج قبول آن برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد

کعبه در کلام جامی

جامی غزلی دارد که به تمامی در حال و هوای کعبه و عشق است. عاشقی، به زیارت کعبه میرود امّا، یاد معشوق یک دم رهایش نمیکند و هم از این روی در همه جا و همه چیز جلوهای از معشوق میبیند. جایجای کعبه به تداعیهای مستقیم و غیر مستقیم یادآور نکتهای در باره معشوق و یا ای از وجود اوست. حلقه در کعبه، یادآور حلقه گیسوی او و شعار سیاه کعبه یادآور سیاهی موی اوست. این غزل در یکپارچگی و تشکّل، جزو کاملترین و زیباترین غزلهای فارسی است:
به کعبه رفتم و ز آنجا، هوای کوی تو
جمال کعبه تماشا به یاد روی تو
شعار کعبه چو دیدم سیاه، دست تمنا
دراز جانب شعر سیاه موی تو
چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم
دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو
نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت
من از میان همه روی دل به سوی تو
مرا به هیچ مقامی نبود، غیر تو نامی
طواف و سعی که به جستجوی تو
به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان
من از دعا لب خود بسته، گفتگوی تو
فتاده اهل منا در پی منا و مقاصد
چو جامی از همه فارغ، من آرزوی تو


پی نوشت :
نویسنده: علی نیکزاد آملی

1 ـ آل عمران: 97..
2 ـ نور: 51.


حج، در نگاه شاعران


مقدّمه

حج، از فروع دین است و فرموده خدای چنین است که: چون مسلمانی به استطاعتی در خور ـ که چند و چونش مقرر است ـ رسید، به زیارت خانه خدا برود. به نظر میرسد که منظور اصلی از این سفر طولانی، سفری در خود، به سوی ایمان کاملتر بوده باشد. تحمل سختیهای راه، با شوق رسیدن به سرمنزل جانان و دیدار یار، با چشم دل، در غوغایی که چون سیلی وشانتر از تو بستاند و به دریای پر وش انسانهایی برساند که هر یک از گوشهای آمدهاند و گل عظیم و پر شکوهی را ساختهاند، بیانگر وحدت و یگانگی مسلمانان است.
در باره این حرکت بزرگ، سخن بسیار گفته و نوشته آمده است. در این مقال، سر آن داریم که با دید شاعران گذشته فارسی زبان به حجّ بپردازیم و ببینیم در آثار برخی از این بزرگان، اجتماع الهی حجّ که محل ثبت و بازسازی لحظههای پرشکوه تاریخی، اجتماعی، عاطفی و شخصی است، براستی چگونه ظاهر شده است؟

حجّ در کلام ناصر خسرو

به نظر میرسد نخستین شعر بلندی که درباره حج سروده شده، همان قصیده مشهور ناصر خسرو است.
هر چند که در انتساب این قصیده به ناصر خسرو تردیدهایی مانع از قاطعیت مطلق میشود، امّا به هر حال، تا اینجا و تا امروز، شاعر دیگری را بعنوان سراینده این قصیده معرفی نکردهاند، پس ما هم از آنِ ناصر خسروش میشماریم و به نام او از این قصیده ساده و صریح و پرمعنا، سخن میگوییم:
حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمت خدای کریم
آمده سوی مکه از عرفات
زده لبیک عمره از تنعیم
یافته حج و، عمره کرده تمام
بازگشته به سوی خانه، سلیم
شاعر به استقبال دوستی که در خیل حاجیان از راه رسیده است میشتابد و طی گفتگویی با او، از حج حقیقی تصویری دلپذیر بدست میدهد. تصویری پیراسته از آلودگیها، منیتها، خودپرستیها و دنیا دوستیها، طرحی که شاعر از یک حجّ درست و خدا پسندانه ارائه میدهد، آنچنان دقیق و در عین حال سخت گیرانه است که اگر آن را معیار و ضابطه قرار دهیم شاید بسیاری از زائران خانه خدا، در حجّ خود احساس تردید کنند.

باز گو تا چگونه داشتهای

حرمت همی خواستی گرفت احرام
چه نیّت کردی اندر آن تحریم
جمله بر خود حرام کرده بدی
هر چه ما دون کردگار کریم؟
گفت: نی! گفتمش زدی لبیک
از سر علم و از سر تعظیم؟
میشنیدی ندای حق و جواب
باز دادی چنانکه داد، کلیم؟
گفت: نی! گفتمش چو در عرفات
ایستادی و یافتی تقدیم؟
عارف حق شدی و منکر خویش
به تو از معرفت رسید، نسیم؟
گفت: نی! گفتمش چو میرفتی
در حرم همچو اهل کهف و رقیم
ایمن از شرّ نفس خود بودی
وز غم حرقت و عذاب جحیم؟
و از این دست پرسش و پاسخها را تا آنجا که دوست از حج بازگشته شاعر اعتراف میکند که:
گفت: از این باب هر چه گفتی تو
من ندانستهام صحیح و سقیم
و شاعر با قاطعیت و صداقت میگوید:
گفتم: ای دوست پس نکردی حج
نشدی در مقام محو، مقیم
رفته و مکه دیده آمده باز
محنت بادیه یده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی، پس از این
همچنین کن که ت تعلیم

