مُخاطب همیشگی

این هوایِ رو به غروب غروب میگیرد خورشید میترسد از شب هجران و نمیداند صبح برمیخیزد هوایِ دِل هم که غروب میشود میترسد و نمیداند یک روز صبح، به خیر می شود و نورش چشم ها را میبندد و دیدن همه غروب میگیرد پایان میگیرد و خُدا فقط میشود مُخاطب خاصّ من!

اطلاعات

آخرین جستجو ها