ی کرده ام پیدا

ی کرده ام پیدا خوشا کز مال دنیا قرص ماهی کرده ام پیدا به پای قصر زرین تو راهی کرده ام پیدا به عمری بوده ام سرباز صفر صحنه ی شطرنج سرت نازم که مانند تو شاهی کرده ام پیدا زلیخایم اسیرم، گر به چاه عشق جانسوزت به عشق خویش می بالم، چه!چاهی کرده ام پیدا تویی در بزم اغیار و منم در کلبه احزان نمی دانی که من حال تباهی کرده ام پیدا اسیر دست تقدیرم ز دست عشق جان سوزت ز چشم تو نگاه ِ گاه گاهی کرده ام پیدا بیا یک شب ببین یاس سفیدم سیل اشکم را که از اشک سحرگاهی ، ی کرده ام پیدا مرا از مال دنیا گنجی از یک عشق پنهان است که در ویرانه ی دل با نگاهی کرده ام ...

اطلاعات

آخرین جستجو ها