حجّ در کلام سنایی غزنوی

سنایی غزنوی، شاعر بزرگی که مولانا، مقتدای خود میشماردش، نیز از حج سخن گفته است. قصیده پرشکوه و آهنگین او درباره حج و اشتیاق سفر حج از زیباترین سرودههای او و از شاخصترین قصاید فارسی است..
گاه آن آمد که با مردان سوی میدان شویم
یک ره از ایوان برون آییم و بر کیوان شویم
راه بگذاریم و قصد حضرت عالی کنیم
خانه پردازیم و سوی خانه یزدان شویم
طبل جانبازی فرو کوبیم و در میدان دل
بی زن وفرزند و بی خان و سرو سامان شویم
سنایی آنگاه، ح های گوناگونی را که در طی سفر طولانی حجّ، پیش آمدنی است، پیشاپیش حس کرده و به سادگی و روانی باز میگوید:
گاه چون بی تان از خاک و خس بستر کنیم
گاه چون ارباب ت نقش شاذروان شویم
گاه از ذل غریبی، بار هر نا یم
گاه در حال ضرورت یار هر نادان شویم
گاه بر فرزندگان چون بیدلان، واله شویم
گه ز عشق خانمان، چون عاشقان پژمان شویم
از فراق شهر بلخ اندر عراق، از چشم دل
گاه در آتش بویم و گاه در توفان شویم
وسپس مراحل و منازل سفر را جابه جا و شهر به شهر، بر میشمارد که این از نظر شناخت مسیر سفر حج، در آن روزگار نیز دارای ارزشی خاص تواند بود.از زیباترین قسمتهای شعر آنجاست که شاعر به تداعیهای دورو نزدیک از شهای به شه دیگر و از تصویری به تصویر دیگر پل میزند، و در سفر ذهنیاش چون به کربلا میرسد، یاد واقعه خونین محرم و شهادت حسین ـ ع ـ غمگینش میکند و به یاد یتیمان در بادیه اسارت و سرگردانی میافتد و از این یاد، به شه ک ن خود و بستگان دیگرش، نقبی میزند و پیشاپیش، اندوه به جان می د.
ببینید مرغ فکر شاعر تا کجا و تا کدام آفاق به پرواز درمیآید::
پای چون در بادیه خونین نهادیم از بلا
همچو ریگ نرم، پیش باد، سرگردان شویم
زآن یتیمان پدر گم کرده یاد آریم باز
چون یتیمان روز عید از درد دل گریان شویم
وز پدر وز مادر و فرزند و زن یاد آوریم
ز آرزوی آن جگر بندان جگر بریان شویم
در تما ان نی م ار گهی خوش دل بویم
گرد بالینشان نبینیم ار دمی، نالان شویم
در غریبی درد اگر برجان ما غالب شود
چون نباشند این عزیزان، سخت بی درمان شویم
تا اینجا، شاعر از شوق سفر و شادی همسفری با مردان و اندوه حضر و رنج همراهی با نا ان و نادانان، میسراید و این همه هر چه باشند، غم یا شادی، سفر یا حضر، تلخ یا شیرین از آن زندگیاند، امّا مرگ چه، که دوشادوش و گام به گام زندگی باما و بر ماست؟
شاعر ناگهان به شه مرگ نابهنگام میپردازد و از اینجا، شعر اوج دیگری میگیرد، اوجی که در آن، شاعر، ناامیدیها و حسرتهای ی را تصویر میکند که ناگهان، وقتش در رسیده باشد.فراموش نکنیم که در روزگار سنایی مرگ در سفر حج، واقعهای سخت محتمل مینمود. راه طولانی، مشقّت سفر و سختیهای مسیر طولانی کعبه که از بیابانهای خشک و بادیههای هول آور میگذشت. سبب میشد که با هر مسافر کعبه شه مرگ همراهی کند، علیالخصوص که معمولا استطاعت مالی در سالهای پیری ممکن میشد و پیری خود چاووش مرگ است.
باشد امیدی، هنوز ار زندگی باشد، ولیک
آه اگر در منزلی، ما صید گورستان شویم
حسرت آن روز چون بردل همی صورت کشیم
نا چشیده هیچ شربت، هر زمان، حیران شویم
آه اگر یک روز در کنج رباطی، ناگهان
بی جمال دوستان، با خاک ره ی ان شویم
قافله باز آید اندر شهر، بی دیدار ما
ما به تیغ قهر حق، کشته غریبستان شویم
آری، شه مرگ ملازم همیشگی انسان است و شاعران این ملازمت را گاه مایه خشم و وشها و پرسش و اعتراضها(خیام) و گاه انگیزه تسلیم نماییها و رضایتهای عاشقانه در برابر معشوق(مولانا) کردهاند و میبینیم که سنایی هم، حتی در لحظههای شوق سفر حج از تنشها و اضطرابهای آن سفر آ ین، مصون نمیماند و ناگهان از حماسه زندگی به مرثیه مرگ میگراید:
دوستان گویند حج کردیم و میآییم باز
ما به هر ساعت همی، ط دگر کرمان شویم
امّا ایمان شاعر به یاری میشتابد و از اضطراب مرگ رهایش میکند. مگر نه که عارفان مرگ را آغاز زندگی حقیقی و نقطه نخستین حرکت به جانب معشوق میدانند، پس سنایی که سر حلقه عارفان است، چرا باید خود را با بیم مرگ آزار دهد؟;
امّا شاعر تند به خود میآید و دریغا گویی برخویشتن را در مرگی که هنوز نیامده، بسویی میافکند و پرچم تسلیم و رضای عاشقانه را برمیافرازد.
در بیتهای پایانی از این شعر بلند، شاهد شور و حالی دیگر از شاعریم، شور و حالی که به وی وجد و سَماع میدهد.
ضرب خاص شعر و وزن خوش آهنگش در ات پایانی، شخصیّت دیگری میگیرد. گویی شاعر با این وزن و آهنگ دست میافشاند و پای میکوبد و همچنین دست افشان و پای کوبان از سر رضا و سندی پای در راه مینهد و به دیدار دوست میرود و با همین حال باز میگردد.

