آخ اگه بارون بزنه...

خیلی سرم شلوغ شده و ددلاین پشت ددلاین داره کمرم رو می ش ه. چه قدر خوبه. ^__^ قشنگ مجبورم زمانم رو مدیریت کنم. قسمت جذّاب ترش این جا بود که چند وقت پیش برام سوال بود که من وقتی یه عالم کار ریخته سرم بازدهی م بیشتره یا وقتی سرم خلوته. الآن خیلی غیرارادی به استیت شلوغی سر رسیدم و جواب سوالم رو پیدا . ^_^ولی پوینت ناراحت کننده ش اینه که من الآن یه ۲۰ واحد کوچولو دارم و یه مسئولیت کوچیک توی کدکاپ و یه مسئولیت کوچیک تو حلّی ۱۰ و یه مسئولیت کوچیک تو دوره طلا و انقدر احساس سرشلوغی دارم. فکر نمی با این تعداد از چیزای ایزی کوچولو انقدر احساس سرشلوغی کنم. :)) دقیقن نمی دونم از کِی ولی یه روز تصمیم گرفتم مشقا رو کپ نزنم. نمره هام کم می شه و خیلی وقتا بخش زیادی از وقتم برای چیزی که به نظرم مس ه س هدر می ره. ولی ته ش می بینم از ی کمک نگرفتم و خیلی خیلی حال می ده. :)) مقاله ی ادبیات طلعت اوجش بود. اسی اومد گفت من یه مقاله ۳۰ صفحه ای پیدا و می تونم به جز خودم اسم ۲ نفر رو بنویسم پاش، اسم تو رو بنویسم؟ واقعن حال داد تهش که خودم یه شب تا صبح بیدار موندم و با کلّی بدبختی از تو دو سه تا کتاب و سایت مقاله هه رو جمع و جور . :>>> کارگاه عمومی برداشتم این ترم. اتومکانیکش امروز تموم شد و به محض این که از کلاس اومدم بیرون جزوه ای که اوّل اتومکانیک می دن تا از روش بخونیم رو فروختم به یه سال بالایی ریاضی. حس این دلّال شکم گنده ها رو داشتم. :)) گرچه کارم ربطی به دلّالی نداشت! بزرگ ترین سوالم الآن این هست که با دوستم خونه اجاره کنم یا نه. می ترسم هم خونه ایش بشم و پولام تموم شه و مجبور شم به خاطر پول کار کنم. :-اس واهاهاااای. بعد از ظه ...

اطلاعات

  • مطالب مشابه آخ اگه بارون بزنه...
  • کلمات کلیدی خیلی ,الآن ,بارون ,مسئولیت ,کوچیک ,مسئولیت کوچیک ,بارون بزنه ,احساس سرشلوغی ,انقدر احساس ,پیدا کردم ,انقدر احساس سرشلوغی

آخرین جستجو ها