دفترچه خاطرات

دلم میخاد یه دفترچه خاطرات و دلتنگی داشته باشم ولی همیشه ازینکه روزی بمیرم و خونده بشه هراس داشتم یه دفتر هم داشتم ولی نوشته توش بردمش حیاط پستی و سوزوندمش الان فقط جلدش رو یادگاری مگه داشتم و وقتی بوی سوختنشون رو استشمام میکنم تموم خاطراتم میاد ذهنم

اطلاعات

آخرین جستجو ها