کعبه در کلام افضل الدّین خاقانی

در میان شاعران فارسی گوی، بی شک خاقانی از نظر سرودن کثرت شعر برای کعبه، یگانه است. این شاعر توانا، که فرهنگی غنی و ذهنی پر بار از افکار جوان و تصاویر بکر و تازه دارد، بیش از هر شاعر دیگری در تمجید و ستایش کعبه، شعر ـ و شعر والا ـ عرضه کرده است. در میان قصاید او، نزدیک به ده قصیده است که در رابطه با کعبه سروده شده است(بدون احتساب مطلعهای تجدید شده) و بیشتر این قصاید نیز از سرودههای مشهور و زبانزد خاقانی است، برای مثال قصیده با مطلع::
زد نفس سر به مهر، صبح ملمع نقاب
خیمه ان کرد معنبر طناب
وقصیده با مطلع:
شبروان در صبح صادق کعبه جان دیدهاند
صبح را چون محرمان کعبه دیدهاند
و قصیده دیگری که با این مصرع آغاز میشود:
صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش
که هر سه از امهات قصاید فارسی و از زیباترین سرودههای افضل الدّین خاقانی است. نجّارزادهای که شعرش از غنیترین، زیباترین و غرّاترین شعرهای فارسی است و طبعاً قصاید کعبهای اش نیز از آن زیبایی و غنا و غرّایی، بهره کامل بردهاند.
برخورد او با کعبه، برخوردی شیفتهوار است. شاعر گویی عاشقی است که دیدار معشوق، از خود بی خودش کرده است.
دریای موج زند ز آب آتشین
تا پیش کعبه، لؤلؤ لالا برآورم
این شیفتگی تابدان حدّ و اندازه است که شاعر مشکل پسند در وصف طبیعت حجاز راه مبالغه میپیماید و آن بادیه سوزان لم یزرع را، بهشتی بهارین میبیند:
گوگرد سرخ و مشک سیه خاک و باد اوست
باد بهشت زاده زخاک مطهرش
یک از قصاید نفیس خاقانی در مدح کعبه، قصیدهای است به مطلع:
زد نفس سر بمهر صبح ملمّع نقاب
خیمه ان گشت معنبر طناب
و در این قصیده آهنگین و دلنواز، شیفتگی و اخلاص خود را به کعبه معظمه با تع ری ناب و مبتکر بیان داشته و از جمله گفته است:
حقّ تو خاقانیا کعبه تواند شناخت
ز آخور سنگین طلب توشه یومالحساب
مرد بُوَد کعبه جو طفل بُوَد کعبْ باز
چون تو شدی مرد دین روی ز کعبه متاب
خانه خدایش خدا است ل ش نام است
شاه مربع نشین تازی رومی خطاب
خاطر خاقانی است مدحگر مصطفی
زان زحقش بیحساب هست عطا در حساب
در وصف کعبه و ذکر مناسک و اعمال و مواقف حج، از رشحات طبع خاقانی است این قصیده که با مطلع دیگر:
سرحدّ بادیه است روان پاش بر سرش
تریاق روح کن ز سموم معطرش
قصیده دیگری به مطلع:
مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
بختیانرا ز صبحدم آوا شنوند
به توصیف کعبه و یاد روضه منوره اکرم ـ ص ـ اختصاص یافته و نشان میدهد که شاعر گرانمایه چگونه همراه عرشیان بانگ وللّه علی الناس حجّ البیت من استطاع الیه سبیل (1) را لبّیک گفته و خود را در سلک انی قرار داده است که آرزو دارند مصداق آیه ان یقولوا سمعنا واطعنا و اولئک هم المفلحون (2) گردند. این شه را در ات زیر میبینیم:
عرشیان بانگ وَلِلّهِ عَلَی النّاس زنند
پاسخ از خلق سَمِعْنا واطَعْنا شنوند
چون دار نجیبان ره یثرب سپرند
ساربان را همه الحان آسا شنوند
به سلام آمدگان حرم مصطفوی
اُدْخُلُوها بِسَلام از حرم آوا شنوند
النّبی النّبی آرند خلایق به زبان
امّتی امتی از روضه غرّا شنوند
این شیفتگی و دلباختگی بر حرم کعبه که شعر خاقانی را است، موجب شده واژه مبارک کعبه را حتّی آنجا که مستقیماً مدح کعبه مراد او نیست به مناسبتهای گوناگون زینتبخش چکامه خویش سازد چنانکه قصیدهای مـردف به کعبه سروده و شعر خود را با این ردیف مقرون به برکت و شرف گردانیده است، اینک اتی از آن قصیده:
ای در حرمت نشان کعبه
درگاه ترا مکان کعبه
حق کرد خلیل را اشارت
تا کرد بنا بسان کعبه
جای قسم و مقام سجده است
از بهر خواصّ جان کعبه
خاقانی دوبار سفر حج کرد و در بازگشت از دومین سفرش بود که با دیدار مدائن و ابههای آن متأثر شد و قصیده معروف و با شکوه ایوان مدائن را سرود و در یکی از سفرهای دوگانهاش قصیده حرز الحجاز را در کعبه نوشت و بر سر مزار مطهر نبی اکرم برخواند.
گفتنی است که در بیشتر این قصاید، خاقانی مدح اکرمصـ را با ستایش کعبه توأم کرده است، همچون تخلص بسیار هنرامندانه قصیدهای که در آن از ستایش کعبه به مدح صـ میپردازد:
بر آستان کعبه مصفا کنم ضمیر
زو نعمت مصطفای مزکی برآورم
دیباچه سراچه کل، خواجه رسل
کز خدمتش مراد مهنا برآورم
حق شناسان و قدردانان نیز، این همه هنرمندی و خلوص را بی پاسخ نگذاشتند. مشهور است که یکی از قصاید خاقانی را که در کعبه و در وصف مناسک حج سروده بود به آب زر نبشتند، قصیدهای که با کورة الأسفار و مذکورة الأسحار نام دارد. از شیفتگی خاقانی به کعبه و نگهبانی حرمت خانه خدا از جانب او، همین بس که با همه ارادتی که به حضرت ـ به سبب ی بودن مادرش ـ دارد، او را از آسمان فرو میکشد و به پاسبانی بام و در کعبه میگمارد:
نشگفت اگر در آید ز آسمان
حلقه ن خانه معمور چاکرش
بل حارسی است بام و در کعبه را
ز آنست فرق طارم پیروزه منظرش

کعبه در کلام نظامی

پس از خاقانی، دفتر شاعر معاصرش نظامی را میگشاییم. شاعری زبان آور، به غایت فصیح و در ارائه ترکیبات و تعبیرات بکر و دست نخورده. از نظامی شعری مستقیماً در ستایش کعبه ظاهراً نیامده است امّا، در داستان لیلی و مجنون، از کعبه سخن در میان است. آنجا که پدر و خویشان مجنون، آ ین راه چاره عاشق پاکباخته را در آن میبینند که به خانه کعبهاش برند و درمانش را هم در آن جایگاه مقدس، از خدای مجنون طلب کنند..
نظامی در همین چند بیت، بخوبی کیفیّت اعتقادش را به کعبه روشن میکند و از میزان ارج و عزت این محراب زمین و آسمان نمونهای هر چند اندک بدست میدهد:
چون رایت عشق آن جهانگیر
شد چون مه لیلی، آسمانگیر
هر روز خفیده نامتر، گشت
در شیفتگی تمامتر گشت
برداشته دل ز کار او سخت
درمانده پدر، به کار او سخت
میکرد نیایش از سر سوز
تا زآن شب تیره بردمد روز
خویشان همه در نیاز با او
هر یک شده چاره ساز با او
بیچارگیِ و را چو دیدند
در چارهگری زبان کشیدند
گفتند به اتفاق ی ر
کز کعبه گشاده گردد این در
حاجتگه جمله جهان اوست
محراب زمین و آسمان اوست

حج در کلام عطار

عطار نیز برخوردی از این گونه با حج دارد، غیر مستقیم و ضمنی. در منظومه شیخ صنعان آنجا که مریدان، در کار پیر و مراد خود در میمانند، درماندگیشان بیشباهت به درماندگی پدر و اطرافیان مجنون در کار شیفتگی او نیست. آنها نیز قصد سفر حجاز میکنند و برای آن که شیخ را از عالم شی و دیوانه سری بیرون کشند، به گمان خود، وسوسه زیارت خانه خدا را در جانش میریزند تا هم به گمان خود، از چنگ عشق دختر ترسا، رهایش کنند..
ه نانش چنان درماندند
کز فروماندن به جان درماندند
چون بدیدند آن گرفتاری او
باز گردیدند از یاری او
جمله از شومی او بگریختند
در غم او خاک بر سر ریختند
بود یاری در میان جمع چست
پیش شیخ آمد که ای درکار، سست!
میرویم امروز، سوی کعبه باز
چیست فرمان؟ باز باید گفت راز
یا همه همچون تو، ترسایی کنیم
خویش را محراب رسوایی کنیم
این چنین تنهایت نپسندیم ما
همچو تو، ر بربندیم ما
یا چو نتوانیم دیدت همچنین
زود بگریزیم بی تو زین زمین
معتکف در کعبه بنشینیم ما
دامن از هستیت در چینیم ما
شیخ را امّا دل نه چنان از دست رفته است که وسوسه یاران به جای نخستین بازش گرداند. در اینجا، کعبه و دیر تمثیلی از دو قطب مخالف ایمان و کفراند و عطار بی آن که توضیحی دهد با نشان دادن همین تقابل و رویارویی، عظمت کعبه را به رخ میکشد. آ ین تیر ترکش یاران شیخ برای رهاندن او کعبه است و شیخ را این تیر نیز از پای نمیاندازد:
شیخ گفتا من پر درد بود
هر کجا خواهید باید رفت زود
تا مرا جان است، دیرم جای بس
دختر ترسام، جای افزای بس
یاران، به کعبه میروند و شیخ را با شی اش جا مینهند. در کعبه از دوستان شیخ، یکی ماجرا را میشنود و با مریدان پرخاش میکند که آنچه کردهاید رسم وفاداری نبوده است; زیرا که اگر شیختان ر بسته بود هم شمایان نیز میباید ر بر میان میبستید و با او بر دیر میرفتید. این کعبه که آمدهاید نه سفر به جانب حق که دوری از خویشتنتان بوده است. باز گردید و به پیر خود بپیوندید که کعبه شما، هم در آنجاست.

حج و کعبه در کلام مولانا

پس از سنایی و عطار، نوبت آن است که انعکاس حجّ و کعبه را در شعر مولانا باز نگریم که او خود گفت::
عطار روح بود و سنایی دو چشم او
ما از پی سنایی و عطار آمدیم
در دفتر دوّم مثنوی ، مولانا داستان حج با یزید را، با همان زبان شیرین و با همان بیان پر راز و رمز نقل کرده است. داستان، خود پیچیدگی خاصی ندارد و بیان مولانا نیز بی تعقید است. پس مطلب توضیح خاصی ندارد. مگر پیغامی که پیر بلخ میگذارد که حج تنها طواف سنگ و گل نیست که طواف دل نیز هست:
سوی مکه شیخ امت با یزید
از برای حج و عمره میدوید
او به هر شهری که رفتی از نخست
مر عزیزان را بکردی باز جست
گر دمی گشتی که اندر شهر کیست
گو بر ارکان بصیرت متکی است
تا آنجا که میگوید:
قصد کعبه کن چو وقت حج بود
چونکه رفتی مکه هم دیده شود
قصد در معراج دید دوست بود
در تبع عرش و ملائک هم نبود
همین ح را مولانا در رویارویی با مسأله حج در دیوان شمس نیز دارد. آنجا هم حج را توصیه میکند، و در حج جسمانی تنها دلخواه را نمییابد. هر ذرهای از جهان، نشانهای از اوست و دل هر انسان کاملی قرارگاه اوست. پیری که با یزید میبیند، شمس الحق دیگری است در دیاری دیگر، که به اعتقاد مولانا، میتوان دلش را خانه خدا دانست و بر گردش طواف کرد و باور داشت که این حجّ در پیشگاه باری، پذیرفتهتر خواهد آمد; چرا که هم به اعتقاد مولانا، خداوند از هنگامی که کعبه آب و گل بنا شد در آن گام ننهاد، حال آن که مدام در دلهای عارفان و گزیدگان و اولیای خود خانه دارد، پس نه عجب اگر این حج پسندیدهتر و پذیرفتهتر آید. در دیوان شمس نیز حال و احوالها از این دست فراوان است.

حج و کعبه در کلام سعدی

در دفتر سعدی نیز با این شخصیّت کعبه روبروییم. امّا جز این، در بوستان یکی دو حکایت کوتاه نیز میخوانیم که با کعبه و حج در رابطهاند و در دفتر دوم، داستان پیری آمده است که در سفر حج، مغرور عبادتهای خود میشود امّا پیش از آن که ابلیس درون به چاهش فرو کشد، رحمت حق به فریادش میرسد و نجاتش میدهد::
شنیدم که پیری به راه حجاز
به هر خطوه کردی دو رکعت
چنان گرمرو، در طریق خدای
که خار مغیلان نکندی ز پای
به آ ز وسواس خاطر پریش
پسند آمدش در نظر کار خویش
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان از این خوبتر راه رفت
گرش زحمت حق نه دریافتی
غرورش سر از چاه برتافتی
یکی هاتف از غیبش آواز داد
که ای نیکبخت مبارک نهاد!
مپندار اگر طاعتی کردهای
که نزلی بدین حضرت آوردهای
به احسانی آسوده دلی
به از الْف رکعت به هر منزلی
و داستان دیگر در دفتر ششم است که البته ارتباط مستقیم با حج و کعبه ندارد امّا به هر حال، سخن از حاجبی است که شانه عاجی به شاعر میدهد و سپس گویا در غیاب به ناسزا، سگش میخواند. سخن از صاحبان ت است و غرور و مکنت که از حقیقت دورشان میکند، منتهی، شاعر صاحب ت را این بار از میان حاجیان برگزیده است

حج و کعبه در کلام حافظ

حافظ هم به کرات از حج و کعبه سخن میگوید::
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سر زنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
ثواب روزه و حج قبول آن برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد

کعبه در کلام جامی

جامی غزلی دارد که به تمامی در حال و هوای کعبه و عشق است. عاشقی، به زیارت کعبه میرود امّا، یاد معشوق یک دم رهایش نمیکند و هم از این روی در همه جا و همه چیز جلوهای از معشوق میبیند. جایجای کعبه به تداعیهای مستقیم و غیر مستقیم یادآور نکتهای در باره معشوق و یا ای از وجود اوست. حلقه در کعبه، یادآور حلقه گیسوی او و شعار سیاه کعبه یادآور سیاهی موی اوست. این غزل در یکپارچگی و تشکّل، جزو کاملترین و زیباترین غزلهای فارسی است:
به کعبه رفتم و ز آنجا، هوای کوی تو
جمال کعبه تماشا به یاد روی تو
شعار کعبه چو دیدم سیاه، دست تمنا
دراز جانب شعر سیاه موی تو
چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم
دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو
نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت
من از میان همه روی دل به سوی تو
مرا به هیچ مقامی نبود، غیر تو نامی
طواف و سعی که به جستجوی تو
به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان
من از دعا لب خود بسته، گفتگوی تو
فتاده اهل منا در پی منا و مقاصد
چو جامی از همه فارغ، من آرزوی تو


پی نوشت :
نویسنده: علی نیکزاد آملی

1 ـ آل عمران: 97..
2 ـ نور: 51.


موضوع‌هایی مانند احکام دینی اجباری، جامعه سنتی یا عدم ن در ایران با مصداق‌هایی مانند حجاب اجباری، توسط رسانه‌های غربی به ویژه رسانه‌های فارسی‌زبان خارج نشین به‌عنوان علت‌های افزایش جرائم در ایران معرفی می‌شود.

در زمان کنونی که کمیت و سرعت انتشار اخبار، افراد در سرتاسر جهان را از وقایع مطلع می‌کند، این سوال برای مخاطبان به‌ویژه مخاطب ایرانی پیش می‌آید که اگر آزار و اذیت در ایران به دلیل بسته بودن محیط و عدم اجازه برای پوشش و روابط آزاد در میان ن و مردان است، پس چطور در کشورهای غربی به ویژه اروپایی که فاقد شرایطی شبیه ایران هستند و به میزان ‌شان افتخار و خود را از فرهنگ بالایی برخوردار می‌دانند، اما میزان آزار و اذیت دختران و ن در این کشورها به میزان نگران کننده‌ای وجود دارد؟

یورونیوز در گزارشی که بر اساس مطالعات «آژانس اروپایی حقوق بنیادین» صورت گرفته است، از آزار و اذیت فراوان ن در اروپا بر می‌دارد

دنیای پنهای آزار و اذیت ن در اروپا

یورونیوز چندی پیش گزارشی از آزار و اذیت ن در اروپا منتشر کرد که شاید برای بسیاری از جامعه‌شناسان و ناظران شگفت‌آور و مایه تاسف بود.

در این گزارش که بر اساس مطالعات «آژانس اروپایی حقوق بنیادین» (european union agency for fundamental rights) صورت گرفته، آمده است: «در اتحادیه اروپا بیش از نیمی از ن از دوران نوجوانی مورد آزار و اذیت و قرار گرفته‌اند؛ در بیشتر کشورهای اتحادیه اروپا، آزار ن در محیط کار جرم به حساب می‌آید، اگرچه این موارد بندرت گزارش می‌شود و آزارگر هم همیشه مجازات نمی‌شود. در کشورهای اسک ناوی و در فرانسه، ن بیشتری قربانی این قبیل خشونت‌ها می‌شوند».

این گزارش می‌افزاید: «بیش از نیمی از ن در اروپا از ۱۵ سالگی، آزار را تجربه کرده‌اند که شامل لمس و تماس ناخواسته، دریافت ایمیل یا پیامک با محتوای و یا پیشنهادهای می‌شود. هر چه یک زن تحصیلکرده‌تر یا از نظر حرفه‌ای موفق‌تر باشد، احتمال اینکه مورد این قبیل آزار و اذیت‌ها قرار بگیرد، بیشتر است».

 
گزارش تصویری یورونیوز در رابطه با دنیای پنهای آزار و اذیت ن در اروپا

طبق مطالعات «آژانس اروپایی حقوق بنیادین» که از ۴۲ هزار زن از کشورهای مختلف اتحادیه اروپا مصاحبه شد و در سال ۲۰۱۴ منتشر گردید، بیش از نیمی از ن در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، از سن ۱۵ سالگی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و نزدیک به یک سوم آنها گفته‌اند که در محیط کار از سوی همکار، مافوق و یا مشتری مورد آزار قرار گرفته‌اند.

جالب آنکه برخلاف تصوری که از کشورهای اسک ناوی وجود دارد که این کشورها از نظر برابری تی از وضعیت خوبی برخوردارند، اما سوئد و دانمارک در این مورد در راس هستند: به ترتیب ۸۰ و ۸۱ درصد ن در این دو کشور آزار و اذیت‌ها را گزارش کرده‌اند.

گزارش آماری «آژانس اروپایی حقوق بنیادین» در رابطه با خشونت علیه ن در اروپا ( )

 

فاجعه درفرانسه: آمار تکان دهنده از آزار ن در محل کار و مترو

فرانسه از نظر آزار ن تحصیلکرده در محیط کار جزء چند کشور اول اتحادیه اروپاست. آزارهای شامل دریافت پیام یا اظهار نظر با محتوای ، جوک‌هایی با موضوعات ، تماس یا لمس ناخواسته، یا دریافت ویدئوهای وگرافی در محل کار است. رسوایی اخلاقی اخیر «دنیس بوپن» - نائب رئیس مجلس ملی فرانسه – فقط یکی از نشانه‌های اوج آزار ن در محیط کار است که پس از آن موجب شد هفده زن سابق فرانسه در یک اقدام هماهنگ، اظهار دارند که دیگر در برابر پدیده "آزار ن" در عرصه سیاست سکوت نخواهند کرد.

در یک نظرسنجی از ن شهر پاریس، مشخص شد که 100% این ن در داخل قطارهای متروی پاریس به نوعی هدف آزار قرار گرفته‌اند

از طرف دیگر طی یک نظرسنجی در فرانسه مشخص شد که میزان آزار ن در قطارهای متروی پاریس پایتخت این کشور بسیار تکان دهنده است؛ بر اساس نظرسنجی شورای عالی برابری در فرانسه، صد در صد از ششصد زنی که از آنها نظرسنجی شد، گفتند در داخل قطارهای متروی پاریس به نوعی هدف آزار قرار گرفته‌اند. نیمی از همین ن نیز گفته‌اند، پیش از آنکه به سن هجده سال برسند، آزار را تجربه کرده‌اند.

نیمی از ن شاغل انگلیسی مورد آزار قرار می‌گیرند

طبق نظرسنجی که به تازگی در بریتانیا انجام شده، نیمی از ن در این کشور آزار و اذیت در محیط کار را تجربه کرده‌اند. در این نظرسنجی که توسط «کنگره اتحادیه‌های کارگری» منتشر شده، ن جوان بین ۱۸ تا ۲۴ سال به‌ویژه در این زمینه آسیب‌پذیرتر هستند و دو سوم انی که در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند، گفته‌اند که قربانی این قبیل آزارها شده‌اند.

به گزارش محققان کنگرۀ سندیکاهای انگلیس و سایت طرح موسوم به « ت‌گراییِ هر روزه»، ن انگلیسی در محل کار خود با سوءاستفادۀ و شوخی‌های نامناسب مواجه هستند. این گزارش نشان می‌دهد 80 درصد از این ن، از ترس آنکه مبادا روابط‌شان در محیط کار به خطر بیفتد، کارفرمای‌شان را از آزاری که دیده‌اند، آگاه نکرده‌اند.

نیمی ن انگلیسی در محل کار خود با سوءاستفادۀ و شوخی‌های نامناسب مواجه هستند اما 80 درصد از این ن از ترس از دست دادن شغل خود، در این رابطه سکوت می‌کنند

طبق این تحقیقات تقریباً از هر پنج زن، یک نفر از سوی مافوقِ مستقیم خود مورد آزار قرار گرفته‌اند و به گفتۀ خود احساس کرده‌اند که اگر این موضوع را گزارش دهند، ی آنها را جدی نخواهد گرفت.

معرفی دین و حجاب به‌عنوان عامل آزار توسط رسانه‌های غربی

بررسی رسانه‌های غربی به‌ویژه رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین نشان می‌دهد که بازنمای موضوع حجاب و عدم ن بواسطه احکام دینی در این رسانه‌ها، به دو دسته یعنی نماد منفی و ضدحقوق زن ختم می‌شود که ریشه خشونت و آزار علیه ن ایرانی را در مذهب و جامعه دینی و سنتی ایران می‌دانند.

نشریه انگلیسی گاردین در گزارشی، "حجاب" را عامل گسترش فسادهای در ایران خواند

در واقع این رسانه‌ها از دین و حجاب شخصیتی می‌سازند که آن را عامل تبعیض و نماد خشونت علیه ن معرفی می‌کنند؛ حتی رسانه‌ای مانند بی‌بی‌سی فارسی پا را فراتر از این می‌گذارد و مسئله کودک‌آزاری در ایران را نیز با مسائل مذهبی و دینی در جامعه ایران مرتبط می‌کند؛ این رسانه وابسته به ت انگلیس به بهانه حادثه قتل ستایش دختر 6 ساله افغان در ورامین، پرونده‌ای با موضوع کودک‌آزاری منتشر می‌کند و با ارائه برنامه‌های تکمیلی مانند برنامه «نوبت شما»، جامعه مذهبی، دینی و سنتی ایران را در موضوع مبارزه با کودک‌آزاری مقصر معرفی می‌کند.

بی‌بی‌سی فارسی پرونده‌ای با موضوع کودک‌آزاری منتشر کرده و با ارائه برنامه‌های تکمیلی مانند برنامه «نوبت شما»، موضوع کودک‌آزاری را به مسائل مذهبی و دینی در جامعه ایران مرتبط می‌کند 

 

البته هیچ‌گاه این رسانه‌ها دست به مقایسه موضوع خشونت و آزار ن در ایران با دیگر کشورهای غربی نمی‌زنند تا مشخص شود که چرا در این کشورهای غربی به اصطلاح آزاد که دین و حجاب در آنها نهادینه نیست، اما وضع خشونت و آزار علیه ن بیداد می‌کند؟

این رسانه‌ها به این سوال جواب نمی‌دهند که چرا در این کشورهای غربی به اصطلاح آزاد که دین و حجاب در آنها نهادینه نیست، اما وضع خشونت و آزار علیه ن بیداد می‌کند؟

اگر این قیاس انجام شود، برای مخاطبان آشکار می‌شود که اگر با فرض محال، حداقل دین و حجاب نتواند از خشونت و آزار علیه ن جلوگیری  کند، اما به هیچ وجه در شکل‌گیری این خشونت‌ها نیز نقشی ندارد و در واقع دین‌ستیزی این رسانه‌ها، دلایل دارد؛ این رویه ثابت می‌کند که " ن ایرانی" و نه هیچ یک از معضلات اجتماعی آنان، دغدغه این رسانه‌ها نیست و همه این موضوعات بهانه‌ای هستند تا بودجه این رسانه‌ها صرف مبارزه با و ایران، جهت جلوگیری از رشد انقلاب ی گردد.

منابع:

http://www.irinn.ir/news/87697 

http://www.presstv.ir/detailfa/2016/08/10/479349/uk-women- ually-work-study

مقاله «بازنمایی حجاب زن مسلمان در رسانه های غربی»، نویسنده صفاوردی.

یورونیوز


نخستین پله و پایه ی هر جمع و جامعه ای، تعهد هموندانش به آزار نرساندن به همدیگر است-تعهدی پیشین و نهاده در ذات آدمی. همه ما آدمیان در هر نوع هئیت اجتماعیت و مدنیت که حاضر می شویم، بطور پیشین، مسئولیت شر نرساندن به آن اجتماع را پذیرفته ایم والا هموندان آن اجتماع، در مکانی و زمانی معین که فرد آزار رسانِ معینی، حضور یابد، حاضر نمی شدند. در واقع زمانی که سلاح و تیر و کمان از دوش وانهادیم و از غار بیرون آمدیم، گویی ص در پایین دست شنیدیم که ما را فرامی خواند که در دشتِ هموار در کنار همدیگر بنشینیم. اگر فکر می کردیم منظور فراخواننده، شکار ما و کندن پوست از تن مان است، به یقین، هم چنان در غار می م م و پایین نمی آمدیم و همچنان هیئت غارمندی خود را ادامه می دادیم. از غار پایین آمدیم چون مطمئن به عدم آزار رسانی بودیم. فرض اینکه بشر غارنشینی را ادامه نداده یعنی وضعیتی فراتاریخی یا نزدیک به فراتاریخیت، در او جایگیر شده است که عبارت است از اطمینان یافتن به فردی که روبروی اوست و می گوید در کنارم بنشین که آزارت نمی رسانم. این نشستن، بهتر از تنهایی است که هر دوی ما را آزار می دهد.!

فرد یعنی من بدون هیچ دیگر. جامعه یعنی من به علاوه یک نفر دیگر. دو فردی که آگاهانه در یک جای معین، روبروی همدیگر ایستاده اند و به همدیگر نگاه می کنند، پیش از هر اشاره و احساس و سخنی، پیشاپیش مطمئن اند که طرف مقابل شان، به او آزاری نمی رساند. آنگاه گفتگو، مراوده، قرارداد و هموندی آغاز می گردد.

بطور خلاصه و چکیده وار می توان گفت که خانواده یک جامعه است، محله و انجمن یک جامعه است، شهر یک جامعه است، کشور یک جامعه است و جهان یک جامعه است، همه این سنخ های اجتماعیت بر پایه یک تعهد یعنی آزار نرساندن به همدیگر شکل می گیرد که پایه ای ترین، بدیهی ترین و بنیادی ترین امر اخلاقی است. برای مراقبت از این تعهد یگانه و نخستین، دانش اخلاق، سیاست، جامعه شناسی، تاریخ، زبان شناسی و فلسفه و هر علم انسان دیگری را ساخته اند و پرداخته اند. این دانش ها به ما آموزش می دهند که چگونه می توان مراقب «آزار نرساندن» شد. طلایی ترین قاعده اخلاقیی که در دسترس داریم یعنی قاعده«آنچه برای خود می پسندی برای دیگری بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگری نپسند» همه ی چیزی است که به نام«اخلاق» سامان داده ایم و لب این قاعده این است که من با تو خانواده ای و محله ای و شهری و کشوری و جهانی شکل داده یا می دهم با این تعهد که به من آزار نرسانی و من هم به تو آزار نرسانم. وظیفه نخستین و آ ین هر انسانی این است که آزار نرساند.فراتر از این آیا وظیفه دیگری نداریم؟نه. دیگر کارهای خیر و نیکی که می کنیم، فضیلت است و نشانه خوب بودن ما. آنچه نشانه بد بودن ماست، مورد توقع اجتماع است که از ما سر نزند نه آنچه نشان فضیلت ماست. البته می توان افزود که هر اجتماعی که از نشانه های بد بودن یعنی آزاررسانی دور گردد، به طور طبیعی فضیلت ها و نیکی ها را هم در خود پرورش می دهد. مهم این است که یک جامعه، خودآگاهانه مرزهای وظیفه را از فضیلت جدا کند و بشناسد.

محمدحسین طباطبایی فیلسوف متعالی گرای معاصر شیعه، با وضع نظریه استخدام در مقاله ششم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» بر نهاد که انسان ها وقتی می خواهند جمع و اجتماعی شکل دهند، قواعدی در آن تعبیه می کنند؛ او این قواعد را، قواعد بعد الاجتماع نام گذارده است. مانند قاعده رئیس و مرئوس یعنی یکی برتر نشیند و دیگری فروتر. قاعده امر و نهی یعنی یکی فرمان دهد و دیگری فرمان ببرد. قاعده ی مالکیت یعنی یکی بفروشد و دیگری ب د و صاحب شود و قاعده ی زبان یعنی یکی بگوید و دیگری بشنود. کل این مجموعه قواعد و یا یکی از آنها را، قاعده استخدام نام گذارد. مفاد کلی نظر او این است که در هر اجتماعی یکی برتر می نشیند و دیگران را به فرمان بردن و اطاعت وا می دارد و این ماهیت اجتماعات بشری است.

به نظر من ماهیت اجتماع از آن جایی آغاز نمی گردد که یکی برتر و یکی فروتر، یکی فروشنده و دیگری یدار و مالک و یکی فرمان دهنده و دیگری فرمان بر باشد چون چنین اجتماعی در نهایت، کمترین سعادت را برای کمترین مردمان به ارمغان می آورد. اما ایده ای که از چنین چارچوبی تغذیه نگردد و فرمان دادن و برتری نشستن را برای «اجتماعیت و مدنیت» لازم نداند و بل مانع بداند، راهی به شکل دادن نوعی اجتماع و مدنیت می یابد که بیشترین سعادت را برای بیشترین مردمان به ارمغان آورد. این ایده بنیادش بر اخلاقی ترین ح ی است که بداهتش برای همگان ی ان است. این ایده بر می نهد که ما چون می خواهیم از آزار در امان مانیم وارد اجتماع می شویم. ی را به همسری می پذیریم. ی را به دوستی و هم محله ای یا هم شهری و یا هم وطن و یا انسان جهان-وطنی می پذیریم. بطور پیشین هر اجتماعی یعنی هر تشکیل خانواده و تشکیل محله و شهر و کشور و جهانی برای دور شدن از آزارهایی است که اگر آن اجتماع سامان نگیرد، دامنگیر فرد می گردد. منظور این است که اجتماع موظف به دور آزار به هموندان خود است پس بطور طبیعی هر عضو/هموند آن اجتماع، باید از آزار دادن بپرهیزد و اصل ها و قاعده هایی وضع کند که مانع آزار خودش به دیگران و دیگران به خودش گردد. چنین اصل هایی را قانون نام نهاده ایم و حکومت را برای مراقبت از این عدم آزارگری ها سامان داده ایم یا می دهیم.

پس بر پایه این ایده، ماهیت حکومت چیزی نیست جز سازمانی برای دور آزارها از افراد یک اجتماع. اما پیش می آید که حکومت ها یا به این وظیفه کم عمل می کنند یا اصلا عمل نمی کنند یا وظایف دیگری برای خود تعریف می کنند و به تدریج، افراد هر جامعه ای در می یابند که امر حکومت بسیار مهم است و گرانیگاه زیست جمعی است چون بیشترین امکانات قدرت زا نزد حکومت تجمیع شده است و امکان آزار رسانی اش از هر جمع و فرد دیگری بیشتر است. اینکه حکومت وظایف دیگری برای خود تعریف کند خود آسان ترین راه برای نادیده گرفتن اصل مذکور است که به اجمال گفتیم پایه ای ترین و بنیادی ترین وظیفه ذاتی هر جمع و اجتماع و بالطبع هر حکومتی است. حال در این وضع، بدترین شکل حکومت، یعنی حکومتی که نه تنها آزار از هموندان جامعه دور نکند که خود آزارگر باشد، فرض دور از دسترسی نیست زیرا تجمیع قدرت همواره امکان آزاررسانی را بیشتر می کند. مردمان برای رهایی از چنین شر مطلقی به شورش و انقلاب یعنی به کاری دست می زنند که از جنیه دورزی و عقلانیت و تجربه هیچ معنایی ندارد اما از لحاظ طبیعت بشری را اری است پیمودنی و بارها پیموده شده است.

به هر روی جامعه بر پایه تعهد پیشین تک تک هموندان آن شکل می گیرد و جامعه یعنی یک نفر به علاوه یک نفر دیگر. در اینجا البته می توان پرسید مگر آیا ما خانواده تشکیل می دهیم صرفا برای عدم آزار؟ و می توان پاسخ مثبت داد که هر تشکیل اجتماعی برای عدم آزار است و نه بیشتر؛ زیرا آزار نرساندن پایه بدیهی هر اجتماعی است. هر چیز بیشتری را «فرد» با تلاش و توان خود به دست می آورد و آنچه از طرف مقابلش می خواهد، عدم آزار است. پس عشق چه معنایی دارد؟ هر معنایی داشته باشد، این معنا در بنیاد هر عشقی مفروض است که عاشق و معشوق به همدیگر آزار نرسانند. همانطور که فروشنده و یدار و شنونده و گوینده چنین تعهدی به همدیگر دارند. ما وظیفه داریم که در مقام همسر و معشوق و عاشق، به طرف مقابل مان آزار نرسانیم اما وظیفه نداریم که به او کمک دیگری . او خود می داند چگونه مراقب خودش باشد و یا باید بداند که چنین مراقبتی از خود د؛ شرط اول و آ ارتباط اجتماعی این است که ما به طرف رابطه آزار نرسانیم. پس چرا با این فرد ازدواج کرده ایم و نه با دیگری؟ به همان دلیل که با این فرد دوست شده ایم و یا با فلان فرد وارد فلان انجمن شده ایم و یا با فلان فرد، قراداد بسته ایم و نه با انبوه افراد و ان دیگر. مجموع مراودات و ارتباطات اجتماعی روی هیچ قاعده ای استوار نیستند جز قاعده عدم آزار. فردی که عاشق فرد معینی شده است، اگر راهی دیگر می رفت و به سمت دیگری می رفت، عاشق دیگری می شد و با دیگری می زیست. در این جنبه ها، هیچ چیز جز تصادف در میان نیست اما اینکه فرد با ی بیشتر می ماند و یا عمری با او می ماند، برای این است که از او آزار نمی بیند یا در سنجش با دیگران، کمترین آزارگری را دارد.

این واقعیت از خانواده تا محله و تا شهر و تا کشور و تا جهان، یکنواخت برقرار است و امتداد دارد. تنها وظیفه و مسئولیت پیشین هر انسان اجتماعی، آزار نرساندن است. آیا وقتی من در یک انجمن عضو می شوم تنها متعهد می گردم به آن انجمن آزار نرسانم؟ ظاهراً باید گفت:آری. در واقع من برای تامین آرامش و خوشی بیشتر، عضو انجمن می شوم و فعالیتی در راستای اه انجمن، انجام می دهم و به آرامش و زندگی بهتری که از آن فضا انتظار دارم، می رسم. من و دیگر هموندان آن انجمن هیچ وظیفه ای جز آزار نرساندن نداریم. طبعا کاری که باید انجام دهیم و بابتش از انجمن مزد و آرامش و زندگی بهتر دریافت کنیم، بخشی از این عدم آزار است. همین طور وقتی که ملک و مال و زمین و وسیله ای را از ی می م یا به ی می فروشم، آنچه هر دو طرف متعهد هستیم، این است که در این معامله آزاری را متوجه همدیگر نکنیم.

«گذر از ح طبیعی به ح مدنی موجب شد در انسان تغییرات عمده ای رخ دهد: عد جای غریزه را بگیرد، اعمال انسانی در چارچوب قواعد اخلاقی ای قرار گیرد که در گذشته وجود نداشت؛ تنها در چنین ح ی است که صدای وظیفه جانشین ندای کشش های جسمانی و حق جانشین هوای نفسانی می گردد. انسان که تا آن زمان فقط فکر خویش بود، ناگزیر می شود طبق اصول دیگری رفتار کند و پیش از گوش دادن به ندای شهوات نفسانی خود، با عقل خویش به م بنشیند. هر چند در این ح ، انسان خود را از امتیازاتی که از طبیعت به دست می آورد محروم می کند اما امتیازات بیشتری نصیبش می شود، تمام نیروهای او به کار می افتد و گسترش می یابد، افکارش وسیع تر و احساساتش نجیبانه می شود، روحش به چنان درجه ای از برتری می رسد که اگر سوء استفاده های او از این وضعیت جدید او را غالبا به درجه ای پست تر از آنچه قبلا می زیست، تنزل ندهد، باید شکرگزار لحظه ی فرخنده ای باشد که او را برای همیشه از ح حیوانیت، بی شعوری و کوته بینی جدا کرده و او را موجودی باهوش و انسانی ساخته است» قرارداد اجتماعی، نوشته ی ژان ژاک روسو، ترجمه ی مرتضی کلانتریان، تهران،آگاه، 1385، صص119-120.

این«اصول»ی که از «عقل» می آید و با «گذر از ح طبیعی به ح مدنی» تحقق می یابد، همان «تعهد به عدم آزار» است و نه چیزی بیشتر. میزان خوشبختی هر جامعه ای(خانواده، محله، شهر، کشور و جهان) به میزان دوری آن از آزاررسانی بستگی دارد و افزایش این اطمینان که آزار کم شده است، فرد فرد آن جمع و جامعه را به احساسان نجیبانه تر و رفتار متمدنانه تر سوق خواهد داد.


» :: تحقیق ارتباطات و الگوهای ارتباطی 

  تحقیق ارتباطات و الگوهای ارتباطی

نام فایل: تحقیق ارتباطات و الگوهای ارتباطی

نوع فایل :ورد

قیمت اصلی:  10000 تومان
قیمت در فروشگاه ما فقط:  4000 تومان

تهییه شده در: rubixfile.zepo.ir

توضیحات محصول:(بخشی از محتوای این فایل)


از مزایای این فایل , کم حجم بودن آن است , بنابرین می توانید پس از پرداخت وجه بلافاصله آن را در کمترین زمان ممکن نموده و از آن استفاده کنید.
این فایل به صورت فایل ورد با فرمت .doc بوده و کاملا قابل ویرایش می باشد.
توجه کنید که این فایل هم با برنامه آفیس ورد 2003 و ورژن های بالاتر از آن بلکه با تمام واژه پردازها نظیر اوپن آفیس,لایبر آفیس ,آفیس اورگ و گوگل پرزنتیشن نیز قابل اجراست. پایین ترین قیمت در میان تمام سایت های اینترنتی.
ید و این فایل را به تمامی علاقمندان پیشنهاد می کنیم.

قیمت اصلی:  10000 تومان

قیمت در فروشگاه ما فقط4000  تومان

 

  ید فایل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, فایل کارآموزی ارتباطات و الگوهای ارتباطی, فایل پی ی اف ارتباطات و الگوهای ارتباطی, فایل اتوکد ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل ا ل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل لایه باز کارت ویزیت ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل کتاب ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید شیپ فایل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل پی اس دی ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, فایل کارآموزی ارتباطات و الگوهای ارتباطی, فایل پی ی اف ارتباطات و الگوهای ارتباطی, فایل اتوکد ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل ا ل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل لایه باز کارت ویزیت ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل کتاب ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید شیپ فایل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل ارتباطات و الگوهای ارتباطی, ید فایل پی اس دی ارتباطات و الگوهای ارتباطی,

ید و محصول

1396/02/10


ید فایل ارتباطات و الگوهای ارتباطی ,  فایل کارآموزی ارتباطات و الگوهای ارتباطی ,  فایل پی ی اف ارتباطات و الگوهای ارتباطی , فایل اتوکد ارتباطات و الگوهای ارتباطی ,  ید فایل ا ل ارتباطات و الگوهای ارتباطی ,  ید فایل لایه باز کارت ویزیت ارتباط


آخرین مطالب

آخرین جستجو ها